انسان‌شناسی در آیینه صحیفه سجادیه – جلسه 031

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.

شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه: ضعف صبر

خب بحثمون شرح دعای هشتم صحیفه است. امروز داریم درباره موضوع بحث امروزمون، صبر، ضعف صبر. البته این با بحث‌هایی مثل غضب یا حلم یا چیزهای دیگه در ارتباط است. باز هم این بحث رو من همه یک جلسه رو در موردش سخن میگم چون کارگاه مبسوط این برای کسایی که بی‌صبری، بی‌حوصلگی، عصبانیت، زودرنجی و حساسیت دارند، کارگاهش رو برقرار کردیم. عزیزان رو توصیه می‌کنم به همون کارگاه مراجعه بکنند، از روی سایت برداشت کنند یا بعضی از بحث‌ها هم روی کانال هست مثل کارگاه غضب، کارگاه حلم و کارگاه رشد و قدرت در سایه سختی‌ها، به خصوص این کارگاه رشد و قدرت برای موضوع این جلسه‌مون بسیار مهمه.

صبر، سرِ ایمان

در روایت ما داریم: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَهِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»؛ صبر برای ایمان مثل سر برای بدنه. حضرت فرمودند: اگر سر نباشه، بدن هم نیست. برای همینم همینطور هم اگر صبر نباشه، ایمانی برای کسی نمی‌مونه. اول دقت کنید که قرآن فقط انسان‌های مؤمن رو انسان می‌دونه. «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا»؛ مگر کسایی که ایمان بیارن. بقیه انسان حقیقی نیستند، یعنی حیات انسانی ندارند. فقط مؤمنین بقیه دارن سرمایه اصلیشون، یعنی حیات انسانی، حیات طیبه، روح انسانیشون رو و ابدیتشون از دست میدن. آدم‌های زودرنج و حساس و عصبی و پرخاشگر، این‌ها نمی‌تونن ایمانشونو حفظ بکنن. ایمان یعنی همه انسانیت.

دنیا، باشگاه تربیت انسان

خب این ربط داره. حضرت میگه کسی که صبر نداره، ایمانم نداره. حالا چرا؟ ربطش چیه؟ ببینید ما اگر یقین کردیم که توی دنیا با روح خدا به دنیا آمدیم، یعنی من زن نیستم، مرد نیستم، من فرشته نیستم. این شنبه‌ها شنبه‌های زمینی هست که به من دادند. من یک روحم که از خدا آمدم و به خدا برمی‌گردم. مال کره زمین نیستیم ما، مال کره خاک نیستیم. اگر ما مال زمین بودیم، دیگه برگشت معنا نداشت، معاد معنادار نیست، بازگشت. ما از اونجا اومدیم، حالا برمی‌گردیم به نظام ابدیمون. بنابراین وقتی که من اینو فهمیدم، همونطور که بارها گفتم، ما اینجا برای عبودیت اومدیم، یعنی بندگی. بندگی یعنی چی؟ یعنی قوی شدن و شبیه مربی‌مون شدن. چون وقتی میگیم بنده، بنده باید مربی داشته باشه، مولا داشته باشه. شما هر چقدر به حرف مربیت گوش می‌کنی، به مربیت شبیه‌تر میشی. ما آمدیم خلیفه الله بشیم، آمدیم انسان باشیم، اومدیم با درجه برای درجه و مقام معصومین تربیت بشیم. ما انسان هستیم، چه لیاقت بودن با معصومین در دنیا و ابدیت رو داریم. شما میگید: «أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ»؛ من همون مقامی که شما پیش خدا دارید رو می‌خوام. آیا لیاقتو داریم در دنیا و آخرت با معصومین باشیم؟ وقتی میگه من مربی شما هستم، خداوند یعنی عالم چیه؟ دنیا. بله، دنیا چی میشه؟ مربی‌ام. خب مربی باشگاه لازم داره دیگه. دنیا چی میشه؟ باشگاه ماست. تو باشگاهم اگه کسی حوصله اجرای دستورات مربی را نداشته باشه، حال ندارم، حوصله ندارم، خوشم نمیاد، دوست ندارم، این هیچ وقت رشد نمی‌کنه. بعد خب حالا میگیم چرا حوصله نداری؟ چرا حال نداری؟ درگیره. می‌بینیم بخش‌های زنانگی، نمی‌دونم خانوادگی، بخش‌های حیوانی، بخش‌های بدنی، بخش‌های جمادی، همش به فکر این چیزاست. اصلاً باور نمی‌کنه آدم انسانه و برای این کار به دنیا آمده. اومده اینجا شوهر کنه، زن بگیره، بچه‌دار شه، شغل داشته باشه، دانشگاه برای دکتر مهندس بشه، جایی رئیس بشه، جایی مقامی به دست بیاره. زندگی رو این چیزا می‌دونه، حیات رو. تو باشگاه کار کردن و شبیه الله شدن رو، شبیه متخصص معصوم شدن نمی‌دونه. این حرفا رو شعار می‌دونه، اونم برای مثلاً علمای یه عده آدم خاص. حواسش نیست که اصلاً برای چی آفریده شده. کسی که تو رو و همه مخلوقات آفریده، بهت میگه من تو رو برای این مقام آفریدم. پس ما تو باشگاه خدا آمدیم که تربیت شیم. تربیتم صبر لازم داره. در همه باشگاه‌ها هم که شما برید همین جوری هست. حوصله می‌خواد، صبر می‌خواد، انسان قوی شه. باشگاه یعنی چیزی خلاف نظر و میل تو، خلاف راحتی تو تحمیل میشه تا تو بتونی رشد بکنی. اصلاً که قرآن می‌فرماید: «إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»؛ ای انسان، انک کادحون الی ربک، سمت مربی خودت حرکتت همراه سختی. کدام دانشگاه شما سراغ دارید، هنرجو را سراغ دارید، حرکتش به سمت مربی شدن سختی نداشته باشه؟ شما یه جایی سراغ دارید یه نفر می‌خواد مربی بشه، سختی نداشته باشه، تمرین نداشته باشه، غلبه بر خواسته‌ها نداشته باشه، با تنبلی و بی‌حوصلگی بتونه شبیه مربیش بشه؟

انواع صبر

این ما وقتی که می‌خوایم شبیه مربی بشیم، در سه جهت آزمایش میشیم:
۱. صبر بر طاعت: اونجایی که خدا میگه این عبادت‌ها رو انجام بده. روزه بگیر، نماز بخون، حجابو رعایت کن، تقوا رو رعایت کن، حیا رو رعایت کن. در روابط با محرم نامحرم، در روابط با اجتماعی، در همه جا، در غذا، در لقمه، در جاهای دیگه این طاعت رو رعایت کن. پس صبر در طاعت ما احتیاج داریم، صبر بر طاعت.
۲. صبر بر معصیت: گناه برای ما پیش میاد. شیطان رو خدا گذاشته مخصوصاً برای اینکه در ما وسوسه ایجاد کنه. ببین ما واقعا تبعیت می‌کنیم یا نه؟ یا مخالفت می‌کنی باهاش یا نمی‌کنیم؟ دوست داریم که بنده شیطان باشیم یا بنده خداوند باشیم؟ خداوند گذاشته تو بالاخره سمت گناه میری یا نه؟ گناهم البته همیشه همراه با لذت نیست، خیلیاش تلخم هست. اتفاقاً عصبانیت گناه بسیار بزرگیه. کما اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که بد اخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشه. اما تلخم هست. اینجوری عصبیه، حسادت می‌کنه، داره لذت می‌بره ولی خب گناهه. پس ما هم صبر بر طاعت داریم هم صبر بر چی؟ معصیت داریم.
۳. صبر بر مصیبت: یه صبر دیگه هم داریم اون صبر بر مصیبته. انسان به طور طبیعی از سه جا ممکنه مصیبت نصیبش بشه:
* اشتباهات خودش: بهداشت رو رعایت نمی‌کنه، سرطان می‌گیره، مریض می‌شه، بچه‌دار نمی‌شه. رانندگی رعایت نمی‌کنه، تصادف می‌کنه. این به خدا ربطی نداره. این اشتباهاتی که خودمون می‌کنیم. تصادف می‌کنیم، رعایت حلال و حرام نمی‌کنیم، بدهکار میشیم، مشکلات پیش میاد، ورشکسته میشیم، گرفتاری‌های زیادی میاد برامون. این به خدا ربطی هم نداره ولی خدا میگه باشه، تو اگه صبر بکنی، ناراحت نشی، شکر بکنیم، من همین گناهی که خودت مرتکب شدی، همین بلایی که خودت سر خودت آوردی، انتخاب‌های غلطت، رفتارهای تربیتی غلط که باعث میشه بچه‌ت بد و غیرقابل کنترل بشه، اشتباهاتی خودتو رانندگی کردی، تو خرید و فروش کردی، کلاه سرت گذاشتن، اینا رو هم من برات هم کفاره قرار میدم، کفاره گناهات قرار میدم، پاک بشی. عیبی نداره، من اینا رو بزار به حساب من. ولی غصه نخور، عصبانی نشو، سر کسی داد نزن، کسی رو سرزنش نکن. این مهمه. این مهمه. شما حتی اشتباهات خودت رو هم براش بد اخلاقی نکنی، زودرنجی نداشته باشی، با کسی دعوا سرش نکنی.
* مصیبت از جانب دیگران: بعضی وقتا هستش که دیگران به ما یه مصیبتی را وارد می‌کنند. من الان کنار خیابون وایسادم، یه آتش جوانی احتیاط نمیکنه رانندگی. همین چند وقت پیش یکی از همین اعضای همین کلاس خودمون با خانمشون رفتن مسجد. بعد یه دختر خانومی از همین دخترایی که باباشم خیلی پولدار و این دخترم شیطان و هوس باز، با یکی از دوستاش تو رانندگی مسابقه میزارن تو خیابون. راننده تصدیقم نداره، گواهینامه هم نداره. تو همین رانندگی وحشیانه، خانم ایشونو کشت. کشت. خب خانم بله الان سر این آقا اومده ولی خب بندگان خدا در اثر عصبانیت چاقو می‌کشه، می‌زنه به آدم. تو از رانندگی مثلاً بازی کسی میاد میزنه. یا بندگان خدا این کارو می‌کنند. یعنی یه احمقی پیدا میشه جنگ را میندازه. یه احمقی پیدا میشه میکروب کرونا رو، ویروس کرونا رو پخش می‌کنه، همه جا مریض میشن. امکان بندگان خداست. دنیا دنیای اختیاره، باشگاهه. اتفاق بیفته. یه بنده خدایی حسادت می‌کنه، بی‌خود به ما. اصلاً مگه ما کاری باهاش کردیم؟ کلاً داره به ما حسادت می‌کنه. من که به اون ظلمی نکردم که. او داره حسادت می‌کنه، او بدجنسی می‌کنه. بعد بر اثر این حسادت و بدجنسی، میره برای شما هزار تا آسیب درست می‌کنه. آبروتو می‌بره، شغلتو ازت می‌گیره، بدگویی می‌کنه یه جا، یه جا نونتو می‌بره. آدم کینه‌ای، آدم بندگان خداست. خدا میگه من همینم که بندگانم اذیتت کردن. پدرته، مادرته، شوهرت، بچه اذیت می‌کنه، خانواده همسرته. اینا رو هم من هم کفاره قرار میدم برای تو، هم درجات آخرتی قرار میدم اگر صبر بکنی. صبر کن. کینه نگیر، ناراحت نشو چون اینا تو رو رشد میده. اینا تو نظام خلقت گذاشته شده تا تو عفو بشی، یعنی یاد بگیری که دیگران رو کینه نگیری. ها کسی که بخواد به مقام عفو برسه، مقام خداست. خب تو می‌خوای شبیه مربیت بشی، پس باید کینه نگیری. ۲. اگر بخوای به مقام غفور بودن برسی، باید یک گونه رفتار بکنی که انگار اصلاً طرف مقابل هیچ کار بدی نکرده. اصلاً دلت نگه نداری هیچی رو. هیچ چیزی تو دلت نگه ندار. هیچ چیز. خیلی مهمه. رد شو برو. اینو بزار به حساب خدا. خدا میگه به حساب من بزار. شما در مقام ائمه وقتی زیارت می‌خونید، میگه چی؟ «صَابِرًا مُحْتَسِبًا»؛ اینا هم صبور بودن و زیرکیشون چی بود؟ این بود که به حساب خدا می‌ذاشتن. خدایا بندگان در حق ما ظلم کردند. خدا میگه من جبران می‌کنم دیگه. خب پس دیگه ناراحتی برای چی؟ من همشو جبران می‌کنم. اگه بنده من تو رو اذیت می‌کنه، به جای اینکه با اون درگیر شی، کینه بگیری، انتقام بخوای بگیری، خودت ناراحت بشی، غصه بخوری، بدون که من جبران می‌کنم. پس من را وکیل قرار بده. به من توکل کن، به من اعتماد کن. من ظلم بندگانم به تو رو جبران می‌کنم. دل تو راضی می‌کنم، خوشنودت می‌کنم. گناهات آمرزیده میشه، مقاماتت بالا میره. خب این خیلی خوبه. از طرفی ظلم به بندگان به ما یه ذخیره‌ایه برای ما. چرا؟ کی می‌تونه بگه تقلب کنید ببینم؟ اگه یه کسی ظلم کنه در حق ما، از خدا طلبکار نمی‌شیم؟ از خدا طلبکار میشیم دیگه. ذخیره است. فردا ما به کسی ظلم کرده باشیم، خدا میگه خب حالا من جبران می‌کنم. ما هم زیاد ظلم می‌کنیم به بندگان خدا. ما هم بالاخره معصوم که نیستیم که. ممکن در حق بندگان خدا ظلم کرده باشیم. پس به جای اینکه رفتارهای بی‌اخلاقانه داشته باشیم در مقابل ظلمی که دیگران به ما می‌کنن، حواسمون باشه ما خدا، خدا روز قیامت به بندگانش میگه ببین این بنده من در حق تو ظلم کرده. تو هم در حق من خدا ظلم کردی. اگه می‌خوای من ببخشم، تو هم باید بندگان منو ببخشی. خب انسان اینجا یه طلبی از خدا داره. خدای مهربون میگه من بدهکار میشم. میگم بدهکار میشم باش. تو مملکت من به تو ظلم شده. مارکت مملکت من به تو ظلم شده. من طلب جبران می‌کنم برات. خدا ملک الناسه دیگه. پادشاه مردمه. میگیم خدایا تو مملکت تو این بندگانت منو اذیت کردن. شوهرم بوده، خانواده‌اش بوده، بچه‌هام بودن، پدر مادرم بوده، زنم بوده، دوستام بودن، همسایه‌ها بوده، مردم بوده، آمریکا بوده، انگلیس بوده، اسرائیل بوده. خیلی خوبه. به شرطی که انسان بد اخلاقی و بی‌طاقتی و ناشکری و ناسپاسی نکنه. یادمون باشه ظلم بندگان به ما یه ذخیره‌ایه برای ما. برای قبر ما، برای قیامت ما ذخیره است. با ناراحتی و با عرض کنم خدمتتون که ناسپاسی و غم و غصه ضایعش نکنیم، خرابش نکنیم. چطور روایتم داریم حضرت به این وقتی کسی یه مصیبتی میاد سراغش، دستشو اینجوری می‌زنه رو پاش از یا تو صورتش می‌زنه یا رو دستش می‌زنه، اجرش از بین میره. بی‌تابی نکن. صبر کن. اگه میشه جبران بکنه، خب آدم جبران می‌کنه. ولی دست آدمم نیست. حالا پدره دیگه چیکار میشه کرد؟ مادره، همسره، فرزندته، همسایه‌ته. بله، دشمنان خدا ظلم کردند. خودم باهاشون می‌جنگه، سعی می‌کنه جبران کنه، می‌جنگه، جلو وایمیسته، دفع ظلم می‌کنه. یا یه غریبه از ظلم کرده که مثلاً آدم حق آدمو بخوره، خب آدم میره دفاع می‌کنه، دادگاه تشکیل میده، دفاع از خودش دفاع می‌کنه. عیبی نداره ولی نه با بد اخلاقی، با کینه، با بدجنسی، نه از راه حرام، نه اون کار غلط، از راه حق.
* امتحان الهی: گاهی وقتا هم نه امتحان الهی هستش. یعنی خداوند مخصوصاً یه مصیبتی رو می‌فرسته. تو صبر تو، رضای تو، شکر تو رو امتحان کنه. من یادمه گفتم بهتون یه موقع که سرطان گرفتم، یه شب خواب دیدم حضرت رو. امام رضا علیه السلام گفت دادیم بهت که شکرتو زیاد کنیم، امتحانم بشی. خدا به آدم میده. سرطان داشته باش. یه مریضی میده بهت ببینه که تو بالاخره نق می‌زنی، غر می‌زنی، شاکر خدا هستی؟ می‌تونی شادیتو حفظ بکنی، آرامشتو حفظ بکنی؟ پیش میاد.

لذت طاعت و مناجات با خدا

بنابراین ما با این سه تا مصیبت روبرو هستیم، با این سه تا سختی. طاعت، طاعت عاشقیه، صبر نمی‌خواد، لذته. چون خدا میگه تو تو طاعتت با من خلوت داری. تا اسب احسان قدرت میده. نماز، زیارت، توسل، روزه، حج، اینا همش کیف و لذته. به شرطی که انسان این کارو کنه. زن و مرد این کارو نکنند. ما چون با روح زن وای نماز روزه، وای الان دوباره باید سختی‌های نمی‌دونم. تو یاد بگیر خودت آدمی. اگه انسان فهمید انسانه، لذت می‌بره تو این طاعت خدا. اصلاً طاعت‌ها رو گذاشته برای عشق بازی با خودش، برای آرامش ما، برای خلوت ما. ما با خانواده آسمانیمون خلوت بکنیم. با خدا، با فرشته‌ها خلوت بکنیم. قدرت بگیریم از این عیش و نوش، از این لذت. قدرت بگیریم نه اینکه بگیم خب حالا سخته ولی مثلاً من اینو انجامش میدم. سخت نیست، یه لذته، یه دعوته. «یا من ذکره شرف لذاکرین». شما نگاه کنید ۸ میلیارد آدم رو کره زمینه، چند نفر این سعادتو دارند نماز بخونن، با خدا حرف بزنن؟ این سعادتو دارن ذکر بگن؟ این سعادتو دارم حرم داشته باشم، با خانواده آسمانی‌شون بتونن برن زیارت کنند، ملاقات بکنند با شهدا، با صدیقین، با انبیا، با صالحین؟ اینا همش لذته. اینا همش موقعیته. اینا مثل چی میمونه؟ مثل اینکه انسان توی حالت رفته یه جای غریبه، کلی هم سختی داره. یه جایی که سختشه، مسافرت رفته. یه آشنا به آدم می‌خوره یا شما فرصت تلفن زدن به معشوقتو پیدا می‌کنی، به محبوبتو پیدا می‌کنه. دیدار و بازدید پیدا می‌کنی، آدم جانش آرامش پیدا می‌کنه. الان که نشستیم ما خسته میشیم، یه دفعه این صدای اذان میاد به داد ما می‌رسه. لذت بخشه. به داد ما می‌رسه. بیایید برای مهرورزی. صلات یعنی رابطه عاشقانه با خدا دیگه. بیاید به سمت رستگاری. بیاید به سمت بهترین کار. آدم دیگه وقتی که همه کارا رو ول می‌کنه، میره تو صف جماعت می‌ایسته. وسط مؤمنین، مؤمنی که حرمتش هم از کعبه بالاتره. وسط اینا میمونه، کیف می‌کنه. آرامش داره. خدا دعوت کرده، اجازه داده. حالا آدمایی هستم که اصلاً همچین کاری عرضه ندارن بکنن. اجازه هم ندارند اسم خدا را ببرند. چون خداوند در بعضی از آدما که بدش میاد ازشون، اولین کاری که می‌کنه در روایت داریم، خدا میگه تو دیگه نمی‌خوام بیای نماز بخونی. لذت مناجاتشو خدا می‌گیره از آدما. چون گناه زیاد می‌کنند، معصیت می‌کنند، قدرناشناسی می‌کنند، ناسپاسی می‌کنند، شکر خدا را به جا نمیارن. این خیلی بده. بی‌لیاقتی می‌کنن، توفیق ازشون گرفته میشه. بنابراین ما باید لذت ببریم از اینکه خدا به ما اجازه داده که حضرت معصومه سلام الله علیها رو که شفیعه روز قیامته، فرمود به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت میشن. یه همچین قدرتی داره. اینو دوست ما قرار داده، حامی ما قرار داده، ولی ما قرار داده. قرارداد حضرت معصومه رو و ائمه ۱۴ معصوم، شهدا، امام صادق‌ها، انبیا، اینا خیلی لذت بخشه. زندگی کنار اینا. قرآن را به ما داده. اینا همش کیف. صبر بکنید. طاعت خیلی صبری هم نداره، راحت انجام بده. بله مثلاً بخش حیوانی باید صبر بکنه. شما باید بخش حیوانی بگید من می‌خوام روزه بگیرم. روزم یعنی چی؟ یعنی می‌خوام برم پیش معشوقم. پروری به تو غذا نمیدم. به تو غذا نمیدم نه به خودم. حالی که تو روزه هستش، آدم فکر میکنه خودش بی‌غذاست. در کدام بخشش بی‌غذاست؟ بخش حیوانیش بی‌غذاست. صبر کن. این همه ۱۱ ماه خوردی هر وقت دلت خواسته. پرخوری هم کردی. یه ماه صبر کن. من می‌خوام خلوت داشته باشم، آرامش داشته باشم، می‌خوام برم ماه عسل. ها می‌خوام برم با خدا خلوت کنم شبش روزش. این آرامشو داشته باش. ولی وقتی تو خودتو حیوان می‌بینی، اما اومدن ماه رمضون ناراحتی، از رفتنش خوشحالی. از اینکه وقت نماز بیاد ناراحتی. وقتی نمازتو می‌خونی آخرش راحت شدم. بخونم راحت شم. انگار که یه بلاییه، انگار که یه مصیبتیه، انگار که یه توهینی به آدم. بخونم راحت شم. هتل نماز. خدا رحمت کنه مرحوم قاضی رو. می‌فرماید خود ما اگه قیامت نذارید عبادت کنیم، آخرت نماز بخونیم، چیکار کنیم پس؟ بهترین لذت انسان تو زندگی هم آغوشی با خداست. حرف زدن با خداست. حتی ارتباط جسمی. ببین حضرت می‌فرماید شما وقتی که سرتونو می‌ذارید تو سجده، سرتو رو پای خداست. تمرین کنید حالا ایشالا رفتید خونه یه مقدار تمرین کنید. وقتی سرتون رو سجده می‌ذارید، رو مخ می‌ذارید، قشنگ دقت کن، معرفت با معرفت سرتو بذار رو پای خدا ببین چقدر حس قشنگی داره. چقدر لذت داره. آدم آروم میشه. چه کیفی. تو بغل خدایی. پس اینا دیگه سختی نداره. اون بقیه رو که سختی داره باید صبر بکنه انسان.

صبر، روشی برای پیروزی و رشد

آدمی که صبور نیست، صبر دقت کنید، صبر فقط یه کار نیست. صبور باش، صبر کن. صبر یه روشه. توجه کنید. یه سبک زندگیه. آدم در اثر از شعر ما هم هست. صبر و ظفر. یادتون هست؟ صبر و ظفر دو برادر قدیمند. دو یار قدیمن. صبر و پیروزی در اثر صبر. نوبت ظفر آید. شما الان می‌خواید دیپلم بگیری، باید صبور باشی و درستو بخونید و وقتی به مقام برسید. ارشد می‌خوای بخونی، کنکور می‌خوای شرکت بدی، دکترا می‌خوای بگیری، می‌خوام مجتهد بشه. کسی می‌خواد خیاط شه، می‌خواد نقاش بشه، می‌خواد هنرمند، می‌خواد به کمالات برسه. روش صبر خودش یعنی پیروزی. رضا حضرت سجاد علیه السلام گفتن آقا عقل یعنی چی؟ فرمود: «العقل تجرع اول الغصه حتی»؛ غصه رو جرعه جرعه بنوشی تا نوبت پیروزی تو هم برسه. صبر اینجوریه. صبر اسباب پیروزی می‌رسونه. اصلاً یه روشه صبر. آقا من الان به خودم دستور میدم که صبور باشم. سیاست صبر و در پیش می‌گیرم. بله سختی هم داره، خونه دلم داره اما صبر یعنی تو وایسی خدا قشنگ بتراشدت، خوشگلت بکنه. اگه صبور نباشی، عیبات برطرف نمیشه، زیبا نمیشی. شما یه تیکه سنگ را در نظر بگیرید چقدر قیمت داره؟ خیلی کم. اما این سنگو میارن دست یه سنگ تراش. تراش مرمرش می‌کند، تراشش میده ولی خیلی زیبا میشه. قیمت میره بالا. هر یه تیکش به اندازه اصل اون تیکه سنگ قیمت پیدا می‌کنه وقتی تراش میخوره ها. میشه یه مجسمه. یه چوب خالی خیلی نداره. مبلمان می‌کننش، میتراشنش، منبت می‌کنن. میشه یه مبل. ده‌ها میلیون قیمت پیدا می‌کنه. ما اومدیم تو دنیا تراش بخوریم تا شبیه الله بشیم. شبیه مربی ماشین. اینو حواست باشه که داری تراش می‌خوری. نق نزن، غر نزن، بی‌صبری نکن. بزار به حساب خدا. خدا میگه بابا من زنده‌ام. من ابدیت تو حیات جاودانه داری. همه چیز که اینجا نیست. تو دنیا که این نیست. خدا رحمت کنه این ذکر اعظم خدا. استاد آیت الله مجتهدی همیشه به ما یاد میداد. ذکر رو بگید این نیست. بگذرد. شما تو زندگیتون چقدر شده روزایی که خیلی کامتون تلخ تلخ تلخ بوده، گفتید فاجعه است دیگه الان همه چی نابود میشه ولی خوب گذشت. توسل کردید، استغفار کردید، صدقه دادید، دعا کردید، گذشت. الان چیزی از اونا دیگه تو ذائقه شما نیست. تموم شده رفته. ولی خب اجرش مونده. پاداش خدا مونده. برای همین انسانی که بی‌تابی می‌کنه، زود عصبی میشه، زود نتیجه می‌گیره، زود تصمیم می‌گیره، کلافگی داره، زودرنجی داره، کینه می‌کنه، اجرشو از دست میده. اون فرصت آمرزش گناهاشم از دست میده. بدتر گناهکار میشه وقتی صبور نیست. صبور نیست و هم گناه تولید گناه می‌کنه، هم فرصت آمرزش گناهان خودش و درجات آخرتی رو هم از دست میده. بنابراین بهترین کار این هستش که ما این روش را در پیش داشته باشیم. یعنی قبول کنیم که باید در صحنه زندگی صبر داشته باشیم.

پناه بردن به خدا از ضعف صبر

حالا این صبر چیکار میکنه؟ چه عاملی داره؟ چقدر از کجاها می‌تونیم نیرو بگیریم؟ همش توضیح دادیم دیگه ما در دوره و قدرت در سایه سختی‌ها. تو اونجا توضیح دادیم. در دوره غم توضیح دادیم. در دوره شادی گفتیم. عزیزان به او مباحث انشالله مراجعه کنند. پس این ضعف صبر انقدر خطرناکه که آقا امام سجاد میگه خدایا پناه می‌برم به تو از ضعف صبر. پناه می‌برم به تو که من یه موقع صبرم ضعیف نباشه. عجول باشم، بی‌طاقت باشم، زود تصمیم بگیرم. دعا کنیم براش که خدایا به من صبر بده. من بی‌‌پناهم. تو مربی منی. «لا حول ولا قوه الا بک». هیچ حول و قوه‌ای نیست مگر تو. اما هرچی داریم از تو داریم. ما از خودمون عرضه‌ای نداریم. «لا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَ لَا ضَرًّا». من خودم هیچ تباری ندارم، عرضه‌ای ندارم. از با نمازم که می‌خونیم می‌خوایم بلند شیم بشینیم میگیم چی؟ «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ». خدا نخواد من اصلاً نمی‌تونم پلکمو بزنم. شما دیدید یه موقع خدا می‌گیره اینو از آدم. بعضی از آدما الان پلک چشمشون سالمه ولی چشمشون بسته است. اگه بخوام ببینم اینجوری می‌کنم باید بازش کنم چون پلکو توان ندارم پلکشونو باز کنم. آدم یاد میده. حول و قوه یعنی این. ما همه چیمون از خداست. ما الان حیاتمون از خداست، توانمون از خداست، وجودمون از خداونده. به خدا بگیم خود ما اوج ضعفیم. اوج نیازیم. تو به ما صبر بده. ببین مادر ما حضرت زهرا سلام الله علیها چقدر قشنگ ما رو تربیت کرده. دعاشو خوندم براتون جلسات قبل. خدایا می‌خوام بخوابم. تو به چشمای من کمک کن که بخوابن. من آدم قوی هستم خودم هر وقت دلم بخواد می‌خوابم. همین که بگی من خودم حرف خودمو تا گفتی خوابت نمی‌بره. خسته‌ام هستیا. درست هم نخوابیدی ولی الان که میری تو رختخواب احتیاج داری که بخوابی، نمی‌تونی بخوابی. مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها بصیرت بزرگ به ما میده که ما هیچی از خودمون نداریم. لذا باید دعا بکنیم. دعا برای همینه. اینکه امام سجاد علیه السلام دعا میاره میگه پناه ببر به خدا از ضعف صبر یعنی تو باید قدرت بگیری از کانون قدرت. هی نگو خودم خودم خودم. بگو خدایا می‌خوام بخوابم. کمکم کن بخوابم. خدایا به من صبر بده. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». خدایا صبرتو بر ما نازل کن. «ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا»؛ قدمای ما رو محکم کن. «عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». دعایی است که رزمندگان می‌خونن دیگه در مواجهه با دشمن. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا». کمکمون کن. خودتو کمک کن. بنابراین اینکه امام به ما یاد میده که به خدا بگه پناه می‌برم به تو از ضعف صبر، یه کلمه، یه جمله است. جایی که فشار میاد بهت همین یه کلمه فارسی بگو خود پناه بر تو. ادبیات ما خیلی چیزای قشنگی هست. یکی از چیزهای قشنگ که هست این هستش که خانواده‌ها تا بهشون سختی میرسه، چی میگن؟ بسم الله. اسم خدا رو بیارم یا پناه بر خدا. دیدی میگن خانواده‌ها؟ پناه بر خدا. همه خیلی ارزش داره پناه بر خدا. خدایا یه مشکلی پیش اومده پناه می‌برم بهت. پناه بر خدا. همین خیلی ارزش بزرگیه. عربی بگه «اللّٰهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ ضَعْفٍ» نه فارسی. پناه بر خدا. خدا به تو پناه می‌برم. خدایا کمکم کن. خدایا آروم کن. این توجه به حق تعالی، توجه به اینکه تو عین ربط و عین ضعف در مقابل خداوند، باعث میشه که بهت قدرت برسه. باعث آرامشت میشه، باعث شادیت میشه، باعث میشه که تو همیشه تو یه الله داشته باشی که بهش تکیه بکنی. زندگی خیلی لذت بخشه که انسان خدادار باشه. خداداری بکنه، خدا رو داشته باشه تو زندگیش. اونی که خدا رو نداره، امام سیدالشهدا داره در دعای عرفه: «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ»؛ خدا چی پیدا کرده با کسی که تو رو گم کرده؟ کسی تو رو نداره هیچی نداره. «وَ مَاذَا فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ»؛ چی گم کرده کسی که تو رو داره؟ چی نداره کسی که تو رو داره؟ خداداری تو زندگی باعث میشه انسان در اوج سختی‌ها شاد باشه، آرامش داشته باشه، امید داشته باشه و بدون هیچ کدوم از سختی‌هایی که تو زندگی بهش می‌رسه، مفت نیست. خیلی هم گرونه. باید قدرشو بدونه عزیزان من. این رو فقط یادتون نره. توجه داشته باشید که سختی‌های زندگی ما یکی از بزرگ‌ترین ذخایر ماست. روز قیامت کی ثروتمندتره؟ کسی که چی کشیده باشه؟ سختی. بار سختی‌هاش رو زندگی بیشتر باشه. این ذخیره است. میاره اونجا خیلی ثروته تو شب اول قبر به بعد. ثروت زیادیه. بنابراین احساس بدبختی و بی‌‌پناهی و بیچارگی و نمی‌دونم احساس بدی نداشته باشیم. اینا ذخیره است. خدا ذخیره داشته باشه با خودت بیا. تو حیات جاودانه داریم. حالا اونایی که خیلی خوش به حالشونه ظاهراً هیچ مشکلی ندارن، اونا دست خالی میرن اون طرف دیگه. دست خالی میره. اون همش خوش گذرونده. هرچی می‌خواسته داشته. هرچی می‌خواسته داشته. خوراکی داشته، وضع زندگیش خوب بوده، همه چی داشته. خب این وقتی میره اون طرف، اگه عبادتی، کار خیری، اگه نمی‌دونم باقیات صالحاتی، اگه چیزی نداشته باشه، بیچاره است. مصائب سختی‌ها ذخایر عالم بقا هستن برای ما. با بی‌تابی، با بی‌اخلاقی، با ناشکری خرابش نکنیم. پناه ببریم به خدا از ضعف صبر. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

تحلیل جامع: مرکزیت صبر در ایمان و نقش آن در تعالی انسان

خلاصه اجرایی

ایده محوری این است که صبر، ستون اصلی و شرط لازم برای «ایمان» است؛ به طوری که در روایات، نسبت صبر به ایمان، مانند نسبت سر به بدن توصیف شده است. دنیا به عنوان یک «باشگاه تربیتی» معرفی می‌شود که خداوند در آن نقش «مربی» را ایفا می‌کند و انسان‌ها برای رسیدن به مقام خلیفةاللهی و شباهت به مربی، تحت تمرین‌ها و سختی‌ها قرار می‌گیرند. این سختی‌ها نیازمند سه نوع صبر هستند: صبر بر طاعت (عبادت)، صبر بر معصیت (ترک گناه) و صبر بر مصیبت. مصیبت‌ها، چه ناشی از اشتباهات خود فرد، چه از سوی دیگران و چه به عنوان امتحان الهی، فرصت‌هایی گران‌بها برای رشد، کفاره گناهان و ذخیره‌سازی ثروت برای عالم آخرت هستند. در مقابل، بی‌صبری و بی‌تابی این فرصت‌ها را از بین برده و منجر به گناه بیشتر می‌شود. راهکار اصلی برای مقابله با ضعف صبر، پناه بردن به قدرت لایزال الهی و درک این حقیقت است که انسان بدون اتکا به خداوند، هیچ قدرتی از خود ندارد. در نهایت، سختی‌های زندگی نه تنها مذموم نیستند، بلکه بزرگترین سرمایه‌ها و ذخایر انسان برای حیات جاودانه محسوب می‌شوند.

 

مقدمه: صبر، سرِ ایمان

مفهوم صبر در نظام فکری اسلامی از جایگاهی بنیادین برخوردار است که مستقیماً با جوهر انسانیت و ایمان گره خورده است. این ارتباط در روایت کلیدی زیر به وضوح تبیین شده است:

«الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ» صبر برای ایمان، مانند سر برای بدن است. همان‌طور که بدون سر، بدن وجود ندارد، بدون صبر نیز ایمانی برای انسان باقی نمی‌ماند.

از آنجا که قرآن کریم تنها مؤمنان را انسان حقیقی می‌داند («إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا»)، حفظ ایمان به معنای حفظ تمامیت انسانیت است. افرادی که ویژگی‌هایی مانند زودرنجی، حساسیت، عصبانیت و پرخاشگری از خود نشان می‌دهند، در حقیقت فاقد ابزار لازم برای حفظ ایمان خود هستند و در نتیجه، سرمایه اصلی حیات طیبه و ابدیت خود را از دست می‌دهند.

دنیا به مثابه باشگاه تربیت الهی

برای درک ضرورت صبر، باید فلسفه وجودی انسان در دنیا را بازشناسی کرد. انسان روحی از خداست که برای عبودیت و بندگی به این جهان آمده است. بندگی در این دیدگاه به معنای «قوی شدن و شبیه مربی شدن» است.

  • خداوند: مربی (مولا)
  • دنیا: باشگاه تربیت
  • انسان: شاگردی که برای رسیدن به مقام «خلیفة الله» و کسب شایستگی همراهی با معصومین تربیت می‌شود.

هر باشگاهی مستلزم تمریناتی است که اغلب برخلاف میل و راحتی شاگرد است. هدف این تمرین‌ها، غلبه بر ضعف‌ها و رشد توانمندی‌هاست. قرآن کریم این واقعیت را با آیه «إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» تأیید می‌کند؛ یعنی حرکت انسان به سوی پروردگار، همواره با سختی و تلاش همراه است. کسی که در این باشگاه الهی حوصله اجرای دستورات مربی را ندارد و تسلیم خواسته‌های نفسانی (بخش‌های حیوانی، جمادی و…) است، هرگز به رشد دست نخواهد یافت.

تحلیل جامع انواع سه‌گانه صبر

در مسیر تربیت الهی، انسان در سه حوزه اصلی نیازمند صبر است:

۱. صبر بر طاعت

این نوع صبر مربوط به انجام عبادات و دستورات الهی مانند نماز، روزه، حجاب و تقواست. با این حال، از منظری عمیق‌تر، طاعت نباید یک سختی تلقی شود، بلکه یک «لذت» و فرصتی برای خلوت عاشقانه با پروردگار است.

  • طاعت به مثابه لذت: عبادات فرصتی برای عشق‌بازی با خدا، کسب آرامش و قدرت گرفتن از منبع لایزال الهی است. نماز و ذکر به عنوان یک دعوت افتخارآمیز («یا من ذکره شرف لذاکرین») و فرصت ملاقات با خانواده آسمانی (اهل بیت، انبیا و شهدا) توصیف می‌شود.
  • دیدگاه حیوانی در مقابل دیدگاه انسانی: اگر انسان خود را صرفاً یک موجود حیوانی بداند، از آمدن ماه رمضان ناراحت و از خواندن نماز به دنبال «راحت شدن» است. اما اگر هویت انسانی و روحانی خود را درک کند، عبادات به شیرین‌ترین لحظات زندگی او بدل می‌شوند. مرحوم قاضی می‌فرمودند: «اگر قیامت نگذارند عبادت کنیم، چه کنیم؟»

۲. صبر بر معصیت

خداوند شیطان را برای وسوسه و امتحان انسان قرار داده است تا میزان بندگی او سنجیده شود. صبر بر معصیت یعنی مقاومت در برابر این وسوسه‌ها و انتخاب بندگی خدا به جای بندگی شیطان. برخی گناهان، مانند خشم و حسادت، علاوه بر اینکه گناهان بزرگی هستند (تا جایی که بداخلاقی گناهی غیرقابل آمرزش خوانده شده)، برای خود فرد نیز تلخ و آزاردهنده‌اند.

۳. صبر بر مصیبت

مصیبت‌ها و سختی‌ها در زندگی انسان از سه منبع اصلی سرچشمه می‌گیرند که هر یک نیازمند رویکرد صبورانه خاصی است.

منبع مصیبت شرح و تحلیل راهکار و نتیجه صبر
الف) اشتباهات خود فرد بسیاری از مشکلات مانند بیماری ناشی از عدم رعایت بهداشت، تصادف بر اثر بی‌احتیاطی در رانندگی، یا ورشکستگی به دلیل تصمیمات غلط، نتیجه مستقیم انتخاب‌ها و اعمال خود انسان است. خداوند می‌فرماید اگر در برابر نتایج اشتباهات خود صبر کنی، بد اخلاقی نکنی و کسی را سرزنش ننمایی، همین بلا را به عنوان کفاره گناهانت قرار می‌دهد و تو را پاک می‌سازد.
ب) ظلم و آزار دیگران گاهی مصیبت از جانب دیگران به انسان تحمیل می‌شود؛ مانند ظلم یک حاکم، حسادت یک همکار، آزار کلامی اعضای خانواده یا آسیب از سوی یک فرد بی‌فکر. صبر در این موارد دو نتیجه بزرگ دارد: ۱. کفاره گناهان و ۲. کسب درجات آخرتی. خداوند ظلم دیگران را جبران می‌کند. این ظلم‌ها به یک «ذخیره» ارزشمند برای روز قیامت تبدیل می‌شوند. به جای کینه و انتقام، انسان با عفو و گذشت، به صفات الهی (عفوّ و غفور) نزدیک می‌شود و با «محاسبه کردن با خدا» (صَابِرًا مُحْتَسِبًا)، خود را طلبکار رحمت الهی می‌سازد.
ج) امتحان مستقیم الهی برخی مصائب مستقیماً از جانب خداوند برای سنجش میزان صبر، رضا و شکر انسان فرستاده می‌شوند. به عنوان نمونه، ابتلای به بیماری سرطان به عنوان امتحانی برای افزایش شکرگزاری ذکر شده است. این امتحانات فرصتی برای اثبات بندگی و کسب بالاترین مقامات معنوی است. صبر در این میدان، نشان‌دهنده اوج اعتماد و رضایت بنده به پروردگارش است.

صبر به عنوان یک روش راهبردی برای رشد

صبر صرفاً یک حالت انفعالی نیست، بلکه یک «روش»، یک «سیاست» و یک «سبک زندگی» فعال برای رسیدن به پیروزی است.

  • صبر و ظفر: صبر و پیروزی دو یار جدانشدنی هستند. همانطور که برای کسب مدارک علمی یا مهارت‌های هنری، صبر و ممارست لازم است، برای رسیدن به کمالات معنوی نیز صبر یک روش قطعی است.
  • آنالوژی سنگ‌تراشی: انسان در دنیا مانند یک سنگ خام است. سختی‌ها و مصائب، ابزار تراش خداوند هستند. اگر انسان صبوری کند و اجازه دهد این تراش‌ها انجام شود، از یک سنگ بی‌ارزش به یک اثر هنری گران‌بها و زیبا تبدیل می‌شود که شبیه به مربی (الله) شده است. بی‌صبری و ناشکری، این فرآیند زیباسازی را مختل می‌کند.

خطر ضعف صبر و راهکار پناه بردن به خدا

بی‌صبری و بی‌تابی، انسان را از بزرگترین فرصت‌ها محروم می‌کند. فرد بی‌صبر نه تنها اجر و پاداش سختی‌ها را از دست می‌دهد، بلکه با اعمالی چون خشم، کینه و ناشکری، گناهان جدیدی را نیز مرتکب می‌شود. راهکار اساسی که در دعای امام سجاد (ع) تعلیم داده شده، پناه بردن به خداوند از ضعف صبر است:

«اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ضَعْفٍ [الصَّبْرِ]» خدایا، من از ضعف صبر به تو پناه می‌برم.

این دعا اذعان به این حقیقت است که انسان ذاتاً ضعیف است و هیچ نیرو و قدرتی جز به واسطه خداوند ندارد («لا حول ولا قوة الا بک»). با گفتن عباراتی مانند «پناه بر خدا» در هنگام سختی‌ها، انسان به کانون قدرت متصل شده و آرامش و توان لازم برای تحمل مشکلات را به دست می‌آورد. زندگی با خدا و تکیه بر او، حتی در اوج سختی‌ها، لذت‌بخش، آرام و سرشار از امید است.

نتیجه‌گیری: سختی‌ها، بزرگترین ذخایر عالم بقا

از منظر الهی، سختی‌ها و مصائب زندگی نه تنها بدبختی نیستند، بلکه از بزرگترین ذخایر و سرمایه‌های انسان برای حیات جاودانه به شمار می‌روند.

  • ثروتمندان حقیقی قیامت: در روز قیامت، ثروتمندترین افراد کسانی هستند که در دنیا سختی‌های بیشتری را با صبر و شکرگزاری تحمل کرده‌اند. این سختی‌ها به ثروت‌های عظیمی در عالم بقا تبدیل می‌شوند.
  • فقرای آخرت: در مقابل، کسانی که در دنیا زندگی سراسر آسایش و خوش‌گذرانی داشته‌اند و از این فرصت‌ها برای کسب باقیات صالحات استفاده نکرده‌اند، با دست خالی وارد آخرت می‌شوند.

بنابراین، باید قدردان سختی‌های زندگی بود و با بی‌تابی، بداخلاقی و ناشکری، این ذخایر گران‌بها را ضایع نکرد و همواره از ضعف صبر به خداوند پناه برد.

جملات ناب

  1. صبر برای ایمان مانند سر برای بدن است؛ اگر سر نباشد، بدنی نیست و اگر صبر نباشد، ایمانی برای کسی باقی نمی‌ماند.
  2. فقط انسان‌های مؤمن، انسان حقیقی هستند و کسانی که زودرنج و حساس و عصبی‌اند، نمی‌توانند ایمان خود را که در حقیقت تمام انسانیت است، حفظ کنند.
  3. ما برای عبودیت (بندگی)، قوی شدن و شبیه مربی‌مان (خداوند) شدن به دنیا آمده‌ایم..
  4. دنیا باشگاه تربیت ماست؛ در باشگاه، چیزی خلاف نظر و میل تو تحمیل می‌شود تا بتوانی رشد کنی.
  5. حرکت انسان به سوی پروردگار (مربی) خود، همواره همراه با سختی و کدح است.
  6. صبر انسان در سه جهت مورد آزمایش قرار می‌گیرد: صبر بر طاعت (انجام عبادات)، صبر بر معصیت (ترک گناه) و صبر بر مصیبت.
  7. حتی اگر مصیبت ناشی از اشتباهات خودمان باشد، در صورت صبر و شکرگزاری، خداوند آن را کفاره گناهانمان قرار می‌دهد.
  8. صابر و مُحتَسِب (زیرک) کسی است که مصیبت‌ها و ظلم‌هایی را که دیگران در حق او روا داشته‌اند، به حساب خدا بگذارد..
  9. اگر دیگران به ما ظلم کردند، به جای کینه‌ورزی یا ناراحتی، خدا را وکیل قرار دهیم؛ خداوند قول داده است که ظلم بندگانش را جبران کند و دل ما راضی شود.
  10. ظلم بندگان به ما، ذخیره‌ای ارزشمند برای قبر و قیامت ماست؛ نباید این ذخیره را با ناشکری، بی‌اخلاقی یا بی‌تابی ضایع کنیم.
  11. طاعت و عبادت، لذت و عشق‌بازی با خداست و نیازی به صبر ندارد؛ زیرا فرصت خلوت کردن و آرامش با خانواده آسمانی ماست.
  12. بهترین لذت انسان در زندگی، هم‌آغوشی و حرف زدن با خداست..
  13. صبر یک روش و سبک زندگی است که زمینه‌ساز پیروزی و ظفر است.
  14. ما به دنیا آمده‌ایم تا تراش بخوریم و شبیه الله شویم؛ اگر صبور نباشی، عیب‌هایت برطرف نمی‌شود و زیبا نمی‌شوی، همان‌طور که سنگ با تراشیدن ارزشمند می‌شود.
  15. کسی که بی‌تابی می‌کند، زود عصبی می‌شود یا کینه می‌گیرد، اجرش را از دست می‌دهد و فرصت آمرزش گناهانش نیز ضایع می‌شود..
  16. ما در اوج ضعف و نیاز هستیم و برای دوری از ضعف صبر باید به کانون قدرت (خدا) پناه ببریم.
  17. «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» (چه چیزی پیدا کرده است کسی که تو را گم کرده؟)؛ کسی که خدا را دارد، چیزی کم ندارد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه