فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین
صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان
هدیه محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام و همه شهدای کربلا، بازماندگان عاشورا علیهم السلام، هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و وجود آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
شرح دعای هشتم صحیفه سجادیه: «ثوره الغضب»
در شرح دعای هشتم صحیفه، فقره اول را تمام کردیم: «اللّٰهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَیَجَانِ الْحِرْصِ». فقره دوم را از امروز در موردش سخن میگوییم، درباره خشم است: «وَ ثَوْرَهِ الْغَضَبِ».
ثوره یعنی بالا آمدن، بالا کشیدن و در واقع غلبه داشتن. قلعه را به آن «صور» با سین میگویند به خاطر اینکه دیوارهایش خیلی بلند است. حضرت عرض میکند به خداوند: خدایا پناه میبرم به تو از اینکه غضب من بالا بیاید. ثور زمانی است که میآید مثل دیوار بلند که سایه میاندازد روی بقیه چیزها، یعنی آنقدر بالا میآید که بقیه خصوصیتهای روحیه انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. به صبر انسان، به حلم انسان، به مهربانی انسان و به آبروی انسان لطمه میزند. لذا حضرت آنقدر مسئله مهم است که به خداوند عرض میکند: خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه غضب من، خشم من بالا بیاید.
قوه غضب و موارد مصرف آن
خشم یا غضب، یک قوهای است که خداوند به حکمتش در انسان گذاشته است. موارد مصرفش چیست؟ آنجایی که چیزی خطری انسان را تهدید میکند، انسان به وسیله قوه غضب آن خطر را از خودش دفع میکند. تهدیدی میشود انسان، به آن وسیله با قوه غضبیه از خودش دفاع میکند؛ خطر، تهدید، دشمن، چیزی از این قبیل. در غیر مورد خودش مصرف شود، نابودکننده زندگی و هم دنیای انسان را بسیار به آن صدمه میزند. آدمهای عصبی، آدمهای پرخاشگر، آدمهای از زندگیشان لذت نمیبرند، محبوب نیستند. خصوصیات که گفتم را کاملاً از دست میدهند. سه تا خصوصیت اصلی سعادت را: یکی رحمانیت و عبدالرحیمیت را، یکی آرامش را و یکی شادی را. غضب هر سه را نابود میکند. غضب نمیگذارد انسان مهربان باشد، رحمان باشد، رحیم باشد. نه اجازه میدهد انسان آرامش داشته باشد و نه اجازه میدهد انسان از زندگیاش لذت ببرد. غضب یک آتشی است که تمام سرمایههای مادی و معنوی را نابود میکند؛ سرمایه خانوادگی، عاطفی، مادی و معنوی، همه چیز نابود میشوند.
مهار غضب
بنابراین اگر غلبه نکند انسان، چون از بین که نباید برود، از بین هم نمیرود. ذات انسان را خدا قرار داده، ما از بین بردن غضب نداریم، اما مهار. مهارش بکنیم، غلبه کنیم بهش. فقط جایی که باید ازش استفاده شود، استفاده شود، نه آنجایی که ناشایست است. مثل یک چاقو است. چاقو را کدام آدم استفاده میکند؟ چاقو وسیله خطرناکی است، خطرناک. اما چاقو را چطور ازش استفاده میکنیم؟ مثل برق. برق الان کشنده است، اما ازش چقدر استفاده میکنیم؟ برای همین بلندگویمان، نورمان، برای خنکای اینجا، مهارش کردیم برق را، داریم ازش استفاده میکنیم. خب وقتی که استفاده ازش درست میکنی، لذت میبری ازش، آرامش هم دارد، مشکلی هم ندارد. ولی وقتی که بیحجاب شود، بیموقع ازش استفاده بکنید، نابودکننده است. پس ما غضب را همیشه داریم، حتی آدمهایی که خیلی حلیم هستند، آدمهای خیلی مهربانی هستند هم ممکن است گاهی این اتفاق برایشان بیفتد.
خطرات غضب
راجع به منشأ و درمانش و اینها سخن خواهیم گفت. الان فعلاً میخواهیم این یک جلسه را راجع به این صحبت بکنیم که چه خطراتی دارد. فعلاً حالا همهاش را شاید نرسیم این جلسه بگوییم. چون ما قبلاً دو تا کارگاه داشتیم که این را خواهش میکنم حتماً دقت کنید: کارگاه غضب و کارگاه حلم. حلم ابزاری است که برای کمک به کنترل غضب و مهار غضب است. دیگر ما مثل بحث حرص، ۱۷-۱۸ جلسه راجع به آن صحبت نخواهیم کرد. ما یک دو سه جلسه در مورد آثار غضب و درمان سخن خواهیم گفت. بقیه بحثهایش را اگر کسی علاقه داشت، آن دو تا کارگاه را حتماً بگیرد: یکی غضب، یکی حلم. بسیار مهم است، یعنی جز اولین تجویزهای ما برای هر شکست در خانواده همین است که حتماً این دو تا را کار بکند. این به خاطر این است که واقعاً انسان را تبدیل میکند به یک گاو ۹ من شیرده، یعنی ۹ من شیر خود را با یک لگد نابود میکند، از بین میبرد. دور از جون گاوها، تبعات ندارد، ولی برای انسان غضب اینجوری است. یک خصوصیت احمقانهای که هم دنیا را نابود میکند و هم آخرت را و به بداخلاقی هم کمک میکند. انسان اگر که قوه غضبیه خود را کنترل نکند، مهار نکند، دیگر تبدیل میشود به یک آدم. در روایت داریم سوءالخلق پیدا میکند، از خلق حسن در میآید. دائماً شما ازش توقع دارید این آدم عصبانی باشد، غر بزند، بزند، بهش بر بخورد، اعتراض کند، گیر بدهد. و این دیگر محبوب هم نمیتواند باشد این آدم. ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی و طلاقها همین قوه غضبیه است که افراد دیگر منفور میشوند، محبوب نمیتوانند باشند. افراد دیگر دوستداشتنی نیستند. منشأ بسیاری از بیماریهای دیگر هم هست که حالا من چند تا روایت را انتخاب کردم، این را برایتان بخوانم تا بعد در ظرف انشاءالله اگر عمری بود، یکی دو جلسه آینده بحث را جمع کنیم دیگر و زیاد بهش نمیپردازیم در این زمینه. صلوات ختم بفرمایید.
غضب، کلید همه بدیها
اولین فرمایش از وجود مقدس امام صادق علیه السلام است. یک صلوات جانانه و عاشقانه به محضر امام صادق علیه السلام بفرستیم.
«الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ.»؛ غضب کلید همه بدیهاست. کلید همه بدیها هستش. باید حتماً انسان به فکرش باشد. گاهی وقتها غضب جنبه اخلاقی ندارد، جنبه جسمی دارد، یعنی رژیم غذایی ما، وضعیت جسمی ما، طبع ما به گونهای تعادلش را از دست میدهد که دائماً عصبی است. نمیشود گفت این آدم بداخلاق است. اشتباه بزرگی که خیلیها میکنند همین هستش که معمولاً میروند پیش مشاور یا روانپزشک یا روانشناس، بعد میبندندشان به انواع داروها که خودش تبعات زیادی دارد. اولین کار در برخورد با این بیماری که حالا من الان نمیخواستم درمان را بگویم، ولی چون خیلی مهم است این را باید اول بگویم اینکه مثلاً در چه در مورد خودش چه در مورد دیگران، اولین کار باید برود چکاپ جسم انجام بدهد. بعضی از مواد وقتی در بدن انسان کماند، مثل مثلاً کمخونی، فقر آهن، ویتامین، عرض کنم بعضی از مواد دیگر، انسان خود به خود هیجانزده، عصبانی، بیحوصله، کلافه است. با دیگران نمیتواند کنار بیاید. ممکن است بقیه هم بدشان بیاید ازش یا خودش هم از خودش خسته شود، بعد هم بگوید من هر کاری هم میکنم خوب نمیشوم. به خاطر اینکه شما یک دستوردهنده در وجودت داری که آن دستوردهنده دائماً تو را تحریک میکند، آن بدنت است. باید اول برود سراغ بدنش. اگر با رسیدن به تعادل، درمان جسمی خوب نشد، حالا معلوم است که این آدم سوء خلق دارد، مشکلات روحی نفسانی دارد که باید حلش بکند. یادتان نرود حتماً در مورد خودمان چه در مورد دیگران باید حواسمان به این مسئله باشد. رژیم غذایی بسیار بسیار مهم است. البته نوع رژیم غذایی ماها خشمآور است. غذاهایی که ما مصرف میکنیم نوعاً غذاهای نامناسبی است و انواع تحریکها را دارد برای ما. بگذریم.
آثار غضب
تعریف برسیم. غضب چه آثاری دارد؟ حضرت میگوید که کلید همه شرهاست. کینه میآورد، منفور بودن میآورد. سرمایههای مادی و معنوی را از بین میبرد. عشقها را نابود میکند، روابط زن و شوهر را نابود میکند، روابط اعضای خانواده، خواهر، برادر، پدر و مادر با فرزند را نابود میکند. آدمی که عصبانی است نباید توقع داشته باشد اعضای خانوادهاش دوستش داشته باشند، به حرفش گوش بکنند یا پذیرشش را داشته باشند. یا بتوانند کنارش انس بگیرند. آدم خشمگین تنهایی زیاد دارد چون خیلی رغبت نمیکنند کنارش باشند، دوست ندارند پیشش بمانند. دنیا و آخرت انسان را نابود میکند. یادمان نرود که خشم این خصوصیت را دارد. یک صلوات ختم بفرمایید.
داستان نصیحت پیامبر (ص) درباره خشم
یک داستان از وجود مقدس امام صادق علیه السلام عرض کنم خدمتتان. یک کسی آمد خدمت ایشان گفتش که آقا من را نصیحتی کن، من این را عمل کنم. یک پندی، یک نصیحتی چیزی به من بدهید من این را عمل بکنم، به کار بگیرم این نصیحت شما را. ایشان فرمود: یک کسی آمد خدمت پیغمبر همین سؤال را کرد. پیغمبر فرمود: برو خشم نکن. دوباره سؤال کرد. حضرت فرمود: برو خشم نکن. باز حضرت فرمود: برو خشم مکن. سه بار. آنقدر مهم است این قضیه. حضرت با این تکرار دارد بهش یاد میدهد چقدر این مهم است در زندگی که انسان باید اول زندگی این را بکند. من یک موقع دختر پسرها میآیند برای برنامه ازدواج که برنامه ازدواج بگیرند یا حتی کسانی که حالا از زندگیشان گذشته، این یک غده سرطانی است که همه چیز را نابود میکند. بنابراین مثل یک عیب اساسی در ماشین است. ساییدگی لاستیک ماشین میماند که وقتی میروی در جاده هر آن ممکن است بترکد. اگر لاستیک بترکد جان همه به خطر میافتد. لذا قبل از مسافرت شخص باید لاستیک ماشینش را عوض کند. هر کس میخواهد زندگی کند دقت کنید، حتی اگر اعتقاد به خدا هم نداشته باشد، خدا هم نه، برای قیامتم نه، خشم اصلاً کاری با الان من اعتقادی به خدا ندارم. دنیایم را که میخواهم لذت ببرم که. میخواهم از روابط خانوادگیام لذت ببرم. میخواهم در ارتباط با دوستانم لذت ببرم. میخواهم در ارتباط با همکارانم موفق باشم. میخواهم در تجارت موفق باشم. آدم داریم یک مغازه دارد مثلاً سه در ۹ متر است، ساندویچ میفروشد، فلافل میفروشد. این را من به کرات دیدم در زندگیام. یک مغازه هم داریم ۵۰ متر است، آن هم همین کار را میکند، امکانات خیلی خوب عالی است، ولی مردم دوست دارند بروند از آن مغازه کوچک همیشه جنس بخرند. چرا؟ چون صاحبش همزمان با غذایی که دارد به ایشان میدهد، روی خوش دارد. دقت کنید بارها شده مغازهدارها، تجار، سرمایهشان را از دست دادند به خاطر اخلاق زشتشان، به خاطر بددهنیشان، به خاطر بداخلاقیشان. اصلاً کسی حاضر نیست با ایشان معامله بکند و معامله هم میکند گرفتاریهای زیادی دارد. دست خالی است، سرمایهاش هم کم است، ولی همه دوست دارند بهش کمک کنند. همه دوست دارند باهاش راه بیایند. همه دوست دارند بهش فرصت بدهند که این رشد بکند، بیاید بالا. یعنی شما اگر حتی انسان اعتقادی هم به آخرت نداشته باشد، یک زندگی خوش، یک زندگی خوش دنیایی را میخواهد، اول قدم این هستش که این عفونت را از روحش بیرون بکند، از درون خودش بیرون بکند. بعضی از عزیزان میآیند برنامه هم میگیرند، حالا ما یک سؤالی کردیم این چی بود برای ما نوشتید؟ چرا همانطور که عرض کردم، این لاستیک ساییده است، اول باید نباشد، یعنی شرط است، نباید باشد. برای همین هم توی ازدواج روایت ما این را شرط کردند. اگر میخواهی با یک کسی ازدواج کنی، مهمتر از دینش این است که آدم بداخلاقی نباشد. قبل از اینکه به این فکر کنی که این آدم متدین است، تدین در نظام ما بعد تحریف شده متأسفانه. وقتی میگوییم متدین، به ما دین را بد یاد دادند. میگوییم آقا این دختره متدین، مؤمن، آره چادری، نماز میخواند، مسجد میرود، هیئت میرود، بسیج میرود. این دین نیست. ممکن است این آدم وحشی هم باشد. همین کار هم که دارد میکند آدم بداخلاق، وحشی، به درد نخور. یک دختر بیحجاب، بدحجاب، ولی نه، خیلی مهربان است، خیلی متین است، خیلی حوصله دارد، خیلی خوشاخلاق است. شما وقتی میگویید دین، همان سه تاست که گفتم: مهربانی، آرامش، شادی. نه اینکه الان این. وقتی میگوییم دین دارد یعنی چه؟ واجبات را بفهمد، درست است، نماز بخواند، حجاب داشته باشد، نمیدانم یک آقا پسر مؤمن باشد، مسجدی باشد، نمازخوان باشد، اهل نماز جماعت باشد. اینها که میگوید گفتم این الان من دیگر بروم با این دختر طلبه ازدواج کنم دیگر الان دیگر اوج خوشبختی را دارم. بعد میآید میبیند که زندگیاش نابود میشود با همین دختر طلبه. با همین آقای آخوند، با همین روحانی که ازدواج کرده باهاش زندگیاش سیاه میشود، زندگیاش با این طلبه آخوند، با این بچه حزباللهی، بچه هیئتی. شما ماشینت هر چی باشد مهم نیست. باهاش همه جا میتوانی بروی. ولی اول جاده باید لاستیکت مشکل نداشته باشد. شما بالا بهترین ماشین هم که داشته باشی، هر چی اتفاقاً ماشین بهتر باشد، خطرناکتر هم هستش وقتی لاستیکش ساییده است. هر آن ممکن است بترکد. یک شیء کوچک زیر یک لاستیک ساییده میتواند لاستیک را منفجر کند، ماشین را نابود بکند. آدمهایی که زودرنجی دارند، حساسیت دارند، سر هر چیزی ممکن است بهشان بر بخورد، اینها یعنی جهنم. یعنی جهنم. لذا این خیلی مهم است. خب حضرت از اول میتوانست بگوید هر که متدین باشد ازدواج کنید. «خلقه و دینه». آدم عصبی و پرخاشگر و بددهن و کتکزن و اینها نباشد. آدم حلیمی باشد، آدم خوشاخلاقی باشد، آدم مهربانی باشد. این خیلی نعمت عظیمی است و خدا ترس هم باشد.
غضب، آشکارکننده کینهها و عیوب
ببینید «الغضب یثیر کوامن الحقد». عصبانیت آن کینههای پنهان را میآورد بالا، تحریک میکند. گذشته، خاطرات را ول کرده دیگر، عفو کرده، بخشیده دیگر. تو عصبانیت هم کینههای طرف مقابل را میآورد بالا وقتی بداخلاقی میکنی با طرف مقابل و هم کینههای خودت هم میآید بالا. لذا در روایت داریم اگر میخواهید یک دوست خوب انتخاب کنید، سه بار عصبانیاش کنید. ببینید در سه بار عصبانیت برخوردش چهجوری است. «لَا یُعْرَفُ الْمَرْءُ إِلَّا عِنْدَ الْغَضَبِ». اخلاق آدمها، باطن آدمها شناخته نمیشود مگر موقع غضب. طرف میبیند که همینجوری میگوید دوست دارم، عاشقتم، نمیدانم چنین است، چنان است اینها، اما وقتی که عصبانی میشود، آن باطن خود را میریزد بیرون. من متنفرم ازت، اصلاً اینجوری است، الان خیلی وقت است ازت بدم میآید، نمیدانم هر چی هست میریزد بیرون. همه را میگوید. پنهان هست را میریزد بیرون. غضب اینجوری است دیگر، انفجار، تکان میدهد شخص را، باطنها را میآورد بیرون. فقط کینه هم نه ها، کینه فقط نه، بلکه هر چی هست را میدهد بالا. «لَا یُعْرَفُ الْمَرْءُ إِلَّا عِنْدَ الْغَضَبِ». باطن افراد شناخته نمیشود مگر هنگام عصبانیت. «الْغَضَبُ یُورِدِی صَاحِبَهُ وَیُبْدِی مَعَایِبَهُ». غضب صاحب خود را نابود میکند و عیبهایش را آشکار میکند. تمام باطنش میآید بالا.
پرهیز از غضب
دو تا روایت کوتاه برایتان بخوانم. اینی که خواندم از وجود مقدس امیرالمؤمنین هست. یک صلوات عاشقانه هدیه کنیم به آقامون.
«إِنَّکُمْ ثَوْرَهُ الْغَضَبِ نِهَایَهُ الْعَتَبِ». شما اگر از ثوره، گفتم یعنی چی؟ یعنی بالا آمدن، تند شدن، مثل همان هیجان حرص است. از تحریک بالا آمدن غضب فرمان ببرید، شما را به نقطه پایان نابودی میرساند. چقدر سکتهها، چقدر مرگها، چقدر قتلها، جنگها، طلاقها، به هم خوردن روابط مالی، شغلها از دست دادن. طرف آنقدر بداخلاق است هر جا میرود میاندازندش بیرون بعد از مدت. با هیچ کسی نه با صاحب کارش میتواند کنار بیاید. آدم پرخاشگر و عصبانی حرف صافکار زود عصبانیاش میکند. نه با بقیه، نه با پدرخانمش که بیاید، نه با مادرخانمش کنار بیاید، نه باجناقش کنار میآید، نه با داییاش کنار میآید، نه با مادرشوهر کنار میآید. این دائماً میرساند خودش را به اوج نابودی. اطاعت بکنید این کار را با شما میکند. روایت بعدی چیست؟ «احْتَرِسُوا مِنْ ثَوْرَهِ الْغَضَبِ». حالا در دعا چی میخوانیم؟ «اَللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ». پناه میبرم. اینجا حضرت فرمود: «احْتَرِسُوا». بپرهیزید، خودت را نگه دارید. «مِنْ ثَوْرَهِ الْغَضَبِ وَأَعِدُّوا لَهُ مَا تُجَاهِدُونَ بِهِ مِنَ الْکَظْمِ وَالْحِلْمِ». دو تا راهکار هم حضرت دارد میدهد که دیگر ما در کارگاه گفتیم. یکی فرو خوردن، فرو خوردن یعنی شما باید یا تمرین کنی که من باید الان این را قورتش بدهم. من الان این را باید بخورمش، نباید بیارمش بالا. تمرین یعنی همین. باید زور بزنم. اجازه ندهم این دفعه بیاید بالا. ما الان خیلی از عزیزان داریم تحت همان تأثیر حرص، چون حرص اول است، اول گفت دیگر. اگر آن حرص حل نشود، غضب هم حل نمیشود. چرا؟ حرص یعنی چی؟ مثلاً بعضی از عزیزان میآیند به من میگویند که ما الان مثلاً میخواهیم برویم ارشد بگیریم، دکترا بگیریم. من این را اضافه میکنم همیشه در برنامه برایشان. نخواسته بودیم از شما. میگویم شما هر چقدر موفقیت داشته باشید وقتی این مشکل حل نشود، شما وقتی که ارشد میگیری خطرناکتری اتفاقاً برای پرخاشگری و زودرنجی. وقتی دکتر میشوی به مراتب آدم خطرناکتری هستی. یک سال پایه اول حوزه هستی، سطح ۱ حوزه هستی، به مراتب الان زودتر میتوانی درمانش بکنی. اما وقتی میشوی سطح ۲ و سطح ۳ و استاد، بسیار سختتر میشود. لذا تو هر چی موفقیت به دست بیاوری، سرمایههایت بیشتر در معرض نابودی هستند. برای همین من به همه عزیزان میگویم که سرعتتان را کم کنید در کارهای دیگر. الان باید این ارشد را بگیرم، دکترا را بگیرم، نمیدانم شغلم را توسعه بدهم، نمیدانم بروم حتماً دانشگاه، حتماً این را بخوانم. حرص میزند. در خانه اصلاً تعادل ندارد این آدم. بسیار با بچه خودش هم عصبانی است، با شوهر خودش هم عصبانی است، با زن خودش. تا این مشکل حل نشود، هر پیشرفتی به ضرر انسان تمام میشود. حلش کند. از اول باید به این غلبه بکند. اصلاً نگذارد در وجودش ریشه بکند. بیندازد کنار این هیجانها را، بگذارد کنار.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.