فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.
آخرین جلسه دعای هفتم و شروع دعای هشتم
این جلسه آخرین جلسه هست از دعای هفتم که تتمه داشت. این را عرض کنم و یک توضیحی بدهیم. بعد انشاءالله از جلسه بعد دعای بسیار بسیار مهم هشتم را که بسیار کارایی دارد در زندگی ما، یک دوره مباحث آسیبشناسی هست، درس زندگی انشاءالله شروع خواهیم کرد.
قدرت خداوند در حل مشکلات
خب حضرت مشکلات را گفت که من این مشکلات را دارم و در آخر، مشکلات و برخورد با نعمتها و برخورد با مشکلات را جلسه گذشته مفصل توضیح دادیم. در آخر ایشان میفرماید: «وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَی کشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ» خدایا فقط تو قادری که آن گرفتاری من را گشایش بدهی، کس دیگری توان این کار را ندارد. «و انت القادر» تو قادر هستی «الا کشف ما منی تو به و دفع ما وقعته» و دفع بکنی آنچه را که در آن گرفتار شدم. این خیلی مهم است در توحید، قبلاً هم توضیح دادیم که ما بدانیم تنها کسی که میتواند ما را نجات بدهد خداوند تبارک و تعالی است. هم باید التجاء داشته باشیم، توسل بکنیم برای حل مشکلاتمان، برای هر مشکلات جمادی، گیاهی، مشکلات حیوانی، مشکلات علمی و مشکلات معنوی، فقط خداوند هست که میتواند حل بکند. خب قرآن هم تأکید میکند اگر دعای شما نباشد خدا بهتان محل نمیگذارد.
سلاح انبیا برای مقابله با مشکلات
با قدرت و اسلحه انبیا باید با مشکلاتش برخورد کرد. ائمه ما ما را دعوت کردند به استفاده از سلاح انبیا. خوب دقت کنید، اسلحه انبیا یعنی اگر ما این اسلحه دستمان باشد و از آن استفاده بکنیم، بسیار بسیار قوی میشویم، زندگیمان آسان میشود، آن شاخصههایی که قبلاً عرض کردم را به آن خواهیم رسید. زندگیمان آرام میشود، زندگیمان شاد میشود، اینها را حتماً به آن توجه بکنیم.
تنظیم رابطه با نظام خلقت
یک راه دیگر که انسان بتواند مشکلاتش را حل بکند، تنظیم رابطهاش هست با نظام خلقت. ببینید در زندگیمان، به خصوص در بخش حیوانی یا در بخش جمادی که مسائل مادی و رزق و روزی است یا مسائل گیاهی که بیماری و مسائل بدنی است، درگیریهایی پیدا میکنیم، گرفتاریهایی پیدا میکنیم. زن و شوهر با هم دعوا میکنند، اعضای خانواده با هم درگیر میشوند، دوستان با هم درگیر میشوند، مردم با هم درگیر میشوند، حسادتها، کینهها، نمکنشناسیها، بیوفاییها آزار میدهد. اینکه ما بخواهیم که این چیزها نباشد که اصلاً منطقی نیست. چون خداوند ما را در باشگاه دنیا قرار داده، به ما اختیار داده و در این باشگاه ما را آورده. باشگاه هم یعنی جایی که خب سختیهای خودش را دارد. اگر کسانی نباشند که ما با ما درگیر بشوند، با ما درگیر اذیتها، آزارها، نمکنشناسیها، خیانتها، بیوفاییها نباشیم، نمیتوانیم روحمان بزرگ نمیشود، نمیتوانیم اوج بگیریم، نمیتوانیم خلیفه خدا بشویم، نمیتوانیم شبیه مربیمان بشویم، نمیتوانیم به مقامی که لیاقتش را داریم برسیم. باشگاه هست. وقتی که تو زندگیش با چیزی مشکلات پیدا میکند، به خصوص در روابط، باید حواسش باشد که دارد امتحان میشود. تو باشگاه فقط باید بداند که خدا الان ازش چه میخواهد تو این برخورد؟ الان خدا چه جوری راضی است من الان با این فرد یا افراد برخورد بکنم و پیروز بشوم؟ من پیروز میدان بیرون بیایم و شکست نخورم. این خیلی خیلی مهم است. پس ما تو این باشگاه امکان ندارد این اذیتها و آزارها را نداشته باشیم.
راهکار امیرالمؤمنین برای حل مشکلات
خب پس باید چه جوری حل کنیم مسئله را؟ امیرالمؤمنین که انسان کامل، خلیفه الله است، همه قواعد و فرمولهای نظام هستی در دست اوست، در اختیار اوست. او به ما یک راهکار فوقالعاده مهم میدهد برای حل مشکلاتمان. آن چیست؟ میگوید شما به جای اینکه بخواهید رابطهتان را با صد نفر درست بکنید یا مشکلاتی که دارید در بخشهای مختلف، بیایید یک رابطه را درست بکنید. یعنی اگر کسی یک رابطه را درست بکند، رابطهاش با همه چیز درست میشود. درست میشود یعنی چه؟ یعنی با وجود اینکه مشکلات دارد، دیگر نه ترسی دارد، نه اضطرابی دارد، نه غم دارد، آسیب نمیبیند، میتواند پیروز در این باشگاه به قهرمانی برسد، از حریفها شکست نمیخورد، رشد میکند به معنای حقیقی، روز به روز به عشق و محبت تو زندگیش، به آرامش و به شادی نزدیکتر میشود.
تنظیم رابطه با خدا
آن قانون چیست؟ اگر اسلام میفرماید که به جای یک عالم زحمت کشیدن برای اینکه مثلاً حالا این، این، آن، این جمعیت، آن جماعت، نمیدانم فلانی، فلانی، فلان، روابطت را با همه اینها بخواهی تنظیم کنی، خیلی راه نمیآیم باهات، دشمنی میکنم باهات، بیا تو رابطهات را با یک نفر فقط درست کن. با یک نفر رابطهات را درست کن، بقیه چیزها درست میشود. آن چیست؟ آن خداست تبارک و تعالی. چون تو اساساً ببین دست ما، نگاه کنید، به این معرفت برسیم اگر میخواهیم این کار را کنیم که من واقعاً باور کنم که بدن نیستم، حیوان نیستم، یعنی زن و مرد نیستم. دست از نگاه جنسی از خودمان برداریم و به دیگران. درسته ما یک بخش جنسی داریم که محترم و مقدس هم هست، باید به آن توجه کنیم، ولی من جنس نیستم، یعنی من زن نیستم، مرد نیستم. هنوز بفهمیم. اگر تو این را فهمیدی و قلبت، من میگویم شما عقلتان این را میفهمد، ولی یک کسی باید قلبش این را باور کند که من زن نیستم، معرفت پیدا کند. بعد نگاه کنید دست، فرشته هم نیستیم. ارزش ما به این باشد برویم دانشگاه، برویم حوزه درس بخوانیم، نویسنده بشویم، استاد بشویم، نمیدانم دکتر شوی، مهندس، بخشهای هیچ کدام از این چهار تا من نیستم. من فقط یک نفرم، ما فقط یک نفریم، انسان. همان روح خداست. این روح خدا فقط هم یک معشوق دارد که تو باید با این معشوق پیوند عاشقانهات را برقرار کنی.
ازدواجهای پنجگانه و مهمترین آنها
خدا که از اساتید بزرگ ما، پنج تا ازدواج داریم. این پنج تا ازدواجمان را انجام بدهیم، درست، ولی مهمترین ازدواجمان چیست؟ بخش انسانی من بتوانم رابطهام را با معشوقم، اله، تنظیم کنم. وقتی میگویی «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک» شهادت. خیلیها چهل سال، پنجاه سال آدم این را بگوید و دروغ بگوید، اصلاً نفهمید یعنی چه. شهادت میدهم که من دلبری و معشوقی غیر از کمال بینهایت و مطلق ندارم، غیر از الله ندارم. راست بگوید، خیلی از مشکلاتش حل میشود دیگر. یعنی به این باور برسد که انسان و باید رابطهاش با خدا تنظیم بشود. معشوق اله. پس یک رابطه دوطرفه است. «یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ» یک کاری کنید دوست داشته باشد، دوستی ویژه. و یکی چیست؟ یعنی به مقام محبت خدا، دلدادگی خدا، دلتنگی برای خدا، دوستی خدا برس. این کمال ماست.
شرک در روابط و گدایی عاطفه
ما وقتی که خودمان را حیوان میبینی، یعنی زن و مرد، تمام عمرمان این است که آیا مثلاً این شوهر من خوشش میآید یا نه؟ عاشقم هست یا نه؟ این زن از من خوشش میآید یا نه؟ پدر مادرم، عموم، عمه، دایی، زندایی، نمیدانم مردم، همش دچار این شرکیم. همیشه دچار این عشقهای زمینی هستیم و دائماً هم گدایی باید بکنیم. هی مراقب باشیم کسی از ما بدش نیاید، منفور کسی نباشیم و ذلیل میشوی. برای اینکه انسان بتواند از اینها نجات پیدا بکند، باید به قدرت برسد. باید آن قدرت از کجا میآید؟ از اینکه تو رابطهات را با کمال مطلق، قدرت مطلق، اله و معشوقت درست بکنی. وقتی رابطه تو با الله درست نشود، تو با هیچ چیز درست نمیشود. رابطه تو با هیچی درست نمیشود.
اصلاح رابطه با خدا، اصلاح همه روابط
من قبلاً گفتم در اکثر زناشوییها که به طلاق منجر میشود یا طلاق عاطفی یا طلاق حقیقی، نود و پنج درصد دلیلش این هستش که شخص با اله اصلیاش پیوند را درست برقرار نکرده. یعنی رابطهاش با الله اصلاح شده نیست. من اصل بخوانم در نهج البلاغه: «من اصلح ما بینه و بین الله» این قاعده جذبه، دقت کنید، من نمیخواهم از مالیات خوب شود، آن اصلاح بشود، کار، شغل، نمیدانم همه جا، تو بخش اقتصاد، بخشها یا تو بخش گیاهی یا تو بخش روابط انسانی، حیوانی، تو بخش علمی، وقتی میخواهی همه چی درست بشود، میفرماید: «من اصلح ما بینه و بین الله، اصلح الله ما بینه و بین الناس» خدا رابطهاش را با بقیه تنظیم میکند. تنظیم میکند یعنی چه؟ یعنی اولاً بهش محبوبیت میدهد، عزت میدهد، شرافت میدهد، آبرو. آدمهای بدی هستند، فاسقند، فاجرند، منافقند، شیطان بهشان غلبه کرده. اگر از ما خوششان نیاید، اصلاً چیزی از ما کم نمیشود. نه به عزت ما، نه به آبروی ما، نه به شرافت ما، نه به محبوبیت ما لطمه وارد نمیشود.
رابطه با حق تعالی، مانند زیپ کاپشن
بارها را عرض کردم تنظیم رابطه با حق تعالی مثل این است که شما یک کاپشن داشته باشید، زیپ را ببندید. اول باید آن پایین را درست کنی آن قضیه را، این دو تا را خوب چفت کنیم، کاملاً جفت شدن با همدیگر. وقتی میکشی بالا تمام هزار تا دنده هم داشته باشد این زیپ، همه میروند سر جایشان. تخلفگیری هیچی پیش نمیآید. ولی وقتی تو خیانت کردی به معشوقه، خودفروشی کردی، معشوق یعنی الله، دلت را بردی جای دیگر، سرمایهگذاری کردی، حتماً ذلیل میشود آدم، حتماً خوار میشود آدم. و اگر هم محبوبترین آدم روی زمین بشود، این آدم در نهایت پژمردگی، افسردگی و سرخوردگی میمیرد. خودکشی شخصیتهای محبوب دنیا را نگاه کنید، این سلبریتیها، هنرپیشه، او هنر هالیوودی، شما نگاه کنید، اوج محبوبیت، اوج ثروت، اوج شهرت، افسرده هستند و خودکشی میکنند. یا هیچ وقت اینها موفق نمیشوند یک رابطه عاشقانه با همسرشان بتوانند برقرار کنند، همیشه زندگیشان پر از دعواست. با پدرش، با مادرش، با بچهاش، با همسایهاش، با فامیلش. چون اساساً آن پایین را تنظیم نکرده، آن چیز اصلی را تنظیم نکرده.
اهمیت پیوند با معشوق
علی علیه السلام دارد به ما یک قاعده میدهد که متأسفانه این قاعده خیلی هم مظلوم و مجهول است، رویش هم کار جدی نشده. میخواهی مشکلاتت حل شود، میخواهی به آرامش برسی، میخواهی به شادی برسی، میخواهی به قدرت برسی، میخواهی به خیر و برکت برسی، وقت بگذار اول با معشوقت پیوندت را کامل کن. ما آنقدر که درگیر هستیم، نمیدانم حالا شوهر بکنم، نکنم، زن بگیرم، نگیرم، حالا الان یک عالم هم دعوا و دردسر داریم با خودش، با خانوادهاش، با بچههایم، با فامیلهایمان، صرف این مسائل، وقت کمی را بگذاریم یک رابطه خوب دوستانه و عاشقانه را با خدا برقرار کنیم.
سقوط در صورت عدم تنظیم رابطه با الله
اگر رابطه ما با الله تنظیم نشود و اصلاح نشود، شما بشو آیت الله، آخرش مثل اینها که الان دیدیم دیگر، بعضی از مراجع، آیت اللهها، مجتهدین، علما، رزمندهها، سردارها که این چهل ساله چقدرشان بریدند آخر. یعنی بار به مقصد نمیرسد. تو برو جبهه ده سال هم بجنگی، برو اسیر شو، نمیدانم چند سال آزاده باش، نمیدانم آیت الله باش، نمیدانم مرجع باش، روحانی باش، استاد باش. وقتی رابطه شخصی با غیب تنظیم نیست، یک جایی سقوط میکند آدم. اول این را تنظیم کن. یعنی بدان که شرایط ارتباط با خداوند چیست. آدم چه جوری میتواند یک رابطه را اصلاح بکند؟ چه جوری میتواند به یک رابطه رضایتمند با معشوقش برسد؟ مفصل توضیح دادیم. دیگر عزیزان با همان کارگاههاش مراجعه کنند، مثل کارگاه یاد خدا، کارگاه محبت بین خدا و انسان، مثل کارگاه محبت که از مباحث حدیث معراج است. وقت بگذاریم برای این عشقمون. رابطه با جنس مخالف، رابطه با همسر، رابطه با روابط حیوانیمان، این همه وقت میگذاریم، اول باید این رابطه را تنظیم کنیم.
آسیه، الگوی ایمان
شما نگاه کنید در رابطه ما با هی بخش حیوانی، حضرت به یک کسی که صله ارحام ندارد، صله ارحام ندارد، بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد و این هرگز بوی بهشت را استشمام نمیکند، این مال بخش حیوانی است. لذا حضرت در کسانی که میخواهند رابطهشان را قوی کنند میگوید اول به ارحامت برس. ارحام کیا هستند؟ ارحام یعنی اونی که بین تو و او قراره یک رابطه رحمانی و رحیمی برقرار بشود، یکیش خداست، یکیش هم اهل بیت. شام رابطت با همه مردم خوب باشد و با اهل بیت خوب نباشد و به خصوص با آن سیزده تا خوب باشد ولی با امام زمانت خوب نباشد، صله ارحام نداری اصلاً. رابطت قطع است. چون امام زمان رحم ماست الان. شخص امام زمان الان از ما چه توقعی دارد و چه کاری میتوانیم بکنیم؟ فیلم مفصل دیگر توضیح دادم، منابعش را هم معرفی کردم، بازم معرفی میکنم.
دعا و اصلاح رابطه با خدا
من میخواستم این را بگویم که تو این دعای هفتم، ما به خدا میگوییم چی؟ خدایا تو فقط قادری که حل کنی. قادری حل کنی یعنی چه؟ یعنی من دعا میکنم تو اجابت میکنی. این یک. دو، رابطهام را با خدا تنظیم میکنم. شما اگر با خدا رابطه تنظیم باشد، خدا نمیگذارد تو اصلاً تو زندگی آسیب ببینی. ببینید فرعون، آسیه چون رابطهاش با خدا تنظیم بود، پیش یک شوهر به آن وحشی بودن، کافر بودن آسیب ندید. کاملاً رویشش عالی، فوقالعاده که قرآن، خدا وقتی میخواهد مثال بزند برای اهل ایمان، این خانم فقط مثال میزند. الگوی ایمان میشود همین زن فرعون. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا» یاد بگیرید دیگر با این شوهره بساز، با این نمیدانم وضعیت زندگیت، اینها. بکش بالا خودت. آدم خودش رابطهاش تنظیم باشد، زود نمیرود سراغ طلاق، با قهر، جدایی، جیغ زدن، داد زدن. زود نمیرود سمت اینها. چون رابطهاش با الله تنظیم است. آرامش دارد، قدرت دارد، اصلاً گدای عاطفه ندارد. عزت دارد. اگر کسی خودش از خدا عزت گرفت، قدرت گرفت، این تو گیر نمیدهد به آدمها حالا تو چرا به من محل نگذاشتی، آن چرا به من محل نگذاشت، چرا به من؟ منجر به دعوا و درگیری و اختلاف و طلاق و جنگ میشود. هیچ وقت برای آدم به وجود نمیآید. هیچ وقت. همیشه قوی است. پس ما باید قدرت را از خدا بگیریم.
راههای حل مشکلات: دعا و اصلاح رابطه با خدا
جمعبندی کنیم، حل مشکلات ما چند تا راه دارد؟ دو تا. چی بود؟ دعا و اصلاح رابطت با خدا. اصلاح رابطه. رابطه با این شخص، شخص است دیگر، خدا باید با این شخص رابطه اصلاح با الله. خب اینها چی میخواهد؟ اینها معرفت میخواهد. این الله کیست؟ رابطهاش با من چیست؟ من با این چه نسبتی دارم؟ چه جوری؟ چه جوری میتوانم باهاش رابطه عاشقانه برقرار کنم؟ چه جوری میتوانم دوستش بشوم؟ چه جوری میتوانم سربازش بشوم؟ «اللهم اجعلنی من جندک» چه جوری میتوانم همحزبش بشوم؟ خیلی بالاتر از سرباز است. خدا بخشی از کارهایش را به من واگذار کند. «اللهم اجعلنی من حزبک» از این بالاتر «اللهم اجعلنی من اولیائک» خدایا من را دوستان ویژه خودت قرار بده. این سرمایهگذاری کند، این کار میخواهد، وقت میخواهد، استاد میخواهد، مربی میخواهد، خرج میخواهد، تمرین عاشقی میخواهد.
تمرین برای روابط
شما اگر مثلاً الان فرض بفرمایید که با یک شوهر، با یک زن، با یک بچه هم بخواهی رابطهات را اصلاح کنی، ما بارها تو مباحث خانواده گفتیم، حساب تمرین داشته باشد که الان من با یک آدمی که تا الان اصلاً غریبه بوده، حالا آمده نقش همسرم را میخواهد بازی کند، چه کار باید بکنم؟ الان رفتم توی خانوادهای ازدواج کردم، یک عالم فامیل دارد، من برای چی تو برخورد کنم؟ با بچه خودم، با خودم اصلاً تربیت. تربیت وقت میخواهد، بدون تربیت خار و بچهات بکنی، بدون وقتگذاری. برای بچهات باید وقت بگذاری، برای شوهرت باید وقت بگذاری، برای خودت باید وقت بگذاری. اینکه خندهام میگیرد بعضی از عزیزان برنامه میدهم بهشان، برنامه را اجرا کنید، بعد مثلاً شش ماه میآید میگوید که خب چه کار کردی؟ میگوید که ذکرهایش را گفتم. ذکر به تنهایی کافی نیست. تو باید تو این باشگاه تمرینت را انجام بدهی. ذکر زمانی اثر دارد و دعا که تو عمل هم بکنی. هی رفتم توسل کردم اثر ندارد، هی رفتم اثر ندارد حرم، نه. عملش را بکن. توسل. رابطه اصلاح بشود.
ذکر «یا مانع» و «یا دافع»
جمع کنیم. تو قادری این کار را انجام دهی و «دفع ما وقع فی» دفع که میگوید کلمه دفع، یعنی من مبتلا شدم، گرفتار شدم، حالا میخواهم تو برش داری این را دیگر. این را برش داری. به مشکل خوردم دیگر. تو هر جهتی، تو پنج بخش هم به مشکل خوردم. خدایا تو وسایل اقتصادی و مالی به مشکل خوردم، تو مسائل بدنهایم و گیاهیم و تغذیهام به مشکل خوردم، تو مسائل حیوانی به مشکل خوردم، مسائل اجتماعی، سیاسی، خانوادگی به مشکل خوردم، تو مسائل علمی به مشکل خوردم، تو مسائل با تو، با غیب، با امام زمانم به مشکل خوردم. پس تو فقط میتوانی بیایی دفع بکنی آن را، برش داری از من. برای همین هم تو ذکر عمومی، باز تأکید میکنم، ذکر عمومی آن چند تا ذکری که من تو برنامههایم دادیم، یکی «یا مانع» مانع شد، صد و شصت و یک مرتبه. خدایا چیزی بیاید سراغ من نگذار. اگر قراره مشکلی ایجاد بشود چون اسم خدا مانع است دیگر. خدا میتواند مانعش بین بندهاش و مشکلات. یا «یا دافع» دافع یعنی آمده سرم دیگر. الان دیگر اشتباه کردم، لغزش کردم، آمده سرم. حالا الان به مشکل خوردم. از من برش دار. مریضی، سختی، گرفتاری، هرچی هست. دافع، صد و پنجاه و پنج، عمومی است که به ما دستور دادند از اینها استفاده کنیم. اسما چقدر خدا به ما تو قرآن، تو روایات که از این اسمهای خدا و با توانمندیهای خدا استفاده کنید. قدرت ما هستند، اسلحه ما هستند. شما اگر علیه تانک بیاید اینجا مثلاً به ما حمله کند، ما باید با تفنگ که نمیتوانیم بزنیمش، با کلت که نمیتوانی بزنیش، با تفنگ که نمیتوانی، باید بهش چی بزنی؟ باید آرپیجی بزنیم، نابود کنیم. استفاده کنیم برای دفع هر مشکلی، نابود کردن هر مانعی، از اسمهای خدا استفاده بکن. این را خیلی مهم است که از این اسما استفاده بشود.
«فعل بی» و مهربانی خداوند
بعد آخرش میگوییم چی؟ «فعل بی» خداوند میگوییم «فعل بی» با منی که گفتم مهربان باش. هم رفع کن، هم دفع کن. تو میتوانی من را نجات بدهی خدایا. این کار را کن با من. چقدر خوب است آدم یک الله دارد به این قدرت. معشوق دارد به این عالی که بینهایت تو را دوست دارد. تو ما هیچ وقت عشقمون به او نمیرسد. «عشق معشوقان ولی افزونتر است، لیلی از مجنون بسی مجنونتر است.» لیلی همیشه عاشقتر از من به او میگویند مجنونها ولی لیلی عاشقتر است. رابطه پدر و مادر و فرزند. پدر مادر عاشقتر هستند یا بچه فرزند؟ پدر مادر. هیچ وقت عشق یک فرزند به پدر مادر نمیرسد. هیچ وقت نمیرسد. هیچ وقت عشق ما به نسبت به حضرت معصومه سلام الله علیها، اولیا الهی، انبیا، ائمه، خیلی بینهایت ما را بیشتر دوست دارند چون ما نگاه صحیح دارند. ما را به بلندای ابدیت میبینند. روحشان در ما وجود دارد. ما از آنها آفریده شدیم، فرزندان حقیقی آنها هستیم. ما را هم برای مقام خودشان دوست دارند. «وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ» مقام که شما دارید خیلی بزرگ ما را میبینند و بزرگ دوستمان دارند. ما کوچیکیم، خودمان هم هی بخشیم، دست مشکلم، دست من را نگاه کنید، ما بیشتر هم با این چهار تا بخشمان میرویم سراغ ائمه، سراغ خدا. هیچ وقتمان رابطه برقرار نمیشود. آن پیونده هیچ وقت برقرار نمیشود. الهشان الله نیستش. برای همین ما هیچ وقت از این رابطه عاشقانه خوشمان نمیآید. چرا؟ چون کی را میبریم تو رابطه؟ یا بخش گیاهی را میبریم یا بخش حیوانی میبریم یا بخش عقلی که اینها او را نمیفهمند. فقط یک نفر هست تو وجود ما از این پنج تا من که آن میتواند خدا را بفهمد و خدا را معرفت داشته باشد باهاش و اهل بیت را و دین را. و آن باید فعال و بالغ شود. اگر بالغ نشود، هیچ وقت نمیتواند بفهمد دین را، نه دین را و نه معارف را و نه عبادت را و نه نماز را و نه ذکر را و نه ماه رمضان میآید ناراحت است. اعصابش خورده الان چه کار کنم یک ماهه؟ اصلاً نمیفهمد که این یک ماه ماه عسل است. از نماز نمیتواند، از قرآن نمیتواند. چون ما که غریبه را داریم تو رابطه با خدا میبریم، حل نمیشود.
ذکر «یا قوی» و «یا میسر»
بنابراین این را از خدا بخواهیم. رفتار کن، حل کن مسئله را. من هم زورم هم نمیرسد به خودم. خودت قوی میکنی. ذکر «یا قوی» که برنامهها دادم، شانزده مرتبه. «یا میسر» عمومی هستش، آسانکننده. خدایا همه چی آسان. خدا بگوید خالصانه برود و درست بگوید، با توجه، با تمرکز، نه با حواسپرتی و با باور، با ایمان اینها را بگوید، خیلی از مسائل حل میشود. یک صلوات ختم بفرمایید.
اسم اعظم «یا ذالعرش العظیم»
آخرش یک اسم اعظم دارد که آن را اگر بهش توجه بکنیم، خیلی سؤالمان حل میشود. یعنی امام سجاد چون ریاضیات «کل شیء» دستش است دیگر. چون فرمود: «کل شیء عنده بمقدار» «احصا کل شیء عددا» خدا برای هر چیزی عدد و اندازه قرار داده. امام یعنی چه؟ امام قرآن میفرماید سوره یاسین: «کل شیء احصیناه فی امام مبین» محاسبات هر چیزی غیر از خدا تو دست امام است. آغاز برای شب قدر که میخواهید آماده بشوید، حالا باز منابع امشب یادم باشد معرفی کنم، حواست باشد تو میخواهی با کسی پیوند برقرار کنی که همه عددها، ارقام، رزق و روزیها، همه چی دست این آدم است. همه کاره است. خلیفه الله شوخی نیست. یدالله، عین الله، وجه الله. خلیفه است، مثل اعلاست این. بیخود یک لفظ را تو دعا نمیآورد. اگر آورده شما باید بدانید که چرا تو بیان رابطه عاشقانه یا استغاثه یا دعا یا هر چیزی این کلمه جایش چیست. اگر با توجه به آن کلمه نشوی، در واقع رمز را نمیتوانی باز کنی. یعنی الان حضرت اینها را گفت، گفت، گفت، آخرش یک جمله دارد، این را دقت کنید: «یا ذالعرش العظیم» اینها کلماتی است که ما معمولاً سراغش نمیرویم. تو قرآن هم نمیرویم سراغش. خیلی هم با این چیزها کاری نداریم. «یا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ»
عرش و کرسی
عرش چیست؟ ما یک کرسی داریم، یک عرش داریم. کرسی فقط یک بار تو قرآن آمده: «وسع کرسیه السماوات و الارض» یعنی معنای مادی کردن حتی من در کتابهای متأسفانه اهل سنت زیاد است این. مسیحیها که دیگر خیلی بدتر یا یهودیها. کرسی. وقتی ما میگوییم یعنی یک چیزی که بلند است، ارتفاع دارد. به زیرش میروند، زیر کرسی برویم. یا مثلاً یک مقام میگویند کرسی استادی دانشگاه را دادند به ایشان. درسته؟ یک مقام، یک قدرت، یک علم است. شما وقتی میگویید «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» یعنی یک چیزی، حقیقتی وجود دارد که تمام آسمانها و زمین تحت این موجود هستند، تحت این مخلوق هستند. بهش میگویند کرسی. همانطور که در روایت داریم، تمام این ستارهها و کیهان و کهکشان و که شما میبینید میلیاردها سال نوری، خیلی تکاندهنده است. یعنی نور با سرعت سیصد هزار کیلومتر حرکت میکند در ثانیه. میلیاردها طول میکشد سال این باید برود میلیاردها. ما سالمان پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، صد سال است. میلیاردها ساعت به یک جا برسد. اینکه ما مثلاً میآییم تلسکوپ میاندازیم میگوییم آها این مثلاً آن ستاره الان با ما نمیدانم آنقدر سال نوری فاصله دارد. خیلی سال، هزاران سال مرده، نابود شده، نورش منفجر شده و نورش آمده میلیاردها سال. تمام این قرآن «السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ» ما آسمان دنیا را با زینت ستارهها مزین کردیم. یعنی آسمان پایین، دنیا یعنی پایین، نزدیک. آسمانهای بعدی دیگر اصلاً ستاره و اینها ندارد. اصلاً از این چیزها که الان ما داریم تو تلسکوپها میبینیم، اینها همش آسمان اول است. چقدر عظمت دارد بشر. اعتراف میکند الان دانشمندها که ما هرچی که تا الان شناختیم به ده درصد هم نرسیدیم. چقدر عظمت دارد. کی میتواند اصلاً این را درکش بکند؟ آسمان اول. میلیاردها کهکشان ما داریم. نه ستاره، زمین، نمیدانم منظومه، نه ها، کهکشان. کهکشان راه شیری این همه عظمت دارد. و تمامش هم حرکتهایی که میلیونیوم ثانیهاش حساب میشود. آنقدر دقیق. بعد میفرماید این آسمان اول خودش در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه است. یک حلقه دستتان هست در آسمان اول. ببین چقدر آسمان دوم بزرگ است. آسمان دوم خودش در مقابل آسمان سوم یک حلقه است. آسمان سوم در مقابل آسمان چهارم یک حلقه است. آسمان چهارم، مرکز روایات ما به آسمان چهارم کار داریم دیگر. حضرت مسیح نقل است که در آسمان چهارم زندگی میکند فعلاً. خدا رحمت کند سید هاشم حداد را، یک موقعی شاگردش ازش یک چیزهایی را مخفی میکرد. آسمان چهارم چه خبر است؟ این روح تا آنجا میرود. بالاتر، خیلی بالاتر. تا آسمان هفتم. همه اینها در مقابل کرسی مثل یک حلقه است. کرسی که عظمتی دارد. کرسی مخلوقی است که تمام عالمی که با حد و اندازه و مقدار و اینجور چیزها روبرو هست، همه را دارد. خود کرسی در مقابل عرش همین مقدار کوچک است.
عرش و مقام اهل بیت
در مورد عرش، عرش چیست؟ اسمهای مختلفی دارد. مثلاً معنای لغویش یعنی تخت یا سقف. مثلاً بگوییم عرش این ساختمان، مثلاً سقف بهش میگویند عرش چون بلند است. هر چیز رفیعی را میگویند. فلانی روی تخت نشسته، تخت پادشاهی نشسته، بهش میگویند عرش. در مورد عرش خدا، قرآن میگوید: «عرش العظیم» «عرش المجید» یعنی چه؟ پس عرش خودش یک کارگاه میطلبد. یعنی حداقل بیست ساعتی را وقت بگذاریم فقط روی این بخش کار کنیم، عرش چیست. عرش مقام احاطه خدا، سلطنت خدا، فرمانروایی خدا بر ماست. یعنی غیر خودش. آن احاطه علم خدا، مقام. حالا این عرش با این عظمتش، خدا میگوید چی؟ «الذین یحملون العرش و من حوله» عرش یک چیزی است که حامل دارد. قرآن هم میفرماید حاملینش هشت تا هستند. در قیامت هشت تا هست. «و من حوله» کسانی که اطراف عرشاند. پس معلوم است عرش خودش محدودیتهایی دارد که اطرافش کسانی میچرخند. شما در زیارت جامعه به مثل اعلا یعنی خداوند به اهل بیت علیهم السلام میگویی چی؟ «خَلَقَکُمُ اللّٰهُ أَنْواراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ» خوب دقت کن داری با کی حرف میزنی. میگویی خدا شما را به شکل نور آفرید، حول عرش خودش به گردش درآمد. این شخص احاطه به کل عرش دارد. تو بحث مقام عروسی حضرت زهرا من توضیح دادم دیگر. پیامبر فرمود خداوند چند هزار سال قبل از خلقت نور فاطمه را در عرش آفرید. حضرت زهرا یک مقامی دارد فوق همه این مخلوقات. مقام عرشی یعنی حضرت زهرا یک مقام تدبیری مدیریتی نسبت به کل ماسواالله دارد. اینجا شما میگویید همه ائمه اینجوری هستند. هم حامل دارد، هم بگویید کسانی دور این عرش خداوند گردش میآیند. حول عرش خداوند. مقام بزرگی برای معصوم حساب نمیشود که معصوم مقامش عرشیه، آنجا قرار دارد. ارشد از معصوم. شاگردهای اینها بعضیهاشان، شاگردهای معصومند. میگویند اگر عرش خدا را صدها هزار برابر بکنید، یا یکی از بزرگان مرحوم سید هاشم عاملی، سید حیدر آملی، یک میلیون برابر بشود، تو سینه من گم است. تو سینه من. سینه من از آن بزرگتر است. آدم به کجا میرسد؟ انسان چیست؟ انسان چیست؟ کجاها میتواند پرواز بکند؟
عظمت انسان و قلب مؤمن
لذا شما وقتی میگویید عرش خودش خیلی عظمت است. این کلمه برای اجابت دعاها چی میگویی؟ «یا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» عظیم بس است دیگر. چرا این را حضرت آورده؟ همه بدبختیهای ما مال کوچکی است. مال تنگی، مال تنگنظری است. روح ما وقتی کوچک است غمگین میشود، دعوا میکند، اختلاف میکند، حسادت دارد، احساس بدبختی دارد. همه بدبختیهای بچهام اینجوری، شوهرم اینجوری، زنم اینجوری، داییم اینجوری، خونم اینجوری، عموم اینجوری، نمیدانم. همه بدبختیهای ما مال کوچکی است. طلاقها، دعواها، درگیریها، احساس تنهایی، احساس گدایی عاطفه مال کوچکی است دیگر. اگر کسی ثروتمند نباشد گدایی نمیکند از کسی. ثروتمند شما سراغ سر کوچه وایسا پول از کسی قرض بگیرد یا گدایی کند؟ میلیونها نفر هم میدهد. گدایی کار کیست؟ کار گداست. امام میخواهد تو را تربیت بکند که تو از اول با عظیم سر و کار داشته باشی. یعنی خودت، یعنی خودت الله. شما توی ماه عسل با خدا داری، خوراک چیست؟ یک کسی میخواهد که بتواند با خدا برود تو خلوت. ما چون بخش زنانی که مردم ضیافت چیست؟ چرا خدا همش به ما میگوید نکن، نخور، نمیدانم نبین. ما احساس محدودیت میکنیم تو حج، توی روزه و در عبادات حیوانی است. رابطه از پس رابطه بر نمیآید. مثل اینکه شما مثلاً یک بچه پنج ساله را پیش یک پروفسور ببینی، سریع کلاس یک دانشمند بزرگ او هیچی نمیفهمد از اینها. اگر خودت که بزرگی و عظیمی، حواست به این باشد و خودت را بزرگ ببینی. خدا رحمت کند آقای علامه اسدزاده رحمت الله سلام الله علیه فرمود: بزرگی، بزرگزاده هستی، بزرگ ببین خودت را. خدا تو را بزرگ آفریده: «نفخت فیه من روحی» از روح خودم دمیدم. بفهم شخصیت تو کیست. قدر خودت را بدان. عاشق خودت شو. دروغ میگوید من شناختم. چون معرفت علامت دارد. و این اصلاً ندارد آن علامت را. معرفت رحمانیت، رحیمیت دارد، آرامش دارد و شادی. آدم اینجوری نیست که با زنش مشکل دارد، با شوهرش مشکل دارد، بچههایش مشکل دارد و مردم محلش مشکل دارد، با استادش مشکل دارد، با شاگردش مشکل دارد، با همه مشکل کوچکی است دیگر. پیدا میکند. عرش را دارد بهت میگوید که ذهنت و روحت یواش یواش بیفتد به این. پرواز کنم. من باید بروم یک جایی. مگر مرحوم سید هاشم حداد کی بود؟ مرحوم سید هاشم حداد بود دیگر. حداد آهنگر است. ولی وقتی یک مربی خوب پیدا میکند مثل علی آقای قاضی، آنقدر عظمت پیدا میکند، آنقدر رشد پیدا میکند. چون انسان گفتیم برای رشدش سه تا رحم دارد. رحم زمانی مثل مثلاً ماه رمضان، ماه شعبان، رجب. تو زمانها یک دفعه روح منفجر میشود مثل موشک میرود. اگر بلد باشی ازش استفاده کنی. فوت و فن رجب چیست؟ فوت و فن شعبان، شعبان من چه کار کنم؟ شعبان میآید ماه رمضان دیگر خیلی قدرت. هر سال بدتر از سالهای قبل. پس ما اصلاً رشدی نمیکنیم. اگر انسان بلد باشد تو رحم رشد بکند، ارتباط باید با رحم برقرار شود. قرار بگیرم. بچهام که قرار میگیرد خدا میگوید چی؟ «جعلناه فی قرار مکین» که محکم است، تکان نمیخورد جایش. مادر هر کاری هم بکند. بچههایی که دو ماه، سه ماه، چهار ماهه سقط میشوند مال این است که جایشان رحم نمیتواند نگه دارد. تو رحم دنیا آن قرار مکین چیست؟ من کجا باید بروم خودم را ببندم که اگر آنجا بستم دیگر سفت نمیشوم؟ کجا ببندم خودم را؟ جواب دادیم آخر جلسه هم راهنمایی میکنم موضوع امروز.
فشار قبر و وسعت روح
وقتی میگوید عرش، قیمت خودت دستت باشد. فرمود: «لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لاَ أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی اَلْمُؤْمِنِ» آسمانها و زمینم گنجایش من خدا را ندارند. ولی یک جا هست، یک چیزی هست گنجایش من را دارد. الله اکبر. نمیگوید گنجایش کرسی، گنجایش عرش. یک گنجایش کی؟ گنجایش معنا دارد. آن چیست؟ آن قلب بنده مؤمن است. یعنی بنده مؤمن میتواند خلیفه الله، همه اسما را تو خودش بیاورد، تمام توانها را بیاورد. بارها عرض کردم جوشن کبیر میخوانید فقط اسم خدا نیست، اسم خودتان هم هست. کما اینکه وقتی دارید جامعه کبیره میخوانید آنها اسمای ائمه فقط نیستند. جامعه کبیره که میخوانید: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَهِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِکَهِ، وَمَهْبِطَ الْوَحْیِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَهِ، وَخُزَّانَ الْعِلْمِ» تا آخر. باید بفهمی اینی که داری به این عظمت یادش میکنی، اصل بابای توست، اصل توست. تو از این آدم آفریده شدی. احمق هستند یعنی خودشان را زن و مرد میدانند اصلاً معرفت دارند. نسبت به ائمه حسادت میکنند. عاشق این خانوادهاش بشود به این بزرگی. شکر کن و خدا را که خدا من را تو این خونه به دنیا آورده. پدر مادر زمینی من که اصلاً قیمت من نیستم که بگویم مثلاً بابام فلانی است. من احساس شکست بکنم، احساس حقارت کنم. اونی که خودش زن و مرد نمیداند اصلاً با پدر مادرش و خانواده زمینی اصلاً خودش را مقایسه نمیکند که بخواهد خوش به حال فلانی باباش مثلاً فلانی است، من بابام فلان. این آدم. دقت کنید چی دارد میگوید. خب «لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لاَ أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی اَلْمُؤْمِنِ» حالا شما نگاه کن این قلب چقدر میتواند وسعت پیدا کند. چقدر میتواند وسیع بشود. بهشت را رتبه کند تو خودش. بارها گفتیم انسانشناسی بهشت توی نفس توی بهشت نیست. چون نفس خیلی بزرگتر از بهشت است. شهید چی میگویید؟ میگویید «عند ربهم» «عند رب» از بهشت خیلی بالاتر است. شهید «عند ربهم» پیش خود خود مربی هستند. شهید چقدر عظمت دارد. مادر شهید، پدر شهید، همسر شهید، فرزند شهید. قدر خودشان را باید بدانند. بعد چی؟ تو این ماه عسل است که گفتم اگر ما برویم، شاید یکی پیدا شود برود ماه عسل. ماه رمضان. یک نفر پیدا بشود برود بالاخره یک نفر از ما موفق شود برود با خدایش سیر و سلوک ماه عسل. ماه عسل رابطه باید چه جوری باشد که قوی باشد؟ رابطهای بشوید که میخواهید بنای یک عمر زندگی را بگذارید. ماه عسل به عنوان پایه زندگی تا آخر عمرت میگذاری بلکه بعد از عمرت تأمین. اینجاست که شما باید بدانی که تو ماه عسلی که با خدا داری و قراره یک رابطه دائمی، ابدی، جاودانه. چون خدا فرمود شما هشتاد بار دارد تذکر میدهد شما جاودانه هستید، ابدی هستید، عمرتان به اندازه عمر من است. هشتاد بار خدا دارد میگوید تو انتها، آخر نداری. بدان عظمت یعنی چی. تو آنقدر عمر داری. باید پرش کنی این را. درست پر کنی عمر را. رابطه با معشوقمان بشویم. اما این رابطه مال الان نیست، مال دنیا نیست، مال برزخ تا قیامت، از قیامت تا ابدیت. به خدا نکند آدم رابطه آدمی که آنقدر وسعت دارد که بهشت یک گوشه سینهاش جا میگیرد، فشار قبر داشته باشد بعد مردن. چقدر مسخره است. چقدر بد است آدم فشار قبر داشته باشد. قبر یعنی چی؟ توضیح دادم قبر یعنی چی. روح خودت، نفس خودت. آدمهای حسود، آدمهایی که دائم از زندگیشان با بقیه مقایسه میکنند، آدمهای بد اخلاق، آدمهای رنج، آدمهای کینهای، فشار قبر دارند دیگر. این آدم باید وسعت پیدا کند. وسعت پیدا نمیکند. همیشه روحش آسیب. آنقدر تنگ است با یک مشکل مالی میریزد بهم، سکته میکند. با یک بدن، با یک سرطان یک دفعه میبینی اصلاً با خدا قهر میکند. اصلاً هم فلانی مریض شد پس من با خدا رابطه. شوهر طلاقم داد، نمیدانم من زنم را طلاق دادم، زنم ازم طلاق گرفت، نمیدانم مریض شدم، بدهکار شدم، ورشکست شدم. کلاً غیب و ابدیت و معشوق، همه فراموش میشود. آدم تنگنظر، کوچولو میشود. بگذارش کنار امام صادق، کنار امام باقر که الگوهای من میگوید دیدم آقا خیلی نگران کوچه قدم میزند. گفتم آقا چیست؟ گفت بچهام مریض است. بابا است دیگر، عاطفه دارد. رحمان، رحیم. «اولادنا اکبادنا» بچههای ما جیگرهای ما هستند. یک ذره بچه بالا پایین میشود جیگر آدم میسوزد. طبیعی است. گفت به حضرت دلداری دادم و رفتم برگشتم حضرت چقدر راحت است، خندان است اینها. گفتم آقا شفا گرفت الحمدلله. نگران بود حالا که مرده. «سبحان الله، سبحان الذی یقتل اولادنا ولا نزداد له الا حبا» منزه است خدایی که فرزند ما را میکشد و ما جز عشق و محبت تو دلمان چیزی اضافه نمیشود. کفشم را دزدیدند. نمیدانم رفتم حرم چند ساله دارم بهش میگویم من زن میخواهم بهم زن نمیدهد. سر چه چیزهایی آدم قهر میکند با خدا. پسر، شوهر، سر زن، شوهرم قدرم را ندانسته، بهم خیانت کرده. افسرده است. حواسش نیست که زن نیست فقط. حواسش نیست آدم است. حواسش نیست معشوقش کنارش است. تو آغوش معشوقش را نمیفهمد. بیمعرفت این است دیگر. آفتی نبود بدتر از ناشناخت. هیچی بدتر از جهل نیست. «اشد البلا فقر النفس» علی علیه السلام فرمود: شدیدترین مصیبت روح یک آدم فقیر باشد، کوچک باشد. «آفتی نبود بدتر از ناشناخت تو بر یار و ندانی عشق با یار را، اغیار پنداری همی. همیشه با خدا غریبهای. شادی را نام بنهادی غمی.» این شادی، عشق، محبت، تحت پوشش خدا بودن چه خبره خوش به ما میدهد. هرجا باشید پیشتان است. چقدر شادیبخش است. بعد میگوید من میترسم، تنهام، هیچکس را ندارم، غریبم. فرشتهها، اهل بیت، حضرت معصومه، شهدا، شهدا اصلاً اسمشان شاهد است دیگر. همیشه انبیا، مؤمنین، صدیقی. خونمون با ما دوست باشد، همه فامیلم با ما خوش. این همه من خواهر برادر مؤمن دارم که میتوانند مونس من باشند، دوست من باشند. پر کنند اصلاً. بیش از پدر، بیش از مادر، بیش از همسر، بیش از خواهر و برادر. مؤمنین عشقهایشان با عشق زمینی که یکی نیست نسبت به همدیگر. مؤمنین ارتباطشان الهی و فوق عقلانی است. نگاهشان، علاقههایشان به همدیگر یک چیز دیگر است اصلاً. قالب تن نمیآید. در قالب حیوانی، زنانگی، مردانگی نیست روابطشان. ما الان عاشق رهبرمان، اماممان هستیم. ملتها، میلیون آدم حاضرند جانشان را فدای این ولی خدا بکنند. عشق از کجا آمده؟ عشقش را مردم به امام امت داشتند. عشقی که آنها به مردم دارند از کجا آمده؟
ماه عسل با خدا
بعد میرویم سراغ آخرین حرف. توی این ماه عسل خدا تو را خیلی بزرگت میکند به شرطی که بروی تو. یعنی تو بروی تو ماه عسل. آن خانومه را نبری، آقاهه را هم نبری. با خانم زنانگی میروی تو ماه رمضان همش از افطار قبلش وحشت. فردا میخواهم روزه بگیرم. رضا مجبوری سحر همش حرص بزنی چقدر بخورم، چی بخورم تشنه نشوم، چی بخورم. فرار میکنیم از خدا. افطار هم که میشود باز انتقام بگیری. بخور بخور تا سحر. اصلاً نمیفهمد اصلاً ماست، اصلاً ما عسل چی بوده. یعنی این جوکی که ما میگوییم و همش میخندیم و جوک تکراری که آقا امام حسن آمده خیلی خانم چرا ناراحت است؟ میگوید زنم را یادم رفته بود ببرم. مسئله به همین ابتذالی که ما داریم تعریف مسئله عمر ماست با خدا. به ما هیچ وقت. وقتی میروم خانه نامزدم کلی تو دلم هست الان بروم نامزدم را ببینم با هم بنشینیم حرف بزنیم. الان برای امتحانات مادر زن بیاید پیشش بنشیند. چه رابطهای میشود؟ رابطه مادر و فرزندی به درد نمیخورد. رابطه دو تا معشوق که نیستش که. قرآن خواندنمان هم همین است. نماز خواندنمان همین است. حالا خدا وقتی تو میخواهی خوراک بهت بدهد، دعاهای ماه مبارک مرکز. یعنی به وصال یک مهمانی اعیانی خدا برایمان شوقش برای محبوبش و عاشقش یک مهمانی راه انداخته. دعای سحر همش درخواستهای بینهایت طلبانه. سحر ما بیشتر معمولاً میخوریم، میشنویم. نمیخوانیم. بعد فقط سالهاست فقط موقع خوردن داریم میشنویم آن هم علامت این هستش که تا کی میتوانیم بخوریم. دعای سحر، دعای ابوحمزه. روزها، روزها، روزها که اصلاً ما مثلاً معمولاً ما روزها چون گرفتاریم خیلی نمیرویم تو این روابط عاشقانه. روزانه چه مناجاتهایی، چه دعاهایی خدا گذاشته. میخوری به مغرب. مغرب که تازه افطار هم کردی. بزرگترین پذیرایی خدا افتتاح. افتتاح دعای افتتاح همان قرار مکینی هست که تو باید بروی بچسبی توش، محکم ببندی خودت را. به شرطی که دعای افتتاح را تقلیدی نخوانی. عربی نخوانیم. آنهایی که عربی بلد نیستند نمیفهمند. فارسی بخوان. بعد هم این کلمات دعای افتتاح را از طرف خودت بگو. اگر کسی بتواند دعای افتتاح را خودش بگوید و باور هم کند این حرف را بزند، اگر خودت بگویی خیلی عالی است. تو روزها بعد هر نماز یک چیزی خدا گذاشته. خب رابطه عاشقانه است. شما را با دو تا اسم خیلی تکرار دارد، خیلی آشنات میکند. «یا علی و یا عظیم» خیلی میبرد بالا. چرا از بین همه اسما میگوید تو باید با این ارتباط بگیری؟ علی علو دارد. بعث. با این زندگی کنی. نمیشود آدم مثلاً برود زن ولی خدای پیغمبر بشود. یک آدم برجسته بزرگ بشود بعد درک نکند همسرش را. وقتی درک نکند میشود زنهای پیغمبر که قدر نمیدانستند، اذیتش میکردند سر خالهبازی، خون دل به پیغمبر و به جای که کنار پیغمبر بزرگ شوند، کوچولو شدند. لوط، زن نوح. خدا جالب است که مثال کفر هم همین دو تا زن را میزند. «ضرب الله مثلا» زیر نظر دو تا پیغمبر خدا بودند. هر دو اندازه اینها را نمیفهمیدند. کور بودند. شوهر نوح، لوط را نمیفهمد. مثل خیلی آقازادهها که مثلاً الان باباهایشان از علما و بزرگان هستند، قدر باباش را نمیفهمد. همسر یک آدم بزرگ است، نمیفهمدش. با هم مشکل پیدا میکند. سر خالهبازی، زندگی با یک آدم به این عظمت دعوا راه بیندازد. بچههای عالم نمیفهمندش. بگذار پیامبر فرمود: بیرغبتترین مردم نسبت به یک خانواده و همسایههایش هستند. عادت دارم بهش. حجاب عادت نمیگذارد ازشان استفاده کنیم. این هنر میخواهد که اگر آدم با یک آدم قدرتمند بزرگ سر و کار دارد، حجاب عادت از روی خودش بردارد، درست نگاه کند طرف را. وقت درست نگاه نکنی پیغمبر هم که بیاید حالا فردا آقا امام زمان بیاید همین جوری است. سیزده تا را کشتند دیگر. چون نمیفهمیدند کیستند. این یک دانه هم هزار و دویست سال از دست ما آواره است. شما هم نمیفهمیم امام زمان کیست. امام زمان جمکران، حرم و اینها ولی یعنی چی. و چرا تو در زیر دست ما آواره است، درد شده است، تنهاست و غریب است. «یَا عَلِیُّ وَ یَا عَظِیمُ یَا غَفُورُ» چه اسمایی انتخاب کرده. انسانشناسی نداشته باشی و معرفت نفس نداشته باشی اصلاً با این اسما نمیتوانی ارتباط بفهمی. به عنوان یک انسان چرا خدا برای تو علی و عظیم گذاشته؟ اگر نفهمی نماز هم که میخوانی باز «سبحان ربی العظیم» این خیلی قدرت دارد توش. اگر یک کسی خودش را شناخت، خم میشود تو رکوع، تمام مشکلات حل میشود. تمام گرفتاریها، وسایل که تو روح آدم هست حل میشود. یا «سبحان ربی العظیم» میگوید تو میگوید مربی عظیم. خودم خیلی باحال است این ذکر. چقدر شیرین است.
تمرین برای نماز و ذکر
حالا قبل از نماز تمرین کنند آن رابطه را. دیدی آدم وقتی میخواهد برود پیش یک بزرگی یک رابطه برقرار کند تو خیالش صد بار رابطه را برقرار میکند. حالا هر رابطهای باشد، رابطه شکمی هم باشد، این میخواهد مثلاً امروز یک جوجه بزند، چهل دفعه سیخ بانه، درست کردنش را نمیدانم، سس زدنش هی تو ذهنش هست. یک پارک میخواهد برود، یک نمیدانم تفریح میخواهد برود، یک مسافرت به خاطر خوابش را میبیند. تو خیالش میرود این رابطه را برقرار میکند. چون برایش خیلی مهم است. فردا میخواهم با یک همچین آدمی حرف بزنم، میخواهم بروم پیش یک آدمی. خراب میکند کار را. والا اگر کسی حواسش باشد، باید مدتها کار کند روی اسم عظیم. عظیم چیست؟ تکرار کند «سبحان ربی العظیم» میتوانم بگویم یک بار، یک بار دیگر بگویم «سبحان ربی العظیم» «سبحان ربی» هی بگوید تو یک دفعه آن اتفاقه بیفتد تو دلش. حالا رفتی سجده. سجده سر را پای خدا گذاشتن است دیگر. حضرت فرمود: سر را پای الله است. «سبحان ربی الاعلی» آدم تا خودش را نفهمد، نشناسد، نمیداند چرا ربش در رکوع عظیم است و ربش در سجده اعلاست. لذا هیچ وقت با این ذکر ارتباط نمیگیرد. نفهمد، نفهمد، نفهمد، کور است، کور است، کور، کره، کره، کره میمیرد. آقای یک بار آدم بتواند تو رکوع بگوید «سبحان ربی العظیم» «سبحان ربی الاعلی» وقتی دارد میگوید قلبش باهاش بیاید. ذکر مثل خطبه محرمیت. آدم میخواهد با یکی محرم شود. میگوید خطبه باید به قصد انشا خوانده بشود. واقعاً دو نفر قصد داشته باشند محرم هم بشوند. محرمیت یک سری قوانین دارد دیگر. بعد بنشینند این را انشا کنند. یعنی بگوید من الان میخواهم مثلاً همسر فلانی بشوم با این مهریه. یا عاقد باید قصد انشا داشته باشد. خودمان بلد نیستیم بخوانیم، عاقد بیاید با قصد محرم شده، زن و شوهر شدن دیگر. و با حیا عالم روابطی که روابط حقوقی، روابط اقتصادی، اخلاقی، عاطفی، معنوی، روابط جنسی، همه چی شد چون یک خطبه خوانده شد. ذکر و دعا قصد انشا را قلب داشته باشد وقتی دارد میگوید «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ» «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى» اگر این اتفاق افتاد آن محرمیت میشود. بارها گفتم اگر کسی یک بار زیارت عاشورا یا زیارت نامه حضرت معصومه را بتواند بخواند، خودش به خانهها. از جایی که دارد شروع میکند میخواهد بگوید الله اکبر، سبحان الله، الحمدلله، با تعدادش «السَّلامُ عَلَىٰ آدَمَ صِفْوَهِ اللهِ» «السَّلامُ عَلَىٰ نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ» بعد خطاباً «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ» یعنی حواسش باشد حرم حضرت معصومه چهارده تا معصوم دارد نگاهش میکنند. فکر نکن پیغمبر مدینه است، آن بدن پیغمبر است. حواسش باشد پیش چهارده معصوم وایسا دارد حرف میزند. تازه چهارده تا تماشا کنی با یک خانمی که به تنهایی امام صادق میفرماید تمام شیعیانم را در محشر قیامت به شفاعت و وارد بهشت میکنم. چیست این بانو؟ ذکر باید مثل خطبه عقد چی باشد؟ انشا توش باشد. قرآن هم که میخوانیم همینطور. نماز هم که این احتیاج به تمرین، کسب معرفت دارد تو ارتباط برقرار. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.