فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
رب العالمین و تربیت الهی
خداوند تبارک و تعالی که رب العالمین است. رب یعنی مربی، اونی که استعدادهای متربیان خودش رو پرورش میدهد. این کلمه نزدیک به هزار بار در قرآن آمده. در موجودات، استعدادهای مختلفی خداوند تبارک و تعالی قرار داده. در انسان، جنبههای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و انسانی یا فوق عقلی قرار داده. روش تربیت الله این هست که انسان در هر بعدی به بلوغ و معرفت برسد، تا خودش احساس نیاز کند. چیزی به اسم احساس نیاز، تشنگی یا هوس حتی، بخشی از تربیت الهی است. شما مثلاً یه موقع میبینید در خانه یا محل کار یا جایی یه دفعه هوس یه خوراکی را میکنید. یک خوراکی. می گویی که بروم این را تأمین کنم. وقتی که میخوری، بدنت از طریق هوس به شما یادآوری میکند که من الان به فلان ماده نیاز دارم، فلان ویتامین را میخواهم، فلان چیز را لازم دارم. همین که هوس می کنی، بروی فلان چیز را تأمین میکنی، نیازت تأمین میشود. خداوند از طریق احساس نیاز، ما را به سمت برطرف کردن نیازمان سوق میدهد. هر کدام از بخشها که بلوغ داشته باشند، سالم باشند، به طور طبیعی پیام نیاز را به ما منتقل میکنند.
اهمیت احساس نیاز در تربیت
الان بعضی وقتها مادرها بچههایی دارند که شیر نمیخورند یا غذا نمیخورند، احساس نیاز به غذا نمیکنند. مادر و پدر نگران میشوند که خب این چرا گرسنهاش نمیشود؟ چرا بی میل هست؟ میترسند، حق هم دارند. دیگر آنقدر با پزشکان مختلف مشورت میکنند تا پزشکان این بیماری را درمان کنند؛ یعنی بچه احساس گرسنگی بهش دست بدهد، احساس تشنگی بهش دست بدهد. خب چرا مادر این را میخواهد یا پدر؟ برای اینکه این بچه اگر احساس تشنگی و گرسنگی نکند، نیازش تأمین نمیشود، بدن میمیرد. آب نمیخواهد، در حالی که خب سلولها آب را لازم دارند، غذا را بدن لازم دارد. خوردن تابع میل نیست. بعضی از انسانها این جنایت را میکنند، میگوید میل ندارم، احساس نیاز به آب ندارم، احساس نیاز به میوه ندارم، احساس نیاز به دیگر سایر خوردنیهایی که خدا آفریده، احساس نیاز انسان نمیکند و بدنش فقیر میشود و انواع سرطانها و مریضیها و دردها، هم مشکلات روحی و هم مشکلات جسمی میاد سراغ انسان. این فقط به خاطر این هستش که شخص میخواد، شخص بزرگ نباید دنبال این باشد که من حالا الان این احساس را نمیکنم ولی بدن نیاز تأمین کند. در بچه پدرومادر بچه وقتی که این فعال نیست، پدر و مادر میروند این را با مشورت با پزشک فعالش میکنند، احساس نیاز کند. این وقتی بزرگ شه، احساس نیاز به درس نکند، درس میخواهم چیکار؟ به دردم نمیخورد. پدر و مادر نگرانند. یعنی بچه همین دیشب یکی رو برده بودن، یه بچهای را آورده بودن پیش من، مدرسه نمیرود اصلاً یا مدرسه نمیخواهم برم. خب نگرانکننده است چون آینده این بچه به خطر میافتد.
بلوغ در ابعاد مختلف وجودی
در بخش گیاهی، نیاز ما به غذا داریم، نیاز به حرکت و ورزش و جنب و جوش و رسیدگی به بدن و این چیزها. در بخش حیوانی، نیاز به حضور اجتماعی داریم، روابط اجتماعی. بزرگتر که بشویم، نیاز به ازدواج میکنیم. اگه یه خانمی یا آقایی گفت من اصلاً نمیخوام تا آخر عمرم، این نشون میدهد اون بُعد که نیاز به جنس مخالف دارد در این شخص هنوز بالغ نشده و فعال نیست و خب خطرناک هست، باید فعال بشود. خب تلاش میکنیم این بُعد رو به بلوغ برسانیم تا این احساس نیاز و این بلوغ حیوانی، روابط اجتماعی. کسی منزوی با همه قهره، رفت و آمد نمیکند. این نشان میده که این شخص هنوز اون بلوغ اجتماعی رو ندارد، رشد اجتماعی نداره که بتونه با دیگران رابطه برقرار کند. این فردا شوهر هم که میکنه، زود منفور خانواده همسرش میشود. زن هم میگیرد، چون رشد اجتماعی ندارد، روابط هم نداره و خود به خود هم منفور همسرش میشه، هم منفور بچههایش میشود، هم منفور مردم میشود. چون این آدم رشد رابطه نداره، بلوغ رابطه با دیگران را ندارد.
اهمیت احساس نیاز به یادگیری
در بخش فرشته یا عقلانی هم همینطوره. یه کسی احساس نیاز به یادگیری، مطالعه، شنیدن، کلاس رفتن، آموزش نکند، بگه من خودم بلدم، علامهام، نمیدونم. خیلی از خانمها وقتی میان پیش ما گله میکنند، میگیم خب حالا شوهرت بیاد. هیچکس را قبول نداره، نه مطالعه میکنه، نه یاد میگیره، نه کسی رو قبول دارد. خودش هم علامه دهر میدونه. خب این دیگه فاجعه است. احساس نیاز به یادگیری نکند، این نابود میکند و نابود میشود. خیلی خطرناک هست. برای اینکه در روایت داریم آدم جاهل روز قیامت دو برابر عالم، عالم بیعمل، عذاب میشود. عالم یه وظیفهاش یادگیری هست، کما اینکه همه انسانها چیزهایی که در زندگی احتیاج دارند، واجب است یاد بگیرند. شوهرداری، زنداری، تربیت بچه، هفت سال اول، هفت سال دوم، هفت سال سوم، دوران بارداری، قبل از انعقاد نطفه، همه اینها را انسان آموزش ببینید، تربیت اجتماعی، مسائل دینی. یه کسی دیگر بگوید خب خدا واجب کرده من یاد بگیرم، میرم یاد میگیرم اما تنبل عمل نمیکنه. اگه رفت جهنم، به خاطر بیعملی میگویند خب این یه وظیفه است که یادگیری بوده، انجام داده. عالم بیعمل را یه بار عذاب میکنند اما جاهل را دوبار عذاب میکنند. پیامبر فرمود. یه بار وظیفهاش بوده بره یاد بگیره، کوتاهی کرده، یاد نگرفته. یه بار هم به خاطر نفهمیش رفتار درستی نداشتد. دو برابر عذاب میشود. تنبلی میکنه، یاد نمیگیره. یادگیری واجبه. حالا اگه یه کسی در روحش احساس نیاز به یادگیری نکند، این خیلی فاجعه است که من نمیخوام بشنوم، نمیخواهم بخونم، حوصله نداره.
تنبلی، عامل اصلی جهنمی شدن
برای همین نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «بیشتر جهنمیها نه به خاطر گناهاشان جهنمی شدند، به خاطر تنبلیشان میان جهنم» حدیث خیلی کمرشکنی هست. به خاطر امروز و فردا کردن. «إنّ أکثر صیاح أهل النار » بیشترین صیحه، صیحه کار کدوم حیوانه؟ جهنمیها صیحه میکشن از شدت عذاب در جهنم. میگه بیشتر اهل جهنم به خاطر تنبلیهاشون هست، کارشون رو عقب میندازن. بیحوصلگی، تنبلی. آدم جهنم اساساً معلول و مخلوق تنبلی و بیحوصلگی است در شناخت وظایف و عمل است. این خطرناک است.
بلوغ انسانی و نیاز به خدا
بخش انسانی، بخش انسانی چون از جنس الله است، روح خداست دیگه. ما همهمون روح خداییم. اگه احساس نیاز به خدا نکنه، یعنی این فلجه الان. بالغ نشده، بلوغ انسانی پیدا نکرده. احساس نیاز به مسجد، حرم، حسینیه، روحانی، نمیدونم عزاداری، توسل، ذکر، مناجات. ولی کسی احساس نیاز نکنه، یعنی این هنوز بالغ نشده. مثلا مثل یک بچه پنج ساله است که وقتی بهش می گویند می خواهم زنت بدهم، حالش به هم میخوره، میترسد. یه دختر پنج ساله شوهرت بدم، چون بالغ نیست، نمیخواهد اصلاً. اما وقتی که بالغ میشه، شما بهش بگو شوهرت هم نمیدم، خودم می روم گیر بیارم. زنت هم نمیدم، دیگه خودم میرم زن میگیرم، چون احساس نیاز می کند. منتظر شما نمی ایستد. اگر یه کسی در بُعد انسانی احساس نیاز بهش دست نده، یعنی این هنوز بلوغ انسانی ندارد، بچه است. هنوز بلوغ انسانی ندارد. نماز اصلاً خواندم، خواندم، نخوندم. حرم، زیارت، دعا، نصف شب، سحر، قرآن، مناجات، توسل. اگه کسی نداره این حس را، یعنی که این هنوز بالغ نشده، هنوز نفهمیده آدم هست، یعنی باور نکرده. اگر شأن انسانی مورد باور انسان قرار گرفت، روح خود به خود مسجد میخواهد، الله میخواهد، نماز میخواهد، حرم میخواهد، ارتباط با خانواده آسمانی میخواهد. این عطش دائم است.
نیاز به خانواده آسمانی و معاد
چطور اگر بلوغ حیوانی پیدا نکنه، به پدر و مادر نیاز نداریم، پدر و مادرش رو ول میکنه میره. مرد بلوغ حیوانی نداره، زن و بچهاش رو رها میکنه میره. نه دلش تنگ میشود برای بچهاش، نه ناموسش، نه خانوادهاش، نه پدر و مادرش. چون این بالغ نشده این آدم. در مرحله گیاهی مانده. در بُعد انسانی هم کسی که احساس نیاز به خانواده آسمانیش، یعنی اهل بیت محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) این احساس نیاز را ندارد، یعنی اصلاً نفهمیده آدم هست یا موانعی دارند جلوی این ابراز را میگیرند، حالا یا شیطانه یا گناه. یه غفلتی است که برای امام زمانش تنگ میشه، نه دلش برای مادرش فاطمه زهرا تنگ میشود، نه دلش برای بهشت تنگ میشه، نه دلش برای خدا تنگ میشود. شما قزوینی که باشی، حالا برو مشهد مقدس هم که بری، یه مدت اونجا باشی، دلت برای شهرت تنگ میشه، باید بیام شهر خودم. طبیعی هم هست. از ایران که بری بیرون، چند وقت بعد دلت برای وطنت تنگ میشه. ما وطنمان دنیا نیست، ما اهل دنیا نیستیم. خداوند ما را از روح خودش آفریده: «نفخت فیه من روحی». این روح خدا هست که باعث میشود ما عشق به بینهایت، رشد بینهایت، تنفر از محدودیتها پیدا بکنیم. همین روح هست که باعث شده که ما معشوقمان بینهایت بشه و الله باشد. یعنی بگوییم اشهد ان لا الا الا الله، الهه. شهادت میدهم که من معشوقی غیر از الله، و الله عربی است. فارسی اگر بخواهی بگویی یعنی کمال بینهایت، هستی بینهایت رو بهش میگویند الله. یعنی من شهادت میدهم که معشوقم غیر از کمال بینهایت نیست. من برای این، این را شهادت میدهم. ما بچه کره زمین نیستیم، بچه قزوین نیستیم، بچه ایران نیستیم، بچه کره زمین اصلاً نیستیم. ما که میگویم یعنی اون بدنمون رو نمیگویم. این خانم و آقا مال همینجاست. اون روح رو که میگم، روح رو پدر و مادر به ما ندادن دیگه. پدر و مادر هیچ وقت به بچهها روح نمیدهند. اونا فقط مقدمه تشکیل یه نطفه را فراهم میکنند، یه نطفه تشکیل میشه. اونا مقدماتش رو، خود نطفه رو هم اون هم پدر و مادر تشکیل نمیدهند، آن کار فرشتههاست. پدر ابن او انسان داره، مادر هم پذیرش دارد. ولی بقیه کار فرشتهها انجام میدن. اما این چهار ماهگی که این روح می آید به این بچه تعلق میگیره، دیگه نه پدره نه مادر. روح خدا که می آید در انسان و باعث میشه انسان عاشق الله بشه، بینهایت طلب بشه، این دیگه از بیرون از دنیا می آید در دنیا به ما تعلق میگیرد. برای همین خونه ما بیرون از دنیاست. به همین جهت ما در یکی از پنج اصلی که در اصول دین میگویند، این هست که ما معاد داریم. معاد یعنی چی؟ قیامت نیست. دقت کنید، معاد یعنی روز قیامت. نه. معاد یعنی بازگشت به جایی که از اونجا اومدید. خب الان من بگویم شماها کی برمیگردید خونههاتون؟ همه میگید خب ما بعد از مراسم برمیگردیم، درسته؟ اما بگویم که خواهر و برادرا کی برمیگردید آلمان؟ سوال درسته یا غلطه؟ بله. غلط است. من از آلمان نیامدم که بخواهم برگردم. ما میگویم ما معاد داریم یعنی برمیگردیم. شما یه آیه روایت ندارید بگن که ما میریم پیش خدا. تمام آیات قرآن و روایات میگن ما چیه؟ برمیگردیم پیش خدا. یه زمانی من آنجا بودم. وطنم غیر از دنیاست. از اونجا اومدم در دنیا، حالا برمیگردم پیش معشوق خودم، خانواده خودم. این روحی که خدا به ما داده که باعث میشود ما ظرفیت خلیفه اللهی پیدا کنیم، عشق به بینهایت پیدا بکنیم، این روح خودش از خلیفه خدا، مظهر خدا، در ما دمیده شده. یعنی محمد و آل محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد). پس روح ما از این انوار طیبه است. قبلاً هم سال گذشته اینجا تو همین مجلس توضیح دادم که شما اگر اربعین بروید، میبینید که این روح در امسال چینیها، ما موکب بینالمللی داریم. هر سال مسیحیها داشتن موکب، امسال چینیها هم اومده بودن موکب زده بودند. همه انسانها این روح را دارند و عاشق اهل بیت هستند. در نهادشون این را دارند. این حس و کشش را دارند به انسان کامل. همه انسانها چون همشون از یه روح آفریده شدن. همه انسانها فرزندان اهل بیت هستند. پس ما از این خاندان هستیم. نه از پدر و مادر زمینی که فقط بدن ما رو به ما دادند. اگر به یه نفر گفتم بچه کجایی؟ گفت من بچه قزوینم، پدرم مثلاً جعفر آقاست، مادرم مثلاً زهرا خانومه. این دارد راجع به بدنش حرف می زند، راجع به خودش حرف نمیزند. ما بچه کجاییم؟ بچه اونور بهشت. بالاتر از بهشت. آنجا که مربی ماست. برای همین شهدای عزیز وقتی برمیگردند کجا میروند؟ میرن بهشت. خیلی بالاتر. قرآن میفرماید: «عند ربهم». قیمت آدم این است که برگرده پیش اصل خودش، خانواده خودش. پس ما سعادتمان در این است که برگردیم پیش خانواده مان.
نیاز به امام زمان و محرومیت از ایشان
برای اینکه بتونیم برگردیم، ما نیاز به این داریم، کسی را داریم که بتونه ما رو اینجوری تربیت کنه که سالم برگردیم. کی میتواند ما رو اینجوری تربیت بکنه؟ انسان کامل یا همون مربی که خدا برای ما گذاشته یا همان خلیفه الله، همه ما نیاز به ایشون داریم و الان جامعه جهانی از داشتن یه همچین امامی محروم هست. خب کجاست؟ غایب. چرا غایب هست؟ چون امنیت جانی ندارد، یار ندارد. خب وظیفه ما که از این خاندان هستیم چیه؟ اینکه حواسمان به حرمت رحم مان باشد. حضرت فرمود: «رحم شما ماییم.» در آیه قرآن که فرمود: «و یصلون ما أمر الله به أن یوصل» مومنین کسانی هستند که اتصال برقرار میکنند با چیزی که خداوند امر به وصل آن داده. حضرت فرمود: «ذلک فی صله الرحم». آقا امام صادق علیه السلام: «و غایه و تأویلها صلتک إیانا». این آیه درباره صله ارحام هست و غایت تأویلش این هست که صله ارحام داشته باشید. اگر سیزده تا معصوم کشته شدن برای اینکه مردم صله ارحام نداشتن با خانواده خودشان، خانواده اصلیشان و اگر چهاردهمی هم ۱۱۹۲ سال آواره است، برای این است که مردم صله ارحام ندارند. یاد باباشون نمیافتند. نه دلتنگش میشن، نه یادش میافتند، نه اصلاً فکر مشکلاتش هستند که چه جوری ما باید این را حلش بکنیم. بسیار بسیار مهم است و تا ما انقدر بیرحم و بیعاطفهایم، محرومیم از معصوم. خب وقتی محروم باشیم از معصوم، با یک کره زمینی روبرو هستیم که سقوط میکند انسانها، سقوط میکنند به مراتبی چند مرتبه پایینتر از حیوانات. ببینید الان جامعه کره زمین از سطح حیوانات خیلی پایینتر دارند زندگی میکنند. شما به ندرت یه آدمی پیدا میکنید روی کره زمین که به مرحله کمال حیوانی برسد.
کمال حیوانات و سقوط انسانها
حیوانات یادتان هست چی بود دیگر؟ اینها که قبلاً گفتم براتون. حیوانات جامعه مدنی دارند، تشکیل حکومت دارند، تشکیل دولت دارند، امت هستند قرآن می گوید. تقسیمات شغلی و مقامات اجتماعی دارند. وجدان کاری دارند، انضباط دارند، خدمت به همنوع دارند، خدمت به غیر هم نوع دارند. غیرت ناموسی دارند، حیا دارند، وفاداری دارند. حیوانات از این بالاتر، همشون اهل نمازند. قرآن میفرماید: «کل قد علم صلاته و تسبیحه». تمام حیوانات نماز و تسبیح میخوانند. آقا امام حسین پنجاه حیوان را به ما یاد داده که ما اینها را در کارگاه تخصصی انسانشناسی یاد میدیم. نماز الاغها، نماز گاوها، نماز شترها، نماز اسبها، نماز قورباغهها، نماز کبوتر، نماز یاکریم، نماز سوسمار. خب چرا آقا اینها را به ما یاد داده؟ برای اینکه ما از سطح حیوانات بالاتری باید عبادتمون هم باشد. لذا پیامبر وقتی میخواهد ارزشهای بین انسان و حیوان را بگوید، می فرماید: «رب مرکوب خیر من راکبه». چه بسیار مرکبهایی که از صاحبشان بهتر هستند. چون عبادتشان بیشتره. خوب دقت کنید. میگوید حیوانات از صاحبهاشون بیشترند چون عبادت اینها بیشتر هست حیوانات. شما چند تا آدم روی کره زمین سراغ دارید که به اندازه حیوانات کمال داشته باشند؟ حرمت خانوادهشون را داشته باشن، به عشقهای زمینیشون احترام بذارن، کار داشته باشن، مسکن گزینهای داشته باشند و اشاره کاری داشته باشند، به وظایفشان عمل کنند، خدمت به همنوع و غیر همنوع کنند و خدا را عبادت کنند، نماز بخوانند. چندتا آدم روی کره زمین شما سراغ دارید! انشالله امام زمان ظهور کند، کره زمین را به سطح حیوانات میرسونه. این هشت میلیارد الان زیر سطح حیوانات دارن زندگی میکنند. ولی خب ما انسانیم. ما از فرشتهها باید بالاتر باشیم. امام باید ما را از این مقام بیاره تا فرشتهها. از فرشتهها بیاره در سطح انسان، در سطح خودش. آن سطحی که در آن سطح می گویی: «أسئله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله». من دیگر میخوام به اون مقامی که شما پیش خدا دارید برسانم. ببینید امام زمان نیست، هشت میلیارد انسان دارند تلف میشوند. هیچکدوم به مقامی که براش آفریده شدن نمیرسند. خیلی اندک و این خسارت جهان است. چرا؟ چون انسانها احساس نیاز به انسانیت، رشد انسانی، مقام محمود، امام زمان، خلیفه اللهی ندارند. یعنی این بخش توشون مرده. فکر می کند اگر بیاد مسجد نماز بخونه، بره حرم، اینا بس است. خب حیواناتم همینا رو دارن. اونام عبادت دارند، نماز دارند، ذکر دارند. فقط این نیست. ما نیاز به تربیت داریم، نیاز به مربی و امام داریم که تمام سطوح جامعه مان را در بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی مدیریت بکند. ما به این امام احتیاج داریم.
قانون الهی و ضرورت استغاثه
برای همین قرآن میگه شماها تا نخواهید، خودتون نخواهید، من خدا کمکتان نمیکنم. یکی از سنتهای بزرگ الهی، قانون خداست، این هستش که میفرماید: «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم». خداوند هرگز وضع جامعهای را عوض نمیکنه، تغییر نمیدهد تا اینکه جامعه خودشون رو تغییر بدهند. «حتی یغیروا ما بأنفسهم». جامعهای که خودش را لایق امام زمان نکنه، خدا همینجوری میذاره تو بدبختی، همشون تلف میشوند. شما باید خودتون بخواید. شما در دعای فرج سلامتی امام زمان چی میگید؟ میگویید: «حتی تسکنه أرضک طوعاً». یعنی همه بخواهند. طوعاً یعنی مردم خودشون بخوان تا امام زمان بیاد، مدیریت زمین را به عهده بگیرد. این یک قانون خداست، شما تا نخواید نمیشود. لذا میفرماید ما امتهای گذشته را هیچ پیغمبری را نفرستادیم، «و لقد أرسلنا إلی أمم من قبلک فأخذناهم بالبأساء و الضراء لعلهم یتضرعون». ما امتهای گذشته را، این سنت من خداست که امتهای گذشته را به بأساء و ضراء مبتلا میکنم تا اینکه به گریه بیفتند، به تضرع بیفتند، به خدا بگن خدایا نجاتمون بده، میخوایم نجات پیدا کنیم.
استغاثه کار آدمهای بسیار شرافتمنده. هرکسی نمیاد استغاثه شرکت بکنه. استغاثه یعنی آدمهای با فرهنگ، آدمهایی که بلوغ انسانی دارند، آدمهایی که شأن انسانی درشون فعال شده، آدمهایی که روح وفاداری و فداکاری برای امام زمان دارند، جمعهشون را تعطیل میکنند، میان یه جا جمع میشوند، همه بگویند خدایا ما دچار بأساء و ضراء هستیم، نجاتمون بده. قرآن میگه شماها تا به زاری نیفتید، من کمکتان نمیکنم. «قل ما یعبأ بکم ربی لولا دعاؤکم». اگر دعای شما نباشد، پروردگارم به شما رحم نخواهد کرد، به شما توجه نمیکند. لذا دعا، زاری، توسل، گریه، این پنجاه درصد موفقیت در زندگی فرد و جامعه است. آدمی که در طول زندگی، در طول روز استعانت از خدا ندارد، خدا باهاش کاری نداره. مشکلاتم گره میخوره. چرا ازدواجم گره خورده؟ چرا هشتم گره نه؟ خب خدا می گوید چرا کمک نمیخواهی. میگویی «إیاک نستعین» ولی استعانت نداری. کو اشکت؟ کو گریهات؟ ببین میگوید از بچه یاد بگیر. بچه همه نیازهاش را با چی برطرف میکند؟ با چی؟ با گریه. همین که گریه میکند، یه پدر و مادر رحمان و رحیم بالا سرش هستند، به نیازهاش میرسند. خدا می گوید کو اشکت! کو گریه ات! کو استغاثه تان!
غفلت از امام زمان و مشکلات جامعه
۱۱۹۰ سال امام زمان بالا سرتون نیست، ناراحت نیستید؟ نه دلتون تنگ میشه براش، نه غصه میخورید، نه حیفتون میاد که خودتان دارید تلف میشید. هیچ کدومتان به مقام محمود نمیرسید. هشت میلیارد آدم دارن تلف میشوند. الان خداوکیلی خبر بیارند شب در قزوین مثلاً ده هزار تا گوسفند مردند، همه ناراحت میشن. میلیون ماهی در دریاچههای مصنوعی قزوین مردن، همه ناراحت میشوند. بگویند صد تا بچه مردن، همه ناراحت میشن. در غزه بیست هزار تا بچه مردن، دنیا تکون میخوره. ولی هشت میلیارد انسان دارن تلف میشن، هیچکس ناراحت نیست. یعنی هشت میلیارد انسان پاک، پاک، پاک میمیرند. اصلاً کسی ناراحت نمیشود. بگوید عوضش من دکترم، عوضش من مهندسم، عوضش نماینده مجلسم. یعنی با کمالات دنیایی سر خودش را کلاه میذاره. عوضش کارخانه دارم، پولدارم، زن دارم، بچه دارم، شوهر دارم، معلمم. این فکر می کند دارد زندگی انسانی میکند، نمیفهمد که اصلاً این هنوز به مرحله حیات انسانی، حتی حیات حیوانی هم نرسیده. این فکر میکند الان سطح زندگی دارد میکند. اصلاً این زندگی نیستش که. زندگی انسانی با زندگی حیوانات و فرشتهها بینهایت متفاوت است. میبیند در جامعه جنگ هست، خونریزی هست، کشتار هست، خودکشی هست، طلاق هست، نازایی هست، سقط جنین هست، فقر هست، مریضی هست ولی دردش هم نمیاد. فکر می کند اینها طبیعی هست و باید باشد. آقا اگر امام زمان بیاد، هیچ کدام از اینها نیست. هیچ کدام از این مشکلات نیست. خدا میگوید من شما را به انواع مشکلات «بأساء» و «ضراء» مبتلا میکنم. بأساء چیه؟ بأساء قحطی هست، جنگ، خونریزی، بیماریهای مسری هست، سیل هست، زلزله است، نداشتن باران. اینها همه بدبختی هست. ضراء چیه؟ آبروت میره یه جایی، مشکلات اقتصادی پیدا میکنی، کارات به بار نمیشیند، ضرر توش هست همش. میگوید من همه جور دارم بهتون فشار میارم که بفهمید امام لازم دارید، دعا کنید بیاد نجاتتون بده. شما اصلا احساس نیاز نمیکنید که. شما هر وقت هم می آیید کعبه میاید حرم. باز آخرت را نمیخواید. امام زمان مشکل شما نیست. میگه خدا پول بده، شوهر میخواهم، اقتصادی دارم، بچه میخواهم. هنوز حالیت نمیشه که تو آدمی و تو نیاز به امام معصوم داری. نیاز ضروری تو به عنوان انسان، یه خلیفه الله است.
استغاثه، راه نجات
برای همین کسانی که در استغاثه شرکت میکنند، خیلی تفاوت دارند با کسانی که مثلاً مجلس امام حسین میروند، مجلس فاطمه زهرا میرن، مجلس سایر ائمه میروند. استغاثه کار آدمهای خاص هست. کار آدمهای بزرگ هست. کار آدمایی که بلوغ دارند و میفهمند باید بروند یه جا همونطور که قرآن میگه زاری کنند تا خدا امام زمان رو برساند. قرآن میگه شما تا تضرع نداشته باشید، من بهتون رحم نمیکنم. این سنت من خداست.
تضرع یعنی خدایا ما کاری ازمون بر نمیاد، اماممان رو برسان. قرآن میگوید ما انبیای گذشته تا کارد به استخوانشون نمیرسید، کمکشوان نمیکردیم. با این که پیغمبر ما بودن، خودشون و امتهاشون «أخذناهم بالبأساء و الضراء حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصرالله». پیغمبر خدایا پس کی میخواهی کمکمون کنی؟ خود پیغمبر «نصر الله». خدایا کی قراره نجاتمان بدی؟ «حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ» انبیا که ناامید میشدند، «جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَنْ نَشَاءُ» این نصرت ما در آن ناامیدیه میاد. استغاثه یعنی جمع شوید بگوید خدایا ما با هیچکس جز تو و امام زمان امید نداریم، به دادمان برس خدایا. آقا امام صادق فرمود: «اونی که شما منتظرش هستید نمیاد الا بعد الیأس». مگر اینکه دیگر بگویید خدایا ما همه راهی رفتیم، همه کار دیدیم، هیچکی ازش کاری بر نمیاد جز تو. حالا خدایا تو به دادم برس. ما دیگر مضطریم خدایا. ما دیگر بیچارهایم خدایا. خدایا اگر بیچاره نیستیم، تو اجابت نکن ولی ما بیچارهایم. خدایا ما الان گرفتاریم. فساد، جنگ، خونریزی، تباهی، ظلم، مریضی، بدهکاری، مستأجری، طلاق، نازایی، هزار. فرصتهای ازدواج نبودن، اینها همه چی داره به ما فشار میاره. ما مضطریم خدایا، به دادمون برس. اگر این رو فهمیدیم، خدا میگه خب حالا من نصرتم را نصیب تان می کنم. حالا من تعجب میکنم چرا علمای ما یا مراکز فرهنگی استغاثه را- ما توسل داریم، دعای کمیل داریم، استغاثه رادر صد کشور راه نمیاندازند. جمعهها باید همه مساجد، حسینیهها، مردم بریزند بروند استغاثه کنند. حالا جمعه نه، سه شنبه، سه شنبه نه، یک روز دیگر. شب جمعه. مردم باید مساجد پر بشود، جیغ و داد کنند، گریه کنند، ناله کنند به خدا. قرآن میگوید که: « فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» چرا وقتی من براتون سختی فرستادم، تضرع نکردید؟ خودش جواب خودش را خدا میگوید. این به خاطر قساوت قلبتان هست. نه دلتون رحم میاد به خودتون، نه به امام زمانتون، نه به باباتون که دارد این همه سختی میکشه، ناراحتش نیستید. «وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ». شیطان کارهای پایینیتون رو براتون زینت میده. مشغول مهندسبازی، دکتربازی، دانشگاهبازی، استادبازی، نمیدونم هنر، ورزش، خونه، شوهر، بچه، ازدواج، شغل خاله خاله بازیها. همه شیطان اینها رو زینت میده برای ما. اصلاً یادمون میره آدمیم. یادمون میره اصلاً برای چی آفریده شدیم. یادمان میره خانواده آسمانیمون را. فراموش میکنیم بابامون و امام زمانی که مضطر و آواره است. دیگه کاری نداریم باهاش. دغدغههای ما اینها نیست. دغدغههای ما میشوید چیزهای دنیایی. قرآن میگه به این دلیل هست. لذا میفرماید ما اکثر امتهایی که به بأساء و ضراء مبتلا شدند، نابودشون کردیم. «إلا قوم یونس». یک قوم بودند که آنها زود فهمیدند. قوم کی؟ حضرت یونس. اونا تا علائم عذاب رو دیدن، توبه کردن، شروع کردن به اصلاح خودشان. لذا عذاب برطرف شد.
اثر استغاثه در تعجیل فرج
آقا امام صادق فرمود: «شماها اگه مثل بنی اسرائیل به گریه و دعا نیفتید، خدا رحم نمیکند بهتون. این غیبت همینجوری طول میکشد. میاد، میاد تا موعد مقرر خودش» این برای ما خوب نیست. اگر مردم فرهنگ استغاثه را داشته باشند، همه دعا کنند، خدا تمام مدت غیبت امام را به ما خواهد بخشید. وعده قرآن هست، وعده معصو هست و اماممون رو میرسونه، به دادمون نجاتمون میده. ولی اگه مردم بیخیال استغاثه، گریه، توبه باشند، بیخیال توسل و زاری بشوند، چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی، حالا حالاها دنیا بدون امام زمان نکبت تولید میکند. کشتار و جنگ و قحطی و بدهی و معضلات زیادی ایجاد می کند. آقا مگه تو گرفتار نیستی؟ خب به خدا بگو خدایا اون کسی که قراره حلال مشکلات باشه، برسانش. آن استغاثه و اون اضطرار میتونه همه ما را نجات بده. این سنت الهیست. «فلن تجد لسنه الله تبدیلا و لن تجد لسنه الله تحویلا». سنت خدا عوض نمی شود، خدا قانونش رو عوض نمیکنه. هر وقت دو دوتا شد پنج تا، قانون خودم هم عوض میشود. میگه من قانونم این است که شما وقتی دچار سختی هستید، دعا کنید که انسان کامل، خلیفه الله، نائب من بالا سرتون بیاد، نماینده من، تا شما رو نجات بده. الان میری خونه یه مشکلی در خونت پیش میاد، غصه میگیردت دیگه می گویی خدایا فرج آقا. مشکل بچهداری بگو خدایا فرج آقا. نازایی هست، بدهکاری، کرایه خونه است، بیپولی هست، مستأجری، بد اخلاقی، مشکلات اخلاقی، ازدواج هست. هر جور گرفتاری که در این دنیا غزه رو نگاه میکنی، فلسطین رو نگاه میکنی، لبنان رو نگاه میکنی، یمن رو نگاه میکنی، افغانستان رو نگاه میکنیم، سودان رو نگاه میکنی. بگو اللهم، بگو که همه اینها مال نبودن امام است. درد داری، مرض داری، سرطان داری، یا کسی از عزیزانت مبتلاست، بگو: «اللهم عجل لولیک الفرج». او که بیاد دیگه مشکلات حل میشود.
دعای فرج
خوب دستمون رو ببریم بالا، پنج مرتبه این آیه شریفه را همه با هم بخوانیم، که خدا انشالله به نفس پاک شما عزیزان، به همه مسلمونها، مؤمنین، شیعیان، انسانهای زمین، فرزندان اهل بیت رحم بکند و فرج مولایمان را برساند. خوب نیت میکنیم برای فرج آقا، برای سلامتی و توفیق نائبش، برای نابودی دشمنانش، موانع ظهورش. از همه بدتر در این کشور کسانی که مانع ظهورند، منافقین هستند. منافق بدتر از استکبار، بدتر از کفار و مشرکین است. برای نابودی اینها. برای شفای همه مریضان به خصوص مریضان این جمع، برای شادی همه اموات، برای حل مشکلات، برای اجابت دعاها، با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه رو.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء»
«أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء»
«أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء»
«أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء»
«أمن یجیب المضطر إذا دعاه و یکشف السوء»
سلامت حیدری. فرج شاه گشاده شد. همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم. همه ما از فرزندان وفادار، سربازان فداکار حضرت باشیم.