اردوی فکر و ذکر(۷) – جلسه 025

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس نبی اکرم، پیامبر اعظم، وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام و وجود مقدس خانم فاطمه معصومه سلام الله علیهم، صلوات بلند ختم بفرمایید.

نقش شیطان در نظام خلقت

از بین مطالب خیلی زیادی که جا مانده، دو مطلب را من انتخاب کردم که خدمت عزیزان عرض بکنم. یکی بحث شیطان است؛ نقش شیطان در جلوگیری از جریان اسماءالله در نظام خلقت و انسان. در هر باشگاهی، دستگاه‌هایی هست که انسان باید با آن‌ها کار بکند. دستگاه‌ها در واقع خطری ندارند، اما خوب کار کردن با آن‌ها هم راحت نیست. باید با دقت کار بکند، آسیب نبیند، آسیب به خودش نزند و درست از آن استفاده بکند.

شیطان مخلوق خداوند است در نظام حکمت. شیطان یک چیز زائد و بی‌حکمت نیست. خود خداوند تبارک و تعالی او را آفریده و سر راه ما قرار داده. به قول آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی، هر کس به هر مقامی رسیده، شرکت شیطان در آن بوده. خیلی حرف مهمی است. شیطان حریف تمرینی ماست از بین حریف‌های پنج‌گانه. خوب ما قبلاً گفتیم ما پنج دشمن داریم که پیامبر فرمود: یکی مؤمنین. این با چهره‌های مقدس انسان را می‌زند، یعنی جزء حمله‌های سمت راست می‌شود. شیطان که خوب همه نوع حمله‌ای دارد: جلو، عقب، راست و چپ. منافق، کافر، از همه بدتر و وحشتناک‌تر. اگر مهار بشود، آن چهار تا هیچ آسیبی به انسان نمی‌توانند بزنند. خود انسان و نفس تنازعو، نفسی که دائماً با مؤمن نزاع می‌کند، دائماً غر و نق دارد، حمله می‌کند به او: «تو نگذار این مسیر را طی بکند».

ضرورت وجود دشمنان برای رشد انسان

به این پنج دشمن نیاز داریم؛ چون باشگاه، باشگاه به حریف تمرینی نیاز دارد. باشگاهی که درش دستگاه نباشد، حریفی نباشد که تو باهاش تمرین بکنی، هیچ رشدی درش اتفاق نمی‌افتد. تا ما معرفت نفس پیدا نکنیم و معرفت دنیا را پیدا نکنیم، ماهیت دنیا را هم نمی‌فهمیم. برای همین هم خیلی وقت‌ها سؤال می‌کنیم: «خدایا مثلاً این شیطان برای چی اصلاً؟ چرا باید کفار باشند، جنایت کنند، نمی‌دانم منافقین باشند و تو بهشون فرصت بدهی؟» وجود کفار، منافقین، شیطان، این‌ها همه برای پرورش نفس انسان ضروری است، لازم است. و اگر نباشند، خوب چه عشقی ثابت می‌شود؟ عشقی که مانع ندارد و فداکاری درش نیست، هیچ رشدی درش نیست.

شما تصور کنید عالمی که در آنجا شما موجود مختار و آزاد هستید. اختیار یعنی شما بتوانید انتخاب بکنید. اگر قرار باشد کفار و منافق نباشند که مزاحمت ایجاد کنند، دعوت‌های دیگر بکنند خلاف دعوت خداوند، شیطانی نباشد که وسوسه بکند خلاف وسوسه خداوند، انتخاب اصلاً معنا ندارد. اختیار معنا ندارد. راه دیگری ندارد برود، پایه راه خداست مثل ملائکه. یعنی دیگر انسان نیست. ذات انسان یعنی موجود مختار و آزاد. یعنی هر کس قرار است هلاک بشود، با دلیل و برهان هلاک بشود. هر کس هم قرار است هدایت بشود، با دلیل و برهان هدایت بشود.

شیطان، مظهر اسم «مضل»

این لازمه. شیطان خودش مظهر یک اسم است. آن اسم چیست؟ «مضل». اسم مضل آنجایی هستش که یک کسی با اسم هادی خدا سازگاری ندارد، نمی‌خواهد رشد پیدا بکند و لجوج و عنود به جنگ خدا می‌رود، می‌افتد تو مجرای اسم مضل، یعنی گمراه کننده. قرآن می‌فرماید: «یَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَیُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا». با همین قرآن عده‌ای گمراه می‌شوند، با همین عده‌ای هدایت. جز فاسقین کسی گمراه نمی‌شود. فاسق یعنی چی؟ یعنی کسی که عشق‌های چهارگانه را ترجیح می‌دهد به عشق اصلی، نیازهای کاذب را به نیاز حقیقی ترجیح می‌دهد، می‌شود فاسق. به محض اینکه انسان رفت سراغ نیازهای کاذب، خارج می‌شود از مسیر. دیگر به این می‌گویند فسق، گمراهی. دیگر کاملاً ریاضی است مسئله.

شیطان، دشمن قسم خورده و مانع جریان اسماءالله

شیطان در واقع دشمن قسم خورده است که حالا قسمش را هم خدمتتان عرض می‌کنم. در واقع جلوگیری می‌کند از جریان اسم مادر و سایر اسم‌ها در انسان. او هم این را می‌داند که اگر بخواهد نگذارد سایر اسم‌ها جریان پیدا کنند، باید کدام اسم را بزند تو وجود انسان؟ مادر را بزند. کما اینکه الان هم استکبار برای ایران و جمهوری اسلامی چه گفتند؟ گفتند: «ما باید زن را بزنیم و مادر خانواده را.» اگر بتوانیم مادر خانواده را اسیر بکنیم با همین اینستاگرام و فضای مجازی، خرابش بکنیم، شوهر و بچه‌ها خراب می‌شوند. این را باید بزنیم. همیشه بوده این ترفند.

و از جمله اسم‌هایی که شیطان خیلی باهاش مشکل دارد، اسم مبین است. چون فرمود: «و علمه البیان». شیطان جلوی ظهور بیان را می‌گیرد، سر و صدا می‌کند. کما اینکه پیامبر وقتی که می‌خواست سخنرانی بکند، آیه بخواند، گفته بودند: «بیایید سوت بزنید، کف بزنید، سر و صدا بکنید که صدایش به کسی نرسد.» نامه عمل شیطانی است که جلوی بیان را می‌گیرد، کشتن علم. ما ترور علما، ترور افراد مؤثر هستند در ذهن مردم. این از همان کار شیطانی هستش که نگذارند مردم بفهمند.

اگر شما می‌بینید مثلاً کسانی که در غرب می‌خواهند مردم را روشنگری کنند، زود به زندان می‌اندازند، ترورشان می‌کنند یا اجازه نمی‌دهند که اساساً شما بروید آنجا یک شبکه هدایتگر بزنید. اصلاً به شما همچین اجازه‌ای نمی‌دهند. خاطر هستش که اساساً روح شیطان و دشمن با اسم مبین مشکل دارد.

ترفندهای شیطان: زینت دادن کمالات چهارگانه

یکی از ترفندهایی که شیطان به کار می‌گیرد، قرآن هم آمده که حالا آیاتش را هم برایتان می‌خوانم، زینت است. یعنی زینت دادن کمالات چهارگانه است. شیطان دائماً کمالات چهارگانه را تو دل انسان زینت می‌دهد. زینت یعنی چی؟ یعنی چیزی که انسان جلبش می‌شود، جذبش می‌شود، خوشش می‌آید ازش. نفس دنیایی ما، نفس زمینی ما با این کمالات خوش است دیگر. معشوق‌هایش همین کمالات دائماً معشوق‌های زمینی را زینت می‌دهد، دائماً کمالات چهارگانه را.

ببینید آیه را بخوانم برایتان. سوره آل عمران، آیه ۱۴: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ». زینت داده شده برای مردم. ببین چقدر زیباست این آیات، چقدر حساب دقیق دارد، حقایق خلقت و حیات انسان را بیان می‌کند. یعنی تو وقتی داری این مسیر را طی می‌کنی، حواست باشد ها! چشمک زن زیاد است. معشوق‌های قلابی که تو را تو دام بیندازند، این‌ها هستند. «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ»؛ حب شهوات یعنی میل به انواع دوست داشتن، انواع میل‌چرانی‌ها، نفس‌چرانی‌ها. این برای انسان‌ها زینت داده شده.

این‌ها از کدام زمینه کار می‌کنند تا مؤثر واقع می‌شوند؟ بگویید ببینم. تو زمینه حب ذات، در زمینه نفس اماره. تو منهای قلابی اتفاق می‌افتد دیگر. خودش دچار حب ذات می‌شود. حب ذات که هست، نفسانیت که می‌آید، نفس روح نیست، دقت کنید، نفس است. در آن حقیقت دنیایی ماست. اینجا شکل گرفته، می‌خواهد همینجا بماند. اینجا را دوست دارد. اصلاً میلی به آسمان برگشتن ندارد؛ چون اینجا را تجربه نکرده. این خانه‌اش را اینجا می‌داند، حقایق را اینجا می‌داند، همه چیز را اینجا می‌داند. دوست ندارد. فقط تنها وقت بخشی که در ما دوست دارد برگردد کیست؟ آن روحی هستش که خودش از همانجا، آنجا را تجربه کرده، با خدا همان طوطی است در واقع که آنجا بوده، با شاه بوده، عشق و حالش را کرده، تجربه‌اش را کرده، بی‌نهایتی چشیده، مزه بی‌نهایتی را چشیده، مزه کمالات بی‌نهایت را چشیده. حالا می‌خواهد برگردد. اینجا سیرش نمی‌کند، اینجا اصلاً راضی نیست، اینجا اصلاً هر چیزی بهش می‌دهند، بدش می‌آید. می‌گوید این چیست؟ من بعد از یک مدت حالش را به هم می‌زند.

مصادیق شهوات زینت داده شده

حب شهوات حالا این‌ها چی‌ها هستند؟ «مِنَ النِّسَاءِ»؛ جنس مخالف که می‌گوید. مصداق دارد. می‌گوید خب برای مردان نساء، برای زن‌ها چی؟ مردها فرقی نمی‌کند. «وَالْبَنِینَ»؛ فرزند، فرزند داشتن. «وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ»؛ یعنی انسان سکه جمع کند، طلا و نقره داشته باشد. حالا کسی طلا و نقره ندارد، ولی می‌افتد توی چیزهای زینتی. یاقوت دارد، زمرد دارد، الماس دارد. بالاخره جماداتی که برایش گران هستند. اصطلاحاً بهش می‌گویند چی؟ احجار کریمه، یعنی سنگ‌های قیمتی. دنبال چیزی می‌رود از مواد که بتواند قیمت داشته باشد. آن موقع طلا و نقره بوده. الان دیگر کسی کمتر طلا و نقره است. الان می‌گویند اورانیوم. یک گرمش، یک گرمش باید کلی طلا بدهی تا این یک گرمش را بخری. الان خیلی چیزهای جدید هست، آمده. آن‌ها هم همینطور، فرقی نمی‌کند. شخص دنبال اینجور چیزهاست، یعنی این‌ها را می‌خواهد شکار بکند، این‌ها را می‌خواهد دریافت بکند.

«وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ»؛ خیل مسومه، یعنی مرکب نشان‌دار. اسب عربی، نمی‌دانم اسب کجایی، نمی‌دانم الان می‌گویند چی؟ می‌گویند تویوتا، بنز، نمی‌دانم. الان اینجوری شده. مدل‌های اتومبیل‌ها. الگانس، چی چی چی چی. آدم‌ها ماشین مارک‌باز می‌شوند، دنبال مدل ماشین هستند که این هم یک عالمی دارد. این خودش یعنی صدها میلیون انسان اسیر یک شهوت‌اند. مرکب، مرکب‌باز، مرکب‌باز، وسیله نقلیه که زیر پایش خوب است، برای زندگی‌اش خوب است. مؤمنین مرکبشان را دارند، سوار می‌شوند تا بیفتد به عدم کارایی، به قول امروزی‌ها بیفتد به چی؟ به خرج. حالا عوض می‌کند، یکی دیگر می‌خرد. ولی بعضی‌ها نه، اصلاً کلاً شهوت است. ماشین دارم. من دیدم آدم‌های اینجوری را. مثلاً یک چهار ماه، پنج ماه، شش ماه با یک ماشین هست، دوباره. من با آن‌ها صحبت هم کردم. بارها من با این‌ها صحبت کردم. می‌گویند: «ما اصلاً دوست داریم یک ماشینی سوار شویم که تک باشد، تک‌پوش.» برای همین هم بعضی از شرکت‌ها قدیم من یادم هست که سفارشی ماشین می‌زدند. یعنی می‌گفت: «من باید یک چیزی بگویم که اصلاً کسی به عقلش نرسد. تو دوزش اینجوری باشد، لاستیکش اینجوری باشد، رنگش اینجوری باشد.» تا یک چیزی که چشم همه برود. این مرضی است که انسان‌ها می‌خواهند دل دیگران را بلرزانند. چرا؟ چون این‌ها منیت دارند، خودیت دارند. این‌ها آدم قاعده «هو انت» را نمی‌فهمند اصلاً. چون معرفت به خودشان ندارند. لذتشان توی رقابت، توی مقایسه و مسابقه و برتری و علو است. همان است که قرآن می‌گوید اگر کسی داشته باشد، دیگر به بهشت راه پیدا نمی‌کند. بهشت جای کسی است که نمی‌خواهد از دیگران جلو باشد. قاعده‌اش «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ». تو مخیله‌شان جلو افتادن از دیگران معنای بهشت هم که می‌خواهم بروم، بدون بقیه بهشان خوش نمی‌گذرد. بهشت هم که می‌خواهم بروم، بهشان خوش نمی‌شود. ما یک کاری می‌کنیم، ما یک لذتی داریم، ما یک چیزی داریم که بقیه ندارند. مال حیوانات، مال وحشی‌هاست.

«وَالْأَنْعَامِ»؛ گاو، گوسفند و نمی‌دانم دامداری و چیزهای دیگر. «وَالْحَرْثِ»؛ کشاورزی، زمین و کشاورزی و اینجور چیزها. قرآن می‌گوید این‌ها همه زینت داده می‌شود توسط کی؟ شیطان.

دنیا، متاع پست و بی‌ارزش

بعد قرآن چه می‌فرماید؟ خداوند می‌گوید: «ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». یعنی این کالای حیات پست، حیات دنیاست. دیگر متاع دنیا همین است دیگر. دنیا چیز دیگری ندارد. همین است دیگر، کاریش نمی‌شود کرد. رئیس کارخانه بهش گفته بود که زنت چی زاییده؟ می‌گفت: «آقا قربونت برم، دیگر فقیر فقرا چه می‌زایند؟ یا دختر یا پسر.» نغمه دنیا.

حالا نگاه کنید، الله اکبر! یعنی چیزی می‌گوید، یک دفعه تو را می‌کَنَد، می‌برد تا بی‌نهایت. اصلاً حال آدم بد می‌شود، دلش پاره می‌شود. هم کلمه‌اش دل می‌برد از آدم. یک دفعه آدم اصلاً از زندان در می‌آید. کلمه‌اش قشنگ‌ترین کلمه است، زیباترین کلمه است، دلبرترین کلمه است. خدا وقتی می‌گوید این را، حواسش هست که وقتی این را می‌گوید، دلشان می‌رود. سیاق این آیه، سیاق این کلمه خیلی تو قرآن اینجوری است. یعنی یک دفعه همه زیبایی‌ها و قشنگی‌های همه خلقت را بی‌نهایت می‌آیدش توی کلمه می‌گذاردش. فقط برای کسی خوب است که این آن زیبا را دیده باشد، آن معشوق را دیده باشد، لمسش بکند. ببین چی می‌گوید: «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ».

حسن مآب نزد خدا

آخیش! خدا رحمت کند این مرحوم بحرالعلوم را که خدمتتان عرض کردم. این همه عظمت داشت. یک کتابی دارد، کتاب کوچولوی سیر و سلوک. دستور عملی سیر و سلوک داده. چهل روز اول بگویید: «یا الله». همه دل آدم را پر می‌کند. همه کمالات، همه قشنگی و همه مهربانی و همه ناز و همه لطف. یک کلمه «والله عنده حسن المآب». بی‌نهایت عنده چیست؟ پیش خدا چیست؟ حسن المآب. همه قشنگی، همه سرنوشت، همه آینده پیش خود خداست.

پیغمبر گفت: «یا رسول الله، یک کلمه به من یاد بده، یک نصیحت.» فرمود: «رغبت تو به آنچه که نزد خدا هست، رغبت تو به آن توجه بده تا عزیز خدا بشوی، محبوب خدا شوی. اگر می‌خواهی عزیز مردم بشوی، رغبتت را به آنچه که پیش آن‌ها هست کم کن. به آنچه که پیش مردم هست رغبت نداشته باش تا عزیز مردم بشوی. به آنچه که در نزد خداست رغبت داشته باش تا عزیز خدا بشوی.» خیلی حرف است این.

همه چیز رفت سر دل. آیا تو وقتی اسم الله می‌آید، قلقلکت می‌آید یا نه؟ وقتی می‌گوید: «عظم فی ما عندک رغبت»؛ آنی که پیش توست را می‌خواهم. خودت را می‌خواهم، صاحبخانه را می‌خواهم. یا نه؟ چقدر ما نسبت به این عشق داریم، رغبت داریم، دلتنگی داریم؟ اصلاً وقتی گفته می‌شود، دلمان می‌رود یا نه؟ «عند الناس» چی؟ «عند الناس» چی هست؟ گفتم آقای فقیر آمده، فرمود: «نمی‌دانم حالا عددش یادم نیست، دو تا، ده تا، صد تا بهش بدهید.» گفتند: «چی بدهیم؟ درهم یا دینار؟» درهم نقره است، دینار طلاست. «کلاهما عندی واحد»؛ امیرالمؤمنین فرمود: «دو تایش پیش من یکی است.» دو تا سنگ است پیش من دیگر. چیزی نیست. آدم می‌شود با این چیزها بالا و پایین می‌شود. شخصیتش هم همین مقدار است دیگر. قیمتش هم همین است.

قسم شیطان و زینت دادن اعمال

قسم‌ها را دقت کنید: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ». ببین پدرسوختگی را نگاه کنید. نمک‌نشناسی را. به خدا می‌گوید: «تو من را اغوا کردی، تو من را گول زدی، تو من را فریب دادی. رب بما اغویتنی، چون تو من را گول زدی، لأزینن لهم فی الارض، هرچی رو زمینه براشون جلوه می‌دهم.» پس حواست باشد، حواست باشد. «وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ». همه‌شان را اغوا می‌کنم. ببین سه تا تأکید دارد: «لَأُزَیِّنَنَّ»، تأکید اولش، حتماً حتماً اغواشان می‌کند. همه‌شان را ها! حمله به همه می‌کند. می‌گوید: «همه را اغوا می‌کنم.» برای همین یک آدم عاقل اینجوری است. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد، از تو چیزی در نهان خواهند برد. آدم عاقل این هستش که نگاه نمی‌کند اصلاً.

واسه خونه‌ای، مچ نگاه کنم. بنشینیم نگاه کنیم ببینیم تو بازار نگاه کنیم این طلاها را. بیاییم بریم نمی‌دانم بریم تو بازار، نمی‌دانم لباس‌ها را انتخاب بکنیم. امیرالمؤمنین وقتی می‌رفت تو لباس که می‌خواست، به ما هم دستور اینجوری داده: «اولین مغازه لباس مناسب بخر دیگر.» برم ببینم ته بازار. دیدی بعضی‌ها می‌خواهند بروند یک دانه لباس بخرند، می‌روند تا ته بازار. نه، نشد. حالا بریم یک بازار دیگر. یک دو ساعت، سه ساعت، پنج ساعت. بعد همین را بگو: «اگر وایسا نماز بخوان.» سه ساعت نماز، سه ساعت حرم. نمی‌تواند. بخر برو. معطل نکن خودت را. علاف این چیزها نکن. تو بیهوده آفریده نشدی.

خود پیغمبر قسم خورده. قسم بعدی این سوره حج بود، آیه ۳۹. «مَنْ تَبِعَ اللَّهَ». خدا خودش به خودش قسم می‌خورد. می‌گوید: «من به همه امت‌های قبل از تو من پیغمبر فرستادم. فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ». سه تا اعمالشان را چیکار کرد؟ برایشان زینت داد. یعنی اصلاً طرف کیف می‌کند این کار را می‌کند. می‌گوید: «خب حالا الان چه لذتی برایت دارد؟ محبوب می‌شوم، دیده می‌شوم.» دیده می‌شود. این شهوت است. «من محبوب می‌شوم، دیده می‌شوم. برایم این مهم است.» برای همین خیلی‌ها اصلاً می‌روند کارهای عجیب می‌کنند. نصف مویش را سبز می‌کند، نصف. یک کفشش نمی‌دانم سفید است، کفشش سیاه است. نمی‌دانم یک لباس می‌پوشد همه بهش نگاه کنند. یک همه حسرت بخورند. یک رنگی از اتومبیل می‌خرد که تو اتومبیل نشسته. خوب خودش رنگ ماشینش را نمی‌بیند که ازش حال کند باهاش که خوب رنگ مدل چهارچوب خانه خودش است دیگر. ولی چشم بقیه را می‌خواهد درآورد. برایش مهم است دیگران چی می‌گویند، چی گفتند، نظرشان چی بود این‌ها. همین نظرشان چی بود.

یا کارهای دیگر. کارهایی که جلب توجه کنند. ببین شما الان تو غرب اجازه بدهم بگویم تو غرب افراد آدم می‌کشند تا دیده بشوند فقط. می‌خواهم تو روزنامه‌ها عکسم بیفتد، تلویزیون نشانم بدهند. حقارت اینجوری است دیگر. اینقدر این حقارت بهش فشار می‌آید، هیچکس بهش توجه نمی‌کند. یک کاری کنم بگذار برم مثلاً طبقه سی‌ام یک ساختمان از آنجا مثلاً اعلام کنم می‌خواهم خودکشی کنم. هی ازم عکس بگیرند. بعد هم کمک. خودمو نمی‌کشم که. وایمیستم آنجا مثلاً چند نفر ازم عکس بگیرند، فیلم بگیرند، نشان بدهند که خودکشی. عکسش بالاخره. برم یک طناب ببندم از اینور ساختمان تا آنور ساختمان تو یک جا رو طناب راه برم، دیده بشوم. نمی‌دانم برم آخر ورزش دیده بشوم، برم تو هنر دیده بشوم، برم بازیگر. خیلی‌ها کشته مرده این هستند که یا بخوانند بالاخره یک چیزی بخوانند مثلاً یا اینکه بازیگر بشوند، مشهور بشوند. دوست دارند دیگر بالاخره این‌ها. «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ».

ولایت شیطان و عذاب الیم

حالا نگاه کنید: «فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ». این شیطان ولیشان هست امروز آخرت. یا تحت ولایت شیطان هستند و با شیطان هم محشور می‌شوند. «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ». سوره نحل، آیه ۶۳.

اهمیت کلام خدا و اهل بیت

«مَنْ رَبُّهُ». عجب حرفی زده. همه افتخار، سربلندی، آرامش برای آدم اینجوری است. من خیلی ناراحت می‌شوم، خدا شاهد است، خیلی غصه می‌خورم که می‌بینم حزب‌اللهی‌ها، حتی بعضی از طلبه‌هایمان، بعد نمی‌دانم قدر قرآنشان را نمی‌دانند، قدر حدیث‌هایشان را نمی‌دانند، قدر آدم معصوم، قدر متخصص‌های معصوم را نمی‌دانند. قدر اینکه فقط رب من تخصص‌های هفت‌گانه را دارد. دین من تخصص‌های هفت‌گانه را دارد. فقط ائمه من تخصص‌های هفت‌گانه را دارند. احادیث اهل بیت از آیات قرآن. بعد تاجر کلام دیگرانند. یعنی می‌زند، می‌کشد خودش را برود ببینم فلان شاعر چی گفته، فیلسوف چی گفته، فلان نویسنده چی می‌گوید، چه حرفی دارد می‌زند. اصلاً از زیبایی‌های کلام الله که همه علم دست خداست، لذت نمی‌برد. از زیبایی‌های حکمت و کلام معصوم لذت نمی‌برد. تا دکترا می‌رود. قرآن یک بار خواندی؟ یک بار بخوانی بفهمی چند تا روایت. یک بار نهج البلاغه را خواندی؟ یک بار صحیفه را خواندی؟ من دکترای نمی‌دانم کانت دارم، دکارت دارم، مارکس. دکترای نمی‌دانم لایبنیتس دارم، اسپینوزا دارم. کوپرشناسم، نمی‌دانم چی هستم. دکترایم هگل، نمی‌دانم. به خدا چی می‌گوید؟ الله دارد با تو حرف می‌زند. بی‌نهایت دارد با تو حرف می‌زند.

مقایسه اهل بینه و تابعین هواهای نفس

یک سؤال می‌کند، همه بشریت را می‌برد زیر سؤال. مخاطب این سؤالند. می‌گوید: «همه‌تان باید جواب بدهید. قیامت اگر الان جواب ندهید، کره زمین قیام می‌کند.» «أَفَمَنْ کَانَ عَلَىٰ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ»؛ آیا آدمی که دارد با بینات مربی خودش زندگی می‌کند؟ بینات یعنی دلایل روشن خداوند. ها؟ برهان و دلایل روشن الهی. «أَفَمَنْ کَانَ عَلَىٰ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ». این مثل یک آدمی است که اعمال بدش برایش زینت داده شده و تابع هواهای نفسشان هستند. یعنی هیچ علمی، هیچ بینه‌ای، هیچ برهانی ندارد. «مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا». هیچ تسلط، هیچ آیه‌ای، هیچ برهانی برایش وجود ندارد. هیچ دلیلی ندارد. دو تا یکی هم با همدیگر.

اطراف ما چقدر آدم هستند که علاقه‌مندند با جهل زندگی کنند. حتی رشته جاهلانه انتخاب می‌کنند. دوست دارم برم یک چیزی بخوانم که مبنایش بر نفهمی است، مبنایش بر جهالت است. هیچ تخصصی تو آن رشته نیست و تا دکترا هم دارد، فوق دکترا هم دارد. علاقه‌مند اصول فرمول‌هایی را یاد بگیرد که مبنا ندارد، ناقص است، صحت ندارد.

شیطان و ترجیح نیازهای کاذب

شیطان، سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم، صلوات بر محمد و آل محمد. کارش این است که در واقع با این زینت‌ها چه اتفاقی بیفتد؟ تو نیازهای کاذب را به نیازهای حقیقی چیکار کنی؟ ترجیح بدهی. حواست پرت شود از این‌ها. حواست پرت شود. همه ماها تا دم مرگمان در معرض خطر هستیم. هیچکس نمی‌تواند بگوید من در امانم. طرف خوب می‌آید، می‌آید، می‌آید، شصت سال خوب می‌آید، بعد یک دفعه. ابن عباس را دیدید؟ ابن عباس محبوب پیغمبر و امیرالمؤمنین. تا می‌کندش حضرت فرماندار بصره، یک دفعه پول بیت المال که می‌آید زیر دستش، یک دفعه. حزب‌اللهی‌های خودمان که جبهه بودند یا قبلش زندان رفتند، شکنجه دیدند، ها؟ انقلابی بودند یا رفتند سال‌ها جنگیدند، حالا یک دفعه الان آمده یک اتفاقی افتاده. اینجوری می‌شود. همه‌مان هستیم. همه‌مان هستیم.

داستان عبرت‌آموز یک عالم

یک آیت اللهی بود، خیلی بزرگ بود، رفیق جون جونی استاد من بود. همینجوری با گرمابه و گلستان بودم با هم. آیت الله ممدوحی استاد ما. همه‌تان دیده بودید حاج آقا. این رفیق گرمابه و گلستان حاج آقا بود. با هم تو هم‌خانه و رفیق جون جونی، همشهری و هم‌خانه. یک موقعی اینقدر این چون آدم فوق العاده توانمندی بود، توانمندی‌های علمی و معنوی زیادی داشت. این راه پیدا کرد به دانشگاه. آیا دانشجوها اینقدر عاشق این بودند که نگو. حاج آقا هم گفتم: «حاج آقا الحمدلله، آی فلانی، خیلی ماه است. خدا را شکر اقلاً این هست تو دانشگاه بالاخره به این جوان‌ها می‌رسد.» دانشگاه به دانشگاه. سر قضیه فتنه، فتنه سبز، شب شد. کی بیشترین ضربه را به فرزندش زد؟ بچه آدم. الان کجاست؟ خارج از کشور. دری وری. بنده خدا حیف شد. گفت که خدا گردنش را بشکن.

آدم یک موقع تو تقوا، تو صلاح، تو دین، تو معرفت، توی بصیرت، توی هدایت دیگران کار می‌کند، زحمت می‌کشد، موفق است. می‌رود، می‌رود، می‌رود، می‌رود، می‌رود. یک جایی یک ویروس کار دست آدم می‌دهد. این است که آدم باید ضجه بزند، ناله کند، بترسد. به خدا بگوید: «وحشتناک‌ترین شخص خودتی.» یکی از بزرگان گفت: «داشتم شب خواب دیدم دارم رد می‌شوم از بلندی خیلی وحشتناک. دیدم شیطان وایساده به من نگاه می‌کند. به شیطان اینجوری کردم، گفتم: «دیگر من پیر شدم. این دم آخرین ملاحظه من را کن.» منتظرم یک لحظه غفلت کنم، بیفتم از این بالا. ارتفاع وحشتناک، پایینم جهنم. سی و هفت سال دیدیم دیگر. اینی که آدم تو خلوتش باید بترسد. به خدا التماس می‌کند.

مناجات و پناهندگی به خدا

همین دعایی که خواندم، تو صحیفه هم هست. تو صحیفه جامع به همین وزان امام سجاد هم دارد. دعای امیرالمؤمنین در خالی بشویم. «مولای یا مولا، انت القوی و انا الضعیف». وقتمان کم است. اگر داشتیم برایتان از مناجات‌ها می‌خواندم. اصلاً تو صحیفه فوق العاده است این مناجات. فوق العاده است. بابا نیاز داریم به این‌ها، به این پناهندگی. دائماً نیاز داریم. دائماً. چون یک نفر هست تا آخر عمر منتظر یک لحظه غفلت کنی، بزندت. یک لحظه تو تیررسش قرار بگیری، تیر را زده.

حالا خدا وکیلی یک ذره فکر کنیم ببینیم ما هم آدم‌هایی هستیم که تا اینجا بیاییم. همین که تا اینجا آمدیم، خودمان آمدیم؟ خدا وکیلی اینقدر امام زمان هی دویده ما را گرفته. بدو بدو. دیدی مادرها می‌دوند. بچه دارد می‌رود می‌افتد لب پشت بام. اینقدر امام زمان دویده. اینقدر فاطمه زهرا دلشوره داشته. اینقدر دست ماها را اینور و آنور گرفته. یعنی آدم وقتی برمی‌گردد به گذشته‌اش نگاه می‌کند، پر از حماقت است. پر از حماقت، پر از غفلت. و خدا دستت را گرفته، زده، آمده. امام زمان دستت را گرفته. مادر فاطمه زهرا. یعنی الان وقتی نگاه می‌کند به خودش، می‌بیند که چقدر مراحل طی کرده. از اما پا خودمان نمی‌آییم اینجا. به خدا قسم، به خودش، به ذاتش، اگر دست ماها بود، ولمون کرده بودند، الان ما ته جهنم بودیم همه‌مان. اصلاً ممکن بود ما الان آدمکش بودیم، قاتل بودیم، نمی‌دانم چی بودیم. اصلاً اصلاً یکی از جاهایی که دستمان بالاخره انتخاب کرده دیگر. من گیج می‌شوم اینجا.

نعمت اهل بیت و شکرگزاری

خدا رحمت کند مرحوم بهلول می‌گفت: «زیاد بهش فکر نکنید.» اگر ماها الان چین متولد شده بودیم، تو اسرائیل متولد شده بودیم، تو آمریکا متولد شده بودیم. اگر ما چهارده معصوم را نمی‌شناختیم، اهل بیت و خانواده آسمانی را نمی‌شناختیم، چه فاجعه‌ای بود. «به کس کسونش نمی‌دهم، به همه کسونش نمی‌دهم.» چقدر ما باید دعا کنیم به جان پدر و مادر، علمایمان زحمت کشیدند، مراجع، علما خون شهید دادند، خون. سر سفره همه آن‌ها نشستیم. خدا رفتگانشان همه را بیامرزد. آن‌هایی هم که هستند عاقبت بخیر کند. همه را ان‌شاءالله، همه را عاقبت بخیر کند. خدایا وقتمان تمام شد، درست است؟

تکمله‌ای هست که ان‌شاءالله ساعت بعد برایتان خواهم گفت. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

تحلیل نقش شیطان و زینت دنیا

بر اساس متن منبع، شیطان مخلوقی بی‌حکمت نیست، بلکه یک «حریف تمرینی» ضروری برای پرورش نفس انسان و تحقق اختیار اوست. او مظهر اسم «مضل» خداوند است که بر کسانی که از مسیر هدایت روی‌گردان می‌شوند، تأثیر می‌گذارد. راهبرد اصلی شیطان، «زینت دادن» به امور دنیوی و کمالات چهارگانه است تا نیازهای کاذب را جایگزین نیازهای حقیقی انسان کند. قرآن کریم مصادیق این شهوات زینت‌داده‌شده را شامل علاقه به جنس مخالف، فرزندان، ثروت (طلا و نقره)، مرکب‌های نشان‌دار، دام‌ها و کشاورزی می‌داند. در مقابل این «متاع پست حیات دنیا»، خداوند «حُسن المآب» (سرانجام نیک) را نزد خود معرفی می‌کند. این سند تأکید می‌کند که هیچ فردی تا پایان عمر از این خطر در امان نیست و تنها راه مقابله، پناهندگی دائمی به خداوند، درک عمیق کلام الهی و اهل بیت، و شکرگزاری برای نعمت هدایت است.

تحلیل جامع

۱. نقش ضروری شیطان در نظام خلقت

بر اساس تحلیل ارائه شده، وجود شیطان و سایر دشمنان انسان (مؤمن ریاکار، منافق، کافر و نفس اماره) در نظام آفرینش، امری ضروری و حکیمانه است. بدون وجود این موانع، رشد معنوی، انتخاب آگاهانه و اثبات عشق حقیقی به پروردگار امکان‌پذیر نخواهد بود.

  • شیطان به عنوان حریف تمرینی: شیطان به عنوان یکی از پنج دشمن انسان، یک «حریف تمرینی» توصیف شده است. همان‌طور که یک باشگاه ورزشی برای رشد ورزشکار به دستگاه و حریف نیاز دارد، انسان نیز برای پرورش نفس خود به دشمنانی نیاز دارد تا با آن‌ها مبارزه کند. به نقل از آیت‌الله جوادی آملی، «هر کس به هر مقامی رسیده، شرکت شیطان در آن بوده است».
  • ضرورت وجود دشمن برای تحقق اختیار: وجود شیطان، کفار و منافقین لازمه اختیار و آزادی انسان است. اگر گزینه‌ای جز راه خدا وجود نداشته باشد و وسوسه‌ای برای انحراف نباشد، «انتخاب» معنایی نخواهد داشت و انسان تفاوتی با ملائکه پیدا نمی‌کند. ذات انسان بر «موجود مختار و آزاد» بودن استوار است تا هدایت یا هلاکت او بر اساس دلیل و برهان باشد.
  • شیطان به عنوان مظهر اسم «مضل»: شیطان خود مظهر اسم «مضل» (گمراه‌کننده) خداوند است. این اسم الهی بر کسانی جاری می‌شود که با اسم «هادی» ناسازگاری کرده و با لجاجت به جنگ با خدا برمی‌خیزند. قرآن می‌فرماید که با همین کتاب عده‌ای هدایت و عده‌ای گمراه می‌شوند و جز «فاسقین» (کسانی که نیازهای کاذب را بر نیاز حقیقی ترجیح می‌دهند) کسی گمراه نمی‌شود.

۲. اهداف و راهبردهای اصلی شیطان

شیطان به عنوان دشمن قسم‌خورده انسان، اهداف مشخصی را دنبال می‌کند و برای رسیدن به آن‌ها از راهبردهای دقیقی بهره می‌برد.

  • جلوگیری از جریان اسماءالله: هدف اصلی شیطان، جلوگیری از جریان یافتن اسماء الهی در وجود انسان است. او می‌داند که برای موفقیت در این امر، باید «اسم مادر» را در وجود انسان هدف قرار دهد. این راهبرد با استراتژی استکبار جهانی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی مقایسه شده است که «زن و مادر خانواده» را هدف قرار داده‌اند.
  • مقابله با اسم «مبین»: شیطان با اسم «مبین» (روشن‌کننده) که با علم و بیان مرتبط است، دشمنی عمیقی دارد. او با ایجاد سر و صدا، شبهه و جلوگیری از رسیدن کلام حق به گوش مردم، با این اسم مقابله می‌کند. این عمل به رفتار مخالفان پیامبر که هنگام سخنرانی ایشان سوت و کف می‌زدند، و همچنین به ترور علما و افراد روشنگر در دنیای امروز تشبیه شده است.

۳. راهکار اصلی: زینت دادن به امور دنیوی (تزیین)

مهم‌ترین و مؤثرترین ترفند شیطان که در قرآن نیز به آن اشاره شده، «زینت دادن» (تزیین) به شهوات و کمالات زمینی است تا انسان را مجذوب و اسیر خود کند.

  • مفهوم «زینت» در قرآن: آیه ۱۴ سوره آل عمران به صراحت بیان می‌کند: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ» (برای مردم، عشق به شهوات زینت داده شده است). این زینت‌ها بر بستر «حب ذات» و «نفس اماره» عمل می‌کنند و نفس دنیایی انسان را که میلی به بازگشت به عالم بالا ندارد، به خود مشغول می‌سازند.
  • مصادیق شهوات زینت داده شده: قرآن کریم به روشنی مصادیق این شهوات را که شیطان آن‌ها را در چشم انسان زیبا جلوه می‌دهد، برشمرده است:
مصداق قرآنی توضیح و تطبیق امروزی
مِنَ النِّسَاءِ علاقه به جنس مخالف برای مردان و زنان.
وَالْبَنِينَ علاقه به داشتن فرزند و فرزندپروری.
وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ انباشت ثروت. در گذشته طلا و نقره، و امروزه شامل سنگ‌های قیمتی، اورانیوم و سایر مواد ارزشمند.
وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ مرکب‌های نشان‌دار. در گذشته اسب‌های اصیل، و امروزه خودروهای برند (بنز، تویوتا) و ماشین‌بازی برای تفاخر و برتری‌جویی.
وَالْأَنْعَامِ دامداری و علاقه به داشتن دام‌هایی مانند گاو و گوسفند.
وَالْحَرْثِ کشاورزی و علاقه به داشتن زمین و ملک.
  • ماهیت پست دنیا در مقابل «حُسن المآب»: خداوند پس از برشمردن این زینت‌ها، ماهیت حقیقی آن‌ها را مشخص می‌کند: «ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (این‌ها کالای زندگی پست دنیوی است). در مقابل، حقیقت زیبا و غایی را معرفی می‌کند: «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» (و سرانجام نیکو نزد خداوند است). این تقابل نشان‌دهنده بی‌ارزشی زینت‌های دنیوی در برابر کمالات بی‌نهایت الهی است.

۴. سوگند شیطان و پیامدهای آن

شیطان در قرآن سوگند یاد می‌کند که با تمام توان از راهکار «تزیین» برای گمراهی بشر استفاده کند.

  • سوگند برای زینت دادن و اغوای همگانی: شیطان خطاب به خداوند می‌گوید: «قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (گفت: پروردگارا، چون مرا گمراه ساختی، من نیز در زمین [بدی‌ها را] برایشان زینت می‌دهم و همگی‌شان را گمراه خواهم کرد). این آیه نشان‌دهنده عزم جدی و حمله همه‌جانبه او به تمام انسان‌هاست.
  • زینت دادن به اعمال ناپسند: شیطان نه تنها شهوات، بلکه «اعمال» بد انسان را نیز برایش زینت می‌دهد: «فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ». فرد از انجام کار اشتباه لذت می‌برد، زیرا به دنبال دیده شدن، محبوبیت و جلب توجه است. این امر می‌تواند به کارهای عجیب و غریب (مانند پوشش نامتعارف) یا حتی جنایت برای کسب شهرت منجر شود.
  • ولایت شیطان و عذاب الیم: نتیجه این پیروی، قرار گرفتن تحت ولایت شیطان است: «فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (امروز او ولیّ آن‌هاست و برایشان عذابی دردناک خواهد بود).

۵. آسیب‌شناسی و راهکارهای مقابله

هیچ انسانی، حتی بزرگان و علما، تا لحظه مرگ از خطر لغزش و فریب شیطان در امان نیست. بنابراین، شناخت خطر و پناه بردن به راهکارهای معنوی ضروری است.

  • خطر پیروی از هواهای نفسانی: قرآن انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: کسانی که بر اساس «بینه» و دلیل روشن از جانب پروردگارشان زندگی می‌کنند، و کسانی که «اعمال بدشان برایشان زینت داده شده و از هواهای نفسانی خود پیروی می‌کنند». بسیاری از انسان‌ها حتی رشته‌های علمی را انتخاب می‌کنند که مبنایی جز جهالت و فرمول‌های ناقص ندارد.
  • اهمیت کلام خدا و اهل بیت: انتقادی جدی به کسانی وارد شده است که با وجود دسترسی به قرآن و احادیث معصومین، به دنبال کلام فلاسفه و نویسندگان غربی (کانت، دکارت، هگل) هستند و از زیبایی و حکمت کلام الهی غافل مانده‌اند.
  • ضرورت پناهندگی دائمی به خداوند: به دلیل حضور دائمی شیطان تا پایان عمر، انسان باید همواره در حالت «پناهندگی» به خدا باشد و با دعا و مناجات (مانند دعاهای صحیفه سجادیه) از او یاری بطلبد. غفلت حتی برای یک لحظه می‌تواند منجر به سقوط شود.
  • شکرگزاری برای نعمت ولایت اهل بیت: تأکید شده است که اگر انسان در مسیر هدایت قرار دارد، این نتیجه تلاش شخصی او نیست، بلکه به لطف و دستگیری مداوم خداوند، امام زمان (عج) و حضرت فاطمه زهرا (س) است. انسان باید همواره شاکر نعمت شناخت چهارده معصوم و قرار گرفتن بر سر سفره علما و شهدا باشد.

جملات ناب

  1. شیطان مخلوق خداوند در نظام حکمت است و به مثابه حریف تمرینی ما، وجودش برای رشد و تعالی انسان ضروری است؛ زیرا هر کس به هر مقامی رسیده، شرکت شیطان در آن مسیر وجود داشته است.
  2. وجود دشمنان و مزاحمت‌ها (مانند شیطان و کفار) برای پرورش نفس و تثبیت عشق (که نیازمند فداکاری است) ضروری است؛ چرا که در غیاب آنها، اختیار و انتخاب انسان معنا نخواهد داشت.
  3. فاسق کسی است که نیازهای کاذب و عشق‌های فرعی (چهارگانه) را بر نیاز حقیقی و عشق اصلی ترجیح می‌دهد و به محض روی آوردن به نیازهای کاذب، از مسیر خارج می‌شود.
  4. ترفند اصلی شیطان، زینت دادن کمالات چهارگانه و شهوات دنیوی است تا انسان را جلب و جذب آن‌ها کند؛ این‌ها در واقع همان چشمک‌زن‌هایی هستند که انسان را به دام می‌اندازند.
  5. لذت‌طلبی در رقابت، مقایسه، برتری‌جویی و علو در زمین (منیت و خودیت) مانع راه یافتن به بهشت است؛ زیرا بهشت جای کسی است که نخواهد از دیگران جلو باشد و در مخیله‌اش برتری‌طلبی معنا نداشته باشد.
  6. دنیا و شهوات زینت داده شده (مانند ثروت، فرزند، مرکب‌های نشان‌دار و دام‌ها) در قرآن به عنوان «مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» (کالای زندگی پست) معرفی شده‌اند.
  7. «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»؛ تمام زیبایی، سرنوشت و آینده نیک (حسن المآب) نزد خداوند است و این حقیقت، انسان را از زندان دنیا آزاد می‌کند.
  8. اگر می‌خواهی عزیز خدا شوی، رغبت خود را متوجه آنچه که نزد خداست کن؛ و اگر می‌خواهی عزیز مردم شوی، رغبتت را به آنچه که پیش آنان هست کم کن.
  9. بسیاری، قدر کلام‌الله، حکمت معصومین، قرآن و نهج البلاغه را نمی‌دانند و تاجر کلام دیگران (فلاسفه و نویسندگان) می‌شوند، در حالی که همه علم و زیبایی نزد خداست.
  10. همه ما تا دم مرگ در معرض خطر و ویروس انحراف هستیم و هیچ کس نمی‌تواند بگوید که در امان است؛ این امر نیازمند ترس و ناله دائمی به درگاه خداوند و پناهندگی است.
  11. نجات ما از گمراهی‌های گذشته و مسیرهای خطرناک، نتیجه تلاش و دوندگی ائمه معصومین و دستگیری خداوند است؛ اگر دست یاری آنان نبود، همه ما در اعماق گمراهی و حماقت باقی می‌ماندیم.
  12. نعمت شناخت چهارده معصوم و خانواده آسمانی، فاجعه‌ای عظیم را از زندگی ما دور کرده است و باید به دلیل تلاش علما و مراجع که این سفره هدایت را گستراندند، شکرگزار بود.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه