اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. بحثمان درباره مسائل جنسی مربوط به کودکان بود در مورد وضعیت و اهمیت این غریزه و جایگاهش و نوع رفتاری که ما باید با این غریزه داشته باشیم مطالبی را عرض کردیم و چند هشدار را عرض کردیم. یکی مسئله پرهیز از لمس بچه و عورتش بود یکی مسئله ترویج و تربیت بچه براساس حیا بود و ترویج حیا یکی مسئله عدم نگاه والدین و بچهها به عورت بچه بود و مسئله حمام رفتنشان بود و مسئله خوابشان که اینها را عرض کردم. مطلب بعد محدود کردن تماس بدنی کودکان هست با والدین، بچههایی که معمولاً از 6 سال به بالا هستند نباید با والدین در یک رختخواب بخوابند بخصوص جنس مخالف یعنی پدر با دختر یا مادر با پسر در شرائطی که بدنشان به بدن همدیگر میخورد. بدن مادر یا پدر عریان هست پسر یا دختر کنارشان در یک رختخواب بخوابد و بچه نباید اعم از دختر یا پسر از 6 سال به بالا با بدن عریان یا نیمه عریان والدین در تماس باشد در رختخواب موقع خواب، اگر بنابر ضرورت اتفاقی پیش آمد که مجبور شدند بچه پیش والدین بخوابد پسر پیش پدر دختر پیش مادر باید حتماً لباسهایشان کاملاً پوشیده باشد به نحوی که تماس بدنی با همدیگر نداشته باشد. در روایت داریم از امام صادق(ع) مادری که بدنش را به بدن دخترش که 6 ساله هست میزند یعنی با هم در یک بستر میخوابند یا بمالد بدنش را به بدن دخترش، بحث مالیدن حتی خوابیدن که بیشتر تماس برقرار هست نیست حضرت فرمود نوعی از زنا هست یک قسمت از زنا هست. بعضی از بچهها لوس هستند یا بعضی از مادرها یا پدرها خودشان مشکل دارند که بچهها را تا سنین بالا به خودشان وابسته نگه میدارند و به نحوی عمل میکنند که بچه استقلال کمتر پیدا میکند حتی در خوابیدن هم باید کنار پدر مادر باشد بدنش هم بچسباند به بدن پدر مادر تا خوابش ببرد. یک خانمی زنگ زده بود میگفت من پسرم الان حدود چهارم پنجم ابتدائی هست باید حتماً بیاید در بغل من بخوابد بدنش هم بچسباند به بدن من تا خوابش ببرد گفتم به خاطر تربیت غلطی هست که کردی بچه را اینطوری بار آوردی گناه دارد این کار را نکن. نکته هفتم: تماس بدنی کودکان با نامحرم هست بوسیدن در آغوش کشیدن برای دخترهای 5 ـ 6 سال به بالا، 6 سال در روایت آمده که در آغوش کشیدن و بوسیدن دختر بچه 6 ساله توسط مرد منع شده و در مورد پسر بچه 7 سال توسط زن یک خانمی نباید یک پسر بچه نامحرم 7 ساله را که به سن تمیز رسیدند. اینها قوه تشخیص دارند اینها را بوسیدن و در آغوش کشیدنشان را منع کردند در مورد بچههای خودمان همین را داریم در مورد فرزندان خودمان بوسیدن فرزندان خودمان که به ما محرم هستند لبهای فرزندان را فرمودند دیگر مگر خردسال و اینها اگر بزرگ بشود نباید لبهای هم بچه بوسیده بشود(لَیسَ لِقُبلَۀُ عَلَی الفَمّ اِلاّ لِلزَوجَه وَ الوَلَدُ الصَغیر) امام صادق(ع) فرمودند. نکته هشتم: بحث مهمی هست در مورد کنترل روابط بچهها با همدیگر، این را هم چند مورد دارد که میگویم بچهها از 5 ـ 6 سالگی به بالا باید روابطشان با همدیگر کنترل بشود فرق نمیکند خواهر و برادر یا بچههای همسایه بچههای فامیل باید کلاً با مراقبت در روابط با بچهها به طور کلی برخورد کنیم. مطلب اول این هست که در موقع بازی به صورت نامحسوس بچهها باید کنترل بشوند اینطوری که مزاحمشان بشویم نه، اما باید کاملاً کنترل بشوند نوع بازیها نحوه بازی و مسائلی از این قبیل حرفهایی که رد و بدل میشود یا اعمالی که انجام میشود. مطلب بعد این هست که خلوت کردن بچهها صلاح نیست خیلی طولانی بشود اگر خلوت هم میخواهند بکنند با هم بازی بکنند یک جایی تند تند باید به آنها سر زده بشود یا در یک طوری باز باشد که اشراف وجود داشته باشد نسبت به آنها و نباید بچهها را در ساعتهای طولانی در خانه تنها گذاشت. یک دختر و پسر را تنها بگذاریم که هر کدام 5 سال 6 سال 8 سال 10 سالشان هست دیگر میفهمند مادر بیرون برود تا ظهر نباشد پدر بیرون برود نباشد یا با هم بیرون بروند بچهها ساعتها در خانه با هم تنها باشند این درست نیست. مطلب بعد مراقبتی که ما نسبت به بچهها میکنیم باید بعد از 7 سال خیلی بیشتر باشد چون آنها به مسئله بلوغ و فهم مسائل جنسی و تمیز و اینها بیشتر نزدیک میشوند بخصوص در ارتباط فرزندانمان با بزرگترها. یعنی ما اگر دختر بچه 6 ساله داریم با یک دختر بچه 10 ـ 12 ساله خیلی نباید بگذاریم ارتباط داشته باشد یا یک پسر 10 ـ 12 ساله که آنها معمولاً به این مسائل دقت نمیکنند یعنی بچهها را آزاد میگذارند در مهمانیها بزرگترها مشغول کارهای خودشان میشوند. خانمها یا در آشپزخانه یا جلوی تلویزیون یا راجع به یک مسئلهای شروع میکنند به بحث کردن. بزرگترها هم هر کدام راجع به یک مسئله مینشینند صحبت میکنند به بچهها هم میگویند بلند بشوید بروید سروصدا نکنید بروید آنجا با هم بازی کنید زودتر میخواهیم بچهها را دَک بکنیم بخصوص کسانی که دختر دارند باید حواسشان باشد. مهمانی برای این نیست که ما برویم بنشینیم یکسره خوش بگذرانیم حرف بزنیم 4 ساعت 5 ساعت بعد هم نفهمیم که فرزندانمان دارند چکار میکنند چه بازی میکنند با چه کسی هستند مهمانیها ما در روایت داریم آیه قرآن هم هست که ما وقتی دعوت میشویم باید ببینیم برای چه چیزی دعوت شدیم برای همان چیز برویم و بعد بلند بشویم. اگر برای شام است نزدیک خود شام برویم بلافاصله بعد از شام هم حالا چند دقیقه آدم میتواند حالا یک چایی میخواهد بخورد یک میوهای خیلی طولانی نشود گاهی وقتها از ساعت 6 ـ 7 میروند برای مهمانی که میخواهند یک شام بخورند خانه طرف، 12 شب 1 نصف شب بلند میشوند بیرون میایند. میخواهیم تلویزیون ببینیم هم مزاحمت درست میکنند هم مشکل دیگر پیدا میشود خسته میشوند میخواهند سر کار بروند صاحبخانه، نماز صبح قضا میشود خوششان میاید بنشینند با هم حرف بزنند جلسات بیفایده، بچهها در این مدت 4 ـ 5 ساعت والدین غالباً میخواهند که بچهها مزاحمشان نشوند آنها را میفرستند یک گوشه که بروید با هم بازی کنید. مثلاً 10 تا 15 تا دختر و پسر با هم از سنین 4 ـ 5 ساله بگیر تا 10 ـ 12 ساله دارند با هم بازی میکنند گاهی وقتها خلوتهای ناجوری ایجاد میشود که این مسئله خطرناک هست بخصوص رابطه بین کودک و نوجوان باید مراقبت بشود. نوجوانها حرفهایی بلد هستند کارهایی یاد گرفتند میخواهند این را اعمال بکنند روی کودکان، کودکان هم ساده هستند عقلشان به این حرفها نمیرسد نمیدانند اصلاً چیست چه بسا مورد سوءاستفاده قرار بگیرند و این بارها شده خیلی تکرار شده. یا اگر مورد سوءاستفاده هم قرار نگیرند ممکن است چهار تا نوجوان بنشینند برای خودشان خوششان میاید نوجوانان راجع به این مسائل حرف بزنند مینشینند راجع به این مسائل حرف میزنند بچهها هم بشنوند یاد بگیرند یا اصلاً به اینها یاد بدهند. به هر حال این مراقبت باید در رفتار بچهها باشد بخصوص دختردارها باید خیلی مراقب باشند و به دختر از اول باید یاد داد که بازیها حریم دارد یک مقدار که به سن تمیز رسید یک مقدار کمتر میگوییم دختر با دختر پسر با پسر این را به او یاد میدهیم حریمهایشان را جدا میکنیم بعد از اینکه تفکیکشان کردیم مراقبت هم نسبت به رفتارهایشان و خلوتهایشان و بازیهایشان باید داشته باشیم. مطلبی که هست این هست در روابط فامیلی این مسئله باید خیلی بیشتر رعایت بشود. چون تردد بین فامیلها بیشتر هست و تقریباً به صورت یک عادت در میاید این که بچهها با هم باشند افراد با هم باشند و بچهها یک گوشهای بروند خلوت بکنند و بازی بکنند مأنوستر هست این هم باید خیلی دقت بکنند که خدای نکرده آسیبی وجود نداشته باشد. مطلب بعد مسئله دوستی هست مسئله ارتباط خارج از منزل هست بچهها به هر حال احتیاج به دوست و همبازی دارند باید هم اشباع و ارضاء بشوند دوست و همبازی نقش خوبی در آزادی قوای ذخیره و خروج انرژیهای زائد و فعالیت اعضای بدن در بچه دارد و بچه را به تحریک وادار میکند. یک موقعی که خودش تنها هست خمود است ولی یکی دو تا سه تا دوست پیدا میکند همبازی پیدا میکند بشاش میشود شاداب میشود شروع میکند به فعالیت کردن برایش هم خوب است احتیاج هم دارد یک موقعی بچه تنها نمیخواهد بازی بکند به یک سنی که میرسد دوست دارد همبازی داشته باشد میطلبد. گاهی وقتها از خود پدر مادر از خواهر و برادر بزرگتر دعوت میکند و شما هم میبینید که در رفتارهایشان بچههای همسن را بیشتر ترجیح میدهند تا خود والدین که با والدین باشند والدین باید بدانند که این نیاز سنیش هست. گاهی وقتها انسان با دوستش طوری لذت میبرد که از پدر مادرش یا از همسرش لذت نمیبرد این اقتضای طبیعت انسان هست بچه هم دوست دارد با دوستش بازی بکند آنطوری که میتواند با این بازی بکند با هم شاد باشند بگویند بخندند با والدین یا با خواهر برادر بزرگتر نمیتوانند باشند. به همبازی احتیاج دارند این باید به رسمیت شناخته بشود با توجه به این مسئله که باید این نیاز بچه به همبازی به رسمیت شناخته بشود باید در بازیها و بیرون رفتنها مراقبت بکنیم خانه همسایه و فامیل بچه را به تنهایی نفرستیم برای مدت طولانی بخصوص. و اگر هم میفرستیم خانه همسایه یا خانه فامیل باید مطمئن باشیم که آن فامیل هم مثل خود ما اهل مراقبت هست و ما با طیب خاطر میتوانیم فرزندمان را بفرستیم خانه این همسایه یا این فامیل، میدانیم که اگر ما هم نباشیم خودش کاملاً هوشیار و مراقب هست از آدمهای ناآگاه بیخیال نسبت به این مسائل و نسبت به این بچهها نیست. بخصوص این مسئله در مورد بیرون فرستادن دخترها که آسیبپذیرتر هستند اهمیت بیشتری پیدا میکند که باید عادت بکند بدون والدین جایی نماند و جایی نرود پدر مادر برای راحتی خودشان میگویند حالا برو چند روزی هم خانه خالهات بمان خانه برادرت بمان خانه خواهرت بمان خانه مادربزرگت بمان چند وقت بچهها را آنجا بسپارند و نمیدانند چه کسی به آن خانه میاید. مثلاً یک خانمی فرزندش را میفرستد خانه مادربزرگش از آن طرف هم برادر این خانم پسرش را میفرستد خانه مادربزرگش میایند خانه پیرزنی که هزار تا مشغله دارد اصلاً دقت ندارند توجه ندارند به خیلی از این مسائل اکثراً یک دختر و پسرخاله چند روز در خانه مادربزرگ تنها هستند. یک پسرخاله با چند تا دختر خاله و مسائلی از این قبیل میبینید تنها هستند حواسمان باید جمع باشد که اگر میخواهیم فرزندمان را بنا به یک ضرورتی جایی بگذاریم باید حتماً قبلش اطمینان حاصل کرده باشیم که خطری تهدیدشان نمیکند و مشکلی پیش نمیاید. این مسئله فقط در مورد دختر و پسر نیست مسئله دو تا دختر هم همینطور هست در دخترها و پسرها هیچ فرقی نمیکند امکان وجود تمایلات جنسی و همجنسگرایانه وجود دارد و چه بسا به انحراف کشیده بشوند دختر با دختر پسر با پسر. نکته بعد باز پیرو همین مطلب است این هست چون بازی برای بچه یک اصل هست و لازم هست که بچهها با همدیگر بازی کنند باید دوستان بچهها شناسایی بشوند یعنی پدر مادر دقت کنند که این بچهای که الان گرایش پیدا کرده با فلان کس دوست بشود از نظر شخصیتی چه کسی هست. من یک دوست خوبی دارم میخواهم برایش نامه بنویسم تلفن میزنند با همدیگر سلام و احوالپرسی میکنند چه بسا تلفنهای طولانی بزنند با هم صحبت کنند رفتیم خانه دوستم سر راه رفتیم خانه آنها یک ساعت بعد میاییم من از مدرسه میروم خانه دوستم درس بخوانم و برگردم یا نه بچههای کوچکتر از 7 سال ما باید با خانواده او آشنا بشویم که آنها چه خانوادهای هستند. چه بسا دختر شما آنجا میرود در این مدارس زیاد هست بخصوص مدارس غیرانتفاعی پولدار هستند وضعشان خوب است ماهواره گرفته آنجا گذاشته ویدئو گرفته آنجا گذاشته فیلمهای مبتذل نگاه میکند شاگرد زرنگ هست اما این چیزها را هم پدر مادرش به او یاد میدهند در خانه هست در اختیارش گذاشتند آزاد هستند که بچهها ببینند. دختر پاک شما که چقدر زحمت کشیده سالهای سال عفیف او را بار آوردی یا پسر شما بلند شده رفته آنجا درس بخواند او شاگرد زرنگ بوده خواسته یک چیزی را از او یاد بگیرد یا دوستش هست به همدیگر علاقه دارند بعد میبینی که چون خانواده خانواده آلودهای هستند به مرور زمان بچه شما هم مینشیند برایش جذابیت دارد. این چیزها لذت دارد تازگی دارد مینشیند یاد میگیرد میبیند یواش یواش شما متوجه میشوی فرزندت از دستت رفته به راحتی دیگر نمیشود جمعش کرد پدر مادر و همه ارزشهای قبل را میفروشد به دوست جدید و خوراکهای جدید. لذا باید حتماً در کسانی که با بچههای ما ارتباط دارند به عنوان دوست دقت داشته باشیم نرود چیزهای ناجور را یاد بگیرد در کوچه با چه کسانی میرود خانه چه کسی میخواهد برود مسائلی از این قبیل. نکته بعد در مورد مراقبت ارتباطات فرزندان خودمان هست با همدیگر و همانطور که قبلاً ذکر کردم والدین غالباً اعتماد بیجا به فرزندانشان دارند یعنی فرزندانشان را آدمهای بسیار پاک و منزهی میدانند در اینطور مسائل احتمال خطر هم اصلاً نمیدهند اصلاً نباید اعتماد بیش از حد کرد سوءظن هم نباید داشته باشید به هیچ وجه. بچه اگر احساس کند از طرف والدین مورد سوءظن هست بسیار زود فاسد و خراب میشود نباید اینطوری باشد اما باید مراقب بود بخصوص خواهر برادر با همدیگر یعنی فقط این مسئله مراقبت را ما در مورد دوستان نباید صرفاً اعمال بکنیم در مورد خواهر برادرها هم باید کنترل بشود. با توجه به اینکه محرمیت محدودیتزدا است یعنی به صرف اینکه به هم محرم هستند به صورت آزاد و باز با هم برخورد میکنند و خواهر با خواهر برادر با برادر خواهر با برادر چون میگوید محرم هستند اینها خواهر برادر هستند با هم عیبی ندارد و این وجود آزادی خواهر برادرانه و کمبود محدودیتها خودش خطرآفرین هست. باید دقت بکنیم که محرمیت همانطور که قبلاً عرض کردم هیچ وقت میل جنسی را از بین نمیبرد اینطور نیست که اگر انسان با کسی محرم بود تحریکپذیری هم نداشته باشد خواهرش میخواهد باشد مادرش میخواهد باشد فرزندش میخواهد باشد خواهرزادهاش میخواهد باشد برادزادهاش میخواهد باشد هیچ فرقی ندارد. محرمیت محدودیت را کم میکند اما قوای جنسی را از بین نمیبرد. ما دو تا مسئله داریم یک قوه جنسی ثابت داریم از آن طرف رفع محدودیت وقتی محدودیت کم میشود خطر هم بالا میرود برای همین میگویند شما فرزندانتان را وقتی میخواهید بخوابانید دیگر از 5 ـ 6 سالگی جایشان را جدا بیندازید مادر و فرزند باید جدا باشند پدر و فرزند باید از هم جدا باشند. مطلب بعد این هست که در اسلام توصیه شده بچهها حتیالامکان جای خوابشان از جای خواب والدین جدا باشد این آیه استیذان هم که ما داریم در مورد بچهها این هست که بچهها در سه نوبت وقتی میخواهند به پدر مادر وارد بشوند باید اجازه بگیرند. یکی صبحها یکی بعدازظهرها و یکی هم شبها باید اجازه بگیرند تا وارد والدین بشوند یعنی ترجیحاً جای خواب والدین با جای خواب بچهها باید جدا باشد و بچهها باید پدر مادر را در رختخواب نبینند با همدیگر بخصوص نزدیک به هم. گاهی وقتها هست افراد خانه دیگری ندارند اتاق دیگری ندارند این امکان برایشان نیست وقتی این امکان نیست توصیه میشود بیشتر از دو بستر پدر مادر استفاده کنند پدر مادر یک بستر جلوی بچهها نیندازند با هم بخوابند و بچهها را هم کنار خودشان بخوابانند دو تا بستر بیندازند جدای از هم بخوابند که بچهها در سنین کوچکی ذهنشان بیدار نشود کمی بافاصله بهتر هست. اگر اتاق هست بچهها را میخواهیم بخوابانیم در اتاق باید دقت کنیم که در خواباندن اینها پیش همدیگر مراقبت انجام بگیرد بخصوص خواهر برادر، جنس مخالف این مسئله خیلی بیشتر هست گاهی وقتها از روی کنجکاوی یا تقلید از روابط والدین امکان دارد با همدیگر ارتباطاتی برقرار بکنند. مطلب بعد مسئله گوشهگیری بچهها هست گاهی وقتها در بعضی از خانوادهها پیدا میشوند بچههایی که علاقه به خلوت دارند دختر دوست دارد برود در را روی خودش قفل بکند پسر دوست دارد برود در را روی خودش قفل بکند باید امکان خلوت برای بچهها خیلی فراهم نباشد. معنا ندارد برود در اتاق در را روی خودش قفل بکند چکار دارد که میخواهد در را روی خودش قفل بکند در باز باشد هیچ مشکلی هم نیست کاری دارد انجام بدهد گاهی وقتها خلوتها ممکن است انگیزه جنسی داشته باشند بچهها نیاز دارند حساس شدند تحریک شدند بد عادت شدند انحراف پیدا کردند در خلوت ممکن است خودارضایی بکنند. و اگر یک همچین چیزی کشف بشود باید شدیداً با این مقوله برخورد بشود و جلویش گرفته بشود گاهی وقتها هست که مسئله انحراف جنسی نیست مسائل دیگری هست که بچه را به خلوت میکشاند و به هر حال باید در بیاید که چرا این علاقه به خلوت دارد برای سن کودک و نوجوان خلوت کردن امر عادی نیست لذا نسبت به این مسئله هم باید مراقب باشیم. نکته دهم مربوط به خوراکهایی هست که بچهها از طریق حواس پنجگانه میگیرند بیشتر الان بحثم سر دیدنیها و شنیدنیها و خواندنیها هست بچه وقتی متولد میشود چیزی به اسم ذهن ندارد این بحث مفصلش را از نظر علمی و دینی در کتاب دُرّ و صدف نوشتم بخش نگاه. چیزی به اسم ذهن ندارد بعد از اینکه شروع کرد به احساس، متولد میشود از طریق حواس پنجگانه با اشیاء ارتباط برقرار میکند به مرور زمان که ارتباط برقرار میکند رفته رفته از محسوسات خودش صورت کلی برمیدارد مثل پدر مادر. به راحتی اینطور نیست که بچه اول پدر مادر را بشناسد مدتها طول میکشد تا این چهره جلوی چشمش بیاید و مدام بیاید ببیند و بعد تشخیص بدهد که این غیر از بقیه خانمها است این خانم با این یک نسبت دیگر دارد میتواند نیازهایش را به این خانم بگوید یا این آقا غیر از آقایان دیگر هست چون تصویر کلی میسازد. تصویر کلی که ساخت میفهمد این دو نفر یا این خواهرش یا این برادرش با او نسبتی دارند غیر از سایر نسبتها بنابراین تشکیل ذهن مدتها بعد از تولد صورت میگیرد و هر چه را که میگیرد نگه میدارد بعداً قوه خیال قدرت بازیابی اطلاعات تداعی اطلاعات و ترکیبشان را پیدا میکند. لذا بچهها اگر بخواهند چیزهای باطل ببینند عکسهای مبتذل فیلمهای مبتذل یا حرفهای مبتذل بشنوند یا ببینند داستانهای مبتذلی را بشنوند این یواش یواش در ذهنش میماند و بعد دیگر از ذهنش خارج نمیشود در قوه خیال ضبط میشود میتواند به عنوان یک آلودگی که در روح وجود دارد منشأ بسیاری از انحرافات و مفاسد بشود. داستانهایی که میخواهد بخواند خیلی ما باید دقت بکنیم که این داستانها تحریککننده نباشد. الان فیلم سینمایی نشان میدهد که حتی بزرگترها هم که نگاه میکنند چه بسا آثار سوء و مخربی روی آنها داشته باشد. مثلاً بازیگرهایی را نشان میدهند در فیلمهای خارجی بخصوص به خودشان رسیدند اندامشان مشخص هست آرایش کردند این تازه فیلمهایی هست که از صدا و سیما پخش میشود. فیلمهایی هست که خیلیها از طریق خانه ویدئو دارند یا خدای نکرده از طریق ماهواره نگاه میکنند این برنامه را این در ذهن میماند. آدم بزرگها هم جایز نیست نگاه بکنند. شما مجوز فیلمهای خارجی را که حتی صدا و سیما نشان میدهد مراجع مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری اجازه دادند که انسان به یک زن بیگانه که خارج از دین و مملکتش هست سر باز نگاه بکند اما گفتند این نگاه باید به ریبه نباشد تحریکآمیز نباشد. در یک فیلمی که یک دختر 20 ساله 25 ساله 30 ساله 35 ساله یک خانم 40 ساله آمده قطعاً کارگردان روی این کار میکند یعنی همیشه میروند روی بهترین انتخابها برای فیلمسازی نمیایند که یک کسی را بگذارند که وقتی انسان نگاهش میکند از فیلم هم بیزار بشود. یک کسی را میگذارند که انسان وقتی نگاه میکند یک جذابیتی برایش داشته باشد در همین فیلمهایی که در سینمای خود ما میگذارند مگر استفاده ابزاری از زنها نمیشود این همه هنرپیشههای معروفی که الان دارند بازی میکنند از قیافههایشان و اندامشان. بخصوص که دیگر این چند سال آرایش هم آزاد شده دیگر خیلی غلیظ آرایش هم میکنند در فیلمها بازی میکنند و عکسهایشان به صورت پوستر دارد پخش میشود یعنی چه عکس یک زنی که شوهر دارد یک ناموس هست برای خودش یک عورت هست برای خودش این به چه معنا هست در این فرهنگ که ما عکس یک زنی برداریم در خانهمان بزنیم یعنی چی این چه چیزی هست. معلوم است که این قضیه یک قضیه انحرافی است یک قضیه کاملاً جنسی است یک قضیهای هست که ما لذت میبریم از این ریخت و قیافه که در خانهمان میزنیم یا کوبلنهایی که دوخته میشود خانمها با بیتوجه یک موقع کوبلن درست میکنند کوبلنهای زنهایی که یا نقاشی شده یا عکس طبیعی هست. به صورت کوبلن درآمده و زیبا هم هستند این خانمها از نظر صورت از نظر قیافه از نظر اندام از نظر لباس از نظر آرایش حالا تو این کوبلن آماده کردی گذاشتی در خانه فکر نمیکنی شوهر خودت به این نگاه بکند پسر خودت به این نگاه بکند چه احساسی ممکن است بعداً به او دست بدهد. روی این حساب چه فیلمهای داخلی چه فیلمهای خارجی میتواند خطرآفرین باشد برای بزرگترها چه برسد برای بچههایی که به طوفان بلوغ رسیدند و این تصاویر میتواند خیلی برای آنها مضر باشد و یا مثلاً در بعضی از فیلمهای خارجی در کارتونها یا فیلمهای خارجی روابط دختر و پسر بسیار آزاد است. در فیلمهای خارجی دختر و پسر در یک کلاس کنار هم مینشینند با هم دوست هستند رابطه بسیار بسیار صمیمانهای با هم دارند دوست هستند خانه همدیگر میروند شما یک مقدار از شبکه صدا و سیما خارج بشوید فیلمای دیگری که در دست مردم هست اصلاً عملاً دختر و پسر با هم دوست هستند دوست پسر دوست دختری دارند رابطه دارند با هم میروند و میایند عشق و عاشقی از دوران دبستان هم این مسائل هست. وقتی یک بچه این را ببیند قطعاً انحراف پیدا میکند قطعاً طمع میکند قطعاً برای خودش هم مینشیند برنامهریزی میکند به هر حال ما باید نهایت دقت را در دیدنیها و شنیدنیهای بچهمان بکنیم در خواندنیهای بچهمان بکنیم بچه دبیرستانی رفیقش یک رمان به او داده در مدرسه. یک معلم ناآگاه یا حتی معلمهای مقرض معلمهایی هستند در آموزش و پرورش مقرض هستند بچه را میخواهند فاسد بکنند مأموریت دارند با مسائل دینی سازگاری ندارند همه که آدم حسابی که نیستند به هر حال پیش میاید در مدارس. اگر جمعیت دانشآموزی ما بالای 100% در این دو سه سال رشد کرده از نظر اعتیاد اینطور نیست که همه در دانشآموزان باشد بعضی از معلمها هم تنشان میخارد بدشان نمیاید که درآمدی به جیب بزنند از طریق فروش مواد مخدر کمااینکه ما مطلع هستیم که اینطور هست غیر از دانشآموز هست. فردا میبینی معلم یک مسائل مقدس را تمسخر میکند بچه تحت تأثیر معلم هست روحانیت، علما، ولایت فقیه، انقلاب، امامف ارزشها، بسیجی، جنگ خیلی چیزهای دیگر را زیر سؤال میبرد برای بچه بعد هم دعوتش میکند خانه همانطور که ما خبر داریم دعوت میکند. بچهها بیایید خانه ما جلسه علمی داشته باشیم بیایید با هم یک روز برویم کوه بیایید با هم یک روز برویم اردو و خیلی چیزهای دیگر در این جریان انتقال پیدا میکند به بچهها عکسهای آنچنانی از طرف معلم بچه هم تحت تأثیر شخصیت معلم هست برایش خیلی جذابیت دارد که ببیند معلمش چکار میکند و سالهای سال تقلید میکند. شما اگر برگردید به گذشته خودتان چه بسا سر راه شما اساتید و مربیانی قرار گرفتند حالا نه در جهت بد در جهت خوب الان میبینید که برای شما یک الگو هستند بعضی از کارهایشان مهم هست برای شما با اینکه الان شما ازدواج کردید بچه دارید بزرگ هستید ولی باز ناخودآگاه دارید تقلید میکنید. رمان میدهد به بچه میخواند رمانهای متأسفانه بسیار مبتذلی با مجوز وزارت ارشاد الان دارد چاپ میشود ما مثلاً کتابهای شعر فروغ فرخزاد را داریم که این خانم روابط جنسی خودش را و مسائل آنچنانی خودش را به شعر در بعضی از اشعارش دارد کتابهای احمد شاملو داریم که خیلی از مسائل اینطوری خیلی راحت در شعرها آمده و گفته شده. متأسفانه اجازه زیاد داده شده به بهانه تساهل و تسامح و این چیزها کتابهای خیلی مبتذل چاپ شده آمده زندگینامه هنرپیشههای سابق با عکسهایشان و خیلی مسائل دیگر اینها تأثیرگذار هست لذا خیلی پدر مادر باید مراقبت کنند که بچهها هر کتابی دستشان نگیرند پیش هر معلمی نباشند معلمها را شدیداً شناسایی کنند در مدرسه که شخصیتهای اینها چطوری هست. نگذارند بچه را مدرسه فکر کنند که تعلیم و تربیت حالا درست است که اسمش وزارت آموزش و پرورش هست ولی خبر جدی از پرورش آنجا نداریم بیشتر آموزش هست تا پرورش اگر هم پرورش باشد شاید بدرد نخورد آنطوری که ما میخواهیم نباشد. بنابراین باید دقت بکنیم بچه را که میخواهیم مدرسه بفرستیم کودکستان میخواهیم بفرستیم مهدکودک میخواهیم بفرستیم یا هر جای دیگر شخصیت معلم بررسی بشود که این خانم معلم یا آقای معلم که دارد به فرزند ما درس میدهد کیست چه کسانی هستند که دارند درس میدهند. این مراقبتها باید کاملاً به عمل بیاید در مورد دیدنیها و شنیدنیها و خواندنیهای بچهها، مطلب بعد این هست که فرزندانمان را آنجاهایی که دختر و پسر به صورت مختلط هستند در مراکزی که دختر و پسر به صورت مختلط هستند سر کلاسها مهدکودکها کودکستانها جاهایی که هست الان مدارس مختلط ما نداریم که دختر و پسر با هم درس بخوانند اما آموزشگاهها هست. دخترت را میفرستی برود کلاس زبان آموزش ببیند بعد میبینی دختر و پسر نشاندن کنار هم دوره زبان ببینند دوره کامپیوتر ببینند مؤسسه آزاد است آموزشگاه آزاد است این قیدها را ندارند میگوید پنج تا دختر پنج تا پسر میخواهیم کلاسمان به حد نصاب برسد. من دیدم مؤسساتی که افرادش خیلی ادعا داشتند که آدمهای مقیدی هستند و مراقب، بعد از اینکه دیدند که مثلاً 7 دختر ثبتنام کرده 7 تا که به حد نصاب نمیرسد 4 تا هم پسر قاطی آنها کردند نشاندند با همدیگر زبان یا کامپیوتر یاد بگیرند یواش یواش بچهها سر از ناکجا آباد در میاورند. حیایشان ریخته میشود گرفتاری درست میکنند برای بچهها، از بچگی باید مراقب اختلاط باشیم یعنی اختلاط صورت نگیرد مثلاً فعالیتهای هنری، الان من فرزندم را میفرستم دخترم میگوید بابا میخواهیم در مدرسه تئاتر بازی کنیم حالا بازی کنید این بچه علاقمند به تئاتر میشود فردا مورد تشویق قرار میگیرد. حالا ممکن است که جهات زیادی باشد خوب میتواند نقش بازی کند قیافه جذابی دارد هیکل مناسبی دارد برای این کار به هر حال به هر دلیلی این بچه جذب فعالیت هنری میشود بعد میگویند شما در مدرسه اول شدی میخواهیم مسابقه بگذاریم بین مدارس، میزند میاید که بچه شما اول شده در ناحیه فلان میرویم منطقه، بعد میرویم استان. این بچه یواش یواش در خودش دارد یک چیزی را کشف میکند به نام یک حس هنری، در تلویزیون هم دائماً دختر پسرهای مختلف را دارد میبیند که دارند با هم نقش بازی میکنند یک دختر 20 ساله را میبیند که مثلاً در سه ماه تلویزیون که نشان میدهد زن ده نفر آدم بوده در این فیلمها با ده تا پسر نقش همسری داشته. در چشم همدیگر نگاه کردن شوخی کردن با همدیگر حرفهای آنچنانی به هم زدن این فردا یواش یواش جلوی خودش یک آینده درخشان اینطوری را دارد میبیند میگوید من معروف میشوم این شهوت شهوت خیلی قوی هست شهوت شهرت خیلیها را زمین زده مثلاً ما برویم هنرمند بشویم جلوی دوربین. من زیاد سراغ دارم دختر و پسرهای خوبی که به شهوت شهرت جلوی دوربین رفتند اولین چیزی که از دست دادن دین و حیایشان بود به ندرت پیدا میشود کسی هنرمند باشد بعداً پشت صحنه و پشت پرده و جاهای دیگر آسیب نبیند اینطور نیست. خودشان میگویند در خودشان معروف هست در تلویزیون یکی از این آقایان صحبت میکردند میگفتند که آقایان تا میایند چهار تا فیلم بازی میکنند و معروف میشوند اولین کاری که میکنند میروند همسرانشان را طلاق میدهند رابطه خوب صمیمی عالی با خانمش داشته زندگی داشته میکرده. فردا میرود جلوی دوربین معروف میشود دختر را دوست دارند از او امضا بگیرند پسرها مردها عکسش را دوست دارند در خانه داشته باشند چند تا ما از اینها را سراغ داریم طلاق گرفتند از این خانمهایی که کشیده شدند به مسائل اجتماعی و کاری معروف و مشهور شدند چقدر مرد داشتیم زنهایشان را طلاق دادند. خودشان میگویند اصلاً این یک اپیدمی هست یک بیماری هست بین هنرمندان که تا میروند پشت دوربین یک ذره معروف میشوند اولین کاری که میکنند یک قیچی به خانواده میزنند تازه بعضیهایشان میایند با افتخار میگویند هنر عشق من است هنر همه چیز من است ما هنر در خونمان است ما اصلاً اینطوری هستیم. من اگر از همسر سابقم بپرسید شاید به شما بگوید که فلانی شوهر خوبی نبود اما حتماً میگوید هنرمند خوبی بود هنر شده یک بت در این مملکت یک بت شده جای خدا و پیغمبر و دین و آخرت و اخلاق و شرافت و حیا و انسانیت و همه چیز را گرفته. پای این خدا خیلی چیزها ذبح شده و قربانی شده این بحث مختصری در همان دُرّ و صدف بخش هنر من رابطه هنر و حجاب و مسائلی از این قبیل آنجا توضیح دادم خیلی چیزها و خیلی از ارزشها اینجا ذبح شده با افتخار هم میگویند. آنوقت همین آقا که اینطوری دارد تعریف میکند الان 60 ـ 65 سالش بود در تلویزیون دارد بازی میکند الا ماشاءالله روابط نامشروع داشته بله دیگر روابط آزاد است خانواده را میخواهم چکار. وقتی در صحنههای هنری یک عالم زن و دختر ول ریخته که آنها هم مثل من خوششان نمیاید جای محدود باشند و مقید باشند چیزی به نام شوهر بالای سرشان باشد خودشان میگویند آقا بالای سر است میخواهیم چکار، محدود میکند یا یک مقیدی به نام زن باشد که آقا سر ساعت فلان خانه بیا. من میخواهم شش روز هفت روز دو ماه سه ماه با یک خانم بلند بشوم سه چهار نفری بریزیم در یک ماشین برویم فلان شهرستان یا چه بسا برویم خارج میخواهیم برویم با هم فیلم بازی کنیم این برای من گرفتاری درست میکند یک چیزی مثل زن و بچه در خانه، میخواهم چکار. وقتی اینطوری زیر دست و پای من اینقدر راحت ریخته زن میخواهم چکار، هر وقت دلم خواست استفاده میکنم الا ماشاءالله ما خبر داریم از روابط کارگردانها با بازیگران زنشان و مسائل دیگر که بازیگران با همدیگر اختلاطات زیاد. حالا این بچه را شما فرستادی رفت هنر یاد گرفت در مدرسه بعد میگویند باید برود سطح استان بعد میگویند همیشه که ما هنرمند نداریم که یک پی اس به قول خودشان میگویند پی اس چون من مدیریت چند تا گروه هنری را قبلاً داشتم خبر دارم از روابط پشت پردهشان. نمایشنامه، میگویم ما چند تا نمایش داریم که همهاش مرد بازی بکند یا زن بازی کند بالاخره نمایشنامههایی داریم که غالباً زن و شوهری هستند میبینی دختر پسرهای 17 ـ 18 ساله با پسر بچههای 17 ـ 18 ساله آمدند بازی کنند. حالا باید یکیشان زن بشود یکیشان هم شوهر بشود از اینجا شروع میشود یا رفیق و همکلاس بشوند شروع کنند بازی کردن ببینید سر از کجا در میآورد ما گروههای هنری داشتیم دیدم با چشم خودم که اینها وقتی میخواستند بازی کنند بروند روی صحنه وضو میگرفتند زیارت عاشورا میخواندند گریه حسابی میکردند بعد میرفتند یک نمایشنامه را بازی میکردند. چند سال بعد که کارشان خوب اوج گرفت گفتند که ما نمیتوانیم فیلمها و نمایشنامههای مثلاً حزب اللهی بازی کنیم که راجع به جنگ باشد راجع به اهل بیت باشد راجع به تاریخ اسلام باشد بالاخره نمایشنامههای جدید هم باید بازی کنیم ما باید رشد بکنیم. وقتی میروند رشد بکنند در آن درجات بالا که میروند یک کارگردان مفسد به آنها میخورد میگوید این پی اس بیایید بازی بکنید بروید تمرین کنید پی اس چیست آثار یک خارجی است دو تا نقش زن داریم حالا زن از کجا بیاوریم بگردیم پیدا بکنیم از همین دختران خوب و محجوب و متدین که در دبیرستان کار هنری داشتند. جذب شدند آنجا، آنها را هم بیاوریم یواش یواش سر از آنجا درآورد که ما میدیدیم اینها مشروب میخوردند آنهایی که با زیارت عاشورا شروع میکردند با وضو پشت صحنه بعداً خیلی کارهای دیگر هم کردند به هر حال وقتی این مراقبت نیست شما میبینی که دور خوردی به اسم هنر به اسم یک فعالیت آنچنانی که فرزندت کرده در محیطهای مختلط میافتد بعد دیگر هیچ خدایی را بنده نیست. پدر میگوید من راضی نیستم دوست ندارم تو بروی در کار هنر، میگوید راضی باش یا نباش شوهرش میگوید راضی نیستم نیستی طلاق خداحافظ شما، من آیندهام را از دست نمیدهم به خاطر تو، من آینده دارم میخواهم شهرت کسب بکنم آینده کاریم هست میروند برای خودشان خیلی راحت دنبال کارهای دیگر. بحث بعد یک مقدار طول دارد بحث روابط جنسی والدین هست و مسئلهاش با بچهها، مقدمهاش را عرض کنم بماند برای بعد، پدر مادر باید یک مراقبتهایی باید در مقابل بچهها داشته باشند نحوه لباس پوشیدنشان همانطور که عرض کردم آرایش مادر لباسهای مادر. از آنطرف هم زن و شوهر به همدیگر احتیاج دارند که ساعتهایی را با همدیگر خلوت داشته باشند و برای همدیگر تزیین بکنند به همدیگر برسند این چطوری جمع میشود که ما در خانواده یک زن وظیفهاش را یک طوری نسبت به شوهرش انجام بدهد وظیفهاش انجام شده باشد. بتواند در پاکدامنی مرد ارضاء یک مرد مؤثر باشد و یک مرد همینطور نسبت به همسرش و از اینطرف از معرض بچهها دور باشند این دوتا چطوری با هم قابل جمع هست که بحث و هشدارهای مختلفی دارد که برای جلسه بعد بماند. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
جلسه 023 - تربیت کودک
متن کامل (خام) جلسه 023 - تربیت کودک