أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. مراحلش را از قول امام صادق (ع) عرض کردیم و این نتیجه را گرفتیم که در مورد بچهها باید زودتر از سنین تکلیفشان اقدام کرد تا بچهها عادت بکنند به تکالیف، وقتی به سن تکلیف میرسند به راحتی بتوانند انجام بدهند و به هیچ وجه نباید تأخیر انداخت روی این قضیه. اشتباه بزرگی که خیلی از والدین میکنند این هست که فکر میکنند بچه باید خودش بزرگ بشود بفهمد و بعد عمل بکند تفکرات به اصطلاح روشنفکرانه ولی واقعاً متهجر و عقب افتاده که بچه خودش شخصیت دارد باید بزرگ بشود. خودش اگر دوست داشت حجاب بگیرد اگر دوست داشت نماز بخواند و روزه بگیرد ما نباید او را تحت تربیت خاصی قرار بدهیم که این کارها را انجام بدهد و چیزی نباید به بچه تحمیل بشود خیلی غلط است. چون اگر قرار باشد ما این طرز تفکر را بپذیریم فقط در مورد روحیه مذهبی نیست. در مورد خیلی از مسائل مثل انضباط، بهداشت، تحصیل، آداب اجتماعی، اخلاق و خیلی چیزهای دیگر هست که آنها هم همینطور هست ما در آنجا هم به بچهها تحمیل میکنیم بچهها را طبق اصول خاصی بار میاوریم. و اگر قرار باشد فقط در مورد روحیه مذهبی این فکر را بکنیم این یک شیطنت و یک نفسانیت و یک جهالت مخفی هست که دارد در ما عمل میکند، نه آنهایی که میگویند بچهها باید آزاد باشند. بچهها قابل احترام هستند بچهها نظر دارند ما نباید چیزی را به آنها تحمیل کنیم. چرا بچهها را میبرند کودکستان میگذارند؟ بچهها مگر راضی هستند بروند؟ نه، همه بچهها مگر راضی هستند مدرسه بروند؟ نه جبراً ما همه بچهها را مدرسه میفرستیم اگر اعلام کنیم بچهها آیا دوست دارید مدرسه بروید یا نه، ببینید چند نفر از بچهها مدرسه میروند، دوست دارید درس بخوانید یا نه، چند نفر میروند درس بخوانند. معلم سر کلاس بگوید آقایان، خانمها، کوچولوها دوست دارید مشق بنویسید بنویسید دوست ندارید ننویسید، دوست دارید تمرین حل کنید بکنید دوست ندارید نکنید، اینطور نیست. ما از کودکی مقداری از هنجارها را به صلاحدید خودمان چون میدانیم لازم هست کاری با اظهارنظر و شخصیت بچه نداریم به او تحمیل میکنیم. میگوییم این باید درس بخواند چه بخواهد چه نخواهد، این واکسن فلج را باید بزند چه بخواهد چه نخواهد، چه دردش بیاید چه مریض شود چه نشود، این باید فلان عمل جراحی را به موقع انجام بدهد که بزرگ شد غیرقابل درمان نشود. بعضی از عملهای جراحی در بعضی از بیماریها در بچهها اینطور هست. باید در سن خاصی انجام بشود. والا اگر بماند در سنین بالا مؤثر واقع نمیشود. کسی از بچه اظهارنظر نمیکند که تو حالا موافق هستی عملت بکنیم یا نه، بچه را بیمارستان میفرستند چه بخواهد چه نخواهد باید زیر تیغ جراحی برود. در بسیاری از مسائل هست در آداب اجتماعی، نمیتوانیم بگوییم بچه همینطور بیادب و بیتربیت بار بیاید. ما اساساً تربیت را تعطیل بکنیم کنار بگذاریم بیادب هر طوری دلش خواست بار بیاید بعداً بگوییم بزرگ میشود یاد میگیرد که آداب اجتماعی را چطوری رعایت بکند نه. در اخلاق نه، در غذا خوردن نه، در بهداشت نه، ما به بچه چیزی تحمیل میکنیم این چه طرز تفکری است که بگوییم بچه باید خودش بزرگ شود. شخصیت دارد بعداً در مورد مسائل مذهبیاش تصمیم میگیرد که نماز بخواند یا نخواند. حجاب داشته باشد یا نداشته باشد، نمیشود، این یک خیانت بسیار بزرگ هست. والدین وقتی میدانند که این روحیه مذهبی و اساساً متدین و متعبد بودن هدف خلقت انسان هست و اساساً بچه اگر روح مذهبی نداشته باشد در آینده ساقط میشود. چه در زندگی دنیایش و چه در زندگی آخرتش، وقتی میدانند یک ابدیتی فراروی فرزندشان هست، بزرگترین جنایت این هست که با روحیه مذهبی او را بارنیاورند. چون از اول ساقطش کردند دیگر بعداً هر موفقیتی هم که به بچه بدهند تحصیلات عالیه، دانشگاه، ثروت، هیچ فایدهای ندارد وقتی بچه از نظر خدا ساقط میشود ساقط است یک حیوان میشود این فایدهای ندارد. مضافاً اینکه اساساً ما اگر بچهها را با مسائل روحی و مذهبی این را تمام دانشمندان اعم از متدین و غیرمتدین در همه جای دنیا این را ثابت کردند الان ما در آمریکا ایماندرمانی داریم. الان وقتی در تربیت بچهها به بنبست رسیدند در تربیت نسل جوانشان به بنبست رسیدند یکی از مهمترین راههایی که سر راهشان هست و دنبالش هستند این هست که بلکه اینها را با مسائل مذهبی انس بدهیم از این همه حجم خشونت و جنایت و ناهنجاری کم کنیم. روحیه مذهبی وقتی در کودک ما انسش میدهیم به مسائل مذهبی در دوران نوجوانی این بچه که میافتد در ناهنجاریهای زیاد، مشکلات زیاد، خطراتی که از بیرون تهدیدش میکنند روحیه مذهبی دوران کودکی و همچنین روحیه مذهبی دوران نوجوانی که معلول روحیه مذهبی دوران کودکی است میتواند او را در جوانی خیلی از مشکلات نجاتش بدهد. این یک چیز خیلی واضح و ملموس و محسوس هست جوانهایی که از کودکی با مسائل مذهبی سروکار دارند نوجوانهایی که با مسائل دینی سروکار دارند اینها در بزرگسالی خطرات تهدیدشان نمیکند. شما جنایتها، آدمکشیها، قتلها، مواد مخدر، ناهنجاری، زندان، کتککاری، خشونت همه اینها محصول چه کسانی هست؟ به قول امام شما در دادگستری که بروید چندتا پرونده از نمازخوانها هست همین نمازی که صورتش نماز هست حالا با باطنش کار نداریم. اگر باطنش بیاید که اصلاً پای خیلی از افراد هیچ وقت باز نمیشود. همه دعواها و درگیریها در خانوادهها روابط بین زن و شوهر مال این هست که روحیه مذهبی نیست ضعیف است یعنی اینکه زن و مرد به کوچکترین چیزی به همدیگر گیر میدهند مال این هست که دلمشغولی مهمتر از حد یک روابط حیوانی ندارند. لذا اگر آنجا خللی وارد بشود برایشان خیلی بزرگ است. زندگی را به هم میزنند برای اینکه زن و مرد متعهد به وظائفی که خداوند تبارک و تعالی در مقابل هم به گردنشان گذاشته نیستند. فکر نمیکنند که یک روزی میاید که خداوند در موقفهای قیامت که هر کدامش هزار سال طول میکشد ما را آنجا نگه میدارد. از یک خانم سؤال میکند که شما با شوهرت چکار کردی؟ وظیفهات را چطور انجام دادی؟ از یک آقا سؤال میکند که این امانتی که دستت بود چکار کردی؟ سؤال میکنند هزار سال شوخی نیست. همین که نباشد، باعث میشود بسیاری از معضلات در زندگی ایجاد بشود. وقتی این هست ما کودک را از اول با مسائل مذهبی بار میاوریم. به او یک قدرت یک مأمن یک پناهگاه مهمی دادیم که در بسیاری از مشکلاتش به او پناه میبریم. ما الان بچههایی داریم که پدر و مادر فاسد و فاجر و بد ولی در مدرسه روی روحیه مذهبی این کار شده یک مربی خوب داشته یک همسایه خوب داشته یک دایی خوب داشته روی این کار کرده. میبینیم با اینکه از مهمترین جایی که انسان ممکن است آسیب بخورد به این آسیب میرسد از خانواده، ولی بسیار مقاوم و خوب، بسیار سالم، وقتی روحیه مذهبی نباشد افسردگیها، فرار از خانه، درگیر شدن با اعضای خانه، خودکشی، بزهکاریهای خیلی زیاد. بنابراین حتی اگر یک پدری یک مادری کاری با آخرت نداشته باشند ابدیت را خدای نکرده توجه نداشته باشند فقط سعادت بچهاش را بخواهد در دنیا باید بچه را تربیت مذهبی بکند الان ما میبینیم پدر و مادرها میایند بچهشان را اینجا معرفی میکنند که این را یکطوری نصحیت کنید یکطوری با او صحبت کنید بلکه دست از این کارهایش بردارد. پدر و مادر خودش نماز نمیخواند دوست دارند بچهشان نماز بخواند خودشان تقیدات شرعی ندارند ولی دوست دارند بچهشان داشته باشد میگویند این محفوظ میماند این بچه را محفوظ نگه میدارد آرامش میکند از خیلی از شروط نگهش میدارد. من در اروپا در یک نمایشگاهی تعدادی کتاب مذهبی برده بودیم یک تعدادش کتابهای آموزش نماز بود مال سنین مختلف، از اعضای کنسولگری ما آمده بودند مسخره میکردند میگفتند اینها چیه آخه در اروپا چه کسی اینها را میخواهد به چه دردش میخورد قرآن و مفاتیح و آموزش نماز برای چه آوردید؟ و خیلی چیزهای دیگر که ما برده بودیم حالا غیر از آن همه برنامههای پیشرفته کامپیوتری که برده بودیم که آنها دهانشان باز مانده بود اصلاً دستگاهشان این سیدیهای ما را جواب نمیداد جداً یکی از مشکلاتی که ما آنجا داشتیم این بود که غالباً دستگاههای کامپیوتری کشورهای اروپایی جواب نمیداد سیدیهای پیشرفته ما را، و خیلی از مسائل دیگر. کتابهای مختلف برده بودیم این محصولات را هم برده بودیم خانمهایی آمده بودند هفت قلم آرایش، دیگر آنجا حجاب و روسری نیست اولین چیزی که میخواستند همین کتابهای مذهبی بود با چه ولعی برای بچههایشان میبردند میگفتند اینها خیلی خوب هست. روز آخر یادم نمیرود یک خانمی جوان شاید 24 ـ 25 سالش در نمایشگاه آمد او هم مثل بقیه هفت قلم آرایش کرده بود و آمده بود گفت من فهمیدم نمایشگاه است از ایتالیا بلیط گرفتم اینجا آمدم که این کتابها را ببرم و کم داشتیم بدهیم اینقدر ناراحت شده بود که من آمده بودم برای بچههایم کتاب آموزش نماز و آموزش مسائل دینی ببرم. کار به یک جایی رسید که من مفاتیحی را که سالها از زمان جنگ همیشه همراهم بود روز آخر یکی خودش را فرودگاه رساند آنجا یقه من را گرفت گفت یک چیزی دست ما بدهید شما دارید میروید هیچی ما نداریم محرم و صفر هست میخواهیم یک استفادهای بکنیم یک زیارتی بخوانیم پناهگاه مهمی است شوخی نیست آن مفاتیح را هم از جیبم در آوردم به او دادم. به آن کنسولگری هم گفتم شما خیلی آدمهای نادانی هستید که مردم را نمیشناسید بعد هم میخواهید کار فرهنگی برای آنها بکنید یعنی من افسوسم این بود که چرا از همین چیزهایی که اینها مسخره میکنند بیشتر آنجا نبردم آنها مسخره میکردند که چرا آوردید چه کسی اینجا به اینها توجه میکند دیگر نمیتوانیم راجع به این قضیه بپردازیم. ولی این یک بحث بسیار مهم و گسترده دارد که روح دینی و روح ایمان بزرگترین پناهگاه هست برای مشکلات انسان، جایی که هیچ دارویی هیچ روانشناسی هیچ روانپزشکی هیچ آرامبخشی نمیتواند انسان را آرام بکند فقط یک چیز انسان را آرام میکند روح مذهبی، اعتقادات مذهبی، ارزشهای دینی. بنابراین اگر کسی حتی کاری با آخرت فرزندش نداشته باشد برای حفظ او در همین دنیا و برای تأمین سعادتش باید او را با ارزشهای مذهبی بار بیاورد مقیدش بکند. بنابراین من همانطور که عرض کردم از قبل از تکلیف ما باید به فکر بچههایمان باشیم دخترها زودتر و پسرها یک کمی دیرتر، پسربچه ولی به ما گفتن اگر بچه در سن ده سالگی سراغ این مسائل نمیاید به آنها سخت بگیرید. سخت بگیرید هم معنا دارد ولی بالأخره باید بالای سرش باشید رویش کار بکنید نظارت بکنید توجه به این نکته داشته باشید مثل دارو که باید بخورد و اگر نخورد سرطان میگیرد میمیرد ساقط میشود این هم این هست اگر نتواند این روحیه مذهبی در او پیاده بشود از نظر انسانی و از نظر حیات انسانی ساقط هست. خیلی باید با دلواپسی و دلشوره وارد این قضیه بشویم ولی سختگیری نکنیم دلشورههای بیخودی هم نزنیم ولی باید این برسد به آن مسألهای که باید برسد نباید دیر بشود. بچه 9 سال 10 سال باید مسائلش را جمع کرده باشد و باید اهل توجه به مسائل دینی، حلال و حرام، واجبات، عبادات، متعبد بار بیاید شیوهاش را هم گفتم که امام صادق(ع) از سه سالگی چطوری میفرماید شروع کنید که ما چه فرمولی را انجام بدهیم از سه سالگی تا شش هفت سالگی که بچه آنطوری بار بیاید. بنابراین ما نباید مسأله تقیدات مذهبی را تا سن بلوغ بچه به تأخیر بیاندازیم بگوییم هنوز بالغ نشده هنوز که مکلف نشده حجابش را رعایت بکند هنوز که مکلف نشده که نماز بخواند، بنده خدا این وقتی بخواهد مکلف بشود وقتی انس و عادتی ندارد وقتی توانایی ندارد وقتی برایش ملکه نشده این نمیتواند وقتی که به سن تکلیف رسید. سن تکلیف یعنی در پرونده عملش مینویسند تو چرا بچه را مجرمش میکنی بچه را موظف هستی یکطوری بار بیاوری که وقتی به سن تکلیف رسید این مفاهیم را بفهمد و درک بکند یک نیرویی را مافوق خودش بداند و قائل باشد که هم با او رفاقت بکند دوستش باشد نه یک نیروی قهاری که با شمشیر ایستاده که اگر کج برود او را بزند این تصویر از خدا خوب نیست. جلسه بعد توضیح میدهیم در مورد پرسشهای مذهبی کودکان راجع به این قضیه صحبت خواهیم کرد، نه یکی خلقمان کرده مهربان است دوستمان دارد همه توانها در دست اوست و ما در مقابل او مسئولیت و وظائفی داریم از ما دستوراتی را خواسته. ما الان بچه داریم شش هفت سالش هست پدرش میگوید یک کار زشت که میخواهد انجام بدهد تا میگویم خدا راضی نیست این هر کاری باشد کنار میگذارد. میگویم خدا این را دوست ندارد. میگوید همین که من اسم خدا را میاورم که دوست ندارد کنار میگذارد کارهای ناهنجار و زشت را، میگفت یک موقع هم به خود من گیر میدهد. میگوید اگر من یک کاری بخواهم بکنم میگوید بابا خدا راضی نیست میگفت من هم خلع سلاح میشوم و خودداری میکنم از بعضی از کارها، چون او با یک اعتقاد بزرگی و یقینی دارد این را به من میگوید بچه این را میفهمد بچه که انسان است انسان فطرتش را با خدا نهادند. یعنی اساساً انسانیت او روح حقیقی و انسانی او با خداست. خیلی خوب اینها را میفهمد شما الان از این کلاس که رفتید بروید این قسمت آموزش ما، از مسئول آموزش ما بخواهید که نقاشیهای بچهها را در مورد آیات و صور قرآن به شما نشان بدهد. خیلی عالی است. خیلی حرف در آنها هست. خوب این مسائل را ادراک میکنند. پس تأخیر به هیچ وجه نباید بیاندازیم. باید مراقبت بکنیم تا روح مذهبی بدون فشار و تحمیل یواش یواش ایجاد بشود. در مورد مسأله نماز توضیح دادم باز بیشتر توضیح میدهم در مورد نماز حضرت فرمود که چه سالی شروع بکنید ببینید الان حضرت فرمود سه سالگی هفت بار یاد بدهیم که لا إله إلا الله بگویند. بعد سه سال و هفت ماه و بیست روز هفت بار یاد بدهیم که (محمد رسول الله) بگویند چهار سالگی صلوات بر پیامبر، پنج سالگی حضرت فرمود وقتی دست راست و چپش را تشخیص میدهد رو به قبله بودن و یک سجده را به او یاد بدهیم. در شش سالگی اجزاء نماز را به او آموزش بدهیم در هفت سالگی وقتی هفت سالش تمام شد شستن دست و صورت را به او یاد بدهیم به عنوان مقدمات. در نُه سالگی وضو گرفتن و نماز خواندن را یاد بدهیم خیلی آهسته و نرم و نمکی بدون فشار، الان بچه من سه سالش هست اگر ظهر نماز جماعت نرود خانه را روی سرش میگذارد شب اگر نماز جماعت نرود خانه را روی سرش میگذارد. من خودم بعضی وقتها نیستم از بس علاقه دارد باید زنگ بزنم که یکی از رفقا زحمت بکشد از خانه او را مسجد ببرد و بیاورد بچه دوست دارد به این چیزها علاقهمند میشود بدون فشار، این آقای محمدجانی یک مهری به او داده میاید در خانه میگذارد بعد یک دقایقی را سجده میکند. هر وقت آب به صورتش میزند خودش دستش را روی سرش میکشد و بعد دمپاییاش را در میاورد روی پایش میکشد مثلاً دارد مسح میکند میگوید بروم مهر محمدجانی را بیاورم میرود مهر را برمیدارد میگذارد و شروع میکند نماز خواندن بعد هم مسجد هم باید برود بچه علاقهمند میشود دوست دارد که این کارها را انجام بدهد بدون فشار. بعد هم ما نمیخواهیم این کار را بکند موضوع این هست که ما نباید اینها را بخواهیم ما همین چند وظیفه را که امام صادق(ع) گفت انجام میدهیم اگر بچه میل و استعداد داشت آن موقع چرا از میل و استعدادش استفاده میکنیم. دوست داشت یک چیزی یاد بگیرد چندتا سوره قرآن به او یاد میدهیم حفظ بکند شعرهای مذهبی به او یاد بدهیم حفظ بکند اینها خوب هست از مسائلی که کمک میکند در ایجاد مذهبی شعر است مضامین و ارزشهای دینی را در مورد سلام کردن در مورد پدر و مادر در مورد ائمه، چهارده معصوم، نماز، انفاق. این همه شعر داریم نوشته شده عزیزانی زحمت کشیدند در رابطه با شعر کودکان کار کردند که این مسائل و ارزشهای متعالی را به صورت شعر در میاورند داستان کردند نقاشی کردند کتابهای ارزندهای چاپ شده برای بچه بخوانیم بچه این شعرها را حفظ بکند در ذهنش میماند کتاب خواندن برایش در رابطه با همین مسائل. تذکراتی که جلسه گذشته دادم بردن بچهها به مجالس مذهبی بود. محافل و عزاداری، جشنهای مذهبی، بچهها علاقهمند هستند. بچهها سه سالشان که میشود وقتی در مجالس عزاداری و سینهزنی و دستهجات میبرید علاقهمند میشوند دوست دارند مثل بقیه لباس مشکی بپوشند زنجیر داشته باشند در خانه سِنجی بزنند تقلید میکنند. در نماز جماعت، نماز جمعه، نمازهای عید، جشنهای مذهبی و خوب بچهها شرکت بکنند در محافل باید تردد داشته باشند حرمها و مکانهایی از این قبیل، سورههای کوچک را یادشان بدهیم ذکرهایی را یادشان بدهیم وقتی علاقهمند هستند ذهنشان میکشد. نکته خیلی مهمی که در این رابطه مهم هست این هست که والدین خودشان باید تقیدات مذهبی را به نمایش بگذارند. یعنی شما نمیتوانید از بچه بخواهید که این مسائل در آن رشد بکند ولی در خانوادهای که مسائل شرعی رعایت نمیشود مقیدات نیست حرام صورت میگیرد روابط ناجور هست بچه اینها را میبیند و ضبط میکند و آن را تقلید میکند. جلسه گذشته در مورد روحیه تقلید بچه گفتیم تقلید میکند. همانطوری میشود از سیگار شما بگیرید تا چیزهای دیگر تقلید میکند. دوست دارد خودش را به سمت بزرگترها بیاورد. نحوه لباس پوشیدن نحوه حرف زدن. بنابراین وقتی خود والدین اجرا میکنند بچهها به سهولت و سرعت روحیه مذهبی در آنها شکوفا میشود. چون یک انرژی خیلی قوی خدا در آنها گذاشته زود شکوفا میشود دیگر دردسر هم ندارد. از کسانی که اینها را در خانه اجرا کردند بپرسید میگویند ما اساساً هیچ مشکلی در رابطه با نماز و روزه و حجاب بچههایمان نداشتیم مقاومتی ندیدیم چون از اول درست پایهریزی شده خداوند که یک تکلیفی را میدهد. مثلاً دختر از نُه سالگی یا به تعبیر بعضی از 13 سالگی یا پسر از 15 سالگی عبث که این کار را نمیکند خداوند حکیم است این کار را کرده مخلوق خودش را میشناسد میداند که این موجود در این سنین میتواند اینطور مسائل را خوب درک بکند و بفهمد کار عبث که نمیکند براساس خلقتی که خودش کرده این دستور را داده. ما هستیم که بچهها را دست کم میگیریم و دقت نمیکنیم به این مسأله مهم، راحت میشود کاری کرد که در این سنین بچه این نوع تظاهرات را به راحتی با انس و لذت انجام بدهد و داشته باشد ولی باید افسوس خورد برای بچههایی که هیچ وقت در خانواده در معرض صورتهای مقدس قرار نمیگیرند و یکسره از پدر و مادرشان بیاعتنایی بیتوجهی یا از سایر اعضای خانواده نسبت به مسائل مذهبی میبینند. یعنی بچه بار میاید که اهل نماز نباشد بار میاید که اهل روزه نباشد بار میاید که روح ایمانی نداشته باشد لذا در مدرسه تفاوتها مشخص میشود میروید در مدرسه میبینید یک دختر 9 ـ 10 ساله کاملاً محجوب است. یک دختری در همان سنین لاک زده وضع آرایش لباس و موهایش خیلی ناجور حرفهایی که با هم میزنند زمین تا آسمان فرق دارد این خیلی حرفهای زشت و رکیک و بد و زننده میزند این یکی اصلاً حیا میکند وقتی این حرفها را میشوند. او از طریق ماهواره چیزهایی را دیده و شنیده و از طریق والدین، این یکی اصلاً نقطه مقابل اوست این یاد گرفته مقید به نماز باشد ولی او یاد گرفته که نماز را مسخره بکند متدینین را مسخره بکند در یک سن هستند خدا میداند که چقدر والدین بیتوجه جنایت میکنند در حق این بچههای مظلوم و معصوم به اسم روشنفکری و تربیت چه کارهایی که نمیکنند. بچه حقش این هست که با این روحیه بار بیاید حق طبیعی و فطریاش هست که خداوند تبارک و تعالی برایش قرار داده ما وقتی بچهها را با روحیه مذهبی بار نیاوریم دیگر نمیتوانیم هیچ تضمین دیگری داشته باشیم که این بچه بعداً گرفتار نشود افسرده نشود غمگین نشود فاسد نشود یعنی مهمترین پناهگاه و پایگاه را از بچه گرفتیم. روحیه مذهبی یک چیزی نیست که جایگزین داشته باشد یعنی اگر بچه روحیه مذهبی نداشت با هیچ عامل دیگری نمیشود جایگزینش کرد که جبران بکند این ضعف و نقیصه را، اصلاً چیز دیگری وجود ندارد که بخواهد جبران بکند. برای همین شما میبینی که پول خرج کردی به حساب خودت تربیت کردی درس فرستادی اما بچه 18 ـ 19 دارد ولی هیچ تعادل اخلاقی و روانی و درست و حسابی ندارد. در اثر کوچکترین حوادث دچار بحران روحی خیلی شدید میشود کاملاً از نظر بهداشت روانی آسیبپذیر هست چون آن واکسن حقیقی و اصلی را که مایه آرامش انسان در همه مراحل زندگی است به او تزریق نکرده. البته این مسائلی که عرض کردم مربوط به سنین زیر هفت سال هست ما مسائلی داریم در رابطه با بالای هفت سال در رابطه با تربیت مذهبی که آن را بعداً عرض میکنم در مورد پرسشهایی که بچهها میکنند پاسخهایی که ما باید بدهیم اینها مربوط به بعد از هفت سال هست که من حذفش کردم. مسائلی که من عرض کردم برای زیر هفت سال هست که باید ما رعایت بکنیم دخترها چون زودتر به تکلیف میرسند در مورد روزهشان باید توجه داشته باشیم دوست هم دارند سحرخیزی کنند و اساساً بچه انس میگیرد. وقتی والدین اهل سحرخیزی هستند یعنی میبینند که نماز صبحشان را میخوانند بیدار هستند صدای قرآن پدر و مناجات مادر را میشنوند انس میگیرند برایشان کاملاً جاافتاده میشود بعد هم چون روحیه تقلید هم دارند دوست دارند زودتر خودشان را به این مسأله برسانند. سحرها نه اینکه ما بیدارشان کنیم بیدار میشوند بیایند سحری بخورند دعوتشان کنیم سحری بخورند، نگوییم صبح صبحانه نمیخورد نه، نگوییم از خوابش زده میشود نه، بگذار بلند شود تشویقش کنید. میخواهیم یک مسأله خیلی مهمی را به او بدهیم زحمت دارد باید زحمتش را هم بکشیم باید تحمل کند بلند شود بیاید سحری بخورد و بعد هم اگر خواست دعوتش کنیم به اینکه روزه بگیرد صبحانه نخورد به قول خودمان میگوییم روزه کلهگنجشکی، صبحانه نخورد تا یک ساعتی 10 ـ 11 ظهر بعد افطار کند بعد تشویق هم بشود. تشویق فوقالعاده مهم است نسبت به اینها. تشویق بشود هر کدام از مسائل مذهبی را بچه کلاً رعایت میکند یا انجام میدهد احتیاج به تشویق دارد باید تشویق بشود تشویقهای فردی و جمعی، تشویقهای جمعی یعنی در فامیل مهمانها که میایند تشویق شود عموم تشویق بکند. چون گفتیم جلسه ما تربیت فرزند نیست جلسه تربیت کودک است. چه بسا من خودم فرزندی ندارم ولی خواهرم بچهدار هست من به عنوان یک مسلمان باید متوجه تربیت بچه باشم ممکن است خواهر من آدم بیفکری باشد متوجه تربیت مذهبی بچهاش نباشد. اما دایی که خانه میرود باید دقت کند حواسش باشد که به این بچه باید چیزهایی را انتقال بدهد خیلی از بچهها از خاله و عمو و دایی و عمه روحیه مذهبی را گرفتند تا از پدر و مادرشان، بسیاری از درسها را از این چهار دسته میگیرند عمو، عمه، خاله، دایی، من باید حواسم باشد حالا ممکن است خواهر و شوهرخواهر من بیفکر باشند. اما من دست کنم در جیبم یک پولی به او بدهم یا هدیهای برایش بخرم یا تشویقش کنم ما با بچه خودمان که فقط سروکار نداریم ممکن است ما سالهای سال با بچه سروکار نداشته باشیم دلیل نمیشود که اینها را بلد نباشیم تشویق بسیار مهم است حتماً باید این را رعایت بکنیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. در مورد هفت سال جلسه گذشته توضیح مفصل دادیم و گفتیم جز در دو مورد نباید مزاحمش بشوند در آن دو مورد دیگر فرقی نمیکند از طرف والدین باشد یا دایی یا هر کس دیگر باشد آن دو مورد مواردی هست که خطرناک است. یعنی کار کار خطرناکی هست نمیشود بگویی پدر و مادرش به او بگویند بچه دارد یک کار ناهنجار میکند مثلاً با یک وسیله خطرناکی دارد به سمتش میرود میتواند برای خیلیها خطر ایجاد کند برای خودش و یا برای بقیه، در ماشین بیتوجهی میکند دستگیره ماشین را میکشد ممکن است جان چند نفر را به خطر بیاندازد یا مسائل حقوقی در میان هست. بچهای است که به حد خودش قانع نیست تجاوز به حقوق بچههای دیگر میخواهد بکند آن را بقیه هم باید دخالت بکنند اما اولی این هست که والدین برخورد بکنند یعنی به این روحیه عطوفت مادری و پدری غلبه بکنند نگویند بچه است نمیفهمد چون مهربان هستند نسبت به بچهشان عاطفه دارند بگذرند. نه بچهای که چاقو برمیدارد میافتد به جان بچه دیگر، متوجه نیست یکدفعه میبینی دست بچه را میبُرد یا یک عمل خطرناکی نسبت به بچه دیگر انجام میدهد این باید هر کس که میتواند جلویش را بگیرد بگیرد ولی والدین اولی هستند که جلوی بچه را بگیرند که یک موقع در مقابل بچههای دیگر تجاوز و خطرآفرینی نداشته باشد. پس در این دو مورد یعنی مواردی که خطر هست و مواردی که پای حقوق دیگران در میان هست اعم از بزرگسال و بچه باید جلوی بچه گرفته بشود و به هیچ وجه به خواستههای نامعقول بچه نباید تن داد در عین حالی که ما در سایر تجارب آزادش میگذاریم اما خواستههای نامعقول و خطرناک یا آن چیزی که با آسایش دیگران در ارتباط هست باید برخورد بشود.
جلسه 015 - تربیت کودک
متن کامل (خام) جلسه 015 - تربیت کودک