جلسه 014 - تربیت کودک
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
5
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - تربیت کودک

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. بعد از این مقدمات طولانی رسیدیم به بحث تربیت دینی، وقتی صحبت از تربیت دینی میشود در هفت سال اول بیشتر منظور این هست که ما کودک را آماده بکنیم برای مسائل دینی و یک زمینه‌سازی مناسبی ایجاد بکنیم. برای اینکه بعدها در سنین تکلیف کودک تن به تکالیف شرعی بدهد و به شیرینی و راحتی آنها را بپذیرد و این کلمه تربیت دینی که عرض کردم به معنای ایجاد آمادگی یا عادت یا انس یا محبت نسبت به مسائل دینی و تکالیف دینی هست. هم شامل دوران قبل از بارداری میشود که وقتی بحث از تربیت دینی میشود میگوییم مادرها و پدرها باید خودشان را آماده کنند یعنی زمینه را باید فراهم کنند هم در مورد دوران بارداری میشود یعنی باز زمینه را فراهم کنند هم در مورد هفت سال اول بیشتر، بیشتر آمادهسازی است ایجاد انس است ایجاد عادت و محبت هست. ارائه شیرین تکالیف شرعی و دینی به بچه هست که بتواند خوب بپذیرد. در دوران جنینی کودک از ادراک برخوردار هست یعنی صورتهایی که به نامهای حلال، حرام، مقدس، نامقدس، زشت، خوب، ما میشماریم اینها از طریق مادر انتقال به جنین میکند. حضرت زهرا(س) وقتی باردار بودند گاهی وقتها نزدیک میدان نبرد میامدند و جنگ را میدیدند برای اینکه بچههایشان شجاع بار بیایند ترسو نباشند و خیلی سفارش شده به شنیدنیها و دیدنیهای مادر در دوران جنینی. مادری که در دوران جنینی با صورتهای فطری و مقدس و خوب و مطبوع و زیبا سروکار دارد محصولی که متولد میکند با مادری که با صحنههای حرام و زشت و خشن روبهرو هست محصولی که بیرون میدهد یک محصول دیگری خواهد بود محصول خوبی نیست. شنیدنیهای مادر، مادری که قرآن میشنود ذکر میگوید غذای حلال میخورد این یک تأثیر روی جنین خواهد گذاشت مادری که موسیقی حرام گوش میکند چیزهای خشن و زشت را میبیند و غذای حرام و آلوده میخورد یک تأثیر دیگری روی بچه خواهد گذاشت. به هر حال آنچه که مهم هست این هست که بچه هم در دوران جنینی مقداری ادراک دارد و میگیرد به عنوان زمینه از طریق مادر، هم در دوران بعد از تولد، در دوران بعد از تولد هم نباید این تصور بشود که کودک ادراک این صور را نمیکند. چون ضمیر او مثل یک لوح سفید و تخته سفید هست که هر چه روی آن نقاشی کنید را کاملاً دریافت میکند مثلاً شما وقتی بچه متولد میشود مستحب هست که اذان را در گوش راستش بگوییم و اقامه را در گوش چپش بگوییم، چرا این استحباب هست؟ اولین صدایی که میشنود خوب هست عقائدش باشد (أشهد أن لا إله إلا الله أشهد أن محمد رسول الله أشهد أن علیاً ولی الله) در مورد نماز بشنود در مورد خیرالعمل بشنود در مورد فلاح و رستگاری بشنود اصول دین و عقائد و فروع دین و محکمات دینش را اولین صداهایی که میشنود و اینها را هم میگیرد و ضبط میکند. کلاً صداها را در خودش نگه میدارد و غیر از این وقتی اذان و اقامه را میگوییم سوره فاتحه خوب هست خوانده بشود سوره توحید خوانده بشود معوذتین و آیۀالکرسی خوانده بشود در گوش بچه، اینها خیلی اهمیت دارد آیات آخر سوره حشر (هو الله لا إله إلا هو) تا آخر خوانده بشود بسیار اینها اهمیت دارد. در داستانی در مورد مرحوم سید رضی، میدانید که سید رضی مؤلف نهجالبلاغه هست از فقها و بزرگان هست بسیار آدم باتقوا و صاحب مقامات معنوی خوب و بالایی هست مرحوم سید رضی بعدها که طلبه میشود و درسها را میخواند میبیند این درسهایی که دارد میخواند به عنوان درسهای فقه برایش تکراری هست انگار که یک بار دیگر اینها را قبلاً شنیده(این داستان را در رساله نوین جلد دو از امام امت هست نقل شده). از پدرش سؤال میکند که این درسها برای من احساس میکنم تکراری هست پدرش میفرماید که قُنداقه تو در اتاقی بوده که من درس فقه میدادم یعنی این صداها ضبط میشود صداهای بد صداهای خوب، آزمایشات علمی هم این قضیه را جواب داده. در یکی از مقالهها میخواندم که در یکی از کشورهای اروپایی فکر کنم فرانسه بوده دختری را یا پسری را کودکی را عمل جراحی میکردند و او زیر عمل وقتی مغزش را تحلیل کرده بودند شعری یا سرودی به زبان آلمانی خوانده بود در صورتی که او نه آلمان بوده و نه آلمانی بلد بوده. بعدها معلوم میشود کسی که از او پرستاری میکرده موقعهایی که از او پرستاری میکرده آلمانی زبان بوده و شعرهای آلمانی میخوانده و این شعر ضبط شده بنابراین صداها هیچ کدام گم نیست دیدنیها هیچ کدام در بچه گم نیست. اهمیت زیادی دارد که چه تصویری را بچه ببیند از طریق حواس کلاً چه چیزهایی را جذب بکند واردات او چه وارداتی باشد و برای همین هم ما در تربیت دینی داریم از نبی اکرم(ص) از اینکه زن و مرد جلوی بچه مجامعت با همدیگر داشته باشند پرهیز کنید. فرمود که اگر زن و مردی در اتاقی مجامعت داشته باشند و بچهای صدای نفس اینها را هم بشنود بعدها اگر این بچه زنا کرد والدین هیچ کس را جز خودشان ملامت نکنند این تأثیر دارد این را میرساند که این تأثیرگذار هست و تمام اصوات و تصاویری که به بچه منتقل میشود این اصوات و تصاویر سازنده روح بچه هست. بنابراین ما وقتی میگوییم میخواهیم تربیت دینی بکنیم با این مقدمه که عرض کردم تقریباً مشخص میشود که وقتی میخواهیم بچه را در هفت سال اول تربیت دینی بکنیم منظور این هست که چهرههای خوب و مقدس و دینی او را در معرض این تصاویر و صحنهها قرار بدهیم و در او علاقه و انس و الفت نسبت به آنها ایجاد بکنیم نه اینکه او را وادار بکنیم. چون تربیت با این مفهوم با تربیت در مفاهیم هفت سال دوم و سوم فرق دارد که ما بچه را وادار میکنیم به اینکه کاری را انجام بدهد در این سنین هم هست ولی این وادار کردن خیلی کم است در هفت سال اول، داریم ما باید بچه را وادار کنیم که کاری را انجام بدهد در رابطه با مسائل دینی اما خیلی کم و ظریف هست که عرض میکنم. بنابراین با توجه به این توضیحی که دادم منظور ما از تربیت این هست که بچه در طول هفت سال اول به طور منظم و مستمر با تصاویر دینی و اصوات دینی آشنا بشود و انس بگیرد اصوات دینی مثل قرائت قرآن. شما حتی اگر وقتی بچه متولد میشود من به والدین توصیه میکنم که این بچه چون ضبط میکند و نگه میدارد اصوات خوبی را ما به خوردش بدهیم همانطور که در دوران بارداری به خانمها میگوییم این سورهها را بخوانید چون خواندن این سورهها برای بچه ضبطکنندگی دارد حفظ میکند. در بعد از تولد هم همینطور بچه در اتاق خوابیده مادر میتواند رادیو قرآن را روشن کند صدایش خیلی کم بدون اینکه مزاحم بچه بشود ولی در گوش بچه این صداها برود اصوات و قرائت قرآن که میرود اینها برای آینده بچه کار میکند. این صداها که در خانه پخش میشود غیر از این هست که صداهای خشن فیلمهای تند یا موسیقیهای تند بخواهد در ذهن بچه برود تا اینکه یک صدای ملایم قرآن با آن موسیقی فطری و اعجابانگیز در گوش بچه برود یا اگر موسیقی هم کسی میخواهد گوش بکند بسیار موسیقی ملایم و مناسب لهو لعب و مطرب نباشد. یک موسیقی خیلی معمولی و ملایم باشد که بچه آزار نبیند اینها خیلی مؤثر هست در گوش بچه این صداها باشد در خانه این صداها روشن باشد بچه در عینی که دارد بازی میکند ممکن است توجه هم نداشته باشد ولی ضبط میکند. یکی از مسائل مهم این هست که ضبطکنندگی در حالت خواب، چون بچه در بیداری نمیتواند توجه کند که این چه میگوید کمتر میتواند توجه کند و کمتر میتواند ذهنش را نگه دارد ممکن است چند لحظه اول گوش بکند دقیق ببیند که این قرآن میخواند ولی بعد میپردازد به بازی و کارهای دیگر، فقط صرفاً استماع نیست سماع هست شنیدن هست. دقت نیست غیر از استماع است استماع مثل همین کاری است که شما میکنید دارید میشنوید ولی این کوچولویی که در کلاس هست الان نشسته او استماع نمیکند نسبت به بحثهای من، دارد سماع میکند یعنی دارد بازیاش را میکند و ذهنش اینطرف و آنطرف میرود یا نقاشی میکند این صدای من ضمناً به گوشش میخورد. در بیماری بچه نمیتواند خیلی استماع بکند اما در خواب تسلیم است. لذا شما صداهایی که در خواب به خورد بچه میدهید بانفوذتر هست و اثرش ماندنیتر هست بعدها که بچه صاحب تشخیص و دقت میشود بله در بیداری اثری هست که در خواب نیست. آن چیزی که ما در بیداری میشنویم با آنچه که در خواب به خورد ما میدهند زمین تا آسمان فرق میکند. ولی در آن سنین خیلی تغذیه از طریق غیرمستقیم مثل حالت خواب مؤثر و سازنده هست شما در خانواده تصاویری دارید اینکه میگویم باید حتماً مستمر و منظم باشد اینکه بچه از اول نماز پدر و مادر و نماز خواهر و برادرش را ببیند این یک تصویری است. یک نمازی هست که دارد میبیند و دائم این جلوی چشمش هست که اینها یک ساعتهایی میایند یک لباس خاصی میپوشند طرز خاصی در مسیری میایستند سجاده و مهر و تسبیح را میبیند بعدها میفهمد وقتی بزرگ شد رو به قبله بودن را یاد میگیرد و دقت میکند که اینها وقتی دارند این کارها را انجام میدهند توجهی به حرفهای بچه ندارند. خیلی محکم ایستادند نمازشان را میخوانند اینها سازندگی دارد یا تصاویری مثل روزه، بچهها میبینند که والدینشان در طول روز هیچی نمیخورند خواهر بزرگتر و برادر بزرگتر هیچی نمیخورند عمو و عمه و خاله و دایی و همسایهها را میبیند که اینها در روز چیزی نمیخورند. بعد متوجه میشود که اینها سحرها بلند میشوند یک چیزهایی را میخورند برای او غیرمرسوم هم هست یعنی این سحری خوردن غیر از حالت صبحانه خوردن است در آن حالت میبیند که آنها دارند سحری میخورند خیلی علاقهمند میشود که خودش هم بلند شود سحری بخورد بچهها خیلی دوست دارند. بعداً میگویم در بحث روزه که ما باید چطوری عمل بکنیم در مورد نماز و روزه توضیحات جداگانه میدهم و تصاویری مثل تصویر دعا که مثلاً مادر دعا میکند تصویر گریه، تصویر روضه خواندن مجالس سیدالشهدا، تصویر عزاداری، دستهجات سینهزنی. یکدفعه بچه میاید میبیند چند صد نفر مرد و زن دارند عزاداری میکنند یا مردها همه سیاه پوشیدند علاقهمند میشود که او هم مثل بقیه سیاه بپوشد یک موقعهایی میاید از پدر و مادر درخواست میکند که حتماً برای او لباس سیاه تهیه کنند و حاضر نیست میبیند بچهها دیگر و بزرگترهای او لباس سیاه میپوشند لباس دیگری بپوشد. علاقهمند هست فقط همان رنگ را بپوشد با این چهرهها انس میگیرد گریه کردن، سینهزنی، زنجیرزنی، سنج زدن و مسائلی از این قبیل، یا علی گفتن، میبینی که بچه دو سالش هست سینه میزند حسین جان میگوید از اولین کلماتی که یاد میگیرد. بچههایی که در محیطهای مقدس هستند همینطوری هستند به جای بسیاری از کلمات میبینی کلمات مقدس به کار میبرند نوحهها و سرودها را یاد میگیرند کلماتی را در روضهها یاد میگیرند اینها برای بچه سازنده است پس تصویر خیلی مهم است دائماً ما او را در معرض این تصاویر مستمر و منظم قرار میدهیم. نماز جماعت یکی از توصیههای مهمی که من میکنم این هست که بچه انس پیدا بکند با نماز جماعت از همان کودکی، یعنی همان سالهای اول و دوم، ممکن است سال اول تا نزدیک دو سال خیلی نیازی نباشد با پدر اینطرف و آنطرف برود ولی دیگر از دو سالگی خوب هست. اگر بخصوص پسر باشد که با پدر و مادر مسجد برود و جمعیت را ببیند در جمعیت همیشه باشد مهم هم نیست که کاری بکند فقط باشد حضور داشته باشد نماز جماعت و مسجد و اذان و دعاهای مردم را ببیند اینها فوقالعاده سازنده است ضمن اینکه بچه روحیه اجتماعی پیدا میکند. یعنی از کودکی یاد میگیرد که در جمع باشد با بقیه، یکسره در خانه حبس نشود یاد میگیرد که در جمع باشد به هر حال از صد تا نمازگزار ده نفر میایند دستی به سر و صورت این بچه میکشند پنج نفر بچه را میبوسند یعنی یاد میگیرد که بتواند رابطه عاطفی با بقیه برقرار بکند و محبت دیگران را به خودش میبیند. ارتباط برقرار کردن خودش با دیگران را تجربه میکند و در کنار دیگران نشستن حتی بدون حضور پدر و مادر، تجربه جدا شدن از پدر و مادر در صفهای جماعت نماز در صورتهای عبادی اینها را میبیند و اینها فوقالعاده مؤثر هست در اجتماعی شدن بچه و ایجاد روحیه استقلال در او، بخصوص که دیگر از سال دوم بچه دیگر تقلیدگر میشود یعنی روحیه تقلید دارد. از سال دوم شما می‌بینید که بچه یواش یواش نماز پدر و مادر را، دختر باشد میبینید که دوست دارد کفش مادرش را بپوشد مثل مادر چادر سرش میکند من پسرم در دو سالگی اینطوری بود این وقتی با من مسجد میامد نماز میخواند مهر میگذاشت و یک موقعهایی سجده میکرد و یک موقعهایی شیطنت میکرد. با مادرش که نماز جماعت میرود شرکت میکند فکر میکند باید مثل مادرش روسری سرش بکند مثلاً درخواست دارد که یک روسری به او بدهند سرش بکند فکر میکند که باید آنجا این کار را بکند یا یک چیزی روی سرش باشد این را میبیند تشخیص هم که نمیدهد بعدها یواش یواش اینها را متوجه میشوند. اگر پدر سیگاری باشد میبینی که بچه یک خودکاری مدادی گوشه لبش میگذارد یا خدای نکرده اگر ته مانده سیگار پیدا بکند در دهانش میگذارد چون پدرش سیگاری هست اگر پدرش با گوشی صحبت میکند میبینید که بچه با آیفون خانه یا با چیزی که شبیه تلفن باشد بازی میکند آن هم حرف میزند. شروع میکند حرف زدن و ادای بزرگترها را در میاورد و مخاطبهای مختلفی را هم در همین تلفن زدنهای خیالی خودش پیدا میکند و کفش پدرش را میپوشد مثل پدرش نماز میخواند یک ساعتهایی دوست دارد یک سجادهای پهن بکند و چند بار رکوع بکند سجده بکند حرف بزند حالت دعا در بیاورد ذکر بگوید. صلوات را زود یاد میگیرد ادعیه را برای خودش میخواند تقلید میکند و حالتهای دیگر هم همینطور سینه زدن و زنجیر زدن و در دسته بودن را تقلید میکند. شما نگاه کنید جلسات بسیار شیرین و لذتبخشی که کوچولوها در ایام محرم و صفر دارند خودشان مستقلاً میروند پول جمع میکنند خودشان تشکیل هیئت میدهند رئیس هیئت دارند مداح دارند. برای خودشان تشکیلات مجزایی از استکان و نعلبکی و سنج و طبل و پرچم درست میکنند چادر در کوچهها میزنند که خیلی قابل احترام است و بزرگترها باید به این حالتهای بچهها خیلی احترام بگذارند و با آنها راه بیایند و در کوچه مزاحم اینها نشوند. اگر اینها قرار است پرچمی بزنند تمکینشان کنیم با آنها راه بیاییم. اگر قرار است از خانه ما استفاده کنند از دیوار خانه ما استفاده کنند برای اینکه چادری بزنند کمکشان کنیم خیلی ارزش دارد اگر خانه خودمان را در اختیارشان قرار بدهیم اگر دوست دارند بیایند در حیاط منزل ما عزاداری کنند برای خودشان بچگی بکنند در این صورتهای مقدس فوقالعاده ارزش دارد. من این را به شما بگویم که بدون برو برگرد سیدالشهدا و حضرت زهرا(س) توجه به همین مجالس بچهها دارند یعنی انسان اگر برود در این مجالس بچهها بنشیند و از این بچهها بخواهد که برایش دعا کنند بسیار مؤثر است و اگر خودش برود در این جلسات بچهها با بچهها عزاداری بکند و سینه بزند اینها فوقالعاده مؤثر هست. یکی از دوستان مداح میفرمود که من میرفتم مداحی میکردم بچهها میدیدند یک موقعی خودشان چادری زده بودند یک موقعی یقه من را گرفتند و گفتند تو هم بیا برای ما یک مداحی بکن ما گفتیم مراسم بچههاست خیلی تحویل نمیگرفتیم بعد یکطوری سرکارشان میگذاشتیم. بعد گفت یک موقعی دعوت کردند یکی از این چاییها جلوی ما گذاشتند که دستپخت خودشان بود ما هم این چایی را نخوردیم بعد شب خواب حضرت زهرا(س) را دیدم که از دست من خیلی ناراحت بود که چرا در مجلس ما اینقدر بیتوجه بودی و چایی این بچهها را نخوردی و اهمیت به مجالس اینها ندادی. چون مجلس وقتی به اسم اینهاست فرق نمیکند بزرگ و کوچک ندارد و بسیار سازنده هست اینها را باید تمکین کرد و با آنها راه آمده اگر از ما پولی میخواهند برای هیئتشان جمع کنند این کار را بکنید ایام محرم و صفر یک مقدار جلوتر ایام تولد مسعود حضرت صاحب(س) همینطور بچهها میاند پول جمع میکنند. ممکن است چهار نفر هم جمع شوند الکی بگویند میخواهیم پرچم بخریم ولی بروند بستنی بخورند ولی شما باید این کار را بکنید شما باید به اینها این پول را کمک کنید و در این جهت تمکین بشوند و بزرگ شوند اینها بسیار سازنده هست بخصوص در چهرههایی که مربوط به ولایت و اهل بیت هست.

ما موظف هستیم بچههایمان را محب اهل بیت بار بیاوریم. اگر محب اهل بیت بار نیاوریم ساقط میشوند بنابراین در چهرههایی که مربوط به اهل بیت(ع) هست جدای از اینکه اسمهایی از اسمهای اهل بیت باید انتخاب کنیم برایشان بگذاریم نه اسمهای دیگر، قشنگترین اسماء اسماء اینها هستند (فَما أحلی أسمائَکُم) اسمهای اینها شیرینترین اسمهای عالم است. از این اسمها برایشان انتخاب کنیم و شخصیتهای اینطوری به آنها بدهیم موظف هستیم که نسبت به اهل بیت(ع) اینها را محب، شیعه، آنها را در نظرشان بزرگ کنیم و با تجلیل از اسماء آنها یاد کنیم که اینها از اول نسبت به اهل بیت(ع) با همان چهرههای مقدس نگاه بکنند. شما بچهها را حرم میبرید خیلی مؤثر است حرم میروید به بچه توصیه میکنیم دعوت میکنیم که حرم را ببوسید بچه میبوسد پول به او میدهیم که در حرم بیانداز علاقهمند میشود که این کار را انجام بدهد از اول کرامت، خرج کردن برای اهل بیت برای مسائل مقدس را یاد میگیرد. پولی که خودت میخواهی بیاندازی نیانداز بده بچه در ضریح بیاندازد و بوسیدن در محیطهای مذهبی کردن بازی کردن، شیرینترین صحنهها را ما باید این کار را بکنیم در محیطهای مذهبی برای بچهها ایجاد بکنیم و اجازه بدهیم که وقتی حرم میروند شروع کنند شیطنت کردن، میخواهند عروسکبازی کنند تفنگبازی کنند. چیزی به همدیگر پرت کنند با بچههای دیگر بازی کنند بدوند، بگذارید این کارها را انجام بدهند این محیطها مال همینها هست سازندگی خیلی زیادی ایجاد میکند در حرمها نگوییم من بروم یک ربع زیارت کنم بیایم بچه را بغل کنم یا دستش در دستم باشد. نه بچه را رها کنید نیم ساعتی به بخاطر بچه بنشینید هیچ اشکالی ندارد این یک کار بزرگ تربیتی هست که خودش بنشیند مشغول قرآن باشد بچه هم صد بار ممکن است وسط همین قرآن خواندن ما مزاحم ما باشد هیچ اشکالی ندارد شیرین هم هست ولی بگذاریم. در محیطهای اینطوری باشند در حرم پرسه بزنند نیم ساعتی خودشان را در محیطهای اینطوری خسته کنند لذت ببرند چون در و دیوار حرمها برای بچهها همانطور که برای بزرگترها فطری و سازنده هست و بهجتزا و شادیآور است به دل نشاط میدهد خستگی انسان را از روح و تنش به در میبرد برای بچهها هم خیلی جذابیت دارد. برای بچهها بزرگ است عظمتش خیلی زیاد است و بنابراین در آن محیطها بچهها شیرینترین خاطراتشان را بگذاریم همانجا تجربه بکنند بازیهایشان را آنجا بکنند نزدیک آنها و با آنها، مسجد بردن با مسجد ارتباط برقرار کردن حرمها رفتن و چیزهایی از این قبیل زیاد هستند. بنابراین بچه یاد میگیرد در این سنین تقلید کردن را و تقلیدهایش تقلیدهای مقدس میشود، این تقلیدها چه چیزی را ایجاد میکند؟ این تقلیدها یواش یواش انس و عادت و محبت نسبت به مقدسات را ایجاد میکند وقتی به سن تکلیف میرسد برایش سخت نیست روزه بگیرد. وقتی به سن تکلیف میرسد دیگر برایش سخت نیست نماز بخواند. چون با این صورتها عادت دارد انس دارد از مسجد زده نیست چون در مسجد گوشت و پوست و خونش با این چیزها آمیخته شده با قرائت قرآن با هیئت با شیرینیهای خیلی زیادی که در اینها بود. نکته خیلی مهم این هست که ما باید بگذاریم وقتی بچه میخواهد تقلید بکند از این تقلیدها لذت ببرد مانعش نشویم برایش فراهم کنیم مقدمات این تقلید را و ضمناً تشویق بشوند یعنی اگر مسجد آمد تشویق بشود که مسجد آمده اگر یکبار نماز خواند یا صورتهای دیگری از صورتهای مقدس را تقلید کرد بیاهمیت از کنار اینها رد نشویم بلکه تشویق بکنیم. همه هم تشویق بکنند که این این کار را کرده یکبار صلوات فرستاد یکبار الله اکبر گفت تشویق بشود بچههایی هستند چهار پنج سالشان هست شش سالشان هست دیگر قدرت تکبیر گفتن را هم دارند میروند میایستند صف نماز جماعت برای امام جماعت هم تکبیر میگویند و به عنوان راهنمای مأمومین عمل میکنند. اینها باید حتماً از طرف خود امام جماعت از طرف مأمومین و از طرف پدر و مادر تشویق بشوند گاهی وقتها پدر و مادرها ممکن است غفلت بکنند جاهل باشند این کار را نکنند اما شما هر جا بچه کوچکی را میبینید نه فقط بچه خودتان، یک بچه کوچکی را میبینید که به نحوی با صورتهای مقدس ارتباط دارد باید تشویق بشود فرق نمیکند که بچه شما باشد یا نه. بچه برادرتان هست بچه همسایه هست در کوچه دارید میروید یک بچه زنجیر دستش هست لباس مشکی پوشیده نوازش بشود تشویق بشود شکلاتی دارید پخش بکنید بزرگشان کنید اگر آنجا مجلس دارند شما میتوانید یک بسته خرما بخرید به مراسم آنها هدیه کنید آنها استفاده کنند یک جعبه شکلات بخرد. یک مقدار چایی درست کند خانم خانه زحمت بکشد چون این کنیزیها و این غلامیها برای اهل بیت (ع) بسیار ثروت و مقام و درجه بزرگی هست هیچ چیز جای نوکری خاندان اهل بیت (ع) را برای ما پر نخواهد کرد هیچ مقامی به شرافت نوکری اهل بیت (ع) برای ما نیست. وقت جدی باید برای اینها گذاشت یک درجات بسیار بزرگی در برزخ و در آخرت دارد. مضافاً اینکه محبت به اهل بیت اقتضا میکند که انسان نه به چشمداشت پاداش بلکه اقتضای محبت به اهل بیت این هست که ما این نوکری و کنیزی را در حق آنها بکنیم. بنابراین خیلی خوب هست که یک آقایی از مال خودش یک خانمی از رنج خودش زحمت بکشد چایی درست بکند 10 ـ 15 استکان ببرد کنار خانه بدهد این بچهها چایی بخورند چه اشکال دارد و تشویق میشوند ما باید تلاش بکنیم برای اینکه این صورتهای مقدس برای بچهها شیرین، جذاب و با تجارب شیرینی توأم باشد. دائماً این را بفهمند شربت درست کنیم ببریم که از این تجارب شیرینی احساس بکنند نه فقط بچههای خودمان، به هر حال هر بچهای که هست باید مورد تشویق قرار بگیرد وقتی تقلید صورتی از صور مقدس را میکند. نکته بعد این هست که علاقه دینی همانطور که عرض کردم در این جهت تشویق ایجاد کنیم ما نباید باعث تحمیل یا اذیت بچه بشویم چون بچه در این سنین اصلاً تکلیفی ندارد با توضیحاتی هم که قبلاً دادیم که بچه باید در این سنین آزاد باشد. به هیچ وجه نباید در صورتهای مقدس تحمیل شود. یعنی پدر نباید به بچه بگوید که تو بیا صف نماز جماعت پیش من بایست، نه بچه میخواهد پنج صف آنطرفتر برود اشکالی ندارد اگر مواظب هستی که گم نشود بگذار برود هیچ اشکالی ندارد اگر این خطر وجود ندارد برود. نیازی نیست که بیاید در مسجد کنار ما بنشیند و حتماً مهر بگذارد و بگوید حتماً رو به قبله بایست حتماً با ما سجده کن حتماً با ما رکوع کن مثل بقیه بکن، نه نباید تحمیل بکنیم باید آزادش بگذاریم هر وقت دوست داشت بیاید سجده بکند و الا ممکن است روی سر و کول چهار نفر برود هیچ اشکالی ندارد که یکی از این صورتها را با ما انجام ندهد. بیاید در هیئت ننشیند شلوغ کند و دادوبیداد کند و بیرون بایستد و با بچههای دیگر بازی کند در سروکله همدیگر بزنند این نباید باعث بشود که علایق دینی ما که خدای نکرده دچار افراط و سختگیری بشویم نسبت به بچهها و بخواهیم بچهها مرتب و مؤدب همه چیزهایی که ما رعایت میکنیم رعایت کنند نه، در سخنرانی حرف نزند. نه بچه دوست دارد حرف بزند نمیشود به او گفت حرف نزن اینجا سخنرانی هست باید حرف بزند بدود کارهای خودش را میخواهد انجام بدهد او معصوم هست و در کارهای خودش واقعاً معصوم است وظیفه هفت سال اول او فقط بازی است و پرداختن به تجربه کسب کردن. بنابراین ما نباید به بچهها در این سنین چیزی را زور کنیم و بدون آمادگی دعوتشان بکنیم به آن کار را تحمیل کنیم اگر نمیخواهد انجام بدهد انجام ندهد یا روسری بخواهیم سرش بکنیم بگوییم. حالا چون تو دختر هستی از اول باید روسری سرت باشد. نه تکلیفی ندارد که روسری سرش بکند حالا ما به زور میخواهیم روسری ببندیم این هم اعصابش خورد میشود مثلاً ممکن است گرمش بشود اذیت بشود بخواهد باز کند باز کند چه اشکال دارد یا باید حتماً چادر سرت بکنی. نه چه کسی گفته باید چادر سرش بکند لزومی ندارد نه به سن تکلیف رسیده نه این مفاهیم را میفهمد هر وقت به سن خودش رسید آنجا توضیح میدهیم که بله در آن سنی که نزدیک تکلیف هست یا به سن تکلیف رسیده باید جدیت به خرج داد ولی قبل از تکلیف کسی نگفته که این مسئول هست باید این کار را انجام بدهد و عجله نباید بکنیم. یک حدیث طولانی هست از امام صادق(ع) در این رابطه که بچهها را چطوری با مسائل دینی آشنا بکنید حضرت میفرماید وقتی کودک به سن سه سالگی رسید از او بخواهید که هفت بار(لا إله إلا الله) بگوید حالا بعضیها بچه دو سالش هست بچه را مینشانند زوری میخواهند حمد و سوره یادش بدهند قرآن بخواند. حتی کلاسهایی هم که الان برای بچهها هست کودکان هست در آموزشگاهها ما به والدین میگوییم اگر بچه مشتاق هست دوست دارد در یک محیط بچگانه باشد و ضمناً چیزی یاد بگیرد آمادگی دارد برود عیبی ندارد. اما نه معلم و نه محیط نه مؤسسه نه پدر و مادر نباید به بچه بگویند که تو باید این سوره را حفظ بکنی تکلیف روی او سوار نکنند تکلیف تعلیمی نباید روی او سوار کنند بنابراین اگر یک بچه 5 سالگی حافظ قرآن است بگوییم پس بچه ما چه کم دارد ما هم بچهمان را بفرستیم به زور برود قرآن حفظ بکند، نه. یک دخترخانمی 12 سالش هست 50 تا سوره حفظ است من هم بگویم دخترم تو هم زوری جلسات قرآن برو، نمیکشد، علت اینکه نمیکشد بسیاریاش به خود ما مربوط هست خودمان قبلاً کوتاهیهایی کردیم ضعفهایی داشتیم که بچه الان آمادگی این کار را ندارد. برایش تجارب شیرینی از قرائت قرآن و حفظ قرآن ایجاد نکردیم بعد حالا الان انتظار داریم که بچه ما برود مثل بقیه بچهها قرآن یاد بگیرد و حفظ بکند نه، بگوییم او ده سالش هست تو هم ده سالت هست او 50 تا سوره بلد است تو هیچی بلد نیستی به هیچ وجه نباید این تحمیلها به بچه بشود. اینها چیزهایی هست که باید با شیرینی خودش جذب بکند و علاقهمند به آنها بشود و انجام بدهد ممکن است 5 سال بعد شما اگر به او تحمیل نکنید خودش میل پیدا کند دنبال این کار برود اما اگر هر چقدر از الان تحمیل بکنید ممکن است زمینه زدگی و فرار برای همیشه را در ذهن این بچه فراهم بکنیم. لذا خیلی باید احتیاط کرد که تحمیل نکنیم حضرت میفرماید سه سالش که شد هفت مرتبه بگوید(لا إله إلا الله)، بعد میفرماید سپس او را به حال خود واگذارید یعنی دیگر کاری با او نداشته باشید هفت مرتبه گفت کافی است تا سن او به سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد در این هنگام به او آموزش بدهید که هفت بار بگوید(محمد رسول الله). سپس تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید که باید این را یاد بگیری و این را بگو نه، اگر دوست داشت بگوید عیبی ندارد یک کسی تقلیدی خواست یاد بگیرد عیبی ندارد. بچههای ما معمولاً دو سالگی سه سالگی خیلی بیشتر از اینها را بلد هستند. خیلی بیشتر از این چیزهایی که امام صادق(ع) میگوید یاد میگیرند حالا اینها در محیطهای آزاد و تقلیدی باید یاد بگیرند از طرف ما تحمیلی نباید باشد. اما آنچه که از ما خواسته شده به عنوان وظیفه انجام بدهیم آن هست که در سه سالگی هفت بار از او بخواهیم که لا إله إلا لله بگوید و در سه سالگی و هفت ماه و بیست روز هفت بار شهادت به نبوت نبی اکرم(ص) را بگویند تا چهار سالگی او را آزاد بگذاریم در هنگام چهار سالگی از او بخواهید که هفت مرتبه این را بگوید(صلی الله علیه و آله). البته ما در زبان خودمان صلوات را یاد میدهیم این را یاد بگیرد و تا پنج سالگی کاری با او نداشته باشیم در پنج سالگی حضرت میفرماید وقتی کودک دست راست و چپش را تشخیص داد مبنا را حضرت به مسأله عملی میاورد. سن را میگوید که سن این حدود است اما مبنای عملی میگوید تشخیص راست و چپ، دست راست و چپ خودش را تشخیص بدهد وقتی او تشخیص داد او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید. جالب اینجاست که رمز دارد اول از سجده شروع کنیم از قنوت و رکوع شروع نمیکنیم اول از سجده شروع میکنیم در برابر حق تعالی میگوییم که سجده بکند یادش میدهیم که این ذکر را اینطوری بگو سه مرتبه بگو سبحان الله، در پنج سالگی سجده کردن را یاد بدهیم تا شش سالگی کاری با او نداریم. در شش سالگی رکوع و سجود و دیگر اجزاء نماز را به او آموزش دهید که رکوع را اینطوری بگو قنوت را اینطوری بگو حمد و سوره را اینطوری بگو در شش سالگی اجزاء نماز را به او تعلیم میدهیم که الله اکبر این هست حمد و سوره این هست قنوت این را بگو در شش سالگی اینها را به او یواش یواش میاموزیم. وقتی هفت سال او تمام شد به او بگویید که دست و صورت خود را بشوید برای اینکه وضو را یاد بگیرد هر چند ممکن است بچه سه ساله ما هم الان وضو را تا یک حدودی بلد است که مسح بکشد روی پایش را بکشد اما اینها را کار نداریم. رسید به هفت سالگی میگوییم این وضو هست به این نحو اینطوری آب بریز و اینطوری وضو بگیر وضو در هفت سالگی تعلیم بچه داده بشود و سپس به او بگویید نماز بخوان دیگر از هفت سالگی بگوییم که نماز اینطوری بخوان یک نماز کامل را به او تعلیم کنیم. وقتی خواستیم که نماز را بخواند یک دور نماز را کامل یاد گرفت و خواند و عمل کرد آنچه که به او گفتید دیگر کاری با او نداشته باشید نه اینکه صبح برای نماز او را بلند کنید و ظهر بخواهید مسجد برود نماز بخواند یا در خانه با شما نماز بخواند یا مغرب و عشا با شما نماز بخواند. نه یکبار نماز را یاد گرفت دیگر رهایش کنید کاری با او نداشته باش تا نُه سالش تمام بشود وقتی نُه سال تمام شد میفرماید در این هنگام وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید دیگر احکام وضو را به او یاد دهید که احکام وضو این هست اینطوری باید آب ریخت اینطوری باید مسح کشید این رعایتها را بکند. یعنی کامل یک وضوی شرعی کامل با احکامش را یاد بدهیم وای به حال والدینی که خودشان هم بلد نیستند یک وضوی کامل بگیرند 50 سال وضوی اشتباهی یا اصلاً نماز نمیخوانند وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید دیگر آنچه که ما باید سخت بگیریم از پایان نُه سالگی است. دیگر از پایان نُه سالگی باید سخت باشیم در مورد خودشان میفرماید که ما بچههای خودمان را اینطوری نمیکنیم اهل بیت فرمودند ما بچههای خودمان را زودتر عادت به این مسائل میدهیم اما شما این کار را بکنید شما تا نُه سالگی صبر کنید. البته این مربوط به پسر بود که عرض کردم در مورد دختر که خودش نُه سالگی تمام میشود تکلیف میشود البته از نظر مراجع که دختر در نُه سالگی بالغ و مکلف میشود باید یک مقدار والدین زودتر شروع کنند دختر هم یاد گرفتنش بهتر از پسر هست رشد عقلانیاش هم از پسر بیشتر هست. به خاطر اینکه در سن پایینتری مکلف میشود و بنابراین برای دختر باید یک مقدار زودتر شروع کرد و به او یاد بدهیم که برای نُه سال دیگر کامل آماده به انجام تکالیف باشد دیگر تکالیف برای او سختی و باری نداشته باشد. برای این جلسه کافی است ان شاء الله ادامه بحث بماند برای جلسه بعد، در مورد تربیت مذهبی در مورد روزه در مورد مسائل دیگر که چطوری بچهها را وادار به روزه بکنیم و مسائل دیگر را برایشان جا بیاندازیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.