اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. قرار شد این جلسه در مورد دوران بارداری مطالبی را عرض کنم. در مورد دوران بارداری دوران بسیار تعیینکننده و مهمی هست و برای مادر هم به سختی طی میشود. قرآن کریم میفرماید که(وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً) ما انسان را وصیت کردیم به اینکه به والدین خودش احسان بکند. بعد در مورد سختی دوران بارداری میفرماید که مادر او را در حال دشواری و سختی حمل کرد و در حال دشواری و سختی هم او را به دنیا آورد تا جایی که در روایات ثواب زیادی برای این دوران ذکر شده. گفتند زنی که باردار هست حدیث داریم که ثواب جهاد فی سبیل الله را دارد و اگر در دوران بارداری از دنیا برود یا هنگام وضع حمل از دنیا برود ثواب شهید را دارد و هنگامی که بچه را وضع میکند یعنی زایمان میکند تمام گناهانش آمرزیده میشود. مثل روزی که از مادر متولد شده. این چقدر بزرگ و مهم است. باز در روایات داریم که اگر مادر شب بلند بشود از خوابش بزند و به بچه شیر بدهد ثواب عبادت و نماز شب را برای او منظور میکنند یا ثواب آزاد کردن بنده را دارد. دوران بارداری همانطور که قبلاً گفتم نقش مهمی در شکلگیری شخصیت فرزند دارد. قرآن میفرماید: در سوره آل عمران (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) اوست خدایی که شما را در رحمها صورتگری می کند. یعنی اینقدر مهم است که آنجا این صورتگری صورت میگیرد. حدیث داریم که حضرت فرمود دو ملک میایند خداوند به آنها امر میکند که شما از چهار ماهگی به بعد بچه را تصویر بکنید برایش صورتگری بکنید و به پیشانی مادرش نگاه بکنید و سرنوشت او را از مادرش بگیرید و ثبت بکنید و برای من هم بداع قرار بدهید بداع یعنی قطعی نباشد قابل تغییر باشد مادر اینقدر مؤثر هست که میفرماید آن شالوده سعادت و شقاوت بچه را در رحم پیریزی میکند. اینکه فرمود بداع قرار بدهید یعنی قطعی نیست سرنوشت مادر روی فرزند، اما بسیار مؤثر هست آنقدر مؤثر هست که میفرماید از پیشانی مادرش بگیرید و برای او قرار بدهید یعنی خیلی خیلی مؤثر هست هر چند اختیار را از بچه سلب نمیکند و تأثیرات محیط خارجی را سلب نمیکند اما بسیار مؤثر هست شالودهسازی سعادت و شقاوت هست. یعنی یک قضا و قدر معلقی میشود اگر در محیط بعداً با اختیار رفت به سمتی که قوه و بنیهاش را از رحم مادر گرفته آن دوران رحمی و دوران جنینی اثرش را به صورت مضاعف خواهد گذاشت و اگر یک مادر شقی و بدبختی داشت و این خلاف آن راه را رفت خداوند کمکش میکند که مسیر سعادت را بپیماید. ولی آنچه که همیشه ما را تعقیب میکند آن چیزی هست که از رحم مادر خودمان با خودمان آوردیم با ما هست و به عنوان یک عامل مؤثر همیشه همراهمان هست. درواقع اگر بخواهیم در یک کلمه یک جمله این را بیان بکنیم میتوانیم بگوییم بچه در رحم مادر با خُلقیات و صفات و روحیات مادر بزرگ میشود و شکل میگیرد. البته قبلاً عرض کردم نقش پدر هم نادیده نباید گرفته بشود اما گفتیم نقش پدر یعنی چی، پدر و مادر هر کدام چیزی را به اشتراک میگذارند تخمک و اسپرم را و شکل میدهند اما نقش پدر بعد از این انتقال و انعقاد نطفه دیگر تمام میشود.
بعد بچه در رحم مادر مستقیم جدای از اینکه آن زمینه را از پدر و مادر در مرحله اول گرفته دیگر تحت تأثیر مادر هست بعد در مورد نقش پدر در دوران بارداری توضیح خواهم داد به هر حال گناهها خیلی اثرگذار هست گناه روی جنین اثر میگذارد یک خانمی که خدای نکرده در او گناهی وجود دارد این روی جنین اثر میگذارد. حالا غیبت بکند حرفهای رکیک بزند با نامحرم تماس مناسبی نداشته باشد اهل عدم رعایت حجاب باشد اهل عدم رعایت نزاکت در مقابل نامحرم باشد اهل شوخی و خنده باشد همه تأثیرگذار هست گناهان چشمی گناهان گوشی گناهان زبانی و همه گناهان مؤثر هست روی بچه، غذا خیلی اثرگذار هست. چون غذا وقتی حرام باشد همین غذا هست که میخواهد بیاید اعضا و جوارح بچه را درست بکند بسیار اثرات مخربی خواهد گذاشت غذا حرام است شبههناکش جلسه گذشته هم توضیح دادم که چه بکنیم اثرات این غذاها از بین برود. اگر خدای نکرده غذا غذای سالمی نیست. نکته بعد که خیلی مهم هست داشتن روحیه نشاط و شادی هست در دوران بارداری این خیلی اهمیت دارد. مادر باید سعی بکند که در دوران بارداری نشاط خودش را حفظ بکند شاد باشد و هیجانات نداشته باشد هیجانات بسیار تعیینکننده هستند در شکلگیری فرزند. خیلی از بیماریهایی که ارثی به وجود میاید مربوط به هیجانات هست. مادر یک هیجاناتی به او دست میدهد در آن هیجانات بچه آسیب جدی میبیند مثلاً فلج میشود یا آسیبهای عصبی خیلی جدی بچه خواهد دید وقتی مادر عصبی هست هیجانات به او دست میدهد در این دوران بارداری. به هر حال هر کدام از هیجانات، غصهها، حالتهایی که با نشاط و آرامش سازگاری ندارد در بچه تأثیرگذار هست. مسئله آرامش هم مسئله مهمی هست یک چیزی نیست که ما بگوییم مثلاً یک خانمی که هیچ زحمتی روی خودش نکشیده کاری نکرده برای حفظ آرامشش در قبل از دوران بارداری این مثلاً دوران بارداری ما بیاییم آرامش بکنیم. ممکن هست بتوانیم بعد توضیح میدهم در مورد نقش پدر که ما به طور مصنوعی یک آرامش نسبی ایجاد بکنیم آن هم بسیار مؤثر هست خوب هم هست ولی ماندنی نیست شخص باید سعی بکند برای همیشه این روحیه را حفظ بکند. یعنی همیشه این حالت را داشته باشد که آرامش داشته باشد شاد باشد غصهخور نباشد زود افسرده نشود زود گوشهگیر نشود زود به او هیجان دست نده آدم باید روی خودش کار بکند و اگر زحمت نکشد همینطوری بار میاید و یواش یواش در او شکل میگیرد با کوچکترین حادثهای با کوچکترین تغییر و تحولی و هیجانی میبینی حالش خراب میشود اوج میگیرد و به شدت هم اوج میگیرد. چون قبلاً این قدرت را در خودش ایجاد نکرده که در مقابل هیجانات و احساسات و حرفهای دیگران یا حالتهایی که پیش میاید یا مشکلاتی که در زندگی پیش میاید وجود خودش را واکسینه نکرده که تأثیری نداشته باشد قبلاً زحمتی نکشیده. این دائم مثل یک خاشاک روی آبی هست که هر طرف موج بیاید او را با خودش میبرد و دائم به او شکل میدهد و نمیگذارد حالت ثابتی داشته باشد من قبلاً هم در درسهای دیگر به خواهران و برادران عرض کردم ما اگر بخواهیم حرکت به سمت آخرت را طی بکنیم بدون آرامش و بدون اینکه آنقدر خودمان را قوی بکنیم که حوادث روزگار و طبیعت ما را هیجانی نکند نمیتوانیم. برای حرکت به سمت ماورای بهشت ما باید روحیه را از همین جا برای خودمان ایجاد بکنیم و خودمان را قوی بکنیم. اصلاً خودمان را آنطوری بکنیم روح زود لکهدار نشود زود آلوده نشود زود به هیجان نیاید زود در زمینه گناه خراب نشود قوی باشد این را باید خودمان ایجاد بکنیم. همانطور که جنین عرض کردم هیجانات آلودگیها غم و غصهها بالا و پایین شدنها در نوع تولدش مؤثر هست در رحم دنیا هم که ما حکم یک جنین را در آن داریم و به سمت آخرت قرار است متولد بشویم همینطور هست. یعنی کسانی که اینجا دائماً در معرض انواع و اقسام غصهها و غمها و هیجانات قرار دارند اینها آخرت خوبی ندارند. حدیث داریم از امام صادق(ع) میفرماید(مَن اَصبَحَ وَ اَمسی وَ الدُنیا اَکبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ الله تَعالی اَلفَقَرَ بَینَ عَینَیه وَ شَطَطَ اَمرَه وَ لَم یَنَل مِنَ الدُنیا اِلاّ ما قُسِمَ لَه). کسی که صبح و شب بیشترین همتش دنیاست بزرگترین تلاشهایش برای دنیاست ذهنیتش برای دنیاست فکر و ذکرش دنیاست و مسائل مربوط به دنیا میفرماید خداوند همیشه فقر را در مقابل چشم او قرار میدهد. چون یکسره به نداشتنهای خودش فکر میکند. آن حس بینهایتطلبی انسان که جز در وصال با بینهایت یعنی خداوند تبارک و تعالی آرام نمیگیرد وقتی که ما با خدا پیوندش ندادیم بینهایتطلبی خودش را میخواهد در طبیعت ارضا بکند یعنی یکسره بنشیند غصه بخورد که چه چیزهایی ندارد هر چقدر داشته باشد فایده ندارد. شما بروید زندگی سلاطین را ببینید همین شاه را شما بروید نگاه بکنید کاخهایش را نگاه بکنید ببینید این مرد چقدر فقیر بوده از نظر روحی چقدر عُقدهای بوده که میرفته مبل لویی چندم را میخریده مثلاً ظرف فلان پادشاه را مثلاً مال فلان قرن میخریده آرامش نداشته با اینها میخواستند خودشان را آرام کنند دائم انسان به فکر این هست که ندارد. من کنار دریا چند وقت پیش یک قصری را دیدند رفقا برای من تعریف کردند رفتیم آنجا شب به من گفتند که برویم یک قدمی بزنیم گفتم ترجیح میدهم نیایم مانده بودم رفقا رفتند چند قدم آنطرفتر بعد برای من تعریف کردند گفتند ما یک قصری را دیدیم که صاحبش بیش از یک میلیارد تومان خرجش کرده کنار دریا این قصر را. بعد ویلاهایی که ثروتمندان دیگری در اطراف او داشتند نمیتوانسته ببیند اطراف این ویلا هستند میگفته یک موقع اینها با ماشینشان میایند بروند در ویلا سروصدای این ماشین اعصاب من را خورد میکند ببینید چقدر انسان ضعیف میشود که اینطوری میشود 480 میلیون تومان داده بود این ویلاهای اطراف را هم خریده بود بعد یک ذره مرغ و خروس ریخته بود که مثلاً خالی نباشند آدم اینطوری میشود. یعنی دائماً نداشتنهایش جلوی چشمش میاید اینکه فرمودند قناعت رضایت به قسمت الهی برای آدم آرامش میاورد همین هست این غیر از آن تلاش خوب و پسندیدهای هست که انسان برای رفاه در زمینه مسائل اقتصادی میکند. آن فرق دارد. انسان وقتی که دارد تلاش میکند برای رفاه در مسائل اقتصادی اگر که دلش را با یاد آخرت خدا آرام کرده باشد پیوند با آخرت و با خداوند تبارک و تعالی خورده باشد ضمناً تلاش هم بکند هیچ وقت این تلاش او را بالا و پایین نمیکند غصهدارش نمیکند. ولی شما میبینید یک خانمی دائم سر هر چیزی در خانه عصبی بشود بهانهگیری بکند نق بزند با این بچه با آن بچه با شوهرش انواع و اقسام گرفتاریها را داشته باشد انواع توقعات را داشته باشد آنقدر لوس و ننر باشد که سر هر چیزی که به او میگویند یک هیجان بدی به او دست میدهد غصهدار میشود مینشیند گریه میکند. یا آنقدر گرفتار هست یعنی قناع ذاتی ندارد روحش فقیر است روحش را نمیتواند با خداوند تبارک و تعالی غنی بکند با عبادت غنی بکند با پیوند با غنی یعنی خداوند متعال روحش را غنی بکند نمیتواند این دائماً در معرض غصه خوردن است. به قول یکی از علما وقتی یک مهمانی میرود لباس مختلف زنان را میبیند مثلاً این زن چه پوشیده بود مدلش چه بود قیمتش چه بود کاشکی من این را داشتم جواهرات آنها را میبیند وسائل خانه آنها را میبیند در اثر برخورد با هر شیئی غصه میخورد در بازار که میرود اصلاً برایش مایه دغ است چون دائماً هوسها آرزوها و وقتی هم ندارد مینشیند غصه میخورد این دیگر برای آدم آرامش نمیآورد. در خانه این در خانه آن در بازار در خیابان لباس این را ببیند ظرف او را ببیند ماشین این را ببیند پرده او را ببیند این گرفتاری برای آدم درست میکند ما باید تلاش بکنیم که خودمان را به یک جایی برسانیم روحیهمان را که هرگز برای دنیا این مهم هست این فرمولی هست که من به تمام شاگردان خودم توضیح دادم. موقعی که عزیزان ازدواج میکنند میایند ما زیارتشان میکنیم یا به هر بهانهای که آنها را میبینیم به آنها میگوییم اولین کاری که میخواهید بکنید این هست که از اول زن و شوهر قرار بگذارند هیچ وقت برای دنیا عصبانی نشوند غصه نخورند. آدم این را یک ننگ بداند یک عار بداند که یک موقع برای دنیا زن و شوهر به جان هم بپرند و یا عصبانی بشوند ناراحت بشوند به خاطر این، هر حادثه دنیایی در زندگیتان اتفاق افتاد غضب نکنید خشم نکنید. یک دختر خانم کوچکی خیلی هم ظریف به خالهاش گفته بود خالهجان تو را به اندازه یک دنیا دوست دارم اما دنیا برایم هیچ ارزشی ندارد مزاح هست بعضی وقتها یک کسی میگوید من تو را یک دنیا دوست دارم دنیا خیلی هم بزرگ نیست آدم خوب است به اندازه ابدیت همدیگر را دوست داشته باشد این مهم است. توضیحی که ما همیشه به زن و شوهرها میدهیم که اگر شما میخواهید عشق و علاقهتان مستدام بماند باید ماورای طبیعت همدیگر را دوست داشته باشید به بلندای وجودتان همانطور که خدا خلقتان کرده یعنی به بلندای ابدیت همدیگر را دوست داشته باشید آنوقت نمیگوییم به اندازه یک دنیا دوستت دارم. معنای غضب کردن به خاطر دنیا بخصوص که در مورد یک انسان دیگری باشد یعنی کوچک کردن آن آدم در اصطلاحات و زبانریزیها طرف میگوید قربانت بروم فدایت بشوم تویی که حاضر هستی قربانش بروی و فدایش بشوی تو مهمتر هستی یا دنیا. بعد به خاطر دنیا چطوری برایش عصبانی میشوی چطوری دعوایتان میشود چطوری به جان هم میافتید چطوری حاضر میشوید سر مسائل دنیا حتی از همدیگر جدا بشوید به خاطر یک حادثه دنیایی از همدیگر جدا بشوید به خاطر خودخواهیها از همدیگر جدا بشوید یا زندگی را تلخ کنید. اگر آدم بنایش این باشد که برای دنیا عصبانی و خشمگین نشود چون هر بار که ما خشمگین میشویم حتماً برای خودمان عذاب قبر زیادی را تحصیل کردیم با هر بار هیجان با هر بار عصبانیت با هر بار غصه خوردن خودمان را ساقط کردیم کوچک کردیم به خودمان آسیب جدی رساندیم. اگر شما به دستورات اسلام مراجعه بکنید میبینید که دائماً سعی کردند ما را از یک سطحی بالا بیاورند از سطح طبیعت طوری که هیچ وقت طبیعت نتواند به ما آسیب برساند ما قوی باشیم قدرتمند باشیم و در اثر حوادث طبیعی آسیبی به ما نرسد. در برخورد با دیگران میفرماید(نِصفُ العاقِلِ اِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت یک عاقل را تحمل تشکیل میدهد و نصف دیگرش را تغافل، تغافل یعنی نادیده گرفتن بیخیالی به رخ نکشیدن، به رو نیاوردن، در رابطه با تربیت بچه هم همینطور هست. شما میخواهید تربیت بچه بکنید بچه اشتباه زیاد دارد خامی زیاد دارد هر بار ما به او گیر بدهیم هر بار به او بگوییم نکن یا هر بار به او بگوییم چرا این کار را کردی که فاجعه بار میاید یک فاجعه تربیتی، ده بار پانزده بار آدم میبیند یکبار تذکر میدهد تغافل خیلی مهم است انسان داشته باشد. چرا این فرمولها را به ما گفتند که نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش نادیده گرفتن و بیخیالی؟ برای اینکه اگر انسان اهل تحمل نباشد و هر چیزی را ببیند مدام به رخ بکشد و بگوید و بنشیند برایش غصه بخورد. چرا اینجا اینطوری گفت آنجا منظورش چه بود شاید اینطوری باشد بنشیند مدام خیالبافی بکند بنشیند برای خودش صغری کبری بکند مدام در بیاورد و نتیجه بگیرد و براساس آن نتیجه عمل بکند این دیگر برایش آرامش نمیماند. بزرگترین دشمن معنویت، غصه و غم هست. اینکه دائماً در دستورات دینی یک طوری ما را تربیت کردند یک طوری ما را تعلیم دادند که ما اساساً برای دنیا غصه نخوریم فکر نکنیم برای این هست که اگر ما بخواهیم یکسره غم و غصه اینجا را بخوریم هیچ وقت غم آخرت را غم ابدیت را نخواهیم خورد. اگر ما همیشه غم طبیعت خودمان را بخوریم یعنی بُعد حیوانی خودمان را نیازهای حیوانی خودمان را هیچ وقت غم و غصه فطرت به سراغ ما نمیاید یعنی از داشتن ثروتهای بینهایت ابدی از نداشتنشان غصه نمیخوریم از اینکه من چند وقت دیگر متولد به آخرت میشوم و هیچی ندارم. صراط سه هزار سال راه هست و نور ندارم سه هزار سال راه صراط یعنی تاریکی است در جهنم باید با نور خودت از اینجا رد بشوی و از این جهت که فقر روحی و فطری داری ناراحت نمیشوی چرا انسان نباید برای این ناراحت بشود چرا غصه پنجاه هزار سال آخرت را نخورد روز قیامت را نخورد. وقتی امام شما با آن همه ثروت دم از فقر میزند ما ثروتمندتر از علی(ع) از نظر روحی و معنوی چه کسی را داریم میفرماید(آه آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) آه آه از کمی توشه و طولانی بودن راه، او دارد مینالد ما چرا نمینالیم ما خیلی ثروتمندتر از علی(ع) هستیم که غصه آنطرف را نمیخوریم! ناراحت آنطرف نیستیم!. خدا رحمت کند شهید دستغیب میفرمود مارگزیده هیچ وقت دیگر از نیش زنبور دردش نمیاید شما یک جایی را مار زده و دردتان میاید شدید حالا همان موقع هم زنبور بیاید بزند اینقدر درد مارگزیدگی شدید هست که درد زنبور را احساس نمیکنی. کسی که درد آخرت او را بگزد کسی که درد فطرت سراغش بیاید کسی که مشکلات مسیر ابدیت سراغش بیاید خدا رحمت مرحوم الهه قمشهای(ره) را گفتند آقا خانهات را دزد برده گفت حلالش من اعصاب و حال و حوصله این حرفها را ندارم من در قیامت گرفتار هستم کار دارم. گرفتار بود یعنی گرفتار محبوب و معشوق خودش بود چون او یک آدم عاشق و وارستهای بود یک عارف بود من آنجا آنقدر گرفتاری دارم که بیایم به این دزد بگویم چه بردی چه نبردی، بنشینیم حساب کتاب بخواهیم بکنیم حلالش، یک کسی اینطوری هست. چون دغدغه آنجا خیلی زیاد هست و انسان تا دست از این جیفه برندارد یعنی دست از این مردارخوری برندارد هیچ وقت غذای طیب نمینوشد بچه تا وقتی دست از خونخواری در رحم مادر برندارد به شیر مادر نمیرسد بچه زمانی شیر میخورد که خون را کنار بگذارد این قاعدهاش هست. حضرت میفرماید که کسی که صبح و شب بیشترین همتش و بیشترین مشغله فکریش دنیاست این دائماً فقر در مقابل چشمش هست بیشترین همّ و فکرش دنیاست یعنی حتی مسائل آخرتی و ابدی را هم براساس دنیا تنظیم میکند اگر مسلمان باشد. نمازش براساس کارهای روزمرهاش هست میبینی از اول وقت میافتد 4 بعدازظهر 5 بعدازظهر از مغرب عشاء میافتد 10 ـ 11 شب 12 شب چون دائماً به کارهای زمین مانده دنیاییش دارد فکر میکند به اینکه این کارم زمین مانده این کار را انجام ندادم میبینی نمازش از اول وقت رفت تا نزدیک مغرب و عشا نماز ظهر و عصرش شب هم همینطور. (وَ شَطَّطَ اَمرُه وَ لَم یَنَل مِنَ الدُنیا اِلاّ ما قُسِمَ لَه) خداوند فقر را در مقابل چشمش قرار میدهد یعنی دائماً نیاز دارد دائماً یک چیزهایی را که ندارد میخواهد تا آخر عمر همینطوری یک چیزی را میخواهد و هر دفعه هم مشغول هست یک چیزی را تهیه بکند. دیگر به فکر آخرتش نیست به فکر خودش نیست به فکر فطرتش نیست یعنی خود حقیقیش، چون عرض کردم طبیعت ناخود هست خود حقیقی ما نیست. یک خود عاریتی هست با مردن همه چیز از بین میرود. آن چیزی که خیلی به آن پرداختی و برایش سرمایهگذاری کردی با مردن از بین میرود. ولی برای بُعد ماندنی خودش برای فطرت خودش که این همان خود حقیقی ما هست ما باید تلاش بکنیم او با ما میماند خودمان هستیم یعنی خودمان جاودانه هستیم برای خودمان باید بیشتر تلاش بکنیم کارهایش متفرق میشود. (شَطَّطَ اَمرُه) یعنی کارهایش به هم ریخته میشود یعنی دائماً در کلاف پیچیده این غلت میخورد و هر روز گرهی بر گرههایش اضافه میشود یعنی روی نظم و آرامشی که اعصابش راحت باشد نمیافتد کارهایش روی روال نیست دائماً گرفتار است مدام در کارهایش گره میخورد. (وَ لَم یَنَل مِنَ الدُنیا اِلاّ ما قُسِمَ لَه) این حرص و جوش هم به جایی نمیرسد میفرماید غیر از آن مقداری که قسمتش شده بیشتر از آن هم نمیرسد اما(وَ مَن اَصبَحَ وَ الآخِرَۀُ اَکبَرُ هَمِّهِ) کسی که صبح میکند در حالی که آخرت بالاترین همتش هست مسائل آخرتیش، مسائل معنویش، مسائل فطریش، مسائل مربوط به خود حقیقیش و شأن حقیقیش بزرگترین همتش هست. (جَعَلَ الله تعالی اَلغِنی فی قَلبِه) خدا دلش را بینیاز میکند کم توقع کم آرزو آرام بینیاز چیزهایی که دیگران میل میکنند او اساساً به آن میل ندارد میدانی که:
میداند هر مقداری که میخواهد بپردازد به دنیا از آخرتش و معنویتش کم میشود هر چقدر به ناخود برسی از خود زدی قاعدهاش هست از شأن ابدی خودت زدی آخرتی هم که دیر یا زود ما به آن ملحق میشویم هیچ کس هم تضمین نکرده ما تا چند ساعت دیگر بمانیم. چیزی که هر لحظه ممکن است برویم آنجا بد است انسان بدون آمادگی و ثروت بدون داشتن لوازم برود در دوران جنینی جنین نُه ماه فرصت دارد تا خودش را آماده بکند برای شرائط زیستی حیات بعدی در رحم دنیا هم انسان یک مدتی فرصت دارد آن مقداری که زنده هست. در روایت داریم که کسی که به سن 18 سالگی میرسد و مسائل دینش را یاد نمیگیرد که عمل بکند این آیه در مورد اوست که آیا ما شما را عمر ندادیم که اگر میخواهید متذکر بشوید بشوید. حضرت میفرماید این(تَوبیخٌ لاِبنِ ثَمانیَۀ) توبیخ هست برای جوانان 18 سالهای که به سن 18 سالگی رسیدند ولی هنوز مسائل شرعیشان و مسائل واجب و حلال و حرام و بایدها و نبایدهای زندگیشان را یاد نگرفتند. خدا رحمت کند اموات را یادتان هست اخوی ما را 21 سالش بود آن جوان آنطوری، حالا خدا رحم کرد به و زحمت کشید آماده رفت خودش را آماده کرده بود رفت ولی اگر غیر آماده میرفت چقدر فاجعه بود رفتن که رفتن هست میرود ولی آدم گاهی وقتها با آمادگی میرود گاهی وقتها بدون آمادگی 21 سالش بود. چند روز پیش یک آقایی آمد 35 ـ 36 سالش بود سراغ دارم زیبا قوی سالم سکته کرد مُرد یک آدم 35 ساله همسرش جوان تمام شد رفت وعده ندادند که ما بمانیم جایی که هر لحظه ممکن است برویم باید خودمان را برایش آماده بکنیم. (وَ جَمَعَ لَهُ اَمرَه) خداوند کارش را برایش ردیف میکند کسی که دنبال آخرت هست دنیا را خدا برایش ردیف میکند این کارهایش گره نمیخورد جور میشود چون همتش ابدیت هست همتش آخرت هست. اینکه حاشیه رفتیم در قضیه به خاطر اهمیت قضیه است غم و غصه نمیخواهیم فقط در مورد دوران بارداری بگوییم این مسئله را برای همه زمانها مضر است برای همه زمانها حماقت است یک حماقت بسیار بزرگ شاید اگر بخواهیم درجه بدهیم امتیاز بدهیم در مورد حماقتهای مختلف یکی از حماقتهایی که نمره عالی میگیرد غم و غصه خوردن هست. خیلی حماقت بزرگی است. در مسائل دنیایی هم همینطور حالا ما کاری با صرفاً دوران رحمی نداریم دوران جنینی و یا دوران حمل مادر، غصه خوردنهایش چقدر انواع و اقسام بیماریها و هیجاناتش انواع و اقسام ضعفها را برای بچه به یادگار میگذارد برای خود آدم هم همینطور هست. شما نگاه بکنید الان از نظر پزشکی ثابت شده اکثر رماتیسمها دردهای دست و پا و کمر سردردها دندان دردها معده درد اثنیعشر مال غصه است غم غصه زیاد هیجانات زیاد، میروی یک عکسی میگیرند میگویند آقا عصبی است از نظر ظاهر چیزی نیست عصبی هست حقیقت هم همینطور هست. یک موقع هست یک ضایعهای به آدم وارد میشود آدم دردش میاید ولی خیلی وقتها میبینی دکترها میگویند هیچی نیست ما عکس گرفتیم سیتیاسکن گرفتیم آزمایش دادیم همه سالم است ولی این درد دارد معده درد اثنیعشر درد سردرد دندان درد غم و غصههای زیاد افسردگیهای زیاد همه مال این هست که ما خودمان را گرفتار این بلا کردیم. بچه هم همین مشکلات برایش میاید مادری که یکسره غصهخور هست این مشکلات برایش میاید یکسره حرص و جوش میخورد برای جنینش این مشکلات میاید بالاخره غم و غصه هم از نظر جسم و هم از نظر روح انسان را مریض خواهد کرد. حال معنوی شما را حتماً خواهد گرفت نمیگذارد شما با خداوند انس بگیرید نمیگذارد شما نماز با حضور قلب بخوانید نمیگذارد شما قرآن بخوانید نمیگذارد شما از قرآن لذت ببرید نمیگذارد شما از غذاهای معنوی لذت ببرید. غصه با آدم این کار را میکند. و عجیبتر از این این هست که خیلیها عاشق اصطلاحاً میگویند غمپرور، خیلی عاشق غصه هستند یعنی خوششان میاید از اینکه غصهدار باشند دنبال یک سوژه میگردند که بنشینند یک ذره برایش گریه بکنند دنبال یک بهانه میگیردند یک ذره بنشینند برایش غصه بخورند. اگر پیدا هم نکنند در شرائط خارجی چیزی برایشان پیدا نشود در خیال خودشان یک چیز را مطرح میکنند و مینشینند برایش غصه میخورند حرص میخورند میبافند شخصیتشان اصلاً اینطوری میشود و همانطور که امام(س) فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد. باید یک مقدار به خودمان زور بگوییم باید یک مقدار به خودمان تلقین بکنیم باید یک مقدار تمرین بکنیم که اینطور نباشیم از حالت غصه خوردن و عقده داشتن و حرص و ولع دور باشیم. پس به عنوان آخرین مورد عرض کردم که از چیزهایی که مضر هست همین عقده داشتنها حرص داشتنها اینها به بچه شکل می دهد. غم خوردنها غصه خوردنها اینها بچه را شکل می دهد. محصول خوبی بار نمی آید. میبینی بچه همانطوری میشود بچه حرصی بار میاید بچه عصبی است بچه دو سالش هست میبینی چقدر این بچه عصبی هست یا متولد میشود مادر میگوید من نمیدانم این مدام گریه میکند یکسره نق میزند یکسره گریه میکند شب بیخوابی دارد. بعد هم انتسابش میدهیم میگوییم گوشش درد میکند حتماً دلش درد میکند حالا بله گوشش درد میکند دلش هم درد میکند سر جای خودش اما همیشه که این نیست بعضی از بچهها را من سراغ دارم والدینشان میگویند یکسال تمام گریه کردند یعنی کمتر آرامش داشتند راحت نخوابیدند این مال چه بوده؟ مال این هست که یک دوران جنینی بدی را طی کرده سه چهار سالش هست میبینی باز عصبی هست بزرگتر میشود همینطوری هست ناهنجار است ناسازگار است بدخُلق است فحاش است شیطنتش از حد طبیعی بالاتر هست اینها برای بچه گرفتاری درست میکند اینها مواردی بود که تأثیرگذار بود در مسئله دوران بارداری. یک نکته در مورد آقایان هست که باید بگویم و آن نقش پدر هست. پدر از نظر وراثت نقشش با انزال و انعقاد نطفه تمام میشود میماند محیط داخلی که در واقع مسئولیت اصلیش با مادر هست. (اَلسَعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ اُمِّه وَ اَلشَقیُ مَن شَقیَ فی بَطنِ اُمِّه) سعادتمند کسی هست که در شکم مادرش سعادتمند باشد و بدبخت کسی هست که در شکم مادرش بدبخت باشد. این را پیغمبر(ص) فرمودند. نقش پدر چیست؟ پدر باید تلاش بکند این سعادت و شقاوت درست است از نظر انتقال و ارتباط مستقیم رابطهاش با بچه قطع است اما از این جهت که با شخص تأمینکننده سعادت و شقاوت یعنی مادر در ارتباط هست پدر هم مؤثر هست. پدر باید زمینههای غصه خوردنها دغدغه داشتنهای مادر را از بین ببرد آن مقدار که مربوط به خودش هست از نظر جسمی سعی کند غذاهای مناسبی را تهیه بکند برای این کار تلاش بکند حتی ما اگر در دورانی که همسرمان باردار هست وضع اقتصادیمان هم اقتضا نمیکند برای آن دوران موقتاً زیر بار قرض هم برویم میارزد. یک وامی بگیریم یک قرضی بگیریم از نظر جسمی برسیم غذای خوب پاکیزه حلال میوههایی که لازم هست حالا مراقبتها را هم باید بگویم در مراقبتها میبینید که موادی میخواهد اینها لازم هست خوب هست باید تهیه بشود هر چقدر هم متنوع بشود بهتر هست برای بچه مواد بهتر و متنوعتری به بچه میرسد و نیازهایش کاملاً تأمین میشود و سرشار میشود از مواد مؤثر. آرامش را تهیه بکند آنچه که مربوط به خودش هست بدخُلقی نکند مادر را عصبی نکند توقعات خودش را کم بکند یعنی یک زن حالتهایش در دوران بارداری غیر از موقعی هست که باردار نیست توانش خیلی کم میشود. حالا مرد انتظار داشته باشد هر وقت میاید خانه غذا حاضر باشد بیاید خانه همه چیزش مرتب باشد مشکلی نباشد نه مرد در تمام این مدت چشمپوشی بکند انتظارات خودش را کم بکند توقعات خودش را کم بکند که یک زن آرامش داشته باشد. نگوید الان شوهرم میاید من هنوز غذا درست نکردم مدام بنشیند حرص و جوش بخورد الان شوهرم میاید خانه را نگاه کن چه وضعی هست او بیاید شروع میکند غرغر کردن، نه توقعش را پایین بیاورد خودش را تحمیل نکند چیزهایی که مربوط به اوست بگذرد حرص و جوش برای همسرش ایجاد نکند زخم زبان نزند غر نزند از این جهت تأمین کند. نکته بعد مصالح معنوی را در اختیار زن قرار بدهد یک مقدار از کارهای خانه را به عهده بگیرد مرد بیشتر انجام بدهد بیشتر آن مدت تلاش بکند که زن به کارهای دیگرش برسد اگر بچه کوچک هست نگه دارد مقداری که زن آرامشش بیشتر باشد بچه کوچک اعصاب خوردن کن هست. یک مادری که باردار هست به بچه کوچک هم که مبتلا هست مدام باید دائماً با این بچه اعصاب خودش را خورد بکند اذیت میکند حرص و جوش دارد زحمت دارد خستگی دارد مراقبت دارد دلهره دارد کمک بکند از کارهای منزل کمک بکند که زن آرامش داشته باشد به مسائل معنویش برسد. اگر مثلاً ما به همسرمان میگوییم شما بیا مراقبتهای دوران بارداری را انجام بده این سوره را آن دعا را بخوان خودمان هم کمکش بکنیم یک مقدار کمک بکنیم که این در آن دوران برسد بتواند انجام بدهد به کارهای معنویش برسد به کارهای مطالعاتیش برسد او را حرم ببریم سرمایهگذاری بکنیم حرمی محیطهای معنوی چیزهایی که نیاز هست. کتاب یک موقع میخواهد شرائط دعا نیاز هست برایش تأمین بشود تفریح سالم میخواهد وقتگذاری بشود یک تفریح سالم داشته باشد یک نشاطی داشته باشد پارکی، کوهی، سبزهای، آبی، محیط آرامی محیط با نشاطی، خندهای، تفریحی چیزهایی که لازم هست را برایش فراهم بکند این نقش پدر هست. کم نقشی هم نیست در دوران بارداری این نقش بزرگی هست باید بتواند خوب ایفا بکند این را و الا اینکه یکسره خودش انتظار داشته باشد که همه کارها را زن انجام بدهد و خودش هیچ سرمایهگذاری در این زمینه نکند اصلاً نمیشود باید سرمایهگذاری در این زمینه مرد بکند پس چه از نظر مسائل مادی، از نظر مسائل عاطفی مهر و محبتش را بیشتر بکند آرامتر بکند همسرش را از نظر مسائل معنوی هم تأمین مصالح و موقعیتهای معنوی را بکند. یک برگهای هست که در مورد مراقبتهای دوران بارداری این را مجتمع در اختیار عزیزان قرار میدهد چیزی هست که بزرگان و علمای ما با تکیه بر روایات ذکر کردند که اعمال و مراقبتهای دوران بارداری هست البته چند مراقبت ما داریم که یکی از آن مراقبتها هست. یک مراقبت داریم که مخصوص مسائل قرآنی و معرفتی هست که سورهها چه سورههایی باشند یک مادری دوست دارد فرزندش حافظ قرآن بار بیاید میخواهد فرزندش در سنین کوچکی حافظ قرآن بشود یک مراقبتهایی هست که حالا آن را اگر رسیدم میخوانم. ولی هست یک قانونی دارد مراقبتهایی دارد که در هر روز چه اذکاری گفته بشود چه سورههایی خوانده بشود چند بار هر سوره خوانده بشود ماه اول چطوری هست ماه دوم چطوری هست ما نهم چطوری هست همه مسائل هست انس زیادی میخواهد. یک مقدار وقت باید بگذارد برای قرائت قرآن، کاری با آن نداریم میخواهم بگویم که اگر ما انتظاری داریم در مورد فرزندانمان باید به وزان آن انتظارات تلاش بکنیم یک کسی که مثلاً بیاید بگوید من دوست دارم فرزندم مثل محمدحسین طباطبایی حفظه الله تعالی بشود اگر دوست داری باید برایش تلاش بکنی. یک آقایی بگوید من میخواهم با یک خانمی ازدواج بکنم که اینطوری باشد تو خودت چقدر تلاش میکنی چقدر زمینه را فراهم میکنی بسته به اینکه این خانم چقدر زحمت بکشد و تلاش بکند مراقبت میخواهد این نُه ماه باید کار بکنیم و مؤثر هم هست. در رساله نوین جلد 2 یک داستان داریم از مرحوم سید رضی(ره) شنیدم که سید رضی به پدرشان میگفت که پدر من درسهای فقه را قبلاً نخواندم اما هر چه الان فقه میخوانم احساس میکنم همه مطالب را قبلاً شنیدم فرمود قُنداقه تو در اتاقی بوده که من درس فقه میدادم که حالا بعداً در مسائل بعد از بارداری توضیح خواهم داد این مؤثر هست. دوران بارداری به مراتب گیرندگی از این بیشتر هست مادری که سوره قرآن میخواند مداومت دارد بر قرآن بر ادعیه بر اذکار بچه خیلی گیرندگیش زیاد هست در این ایام فقط همت میخواهد تنبلی را باید کنار گذاشت. در مورد ماه اول خوردن خرما همراه با خواندن سوره قدر هست یعنی هر روز سوره قدر را بخواند بعضیها خرما را میخورند سوره قدر را هم میخوانند بعضیها سوره قدر را میخوانند به خرما میدمند و میخورند ماه دوم خوردن عَناب هست همراه با خواندن سوره توحید عناب درست کردن دارد با یک شیوهای باید درست بکنید و بخورید بزرگان ما بلد هستند شما از عطاریها هم سؤال کنید میگویند که چطوری درست کنید. ماه سوم خوردن سیب هست همراه با خواندن آیۀالکرسی ماه چهارم خوردن انجیر و سیب همراه با خواندن سوره یوسف و تین، ماه پنجم خوردن تخممرغ همراه با خواندن سوره حجر ماه ششم خوردن انار همراه با خواندن سوره فتح. ماه هفتم خوردن بِه و سیب همراه با خواندن سوره یس ماه هشتم خوردن کباب و زعفران همراه با خواندن سوره والعصر ماه نهم خوردن شیر و خرما همراه با خواندن سوره مؤمنون و انسان، اینها توصیه شده هر چقدر هم بیشتر بشود بهتر هست. هر چقدر سرمایهگذاری در این زمینه بشود بهتر هست چیزهای دیگر هم خوانده بشود اذکار دیگر هم گفته بشود از مواد دیگر استفاده بشود در قرآن داریم که مائده آسمانی برای حضرت مریم(س) میآمد در دوران حملشان به حضرت عیسی، و در حدیث داریم که انگور برای ایشان میامده. خیلی خوب هست خوردن انگور بخصوص انگور سیاه که نشاطآور هست یعنی ضد افسردگی هست خیلی خوب هست که انگور خورده بشود چیزهای دیگر هست کُندر هست مواد دیگر هست فندق هست کنجد هست اینهایی که شکل میدهد. مراقبت ماه نهم در شیر دادن بچه مؤثر هست یعنی مادر شیردار بشود که بعداً میخواهد شیرش بدهد مؤثر هست اعمال ماه نهم را اگر ناشتا انجام بدهند بهتر هست خوردن خرما بچه را صبور بردبار و متقی میکند هر روز 7 خرما 11 فندق 21 مویز خورده بشود 100 مرتبه استغفار 70 مرتبه لا اله الا الله 14 مرتبه صلوات به نیت چهارده معصوم. چیزهایی که بهتر هست انجام بشود در هر ماه از دوران بارداری یک دوره ختم قرآن یعنی روزی یک جزء شبها به آینه نگاه نکنند هر شب سوره واقعه خوانده بشود تا 4 ماه و ده روز از ابتدای بارداری کندر، کندر هم یک گیاهی هست که مثل آدامس میماند تلخ هم هست اگر با نباتی چیز شیرینی کوبیده بشود خیلی خوب هست صبح ناشتا یک قاشق خورده بشود. بعد از 4 ماه و ده روز کنجد خورده بشود از لباسهای روشن استفاده بشود همیشه همینطور است که مستحب است انسان لباسهایش تیره نباشد لباسهای روشن حالا بگذریم روشن که میگوییم نه اینکه جلف اما در خانه این حرفها نیست در خانه هر طوری باشد خوب هست. از هیجانات روحی و صحبتهایی که روحیه شما را ناراحت میکند بپرهیزید و از مشکلات زندگی سخن نگویید از ترشیجات استفاده ننمایید به جای آن سیب قرمز میل کنید از سبزیجات استفاده کنید گلدان سبزی را در منزل نگه دارید یک ماهی قرمز داشته باشید و به آن نگاه بکنید که بچه صبور میشود این آرامش و حالتی که آن ماهی در آب دارد نه آن، تماشای تلویزیون بکند از این جهت ماهیها را در آب نگاه بکند حالتهای اینطوری. داریم حضرت زهرا(س) در دوران بارداریشان در صحنههای جنگ حضور داشتند که بچه شجاع بشود و قوی بار بیاید بچه در این جهت، به طبیعت زیاد نگاه کنید سبزی پلو و ماهی هم زیاد میل کنید این هم دستورالعملی هست که بزرگان ما برای ما دادند. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.