اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. ما یک بحثی باقیمانده بود از تتمه بحث تنبلی و بیحوصلگی در مورد تأثیر معاشرت و دوستان انسان در ایجاد تنبلی و بیحوصلگی یا ایجاد حالتهای ضد اینها تأثیر دوستان در قدرت انسان، برطرف کردن موانع بیحوصلگی و تنبلی راجع به این هست که دوست چقدر میتواند مؤثر باشد قرینهایی که انسان انتخاب میکند چقدر میتواند مؤثر باشد.@ اول از این کشش اولیه یک انسان به سمت دوست و دوستان نشاندهنده وضعیت موجود یک شخص هست یعنی اینکه انسان دوست دارد با چه کسانی رفت و آمد بکند با چه کسانی ازدواج بکند با چه کسانی معاشر باشد چه کسانی منزلش بیایند منزل چه کسانی برود اینها همه نشان میدهد که شخص وضعیت اولیهاش به چه شکل هست.@ یعنی داراییهایش به چه شکل هست و بارها گفتیم که داراییها با داناییها متفاوت است ممکن است انسان خیلی آدم دانایی باشد خیلی چیزها را بداند اما عملاً نتواند آنها را در خودش پیاده بکند یا نخواهد پیاده بکند و آن مسیری که باشد آن چیزهای قشنگ در وجود انسان پیاده بشود.@ دوست، معاشر مثل هوایی هست که انسان تنفس میکند مثل غذایی هست که انسان میخورد یعنی ارتباط کاملاً مستقیم و جدی و قدرتمندی دارد با ساختار هستی انسان و وجود انسان و تأثیر خیلی زیادی روی روحیه انسان و عاقبت انسان دارد.@ جلسه گذشته این آیه را خواندیم که شخص وقتی که گرفتار جهنم شده بود آرزو کرده بود که(يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً) ای کاش فلان کس را دوست خودم نمیگرفتم قرآن میخواهد بگوید نقش دوست در بهشتی شدن یا جهنمی شدن آدمها چقدر مؤثر و قدرتمند هست که یک دوست و معاشر اینقدر تأثیر دارد.@ ما آدمهایی داشتیم که از نظر ریشهای و خانوادگی شرائط خیلی بدی داشتند و اگر خودشان بودند و خودشان با همان ریشه و خانواده سر از جهنم در میاوردند اما در طول مسیر زندگیشان دوستان خوبی را پیدا کردند.@ و با آنها شجاعت دوست شدن را پیدا کردند و از همان دوستان قدرت گرفتند و بر همه اشتباهات و ضعفهای گذشتهای که در عملکردشان داشتند یا به صورت وراثتی از خانواده یا محیط خانواده گرفتند غلبه کردند و در نهایت سعادتمند شدند.@ و باز افرادی داشتیم که افراد بسیار خوبی بودند آدمهایی بودند که مایهدار بودند از نظر مایههای فرهنگی معنوی انسانی مایههای خیلی خوب اما دوستان بدی سر راه اینها قرار گرفتند و اینها به این دوستان راه دادند.@ در بحث مقوله اینکه انسان تنبل و بیحوصله میشود یا آدم زرنگ و فعال و قدرتمند میشود میتواند به همه ضعفهای گذشته خودش غلبه بکند میتواند تمام عقبماندگیهای ده سال بیست سال سی سال چهل سال پنجاه سال خودش را جبران بکند این در هر دو مقوله که توضیح دادم اینکه انسان ریشه خوبی داشته باشد با دوستان بد آشنا بشود یا ریشه بدی داشته باشد با دوستان خوبی آشنا بشود.@ در هر دو مقوله وقتی شما با یک دوست خوب قرین خوب معلم خوب فضای خوب آشنا میشوید این شجاعت در برقراری ارتباط خیلی مهم هست یعنی ما خیلی وقتها آدمهایی هستند خودشان آدمهای ضعیفی هستند اما اصلاً در خودشان هم نمیبینند که بروند با چهار تا آدم خوب دوست بشوند میترسند که بروند با آدمهای خوب دوست بشوند.@ حالا این ترس ریشههای مختلفی دارد خیلی وقتها طرف میگوید من اگر بخواهم با یک همچین کسی دوست بشوم مجبورم شبیه این بشوم از خیلی از تعلقات بدم دست بردارم من هم نمیخواهم از این تعلقات دست بردارم من میترسم به این آدم نزدیک بشوم خوب بشوم.@ پدر دنبال پسرش گذاشته بود پسر رفته بود در مسجد بعد پدر ایستاده بود بیرون مسجد میگفت فلان فلان شده آخر عمری پای ما را به مسجد باز نکن بیا بیرون، این اصلاً نیمخواهد سمت مسجد برود سمت دوستان خوب نمیخواهد برود روحانی میبیند بدش میاید طلبه میبیند بدش میاید آدم مذهبی میبیند بدش میاید.@ همیشه فکر میکند اینها یک موجودات شاخداری هستند به سمت آنها نمیرود با آنها رفیق بشود میترسد و خودش را محروم میکند از آنطرف هم وقتی آدم یک وضعیت خوبی دارد آدمهای بدی سر راهش قرار میگیرند بالاخره نفس هست وسوسهگری هست آدمهای بد همیشه مسیر لذتبخش جهنم را به انسان نشان میدهند چون جهنم شروعش خیلی لذت دارد بعد تهاش در میاید که به جهنم میرسی.@ مثل بهشت است بهشت اینطوری هست که مسیر اولیهاش یک مسیر ظاهراً سخت و تلخی هست این ترسها کار را خراب میکند و باعث میشود انسان محروم بشود آدم باید شجاعت داشته باشد با آدمهای خوب دوست بشود رفت و آمد برقرار بکند رفیق بگیرد دوست بگیرد و هر چه بیشتر دوست بگیرد بهتر هست هر چقدر رفیق خوب بگیرد به نفعش هست رفقای خوب و دوستان خوب سرمایههای دنیا و آخرت انسان هستند.@ لذا خیلی تأکید میکنند که همیشه سعی کنید دوستان زیادی بگیرید از دوستان خوب دوستان زیادی را انتخاب کنید به کم قانع نباشید دوست هم شخصیتاً یک طوری هست که خیلی وقتها از پدر انسان مادر انسان خواهر برادر انسان به انسان نزدیکتر و مؤثرتر هست برای انسان.@ لذا یکی از داراییهای یک آدم از نظر شخصیتی که قیمت یک آدم را مشخص میکند این هست که چند تا دوست خوب و حسابی دارد چند تا دوست بهشتی دارد این مهم است یک موقع هست شرائط زندگی من خانوادگی من فامیلی من به من همچین اجازهای را نداده که من با همچین کسانی دوست بشوم و داشته باشم خودم باید بروم این دوستان را پیدا بکنم با آنها ارتباط برقرار بکنم.@ در زندگینامه بسیاری از انبیاء و اولیاء خدا نگاه کنید اینها در خانواده و اقوام خودشان خیلی آدمهای قدرتمندی نداشتند در مورد پیغمبر خودمان داریم که امام سجاد(ع) در دعای دوم صحیفه سجادیه میفرماید که مجبور بود پیامبر بسیاری از نزدیکان خودش را از خودش دور بکند و با دورها دوستی بکند.@ و بعد همقبیله بودن خیلی مهم است اینکه قبیله تو قبیله فطرتگراها هست یک آدم خیلی خیلی دور از قبیله توست یک کسی میبینی پدر و مادرت از قبیله تو نیست فرزندت از قبیله تو نیست قبیلهها براساس آن شش گروهی که گفتیم تقسیم میشویند.@ قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم میکند از نظر شخصیتی سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان و انسانهای حقیقی، شش گروه آدمهای روی زمین دارند زندگی میکنند هر کدام از اینها قبیله خاص خودشان را دارند سنخ و قبیله و حزب خاص خودشان را دارند و همه هم به آن کسانی که به خودشان شبیه هستند گرایش پیدا میکنند.@ برای همین در بحث انسانشناسی یک بحث خیلی مهم این هست که تو ذاتاً دلت میخواهد با چه کسانی رفیق باشی من گاهی وقتها زیاد دیدم آدمهایی بودند که مثلا دورادور من اینها را میشناختم آدمهایی بودند که بسیار غفلتزده شرائط زندگیشان اصلاً شرائط خوبی نیست و انسی اصلاً با آسمان و معنویت نداشتند.@ ولی یک دفعه میبینی اینها چقدر عالی یک تحول زیبایی در آنها اتفاق میافتد و با آدمهای خوب آشنا میشوند مسیر را طی میکنند ما در کسانی که حتی مسیحی بودند یهودی بودند زرتشتی بودند آدمهای اینطوری داشتیم ظاهرشان شرائط محیطیشان اقتضا میکرده که مثل آنها باشند ولی یک زمانی این اتفاق قشنگ افتاده و آنها تحول پیدا کردند رشد کردند.@ کسانی که در خارج از کشور زندگی میکنند زیاد من در این 20 ـ 30 سالی که کشورهای مختلف دنیا را میروم و میایم زیاد دیدم اتفاقاتی که اینطوری بوده و برعکس کسانی داشتیم که در میحطهای خوب متولد شدند و پرورش پیدا کردند آدمهای خوبی اطرافشان بودند اما سنخیتاً و روحاً از نظر قبیله جزء آن قبیلههای سنگ و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان یا قبیله شیاطین بودند.@ کشششان، عشقشان، روحشان همه چیز گرایش به آن سمت دارد ولو ظاهراً الان دارند در فضای فطرتگراها زندگی میکنند پس ما کسانی را داریم که در محیطهای فطری هستند اما حقیقتاً تعلق به محیطهای طبیعی دارند.@ و کسانی را داریم که الان ظاهراً زندگیهای طبیعتگرایانه دارند در محیطهای غیر فطری و غیر الهی هستند اما باطناً سنخیت دارند و مال این گروه هستند این سمت هستند خیلی هم از ظاهر افراد نمیشود قضاوتی کرد ظاهر افراد نمیتواند حتماً تعیینکننده باشد یک علامت است ولی تعیینکننده جدی نیست.@ خیلیها هستند ظاهرشان شاید به فطرتگراها نخورد اما باطناً خیلی شبیه فطرتگراها هستند خیلیها هم هستند ظاهرشان خیلی به فطرتگراها میخورد اما باطناً فطرتگرا نیستند باطناً متعلق به طبیعتگرا هستند.@ دو سه تا روایت من تقدیم کنم از فرمایشات نورانی اهل بیت(ع) حضرت موسی(ع) فرمود(مَن قَطَعَ قَرینَ سُوء فَکَأنَّما عَمِلَ بِالتَورات) یک پیغمبر اولوالعزم همه این علم و حکمت در دستش هست فرمود اگر یک کسی رفیق بدش را بتواند کنار بگذارد ارتباطش را با آدمهای بد قطع بکند مثل این هست که به همه تورات عمل کرده.@ یک رفیق بد میتواند بیاید تمام زحمات 30 سال 40 سال انسان را نابود بکند کمااینکه یک رفیق خوب میتواند بیاید گناهان 30 سال و 40 سال انسان را نابود بکند و انسان را بهشتی بکند اینقدر دوست خوب تأثیر دارد.@ از فضاهای خوب در بحث تنبلی یادتان هست خیلی چیزها گفتیم که تأثیر دارد روی تنبلی و بیحوصلگی، دوست همینطور معلم همینطور محیطهایی که انسان در آن زندگی میکند رفت و آمدهایی که انسان دارد اینها خیلی مهم هستند برای ما که ما با چه کسانی رفت و آمد بکنیم فضایمان را چه فضایی بسازیم این خیلی تعیینکننده است.@ این کلام خیلی کلام زیبایی است(مَن قَطَعَ قَرینَ سُوء) هر کس قطع بکند با همنشین بد(فَکَأَنَّما عَمِلَ بِالتَورات) مثل این هست که به همه تورات عمل کرده حالا اگر پیغمبر بخواهد این حرف را بزند میگوید اگر یک کسی دوست خوب داشته باشد انگار که به همه قرآن عمل کرده این خیلی مهم هست.@ در موعظههایی که خداوند تبارک و تعالی به حضرت مسیح(ع) کرده(یا عیسی اِعلَم اَنَّ الصاحِبَ السَوء یُعدی وَ قَرینَ السَوء یُردی وَ اعلَم مَن تُقارِم وَ اخطَر لِنَفسِکَ اِخواناً مِنَ المُؤمِنین) ای عیسی این را بدان که یار بد و همنشین بد خصلتهای بدش را به تو میدهد حالت واگیر دارد خوب و بد همینطور است خصلتهای بدش را به تو منتقل میکند.@ برای همین مثل یک غذای آلوده است که شما وقتی بخوری مبتلا میشوی مثل یک مریضی مسری است که میگویند به این مریض نزدیک نشوید این سرما خورده مریضیش را به شما میدهد دوست بد و قرین بد اینطوری هست که خصلتهایش را به انسان میدهد.@ (وَ قَرینَ السُوء یُردی) باز همنشین بد انسان را هلاک و نابود میکند(وَ اعلَم مَن تقارِن) پس حواست باشد با چه کسی رفاقت میکنی ببین دوستانت چطور دوستانی هستند کسانی که با آنها رابطه داری رابطه تأثیرگذار داری چطور کسانی هستند.@ البته ما کسانی را که خودشان شخصیتاً آدمهای قوی هستند یا آدمهای قوی میشوند مثل یک طبیب میشوند که طبیب هست و طبیب وقتی که با مریض سروکار دارد از مریض آلودگی نمیگیرد و میتواند کنار بیاید.@ مثل حضرت آسیه(س) شوهرش یک آدم خیلی بدی است فرعون است ولی او اصلاً چیزی از او دریافت نمیکند چون خودش شخصیتاً دارا و قدرتمند است این خیلی مهم است که انسان بتواند خودش را طوری قوی بکند که از محیطهای نزدیک و افراد نزدیک چیزهای ضعیف را دریافت نکند.@ همانطور که اگر پدر و مادر ژن ضعیف به بچه بدهند ما گفتیم پنج تا ژن داریم سلامت و زیبایی هوش و عقل و دین و اخلاق، یک موقع پدر و مادر به بچه ژن ضعیف میدهند بعد از تولد چطور ممکن است در محیط خوب آن ژنهای ضعیف مثل ژنهای اخلاقی و اعتقادی و هوشی و معنوی ضعیف اینهایی که دادند یا عقلانی ضعیف دادند میشود تقویت بشود این رشد بکند.@ چطور میشود غلبه کرد؟ محیط میاید کمبود ژنها را جبران میکند دوست هم همینطور هست دوست قوی میتواند ضعفها را بپوشاند و مدام به انسان قدرت بدهد و با خودش انسان را بکشد و بالا بیاورد بنابراین انسان میتواند در محیط بدی هم هست مجبور است با آدمهای ضعیفی زندگی بکند چارهای ندارد ولی خودش میتواند به همه آن ضعفهای محیط غلبه بکند.@ در طول تاریخ زیاد بودند آدمهایی که در محیطهای ضعیف بودند اما خیلی خیلی قدرتمند زندگی کردند در محیطهای بدی بودند اما خیلی قدرتمند رشد کردند اصلاً آلودگیهای محیط روی آنها تأثیری نگذاشته محیط، آدمهایش، افراد اینها در آن فضاها فضاهای خیلی خوبی بودند.@ یادتان هست مقام معظم رهبری وقتی که آمریکا رفته بودند فرمودند که جوانانی را من آنجا دیدم جوانان پاکی آنجا هستند که مثل انبیاء میماند من خودم هم خیلی رفتم کشورهای مختلف زیاد دیدم آدمهایی که در آن محیطهای بسیار آدمهای الهی و آدمهای قدرتمندی بودند.@ (وَ اخطَر لِنَفسِکَ اِخواناً مِنَ المُؤمِنین) پس برای خودت دوستانی از مؤمنین انتخاب کن مؤمنین راستین، مؤمنین حقیقی دوستانی برای خودت اختیار بکن خداوند به عیسی میگوید که برای خودت دوستان اینطوری انتخاب بکن.@ هیچ کس نیست که به چنین افرادی در زندگیش بینیاز باشد هر چه هم بیشتر باشند بهتر هستند این ثروت واقعی یک انسان در حرکتش به سمت آخرت و ابدیت دوستان خوب هستند اینها ثروتهای حقیقی هستند واقعاً آدم بداند از این آدم حسابیها چند نفر من را دوست دارند من چند تا دوست آدم حسابی دارم.@ آدمهای مؤمنی که در آسمان قیمت دارند پیش فرشتهها، انبیاء، شهدا، صدیقین، اهل بیت قیمت دارند من چند تا از این دوستان دارم این مهم در قیمت یک آدم خیلی مهم است شخصیت یک انسان خیلی مهم است من چند تا از این دوستان دارم.@ در زیارت امین الله میگوییم(مَحبُوبَۀً فی اَرضِکَ وَ سَمائِکَ) من را محبوب کن هم در زمین و هم در آسمان، مهمترین از زمین آسمان است که انسان در آسمان محبوب باشد واقعاً فرشتهها او را دوست داشته باشند اهل بیت او را دوست داشته باشند آسمان این شخص را دوست داشته باشد غیب او را دوست داشته باشد الله واقعاً او را دوست داشته باشد.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست (اَوحَشُ الوَحشَه قَرینُ السُوء) تنهاترین تنهایی وحشتناکترین وحشتها دوست بد است انسان وقتی که یک دوست بد انتخاب میکند تنها میشود فکر شما الان یک جا تنها هستی بیرون نمیتوانی گرفتار یک مار و اژدها شدی همان کافی هست برای نابود کردن آدم، انسان تنها میشود چون اصلاً نمیگذارد تو زنده و سالم بمانی دوست بد اینطوری است.@ انسان با دوست بد و قرین بد تنها میشود وقتی تنها شد این تنهایی باعث میشود که یواش یواش تحلیل برود ضعیف بشود و تا آنجایی که نابود بشود برای همین اگر انسان دوستان بدی یا همنشینان بدی دارد که مجبور است با اینها باشد باید حتماً دوستان خیلی خوبی هم برای خودش انتخاب بکند که از تنهایی در بیاید از وحشت نجات پیدا بکند.@ اگر من قرار است بروم در خانهای زندگی بکنم که در آن خانه جهنم است مجبورم ساعتی در این خانه باشم که خانه جهنم است پس باید یک ساعتهایی را در بهشت رفت و آمد بکنم باید سهم معاشرتم رفت و آمدم به بهشت را بیشتر بکنم لذا میفرماید تنهاترین تنهاییها همنشین بد هست.@ باز یکی از چیزهایی که خیلی مهم هست(اِیّاکَ وَ قَرینَ السَوء فَإِنَّکَ بِهِ تُعرَف) این مال آدمهایی هست که رفیقهای بدشان را نمیتوانند کنار بگذارند میگویند ما نمیتوانیم این را کنار بگذاریم نمیتوانیم از این جدا بشویم.@ میفرماید دیگر مهم نیست که شخصیت تو چه باشد و چه کسی باشد همین که همین آدمها را در دست و پای خودت داری نشان میدهد شخصیت تو هم همین است تو با دوستانت شناخته میشوی چه در روی زمین چه در آسمان انسان با دوستانش شناخته میشود.@ ارتباط نه گاهی وقتها انسان مجبور است با آدمهای ضعیف و بد و مریضی ارتباط داشته باشد مثلاً پزشک مجبور است صد تا مریض ببیند اینها دوستانش نیستند مریضهایش هستند با آنها ارتباط دارد ولی خودش در این فضا نیست دوستان خودش جدا هستند قرینهایی که با آنها بده بستانهای روحی دارند تأثیر دارند و با همدیگر تعامل دارند آنها کسان دیگر هستند ولی با اینها ارتباط دارد.@ به قول مسیح(ع) وقتی از خانه یک زن فاحشه بیرون آمد گفتند یا روح الله شما اینجا چکار میکنید در خانه این خانم؟ فرمود گاهی وقتها حال یک مریض آنقدر خراب است که باید طبیب به سراغش برود.@ پیش میاید یک موقعی یک عالمی یک بزرگی یک پیغمبری یک ولی خدایی با ده تا صد تا هزار تا آدم بد هم دورش هستند با آنها ارتباط دارد تحویلشان میگیرد اما از اینها هیچ وقت تأثیرپذیر نیستند چون اینها دوستانش نیستند اینها کسانی هستند که این متصدی تربیت آنها هست باید تربیتشان بکند نمیخواهد به آنها دل بدهد و هیچ وقت هم به اینطور افراد دل نمیدهد.@ فرمایش بعدی باز از نبی اکرم(ص) هست میفرماید که(اِیّاکَ وَ صاحِبَ السَوء فَإِنَّهُ قِطعَۀٌ مِنَ النّار) پرهیز کن از همنشین و همراه بد چون او یک قطعهای از جهنم هست دوست بد یک تکه آتش است تو را اینطرف و آنطرف میکشاند و آلودهات میکند.@ من گاهی وقتها پدر مادرهای خیلی غفلتزده را که میبینم که مست دنیا هستند اصلاً یادشان رفته که انسان هستند یادشان رفته از کجا آمدند و به کجا میروند بعد چشمم میخورد که اینها یک بچه کوچک دستشان هست دلم آب میشود برای این بچهها میگویم این با این مادر میخواهد چکار بکند.@ یک مادری که تمام آتشهای خودش را با دوست داشتن به بچه میدهد به اسم دوست داشتن یک پدر آلوده یک مادر آلوده و جهنمی همه آن آلودگیهایش را میخواهد به بچه منتقل بکند این بچه بیگناه و معصوم نگاه کن یک تکه از جهنم هست آدم باید خیلی حواسش باشد که نسوزد.@ (لا یَنفَعُکَ وُدُّه) پیامبر فرمود این مودتش و ارتباط با او هیچ سودی به تو نمیرساند نه دوست داشتن و پای کار تو بودن به تو سود میرساند نه اینکه تو دوستش داشته باشی و پای کارش باشی کلمه وُدّ را به کار برده گفتیم بین محبت و مودت فاصله است.@ مودت دوستی هست که توأم با تأثیرپذیری است فداکاری است خرج شدن شماست خرج رفیق و دوستت میشوی غیر از یک محبت است و نباید انسان هم شرک داشته باشد بگوید که من اگر اینها را ول کنم تنها میشوم اگر از اینها دست بردارم آدم تنهایی میشوم.@ اصلاً اگر یک کسی میخواهد به سمت بهشت برود اول باید تنهایی را تحمل بکند هیچ بهشتی نبوده مگر یک قطعهای از زمان قربت و تنهایی را تحمل کرده یعنی یک جایی غریب و تنها شده اگر کسی نمیتواند این را تحمل بکند و همیشه دنبال این هست که یک کسی با او باشد یک کسی از او پشتیبانی بکند یک کسی به او کمک بکند مثل اینکه یک تکه آتش را نگه بداری خب تو را میسوزاند نمیشود آتش را نگهداری باید انسان این را رها بکند.@ آن موقع هست که وقتی شجاعت رها کردن را پیدا کردی آن موقع میبینی که چقدر دوستان خوب مهربانتر از پدر و مادر مهربانتر از همسر و فرزند مهربانتر از خواهر و برادر نصیب انسان میشود.@ باز اینقدر این قضیه خطرناک است که پیامبر اینگونه میفرماید(اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِن صاحِبِ غَفلَۀِ وَ قَرینِ سَوءٍ) خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه یک همنشین غافل گیرم بیاید.@ چون شما وقتی که دارید حرکت میکنید به سمت ابدیت و مراحل انسانی غفلت یعنی مثل اینکه در رانندگی یادت برود از کدام جاده باید بروی یک لحظه جاده چپی میخواهی بروی راست بروی یک راستی میخواهی بروی چپ بروی دوست اینطوری است.@ دوست بد که غافل است یک موقع آدم را غافل میکند آدم را یک مسیری میبرد که اصلاً فکرش را هم نمیکند وقت آدم تلف میشود عمر آدم تلف میشود استعدادهای انسان نابود میشود لذا پیامبر میگوید خدایا من پناه میبرم به تو که اطراف من آدمهای غافلی باشند(وَ قَرینِ سَوءٍ) پناه میبرم به تو از اینکه همنشین بدی داشته باشم.@ یک طرف دیگر هم یک مطلب خیلی خیلی مهم هست که ما باید به آن توجه بکنیم در مباحث انسانشناسی خیلی مهم است آن این هست که من از این طرف یک طرفه میگویم من دوست خوب میخواهم از دوست بد بدم میاید از این باید چکار کنم، من خودم برای دوستان چطور آدمی هستم؟ من الان برای همسرم چطور آدمی هستم؟.@ قرآن میفرماید(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) بعضی از همسران شما و فرزندانتان دشمن شما هستند من واقعاً برای همسرم یک موجود بهشتی هستم یعنی یک موجودی هستم که همسر و فرزندانم را غافل میکنم؟.@ همسر من به واسطه من خوشبخت است یا نه دوستان من با داشتن من خوشبخت هستند یا نه؟ آیا من یار خوبی برای دوستانم برای حرکت به سمت بهشت هستم یا نیستم؟ آیا من یک قطعه از بهشت هستم یا یک قطعه از جهنم؟ من چه چیزی هستم برای دیگران؟.@ من در محیط کارم در محیط ادارهام آنجا که مدیر و رئیس هستم اگر مدیر کسی هستم در خانواده مدیر هستم اگر پدر کسی هستم همسر کسی هستم برادر کسی هستم خواهر کسی هستم طرفهای مقابل من من را چطور آدمی میبینند با من به آرامش میرسند به شادی میرسند؟.@ حضرت فرمود(اِنَّ لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستریحُ اِلَیه وَ اِنَّ المُؤمِنَ لَیَستَریحُ اِلی اَخیهِ المُؤمِن) هر چیزی یک چیزی دارد که کنارش دارد که آرامش میگیرد و استراحت میکند و مؤمن استراحتش کنار برادر مؤمنش هست من واقعاً یک کسی هستم که دیگران بتوانند کنار من آرامش بگیرند با من شاد بشوند با من آرامش پیدا بکنند.@ یا من کسی هستم که هر جا هستم در هر نقشی هستم ورود من ارتباط من با دیگران برای آنها اضطراب میاورد برای آنها ترس و غم و دوری از خدا و غفلت میاورد اینها خیلی مهم است من خودم چطور آدمی هستم این در انصاف در رابطه فوقالعاده مهم است که بقیه را زیر سؤال نبریم ببینیم خودمان چطور هستیم.@ مدام نگوییم فلانی بد است فلانی آنطوری است نه من چطور آدمی هستم خودم چطور آدمی هستم ما خیلی وقتها آدمهایی داریم که همیشه از دیگران توقع دارند پدر خوب دارد مادر خوب دارد قدرش را نمیداند همسری دارد که به بهشت او را دعوت میکند قدرش را نمیداند بیشتر با او جنگ میکند به جای اینکه با او در صلح باشد.@ چقدر خدا آدمهای خوب سر راه ما قرار میدهد که ما به جای اینکه خودمان را به آنها نزدیک بکنیم از آنها فرار میکنیم از آنها دوری میکنیم به سمتشان نمیرویم این خیلی مهم است در مباحث انسانشناسی و خودشناسی من چطور آدمی هستم.@ نکته بعد که فرمول خیلی مهمی هست در این مسئله باز از نبی اکرم(ص) که خیلی راهگشا است که این فرمایش را پیامبر(ص) میفرمایند(اَلوَحدَۀُ خَیرٌ مِن جَلیسِ السَوء وَ جَلیسُ الصالِح خَیرٌ مِنَ الوَحدَه) قاعده است میگوید حالا من این را ول کنم تنها میشوم.@ حضرت میفرماید اینکه انسان تنها باشد بهتر از این هست که یک همنشین بد داشته باشد در جای دیگر داریم یک همنشین احمق داشته باشد این خیلی بد است مثلاً در ازدواج یک نفر ازدواج کرده حالا هر کس نصیبش هست یک قسمت است به این معنا هست که این شده حالا باید سازگاری داشته باشد باید بتواند از این قرین بد استفاده خوب بکند اگر واقعاً بد است به نفع خودش تمام بکند.@ ولی یک موقع هست من در مقام انتخاب هستم میگویم من که الان بالاخره چکار کنم باید ازدواج بکنم حالا میخواهی ازدواج بکنی بعد میگویند این این شرائط را دارد این معلوم است که تو با این شخصیت ازدواج بکنی جز بدبختی، نکبت، اضطراب، ناراحتی چیزی نصیب تو نمیشود.@ بعضیها مثل اینکه ازدواج کردن برایشان مهمتر از این هست که با چه کسی ازدواج بکنند میگویند حالا فقط ازدواج بکنیم حضرت میفرماید نه انسان تنها بماند بهتر از این هست که با یک همنیشین احمق یا ناجنس و بدجنس زندگی بکند.@ شما نگاه کنید دختران اهل بیت(ع) حضرت معصومه(س) خواهرانش کم هم نبودند زیاد بودند در زندگی اهل بیت و ائمه دخترانشان اصلاً ازدواج نمیکردند میگفتند ما همسر مناسب پیدا نکردیم اینطور نبوده که بگویند حالا هر کس بود ما فقط ازدواج بکنیم که بگویند این شوهر کرد یا این زن گرفت.@ نه بالاخره باید یک کسی باشد که من کنارش آرامش داشته باشم و قرین بدجنس و ناجنسی برای من نباشد قرین غافلکنندهای برای من نباشد لذا این قاعده را حضرت میفرماید(وَ الجَلیسُ الصالِح) پیامبر میفرماید و همنشین خوب بهتر از تنهایی هست چقدر ما دوستان خوب داریم از خدا بخواهید خدا دوستان خوبی نصیب شما بکند.@ مثلاً میگوید آقا من میخواهم یک اتومبیل بخرم اگر اتومبیل میخواهی بخری میروی یک جایی که مرکز اتومبیل باشد طلا میخواهی بخری بازار طلا میروی دوست خوب میخواهی پیدا بکنی فکر نکن از آسمان در آغوش شما میاندازند آدم باید برود در مراکزی که آدمهای اینطوری هستند در بازار خوبها باید برود جاهایی که مرکز تجمع آدمهای خوب هست برود بگردد.@ این همه فضاهای فطری و بهشتی ما داریم پر از آدمهایی هستند که آنجا ترددهای خوب دارند اینکه اسلام تأکید میکند نمازهایتان را به جماعت بخوانید برای اینکه در نماز جماعت یکی از چیزهایی که اتفاق میافتد این هست که انسان آدمهای خوب پیدا میکند اینکه امام حسین میفرماید هر کس بیاید در مجلس ما اهل بیت در مجالس ما شرکت بکند چند چیز گیرش میاید.@ فرمود یکی اینکه وقتی در مجالس ما میایی عقائدت درست میشود عقائد پایه یک انسان هست انسانی که عقیده بد داشته باشد سر از جهنم در میاورد عقائدت درست میشود اخلاقیاتت خوب میشود با حلال و حرام آشنا میشوی و دوست خوب پیدا میکنی.@ انسان باید برود بگردد فضاهای خوب انسانهای فطرتگرا هستند به سلیقه خودش ببیند چطوری پیدا میکند به سلیقه خودش میل خودش تناسب خودش قدرت خودش سنخیت خودش دوستان خوبی را پیدا بکند با آنها رفیق بشود نباید بیحوصله و تنبل و انزوایی و تنهاطلب و گوشهگیر و با قطع ارتباط با بقیه و ترس از ارتباط با دیگران، برو وسط در بازار برو دوستان خیلی خوبی میتوانی پیدا کنی.@ ترس از ارتباط باعث میشود انسان اینکه در روایت داریم از جمع خودتان را جدا نکنید حضرت میفرماید گرگ وقتی میخواهد یک گوسفند را بخورد به آن گوسفندی حمله میکند که از گله جدا شده باشد وقتی تنها شد شیطان آنطور جاها آدمهای تنها را میزند.@ لذا همیشه انسان باید پشتیبان خوب داشته باشد چطور انسان از ترسهای توهمی که دارد ترسی وجود ندارد مثلاً تاریکی ترسهای تنهایی که چیزی نیست که من تنها باشم یا نباشم الان اینجا تاریک یا روشن باشد مگر فرقی دارد تاریکی که ترس ندارد.@ ولی آنهایی که در تنهایی میترسند میگوید یک کسی بیاید پیش من دیگر شب راحت میخوابم حتی شده یک خانم 30 سالش هست به خواهرش زنگ میزند میگوید دخترت را بفرست بیاید پیش من، دختر پنج سالش هست خطری هم نمیتواند یک بچه پنج ساله دفع بکند ولی میبینی یک بچه پنج ساله هم کنارش هست احساس آرامش دارد.@ یا مثلاً یک جوانی یک جایی مثلاً میبینی یک کسی هست یک پیرزن یا یک پیرمرد 80 ـ 90 سالهای که زمینگیر هم هست هیچ کاری هم نمیتواند بکند ولی وقتی با او هست آرامش دارد برای همین هم فرمودند کسی که تنها میخوابد و تنها میخورد برایش خطر ایجاد میشود.@ تنها خوردن و تنها خوابیدن خوب نیست یک کسی را آدم پیدا بکند دوست خوبی که با او باشد با تنهایی یک مسیر را ادامه ندهد رفیقهای خوب دوستان خوب پیدا بکند اصلاً خوب نیست انسان تک بپرد اگر آدم قوی هم باشد آسیب میپذیرد.@ حضرت فرمود شیطان آدمهای تنها را بیشتر اذیت میکند همانطور که گرگ گوسفند تنها را، در دشمنشناسی توضیح دادیم شیطان میاید خاطرات گذشته یک نفر را دائماً به رخش میکشد تنهایش میکند میگوید من همیشه این وضعیت را داشتم الان میخواهم با چه کسی رفیق بشوم چطوری بشوم میبینی طرف را اینطوری وحدتطلب بار میاورد.@ یک موقعی دلشورههای آینده باعث میشود انسان در حمله جلو بود گذشته حمله عقب بود که شیطان گذشته را خیلی به رخ انسان میکشد یک کسی که درگیر گذشتههای خودش هست من مادرم اینطوری بود پدرم اینطوری بود شوهرم اینطوری بود زنم اینطوری بودم خواهر برادرانم اینطوری من این دوران تلخ و سخت را داشتم.@ بنده خدا همینطوری میماند با هیچ کس هم نمیتواند رفیق باشد چون ذهنش دائماً در گذشتهاش میگردد یا ترس از آینده برای آدم تنهایی و دلشوره میاورد حمله جلو است هر دو غلط است انسان باید خودش را از گذشته و آینده جدا بکند اگر به آیندهای هم میخواهد فکر بکند به آینده نزدیکش آینده قطعیش فکر کند آن وفاتش هست برزخش هست آن شب اول قبرش هست که از هر چیز به ما نزدیکتر هست.@ یک خانم جوانی بود من داشتم او را نصیحت میکردم خیلی غفلت داشت نسبت به واجبات الهی، پرهیز از محرمات، گفتم تو فکر میکنی تو همیشه همینطور جوان میمانی به او گفتم من سی و خورهای سالم بود سرطان خون گرفتم اتفاق میافتد شما الان بروید در بهشت زهرا ببینید چقدر خانم جوان آنجا دفن میکنند.@ خیلی حرف گوش نمیکرد بعد هم خودش را و هم همسرش را هر دو را من موعظه کردم نصیحت کردم به آنها گفتم که مراقب فرزندانتان باشید یک موقع خانم آمد به من گفت که شما به من هشدار دادی به اینکه ممکن است یک حادثهای برای آدم پیش میاید آماده باشد.@ گفتم بله، گفت من پسر 18 سالهام تصادف کرد مُرد زودتر از من، بعد گفت که ناراحت هستم، گفتم چرا؟ گفت پسرم نماز نمیخواند هیچ انس و ارتباطی نداشت ناراحتم که چرا اینطوری رفت خدا اینطوری به آدم هشدار میدهد میگوید فرزندت از خودت جوانتر است رفت با وفات فاصلهای ندارد.@ اگر قرار است امیدی باشد و آدم بخواهد غفلت بکند که من حالا حالاها هستم این چیزی هست که معمولاً آدمها مرگ بچه خودش که از خودش جوانتر است میبیند و باز عبرت نمیگیرد باز به غفلت خودش ادامه میدهد باز به همان مسیر غلط زندگیش ادامه میدهد مرگ برادر کوچکتر خواهر کوچکتر دوستت این همه جوانانی که از ما کوچکتر هستند.@ اگر آدم قرار است به آینده هم فکر بکند به آینده نزدیکش یعنی آیندهای که هر لحظه با تو هست ممکن است آنجا وارد بشوی ما سالی 90 هزار نفر سرطان میگیرند همه میگویند سرطان مال دیگران است ما نیستیم سالی چند ده هزار نفر در اتومبیل میمیرند همه میگویند نه من اگر سوار اتومبیل بشوم حتماً پیاده میشوم.@ این چند ده هزار نفری که سوار اتومبیل بودند آخرت رفتند حتی یکی از آنها در مخیلهاش نبوده که من امروز که در ماشین را میبیندم دیگر پیاده نمیشوم در برزخ رفتند سالی تقریباً بیشتر از هزار نفر در شیرینترین لحظاتی که رفتند خوش بگذرانند رفته لب دریا آنجا خوش بگذرانند همه هم شاد و شنگول میبینی یا اصلاً رفت و نیامد یا رفت و جنازه آمد رفته بودیم شمال خوش بگذرانیم.@ ما چرا فکر میکنیم این حوادث مال بقیه است ما جزء بقیه نیستیم ما یک چیز دیگر هستیم یک پیامکی برای من آمده بود نوشته بود اکثر ایرانیان فکر میکنند مثل اکثر ایرانیان نیستند نه ما هم مثل بقیه هستیم ما هم مرگ و سکته و تصادف و سرطان داریم تافته جدابافتهای نیستیم.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(ما سَعِدَ مَن شَقیَ اِخوانٌ) هرگز سعادتمند نمیشود کسی که دوستانش سعادتمند نیستند کسی که دوستان بدبخت دارند خودش خوشبخت نمیشود بدبخت به معنای جهنمی بودن بد بودن، نه بدبخت به معنای مشکلات داشتند.@ خیلی وقتها مشکلات جزء خوشبختیهای انسان داراییهای یک انسان هست آن عیبی ندارد سعادت انسان میتواند باشد مشکلات داشتن، نمیگویند این آدم بدبختی است بدبخت و خوشبخت را ما باید به مقیاس شخصیتی یک انسان معنا بکنیم شخصیت ما یک شروع از الله دارد یک پایان تا الله و جاودانگی دارد با این مقیاس میشود گفت چه کسی بدبخت و چه کسی خوشبخت است.@ پس اطرافیان را آدم باید بسنجد اگر ما مجبور هستیم با آدمهایی زندگی بکنیم که شقی هستند به تعبیر علی(ع) آدمهای جهنمی هستند آدمهای غافلی هستند آدمهایی که بوی بهشت نمیدهند آدمهایی که حرکتشان به سمت بهشت نیست آدمهایی که اصلاً خیال آخرت را ندارند خیال حرکت به سمت بهشت را ندارند پس بگردیم یک تعداد دوستان اینطوری حتماً پیدا بکنیم رفیقهای خوب بگردیم بهشتی پیدا بکنیم قیمت ما به این است.@ خیلی بد است که آدم ببیند الان 30 سالش شده 40 سالش شده 50 سالش شده پنج دانه رفیق بهشتی ندارد پنج تا دوست مؤمن خوب ندارد این بد است این خیلی بدتر از این هست که بگویند این شوهر ندارد زن ندارد اینها ننگ نیست.@ گاهی وقتها شوهر نداشتن و زن نداشتن خوشبختی میشود بچه ندارد اشکال ندارد ولی اینکه انسان یک دوست خوب نداشته باشد چرا این واقعاً یک عیب است. باز در توضیح فرمایش قبلی نبی اکرم امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(کُن بِالوَحدَۀِ آنَسٌ مِنکَ بِقُرَناءِ السَوء) با تنهایی مأنوستر باش تا اینکه با دوستان بد مأنوس باشی اگر قرار است بین اینکه با دوستان بد باشی یا تنها بمانی تنهایی را انتخاب کن.@ این بهتر از این هست که یک دوست جهنمی داشته باشی یک موقع هست انسان یک قرینی دارد که این قرین ممکن است بداخلاق باشد یک پدر بداخلاق یک مادر بداخلاق یک مادر اذیتکن یک پدر اذیتکن یک شوهر اذیتکن یک زن اذیتکن اذیتش ثواب دارد اذیتها را تحمل میکنی کفاره گناهان هست درجات آخرتی هم هست.@ اما این پدر این مادر این همسر این خواهر و برادر با اذیتشان نمیتوانند ما را جهنمی کنند اما یک موقع یک کسی هست که کنار این بودن مساوی هست با جهنمی شدن اینجاست که وظیفهات این هست که قیچی بزنی بترسی از اینکه اگر من الان قیچی بزنم چه میشود آن موقع هست که میمانی آنجا و میسوزی.@ باید انسان توکل به خدا بکند و شجاعت این تنها ماندن و تنها شدن را داشته باشد تا با یک قرین جهنمی نماند و خودش هم آلوده بشود.@ باز امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که در بیابانهای خشک و بیآب و علف تنها شدم اما تنهایی شدیدتر از همنشین بد ندیدم اگر آدم در بیابانهای خشک و بیآب و علف هم زندگی بکند به سختی بهتر از این هست که یک دوست بد داشته باشد یک قرینی که آدم را دائماً آلوده میکند به جهنم.@ (اِخوانٌ السَوء کَالشَجَرۀِ النّار یُحرِقُ بَعضُها بَعضاً) برادران همنشینان بد مثل درخت آتش میمانند که بعضیها همدیگر را آتش میزنند و میسوزانند. (لا تُسَرَنَّ بِکَثرَۀِ الاِخوان ما لَم یَکُونُوا اَخیارا) خوشحال نباش اگر اطرافت شلوغ است از آدمهای بد است.@ مثلاً ما همه خانوادهمان خوب هستند چند تا خواهر و چند تا برادر دارم خانواده شوهرم خانواده زنم یک عالم قوم و قبیله دارم هر چه غفلتزده باشند تو در وسط آتش بیشتری قرار داری.@ حضرت میفرماید(فَإِنَّ الاِخوانَ بِمَنزَلَۀِ النّار قَلیلُها مَتاعٌ وَ کَثیرُها بَوار) آدمهای بد دوستان بد مثل آتش هستند که از کمش میشود استفاده کرد ولی وقتی زیاد بشود انسان را نابود میکند و از بین میرود لذا خوشحال نباش که یک مشت آدمهای غفلت زده تو را دوست دارند.@ ما چقدر آدمهای خوبی داشتیم که چون عقده داشتند که همیشه دوست داشته بشوند مجبور شدند که در فضاها و شغلهایی وارد بشوند که طرفدار زیاد پیدا کردند معروف و مشهور شدند اما طرفدارهایشان همه آدمهای ضعیفی هستند.@ حالا اگر آدم دورش یک مشت طرفدارهای جهنمی داشته باشد همه برای آدم دست تکان بدهند کف بزنند بیایند از آدم امضا بگیرند هورا بکشند آیا این واقعاً ثروت است؟ نه ثروت نیست میگوید عوضش من مشهور میشوم، دیدید این شهوت شهرت، عوضش مشهور و معروف میشوم اگر من در این شغل و کار بروم خب بشوی واقعاً چه کسانی تو را دوست دارند بین چه کسانی مشهور میشوی؟.@ آخرین روایت هم بخوانم از حضرت لقمان(ع) (مَن یُقارِن قَرینَ السَوء لا یَسلَم) هر کس مقارنت بکند نزدیکی داشته باشد با همنشین بد سالم نمیماند لذا در روایت داریم از علی(ع) میفرماید که(ینبَغی لِلعاقِل اَن یُخاطَبَ الجاهِلَ مُخاطَبَۀَ الطَبیب اَلمَریض) آدم عاقل وقتی سروکارش با آدم جاهل میافتد یک آدم بهشتی سروکارش با آدم جهنمی میافتد باید مثل طبیب با مریض برخورد بکند.@ یعنی با او مهربان باشد الان طبیب را ببینید هر چقدر طرف مقابل مریضتر است مهربانی پزشک هم بیشتر است آن جهنمی را دوست دارد چون نباید او جهنمی بشود دوست دارد او را نجات بدهد با او تندی و بداخلاقی نمیکند تخاطبش تخاطب طبیب با مریض است.@ دیدید که طبیب هیچ وقت از مریض مریضی نمیگیرد ماسکش را میزند دستکش دستش هست با احتیاط به طرف نزدیک میشود این نشان میدهد که شما وقتی با یک قرین سوء مجبور هستی باشی رابطهات باید چطوری باشد اما اگر طبیب یک دفعه ماسکش را برداشت دستکشش را درآورد خودش هم ممکن است آلوده بشود.@ لذا انسان باید دائماً مسلح باشد وقتی اطرافش آدمهای بد هستند دائماً باید دوستان خوب کنارش باشند فضاهای خوب داشته باشد عبادت را داشته باشد اینکه میگویند پنج وعده نماز بخوانید برای چی؟ برای اینکه شما در پنج وعده تا ظهر هزار تا بلا و غفلت ممکن است سراغ انسان بیاید.@ لذا شما وقتی که مسلح باشی ظهر میایی با نماز خودت را پاک میکنی اینکه در روایت داریم نماز کفاره گناهان قبل از خودش هست البته اگر نماز باشد اینطوری هست عصر نماز بخوان مغرب دوباره بخوان عشا دوباره بخوان که اگر مجبور هستی با جهنم و جهنمیان سروکار داشته باشی این نماز بتواند آثار آن را در روحیه تو از بین ببرد.@ مثل حمام میماند هر چه شغل انسان آلودگی شغلیش بیشتر است نیازش به استحمام هم بیشتر است گاهی وقتها یک کسی شغلش یک طوری هست که مجبور هست در روز دو بار یا سه بار استحمام بکند بعضیها شغلشان به گونهای هست که باید هر نیم ساعت یکبار دستشان را بشویند.@ طبیبها را دیدید طبیبهایی که مجبور هستند با دست با بدن مریض سروکار داشته باشند در مطب یک دستشویی گذاشتند مریض را با دستش معاینه میکند مثلاً طبیبهایی که مخصوص سرطان هستند این باید همه جای مریض را دست بزند که ببیند غدهای چیزی در نیاورده باشد باید بررسی بکند.@ بعد میاید دستش را با صابون میشوید دوباره میاید با دستمال خشک میکند مینشیند دوباره مریض بعدی که میاید دوباره باید برود دستش را بشوید یا اینکه مجهز باشد الان دستکشهای مخصوصی دست میکنند دست میزنند بعد دستکش را در سطل آشغال میاندازند دوباره برای مریض بعدی یک دستکش جدید این خیلی مهم است در معاشرت.@ دوستان تنبل و شل و بیحوصله دوستانی که غافل هستند دوستان هوسباز دوستانی که مشنگ هستند اصلاً خودشان هر دفعه مشغلههای آنطوری دارند اینها به درد آدم نمیخورند اگر مجبور هستی با آنها باشی پس با آنها احتیاط بکن پیشنهادهای بد به تو ندهند پیشنهادهایی که تو را شل بکند.@ میخواهی ورزش بروی سعی کن چند تا دوست ورزشکار خوب پیدا بکنی دوستان تنبل که امروز را ولش کن بیا پارک برویم بیا سینما برویم نگذارند باشگاه بروی بدرد نمیخورد اگر میخواهی باشگاه بروی باید دوستان ورزشکار پیدا بکنی که انگیزهشان بیشتر باشد که جلوی تنبلیهای تو را هم بگیرند، بیاید به زور تو را از رختخواب بلند کند باشگاه ببرد این مهم است.@ یک موقع یک بچه درسخوان میافتد با یک دوست بازیگوش میبینی که آن بچه درسخوان هم دیگر درسخواندنش از بین میرود شل میشود دیگر درس نمیخواند چطور پدر مادر مراقب هستند که همشاگردیها و همکلاسیهای فرزندانشان چه کسانی هستند اگر یک مشت شاگرد تنبل هستند میگویند با اینها رفت و آمد نکن چون بچه را از پیشرفت میاندارند.@ ولی اگر آن دوستانش همتراز بچه باشند درسشان بالاتر باشد خیلی بهتر است برای همین در رفاقت میگویند با کسی رفاقت کنید که از خودتان بالاتر باشد بکشد شما را با خودش ببرد چند تا آدمهایی که از خودتان قویتر هستند انتخاب بکنید که شما را بکشند با خودشان ببرند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 047 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 047 - تنبلی و بیحوصلگی