اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره ریشه تنبلیها بود یکی از ریشههای تنبلی را که جلسه گذشته معرفی کردیم عبارت بود از بلندپروازیها در بلندپروازیها شخص با یک نگاه غلط و دید غیر دقیق روبرو هست و به قول امروزیها پایش را بیشتر از گلیمش دراز میکند.@ بیشتر از توان خودش و ظرفیت خودش از خودش و محیط خارج از خودش پدر مادر از همسرش از دوستانش توقع پیدا میکند و این توقع و بلندپروازی باعث میشود که اگر به همه آنچه که میخواهد نرسد دچار سرخوردگی بشود و این سرخوردگیها روح او را سرد بکند کسل بکند و حس و حال کار و فعالیت را از شخص بگیرد این با مورد بعدی که میخواهم بگویم یک مقدار تفاوت دارد.@ در مورد بعدی که امروز میخواهیم راجع به آن سخن بگوییم شکستهای زندگی انسان باعث ایجاد تنبلی و کسالت و بیحوصلگی و سردی روح میشود در شِق دوم شخص ممکن است اصلاً بلندپروازی نکرده باشد به طور طبیعی وارد فضای زندگی شده یک کار اقتصادی با یک کسی ازدواج کرده وارد یک کار سیاسی شده وارد یک کار اجتماعی شده وارد یک کار هنری شده.@ بچهای بوده درس خوانده زحمت کشیده رفته حالا کنکور قبول نشده در کنکور شکست خورده بقیه کسانی که اطرافش بودند مثلاً رتبههای خوبی گرفتند دانشگاههای خوبی قبول شدند او اینطوری نبوده او مثلاً در کنکور شکست خورده رتبه نیاورده نمره نیاورده بلندپروازی هم نداشته.@ تلاشش را هم کرده ولی نتوانسته موفق بشود در درس خودش در ازدواج خودش در شغل خودش در فعالیتهای هنری اجتماعی سیاسی بالاخره موفق نبوده این دیگر در او بلندپروازی نیست مثل عامل قبلی، این به طور طبیعی داشته میرفته شکست خورده گاهی وقتها این شکستها چه در یک مورد چه در چند مورد وقتی تکرار میشود این سرخوردگی و سردی برای انسان ایجاد میشود که این هم غلط است.@ انسان اگر در جایی شکست خورد چند تا کار باید انجام بدهد یعنی انسان باید با شکست خودش درست برخورد بکند 1 ـ اینکه بررسی بکند که آیا تخصص لازم را آگاهیهای لازم را در آن زمینه داشته یا نداشته گاهی وقتها مطالعات خیلی زیادی میکند بعد میرود سر جلسه امتحان میبیند خیلی از چیزهایی که خوانده فراموش کرده.@ سرخورده میشود میگوید اعصابم خورد شد این همه من زحمت کشیدم این همه این سؤالات را خواندم این همه این درسها را خواندم چقدر هم مرور کردم ولی همه فراموشم شد یا خیلی از سؤالات را نتوانستم جواب بدهم امتحان خوب نتوانستم بدهم یا کنکور قبول نشدم باید ببینیم روش مطالعه این درست هست یا نه.@ گاهی وقتها انسان از یک مشاور متخصص در زمینه درس خواندن هوش، حافظه، تندخوانی کمک میگیرد بعد روش مطالعهاش را که درست میکند ساعت مطالعه مثلاً کدام درس را کدام ساعت باید بخواند مثلاً گاهی وقتها انسان بیسلیقگی میکند یک درسی را که احتیاج به آمادهترین ذهنیت دارد میگذارد در خستهترین ساعت میخواند درست است مستمر میخواند اما فایده ندارد.@ کارآیی مغز در آن ساعت نصف شده یا مثلاً 25% است 30% است این الان بیسلیقگی کرده این را خوانده بعد درسی را که مثلاً با یک ظرفیت 25% مغز هم میتوانست راه بیفتد گذاشته صبح اول وقت که کارآیی مغزش مثلاً 100% بوده خوانده روش غلط است یا روش حفظ کردن روش یادداشتبرداری روش فیشبرداری روش مطالعه، روشش را درست کند میبیند خیلی راحت شد آن درسی که از آن میترسید دیگر این ترسها را ندارد انسان موفق میشود.@ این یک نکته روشها را بررسی کنید اگر مثلاً من یک ازدواج دو ازدواج سه ازدواج کردم شکست خوردم باید ببینم که چه چیزی در این سه تا شکست من وجود داشته وجه مشترکشان چطوری بوده اگر خودشان هم نمیتواند در بیاورد حتماً با یک کارشناس خبره صحبت بکند که چرا من سه بار ازدواج کردم خانمم هم از من طلاق گرفتند هر سه بار با من راه نیامدند.@ یا یک خانم ممکن است این شکست را بخورد این خیلی مهم هست یا روش خواستگاری یک کسی میگوید ما هر جا میرویم خواستگاری جواب منفی میشنویم شاید اصلاً اصول خواستگاریت غلط است روشی که در خواستگاری در پیش میگیری نوع حرفهایی که زده میشود نوع سؤالهایی که گفته میشود غلط است طرف مقابل اصلاً پس میزند.@ چه دختر ناشیگری میکند یک موقعی که خواستگار برایش میاید نمیداند که چه سلسله حرفهایی را باید بزند چه اطلاعاتی را باید بدهد چه اطلاعاتی را ندهد خیلی از حرفها را نباید بگوید کجا باید حرف بزند کجا نباید حرف بزند چطوری باید حرف بزند این را نمیداند این اطلاعات را ندارد بعد پسر خواستگاری میاید میرود و دیگر هم پشت سرش را نگاه نمیکند.@ یا نه پسر میرود خواستگاری بلد نیست روش حرف زدن با یک دختر، یک دختر را کاملاً به وحشت میاندازد قبول نمیکند ولی وقتی که روشش را درست کرد علمی باشد درست باشد چه چیزهایی گفته بشود میبینی که نه خیلی هم خوب در میاید.@ پس انسان باید بررسی بکند که چرا من دارم شکست میخورم چرا نمرههایم در ریاضی کم است در زبان کم است چرا در ادبیات اینطوری هستم در تاریخ اینطوری هستم بررسی بکند با کارشناس صحبت بکند این کلمه که من استعداد ندارم یک کلمه دروغ است.@ چون گفتم خداوند تبارک و تعالی انسان را با ظرفیت جاودانه و بینهایت خلق کرده اصلاً چیزی که انسان نتواند یاد بگیرد وجود ندارد انسان اصلاً اینکه بگوید من استعداد این را ندارم بعضیها استعدادهایشان وراثتی، محیطی، فعالتر هست در بعضی از رشتهها بعضیها در رشتههای دیگر غیر از اینها فعال هست از نظر روحیه از نظر وراثت از نظر محیطی که در آن تربیت شدند فرق میکند.@ اینطور نیست که یک کسی اگر مثلاً استعداد صنعتیش بالا باشد استعداد الهیات نداشته باشد یا اگر ریاضیاتش خوب باشد استعداد الهیات نداشته باشد یا اگر استعداد الهیات دارد استعداد پزشکی نداشته باشد هیچ کس نیست که استعداد چیزی را نداشته باشد فقط باید روشهایش را درست بکند روشهای آموختن ارتباط با آن مطالب.@ گاهی وقتها روشهای درس دادن بعضی از علوم در مدارس اینقدر بد است که دانشآموز کلاً از آن رشته زده است در حالی که اصلاً این رشته اینقدر هم ترسناک نیست اگر بروی روشهایش را خوب یاد بگیری میبینی چقدر ساده بود چقدر شیرین است.@ (اَلنّاسُ اَعداءُ ما جَهِلُوا) در روایت هم داریم مردم آن چیزهایی را که نمیفهمند با آن دشمنی میکنند در مقابلش گارد میگیرند در مقابلش موضعگیری میکنند چون درک نمیکنند ولی وقتی که خوب درکش میکنند میفهمند میبینند چقدر عالی چقدر شیرین چقدر خوب میتوانند جلو بروند.@ پس در رشتهها اینطوری هست در خواستگاری و ازدواج اینطوری هست گاهی وقتها روشهای ارتباطیمان غلط هست که در زندگی شکست میخوریم مثلاً یک زن نمیداند که باید با شوهرش چطوری سخن بگوید ما الان 75% ازدواجها که به شکست منجر میشود آمار کمی نیست این بیشتر برای این نیست که اینها بدرد هم نمیخورند.@ به خاطر این هست که واقعاً یک زن میتواند یک مرد را عاشق خودش بکند اما نمیتواند عاشق خودش نگه بدارد یک پسر میتواند یک زن را عاشق خودش بکند اما نمیتواند عاشق خودش نگه بدارد برای همین هم اکثر درخواستهای طلاق مال خانمهاست چون مرد موفق نبوده یک زن را دلخوش این زندگی نگه بدارد مهارتش را نداشته.@ بعد هم وقتی زن میبرد میگوید مگر من الان چه مشکلی دارم الان برای چی داری طلاق میگیری حالا من تلاشم را میکنم در حالی که اصلاً مرد روشها را بلد نیست تلاشم را میکنم یعنی چکار میکنم یا مثلاً به طرف میگوید به من فرصت بده یا زن به مرد میگوید به تو فرصت میدهم در این فرصت وقتی قرار نیست اتفاقی بیفتد تخصصی کسب بشود مشکلی حل نمیشود روشهایتان را عوض بکنید.@ مثلاً میگوید شش ماه دیگر به تو فرصت میدهم یا طلاقت نمیدهم برو خودت را اصلاح کن او چطوری خودش را اصلاح بکند اصلاً باید بداند چکار باید بکند باید مهارتهایش را بالا ببرد مهارتهای کلامی مهارتهای جنسی مهارتهای عاطفی مهارتهای اخلاقی مهارتهای زندگی مهارتهای اقتصادی مهارتهای معنوی باید اینها را بالا ببرد نه کتابی میخواند نه استادی میبیند نه مهارتی جایی کسب میکند.@ فقط زور میزند بعضی از چیزهایی که باب میل طرف مقابل هست درست بکند که این هم هیچ وقت کاملاً درست نمیشود در حالی که اگر میرفت پیش یک کارشناس مثل این هست که بنده الان خیاطی میکنم قبول نمیشویم گلدوزی میکنم قبول نمیشوم بلد نیستم کار را خرابکاری میکنم این که من بگویم استعداد ندارم حرف بیخودی هست.@ اول از این ما استعداد همه چیز را داریم انسان خلیفۀ الله است مظهر خداست همه چیز را میتواند بفهمد و همه چیز را میتواند یاد بگیرد هیچ کس وجود ندارد که بگوید من درکی از این ندارم ولی باید روش فعال کردن آن استعداد آن علاقه در وجود شخص علمی باشد دقیق و درست باشد از طریق خودش برود.@ پس من حالا میفهمم که من اصلاً چیزی به اسم نمیتوانم یاد بگیرم نمیتوانم عمل بکنم نمیتوانم مهارتها را بفهمم اصلاً همچین چیزی وجود ندارد هر وقت این را فهمیدم میگویم الان بنده در امتحان خیاطی میروم یا استادم را عوض میکنم یا شیوههایم را عوض میکنم وقت تمرکز بیشتری میگذارم مگر این قهرمانان ورزشی چکار میکنند اگر شکست خوردند دنبال کارشان میروند؟.@ یک تیم هست امسال در لیگ ششم میشود تلاش میکند در لیگ بعدی پنجم چهارم میشود در لیگ بعد نائب قهرمان میشود در لیگ دیگر قهرمان میشود تلاش میکند مهارتهایشان را بالا میبرند سطح مهارتهایشان را بالا میبرند و مسئله درست میشود پس وقتی که یک زن و شوهر به هم فرصت میدهند.@ یا یک بچه به پدرش میگوید به من فرصت بده وقتی بخواهی به او فرصت بدهی پدر مادر آگاه برای حل مشکل بچه کمک میکنند این بچه الان نمیداند باید چه کارهایی بکند پذیرایی هم از مادر یا پدر ندارد چون طرفش اصلاً پدر مادر نیست باید او را به یک مشاور یا یک استاد خبره معرفی کنند مهارتهای ارتباط خوب با پدر مادر را یاد بگیرد.@ خود پدر مادر باید کمکش بکنند این کتاب را بخوان این چند جلد کتاب این سیدی این کلاس این جلسه این مشاور این استاد که بچه فرضاً مهارتهای ارتباطیش با پدر مادرش را بالا ببرد که در خانه آن حالت فراری یا منفوریت را از دست بدهد و بعد محبوبیت پیدا بکند استقرار پیدا بکند بتواند در خانه زندگی بکند این خیلی مهم است.@ مثلاً در روابط زناشویی مثلاً فرض بفرمایید که مهارتهای این که همیشه من چطوری با همسرم یک رابطه خوب داشته باشم مهارتهای محبوب بودن چکار کنم این محبوبیت حفظ بشود در خانواده همسرم بعضی از عروسها هستند اینقدر زیرک هستند وقتی میایند میبینند نه مادرشوهر میپذیردشان نه خواهرشوهر میپذیرد خانواده شوهر اصلاً از او خوششان نمیاید.@ پسر خواسته رفته ازدواج کرده آنها هم به پسرشان احترام گذاشتند رفتند این را گرفتند ولی واقعاً عروس جایگاهی در خانواده داماد ندارد و بالعکس داماد هیچ جایگاهی در خانواده عروس ندارد ولی چون اینها مهارتها را میروند خوب یاد میگیرند میبینی در فاصله سه ماه شش ماه یک عروس کاملاً محبوب میشود در یکسال یک عروس کاملاً محبوب میشود او هم یک داماد کاملاً محبوب میشود پس روش را درست میکنند.@ شکست علت دارد مثل انفجار است من یک موقعی با این دانشمندان هستهای جلسه داشتم میگفتند ما سانتیفیوژها را که درست میکردیم روشن میکردیم منفجر میشد دوباره چند تا دیگر میساختیم آزمایش میکردیم دوباره میترکید منفجر میشد.@ هر بار میگفت ما اینقدر این کار را تکرار کردیم میگفت هر بار هم غلطگیری میکردیم ایرادگیری میکردیم که ایراد ما در چه چیزی بوده میگفت رسیدیم به آنجایی که وقتی که ما داریم این سانتیفیوژ را کار میگذاریم این مقدار به صورت معمولی اصلاً هیچ معلوم نیست میگفت همین مقدار اثر عرق دست ما برای سانتیفیوژ ضرر دارد ببینید چقدر حساس است این را در آوردیم فهمیدیم این مقدار ضرر دارد حل کردیم دیگر سانتیفیوژها راحت کار خودش را کرد.@ آدم باید بگردد مشکل را پیدا بکند یعنی ببیند این ناشی از کجا میشود یعنی اگر یک کسی الان درد دارد الان این دردش یک علتی دارد که بدن این درد دارد باید بگردیم پیدا بکنیم چیست اگر در آزمایش در نیامد در امآرآی در نیامد در عکس در نیامد بالاخره ریشه دارد ریشهاش را حل بکنید ببینید مشکل کجاست.@ در مسائل اقتصادی هم همینطور در مسائل اقتصادی مثلاً یک کسی شکست اقتصادی میخورد باید ببیند علت شکستش چیست شاید شغلی که انتخاب کرده تبحر کافی نداشته ارتباطش با مشتری اصلاً خوب نبوده نحوه رفتارهایش با مشتری خوب نیست مشتری وقتی سراغ این فروشنده میاید حس خوبی کنار این آدم نمیگیرد شاید جنسی که خریده به درد نمیخورد شاید فصل مناسبی نبوده.@ میگویند یک بنده خدایی رفته بود طبقه دوم تعویض روغنی زده بود این نمیشود جور در نمیاید طبقه پایینیها بیچارهها چکار کنند این بیسلیقگی است یا رفته بود مثلاً رستوران زده بود ظهرها میگفت من باید بروم خانه ناهار بخورم ظهرها و شبها رستوران را میبست خانه میرفت رستوران بسته است فروش هم ندارد بالاخره بیسلیقگی است.@ یک کسی انتخاب غلط میکند اصلاً این کاره نیست میرود یک کسی هوس کرده باجناق به او میگوید بلند بشو برویم یک کاری بکنیم میگوید بزن بریم خانه را بفروشم ماشین را بفروشم طلای زن را بفروشم شما بروید این زندان را نگاه بکنید ما بعد از اعتیاد بیشترین مشکلاتمان مشکلات چک و چککشی هست چقدر آدم الان کم آوردند سر ناشیگریهایی که در کار اقتصادی داشتند.@ خانم و آقا پر اصلاً این کاره نبوده در این کار بلند شدند رفتند زدند در کار اقتصادی چقدر ما ورشکسته داشتیم حالا برو روشت را درست کن ببین روشت چطوری است جنست، کارت، اطلاعات کافی نداشته رفته مرغداری زده اطلاعات کافی نداشته همه مرغها مردند رفته پرورش گُل سرمایهگذاری کرده تخصص کافی نداشته گلها همه پژمرده شدند.@ یک آقایی را دیدم میگفت من در هر کاری که دست زدم شکست خوردم یک موقعی به او پیشنهاد کار اقتصادی دادند میگفت نه من دیگر اینطوری شدم اصلاً باور کردم که نباید کار اقتصادی بکنم میگفت در گرانترین حالت میروم یک جنس را میخرم که بفروشم یک دفعه میبینی 50% ارزان میشود پس روشهای کار اقتصادی را آدم باید یاد بگیرد.@ این فرمول را به شما بگویم(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلا مَعرِفَۀٍ) از علی(ع) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به آگاهی و تخصص داری معرفت غیر از علم هم هست یعنی باید اطلاعاتت کاملاً به روز و تخصصی باشد ازدواج میخواهی بکنی شوهرداری دامادداری زنداری ارتباط با خانواده همسر واقعاً آگاهی میخواهد اگر نمیخواست ما 70 ـ 75% ازدواجهایمان با مشکل روبرو نمیشد.@ وقتی که این قضیه حدش زیاد است نشان میدهد که طرفین واقعاً آگاهی ندارند تخصصهای لازم را ندارند در مهرورزی گاهی وقتها شخص میخواهد مهرورزی بکند تنفر ایجاد میکند چون روش مهرورزی را بلد نیست گاهی وقتها اصلاً مهرورزی بلد نیست طرف مقابل را دوست دارد اصلاً نمیداند باید چطوری مهرورزی بکند بیشتر حال طرف مقابل را به هم میزند.@ بیسلیقگیها، گرفتاریها این را باید انسان بشناسد آگاهی داشته باشد به وضعیت خودش و وضعیت طرف مقابلش وقت بگذارد مطالعه بکند ببیند چطوری میتواند یک عشق را عشق مثل یک نوزاد میماند که اگر میخواهد یک کسی بزرگش بکند باید بلد باشد با یک نوزاد چطوری رفتار بکند.@ الان امروزه صدای گریه بچه هم تخصصی است یعنی کارشناس میگوید اگر بچه دارد اینطوری گریه میکند معنایش این هست که جایش خیس است ولی اگر صدای گریهاش این مدلی بود یعنی گرسنهاش هست اگر اینطوری بود یعنی درد دارد اینها همه فرق دارد اینها اینقدر تخصصی شده که ارتباط با نوزاد.@ کارهای دیگر همینطور در کارهای دیگر هم انسان باید بداند اگر شکست خورده علت شکستش چه بوده آیا ضعف تخصص بوده تخصص کافی در این زمینه نداشته تمرین کافی نداشته یک موقع میبینی اطلاعاتش را دارد ولی تمرین نیمرود بکند کدام کار را شما میتوانید موفق انجام میشود که در آن تمرین نباشد یک کاری شما سراغ دارید که بدون تمرین موفق باشد؟.@ رانندگی، تایپ، آشپزی، گلدوزی، سرمهدوزی، مرواریدبافی، زبان، کامپیوتر هر کاری میخواهید بکنید تمرین میخواهد میگوید من کلاس رفتم ولی نمیدانم چرا شکست میخورم رفتم دورهاش را دیدم بله دورهاش را دیدی دیپلمش را گرفتی زدی دیوار خانه یا گذاشتی یک جا دارد خاک میخورد شما تمرین نداشتی.@ ورزشکاران ما را نگاه کنید میگوید من ده ماه است زن و بچهام را ندیدم که بتوانم طلا به دست بیاورم ده ماه از خانواده فاصله گرفته که بتواند تمرین میخواهد صبح و شب تمرین میخواهد اگر کسی میخواهد شاد باشد برای شاد شدن وقت ندارد پس دارد خودش را مسخره میکند.@ یک کسی میخواهد یک زندگی زناشویی خوبی داشته باشد وقت ندارد تمرینات ارتباطات را انجام بدهد میگوید من کار دارم درس دارم آشپزی دارم نمیرسم اگر وقت نداری برای خوشبخت کردن خودت پس نرو بیخود خودت را هزینه کن.@ نمیشود من بروم در یک باشگاه در یک کلاسی ثبتنام بکنم بعد بگویم 1 ـ فرصت ندارم سر کلاس بیایم 2 ـ فرصت ندارم درسش را بخوانم 3 ـ فرصت ندارم تمریناتش را حل بکنم این یعنی مسخره کردن خودمان.@ تولد امام رضا است از حضرت یک هدیه بدهم(مَن سَئَلَ اللهَ التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَأً بِنَفسِه) یک کسی که از خدا موفقیت را میخواهد اما سختکوش نیست آدم تنبلی است آدم شلی است میخواهد مفتی یک چیزی برایش به دست بیاید مفتی خوشبخت بشود مفتی زنش عاشقش بشود مفتی شوهرش عاشقش بشود مفتی یک روابط خوب زناشویی داشته باشند مفتی بچههایش دوستش داشته باشند مفتی پدر مادر دوستش داشته باشند این نمیشود.@ یک آدمی که روح اینطوری دارد نمیگوید کوشش نکن بعضیها کوشش میکنند اما بدرد نمیخورد برای این کار کوشش به کار نمیاید برای یک کار کوشش به تنهایی موفقیت نمیاورد حضرت میگوید اجتهاد میخواهد اجتهاد یعنی سختکوشی یعنی اویی که رفته طلا گرفته پدر خودش را درآورده.@ آن کسی که رفته طلا گرفته آن کسی میرود نائب قهرمان میشود آن کسی که میرود قهرمان میشود آن کسی که مدال میگیرد این با تلاش معمولی و تمرین معمولی نرفته این رقابت کرده بین 100 نفر 200 نفر هزار نفر خودش را به این درجه رسانده.@ پس یک کسی که نمیخواهد تلاش بکند وقت ندارد تلاش بکند چطوری انتظار دارد موفق بشود برویم یک ذکری بگیریم الان غالب افراد به ما همین را میگویند وقتی به آنها برنامه میدهیم میگوییم برو روی این برنامه کار کن روی برنامهات تمرکز کن تمرکز نمیکند بدون تمرکز روی برنامه هیچ اتفاقی نمیافتد.@ مثلا میگوید داشتم رانندگی میکردم در رانندگی این سیدی را هم گوش کردم گفتم خوشانصاف شما در رانندگی یک ساندویچ میخوری اگر گرسنهات باشد بگویی همین که داشتم رانندگی میکردم غذایم را هم خوردم میگوید نه غذایم را باید بنشینم با تمرکز بخورم یک گوشهای میزنم کنار همان یک ساندویچ و نوشابه را با آرامش میخورم میخواهم بچسبد.@ میگوید در رانندگی داشتم آشپزی میکردم داشتم سیبزمینی پیاز پوست میکندم چرا اگر تکرار بحث هست خوب است ولی وقتی قرار است یک اتفاقی در نفس بیفتد نفس قرار است قدرت پیدا بکند باید تمرکز داشته باشی باید برای آن وقت بگذاری.@ مثل همین حالتی که الان دارید شما یک هفته در میان میایید اینجا مینشینید با تمرکز این بحث را گوش میکنید حالا بعدش باید بروید در خانه تمریناتش را انجام بدهید اگر فقط هم گوش بکنید خوب یاد بگیرید ولی بیرون تمرین نکنید در خانه تمرین نداشته باشید.@ مثلاً تمرین عصبی نشدن تمرین شاد بودن تمرین تنبل نبودن تمرین کنترل فکر این تمریناتی که دادیم اگر قرار است ما این تمرینات را نکنیم فقط برویم کلاس ببینیم استاد خوب ببینیم بهترین استاد پیغمبر هم باشد شما ببینید اکثر افرادی که پیش پیغمبر بودند آدم موفقی نبودند اکثر افرادی که اطراف ائمه بودند موفق در نیامدند چرا؟ تنبلی و راحتطلبی اینها را بباید کنار بگذارید.@ اگر من شکست خوردم باید دلیل شکستم را بدانم آیا ضعف آگاهی بوده نه ضعف آگاهی نبوده واقعاً من رفتم تخصصهایش را هم یاد گرفتم پس ضعف تمرین بوده تمرینات لازم را نکردم تمرین عصبانی نشدن تمرین کنترل فکر تمرین لبخند زدن تمرین به موقع از خواب بلند شدن تمرین درست جواب دادن تمرین سلیقه داشتن در خانه اینها خیلی مهم است.@ شما الان یک سفرهآرایی که میخواهید بروید یاد بگیرید حداقل بیست ساعت سفرهآرایی کلاس دارد یک کسی میگوید یک سفره میخواهیم بچینیم که وقتی یک کسی میاید این سفره را میبیند لذت ببرد اشتهایش باز بشود.@ یک مادر میبینی بچهاش غذا نمیخورد ولی چون خوش سلیقه است بلد است طوری این خوراکیها را چینش میکند فضای خانه میگذارد ظرفی که انتخاب میکند مدلی که انتخاب میکند شما مثلاً وقتی میخواهید بچه را به غذا خوردن تحریک بکنید باید بدانی از کدام ظرف استفاده بکنی یک ظرفی که بچه از آن لذت ببرد بخورد.@ شما خیلی وقتها آدم بزرگهایش که الان 40 ـ 50 سالشان هست آدمهای عاقلی هستند وقتی که بشقابشان را عوض میکنی اشتهایش تغییر میکند وقتی لیوان قهوهاش را چایش را عوض میکنی برایش فرق میکند الان شما برو در یک لیوان شیشهای بلور قهوه بریز طرف میگوید این چیست قهوه یعنی باید فنجان باشد یعنی باید معلوم نباشد این قهوه حال میدهد آدم بخورد.@ وقتی بیسلیقگی میکنی در شیشه میریزی این بچهات خوشش نمیاید شوهرت خوشش نمیاید این را بخورد چایی را چرا دوست دارد رنگش را ببیند چایی به او میدهی خوشش میاید حالا با فنجان یا بیفنجان با هم ولی فرق میکند.@ یک سالاد را میخواهی به خورد یک کسی بدهی یک کسی سلیقه دارد سالاد را خوب روی آن کار میکند میبینی همه اشتهایشان میشود آن سالاد را بخورند یک کسی هم میبینی نه همینطوری کیلویی کار میکند میگذارد کسی رغبت نمیکند این سالاد را بخورد یک شربت یک چای، وقتی این دوره دارد تمرین دارد کار دارد.@ مثلاً میخواهد یک ترب را شکاف بدهد این ترب را من چطوری شکاف بدهم که وقتی طرف خواست نگاه بکند اصلاً آن خوشگلی ترب این را بکشاند به اینکه برود یک گازی به آن بزند این کلاس دارد و مهارت میخواهد پس من یا در آموزش کوتاهی کردم یا در تمرین کوتاهی کردم که شکست خوردم شکست در هر زمینهای هیچ فرقی نمیکند در روابط با همسرم انواع روابطی که میتواند باشد با بچههایم تمرینات لازم را نکردم نوع کلمات تمرینات کلماتی خیلی مهم است.@ قرآن میفرماید(قُلْ لِعِبادِي) به بندگان من بگو اینقدر هم مهم است که اولش قل آورده(وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) وقتی میخواهید با هم حرف بزنید بهترین کلمات را انتخاب بکنید چون وقتی کلمات ضعیفی را در مکالمه استفاده میکنید شیطان میاید این وسط انواع و اقسام بدبینی و دلخوری و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت و کینه درست میکند.@ یک کسی که زیرک هست میخواهد رابطهاش با همسرش با خانواده همسرش خراب نشود میرود مهارت کلامی یاد میگیرد پادشاه خواب دیده همه دندانهایش ریخته یک خوابگذار دارد این خوابگذار عاقل نیست میاید میگوید خواب من را تعبیر کن میگوید قربان این خواب معنایش این هست که همه فک و فامیلهای شما همه کس شما میمیرند ببینید چطور تعبیری هست.@ گفت فلان فلان شده خلاصه با تنبیهی چیزی ردش کردند رفت یا کشتندش رفت یک خوابگذار دیگری آوردند او بلد بود چطوری حرف بزند چطور تعبیر همان بود گفت قربان عمر شما از عمر بقیه فامیلتان طولانیتر است ببینید نحوه حرف زدن خیلی مثبت زده شد گفت این درست است فرقی نمیکند خیلی هم خوشش آمد به او انعام داد و صله هم داد.@ ما باید برویم تمرین بکنیم اگر کلماتی که استخدام میکنیم قرآن روی آن سفارش کرده معصومین روی آن سفارش کردند تمرین کنید این همه کتاب هست استاد هست جا هست روش هست تمرین بکنید این کلمات را آدم انتخاب بکند چه کلماتی را به کار ببرد چه کلماتی را به کار نبرد بارهایش فرق میکند کلمات بار دارند اثر دارند.@ مگر نگفتیم که آن پرفسور ایمنو میگوید وقتی که به مولکول آب میگویم شیطان مولکولها یک جور میشوند وقتی الله میگویم یک جور دیگر میشویند وقتی قرائت قرآن میگذارم یک جور است وقتی موسیقی بتوون میگذارم یک جوری است وقتی که هبیمتال میگذارم راک میگذارم پاپ میگذارم مولکولها چطوری میریزند همه جا هم پخش است شما میتوانید بروید این فیلم را ببینید.@ وقتی که ماده میفهمد تو به او چه میگویی عکسالعمل نشان میدهد آدم که دیگر جای خودش را دارد حیوانات میفهمند که شما دارید با آنها خوبی میکنید یا بدی، خوشجنس هستید یا بدجنس، حیوان بو میکشد میفهمد گیاه میفهمد والله گیاه میفهمد آن کسی که پیش او هست آن کسی که دارد نوازشش میکند آن کسی که کنار درخت ایستاده چطوری است.@ برای گیاه فرق میکند برای لباس شما فرق میکند که چه کسی این را میپوشد برای لباس واقعاً عکسالعمل میدهد در لباس گناه بکنی لباس یک جور است با آن عبادت خدا را بکنی کار خوب انجام بدهی لباس یک حس دیگری دارد پس آدمها قطعاً همینطور هستند پس بگرد ببین چه کلماتی را باید برای حرف زدن با فرزندانت انتخاب بکنی.@ ما میگوییم پدر ما همیشه با ما اینطوری حرف زده مادر ما همیشه در خانه اینطوری حرف زده ما اینطوری یاد گرفتیم شاید غلط است(أَوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) قرآن میگوید اگر پدرانتان تعقل نمیکردند یا هدایت نداشتند شما میخواهید همان روش غلط خانوادگیتان را ادامه بدهید.@ شاید پدر من واقعاً عرضه دامادداری ندارد من باید با همسرم درست رفتار بکنم شاید خانواده من واقعاً عرضه عروسداری ندارند من چرا باید بروم از مادرم از خواهرانم یاد بگیرم چطوری با همسرم برخورد بکنم شاید روشهای آنها روشهای غلطی است اصلاً انسانی نیست تخصصی نیست درست نیست.@ برای چی باید تحت تأثیر خانوادهام باشم که الان باید با همسرم چطوری رفتار بکنم اینطوری بکن آنطوری بکن یک امر تخصصی است نمیشود که من وقتی میخواهم با کامپیوترم رفتار بکنم بگویم مادر نظر شما چیست خواهر نظر شما چیست کامپیوتر، موبایل همه چیزش تعریف شده است به نظرت این دکمه را بزنم یا این دکمه تخصصی است.@ آدمها تمام سیستمهای روح، جسم، خیال، وهم، عقل، فوق عقل همه ریاضی است کیلویی نیست که به نظر من اینطوری برخورد بکنی به نظر من آنطوری برخورد بکنی اگر بین شما شکرآب است یا او مریض است یا تو داری اشتباه میکنی یا هر دو ناشیگری در روابطتان دارید که نمیتوانید مرتب هم به هم فرصت میدهید ولی چون تخصص ندارید باز همان حرفها همان کلمات همان روش باز مشکل پیدا میکنید.@ پس دو تا ایراد شد در شکستها، اطلاعات کافی و تخصص کافی ندارند و دیگر اینکه تمرینات کافی در آن کاری که میخواهم انجام بدهم ندارم در آن رشتهای که هستم به اندازه کافی تمرین نکردم سختکوش نیستم تنبل بودم بقیه جلو زدند خوب کار کردند.@ حالا من حسودیم میشود که چرا باجناق ما اینطوری است خانه این باجناق نرویم از باجناقم بدم میاید خانه جاریم نرویم از جاریم بدم میاید برای چی؟ چون آنها از ما موفقتر هستند ببینید بالاخره آنها یک روشی داشتند که موفق هستند شما هم انشاالله میرسید بعد هم حسادت احمقانهترین کار است مگر با حسادت مشکل حل میشود.@ حسادت دنیا و آخرت را میسوزاند آتش میزند چه دنیا و چه آخرت همه را خراب میکند گناه، گاهی وقتها در شکستهای ما غرور، دل کسی را رنجاندن، خودشیفتگی، خودبرتربینی، منت گذاشتن، پز دادن، فخرفروشی بوده حالا کار گره خورده.@ حضرت فرمود گاهی وقتها بنده روزی خوبی هم دارد ولی گناه میکند راه رزقش بسته میشود معصیت راه رزق را میبندد فرشتهها با آدم همکاری نمیکنند دو نفر سرطان دارند یک نفر آدم آشتی هست میبینی که یک طور دیگر هست سلولهایش با او راه میایند فرشتهها با او راه میایند یک کسی اینطوری نیست برعکس میشود یا نه یک مشکل دیگری دارند میبینی که این علت شکست است.@ گناه، معصیت، بدجنسی، بدنیتی، بدذاتی باعث میشود انسان در کارش شکست بخورد گاهی وقتها یک نفر را خورد میکنیم گاهی وقتها یک نفر را در حرف زدنهایمان خورد میکنیم له میکنیم تحقیرش میکنیم گاهی وقتها انسان یک نفر را سرزنش میکند و خودش شکست میخورد ما حق نداریم هیچ کس را بابت هیچ اشتباهی و گناهی سرزنش کنیم.@ اگر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر داریم درست انجامش بدهیم اگر یک اشتباه هم کرده باید به دیگران فرصت بدهید اصلاحش بکنند همسرت هست پدرت هست مادرت هست فرزندت هست خواهر برادرت هست دوستانت هستند همه حق دارند اشتباه بکنند بالاخره اشتباه پیش میاید معصوم فقط 14 نفر بیشتر نبودند که ما اشتباه داریم خطا داریم لغزش داریم بیسلیقگی داریم این هست در سر کسی نزنیم.@ پیامبر(ص) میفرماید شما خار را در چشم دیگران میبینید ولی درخت را در چشم خودتان نمیبینید ما خیلی وقتها اطرافیانمان را داریم سرزنش میکنیم بخصوص بچههایمان را جوانترها را در حالی که این جوانترها زیر دست ما اینطوری بار آمدند.@ این بچه من اگر الان به او بیتربیت میگویند برای اینکه خودم تربیتش نکردم از من یاد نگرفته به او ندادم برای چی الان در سرش میزنم از او انتقاد میکنم تحقیرش میکنم توبیخش میکنم چرا؟ شما مرتب از شوهرت ایراد میگیری یکبار نشستی صمیمانه به شوهرت بگویی عزیزم من دوست دارم تو اینطوری لباس بپوشی اینطوری حرف بزنی اینطوری رفتار بکنی به او نگفتی همیشه هم از او ایراد گرفتی.@ یا زن مثلاً در یک قسمت کمکاری دارد درست انجام نمیدهد مرد نمینشیند راحت حرفش را به زنش بزند که آن خانم روشش را اصلاح بکند همهاش دعوا و نق و قهر و غر این چه چیزی در میاید. پس اینها را ما خیلی دقت بکنیم که علت شکست میتواند این چیزها باشد ببیند من گناهی نکردم معصیتی نکردم.@ گاهی وقتها نه اصلاً علت شکست خدا لطف کرده برای من یک شکست ایجاد کرده کار به مصلحت هم نبوده خدا شکست برای من ایجاد کرده خواسته درست بشوم خواسته موفق بشوم من یادم هست موقعی که سرطان گرفتم حضرت رضا(ع) را یک شب خواب دیدم فرمود ما این را به تو دادیم برای اینکه شکرت زیاد بشود.@ انصافاً هم من خیلی از آن سرطان لذت بردم نه ناراحت شدم نه غری نه نقی یک ثانیه هم من ناشکر نبودم یک ثانیه هم ناراحت نشدم خیلی هم این سرطان برای من لذت داشت و شکر خدا هم نعمتم زیاد شد چون هر موقع میدیدم هر کاری نمیتوانم بکنم میفهمیدم قدر آن نعمت را میفهمیدم وقتی که در مراحل مختلف درمان از من خیلی از کارآییها گرفته میشد چقدر ما نعمت خوبی داشتیم تا به حال ندیده بودیم.@ خوب است خدا به آدم میدهد آدم را دوست دارد گاهی وقتها شکست برای بنده خدا لازم هست بلا است میخواهد کفاره گناهانت باشد شکستهایت کفاره گناهان است و میخواهد درجات آخرتی تو را بالا ببرد ما اصلاً اینجا زندگی قرار نیست بکنیم اینجا دنیا است رحم است ما اینجا نباید خیلی زندگی را جدی بگیریم که آخرت یادمان برود.@ از جنین یاد بگیریم گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست جنین خیلی دنیا را جدی میگیرد و رحم را جدی نمیگیرد دیدید در رحم که هست خیلی ساده خون میخورد یک جای تنگ آنجا قانع است ولی تمام کارهایی که دارد میکند برای دنیا دارد تلاش میکند.@ ما اکثر انرژیمان کارهایمان فعالیتهایمان صرف دنیا میشود هیچی برای آخرت کار نمیکند اصلاً انگار همه زندگی همین چند روزه است و ابدیتی در کار نیست جاودانگی نیست برزخی نیست برزخی که بینهایت از اینجا زیباتر کاملتر شیرینتر پیشرفتهتر است قیامت در کار هست قیامت پنجاه هزار ساله سر راهمان هست بعد از قیامت تازه حیات ما شروع میشود.@ ما الان فقط دوره تکاملی داریم طی میکنیم دوره تمرینی و آزمایشگاهی و دانشگاهیمان است اصلاً ما هنوز زندگی را شروع نکردیم زندگی ما بعد از رد شدن از قیامت که انشاالله وارد بهشت شدیم یا بعد از وفات که وارد بهشت شدیم تازه آنجا داستان شروع میشود.@ همسر من پدر من خواهر من همه اینها را که خدا به من میدهد دوستان من فامیلهای من همه اینها حریف تمرینی هستند برای اینکه من یاد بگیرم چطوری کنار آدمهای خوب و آدمهای بد بهشتی بار بیایم فقط برای تمرین من هست برای اینکه من بتوانم یک آدم خوب عاشق با خدا با خانواده آسمانیم با اهل بیت با فرشتهها با آسمان.@ بالاخره لازم است یک موقع یک کسی دارد غفلت میکند دارد مسیر را غلط میرود خداوند یک هشدارهایی به آدم میدهد شکستها یک کسی بیاید به من بگوید ما در تاریخ یک آدم حسابی سراغ داریم آدم موفق حالا چه موفقهای حسی مادی موفقهای گیاهی موفقهای حیوانی موفقهای علمی و عقلی موفقهای فوق عقلی اولیاء الله پیغمبر، دیگر از پیغمبر بالاتر که نداریم.@ شما یک نفر از آنها را سراغ دارید که شکست در زندگیشان نداشته باشند شکستهای مکرر در زندگیشان نبوده بارها به زمین نخوردند یا نوح(س) 950 سال زحمت تبلیغ کمتر از 100 نفر بیشتر به او ایمان نمیاورند انبیاء را شما نگاه کنید اولیاء خدا را نگاه کنید.@ ائمه را شما نگاه کنید در زندگی همه آنها طلاق در زندگیشان بوده بچههایشان یک موقع بد درآمدند شکست اقتصادی داشتند ورشکستگی داشتند مریضی داشتند همه این چیزهایی که همه مردم داشتند آنها فقط بیشتر از ما داشتند چون درجه بندی است هر چقدر انسان میخواهد رشد بکند به خدا نزدیکتر بشود مصائبش و کلاس سختیهایش بیشتر است.@ مثل یک کسی که میخواهد کارشناسی بخواند سطح امتحاناتش در حد کارشناسی است ولی یک کسی که میخواهد ارشد بخواند سؤالاتش سختتر است یک کسی که میخواهد دکترا بخواند سختتر است یک کسی که میخواهد تخصص بگیرد سختتر است طبیعی است در مهندسی همینطور است در ورزش همینطور است.@ مگر کسی که میرود جامجهانی یا المپیک طلا میگیرد با یک کس دیگر حتی در شهر خودشان هم رتبه نیاورده یک طور تلاش کردند؟ نه، این هم که رفته بالاتر تا رسیده به آن طلا صد بار شکست خورده شما یک قهرمان ورزشی سراغ دارید شکست نخورده باشد یک دانشمند یک مخترع یک مکتشف سراغ دارید یک رهبر دینی یک رهبر سیاسی یک رهبر اجتماعی یک هنرمند همه شکست دارند.@ شکست نباید دلیل بشود که ما سرد بشویم شکستها وسیلههایی هستند برای اینکه ما روشهایمان را اصلاح بکنیم و دفعه بعد پیروز بشویم و موفق عمل بکنیم پس شکست نباید دلیل تنبلی و بیحوصلگی ما دست برداشتن از تلاش ما باشد.@ آن پادشاه که شکست خورد گفت من شکست خورده بودم از جنگ فرار کردم تک و تنها آمدم فراری یک فرمانده فراری آمدم نشستم کنار یک چشمه همینطوری که داشتم نگاه میکردم دیدم یک مورچه این دانه را بلند کرده که ببرد برساند به لانه تا میبرد نزدیک لانه این دانه میافتاد این مورچه دوباره برمیگشت این را میکشید میاورد نزدیک لانه دوباره میافتاد.@ میگفت من دیدم 50 بار این کار را کرد و بالاخره به لانه رساند گفت من گفتم برای چی از یک بار شکست دلسرد بشوم شما تاریخ را نگاه کنید اکثر کسانی که به سلطنت رسیدند یک موقع آدمهای تبعیدی بودند فراری بودند یک نفر بودند.@ پادشاهان را شما نگاه کنید زندگی سلاطین و پادشاهان را یک نفر ایستاده حوصله کرده اراده داشته آرام آرام خودسازی کرده انرژیش را بالا برده در آن کاری که قرار است انجام بدهد تمرین کرده دورههایش را دیده یار جمع کرده مبارزه کرده کشته دادند زندان رفتند شکنجه شدند این انقلاب ما مگر همینطوری پیروز شد.@ انقلاب ما چند صد سال سعی و خطا بوده هی رفته و آمده یکسری کشته شدند یکسری جلو رفتند تا بعد از چند صد سال جواب داده اینقدر آدم آمدند رفتند زندان اینقدر شکنجه شدند اینقدر کشته شدند اینقدر زنها بیشوهر شدند اینقدر بچهها یتیم شدند چقدر خون ریخته شد تا یک چیز به دست آمده.@ از زمان امیرالمؤمنین شروع شده تا رسیده به انقلاب اسلامی برای اولین بار در دنیا یک حکومت شیعی اولین بار اینطوری تشکیل شده خون دل دارد حوصله، صبر، یک کسی حوصله نداشته باشد صبر نداشته باشد این تنبلی و بیحوصلگی هم کلید همه بدبختیهای دنیاست هم کلید بدبختیهای آخرت است هم جهنمساز است هم دنیا را جهنم میکند تنبلی و بیحوصلگی یک کسی که صبور نیست.@ باز امام رضا(ع) در همین مورد میفرماید(مَن سَئَلَ اللهَ الجَنَّۀَ وَ لَم یَصبِر عَلَی الشَدائِد فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) هر کس از خدا بهشت را بخواهد اما حاضر نباشد سختیها را تحمل بکند این خودش را مسخره کرده.@ من نماز نمیخوانم روزه نمیگیرم این را رعایت نمیکنم آن را رعایت نمیکنم زورم میاید این کار را بکنم زورم میاید آن کار را بکنم رعایت نکن ببین نتیجه چه میشود بهشت یعنی سعادت جاودانه، غیرقابل تصور، در قرآن میفرماید هیچ کس نمیتواند بفهمد آنجا چه لذتهایی وجود دارد ولی به صورت جاودانهاش.@ لذاتش چند برابر اینجاست؟ ببین اینجا نعمتهایش چند برابر از رحم مادر فرق میکند تنوع نعمتهای دنیا با رحم مادر چقدر است بزرگی دنیا با رحم مادر چقدر است پیشرفتهایش پیچیدگیهایش همین نسبت را در برزخ ببر ببین چه اتفاقی خواهد افتاد یک کسی که آن را میخواهد مثل یک جنین خوب باید در رحم دنیا تلاش بکند زندگی را جدی بگیرد.@ هر کس هم راهش فرق میکند هر جنینی هم رحم خودش فرق میکند باید طبق قواعد رحم خودش حرکت بکند خودش را آماده بکند اصلاً حق نداریم خودمان را، چرا در سختیها میشود خودمان را با دیگران مقایسه بکنیم او از من وضعش بدتر است و موفقتر هست بالادستیها را حق نداری نگاه بکنی پاییندستیها را نگاه کن ببین آنهایی که از تو امکاناتشان خیلی خیلی کمتر بوده چقدر موفق بودند پس تو قطعاً موفق خواهی شد.@ اگر کسی صبر ندارد نه دنیا دارد نه آخرت، حوصله کلاس ندارم حوصله شنیدن ندارم حوصله کتاب خواندن ندارم حوصله تمرین ندارم شما در خیاطی در گلدوزی در تایپ در رانندگی هم اینطوری باشید شکست میخورید در هر چیزی همینطور هست بیحوصلگی یعنی جهنم یعنی شکست یعنی بدبختی بیحوصلگی یعنی تلخی دنیا و آخرت.@ نقطه مقابلش هم امام رضا میفرماید(مَن تَعَوَذَ بِالله مِنَ النّار وَ لَم یَترُکِ الشَهَوات فَقَد اِستَهزَأً بِنَفسِه) کسی که میخواهد از خدا به جهنم پناه ببرد جهنمی نشود اما جلوی دلش را نمیتواند نگه بدارد جلوی زبانش را نمیتواند نگه بدارد جلوی چشمش و گوشش را نمیتواند نگه دارد این جهنمی است.@ میخواهم هر چه دلم میخواهد ببینم هر چه دلم میخواهد بخورم هر چه دلم میخواهد بشنوم هر جا دلم میخواهد بروم با هر کس دلم میخواهد رفیق بشوم بعد هم میخواهم جهنم هم نروم نمیشود روشت غلط است مثل یک کسی بگوید من کوه میخواهم بروم ولی دوست دارم کفش پاشنه بلند بپوشم آنجا بروم لباس کوه نمیخواهم اکسیژن حال ندارم با خودم بگیرم آنجا ببرم.@ چوب دستی که برای کمک هست نمیخواهم حوصله ندارم کفش سوکتدار و میخدار پایم بکنم که بتوانم روی زمین آنجا استقرار پیدا کنم میخواهم با دمپایی ابری بروم این امکانات بدرد کوه نمیخورد اگر میخواهی سقوط نکنی باید امکانات ببری باید زحمتش را بکشی.@ میخواهی جهنم نروی باید گناه نکنی باید روشهایت غلط نباشد باید مسیر جهنم را نروی نمیشود آدم جهنم را انتخاب کند بعد آتش را انتخاب بکند بعد بگوید من نمیخواهم بسوزم روشت غلط است روشت یعنی جهنم یعنی عذاب یعنی خشم، اصلاً مسیری که انتخاب کردی غلط است چطوری میخواهی سر از بهشت در بیاوری.@ این فرمایشات امام رضا خیلی گوهربار است سه تا خواندیم 1 ـ هر کس از خدا موفقیت را بخواهد ولی سختکوشی نکند خودش را مسخره کرده 2 ـ هر کس از خدا بهشت را میخواهد اما صبر بر سختیها نداشته باشد خودش را مسخره کرده 3 ـ هر کس پناه میبرد به خدا از جهنم اما شهوتهای حرام را ترک نمیکند خودش را مسخره کرده.@ نمیشود بگویی من آزادم هر کاری دلم خواست بکنم هر طوری دلم خواست رفتار بکنم هر گناهی دلم خواست بکنم هر چیزی را ببینم هر چیزی را بخورم هر چیزی را بشنوم مگر میشود شما به بدن که سیستم دارد بگویی من دلم میخواهد چربی زیاد بخورم فستفود زیاد بخورم خوشمزه است دوست دارم همبرگ بخورم پیتزا بزنم بعداً عکسالعمل نشان میدهد.@ بعد هم میخواهم سالم باشم تو داری غذای آلوده میخوری وقتی غذای آلوده میخوری غذای مضر میخوری چربی میاوری اضافه وزن میاوری قند میاوری نمیشود بگویی من دلم میخواهد کیک خامهای بخورم ولی بدنم بیماری قند نگیرد بهداشت را رعایت نکنم هر طوری دلم خواست رفتار کنم ولی مریضی عفونی نگیریم، نمیشود.@ سیستم بدن معصوم خلق شده سیستم روح هم معصوم خلق شده چون همه سیستم است روح سیستم است ریاضیات دارد بدن هم سیستم است ریاضیات دارد بخواهی با خودت هر طوری رفتار بکنی من میخواهم بداخلاق باشم امام رضا(ع) فرمود از بداخلاقی بپرهیزید زیرا بداخلاق بیتردید اهل آتش است.@ اصلاً نمیشود انسان بداخلاق باشد و جهنمی نباشد نمیشود حسود باشد و جهنمی نباشد نمیشود زودرنج و حساس و بدبین باشد و جهنمی نباشد این صفتها را باید کنار بگذاری نه من اخلاقم این است ما اصلاً خانوادگی ژنتیکی اینطوری هستیم ژنتیکی هم هستید که هستید آدم روی آن غلبه میکند.@ ما سید هستیم جوشی هستیم یکی از دروغهایی که تا حالا بافته شده همین است ما سید هستیم جوشی هستیم سیدها چه موقع گفتند باید جوشی باشید یک دروغ است روح مثل جسم مثل یک کامپیوتر مثل یک تلفن همراه سیستم دارد نمیتوانی تو هر طوری دلت خواست رفتار بکنی و خوشبخت بشوی.@ تمام این 75% ـ 80% شکستهایی که در ازدواجهای ما میخورد برای اینکه زن و مرد تنبل هستند بیحوصله هستند واقعاً به این دلیل نیست که به درد هم نمیخورند عرض کردم ما خودمان به عنوان یک مشاور 5% موارد را فقط طلاق تجویز میکنیم.@ 95% موارد که کار بیخ پیدا میکند واقعاً فقط به این علت هست که زن و مرد مهارت ندارند نخواستند بروند روشهای درست شوهرداری و زنداری را، آنهایی که با بچههایشان شکست میخورند بچهداری را نرفتند یاد بگیرند حوصله نداشتند بروند این مهارتها را یاد بگیرند بالاخره شکست قطعی است.@ چون با سیستم فریبش داد نمیشود بگویی من یواشکی قند میخورم اما بدن طوری نشود دیدید بعضیها هستند در خانه پلیس دارند مثلاً دکتر به مرد رژیم داده خانمش و بچههایش مراقب هستند بعد حالا آدم شکمو هم هست خانم یک برنج بینمک درست کرده جلویش گذاشته دکتر گفته اینطوری بخور تا زن رویش را آنطرف میکند این نمک را خالی میکند.@ اگر نتواند کنترل بکند اصلاً نمک سر سفره نیاورند یک ذره میخورد میگوید میل ندارم اشتها ندارم با اجازه شما من بروم بیرون کار دارم میروی میبینی ساندویچی بغل نشسته پیتزا گرفته ساندویچ گرفته به دندان هر چه دلش میخواهد سس روی آن ریخته میرود میزند دهانش را هم پاک میکند میاید میگوید یا جلوتر میخورد میاید میگوید اشتها ندارم حالم خوب نیست.@ یا بعداً میرود بیرون اینطوری میکند یا همه خواب هستند بلند میشود میرود سر وقت یخچال خانم میاید میگوید پس این گوشتها چه شد برنجها چه شد غیب شده نیست جنها خوردند حالا سر زنت را کلاه گذاشتی سر شوهرت کلاه گذاشتی بچههایت را دور زدی بدنت را که نمیتوانی دور بزنی فردا در آزمایش در میاید میگوید چربیت 200 بوده از وقتی رژیم گرفتی 300 شده.@ میگفت آدم رژیم که میگیرد در یخچال هم برای آدم وسوسهانگیز است همین دستگیره یخچال را هم آدم میخواهد بخورد معلوم است خرابکاری کردی میبینی آزمایش قندت 200 بوده 90 تا اضافی داشتی حالا رفتی الان میبینی که 130 تا اضافه داری معلوم است که یک جایی سر خودت و بقیه را کلاه گذاشتی با سیستم نمیشود بازی کرد.@ حالا هی به این بدن زور بگو آرام فریبش بده فریبش دادی یک دفعه سکته میکند تمام میشود روح هم واقعاً همینطور است اگر من آدم شادی نیستم اگر من آدم آرامی نیستم اگر من آدم قوی نیستم اگر من آدم خوشاخلاقی نیستم اگر من نمیتوانم جلوی عصبانیتم را بگیرم.@ اگر نمیتوانم جلوی افکار منفیم را بگیرم اگر خوابهای بد دارم نمیتوانم خوابهایم را عوض بکنم خواب دست خود آدم است اگر نمیتوانم خوابهای خوب ببینم مال این هست که با خودم بدرفتاری کردم نتیجهاش در روحم دارد نشان میدهد فرافکنی هم نکنیم چون هر کس میخواهد خوشبخت باشد اول باید خودش روی خودش تسلط پیدا بکند تا خوشبخت بشود.@ شوهرم اینطوری بود زنم اینطوری بود من را خُل کرد بچههایم اینطوری بودند بچهها را که خودت تربیت کردی نه شوهرت نه زنت روز قیامت خدا آسیه را جلوی ما میگذارد به خانمها میگوید شوهر شما بدتر بود یا این، میگوید این با این شوهر با این فرعون طوری زندگی کرد که جزء اولیاء الهی شد.@ فردا این دختران آمریکایی پسران آمریکایی دختر پسران اروپایی که خاطراتم را با اینها عرض کردم که الان اینقدر محجوب پاک دارند در محیط آمریکا و اروپا زندگی میکنند فردا نمیتوانی بگویی که خانهمان ماهواره بود اینطوری شده اول از این میخواستی نگذاری باشد نباید خانه میاوردی نباید تن میدادی هر چیز دیگری.@ ولی آنها که نزدیک به بیست هزار کانالهای منحرف در خانهشان دارند خدا شاهد است من چند تا از آنها رفتم دیدم گفتند ما اصلاً تلویزیون در خانهمان نمیگذاریم یا الان که رفتیم بستیم فقط کانالهایی که از ایران یا از کانالهای دیگر که خوب هست برنامه میگیریم نگاه میکنیم جلوی دیدنیهایشان را میگیرند نمیشود بگویی من هر چه دلم خواست بروم بشینم پای ماهواره نگاه بکنم در اینترنت هر جا دلم خواست سرک بکشم بعد هم اعصابم راحت باشد.@ آدم یک گربه را میبیند در روحش اثر میگذارد یک رنگ در روح آدم اثر میگذارد شما یک رنگ را میزنی استفاده میکنی جلوی چشمت هست اصلاً افسردگی میگیری عوضش میکنی حالا لباس دوستت هست لباس فرزندت هست لباس خودت هست رنگ اتاق هست عوضش میکنی میبینی روحیهات فرق کرد.@ یک غذا یک خوراکی اثر خودش را در روح میگذارد چطوری میتوانی بگویی من در هر محیط کاری در بازار در خارج از کشور اینطرف آنطرف میخواهم زندگی بکنم اگر میخواهی زندگی درست داشته باشی اول باید روی خودت کار بکنی.@ شما بروید ببینید در این اروپا در این آمریکا در این کشورهای دیگر چقدر دختر پسرهای پاک اولیاء الهی هستند مقام معظم رهبری فرمود مثل انبیاء پاک هستند آنجا چطور توانستند اینها جلوی گناه را بگیرند جلوی شهوت و هوسهایشان را بگیرند و پاک زندگی کردند.@ فردا خدا اینها را جلوی ما میگذارد میگوید پس اینها چطوری توانستند آن ادواردو آنرلی چطوری به مقام شهادت رسید که یک باشگاه یونتوس را به او دادند که دست از تشیع بردارد از دینش، پدر مادر یهودی و صهیونیست، شرکت فیات که یک سلطان اقتصادی هست به او دادند گفتند کوتاه بیا، نه فردا خدا اینها را جلوی ما میگذارد.@ پس یک کسی نگوید شرائط بد بود محیط بد بود شرائط هم بد است میتوانی عوضش بکنی عوض بکن میتوانی مثل آنها خوب زندگی بکنی در شرائط بد، چون اسلام میگوید آدم خوب کسی هست که در محیط بد خوب باشد نمیتوانی قرآن میگوید از محیط بیرون بزن هجرت کن.@ قرآن میگوید وقتی که فرشتهها سؤال میکنند که چه چیزی باعث شد شما جهنم آمدید(قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ) ما در دنیا بودیم یک محیطهایی بودیم که دست خودمان نبود مستضعف یعنی ما ضعیف بودیم محیط از ما قویتر بود ما به استضعاف کشیده بودیم فضا فضای فسق بود فضای خانهمان یک جا بود محیطمان یک جا بود که اینطوری بود.@ ملائکه میگویند(أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا) آیا زمین خدا اینقدر وسیع نبود که از آنجا بیرون بروید یک جای دیگر بروید نه آخر خانه پدریم بود این دیگر حرف بیخودی است در این شهر متولد شدم به این شهر عادت کرده بودیم حرف بیخودی است ما میخواهیم بهشت برویم قوانینش را باید طی بکنیم.@ اگر خانه شما را شیمیایی زدند میگویی خانه پدرم هست بایستم اینجا شیمایی بشوم بمیریم اگر خانه شما در معرض زلزله باشد میایستی آن زیر دفن بشوی آن خانه را عوض میکنی از آن خانه در میایی.@ همین چند روز پیش یکی از شاگردان من یک خانمی هست رفته سوئد زندگی میکند اینجا که بود یک دختر خیلی عالی بود بعد رفت الان یکی دو سال آنجا است چند روز پیش به من پیام داده که استاد من اصلاً نمیتوانم این دو سال سعی کردم با این محیط کنار بیایم نمیتوانم من الان حرم نرفتم دارم دیوانه میشوم مسجد نرفتم دارم دیوانه میشوم.@ اینجا کلی هم خواستگار دارم اما میبینم با هر کدامشان بخواهم ازدواج بکنم باید بروم یک جهنم را انتخاب بکنم یک زندگی جهنمی این پدر خوبی برای بچه من نمیشود این چطور در آنجا مقاومتش را خوب کرده پاک هم زندگی کرده الهی هم مانده حالا میگوید این محیط اینقدر فشار دارد من نمیتوانم بیایم باید محیطم را عوض بکنم.@ شما بیایید بروید در قم ما نگاه کنید ببینید هزاران طلبه از آمریکا اروپا از کشورهای دیگر بلند شدند آمدند در کویر قم با سختترین شرائط دمای 45 درجه تابستان و فقر اینقدر اینها سختی دارند که نگو شاد هستند خیلی آرام دارند زندگی میکنند با شادی و افتخار چون برایشان مهم است آخرت مهم است ابدیت مهم است خوشبختی مهم است برخورد تخصصی با خودمان مهم است.@ ما میخواهیم هم دنیا را جمع بکنیم همه چیز در دنیا داشته باشیم هر چه در این فیلمها و سریالها دیدیم همه مثل بقیه باشیم بعد هم به هیچ جای ما لطمه وارد نشود به همه امیال و هوسهایمان هم برسیم بعد هم شکست نخوریم بعد هم بهشت برویم جهنم نرویم.@ فرمود اگر کسی پناه میبرد به خدا از جهنم اما حرامها را ترک نمیکند خودش را مسخره کرده حالا لقمه حرام برداری بیاوری مگر میشود شما خمس ندهی آدمهای اهل خانواده با هم مهربان باشند خمس که نمیدهی سال خمسی نداری زکات نیست خانواده قطعاً هار میشوند.@ یعنی شوهر بیوفا میشود خشن میشود زن بیوفا میشود خشن است بچهها قدر پدر مادر را نمیدانند نمکنشناس بار میایند همه اعضای خانواده با همدیگر تند میشوند نمیتوانند آرام کنار هم لقمه حرام این کار را میکند لقمه حرام یک کاری میکند یک استاد قرآن و حدیثی مثل شمر بنشیند روی سینه امام حسین سرش را میبرد.@ لقمه حرام بهترین و نورانیترین آدمها را میکند بدترین و ظلمانیترین و وحشیترین آدمها، نمیشود بگویید من میخواهم جهنم نروم بهشت هم بروم اما شغلم هر طوری بود بود لقمهام هر طوری بود بود خمس هم ندهم سال خمسی هم نداشته باشم این هم نمیشود.@ چون این مسئله شکستها مهم بود من تصمیم داشتم امروز این بحث تنبلی را تمام کنیم انشاالله از جلسه بعد وارد بحث دیگری بشویم اما یک جلسه دیگر مجبور هستیم داشته باشیم آخرین موضوعمان هم معاشرت است همنشین است گاهی وقتها آثار همنشین در تنبلی و بیحوصلگیهای ما ارتباطات ما غلط است همنشینان و ارتباطات ما غلط است.@ همنشینان و کسانی که با آنها ارتباط داریم رفیقان راه ما نیستند این بدرد این نوع حرکت نمیخورد حالا توضیحش را هفته بعد خواهم داد. شکستها یا روشهای علمی و تخصصی ما غلط است یا روشهای عملی ما غلط است تمرینات را انجام نمیدهیم یا گناه میکنیم غرور داریم خودشیفتگی داریم.@ منت سر کسی میگذاریم تحقیر و توهین و سرزنش هست نسبت به دیگران که شکست میخوریم یا شکستها هدایای الهی است مصائبی هست که در زندگی میاید برای اینکه ما رشد بکنیم ما باید به ریشه شکستها توجه بکنیم شکست عامل تنبلی و بیحوصلگی پشیمانی و سردی نباید باشد.@ و آن نکته آخر که هیچ آدم موفقی نیست مگر اینکه با شکستهایش موفق بشود یعنی هر آدم موفقی را شما در هر زمینه که ببینید این قبلاً شکستهایی داشته از آنها عبرت گرفته از انبیاء و اولیاء شما بگیرید تا برسید به همه کسانی که در دنیا آدمهای موفقی بودند چه در موفقهای دنیایی چه در موفقهای آخرتی همه سابقه شکست داشتند پس شکستها باید عامل رشد ما عامل عبرت گرفتن ما باشد که بتوانیم رشد بکنیم.@ خودخواهی یعنی من خودم را میخواهم خودم را به دیگران ترجیح میدهم این خودخواهی هست خودشیفتگی خودبرتربینی است یعنی این خودبرتربینی خودشیفتگی که ما داریم در نحوه اخلاق ما و رفتار ما به گونه دیگری عمل میکند.@ گاهی وقتها خودشیفتگی باعث میشود انسان با خدا مثل شیطان، شیطان خودشیفته است چون شش هزار سال عبادت دارد و چون خیلی این شش هزار سال چون جن است فرشته که نبوده یک جنی بوده که توانسته با ریاضت با عبادت با کار دقیق شش هزار سال کار کرده علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید معلوم نیست این شش هزار سال از سالهای دنیای بوده یا آخرتی برای ما معلوم نیست.@ این خودش را به مقام فرشتهها رسانده خیلی این که در مقام فرشتهها رفته لذا وقتی خدا هم به او میگوید که سجده کن جلو خدا هم میایستد خودشیفتگی اینطوری هست آثار اخلاقی و رفتاری دارد.@ خودشیفتگی باعث میشود آدم روی سجاده که میرود گاهی وقتها همه دکتری و مهندسی و آیت اللهی و مجتهدی و سیدی و من جبهه رفتم و من خانواده شهیدم و من دعا زیاد کردم من گریه زیاد میکنم خدماتش را بردارد ببرد روی سجاده بریزد که آنجا گند میخورد آدم زیرک با خودشیفتگی پیش خدا نمیرود.@ معصوم میگوید(عَبدٍ مِسکینٍ مُستَکینٍ مُستَجیر لا یَملِکُ لِنَفسِهِ نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشوراً) خدایا دست خالی دست خالی آمدم امام میگوید من فقط یک چیز پر دارم آوردم آن هم گناه است.@ اگر آدم با پررویی و با خودشیفتگی و با عبادتهایش و با کارهای خیری که کرده بلند بشود برود حرم امام رضا بعد به امام رضا بگوید من که اینطوری هستم اینقدر هیئت خانهمان گرفتم اینقدر گریه کردم حالا بچه من را شفا بده اگر شفا ندی این خیلی خطرناک میشود این یعنی خودفروشی یعنی تو این همه سال هم که داشتی عبادت میکردی برای خدا نبوده.@ یک بچهای این کار را کرده بود هم ما خندیدیم هم متأثر شدیم پدرش گفت آمده استقبال ما در فرودگاه به او پول داده بودم که ما داریم حج و برمیگردیم یک گوسفندی بکش این را جزء هزینهها بگذار نترس من میدهم.@ بعد میگفت پسرم رفته بود یک گل خریده بود آمده بود استقبال من پول گل را هم برای من نوشته بود از جیب خودش برای پدرش خرج نکرده بود که یک گل برای پدرش بخرد ببرد در لیست نوشته بود 3000 تومان گل خریدم این خیلی بد است.@ آدم مگر میشود با معصومین آنها خانواده آسمانی ما هستند مگر میشود آدم با آنها اینطوری رفتار بکند من برایت ده شب گریه کردم پس تو عاطفه نداشتی گریه کردی که یک چیزی به تو بدهند خانهمان روضه گرفتم حالا به ما مزد بده خیلی حرف بدی هست.@ اینقدر نماز شب خواندم اینقدر این کار را کردم پس این دنیا را میخواهم پس تو اصلاً با خود ما کاری نداشتی هیچ انسی با خود ما نداشتی هر کاری کردی آلوده بودی این خودشیفتگی این کارها را سر آدم در میاورد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ما طرحی که داریم انشاالله برای محرم و صفر از این هفته آغاز شد آن طرح جهادیمان طرحمان این هست که انشاالله بتوانیم فرهنگ عزاداری را یک شکل و شمایل انشاالله مهدوی بدهیم از دل عزاداران که گفتیم پنج مرحله هستند عزادارهای حقیقی بیرون بیایند.@ عزادارنی که به فکر امام زمانشان هستند میدانند گریه بر امام حسین عزاداری تا وقتی که شما در چادر امام زمانت نرسی تا در حال حرکت به چادر امام زمان که دارد میگوید(هل من ناصر ینصرنی) نروی و در حال آن حرکت نباشی این عزاداریها با عزاداریهای بقیه اقوامی که شیعه و مسلمان هم نیستند فرقی نمیکند اجر دارد ولی قربی برای ما حاصل نمیکند.@ امام زمان ما مثل حسین سال 61 تنهاست غریب است آواره است و ترد شده است تعبیری که علی(ع) دارد الان یک جایی روی کره زمین امام زمان ناراحت است تنهاست و غصه دارد و گریه دارد و از من و شما که بچههایشان هستیم و شیعیانش میخواهد که کمکش بکنیم بالاخره باید کمک بکنیم.@ ما انشاالله بزودی روی سایت اعلام میکنیم توضیحات کافی را هم نتوانستیم آماده بکنیم انشاالله کارگروهمان دیر تشکیل شد برای هفته بعد میاوریم که چه کارهایی میتوانیم برای این کار جهادی انشاالله فرصت محرم و صفر انجام بدهیم تا بتوانیم انشاالله فرهنگ عزاداریها را از فرهنگهای انگلی و مزدورانه صرفاً در بیاوریم.@ یک فرهنگ عملیاتی جهادی بکنیم تا انشاالله موانع ظهور امام زمان هم به حق خود آقا امام زمان برطرف بشود انشاالله و از این انرژی قدرتمند عاطفی و حرکتهای زیبایی که در آن هست استفاده بکنیم که انشاالله بتوانیم یک خدمتی به امام زمان(ع) بکنیم حالا انشاالله همه تلاشهایتان را بکنید آماده باشید.@ مثل دورهای که برای امام زمان در نیمه شعبان کار کردیم قرار است یک کار اینطوری بکنیم البته این وسعت کارمان امسال بیشتر هست چون میخواهیم خارج از کشور هم انشاالله کار بکنیم متن را برای چند زبان داریم آماده میکنیم که انشاالله در آن کشورها هم این کار را انجام بدهیم.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودتان امواتتان را فراموش نکنید آنها هم گرفتار هستند نیاز دارند همه اموات بدوارثان و بیوارثان زندگیهای فرزندان خودمان جوانان خودمان انشاالله اضطرار و مشکلات از زندگی همه برطرف بشود(اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) .@
جلسه 045 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 045 - تنبلی و بیحوصلگی