جلسه 044 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
44
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
6
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره تنبلی بود امروز انشاالله به حول و قوه الهی میخواهیم در مورد بعضی دیگر از عوامل تنبلی سخن بگوییم که چطور میشود انسان سست میشود اراده خودش را از دست میدهد و آن کاری که باید به عنوان یک وظیفه انجام بدهد برای تأمین خوشبختی خودش انجام نمیدهد.@ یکی از عواملی که در سستی اراده انسان تأثیر دارد این هست که انسان هدفش را با تواناییهای خودش تنظیم نکند یعنی دچار بلندپروازی و آرمانگرایی بدون منطق باشد آرمانگرایی چیز خوبی هست که انسان آرمان داشته باشد یا اهداف را عالی و بلند ببیند.@ اما هر چقدر که یک هدف عالی و بلند هست هر چقدر که یک آرمان بزرگ مقدس و مهم هست ما باید به وزان او امکانات داشته باشیم تا خودمان را برسانیم و الا دچار سرخوردگی خواهیم شد و این سرخوردگی باعث میشود که انسان تنبل و بیحوصله بشود و امکانات خودش را از دست بدهد.@ انسان همانطور که جلسه گذشته عرض کردم به گونهای هست که چون بخش فوق عقلانیش بینهایتطلب هست اگر آن بخش بینهایتطلبش را با بینهایت حقیقی اشباع نکند آن بینهایتطلبی میاید در بخشهای دیگر قرار میگیرد.@ ما در بخش حس به دنبال محسوسات هستیم در بخش خیال مخیلات در بخش وهم موهومات را میخواهیم در بخش عقل هم معقولات را میخواهیم در بخش فوق عقلانی ما عاشق کمال مطلق هستیم به عنوان یک انسان، عاشق بینهایت میشویم که مصداقش هم فقط خداوند تبارک و تعالی است.@ یعنی ما در سه بخش بخش کمالات جمادی گیاهی و حیوانی حیوان هستیم در بخش عقلی فرشته هستیم در بخش فوق عقلی انسان هستیم یعنی در بخش فوق عقلی ما این را میطلبیم مصداق بینهایت فقط الله هست شما اگر در بخش بینهایتطلبت یعنی بخش فوق عقلانیت یا فوق تجردت بینهایت را به روحت دادی یعنی آن بخش انسانی حقیقی خودت که آن ماندگار هم هست و جاودانگی شما به این بستگی دارد این آرامش و شادی و نشاط میاورد.@ انسان دقیقاً به همان چیزی که نیاز دارد میرسد مثل اینکه من الان تشنه هستم آب میخورم الان به صدای خوب نیاز دارم یک صدای خوب تنظیم میشود هوای مناسب میخورم آرامش میگیرم گفتیم اگر ازدواجهای ما در هر پنج بخش با جنس درستی اتفاق بیفتد یعنی موافقی که هماهنگی و همخوانی با ما دارد اتفاق بیفتد حس آرامش دارد بخش گیاهی آرامش دارد بخش حیوانی آرامش دارد بخش عقلانی آرامش دارد بخش فوق عقلانی هم آرام است.@ ولی اگر آن چیزی را که انتخاب میکنیم برای هر بخش ناسازگار باشد ممکن است یک پیوندی برقرار بشود ولی مثل کبد و کلیه بعد از یک مدت پس میزند میگوید این دیگر پس زد نمیشود این کلیه به درد شما نمیخورد این کبد به درد شما نمیخورد انسان دچار سرخوردگی، گرفتاری، جدایی در هر بخش برای انسان پیش میاید و این باعث میشود که عمر آدم تلف بشود.@ حالا در بخش فوق عقلانی توضیحاتش را کامل دادیم که ما چکار بکنیم که در بخش فوق عقلانی این آرامش برای ما حاصل بشود در برنامهها هم توضیح دادیم حالا اگر این بخش بینهایتطلب را اشباع نکردیم یعنی درست با خود بینهایت اشباع نکردیم این اتفاق میاید میافتد در بخشهای پایینی یعنی بخشهای پایینی حریص میشوند بینهایتیشان را میخواهند اینجا ارضاء بکنند.@ یعنی شخص یک دفعه میبینی اگر در مقطع عقلی باشد صبح تا شب میخواهد مطالعه بکند کتاب بخواند در آزمایشگاه باشد درس بخواند کار علمی بکند بعد هم میبینی از بخشهای دیگرش میافتد گفتیم بیشترین کسانی که سر از طلاق در زندگیهایشان در میاورند دو گروه هستند آنهایی که تحصیلات بالاتری دارند و آنهایی که از آسایش بیشتر و ثروت بیشتری برخوردار هستند.@ بیماریهای روحی روانی خودکشیهایمان همه همینطور هست این شخص بُعد بینهایتطلبش را با آن که باید اشباع میکرده نکرده افتاده در کار درس علم دیگر از بخشهای دیگرش غافل است بعد میبینی که همسرش از دستش میرود فرزندانش از دستش میروند اصلاً نمیتواند ارتباط برقرار بکند با فامیل با پدر با مادر با بدن خودش قهر است.@ چون همهاش کار درسی و دانشگاهی میکند میبینی که هیکلش به هم خورده نیازهای جسمیش انجام نمیشود ورزش نمیکند خیلی بخشهای دیگر کلاً آسیب میبیند ولی دکتر خوبی میشود مهندس خوبی میشود متخصص خوبی میشود اما این فقط یک بخش از بخشهای ماست هوش در این بخش خوب است این آدم دکتر مهندس خوبی است.@ ولی بخشهای دیگرش علیل هستند بخشهای دیگرش ضعیف است گداست فقیر است ندارد و برای همین این شخصیت شخصیت متعادلی نمیتواند باشد برای همین این تیپ آدمها چون یک بُعد را میگیرند جلو میروند حتماً در زندگی به شکست میخورند حالا ممکن است آدم درسخوانی نباشد در بخش حیوانی آدم بینهایتطلبی میشود.@ یعنی همیشه میخواهد ماشینش را عوض بکند تلفنش را عوض بکن همسرش را عوض بکند خانهاش را عوض بکند ویلایش را عوض بکند تنوعطلبیها زیباییها و تجملات مال بخش گیاهی است ولی در بخش حیوانی مقام ریاست شهرت همینطوری دائم حریص اینطور چیزها است این هم آرام نمیشود چون اویی که آرام میکند مال بخش پنجم هست که آدم آرامش را از آن در میاورد.@ این تنوعها انسان را به هم میریزد یعنی تنوعها باعث میشود انسان روزبهروز افسردهتر و پژمردهتر بشود گفتم دو تا از بهترین و مشهورترین هنرپیشههای هالیوود همین در این یک ماه گذشته دست به خودکشی زدند همه شما هم میشناسید یعنی فلیمهایشان را همه شما دیدید میشناسید آدمهایی هستند که دائماً در مردم شادی نشاط امید قدرت با فیلمایشان تزریق کردند اما خودشان در اثر شدت افسردگی خودکشی کردند.@ یکیشان موفق بود خودش را کشت و یکیشان هم بعد از سه بار خودکشی باز نجاتش دادند چون قدرت، شهرت، لذت، ثروت نمیتواند جای همسر فوق عقلانی را بگیرد هر بخش همسر خودش را میخواهد به تناسب اگر به او بدهی شخصیت کاملاً متعادل و آرام هست.@ وقتی که این بخش شما به او بیمحلی میکنید محل نمیگذارید آن زیادهخواهیها در این بخشها میاید لذا شخص دچار یک زیادهخواهی و در واقع خیالبافیهایی در مورد وضعیت خودش میشود معمولاً بیش از توان خودش هست بعد در نهایت به شکست منجر میشود مثلاً همسری که میخواهد با آن ازدواج بکند یک ترسیمی از آن همسر دارد یا رشتهای که میخواهد انتخاب بکند.@ ما الان بچههایی داریم که از اول پدرش مادرش بدون اینکه پروبال داشته باشد به او گفتند تو باید مهندس بشوی تو باید دکتر بشوی تو باید حتماً فلان دانشگاه قبول بشوی اصلاً دانشگاههای دیگر نه این دانشگاه باید قبول بشوی تو باید رتبهات این باشد و این باشد این بچه همینطوری با این حس بار آمده این مثلاً توانش یک چیز دیگر است این آدم آدمی هست که هنری هست اصلاً ادم مهندسی نیست.@ اگر این میرفت مثلاً در بخش معماری کار میکرد یا در گرافیک یا در شعر کار میکرد خیلی موفق بود این نیازسنجی نشده استعدادیابی نشده استعدادسنجی نشده این را همینطوری بزرگ کردند این برای خودش همیشه این هست میاید یک دفعه در کنکور شرکت میکند مثلاً توقع دارد نمرهاش بشود 100 زیر 100 و 200 یک دفعه شش هزار میشود.@ شما فکر کنید جوانی که الان با این حس بزرگ شد یک دفعه رتبه شده شش هزار هفت هزار بعد ببینید چه سرخوردگی پیدا میکند بعد دیگر این تنبل میشود این یک دفعه کنار میکشد میگوید من اینطوری فکر نمیکردم بشود دچار سرخوردگی میشود.@ آرمانگرایی اگر کسی آرمانهای مقدس دارد آرمانهای انسانی دارد که قبلاً معرفی کردیم اگر یک کسی بخواهد سرخورده نشود بتواند همیشه حرکت بکند مثلاً میگوید من آرمانم ظهور امام زمان است پدر آسمانی من باشد امام زمان باشد پس باید برایش تلاش بکنی تلاش میکند اما به مقدار توان خودش آهسته آهسته جلو میرود که بتواند هر دفعه درصدی از موانع ظهور امام زمانش را برطرف بکند این خوب است.@ ولی اگر یک دفعه مثلاً حساب بکند انگار که این الان سرلشکر امام زمان هست و این باید همه کارها را انجام بدهد بعد هم توان محدود هست نمیتواند میرود در یک روستا در یک مدرسه چهار نفر نمیتواند جلو برود میگوید من میخواستم با دنیا کار بکنم حالا دیگر مدرسه هم ما را راه نمیدهند یا کسی برای حرف ما تره خورد نمیکند کاملاً دچار سرخوردگی میشود.@ یا گاهی وقتها یک کسی میاید طرحهای خیلی قشنگ جهانی دارد طرحهای کشوری و بینالمللی دارد بعد میاید با جیب خالی میخواهد یک کاری انجام بدهد بعد میبیند نمیتواند به اینجا برسد آن بزرگی هدف در سرش هست بعد سرخورده میشود.@ علی(ع) میفرماید که(مَن طَلَبَ شَیئاً نالَهُ اَو بَعضَه) اگر کسی واقعاً یک چیزی را بخواهد یا به همه آن میرسد یا به بخشی از آن میرسد این نباید ما فکر کنیم که الان ما یک چیزی را در ذهنم ترسیم کردم از همسرم از خانهام از موقعیت اجتماعی از تحصیلات بدون اینکه برایش زمینههای لازم و امکانات لازم را بچینم تلاش لازم مناسب با آن هدف بکنم میرسم.@ و اگر این کار را نکردم تنبلی و بیحوصلگی سراغم آمد آرمان سر جای خودش هست چون بینهایتطلب است انسان همه چیز را به عالیترین شکل دوست دارد به بهترین شکل میخواهد آرمان آن خوبطلبی عالیطلبی سر جای خودش هست اما او اصلاً نمیتواند به آنجا برسد بعد دچار افسردگی میشود.@ چقدر ما الان آدمهای اینطوری داریم که در تیمارستانها هستند در مراکز روانی هستند یا اینکه در خانهها هستند آدمهای پژمرده و داغون اگر یک روزی بنشینی با اینها صحبت بکنی از آرزوهایشان از اندیشههایشان که میگویند ما میخواستیم چه بشویم و الان اینطوری شده خدا میداند چقدر آدمهای اینطوری زیاد هستند ما خیلی با اینها روبرو بودیم و هستیم.@ پس یک هدفی را که ما داریم باید به تناسبش بتوانیم شرائطش را فراهم بکنیم الان اینکه ما سه چهارم ازدواجهایمان شکست میخورد شما الان بروید به این دختر خانمها و آقا پسرهایی که شکست خوردند به آنها بگویید که تو فکر میکردی همین که الان عاشقش بودی عاشق تو بوده یک زمانی از هم متنفر بشوید چند نفر از این زن و شوهرها اینطوری فکر میکردند؟.@ یعنی اگر همان موقع که میخواهد ازدواج بکند به او بگویی اصلاً صلاح نیست با این شخص ازدواج بکنی صلاح نیست با این دختر با این پسر ازدواج بکنی اصلاً زیر بار نمیرود میگوید این همان هست که میتواند من را خوشبخت بکند ولی بعد از شش ماه یکسال خودشان از هم متنفر میشوند.@ عرض کردم ما یک سوم طلاقهایمان سال اول است و دو سومش پنج سال اول، الان در طلاق زن بیشتر آسیب میبیند ولی الان بالای 70% درخواستهای طلاق مال خانمهاست چون اصلاً آن را که فکر میکرد نشد.@ این اصلی که من بارها تکرار کردم که وقتی انسانها غالبشان را برگردانی به این چهار مقطع، مقطع انتخاباتشان مقطع ارتباطاتشان مقطع رفتارهایشان و مقطع چینشهای فکریشان اگر به عقب آنها را برگردانی بگویی برگرد به عقب آن موقع که میخواستی انتخاب بکنی آیا دوباره همین شخص را انتخاب میکنی برای ازدواج یا همین رشته را همین شغل را همین دوستان را همین سبک زندگی را همین محل را غالباً میگویند نه.@ اصلاً این پشیمانی خودش نشاندهنده این هست که ما یک چیز دیگری فکر میکردیم و الان در عمل به یک چیز دیگری رسیدیم بنابراین شخص باید خیلی معقول باشد اگر بخواهد دچار پشیمانی نشود اگر بخواهد دچار شکست حسرت نسبت به گذشته نشود باید از اول در برنامهریزیهایش نهایت دقت را بکند.@ یک جمله امام رضا(ع) دارد که فوقالعاده مهم است میفرماید(مَن سَئَلَ اللهَ التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) کسی که موفقیت را میخواهد در هر زمینهای اقتصادی، هنری، سیاسی، اجتماعی، ازدواج، زناشویی، عشق، تربیت فرزند است هر بخشی که دوست دارد آدم موفقی باشد اما این سختکوش نباشد نمیگوید کوشش نکند میگوید سختکوش نباشد از کوشش خیلی بالاتر است این خودش را مسخره کرده.@ یک کسی بگوید من یک عشقی میخواهم پایدار باشد یک عشقی میخواهم که همیشه خوب باشد همیشه بماند یک زن اینطوری میخواهم یک شوهر اینطوری میخواهم یک زندگی اینطوری میخواهم بچههایی دوست دارم که اینطوری باشند در فیلمها و کارتونها و رمانها آشنا شدند میگوید من میخواهم اینطوری باشد.@ خیلی وقتها بعضی از عزیزان میایند به من میگویند که ما میخواهیم یک برنامه بگیریم ما برنامه دوران بارداری را قبل از انعقاد نطفه کلاً برنامه میدهیم در مورد این پنج تا ژن سلامت و زیبایی هوش و عقل و دین و اخلاق، ولی مثلاً خانم اینطوری میکند میگوید که من دوست دارم بچهام بشود مثل فلان حافظ قرآنی که پنج سالگی حافظ قرآن بود.@ خیلی خوب است آدم میگوید چقدر خوب است بچه من هم اینطوری باشد بعد میگویم ببین او پدر مادر هر دو حافظ قرآن بودند روزی با حوصله پدر مادر برای بچه وقت میگذاشتند مقابله داشتند نشستند آیه به آیه را با اشاره هر کلمه را این شش هزار آیه را کلمه به کلمه با این کار کردند حافظ شده بعد هم ژنهایشان قوی بوده.@ ما میگوییم آقا شما قبل از ازدواج بیا پنج تا ژنت را تقویت کن حالا الان خانمت میخواهد اقدام به باداری بکند بیا قبل از آن اقدام به تقویت ژن بکن دوران بارداری تقویت ژن انجام بده دو سال شیرخوارگی را روی آن کار بکن تا این ژنش قدرتمند بشود مگر نمیگویی میخواهی هوشش زیاد بشود هوش عقل دین اخلاق ظاهر هر چیزی که میخواهی قویش بکنی باید براش سختکوشی بکنی.@ من دوست دارم بچهام اینطوری بشود ولی میبینی نه شوهرت ژن قوی دارد نه خانمت ژن قوی دارد نه حال دارید ژنهایتان را تقویت بکنید فقط یک آرزو است همین یک آرزو من خیلی دوست دارم عشقمان اینطوری بشود دختر پسرهایی که معمولاً مینشینند همین ترانهها و چیزهای دیگر هم الهام میگیرند بعد فکر میکنند واقعاً همین هست.@ ولی بعد وقتی میروی در عمل وارد زندگی میشوی میبینی که اصلاً داستان اینطوری نیست داستان یک چیز دیگر است خصوصیاتها یک چیز دیگر است کمالات یک چیز دیگر است رفتارها یک چیز دیگر است خیلی گرفتاری است.@

بعداً کلی دردسر درست میشود پس اگر من یک کاری را دوست دارم به آن برسم یک چیزی را دوست دارم داشته باشم همان فرمولهایی که قبلاً توضیح دادیم شادی آرامش اینهایی را که گفتیم اگر قرار باشد در ما باشد ما باید برای شادی و آرامش سختکوش باشیم.@ امام صادق(ع) میفرماید شادی بر سه پایه گذاشته یکی(اَلنُهوض) قیام در برابر سختیها یک کسی که آدم تنبل است یک آدم شل است یک آدم لوس زودرنج حساس است این هیچ وقت نمیتواند به شادی برسد این غالباً از چیزهایی که میتواند در او تولید قدرت موفقیت و شادی بکند فرار میکند اصلاً حسش را ندارد که این کار را بکند آدم این کار نیست ولی بله میگوید من شادی را هم دوست دارم.@ بارها گفتم روح ما مثل عضلات ماست یعنی اگر میخواهید شما روح تقویت بشوید مثل عضله باید ورزشهای خاص خودش را داشته باشید یک کسی میخواهد ناراحت نشود عصبی نشود باید دورهاش را طی بکند که حالا در بحث غضب توضیح دادم میخواهد اصلاً تحریک عصبی نشود باید آن تمریناتش را انجام بدهد.@ مثل ورزش رزمی است میگوید من میخواهم بشکنم همین دفعه اول میتواند بشکند؟ نه تمرین میخواهد بیا بزن ساعد را قوی کن بعد میزنی میشکند یا میزنند اینجای آدم دیدید که میایند میزنند چوبها میشکند طرف اینقدر استحکام پیدا کرده یا مثلاً استاد میاید میزند باید قوی بشود.@ روح هم همینطور است روح اگر قرار باشد عصبی نشود قرار باشد افسرده نشود قرار باشد پژمرده نشود قرار باشد عرضه داشته باشد بتواند در تمام سختیها شادی خودش را حفظ بکند بتواند اگر هر مریضی سرطانی طلاقی ورشکستگی مالی تصادفی آسیب جسمی چیزی اتفاق افتاد بتواند قوی باشد و اصلاً ناراحت نشود به او برنخورد باید قبلاً تمرینات استقامت را کرده باشد.@ یک آدمی که حس این کار را ندارد فقط با آرزو نمیشود خوشبخت شد با اینکه دوست دارم نمیشود خوشبخت شد گفتم یک آقایی بعد از 99 زنش رفته بود با زن اولش ازدواج کرده بود یعنی فهمیده بود که همه این مدت اشتباه میکرده به جای اینکه خودش را عوض بکند خانمش را عوض میکرد.@ ما خیلی وقتها نق و غرهایی که به همسرانمان میزنیم به بچههایمان میزنیم باید به خودمان بزنیم یعنی ما اگر قرار است شرائط زندگیمان درست بشود حتی اگر همسر ما همسر خوبی نیست من باید اول خودم را عوض کنم بعد مرتب اصرار دارم او عوض بشود و بدون اینکه من هیچ تلاشی برای عوض کردن خودم انجام بدهم یا حداقل اگر میخواهم طرف مقابل را عوض کنم از شیوه تخصصی خودش عوض کنم.@ اینکه اصرار و لجاجت و دعوا و درگیری و دهان به دهان شدن هیچ مشکلی را حل نمیکند پس آرمانگرایی خیلی خوب است ولی برای آرمانت باید وسائل مورد نیاز را فراهم بکنی. چند وقت پیش یک بنده خدایی آمده بود به من میگفت که من میخواهم مثل علامه فلان بشوم گفتم حالا رشتهات چیست؟ گفت من رشته مهندسی میخوانم، گفتم چطوری میخواهی مثل آن علامه بشوی؟.@ مثل اینکه الان بنده قصاب هستم قصابها دیدید مثل پزشکان لباس سفید میپوشند بعد بگویم من چون لباس سفید تنم هست چاقو دستم هست میخواهم جراح بشوم اینطوری میشود؟ نه دیگر تو دامپزشک هم نمیشوی چه برسد بخواهی جراح آدمها بشوی این کارها را باید تعطیل بکنی یا تعطیل هم نمیکنی باید درس بخوانی دانشگاه بروی مسیر علمی خودش را طی بکنی.@ میگفت میخواهم مثل آنها بشوم گفتم رشته شما چیست؟ گفت رشته من مهندسی است، گفتم میخواهی ادامه بدهی؟ گفت بله میخواهم الان ارشد بخوانم بعد بالاتر بروم گفتم این مسیر که تو میخواهی علامه بشوی مسیر اینطرفی است تو داری اینطرفی میروی گفتم اصلاً حال و حوصله درسهای حوزه و عربی خواندن و ادبیات و فقه و اصول و فلسفه را داری؟ گفت نه اصلاً از اینها بدم میاید.@ این دقیقاً مثل این است که بگوید من یک خانمی پیدا کردم ژاپنی میخواهم بروم با او ازدواج بکنم الان دارم زبان یاد میگریم میگویم چه چیزی داری یاد میگیری؟ آفریقایی دارم یاد میگیرم با این که نمیتوانی با او حرف بزنی باید بروی زبان او را یاد بگیری ما دقیقاً خیلی وقتها آرزوهایمان اینطوری هست یعنی کاملاً ما بر خلاف آنچه که آرزو داریم عمل میکنیم.@ میخواهیم تولید عشق بکنیم بلد نیستیم تولید تنفر میکنیم میخواهیم بچهها خوب بار بیایند خوب بار نمیایند درست عکس آنچه که ما فکر میکنیم بار میایند ما باید بدانیم باید چه چیزهایی تغییر پیدا بکند منشأ همه تحولات و تغییرات در خود ماست ما باید اول یک تغییرات قشنگی بکنیم یک استحکاماتی یک قدرتهایی داشته باشیم حالا آن هدف را به تناسب آن هدف را میچینیم و به آن انشاالله میرسیم.@ اول ببین کجا میخواهی بروی در کدام موقعیت میخواهی موفق بشوی بعد لوازمش را پیدا کن بعد خودت را باید برای آن فارغ بکنی نمیشود بگویی من خیاطی دوست دارم تایپ دوست دارم گلدوزی دوست دارم سرمهدوزی دوست دارم ولی اصلاً نروی کلاسش ثبتنام کنی باید بروی ثبتنام کنی.@ وقتی میگویی من دوست دارم سرمهدوزی کنم خیاطی کنم یعنی چی؟ میخواهم به آن برسم پس برو ثبتنام کن میگوید وقت ندارم من الان بیشتر که در ارشد یا دکترا دارم تدریس میکنم غالباً میایند میگویم آقا مگر شما دکتر نیستی؟ میگوید بله، میگویم اگر مریض شما دفعه دوم بیاید بگوید من حالم خوب نشد شما اولین چیزی که به او میگوی چیست؟ میگویی داروهایی که به شما دادم خوردی یا نخوردی.@ اگر به شما بگوید نه داروها را مصرف نکردم ولی چرا حالم خوب نشد چه چیزی به او میگویی مگر پزشک نیستی؟ میگوید من خیلی ناراحت میشوم اگر یک همچین حرفی بزند میگویم خودت چرا داری با من همچین رفتاری میکنی پزشک است میفهمد با مریض خودش بعد میاید پیش من میگوید من عصبانی هستم من زودرنج هستم پرخاشگر هستم بدبین هستم حساس هستم بعد میگویم حالا بیا این شیوه را انجام بده این فرمول را باید بروی وقت بگذاری.@ شش ماه مرخصی تحصیلی بگیر شش ماه کارت را پایین بیاور شش ماه واحدهای درسی را به جای 20 واحد 14 واحد بکن میگوید نه نمیتوانم پس تو هم داری من را مسخره میکنی هم خودت را، الان ما میگوییم من دوست دارم بچهام خوشگل بشود بچهام باهوش باشد بلد هستی یک بچه خوشگل را نقاشی کنی یا نه؟.@ اگر به یک زن و شوهر از این به بعد خدا اینطوری بگوید که ما بچهها را شبیه نقاشی پدر مادر در میاوریم حالا یک دختر پسر حاضر هستند اقدام به بچهدار شدن بکنند به راحتی یا نه؟ نه میگویند ما شش ماه میرویم دوره نقاشی میبینیم بعد میاییم یک نقاشی خوب میکشیم حالا بچهمان اینطوری در بیاید.@ واقعیت قضیه هم همینطور است خدا هم از همان اول اعلام کرده واقعاً پدر مادر نقاشیهایشان بچههایشان میشود ولی این نقاشیها روی کاغذ انجام نمیشود مال دخترها و خانمها روی تخمکهایشان انجام میشود مال آقایان روی اسپرمهایشان انجام میشود شیوه نقاشی هم با این قلمها نیست.@ الان یکی مثلاً تبلت دارد قلم نوری کنارش هست میکشی بیرون با آن مینویسی این با خودنویس نمیتوانی این کار را بکنی این قلم مخصوص خودش را دارد کار روی ژن کار روی اسپرم کار روی تخمک یک کار است واقعاً، باشگاه هم دارد استاد هم دارد روش هم دارد ولی ما این را قبول نداریم بعد میگوییم چرا بچه یک دفعه الان کج و کوله شده نمیشود باید مسیرش را طی میکردی.@ چرا من الان عصبانی هستم چرا من پرخاشگرم چرا من اینطوری هستم پس این را دقت بکنید خودمان را مسخره نکنیم همسرمان را مسخره نکنیم بچههایمان نسلمان را مسخره نکنیم اگر میخواهیم واقعاً چیزی باشد باید به وزان آن چیزی که میخواهیم از زندگی انتظار داریم آدم باحوصلهای باشیم سختکوش باشیم بتوانیم مسیرهای علمیش را طی بکنیم و مسیرهای عملیاتیش را هم طی بکنیم.@ بلندپروازی یک صدمه دیگری هم دارد وقتی شما بلندپروازی میکنید یک بنده خدایی به پسرش گفت میخواهی چکاره بشوی یکی از علما؟ گفت پدر جان من میخواهم مثل شما بشوم؟ گفت خاک بر سرت من میخواستم امام صادق بشوم این شدم تو اگر میخواهی مثل من بشوی پس هیچی از تو در نمیاید.@ آنهایی که برای 20 میخوانند برای شاگرد اولی میخوانند یک دفعه میبینی 17 در آمد 16 در آمد 18 در آمد میگوید من برای 20 خواندم حالا این شدم آن بچه تنبلها میگویند ما یک 10 هم بگیریم راضی هستیم اگر تو برای 10 ـ 12 بخوانی 6 هم نمیگیری.@ بلندپروازی از این جهت خوب است وقتی شما بلندپروازی میکنی اگر عقل داشته باشی بگویی حالا من برای آن پرواز میخواهم تلاش بکنم من گفتم چند وقت پیش یک خانمی از همین شاگردان ما این بنده خدا خیلی حالش بد بود اضافه وزن داشت.@ بعد از یکسال آمد ما دیدیم چقدر حالش خوب است خیلی عالی گفتم چکار کردی؟ گفت من 30 کیلو کم کردم بارک الله همت دارد وقت گذاشته 30 کیلو کم کرده الان سلامتیش برگشته نشاطش برگشته قدرتش برگشته روی اخلاقش هم تأثیر میگذارد روی نشاط روحی و روانیش هم تأثیر میگذارد.@ بیشتر مشکلاتی که ما در ناحیه روانمان میاید ناشی از بدن است ما اگر سرمایهگذاری روی بدن بکنیم یک ورزش خوب بکنیم یک رژیم غذایی خوب داشته باشیم همه چیز حل است ولی حاضر نیستیم این کار را بکنیم مثلاً میگوید رژیم بگیر این کم بشود این را نخور میگوید چه چیزی بخورم لاغر بشوم نمیگوید چه چیزی نخورم آن موقع هم که میخواهد لاغر بشود باز میگوید چه چیزی بخورم.@ آرمانگرایی خوب است به شرطی که برایش زحمت بکشی ما آدم داشتیم میگفت من 60 کیلو کم کردم تلویزیون چند وقت پیش نشان داد باز یکی دیگر را آوردند میگفت 90 کیلو کم کردم صد و خوردهای بوده تمرین کردم ورزش کردم روزی چند ساعت رفتم باشگاه کار کردم.@ اگر یک کسی واقعاً تنبل و بیحوصله نیست عاقل است خودش را مسخره نمیکند هر چه هدفهایش بلندتر باشد چون حاضر است برایش تلاش بکند و زحمت بکشد میرسد این خوب است ولی یک کسی که بلندپروازی دارد نمیتواند یا نمیخواهد تا آخرش برود و همه فعالیتهایش را انجام بدهد به آن وزان این بلندپروازیها کار دستش میدهد یعنی در او سرخوردگی ایجاد میکند.@ تو برای 20 مگر زحمت نکشیدی الان چند شدی؟ الان 18 شدم پدر مادر عاقل وقتی بچهاش 17 میگیرد 18 میگیرد 19 میگیرد خیلی بچه را تشویق میکند خاک بر سرت پسر خالهات 20 شد تو 19 شدی الان ما چقدر بچه زرنگ داریم گریه میکنند افسرده هستند شبادراری دارند از اضطرابی که دارند کلاس اولی کلاس دومی چون فشار روی او هست که تو باید اینطوری بشوی.@ بیشتر تیزهوشان و مدارس غیرانتفاعی و نخبگان این بلاها را سر بچهها میاورند که اینها چون باید خیلی رتبههایشان اینطوری باشد این بچهها بمباران هستند تحت فشار که تو باید حتماً این رتبه را بدست بیاوری این را بخوان این تمرینات را حل بکند این بچهای که مثلاً باید 8 ساعت کار درسی بکند یک دفعه شده 12 ساعت 16 ساعت شده بعد خوب هم زحمت کشیده.@ الان مثلاً رتبهاش میخواسته صد بشود 400 شده باز هم خیلی عالی است ولی دیگر خودش را نمیبیند میگوید بله من آن رشتهای که میخواستم آن درسی که میخواستم قبول نشدم این پژمرده میشود این آدم هر چه به او بگویی تو 400 هستی خیلی خوب است دیگر قدر زحمات خودش را قدر تواناییهای خودش را اصلاً نمیداند بنابراین شکست میخورد.@ یعنی تنبلی و بیحوصلگی اینجا سراغ آدم میاید شما بروید در تیمارستانها مراکز روانی چقدر افراد نابغه سراغ دارید که الان دیوانه شدند چون به شکست خورده یک آرمانهایی داشته رفته به 80 تا از آنها هم رسیده به 70 تا از آنها هم رسیده به 50 تا از آنها هم رسیده ولی قدر نمیداند که حالا ما 50 رسیدیم به 60 رسیدیم خدا را شکر.@ ناشکر میشود ناسپاس میشود موفقیتهایش را نمیبیند تلاشهایی را که کرده نمیبیند قدر تلاشهایی که کرده نمیداند حالا ما رسیدیم این شده خدا را شکر به همین مقدار رسیدیم بقیهاش هم خدا بزرگ است بقیهاش هم خدا جور میکند نمیشود گرفتاری ایجاد میکند.@ من یادم هست یک دختر خانمی میخواست ازدواج بکند دخترخالهاش الان نه یک چیزی دور و بر 15 سال پیش مثلاً 30 میلیون جهیزیه تهیه کرده بود این هم میخواست حتماً خودش را به دختر خاله برساند کم نیاورد در 30 میلیون بعد پسر آمده پسر خوبی هم بود میخواستند با هم ازدواج بکنند.@ این پسر میگفت حالا چه موقع ازدواج بکنیم عقد بکنیم؟ نه حالا صبر کن من جهیزیهام تمام بشود شد سه ماه بعد شد شش ماه بعد شد نُه ماه بعد شد یکسال، پسر اینقدر متنفر شد طلاق داد گفت اصلاً نمیخواهم با 15 میلیون با 5 میلیون هم میشود سر خانه و زندگی رفت اصلاً چه کسی گفته باید حتماً جهیزیه باشد اصلاً چه کسی گفته دختر واجب است جهیزیه بدهد از کجا این داستان آمده.@ ما پیغمبر فاطمه زهرا(س) عروس بود رسول خدا(ص) چطوری جهیزیه فاطمه زهرا تهیه کرد؟ گفت علی مهریه را رد کن بیاید آقا بازاری است همان اول گفت مهریه را بده از مهریه رفت جهیزیه خرید چه کسی گفته حتماً باید خانواده دختر 30 میلیون 40 میلیون چون دختر دارد میدهد باید جهیزیه هم بدهد؟ نه.@ من خیلی وقتها تعیین میکنند میگویم خیلی هم کار خوبی است که یک پسر یک مرد یک خانواده مرد اینقدر آگاهی داشته باشند که به خانواده دختر بگویند آقا دو تا تکهاش هم ما میگیریم اگر زورت میاید نمیتوانی بگو باشد از روی مهریه پای من حساب کنید پنج تا از آنها را هم من میگیرم به شما فشار میاید اذیت میشوید اینطوری کمک بکنند.@ حالا حتماً باید جهیزیه به یک سقفی برسد نه اگر دختر و پسر قرار است ازدواج بکنند شرائطش را دارند با حداقلها هم میتوانند شروع کنند بعد خدا بزرگ است میرساندشان ما که مال یک نسل قبل هستیم از کجا شروع کردیم از صفر شروع کردیم خدا هم برکت داده تا الان ما را رسانده چه کسی میگوید یک دختر و پسر باید حتماً ماشین داشته باشد خانه داشته باشد یا مهریههای آنچنانی.@ اینها شرائط توهمی شیطانی هست که میاید زندگیها را نابود میکند همه را فانی میکند نه به حداقلها راضی باشیم این زیادهطلبی فکرهای کارتونی کردن کار دست ما میدهد مشکل میسازد.@ ما اگر آرمانگرایی داشته باشیم آرمانگرایی زمانی مثبت هست که بتوانیم به اندازه آن آرمانی که داریم تلاش بکنیم و امکانات هم جمع بکنیم ما الان یازده تا از امامانمان کشته شدند اینها آرمانشان چه بوده؟ هدایت همه انسانها خوب بودن همه انسانها، حالا رسیدند یا نرسیدند؟ نه.@ علی(ع) میفرماید من دیدم مردم ما را نمیخواهند من رفتم تلاشم را کردم مردم نخواستند من راحت در خانهام نشستم(اَوِ استَسلَمَ فَاَری) تسلیم شدم گفتم حالا که نمیخواهند درست بشوند میخواهند مریض بمانند میخواهند فساد داشته باشند میخواهند انحراف داشته باشند میخواهند آدمهای بد بیاید به آنها حکومت کند باشد بروید لیاقتتان همین است.@ مگر یک پزشک بلند میشود میرود میگوید آقا تو مریض هستی خواهش میکنم بیا مطب من من تو را درمان بکنم یک پزشک اینطوری میکند؟ پزشک مهندس یک متخصص سر جای خودش مینشیند هر کس قدرش را دانستند ندانستند راحت مینشیند.@ 1180 سال الان امام زمان غایب است درست است از دست ما ناراحت است درست است ما به فکرش نیستیم چون پدرمان هست امام ما هست توقع دارد ما به عنوان فرزندانش یک عاطفهای نسبت به ایشان داشته باشیم ما الان نداریم.@ امام صادق فرمود تا شما خودتان را آماده نکنید این وضعیت بدبختیها و گرفتاریها و مشکلات شما همچنان سر جایش هست هر وقت فهمیدی به این آقا احتیاج داری به عنوان یک متخصص و به عنوان یک پدر آسمانیت نیاز داری برو بردار بیاور عرضه داری برو موانعش را برطرف کن.@ آرمانها خوب است به شرطی که ما به اندازه وسع خودمان تلاشمان را بکنیم برای همین هم میگویند اگر یک کسی واقعاً بخواهد جزء سربازان امام زمان باشد و روزی هم که محشور میشود هم درجه امام زمان باشد هم مقام امام زمان باشد هم مقام امیرالمؤمنین باشد به اندازه وسع خودش تلاشش را بکند.@ اگر به اندازه وسع خودش تلاشش را کرد مهم نیست به جایی برسد فرمود اگر در خانهاش هم بمیرد یا تصادف کند بمیرد یا مریض شود بمیرد(کَمَن کانَ فی فُستاتِ المَهدی(ع)) مثل کسی که در چادر حضرت بوده و به درجه شهادت رسیده چون این آدم نسبت به وسع خودش تلاش خودش را کرده این را خدا از ما میخواهد که با وسع خودتان تلاش بکنید.@ حالا امام زمان ظهور کرد نکرد شما به حضرت رسیدی نرسیدی شهادت هم همینطور است مگر نمیگویند اگر کسی شهادت را واقعاً بخواهد مریض هم بشود بمیرد شهید محشور میشود چون واقعاً راست میگفته اگر واقعاً جنگ و جهادی بوده این میرفته و حاضر بوده جانش را برای معشوقش و الهاش و خانواده آسمانیش فدا بکند.@ این آدمی که این آمادگی را دارد قطعاً فوتی نمینویسند شهید حسابش میکنند نیت خیلی مهم است اگر واقعاً این نیت را داشته باشی برای آرمانت تلاش بکن و یقیناً همانطور که علی(ع) تضمین کرد شما را جزء یاران امام زمان مینویسند قطعاً هم همانطور که حضرت علی فرمود اگر کسی به مقام منتظر برسد با من و هم درجه من خواهد بود.@ به وسع خودت تلاش کن برای آرمانت واقعاً خیانت نکن زحمت بکش تلاش کن فردا بتوانی چشم در چشم امام زمان شدی بگویی آقا تو پدر من بودی امام من بودی من واقعاً به عنوان یک فرزند وفادار بودم به عنوان یک سرباز به عنوان یک شیعه وفادار بودم برای شما تلاشم را کردم شرمنده نشوی سرت را پایین بیندازی بگویی هیچ کاری نکردی همهاش به فکر مسائل شخصی خودت بودی هیچ کاری نکردی.@ آرمانت پزشک شدن است مهندس شدن است جایزه نوبل است هر چه که هست قهرمانانی که این دفعه طلا آوردند میگفتند ما ده ماه زن و بچهمان را ندیدیم تا توانستیم برویم یک طلا بگیریم یعنی ده ماه در باشگاه ماندیم شب و روز من ده ماه زن و بچهام را ندیدم.@ خانم من میخواهم سال بعد طلا بگیرم خداحافظ شما ما رفتیم ده ماه دیگر من برمیگردم واقعاً اینطوری است ده ماه کار کرده تا توانسته یک طلا گرفته آرمانش طلا بوده میخواسته یک زمانی این مدال طلا را گردنش بیندازد بعضی از آنها میگویند ما چهار سال ورزش میکنیم چهار سال شب و روز کار میکنیم تا یک برنزی نقرهای یا طلایی بگیریم.@ آرمانت این است یعنی کمال گیاهی آرمانت در بخشهای حیوانی هست یا مقام و رسیدن به جایی هست باید برای آن تلاش بکنی اگر آرمانی علمی و عقلی است به وزانش تلاش کن و اگر آرمانهای انسانی داری و فوق عقلانی داری به وزان آن هم تو باید آدم باشی تلاش بکنی تا بتوانی وقتی میمیری نه به عنوان یک حیوان به عنوان یک انسان محشور بشوی.@ وقتی که باطن تو را نگاه میکنند چون در برزخ ما با باطن اصلیمان محشور میشویم نه با شکل الانمان هر شکلی که داریم سنگی است کمتر از سنگ آن پنج مرحله که قرآن گفت حیوانی و کمتر از حیوان، شیطانی و انسانی چطوری میخواهی محشور بشوی پس از الان شروع کن باطنت را شکل بده همان باطنت را قشنگ بکن چون دیر یا زود بالاخره آنطرف میروی وقتی نداریم.@ وقتی آنطرف رفتی باید حتماً شکلت انسان باشد اگر انسان به شکل انسان نباشد یک ابدیت سر راهش هست با یک باطن حیوانی خیلی اینطوری مردن خطرناک است شما نگاه کنید یک مادری با چه امیدی میاید باردار میشود نُه ماه این بچه عزیزش را نگه میدارد با این بچه در شکمش چقدر عشقبازی میکند.@ حالا بچهام به دنیا میاید پدر چه ذوقی میکند خانواده چه ذوقی میکنند همه چه ذوقی دارند که این بچه میخواهد به دنیا بیاید روز زایمان بچه را درآوردند دادند دست مادر میبینند نصف این حیوان است اصلاً شبیه انسان نیست مادر هم گفته دست شما درد نکند بچه را میگیرم خودم میروم زود بلند شده از بیمارستان رفته گذاشته در کیسه زباله بچه را انداخته زیر پل گیشا بروم خانه، من که نمیتوانم بچه را بردارم ببرم بگویم که من این را زاییدم.@ خیلی بد است ما بد متولد بشویم به آن سمت اصلاً آبروریزی است اینجا هر طور بودیم بودیم چهار روز است میگذرد ولی آنجا جاودانه است یک روز دو روز ده سال یک میلیون سال ده میلیون سال نیست لذا آدم باید فکر باطنش را هم بکند از اول سرمایهگذاری بکند آرمان آنطوری داری پس برایش تلاش بکن.@ میخواهی حیوان محشور نشوی پیامبر فرمود مسلمانان به صورت ده حیوان محشور میشوند یا موجودات دیگر، میخواهی به صورت سگ نباشی به صورت میمون نباشی به صورت روباه نباشی به صورت خوک نباشی پس نگاه کن ببین شکلت چطوری است آن آیینهها را هم که در طول درسها دادیم.@ هر روز شما واقعاً میتوانید نگاه بکنید ببینید باطنتان چه شکلی هست دیگر احتیاج ندارد یک ولی خدا یا یک آدم عجیب و غریبی یا از آسمان به ما بگویند شما چه شکلی هستید ما هر روز میتوانیم جلوی این آینههایی که خدا گذاشته نگاه کنیم بفهمیم که الان من شکل چه کسی هستم شبیه چه چیزی هستم.@ پس هر آرمانی در هر بخش داری باید به وزانش تنبلی و بیحوصلگی را کنار بگذاری و به تعبیر امام رضا نه تلاش بلکه سختکوشی بکنی تا به آن موفقیت برسی. تلاشهایتان را ببینید زحماتتان را ببینید از بچههایتان ممنون باشید از همسرتان ممنون باشید نگویید من یک همسر 20 میخواستم حالا مثلاً این الان 8 است 9 است نه اگر آدم خودش را درست بشناسد هیچ وقت به کسی اینطوری نمره نمیدهد و خوبیها را خوب نگاه کنید.@ زیباییها را خوب نگاه کنید کمالات را خوب نگاه کنید بچههایتان را در سرشان نزنید مرتب سرزنششان نکنید مرتب عیب روی آنها نگذاری به آنها اَنگ نزنید همانطوری که هستند دوستشان داشته باشید هر چه که هست همانطوری قشنگ است همانطوری دوستشان داشته باشید حالا میخواهی بالاتر برود واقعاً زمینه بالاتر رفتنش را فراهم کن.@ من همین پنجشنبه هم سر کلاس خانواده آسمانی توضیح میدادم گفتم گاهی وقتها ما از دست بچههایمان خیلی شاکی هستیم بچههایمان را بد میدانیم بچههایمان را شاید نفرین بکنیم چرا اینطوری میکنی چرا آنطوری میکنی یک بار سؤال کن این بچه من که الان دارم به او میگویم بچه بیتربیت بچه بیادب.@ این بچه بیتربیت و بیادب ادب و تربیت را باید از کجا یاد میگرفته؟ این قبل از اینکه تولد پیدا بکند ژنش دست من بوده من میتوانستم خودم ژن ادبم را قوی بکنم همسرم ژن ادبش را قوی بکند ژن وفاداریش را قوی بکند در دوران بارداری ما میتوانستیم ژنهایمان را قوی بکنیم بعد از تولد کلی کار میتوانستیم بکنیم دو سال شیرخوارگی هفت سال اول در اختیار ما بوده خیلی کار میتوانستیم بکنیم نکردیم بعد حالا میگوییم چرا اینطوری شد.@ خیلی وقتها ما به جای اینکه بچههایمان را سرزنش کنیم باید خودمان را سرزنش کنیم خیلی وقتها ما همسرانمان را سرزنش میکنیم اما واقعاً ما یکبار بسنجیم ببینم من هم واقعاً آن که باید باشم هستم من هم میتوانستم همسرم را عاشق خودم نگه دارم من هم میتوانستم نیازهایی که او دارد سه تا بخشی که توضیح دادم در نیازهایی که در بخش مهارتها گفتیم من خودم واقعاً اینطوری بودم یا نه فقط برای طرف مقابل دارم ایراد میکنم.@ اینها را ما باید کامل ببینیم پس خیالبافی نکنیم دنبال چیزهایی که حتماً 100% باشد حتماً عالیترین وضعیت باشد اینطوری نگردیم بله اگر توانش را داری برایش تلاش بکنی بکن ما نمیگوییم آدم پستپسند باشد و کوچکنگر باشد.@ ولی واقعاً توان خودت را نگاه کن ببین اگر نمیتوانی این مسیر را بروی یک چیز پایینتر انتخاب کن یک مسیر دیگر انتخاب کن آن را برو که دیگر بعد به ناامیدی و ضعف و سستی و اینها نیانجامد به محض اینکه ضعف سستی و ناامیدی آمد تنبلی بر انسان حاکم میشود هزاران راه قشنگ در زندگی وجود دارد این را نتوانستی بروی یک راه دیگر برو حالا انشاالله در بحث شکستها توضیح خواهم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@