جلسه 041 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
41
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
3
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره تغذیه بخش فوق عقلانی بود چون در آغاز ماه معظم شعبان هستیم و نزدیک میشویم به ماه مبارک رمضان من با توجه به این موقعیت زمانی بحث تغذیه بُعد فوق عقلانی را تقدیم میکنم.@ گفتیم که ضعفهای انسان به ضعف بُعد فوق عقلانی انسان برمیگردد و قدرت انسان به قدرت بخش انسانی و فوق عقلانی ما برمیگردد و این بُعد بُعدِ مظلومی هست در وجود ما و بُعد بسیار غریبی هست که لازم است تغذیه شود.@ باید به عدالت در مورد همه ابعاد وجودی رفتار بکنیم و شئون هر بُعد و ارزش هر بُعد را خوب شناسایی بکنیم و به میزان ارزشش آن را تغذیه کنیم. ابعاد چهارگانه پایینی باید دقت بکنیم که ابعاد ابزاری هستند در وجود ما ابزار ابعاد اَصالی نستند اصالت ندارند.@ اصالت فقط یک بُعد دارد آن بُعد فوق عقلانی و بُعد جاودانه ماست که بینهایتطلب است ولی باید حتما زوجش و جفتش شناسایی شود چون این بعد اگر شناسایی نشود بینهایتطلبیهای انسان به جای اینکه در بُعد فوق عقلانی جریان پیدا کند میآید در بُعد عقلانی حیوانی گیاهی و جمادی انسان.@ انسان در ابعاد پایینی بینهایتطلب میشود یک سیکل احمقانهای که خیلی در تاریخ اتفاق افتاده که اوجش در سلاطین و پادشاهان و متموّلین تاریخ هست که با یک حرص بینهایت شروع میکنند به کار به جمعآوری دنیا بعد هم به یک هزارمش هم نمیرسند که مصرف بکنند از آنچه که جمع کردند.@ بَعد هم با حسرت پیر میشوند و در پیری حسرت زیادی میخورند از این جهت که دیگر مثل جوانی نمیتوانند دنیاداری کنند چون چیزی غیر از دنیا نمیشناسند بعد آن را هم از دست میدهند و با حسرت میمیرند یعنی با گدایی محض و بدون هیچ شباهتی به شرایط زیستی آخرت از دنیا میروند.@ در جمعآوری جمادات در تجمّلات در امور وهمانی مثل مسائل زمینی و خانوادگی و جاه و مقام و شهرت و ریاست و کارهای اینجوری که خیلیها را در این دریای خودش غرق کرده ولی هیچ شباهتی این افراد با حقیقت یک انسان ندارند.@ نهایتا آدمهایی که خوب هستند به بخشهای عقلیشان میرسند شروع میکنند کارهای مطالعاتی کارهای تحقیقاتی آن هم همهشان نیتشان نیت انسانی نیست واقعا اگر کارهای علمی بالا میکنند به این خاطر کارهای علمی میکنند که بتوانند پول بیشتری ثروت بیشتری به دست بیاورند جاهطلبیهای خودشان را ارضا بکنند و به دنیای خودشان برسند.@ اگر سراغ علم هم میروند علم را به عنوان یک ابزار در خدمت دنیای خودشان میخواهند کمتر هستند افرادی که به سراغ علم بروند و علم را در جهت کمالات انسانی به کار بگیرند یا حداقل به مهربانیهایی که در حد مهربانیهای حیوانات هست بگذرانند و خدمت به مردم به معنای حقیقی بکنند.@ بُعد بینهایتطلب ما یعنی بُعد انسانی ما فقط در یک زمان تربیت شده است و به معنای حقیقی بزرگ میشود و آن زمانی است که با جفت خودش آشنا بشود با زوج خودش که (الله) است و با خانواده آسمانی خودش که اهل بیت(ع) هستند آشنا بشود.@ بَعد وقتی در این بُعد افتاد این بینهایتطلبی هر چه جلو میرود باز جا دارد روز به روز بزرگتر میشود قویتر میشود شادتر میشود چون تربیت تربیت حقیقی هست حد هم ندارد.@ عرض کردم اسمهایی که ما در جوشن کبیر میخوانیم اسمهای خود ماست انسان در صدها و هزاران جهت قابلیت تربیت دارد هر چقدر بخواهد تربیت حقیقی میتواند داشته باشد.@ در طراحیای که خداوند تبارک و تعالی برای انسان کرده گفتیم ما سه رحم داریم رحم زمانی رحم مکانی و رحم استاد، در این رحمها خاصیت رحم چیست خاصیت رحم پرورندگی است پرورش دادن است انسان وقتی در رحم قرار میگیرد با سرعت و قدرت زیادی رشد میکند.@ مثل یک جنینی که در رحم مادر فقط میتواند یک نطفهای که قرار میگیرد فقط همانجاست که میتواند در یک فاصله کم 9 ماهه یک انسان کامل بشود. اگر انسان در رحمهایی که خداوند تبارک و تعالی برای او قرار داده مثل رحمهای زمانی مکانی و رحم استاد خودش را قرار دهد و این اتصال برقرار شود آن رشد صورت میگیرد.@ یکی از آن رحمها رحمهای زمانی هست که در ماههای مختلف قمری ما با خواص و آثار و قدرتهای مختلف و متنوعی با آن روبرو هستیم مثلاً ماه گذشته که ماه رجب بود مثلاً یک روزه روز 27 معادل هفتاد سال قدرت داشت که وقتی میگوید معادل هفتاد سال عبادت است یعنی نورانیت و قدرت هفتاد سال را میتواند به روح شما منتقل بکند یا عبادت شبهایش که هست.@ در ماه شعبان که شما وارد میشوید ماه شعبان از یک قدرت و سازندگی فوقالعاده زیادی برخوردار هست چون این رحم انسان را آماده میکند برای ورود به رحم بزرگتر و قویتری به نام ماه مبارک رمضان که اصلاً ماه ضیافت است.@ علت اینکه خیلیها در ماه رمضان ادراکی از ضیافت ندارند یا متوجه میهمانی نیستند اصلا متوجه نیست که در یک جشن است در یک میهمانی است در ماه عسل خداوند است در ماه عسل آسمانیها و غیب قرار دارد و از روزه فقط نخوردن و ننوشیدنش را میفهمد وقتی میگویند ماه رمضان فقط یاد گرسنگی و تشنگی میافتد.@ علت این است که در آن رحمهای قبلی اصلاً تربیت نمیشوند شما وقتی میگویید عروسی برایتان مفهوم است اگر امشب عروسی دعوت داریم شخص معنایش را میفهمد یعنی میخواهیم برویم یک جایی جشن هست شادی هست شربت هست شیرینی هست میوه هست غذا هست میفهمد یعنی چه پذیرایی را میفهمد .@ مثلا میگوییم پارک میخواهیم برویم شخص میفهمد، میخواهیم برویم جنگل لذتش در ذائقهاش میآید میگوییم میخواهیم برویم کوه یا هرجایی که لذتهای اینطوری دارد رستوران میخواهیم برویم این را میفهمد وقتی تا اسمش را میآوری میخواهیم برویم در یک باغ این را میفهمد.@ تا اسمش را میآوری با خودش معنای خودش و آثار خودش را در ذهن و ذائقه انسان ظاهر میکند،وقتی میگوییم ماه رمضان یعنی ماه ضیافت خدا چرا کسی نمیآید در ذائقهاش یا در ذهنش نمیآید لذتهای یک میهمانی با خدا، لذتهای یک میهمانی با آسمانیها و خانواده آسمانیها در ذائقهاش نمیآید.@ این به این خاطر است که اساسا بخش حیوانی روزه میگیرد و بخشهای بالاتر روزه نمیگیرند و این شخص اصلا از رحم رجب و شعبان هیچ استفادهای نکرده آمادگی ورود به چنین ضیافتی را اصلاً ندارد بنابراین لذتهایش یادش نمیآید.@ الآن الحمد لله وضع خیلی بهتر شده الآن مثلاً وقتی میگوییم ماه رجب خیلی از جوانهای ما لذت مثلاً ایام البیض در ذائقهشان هست میگوید آخ جان امسال دوباره ما میرویم اعتکاف.@ بعد 15 روز جلوتر میروند مسجدها نوبت میگیرند پول میدهند که اسمشان در این ضیافت نوشته شود لذتی هم که آن سه روز میبرند خیلی لذت فوقالعادهای هست و طوری که چند برابر این جمعیت وقتی که نوبت به آنها نمیرسد واقعا با چشم گریان از مساجد برمیگردند که از این لذت محروم شدند.@ میگوییم حج خیلیها این لذت را میفهمند میگوییم مثلاً مشهد کربلا در ذائقه میآید ولی وقتی مثلاً میگوییم ماه مبارک رمضان، ضیافت الهی، شهر الله، اگر کسی فقط گرسنگی و تشنگی بیاید لذتهای عبادی معنوی انسانی با آن به ذائقهاش نمیآید این بُعد ضعیف است این تغذیه درست و حسابی نشده.@ حالا خداوند میآید فضا را اینگونه فراهم میکند برای اینکه ما بتوانیم وارد این ضیافت بشویم چون ضیافت مهمانی است شما وقتی میخواهید یک عروسی بروید معنایش چیست؟ شما پارک دعوت دارید میخواهیم برویم جنگل کوه رستوران میخواهیم برویم عروسی.@ هیچ کدام از شما وقتی بگویند میخواهیم برویم عروسی از کلاس کسی یک دفعه نمیرود عروسی میگوید باید بروم خانه لباسم را عوض کنم شرایط مناسبی برای عروسی داشته باشم وقتی عروسی میخواهید بروید یعنی کار دیگری نیمخواهم بکنم میروم ارتباطم را با هر چیزی که غیر از این است قطع میکنم حرکت میکنم میروم در آن فضا قرار میگیرم.@ حالا ما چرا ما در آن فضای ماه مبارک و ضیافت قرار نمیگیریم مثلاً غذاهای ماه مبارک، رمضان خیلی غذاهای خوشمزهای دارد در بخش فوق عقلانی واقعاً بینظیر است غذاهایش، از غذاهای مثلا یک دقیقهای دو دقیقهای تا غذاهای چند ساعته دارد.@ هر کس میتواند عیاشیها و کیّافیهای اینطوری انجام بدهد میهای مختلف رنگهای مختلف مزهها و طعمهای مختلف با درجات مستی و نشاط مختلفی دارد ولی ما چرا از آن نمیتوانیم استفاده کنیم و لذت نمیبریم؟@ مثل این است که یک نفر را از سرِ زمین کشاورزی بخواهی برداری ببری در فضای عروسی قرار بگیرد الآن دارد بیل میزند گِل و خاک و همه چیز یک دفعه بگویی همینطور بیا سوار ماشین شو برو توی عروسی.@ وقتی خودش هم برود از آن هیچ استفادهای نمیکند میگوید من با این لباس گِلی و خاکی روی صندلی که نمیتوانم بنشینم سرِ پا که نمیتوانم بایستم دست به غذا که نمیتوانم بزنم بعد همه هم مرا نگاه میکنند ژولیده و پولیده آنها همه مرتب هستند.@ صاحبخانه، داماد را که نمیتوانم بروم بغل کنم ببوسم با این سر و وضع با هیچ کس نمیتوانم روبوسی کنم آماده نیست شما وقتی میخواهید وارد ضیافت بشوید انسان باید یواش یواش از ماه رجب و شعبان خودش را برای این میهمانی آماده بکند.@ اگر تنبل باشد و ماه رجب و شعبان را خوب استفاده نکند نمیتواند وارد این ضیافت بشود چون یک دفعه میخواهند کَنده شود بعد مثلا تا 29 شعبان بخور بخور به راه بوده ارتباطات به راه بوده انسش با قسمتهای دیگر، سرِ زمین بوده دیگر!@ بَعد یک دفعه فرض کنید مثل امشب شما در کلاس نشستی بگویی امشب میخواهیم برویم خانه سحر میخواهیم بلند شویم یک دفعه بخواهیم وارد ضیافت بشویم اصلا نمیشود وارد شوید چون اصلا ضیافت که شما بخواهید واردش شوید اینطور نیست که سحر یک چیزی بخوری و وارد ضیافت بشوی.@ اصلاً شب اول ماه مبارک رمضان خودش معادل هزارتا عروسی است انقدر کیف دارد و انقدر بساط دارد و انقدر لذت دارد اصلا نمیتواند وارد شود چون اصلاً با این ماجرا انسی نگرفته، این بخش فوق عقلانی و بخش انسانی کاملاً ضعیف بیحس بیحال بیانس است.@ اصلاً نمیفهمد ماه مبارک یعنی چه ماه ضیافت اصلا فلسفهاش چیست این نمیتواند استفاده بکند. لذا از ماه رجب و شعبان میبینید که یواش یواش حریمها درست میشود.@ مثل مکه میماند شما وقتی که وارد مکه میخواهید بشوید یک دفعه شما را نمیبرند وارد مکه بکنند یک مدتی مدینه هستی حسّت یواش یواش فعال میشود با پیامبر با ائمه حس میگیری بعد میروی به مسجد شَجَره آنجا مُحرم میشوی یواش یواش انقطاع حاصل میشود لباسهایت را عوض میکنی بعد مُحرم میشوی خیلی چیزها را بر خودت حرام میکنی جدا میشوی ولی هنوز کو تا به کعبه برسی.@ بعد دوباره سوار اتومبیل میشوی در آن فضایی که مُحرم شدید میآیید میروید توی هتل وارد حرم میشوید یعنی شهر در واقع، محدوده اطراف مکه، یواش یواش انسان با آمادگی میرود وارد مسجد الحرام میشود حرام که میگوید یعنی اوج خلوت اوج ارتباط با حقتعالی.@ وقتی میگوید حرام یعنی هیچ چیز غیر از این بخش وارد مسجد دیگر حق ندارد بشود زنت دیگر زن تو نیست شوهرت دیگر شوهرت نیست چون مُحرم شدید بر تو حرام شده هیچ کس را تو نداری خودتی و آن بخش انسانی هست.@ برای همین هم گفتم شما وقتی توی کعبه میگردید مَردها خیلی حجاب ندارند دیدید که چطور هست تقریباً نصف بدنشان عریان است زنها هم خدا میگوید اصلا نمیخواهد حجاب اسلامی را رعایت بکنند باید صورت باز باشد حق ندارند صورتشان را بپوشانند.@ در حالی که کسی نگاه بکند میگوید من اینجا که بخواهم با خدا حرف بزنم باید حریمم با خانمها سختتر باشد اتفاقا اصلا خانم نبینم مثل حرم امام رضا دیدید تفکیک میکنند آدم به خانم برخورد نمیکنند خانمها به آقایان برخورد نمیکنند ذهنشان آزادتر است عبادت میکنند.@ ولی وقتی میخواهی بروی پیش خدا میگوید نه اصلا اینطور قبول نیست خانمها باید باشند آقایان باید باشند خانمها باید صورتشان را باز بگذارند آقایان هم باید بدنشان آنطور باشد بعد هم باید توی هم بلولند و بروند.@ آدم میگوید من چطور بروم وسط این همه زن وسط این همه مرد، میگوید تو اگر در احرام بخش زنانگیات را جا نگذاشته باشی مُحرم نشده باشی آنجا وقتی گفتی (لَبَّیک اللَّهم لَکَ لَبَّیک) باید به عنوان یک جنس تمام شده باشد تو باید به عنوان یک انسان وارد کعبه بشوی.@ یک کسی که جنسیتش را میآورد در کعبه یعنی حواسش به یک نامحرم است یعنی در واقع که را با خودش نیاورده؟ با خودش الاغش را هم آورده آن اسب و الاغ کدام است؟ بخش جنسیاش را با خودش آورده.@ اگر کسی حواسش خورد به نامحرم یعنی در واقع مُحرم نشده، یعنی حرام نیست این مُحرم شدن یعنی همین، مُحرم یعنی تو این رابطهها را حرام میکنی مثل عروسی وقتی میخواهی بروی عروسی لباس خانهات را حرام میکنی وقتی میخواهی وارد عروسی شوی خیلی از ارتباطاتت را باید حرام بُکنی، بِکَنی بِکَنی بِکَنی تا بروی در فضای خاص عروسی قرار بگیری.@ این وقتی یک کسی میآید در کعبه اگر حواسش به این چیزها باشد پس اصلاً احرامش احرام راستین نیست برای همین هم وقتی میرود کعبه باز آنجا چیزی نمیبیند هیچ خبری نیست دوباره همان ساختمان است یک ساختمان مکعبشکل است کعبه است کعبه یعنی مکعب چهارضعلی است با یک پرده سیاه جلویش.@ هیچی دوباره همان آش و همان کاسه، هیچ چیز هم نمیفهمد میرود یک گشتی میزند و دوری میزند بَعد میگوید آخ خفهام کردند چقدر خسته شدم چقدر دور زدم این چه بود ما رفتیم گشتیم صفا و مروه چه بود.@ یکی از رفقا رفته بود میگفت یکی از این ثروتمندها آمده بود آنجا تازه مال عمره خیلی شیرین و کوتاه است بعد گفت تمام شد زنگ زد به خانمش گفت برو پول واجب را پس بگیر ول کن بدبخت شدیم خسته شدیم اینجا چیه ما را آوردند اینجا.@ بعد که انجام داده بود گفته بودند تمام شد گفته بود خب تمام شد ولمان کنید برویم مثلاً چرا ما باید یک هفته اینجا باشیم دو سه ساعت تمام شد بگذارید برگردیم تهران برویم سر کار و کاسبیمان این اصلا نیمفهمد کجا آمده به هیچ وجه متوجه نیست.@ پس برای ورود به مهمانی خدا یا رحمهای خیلی قدرتمندی مثل شعبان و از همه مهمتر مهمترین رحمی که باید واردش بشویم رحم ولایت هست در ماه شعبان در مورد امام زمان بعد با همین رحم ولایت شما باید وارد ماه مبارک رمضان بشوید.@ اگر کسی با امام زمان در شعبان پیوند نخورد بعد بدون ولایت و بدون ارتباط با امام زمان بخواهد برود وارد ماه رمضان بشود در واقع همان از ماه رمضان گرسنگی و تشنگی میفهمد هیچ لذتی هیچ کیفی هیچ عیاشی هیچ میکدهای چیزی را اصلا درک نمیکند آن لذتهایی که باید درک بکند را چیزی متوجه نمیشود.@ برای همین الآن که اول شعبان هستیم حتماً سعی کنید که برنامههای زندگیتان را طوری تنظیم بکنید که ارتباطاتتان در شلوغیها کمتر بشود خالهخاله بازیها و مهمانیبازیها و رفیقبازیها و تلویزیونبازی و سریالبازی و کارهای دیگر یواش یواش کم بشود و سعی کنیم این بخش فوق عقلانی را با اصل و حقیقت خودش یعنی الله و خانواده آسمانی انسش بدهیم.@ یعنی هِی نزدیک ببریم تا این یواش یواش حس بگیرد بتواند خودش را پیدا کند خانواده آسمانیاش را ببیند با ساختار و قیمت خودش با شئون خودش با خاندان خودش با آبا و اجداد طاهرین خودش آشنا شود.@ و برای همین هم نگاه کنید در هیچ ماهی ما اینطور نداریم که انقدر گلباران شده باشد ببینید اولش وجود مقدس سید الشهداست تولد سید الشهداست تولد امام سجاد است تولد حضرت ابالفضل هست میروی جلوتر میخوری به تولد امام زمان(ع) یواش یواش در این رحم ولائی قرار بگیری و ارتباطاتت قوی شود و قوی شدنش را قبلا توضیح دادم باز هم اگر برسیم امروز توضیح میدهم از این جهت.@ باید یک ذره خلوتها را بیشتر کرد سحرها آدم بلند شود بعضی روزها را یواش یواش روزه بگیرد و مناجاتها خیلی مهم است مثل مناجات شعبانیه که فوقالعاده زیباست و عاشقانهترین الفاظ در این مناجات شعبانیه است.@ چون خطابهایی که با خدا دارید مثل دعاهای دیگر نیست (اللَّهمَّ) (یا الله) نه خطابها میبینید اِلهی است إِله یعنی معبود معشوق، ضمیر یاء متکلم دارد یعنی عزیز من، معشوق من، دلبر من خیلی هست نحوه حرف زدن با یک بزرگ.@ اگر کسی بتواند با خدا اینطور حرف بزند خیلی قدرت میخواهد کسی با خدا اینطور حرف بزند یعنی با این انس با این صمیمیت بتواند بایستد جلوی خدا به او بگوید که عزیزم إله من، دلبر من، معشوق من، دروغ بگوید خیلی گرفتاری پیدا میکند.@ مثلا به کسی که اصلا دوستش ندارد برود بگوید عزیز من دلبر من اصلا خیلی مسخره است ولی اگر کسی واقعا راست بگوید بتواند راست بگوید وقتی به خدا میگوید عزیزم، دلبر من، معشوق من، محبوب من، معبود من، میبینید که این خیلی چیزها را حل میکند.@ همین مناجات شعبانیه را شما نگاه کنید همهاش با این الفاظ است إلهی، إلهی، إلهی فوقالعاده لذتبخش است حتما فارسی بخوانید آنهایی که عربی نمیتوانند بخوانند.@ حالتهایی را که تصور میشود در این دعا یعنی شما خیالتان را فعال کنید که دارید یک چیزی میگویید یعنی اول تصور کنید که چه دارید میگویید ببینید که خیلی خیلی خیلی لذتبخش است این حالتهایی که شما فقط تصور میکنید بین خودت و خدا.@ میگوید خدایا یک کاری با من بکن که وقتی صدایم میکنی بدَوَم بیایم ببینید آرزوی یک آدم حسابی چیست؟ (فأََجابَک) صدایم کردی اجابت بکنم من. (وَ استَعمَلتَهُ بِمَعُونَتکَ فَعَطاعَک) از من بخواه که بیایم به کمک تو به کمک خدا.@ کمک خدا یعنی چه؟قبلا توضیح دادم چون گفتیم خداوند قادر مطلق است برای چه میگوید به من کمک کنید؟ در دین چرا خدا میگوید به من قرض بدهید؟ (مَن ذَاالَّذی یُقرِضُ الله قَرضاً حَسناً) چه کسی به من قرض میدهد؟ یا (إِن تَنصُرُ الله) خدا را یاری کنید.@ گفتیم خدا مثل مربی میماند که خودش میایستد جلوی هنرجویش میگوید حالا شما بزن توی شکم من حمله کن به من بزن چرا اینکار را میکند؟ میخواهد این قوی بشود خودش را در این معرض قرار میدهد که او را قوی بکند.@ مثل یک پدر و مادری هست که زبان کودکی، حالتهای کودکی میگیرند تا بچه یواش یواش بزرگ شود خدا وقتی میگوید به من کمک بکنید نه اینکه نیازمند است یا وقتی میگوید دین من را کمک بکنید نه اینکه نیازمند است ولی این حس نیاز که در ائمه هست مثل امام حسین که میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنی) چه کسی به من کمک میکند نه که واقعا نیاز داشته باشد.@ امام حسین اگر واقعا نیاز داشت که خودش به تنهایی حریف دشمن میشد نیرو داشت جنها حتّی آمدند به حضرت گفتند ما چند لحظه اینها را تارومار میکنیم اصلا بنا این نیست حضرت میگوید من آمدم اینجا که همین حالت را داشته باشم ببینم که میخواهد زنده شود هر کس میخواهد آشتی بکند آشتی بکند.@ برای همین شما نگاه کنید امام حسین هزاران نفر سرباز دارد ولی همه را رد میکند میگوید آنهایی که قرار است با من عاشقانه بیایند بیایند شب عاشورا هم باز میبیند ناز دارد حضرت میگوید چراغها خاموش باشد هر کس میخواهد برود برود آنهایی که قرار است عاشقانه باشند آنها باشند.@ فضای کمکخواهی خدا و معصوم برای این است که فقط واقعا افرادی که قرآن میگوید خبیثاند بروند کنار افرادی که طیب طاهر پاک عاشق و خالص هستند آنها بمانند اصلا داستان آمدن ما روی زمین همین است.@ خداوند بارها در قرآن میگوید من شماها را دارم آزمایش میکنم دین را برای شما فرستادم نماز را برای شما فرستادم احکام را برای شما فرستادم انبیاء را فرستادم (حَتّی یَمیزَ الخَبیثَ مِنَ الطَیِّب) تا این خبیث از طیب مشخص شود عاشق از یک آدم هوسباز مشخص شود این خیلی مهم است.@ لذا اساسا این نوع خلوتکردنها و اجابتکردنها علامت صدق میماند یعنی این شخص واقعاً صادق است لذا شما میبینید بعضی جاها از همین کلمه صدقه، صدقه برای چه هست شما میدهید علامت چه هست؟ علامت صدق است میخواهیم ببینید واقعا تو چقدر حاضری برای معشوقت هزینه بکنی.@ ما وقتی که به خدا و دین میرسد دنبال پول خردهایمان میگردیم پولهایی که به هیچ کدام بخشهای حیوانی لطمهای وارد نکند حاضر نیستیم این بخشها طوریشان بشود اینها را محکم حفظ میکنیم میگوییم حالا اضافهها و چرکهایش را بدهیم برای خدا، در این صدق نیست.@ صدق آنجایی است که انسان وقتی با معشوقش هست بتواند عزیزترین چیزهایش را هدیه بکند به خداوند. داستان هابیل و قابیل یک داستان حقیقی است هم هابیل هدیه آورد هم قابیل آورد. از یکی قبول شد از یکی قبول نشد.@ از هابیل چرا قبول شد؟ چون عزیزترین چیزش را بهترین چیزش را آورد هدیه کرد به خدا. از قابیل چرا پذیرفته نشد؟ چون کثیفترین و بیارزشترین چیزش را آورد داد به خدا. پس این داستانی است برای امتحان ما. لذا میگوید خدایا مرا از کسانی قرار بده که دعوتم میکنی اجابت کنم. مرا به کمکت فرامیخوانی اطاعتت کنم و بیایم به کمک یعنی صدق.@ دو نفر دختر و پسری که عاشق هستد پسره از خدایش است که مثلاً دختره بگوید بیا برو برای من یک کارت شارژ بخر بیا برو مثلا دانشگاه ما اینکار را برایم انجام بده به همین بهانه دنبال عاشقی کردن میگردند.@ بروم یک خدمتی بکنم دست کنم جیبم یک هدیهای بخرم دلش را به دست بیاورم، آن طرفی هم همینطور دختره هم دنبال بهانهای هست که مثلا یک جوری هزینههایی بکند برای طرف مقابل که عشقش را به دست بیاورد.@ خدا رحمت کند حضرت امام را میگفت من میخواستم بروم استادم را راضی کنم که به من عرفان درس بدهد گفت اول ترسیدم بگویم عرفان، گفتم الآن زود موضع میگیرد بیرونمان میکند رفتم هی خودم را به او چسباندم یک کم صحبت کردم درسی لازم دارم اول اسم فلسفه را آوردم که خیلی چیز نکند.@ بعد میگفت با او رفتم خانهشان نشستم میرفتم میفهمیدم نان سنگک میخواهد نان سنگک میگرفتم میآوردم برایش و کارهای دیگرش را میکردم یواش یواش انس بگیرد. بالاخره به من گفت از جان من چه میخواهی؟! بعد گفتم آقا من درس عرفان میخواهم.@ میگفت با چه شرایط سختی برای من و یک نفر دیگر گذاشت بعد هم که کلاس دونفره شد آن یکی نبود ما بودیم و این. کسی که میخواهد چیزی را دریافت کند باید نازکِش باشد باید بتواند هزینه کند باید در این نازکِشی صادق باشد یعنی در عشقی که میکند.@ یادم است یک خانمی آمده بود کلاس ما توی حرم آمد گفت من دیگه این کلاس نمیآیم دفعه اولش هم بود گفتم برای چه؟ گفت کفشهایم را بردند کسی که کفشهایش را ببرند با خدا قهر میکند ما اولین کاری که میکنیم انقدر بیصداقت و بیعاطفه هستیم واقعا بیمحبت بیعاطفهایم، وقتی در بخشهای پایینیمان یک اتفاقی میافتد اولین کاری که میکنیم با خدا قهر میکنیم.@ میگوید مثلا با خدا قهرم چرا سرِ خواستگاریم به هم خورد چرا سرِ شوهر بهم خورد چرا سرِ زن بهم خورد چرا بچهام مُرد چرا وضع اقتصادیام بد است یعنی این با بخشهای پایینی با خدا رفیق است یعنی اگر پایین را حال بدهی باشه میآیم یک نمازی سرت منت میگذارم میخوانم انگار خدا خیلی آن بالا گیر است لنگ این دو رکعت نماز این است.@ من با خدا قهرم برای اینکه فلان چیز حیوانی را به من ندادی فلان چیز گیاهی جمادی را به من ندادی این دیگر خیلی مسخره است عشق در کار نیست محبت در کار نیست لذتی نیست انسی نیست این به این شکل اصلاً به درد نمیخورد خوب نیست.@ عشق به خداوند فعالیتهای بخش فوق عقلانی باید بدون شرط باشد وقتی شرط گذاشتی با این شرط عشق دیگر مسخره است در کار نیست. در ماه مبارک رمضان، ما از ماه شعبان باید در بخش فوق عقلانی تنبلیهایمان را بگذاریم کنار بیحوصلگیهایمان را بگذاریم کنار.@ واقعا یک ذره مرخصی کاری بگیریم از کارمان آنهایی که میتوانند مرخصی بگیرند ساعت کاری کمتری داشته باشند دوندگیهای کمتری داشته باشند درسهایشان را یک مقدار کم بکنند حتی اساتید هم داریم که در ماه مبارک رمضان ساعتهای کلاسهایشان را جلساتشان را کمتر بکنند فرصت بیشتری به شاگردها بدهند خلوت یعنی این.@ نمیشود یک نفر بگوید من میخواهم بروم زن بگیرم بعد این صبح برود کار بکند مثلا غروب هم بگوید من میخواهم بروم چند تا آموزشگاه بعد با رفقای دوران مجردی هم باشگاه و بساط و شبگردیهایم را داشته باشم بعد رفته خواستگاری یک دختر.@ مثلاً دختره قبول کرده میبیند که این آدم همان آدم است یعنی هیچی از مشغلههای دوران مجردیاش کم نشده پس این زن چه جایگاهی دارد بچه چه جایگاهی دارد بچهدارم هست میبینی مرد همانطور عیاش و الوات است عیاشیها و مشغلههای دوران مجردی را میخواهد داشته باشد.@ اصلا این مرد نمیفهمد که الآن یک زن دارد که وقت خاصی را میطلبد بچه دارد وقتهای خاصی را این بچهها میطلبند این مشغلههای بیرونیش همان است هیچ فرقی با دوران مجردیش نکرده این یعنی یک آدم ظالم یعنی یک آدم نادان یعنی یک آدمی که بیعاطفه است هیچی از زندگی نمیفهمد یا برعکس یک زن ممکن است همینطور باشد.@ پس وقتی میگوییم پیوند، پیوند یعنی هِی در این مرحله حرام نزدیکتر شوی، میگوییم مسجد الحرام، وقتی میگوییم مسجد الحرام یعنی تو قبلش باید خیلی چیزها را حرام کرده باشی با خودت تا برسی به معشوق وإلاّ وقتی وارد کعبه میشوی وارد مسجد الحرام میشوی تو فقط همان ساختمان را میبینی با یک مشت آدمی که دارند دورش میگردند هیچ چیز دیگر آنجا نمیفهمی.@ وقتی وارد ماه رمضان میشوی با کراهت با ناراحتی با عصبانیت وارد ماه رمضان میشوی با خوشحالی هم از آن خارج میشوی پس تو اصلا در واقع هیچ حسی نسبت به این مهمانی نداشتی پس اصلا پیوندی برقرار نشده هیچ سنخیتی نداری.@ ما ذاتاً که از خدا بدمان نمیآید همه دوستش داریم چرا ما نمیفهمیم چرا ما به این لذت نمیرسیم چرا ما به این انس نمیرسیم چرا آن میکده برای ما هیچ جذابیتی ندارد چرا شرابهایش را وقتی میخوریم در ذائقه ما شیرین و خوش و عالی و مستکننده و نشاطآور نیست برای اینکه ما با آمادگی واردش نشدیم.@ پدر عروس هم هست پدر داماد هم هست نمیشود که بگوییم پدر عروس است برویم از بیمارستان مرخصیاش را بگیریم لاأقل بیاوریم عروسی دخترش، این را نمیشود همانطور برداری با تخت و لباس آلوده، ببرش خانه یک دوشی بگیرد یک لباسی عوض کند حالا روی ویلچر بنشانیدش.@ فضای عروسی مناسب خودش است فضای خاص خودش را دارد نمیشود که با لباس کارگری و عرق کرده و بوی گَند کار و چیزهای دیگر با همان حس وارد مجلس عروسی بشوی نمیشود، حالا بگوییم این پدر عروس عاطفه ندارد نسبت به دخترش یا نسبت به دامادش؟ چرا دارد آمادگی ندارد.@ ما باید آمادگی در خودمان ایجاد کنیم یعنی اگر بخواهیم آن لذت را ببریم باید تمیزی نظافت طهارتمان را از الآن یواش یواش شروع کنیم هر چیزی که گناه هست معصیت هست حرام هست کنار بگذاریم.@ دزدان ازاذل و اوباش هم وقتی که میخواهند روزه بگیرند حتی فواحش زنهای بدکاره که در سابقه کتابها نوشته زندگینامههایشان را ماه رمضان که میشود کار حرامش را کنار میگذارد محرّم که میشود به عشق امام حسین کارهای حرامشان را کنار میگذارند بعد میروند یک عزاداری درست شرکت میکنند.@ استاد ما حضرت آیت الله مجهتدی میفرمودند که ما در نجف کسانی داشتیم که دزد بود من میشناختمش ولی ماه رمضان ما میدیدیم میآید کنار حرم میایستد گدایی میکند بعد میگفتیم تو چطور الآن گدایی میکنی؟@ میگفت من چون میخواهم روزه بگیرم لقمهام باید حلال باشد از راه دزدی نباشد یعنی آن یک ماه را میگوید لقمه حلال بخوریم که میخواهیم روزه بگیریم اینها را رعایت میکند حُرمتها باید رعایت شود.@ کسی وارد ماه مبارک رمضان میخواهد بشود باید ارتباطاتش را یواش یواش کم کند انسش را به آن سمت زیاد کند توبه کند گناهانش را کنار بگذارد اخلاق بدش را کنار بگذارد چون شما میخواهید هزار تا اسم بخوانید از خدا در جوشن کبیر این اسمها اسمهای خودت است.@ یک آدمی که میخواهد مثلا بگوید (یا رَحمانُ یا رَحیم) چون باید شبیه آن بشود نمیشود یک آدم بداخلاق، زودرنج، حساس، عصبی، نیشزَن، غُرزَن، یک آدم توطئهکُن، غیبتکُن، تهمتبزن، یک آدم خبرچین، یک آدم فوضول اینطور نمیتواند وارد ماه رمضان شود وقتی اینطور میشوی آن اسمها را میخوانی دیگر مسخره است.@ یک کسی که مثلا میخواهد بگوید (یا مُرتاح) اسم خداست در جوشن کبیر یعنی ای خدای شاد، باید بلد باشد شاد باشد یک کسی مدیریت شادی بلد نیست نمیتواند خودش را شاد نگه دارد غمهایش را نمیتواند مدیریت بکند برای غمها نمیتواند ارزشگذاری انجام دهد.@ برای دوزار میبینی یک میلیون تومان غصه میخورد این اصلا نمیتواند با یک خدای شاد ارتباط برقرار کند یک آدمی که یک سره غصههای بخشهای طبیعی را دارد این بخش اصلا برایش غصه ندارد اصلا غصه این بخش را نمیخورد.@ برای همین هم هست بعد از چهل سال پنجاه سال چون غصه این بخش را ندارد همهاش دغدغههای بخشهای پایین است این بعد از پنجاه سال هم وقتی نماز چهار رکعتیاش بشود دو رکعت باز هم خوشحال است یعنی ناراحت نیست چون دغدغه ندارد نماز خواند خواند نخواند نخواند رعایت کرد کرد نکرد نکرد.@ ما چقدر آدم داریم الآن پولدارأند مستطیع هستند اصلا حج برایشان مسئلهای نیست که بروند میگوید چیه بروم پولم را بدهم که چی بشود سال به سال امام رضا نمیروند چون این بخش نیاز ندارد چون این بخش فعال نیست.@ حسینی ندارد حرم ندارد میکده ندارد امام زمان نیمفهمد چه شد نیمه شعبان نمیفهمد هیچی اصلا نمیفهمد امام زمان پدرش است بدبختی همین است کنار پدرش است و نمیداند این پدرش است.@

این خیلی بد است لذا وقتی هم که نیمه شعبان میآید میگوید نیمه شعبان چیست یادش میافتد میگوید خب چراغانی میشود طاق نصرت میزنند شربت میدهند شیرینی میدهند.@ پدرت است این 1180 سال آواره است طرد شده است تنهاست و غریب است میخواهی برایش چکار کنی؟ میگوید من چکارهام اصلا حس ندارد که باید یک کاری برای پدرش بکند یک قدمی برایش بردارد.@ ما اگر نتوانیم شعبان خودمان را وصل بکنیم باز کورکورانه وارد ماه رمضان میشویم با ناراحتی با فشار هِی هم ساعت میگیریم که افطار کی میشود چقدر مانده به افطار، سفرهها هم که گفتم خانمها از بعدازظهر شروع میکنند البته به همکاری آقایان انتقام از خدا.@ سفرههای رنگین، هیچ سفرهای به اندازه سفره ماه رمضان رنگین نیست سفرههای ماه رمضان همهاش عقدهای است همش عقده است همش عصبانیت از دست خداست اما مؤدبانه عصبانیت دارد.@ عقده است عصبانیت است معلوم است که این آدم خیلی عصبانی بوده یک همچنین سفرهای چیده و تمام آن شیطانی که توانسته بود حبسش کند یک دفعه دم افطار آزاد میشود میآید انتقام میگیرد میگوید اول ماه رمضان 60 کیلو بودم آخر ماه رمضان شدم 65 کیلو! یعنی انتقام یعنی عقده یعنی ناراحتی یعنی عصبانیت.@ در تغذیه بخش فوق عقلانی ما باید جدی باشیم یعنی همانطور که در بخش جسمیمان جدی هستیم، یک خانمی از صبح بلند شده زده بیرون مرد میگوید کجا رفتی میگوید امروز میخواهم آش درست کنم گفتم سبزی بگیرم دم صبح سبزی تمام نشود.@ 3،4 کیلو سبزی گرفته نشسته بنده خدا پاک میکند بعد خیس میکند بعد اینها را بارمیگذارد بعد تا بایستد آش پرورش پیدا بکند میبینی ساعت شد 2 بعدازظهر چه میشود؟ امروز میخواهیم آش بخوریم.@ همه هم جمع میشوند کشکش را بگیرم اینطور کنم روی آش اینطور بریزم مدل اینطور بگذارم روغن و نعنا داغ و چه فیلمی تا این آش باربیاید، سفرهآرایی و بچینید و ظرف بگذارید و قاشق و چنگال چطوری باشد و غذاهای دیگر هم هست.@ برای چند دقیقه؟ برای ده دقیقه یک ربع میبینی همه غارت شد رفت برای ده دقیقه لذت آن همه تشریفات برای یک ربع لذت این همه تشریفات هزینه ولی کسی برای نماز این کار را نمیکند.@ مثلاً بخواهی نماز بخوانی مسواک بزن ولش کن حال نداریم یک ذره عطر بزن حوصله ندارم لباست را عوض کن مثلا چادرت را دربیاور یک چادر رنگی بپوش یک سجاده بنداز ول کن، مُهر را پرت میکند با پا هم بعضیها میزنند، با همان لباس عرق کرده و خستگی و انگار اصلا حس ندارد نمیخواهد یک مراسم تشریفاتی و قشنگی را برقرار بکند.@ حالا اگر بگویی برو پیش نامزدت نه من اینطور که نمیتوانم بروم باید بروم حمام باید لباس عوض کنم باید لباسم اینطور باشد باید ست کنم اتو نباشد چه خاکی به سرم بکنم عطر بزنم هزار قروفر که یک نفر میخواهد ببیندش.@ حالا خدا کند حلال باشد بعضیها بزک میکنند برای اینکه حرام میبیندشان آن دیگر خیلی بد است کسی بزک بکند برود توی خیابان نامحرم بخواهد ببینید خیلی بد است برای نامحرم انسان تزیین بکند .@ ولی وقتی نوبت خدا میرسد نوبت امام زمان میرسد نوبت فرشتهها میرسد هیچی غیب هیچی آسمان هیچی خانواده آسمانی هیچی این نشان میدهد این بخش خیلی ضعیف و مظلوم است ما هنوز خودمان را خوب نشناختیم.@ هنوز متوجه نیستیم ما آدمیم ما زن نیستیم مرد نیستیم دانشمند نیستیم رئیس جمهور نیستیم اینها همه بخش پایینیمان است وزیر و وکیل و کارمند و بازاری و تاجر و اینها بخش حیوانی است ولی ما اینها را اصالت بیشتر میدهیم تا این بخش.@ لذا این بخش دچار سوء تغذیه خیلی شدید هست یعنی اگر میشد از کودک عزیز روانمان عکس بگیریم مثل این آفریقاییهایی بود که دندههایشان بیرون زده دیدید که شکلهای عجیب و غریبی دارند یک موجود در حال مُردن یا اصلاً مُرده.@ بعضیها که میمیرند (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ) اصلا زنده نیست مرده است. یک بنده خدایی همسایهمان بود گفتند که بیا توروخدا دارد میمیرد به این یک چیزی بگو رفتیم هر کاری کردیم من آمدم این امام جماعت مسجد آمد ببین پاشو یک (لا إِلهَ إِلاَّ الله) دو رکعت نماز بخوان.@ چند روز در خانه بود یک عمر جوانی و همه غفلت الآن اصلاً روحش نمیگرفت بیاید با خدا، یک عمر از این خدا متنفر بوده من گفتم امام جماعت گفت هر کاری کردیم یک (لا إِلهَ إِلاَّ الله) دو رکعت نماز بلند نشد بخواند آخر هم همانطور مُرد.@ در جوانی خودش را کُشته خیلی وقت است این مُرده، حسی ندارد به آسمان به غیب به خانواده آسمانی میگویی فاطمه زهرا اصلا کی هست میگوییم امام زمان، حضرت علی، پیغمبر اصل توأند ریشه توأند تو از اینها خلق شدی.@ امام زمان غریب است اصلا دلش تکان نمیخورد آواره است طرد شده است برای یک فیلم هندی گریه میکند برای بچه برای زنه برای مرده برای پیرمَرده گریه میکند فیلم مستند ببینید میگوید آخ آخ آن حیوان دارد آن حیوان را میخورد برای یک آهو مینشیند گریه میکند.@ افسانه سریالهایی که اصلا واقعیت نداشته اصلاً از اول کسی نبوده چیزی نبوده اصلا آدمی به این اسم نبوده اصلا چنین اتفاقی نیفتاده میداند همهاش افسانه است مینشیند با آن حس میگیرد بالا میرود پایین میرود رابطه وجودی دارد تعقیب میکند برایش مهم است کارهای دیگر زندگیش را تنظیم میکند که حتما سر آن ساعت بنشیند این افسانه را پیگیری کند.@ ولی وقتی که نوبت خانواده آسمانیاش میشود 50 سالش است بگو 5 دقیقه راجب امام جواد صحبت کن دو تا جمله از امامت بگو از پدرت بگو، امام پدرت بوده دیگر.@ از پیغمبر بگو از امیر المؤمنین بگو از حضرت زهرا بگو از مادرت بگو حس نیست همه اینها به چه برمیگردد که ما باز تأکید میکنیم که ریشه همه بیحوصلگیهای معنوی و انسانی و ریشه همه بیحسیهای معنوی و انسانی این است که انسان اول معرفت ندارد خودش را نمیشناسد.@ معرفت که آمد قیمت انسان دستش آمد انسان با قیمت خودش رفتار میکند انتخابها ارتباطات روابط و این 5 بخش را اساسا با قیمت خودش انتخاب میکند، ازدواج میخواهد بکند با قیمت، مفت ازدواج نمیکند رشته میخواهد انتخاب کند لباس میخواهد بپوشد دوست میخواهد انتخاب بکند مسافرت میخواهد برود مهمانی میخواهد برود مهمان میخواهد قبول کند.@ هر کاری میخواهد بکند به قیمت شخصیت اصلیش این کار را میکند نه به قیمت شخصیت زنانهاش یا شخصیت مردانهاش یا شخصیتهای حیوانیاش اینطور اصلا دست به انتخاب نمیزند قیمتش را شناسایی میکند و به قیمت این کار را انجام میدهد.@ ما در ماه شعبان باید تنبلیهایمان را بگذاریم کنار یواش یواش خلوتهایمان را بیشتر بکنیم انسهایمان را بیشتر بکنیم یک سری به مفاتیح حتماً بزنیم ذکرهایمان را بیشتر بکنیم سطح ذکرها را بالاتر ببریم با حوصلهتر سر ذکرها بنشینیم تعقیباتمان را بهتر بکنیم قرآن خواندن را انس بیشتری بگیریم خوراکهای شنیداریمان خیلی مهم است.@

شنیداریهایمان را بیشتر بکنیم مطالعاتمان را بالاتر ببریم هیچ چیز مثل شنیدن و مطالعه آدم را قوی نمیکند اینها غذاست لذا حتی شب قدر هم که مهمترین شب سال هست بهترین عمل کسب معرفت است.@ یعنی اصلا بنشیند بفهمد معرفتش را بالا ببرد مثل کاری که حالا مثلا شما دارید میکنید یا جاهای دیگر انجام میدهید کسب معرفت اینکه سطح بالای دانش فهم خودم را نسبت به خودم به خلقت به داستان خلقت به این که اصلا من که هستم بالا ببریم.@ بنابراین خیلی خطرناک است که ما خدای نکرده ممکن است ماه شعبان آخرمان باشد ماه رمضان آخرمان باشد بالاخره آدم باید حواسش باشد که مفت از دست نرود باید واقعا یک سلسله از کارهایش را کم بکند اگر میتواند، سعی بکند که این کار را انجام دهد.@ مثلا نمیشود به یک داماد نگوییم عروسیت است بالاخره باید برای عروسیت وقتی بگذاری خواستگاری بروی نمیشه بگویی ننه جون تو برو هر کس را پسندیدی یک حلقه هم از طرف ما برایش ببر.@ قدیمیها بودند میگفتند ما زنمان را فقط کی دیدیم؟ شب عروسی دیدیم شوهرمان را شب عروسی دیدیم تا آن موقع اصلا ندیده بودیم نمیدانستیم قرار است با کی زندگی بکنیم نمیشود که بالاخره الآن باید وقت بگذاری خواستگاری را بیایی دو جلسه سه جلسه باید با طرف صحبت کنی ببینی به توافق میرسی چند جلسه وقت بگذاری.@ بعد نامزدبازیهای خاص خودش را دارد تمرین است دوران عقد تمرینهای خاص خودش را دارد تا یواش یواش بتوانید با هم زندگی کنید مهارتها شخصیتها دست همدیگر بیاید بعد هم که میخواهی ازدواج کنی باید برای زندگیت وقت بگذاری.@ ما برای زندگی با حقتعالی با معشوقمان وقت انس نداریم لذا خدا خودش میفرماید، میفرماید که هر چقدر قرار است با من زندگی کنید همان مقدار با من انس بگیرید ما قرار است بینهایت کنار خدا خانواده آسمانیمان باشیم پس باید نترسیم از آسمان و از غیب.@ وقت اسم مُردن میآید کسی که از مُردن میترسد یعنی اصلاً با خودش بیگانه است شیطان انقدر آدمها را ضعیف نگه میدارد که میگوید من دلشوره دارم الآن چند وقت است ناراحتم همش میگویم نکند مریض شوم نکند شوهرم مریض شود نکند بچهام مریض طوریش شود اول خودت را بشناس وقتی خود را شناختی دیگر ترسی در تو وجود ندارد.@ همه ترسها اضطرابها غصهها برای این است که ما با بخشهای پایینی داریم زندگی میکنیم با غُصههای بخشهای پایینی، وقتی که با بخشهای اصلی زندگی کنیم نوع غصههایمان اشرافی شد نوع غصههایمان دردهایمان غمهایمان اشرافی شد غمهای پایینی دیگر آزاردهنده نیست.@ (اَلَّذین إِذا اَصابَتهُم مُصیبَۀً قالوُا إِنّا لله) انقدر قشنگ ببینید چقدر قشنگ است این آدم شاد است لذا میگوید باید به این آدم بشارت داد یعنی اصلا کَکَش نمیگزد حالا بگویی این اتفاق افتاده طلاق اتفاق افتاده این مُرد این اینطور شد آن آنطور شد آن ماشین اینطور شد تصادف شد این انقدر دارد انقدر این آدم ثروت دارد اصلا نمیریزد زمین هیچ طوریش نمیشود.@ ولی یک کسی که همه ثروتهایش بخشهای پایینی است کافی است کنکو قبول نشود کافی است یک سال دیرتر از دختر خالهاش و باجناقش مدرک را بگیرد احساس حقارت به او دست بدهد کافی است آن یکی دانشگاه دولتی قبول شود این دانشگاه پولی باشد احساس بدی به او دست میدهد، کافی است او بشود دکتر این بشود پرستار احساس بدی به او دست میدهد.@ کافی است یک نفر وضع مالیش خوب باشد این یک ذره وضع مالیش پایینتر باشد همهاش حقارت همهاش تحقیر همهاش عقده همهاش ناراحتی همهاش عصبانیت همهاش ناسازگاری، یعنی همهاش گرفتار کمالات بخشهای پایینی و بخشهای حیوانی است حتی بخشهای پایینتر از حیوانیت.@ اگر کسی خودش را بشناسد در نوع برنامهریزیهایش دیگر تنبلی اصلا راه ندارد بیحوصلگی اصلا در این آدم معنا ندارد بیحسی معنا ندارد چون این یک عالم یک ابدیت سر راهش است شوخی نیست یک ابدیت سر راهش است یک زندگی جاودانه سر راهش است بزودی هم قرار است وارد آن شود خوشبختانه.@ یکی از چیزهایی که خیلی خبر خوشی است برای آدم این است که یک آدمی که خودش را میشناسد هر چه از سنش میگذرد بالا خوشحالتر است شادتر و آرامتر است یعنی وقتی که یک ذره علائم پیری علائم موی سفید یک مقدار این چروکیها در سر و صورت و بدنش میآید عروسیش نزدیکتر میشود.@ (المُوتُ عُرسُ المُؤمِن) موت عروسی مؤمن است، اصلاً کیف میکند دارد نزدیک میشود میگوید خب تمام شد 60 سالش 40 سالش 50 سالش 30 سالش گذشت خوب است حداقل انقدرش گذشته بیتابی دارد برای اینکه به آن مرحله برسد این آدم اصلا ترس ندارد این آدم دیگر غصه ندارد از هیچ چیز نمیترسد چیزی را از دست بدهد.@ برای همین پیامبر فرمود (مَن بَکا عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی برای دنیا میتواند گریه بکند و دنیا میتواند مچالهاش بکند دنیا میتواند تحقیرش بکند بخشهای پایینی میتوانند بیشخصیتش بکنند این همان جهنم دارد با خودش (دَخَلَ النّار) داخل جهنم میشود.@ یا آدمی که این همه ثروتهای متعالی دارد اگر از آن استفاده نکند واقعاً خیلی احمق است در جیبش پر ثروت آدم ثروتمندی است از آن استفاده نکند همینطور بمیرد.@ یادم است یک بنده خدایی بود خیلی دنبال گنج بود میرفت این شهرستان آن شهرستان گنجیاب بخریم نقشه اصل است بدل است اینطوری بود تا یک فرصتی میکرد ده روز مرخصی میگرفت یا مثلا تعطیلات میخورد میرفت دنبال این کارها، همین بچه محل خودمان هم بود.@ همش میرفت این شهرستان آن شهرستان اینور آنور همهاش هم میگفت دنبال گنجیم برویم یک جایی گنج هست باید برویم یواشکی پیدایش کنیم خلاصه خانهاش افتاد در طرح شهرداری خانهاش را خرید.@ رفت یک جای دیگر خانه خرید بعدا شهرداری که خانهاش را داشت خراب میکرد در خانه خودش گنج پیدا کردند، این وقتی فهمید در خانه خودش گنج بوده سکته کرد واقعاً بیچاره سکته کرد یکوری افتاد تا آخر عمر هم همینطوری بود.@ یعنی من این همه سال میگشتم اینور و آنور، خودش روی گنج زندگی میکرد شهرداری چندتا کوزه بزرگ پیدا کردند، ما همه همین حالت را داریم همهمان روی ثروتهای عظیمی نشستیم غُصه مرغ همسایه غاز است.@

همه ما همینطوریم یعنی ما روی دریای بینهایتی از شادی آرامش ثروت قدرت نشاط و خوشبختی هستیم همش عزادار بدبختیهای بخشهای دیگرمان هستیم همش عزادار بخشهای پایینی هستیم چرا؟ چون خدا را نمیشناسیم قیمت دستمان نیست.@ ماه شعبان را إن شاء الله محترم بشمارید تنبلیها و بیحوصلگیها را کنار بگذاریم وقت بگذاریم جدی باشیم تا انسان جدی نباشد قیمت پیدا نمیکند در روایت فرمود هر کس میخواهد بداند پیش خدا چقدر قیمت دارد ببیند خدا پیش او چقدر قیمت دارد.@ هر کس میخواهد بداند منزلت آسمان منزلت غیب منزلت الله منزلت خانواده آسمانیش، پیش آنها چقدر منزلت دارد ببیند در دل خودش اینها چقدر قیمت دارند اگر قیمت داشته باشند آدم در ارتباطات جدی است.@ این ارتباطات را جدی میگیرد برایش نقشه دارد طرح دارد برنامه دارد در این ارتباط جدی است و واقعا به ازدواجهای فوق عقلانی فکر میکند به ارتباطات فوق عقلانی، رفاقتها و میکدهها و مهمانیهای فوق عقلانی فکر میکند و برایش برنامه دارد.@ ولی یک کسی که میگوید أه ماه رمضان آمد ما حوصله نداریم دوباره این هم مزاحم است چکار کنیم باید روزه را بگیریم نگیریم میرویم جهنم، دوباره اذان گفتند الآن وقت نماز است اصلا حسش را نداریم، زوری است دیگر.@ حالا میخوانیم بگذار حالا، کش و قوس و بابا و ننه و خودش را دقمرگ میکند تا... هیچ فایده ندارد این یعنی بیقیمتی بخش فوق عقلانی یعنی ظلم به این کودک عزیز روان یعنی جنایت یعنی قساوت یعنی بیرحمی نسبت به خودمان.@ شما چطور میگوید این آدم معتاد است مثلاً مقصر است که رفته این کار را کرده چرا به خودش ظلم میکند کسی که دزد است کسی که قاچاقچی است میگوییم ظلم دارد میکند ما جنایتهای خیلی بدتر از این داریم در حق خودمان اعمال میکنیم بعد احساس گناه هم نداریم هیچ کس هم نمیآید بگوید که مقصری.@ الآن جامعه یک جوری است که هر چه آدم جنایتکار میشود در جامعه نسبت به خودش عزتش هم بیشتر میشود میگویند این چه ثروتی دارد این چه موقعیتی دارد الآن این سفیر است این وکیل است این وزیر است آدم حسابی را اینها میدانند.@ خدا آدم حسابی را اینها نمیداند ملائکه خانواده آسمانی اینها را آدم حسابی نمیداند باید آدم برود به قیمت خودش زندگی بکند و به قیمت خودش برای خودش وقت بگذارد. دو سه تا سئوال کردند سئوالها را هم بگوییم. سئوال اول را فرمودند آیا انسان غیر از روح الهی خود است پس چه کسی باید این روح را تقویت کند؟@ ببینید این روح همان قدرت بینهایت الهی است که در وجود ماست وقتی شما راجع به این روح تغذیه میکنید میشنوید اطلاعات کسب میکنید مثل یک کسی که میخواهد بدانید پدرش کیست مادرش کیست از کجا آمده این شعر خیلی زیبایی است.@

یعنی بفهمم بالاخره این خدا بیکار بوده ما را آفریده اگر برای ازدواج بوده برای ریاست بود حیوانات همهشان عالیتر از ما هستند اگر برای دکتر مهندس شدن و عالم شدن است فرشتهها هستند جنها هستند آنها هم اطلاعاتشان خیلی زیاد است بیشتر از ما هم میدانند.@ اگر برای قدرت بدنی و این چیزها باشد که حیوانات قدرت بدنیشان خیلی از ما بیشتر است جنها خیلی بیشتر است ملائکه خیلی بیشتر است برای این چیزها که ما نیامدیم به دنیا من بالاخره برای چه آمدم اینجا؟@ تا بفهمم من زن نیستم مَرد نیستم داستان چیز دیگری است شما در این شنیدنها در این روح حقیقتجویی شما آن فوق عقل را تقویت میکند و فوق عقل یواش یواش خودش خودش را مییابد و خودش خودش را تغذیه میکند حق خودش را از بخشهای پایینی میگیرد.@ میگوید بس است این همه دکتر مهندس وِلِش کن 6 ماه مرخصی میگیرم پدرم درآمد هِی نشستم درس خواندم هِی کار علمی کار علمی همین بدبختی که الآن خانوادهها سر بچهها دارند میگویند دو شیفت درس بخوان و انتفاعی و تیزهوشان و نخبگان.@ این بچه دیگر هیچی از او درنمیآید فقط یک دکتر مهندس درمیآید ذهن قوی ولی آدم خوب یک آدم شاد یک بابای خوب یک مامان خوب یک همسر خوب نمیتواند باشد چون ما الآن داریم روی بچهها سرمایهگذاری میکنیم فقط بخش ذهنش را قوی کردیم حیوانی نیست بخش فرشتهای است ذهن است.@ فقط برو درس بخوان این بخشهای دیگر هم دارد یک کسی وقتی میفهمد کی است به بخش ذهن و علمش هم ترمز میدهد الآن زبان نمیخواهم بخوانم بیخود است بیجاست این وقت زبان خواندن من باید دو سال دیگر زبان را شروع کنم 5 سال دیگر میخوانم.@ کی گفته زبان بخوانم این را بخوانم آن را بخوانم این را یاد بگیرم آن را یاد بگیرم پس دلم چه؟ خودم چه؟ خودم تفریح میخواهم استراحت میخواهم بالا بروم پایین بروم عیاشی دارم کیّافی دارم می و میکده دارم رفیق دارم بالاخره باید بروم صفای خودم را بکنم.@ این یواش یواش خودش را که میشناسد شروع میکند به تنظیم برنامهها که این کودک عزیز روان حقش ضایع نشود یواش یواش به خودش میرسد یواش یواش شروع میکند به قول امروزیها لایی کشیدن، دَر رفتن، جا خالی کردن از خیلی کارهای پایینی جا خالی میکند و خلوتها را با بخش فوق عقلانی درست میکند.@ الآن خواهرهای عزیزی میآیند اینجا من تحسین میکنم خواهران برادران بچه بغلشان است یک بچه دو بچه معلوم است این خانم خیلی قوی است که با یکی دوتا بچه میتواند بیاید.@ طرف یک شوهر کرده هنوز بچهدار هم نیست این را دلیل میداند بر اینکه به بخشهای دیگرش وقت ندارم نمیرسم ما شوهرداری داریم میکنیم ما دکتریم ما مهندسیم ما چنینیم ما چنانیم نمیرسیم.@ یک کسی دو تا بچه را بغل میکند میآید مینشیند میرود مسجد میرود حسینیه میرود فلان جا یعنی بخشهای اصلیش را قبول دارد و به این بخشهایش احترام میگذارد میداند که فقط مادر نیست فقط زن کسی نیست فقط شوهر کسی نیست، میفهمد.@ پس این درست است ما خودمان همان کودک عزیز روان هستیم وقتی این کودک عزیز روان حقش را میشناسد خودش را میبیند یواش یواش شروع میکند به گرفتن حق بیشتر و تغذیه بالاتر.@ در مورد بحث غلبه بر ترس و اضطراب و دلهرهها گفتم برنامههایش را عزیزان بگیرند پُر کنند در رابطه با بحث خانواده آسمانی سال 89 که گفتید وقت زیادی نداریم جهان به سرعت سمت ظهور میرود هنوز هم همین را میگوییم.@ و بزرگان دین و بخصوص مقام معظم رهبری سال گذشته دیدید که چندین بار تصریح کردند که ما به آن پیچ مهمّ تاریخی داریم میرسیم علائم و نشانهها هم آنهایی که در احادیث آمده تقریباً بیش از 95 درصدش اتفاق افتاده و وقت زیادی واقعاً نداریم.@ در مورد دستورالعملها هم برنامههایی که ما میدهیم به این شکل است که به تناسب سئوالاتی که شما میکنید گفتیم ما یک سلسله برنامهها را به عنوان کسی که شما را میشناسیم و میدانیم یک انسان با خصوصیتهایی که در برنامه نوشته چند سالش است مجرد است متأهل است بچه دارد ندارد روحیاتش چطور است تحصیلاتش چطور است با توجه به اینها میفهمیم یعنی تشخیص میدهیم که باید برای این شخص در این موقعیت چه چیزهایی تجویز شود .@ اما سئوال ششم شما خیلی تعیینکننده است البته در سایت که میروید میشود سوال پنجم ولی روی برنامههایی که الآن دستتان است جدولهای بنفش یا سبز که گفتم هیچ کس نباشد که برنامه نداشته باشد برنامه حتماً داشته باشید.@ در آنجا آن سئوالها تعیینکننده است به این که الآن این شخص با این خصوصیات بخصوص سئوالی که در مورد مسائل جسمیتان کردیم که آیا مثلاً بیماری خاصی دارید چون بخش پزشکی ما هم فعال است ما داروهای خیلی زیادی داریم روشهای خیلی خوبی برای درمان داریم اینها حتما باید نوشته شود.@ چون جسم وقتی مسئلهاش خوب حل نشود شما وقتی میآیید یک سلسله مشکلات روحی روانی مینویسید ولی مسئله جسمی حلشده نیست بدن درگیر است وقتی درگیر باشد نمیتوانید به این بخشها خوب برسید.@ خیلی وقتها شما وقتی که نیازهای جسمیتان را تأمین میکنید دیگر نیازهای روحی خود بخود تأمین میشود مثلا شما وقتی روی بدنتان کمخونیتان تیروئیدتان تنظیم میشود حالتهای عصبانیت بیحوصلگی خستگی خیلی چیزهایی که فکر میکنی روانی است@ بلند میشوی میروی اینور آنور پول خرج میکنی که پزشک و روانپزشک خوبش کند این با یک غذای خوب با چندتا میوه خوب با چندتا داروی گیاهی خوب با چندتا روش خوب بدنت سرحال میآید آن روحیات منفی همه از بین میرود.@ بسیاری از ترسها ناامیدیها و دلهرهها با یک ورزش نیم ساعت در روز واقعاً حل میشود یک کسی که ورزش نمیکند واقعا به خودش ظلم میکند برای همین قبل از سئوالهایی که گفتیم حتما مسائل جسمیتان را گفتیم بنویسید.@ دارو هست برای هر بخشش هر طور که درگیر هستید در بخشهای جسمیتان آنها را یادداشت بکنید. البته ما بعضی وقتها مینویسیم یک کسی مینویسد من مشکل جنسی دارم خودارضایی دارم درگیر هستم اینطور است کمبود است ضعف دارم دارو مینویسیم.@ اینکه میگوییم بنویسید یا بگویید برای این است که داروها را عزیزان میآورند امروز هم آوردند یا میگوییم هر دو سه هفته یکبار میآورند حتماً آنهایی که نیازهایشان را آنجا نوشتیم داروهایشان را در آن بخش بتوانند تأمین بکنند.@ سئوال ششم خیلی تعیینکننده است سئوال ششم نوشتیم مهمترین سئوالات یا مشکلات خودتان را بیان کنید. حالا این مشکلات و سئوالات باید ریز نوشته شود بعد هم گفتیم به ترتیب اولویت بگویید یعنی اول مهمترین سئوالت چیست مشکل یا سئوال ممکن است اصلا مشکل نداشته باشد سئوال داشته باشد مهمترینهایش را به ترتیب بنویسید.@ بَعد در مجموع اینها یک برنامه برای شما تنظیم میشود که معمولا برنامهها در سنهای مشابه 50 درصد 60، 70 درصدش مشترک است و 30 درصد بسته به نوع مسائل شخصی یک نفر و سئوالاتی است که شخص داده.@ تشکر میکنم از همه عزیزانی که کمک کردند ما امسال خیال داشتیم که بتوانیم برای رفع آوارگی و مظلومیت و غربت امام زمان گفتیم تنها راهی که وجود دارد این است که بچههای امام زمان امام زمان را بشناسند.@ مردم پدرشان را بشناسند اضطرارش را بشناسند نیاز به خودش را بشناسند نیازی که داریم نیاز ضروریای که به چنین شخصیتی هست و جهان دارد بشناسیم بعد بفهمیم که نبودن ایشان چقدر برای تک تک ما خسارت میآورد.@ و بعد دعایش بکنیم چون فرمود برای من دعا کنید بعد هم گفتیم دعا باید چه باشد؟ مضطرانه باشد دعای الکی و روی لقلقه زبان به درد نمیخورد گفتم مثل اینکه نعوذ بالله خودت سرطان داشته باشی بچهات مریض باشد ناموست را دزدیده باشند چطور دعا میکنی باید همانطور انسان برای پدر آسمانیش دعا کند.@ امام صادق فرمود اگر شما مضطرانه برای حضرت دعا کنید خداوند بقیه غیبت را به همهتان میبخشد و فرج را میرساند ولی اگر اینطور دعا نکنید و اینطور مضطر نباشید همینطور معمولی بگویید خدایا در فرج امام زمان تعجیل بفرما الهی آمین بعد هم برویم خانههایمان.@ غصههای امام زمان مشکل ما نباشد آوارگی حضرت در دل ما غصه ایجاد نکند اصلاً تنهایی مظلومیت حضرت برای ما مسئلهای نباشد اگر اینطور نباشد ما نکبت و بدبختی و گرفتاریهایمان همینطور تا آخر ادامه دارد.@ گفتیم ما بیاییم یک آگاهی خوبی در سراسر کشور ایجاد کنیم این طرحی بود که آماده کردیم با مساعدتهای شما، ما خیال داشتیم که حدود ده میلیون تکثیر بکنیم که به همه خانوادههای ایرانی برسد.@ ولی بهرحال وسعمان نرسید همه عزیزانی هم که زحمت کشیدند تشکر میکنیم خدا به آنها برکت بدهد از فرزندان امام زمان، چون اینجا هم نوشتیم این نوشته با هزینه سربازان و فرزندان فداکار امام زمان مردم عزیزمان تهیه شده در حفظ آن کوشا باشید و پس از مطالعه آن را در اختیار دیگران قرار بدهید.@ عزیزانی که سفارش دادند برای این جلسه حدود ده هزارتا که ببرند جاهای دیگر این مثل اعلامیه نباید پخش شود این فقط باید به دست کسی برسد که حتماً میخواهد بخواند اگر واقعا میخوانند بگیرند و ببرند خانههایشان به دیگران هم بدهند.@ نه اینکه مثل تفریح حالا ببینیم چه نوشته بعد هم برویم با آن شیشه پاک کنیم یا سفرهاش بکنیم یا رویش بنشینیم نه این حرمت دارد برای همین هم اولش این را توضیح دادیم فقط باید به دست افراد اینطوری برسد افرادی که شاخص هستند واقعاً قیمت میگذارند وقت میگذارند برایشان این مسائل مهم است اینها بخوانند.@ ولی چاپخانهای که ما سفارش دادیم هنوز آماده نکرده إن شاء الله پنجاه هزارتایش برای شب جمعه آماده شد که هر پنجاه هزارتایش همان شب جمعه رفت و ما الآن برای دانشگاهها و اساتید و دانشجوها و حوزههای علمیه که حدود صد هزارتا سفارش دادند حتی یک دانه هم نتوانستیم بفرستیم إن شاء الله دوشنبه این درمیآید.@ همه عزیزانی که میخواهند ببرند برای سازمانها و نهادها و جاهای دیگر، البتهpdf اش و لایه بازش روی سایت هست یک دانلود بکنند لایه باز را بگیرند اسم خودشان را هم بزنند لازم نیست اسم ما باشد اسم مؤسسه ما یا اسم ما باشد آن اسم را پاک کنند.@ مثلا وزارت دفاع این کار را کرده وزارت خارجه اسم خودش را زده بعضی از بانکها دیدم همین کار را کردند بعضی از سازمانها این را پاک کردند اسم خودشان را زدند این را پخش میکنند با هزینه خودشان چاپ کردند پخش میکنند این مهم نیست مهم این است که این مطلب باید به همه مردم برسد مردم آگاه شوند و بتوانند یک حسی نسبت به خانواده آسمانیشان پیدا بکنند.@ و طرح ما طرح مقدماتی است ما طرح اصلیمان که إن شاء الله بین المللی هم هست البته این هم همینطور به چند زبان ترجمه کردیم إن شاء الله روی سایت میگذاریم ولی چون آمادگی باید باشد کار اصلی ما محرم و صفر است که إن شاء الله طرحمان را کامل بکنیم و یک کار جهانی چندزبانه انجام بدهیم.@ به کمکهای شما خیلی احتیاج داریم عزیزانی که هر چقدر میتوانند کمک بکنند باز هم این کمکها جا دارد نگویند چاپ شد تمام شد نه ما داریم آماده میشویم برای آن حمله بزرگمان و کار اساسی که برای حضرت باید انجام بدهیم.@ گفتیم کمکها فقط جنبه مالی ندارد کمک مالی یک قسمت است آنهایی که روی وبلاگها کار میکنند در سایتها کار میکنند با مخاطبین زیادی کار میکنند ارتباط دارند متن را حتما برای آنها ارسال کنند.@ الان صدا و سیما الحمد لله این کار را دارد میکند مطبوعات شروع کردند چاپ میکنند خیلی از سازمانها خودشان این کار را انجام میدهند خیلی از سایتها فعال شده خبرگزاریها فعال است داریم یواش یواش یک کار عمیق و وسیع انجام میدهیم .@ هر کس هر کاری میتواند بکند که مردم با امامشان آشنا بشوند و آشتی کنند این کار را انجام بدهد چون یک وظیفه است یک رسالت است کوتاهی در آن هم یک گناه نابخشودنی است حتما روی آن سرمایهگذاری کنیم.@ کسی میگوید من نمیتوانم هزینه تأمین میکنم دوتا سهتا پنجتا دهتا هزارتا دههزارتا یک میلیونتا هزینهاش را میدهم که پخش شود یک کسی میتواند بگوید که من خودم میتوانم به هزار نفر برسانم به من هزارتا بدهید خودم میدهم به هزار نفر که میدانم میخوانند.@ یک کسی میتواند بگوید من در سایت میتوانم فعال کنم یک کسی میتواند بگوید من طراحی قشنگتر از این میتوانم انجام بدهم چینش بهتر از این دارم کسی میگوید من چاپخانه دارم هر کس هر کاری میتواند بکند برای این کار انجام دهد.@ فعلا یکی یک دانه به شما شاید برسد اگر آورده باشند اینها را بگیرید آنهایی که إن شاء الله میخواهند کار کنند مبسوطش آن کتاب است کتاب آشتی با امام زمان اگر میخواهید حسّتان را قوی کنید این دو سه مورد را حتما در ماه شعبان انجام بدهید.@ کتاب آشتی با امام زمان، یعنی اصل این جزوه، سی دی ما و امام زمان، سی دی مقام محمود و سی دی جهاد، اینها فوقالعاده مهم است که میتواند کمکتان بکند و مراقبات ماه مبارک را از الآن شروع کنید.@ من در برنامههای کسانی که برنامه گرفتند نوشتم باز هم مینویسم اما قبل از ماه مبارک عزیزان حتما سی دی مراقبات ماه مبارک را شروع کنند کار کنند به بچههایشان به جوانهایشان هم بدهند اگر کمبودی هم باشد آقای صفری تأمین میکند.@ برای سه شنبه عزیزان میتوانند بیایند اینجا، هرچند دوشنبه هم جناب آقای حجت الاسلام دهقان روزهای دوشنبه 4 جلسه مهارتهای همسرداری را دارند از ساعت 5 تا 6 همین ساعتی که ما کلاس داریم ایشان در تلویزیون هم برنامه دارند در برنامه کافه سئوال شبکه دو ساعت 21 جناب آقای دهقان کلاسهایشان قابل استفاده است.@ با همدیگر 5 مرتبه دعای (عَمَّن یُجب) را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلات زندگیمان نجات اموات و حل مشکلات جوانهایمان.@ (أعُوذ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم عَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء). هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه إن شاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@