اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس خانم زینب کبری صلوات ختم بفرمایید. بحثمان درباره تنبلی رسیده بود به بخش تنبلی در مورد بخشهای فوق عقلانی که بخش فطری و انسانی ماست.@ قاعده ما این بود که ما در هر بخشی چه بخش حسی و چه بخش خیالی و چه بخش وهمی چه بخش عقلی یا در بخش فوق عقلی در هر کدام که دچار سوء تغذیه یا ضعف تغذیه باشیم و دچار تنبلی باشیم باید حتماً با تلقین این تغذیه را انجام بدهیم گاهی وقتها گفتم انسان خودش معرفت دارد عشق دارد هیچ نیازی نیست که از تلقین استفاده بکند.@ اما چون بیماری خستگی وسوسههای شیطان شرائط محیطی آدمهایی که اطراف انسان هستند روی اراده انسان تأثیر میگذارند انسان نیاز دارد که از تلقین استفاده بکند و نوع انسانها معمولاً دچار تنبلی و بیحوصلگی در بخشهای مختلف زندگیشان چه در مورد بدن چه در مورد خیال چه در مورد وهم چه در مورد مباحث عقلی و چه در مباحث فوق عقلی میشوند.@ لذا باید از قدرت تلقین استفاده کرد و شرائط را به گونهای فراهم کرد که غذای روح به آن برسد مثل غذای جسم است که گفتیم بچههایی که بد غذا هستند غذا را خوب نمیخورند مادر باید به شیوههای مختلف غذا را به بچه برساند چون بدن نیاز دارد ولی الان این بیاشتهایی دارد یا مریضی دارد نمیشود اعتماد کرد به این حالت باید متنوع غذا را به آنها داد.@ مادرها نباید فکر کنند که اگر بخواهند بچهشان را تغذیه بکنند حتماً باید غذا درست بکنند و بچه مثل بقیه اعضای خانواده سر سفره بنشیند همان موقع که اعضای خانواده گرسنهشان هست او هم گرسنهاش باشد بعد هم مثل بقیه شما قاشق بردارید بگذارید دهانش بخورد اینطوری نیست او قانون خاص خودش را دارد.@ خیلی وقتها هم غذا اصلاً نیاز نیست بچه بخورد بچه باید نیازهای بدنش تأمین بشود و نیازهای بدنش لزوماً از طریق غذاهایی که ما میپزیم تأمین نمیشود خیلی وقتها غذاهایی که میپزیم به جای اینکه مفید باشد مضر است یعنی اصلاً الان ما گفتیم 70% بچههای زیر بیست سال در کشور ما اضافه وزن دارند.@ غیر از بچهها 45% مردم اضافه وزن دارند دارند غذا میخورند غذاهای مضری هم استفاده میکنند در بخش روحی هم همینطور هست یک مادری که هوشیار هست میداند از سبزیجات باید استفاده بکند از مغزها باید استفاده بکند از کشمش باید استفاده بکند از میوهها باید خوب استفاده بکند اینها خیلی وقتها نیازهای غذایی بچه را خودبهخود تأمین میکند.@ حالا فرض بفرمایید غذایی هم که ما درست کردیم شاید بدرد هم نخورد و مضر هم باشد سرخ کردنی دارد چربی بالا دارد چیزهای دیگر دارد حالا آن را هم نخورد به جایی بر نمیخورد مهم این است که این تأمین بشود در مسائل روحی هم همینطور است در مسائل روحی انسان نیاز به غذا دارد.@ اگر غذای روح به انسان نرسد چون این چهار بخش بخشهای مقدماتی هستند بخشهای وسیلهای و ابزاری هستند قدرت شادی نشاط و آرامش مربوط به بخش فوق عقلی است بنابراین افرادی که تغذیههای فوق عقلانی ندارند نباید توقع داشته باشند که در همه حال با قدرت با نشاط شاد و آرام باشند اینطوری نیست واقعاً.@ شما نگاه کنید الان پزشکان غربی هم روانشناسان غربی هم که توصیه میکنند حتماً به بیمارانشان چه بیماران جسمی چه بیماران روحی حتماً توصیه میکنند بخشی از روز را به مناجات به دعا و خلوت با خدا بپردازند آنها غربی هستند اعتقادات ما را هم شاید نداشته باشند.@ اما چون میدانند این چقدر در روح میتواند تأثیر بگذارد چقدر میتواند شخص را آرام بکند قدرت به او بدهد در توصیههایشان وجود دارد و اصلاًَ یک بخشهایی را آنجا افتتاح کردند که بیماران با شیوه خاص دعادرمانی عبادتدرمانی و معنویتدرمانی درمان میشوند.@ بنابراین این چیزی نیست که ما بگوییم حالا میل ندارم مثل این هست که مثلاً فرض بفرمایید یک کسی یک غذایی به او بدهند یک خوراکی مثلاً بادمجان بگوید من بدنم حساس است نمیخورم یا اصلاً دوست ندارم یا فلان غذا را دوست ندارم عیبی ندارد خداوند تبارک و تعالی به حکمت خودش همانطور که آمده غذاهای مادی را متنوع قرار داده.@ مثلاً شما فرض بفرمایید از پرتقال خوشت نیاید میگوید در کیوی هست در کیوی خوشت نیاید در لیمو هست در جاهای دیگر هست گاهی وقتها بعضی از سبزیجات هست که خیلی مهم است و ما متأسفانه از آن استفاده نمیکنیم خاصیت همه سبزیهای مختلف را در یک سبزی خدا قرار میدهد.@ مثلاً کلم بروکلی یک غذای کامل است خودش الان در بعضی از بیمارستانهای خاص برای مریضانی که اوضاع خاصی دارند یک وعده کلاً دارو را قطع میکنند غذا را قطع میکنند و فقط کلم میدهند چون این یک دانه کلم میتواند تمام نیازهای بدن یک نفر را تأمین بکند.@ بنابراین این خیلی مهم است در سالاد باشد متنوع همانطور که در مورد فلفلها گفتم مثلاً فلفل دلمهای معمولاً همه میروند از این فلفل سبزها میگیرند باید حتماً با سلیقه باشد آدم زرد بگیرد نارنجی بگیرد قرمز بگیرد از اینها استفاده بکند چون هر رنگی خداوند در آن یک خاصیت ویژه قرار داده.@ ضمن اینکه یک خاصیت عمومی دارند یک خاصیت ویژه هم دارند در بخش معنوی هم اینطوری هست اگر کسی مثلاً با نماز نتواند انرژی دریافت بکند چون نماز سنگین است کار هر کسی نیست نماز کار آدمهای خیلی اشرافی قدرتمند آدمهای ویژه است آدمهایی که خیلی شخصیت بالایی دارند قدرت بالایی دارند تواناییشان بالا است از نماز استفاده میکنند.@ نماز میتواند به آنها بدهد ولی حالا بعضیها صورتش را میخوانند همین صورتی میخوانند به قول معروف کارتزنی است مثل اینکه میروند یک جایی کارت میزنند و برمیگردند بعضیها نماز خواندنش چه در نماز جماعت چه نمازهای خانگی کارتزنی است یعنی میگویند حالا چون واجب است ما باید بخوانیم.@ با چه کیفیتی و چطوری اینها برایشان اهمیتی ندارد اصلاً دنبال کیفیت نماز نیستند فقط خواندنش برایشان مهم است یعنی وضو بگیرند روبه قبله بایستند یک سلسله جملات عربی که اصلاً نمیفهمند هم چه میگویند اصلاً متوجه نیستند در مقابل چه کسی میایستند این را انجام میدهند.@ اما میخواهم بگویم نماز همین حالتش هم انرژی دارد یعنی همین حداقلش یک انرژیهایی را حتماً به نفس میرساند آنهایی که نمازهای حتی اینطوری میخوانند بیکیفیت میخوانند همان بیکیفیتهایشان خیلی شرافت دارد به اینکه اصلاً شخص نماز نخواند همان به انسان قدرت میدهد یک آرامشهایی میدهد اما درصدش فرق میکند.@ حالا بنده الان نماز نمیتوانم استفاده بکنم میگوید اگر نمیتوانی نمازت را به هم نزن تا گفتی السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته با تعقیبات شروع کن حضرت فرمود تعقیبات جوهره نماز است جوهره نماز یعنی آن چیزی که میتواند خیلی قدرت به نماز بدهد خود تعقیبات است.@ بلند نشو زود بنشین ذکر بگو تسبیحاتت را بگو الله اکبر الحمد لله سبحان الله اینها را راحتتر آدم میتواند با حضور قلب بگوید بعد حتماً هم نیاز نیست که شما عربی بگویید این تسبیحات عربی گفته میشود که باید معنیش را آدم بفهمد قبلاً گفتم که یک سبحان الله چقدر میتواند نیرو به انسان بدهد یک الحمد الله یا یک الله اکبر.@ اما نه فارسی آدم دستش را بگیرد بالا فارسی یک چند دقیقهای با خدا صحبت بکند یا یکی از مناجاتهایی که از معصومین هست را فارسی بخواند معنیش را بخواند این خودش انرژی میدهد حرف داشته باشد با خدا بزند الان مردم دارند میایند پولهای کلان میدهند که بروند پیش یک مشاور حرف بزنند و مشاور هم برای آنها حرف بزند.@ خدا که دیگر قابل مقایسه نیست با مشاورههای دیگر حرف بزن با او هر چه دلت میخواهد حرف بزن بگو همینطوری تکرار کن با الله این حرف داشتن خیلی مهم است بعد هم متنوع باشد غذاهایتان حتماً یعنی فرض بفرمایید دعای توسل برود دعای کمیل برود دعای ندبه برود تجربههای معنوی مختلفی را امتحان بکند و ببیند کدامشان بیشتر جذب دارد.@ یک بخشی ما داریم در دروس انسانشناسی توضیح دادیم به نام هوس حافظه و هوس در حافظه و هوس توصیه میشود که شما هر وقت در طول فصلهای مختلف خداوند تبارک و تعالی غذاها و میوههای مختلفی را برای بشر قرار داده بشر باید از همه آنها استفاده بکند چرا؟ چون هر کدام یک خاصیتهایی دارد که در چیز دیگری وجود ندارد.@ مثل کلم بروکلی که اصلاً با هیچ سبزی دیگری قابل مقایسه نیست آدم وقتی که میوه میخورد مثلاً اینطوری نباشد که زمستان دیدید معروف است در خانهها همه یا سیب هست یا پرتقال، لیموشیرین هم استفاده بکند میوههای دیگر که میاید استفاده بکند.@ وقتی نارگیل میاید نارگیل گرفته بشود وقتی که تنوع پرتقال هست پرتقالها را همیشه یک نوع نخرد متنوع بخرد همیشه ایندفعه این را گرفته زیاد هم نگیرد مثلاً اگر چهار نفر هستند چهار تا دانه پرتقال بگیرد بگذارد در خانه دفعه بعد دوباره چهار تا از یک مدل دیگر بگیرد.@ سیبها را حتماً سیب سرخ بهترین نوع سیب است ولی سیبهای دیگر هم هست سیبهای سبز سیبهای سفید سیبهای دیگر متنوع انگورها همینطور استفاده بکنیم مثلاً اثری که در انگور سیاه هست برای غمزدایی و نشاط مادهای که در آن هست در انگورهای دیگر کمتر هست پس بنابراین از این انگور باید استفاده بشود این چه خاصیتی دارد؟@ خاصیتش این هست که شما وقتی که این میوه را میخورید بعداً که بدنتان احتیاج پیدا میکند به آن ماده خودبهخود از طریق هوس شما هوس آن ماده را میکنید این هوس را نباید دست کم بگیرد که حالا یک هوس است نه.@ اگر در خانتان پدرتان مادرتان یا یک عزیزی که دارید یک دفعه گفت من هوس فلان میوه را کردم این معنایش این هست که الان بدن به آن نیاز دارد آدم برود تأمین بکند بیاید یک طوری به هر نحوی هست به آن بدهد.@ در بحثهای معنوی هم همینطور هست شما وقتی که میایید دعاهای مختلف را تجربه میکنید ذکرهای مختلف را تجربه میکنید خدا هزار تا اسم دارد آدم باید با این اسمها ور برود اینها ثروتهای حقیقی شما هستند داراییهای شما هستند بعد بیاید آدم ببیند که الان کدام یکی از این ذکرها میتواند به کار من بیاید.@ اینکه ما هر وقت گیر میکنیم بگوییم یا الله یا رحمن و یا رحیم همین چند تا ذکر را بلد باشیم خیلی نمیتوانیم با آن پرواز بکنیم گاهی وقتها هست که یک ذکرهای فوقالعاده زیبایی هست در اسماء خدا با آنها ارتباط برقرار بکن.@ یک جایی علیه تو حمله شده یک جا احساس میکنی که داری له میشوی یا قوی آدم بگوید یا عزیز بگوید خدایا عزیزم بکن خدایا فشار را از روی من بردار یک جا وضع مالی خراب است انسان یا غنی را میگوید یا وهاب را میگوید تمام این اسمها برای کارهای ماست اینها را استفاده بکند احساس گناه میکند انسان یا غفور بگوید.@ اینها خیلی میتواند به انسان کمک بکند ثروت انسان است مفاتیح را حتماً دعاهای مختلف را بخوانید اینطوری نباشد که مثلاً سورههای قرآن را خداوند از سورههای یک خطی دو خطی گذاشته تا سورههای ده پانزده صفحهای بنابراین انسان باید متنوع بخواند که ببیند کدام یکی از این سورهها دعاها اذکار باو سازگاری دارد هماهنگی دارد با آن میتواند ارتباط برقرار بکند نشاط داشته باشد.@ معصومین هم همینطور یعنی انسان باید معصومین را امتحان بکند یعنی به چهارده معصوم سعی بکند حتماً سر بزند دعا بکند در موردشان به آنها سر بزند دعا بکند در موردشان با آنها حرف بزند دعای توسل بخواند دعاهای دیگر بخواند تا بعد ببیند در اینها در امامزادهها همینطور.@ امامزادهها آدم باید هی برود ببیند با کدامش میتواند ملاقت است دیگر بعد متوجه میشود که من در این حرم این حس به من دست داد اینطوری توانستم این ارتباط را برقرار بکنم شهدا که به قول امام ذخائر عالم بقا هستند برای ما اینها ذخیره فوقالعاده مهمی در دنیای ما هستند.@ شهدا خیلی میتوانند در دنیای ما و آخرت ما کمک ما بکنند یعنی روحهای بسیار برجسته و بزرگی هستند که خیلی میتوانند کمک بکنند اگر کسی با داشتن این همه نیروها بعد ناامید باشد شل باشد بیانگیزه باشد این آدم خودش بیعُرضه است که دارد ضعیف غمگین مضطرب زندگی میکند این واقعاً خودش بیعُرضه است.@ پس مثلاً وقتی زیارت امام رضا میروید همیشه یک زیارتنامه نخوانید انواع زیارتنامهها آنجا هست دعاها در مفاتیح وارد شده ببینید ذائقهات به کدامش بیشتر میخورد از اینها کدامش انجام میدهی زیارت امام زمان ما ده نوع زیارت امام زمان داریم.@ بیین اگر دلت خواست با پدر آسمانیت حرف بزنی دلتنگی کردی کدامش بیشتر میگردت از این زیارتها آن را انجام بده صلواتها مختلف دعاها مختلف ذکرها مختلف اینها را انسان باید تجربه داشته باشد یک کسی که ثروتمند است یعنی همه اینها را دارد.@ بعد حالا هر وقت دلش خواست یک موقعی که دلش گرفت احساس نیاز کرد چون قبلاً استفاده کرده هوس به او کمک میکند میگوید افتاده در دلم یک امام رضا بروم افتاده در دلم یک شاهچراغ بروم مثلاً میخواهم شیراز بروم افتاده در دلم یک حضرت معصومه(س) مشرف بشوم به محضرشان بعد آدمها مختلف هستند.@ میگوید حسی که با حضرت معصومه دارد با هیچ کس ممکن است پیدا نکند حسی که با ابالفضل دارد با کس دیگری این حس را پیدا نمیکند مثلاً با خود ائمه ممکن است این حس را پیدا نکند اما با ابالفضل ممکن است این رابطه را برقرار بکند.@ در امامزاده میگوید من یک حسی که با علیاصغر دارم با هیچ کس ندارم حسی که با حضرت رقیه دارم یا هیچ کس ندارم همه را باید آدم امتحان بکند اینها سرمایههای عظیمی هستند که خداوند برای ما در نظر گرفته و با این تلقینها انسان و ارتباطات آدم میتواند غذاهای بخش معنوی و انسانیش را تأمین بکند.@ قرائت قرآن ببین چقدر لذت میبری کجاهایش را لذت میبری چطوری لذت میبری چه موقع لذت میبری اینها باید ثروتهایمان هواسمان باشد که ما همیشه داشته باشیم نه اینکه مثلاً من دو روز است دلم گرفته حالم خراب است دو روز است تو دلت گرفته این همه غذاهای نشاطآور داریم ما باید استفاده بکنیم.@ چه غذاهای مادی چه غذاهای معنوی مثل رنگهاست مثل عطرهاست یک کسی که عطرهای مختلف سراغ ندارد ضعیف است آدم باید عطرهای مختلف رنگهای لباس مختلف سراغ داشته باشد خوردنیها میوهها غذاها نوشیدنیها.@ ما الان همهاش عادت کردیم چای میخوریم چند نوع قهوه داریم ما دهها نوع چای هست الان چقدر میتواند این چایها به ما نشاط بدهد چای سفید هست چای سبز هست ترکیباتش هست نعناع هست زعفران هست خیلی انواع و اقسام دمنوشهای مختلف هست آدم میتواند استفاده بکند لذت ببرد با آنها رابطه برقرار بکنید.@ پس در مسائل معنوی آدم باید یادش باشد که حتماً اگر این بخش را تغذیه نکنی توقع قدرت عزت سلامت و نشاط به هیچ وجه از خودت نداشته باشی نمیشود آدم غذا نخورد بعد بگوید که حالا پس چرا من اینقدر حالم خراب است خوب غذا نخوردی که حالت خراب است.@ یک کسی که غذا نخورد چطور بخش جسمیش غذا نخورد آسیب میبیند بخش خیالیش بخش وهمیش غذا نخورد آسیب میبیند بخش عقلیش به موقع غذا نخورد مطالعه استاد کلاس نداشته باشد پیر میشود.@ مثلاً الان شما نگاه کنید دانشمندها برای چه میگویند شما جلوی آلزایمر و بیماریهای دیگر را بگیرید که مثلاً زیاد شده آلزایمر در کشور ما در همه جای دنیا زیاد شده به خاطر زندگی صنعتی ما خیلی بیماریهایی که قبلاً نداشتیم صدها نوع بیماری جدید در این سالها پیدا شده.@ صدها نوع سرطان جدید پیدا شده قبلاً اصلاً این سرطانها نبود ولی حالا الان به خاطر زندگی صنعتی تغذیه بد اینها ایجاد شده آلودگی هوا اینها هست این بیماریها الان وجود دارد با این وضعیت اگر یک کسی بخواهد به غذاهای جسمی خودش اهمیت ندهد و ضعف به سراغش بیاید خوب نمیشود.@ در هر بخشی ما احتیاج داریم این آلزایمر هم یکی از آن بیماریها هست دانشمندان میگویند اگر کسی میخواهد آلزایمر نگیرد باید مغزش را یکسره به کار بگیرد یکی از توصیههایی که عمومی میکنند این هست که شخص غیر از زبان مادریش یک زبان دیگر را یاد بگیرد.@ حالا لزوماً زبان نیست لزوماً این هست که مغز اهل کار کردن باشد آنهایی که ریاضی یاد میگیرند با ریاضی سروکار دارند اینها به راحتی یک کسی که اهل ریاضیات هست به آلزایمر نمیرسد مگر اینکه مشکلات دیگری داشته باشد.@ زبان عربی انگلیسی یا هر زبان دیگری یا مطالعات دیگر منطق بخواند فلسفه بخواند چیزهایی که وادارش میکند به فکر کردن جلساتی کلاسهایی چیزهای مختلف پس ما اینجا احتیاج به غذا داریم.@ در بخش معنوی هم اینطوری است در بخش معنوی اگر کسی خورد به ناامیدی خورد به پوچی خورد به دلسردی خورد به عدم رضایت از زندگیش با چهار تا مشکلی که اتفاق افتاد.@ یک سرطانی پیش آمد یک طلاقی پیش آمد یک تصادفی پیش آمد یک ورشکستگی پیش آمد یک کسی فوت کرد یک دفعه بخورد به اینکه حالا من همه انگیزه زندگیم را از دست دادم زیر پایم خالی شده.@ بچهدار نشد خدا به او بچه نداد یا بچه داد از دنیا رفت به این چیزها یک دفعه نباید انسان آن بخشهای اصلی خودش را بگذارد روی سرش ویران بشود حالا بله خانه الان دیوارش ریخته خوب دیوار خانه است دیوار خانه اگر ریخته باید چکار کرد ستونها که نریخته دیوار است دیوار ترمیم میشود.@ بعضیها نه بعضیها چون اساساً شخصیتسازی ستونسازی نمیکنند براساس مباحث فوق عقلی و عقلی ستونها بیشتر از جنس وهم و خیال است یعنی چی؟ معنایش این است که شخص خودش را یک انسان نمیداند که با ستونهای بخش انسانی بتواند شاد باشد.@ چون خودش را حیوان میبیند یک زن یا یک مرد معنا میکند به محض اینکه در بخش زنانگی یا بخش مردانگی دچار یک آسیب مثلاً یک طلاقی داشته باشد یک عشق ناموفق داشته باشد یک شکست عشقی داشته باشد میبینی این کاملاً فرو میریزد شخصیتش یا یک مریضی داشته باشد میبینی که دیگر نمیتواند شاد باشد.@ یا مثلاً کسی از دنیا برود میبینی مثلاً یک سال دو سال پنج سال ده سال ذهنش درگیر است بیخود توهم میاید سراغش این شیطان میاید روی او کار میکند چون ضعیف است ولی اگر یک کسی ستونهای اصلی داشته باشد شخصیتش ستونهای بخش عقلی و فوق عقلانی داشته باشد.@ حالا اگر در بخش زنانگی طلاقی هم اتفاق افتاد یک شکستی اتفاق افتاد یک تصادفی شد یک مریضی آمد یا هر چه که آمد چون شخص این قائم به این بخشها نیست بخشهای دیگر شخصیتیش ستون اصلی هستند فندانسیون شخصیتی این به قول معروف بر اساس چیزهای حقیقی و ماندگار و جاودانه طراحی کرده خودش نمیریزد اصلاً یعنی اصلاً فرو نمیریزد.@ زینب کبری(س) آن همه آسیب بعد فرمود(و ما رأیت الا جمیلا) یک کسی که با مشکلات بخشهای پایینی به هم میریزد و دنیا را به آخر رسیده میداند و ناامید میشود حس میکند که احساس پوچی دارد که خودم را بکشم یا نمیدانم چکار بکنم این مال این هست که آن بخشهای اصلی شخصیتیش را اصلاً نساخته.@ مثلاً ورزشکار است کل کار این با بخش گیاهی است حیوانی هم نیست بدن است قدرت بدنی با ورزش باید این کار را بکند حالا زد و تصادف کرد پایش شکست دیگر تمام دنیا برای این تمام شده دیگر اصلاً انگیزهای وجود ندارد.@ ولی نه اگر ورزشکار باشد بخشهای بالاییش را هم تغذیه کرده باشد حالا اگر فرصت ورزش از دست رفت هیچ تکانی نمیخورد یک کسی کار هنری میکند کار هنری بخش خیالی است.@ حالا یک اتفاقی افتاد نتوانست این کار را بکند یک مریضی گرفت یک اتفاقی افتاد یک چیزی در زندگیش پیش آمد که این فعالیت هنری را نتوانست انجام بدهد نمیریزد به هم به هیچ وجه چون ستونهای محکمتری دارد در بخشهای وجودیش.@ پس در بخش غذاهای اصلیمان بخش شخصیت اصلیمان بخشهای عقلی و فوق عقلی ما هر چقدر غذا بیشتر بخوریم هر چقدر شخصیتهای این بخشهای عقلی و فوق عقلیمان را قویتر بکنیم به هیچ وجه آسیبهای بخشهای پایین نمیتواند در زندگی ما تأثیری داشته باشد.@ حالا شما میروید پیش مشاور مشاور چه میخواهد به شما بگوید حالا مثلاً یک ساعت یک ربع با شما صحبت کرد موضوع این هست که مثل این هست که بیاید پیش شما بگوید که من سوء تغذیه دارم کمبود آهن دارم فقر آهن دارم کمخونی دارم کمبود کلسیم دارم.@ حالا گر یک بار آمپول کلسیم زدند به شما یا شما گفتی آمپول کلسیم بزن یا به او یک وعده غذا دادی مشکل این حل میشود یا حل نمیشود؟ حل نمیشود به خاطر این که این سوء تغذیه دارد گرسنگی فقط نیست الان گرسنهاش نیست که بگویی بیا این را بخور خوب بشوی بیا یک پرس به تو غذا بدهم.@ سوء تغذیه دارد این باید مشکل رژیم غذاییش را عوض بکند باید یک مدتی غذای خوب بخورد تا بیاید سر جایش، یک کسی که سردرد دارد سرگیجه دارد مشکل پوستی دارد دکتر که یک جا دارو را نمیدهد یک مدتی میگوید این داروی تقویتی را باید در مرحله زمانی این را استفاده بکنی.@ مثلاً یک کسی الان کمخونی شدید دارد وقتی دکتر برای او آمپول مینویسد نمیگوید که بیا این ده آمپول را ده آمپول نوشته برای کمبود خون حالا بگوید بروم همه را یکجا بزنم میگوید نه هفتهای یک دانه چون این باید بیاید یک روندی دارد جذب بشود هفتهای یک دانه به مرور زمان باید این دریافت بشود.@ یک کسی میگوید من حوصله کتاب خواندن ندارم من حوصله سیدی گوش کردن ندارم من حوصله فیلم دیدن ندارم من حوصله کلاس را ندارم اصلاً اهل این چیزها نیستم این یعنی چی؟ یعنی من حوصله غذا را ندارم و میخواهم بمیرم خوب برو به سلامتی بمیر مشکل حل نمیشود باید غذایت را بخوری هر بخشی غذایش را میخواهد.@ یک آدمی که بیسواد است بگوید من حوصله استاد و کلاس و درس و تمرین را ندارم بالاخره باسواد میشود یا نمیشود؟ سواد حبی نیست که یک حب بیندازی در دهانت حالا باسواد شدی یک مرحله است کلاس باید بروی جلسه باید بروی مگر ما خودمان باسواد شدیم چطوری رفتیم از کلاس اول رفتیم.@ میگوید اول پنج سال با یک معلم کار کن تمریناتش را انجام بده بعد یواش یواش قوی میشوی میروی در دوران راهنمایی یاد میگیری که بتوانی با معلمها و مربیهای متعدد کار بکنی سطح درست سنگینتر میشود یواش یواش بالا میرود بخشهای شخصیتی ما هم همینطور است چه بخشهای معنوی چه بخشهای عقلی ما هم همینطور هست.@ یعنی ما باید غذا سراغ داشته باشیم و اهل غذا خوردن باشیم الان برای چه نمیتوانی از الله از آسمان از غیب از فرشتهها از خانواده آسمانیت کمک بگیری چرا با آنها نمیتوانی رفت و آمد داشته باشی چرا از آنها نمیتوانی لذت ببری؟@ اگر یک کسی بگوید من از کباب خوشم نمیاید از سبزیجات خوشم نمیاید از غذا خوشم نمیاید از میوه خوشم نمیاید این بخش گیاهیش آسیب دیده که نمیتواند الان بخورد میل نداشتن آسیب بخش گیاهی است اشتها ندارد.@ یک کسی میگوید من از جنس مخالف خوشم نمیاید اصلاً از ازدواج متنفر هستم این معلوم است این بخش حتماً آسیب دیده که نمیتواند لذت ببرد استفاده بکند از بچه خوشم نمیاید آسیب دیده از پدرم از مادرم از داییم از خالهام از عمویم خوشم از برادرم خوشم نمیاید نمیاید این بخش آسیب دیده.@ یک کسی بگوید من مطالعه خوشم نمیاید بخش عقلیش ضعیف شده آسیب دیده یک کسی بگوید من از خدا از آسمان از غیب لذت نمیبرم معلوم است آسیب دارد این من اصلاً نمیتوانم از غیب انرژی بگیرم من اصلاً نمیتوانم وصل بشوم انرژی بگیرم مشکل دارد.@ شما الان تلفنتان شارژ میخواهد میزنید به برق به پریز بعد میبینید که این شارژ نمیشود برق که مبینید روشن است پریز را امتحان میکنید میبینید که نه مشکل پریز هم ندارد فازمتر میزنید میبینید نه جریان دارد پس اگر الان شارژ نمیشود مشکل از کجاست؟ یا شارژر است یا از گوشی است مشکلی هست که وصل نمیشوند به همدیگر یک جایی مشکل هست غذا آماده هست.@ پس وقتی من نمیتوانم معنویت داشته باشم نمیتوانم با غیب با فرشتهها با خانواده آسمانیم با الله ارتباط برقرار کنم لذت نمیبرم از آنها حتماً مریضی هست اصلاً بیبرو و برگرد مریضی هست یعنی شخص در بخش فوق عقلانیش مشکل دارد.@ حالا ناامید هم نباید بشود آدم یک کسی بگوید این حرفهایی که شما میزنید من لذت نمیبرم لذت بردن و عاشق شدن یک مرحله است یک دفعه کسی عاشق نمیشود مثل بچه است بچه دو ساله پنج ساله مثلاً به او بگویی لذت جنسی جنس مخالف عاشق میشود یا نمیشود؟ نه این آن حس عاشقی را دارد یا ندارد؟ دارد.@ ولی شما در پنج سال ده سال میایی به این غذا میدهی میخورد بعد هورمونهایش یک موقعی ترشح میکند بعد حس میکند که من به یک جنس مخالف احتیاج دارم به همسر احتیاج دارم یواش یواش حسهای اینطوری پیدا میشود.@ ارتباط عاشقانه با حق تعالی هم همینطور هست یعنی اول باید من یک مدت این را بگوید آقا من از نمازم لذت نمیبرم پس ولش کنم نه غذا است باید بخوری همین زیارتت را برو و برگرد نمازت را بخوان قرآنت را بخوان یواش یواش رفاقت اینطوری هست.@ هیچ وقت دو نفر اینطوری نیستند که تا به هم بخورند عاشق هم بشوند اینطوری میشود؟ رفت و آمد ارتباط بعد اینکه یکسره از وجود همدیگر خوردن تغذیه کردن بعد یواش یواش باعث میشود که من حس میکنم که این آدم را دوستش دارم انس رفت و آمد باعث میشود که این عشق ایجاد بشود.@ حق تعالی هم اینطوری است ما باید مدتی رفت و آمد بکنیم به درگاه حق تعالی هی سر به غیب بزنیم یک سری به آسمان بزنیم یک سری به معصوم بزنیم شما وقتی که هفتهای یکبار بروی در امامزاده و بیایی یواش یواش به او انس پیدا میکنی.@ بعد او دیگر میشود بابالحوائج تو اسم اعظم تو میشود و با آن راحت میتوانی ارتباط برقرار بکنی در اذکار هم همینطور است شما با یک ذکری ارتباط برقرار میکنی از آن ذکر خیلی قدرت میگیری ولی یک ذکر جدید به شما بدهند باید با این ذکر رفیق بشوی.@ امامزادهها همینطور هستند معصومین همینطور هست خدا هم همینطور هست پس ما باید یکسره غذا بخوریم چون ما بینهایتطلب هستیم در بخش فوق عقل در بخشهای اینطوری غذا محدودیت دارد زیادهروی باعث سنگینی میشود ولی در این بخش ما ظرفیتمان بینهایت است.@ اما باید تنوع باشد تنوع نباشد آنجا هم حال به هم زنی ایجاد میشود حالت تهوع به آدم دست میدهد یکسره نماز به درد نمیخورد یکسره قرآن به درد نمیخورد قرآن خوب است نماز خوب است ذکر خوب است عبادت خوب است زیارت خوب است ذکرها متنوع دعاها متنوع باید به حالت نگاه بکنی.@ حالا الان یک دفعه سفره بیندازند بگویند آقا غذا چیست مثلاً بگویند غذا مرغ است کباب است ماهی است بگوید آقا من سه روز است دارم این را میخورم الان دیگر این واقعاً همچین حسی نسبت به این غذا ندارد شما امتحان کنید وقتی میروید رستوران معمولاً مردم میروند رستوران چه چیزی سفارش میدهند وقتی میخواهند سنتی بخورند میگویند جوجه بیار کباب بیار مرغ بیار همچین چیزهایی را میگویند.@ شما امتحان بکنید این بار رفتید غذافروشی سنتی بگویید مثلاً میرزا قاسمی بیاور قبلش یک نان و ماست بیاور دیدی گرسنهتان هست اگر توانستی دست نزنید به غذا یک نان ماست بیاورند ماست موسیر بیاورند یک نیمرو، شما یک نیمرو سفارش بدهید یک موقع مثلاً به میگوید نیمرو هم غذا شد.@ من یک موقعی چند نفر بودند از این بهانهگیرها که آقا گفتند آمدیم غذا بخوریم غذای چنین و چنان گفتم باشد من میبرم شما را یک رستوران بردمشان یک رستوران که خیلی هم غذایش متنوع بود بعد غذاهای لبنانی هم داشت غذاهای عربی هم داشت گفتم یک دو سه تا از این پیشغذاهایشان را بیاورد.@ حُمُس آورد حُمُس خیلی خوشمزه است راحت آدم میتواند درست بکند بعد یک چند تا فلافل سفارش دادند در بشقاب آوردند یک میرزا قاسمی خوشمزه سفارش دادم با سسهای خیلی خوب حُمُس سفارش دادم سالاد سفارش دادم بعد گفتم غذای ما را یک ذره دیرتر بیاور اما اینها را زود بیاور نان تازه داغ هم آورد گذاشت.@ اینجا خواستم ببینم اینها چکار میکنم هیچ کس منتظر غذا نشد همه شروع کردند نان داغ با اینها خوردند بعد گفتند که غذا هم سفارش دادی گفتم بله گفتند چه کسی غذا میخورد دیگر غذا همه را خوردیم تمام شد سیر شدیم گفتم بگذارید در ظرف ببرید منزلتان بعداً بخورید.@ از این تنوع خیلی مهم است که ما باید تنوع استفاده بکنیم دعاها باز دارم میگویم ذکرها توسلها آیات سورهها اینها خیلی مهم است زمانها هم که بخش خاص خودش را دارد الان شما حس ندارید، یک مادر زیرک وقتی بچه میگوید اشتها ندارم چکار میکند؟ اگر زیرک نباشد میگوید یالله باید بخوری قاشق را برمیدارد دنبال بچه.@ ولی میگوید الان اشتها ندارم نمیتوانم بخورم خوب نخور ولی غذا را حالت آماده نگه میدارد بچه میبینی که نیم ساعت بعد یک ساعت بعد خودش میرود میخورد یک مادر زیرک اگر بچه غذا نخورد یا غذا به او نرسد میاید همان موادی را که بچه نیاز دارد به صورتهای خیلی خوشمزهتری در خانه در دسترس میگذارد.@ چهارمغز را میگذارد پسته میگذارد گردو میگذارد فندق میگذارد بادام میگذارد کشمش میگذارد نخودچی کشمش میگذارد بعد این بچه یواش یواش شروع میکند ناخنک زدن نیازش هم تأمین میشود حتی آدم بزرگهایی که دیگر آدم عاقلی هستند من باز در بحث جامعهشناسی چون آزمایش میکنم اینطوری هست.@ مثلاً به یک کسی میگویم که غذا میخوری؟ میگوید نه من که اصلاً اشتها ندارم، برای من اصلاً سفارش ندهید خانمها بخصوص بیشتر اینطوری میکنند من که اشتها ندارم برای من اصلاً سفارش ندهید خیلی خوب باشد ولی شما بیایید با هم برویم آنجا بنشینیم شما روزنامه بخوان.@ این تصورش از غذا چیست؟ وقتی میگوییم میخواهیم غذا سفارش بدهیم میگوید اینها الان میخواهند مرغ سفارش بدهند کباب سفارش بدهند جوجه سفارش بدهند بعد وقتی تصورش را میکند میگوید نمیخورم بعد وقتی که شما یک چیز دیگر جلویش میگذاری میبینی مثلاً میرزا قاسمی جلویش گذاشتی تخممرغ جلویش گذاشتی میبینی خیلی خوب میخورد.@ یا نیم ساعت بعدش این بوی غذا یواش یواش میخورد به او میبینی بیشتر از بقیه میخورد بارها شده کسی که میگوید من نمیخورم بیشتر از بقیه میخورد.@ در مسائل معنوی اینطوری است الان رفتی حرم امام رضا گول نخور که بگویی من الان خوابم میاید من الان نشاط ندارم عیبی ندارد یک گوشهای بنشین چرت بزن بخواب حالا بعضی از حرمها نمیگذارند بعضی از حرمها میشود بگیر بخواب همانجا باور نکن که بیاشتهایی همینطوری بپلک بعد یواش یواش قلبت راه میافتد.@ قلب مثل ماشینی هست که سرد شده احتیاج به هُل دادن دارد گاهی وقتها شما سویچ را که میزنی راه میافتد گاهی وقتها باید هُل بدهی وقتی هُلش دادی دیگر راه میافتد در مسائل معنوی آدم باید همین کار را بکند نوعاً خانمها میگویند شوهرهای ما اهل کلاس و سیدی و نوار و این حرفها نیستند مشکل دارد اما حاضر نیست مشکلش را حل بکند.@ به او میگوییم برویم مشاوره میگوید من مشاوره نمیایم کلاس نمیایم میگویم خیلی خوب این را غیرمستقیم بده بخوردش در ماشین خانم میگذارد در خانه میگذارد بعد میبیند که شوهر گوش میکند میبیند که نه مثل اینکه بد نیست یک چیزهایی هست بعد یواش یواش این اتفاق خوب میافتد.@ یا گاهی وقتها هست که تنوع یعنی همین یعنی شما مثلاً فرض بفرمایید که الان شخص یک مشکلی دارد اگر بخواهید از خود مشکلش شروع بکنید مشکلش حل نمیشود گاهی وقتها عزیزان میگویند این نسخهای که برای ما نوشتی نه کتابهایش نه سیدیهایش ربطی به مشکل من ندارد لااقل 90% ربط ندارد.@ من میگویم اتفاقاً همانهایی که ربط ندارد میبینید که اشتها ندارد اما یک کسی که اشتها دارد شروع میکند به خوردن خوب میشود او که اشتها ندارد اصلاً از موضوعی که ربط دارد به مشکلش نباید شروع بکنید از آن موضوعی که ربط ندارد ولی نیاز هست باید شروع کنید یک ذره اشتهایش زیاد میشود اشتها پیدا میکند بعد میبینید چیزهای دیگر را هم خورد.@ پس ما در بخش فوق عقلانی احتیاج به غذا داریم غذا نخوریم سوء تغذیه پیدا میکنیم مشکلات پیدا میکنیم الان شما میروید به دکتر میگویید من کلافهام اعصابم خورد است عصبی هستم پرخاشگرم زود خسته میشوم دکتر زیرک نمیگوید برو پیش روانپزشک یا روانشناس، اول میگوید برو آزمایش خون بده تیروئیدت را آزمایش کن.@ چند تا ماده در بدنتان نباشد کلافهاید خستگی زودرس دارید خستگی مفرط دارید اینها را بخورید تأمین میشود بعداً اینها را اگر نیازهای جسمیت تأمین شد آن مشکلاتت حل نشد تازه باید بروی مرحله بالاتر.@ ما وقتی که خودمان کلافگی داریم غیر از تأمین نیازهای بدنیمان احساسات کاذب افکارهای منفی افکارهای خیلی خطرناک که به سراغمان میاید خیلیهایش مال مسائل جسمی ماست که این را قبلاً توضیح دادم این را باید برطرف بکنیم بعد از اینکه این حل نشد باید بدانیم که ما حتماً مشکل غذا داریم.@ یعنی من وقتی که 17 رکعت نماز میخوانم در این 17 رکعت یک رکعت هم تمرکز ندارم باید حتماً این ضعف نمازم را با یک هیئت با یک عزاداری با یک حرم با یک ذره قرآن خواندن با یک کار معنوی با یک چیزی باید این کمبود جبران بشود اگر جبران نشود مشکلات به وجود میاید.@ پس حالا اگر میبینی دائماً از سطح زندگی خودت راضی نیستی یکسره احساس میکنی شکست خوردی احساس میکنی به آن خواستههایت نرسیدی احساس میکنی از دیگران عقب افتادی به مقایسه میافتی و گرفتاریهای دیگر یکسره میاید سراغت مال این هست که از بالا قدرت دریافت نداری اصلاً نیرو از بالا نمیاید.@ (و لا حول و لا قوۀ الا بالله) از الله قوه نمیاید حول نداری قوه نداری حول و قوه که نیاید اینجا کم میاوری چون غذاهای پایینی ما مصرفکننده هستیم غذا که نمیخوریم غذاهای پایینی این چیزهایی که استفاده میکنیم کافی نیست برای اینکه بتواند یک روح به عظمت روح انسان را شاد نگه بدارد آرام نگه دارد.@ پس خیلی احتیاج نداریم برویم مشاوره بشویم برویم دارو بخوریم حتی خیلی از دارو خوردنها ما اگر خودمان به خودمان برسیم هیچ احتیاجی به دارو نداریم من مسئول تغذیه خودم هستم مسئول تغذیه همسرم هستم مسئول تغذیه فرزندم هستم.@ بچههای شما اگر خانواده آسمانیشان را پیدا نکنند شما جنایت کردید در حق بچه بچهای را که انس پیدا نکند با آسمان پدر مادر مثل این هست که کردنش در یک اتاقی به او غذا نداده باشند و اشتباهاً به او تلقین بکنند که تو حیوان هستی.@ گفتم در بخش تقویت ژنها پنج دسته ژن بود سلامت و زیبایی هوش عقل دین و اخلاق خانوادهها بیشتر روی دو بخش سرمایهگذاری میکنند هوش و سلامت و زیبایی بخشهای دیگر را غذا نمیدهند این بچه کم میاورد.@ بعد میگویند چرا این بچه حرمت من مادر را نگه نمیدارد احترام پدرش را نگه نمیدارد با خواهر برادرانش جنگ دارد با شوهرش نمیسازد با زنش نمیسازد قدر زنش را نمیداند عاطفه ندارد نسبت به همسرش بیخیال است این معلوم هست که غذا نخورده.@ اساساً این را بگویم هر بیتعادلی که در زندگی اتفاق بیفتد هر گرفتاری که اتفاق بیفتد مال این هست که ما غذا نخوردیم کمبود غذا است باید غذا مصرف بشود چطور هر بیتعادلی در بدن اتفاق بیفتد مال این هست که تعادل نیازهای بدن به هم خورده در مسائل روحی و معنوی هم همینطور هست ما باید غذایمان را بخوریم.@ بچه من فقط جسم نیست یک زن نیست یک مرد نیست یک پسر یا یک دختر نیست این بخش حیوانیش است بچه من بخش عقلی هم دارد بنابراین باید کارهای علمی مطالعاتی داشته باشد مطالعات هم متنوع پیامبر فرمود هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند.@ مرد موظف است زن و بچهاش را زن موظف است شوهر و بچهاش را حتی گاهی وقتها بچهها موظف هستند پدر مادرشان را تغذیه بکنند به آنها غذا برسانند غذاهای معنوی غذاهای مختلف بچه باید یاد بگیرد یک موجود جاودانه است یک موجود ابدی هست.@ یاد بگیرد غیر از پدر مادر جسمی و دنیاییش که بعد از چند وقت از او جدا میشوند یک پدر مادر حقیقی و یک خانواده حقیقی جاودانی آسمانی دارد بشناسد اعضای خانوادهاش را بتواند با پدران آسمانیش ارتباط داشته باشد با اصل و ریشه خودش ارتباط داشته باشد بفهمد خانهاش کجا بوده از کجا آمده.@ بچه باید یاد بگیرد مال کره زمین نیست این اشتباه است که ما فکر میکنیم در کره زمین ما بدنمان به دنیا آمده ما خودمان که مال کره زمین نیستیم اصلاً کسی که نمیفهمد مال کره زمین نیست این دیگر عادت به همین بیغوله میکند با همین بیغوله ارزشش را میشناسد بعد هم اسم مردن که میاید میترسد چرا؟@ چون اصلاً یادش رفته وطنش کجاست میگوید مرگ! مرگ! الان برادر تو مرده رفته بهشت پیش خدا خدا یک میلیون یک میلیون که نه میلیاردها میلیارد بینهایت مهربانتر از تو این عاطفهای که تو به برادرت یا به خواهرت یا پدر مادرت داری چه کسی به تو داده؟ این عاطفه را خدا به تو داده.@ این عاطفهای که در دل تو هست چند درصد از عاطفه خدا هست اصلاً میشود گفت یک درصد هست یا نه؟ نه او رفته به یک عالمی که بینهایت زیباتر از اینجا باشکوهتر از اینجا بزرگتر از اینجا وقتی من این را نمیفهمم درک نمیکنم مینشینم غصه الکی میخورم.@ او برگشته خانهاش اگر کسی به خانهاش برگشت که دیگر مشکلی ندارد جایی رفته که شخصیتهایی آنجا وجود دارند که بینهایت بیشتر از تو دوستش دارند به او اهمیت میدهند.@ یک مادری به بزرگی فاطمه زهرا دارد پدران آسمانی دارد الله پیش او هست اصلاً این آنجا بیپناه نیست که تو فکر کنی بله الان بدبخت است بیچاره است نه بابا در همین دنیا هم که بود خدا خیلی هوایش را داشت.@ ما وقتی این را نمیفهمیم بچه را همینطوری ضعیف بار میاوریم به او غذا کم میدهیم تو فقط بدنت خوب باشد خوشگل باش تر و تمیز باش مدرسه برو درس بخوان فقط دکتر مهندس بشو آقا این دکتر مهندس مال بخش ذهنیش است بخش انسانی بخش جاودانه بخش فوق عقلانی بخش فطریش این غذا میخواهد.@ ما باید اعضای خانوادهمان را اطرافیانمان را وظفیه داریم که با خانواده آسمانیشان آشنا کنیم یاد بگیرند که آنها را بیشتر از ما دوست داشته باشند یاد بگیرند که آسمان را بیشتر از زمین خانواده آسمانیش را بیشتر از خانواده زمینیش دوست داشته باشد بعد فردای قیامت دیگر یقه تو را نمیگیرد.@ میگوید تو من را جاهل نگه داشتی تو ماجرای زندگی من را عوض کردی تو به من تلقین کردی که اگر دکتر مهندس بشوم این دیگر غایت زندگی است همه چیزها در همین دکتر مهندس شدن و رئیس شدن است من اینطوری یاد گرفتم از شما و شما نگذاشتید من استعدادهای اصلیم را شناسایی بکنم و شکوفا بکنم.@ لذا پیامبر فرمود هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند ما باید خانوادهمان در هر سه بخش ثروتمند باشند تلاش بکنیم اقتصاد عشق و عاطفه از همه مهمتر معنویت باید ثروتمند باشد بچههای ما باید ثروتمند بار بیایند باید با با شخصیت بار بیایند باید قدرتمند بار بیایند.@ ما هستیم که باید این غذا را بدهیم پس ما علاوه بر اینکه نیاز داریم خودمان نگذاریم گدا باشیم بیشخصیت باشیم بیپناه باشیم یتیم نگه نداریم خودمان را چون ما یتیم نیستیم ما کس و کار داریم.@ مگر ما نمیگوییم معاد داریم معاد یعنی چی؟ بازگشت به جایی که از آنجا آمدی قبلاً هم آنجا بودی که آمدی پس من مال زمین نیستم بزرگترین اشتباه در فهم خودم و آدمهای دیگر این هست که فکر بکنم بقیه و خودم اهل کره زمین هستیم.@ و حالا همه ارزشها و آنها که با آنها شادی میکنم یا با آنها غمگین میشوم با آنها عصبانی میشوم یا با آنها آرامش پیدا میکنم با ارزشهای بخش پایینی است این بددیدن خود و بد دیدن دیگران باعث میشود هم در برخورد با خودم خیلی اشتباه بکنم و هم در برخورد با فرزندانم و عزیزترین کسانم.@ با اینکه برایم خیلی عزیز است ولی چون نمیفهممش همانطور که خودم را نمیفهمم همان رفتارهای زشتی را رفتارهای گداصفتانهای که با خودم کردم با بچهام هم همان رفتار را میکنم همان مقدار ضعیف در حد یک گیاه تربیتش میکنم.@ که تو اگر فوتبالیس بشوی دیگر خوب است فوتبالیست هستی برو وزنهبرداری خوب است والیبالیستی کافی است خوشبختی یا نه مثلاً شوهر بکنی زن بگیری غایت همین بود یا دکتر مهندسی رئیسی، این نیست داستان اینها هیچ کدام اصالت در وجود ما ندارد تمام اینها بخشهای وسیلهای است بخشهای ابزاری است.@ آن که اصالت دارد بخشهای جاودانه ماست چون ما مرگی نداریم واقعاً ما انسانهای جاودانه هستیم عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست پس ما حالا حالا بینهایت تا خدا هست ما هستیم بنابراین انسان باید به یک عمر اینقدری فکر بکند و برای یک عمر اینقدری برنامهریزی داشته باشد و خودش را تغذیه بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم با هم اول پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از زندگی همه شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم رفع اضطرار از زندگیهای خودمان از کشور خودمان سلامتی رهبرمان شفای مریضانمان مریضان منظور بخصوص برایشان دعا بکنیم که به نفس پاک شما امیدوار هستند.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات ختم بفرمایید.@ یک سؤال کردند در رابطه با تنبلی بچهها تنبلی بچهها کار ماست چون ما اصلاً یک بیماری شایع داریم ما آماده هستیم بچههایمان را تنبل بکنیم به خاطر اینکه به آنها علاقه داریم اجازه نمیدهیم که وظائفشان و مسئولیتهایشان را خودشان انجام بدهند بنابراین بچههای ما نوعاً در زندگیهای ما بچههای تنبلی بار میایند.@ ما همیشه دوست داریم به خاطر آینده بچههایمان یکسره برایشان محبت تزریق بکنیم و اجازه نمیدهیم خودشان آیندهشان را بسازند یا خیلی از مشکلاتی که میتوانند حلشان بکنند ما اجازه نمیدهیم حل بکنند مثلاً مشق بچه ننوشته حالا دارد گریه میکند خوب برود فردا مدرسه توبیخ میشود تنبیه میشود هیچ اشکالی ندارد.@ ولی من چون خیلی خودخواه هستم میخواهم بچهام هیچ وقت تنبیه و توبیخ نشود مینشینم خودم مشقهایش را مینویسم این یک جنایت است بچه وقتی زمین خورد به هیچ وجه پدر مادر نباید بروند بچه را از روی زمین بلند بکنند بچه باید گریه بکند خودش بلند بشود.@ وقتی رفتی گفتی آخ عزیزم چه شد از همان جا یاد میگیرد که من میتوانم با ناله کردن با گریه کردن با اخم کردن با ادا درآوردن با یک گوشهای کز کردن توجه دیگران را به خودم جلب بکنم این آدم نه میتواند زن خوبی بشود برای شوهرش نه مادر خوبی برای بچههایش هست نه میتواند شوهر خوبی برای زنش و بچهاش باشد.@ چون یاد گرفته که همیشه سوبسید بگیرد ما عادت کردیم هی یارانه تزریق کنیم به او این اصلاً به درد نمیخورد بچه باید یاد بگیرد که بتواند روی پای خودش بایستد مشکلاتش را خودش حل بکند یک جاهایی که خیلی خیلی خاص هست ما میرویم به کمکش و الا باید اجازه بدهیم با مسئله روبرو بشود با مشکل روبرو بشود.@ عیب ندارد مشق ننوشته بگذار تنبیه بشود بگذار این دفعه نمره نگیرد هیچ اشکالی ندارد داغش بگذار در دلش بماند یک ذره اذیت بشود تا تجربه بکند که دفعه بعد زندگی جدی است همیشه ما بالای سر بچهها نیستیم بداند زندگی جدی است و خودش تلاش بکند.@ حالا عزیزی که سؤال کردند در مورد تنبلی بچهها کلاً در برنامههای پدر مادرها در برنامههای خود بچهها من اینها را نوشتم آنهایی که برنامه گرفتند حتماً مینویسم این بخشها را که با بچه چطوری برخورد بکنیم که تنبلیهایشان بار روی دوش پدر مادر نگذارد.@ تقسیم کار انجام وظائف مراقبت اینها خیلی مهم است استقامت در برخورد با بچهها کوتاه نیامدن کم نیاوردن اینها باعث میشود که بچه قوی بشود اما اگر نه بچه همیشه بخواهد امتیاز بگیرد و یکسره ما قربان صدقهاش برویم بچه هیچ مشکلی برایش پیش نیاید و سختی نداشته باشد.@ تربیت صحیح همان است که خدا انجام میدهد خدا به بندهاش مشکلات میدهد مشکلات باعث میشود که بشر برود دنبال حل مشکلاتش اسم پیدا میکند تمام این هزار تا اسم را آدم برای هر یک از این هزار تا اسم که ما از خدا میخواهیم بگیریم تا شبیه الله بشویم یک مشکلاتی را خدا سر راه میگذارد مثل هفتخوان است.@ برای ریاضیات یک طور برای علوم یک طور برای فارسی یک طور برای شیمی یکطور برای فیزیک یک طور در ورزشها رشتههای مختلف هر کدام تمرینات خاص خودش را دارد خدا دارد به ما یاد میدهد تو که بنده من هستی بیشتر از هر کس دیگری دوستت دارم ولی نگاه کن من برای تو دردسر میگذارم مریضی میگذارم.@ پدر مادرش را گرفت از او همان اول یتیمش میکند پیغمبر برای چی اکثر انبیاء را خدا اول پدر مادرشان را از آنها میگیرد چرا مردهای بزرگی که قرار است تاریخساز باشند اول پدر مادرشان از دست میدهند؟ برای اینکه اینها باید یاد بگیرند که روی پای خودشان بایستند قوی باشند خودشان را بسازند.@ لذا خدا اینها را از اینها میگیرد که روی پای خودت بایستید اگر تو بخواهی تیتیش مامانی باشی و هی تکیه بکنی به پدر مادر درست بشو نیستی خودت خدا ما را خیلی جاها میگوید شما جیغ میزنی بعد میگویی ای خدا چرا دعای من مستجاب نشو خدا میگوید من اینطوری دعای کسی را مستجاب نمیکنم.@ در روایت داریم حضرت علی میفرماید هیچ وقت به خدا نگویید خدایا برای من آزمایش پیش نیاور چون خدا اصلاً همچین چیزی را قبول نمیکند فتنه همه سر راهشان هست همه آزمایش دارند چون همه قرار است شبیه خدا بشوند بزرگ بشوند میخواهند به سلطنت جاودانه برسند شخص باید عُرضه سلطنت در بهشت را داشته باشد مفتی نیست.@ مثلاً مثل این داستانها هست که مینویسند یک مشت مُنگول بودند در یک شهری پادشاهشان داشت میمرد گفتند که اولین نفری که از دروازه بیاید تو او را شاه خودمان میکنیم پس این مملکت هیچ آدم باعُرضهای ندارد این قصههای مزخرفی هست که قدیمیها میخوانند.@ پس این کشور خودش یک آدم بدرد بخور ندارد که میایستند چه کسی از در میاید تو او را پادشاه بکنند چه کسی از در بیاید شاهزاده را به او بدهند اصلاً اینطوری نیست اگر قرار است در بهشت یک کسی سلطنت بکند باید دوره پادشاهی را در دنیا باید تمرین پادشاهی کرده باشد.@ باید یاد بگیرد شوهرش را اداره بکند زنش را اداره بکند درست اداره بکند با اسماء الهی نه با خواستههای حیوانی خودش، یک کسی که زنش را لنگ میگذارد بچهاش را لنگ میگذارد شوهرش را لنگ میگذارد اصلاً اینها را تأمین نمیکند این اصلاً نمیتواند خدایی بکند این بدرد مدیریت سه نفر آدم نمیخورد.@ یک دانه شوهر به تو سپرده یک زن به تو سپرده با دو تا بچه با چهار تا بچه اطرافیان را هم داری یک مادرزن داری یک پدر داری عُرضه داری اینها را اداره بکنی یا نه اگر اداره میکنی اینها را یواش یواش شبیه الله میشوی.@ یکی از اسمهایی که ما به خدا میگوییم و این باعث میشود که ما قدرتمند بشوییم ربالعالمین است خدا دارد تمام این مجموعه را خودش به تنهایی اداره میکند دارد میگوید من به تو تمرین میدهم ببین زنت را میتوانی ادارهاش بکنی بچهات را اداره بکن اداره درست نه اینکه ضایعش بکنی.@ پیامبر فرمود ملعون است ملعون است کسی که خانواده خودش را ضایع بکند شوهرش را ضایع بکند بچههایش را ضایع بکند همسرش را ضایع بکند میبیند که اصلاً عُرضه ندارد نه تأمین اقتصادی درستی میکند گفتیم سه تا مهارت است نه تأمین اقتصادی میکند زن لنگ است نه تأمین عاطفی میکند نه تأمین معنوی.@ یک آدم بیخاصیت مفتخور خودخواه خودمحوری که اصلاً هیچ خاصیتی ندارد این آدم برای زندگی، بلد نیست آقا خدا شوهر را داده به تو زن را به تو داده چهار تا بچه به تو داده که تو رب بودن را یاد بگیری ربوبیت یعنی همین، مربی شدن تربیت کردن را یاد بگیری.@ بتوانی به یک مرد برسی این را بزرگش بکنی بتوانی به یک زن برسی این را بزرگش بکنی بتوانی بچههایت را بزرگ بکنی تمرین الهی شدن وقتی میبیند تو این عُرضه را داری حالا یواش یواش در اجتماع شرائطی را فراهم میکند که تو بتوانی پنج نفر دیگر ده نفر دیگر یک کلاس را اداره بکنی.@ دیدید معلمها فرصت ربوبیتشان بیشتر است چون باید یک کلاس 20 نفر 30 نفر 40 نفر را بعد یواش یواش استاد بشود آدم 500 نفر 1000 نفر بعد یک میلیون نفر ده میلیون نفر را بتواند ربوبیت بکند اداره بکند این دارد یواش یواش شخصیتاً به الله شبیه میشود این را میبرند در بهشت.@ بعد میگویند بهشت به اندازه آسمانها و زمین است و این هم میلیاردها موجودی که هم میخواهی خودت خلق بکند هم ما به شما میدهیم اداره بکن ببینم چکار میکنی میشود خدای آنجا(وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) پادشاهی کبیر.@ یک کسی که زنش را ضایع نمیکند به او نمیرسد اصلاً حقوقش را نمیداند کم میگذارد بچهبازی میکند خاله خالهبازی میکند هی دعوا راه میاندازد هی منم و تویی دارد این که اصلاً نشد.@ برای همین ما حتماً باید بچههایمان را یک طوری تربیت بکنیم این که سه تا هفت سال میگذارد برای همین است میگوید هفت سال اول بچهات را کاملاً آزاد بگذار تا پادشاهی بکند تو زنت تو و شوهرت میشوید نوکرهای این این بچه هفت سال پادشاهیش است.@ بچه هفت سال تجربه پاشادهی دارد این هفت سال خیلی خوب است هر چه میگوید پدر مادر گوش میکنند با او راه میایند مزاحمش نمیشوند اعصابش را خورد نمیکنند مانعش نیستند آزادی دارد هفت سال دوم برعکس میشود.@ میگوید هفت سال اطاعت هفت سال پادشاهی کرده حالا تمرین از اینجا به بعد فردا صبح زود باید از خواب بلند بشوی دیگر نمیتوانی مثل بقیه موقعها بخوابی صبح زود باید از خواب شیرین بلند بشوی لباس فرم بپوشی صبحانه بخوری در سرما در گرما بروی بایستی سرویس سوار بشوی.@ در سرویس هم ممکن است با چند نفر زد و خورد داشته باشی دعوایتان بشود سر جا مدرسه باید تشریف ببری آنجا میزنندت حالت را میگیرند کتکت میزنند فحشت میدهند تنبیه دارد همه چیز دارد آنجا نمره درس مسئولیت یک دفعه میبینی از هفت سالگی این بچه خیلی جدی شد داستان.@ احساس مسئولیت من مشق دارم ریاضی دارم علوم دارم تمرین دارم جدی شد امتحان دارم مسئولیت گردنش آمد هفت سال تمرین اطاعت هفت سال بعدی تمرین دوباره پادشاه شدن یعنی چی؟ یعنی بچهتان را از 14 سال تا 21 سال به او یکسره مسئولیت بدهی کار از او بخواهید به او اعتماد بکنید محبت به او بکنید.@ مقبولیت داشته باشد یکسره یاد بگیرد کارهای بزرگ انجام بدهد از 14 سال تا 21 سال میبینی 21 سال شد بعداً یک زن کامل است برای خودش آشپزیهایش را خوب یاد گرفته مادر چون به او اعتماد کرده سالاد را داده دست او غذا را داده دست او برنج را داده دست او سبزی را داده.@ دست او چک را داده دست او گفته این پانصد هزار تومان چک پنج میلیون تومانی را برو از بانک بگیر این کار را بکن آن کار را بکن این بچه یواش یواش قوی میشود یاد میگیرد پسر باشد دختر باشد قوی میشود ما نه ما تا بچه را میبینیم فقط تو بنشین درس بخوان تو غذا درست نکن من غذا درست میکنم تو فقط درس بخوان.@ یک بچه دانشجوی اینطوری که دیگر هنر کرده که مثلاً نشسته نه بچهای که الان میتواند یک خانواده را اداره بکند و درس هم بخواند این ارزش دارد ما به هر حال باید یاد بگیریم چطوری با بچهها رفتار بکنیم و اجازه ندهیم که تنبلی ایجاد بشود.@ یک تعدادی از عزیزان خمسهایشان آمده رسیدهای خمسشان را بیایند بگیرند از دفتر مراجع آمده بیایند بگیرند باز آن خیرات و مبراتتان را کمکهایی را که برای فعالیتهای فرهنگی و فعالیتهای دیگر میخواهید بکنید تحویل آقای صفری بدهید قبض هم حتماً دریافت بکنید هیچ کس مبلغی را که پرداخت میکند بدون قبض نباشد.@ چه خمس میدهید قبضتان را مشخص بکنید که مرجعتان کیست حتماً چه پولهای دیگر که کمک میکنید برای فعالیتهای فرهنگی و غیره حتماً مشخص بکنید این معجون هم معجون فوقالعاده خوبی هست حتماً کسانی که افسردگی دارند یا ضعیف هست بدنشان سیستمهای بدنیشان ضعیف هست یا مشکلات مختلف.@ خیلی هست شاید برای 40 ـ 50 نوع در آن هست مطالعه بفرمایید معجون خیلی قوی هست امتحانش را هم داده خیلی ما نتوانستیم تهیه بکنیم ده دوازده تا فقط توانستیم بگیریم این آنجا هست اگر کسی خواست بگیرد من توصیه میکنم که عزیزان که نیاز دارد بدنشان یک دور تغذیه خوب بکنند حتماً این را حداقل یک دور را مصرف بکنند.@ جلسه سال آینده ما انشاء الله به شرط اینکه خدا توفیق بدهد حیات بدهد بتوانیم بیاییم از 16 فروردین هست شنبه 16 فروردین انشاء الله فقط ساعتش هم 5 است چون اذان میرود آنطرف.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان هدیه به محضر مقدس حضرت زینب کبری(س) تعجیل در فرج آقا امام زمان(ع) خشنودیشان خشنودیشان از همه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 036 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 036 - تنبلی و بیحوصلگی