سلام و صلوات و درود و رحمت خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید.@ امروز قرار شد که راجع به اثر دیگر تنبلی سخن بگوییم که بیکاری هست بیکاری یعنی خالی بودن زمان ما وقت ما از یک کار مفید یک کاری که کمک بکند به شادی و آرامش ما در زندگی دنیاییمان و به سعادت آخرتی ما هم کمک بکند من اگر بخواهم مسئله بیکاری را توضیح بدهم باید برگردیم به بحث نسبت خودمان که یک قاعده خدمتتان عرض کردیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست.@ گفتیم که جنین از زمانی که تشکیل میشود در رحم مادر یک وقت مشخصی دارد برای این که خودش را بسازد آماده بکند تجهیزات لازم را برای حیات دنیا به دست بیاورد تا با تولد سالم خوشبختی خودش را برای حیات دنیا تضمین بکند دنیا هم رحم دوم ماست یعنی ما در رحم دوممان که دنیاست مثل جنین فرصتی داریم که خودمان را برای حیات جاودانه آماده بکنیم.@ اگر یک کسی باور کند که یک حیات جاودانه سر راهش هست متوجه میشود که عمر دنیا چقدر گرانقیمت است خیلی قیمتش گران است اصلاً این که گفته وقت طلاست واقعاً انسان را کوچک کرده که میگوید وقت طلاست چون با یک ساعت وقت دنیا میشود هزاران سال آخرت را خریداری کرد میشود هزاران سال خوشبختی بدست آورد اصلاً طلا هیچ قیمتی در مقابل وقتمان ندارد.@ اینقدر مهم است که علی(ع) میفرماید(بَقیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما فات وَ یُحیی بِها ما مات) بقیه عمر اصلاً نمیشود برایش قیمت گذاشت، چرا؟ چون هر چه که از بین رفته را میشود با آن درست کرد و هر چیزی که مرده است را میشود زنده کرد اینقدر قیمت دارد عمر ما به شرطی که شخص بلد باشد با باقیمانده عمرش چه بکند چگونه این باقیمانده عمرش را مصرف بکند.@ دنیا نسبت به آخرت فوقالعاده از جایگاه مهمی برخوردار هست چون دنیا علت آخرت است این یادتان نرود دنیا علت آخرت هست و آخرت میوه دنیاست اگر چیزی به اسم بهشت و بالاتر از بهشت مطرح میشود در قرآن به برکت دنیاست به خاطر اینکه دنیا اینقدر عظمت دارد و تأثیرگذار هست بالاخره همیشه در فلسفه این ثابت شده علت قویتر از معلول است آخرت معلول دنیاست.@ این دنیاست که میتواند یک جاودانگی یک ابدیت را بسازد دنیاست که میتواند آخرت را بهشت را و بالاتر از بهشت را بسازد اگر یک کسی دلش باور بکند ابدیت را، بپذیرد که یک جاودانگی سر راهش هست عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست یعنی هر چقدر خدا هست ما هستیم.@ اینطور نیست که یک زمانی خدا باشد و ما نباشیم قرآن دارد نزدیک به هشتاد بار مسئله جاودانگی را به ما تذکر میدهد خیلی مسئله مهم است آن موقع هست که انسان میفهمد عمر دنیا چقدر گرانقیمت است خیلی عمر دنیا گران است که با یک ساعتش میشود هزاران سال آخرت را خرید.@ با یک زمان کوتاه دنیا انسان میتواند یک حیات جاودانه را تحصیل بکند یک خوشبختی جاودانه را، حالا شما بگویید ببینم در مقابل عمر محدود دنیا که بیست سال سی سال چهل سال پنجاه سال هست جاودانگی که به دست میاید ببینیم عمر دنیا چقدر قیمت دارد؟ اگر کسی دقت بکند انسان این مسئله را مسئله حیات ابدی ماست.@ وقتی انسان این را بفهمد متوجه میشود که بیکاری چه جنایت بزرگی است اینکه انسان بگوید آقا من وقت فراغت دارم بیکارم حال ندارم نمیدانم وقتم را چطوری پر بکنم یا برود سر چیزهایی انتخاب بکند که نه به درد دنیایش بخورد و نه بدرد آخرتش میخورد هم میتواند دنیایش را خراب بکند هم آخرتش را خراب بکند.@ این دیگر واقعاً نهایت نادانی است که انسان این عمر گرانقیمت را نداند چطوری مصرفش بکند و ضایعش بکند و خرابش بکند واقعاً نفهمی است این نفهمی از کجا ناشی میشود از نفهمیدن خودمان ناشی میشود انسان وقتی که خود اصلیش را نمیشناسد بیشترین خودی که ما از خودمان میشناسیم یا خود حسی است یا خود خیالی است یا خود وهمی است نهایتاً خیلیها بعضیها دیگر خیلی باهوش باشند خود عقلی را میشناسد و خود جاودانه را غالباً کسی با آن انس ندارد.@ اصلاً این خود را با آن کاری ندارد در وجود خودش اصلاً فعال نمیکند خود جاودانه خود انسانی را معمولاً افراد در خودشان فعال نمیکنند یعنی اینطوری فعال نیست که اگر همین الان مُرد برود در بهشت شوکه نشود آنجا وقتی در برزخ رفت در قبر رفت شوکه نشود بگوید نه من تمام مدتی که در رحم دنیا بودم رحم مادرم دنیا بودم چون دنیا مادر ماست علی(ع) فرمود دنیا مادر ماست پرورنده ماست.@ بگوید من تمام مدتی که در شکم مادرم بودم در دنیا خودم را برای اینجا آماده کرده بودم اصلاً الان هیچ مشکلی ندارم آماده آمادهام برای بهشت و بالاتر از بهشت در روحم ابزار تهیه کردم غالب افراد وقتی به آنها میگویند سرطان داری میخواهی یکماه دیگر بمیری شوکه میشوند.@ در حالی که موت انتقال از یک وضعیت بسیار ضعیف و کوچک به یک وضعیت بسیار پیشرفته و بزرگ، جنین از رحم مادر میاید در دنیا به این قشنگی به این بزرگی و به این کاملی، قبلاً غذایش خون بوده یک نوع غذا بوده محدود بوده خیلی از کارها را هم نمیتوانسته بکند همینطوری یکجایی زندانی بوده حالا میایید به دنیا این همه قدرت و توانایی پیدا میکند.@ دقیقاً عالم قبر عالم برزخ از نظر بزرگی پیشرفت زیبایی کمال مثل دنیا نسبت به رحم مادر میماند نمیشود حساب کرد چقدر زیباست چقدر قشنگ است چقدر کامل است اما همانطور که قبلاً عرض کردم هر چه کاملتر باشد وقتی شما آماده نباشی دردش هم بیشتر است شوکه شدنش بیشتر است زجرش بیشتر است چون کمالش خیلی زیاد است.@ یک کسی که میگویند مرگ به جای اینکه، شما نگاه کنید این بچه میگویند الان چند وقتش هست میگویند هشت ماهش هست مادر قند در دلش آب میشود میگوید یکماه دیگر بچهام را میبینم نُه ماه است دارم انتظار میکشم این بچه را ببینم دیگر الان هفت ماهش گذشته برج هشتیم نُه انشاء الله متولد میشود ذوق زده است برایش جشن میگیرند خوشحال است سیسمونیش را آماده کردند همه شرائط را برایش آماده کردند.@ ما هم همینطور هستیم ما هم خانواده آسمانیمان در آن سمت یعنی خانوادهای که روح ما مال آنهاست نه جسم ما خانوادهای که حقیقت ما مال آنهاست یعنی اهل بیت(ع) اشتیاق ورود ما را دارند به برزخ ولی ما معمولاً آنها را غصهدار میکنیم یعنی وقتی میرویم آنجا میبینیم که معلوم میشود که در دنیا وقت تلف کردیم و با بیکاریها و بیعاریها و غفلتها و بچهبازیهایمان استعدادهای لازم را برای حیات برزخ نبردیم با خودمان این خیلی بد است.@ ما اگر آماده باشیم وقتی به ما میگویند مرگ، سرطان، کسی ککش نمیگزد کسی که آماده باشد میگوید من چند روز دیگر به خانواده برزخیم متولد میشوم دقیقاً اگر یک کسی آماده باشد حالت یک آدم آماده مثل یک دختری میماند که تازه خواستگار برایش آمده میخواهد ازدواج بکند یک پسری است که دارند برایش خواستگاری میروند میخواهد ازدواج بکند.@ فرمود(اَلمُوتُ عُرسُ المُؤمِن) موت عروسی مؤمن است یک کسی اسم مرگ میاید میترسد یعنی وقت تلف کرده یعنی عمرش را خراب کرده یعنی جوانی را از دست داده کلاً خراب کرده اسم مرگ یک کسی میاید میترسد ترس برش میدارد یعنی من اصلاً آمادگی برای برزخ ندارم.@ پس این پنجاه سال سی سال بیست سال چهل سال که به تو وقت دادن داشتی چکار میکردی؟ هیچی داشتم بچهبازی میکردم غفلت داشتم اصلاً خودم را آماده نکردم جدی نبودم اصلاً جدی نگرفته بودم برزخ را، بیکاری اینقدر زشت است.@ مثلاً وقتی شما میگویید بیکاریم یک کسی میگوید آقا من وقت فراغت زیاد دارم اوقات فراغت زیاد دارم من بعضی از عزیزان من یک موقعی دیدم چند وقت پیش یک دانشجویی به من یک برنامه داد نگاه کردم برنامه را دیدم برنامهاش تا ساعت 12 خواب است بعد زده ساعت 12 تا 1 صبحانه میخورد گفتم اگر 12 تا 1 صبحانه میل کنند ناهارش چه موقع است؟ شامش چه موقع است؟@ بعضیها راحت بدون اینکه عذاب وجدانی داشته باشند اگر اینها صد هزار تومانشان گم بشود تا چند وقت خواب میبینند اصلاً کابوس دارند عصبانی میشوند ناراحت میشوند یک استکانشان بشکند یک سینیشان بشکند یک النگویشان را کسی ببرد یک جفت کفششان را کسی ببرد ناراحت میشوند اما اینکه تا ساعت 10 صبح 11 صبح گرفته خوابیده اصلاً ناراحت نیست بلند میشود دوباره همینطوری فردا هم همینطور.@ یک جنایت است پرخوابی وقت تلف کردن وقت بیکار داشتن اینها خیلی خطرناک است اینها چون پیغمبر فرمود هیچ بندهای نیست مگر در قیامت حتماً دو سؤال از او میکنند جوانی را چطوری مصرف کردی و عمر را.@ و خود پیامبر فرمود روز قیامت چون پنجاه هزار سال است وقت زیادی هست قیامت، پنجاه هزار سال است میگوید دانه به دانه ساعت به ساعت عمر شما را از شما سؤال میکنند یعنی این تعارف نیست مینشیند فرشته آنجا وقتش هم زیاد است و حوصلهاش هم زیاد میگوید روز شنبه 27 مهرماه 1392 از صبح که از خواب بلند شدی ساعت اول 8 تا 9 9 تا 10 چکار کردی دقیقاً میپرسند.@ حدیث معتبر هم هست پیغمبر این را میگوید این یعنی چی؟ یعنی اینکه ما آزاد نیستیم عمرمان را وقتمان را هر طوری خواستیم با هر الگوی زندگی و سبک زندگی مصرفش بکنیم باید سبک داشته باشیم باید قانون داشته باشد این عمر یک ساعتش میلیاردها تومان میارزد میلیاردها تومان که میگویم باز دارم وقت را کوچکش میکنم نمیشود برایش قیمت گذاشت.@ در یک ساعت میشود میلیونها سال آخرت را خرید با آن بهشت خرید بنابراین چطوری میشود قیمت گذاشت برایش، روی این حساب افراد تنبل یکی از خسارتهای زیادی که میپردازند این هست که بلاتکلیفی و بیکاری زیاد در زندگیشان هست یعنی وقتی آدم تنبل شد روح تنبلی بیحوصلگی به سراغش آمد این اتلاف وقت بیکاری فراغت خیلی دارد بعد هم عزا میگیرد حالا چطوری پرش بکنم.@ میگوید حوصلم سر میرود یک ذره میگیرم میخوابم برای اینکه بلند نشوم حوصلم سر میرود در رختخواب هستم باز خواب هستم بهتر است دیدید بعضیها اینطوری هستند میگویند ما بخوابیم بهتر است چون بیدار میشویم نمیدانیم چکار بکنیم حوصلمان سر میرود تلویزیون نگاه میکنم بافتنی میبافم آشپزی میروم گلدوزی میروم رانندگی میکنم پارک میروم باشگاه میروم ولی باز شاد نیستم اصلاً آرام نیستم اصلاً نمیدانم باید چکار بکنم.@ این به این خاطر هست چون نمیداند برای چی خلق شده اصلاً داستان خلقت خودش را نمیداند اصلاً برای چی به این دنیا آمده اول انسان باید خودش را بشناسد کسی که خودش را میشناسد محال است بگذارد یک ساعت از او تلف بشود اصلاً نمیگذارد از او تلف بشود.@ یعنی این وقتی تفریح هم میکند تفریح را انتخاب شده انجام میدهد میگوید الان من در مسیر حرکتم به سمت آخرت تفریح میکنم این تفریحش خیلی هم لذتبخش است پارک میروم استخر میروم باشگاه میروم شنا میکنم کوه میروم جنگل میروم ولی این استراحتش هم عبادت است.@ چون بلد است از این استراحت چگونه انسان بسازد چگونه با این استراحتش با این خندهاش با این شوخیش با این تفریحش از قِبَل این چقدر انرژی جذب میکند برای کارهای جدی خودش جدی است واقعاً، از وقتش خیلی خوب استفاده میکند یک کسی که خودش را بشناسد.@ بنابراین من باز دارم توصیه میکنم همان درسی که هر دفعه تکرار میکنم این هست که ما تا واقعاً حقیقت خودمان را نشناسیم و ندانیم ما برای چی خلق شدیم برای چی آمدیم به دنیا اتلاف وقت و عمرمان خیلی زیاد است حسرت آخرتمان هم خیلی زیاد است.@ یعنی دقیقاً وقتی وارد برزخ میشویم خیلیها شوکه شدنشان از این جهت هست که اصلاً فکر نمیکردند در فضای آخرت یک همچین چیزهایی لازم است این اصلاً پنج دقیقه هم نرسیده به آن بپردازد تمام عمرش را صرف چیزهایی کرده که فقط کارکردهای دنیایی داشته کارکردهای آخرتی نداشته یا اگر هم کارکردهای آخرتی داشته این بلد نبوده از آن استفاده بکند.@ این تمام هدف زندگیش سبک زندگیش آن پازلی که چیده و میخواهد در آن زندگی بکند مثلاً یک شوهر کردن بوده یک زن گرفتن بوده یک بچهدار شدن بوده یک شغل بوده حالا کنارش دو رکعت هم نماز خوانده ولی اصلاً جدی نبوده که خودش را تربیت کند برای بهشت برای زندگی بهشت اصلاً تربیت نشده.@ چون زندگی در بهشت روحهای خاصی را میپذیرد وقتی میگوییم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست آن شش تولد یادتان نرود ما شش تولد داریم به برزخ مثل همان شش تا تولدی که به دنیا داریم توضیحش را هم دادیم تولد چه چیزهایی بود یادتان هست سالم، سالم قوی، ناقص، معلول، بیمار و ضعیف، عین این شش تولد را افراد از دنیا به آخرت دارند.@ هر کسی باید اول ببیند جزء کدام دسته از این شش گروه هست کدامشان است یعنی تولدش سالم است نعوذ بالله بیمار است ضعیف است چیست این خیلی مهم است آدم دغدغه آخرت استفاده از عمرش زندگیش را داشته باشد برنامه داشته باشد برای خودش سبک داشته باشد برای زندگی خودش، بیکاری یک در زندگی یک نفر فاجعه هست.@ یعنی کسی بگوید من نمیدانم چکار بکنم الان وقت زیاد دارم نمیدانم چکار بکنم یعنی هیچ برنامهای این ندارد نه برای جمعههایش نه برای شنبههایش نه برای پنجشنبههایش نه برای خوابش نه برای شبش نه برای مسافرتش نه برای تابستانش برای هیچ چیزش برنامه ندارد اصلاً همینطوری منتظر است تا ببیند چی پیش میاید.@ حالا مثلاً یک کسی به او پیشنهاد مسافرتی کلاسی جلسهای باشگاهی کاری چیزی به او میدهد یا نمیدهد اینطور افراد مثلاً منتظرند ببینند چه رشته دانشگاهی قبول میشوند یعنی این رشته را خودش انتخاب نمیکند میگوید حالا میایستیم میزنیم در کنکور ببینیم چه چیزی قبول میشویم بعد هر چی قبول شدیم زندگیمان را با آن تنظیم میکنیم.@ میایستیم ببینیم که کجا شغل گیرمان میاید هر جا شغل گیرمان آمد حالا براساس آن، این آدمی نیست که بگوید نه من رشتهام را خودم باید انتخاب بکنم چون آدم بیکاری نیستم که بروم هر رشته دانشگاهی درس بخوانم من رشتهام را باید خودم باید انتخاب بکنم که رشته باید در مشتم باشد من شغلم را خودم انتخاب میکنم استخدام جایی نمیشوم شغل را استخدام میکنم خودم استخدام نمیشوم.@ بعضیها خودشان میروند استخدام میشوند دیگر حالا شرائط شغلی هر طوری اقتضا کرد همرنگ شغلشان میشوند شرائط تحصیلی هر طوری اقتضاء کرد همانطوری است میایستد ببیند چه کسی خواستگاریش میاید اصلاً کاری ندارد میگوید این خواستگار من است من را میخواهد خب با او شوهر میکنم بعد میرود در پازل همان شوهر بازی میکند شوهر هر طوری بود همانطور میشود.@ مثلاً کدام دختر به من میخورد من با این روبرو بشوم با این ازدواج بکنم حالا ببینیم با همدیگر چطوری وقتمان را باید پر کنیم این آدمی است که اصلاً برنامه ندارد هیچ برنامهای ندارد یک کسی که برنامه داشته باشد میگوید این خانم با این شرائط این آقا با این شرائط این شغل با این شرائط این رشته با این شرائط این رفیقها و دوستها این محل زندگی با این شرائط انتخاب میکنم چون برنامه دارم.@ غایت خلقت من مشخص است من میدانم میخواهم چی بشوم من نیامدم اینجا مادر بشوم و نه آمدم پدر بشوم نه آمدم خاله و عمه و عمو و دایی بشوم اینها که بخش حیوانی من است نیامدم که شغل پیدا بکنم که این هم بخش حیوانیم هست نیامدم مدیرکل بشوم رییس بشوم که این هم مال بخش حیوانیم هست نیامدم ورزشکار بشوم قهرمان بشوم که مال بخش گیاهیم هست.@ اینها که مال بخشهای پایینیم هست من به عنوان یک انسان آن روح خدا آن نفخه الهی که از اهل بیت دمیده شده آن انسان جاودانه آن روحی که از جنس خداست بیکار به ما داده نشده اینها بیهوده به ما داده نشده(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) چقدر خدا زیبا سؤال میکند میگوید شما آیا خیال میکنید ما شما را عبث خلق کردیم و شما جاودانگی ندارید به سوی ما بازگشت نمیکنید آخرتی نیست.@ اگر هست پس من باید درست زندگی بکنم یعنی من باید تمام آن چهار چیزی که همیشه گفتم انتخابها ارتباطات رفتارها و تولید فکرم براساس سعادت جاودانگیم باشد هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت. این یادتان نرود ملاکهای سعادت دنیا شادی و آرامش بود من باید یک طوری سبک زندگیم را بچینم که بتوانم واقعاً یک آدم شاد و آرامی باشم و این امکانپذیر نیست مگر اینکه به بخش پنجمم احترام بگذارم.@ بخش اصلیم، کسی که بخش اصلیش را فراموش میکند عمراً دیگه نمیتواند روی شادی و آرامش را ببیند دیگر زندگیش پر از اضطراب و دلشوره و تحقیر و تنگنا و گرفتاریهای دیگر است هم باید من در دنیا شاد و آرام باشم هم باید نظام جاودانگیم یک نظام خوشبخت و شاد و آرام باشد.@ لذا اصلاً بیکاری یعنی یک فاجعه در زندگی یک نفر، یک کسی بگوید آقا من نمیدانم وقتم را چطوری پر بکنم تنبلی بیکاری میآورد من چند تا روایت برایتان بخوانم(اِنَّ الله یُبغِضُ العَبدَ الفارِغ) خداوند تبارک و تعالی از بندهای که فارغ است بدش میاید، چرا بدش میاید؟ چون یک بنده بیکار حرکتی به سمت آخرت و ابدیت ندارد رشد نمیکند لحظه به لحظه مثل یک جنین در رحم مادر.@ جنین را نگاه کنید چقدر قشنگ یک لحظه بیکار نیست جنین اگر در رحم مادر استراحت هم میکند استراحتش برای این هست که بعداً بتواند کار بیشتری انجام بدهد لذا استراحتش هم عبادت است اصلاً بیکار نیست تا نطفهاش بسته میشود اول نطفه است چهل روز دیگر میبینی شده علقه بعد مضغه میشود بعد یواش یواش میبینیم که دارد دست و پا در میاورد یواش یواش دارد شکل میگیرد چشم درآورد گوش درآورد پلک درآورد دندان درآورد یک بچه کامل شد نُه ماه.@ حالا دیگر آماده آماده است میاید به دنیا راحت میگوید هر چه دنیا بخواهد من دارم هیچکدام از چیزهایی را هم که تهیه میکرد در رحم بدردش نمیخورد ولی میگوید من یک حیات دنیایی دارم من آنجا چشم میخواهد حالا چشم در رحم مادر به کار نمیاید ولی الان باید تهیه بکنم نمیگویند چه فایدهای دارد چشم چه فایدهای دارد سلسله اعصاب لازم ندارم ولی الان لازم دارم به دنیا میایم دستگاه تنفس آنجا در محیط آبی است دستگاه تنفس نیاز ندارد ولی اینجا دستگاه تنفسش را هم آماده کرده.@ گوش تهیه کرده دست تهیه کرده پا تهیه کرده بینی تهیه کرده فک تهیه کرده پلک تهیه کرده ابرو تهیه کرده هیچ کدام هم آنجا به کارش نمیاید ولی همه را برای حیات بعدی به کار میاید ما هم الان خیلی از کارها را که ممکن است فلسفهاش را هم نمیفهمیم به ما دستور دادند که این کار را بکنید بگوییم آقا این چیست یعنی چی؟@ آقا اویی که تو را خلق کرده تو را بیشتر از خودت دوست دارد و تو را با هدف خلق کرده اگر میگوید این کار را بکن و این کار را نکن حتماً برای شما لازم است روشنفکربازی در نیاور که آقا من نمیفهمم مثلاً فلسفهاش چیست چرا مثلاً طلا بر مرد حرام است یا چرا مثلاً حجاب بر زن لازم است یا چرا باید روزه بگیریم یا چرا نماز صبح دو رکعت است.@ آقا اینها را انجام بده قاعده است فرمول دارد خداوند همه چیز را عدد و اندازه گذاشته برایش باز نگاه کنید(اِنَّ الله یُبغِضُ کَثرَۀَ النُوم وَ کَثرَۀَ الفَراغ) خدا از زیاد خوابیدن و زیاد بیکاری بدش میاید یک کسی بیش از حد نیازش بخوابد ما به هفت ساعت الی هشت ساعت خواب احتیاج داریم کمترش هم میشود کرد میشود تا شش ساعت هم کاهش داد بسمان است تقسیمبندی بشود آدم از این خواب استفاده بکند.@ هفت ساعت شما بخوابید بیشتر از حد یک کسی بگوید آقا من 10 ساعت میخوابم 9 ساعت میخوابم همیشه خوابآلودم اصلاً برو دکتر ببین مشکل داری آنهایی که خواب میاورند بروند ببینند مشکل کبد دارند حتماً آزمایش کبد بدهند.@ آزمایش غدد بدهند حتماً، اینها آزمایش لازم دارد ببینند غداهایشان چیست روی غذایشان حتماً فکر بکنند شاید همهاش دارند سردی میخورند غذایی که آدم سرد میخورد برای آدم چرت میاورد خواب زیاد برای آدم میاورد.@ اضافه دریافت و کالری افت بدن میاورد خواب زیاد میاورد ببینیم برای چی ما داریم اینقدر میخوابیم چرا اینقدر چرت میزنیم این باید مشخص بشود بیش از حد خوابیدن انسان دور میشود بعداً خیلی حسرت میخورد که میتوانسته با این عمر چکار بکند و بیخود گرفته خوابیده وقتش را تلف کرده.@ لذا این را میگوید خدا خیلی بدش میاید یک کسی که زیاد پرخواب باشد یا یک کسی زیاد فارغ باشد(کَثرَۀَ الفَراغ) بیکاری زیاد داشته باشد اینها خیلی بد است علت اینکه گفتم همهتان برنامه بگیرید در جدول برنامههایتان دقیق بنویسید اصلاً آن جدول را شما پر کنید خودتان خودتان را بهتر میشناسید که دارید چکار میکنید و با برنامه بروید جلو که بتوانید به همه جنبههای زندگیتان برسید.@ پس ما اصلاً چیز بیکاری نداریم الان این بیکاری هم که هست مثلاً میگوید شوهر من بیکار است الان یک مدت هست وضع اقتصادیمان بد است اینها توهمات است یک کسی گفت من بیکاری دارم توهم است ما اصلاً چیزی به اسم بیکاری نداریم هر کسی بگوید من بیکار هستم نه من در بیست و چهار ساعت هم میتوانم بروم یک جا کار بگیرم.@ در همین مغازهها را نگاه کنید چقدر زدند کارگر میخواهند کارگر ساده میخواهند نه کارگری به من نمیخورد که، من دانشمندان بزرگی را، خدا رحمت کند علامه طباطبایی را گفت من وضعم یک طوری شد یک فیلسوف یک مفسر میگفت وضعم به جایی رسید که ده سال مجبور شدم فقط کشاورزی بکنم بیکار نبودم حتی یک روز هم تا اموراتم را بگذرانم.@ من الان از عرفا میشناسم از علمای به روز میشناسم مثلاً من میروم شهرستان خانهشان غروب یک موقعهایی میروم میبینم که یک بیل دستش هست در یک باغی دارد کارگری میکند کشاورزی میکند بیل را میگذارد کنار میخواهد بیاید بنشیند برای تو حرف بزند یک علامه است یک فیلسوف است یک عارف است درس خوانده یک عالم بزرگ است کار هم دارد میکند.@ کار عار نیست ما آمدیم تعریفهای الکی کردیم که آقا وقتی میبینی بیکاری یک کارهای خاصی را که مثلاً با مزاج و تنبلی ما سازگاری داشته باشد بعد میگوییم آقا جوانها بیکارند اصلاً ما بیکاری نداریم اگر بیکاری هست پس در این مغازههایی که زدند کارگر میخواهند پر هزاران مغازه شما بروید در این بازار زدند کارگر ساده میخواهند برود آدم کارگری بکند بیکاری نباید داشته باشد.@ میگوید آخه درآمدش زیاد نیست مگر باید درآمدش زیاد باشد باید تو بیکار نباشی. چند روز پیش من صبح از مؤسسه میامدم بیرون شب را خوابیده بودم مثل امشب که مثلاً حالا من میایم اینجا دیگر برمیگردم میروم مؤسسه یک مقدار کار دارم تا 11 12 شب جلسه داریم و کار داریم شب را میمانم مؤسسه صبح زود میروم قم.@ بعد صبح زود من بلند شده بودم که بروم قم ساعت مثلاً شاید 6 نمازم را خوانده بودم آماده شده بودم و داشتم میرفتم دیدم یک آقایی ایستاده آنجا دم در مؤسسه گفت سلام علیکم گفتم سلام علیکم گفت من بدبختم بیچارم بیکارم من الان بچههایم صبحانه ندارند بخورند.@ قبلاً به او کمک کرده بودیم یکی دو مورد به او گفتم که من الان وقت ندارم فلان روز بیا من ببرمت بازار ببین چند تا از مغازههای بازار زدند کارگر میخواهند گفت آقا آنها خوب پول نمیدهند گفتم تو داری گدایی میکنی کارگری بکنی از دسترنج خودت بخوری بهتر است کم یا اینکه گدایی بکنی؟ بعضیها واقعاً جواب میدهند گدایی بهتر است.@ در این تلویزیون یک موقعی یادم هست یک برنامهای داد یک تاجری داشت تجارت میکرد یک دختر خیلی زیبایی را دید دارد گدایی میکند این جمال دختر او را گرفت و گفت بروم به او پیشنهاد ازدواج بدهم رفت پیشنهاد ازدواج به او داد این تاجر است و او هم گدا گفت الان من بگویم این دختر ذوقمرگ میشود.@ گفت حالا ببینم، دختر گفت بعداً بیا منزلمان به پدرم بگو یک ذره شوکه شد و گفت بلند بشویم برویم منزلتان رفت منزل پدر و در زدند رفتند تو دیدند اوه چه زندگی اشرافی پدر روی تخت نشسته آن بالا، بعد گفت چیه چکار داری گفت آمدم خواستگاری دخترت کارت چیست گفت تاجرم گفت بلند شو برو ببینیم بابا تاجر چیه گفت از تاجری بهتر دیگر چی میخواهی من ثروت دارم.@ گفت نه اگر قول میدهی گدایی بکنی دخترم را میدهم به تو گفت گدایی آخه من تاجرم ول کنم بروم گدایی بکنم برای چی گفت همینی که هست آن هم تازه باید دوره آزمایشی بگذرانی همینطوری دختر به تو نمیدهیم یک دوره بگذران ببینم اصلاً این کاره هستی یا نه، هیچی بیچاره تجارت را گذاشت کنار از عقب سر این دختر آمد گدایی کرد و ترفندهای گدایی را که یاد گرفت دیدید نه بابا این خیلی خوب است.@ مثلاً یک دفعه میامد یک تکه گردنبد گرانقیمت را یک دفعه گدا در میاورد میگفت که مردم من این را پیدا کردم صاحبش کیست بعد میگفتند عجب گدای شرافتمندی است صاحبش هم از خودشان بود میامد گردنبد را میگرفت و مردم میدیدند که عجب گدای شرافتمندی است خلاصه پول پای این میریختند که این چقدر وجدان داشته گردنبند به این گرانی را برگردانده با این که گدا بوده میتوانسته بردارد.@ یک ترفندهایی به اینها یاد دادند خلاصه این دید نه بابا خیلی بد نیست یک جا مینشینیم هی باید برویم حرص و جوش تجارت را بخوریم خلاصه بعد از سه چهار ماه آمد و پدر به او گفت که چی شد؟ گفت هیچی میخواهی دختر را با این شرط که گدا باشی گفت بله، گفت که نمیدهم به تو، گفت دیگر برای چی؟@ گفت باید برگردی این برای امتحان تو بود باید برگردی بروی تجارت اگر تاجر بشوی دخترم را میدهم گفت دخترت را نمیخواهم این خیلی بهتر است گفت آهان حالا فهمیدی پس گفت این را هم که گفتم نمیدهم برای امتحان بود پس میمانی در گدایی دیگر گفت میخواستم مطمئن بشوم که بعد از اینکه دختر من را گرفتی نروی دوباره تاجر بشوی گفت نه دیگر قول میدهم اصلاً دخترت را هم ندهی نمیشوم دختر را به او دادند.@ حالا بعضیها الان واقعاً اینطوری هستند 80 90% افراد تکدی حرفهای میکنند واقعاً حرفهای خیلی هم واردند خیلی واردند یک نسخه دستشان میگیرند میروند جلوی بیمارستان جلوی داروخانه میگوید آقا این آمپول را من میخواستم با خون گران رفتم چقدر پول تهیه کردم شکسته الان برای زنم میخواهم سرطان دارد هپاتیت دارد پول نسخه ندارم شما لطف کنید به من بدهید.@ دیگر شما نمیتوانید دست کنید جیبت یک دویست تومانی به او بدهی میگوید پول نسخه از تو میخواهم گداها حرفهای شدند مثلاً اینطوری هستند الان یک خانمی هست همیشه هم میاید یادش هم میرود پول گرفته میگوید آقا الان خانه چند نفر داریم مدتهاست گوشت نخوردیم پول یک کیلو گوشت به ما بدهد بعد شما پول یک کیلو گوشت به او میدهی نفر بعد هم پول یک کیلو گوشت را میدهد نمیدانم اینها نقرس نمیگیرند اینقدر گوشت میخورند همینطوری خلاصه وارد شدند.@ آدم باید شرافت داشته باشد ادب داشته باشد حیا داشته باشد آقا این پول خوردن ندارد پول گدایی اینطوری برو پول کم خدا یواش یواش به آن برکت میدهد میگوید نه آنجا پول خوب نمیدهند میگویم تو الان داری از من گدایی میکنی میگویی پول بده من بروم برای بچههایم صبحانه بخرم گدایی میکنی گفتم من کنار همین خیابانی که تو الان داری گدایی میکنی آنطرف خیابان چند سال دستفروشی کردم من چند سال شاگرد شوفر بودم من چند سال عمله بودم.@ به او گفتم این مسجد را میبینی اینها را من عمله بودم من اینجا کار میکردم عمله بودم ساختمش کیف هم میکنم ننگم هم نمیاید الان هم اگر بدنم سالم باشد نیاز داشته باشم میروم عملگی میکنم یا هر کار دیگر لازم باشد انجام میدهم بیکاری اصلاً ما نداریم.@ خداوند میفرماید(یُبغِضُ کَثرَۀَ النَوم وَ کَثرَۀَ الفِراغ) خدا خیلی بدش میاید از پرخوابی و بیکاری لذا من بیکار هستم اصلاً چیزی به اسم بیکاری نداریم الان هم یک چیزی مُد شده تابستانها میگویند اوقات فراغت، چهار ماه اوقات فراغتتان را، اوقات فراغت مال یک کسی هست که نمیداند برای چی خلق شده اوقات فراغت خوب است یک طوری مثبت پر کنند.@ از بس ما بد زندگی کردیم که مسؤولین باید زحمت بکشند این چهار ماه را برای ما پر کنند کانونهای تربیتی ورزشی فرهنگی باید بیایند این چهار ماه بیکاری ما را پر کنند ولی یک کسی که خودش را میشناسد یک نوجوانی که میشناسد یک بچه ابتدایی که میفهمد ما چقدر بچه ابتدایی داریم که اصلاً اینطوری نیستند که وقتشان را راحت پر کنند هر جا ابتدایی هست ولی فهمش خیلی زیاد است.@ از یک شصت ساله بیشتر میفهمد که باید وقتش را چطوری پر بکند بچه ابتدایی است اما راحت تلف نمیکند وقتش را بچه راهنمایی است بچه دبیرستان است مثل یک دانشمند مثل یک آدم برجسته بزرگ وقتش برایش خیلی عزیز است و درست پر میکند اصلاً اوقات بیکاری ندارد اگر تفریح هم هست باشگاه هم میرود شنا هم میرود در کار میرود این کار را انجام میدهد یعنی انتخاب کرده که این ساعت من باید شنا بروم.@ دیگر این شنایش هم جدی است جزء بیکاریش نیست میگوید جزء یک عبادت است من دارم انجام میدهم این ورزش برای من یک عبادت است دارم انجام میدهم این تفریح الان برای من یک عبادت است و لازم هم هست من انجام بدهم.@ پس ما چیزی به اسم بیکاری نداریم اگر قرار است ما پارکی هم برویم تفریحی هم برویم باشگاهی هم برویم سینمایی هم برویم کوهی برویم در راستای پرکاریهایمان باید برویم یعنی برنامه داریم الان بنده نیاز دارم در این پرکاریها یک مقدار تفریح بکنم و استراحت بکنم و این هم واجب و لازم است.@ حضرت میفرماید کسی که نمیتواند یک سوم وقتش را به لذات حلال بگذراند قطعاً برای بقیه وقتش نمیتواند کار درست و حسابی انجام بدهد بعضیها میروند دو شیفت کار میکنند میبینی اصلاً مسافرت داری نداریم تفریح دارید نداریم جمعه دارید نداریم تعطیلات دارید تعطیلات نداریم همینطوری وقت را تلف میکند.@ خانوادهها باید فرصت بگذارند برای پارک رفتن برای تفریح برای مسافرت رفتن برای زیارت رفتن چون این انرژی میاورد برای بخشهای بعدی ما، این لازم است ولی این برای این هست که ما واقعاً انرژی بگیریم برای بخشهای دیگر خودمان برای بخشهای مهم زندگیمان مثل شغلمان مثل عبادتمان مثل شرائط خانوداگیمان و مسائلی از این قبیل.@ در روایت داریم از نبی اکرم(ص) هست(کانَ رسو الله(ص)) وقتی میگوید(کان رسول الله) یعنی عادت پیغمبر اینطوری بود یعنی همیشه پیغمبر اینطوری بوده عادتاً اینطوری بوده تا یک نفر را میدیده اولین چیزی که از او سؤال میکرده شغل شما چیست یا یک کسی را به او معرفی میکردند(هَل لَهُ حِرفَه) حرفه بلد است کاری بلد است؟ (فَاِن قالوا لا) تا میگفتند این بیکار است حرفهای بلد نیست شغلی بلد نیست نرفته چیزی یاد بگیرد.@ (قالَ سَقَطَ مِن عَینی) پیغمبر میگفت اَه این آدم از چشمم افتاد کسی که حرفه بلد نیست یک کسی که شغل بلد نیست یک کسی که بلد نیست درآمد خودش را در بیاورد نان خودش را در بیاورد پیغمبر میگفت از چشمم افتاد.@ (اِنَّ الله یُحِبَّ المُؤمِنَ المُحتَرِف) خداوند دوست دارد مؤمنی را که حرفه بلد است مؤمنی که از دسترنج خودش، تمام پیامبران خدا شاغل بودند در روایت داریم اکثر پیغمبران خدا کشاورز بودند ادریس خیاط بوده داوود زرهبافی میکرده پیغمبر شغل داشته امیرالمؤمنین شغل داشته ائمه کار میکردند.@ آدمهایی نبودند که بیکار باشند تمام ائمه شغل داشتند کار میکردند کشاورزی میکردند کارهای دیگر میکردند قنات میکندند کارگری میکردند تجارت میکردند خرید و فروش داشتند اصلاً بیکاری معنا ندارد.@ لذا پیامبر فرمود اگر کسی بیکار بود میگفت(سَقَطَ مِن عَینی) این از چشمم افتاد همچین آدمی، باز نگاه کنید امام صادق(ع) میفرماید(مَن کَسَلَ عَن ما یَصلِحُ بِهِ اَمرَ مَعیشَتِهِ فَلَیسَ فیهِ خَیرٌ لِاَمرِ دنیا) یک کسی که از کار کردنی که میتواند معیشت زندگیش را تأمین بکند تنبلی بکند کسالت داشته باشد این هیچ خیری در زندگی دنیاییش ندارد.@ یک آدم بیخیر است وقتی بیخیر هست بیارزش هم هست ولایت هم ندارد بیکار است در خانه همهاش میخواهد اُرد بدهد نمیرود کار بکند هی فقط در خانه سر زن و بچه اُرد بدهد این ولایتی هم ندارد ولایتش هم بدرد نمیخورد کسی اصلاً حرف این را گوش نمیکند به کار نمیاید.@ (عَدُوُّ العَمَل اَلکَسَل) باز نگاه کنید امام صادق(ع) میفرماید دشمن کار بیکاری است کسالت است تنبلی بیکاری میاورد وقتی میگوید دشمن کار است یعنی آدم را بیکار میکند پس میگوید(عَدُوُّ العَمَل اَلکَسَل) یعنی چی؟ یعنی خیلی از کسانی که عمل ندارند کار نمیکنند به خاطر تنبلی و بیحوصلگی است شما در خارج از کشور زن و مرد کار میکنند اصلاً ما زن بیکار نداریم.@ حالا اینجا فرهنگ اسلام است میگوید نفقه بر مرد واجب است و زن وظیفه ندارد زن وظیفه تأمین در سه تا مهارت زندگی گفتیم بحث اقتصادی عاطفی و معنوی گفتیم زن یک سلسله وظائف اقتصادی دارد و آن موضعگیریهای اقتصادی مناسب هست برای از بین نرفتن فعالیتهای اقتصادی یک مرد، محافظ زحمات یک مرد است.@ نمیگذارد مرد ولخرجی بکند نمیگذارد مرد بیتدبیری بکند کمک میکند به مرد از طریقههای مختلف تا مرد بتواند آینده را بسازد وضع اقتصادی آینده زندگی را خوب بکند نقش دارد نقش اقتصادی دارد اما وظیفه شغلی ندارد ولی خارج اینطوری نیست خارج همه کار میکنند.@ در این کشور مشترک المنافع غذای خوبشان سیبزمینی هست شما میبینید زن دانشمند است استاد دانشگاه است اما کار میکند غیر از اینکه استاد دانشگاه هست درآمد دارد کار کارگری هم میکند تحصیلات عالیه دارد مسافرکشی میکند کار فروشگاهی دارد کارهای کشاورزی دارند کار میکنند اصلاً بیکاری معنا ندارد درآمد کسب میکند.@ (عَدُوُّ العَمَل اَلکَسَل) دشمن کار یعنی عامل بیکاری تنبلی هست بنابراین اصلاً از کسی پذیرفته نیست که بگوید من بیکارم الان شش ماه است بیکاریم یکسال است بیکارم بعد میگویی برای چی؟ میگوید آخه من کار گیرم نمیاید برای چی گیرت نمیاید من رشتهام این است هر جا میروم نمیخواهند خب رشتهات را عوض کن شغلت را عوض کن مسیر زندگیت را عوض کن.@ چه کسی گفته تو همیشه باید فلان شغل را داشته باشی یا فلان کار واحد من فقط این کار را بلدم خب برو یک کار جدید یاد بگیر از اول برو یک کار جدید یاد بگیر شما بسیاری از افراد معتبر دنیا را و شرکتهای موفق دنیا را که الان اسمشان در بورس جهانی هست همه دنیا این شرکتها را میشناسند رییسهایشان را نگاه بکنید یک زمانی کارگری کردند الان شدند رییس یک شرکت یک کارتل بزرگ.@ بروید زندگینامههایشان را بخوانید میگوید من با چه بدبختی با چه فقری شروع کردم الان شده خودش بیست هزارتا صد هزارتا کارمند و کارگر دارد خودش اراده داشته پشتکار داشته کار کرده کسالت و تنبلی را کنار گذاشته در این فیلمها هم میبینید شما نوعاً اینطوری هستند از بدترین و سختترین شرائط شروع میکنند دوباره خودشان را به عالیترین شرائط میرسانند از آنها فیلم میسازند سریال میسازند از زندگیشان.@ این که من باید حتماً رشتهام این است کار هم در همین رشته گیرم بیاید معنا ندارد چه کسی یک همچین چیزی گفته بایستم ببینم کجا پذیرش میکنند روزنامهها را نگاه بکنم ببینم چه کسی میخواهد من در همین شغل باشم من همین را بلدم حس کار دیگری را هم ندارم این واقعاً تنبلی و بیحوصلگی است.@ واقعاً خودنشناسی است ظلم در حق خانواده است بالاخره تو میخواهی از کجا بخوری میخواهی کَل پدر مادرت باشی که گفتیم کل ملعون است خواندیم جلسه گذشته میخواهی کل خانواده همسرت باشی پدر مادر خودت باشی بیا هزینهات را بپردازند برو کار کن برو زحمت بکش تلاش بکن.@ (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان چه در دنیا و چه در آخرت نان سعی خودش را میخورد سرعت در عمل سعی میشود شما چقدر سرعت در عمل داری به آن سعی میگویند یک موقع کُند هست سعی نداری سعی یعنی تلاش.@ امام رضا(ع) میفرماید که(مَن سَأَلَ اللهَ التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَأَ بِنَفسِه) کسی که از خدا موفقیت را میخواهد اما سختکوشی ندارد نمیگوید تلاش نمیکند میگوید سختکوشی ندارد این آدم خودش را مسخره کرده از خدا میخواهد موفق بشود اما خوب کار نمیکند میگوید من نمیدانم فلان جا قبول نشدم خب قبول نشدی سختکوشی هم نکردی قبول نشدی.@ امکان ندارد یک نفر برای رسیدن به یک هدفی سختکوشی بکند و موفق نشود آنجاهایی که ما رد میشویم و موفق نمیشویم و میافتیم برای این هست که خوب کار نکردیم خوب تلاش نکردیم.@ من الان دو تا شاگرد دارم البته زیادند خیلی هستند دو تا از آنها که به اصطلاح از اعضای اصلی هستند در مجموعه ما یک خانم و آقایی هستند استاد دانشگاه هستند دکترا دارند هر دو نابینا هستند یعنی اینها از بچگی نابینا بودند در نابینایی درس خواندن دیپلم گرفتند دانشگاه رفتند لیسانس گرفتند فوق لیسانس گرفتند دکترا گرفتند الان استاد دانشگاه هستند حافظ کل قرآن هر دو.@ آنوقت من بگویم من نمیتوانستم اگر کسی بگوید من نمیتوانستم حتماً دارد دروغ میگوید آدمهای نابغهای هم نیستند هوششان هم یک هوش معمولی است آقا این نابینا است حافظ کل قرآن است نابیناست نهجالبلاغه حفظ کرده نابیناست صحیفه سجادیه حفظ کرده نابیناست دکترا گرفته نابیناست نقاشی کرده نابیناست کتاب نوشته.@ آنوقت تو میگویی بله من موقعیت کار برایم نبود متأسفانه زندگیم وضعش خراب بود هی بهانه هی فرافکنی و انداختن تقصیر را به گردن این و آن تنبلها همیشه تقصیر را به گردن دیگران میاندازند میگوید بله موقعیتمان نمیشد.@ من یادم است یک خانمی از شاگردانم بود بچه خیلی خوبی هم بود این ازدواج کرد من هم نمیدانستم که ازدواجش چطوری هست فقط گفتن ازدواج کرده و مشغول زندگی کرد موقعی که ازدواج کرد دیپلم داشت یک موقعی من یک روز دیدم آمد دفتر ما پدرش آوردش دیدم تمام اصلاً نشناختمش صورتش چون سیاه بود فکر میکردم یک خانم سیاهپوست است از بس کتک خورده بود کل صورت سیاه بود کبود و سیاه.@ گفت بله شوهرم اینطوری است فساد دارد چنین دارد چنان دارد هر چه خوبان همه داشتند او تنها داشت گفت که داستان اینطوری، من را در خانه حبس میکند چکار میکند چکار میکند حالا کاری ندارم که ماجرا به کجا رسید، یک موقعی به او گفتم که الان چکار میکنی؟@ گفت بله من همین که در خانه ماندم و حبس بودم تمام بحثهای شما را در این چند سال گرفتم از یکی رفقایم خواستم دانه دانه برایم تهیه کرده آنموقع کاست هم بود سیدی نبود که همه را یک دفعه ضبط بکند کاست دانه دانه هر جلسه یک کاست گرفتم همه را رساندم در این مدت لیسانسم را گرفتم در این مدت فلان مدرک را گرفتم.@ خب ببینید این کتک میخورد فشار زندگی روحی و روانی اینطوری داشته با یک شوهر روانی اینطوری بعد در این شرائط خودش را اینقدر بالا رسانده یک کسی تا یک ذره شرائط زندگیش مشکل بشود میرود در لاک افسردگی و دیگر نه حوصله خدا را دارد نه حوصله آخرت را دارد نه حوصله خانواده آسمانی را دارد نه حوصله درس را دارد نه حوصله مطالعه را دارد.@ این تنبلی است این بیحوصلگی است آدمهای اینطوری منتظرند یک بهانهای اتفاق بیفتد یک نفر بمیرد یک نفر سرطان بگیرد پسرخاله دختر عموی دختر دایی فلان کسم مُرده میبینید این افسرده میشود یک مدت بیکار همینطوری وقت تلف کردن اینها کار آدمهای واقعاً بیحوصله و تنبل هست.@ (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) چه دنیا چه آخرت انسان نان سعی خودش را میخورد قبلاً یادتان هست گفتیم جهنم جای تنبلها و بیحوصلههاست بیشتر جهنمیان آدمهای تنبل و بیحوصله بودند حدیثش را هم برایتان خواندم یعنی آدمهای بدی نبودند واقعاً که مثلاً با خدا لجبازی بکنند نه ولی آدمهای تنبلی بودند به وظائفشان عمل نکردند آدمهای بیحوصلهای بودند نرفتند وظائفشان را یاد بگیرند سر از جهنم درآوردند.@ بیکاری تنبلی بیحوصلگی دنیا را خراب میکند و جهنم آخرت را هم خراب میکند و جهنم، این نتیجه بیکاری و تنبلی هست بیکاری را وقتی میگوییم بیکاری یعنی شغل نداشتن مثلاً میگوییم شخص شغل ندارد اما یک موقع میگوییم بیکاری گاهی وقتها که لفظ بیکار به کار برده میشود به این معنا هست که شخص وقتش را درست نمیتواند پر بکند.@ از وقتش نه فقط صرفاً شغل ندارد از وقتش خوب نمیتواند استفاده بکند مهارت، عقلانیت، هوش لازم برای پر کردن وقت خودش را ندارد و فرصتهای زندگیش را از دست میدهد آدم بیکار یک آدمی هست که فرصتهای زندگیش را خراب میکند هزاران فرصت در زندگی برایش پیش میاید که در هر جهت میتواند موفق باشد اما تلفش میکند خرابش میکند.@ کما اینکه فکر نمیکند نمیتواند بیاندیشد که من با چه گنجینهای از نعمت خدا یعنی عمر روبرو هستم با این عمر من میتوانم یک جاودانگی را بسازم از عمرم خوب لذت ببرم.@ یادم هست یک بار نمایشنامه میدادند یک خانم و آقایی بودند نشسته بودند یک فرشته آمد پیش اینها گفت که شما سه تا خواسته میتوانید از من داشته باشید زن شکمو بود هُل شد قبل از اینکه فکر بکند و مشورت بکند گفت من آرزو میکنم یک کیک بزرگ داشته باشیم شکمو بود یکی از آرزوها یک کیک خواست فقط.@ شوهر خیلی از دست بیفکری زن عصبانی شد عصبانیت هم خودش یک نوع بیفکری است این از شدت عصبانیت گفت من هم آرزو میکنم این کیک بچسبد به دماغ تو، این فرشته هم آرزوها را برآورده کرد این کیک رفت در دماغ خانم چسبید صورت زن را پوشانده بود حالا آرزوی سوم هم هدر رفت چون فقط میتوانستند آرزو بکنند این کیک از دماغ کنده بشود آرزوی دیگری نمیتوانستند بکنند اینکه محصول سه تا آرزو یک کیک شد با یک عالم فحش و عصبانیت.@ الان ما میخندیم به حماقت این زن و مرد ولی وقتی که به زندگی خودمان نگاه میکنیم به وقت تلف کردنهای عمرمان نگاه میکنیم میبینیم که خیلی بدتر از اینها داریم وقت را تلف میکنیم یک کسی که میفهمد برای چی به دنیا آمده بلد است یک کاری بکند آن چند لحظهای که قبل از اینکه خوابش ببرد در رختخواب به اندازه عمر میلیونها انسان آن چند دقیقه را استفاده میکند.@ یک کسی که میفهمد برای چی زندگی کرده توالت رفتنش به اندازه عمر چند میلیون آدم ارزش دارد یعنی همین در توالت برود و بیاید بیرون به اندازه اینقدر آخرتسازی کرده وقتش را تلف نمیکند.@ ذکر میکند یک ذکر، ذکر فوقالعاده است ذکر استحمام نفس است استغفار یعنی قبل از اینکه بخوابد به جای اینکه بنشیند چرت و پرت فکر بکند خیالهای پرت و پلا بکند که اعصاب خودش خورد بشود خیالهای شیطانی بکند همین که خوابیده این خدا و فرشتهها و انبیاء و اهل بیت را میکشاند در رختخواب پیش خودش، غیب را میاورد در رختخواب اصلاً همینطوری که دراز کشیده یک آدم قوی و قدر است.@ همینطوری اصلاً خوابش این خیلی قیمت دارد این همان تا رفت در رختخواب بخوابد تا بیاید خوابش ببرد هر چی گناه معصیت آلودگی داشته تمام را در آن چند دقیقه میشوید میرود کنار، بلد است چطوری از وقتش استفاده بکند.@ لذا یکی از چیزهایی که خیلی سفارش شده نسبت به وقتتان بخل داشته باشید بخیل باشید نسبت به وقتتان مُفت تلفش نکنید برای یک کار ارزشمند برای یک کار الهی برای یک کار درست برای یک کاری که یا دنیای خوبی میسازد شادی و آرامش تولید میکند عشق تولید میکند محبت تولید میکند یا یک کار آخرتی انسان برایش بگذارد که اگر برای عشق و محبت و عاطفه هم گذاشت در دنیا عین آخرت است.@ خدا رحمت کند علامه جعفری(ره) میگوید من در خانه یک لحظه اگر احساس بکنم که الان ده دقیقه است نمیتوانم کاری انجام بدهم یعنی ده دقیقه قرار است کاری انجام ندهم بلند میشوم جارو دستم میگیرم خانه را جارو میکنم که کار کرده باشم نفسم عادت نکند که بیکار بودم ده دقیقه اصلاً نباید به آن اجازه بدهید که ده دقیقه بیکار باشد.@ بزرگان ما خدا رحمت کند امام(س) را مثلاً نشسته بود کارهایش تمام شده بود میخواستند سفره بیندازند الان شما نگاه کنید ما چقدر حالا خانمها عبادت میکنند دارند زحمت میکشند در آشپزخانه تا غذا را بیاورند سفره را بیاورند بیندازند آنها وقتشان درست دارد استفاده میشود چون دارد عبادت میکند شوهرداریست بچهداریست یک عبادت بزرگ است.@ آن هیچی او که دارد زحمتش را میکشد میاید سفره میاندازد بعد سفره هم خانم کار دارد تازه این آقا بیست دقیقه نشسته فقط نق میزند کی غذا حاضر میشود زود بیاورید غذا را همینطوری منتظر، چکار کنیم سر سفره خالی نگاه میکند.@ خدا رحمت کند میگفت امام در این فاصله قرآن میخواند یک قرآن کنارش بود زود مینشست قرآن میخواند یک کتاب آقا یک کتاب بگذارید کتاب همه جا باید بگذارید شما یعنی کسی کنار تختش کنار رختخوابش حتماً دو تا چیز لازم دارد یادتان نرود کنار رختخواب شما همیشه به دو تا چیز نیاز دارید.@ بلکه سه تا آنهایی که یک ذره ضعیفتر هستند تسبیح میخواهید بخوابید کنار رختخواب باید تسبیح باشد این دستت را که دراز کردی یک تسبیح حتماً باید داشته باشید اگر تسبیح هم ندارید حتماً باید یک ذکرشمار داشته باشید مثل این در رختخواب هم با تو میاید هیچ کس هم ناراحت نمیشود بردار تندتند بزن ده هزارتا ذکر رفته همین داشته باش دستت بیکار نباشی.@ زبان و دلت را هماهنگ کن چراغ خواب، حتماً یک چراغ خواب با یک سیم رابط بلند یا چراغ با باطری یا شمع همیشه کنار رختخوابتان باشد یک کبریت میزنید روشن میکنید به پشت میخوابید کتابهای رختخوابی خدا حفظ بکند مقام معظم رهبری را میفرمود من کتابهای دورهای را که پنج جلد و ده جلد است در رختخواب خواندم و اساساً در خانواده ما هیچ کس بدون کتاب به رختخواب نمیرود.@ یک از مراجع بزرگ میفرمود من یک دوره کامل فقه اهل سنت را زمانی که آماده شدم برای سر غذا خواندم یعنی همین چند دقیقهای که نشستم تا سفره را بیندازند من کتاب خواندم فکر کن مثلاً یک دوره فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت را این سر سفره خوانده نه موقع غذا خوردن، این که آماده میشود تا سفره را بیندازند این خوانده.@ ما چقدر از این بیست دقیقهایها نیم ساعتها چهل دقیقهایها هی تلف میکنیم باید انسان بخل به وقت داشته باشد یعنی تا میخواهی بروی مطب دکتر حتماً یک کتاب در کیفت بگذار میرود آنجا میایستد دیوار را نگاه میکند مریضها را نگاه میکند در کار بقیه فضولی میکند بعد بیکار هست میخواهد اس ام اس بازی بکند یکی به او زنگ بزند به یکی زنگ بزند این یعنی آدم بیکار و بیوقت، یعنی آدمی که اصلاً قدر خودش را نمیداند.@ میخواهی مسافرت بروی حتماً دو جلد سه جلد کتاب حتماً جزء لوازم ضروریت باشد در کیفت باید باشد نگو من که وقت گرفتم سر ساعت چهار میروم چهار تا چهار و ربع هم دکتر من را میبیند بعد باید بروم داروخانه بعد میایم خانه برای چی کتاب ببرم اشتباه است میروی میبینی دکتر نیامده مریض دارد تو حساب کردی چهار تو را میبیند رفت تا پنج، برق میره یک مشکلی پیش میاید.@ اصلاً نگو ممکن است من دارم میروم آنجا وقت ندارم در کیفت حتماً یک قرآن کوچک یک مفاتیح کوچک یک تسبیح یک کتاب مفید کتابهای داستانی کتابهایی که جذابیت داشته باشد کتابهای خوب یک موقع میگویی آقا مثلاً من در رختخواب کتاب فلسفی نمیتوانم بخوانم یک کتاب جذاب یک کتاب تاریخی خوب بردار بخوان.@ اینها را ما باید حواسمان باشد هر جا میرویم کتاب با خودمان ببریم کتاب دعا با خودمان ببریم مفاتیح با خودمان ببریم قرآن با خودمان ببریم تسبیح با خودمان ببریم آن چیزی که به آن علاقه داری یک کاری میتوانی انجام بدهی.@ من به یک آقایی تایپ بلد نبود چند وقت پیش دیدم چقدر تایپش خوب شده همکارمان بود مشاور بود گفتم تو چطوری تایپ یاد گرفتی گفت من این لبتاپم را گذاشته بودم جلویم یک مشاوره که انجام میدادم طرف میرفت تا نفر بعدی بیاید من ده پانزده کلمه بیست کلمه تایپ میکردم همینطوری، دوباره مریض را میدیدم اینکه میرفت تا مریض بعدی بیاید دوباره چند تا کلمه تایپ میکردم همینطوری من تایپیست شدم دیگر راحت میتوانم کتابهایم را قشنگ خودم تایپ کنم.@ حالا یک کسی میگوید من باید چقدر ساعت بزنم بروم کلاس تایپ این همانجا نشسته ببینید چند ثانیه است چند دقیقه است وقت را استفاده میکند. یکی از علما و مراجع بزرگ هست زبان فرانسه بلد است زبان آلمانی بلد است دو تا زبان بلد است چند تا زبان بلد است زبان روسی بلد است.@ بعد گفتند شما چطوری این همه چند تا زبان را یاد گرفتید؟ گفت من فاصله بین کلاسهایم را میرفتم زبان میخواندم فاصله بین کلاسهایم که وقت استراحتم بود زبان میخواندم حالا بعضیها احتیاج دارند استراحت بکنند عیبی ندارد استراحت بکنند بعضیها از این وقتها استفاده بکنند.@ باز یکی از علما را من دیدم برادرش مُرده بود این دَم در خانه ایستاده بود میایستند که همه میایند تسلیت میگویند این چند روزی که من میرفتم به این سر میزدم این همینطوری یک عالم برگه گذاشته بود در جیبش بعد من میدیم این برمیدارد نگاه میکند بعد یک کسی میامد تسلیت میگفت جوابش را میداد و بعد دوباره نگاه میکرد بعد گفتم حاجآقا چی میخوانید؟ گفت دارم زبان میخوانم دارم لغتهای زبان را یاد میگیرم.@ یعنی از وقتهای اینطوریشان استفاده کرده استاد دانشگاه شده پس قدر وقت را خیلی باید بدانیم قدر عمر را خیلی باید بدانیم خیلی گران هست حالا فرصت نیست اگر انشاء الله یک زمانی فرصت بشود باید یک دوره انسان مدیریت زمان را کار بکنیم یک دوره مدیریت زمان که از وقت و عمرمان باید چگونه استفاده بکنیم که تلف نشود.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ما برکت عمر عنایت بفرما خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از اتلاف وقت اتلاف جوانی و اتلاف عمر دور بدار.@ با همدیگر پنج مرتبه دعای امن یجیب را میخوانیم جهت رفع موانع ظهور آقا امام زمان(ع) رفع گرفتاریها زندگی شیعیان مسلمین و مستضعفین جهان، رفع گرفتاریهای زندگی خودمان، بخصوص شفای مریضان، مریضانی که به نفس پاک شما عزیزان امیدوار هستند رفع مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، توفیقات کشورمان با همدیگر پنج مرتبه این آیه را میخوانیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم (أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 027 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 027 - تنبلی و بیحوصلگی