جلسه 025 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
25
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان بحثمان درباره تنبلی و بیحوصلگی رسید به آثار تنبلی و بیحوصلگی که یکی از آثار خیلی خطرناک و مهمی که دارد مهم از این جهت که باید به آن توجه کنیم که دامنمان را نگیرد امروز و فردا کردن است.@ شخص تنبل همانطور که از معناش هم هست گفتیم تنبل کسی هست که اصلاً کار را شروع نمیکند و بیحوصلگی هم این است که اگر شروع بکند رهایش میکند و شخص تنبل زیاد امروز و فردا میکند در مورد امروز و فردا کردن سخن گفتیم و خطراتش را هم توضیح دادیم.@ یکی دوتا روایت از آن باقی ماند که این را عرض کنیم برویم سراغ بحث بعدیمان که از آثار دیگر تنبلی هست.@ یک نکته توصیه علی(ع) هست که خیلی تأکید دارند ایشان مواظب باشید دچار امروز و فردا کردن نسبت به کارهایتان نشوید چه کارهای دنیایی میخواهد باشد چه کارهای آخرتی میفرماید (اِیاکُم وَ التَسویفِ العَمَل بادِروا بِهِ اِذا اَمکَنَکُم) خیلی حضرت پرهیز داده بپرهیزید از اینکه در کارتان امروز و فردا بکنید حالا چه میخواهد کار دنیایی باشد چه کار آخرتی.@ و بعد میفرماید (بادروا) مبادرت کردن، میگویند فلان کار مبادرت کرد، عمل خاصی هست یعنی انسان یک سلسله حوادث در آینده همیشه انسان را تهدید میکند.@ که خودش هم اصلاً فکرش را نمیکند که دچار یک همچین حوادثی بشود بعد همیشه فکر میکند فرصتهایی در کارهای دنیایی یا آخرتی دارد ولی بعد میبینید که مثلاً با مشکلات زیادی در آینده روبهرو میشود.@ مثلاً ورشکستگی پیش میاید یک تصادف پیش میاید یک مریضی طولانی پیش میاید یک کسی میمیرد کار گره میخورد میخواهد یک ازدواج بکنند اینقدر این را کشش میدهند تا مثلاً پدربزرگ یک نفر میمیرد.@ حالا تا چهلم بخواهند برای این بگیرند میبینی در چهلم یکی دیگر مرد، باور کنید من یک موقع دیدم یک ازدواج به سه تا چهار تا مرگ خورده بعد آنها هم رسمهای خیلی بد.@ یکی از رسمهای خیلی بد این هست که تا سال نشود ما ازدواج نمیتوانیم بکنیم باید بایستیم تا سال، این رسمهای بیخود من درآوردی و خرافی که صبر کنیم تا سال مادرم تمام بشود سال پدرم تمام بشود.@ همینطوری بیخودی ازدواج عقب میافتد یک زندگی، مبادرت یعنی پیشگیری، رفتارهای پیشگیرانه، که آدم نمیداند در آینده چه اتفاقهایی قرار است بیفتد.@ و بعد فکر میکند همیشه همین فرصتی که الان دارد و همین موقعیتی که الان دارد را بعداً برایش به دست میاید و بعد میبینید میخورد به یک آفتهایی که خطرناک است.@ لذا علی(ع) خیلی زیبا میفرماید اگر یک چیزی را دوست دارید یک چیزی را میخواهید اگر پسندیدید و اگر پیدایش کردید نگویید حالا بعداً ممکن است یک چیز بهتر گیر بیاید ولش کنم این را.@ میخواهد برود لباس بخرد یک لباس مورد نیاز است در بازار هست بخر و بپوشش، یک اتومبیل میخواهی بخری انتخاب کردی هست در بازار همان را بخر.@ نگو که الان مثلاً بعضیها این وسواس را دارند یک کفش زیبا را دیده پسندیده خوشش آمده بعد میگوید حالا بگذار بروم تا تَه پاساژ بروم ببینم چه میشود.@ میرود بعد میبینید حس انتخابش را از دست داده میبیند دیگر نمیتواند یک هفته معطل است این کفش را دیدی خوشت هم آمد قیمتش هم مناسب بود بخر بپوش برو دنبال کارت عمرت را تلف نکن در بازار.@ چون فردا باید جواب بدهی نسبت به اضافه عمری که مصرف کردی هر اضافهای باید پاسخ بدهد آدم، اضافه حرف، اضافه غذا، اضافه خیال، چون ما در همه بخشها پرخوری داریم این یادتان باشد.@ پرخوری فقط مخصوص بخش شکم نیست که دردسرساز است شما در بخش شکم که پرخوری میکنید بعداً باید بیایید به قول معروف هر بخورمی یک نخورم دارد بعداً باید بیایید هزینه بدهی که لاغر بکنی خودت را.@ چربی رفته بالا، قند رفته بالا، اوره رفته بالا، مریض داری میشوی، هزینه بهداشتی گردنت میگذارد، هزینه پزشکی گردنت میگذارد و خیلی دردسرهای دیگر، میگوید برو ده کیلو کم بکن، این دردسرهایش را دارد.@ اضافه در بخش خیال، گفتیم ما حس داریم و بخش بعدیمان خیال بود، اضافه خیال هم همینطور، یعنی خیالهای الکی که آدم نباید بکند نباید بکند چون اضافه خیال خیال را چاق میکند وقتی خیال را چاق کرد تعادلت را از بین میبرد.@ مثل کسی که مینشیند سریال نگاه میکند سریالهایی که ممکن است اصلاً به دردش هم نخورد افسانهها سرمایهگذاری میکند داستانهای پلیسی سرمایهگذاری میکند داستانهای جنایی سرمایهگذاری میکند داستانهای عشقی سرمایهگذاری میکند.@ این دائماً دارد خیال خودش را آلوده میکند با افراد مختلف، قهرمانهای مختلف، موضوعات مختلف، این ذهن خیالپرداز و چاق میشود در بخش خیال، آنوقت این میخواهد وقتی دارد با خدا حرف میزند یا وقتی میخواهد بیاید سر یک کلاس علمی.@ میبینی سر کلاس استاد یک کلمه میگوید این تداعی خاطره میشود برایش بعد میبینی بیست دقیقه استاد دارد حرف میزند این سر کلاس حضور ندارد چون آدم خیالبافی است.@ مثلاً استاد گفته گنجشک، این یکدفعه یادش میافتد بله ما یک گنجشکی در خانهمان بود اینطوری بود بعد برادرم با سنگ زدش، عجب برادر بدی بود این را زد.@ تقصیر مادرم بود این را بد تربیت کرد مادر من که بنده خدا، از گنجشک رفت سراغ مادرش و از مادرش رفت سراغ کجا، همینطوری یکدفعه تداعی خاطره میبردش تا جاهای مختلف، این آدم خیالپردازی است.@ یعنی قدرت این را ندارد که خیال خودش را، میخواهد برود کنکور بخواند وقت کم دارد درس باید بخواند وقت کم دارد ولی تا میرود سر درس مینشیند.@ میبینی که دو خط میخواند این خیال این را برمیدارد با خودش میبرد میبینی دو ساعت بعد برمیگردد دیگر جنازهاش آمده خسته و کوفته حالا باید دوباره میخواهد بیاید کلمه بعدی، مثل آن آقای ؟؟؟قوپی بود تلویزیون نشان میداد مال ؟؟؟والدسنی یادتان هست.@ یک سگ بود یک سگ بود این هر کاری میگذاشتند یکدفعه خیالبافی برش میداشت فکر میکرد قهرمان رانندگی است قهرمان کشتی است در هر شغلی که میرفت این خیال نگهش میداشت کارش را از دست میداد.@ پس زیاد مواظب باشید ذهن را آلودهاش نکنید چاقی خاطره، چاقی خیال ذهن را خیلی سنگین میکند بعداً وقتی میخواهد کار عقلانی بکند میبیند که نمیتواند یا بخش وهمی.@ در بخشهای وهمی هم همینطور است در بخشهای وهمی انسان وقتی زیاد درگیر میکند خودش را دیگر تعادل ندارد یک آدمی هست مثل کسی که چربی زیاد دارد خونش قند بالا دارد.@ وقتی وهمی است مثل درگیری بیش از حد در مسائل خانوادگی در مسائل عشقی در مسائل جنسی در مسائل دعوا و درگیریها در کینهها، وقتی انسان وقتش و ذهنش آلوده است به این چیزها این پرواز اصلاً نمیتواند بکند.@ نه خوابهای قشنگ میتواند ببیند نه بال درمیاورد پرواز بکند نه میتواند به بخشهای عقلانی و فوق عقلانیاش برسد چون این بخشهای پایینیاش درگیر است دائماً زیاد غذا خوردن، سنگینش میکند.@ مثل غذاست شما غذا الان مثلاً ناهار یک غذای سنگین خوردی حالا بعدش نمیتوانی بنشینی سر کار مطالعاتی، تا میایی کتاب را باز کنی چرتت میگیرد.@ باید بعدازظهر دو سه ساعت باید بخوابی تا این غذایی که خوردی یکذره سبک بشود دم میکند اصلاً آدم بعد نمیتوانی کسی که خیالش هم خیلی فعال است یا وهمش خیلی فعال است درگیر این بخشهای خیالی و وهمی است.@ این آدم بعداً میخواهد کارهای عقلانی و فوق عقلانی بکند نمیتواند چون سنگین است مثلاً میخواهد کار علمی بکند کار مطالعاتی بکند نمیشود میخواهد برود یک کار اقتصادی بکند نمیشود.@ میخواهد صله ارحام بکند با رفقایش و برادرش و کسان دیگر کنار بیاید که یک زندگی آرام دارد کینههای گذشته اذیتش میکند فرصت آشتی کردن صلح دادن عشقورزی، مهروزی همه اینها از دستش میرود بعد به جایی هم نمیرسد رشد نمیکند.@ با پدرش بیخود درگیر میشود با مادرش بیخود درگیر میشود عقب میماند از کمک و پشتیبانی اینها محروم میشود.@ بعد میبینید که زندگی آیندهاش هم اصلاً به خطر میافتد بنابراین انسان خیلی باید در رژیم غذاییاش دقت بکند چه در غذای جسمیاش خیلی دقت بکند که غذای جسمی نباید کرخ بکند آدم را مثلاً شما وقتی شیرینی زیاد میخورید سلولهایتان بزرگ و سنگین و تنبل میشود.@ ولی برعکس شما ترشی بخور، آبلیمو بخور آبقوره بخور سلول فِرز بار میاید قوی بار میاید شما مثلاً الان میخواهید سالاد درست کنید.@ سالاد را میتوانید با سس بخورید یک سس خیلی سنگین، میتوانید نه یک ماست کم چرب به آن بزنید یا نه اصلاً با آبلیمو بخور با آبقوره بخور این غذا خیلی فرق میکند مثل غذای صبحانه است.@ شما صبحانه وقتی که به بچه نان و پنیر و چای شیرین میدهید خوب این قطعاً میرود مدرسه یا شوهره میرود اداره میبینی ساعت ده یازده دیگر کرخی یواش یواش میاید سراغش.@ ولی کنارش یک مقدار گردو هم بگذار کنارش به آن بده بخورد اگر قرار است پنیر بخورد یک گردو بخورد میبینی این قبراق تا ظهر کارش را انجام میدهد چون غذایش کرخش نکرده ما بسیاری از غذاهایمان.@ من قبلاً این را توضیح دادم در بخش تغذیه، بسیاری از غذاهایمان تنبل میکند ما را، ذهن ما را تنبل میکند بدن ما را تنبل میکند غذا باید به گونهای طبخ بشود که سستی نیاورد خیلی از غذاها الان که دارد مصرف میشود بیشتر سردی است.@ شما نگاه کنید مثلاً مرغ گذاشته برنج گذاشته ماهی گذاشته سالاد گذاشته دوغ گذاشته ماست گذاشته، همه اینها چه هستند؟@ خوب این دیگر ساعت خواب را خیلی میبرد بالا، کرخی زیاد ایجاد میکند این مثلاً پنج ساعت خواب بسش است میبینی 8 ساعت میخواهد 7 ساعت بسش است 10 میخوابد من موردی داشتم همین پریروز موردی داشتم که 18 ساعت یک خانم خانهدار میخوابد.@ یعنی قشنگ افتاده 18 ساعت این بیماری است و خطرناک است پس غذاهای جسمی را دقت بکنیم که اگر کارهایی که احتیاج به هوش دارد.@ مثلاً میخواهید رانندگی بکنید نوع غذا را باید مشخص بکنید قبل از رانندگی، اگر یک غذایی بخورید که کرخ کننده است خوب الان میافتی در جاده، این همه ما هر سال داریم کشته در جاده میدهیم سر خوابآلودگی.@ یکی از دلایل عمده تصادفات خوابآلودگی است طرف رفته ظهر رستوران بین راه یک غذای سنگین خورده یک غذایی که میتوانست با یک چاشنی دو تا چاشنی مسأله را حل بکند.@ ولی دقت نداشته خورده حالا بعد هم آمده نشسته پشت فرمان یک نیم ساعت که رانندگی کرده رفته جلو، یواش یواش غذا اثر خودش را میگذارد این باید تخت بگیرد بخوابد الان دارد رانندگی میکند در جاده.@ پس بخش حسی را دقت بکنیم ما اگر بخواهیم غذاهایمان در بخش حس، در بخش خیال و وهم هم باید دقت بکنیم تصاویر، عکسها، فیلمها، خاطرهها، داستانها، جوکها و لطیفههایی که ظرفیتش را نداریم.@ یک کسی میبینی آدم باظرفیت و قویای هست یعنی قوه عقلانیاش خیلی قدرتمند است قوه فوق عقلانیاش خیلی قدرتمند است چهارتا لطیفه و جوکی چیزی هم بگوید یا بشنود قشنگ هضمش میکند.@ اصلاً هر جا دلش بخواهد کنترل ذهنش را دارد یک کسی میبینی نه اینطوری نیست پای سخنرانی نشسته در حرم است تولد امام رضاست.@ یا در اوج گریه است دارد گریه میکند بعد یکدفعه یک صحنهای را میبیند دوباره این تداعی خاطره یاد یک جوک میاندازد این را وسط این گریهها یکدفعه میبینی که پقی زد زیر خنده، جلسه محترم قرائت قرآن است همه نشستند دارند قرآن میخوانند.@ همه نشستند این یکدفعه وسط قرآن خوانی آدمی هست چون ذهنش هرز است ذهنش هزرگی دارد در میرود اصلاً، میبینی این دارد قرآن میخواند یک آیهای یا یک کلمهای شنید.@ یا مثلاً مفسری یک چیزی گفت استاد یک چیزی میگوید این ذهنش چون هرز است با همان یک کلمه میرود یاد پنج تا جوک میافتد از این جوک یاد آن جوک میافتد بعد یاد این میافتد چه کسی این جوک را برایش فرستاده بعد یادش میافتد با این چه رابطهای داشته.@ داستان همینطوری یکدفعه ادامه پیدا میکند و مشکلات درست میکند برای طرف، پس در زندگینامه بوعلی، بوعلی میگفت من خاطره نمیشنوم لطیفه زیاد گوش نمیکنم یک موقع کسی بخواهد برایم یک چیزی بگوید.@ میگفت من ذهنم را لازم دارم این را باید دقت بکنیم یا مثلاً فرض بفرمایید بعضیها هستند خیلی دقت میکنند به خیلی از جزئیات، کسانی که با جزئیات خانمها در این خطر زیاد هستند.@ برای همین در دام خیالپردازی زیاد میافتند وقتی زیاد با جزئیات ورمیروی ذهنت از درک کلیات، قوانین، فرمولها عاجز میشود دیگر نمیتواند، البته خداوند خواسته که زن جزئینگر و مرد کلینگر باشد تا بتوانند تکمیل کنند همدیگر را ولی زیادهروی خوب نیست.@ مرد باید آن هم تعادل داشته باشد به یک سلسله جزئیات خودش را توجه بدهد زن هم باید عاقلانه برخورد بکند به یک سلسله کلیات، فرمولها و قواعد، مطالعات و مسائل علمی توجه بکند.@ آنها را به کار بگیرد بنابراین خیلی مواظب باشیم جزئینگر نباشیم با چیزهایی که به درد نمیخورد، جمله خیلی زیبایی است یک بنده خدایی میگفت آرامش محصول فکر نیست بلکه آرامش هنر فکر نکردن به چیزهای بیهوده است.@ اینکه انسان به چیزهای بیهوده فکر نکند وقتی جزئینگر شدی دیگر نمیتوانی پرواز بکنی وقتی میروی در خانه یک نفر از پردهاش کار داری تا مبلش کار داری تا رنگ پرده، تا تلفنشان، تا خانهشان، تمام ظرف و ظروفهایشان را توجه داری به آن.@ این آدمی که دارد اینطوری نگاه میکند این نمیتواند بال دربیاورد چون سنگین است یکسره هر جا میرود یک عالم آشغال با خودش جمع میکند چون جزئینگر هست ریز است.@ آدمهایی هم که اینطوری هستند به جزئیات خیلی توجه میکنند زود نمیتوانند رد بشوند زود نمیتوانند پرواز بکنند زود نمیتوانند عبور کنند آشغال جمع میکنند این بعداً نمیتواند اوج بگیرد چون همهاش ذهنش یکسره مشغول چیزهای جزئی است که چه کسی چی گفت، که آن حرفش چه معنا داشت.@ چهل تا حرف را در ذهن خودش میبرد و میاورد این دیگر اصلاً به درد کارهای بزرگ، فعالیتهای عالی، قدرتمند، و اهداف بزرگ دیگر نمیخورد.@ این دیگر تمام عمرش را زور بزند در بردهای خیلی کوتاهی میتواند پرواز بکند دیگر نه به بردهای متوسط میرسد نه به بردهای بلند میتواند برسد دیگر پروازهای بلند نمیتواند داشته باشد.@ در بخش عقلانی هم همینطور، در بخش عقلانی کسانی که مطالعات خیلی زیاد و همه جانبه دارند بزرگ میشوند اما مثل یک اقیانوسی است که عمقش پنج سانت است عمیق نیست یک اقیانوس پنج سانتی است میبینی شیمی بلد است فیزیک بلد است.@ ریاضی خوانده، هنر خوانده کارگردانی خوانده طراحی خوانده پزشکی خوانده، بهداشت خوانده فلسفه میخواهد بخواند هُل است میخواهد همه را جمع بکند نمیشود اینطوری.@ انسان حداقل اگر میخواهد کار علمی بکند روی یک رشته باید عمیق بشود واقعاً یعنی خوب عمق پیدا بکند کار بکند برود جلو، حالا در کنارش میخواهد رشتههای دیگر یا مطالعات دیگر انجام بدهد خوب است ولی یکجا را باید عمیق بشود.@ اما اینکه چهار روز این را میخواند چهار روز دیگر یک کتاب دیگر میخواند چهار روز دیگر یک موضوع دیگر کار میکند بعد عوض میکند دائماً حوزههایش را.@ این دیگر نمیتواند عمیق بشود دیگر رشد نمیتواند بکند، بخشهای فوق عقلانی هم همینطور است در بخشهای فوق عقلانی که بخشهای معنوی هست.@ اگر وارد نباشد یک نفر که چطوری باید راه با غیب پیدا بکند ارتباط با غیب با فرشتهها با اهل بیت با خانواده آسمانیاش با خود خداوند ممکن است ده سال این بنده خدا همهاش حرم میرود مسجد میرود حسینیه میرود نماز میخواند کتاب میخواند ولی عمیق نمیتواند پرواز بکند یکجا سرمایهگذاری در ارتباط نکرده با یکی از این بزرگان نشسته صمیمیت عمیق برقرار بکند.@ همینطوری کلی دارد کار مذهبی انجام میدهد و هی ناخونک زده همه جا، ناخونکی بوده عمیق نیست انسان باید توحیدش را قوی بکند.@ یک مدتی واقعاً روی توحید، خدا، اسماء الهی سرمایهگذاری بکند با خانواده آسمانیاش واقعاً آشنا بشود یک سرمایهگذاری خوب بکند چون اینها پدران ما هستند زشتترین چیز برای انسان این هست که اصل و نسب خودش را نشناسد.@ نداند بچه چه کسی است نداند اینها چه شخصیتهایی هستند اهل بیت(ع) اصل و نسب ما هستند خداوند روح ما را از این چهارده نور مقدس آفریده.@ ما پدر و مادرمان ما را نیاوردند به دنیا، پدر و مادر ما فقط بدن ما را خلق کردند همین جسم ما را آوردند اینجا، روح جاودانه ما و روحی که خداوند میفرماید (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) آن روحی که خدا دمیده باید ببینیم از کجا آمده این روح.@ چون من اصل و نسب دارم ریشه دارم ما همه، عرض کردم معتقدیم که معاد داریم، معاد یعنی چی؟ یعنی بازگشت نشان میدهد که من قبل از اینکه بیایم به دنیا جایی بودم از جایی آمدم که حالا میخواهم برگردم.@ پس ببینم قبل از اینکه من بیایم بدنگیری بکنم زن بشوم مرد بشوم این شئونات حیوانی را پیدا بکنم قبلاً کجا زندگی میکردم خانوادهام چه کسانی بودند.@ اصل و نسبم کجا بوده ریشهام کجا بوده، قرار است برگردم چطوری میتوانم برگردم و اساساً این برگشتن چه رسالتی برای من میاورد من چه مسئولیتی در مقابل جریان بازگشت خودم دارم.@ پس باید انسان متمرکز یک مدت وقت بگذارد روی اینها، کارهای فوق عقلانی، کارهای مطالعاتی، کارهای علمی و فوق عقلانی اینها یک چیز تفننی نیست که حالا تفریحی هم یک کلاسی برویم یکجایی یک کلاسی هست.@ حالا ماهی یک بار دو سه هفته یکبار یک جلسهای هم برویم همینطوری یک چیزی هم بشنویم بد نیست خوب است برای پر کردن وقت خوب است حالا یا علاقه داریم برویم.@ اینطوری نیست داستان، همه حیثیت ما فوق عقل ماست همه وجود ما جاودانگی ما، انسانیت ما و خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت ما به تغذیه بخش فوق عقلانی ما مربوط هست یعنی بخش انسانی ما.@ چون در این بخش ما فرشته هستیم در بخش عقلانی، در این بخش انسان هستیم و در آن سه بخش هم حیوان بودیم اگر بخواهیم بخش اصلیمان که بخش انسانی است واقعاً غذا نخورد.@ میبینی طرف 60 سالهاش هست ولی بخش فوق عقلانیاش یک ساله هم نیست یک سال رشد نکرده چون غذا نخورده اصلاً، دکتر شده مهندس شده ولی انسان نیست یعنی بخش انسانیاش اصلاً غذا نخورده این، این رشد نداشته.@ به هیچ وجه توان اینکه بلند شود، میتواند برود فرانسه گلیمش را از آب بیرون بکشد میتواند برود ژاپن، میتواند برود آمریکا، میتواند.@ ولی اگر بخواهد بزند به غیب نمیتواند دو رکعت نماز نمیتواند بخواند یک پرواز نمیتواند انجام بدهد با یک فرشته ارتباط نمیتواند داشته باشد هیچ وقت در عمرش با یکی از این چهارده معصوم نتوانسته یک رفاقت برقرار بکند با پایینتر از آنها.@ امامزادهها، رفت و آمد ندارد اصلاً، شما اگر الان رفت و آمد نداشته باشید قطعاً هم موقع مردن به بعد هیچ رفت و آمدی برقرار نمیشود همه رفت و آمدها باید اینجا اول برقرار بشود.@ شما چه موقع میتوانید به حضرت معصومه، وقتی میروید زیارت حضرت معصومه (س) میگویید (عَرَّفَ الله بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنۀ) خدا من و شما را آنطرف به هم معرفی بکند.@ زیارت حضرت عبد العظیم هم میروید دوباره همین جمله را میگویید، کسی میتواند با آنطرف با حضرت معصومه رفت و آمد بکند با بزرگان با انبیاء با امامزادهها با شهدا با صدیقین با صالحین با چهارده معصوم زندگی بکند رفت و آمد حالا هیچی.@ بالاتر از آن زندگی بکند که حالا دنیا باشیم زندگی بکند دیگر، یک کسی که اصلاً فاطمه زهرا رفیقش نیست اهل بیت رفیقش نیستند رفیقهای اینها نیستند.@ قرآن میگوید (حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) این همه هم سر نماز دارند به ما میگویند هر روز سر نماز رفیقهایتان را مشخص کنید سبک زندگیتان را اول مشخص کنید (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) بعد میگوییم چی (صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) ما را فقط با راه کسانی که قرار است آنطرف اشراف آنجا هستند آشنا کن.@ با سبک زندگی آنها صراط آنها ما را هدایت ما را خدایا، خوب حالا تو الان نمازت را خواندی به خدا هم امروز گفتی نماز صبح نماز ظهر نماز عصر مغرب عشاء گفتی میخواهم راه آنها را بروم.@ بعد خدا میگوید تو پنج وعده در روز میایی به من میگویی من میخواهم راه آنها را بروم اما یک کتاب راجع به اهل بیت نخواندی هنوز، هنوز نمیدانی خانواده آسمانیات چه کسانی هستند.@ نه میدانی مادرت فاطمه زهرا کیست نه میدانی پدرت امیر المؤمنین کیست نه این پدر زندهات که الان هست منتظر همت و فعالیت تو هست آقا امام زمان(ع) نه اصلاً میدانی این کیست.@ هیچ چیزی از آن نمیدانی سی سال شد چهل سال شد پنجاه سال شد میبینی یانگوم را نشسته یک دور نگاه کرده بار دوم هم که تکرار میکنند مینشیند نگاه میکند جومونگ را مینشیند بیست دفعه نگاه میکند.@ آن سریال را مینشیند نگاه میکند سریال ایرانی شبکههای ایرانی بعد هم میرود خارجیها را هم تازه این کار را میکند، این همه ساعت از عمرت راجع به چیزهایی که هیچ واجب تو نبوده اصلاً، واجب که نبوده هیچی دردسرساز هم هست.@ چون تشکیل ذهن میدهی با آن، جزء شخصیتت میشود عکسهایی که آدم میبیند تصاویری که دارد میبیند بعداً نمیتوانی به راحتی پاکش بکنی.@ یک جاهایی نمیخواهد این تصاویر نمیتواند با تو بیاید و حالا که هست گیرت میاندازد دیگر، حالا باید بروی در یک بیمارستانی آنجا بگویی اینها را از ذهن من بشویید و پاکش کنید خیلی دردسر دارد، حالا باید چکار کنیم؟@ بعد میبینی این همه ساعت برای تلویزیون وقت دارد برای دیگران وقت دارد برای خانوادهاش وقت ندارد نه برای فاطمه زهرا وقت دارد نه برای اهل بیت هیچ کدام اینها وقت ندارد نه برای خود خدا وقت دارد.@ اصلاً برای خود حقیقیاش وقت نمیگذارد با خود حقیقیاش قهر است یعنی فرصت خود حقیقیاش را ندارد ولی برای چیزهای دیگر چرا وقت دارد.@ مطالعه بکند درس بخواند دانشگاه برود تلویزیون نگاه بکند وقتی شما این بخشت ضعیف میشود و تمام بخشهای دیگرت آسیب رساننده است کمک کننده نیست به شما، شما هر چقدر در این بخشها چاق بشوید.@ کافی است این چاق نشود یعنی بخش فوق عقلانیات چاق نشود هر چه موفقیت داشته باشید میشود شکست، شوهر خوب داشته باشی دشمنت است زن خوب داشته باشی دشمنت است بچه خوب داشته باشی میشود دشمنت، کار خوب موفق داشته باشی، چرا میشوند دشمنت؟ چه کسی میداند چرا؟@ تازه بدش را نمیگویم خوبهایش را میگویم، چه کسی میداند چرا میشود وقتی این بخش ضعیف باشد این بخش هر چقدر هم قوی باشد خوب باشد چرا دشمن ما میشود؟@ وقت ما را میگیرد و نمیگذارد آن بخش چاق بشود یعنی آدم میافتد به خانوادهبازی و بچهبازی و خاله خالهبازی و ماشینبازی و درسبازی و استادبازی و دانشگاهبازی و این چیزها، دکتربازی و مهندسبازی، هیچ چی وقت ندارد برای بخش فوق عقلانیاش.@ میبینی این بنده خدا دکتر و مهندس خوبی است مدیر خوبی هست ولی آدم خوبی نیست این اصلاً نمیتواند یک دو دقیقه آسمان راهش نمیدهند.@ اگر در بزند کسی نمیشناسد آن را، نه یک فرشته میشناسدش، هیچ کس از انبیاء و اولیاء و صدیقین صالحین این را اصلاً به جا نمیاورند که این چه کسی است موقع مردن ما چکار کنیم دو دقیقه دیگر ما میخواهیم بمیریم.@ چهار روز دیگر میخواهیم بمیریم اگر رفتی آنجا چه اتفاقی میافتد، اصلاً این بخش فعال نبوده که بخواهد کاری بکند بخش مربوط به غیب افراد فعال نشده اصلاً هیچ ارتباط غیبی قشنگی ندارد.@ همه زندگیاش فقط در حد همین سه تا بخش نهایتا یک بخش چهارمی هم یکذره اضافه کرده باشد این اصلاً نمیتواند پرواز بکند راه ندارد به غیب راه ندارد به آخرت راه ندارد به جاودانگی و ابدیت.@ غذا نخورده اصلاً، با آن شخصیت بار نیامده پس امروز و فردا کردن خیلی خطرناک است شما در هر بخشی چه بخشهای مادی باید انسان دقت بکند زمخت نشود.@ میخواهی غذا بخوری باید دقت بکنی زمخت نشوی بیش از حد یک چیزی نخوری که سنگینت بکند در بخشهای خیالی و وهمی و عقلی و فوق عقلی هم باید به تغذیهات خیلی دقت بکنی و الا میافتی به تنبلی وقتی تنبل شدی هی امروز و فردا میکنی.@ یک کسی که نمازش را شروع نمیکند به خواندن معنویتش را شروع نمیکند آشتیاش را شروع نمیکند با غیب، این موقع مردن اصلاً حالا هی بیا بالای سرش بگو اشهد ان لا اله الا الله نمیتواند بگوید.@ یعنی اگر مریض هم بشود سرطان هم بگیرد بیفتد در رختخواب، میبینی در خیالهای باطل و آلوده میمیرد آخرش، یک خدا نمیتواند بگوید یک آشتی نمیتواند بکند.@ برای اینکه اصلاً بار نیامده این کودک عزیز روانش را دائماً زده در سرش به آن غذا نداده این کودکی که از خدا در وجودش بوده به آن غذا نداده خوب این دیگر اصلاً جان ندارد که در موقع، در موقع آسایش به آن غذا نداده.@ حالا که الان گرفتار هست در گرفتاری این اصلاً یاد آسمان نمیافتد نمیتواند از آسمان کمک بگیرد ولی یک کسی میبینی نه، بخشهای دیگرش را رسیده اما فرصت عشق و عاشقی و میکده و می و مطربهای فطریاش را از دست نداده@ تمام می و مطربهای فطریاش را داشته حالا در عیاشیهایش در سالم بودنش و در جوانیاش در وقتهای فراقتش عادت کرده که برود آسمان و بیاید با اهل بیت با خدا با شهدا با صدیقین با صالحین با غیب کلاً ارتباط داشته.@ حالا که الان یک مشکل هم که پیدا میکند یک یاهو که میکشد همه میریزند کمکش میکنند چون همه با آن رفیق هستند همین یک دستش را میبرد بالا یک یا که میگوید میبینی که همه میشناسنش میتواند این کار را بکند.@ ولی وقتی که شما کسی را نمیشناسی آنجا چه کسی میخواهد به داد آدم برسد؟ هیچ کس، نه در دنیا به دادت میرسد نه در آخرت.@ بنابراین مثلاً دیدید اگر کسانی که با آنجا انس ندارند اگر یک وقت یک مسأله غیبی داشته باشند مثلاً میگویند گفتند دخترمان را جادو کردند سحر کردند بعد این بجای اینکه بزند به آسمان سحر را بخواهد باطل بکند میزند میرود به یک جیببُر آخرش.@ یعنی لیاقتش همین است میرود آخر سراغ یکی از این شارلاتانها میگوید بله بیا من یک دعا برایت بنویسم بخت دخترت باز بشود پانصد هزار تومان به ما بده.@ آخر گیر همین آدمها میافتد چون نمیتواند یک یاهو بکشد نمیتواند یک آیۀ الکرسی بخواند چون شما با آیۀ الکرسی و چهار قُل هیچ سحری روی آدم اثر ندارد محال است کسی آیۀ الکرسی داشته باشد چهار قُل داشته باشد هیچ ساحری هیچ جادوگری هیچ کسی نمیتواند به آدم آسیب برساند.@ این چون اصلاً انس ندارد نه با چهار قُل انس دارد نه با آیۀ الکرسی انس دارد نه با اسماء الله انس دارد آخر هم گیر این شارلاتانها میافتد بیا یک رمز برایت بنویسم یک طلسم برایت بنویسم از این اجیمجیها، این را ببر چکار کن این را ببر قاتی کن با آن بخور.@ این کلهپاچه مورچه را با سایه نردبان قاطی کن و بریزید به هم و بمال به فلان جایت، اینطوری کن بریز در غذای فلانی، بگذار بالای سر فلان.@ از این بازیهایی که الان مُد هم شده زیاد هم هست از این شارلاتانهایی که فقط دنبال خالی کردن جیب مردم هستند، چرا این آدم گیر یک همچین شارلاتانهایی میافتد؟@ چون کسی را ندارد که کمکش بکند راه به غیب ندارد و الا خدا ما را اینقدر بدبخت نیافریده که ما گرفتار بندههایش بشویم اینطوری، آویزان این و آن بشویم بخواهد کمکمان کنند. (أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) چقدر قشنگ حرف میزند.@ میگوید مگر من کافی نیستم برای تو، تو هی میروی التماس این و آن را میکنی، من که کافی هستم برای تو، من، اولیاء الهی کافی هستند چرا میروی در خانه این و آن.@ مگر من پدر به این گُندگی امیر المؤمنین ندارم خیلی بزرگ است امیر المؤمنین، سید الشهداء خیلی بزرگ است اصلاً اینها را بگذار کنار، یک فاطمه معصومه(س) که حضرت صادق(ع) فرمود فاطمه معصومه دخترم اگر روز قیامت به محشر بیاید تمام شیعیانم را میتواند یک نفره نجات بدهد.@ یک خانمی که میتواند رفیق ما باشد اینقدر قدرت دارد من چکار کنم من این را ولش کنم در دنیا بروم دنبال اینها که اجیمجی میگویند، این بیلیاقتی خود من است چون اصلاً رفیق نیستم نمیتوانم از آن استفاده کنم آشنا نیستم.@ پس بخشهای فوق عقلانیمان را باید وقت بگذاریم و تقویت بکنیم تا کلاً دچار امروز و فردا کردن نیفتیم وقتی انسان دچار تنبلی میشود هی همه کارهایش را عقب میاندازد.@ نمیگوید بعداً اتفاق پیش میاید مریضی پیش میاید گرفتاری پیش میاید کسی میمیرد، سرطانی پیش میاید تصادفی پیش میاید اصلاً اوضاع میریزد به هم، الان میخواهد یک کار اقتصادی بکند.@ اینقدر این را کشش میدهد امروز و فردا میکند میبینی یکدفعه قیمت بازار رفت بالا، میخواهد یک کار بنایی بکند هی میایستد بعد محاسبه میکند که بعد حالا بعد از پانزده سال تصمیم میگیرد که بنایی بکند تازه، جدی نمینشیند فکر بکند و تصمیمش را بگیرد.@ حالا الان وقتی تصمیم گرفتم خانه را میکوبم بعد یکدفعه میبینی قیمت مصالح رفت روی قیمت نجومی، مگر میشود دیگر حالا خانه را درستش بکنی.@ یک خانه بنده خدا داشته 150 متر حیاط داشته خانه بوده الان مانده در آن چکار بکند مجبور است مشارکت بگیرد و 50% را طرف بکشد بالا، که میخواهد کمک بکند، آخر سر چه چیزی گیرش میاید؟@ میبینی مثلاً یک آپارتمان گیرش آمد 100 متر مثلاً، برای اینکه به موقع تصمیم نمیتواند بگیرد هی امروز و فردا میکند در کارهای آخرتی در کارهای علمی، ازدواج میخواهد بکند.@ من بارها در این مشاورهها دیدم مثلاً میگوییم این دختری که میخواهی بگیری این پسری که میخواهی بگیری بعد از اینکه سیر منطقیاش را طی کرد، سیر منطقیاش چیست؟@ مطالعه، مشاوره، تحقیق، بعداً ازدواج، حالا بعضیها از اول میایند نه مطالعه میکنند اصلاً آگاهی دارند راجع به اینکه روانشناسی پسر را میداند چیست نه میداند با یک پسر باید چه بگوید با یک دختر چه بگوید از کدام خانواده باید انتخاب بکند.@ دخترهایی که خط قرمز هستند به درد انتخاب نمیخورند را نمیشناسد پسرهایی که خطر قرمز دارند را نمیشناسد اصلاً، همینطوری یکدفعه در خیابان معرفی کرد.@ در اینترنت در تاکسی، همسایهمان بود، هیچی، همین از این ازدواجهای اینطوری، پیش میاید بعد هم به جای اینکه بنشیند کار فکری یا کار مشورتی بکند با مشاور صحبت بکند یا کار مطالعاتی بکند.@ اولین کاری که میکند میگوید استخاره بکنیم، مال تنبلهاست استخاره، استخاره بکنیم خوب درمیاید یا بد درمیاید، همینطوری که نمیشود رفت سراغ استخاره، فکر دادند به ما، عقل دادند به ما، شعور دادند به ما، خودش هم میداند.@ الان همینطوری که نگاه میکند به این دختر یا به این پسر میبیند نمیتواند به آن یک نمره قبولی بدهد مثلاً 50% نمره 10 داده به آن، حالا با نمره 10 میخواهی چکار بکنی، میگوید حالا استخاره بکنیم.@ نمیشود اینطوری، راه گذاشتند اینقدر این استخارههای بیموقع زندگیها را خراب کرده که کار و مطالعه و تحقیق و همه را گذاشته کنار، حرف زدن و خیلی راههای دیگر هست گذاشته کنار، راست رفته سراغ استخاره.@ نمیشود این، یا اینکه نه الان فهمیده دختر خوبی است هی امروز و فردا میکند یا پسر مناسبی هست جواب نمیدهد نمیدهد کار از کار میگذرد.@ پسر میرود ازدواج میکند دختر میرود ازدواج میکند بعد هم هیچی، دست و پایش میماند در پوست گردو، بهانههای زیاد، الان نه، فعلاً با هم یک دو سال آشنا بشویم.@ دیدید الان هم مُد شده یک سال با هم رفت و آمد بکنیم دوست باشیم بعد حالا نامزد بکنیم بعد بایستیم ببینیم چه میشود، هزارتا آفت میزند خیلی آفتهای زیادی میزند و این در میثاق دوران عقد اینها را توضیح دادیم.@ که یکی از آفتهای دوران عقد این هست که دوران عقد باید یک دورانی باشد که افراد باید از آن بهترین استفاده را برای تحکیم بکنند وقتی کسی بلد نیست همان دوران عقدی که میتواند کمک بکند به شناخت بیشتر و تحکیم روابط.@ میاید یک زندگی را متلاشی میکند و کار خراب میشود. پس در هر بخشی میتواند آسیب بزند امروز و فردا کردن فرمود (بادِروا بِهِ اِذا اَمکَنَکُم) چقدر زیبا دارد قربان اهل بیت برویم که ما چقدر مفتخریم که اینها را داریم هیچ کس نمیتواند اینطوری ما را راهنمایی بکند.@ میگوید در اولین فرصت اقدام کنید نگذار دو روز بعد پنج روز بعد، در دو روز و پنج روز خیلی اتفاقها ممکن است بیفتد لذا در روایت داریم وقتی که خواستید کار خیر انجام دهید تأخیر نیاندازید کار خیرتان را، عقب نیاندازید.@ یک کار خیر آخرتی میخواهید انجام دهید نگویید باشه حالا مثلاً من ماه بعد انشاء الله این کار را میکنم، تا ماه بعد خیلی اتفاقها میافتد و شیطان خیلی کارها میتواند انجام بدهد اصلاً شاید مُردی، تمام شد دیدی در آن کار موفق نمیشوی.@ تصمیم گرفتی یک کار خیری انجام بدهی این کار را انجام بدهد، وصیتنامه، وصیتنامه که اگر کسی ننوشته، در روایت داریم کسی که وصیتنامه ندارد به مرگ مسلمان نمرده باید وصیتنامهات را بنویسی.@ حالا باشه ما که جوانیم اصلاً وصیتنامه میترسم بنویسم، یعنی چه وصیتنامه میترسم، وصیتنامه مال پیرمردهاست یا برای موقع مردن است اصلاً شیطان میاید توهمات جاهلانه، نه کسی که وصیتنامه مینویسد زود هم میمیرد، نه.@ این از کجا آمده این چه منطقی است اگر کسی وصیتنامه بنویسد زود میمیرد، وصیتنامهات را بنویس تکلیف شوهرت را مشخص کن تکلیف زنت را مشخص کن.@ فردا وصیتنامه نمینویسی به سلامتی میمیری بعد این زن بیچاره گرفتار چهارتا بچه میافتد بچههای نمکنشناس، مادر را از خانه میاندازند بیرون، تکلیف زنت را مشخص میکردی این بعد از مردن تو کجا میخواهد زندگی بکند.@ یک حقی برایش میگذاشتی یک هدیهای میگذاشتی یک دو دانگ خانه به اسمش میزدی یک کاری برایش میکردی که بچههایت فردا زنت را بدبخت نکنند تکلیف بچههایت را روشن میکردی فردا دعوا نشود بینشان.@ بروید وصیتنامه بنویسید یک خانم هست وصیتنامه بنویسد اگر چیزی هست که باید مشخص بشود آقا هست وصیتنامه بنویسد مشخص بکند این را نمینویسد بعد بدون وصیت میمیرد حالا بدون وصیت مرده چه مصائبی در قبر گرفتار آدم میشود وقتی کسی بدون وصیت میمیرد، چرا؟@ اصلاً به یک واجب الهی عمل نکرده انسانهای زیادی را دربهدر کرده و الاف کرده تکلیفشان را روشن نکرده این خیلی گرفتاری دارد در برزخ.@ اگر قرار است وصیتنامه بنویسی همین امشب بنویس همین امشب بنشین وصیتنامهات را بنویس (کلُّ مُاجَلٍ یَسئَلُ الإنظار) روایت بعدی هست خیلی زیباست از علی(ع) حکمت 285 نهج البلاغه (و کُلُّ مُعَجَلٍ یَتَعَلَلُ بِالتَسویف) در واقع حضرت دارد یک بحث روانشناسی میکند.@ میخواهد بگوید که آدمها از نظر روانی این حالت را دارند هر دویش خوب نیست، چکار بکنند؟ 1 ـ (کلُّ مُاجَلٍ یَسئَلُ الإنظار) آنهایی که اجلشان رسیده تمام شده وقتشان.@ تا میگویند خدایا اگر میشود ما 24 ساعت بیشتر زنده باشیم، همین وقتی به آنها میگویند قرار است بمیرید میگوید من 24 ساعت زنده باشم همه مشکلات حل میشود.@ بگذار 24 ساعت دیگر باشم به جبرئیل میگوید به عزرائیل میگوید به خدا میگوید وقتی هم میرود آنطرف قرآن میگوید (حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان کارهایی را که نکردم انجام بدهم.@ توبه کنم جبران کنم حق الناسها حق اللهها، نماز قضاها، روزه قضاها، معصیتها، فایده ندارد جلسه گذشته عرض کردم میگوید اینقدر به تو فرصت دادیم ما، چه موقع این کار را کردی.@ اصلاً فکر نمیکردی نیاز باشد به اینها، یکدفعه مرگ میاید میگیرد اینهایی که فرصتشان تمام شده همه میگویند ای کاش ما برگردیم به اول.@ در دنیا هم اینطوری است در دنیا هم شخص میخواهد یک مسیری را برود نمیاید اول بنشیند طرحریزی بکند این مسیر را، آرمان ندارد جوانهای ما الان غالباً آرمان و هدف ندارند.@ بعد این وقتی آرمان و هدف ندارد اول میاید شوهرش را انتخاب میکند زن انتخاب میکند اول میاید رشته تحصیلی انتخاب میکند بعداً تازه تصمیم میگیرد که حالا معنای زندگی دیگر چیست من الان برای چه زنده هستم.@ حالا میخواهد آرماندار بشود برنامهدار بشود در زندگیاش، میبینی با این همه بارهایی که برداشته این زن اصلاً نمیاید در این پازل بازی بکند این شوهر در این پازل نمیاید بچهها در پازل نمیایند حالا بنشینیم چکار بکنیم.@ من همیشه به دختر و پسرها بخصوص آنها که ازدواج نکردند مجرد هستند مثلاً دبیرستان، دانشجو، یا کسانی که هنوز میتوانند میگویم اول آرمانهایت را پیدا کن خودت را بشناس.@ با خودت آشنا بشو با خودت رفیق بشو خودت را پیدا کن بعداً انتخابهایت را بر اساس نقشه زندگیات، دوتا نقشه هم باید داشته باشیم یادتان نرود یک نقشه دنیایی که ممکن است ما همیشه باشیم و باید لذت ببریم از زندگیمان.@ چون زندگی که در آن به قول قرآن دو چیز نباشد فایدهای ندارد شادی و آرامش، قرآن میگوید زندگی زمانی میارزد که این دوتا چیز در آن باشد شادی و آرامش.@ پس اگر میخواهی انتخاب همسر بکنی انتخاب رشته تحصیلی بکنی انتخاب شغل بکنی هر چیزی میخواهی انتخاب کنی اول برو مایههای شادی و آرامش را فرمولهایش را یاد بگیر انتخابهایت را بر اساس آن فرمول انجام بده این دنیاییات.@ نقشه دوم هم مال آخرت و جاودانگیمان است که اگر خواستیم از این دنیا برویم سالم برویم بعداً در شب اول قبر گرفتار نشویم معطل بمانیم این را باید میداشتیم نیاوردیم.@ دیگر برگشتنی هم نیست که دیگر ما را برگردانند برویم برداریم بیاوریم تمام شد دیگر افتادی در سرازیری که تَهاش میخورد به جهنم خدای نکرده خوب نیست.@ اول آرمانهایت را مشخص کن که من اول باید مشخص کنم من جهنم نمیخواهم بروم نه توانش را دارم شما یک کبریت را روشن کن بگیر زیر دستت اگر میتوانی تحمل کنی بعد بگو حالا من هر طور دلم خواست زندگی میکنم.@ کیلویی هر طور دلم خواست نمیشود اینطوری، جهنم را خیال نداریم برویم و نه میتوانیم برویم تحمل نداریم اصلاً این یک، دو اینقدر هم آدم بیعقلی نیستم که زندگی دنیایم را خراب کنم.@ بیایم زندگی دنیاییام را یکطوری طراحی بکنم که همهاش بخواهم در آن حرص و جوش و غصه و ناراحتی و اعصاب خورد کردن و کینه و نفرت و این باشد واقعاً بیعقلی است من نمیخواهم غمگین زندگی کنم.@ حضرت فرمود غم (مَن اِغَتَم کانَ للغَمِ اَهلا) امام کاظم(ع) فرمود آدمی که هی غصهخور است هی غم میخورد آدمی است که لیاقتش همین است سبکی را انتخاب نکرده که غصه نخورد.@ بلد هم نیست صحنههای بد زندگیاش را تبدیل به شیرینی بکند (الغم مرضٌ النَفس) غم بیماری روح است من برای چه یکطوری زندگی بکنم سبک زندگیام و ارتباطات، آن چهار چیزی که توضیح زیاد دادیم برایش.@ ارتباطات، انتخابها، رفتارها و افکار من اینها را یکطوری طراحی نکنم که همهاش برای من تولید دردسر و غم و غصه و گرفتاری بکند بیایم درست طراحی بکنم این را.@ من نه جهنم حوصله دارم بروم نه دوست دارم بروم و نه دوست دارم زندگیام غمگین باشد ناآرام باشد اضطراب در آن باشد دوست ندارم اینطوری زندگی بکنم میخواهم هم دنیای قشنگی داشته باشم شاد و آرام هم آخرتم خوب باشد.@ اول این را مشخص کن قوانینش را یاد بگیر فرمولهایش را یاد بگیر حالا الان میخواهی بیایی رشته انتخاب بکنی همسر میخواهی انتخاب بکنی بچهدار میخواهی بشوی.@ دوران بارداری میخواهی بگذرانی بچه میخواهی تربیت بکنی بچهات را هم با همان آرمانها تربیت کن که فردا با بچه مشکل پیدا نکنی چون بچه روز قیامت همه بچههایی که این بخششان ضعیف است یقه پدر و مادرشان را میگیرند.@ یعنی بخش فوق عقلانیشان ضعیف است میگویند شما برای چه ما را قوی بار نیاوردید ما حالیمان نمیشود شما چرا به ما غذا ندادید شما چرا برای ما انتخابهای درستی را انجام ندادید.@ پس اول ما بیاییم نقشه را مشخص کنیم که بعد دیگر پشیمانی نداشته باشیم بخش پشیمانی را جلسه گذشته توضیح دادم در موردش، پس همه میگویند ما را برگردان به گذشتهمان.@ اگر یادتان باشد توضیح دادیم که آدمهایی که اینطوری هستند در کارهای دنیاییشان هم اینطوری هستند گفتیم طبق آمار الان اکثر افراد را وقتی برگردانی به گذشتهشان نسبت به انتخابهایشان پشیمان هستند.@ یعنی اگر برگردند به گذشته بگویی میخواهی با همین شخص ازدواج کنی اغلب آنهایی که ازدواج کردند میگویند نه، همین رشته را انتخاب کنی اغلب میگویند نه، همین دوست و همین سبک زندگی، همین شغل را اغلب میگویند نه.@ این نشان میدهد این شخص از اول نقشه نداشته بینقشه فقط عمل کرده مثل کاری که اکثر جوانهای ما الان میکنند هیچ آرمانی ندارد هیچ برنامهای برای زندگی آینده ندارد.@ نه آینده دنیایی نه آینده آخرتی، این را تعیین نکرده فقط بزرگ شده از نظر هیکل و اندام و غریزه میگویند حالا وقتش هست زن به آن بدهیم وقتش هست شوهر بکند این اصلاً فکر ندارد برنامه ندارد سبک ندارد.@ حالا میافتد در زندگی میگوید حالا این شوهرم است باید یک سری رفتارها با آن داشته باشم الان هم باردار شدم باید اینطوری کنم الان بچهدار شدم پدر شدم باید این کار را کنم.@ همین دارد میافتد در غلتکی که اصلاً نمیداند قرار است تهاش به کجا برسد بعد میرود جلو یک جاهایی میگوید بابا مثل اینکه خیلی تند شد داستان.@ من الان دوتا بچه دارم سهتا بچه دارم الان مسأله خانه داریم الان مسأله مستاجری و خانه خریدن و سفر رفتن و خیلی چیزهای دیگر داریم، من چرا قبلاً این تجربه و اطلاعات را نداشتم.@ حالا اگر به آن بگویی میگویید آخش یاد جوانیهایمان بخیر کاشکی میشد چکار کرد، (یا لَیتَنِی الشَبابُ لَنا یَعودُ) ای کاش جوانی برگردد، ولی یک کسی که طرح و برنامه دارد الان پیر هم که هست نمیخواهد برگردد میگوید من درست آمدم مسیر را.@ برگردد که چی من همه مسیر را درست آمدم دارم میروم چند قدم دیگر ماندم تا آغوش اهل بیت، چند قدم ماندم تا بهشت چی را میخواهم برگردم.@ نمیخواهم برگردم مسیر را درست آمدم چون طرح و برنامه داشته همه کسانی که بیطرح و برنامه هستند (کلُّ مُاجَلٍ یَسئَلُ الإنظار) هر کسی که تمام شده فرصتش همهاش میگوید به من مهلت بدهید فرصت بدهید.@ چرا الان وقتی که مهلتش تمام شده میگوید به من فرصت بدهید به نظر شما؟ چون تازه الان میخواهد نقشه بریزد تازه میخواهد نقشهاش را عوض بکند میگوید نقشهای که داشتیم که همهاش خراب شد زندگی خراب شد تا الان که به نتیجهای نرسیدیم.@ هر چه رفتیم جلوتر غم و غصه و دردسرها و گرفتاریهایمان بیشتر شد خوب حالا چکارش کنم، میگوید یک 24 ساعتی یک دو روزی یک پنج روزی به من فرصت بدهید.@ من در یک نقشه جدید زندگی کنم در پازل جدید برویم شاید این چهار پنج روز بشود درست کرد برای همین هم شما اگر دقت کرده باشید کسانی که یکدفعه به آنها میگویند.@ من چون سرطان داشتم یادم هست هم پیرمرد داشتیم با من سرطان داشتند هم جوانهایی داشتیم که سرطان داشتند در بیمارستانی که بودیم بخشی که بودیم این پیرمردهایی که فهمیده بودند که تمام است قضیه.@ بعد اینها همهاش فکر میکردند میگفتند ما چکار کنیم ما که داریم میمیریم به نظر تو ما این یک ماه و دو ماه و پنج ماه چطوری، الان تازه میخواهد سبک را عوض بکند میخواهد در یک پازل جدید.@ چون میگوید بچههایم خیلی فلان فلان شده بودند خانمم اینطوری بود اذیت کردند چنین شد اصلاً درست در نیامد حالا میخواهم عوض بکنم، حالا وقتی میخواهد عوض بکند در پنج شش ماه میخواهد یک پازل جدید یک نقشه جدید.@ حالا باز خوب است اقلاً پنج ماه وقت دارد این بنده خدا، یک ماه وقت دارد میشود یک کارهایی کرد آنهایی که اصلاً وقت ندارند.@ یعنی در ماشین الان تقریباً سالی نزدیک به سی هزار نفر در ماشین میروند در برزخ، یا روی موتور را در ماشین میروند در برزخ، اصلاً وقت نمیکند نقشه را عوض بکند یک نقشه خیالی چیده دارد با همین هم زندگی میکند یکدفعه نقشه عوض میشود.@ اِ میبینی طرف در ماشین نشسته بود میبینی الان در برزخ است، داشتیم میرفتیم خانه خاله، داشتیم میرویم عروسی، عروسی داشتیم میرفتیم اینها چه کسانی هستند.@ اینها دیگر عروس و داماد نیستند اینها فرشتههای خدا هستند اینها یک کسان دیگری هستند اصلاً داستان یک چیز دیگری است من چند مورد دیدم که عروس و داماد شب عروسیشان فوت کردند عروس و داماد با هم رفتند آن دنیا، اصلاً نقشه عوض شده.@ آنطرف چی (وَ کُلُّ مُاَجلٍ یَتَعَلَلُ بِالتَسویف) آنطرفش هم تلخ است میگوید آنهایی که وقت ندارند از خدا وقت میخواهند میگویند خدایا وقت بده فرصت بده ما جبران بکنیم و آنهایی که وقت دارند آنها چی؟@ (وَ کُلُّ مُؤَجَلٍ) تعلل میکنند (یَتَعَلَلُ بِالتَسویف) یعنی هی امروز و فردا میکنند باشه خوب فردا، باشه حالا هفته دیگر، بگذار دیپلمم را بگیرم بگذار لیسانسم را بگیرم.@ الان فعلاً که ارشد دارم بگذار ارشدم را بخوانم الان امتحانات دکتراست باشه تا بعد، الان عروسی داریم الان عقد داری الان زایمان داریم هیچی همینطوری یکدفعه وقت تمام شد و این هم امروز و فردا کردنشان.@ خیلی خطرناک است این روحیه که انسان تصمیم نگیرد در آن برای خودش، فقط بیاید بنشیند بشنود و هی سری هم تکان بدهد بعد دوباره برود همان آش و همان کاسه، شروع نخواهد بکند.@ نخواهد تصمیم بگیرد پازل سبک و طرح زندگیاش را عوض بکند یک طرح بانشاط بریزد یک طرح خوب بریزد یک طرح هدفمند بریزد.@ که اگر در این طرح آنهایی که طرحدار هستند در طرح مشکلاتشان هم شادی میاورد برایشان، اینها را در بحث غم و شادی کلاسی که همزمان با همین کلاس شما برقرار است آن هم شنبههاست یک هفته در میان آن کلاس را داریم انجام میدهیم.@ بحث غم و شادی که در بحث غم و شادی داریم میگوییم که ما وقتی یک نفر طرح خوب میریزد غمهایش تبدیل به شادی میشود همان بحثی که توضیح دادیم همان اسم مبدل.@ آشغالهای زندگیاش، غمهای زندگیاش، کدورتها و اذیتهای این و آن، بیماریها همه شیرین میشود برایش، چون نقشه دارد تبدیلش میکند با نقشه میرود جلو، همه چیزش قشنگ و بجاست.@ قرضهایش، بدهکاریهایش، ورشکستگیهایش شیرین میشود دیگر غصه ندارد این آدم، غم ندارد این آدم، در تلخیهایش از آن خوب بلد است استفاده بکند در شیرینهایش هم که شیرین است چون سبک انتخاب کرده.@ یک سبکی انتخاب کرده که بهشت ساز است جهنم ساز نیست غمآور نیست شادیآور است وقتی انسان سبک شادیآور را انتخاب میکند خودبهخود غمهایش هم تبدیل به شادی میشود این خیلی مهم است.@ پس این دو دسته از افراد، انشاء الله که ما هیچ کدام جزء این دو دسته افراد نباشیم که خدای نکرده وقتمان تمام شده باشد و به وقت اضافه احتیاج داشته باشیم.@ یا اینکه نه وقت داشته باشیم و هی امروز و فردا بکنیم و تصمیمی برای تغییر وضعیت زندگیمان و سبک زندگیمان نگرفته باشیم. آخرین روایت هم (کَم مِن مسوفٍ بالعَمَل حَتی هَجَمَ عَلَیه الأجل) این هم از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) چه بسیار کسانی که هی امروز و فردا میکنند در این امروز و فردا کردن، چه چیزی به آنها هجوم میاورد؟@ (حَتی هَجَمَ عَلَیه الأجل) این فارسی است (هجم) یعنی هجوم میاورد (عَلَیه) بر او (الأجل) یکدفعه اجل به او حمله میکند و میگیردش.@ هی امروز و فردا میکرده و میگفته وقت دارم و چنینم و چنانم، بعد میبینی که خیال بود وقت دارم اصلاً اینطوری نیست، وقت دارم این توهم را بگذاریم کنار، وقت دارم.@ شما یک سر بزنید به قبرستان شهر خودتان بروید ببینید چندتا 13 ساله 14 ساله 15 ساله 20 ساله 18 ساله چند نفر.@ آنها همیشه فکر میکردند که قرار است زندگی بکنند بعد عروسی کنند داماد بشوند بچهدار بشوند، اصلاً اینطوری نیست داستان، یک توهم است یک توهم اشتباه است 20 ساله رفته شما خودتان داشتید.@ من برادر خودم وقتی رفتیم برایش خواستگاری 21 سالهاش بود تازه میخواستیم نامزد بکنیم برایش، طرفش هم مشخص کرده بود چقدر هم برایش برنامه ریخته بودیم یک تصادف تمام شد رفت در برزخ.@ پس ببینید این دروغ است که آدم فکر میکند که حالا من هستم برای همین هم حضرت فرمود (ما مَضی مَضی) آن که رفت رفته گذشته گذشته (وَ ما سَیَأتیکَ فَعَین) آن که تو فکر میکنی میاید و اسمش آینده است کجاست؟@ راست است واقعاً؟ میاید واقعاًً؟ یعنی واقعاً اینطوری هست؟ طرف جوان است ما الان سن سکتهمان که عرض کردم اول انقلاب 65 سال بوده الان زیر 30 سال شده جوان است هیچ مشکلی نیست.@ ظاهراً هم همه چیزش میزان است جوان است سکته کرد تمام شد آینده دروغ است اگر کسی بگوید آیندهای قرار است بیاید معلوم نیست بیاید یک ریسک است شاید بیاید شاید نیاید.@ بعد فرمود (قُم فَاغتَنَمِ الفُرصَۀَ بین العَدَمَین) حالا بین دوتا چیزی که نیست گذشته که رفته آینده هم که معلوم نیست بیاید این حال را دریاب، این حال را، الان تصمیماتت را بگیر نقشه جدید انتخاب کن سبک جدید انتخاب کن.@ اگر قرار است آخرتت را اصلاح کنی همین الان، اگر قرار است توبه بکنی همین الان، اگر قرار است حق اللههایت را ادا بکنی همین الان، اگر قرار است حق الناسهایت را ادا بکنی همین الان تصمیم بگیر و درست کن سبک زندگیات را.@ دوتا خاصیت دارد 1 ـ یک سبک جدیدی را طراحی کردی که بعدش همهاش آرامش داری اگر بمانی آرامش داری توضیحش را هفته قبل دادیم اگر هم نمانی بردی.@ پیغمبر به ابوذر فرمود اگر نمانی هم دیگر پشیمان نشدی چون سبکت را عوض کردی و سبک جدیدی را انتخاب کردی.@ پس این بحث تسویف بود این یکی از اثرهایی بود که امروز و فردا کردن از آثار تنبلی است. اثر بعدی در مورد بیکاری، فراقتها و انداختن بار کارهایمان روی دوش دیگران هست تنبلیها و بیکاریها و وابستگیهای بیخود شخصیتی نسبت به دیگران که انشاء الله این را میگذاریم برای جلسه بعد اگر خداوند اجازه داد و خواست انشاء الله اینها را توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار و موانع ظهور آقا امام زمان(ع) و رفع اضطرار از زندگی همه مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، حل مشکلات خودمان مشکلات جوانهایمان.@ شفای مریضان و بخصوص آنهایی که به نفس پاک شما امیدوار هستند حل مشکلات کشورمان انشاء الله خیر و برکت زندگیمان سلامتی رهبرمان و پیروزی کشورمان.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@