جلسه 024 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
24
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 024 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمیعن من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما بحثمان درباره تنبلی چون طول میکشد نظم جلساتمان هم یک مقدار متفاوت است یعنی ما اول در مورد تنبلی سخن گفتیم و ریشههایش.@ بعد جلسه گذشته یکی از کارهایی که برای درمان تنبلی لازم هست را توضیح دادیم تا از نظر عملی هم خواهران و برادران گرامی بتوانند کار بکنند و باز این جلسه برمیگردیم درباره آثار تنبلی سخن خواهیم گفت تا باز به درمانهای دیگر هم برسیم.@ درباره آثار تنبلی چند چیز را قبلا عرض کرده بودیم که حالا هم عرض میکنیم که یکی از آنها کوتاهی بود انسانی که تنبلی میکند تفریط دارد در انجام وظایفش و تحصیل عوامل خوشبختی دنیا و آخرتش کوتاهی میکند.@ کوتاهیها که در اثر تنبلی به دست میاید یواش یواش مرحله دوم را ایجاد میکند که آن بیحوصلگی است یعنی انسان حوصله خودش را هم از دست میدهد و اگر کاری هم انجام میداد آن را رها میکند این باعث تضییع حقوق خودش و دیگران میشود حقوقی که بخش انسانی خودش بر خودش دارد و حقوق دیگران.@ انسان اول به خودش ظلم میکند و بعد به دیگران اول در حق خودش کوتاهی میکند و بعد در حق دیگران کوتاهی میکند.@ تنبلی و بیحوصلگی اولین شکارش خود انسان هست و بعد این باعث میشود انسان در حق دیگران هم این ظلم را مرتکب بشود در بخشهای وجودی یادتان هست گفتیم که ما یک حس داریم یک خیال یک وهم که در این بخش مشترک هستیم با حیوانات.@ یعنی بخش حیوانیمان یک بخش عقلانی داریم که بخش فرشتهای ماست و یک بخش فوق عقلانی داریم که بخش انسانی ماست.@ انسانی که گرفتار تنبلی و بیحوصلگی میشود هم به بخش حیوانیاش لطمه میزند مثل کسانی که سلامتی خودشان را به خطر میاندازند به خاطر تنبلی و بیحوصلگی آسیب میزنند به خودشان، مثال بزنم.@ مثلاً فرض بفرمایید لاستیک ماشین سایده آقا تنبلی میکند برود عوضش بکند اگر امکان مالی هم داشته باشد نمیرود این کار را بکند بیحوصله است تنبل است.@ ماشین مشکلی دارد در جاده میافتد و خطرآفرینی برای خودش و دیگران میکند تصادف کرد چند نفر را به خطر انداخت اموال خودش را از بین برد در بخشهای طبیعی بخشهای حیوانی بخشهای خیالی یا بخشهای مالی خیلی وقتها تنبلیها و بیحوصلگیهای آدم ضررهای اقتصادی جسمی زیادی به انسان وارد میکند.@ که اگر انسان ریشهاش را نگاه کند میبیند که به تنبلی برمیگردد. در بخش عقلانی هم به خودش ضربه زیاد میزند بر اثر تنبلی یعنی چیزهایی که نیاز دارد در زندگی باید یاد بگیرد نمیرود یاد بگیرد.@ مثل مهارتهایی که باید روی خودش انجام بدهد در انتخاب همسر، در رفتار با همسر، مهارتهای عاطفی مهارتهای کلامی مهارتهای جنسی، مهارتهای اقتصادی مهارتهای معنوی در تربیت بچه میبینید پدر و مادر تنبل هستند.@ تقویت ژنها را تنبل هستند یاد نمیگیرند به بچه خودشان ضربه میزنند مراقبتهای دوران بارداری را تنبل هستند انجام نمیدهند.@ مسائلی که باید بعد از تربیت، دوران شیرخوارگی، هفت سال اول هفت سال دوم و هفت سال سوم، رعایت بکنند تنبلی و بیحوصلگی میکنند هم به خودشان هم به فرزندانشان لطمه میزنند باید برود درس بخواند خوب تا جایگاهی پیدا بکند.@ در درس خواندن تنبلی و بیحوصلگی میکند از پشتیبانی پدر و مادر استفاده میکند همین بیماری خاصی که الان در کشور ما خیلی حاد شده پدر و مادر آنقدر بچه را لوس میکنند و آنقدر پشتیبانی میکنند و بچه به پشتیبانی پدر و مادر خیلی وقتها وظایف خودش را خوب انجام نمیدهد.@ بیماری فرزندسالاری که الان هم خیلی شایع است و بخش اصلی که بخش جاودانگی وجودش هست که حیاط آخرتی او و شادی دنیایش به آن بستگی دارد.@ یعنی بخش فوق عقلانی هم تنبلی میکند خوراکهایی که بخش انسانیاش نیاز دارد دریافت نمیکند و چون آرامش نمیتواند بگیرد پشتیبانی ندارد از بالا تمام روح بینهایت طلبش محتاج پایین میشود.@ یعنی پشتیبانی آسمانیاش را از دست میدهد تبدیل میشود به یک موجود ضعیف، بیاراده، یک موجود ترسو یک موجودی که زود به پوچی میرسد زود به اضطراب میرسد زود به نابودی میرسد زود به خودکشی میرسد.@ تا کوچکترین حادثهای برایش اتفاق میافتد کاملاً درگیر افکار منفی، خودکشی، گرفتاریهای دیگر میشود التماس عاطفی زیاد دارد.@ گداییهایی عاطفی، گداییهای عشقی زیاد دارد چون پشتیبانی ندارد از بالا چون انسان تأمین نمیشود بخشهای بالایی که باید قدرت بگیرند این اساساً غذا ندارد از بالا دریافت بکند نه با فرشتهها ارتباط دارد نه با خانواده آسمانیاش نه با خود الله.@ اللهاش یک الله بیعُرضه و به دردنخور است دیگر الله نیست واقعاً آن چیزی هست که خودش تصور کند الله اگر الله باشد با همه قدرتهایش پیش انسان حضور دارد و به انسان کمک میکند.@ ولی کسی که نمیتواند از الله کمک بگیرد معلوم است آن اللهی که شناخته و این با آن ارتباط دارد یک الله خود ساخته است.@ به قول امام صادق(ع) یک الله من درآوردی است که آرامبخش نیست برای آن، یادش، ذکرش، در آغوش گرفتنش، بوسیدنش، ارتباط با آن هیچ نوع کمکی به این شخص نمیتواند بکند آن چیزی هم که از آسمان شناخته از غیب شناخته باز همینطور هست.@ اینقدر ضعیف است که امکان استمداد از بالا و از غیب را این شخص ندارد بنابراین تنها میماند در طبیعت و دنیا.@ یعنی خودش است و یک شوهر، خودش است و یک پدر و مادر، خودش است و چهارتا دوست، کافی است در ارتباط با هر کدام از اینها یک فراز و نشیبی اتفاق بیفتد شخص بلافاصله میرود در چنبره غم و غصه و افسردگی و پوچی قرار میگیرد.@ یک طلاق میتواند کاملاً یک نفر را که تا آسمان تا بینهایت میتواند پرواز بکند تمام بالهایش را ببرد و آن را تبدیل بکند به یک موجود بیهویت.@ یک مردن کسی از دست دادن کسی، یک تصادف، یک بیماری، یک مشکل اقتصادی میتواند یک نفر را کاملاً نابود بکند، چرا؟ چون این شخص غذا نخورده ضعیف است و با حوادثی اینگونه کاملاً زمینگیر میشود.@ آن خدایی که ما را آفریده ما را خلق کرده میگوید شما در اوج مشکلات باید شادی و آرامش خودتان را حفظ کنید اسلام انسان را به گونهای تربیت میکند که بتواند در تلاطمهایش لذت ببرد.@ در تلاطمها در بالا و پایین شدنها، در داشتنها و نداشتنها شاد باشد در وصالها و فراقها شاد باشد در دارایی و نداری شاد باشد در سلامت و بیماری شاد باشد.@ اما وقتی یک کسی تربیت این گونه نشد فقط موقعی که همه پیشش هستند شوهرش هست زنش هست، بچهاش هست مادرش هست پدرش هست سالم هست وضع مالیاش خوب است در شرایط اینطوری یک مقدار آرامش دارد.@ خیلی وقتها در همین شرایط هم بعضی از افراد، بعضی نه بیشتر افراد حتی با داشتن اینها هم هنوز آرامش ندارد چون در بخش فوق عقلانیشان، بخش فوق عقل با همسر و فرزند و پول یا مدرک تحصیلی و علم و موقعیت اجتماعی خوشبخت نیست احساس خوشبختی نمیکند.@ لذا میبینید که اینها افراد یک طرفه هستند به تعبیر قرآن میگویند افراد یکطرفه (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ) انسانهایی هستند که عبادتهایشان یکطرفه است گوشهای است کناری است.@ فوق عقل یعنی این دوتا بخش بخش عقلانی و فوق عقلانی برای اینها یک امر حاشیهای و تفریحی است یک امر کاملاً تفننی است برایشان، امر جدی نیست.@ لذا این شخصیت یک شخصیت کاملاً ضعیف است خوب در تربیت خودش وقتی یک نفر ضعیف شد موقعی که میشود مادر موقعی که میشود پدر موقعی که میخواهد انعقاد نطفه بکند.@ موقعی که میخواهد تولید ژن بکند میبینی که باز از همان پنج بخش یعنی بخشهای سلامت و زیبایی، عقل، هوش،دین و اخلاق آنچه که میتواند به نطفه خودش بدهد و بعد در تربیت هم همین هست.@ میبینید که همان بخشهای سلامت و زیبایی و هوش، که گفتیم البته در رابطه با همین بخش که کامل دهنده نیستند واقعاً ما خیلی موفق نیستیم بخشهای اصلی پدر و مادر اساساً ندارند که بدهند این بخاطر تنبلی ایجاد میشود.@ تنبلیها و بیحوصلگیها در شناخت خودمان در جدی گرفتن زندگی، در شناخت همه مراحل زندگی و در عمل. این بیحوصلگی باعث تضییع حقوق میشود.@ هم بخشهای اصلی ما که بخش جاودانه ما هست غذایش را به آن نمیدهیم آن شب و روز فریاد میزند که من آرامش میخواهم شادی میخواهم و ما به آن نمیدهیم آن آرامش و مایه شادی که باید به آن بدهیم را نمیدهیم محرومش میکنیم.@ و خودمان را به غذاهای بخش پایینی یا غذاهای وهمی یا خیالی و یا حسی مشغول میکنیم خوب اینها هم آرامبخش نیست اینها کاملاً شما هر چه هم که به دست بیاوری اضطرابت را بالا میبرد سطح اضطرابت را بیشتر میکند.@ چون با کثرت سروکار دارید انسان در کثرت دچار همیشه اضطراب میشود و تشنج میگیرد زندگی انسان، آنجایی که باید به وحدت برسی به آرامش برسی به قدرت برسی غذایش را دریافت نمیکنی.@ وقت نمیگذاری برای این بخش خوب در واقع داری به خودت هم خیانت میکنی لذا میبینی هر چه بزرگتر میشوی و بالاتر میایی درست است از نظر اجتماعی و از نظر طبیعی تو موفقتر محسوب میشوی در جامعه.@ اما از نظر نظام شخصیتی نه ضعیفتر هستی عرض کردم دهها بار عرض کردم بیشتر طلاقهای ما خودکشیهای ما افسردگیهای ما، و حتی بیماریهای ما طبقات تحصیلکرده و ثروتمند است.@ یعنی دیپلم به بالاها بیشتر مشکلات دارند تا دیپلم به پایینها، بنابراین وقتی که تضییع میشود اولین کسی که آن زیر بار تضییع حقش ضایع میشود خود ما هستیم، خود ما یعنی کدام بخشمان؟@ نه بخش زنانگیمان نه بخش مردانگیمان، خود ما یعنی چه کسی؟ یعنی آن که از جنس خداست آن که جاودانه است آن که ابدیت دارد آن که باید متولد بشود به سرای باقی، آن که اسمش را گذاشتیم کودک عزیز روان، آن کودک عزیز وقتی حقش گرفته میشود.@ آن کودک دائماً چون غذا نخورده مثل بچهای هست که شما هیچ وقت سیرش نمیکنی این همیشه جیغ میکشد در وجود آدم، همیشه جیغ میکشد و همیشه ناآرام است وقتی هم نشناسیش و بزنی در سرش این بدتر میشود.@ اوضاع همیشه بدتر میشود پس تنبلی و بیحوصلگی این آسیبها را برای انسان میاورد که انسان به وظیفهاش عمل نکند.@ یکی دیگر از آفتهایی که تنبلی و بیحوصلگی دارد همین است که انسان وقتی تنبلی میکند بعداً هم که میفهمد چکار باید بکند دیگر حوصلهاش را ندارد یعنی صبر بر حق نمیکند بعداً که حق را میشناسد چون در حق خودش ظلم زیاد کرده یک شخصیت ضعیف ساخته.@ بعداً که به آن میگویند حق در شوهرداری این است در زنداری این است در معاشرت این است در عبادت این است در کار اقتصادی این است.@ در کار اجتماعی در کار سیاسی در کار هنری در تربیت بچه در رفتار با پسر در رفتار با دختر در هفت سال اول در هفت سال دوم در هفت سال سوم وقتی میفهمد که وظیفهاش چیست چون دیگر ظلم کرده در حق خودش یک شخصیت ضعیف بار آورده حوصله حق را ندارد.@ یعنی حوصله ندارد تن بدهد به آنچه که لازم است حوصله ندارد وظیفه را درست عمل بکند همین کوتاهی میکند دائماً، میداند که باید طور دیگری زندگی بکند به گونهای دیگر باید رفتار بکند اما اصلاً تن به حق نمیدهد.@ یعنی چون شخصیت عادت کرده با اشتباه و باطل عادت کرده وقتی میخواهی حق را به آن یاد بدهی راحت زیر بار حق نمیرود، چرا؟@ چون این به این بخشهای اصلیاش نرسیده یعنی بخش عقلانی و فوق عقلانیاش را ضعیف نگه داشته، کدام بخشها قوی شدند؟ بخشهای وهمی بخشهای حسی و بخشهای خیالی قوی شدند حالا دیگر زورش به اینها دیگر نمیرسد.@ یعنی خیلی باید انسان غذا بخورد و تغذیه بکند تا زورش به این بخشش برسد و بتواند بنشاند آن را سر جایش، مثال بزنیم، همان مثال همیشگی، ببینید وقتی میگوییم مرده با آدم کاری ندارد، این را بخش عقل میگوید.@ ولی وقتی شما میترسید از مرده یعنی چی؟ یعنی یک چیزی که حق است یعنی مرده که با آدم کاری ندارد تاریکی ترس ندارد.@ نمیتوانی باورش بکنیم و لذا نمیتوانی بروی دست بزنی به آن و نزدیکش بشوی میترسی از آن، اضطراب داری خیلی وقتها چیزهایی که هیچ ارزش غصه خوردن ندارد و حتی ارزش فکر کردن ندارد.@ میبینی که در طول روز وقت تو را میگیرد حتی در خواب میاید سراغت، در نماز میاید سراغت، با اینکه هیچ ارزش فکر کردن ندارد اساساً، اصلاً اهمیتی ندارد که به آن فکر بکنی هر چه هم فکر بکنی نامه عملت سنگینتر میشود.@ بعداً غصههای دنیایی و غصههای آخرتیات هم بیشتر میشود ولی چون جان نداری گرفتار این چنبره خیال میشوی.@ حملهها که یادتان نرفته، حمله جلو حمله عقب، حمله چپ و راست، این حملههای توهمی که میاید در بخش توهم حمله میشود به ما یعنی ترس از آینده اضطرابهای گذشته و گناه و آلودگی به گناه و مغرور شدن به تواناییها و نقاط مثبت.@ این چهار نوع حمله این شخص درگیر اینهاست در طول روز با اینکه هیچ کدام ارزش فکر کردن ندارد ارزش دیدن ندارد لذا میبینید ما دنیا میتواند گریهمان بیاندازد.@ پیامبر فرمود (مَن بَکی عَلی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که میتواند دنیا گریهاش بیاندازد این جهنمی میشود دنیا قیمت ما نیست که بتواند ما را به گریه بیاندازد چیزهایی که مربوط به دنیاست مربوط به شئون پایینی ما هست حدش پایینتر از قیمت ماست.@ یک کسی که برای چیزهایی پایینی میتواند غصه بخورد و افسرده بشود یعنی در واقع داراییهای برتر و بالاتر را ندارد که میتواند غصه بخورد.@ این را خوب دقت بکنید قیمت هر آدمی به نوع غصههایش است به نوع شادیهایش است شادیات حسی است قیمتت هم همان است خیالی است همان است وهمی است همان است عقلی است همان است فوق عقلی هم هست قیمتت هم همان است.@ پس قیمت یک آدم از این معلوم میشود که آدم چه دغدغههایی در زندگیاش دارد چه آرزوها، آرمانها و هدفها، چه خوشی و چه ناخوشیهایی دارد.@ ببین برای چه غصه میخوری قیمتت هم همان است خیلی وقتها افراد غصههایشان وهمی است یعنی نوع غصهای که دارند میخورند مربوط به شأن انسانیشان نیست و اساساً مربوط به شأن فرشتهایشان نیست.@ نوع غصهها رفته در بخش حیوانی یا خیالی یا حسی، با همان چیزها شاد میشوند با همان چیزها غصه میخورند اضطرابها و تاریک دیدن دنیا یا روشن دیدن دنیا.@ امیدوار بودن یا ناامید بودن پوچ بودن یا معنا داشتنشان با همین امور پایینی است این معلوم است در حق خودش جنایت زیاد کرده این معلوم است که غذا نخورده اصلاً این آدم، سوء تغذیه دارد که دنیا میتواند به چنبره بکشاند آن را.@ چه فرمود امام کاظم؟ (مَن اِغتَمَّ کانَ لِلغَمِّ اَهلا) کسی که اهل غصه خوردن هست لیاقتش هم همان غصه است ما لیاقتمان غصه خوردن نیست واقعاً.@ ما لیاقتمان اضطراب نیست ما لیاقتمان احساس پوچی نیست ناامیدی نیست هیچ کدام از این حوادث اینقدر بزرگ نیست که بتواند ما را به پوچی بکشاند به ضعف بکشاند به غصه بکشاند.@ ولی ما چرا با اینها خودکشی میکنیم با اینها معنادار میشویم و با اینها بیمعنی میشویم؟ چون از غذاهای برتر و بالاتر استفاده نکردیم چون بخشهای اصلی شخصیت ما گداست.@ نخوردیم غذاها را و هنوز اینقدر بزرگ نشدیم که با چیزهایی که پایینی هست بتوانیم با بلاهایش هم لذت ببریم با سختیهایش هم آرامش داشته باشیم و از دست دادنها را مثل به دست آوردنها ببینیم محرومیتهایمان را هم ذخیره ببینیم.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تا یک مصیبتی به آنها میرسد، مصیبت که میگوییم یعنی مربوط به این بخشهاست تا دچار یک مشکلی میشوند.@ همین که یادشان میاید که مال خدا هستند و به خدا برمیگردند و به قول استاد ما رحمۀ الله تعالی علیه حضرت آیت الله مجتهدی میفرمود این نیز بگذرد، همین این نیز بگذرد خیلی شادشان میکرد.@ هیچ وقت هیچ کدام از غمها، شما چقدر غمها و غصههایی داشتید فکر میکردید فاجعه است بعد رفتید دیدید هیچ خبری هم نیست الان اصلاً دیگر یادتان نیست فقط بعضی از خاطراتش، این نیز بگذرد تمام میشود.@ غمها ذخیرههای آخرتی انسان هستند حوادث ذخیرههای آخرتی انسان هستند از دست دادنها در واقع به دست آوردنها و سرمایههای آخرتی انسان هستند چیزی از انسان کم نمیشود.@ انسان وقتی در دنیا چیزی از آن از بین میرود و از دست میرود در واقع به یک دارایی جاودان میرسد خوب او مثل این است که یک نفر پولش را بردارند از کیفش ببرند بانک برایش ذخیره کنند سودش هم میاید رویش، با یک سود بالا، این اصلاً غصه ندارد.@ از دست دادن هیچ چیز او را خراب نمیکند پس وقتی که ما تنبلی میکنیم در خودسازی، تنبلی میکنیم در خودشناسی و بعد خودسازی آنجاهایی که نباید غصه بخوریم غصه میخوریم و آنجایی که باید شاد باشیم شاد نیستیم.@ بعد هم که میرویم آنطرف میفهمیم که غصههایمان میلیون برابر میشود میلیاردها برابر میشود چون بعداً میفهمیم چه غصههای الکی خوردیم.@ یعنی برای چیزهایی غصه خوردیم که اصلاً ارزشش را نداشتند و ما بیخود نشستیم ذهنمان را روحمان را دادیم پای کسانی که، آدمهایی که، موضوعهایی که هیچ ارزشی نداشتند ما برایشان غصه بخوریم و به جای اینکه شاد باشیم غصه بخوریم.@ اینقدر هست که میفرماید روز قیامت وقتی که مؤمن میفهمد در قبال از دست دادنهایش خدا چقدر جبران میکند برایش میگوید ای کاش همه چیزم را در دنیا از دست داده بودم ای کاش هیچ کدام از دعاهایم اجابت نمیشد ای کاش با قیچی.@ امام صادق میفرماید ای کاش با قیچی من را تکه تکه میکردند در دنیا حالا که قرار است اینها را من داشته باشم آن هم جاودانهاش را داشته باشم پس ای کاش خوش به من نمیگذشت.@ یکی از غصههایی که انسان میخورد همین خوش گذشتنهای الکی است که چقدر خوشیهای الکی داشتم ما، برای چه خوشی داشتیم بنابراین انسان وقتی نمیفهمد که چه کسی است و اساساً علت خلقتش چیست.@ و خودش را با یک زن یا یک مرد، با یک جنسیت با بخش حیوانیاش ترجمه میکند و میبیند و بعد میخواهد همه چیز را بر اساس همین بخش حیوانیاش ببیند و نگاه بکند و ارزیابی بکند.@ کاملاً یک نگاه وارونه و غلط است بنابراین در چهار چیز شکست میخورد انتخابهایش، ارتباطهایش، رفتارهایش و چینشهای فکریاش، چون نگاه اساساً نگاه غلطی است.@ این بخش پنجم بود که انسان حوصله برای درست رفتار کردن را هم از دست میدهد. بخش ششم تأخیر در انجام کارهاست یعنی آدمی که در چنبره تنبلی میافتد و بیحوصلگی همیشه کارهایش را عقب میاندازد.@ یعنی همیشه میگوید حالا باشد بعد، باشد بعد. یک فیلم قشنگی تلویزیون نشان داد فکر کنم برایتان قبلاً گفتم که یک مصاحبهگری مصاحبه میکرد با افراد میگفت اگر امروز روز آخر عمرتان باشد چکار میکنید؟@ این اگر، اگری نیست که به کار ما در نیاید، در میاید خیلیها امروز روز آخر عمرشان بوده خیلیها صدها هزار نفر امروز از روی کره زمین رفتند تمام شد فردا هم همینطور، همینطوری دارد میرود، سؤال عجیبی نیست اگر امروز روز آخر عمرت باشد چکار میکنی.@ واقعاً چه تضمینی هست همه میگفتند ما اگر امروز روز آخر عمرمان باشد یعنی فردا قرار است بمیریم امروز میرویم حلالیت میخواهیم کارهای گذشتهمان را جبران میکنیم آشتی میکنیم.@ در یک روز میخواهند همه این کارها را انجام بدهند ببین این آدم هنوز توهم زده است فکر میکند در یک روز یکدفعه همه آن گذشته را جبران میکند و تمام میشود و حالا گذاشته که بعد.@ به آن میگوییم حالا چرا نمیکنی؟ چرا نمیروی حلالیت بخواهی؟ چرا نمیروی آشتی بکنی؟ چرا نمیروی حل بکنی مشکلاتت را؟ چرا نمیروی بدهیهایت را بدهی؟@ حق الناسهایت حق اللههایت؟ نمازهای قضا شده؟ عبادتهای قضا شده؟ توبه برای گناهانی که کردی؟ توهم اینجا میاید و غلبه میکند.@ میگوید حالا که قرار نیست بمیرم من اینطوری گفتم اگر روز آخر عمرم باشد من که حالا فعلاً روز آخر عمرم که نیست حالا حالاها قرار است باشم، مثل آن بنده خدایی که نوشته بود عزرائیل آمد بالای سرم به من گفت جمع کن میخواهیم برویم.@ به آن گفتم یک مقدار کارهای عقب افتاده دارم اجازه میدهی من کارهایم را انجام بدهم بعد میرویم؟ گفت خوب من اگر به تو اجازه بدهم دوباره کارهای عقب افتادهات حجمش بیشتر میشود.@ بگذار همین مقدار بدهی داری با همین بدهی بیا چون تو قطعاً اگر فرصت بیشتری به تو بدهند دوباره بدهکاریهایت بیشتر میشود اینطوری کارهای عقب افتادهات هم بیشتر میشود.@ ما همینطوری داستان ادامه میدهیم ما همیشه کارهای عقب افتادهمان دارد بیشتر میشود قرآن میگوید شما شب که میخوابید میمیرید من دوباره جان شما را به شما برمیگردانم برای همین هم در آموزههای اسلامی داریم وقتی از خواب بلند میشوید همین که بیدار شدید شکر خدا را بکن.@ سرت را به سجده بگذار و بگو (اَلحَمدُ لله الذَّی اَحیانی بَعدَ اَن اَماتٍ) خدایا شکر که من را زنده کرد امروز هم، امروز شنبه من زنده شدم بعد از آنکه دیشب مرده بودم.@ ولی ما این را باور نمیکنیم که امروز به ما فرصت دادند خوب دوباره ما نمیرویم سراغ اصلاح گذشته خودمان، فکر میکنیم یک روزی قرار است بعدها بیاید ما یک زمانی توبه میکنیم یک زمانی آشتی میکنیم.@ یک زمانی جبران میکنیم یک زمانی روشهای غلطمان را درست میکنیم افکارمان را درست میکنیم همیشه همینطور است کار را به عقب میاندازیم به این بهانه که ما همیشه داریم میشنویم.@ همیشه عزیزانی میایند ما تقریباً سالی چهار پنج هزار نفر میایند از من برنامه میگیرند در سال، ما الان شاید بیش از ده پانزده هزار نفر فقط دانشجو عضو هستند از کارشناسی تا دکترا، چقدر طلبه، چقدر خانم خانهدار، چقدر کارمند، چقدر مدیر، چقدر دانشآموز، اینها همهشان برنامه میگیرند.@ بعد وقتی من سؤال میکنم برنامهتان را بعد از یک مدت مثلاً شش ماهه، من کمتر دیدم افراد برنامههایشان را سر شش ماه تمام کنند برنامههایی که میدهیم شش ماهه است.@ غالباً به نُه ماه ده ماه گاهی بعضیها میگویند ما پارسال برنامه گرفتیم یعنی یکسال از برنامهشان هم گذشته، هر وقت میگویی میگوید من درس داشتم امتحان داشتم کنکور داشتم ارشد داشتم دکترا داشتم پایاننامه داشتم.@ یعنی باز بخشهای پایینی اولویت دارد بر بخشهای اصلی، ولی وقتی یک کسی میاید به من میگوید من الان معدهام دارد درد میگیرد، اثنی عشرم درد گرفته پوستم دارد خراب میشود.@ موهایم دارد میریزد از شدت اضطراب، به آن میگویم عزیزم یک شش ماه مرخصی تحصیلی بگیر، این انگار یک فحش بدی است به یک نفر بگویی شش ماه مرخصی تحصیلی بگیر درس نخوان یکذره به روحت برس یکذره شاد شو یک ذره آرام بشو بعد برو.@ کما اینکه به بعضیها میگوییم الان میخواهید باردار بشوید به جای الان که میخواهید باردار بشوید یک سه ماه دیگر باردار شو این سه ماه را سعی کن ژنهایتان را تقویت بکنید برنامه بگیرید یک سه ماه با همسرتان برنامه.@ نه ما همین الان میخواهیم باردار بشویم، خوب یک ژن ضعیف بسته میشود وقت بگذار حوصله، یعنی کارها را ما همیشه به عقب میاندازیم.@ وقتی یک کسی که مجرد است کاری که برای بچهاش میتواند بکند چون هر کس که مجرد است به این معنا نیست که پدری و مادری ندارد آدم در مجردی هم حس مادری و پدری سر جای خودش هست.@ یعنی میفهمد که این یک روزی میشود مادر و پدر و یک روزی بچهاش از آن طلب میکند که تو چرا به من ژنهای ضعیف دادی چرا اینطوری من را تربیت کردی و این عقب میاندازد این بچهای که الان در آسمان هست دارد شما را صدا میزند.@ اگر میخواهید من را به دنیا و بعداً قرار است تو پدر من بشوی و تو مادر من بشوی خودت را آماده کن برای پذیرایی از من، به من ژنهای قوی بده.@ پس باید داشته باشید که بدهید فاقد شیء مطیع شیء نیست ما میگوییم نه من که حالا پدر نشدم که، نه تو پدر هستی الان و لو بچه نداری تو مادر هستی و لو بچه نداری، تو مدیر هستی تو نماینده مجلس هستی.@ تو رئیس جمهوری تو رهبری، ولی هنوز آن موقعیت هم پیش نیامده اگر یک زمانی شد و آماده نباشی خیانت میکنی به مردم خودت، ظلم میکنی در حق مردم خودت.@ اگر یک موقع رئیس شدی و آماده نبودی جامعه به تو روی آورد و تو را تحویل گرفتند و تو را انتخاب کردند ولی تو آمادگی نداشتی حق اینها را میخوری ظلم میکنی در حقشان.@ پس اینکه در قیامت یکی از مهمترین سؤالهای قیامت میگویند جوانی را چکارش کردی جوانی، عجیب است که در قرآن این آیه هست که میفرماید آیا ما به شما عمر ندادیم که هر کس که میخواهد متذکر بشود.@ متذکر بشود و بفهمد حضرت میفرماید این آیه توبیخ جوان 18 سالهای هست که به سن 18 سالگی رسیده ولی هنوز با خودش و وظایفش هیچ آشنایی ندارد.@ تو سن تکلیفت 15 سال بوده سه سال وقت داشتی برسانی خودت را، هنوز نرساندی شده 20، 25، 30، خیلی از چیزهایی که باید میدانستی را اصلاً نمیدانی، عقب انداختن، حالا وقتی من بچهدار شدم بعداً مطالعه میکنم برای تربیت بچهام چکار کنم.@ عزیزم تو الان کار بکنی روی ژنهایت بعداً نمیخواهد زحمت تربیت کردن را بکشی بچه دیگر تربیت شده ژن را دارد خودش درست انجام وظیفه میکند.@ رفتارهایش کارهایش همه چیز قشنگ درست است چون تو به آن دادی در بارداری، باز حالا اگر کسی قبل از بارداری بجنبد خیلی بهتر از دوران بارداری است حالا در بارداری باز بچه هنوز تسلیم است ژن تأثیرپذیر است.@ صفتها دریافت کنندگی دارد میتواند دریافت بکند وقتی متولد شد مقاومتش بیشتر است سنش رفت بالاتر مقاومتش بیشتر است ما میگذاریم بچهها میایند میایند پیامبر فرمود سه تا هفت سال مراقبت کنید بعد رها کنید.@ ما نه، ما سه تا هفت سال رها میکنیم بعد تازه میگوییم خوب حالا این بچه من شده 20 سالهاش چرا اینطوری هست این الان شده 25 سالهاش اینطوری است 30 سالهاش است چرا اینطوری است، این دیگر چکارش میشود کرد.@ خیلی سخت است این دیگر خودش فقط میتواند خودش را درست بکند ما دیگر کاری نمیتوانیم برایش بکنیم خیلی، این باید خودش بخواهد و برگردد انسان وقتی خودش بخواهد 60 سالهاش هم باشد میشود.@ وقتی خودش بخواهد، 40 سال 50 سال هم اشتباه رفته باشد خودش بخواهد چرا، ولی الان ما بنشینیم غصه بخوریم من پسری دارم 29 سالهاش است اینطوری است، خیلی دیر آمدی.@ یک دختر دارم 35 سالهاش است اینطوری است، خیلی دیر شده ولی چرا اگر خودش بخواهد میشود، ما نمیتوانیم الان برویم یک بچهای که 35 سالهاش است 25 سالهاش است بگیریم این را به زور، باید خودش بخواهد بیاید.@ میگوید مثلاً شوهر من اینطوری است زن من اینطوری است میگویم حالا مشاوره، نه مشاوره نمیاید اصلاً مشاوره را بدش میاید مشاوره دوست ندارد کتاب نمیخواند سیدی گوش نمیدهد کلاس نمیاید دوره نمیاید.@ پس تو چه را میخواهی درست بکنی، برای چه کسی داری تصمیم میگیری، میشود یک نفر سرما خورده باشد شما بروی دکتر، میشود؟ ما یک خانم و آقایی را میشناختیم اینطوری بود زن هر وقت مریض میشد نمیرفت واقعاً.@ اینقدر تنبل بود این زن، شوهرش میرفت دکتر هر طوری که زنش بود این شکلک در میاورد آنجا، یک چند تا سرفه میکرد و دکتر هم یک نسخهای مینوشت میداد این میبرد میداد به زنش میگفت بخور.@ حالا از این اتفاقات استثنائات هست ولی خوب اینطوری نیست این که سرطان دارد باید خودش بیاید بنشیند شیمیدرمانی بکند مریض شده درد دارد خودش باید بیاید.@ پس تسویف که قبلاً راجع به آن صحبت کردم خیلی کمرشکن است گفتیم بیشتر نالههای جنهمیها و عذاب جهنمیها مخصوص کسانی است که به این مرحله رسیدند.@ یعنی مرحله تأخیر انداختن فعالیتها و وظایفشان، امروز و فردا کردن، یعنی آدمهای بدی نبودند بندگان خدا، نه با خدا مشکل داشتند نه آدمهایی بودند که لجباز باشند.@ عنادی با خدا و دین و آخرت، نه، فقط همین تنبلی و بیحوصلگی در خودشناسی و خودسازی، در همین باعث شده که اینها سر از جهنم در بیاورند چون وظایفشان را درست انجام ندادند.@ نسبت به شرایط زیستی آنجا که آخرت است خیلی چیزها لازم است انسان تهیه بکند برای آب و هوای آنجا این تهیه نکرده خوب وقتی وارد آن فضا میشود گرفتار است و هیچ چیز نیاورده با خودش، که حالا بعداً توضیح میدهیم که این چقدر حسرت میاورد تحیر میاورد.@ بخوانم برایتان (اِیاکَ وَ التَسویف فَاِنَهُ بَحرٌ یُغرَقُ فِیه الهَلکی) امیر المؤمنین(ع) میگوید بپرهیز از امروز و فردا کردن، چون امروز و فردا کردن یک دریایی است که افراد اهل هلاکت در آن غرق شدند یعنی امروز و فردا کردن یک دریایی است که انسان در آن هلاک میشود.@ بخشهای اصلی، جاودانه، شخصیت اصلی انسان در این امروز و فردا کردنها دچار هلاکت میشود و از بین میرود امروز و فردا نکنیم هر کاری قرار است انجام بدهیم ولی انسان باید از کوچکی این تمرین را بکند.@ پدر و مادر باید از کوچکی بچههایشان را تمرین بدهند هی ترحمهای الکی نداشته باشند به بچه، نگذارند بچه تنبل بشود، من این کار را نمیکنم، باشه خودم میروم انجام میدهم، یا بلند بشو برو نان بگیر.@ مادر میگوید نه به بچهام نگو بچهام دارد تلویزیون نگاه میکند دارد بازی میکند، خوب قطع بکند بلند بشود برود نان را بگیرد بیاورد، پدر بگوید نه، دلسوزیها، همین فرزندسالاریها، این بچه تنبل بار میاید.@ یعنی همیشه فکر میکند پدر و مادر وظیفه دارند خیلی از کارها را برایش انجام بدهند مسئولیتپذیر نیست این بچه رشد اجتماعی ندارد.@ تلویزیون اگر قرار است نگاه بکند یک ساعت، بازی میخواهد بکند با کامپیوتر یک ساعت، خاموش، تمام، تکلیف، بنشین سر تکلیفهایت، تکلیفهایت را انجام دادی طبق قواعد بازی با اصول حفاظت ایمنی جسمی و روحی برو بازیات را هم بکن.@ ولی وقتی تو هفت سال آزاد بودی در خانه، نوکریات را کردیم تو سلطان بودی دستور داری ما عمل کردیم الان تو در هفت سال دوم هستی.@ هفت سال دوم گفتیم هفت سال اطاعت است یعنی بچه باید گوش بکند حرف گوش بکند مدرسهاش را به موقع برود تکلیفهایش را انجام بدهد وظیفهاش را انجام بدهد حالا یک مقدار هم بازی بکند عیبی ندارد خوب است.@ سه ماه تابستان چهار ماه تعطیلی دارد سه چهار ماه میتواند بازی بکند به اندازه کافی تازه آن هم نباید اینقدر یله و رها باشد بازیها حساب و کتاب دارد.@ از تنبلیهای اینطوری شما بگیرید تا تنبلیهای بالاتر، زن تنبلی نکند مرد تنبلی نکند هر کاری اگر الان وقتش هست همین الان انجام بدهد الان خانم به آن گفت مهتابی خراب است، باشه حالا بعداً درستش میکنم.@ خوب بلند شو مهتابی خراب است برو درستش کن، عیبی نداری خسته هستی از سر کار آمدی گرسنه هستی میخواهی بروی یک دوشی بگیری برو، ولی بعدش برو کارت را انجام بده در اولین فرصت.@ بلند شو مهتابی را درست کن لولهکشی خراب است برو دنبال این، برو زنگ بزن کانالساز بیاید کولرتان را مشکل را حل بکند، تو که میدانی الان هوا دارد گرم میشود برو این پوشالهای کولر را عوض بکن کولر را سرویس کن.@ یک موقع دیدی وقت نشد، کارها را عقب نیاندازیم، میدانی میهمان داریم زودتر بجنبد لیست خریدت را تهیه بکن وسایلت را بخر میخوری به تعطیلی خیلی از چیزهایی که لازم داری گیرت نمیاید.@ و خیلی چیزهای دیگر، از همین چیزهای کوچک، چون گفتیم اگر کسی در کارهای دنیایی کسل باشد در کارهای آخرتی کسلتر است.@ هر کس در کارهای بخشهای پایینیاش تنبل باشد بخشهای بالاییاش تنبلتر است در کارهای دنیایی تنبلی نکنیم کارهای بالایی هم تنبلی نکنیم. ببینید چقدر زیبا پیامبر یاد میدهد به ما میفرماید (یا اباذر اِیاکَ وَ التَسویف) اباذر پرهیز کن از امروز و فردا کردن.@ یعنی پیامبر با همه آن عظمت شخصیتی یک شخصیت بزرگی مثل ابوذر، بچه نیست که ابوذر، یک شخصیت برجسته تاریخ اسلام است میگوید اباذر مواظب باش دچار امروز و فردا نشوی کارهایت را امروز و فردا نکنی.@ اگر قرار است یک کاری انجام بدهی یک وظیفهای در خودشناسی در خودسازی داری همین الان شروع کن بعداً سختتر میشود نگذار حالا بعد، چقدر قشنگ میگوید (یا اَباذَر اِیاکَ وَ التَسویف بِعَمَلِک فَانَّکَ بِیَومِک) تو امروز زنده هستی همین الان زنده هستی اگر بمیری میخواهی چکار بکنی برای آخرت.@ گفت برای آخرتتان یکطوری زندگی بکنید که انگار فردا قرار است بمیرید فردا یکشنبه من در دنیا نیستم نه رئیسم نه شوهرم، نه زنم، نه بچهام، فردا یکشنبه روز 17 ما نیستیم الان بارت را ببند آماده باش.@ من گاهی وقتها یکدفعه چیزهای عجیبی میبینم مثلاً طرف بعضی از این دوستانمان یا فامیلها مثلاً 70 سالهاش است تازه اینطوری میکند وقت داری یک وصیتنامه برای ما بنویسی.@ پس شصت سالگی، پنجاه سالگی، چهل سالگی، سی سالگی، وصیتنامه یک چیزی است خیلی مهم است حق و حقوق خودت و اطرافیانت باید مشخص بشود.@ ما همیشه خیال میکنیم که قرار است 70 سال باشیم وصیتنامه ننویسیم اصلاً وصیتنامه بد است، توهمات شیطانی اینطوری است، مگر میخواهم بمیرم که وصیتنامه بنویسم.@ وصیتنامه آدم را شاد میکند اتفاقاً، وصیتنامه به آدم آرامش میدهد، به عمر انسان اضافه میکند همین آرامشش خیلی کمک میکند به انسان، یا 60 سالهاش شده حالا اسمش درآمده برود حج، بله آمدم خمس مالم را حساب بکنم.@ الان خمس مالت را حساب بکنی؟ یعنی 60 سال حرام خوردی همینطوری، خمس به تو تعلق گرفته ندادی، حالا الان میخواهد برود مکه، میگوید الان میخواهم بروم مکه آمدم خمسم را حساب بکنم.@ ای بابا الان میخواهی لقمهات را حلال بکنی، این چهل سال پنجاه سال چطور لقمه خوردی به زن و بچهات چه دادی خوردند اینها.@ همه را میاندازیم آخر سر، همه کارهایمان را میگذاریم آخر، امروز تو زنده هستی پس بارت را همین امروز ببند امروز همینطوری آماده باش که اگر مردی دیگر حساب و کتاب نداشته باشی راحت باشی.@ عرض کردم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست یعنی وقتی جنین متولد میشود وای به حال جنین اگر در موقعی که در رحم مادر بوده وسایل مورد نیاز دنیا را با خودش تهیه نکرده باشد.@ انسان باید از جنین درس بگیرد یک نطفه است موقع بسته شدنش، یک سلول تخم است ولی وقتی میاید یک انسان کامل شده از فرصت کاملاً استفاده کرده شب و روز، خودش را آماده کرده برای دنیا.@ دنیا را جدی گرفته و ما آخرت را جدی نمیگیریم ما اصلاً ابدیت را جدی نگرفتیم دنبالش نیستیم بشناسیمش فضایش را، شرایطش را، آب و هوایش را، خوراکیهایش را، زندگیاش را، آنجا هم مثل اینجاست.@ آنجا هم والله مثل اینجا شما باید غذا بخوری زندگی بکنی، همسر داری، بچه داری، دانشگاه داری، حوزه داری، زندگی داری آنجا، آنجا هم وسایل میخواهد.@ همه را هم باید از دنیا برده باشی، فرقش این هست آنجا کاری نمیتوانی انجام بدهی اینجا میتوانی کاری انجام بدهی. ببین چطوری نصیحت میکند ابوذر را (فإنک بِیَومِک وَ لَستَ بِما بَعَدَه) تو مال بعد از امروز نیستی.@ یعنی مال فردا نیستی روی فردا اصلاً حساب نکن این رمز برطرف شدن همه تنبلیها و بیحوصلگیهای آدمهاست که روی فردا حساب نکنند.@ اگر همه مدیران، انسانها، زنها، شوهرها، پدرها، مادرها، هر کس حساب نکند روی فردایش، روی همین امروز حساب بکند، همین امروز برو وصیتنامهات را بنویس، همین امروز تصمیمهای زندگیات را بگیر.@ انسان اگر همین امروز هم تصمیم بگیرد و فردا بمیرد باز حرفی برای خدا دارد بزند میگوید خدایا تو که میدانی من دیروز تصمیم گرفته بودم واقعاً جبران بکنم دیگر نشد.@ خود این یک حرف بزرگی است آدم بتواند به خدا بزند بگوید خدایا من در راه افتاده بودم واقعاً تصمیم گرفته بودم توبه کنم جبران بکنم مسیری را شروع بکنم ولی حالا نشد.@ خیلی در برزخ آدم تأثیر دارد تا یک کسی همهاش خواب و غافل و بیخیال و بیتوجه بعد یکدفعه ببرندش در برزخ، (فإن یکن غَدٌ لَک فَکُن فی الغَدِ کَما کُنتَ فِی الیَوم) پیغمبر ببینید چقدر زیبا میگوید(ص) قربان حرف زدنش بروم.@ اگر فردا هم تو زنده بودی اگر فردا هم مال تو شد، حالا فردا باید چطوری زندگی بکنیم؟ میگوید فردا هم مثل امروز عمل کن فردا هم مثل امروز باش تنبل نباشد کارهایت را عقب نیانداز.@ اگر فردایی هم بود فردا هم مثل امروز عمل کن اگر فردا را داشتی، ما نمیدانیم داریم یا نداریم، (وَ ما سَیَأتیکَ فَعَین) چقدر قشنگ میگوید.@ یعنی اگر آن که قرار است بیاید کو، معلوم نیست که بیاید، بعضیها اینقدر مینشینند غصههای آینده را میخورند که آیندهشان را خراب میکنند حال خودشان را هم خراب میکنند.@ یک استادی بود که هر وقت شاگردهایش دلشوره داشتند حالا برای چند روز دیگر تا فردا تا پس فردا مثلاً آینده تا یکذره اینها چیز میکردند شوخی میکرد میگفت حالا شاید انشاء الله مردی، غصه نخور شاید انشاء الله مردی.@ (وَ اِن لَم یَکُن غَدٌ لَک) حالا اگر فردا مال تو نشد، خوب اگر فردا مال من نشد من امشب مردم، تصادف کردم سکته کردم، سرطان گرفتم یک هفته بعد مردم، چه میشود؟@ (لَم تَندَم عَلی ما فَرَطَ فِی الیَوم) ببین چقدر زیباست، دیگر پشیمان نیستی بخاطر کوتاهیهایی که امروز کردی دیگر غصه نمیخوری آخ آخ کاشکی دیروز من چقدر وقت وقت داشتم، من چه فرصتهایی را از دست دادم.@ چند سال جوانی چند سال وقت چقدر بیکاری، چقدر تابستان، چقدر تعطیلات چقدر وقت داشتم من، خیلی وقت داشتم، پشیمان دیگر نخواهی شد اگر انسان درست عمل بکند دیگر بعداً نمیگوید.@ به یکی از بزرگان گفتند اگر قرار است هفته دیگر بمیری چکار میکنی در این یک هفته؟ گفت هیچی مثل همین گذشتهام زندگی میکنم یعنی آمادهام، این یک هفته هم مثل تمام عمرم زندگی میکنم@ از بس آماده بوده یعنی تغییر خاصی در برنامه من داده نمیشود چون مثل یک جنینی که رسیده به نُه ماه میخواهد هشت ماه و بیست روز متولد بشود.@ بعضیها هفت ماهه متولد بشوند بعضیها شش ماهه و همه چیز را آماده کردند و رساندند خودشان را. (طُولُ التَسویف حَیرَۀٌ) این را یادتان نرود سه تا کلمه است حفظش که انشاء الله میتوانید بکنید کلاس تنبلی شما که تنبل نیستید یاد میگیرید.@ سه تا کلمه است دوتایش را شما در فارسی استفاده میکنید طول در مقابل عرض، حیرۀ تحیر، متحیر شدن، یک کلمه وسطش هست به معنای امروز و فردا کردن آن هم تسویف است.@ ت س و ی ف یک الف و لام هم بیاورید سرش (طُولُ التَسویف حَیرَۀٌ) امروز و فردا کردنهای طولانی باعث حیرت میشود حیرت یعنی آدم یکدفعه دچار شوک میشود.@ با زن و بچهاش قرار گذاشتند بروند خارج از کشور، من این را در فرودگاهها زیاد دیدم چون من خودم سفر زیاد میروم اینطوری است با چه امیدی بلند شدند با خانمش و بچهها قرار است بروند حج یا کربلا بروند سوریه بروند اروپا یک جایی.@ زیاد در این سفرها دیدیم، که یکدفعه جلوی اینکه لحظهای که میخواهد مُهر بزند میگوید آقا این مشکل دارد پروندهتان مشکل دارد ممنوع الخروج هستید، سر چی، سر یک چیز بیخودی، این میشود حیرت.@ الان پاسِت پنج ماه مانده تمام بشود مهلتش برو عوضش کن میگوید من پنج ماه وقت دارم بروم پاسم را عوض بکنم، خوب حالا عوض نکن، بارها دیدم یکدفعه در رفقا و دوستان، یک موقعی من یادم هست در این اساتید دانشگاه که 150 استاد بودیم یک روز گفتند اساتید را میخواهند ببرند سفر سوریه.@ ثبت نام کنید هفته دیگر میخواهیم برویم، چند تا از اساتید و حتی خانوادههایشان بخاطر اینکه پاسهایشان را تمدید نکرده بودند یا یک پاس نگرفته بودند از اول، شما که میدانی احتمال سفر خارجی داری برو پاست را بگیر داشته باش.@ از سفر محروم شدند دَم سفر، بعضیها که میایند آنطرف میمانند یعنی آمده پرواز کرده آمده آنجا در فرودگاه آنجا به آن گیر دادند یکی از مدارکش مشکل دارد نه میتواند وارد کشور بشود نه میتواند برگردد، این چقدر خطرناک است.@ به آن گفتم یک زنجیر چرخ با خودت بردار حالا راه افتاده رفته یک مسیری را خورده از جنوب، اینها را من دیدم به چشم خودم، جنوب که هوا گرم است بلند شده همینطوری آمده که برود شمال.@ حالا اول جاده شمال خورده به تاریکی به آن گیر دادند که زنجیر چرخ باید داشته باشی، چکار بکند؟ در این سرما گرفتار میشود، این حالا یک مشکل، یک دردسرهای اینطوری که آدم تحیر میگیردش شوکه میشود بخاطر تنبلیهایش.@ آخرت وارد آخرت که میشود میبیند اَه الان مرده آنجا یک عالم چیز از آن میخواهند هیچ چیزی ندارد چکار میخواهد بکند؟ میخواهی برگردی؟@ (رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا برم گردان و در جواب قرآن چه میگوید (کلا) اصلا نمیشود برگردی، ما به تو عمر دادیم 17، 18، 20، 30، 40، 50، عمر دادیم به تو، پس چکار میکردی؟@ حالا نه میتوانی برگردی، این حالت خیلی حالت بدی است، نه میتوانی بروی چون جهنم است جلویت، نمیتوانی بروی، نه جهنم رفتی است چون تو وسایل نیاوردی نه میتوانی برگردی چون امکانش نیست، حالا میخواهی چکار بکنی؟@ من یادم هست یک موقع در یکی از این کشورهای خارجی بودیم یک سفر چند مرحلهای داشتیم یکی از این دوستان مسئول بلیط بود این همین امروز و فردا کرد نرفت بلیط را برای برگشتن به ایران به قول امروزیها Ok بکند باید Ok بشود.@ ما یکدفعه از این کشور بلند شدیم آمدیم رفتیم وارد دبی شدیم گفتیم خوب حالا الان برویم سوار هواپیما میشویم میاییم ایران، بلافاصله فردا هم باید میرفتیم یک کشور دیگر.@ یعنی باید وارد ایران میشدیم از ایران باید میرفتیم یک کشور دیگر، آمدیم برویم سوار بشویم گفتند شما بلیطتان کجاست؟ گفتم این بلیط ماست، گفت نه این Ok نشده برای این پرواز نیست.@ پرواز بعدی، دیگر پرواز بعدی امشب نداریم فردا هم پر است، پس چکار کنیم، داستانی داشتیم، پلیس دنبال ما بود که ما را از فرودگاه بیاندازد بیرون نباید میایستادیم.@ از اینطرف اصرار داشتیم که برگردیم برویم ایران، اصلاً یک صبح تا شبی برای ما جهنم شد آنجا، آخرت حیرتش خیلی، شوکه آخرت خیلی شوکه بدتری است.@ وارد برزخ شده پنجاه تا سؤال روز قیامت در اول برزخ از انسان میخواهند همین اول برزخ، قیامت انسان همین شروع برزخ شروع میشود خدا نمیگذارد خیلیها را به آنجا میگوید همین جا به حسابش رسیدگی بشود که اگر قرار است برود بهشت برود بهشت.@ میبینی من با نماز مشکل دارم با خدا مشکل دارم با امام زمان مشکل دارم با روزه مشکل دارم با حق الناس مشکل دارم با زکات مشکل دارم.@ با خمس مشکل دارم با پدر و مادر مشکل دارم همه اینها عقبه است دیگر، حقوق همسایه، حقوق فرزند، بعضیهایش هم که حق الناس است دیگر کاریش نمیشود کرد.@ چون طرف زنده است الان دسترسی نداری کاری بکنی تو آمدی اینطرف مرز آن آنطرف مرز است چکار میخواهی بکنی، این میشود حیرت، حیرت خیلی حالت بدی است شوکه شدن یعنی میروی وارد یک مرحلهای میشوی که دیگر هیچ کاریش نمیتوانی انجام بدهی.@ نه راه پست داری نه راه پیش، چکار کرده امام صادق (طول التسویف حیرۀٌ) این حیرت خیلی کشنده است.@ لذا آدم امروز و فردا نکند تنبلی نکند بیحوصلگی نکند هر تصمیمی میخواهد برای زندگیاش بگیرد همین امروز بگیرد. یک خانمی بود از شاگردهای ما آمد به من گفت من این کسی را که با آن عقد کردم دوست ندارم.@ گفتم خوب من به تو تمرین میدهم تمرینهای مهرورزی ببین عاطفهات برمیگردد یا نه، چون دوست نداشتن یک چیزی نیست که تا گفتیم دوست نداریم نشود دوست داشته باشیم.@ آدم از یک کسی هم که خیلی متنفر است میتواند دوستش داشته باشد ولی به شرطی که بیفتد در مسیر تغییر خودش همان بحث مبدل که گفتم قبلاً، بعد من تمرینها را به او دادم گفتم این تمرینها را انجام بده با سختی اینها را انجام داد.@ یعنی اینقدر فسفس کرد تسویف یعنی همین فسفس کردن، اینقدر امروز و فردا کرد که عقد اینها خیلی طول کشید بعد گفت نتوانستم دوستش داشته باشم.@ گفتم خوب حالا که دیگر نمیتوانی دوستش داشته باشی با جوان مردم بازی نکن برگرد برو طلاقت را بگیر چون با تنفر داری وارد این زندگی میشوی فردا نمیتوانی.@ گفت اصلاً نمیتوانم اصلاً میبینمش حالم به هم میخورد اصلاً اینطوری هستم خیلی اوج تنفرش زیاد بود گفتم اگر نمیتوانی همین الان برگرد، هی امروز و فردا بد است آخر ما در فامیل طلاق نداشتیم حالا بد است اولین طلاق من میشوم از این خرافات اینطوری.@ اگر وظیفه کسی طلاق است طلاق بگیر همین امروز، فردا نینداز، عروسی کردن رد شدی رفتی آنطرف مرز، دوباره ما هی تمرین دادیم نه نمیشود نمیشود، کشید مثلاً فکر کن بچهدار هم نمیشد که این حسش اذیتش میکرد به آن گفتم برگرد نشد.@ دوباره همین الان هر جای ضرر است برگرد حالا بچهدار شده بچه شده چهار پنج سالهاش حالا تازه یادش افتاده که من باید قاطعیت داشته باشیم حالا با یک بچه رفته طلاق گرفته.@ خوب الان، آن ظلم به این مرد شد این ظلم به این بچه شد امروز و فردا کردن شوخی کردن، جدی نگرفتن مسائل و قوانین زندگی، قدرها را در نظر نگرفتن باعث میشود انسان له بشود.@ آقا قوانین دارد خلقت دیگر، مرزها کاملاً مشخص است شوخی نگیریم زندگی را، خوشبختی را جدی بگیریم به قدرهای زندگی احترام بگذاریم به فرمولها و قواعد و عدد و اندازهها و حدود الهی احترام بگذاریم.@ خدا همه چیز را جدی آفریده هیچ چیزی شوخی ندارد اصلاً با کسی، همه چیز، در چشمتان شوخی ندارد یکذره کوتاهی کنید عینکی میشوید.@ در گوشتان شوخی ندارد خدا با شما، در مویتان، در پوستتان، در قلبتان، در کبد و کلیهتان، هیچ جا شوخی ندارد اصلاً، در نظام طبیعت شوخی نمیکند خدا اصلاً همه چیز ریاضی است جدی جدی است یک کمی ناز نکنی گرفتارش میشوی.@ خود قضا و قدر فشارت میدهد الان تا یکذره شوخی بکنی درد میگیرد یک جای بدن درد میگیرد چون جدی نگرفتی با درد به شما میفهماند که داری اشتباه میروی.@ پس برگرد ادامه نده لجبازی نکن این ششمین اثر تنبلی امروز و فردا کردن بود که خود این امروز و فردا کردن حیرت و غم و غصههای زیادی را برای ما میاورد که دیگر فرصت نیست.@ تمام نکردم انشاء الله باز راجع به شخصیت و روانشناسی آدم مسوف جلسه بعد باز بیشتر صحبت میکنیم و باز آثار دیگری از تنبلی و بیحوصلگی را هم عرض میکنیم تا انشاء الله فرصت بشود برویم سراغ درمانها.@ و ا لحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ما چون دیر دیر خدمت شما میرسیم کلاسها دیر است فاصلهاش برای همین هم بعضی از مناسبتها را با اینکه دوست داریم رعایت بکنیم مثل امروز که تولد حضرت معصومه(س) هست به همهتان تبریک عرض میکنم.@ روز دختر هم هست آنهایی که دختر دارند حتماً به دخترهایشان یک هدیهای چیزی بدهند و دهه کرامت هست وسط این دهه یعنی یازدهم تولد امام رضا(ع) است وسط هم که تولد شاه چراغ است.@ این ایام ایام بسیار مبارکی هست به همهتان تبرک عرض میکنم و از همین دور هم یک عرض ارادت میکنیم به حضرت معصومه، انشاء الله رفتید خانه یک حوصلهای داشتید امشب شب شادی است حتماً زیارتنامه ایشان را از همان خانه خودتان بخوانید.@ احتیاجی به اینکه در قم باشید ندارید یک زیارتنامه خیلی کوتاه ولی فوقالعاده زیبا و جذاب و عاشقانه دارد حتماً با فارسی، آنها که عربی بلد نیستند فارسیاش را بخوانند فوقالعاده زیباست.@ به محضر مقدس حضرت معصومه (س) خواهرهای ایشان که کنار ایشان دفن هستند همه اولیاء و مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلماتی که در جوار ایشان هستند زنده و مردهشان صلوات ختم بفرمایید.@ دعا میکنیم با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت برطرف شدن موانع ظهور آقا امام زمان رفع مشکلات همه مسلمین و مستضعفین جهان، رفع مشکلات زندگی خودمان انشاء الله، رفع بلاها از کشورمان، برای سلامتی رهبرمان با همدیگر دعا میکنیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و اجابت دعاهایمان و حل مشکلاتمان صلوات بلند ختم بفرمایید.@