جلسه 020 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
3
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - تنبلی و بی‌حوصلگی

سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس سید الشهداء(ع) امام سجاد(ع) و اباالفضل العباس(ع) صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی بود که چطور میشود انسان در کارهای دنیایی خودش و از آن مهمتر در امور آخرتی و ابدی خودش امور روحانی خودش دچار تنبلی و بیحوصلگی میشود.@ تنبلی و بیحوصلگی بیماری بسیار خطرناکی هست که وقتی میاید سراغ انسان، انسان دانسته در حق خودش و خانوادهاش و اطرافیانش ظلم و جنایت میکند یعنی با اینکه میداند که الان کوتاهیها تنبلیها بیحوصلگیهایش منشأ بسیاری از ظلم و خیانتها و جنایتها میشود اما هیچ اقدامی برایش نمیکند@ دختری که میخواهد ازدواج بکند پسری که میخواهد ازدواج بکند هیچ اقدامی برای یادگیری مهارتهای زندگی و فرمولها و قواعد زندگی نمیکند. شما نگاه کنید در کشور ما که آمار طلاق این همه بالاست و کمتر زندگی هست که در آن، آن دوتا شرطی که اسلام گذاشت@ یعنی شادی و آرامش و عشق روزافزون زن و شوهر نسبت به همدیگر که کم نشود عشقشان، علاقههایشان کم نشود کمتر خانوادهای هست که این شرایط را داشته باشد با اینکه زن و مرد به هم علاقه دارند و با علاقه هم شروع میکنند آدمهای فهمیده و تحصیلکرده و عاقلی هستند@ با این حال بیماری حاد و فراگیر تنبلی و بیحوصلگی باعث میشود که با اینکه میدانند باید برای بقاء زندگیشان قواعد و فرمولهای زندگی را یاد بگیرند اما اقدام خاصی نمیکنند یعنی هیچ گناهی بزرگتر از این نیست@ در روایت از پیغمبر داریم لا یَلقَی الله سُبحانَه اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جَهالَۀ اَهلِهِ وَ اَولادِه هیچ گناهی بالاتر از این نیست که انسان بخواهد خانواده تشکیل بدهد و به فکر فهم اعضای خانواده خودش، شناخت اعضای خانواده خودش، اطلاعات مورد نیاز خودش، و اعضای خانواده خودش نباشد@ پیامبر میفرماید هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند. شما همین الان اگر به شما بگویند مثلا ما همگی برویم یک رشته خاصی را کار بکنیم@ شما اولین کاری را که میکنید میگویید استادش کجاست؟ آموزشگاه کجاست؟ هر فنی هر رشتهای، اما وقتی میگوییم ازدواج، تشکیل خانواده، مادر شدن، پدر شدن، کمتر آدمی به این فکر میافتد خوب حالا من الان که میخواهم شوهر کنم میخواهم زن بگیرم میخواهم پدر بشوم میخواهم مادر بشوم@ آن سه تا مهارتهایی را که لازم هست باید از کجا یاد بگیرم؟ غالبا اصلا نمیدانند که این مهارتها لازم است بعد هم بدانند نمیروند که یاد بگیرند چون تنبل و بیحوصله هستند@ یعنی مهارتهای اقتصادی خانواده مهارتهای عاطفی خانواده و مهارتهای معنوی خانواده، اصلا وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرند، یعنی با اینکه آدمهای فهمیدهای هستند گفتم بیشترین تنبلیها و بیحوصلگیها مال تحصیلکردهها و پولدارهایمان است@ یعنی کسانی که از آسایش بیشتر، و یا از تحصیلات بالاتری برخوردارند تنبلی و بیحوصلگی دارند. به راحتی یک جنایت یک ظلم در حق خودشان و خانوادهشان میکنند، چرا باید وقتی یک زن و شوهر شروع میکنند بعد از چند سال بخورند به بنبست، چرا باید اکثر ازدواجهای ما نتیجه مطلوب را ندهد؟@ چرا باید بچهها از آن چیزی که احتیاج دارند تأمین نشوند از پدر و مادر، آن چیزی را که باید دریافت بکنند، و دریافت نکنند، همه اینها بخاطر این هست که بزرگترها دچار بیماری حاد و وحشتناک تنبلی و بیحوصلگی هستند@ برای دختر پسرهای ما این جا افتاده که ازدواج یعنی یک شروع، پیدا کردن یک همسر، گذراندن مراحل نامزدی و عقد و عروسی، و شروع کردن یک زندگی@ کار به این پیچیدگی که ترکیب دو روح و بعد چند روح میخواهد اتفاق بیفتد نه پسر مهارت دارد نه دختر مهارت دارد، اینها چرا اینطور هستند؟ برای اینکه پدر و مادرهایشان هم اینها را اینطوری تربیت نکردند@ یعنی به اینها یاد ندادند که عزیزم تو الان میخواهی ازدواج کنی، پسرم دخترم باید یک سلسله مهارتها را داشته باشی اگر نداشته باشی هر چقدر شوهرت را دوست داشته باشی زنت را دوست داشته باشی هر چقدر او تو را دوست داشته باشد در نهایت به شکست میخورید@ چون دوست داشتن برای حفظ یک عشق و یک زندگی کافی نیست بلکه مهارتها کافی است مهارتهای اقتصادی مهارتهای عاطفی مهارتهای کلامی مهارتهای جنسی مهارتهای مختلفی که باید بلد باشند خوب بلد نیستند دنبالش هم نمیروند کلاسی نمیروند استادی نمیروند آموزشگاهی نمیروند@ بعد میبینند که بعد از یک مدت برای همدیگر عادی شدند کاملا و بعد ضعف مهارتها خودش را نشان میدهد در روابط زن و مرد آن چیزهایی که بیشتر زن و مرد بخاطرش جذب هم میشوند که غیر از مهارتها و داشتههای شخصیتی حقیقی یعنی ثروت حقیقی ثروت شخصیتی حقیقی بقیه چیزها دوامش بیشتر است@ دیگر خیلی خیلی دوام بیاورد تمام اساتید و روانشناسهای دنیا میگویند بیشتر از 15 ماه دوام نمیاورد اگر خوشکلی هست اگر اندام هست اگر پول هست اگر موقعیت اجتماعی هست اگر موقعیت سیاسی هست@ هر چیزی که شما حسابش بکنید که یک زن و مرد ممکن هست بخاطر آن جذب هم شده باشند دوامش بیشتر از 15 ماه نیست دیگر خیلی دوام داشته باشد بعضیها دو سه ماهه تمام میشود دوامش@ بعدش چی میماند برای یک زن و مرد برای اینکه بتوانند زندگیشان را ادامه بدهند این زندگی احتیاج دارد به یک عامل پیوند قدرتمند، چیزهایی مثل زیبایی و اندام و موقعیتهای اجتماعی ثروت، هر چیزی که الان، تحصیلات، اینهایی که خیلیها جذب میشوند برایش، شغل، جذب میشوند@ اینها بیشتر از 10 ـ 15 ماه دوام ندارد حالا بعد از این الان زن و شوهر با چه دلخوشی بمانند پیش همدیگر؟ یعنی چه چیزی میتواند اینها را کنار هم نگه دارد؟ اگر قدرتهای شخصیتی جذابیتهای شخصیتی وجود نداشته باشد قطعا زن و شوهر به بنبست میخورند@ برای همین هم ما الان یک سوم طلاقهایمان سال اول است. چون نه دختر عرضه دارد مرد را نگه دارد و نه مرد عرضه دارد زن را نگه دارد و اصلا بلد نیستند مثل یک آدم دست و پاچُلفتی بیعرضهای که الان میخواهد یک کاری انجام بدهد@ دختری که تابحال هیچ آشپزی خانه نکرده در خانه مادرش، یکدفعه مثلا یکجا خواستگاری صورت گرفته و هولهولی فرستادنش خانه شوهر.@ یادم هست یک بنده خدایی آمده بود پیش من مشورت، میگفت که میخواهم برنامهریزی بگیرم از شما برای خودم، برنامههای علمی میخواهم برنامههای چنین و چنان میخواهم، راجع به ازدواج پرسیدم@ گفت ازدواج اصلا تصمیم ندارم ازدواج انجام بدم میخواهم تا آخر عمر مجرد بمانم من اصلا روحیهام با ازدواج و چیزهای دیگر سازگاری ندارد بعد گفتم چطوری چرا اینطوری فکر میکنی طبیعی نیست؟@ گفت نه حالا شما برای من اینطوری برنامهریزی کن براساس یک زندگی مجردی تا آخر عمر، گفتم باشه چشم، قرار شد یک موقعی این کار را بکنم.@ در این فاصله مثلا حدود چهار روز بعد دیدم یک شب زنگ زدند و گفت استاد من مشهد هستم آمدم اینجا یک دختری را دیدم و خوشم آمده همین جا عقدش کردیم بعد قرار است دو سه روز دیگر هم عروسی بکنیم.@ یعنی این آقایی که میگفت من اصلا نمیخواهم زن بگیرم همانجا دیده بودند و همانجا عقد کرده بودند و سه چهار روز بعد هم قرار بود عروسی کنند حالا فکر کنید یک دختر اینطوری برداری بیاوری در خانه شوهر، یا مرد اینطوری که تصمیم دارد ازدواج نکند هیچ مهارتی بلد نیست@ حالا اینها میایند کنار همدیگر زیر یک سقف میکنیم اینها را به اشتباه، میروند زیر یک سقف بعد میبینید دختر هیچی بلد نیست اصلا نمیداند شوهر یعنی چه شوهرداری یعنی چه، مهارتها یعنی چی؟@ مهارتهای کلامی، عاطفی، مهارتهای معنوی هیچی نمیداند این پسر هم هیچی نمیداند، چقدر میتوانند برای همدیگر جذابیت داشته باشند، هر چقدر هم جذابیت داشته باشند چند ماه بعد دیگر کاملا جذابیتها از بین میرود و فقط آنی که میماند@ یعنی کفها همه میرود اگر یک آب زلالی در وجود شخصیتی اینها باشد اینها وجودشان خلاصه مردابی و ضعیف نباشد دریا باشند چرا میتوانند پابهپای هم بایستند چون خیلی حرف دارند برای گفتن برای همدیگر خیلی میتوانند تولید عشق و علاقه و شوریدگی برای یک زندگی بکنند@ خیلی خوب است ولی اگر نداشته باشند گدا باشند خوب چیزی نمیماند. پس بیماری تنبلی و بیحوصلگی باعث میشود که یک دختر و پسر فقط به مسئله ازدواج فکر کنند میگوید من نیاز جنسی دارم یا نیاز عاطفی دارم یا نیاز اقتصادی دارم@ میخواهم استقلال اقتصادی پیدا کنم حالا برویم زن بگیریم خوب تمام شد رفت الان گرفتی؟ این کافی است مگر؟ این اقدام است این پیوند دوتا روح است باید این دوتا روح بتوانند با هم سالهای سال تا آخر عمر بعدش هم انشاء الله در بهشت با هم باشند@ چطور پیغمبر میگوید خدایا در بهشت هم خدیجه را به من بده. یعنی پیوند، پیوندی هست که تا ابدیت ادامه دارد خیلی خوب است اگر کسی اینطوری بگوید.@ تنبلی و بیحوصلگی در یادگیری مهارتها باعث میشود که مرد خیانت کند در حق زن و زن خیانت کند در حق مرد، خیانت یعنی چی؟ یعنی وظایفی که نسبت به همدیگر دارند خوب انجام ندهند@ بقیه دعواها و درگیریهایی که پیش میاید در زندگی، که الان خودم بارها گفتم که ما 95% طلاقها را بچگانه و اشتباه میدانیم و بیهوده است پاک کردن صورت مسئله است اینها همه یک بهانه است@ یعنی وقتی که مهارتها نباشد با بهانههای مختلف افراد به بنبست میرسند اما اگر این مهارتها بود نه میتوانند زندگیشان را خیلی خوب مدیریت بکنند و اداره بکنند.@ چه عواملی باعث میشود که افراد تنبلی و بیحوصلگی کنند؟ چند تا عامل را توضیح دادیم تا الان، یکی از آن عواملی که باعث میشود که انسانها تنبل باشند و بیحوصله باشند@ شیفتگی بیش از حد نسبت به دنیاست یعنی در بین ابعاد وجودی توضیح دادیم چند جلسه نامتعادلی در تغذیه بخشهای مختلف نفس است وقتی که ما به یک بخش بیش از حد اهمیت میدهیم بقیه بخشها سهمشان کم میشود ورزیدگیشان کم میشود.@ شما نگاه کنید یک بچه وقتی میخواهد راه بیفتد اول پوست پا با پوست صورت یکی است ولی بعد از یک مدت میبینید این کف پا محکم میشود هر چه بزنید کف پا اذیت نمیشود اما روی صورت بزنی چقدر درد میاید@ اندام بچه ضعیف است ولی بعد از یک مدت میبینید بر اثر این تکان خوردنها غلت زدنها با شکم رفتنها فشار روی زانو ران مچ گرفتن اشیاء پرت کردن اشیاء رها کردن اشیاء بمرور زمان تمام اندام این بچه به موازات هم دارد قوی میشود@ و میاید بالا بعد میتواند سر پا بایستد حالا یکی از پاهایش را نگذاریم روی یک پا بایستد خوب ضعیف میشود در تعادل شخصیتی که تولید آرامش و شادی میکند انسان اگر ورزیدگیهای لازم را نداشته باشد@ این پنج بُعد شخصیتی خودش را متعادل تربیت نکند مثل این پنج انگشت با همدیگر، یکی که قوی باشد و آن یکی ضعیف باشد کنار هم قرار بگیرند نمیتوانند خوب با هم کار بکنند نمیتوانند کار بکنند@ مثل چشمها میماند، شما چشمها را اگر دقت کنید مثلا میگویند این چشمت شمارهاش این است و این چشمت این است نشان میدهد که بین این دو چشم چه اتفاقی افتاده؟ عدم تعادل است باید یک مدت این را ببندی استراحت بکند فقط با یک دانه نگاه بکنی که آن یک دانهای که ضعیف شده تقویت بشود@ بشود با آن نگاه کرد تا این تقویت بشود. ما باید در تغذیه شخصیتمان ظالم نباشیم عادل باشیم یعنی چطور وقتی که غذا میخوریم خداوند سیستم بدن ما را معصوم آفریده این غذایی که وارد بدن ما میشود برای هر کدام از بخشها به ساختار خودش میرود تقسیم میشود@ خداوند سیستم تقسیم گذاشته آنجا میرود تقسیم میشود این غذا، یک غذای واحد است یک نان است مثلا یک کسی خورده یک آب است خورده یک میوه است@ اما این برای موها مژهها پلکها چشم مویرگها سیاهرگها سرخرگها استخوانها غضروفها تقسیم میشود قشنگ میرود تقسیم میشود عدالت یعنی اینکه انسان، مثل اینکه انسان چندتا بچه داشته باشد بینشان فرق بگذارد به یکی غذا بدهد به یکی غذا ندهد@ چقدر این کار کثیف است یک زیرمجموعه داشته باشد عدالت را رعایت نکند به یکی توجه بیش از حد بکند به یکی اصلا توجه نکند.@ در شخصیت انسان هم همینطور است یک شخصی که عدالت در شخصیت خودش ندارد در بیرون هم نمیتواند شخصیت داشته باشد. چند وقت پیش کسی آمد گفت من میخواهم بروم در رشته مدیریت کار بکنم@ گفتم شما اگر میخواهی بروی در رشته مدیریت کار بکنی اول باید عدالت وجودیات را قوی کنی کسانی که مدیر میشوند بعدا رئیس میشوند نماینده میشوند نماینده مجلس میشوند رئیس جمهور میشوند عضو شورای شهر میشوند مدیرکل میشوند سرهنگ و سردار میشوند@ اینها اگر در نظام وجودی خودشان عدالت را رعایت نکرده باشند نسبت به زیرمجموعه خودشان اصلا نمیتواند عدالت را رعایت بکنند. علی(ع) میفرماید چگونه میتواند یک کسی عدالت را در مورد دیگران رعایت کند در حالی که در مورد خودش رعایت نمیکند دارد به خودش ظلم میکند.@ لذا یک کسی که حق عقلش را نمیدهد یعنی کار مطالعاتی و معرفتی ندارد تنبل است در شنیدن تنبل است در یاد گرفتن تنبل است در کلاس رفتن تنبل در فهمیدن و در نظام عملی تنبلی میکند@ این چطوری میتواند یکجا مدیر خوبی بشود و از زیرمجموعه خودش انتظار داشته باشد آنها وجدان کاری داشته باشند، تو خودت وجدان کاری نسبت به خودت نداری تو خودت نسبت به خودت عدالت را رعایت نمیکنی@ عدالت را رعایت کردن یعنی همه بخشها، بخش جسم را خیانت نکنی به آن، ورزش جزء واجبات است مثل نماز واجب است.@ الان در کشور ما 61% جمعیت شهری 50% جمعیت روستایی یعنی حدود 25 میلیون نفر چاقی دارند در کشور ما چاقند اضافه وزن دارند باید کم کنند نمیرود ورزش کند شخص، این ظلم دارد میکند@ این از نظر شخصیتی، وقتی این بُعد، بدنش سنگین شد وزنش سنگین شد حق بخش، در بخش خیالی در بخش وهمی و در بخش عقلی و فوق عقلی کم میاورد اینجور جاها@ یک کسی که نمیتواند جلوی شکمش را نگه دارد و هرچه میاد میخواهد بخورد و سنگین میکند خودش را، خوب این دیگر نمیتواند به بخشهای معنویاش غذا برساند چون این دائما بخشهای پایینیاش سنگین است و بیشتر وقت و انرژی و عمرش صرف بدن شده و یا هِی چُرت میزند یا میخوابد یا بیحال و بیحوصله است برای بخشهای دیگر اصلا حس و حال ندارد@ خوب این بیعدالتی کرده است یا یک کسی بیاید بخشهای خیالی و وهمیاش را خیلی قوی بکند زیاد از حد تلویزیون نگاه کند داستان بخواند فیلم بخواند سریال نگاه بکند داستانهای پلیسی بخواند داستانهای جنایی بخواند داستانهای عشقی بخواند@ هِی این بخش خیال و وهمش را وقت بگذارد تغذیه بکند خوب این بعدا وقتی بخواهد بیاید در کارهای عقلی و فوق عقلی میبینی که اصلا انرژی ندارد برای این کارها اصلا توان ندارد برای این کارها@ چون میخواهد تمرکز بگیرد میبینید که نمیکشد اصلا این تمرکز نمیاید هِی این ذهن میپرد این خیال میرود جاهای دیگر، چرا؟ چون تعادل در تغذیه نداشته.@ بنابراین ما باید واقعا با تلقین، باز این جمله امام را یادمان نرود که فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد، با تلقین هم که شده یقه خودمان را بگیریم و بخشهای دیگر را یک مقدار جلویش را بگیریم و اجازه بدهیم بخشهای دیگرمان متعادل بشود@ یعنی غذای آنها به آنها برسد. چسبندگیهای دنیا لذتهای دنیا باعث میشود انسان مثل یک بچهای که مثلا شکلات برایش خیلی مزه دارد بعدا هم که میگوییم برایت ضرر دارد، میگوید من شکلات میخواهم@ سرخکردنی برایش ضرر دارد و هِی گریه میکند من این را میخواهم بخورم، میگویم این برایت خوب نیست باید آبپز بخوری امروز میگوید نه، مثل آدمهای بزرگی هم داریم که سی چهل سال پنجاه سالشان است تهدیگ برایشان موضوعیت دارد در غذا@ یعنی سر تهدیگ بالا پایین میشوند کجای غذا را بخورند برایشان موضوعیت دارد، رنگ نوشابه موضوعیت دارد، سالاد موضوعیت دارد@ بزرگ است ولی شکمو است چقدر ما آدمهای بزرگ داریم بخاطر اینکه نمیتوانند جلوی شکمشان را نگه دارند قند گرفتند بیماریهای دیگر گرفتند. ما واقعا بشینیم این بخشهای خودمان را تغذیه کنیم اسیر لذات نباید بشویم@ حالا من امروز یک آیه میخواهم برایتان بخوانم راجع به اینکه یکی از دلایل عمده تنبلیها و بیحوصلگیها دنیاگرایی است و لذتهای دنیایی است@ که شخص، نقش زن را دارد بازی میکند اما حاضر نیست برود نیازهای نقشش را یاد بگیرد بلد نیست نقشش را بازی کند، مثل هنرپیشهای که نرود این متن فیلمنامه را نخواهد بخواند، مگر میتواند نقش خوب بازی کند؟@ نخواهد آن گفتگوهایی که باید انجام بدهد حفظ کند کاملا، اجرا بکند، نمیتواند نقشش را خوب بازی بکند. نقش زنانه یک سلسله لوازم دارد نقش مردانه یک سلسله لوازم دارد نقش مادر بودن یک سلسله لوازم دارد.@ همهاش دوست دارد مثل، فکر میکند که زندگی یعنی این، مثلا گاهی وقتها برنامههای خانمها و آقایان که من میدیدم برنامهریزی کنم برایشان، نگاه میکنم خیلی تعجب میکنم تا ساعت ده زده خواب خواب خواب بعد هم تیک زده آمده پایین کل هفته را@ بعد مثلا دو ساعت تلویزیون، فلان کار، بعد دوباره ساعت یازده تازه صبحانه میخورد چهار بعد از ظهر ناهار میخورد یازده شب شامش را میخورد، این معلوم است اصلا هیچ تعریفی از خودش زندگیاش ندارد اصلا هدفمندی ندارد.@ ببینید قرآن چه میگوید، قرآن میگوید یک سلسله چیزهایی است که انسان را قلقلک میدهد زینتهایی است که حواس انسان را پرت میکند@ و این پرت شدن حواس انسان باعث میشود که انسان از بخشهای اصلیاش، یعنی بخش عقلی و فوق عقلیاش و بخشهای انسانیاش غفلت بکند این غفلت باعث میشود که رشد طبیعی نکند آنوقت هم در دنیا خیلی دردسر دارد و هم در آخرت خیلی دردسر دارد.@ زُيِّنَ لِلنَّاسِ سوره آل عمران آیه 14. زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَ‏آب @ میگوید یک چیزهایی هست برای انسان زینت است انسان قلقلکش میاید انسان جذبش میشود زینت اصلا برای چه به کار برده میشود؟ مثلا برداشتیم اینجا را زینت کردند، مثلا برداشتیم اینجا را تمیز کردیم خوشکل کردیم دیوار را اینطوری نبوده@ الان این برای چه اینکار شده؟ برای اینکه آدم نگاه کند لذت ببرد تماشا بکند دیگر زینت برای همین است آرایش و زینت برای این هست که به طرف مقابل بگوییم نگاه کن کسی نگاه بکند به آن چیزی که تزئین شده.@ چندتا چیز هست که در ذهن انسان، یعنی انسان در این شخصیتش وقتی غذاهایش را خوب نخورد، گفتیم هم بخش حسی، حس چه چیزهایی را خوشش میآید لذت میبرد از آن؟ محسوسات. خیال چی؟ مخیلات. وهم؟ موهومات.@ عقل؟ از معقولات خوشش میاید بایش جذابیت دارد فوق عقل و بخش انسانی هم از معنویت از الله از خانواده آسمانیاش از غیب از نماز از عبادت لذت میبرد.@ حالا شخصیت هر کس به این است که کدام لذتها برایش لذت نهایی و اصلی است از چه چیزهایی بیشتر لذت میبرد این نشان میدهد که این، اگر مال این سه بخش باشد این شخصیت شخصیت حیوانی است@ اگر مال این بخش باشد میگویند این شخصیت شخصیت عقلی یا فرشتهای است و اگر این شخصیت باشد نوع لذتهایش از این بخش باشد میگویند این انسان است و این آدمی است که جذابیتهای انسانی برایش خیلی بیشتر است این خیلی اهمیت دارد.@ چندتا چیز هست که برای ما لذتبخشتر است حالا چرا لذتبخشتر میشود؟ چرا یک قسمت برای انسان لذتبخشتر میشود؟ تغذیه بیشتری شده، آن بخش تغذیه خیلی بیشتری شده بنابراین الان زینت چیزهایی که این جذبش بشود خیلی بیشتر است.@ مثلا یک کسی که دنبال این تیم هست آن تیم هست کی ببرد کی ببازد الان نتیجه مسابقه چه شده، این برای این است که توهم این شخص خیلی تقویت شده@ و بخش توهمش تغذیه کرده و به راحتی نمیتواند دست از این طرفداریهای تیمها و کی ببرد و کی ببازد و یا تعقیب داستانهای جنایی پلیسی سریالها دست بردارد، این آدم تغذیه چی بیشتر شده؟ تغذیه وهمی شده@ حالا چرا بیشتر لذت میبرد از این؟ غذا زیادتر خورده. مثلا صبح تا ساعت ده شب خانه نیست ده شب که میاید خانه باید به زنش برسد و به بچهاش برسد خیلی بیحوصله است و حوصله حرف زدن با زنش را ندارد@ تلویزیون روشن میکند میزند فوتبال بعد میشیند پای این، بعد هم میگوید کسی با من حرف نزند بگذارید نتیجه مسابقه را ببینم، حالا مسابقه داخلی خارجی همینطوری میبینی تا دو نصف شب بیدار است@ اما این تا دو نصف شب بیدار است اگر بخواهی به آن بگویی بلند بشو دو رکعت نماز بخوان با خدا حرف بزن یک نماز شبی که مجموعا شاید یک رب نکشد اصلا نمیتواند این کار را انجام بدهد@ چرا؟ چون این بخش اصلا غذا نخورده هیچ لذتی تابحال نبرده برایش اصلا یک همچین چیزی تعریف شده نیست مفهوم نیست بگو قرآن بخوان الان نمیتواند بخواند. همین جوانی که الان نشسته پای تلویزیون یک جوانی مثل این در هیئت است تا ساعت دوازده گریه میکند اشک میریزد عزاداری میکند یا در جلسه علمی میشیند@ یک جوان دیگر مطالعه میکند کار علمی میکند کار تحقیقاتی میکند روی فیزیک کار میکند روی ریاضیات کار میکند روی کامپیوتر کار میکند آن چه چیزی قوی است؟ نظام عقلیاش.@ بعضیها به عبادت و کارهای بزرگ میپردازند حرکتهای غیبی و آسمانی میپردازند این چه چیزی قویتر است؟ بخش فوق عقلش قویتر است برایش اشتیاق دارد@ لذا وقتی میرود طرف حرم، آدمهایی که غذا کم خوردند میرود حرم زود خسته میشود زود میخواهد از حرم در برود نیم ساعت میرود آنجا به زنش میگوید تو چکار داری در حرم اینقدر معطل میکنی، زن از مرد قویتر است@ مرد میبینی که اصلا حس ندارد میگوید برو یک سلام بده و بیا چکار داری میخواهی در حرم بشینی. بعد همین آدم یا یک خانم همینطور وقتی که از حرم میایند بیرون میروند بازار پنج ساعت هم برایشان کم است در بازار اصلا خسته نمیشود چون جنبه خیالی آنها قویتر است@ یعنی ببیند زینتآلات را ببیند لباسها را ببیند پارچهها را ببینند کریستالها را ببیند خوششان میاید از این بیشتر تغذیه میشوند. قرآن میگوید که پس وقتی میگوییم زُیِّنَ لِلنّاس ، اول آیه را برایتان بخوانم کامل ترجمهاش را@ میفرماید حب شهوات، شهوت یعنی چه؟ توضیح دادیم قبلا، یعنی میل، اشتها، شهوت همان اشتها و میل است، دوست داشتن امیال شهوتها برای مردم زینت داده شده، کی زینت میدهد این را؟ خود ما باید برایمان زینت داده بشود@ نفس انسان نفس زینت دهنده داریم ما وقتی تغذیه زیاد شدیم برایمان زینت میدهد نفسمان یعنی خوشمان میآید خیلی از این، چون تغذیه زیاد شده، آدمی که شکمو است بیشتر در کدام جهات شکست میخورد و وقت میگذارد و پول میگذارد؟@ در شکمیات، شکستهایش خوشحالیهایش غصههایش در شکم است. یک بنده خدا میگفت داغ شکم از داغ اولاد هم بدتر است اینطوری بود.@ حالا البته فرهنگ را داشت بیان میکرد شوخی میکرد ولی فرهنگ برای بعضیها واقعا شکم از همه چیزی از هر داغی مهمتر است داغ شکم برایشان مهمتر است.@ یک سیگار برایشان از همسرشان ارزش دارد یک چیزی که به آن اعتیاد دارند برایشان خیلی مهمتر است اعتیاد هم مختلف است اعتیاد به اینترنت اعتیاد به کامپیوتر اعتیاد به بازی اعتیاد به سریال اعتیاد به مهمانی اعتیاد به ولگردی اعتیاد به بازار@ اعتیادها مختلف است هر کس باید ببیند که نوع اعتیادهایش چه نوع اعتیادی است قیمت هر کسی از نوع عادتهایش معلوم میشود که به چه چیزهایی بیشتر عادت دارد و از آن لذت میبرد.@ خوب آنهایی که در درجه اول هستند مثال میزند مِنَ النِّساء نساء یعنی زنان یکی از چیزهایی که خیلی وقت تلفکن هست عمر تلفکن هست جنس مخالف است@ حالا زنها را گفته مرد هم هست فرقی نمیکند زن برای مرد، مرد برای زن، یکی از چیزهایی که خیلی لذتبخش است برای بخش حیوانی این هست که همهاش وَر برود دنبال این باشد ذهنش دنبال این باشد که با جنس مخالف باشد@ یعنی با همسر یا حلالش یا حرامش این برای افراد خیلی جذابیت دارد این زینتی که میگوییم زینت چطوری است؟ یا شیطان زینت میدهد@ قرآن چندتا زینت دهنده میگوید، یکی شیطان است که زینت میدهد یکی نفس خود انسان است که زینت میدهد یکی هم آدمهایی که شیاطین الانس هستند قبلا توضیح دادیم که خداوند انسانها را به شش گروه تقسیم میکند@ یکیش شیاطین الانس بودند یعنی آدمهایی که خودشان شیطان صفت هستند یعنی میروند دیگران را قلقلک میدهند تحریک میکنند بخشهای پایینی و حیوانی دیگران را تحریک میکنند@ میشینی پیش یک نفر اینقدر هِی راجع به خوراکی را راجع به فیلم یا راجع به مسئله جنسی اینقدر میگوید یا فیلم یا عکس یا هر چیز دیگر تا این شخص را کاملا به تحریک بیندازد میشود شیطان انسی@ پس وقتی میگوییم زُیِّنَ فعل مجهول است یعنی زینت داده شده کی زینت میدهد این را برای انسانها؟ یکیش خودمان چون تغذیه زیاد کردیم در آن بخشها@ اگر دقت کنید قلقلک هر کس در هر موردی نشان میدهد که این شخص در کجاها بیشتر تغذیه کرده یا شیطان میاید این کار را میکند، شیطان هم معمولا از همین روش اول استفاده میکند یعنی میبیند شخص نقطه ضعفش کجاست در همان بخش فشار میاورد@ مثلا شیطان نمیاید ما را وسوسه کند برویم آدم بکشیم چون میداند در آن بخش ما معصوم هستیم اصلا سراغ، به فکرمان هم خطور نمیکند سرمایهگذاری در آن بخش نمیکند@ ولی چرا خیلیها هستند در دنیا دارند قتل میکنند اینها چطور قتل کردند؟ شیطان وسوسهشان کرده، چطور در آنها موفق بوده؟ چون آنها درجه خشونتشان، کینههایشان، حسادتشان بالا بوده وقتی درجه حسادت کینه بالا میرود آمادگی شخص برای قتل هم بیشتر است@ قابیل هابیل را میکُشد از شدت کینه و حسادت، یک موقع اینطوری میشود، آنهایی که آدم کشتند آدمکش که به دنیا نیامدند که، یک موقعهایی نتوانستند روی غضبشان روی کینههایشان کنترل داشته باشند بعد این اضافه شده، شده کینه شده تنفر@ بعد یکدفعه میبینید شوهرش و زنش و دیگران و اطرافیان را میزند میکُشد هزار نفر ده هزار نفر صد هزار نفر آدم را میکشد برای اهداف خودش، این سلاطین و پادشاهها و رئیس جمهورهای ظالم دنیا را شما نگاه کنید@ اینها اول که اینطور به دنیا نیامدند، یک قوه در آنها تغذیه زیاد شده آن قوه واهمه بعد کینهها، حسادتها، رقابتها بیشتر شده بعد تحمل عقبماندگی نداشتند حالا دست به حذف طرف مقابل میزنند.@ پس شیطان هم وقتی میاید وسوسه میکند ضعفهای ما را میبیند که میاید وسوسه میکند یعنی اگر هرجا آدم وسوسه میشود باید بفهمد آن قسمت ضعف دارد که شیطان میاید همهاش روی آن قسمت فشار میاورد نمیگوید برو مشروب بخور، مشروب بخور، تحریکی است که اکثر افراد تحریکی برای خوردن مشروب ندارد@ اگر کسی مشروب تحریک بشود و بخورد یعنی خوب خیلی آدم ضعیفی است و در آن بخش واقعا وادادگی و بدبختی دارد که تحریک بشود برود همچین کاری بکند.@ پس آنهایی که تحریک میکنند ما را چندتا هستند؟ سه تا، خودمان یعنی نفسمان نفس اماره، شیطان و شیاطین الانس. یعنی انسانهایی که، برای همین میگویند در رفیقهایت انتخاب رفیق انتخاب همسر انتخاب همسایه خیلی دقت کنید@ چون طرف ممکن است از نظر شخصیتی، شخصیتی باشد مثلا دختر خیلی خوب و بااوج و با قدرت میبینید یک همسر ضعیف میافتد به آن، برای همین میگویند دختر وقتی میخواهند شوهر کند باید حتما شوهرش از خودش قویتر باشد@ در بخش انسانی و معنوی اگر قویتر نیست دختر شوهر نکند، پسر عیبی ندارد چون پسر غلبه دارد ممکن است بتواند، ممکن است البته، اما ما هم الان یک همچین توصیهای نمیکنیم@ چون پسرهای الان خیلی مرد نیستند بتوانند مثلا حالا اگر با یک دختر ضعیف ازدواج کردند بکِشَندش بالا، همچین جانی ندارند الان که بتوانند بکشند بالا خودشان بیشتر اُفت میکنند@ ولی قدیمها که مثلا مردی میگفتی و پسری میگفتی و قدرتی داشتند و غلبهای داشتند چرا اگر مثلا با یک زن ضعیف هم انتخاب میکرد زن متدین میشد قوی بود میکشید بالا خوب هم میشد@ برای همین هم مثلا در ازدواج مستحب است میگویند با مردی که نماز را جماعت نمیخواهند مستحب است ازدواج نکنید یا مثلا معامله، نماز اول وقت نمیخواند مستحب است ازدواج نکنید یا مثلا حلال و حرام را رعایت نمیکند اهل خمس و حلال نیست این قطعا وسوسهگر میشود برای زنش بعدا@ یا زن وسوسهگر میشود که بیشتر نوعا الان چه کسانی وسوسهگر هستند؟ زنها وسوسهگر هستند که مردها را از دین و ایمان میاندازند از آن سرعت و قدرت میاندازند.@ پس برای همین وقتی که میگوید زُیِّن للناس زینت داده شده، با این سه تا گروه ما سروکار داریم وقتی که این سه گروه زینت میدهند، چه چیزهایی را زینت میدهند؟ امور نساء، نساء که گفتم یعنی مخالفش هم هست مردها هم هست@ اینکه آدم بیش از حد در خانواده ذوب بشود گاهی وقتها اینقدر خانوادهذلیلی، زن ذلیلی، مرد ذلیلی، شوهر ذلیلی، بچه ذلیلی، اغلب بیشتر مشکل مردم کشور ما فرزند سالاری است@ یعنی مهمتر از زن ذلیلی و مرد ذلیلی بیشتر فرزند ذلیلی است یعنی فرزند سالاری بیماری مهم در کشور ماست در کشورهای دیگر خیلی کمتر هست ولی در کشور ما خیلی متأسفانه زیاد است@ و خانوادهها خیلی لیلی به لالای بچههایشان میگذارند و دین و ایمانشان و آرامششان و دنیایشان و آخرتشان را میگذارند سر بچهها، بچهها هم نوعا قدرشناس نیستند، نمک شناس نیستند.@ قرآن میفرماید إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ بعضی از همسران شما و فرزندان شما دشمن شما هستند إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ مواظب باشید اموال و اولاد شما شما را از ذکر الله یعنی حرکتها و تغذیه بخش انسانی@ نوعا میبینید دختر پسرهایی هستند مجرد خیلی خوش معنویت عالی ارتباطشان با خدا خیلی خوب است بعد از ازدواج به شدت افت میکنند عیبی ندارد این افت تا یک حدودی طبیعی است@ چون همان شوهرداری هم عبادت است زنداری عبادت است بچهداری عبادت است خودش رشد میاورد اگر بفهمند زن و شوهر از همان آشپزی هم میتوانند مثل محراب لذت ببرند@ از همان بچهداری از همان همسرداری از همان رانندگی که در بیرون دارد انجام میدهد از همان کاری که دارد بیرون انجام میدهد میتواند معنویت کسب کند@ اما بالاخره یک خلوتهایی هم نیاز است شخص باشد یک خلوتهایی داشته باشد یک ذکری داشته باشد یک سجادهای داشته باشد با خدا و خانواده آسمانی با مسجد، مثلا طرف اولش خیلی پرشور و پرهیجان بعد از ازدواج میبینی نه اصلا مسجد پیدایش میشود نه حسینیه پیدایش میشود@ نه هیئت پیدایش میشود نه نمازجمعهای پیدایش میشود هیچ جا اصلا کلا تنبل میشود، اینقدر خوب نیست افراط در جذب نسبت به خانواده خوب نیست قرآن میفرماید که اینها نباید مانع از تغذیههای بخش عقلانی یا فوق عقلانی شما بشوند@ یعنی یک زن بگوید من اصلا وقت نکردم کتاب بخوانم تربیت بیچگی یعنی چه، فقط بچه زاییدم فقط بزرگش کردم، باید وقت میگذاشتید کار عقلانی میکردی@ بعد مثلا شوهرداری دیگر وقت نکردم یاد بگیرم فرمولهایش را، مرد هم میگویند من وقت نکردم مهارتهای ارتباط با همسر را یاد بگیریم، خوب این اصلا خوب نیست.@ هر چیزی حقی دارد، بودن با خانواده قانون دارد قاعده دارد یک وقتی برای خانواده است یک وقتی برای کارهای دیگر است اینکه انسان همه عمرش را بگذارد پای این و از وظایف شرعی، حتی وظایفی که نسبت به خود خانواده دارد غفلت بکند@ تو اگر شوهرت را دوست داری باید حتما روی یک ساعت دو ساعت وقت بگذاری قواعد شوهرداری را یاد بگیری صد ساعت باید وقت بگذاری اگر بچهات را واقعا دوست داری زنت را واقعا دوست داری باید وقت بگذاری فرمولهایش را یاد بگیری@ فکر کنی که حالا به هم رسیدید پس تمام شد دیگر حالا میتوانیم یک زندگی خوب داشته باشیم، نه. نتیجهاش هم که الان در این زندگیها ما داریم میبینیم الان اکثر زندگیها که چطوری هست.@ یک خانمی میگفت من شوهرم مشکل دارم با او، گفتم چی؟ گفتم حالا مثلا چه مشکلی دارد، گفت شوهرم خیلی من را دوست دارد، گفتم خوشی زده زیر دلت@ حالا خیلی دوست دارد؟ گفت آخه میگوید اینقدر دوست دارم که نمیروم سر کار، کار نمیکرد مثلا هر وقت میرفت سر کار ده صبح برمیگشت، پس چی بخوریم باد هوا بخوریم ما، میگفت خوب چکار کنم دلم تنگ میشود میخواهم برگردم@ این یعنی افراط در بچه هم همینطور، بچه اگر یک تعدادی بوسه بیشتر از حد جذب کند این بچه فردا فساد میاورد در زندگی پدر و مادر، نوازش بوسه توجه، مرد هم همینطور زن هم همینطور@ گفتم بوسه و محبت لازم است در زندگی عبادت هم هست اما اگر از یک حدی در زندگی افزایش پیدا بکند مثل چربی و قند و نمک است که هردفعه هم دارم مثال میزنم که بیشتر از حد اگر جذب بشود خودش فساد میاورد در بدن بدن را نابود میکند@ محبت به یک کسی هم همینطور است ما کنترل بکنیم ببینیم این محبت چقدر کافی است مثلا این آقا شخصیتش چطوری است مثلا محبت میخواهیم به آن بکنیم این لمسی این خانم لمسی است سمعی است بصری است چطوری باید به آن محبت کرد؟ باید به آن هدیه داد یا بوسیدش؟@ باید به آن گفت دوست دارم یا نه مثلا یک انگشتر یا لباس برایش بخری؟ کدامش این بیشتر این الان؟ ما نمیشناسیم این چیزها را وقت هم نمیگذاریم برویم بشناسیم@ بعد مثلا محبتی که سال دوم باید بشود میبینید در نامزدی دختر میریزد پای مرد، دیگر محبت هیچی ندارد بگوید لوس میشود دیگر هر چی لفظ بلد بوده ریخته پای این، الان دیگر زندگی نمیشود کارش کرد، جگر بوده، عسل بوده، نفسم، قربونت برم همه را همین یک ماهه هزینه کرده@ خوب حالا دیگر حرف ندارد بزند بعد دیگر یواش یواش خاک تو سر و برو بمیر و گم شو و از این چیزها داستانها شروع میشود.@ پس زیادهروی در بچه توجه به بچه، باید بچه را ما تربیتش بکنیم قرار نیست ما همه جانمان را بریزیم روی بچه، بچه یک جاهایی کتک خوردن لازم دارد بیرون رفتن لازم دارد@ باید برود بیرون کتک بخورد باید برود خاک بازی بکند باید مریض بشود باید زمین بخورد باید دعوا بکند باید فحش بشنود، ما میرویم همیشه برای بچهمان دنبالش میرویم همیشه محیطهای استریل برایش درست میکنیم@ مدرسه فلان باشد، مدیر به آن حرف نزند معلم به آن حرف نزند ناظم به آن حرف نزند در کلاس اگر کسی به بچه من چیز گفته بروم یقه یا خود بچه یا پدر و مادرش یا محیط مدرسه را بگیرم@ این بچه دیگر اصلا نه مرد میشود نه زن میشود دیگر به هیچ درد نمیخورد بچه لازم است زمین بخورد بچه لازم است حرف تند بشنود بچه باید فحش بخورد بچه باید کتک بخورد@ بچه باید با رفیقهایش دعوا بکند باید بزن بزن داشته باشد، حالا خانوادههایی که، چقدر اسلام توصیه کرده که سن بچهها باید فاصله سنی معقول سه سال است بعد پدر و مادر خودخواهانه میگویند حالا ما اگر سه سال بخواهیم بچهدار بشویم این بچهها هِی با هم دعوا میکنند اعصاب ما خورد میشود@ نمیداند که این بچهها دعواشان را نیاز دارند به این دعوا، یعنی باید بچه بزرگه با بچه کوچکه دائما گیس و گیس کشی داشته باشند تو سر هم بزنند هِی جیغ بزنند هِی داد بزنند@ کوچک حال بزرگ را بگیرد بزرگ حال کوچک را بگیرد تا بتوانند قوی بشوند از نظر شخصیتی، از نظر روحیه، پدر و مادر هم باید مثل یک داور بایستد بگذارد اینها همدیگر را بزنند فقط باید عادل باشد یعنی مواظب باشد که دیگر همدیگر را نکشند.@ داورهای بوکس را دید میایستد اینها همدیگر را خوب میزنند فقط نمیگذارد همدیگر را بکشند، بعد همینطوری با یک حرفی ردشان میکند حالا تو عیب ندارد اینطوری شد، نیاز دارند با همدیگر دعوا بکنند پدر و مادر که نادان است نمیگذارند@ چون میگوید حوصله ندارم سروصدای اینها، بابا این دعوا را خدا خودش راه انداخته برای اینها، خدا این کوچکه را تحریک میکند میگوید برو حال آن بزرگه را بگیر@ این بزرگه یکذره روحیهاش قوی بشود لوس بار نیاید بزرگه را هم تحریک میکند که این کوچکه را چرا به آن محبت میکنید این الان حسادتش جلب میشود برو کوچکه را بزن که این کوچکه تیتیش مامانی و تهتقاری و تهدیگی بار نیاید@ بعد هیچ وقت هم شما دیدید خواهر برادری که این همه با هم دعوا میکنند هیچ وقت هم با هم بد نیستند چطور میگویند زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند@ خواهر برادرها هم خیلی وقتها با هم دعوا میکنند پدر و مادر نادان اینها را خیلی جدی میگیریند، بابا این احتیاج دارد کتک بخورد، احتیاج دارد کتک بزند، احتیاج دارد دعوا بکند@ احتیاج دارد مشقهای آن را پاره بکند، احتیاج دارد نقاشی آن را پاره بکند، بالاخره باید با هم یکذره اینطوری بشوند متعادل، تضاد اصلا در جامعه لازم است تضاد در خانواده لازم است اگر انسان تضاد نداشته باشد هیچ رشد معقولی نمیکند@ لازم است فقط حدهایش باید مشخص باشد به بداخلاقی کشیده نشود کنترل بشود به بدجنسی به تجاوز بیش از حد کشیده نشود اینها را بله قواعد و اصولی دارد که پدر و مادر باید اینها را رعایت بکنند@ پس چیزهایی که زینت داده شده یکی زن ذلیلی شوهر ذلیلی فرزند ذلیلی یا همان فرزند سالاری دیگر چی؟ بنین، بچه، دختر و پسر، آدم شیفته بچه بشود، شیفتگی نسبت به فرزند خیلی خطرناک است@ بیش از حد انسان شیفته بچهاش بشود، شما در طول تاریخ افراد بخاطر شیفتگی بیش از حد نسبت به خانواده و فرزندانشان بسیاری از وظایف واجب الهیشان را انجام ندادند@ در دوران دفاع مقدس در زمانی که یک مادر پنج تا بچهاش را فرستاده شهید شدند یک خانمهایی هم بودند که نه بچههایشان را اجازه دادند که سروکلهشان پیدا بشود در جنگ نه شوهرهایشان را اجازه دادند خیلی هم مردهای، ظاهرشان مرد بوده، اصلا اینقدر شیفته خانواده بودند که اصلا ترسید بلند شوند بروند جبهه@ هشت سال جنگ بود در این مملکت نرفتند دو روز مثلا حالا وظیفهشان بود نسبت به مملکتشان که انجام دهند اصلا شما دین هم ندارید دین ندارید ولی مملکتت است در خطر است نرفته بجنگد@ اصلا به رویش نیاورده خوب این معلوم است خیلی شیفته است دیگر چه چیزهایی میتواند شیفتگی بیاورد؟ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ پولدوستی، مال، طلا، طلادوستی، نقره، اینها را در دوتا مثال زده خدا، طلا و نقره، مالدوستی ثروتاندوزی مالاندوزی، مال کدام بخش است؟@ بخش حس. پول نقدینگی، موبایل، مبل، اتومبیل، حالا اتومبیل را بعدا میگوییم، چیزهای اینطوری، مالدوستی، بسیاری از انسانها علاقه به مال و مالدوستی زمینگیر کرده و نمیگذارد وظایفشان را انجام بدهند@ مال دارند در راه خدا انفاق نمیکنند شده این عفونت جان خودش و خانوادهاش، خانواده شدند لوس راحتطلب، بعد چون وابسته هم میشوند@ آسایش گفتیم که درست وقتی از یک حدی بالا میرود ناآرامی میاورد گفتیم هر چه آسایش میرود بالا آرامش کم میشود مثل قند و چربی و نمک است که خوب است لازم و خوشمزه و واجب است@ ولی از یک حدی که در بدن زیاد میشود درست نتیجه عکس میدهد. مال در خانواده در بحث مهارتهای سهگانه اقتصادی توضیح دادیم حالا مبحثش هم اسمش هست@ رسالت خانواده که حالا فکر میکنم جلسه بعد فیلمش آماده باشد فیلمش و سیدیهایش آماده هست هفته بعد بگیرید چهل و هفت جلسه است بیست جلسهاش ما مهارتهای اقتصادی گفتیم وقتی مال و ثروت و پول در خانواده مدیریت نشود@ پولزدگی ثروتزدگی، مالزدگی، اینکه اصلا برای بچه من چی را بخرم؟ چی را نخرم؟ کی لباس بخرم؟ کی لباس نخرم؟ کی کفش بخرم؟ کی کفش نخرم؟@ خانه را کی عوض بکنیم؟ فرش را کی عوض بکنیم؟ وقتی نیست، این شهوت هِی عوض کردن و دائما میاید سراغ شخص و تا آخر شخص 60 سالش است 70 سالش است هنوز دنبال عوض کردن این چیزهاست@ و اصلا چیزی به نام آخرت ابدیت انسانیت برای این اصلا اهمیتی ندارد و این 60 سالگی که دارد نماز میخواند میگوید الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم یا در فرش است یا در یخچال است یا در فریزر است یا در اتومبیل است@ یا در آشپزی است یا سر غذاست یا در مهمانی است یا در بچه است یا در شوهر است یا در زن است هیچی اصلا رشد نکرده به هیچ وجه رشد نکرده نیامده بالا@ این که نمیگذارد ما کار کنیم و تنبلی ایجاد میکند در ما اینهاست. دیگر چی؟ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ خیل المسومه مرکبهای نشاندار@ خوب آن موقع مثلا اسب فلان، اسب عربی، اسب کجا، الان میگویند پژو، پراید و این ماشین، آن ماشین، مدلهای ماشینها خیلیها را سرگرم کرده این الان وقت زیادی ذهن زیادی از مردم سر مدلهای اتومبیلها هستند@ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ بینید قرآن چقدر دقیق است روانشناسیاش، مرکب نشاندار، آرمدار، مارکدار، یک کسی بنزباز میشود یک کسی پژوباز میشود یک کسی ماشینهای ژاپنی بازی میکند@ ذهن افراد دائما در این است که این ماشین را عوض بکند آن را بخرد یعنی دائما ذهنها انرژیها در این گرفته میشود میگوید اینها زینت داده شده افراد خیلی برایشان جذابیت دارد شما مردها را نگاه کنید@ حالا زنها میشینند راجع به پرده و کریستال و اینها صحبت میکنند جلسه آقایان را که نگاه کنید راجع به موتور و سیلندر و لاستیک و مدل ماشین و دفرنسیل و 2000،1600، 1800، فلان، چنین و چنان همینطوری میشینند یکسره راجع به این چیزها صحبت میکنند سیر هم نمیشوند@ همانطور که خانمها از این سیر نمیشوند آقایان هم از این مسائل سیر نمیشوند، حالا تو به این مردی که ذهنش اینطوری عادت کرده و هرز شده حالا به آن بگو مثلا پنج دقیقه بیا بشین در مورد تربیت کودک میخواهم با شما حرف بزنم یا برو این نوار را گوش کن یا این کتاب را مطالعه کن@ غالب خانمها که میایند و از آقایان شکایت میکنند شوهر ما مثلا اینطوری است، وقتی به آنها میگوییم برو این فیلم مهارتها را گوش کن خانمها واقعا وابستگیهایشان کمتر است قشنگ میروند و میشینند این کار را میکنند ولی میگوید شوهر من اصلا حاضر نیست این سیدی را گوش کند کمتر میشود بگوید زنم حاضر نیست@ ولی مردها میگویند وِل کن این حرفها چیست ما میرویم دنبال یک لقمه نان، وقتی میگوید دنبال یک لقمه نان، یعنی از سه تا مهارت زندگی کدام را دیده فقط؟ اقتصاد@ آن هم بلد نیست مدیریت بلد نیست فقط اقتصاد این است که سه شیفت کار کنم پول دربیاورم و در خانه خرج کنم وقتی میخواهی دعوتش کنی به مهارتهای عاطفی یا مهارتهای معنوی دیگر این اصلا حسی برای یادگیری این چیزها ندارد حسی ندارد@ محرم هم که هست ماه رمضان هم هست که مثلا یک هیئتی میخواهند بروند تا روحانی دارد صحبت کند این میرود بیرون سیگار میکشد یا میرود آبدارخانه چایی میخورد تا سخنرانی تمام بشود@ بعد فقط بلد است برود آن وسط سینه بزند این فقط یک عمل بدون فکر، ولی وقتی دعوت بشوی به فکر به تعقل حاضر نیست اصلا، حال سخنرانی، حال نوار شنیدن حال کتاب خواندن حال مطالعه حال مشاوره رفتن@ غالب خانمها الان گِلِه میکنند که شوهرهای ما حاضر به مشاوره نیستند هم خودخواه و مغرورند میگویند ما خودمان همه چیز بلد هستیم هیچی هم بلد نیستند کار زده هستند یا دارند ماشین بازی میکنند یا خانواده بازی میکند یا بچهبازی میکنند یا دنبال مال هستند دیگر چی؟@ وَ الْأَنْعامِ چهارپایان، دنبال گوسفند و گاو و کشاورزی و کارهایی که مربوط به شغلشان است وَ الْحَرْثِ کشاوری و سودهای دیگر هستند مشغول این چیزها هستند@ قرآن میگوید ببینید چقدر جذاب است دقیق همه آن نقاطی را که شخص ممکن است لیز بخورد همه را دارد برای ما توضیح میدهد این قضیه را@ پس زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ. حب شهوتها، حالا دانه دانه مثال میزند مصادیقش را بیان میکند خانواده فرزند مال مرکب نشاندار انعام و حرث و بهرهبرداریهای گذرای دنیا هست.@ حالا سؤال این هست که ما آیا اینها را نباید دوست داشته باشیم؟ چرا دوست داشتن اینها عیب هست قبلا گفتیم هیچ اشکالی ندارد مشکل کجاست که تنبلی میاورد؟ مشکل اینجاست که ما باید معشوقهای این بخشها را حتی معشوق بخش عقلانیمان را دوست داشته باشیم@ قرآن میفرماید هر چه بیشتر هم بهتر است اشکالی ندارد ولی به شرطی که غلبه بر معشوقهای بخش انسانی نکند اگر میتوانید، اگر میبینید یک جایی دارد غلبه میکند@ مثلا، من یک کارخانهدار سراغ داشتم خدا حفظش بکند سرمایهدار بود چندتا کارخانه داشت یک بار نمازش بخاطر کار کارخانه از اول وقت افتاده بود چهار بعدازظهر زود فهمیده بود که دارد مشکل پیدا میکند گفت من کارخانه را تعطیل کردم دیدم دارد حواسپرتی میاورد.@ در زمان صدر اسلام همینطوری بود یک آقایی رفته بود نماز بخواند باغ داشت باغش خیلی خوشگل بود این باغش باغ زیبایی بود همینطوری که داشت نماز میخواند@ تا گفت الله اکبر و شروع کرد نماز خواندن یکدفعه دید این گنجشکها و پرندهها آمدند روی این درختها این همچین یکذره شیفته این سروصدای اینها شد بعد متوجه شد که اصلا نماز نمیخواند همهاش ذهنش کجاست؟@ باغ را فروخت رفت داد صدقه رفت، گفت این من را دارد از وقتی دارم با خدا خلوت میکنم بیادبانه، خدا فقط، ما یکی از جنایتهای بزرگی که قیامت اگر خدا بخواهد یقه ما را بگیرد همین نماز خواندنهایمان است@ چون خیلی بیادبانه است، شما اگر یک نفر دارید با آن حرف میزنید هِی رویش را برگرداند اینطرف و آنطرف را نگاه کند بعد آخر سر به آن بگویی چه شد؟ میگوید چی گفتی؟ خوب این را توهین نمیداند آدم ناراحت نمیشود؟@ چقدر زن و شوهرها طلاق گرفتند سر اینکه زن میگوید من هر چی حرف میزنم با این حواسش جای دیگر است، مرد میگوید من حرف میزنم این بیاحترامی میکند.@ ما با این نمازهایمان هم خیلی خطرناک و وحشتناک است یعنی خدا فقط گناهان دیگر ما را ببخشد فقط بگوید من با گناهانتان کار ندارم همین نمازها را خدا بگیرد یقه ما را ما عمق جهنم هم برایمان کم است@ همین نماز، همین نمازهایمان، طرف گفت اِ ما داشتیم با خدا حرف میزدیم یکدفعه رفتیم در گنجشکبازی و کفتربازی و طوطیبازی، این ما را از خدا غافل کرد.@ قران میگوید لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ مواظب باشید بچههاتان و اموالتان، خانوادههاتان شما را از خدا و یاد خدا غافل نکنند. زن عذر دارد زن میگوید من شوهرداری دارم میکنم بچهداری دارم میکنم واجبم خدا به من نکرده که بروم مسجد@ یک موقع هست که شوهرم اجازه میدهد خودم تنبلی میکنم این یک بحث دیگر است ولی مرد اینطوری نیست مرد نمیتواند بگوید من، آقا نماز اول وقت مسجد خانه، در خانه نه، مسجد، نمازجماعت، نمیرود مسجد نماز جماعت بخواند.@ حضرت فرمود به یهودی و نصارا سلام بکنید و به یهودی امت من سلام نکنید گفتند یا رسول الله یهودی امت تو کیست؟ فرمود کسی که صدای نماز را میشنود صدای اذان مسجد را میشنود ولی نمازجماعت حاضر نمیشود@ این زنذلیلی است بچهذلیلی است و خانهذلیلی است یک کسی که نمازجماعت نمیتواند برود و چسبیده به خانواده، و خانواده هم که انتظار دارند مردشان اینطوری باشد آنها هم برای مردشان مبارک نیستند@ البته بعضی از مردها هم زیادهروی میکنند در طول هفته اصلا پیدایشان نمیشود یک جمعه هم که هستند خوب بالاخره زن و مرد میگویند یک جمعه باید پیش ما باشد مردها افراطی میکنند@ صبح بلند میشوند هنوز زن و بچه خوابند میرود دعای ندبه تا ساعت ده یازده یا از آنطرف میرود نماز جمعه غروب میاید میخواهد برود آل یس، شب هم میخواهد برود هیئت، همهاش معصیت هیچ فایده و ثوابی هم ندارد@ برای اینکه تو در طول هفته نبودی کی گفته تو این همه برنامه روز جمعه بگذاری باید بشینی پیش زن و بچهات، با آنها حرف بزنی، گپ بزنی مهمانی بروی پارک بروی، گردشی بروید با هم باشید@ خیلی عرضه داری خیلی دلت برای خدا تنگ شده بگذار برای موقعی که زن و بچه خواب هستند و کاری با تو ندارند پس فعلا این باشد این صورت مسئله مطرح شد@ که بیش از حد این زینتهای زندگی دنیاست وقتی که به آنها توجه میکنی دچار کسالت و تنبلی میشوید به بخشهای دیگر اهمیت نمیدهی بحثمان خیلی ظریف است بعدا میگویم هر کدام از اینها خودش یک تنبلیهایی را در همان شاخههای خودشان هم ایجاد میکند@ وقتی یک خانمی که وسواسی هست بیش از حد به نظافت اهمیت میدهد دیگر راحت به تغذیه شوهرش و بچههایش نمیرسد یا بیش از حد به غذا اهمیت میدهد به نظافت نمیرسد یا خانمی هست که بیش از حد به نظافت و غذا میرسد به بهداشت خودش نمیرسد@ به هیکل و اندام و بهداشت خودش نمیرسد شده یک کُلفَت برای شوهرش و هیچ جذابیتی هم برای شوهرش ندارد@ پس هر کدام از اینها میتواند یک زینت باشد یک زیوری باشد که شخص مشغول آن بشود و از سایر وظایفش غافل بشود و تنبل باشد میبینی این خانم در غذا درست کردن تنبل نیست ولی در آرایش کردن تنبل است@ در آرایش کردن تنبل نیست ولی در حمام رفتن تنبل است در این تنبل نیست ولی در چیز دیگر تنبل است پس تنبلیها چه تنبلیهای دنیایی و چه تنبلیهای آخرتی همهشان برای ما مشکلساز هستند و معصیت هستند ما نباید نه تنبلیهای دنیایی داشته باشیم نه تنبلیهای آخرتی. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطراب و اضطرار از کشورمان نظاممان دفع بلاها از رهبرمان و رفع اضطرار و مشکلات از زندگیمان@ شفای مریضانمان مشکلات دیگر زندگیمان مشکلات جوانها مشکلات زندگیها با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@