جلسه 019 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
19
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
3
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در رابطه با ریشههای تنبلی بود. یکی از ریشههای مهم تنبلی که درباره آن صحبت کردیم این بود که تغذیه نامناسب قوا است@ یعنی قوای ما که شامل قوای حسی خیالی وهمی عقلی و فوق عقلانی هستند هر کدام غذا دارند و هر کدام لذتی دارند که اگر تغذیهی یک بُعد بیشتر بشود قدرتش و سهمش در درون انسان بیشتر میشود@ وضعیت روحی ما مثل وضعیت جسمی ماست که اگر شما هر مادهای را بیشتر بخورید آن ماده در بدن شما بیشتر حضور دارد شما اگر کمبودی هم داشته باشید در کمبودها دکتر میگوید مثلا فلان ماده کمبود هست این این این کمبود هست اینها را بیشتر بخورید.@ چرا میگوید بیشتر بخورید؟ چون وقتی شما بیشتر خوردید این در بدن شما سهم بیشتری پیدا میکند در بدن شما، مثلا کاهو زیاد بخورید، میوه زیاد بخورید، عدس زیاد بخورید، یا چیزهایی که آهندار هستند گوشت جگر اینها را زیاد بخورید.@ هر چه شما زیادتر میخورید سهم اینها بیشتر میشود یک موقعی میگویند آقا زیادی در بدن شما هست آهن زیادی هست چربی زیاد است قند و نمک زیاد است اگر زیاد بشود وقتی میگوییم زیاد شده یعنی چی؟@ یعنی زیاد تغذیه کردیم یعنی بیش از حد خورده شده خوب حالا خورده شده مشکلساز شده برای ما اینکه دارد بدن ما را تهدید میکند و دارد حق بقیه بخشها را در وجود ما میگیرد دارد سلطنت میکند در وجود ما@ چربی نمک قند آن دارد سلطنت میکند و بدن را میبرد به سمت هلاکت به سمت آن چیزی که خودش اقتضایش ایجاب میکند. مثل تندی یا گرمی زیادی هست@ شما وقتی که یک چیز گرم را زیاد مصرف میکنید غلبه بدن، بدن به دست کی میافتد؟ حاکمیت بدن میافتد با گرمیجات، بدن جوش میزند، خارش میگیرد، این داغ میشود حتی بدن انسان.@ پس همانطور که ما در بدن یک همچین وضعیتی داریم در روح هم ما یک همچین وضعیتی داریم در نفس هم ما یک همچین وضعیتی داریم. در نفس هم اگر شما یک چیزی را زیادتر از حد خودش مصرف بکنید شخصیت ما شکل آن را به خودش میگیرد غلبه میکند به همان وضعیت.@ کسانی که زیاد با امور محسوس، قوا را یادتان که نرفته حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل، زیاد با امور محسوس سروکار دارند با امور حسی سروکار دارند حق قوای بالاییشان خورده میشود@ یا آنهایی که زیاد با قوای خیالی سروکار دارند حق عقل و فوق عقل در آنها گرفته میشود یا کسانی که زیاد مطالعات علمی میکنند کار عقلانی میکنند همهاش باید اطلاعات و کتاب و شهوت مطالعه دارند درس بخوانند کتاب بخوانند فرمول حل بکنند قاعده حل بکنند اختراع بکنند اکتشاف بکنند@ با این مسئله سروکار دارند اینها بخشهای دیگرشان ضعیف میشود میبینید اصلا فرصت نمیکند به بدنش برسد، آقای دکتر هست آقای مهندس است ولی میبینید که مثلا بدنش آسیب دارد میبیند@ میگوید وقت نمیکنم یک غذای مختصر در آزمایشگاه میخورم، این الان فکر میکند که دارد یک کار مطالعاتی میکند کار خیلی خوبی است که مثلا زیاد کار مطالعاتی دارد میکند به بخشهای دیگر نمیرسد غذا ساندویچی میخورد در ماشین میخورد به بخشهای دیگر وجودش نمیرسد این میشود یک شخصیت یک طرفه@ چشمهایش ضعیف میشود عینک باید بزند روزبروز شماره عینکش بیشتر میشود، ولی حاضر نیست دست از این شهوت علمیاش بردارد و مطالعاتش را معقول بکند در سطح معقولی نگه دارد و به بخشهای دیگر هم اهمیت بدهد در وجودش، خوب این شخصیتش علمی است ولی دیگر شوهر خوبی نمیشود زن خوبی نمیشود@ یک زنی که از صبح بلند میشود دانشگاه و تدریس و آزمایشگاه و سر کار و اینها این واقعا نمیتواند یک مادر خوب برای بچههایش باشد بچهها خوب از آن استفاده نمیکنند یک همسر خوب نمیتواند باشد برای شوهرش، صبح تا شب کار و کار و کار، یک بُعدی میشود.@ خانمهای خانهدار هم همینطور، گاهی وقتها خانمهای خانهدار هم به آقایان هم که کار میکنند جذابیتهایشان را به عنوان یک مرد یا یک زن برای همسرشان از دست میدهند.@ خانم خانهدار هر وقت شوهرش میبیند او را بوی سبزی و پیازداغ و سیر و با لباس کار خانه و بوی ترشی میدهد و چیزهای دیگر و یکسره همهاش کار کرده کارگر شده@ دقت ندارد که وقتی شوهرش میاید خانه این باید جلوتر قشنگ خودش را تمیز کرده باشد این بوهای نامطبوع را بیرون بکند عطری بزند و لباسی عوض بکند زن بشود خانم بشود در خانه و مرد که از بیرون میاید چشمش مثلا صدتا چیز دیگر را دیده بیاید در خانه با وجود همسر خودش تخلیه بشود با وجود همسر خودش آرامش پیدا بکند.@ یا مرد هم همینطور، میاید میبینید دست و پا چرب و روغنی و کار و یا مثلا یک عالمه کاغذ و کتاب و جزوه و کامپیوتر و لپ تاپ و همینطوری همراهش است و این مرد همهاش محاسبات است@ یعنی اصلا حس آنطوری ندارد حوصله بچه را ندارد حوصله بازی کردن را ندارد. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که آقایان میکنند در همین کارزدگی همین است که وقتی میایند به عنوان یک دکتر میایند خانه به عنوان یک استاد میایند خانه به عنوان یک مهندس میایند خانه@ به عنوان یک قصاب میایند خانه به عنوان یک قاضی میایند خانه به عنوان یک نظامی میایند خانه به عنوان رئیس جمهور و نماینده مجلس میایند خانه، یعنی تخلیه نمیکنند قبل از اینکه بیایند خانه آن هویتهای اجتماعی و وهمی خودشان را تخلیه بکنند@ و به عنوان یک همسر به عنوان یک پدر وارد خانه بشوند بعد هم حالا به یک همسر احتیاج دارند و یک پدر، این پدر الان باز هم در خانه باز هم دکتر و مهندس است@ باز هم قاضی و نظامی است باز هم قصاب است باز هم طلبه است و هیچی هیچی و این اشتباهات خیلی گرفتاریهای زیادی را در زندگی ایجاد کرده و این بخاطر این است که ما عدالت در تغذیه را نداریم.@ در روایت داریم علی(ع) وقتی وارد خانه میشد اذا دَخَلَ فِی البَیتِ کانَ صَبِیا وقتی میرفت در خانه دیگر بچه بود وقتی از در وارد میشد دیگر هیچ کس هیبت امیر المؤمنینی و خلیفه خدا و خلیفه رسول خدا از آن نمیامد بچهها با آن انس میگرفتند نه خانه خودش، به محض اینکه ایشان با یک بچه برخورد میکرد همینطوری بود.@ و اذا خَرََجَ موقعی که از خانه خارج میشد خَرَجَ رَجُلا وقتی میرفت بیرون دیگر بله امیر المؤمنین بود یک سرلشکر بود یک نظامی بود یک قاضی بود یک خلیفۀ الله بود قاتی نمیکرد.@ ما الان زن و مردهایمان چکار میکنند متأسفانه؟ همین قاتی میکنند دخترمان هم که دانشجو است میرود بیرون میاید دوباره با یک عالم پسماندههای درسی و علمی میاید در خانه و دیگر نمیتواند دختری کند برای پدر و مادرش، نمیتواند به یک موجود تخلیه کننده گرم کننده احساس دهنده باشد@ پسر هم که میاید باز همینطور، خیرش به خانواده نمیرسد. این سبک غلط زندگی ما باعث شده که ما نتوانیم شخصیتهای قدرتمند شاد و آرام و متعادل داشته باشیم@ همانطور که بدنهای ما، ما الان حدود تقریبا دوازده میلیون نفر در کشور ما طبق آمار اضافه وزن دارند بالای 70% بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارند و در کل جمعیت اینطوری است.@ این نشان میدهد که ما تعادل ندارد کارهایمان، وقتی که تعادل نداشت، خوب ما از زندگی چی میخواهیم؟ یعنی یک زن و مرد که ازدواج میکنند یک خانواده تشکیل میدهند یک بچه از پدر و مادرش، یک بچه از خانوادهاش چی میخواهد؟@ همان چیزی که ما میخواهیم بخاطرش ازدواج میکنیم همان را اولین بار در راه زیادهطلبیها بیعدالتیهای تغذیهای خودمان قربانیاش میکنیم.@ یکدفعه میافتیم در پول یکدفعه میافتیم در درآمد یکدفعه میافتیم در درس، بیست واحد درس پر میکند، بابا این هم زن است هم مادر است هم خواهر است، ولی وقتی کسی بیست واحد درس پر بکند دیگر به وظایفش نمیرسد@ دیگر به بخش عقلیاش هم نمیرسد به بخش فوق عقلیاش هم نمیرسد این خانمی که الان بیست واحد پر کرده آقایی که بیست واحد پر کرده اگر فرصت داشت مهارتهای زندگیش را یاد میگرفت یا مباحث فوق عقلانیاش را کار میکرد این زندگیاش هرگز به شکست منجر نمیشد به تلخی منجر نمیشد.@ چون مثل آشپزی میماند که اگر کسی در آشپزی موفق بود یک گرمایی به زندگی خودش میدهد مهارتهای جنسی مهارتهای عاطفی مهارتهای کلامی@ چندین مهارت است مهارتهای کنترل غضب مهارتهای کنترل زبان، مهارتهای کنترل ذهن، خیلی از وقتها هم که میگویی خیلیها میگویند اینها دیگر چیست؟ یعنی اصلا نشنیدند یا اصلا مهم نیست اینها برایشان وقتی نگذاشتند واقعا برای اینها@ و ما وقتی که اینطوری هستیم بچههای خودمان را هم ما اینطوری تربیت میکنیم فرزندان خودمان هم یک بُعدی تربیت میکنیم میگوییم تو فقط فکر پول باش در جامعه فقط فکر درس باش در جامعه، بخشهای اصلی شخصیت که تولید کننده شادی و آرامش هستند مثل بخشهای اخلاقی بخشهای معنوی بخشهای مذهبی و معنوی فوق عقلانی دیگر آنها غذای زیادی نمیخورند.@ میبینید بچه بله درسش خیلی خوب است ریاضیاش بیست است فیزیکش بیست است ولی بعد میبینید که باید هیکلش پنجاه کیلو باشد نود کیلو است بعد از طرفی دیگر میخواهد پرواز کند در سیرهای معنوی دیگر نمیتواند@ این بچه با اینکه 15 یا 16 یا 17 سالش شده هیچ تجربه عرفانی ندارد، بیست سالش میشود همینطور بیست و پنج سالش میشود همینطور هیچ ورودی به بهشت به آخرت به امامان به فرشتهها خوابهای قشنگ سیرهای زیبا ندارد چون اصلا تغذیه نشده این بنده خدا@ ذهنش خیلی تغذیه شده این میشود نامتعادلی. حالا اینکه به سر ما چی آوردند یک مقدارش مربوط به جامعه است و سبک زندگی است که خیلیها متأسفانه از تلویزیون و ماهواره و اینترنت و در سطح جامعه میگیرند که غلط است@ و کسی که، چون شما الگویتان قیمت دهنده شماست هر کس الگویش هر کس باشد قیمتش هم همان است. از کی الگو میگیرید شرافتت و قیمتت با آن است@ اگر از ماهوارهها میگیرید یا خارجیها و آنطرفیها میخواهید سبک زندگی یاد بگیرید، از هنرپیشهها و ورزشکارها و کسان دیگر، قیمتت هم همان است. اینکه قرآن تأکید میکند لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ پیامبر اسوه شماست معصوم اسوه شماست قرآن به کمتر از معصوم به عنوان اسوه برای ما راضی نیست.@ اینکه فقط معصوم است که لیاقت دارد الگوی شما باشد و شما هم لیاقتتان فقط معصومین هستند اگر کمتر از معصومین انتخاب کنید خودفروشی کردید اگر خودت را به کمتر از معصوم بدهی کمتر از خدا بدهی، چون ما لیاقتمان خداست قرار است ما شبیه به کی بشویم؟@ در حرکت به سمت جاودانگی ما میخواهیم اسماء الهی را جذب کنیم، پیامبر فرمود ما هر کداممان دوست داریم که مثل خدا باشیم مَثَل خدا باشیم این در نهاد همه ما است و گفتیم که تحت کدام گذاره است؟ گذاره لا اله الا الله.@ یعنی من دلبر و معشوق و هدف و غایتی جز الله ندارم حالا که الله غایت من است الگوی من هم باید خودش باشد الگوی من هم باید خودش باشد که در جلوه معصومین برای ما ظهور میکند و ما میتوانیم با تمسک و توسل به معصومین شبیه خدا بشویم@ اگر به کمتر از این فکر کردیم بله ممکن است رئیس خوبی بشویم مهندس خوبی بشویم وکیل خوبی بشویم رئیس جمهور بشویم اما آدم خوب معلوم نیست بشویم یعنی چیزی برای آخرت و شب اول قبر و برزخ بخواهیم با خودمان ببریم معلوم نیست واقعا بتوانیم با خودمان ببریم.@ پس باید شخصیت شکل بگیرد اگر قرار است شکل بگیرد باید تمرین داشته باشیم باید غذا بخوریم باید عدالت را رعایت بکنیم. حالا اینکه این سبک زندگی که دارند به ما یاد میدهند متأسفانه از راههای غلط داریم ما این سبک زندگی را برای خودمان و فرزندانمان میریم یک مسئله است@ اینکه انسان وقتی خودش را شناخت وقتی آمدیم در کلاس انسانشناسی و خودمان را شناختیم و فهمیدیم که ما قوایی داریم حسی داریم خیالی داریم وهمی داریم عقلی داریم فوق عقلی داریم باید عدالت را رعایت کنیم@ ما در این کلاس، در کلاس تنبلی و بیحوصلگی که مباحث انسانشناسی را مطرح میکنیم مثل یک شخصی هستیم که این مسؤولیت چند تا موجود را به عهده گرفتیم@ الان مثلا ما اعلام میکنیم که خواهران و برادران اینجا ما مثلا 50 ـ 100 ـ 200 ـ یتمیم داریم هر کدام از شما مسؤولیت دو تا سه تا از این ایتام را قبول میکنید، وقتی شما مسؤولیت این یتیم را قبول کردی باید به آن رسیدگی بکنید بردارید ببرید خانهتان، اگر بردید خانه چه میخواهد؟@ این غذا میخواهد لباس میخواهد پوشاک میخواهد تفریح میخواهد محبت میخواهد مسائل مذهبی دارد یواش یواش به آن میرسیم.@ ما در مورد کودک عزیز روانمان که خودمان هستیم یعنی این بخش که از خدا یک کودک در وجود همه ما گذاشته شده یک نفخه الهی در وجود همه ما هست از خداوند تبارک و تعالی باید عدالت را در مورد این موجود رعایت بکنیم.@ وقتی عدالت را رعایت نکنیم مثل این است که شما، مثال بزنم برایتان تا قشنگ خوب تفهیم بشود، ببینید شما فکر کنید شما یک کودک خیلی زیبا و خوشکلی که نسبتی با آن دارید یعنی مثلا بچهات است خواهرزادهات است برادرزادهات است یک کودک خیلی زیبایی که دوستش داری و خیلی شیرین است@ حالا شما دارید غذا میخورید اگر دقت کرده باشید بچه تقریبا از پنج ماهگی یا شش ماهگی وقتی که مادرش به آن شیر میدهد تا پنج شش ماهگی خیلی عکس العمل نشان نمیدهد شیر مادر را میخورد فقط اگر سفرهای باشد و بویی باشد خیلی عکس العمل نشان نمیدهد@ ولی از پنج شش ماهگی بچه یواش یواش به سمت سفره توجه دارد به سمت کی چی میخورد نگاه میکند مثلا این دارد آب میخورد شربت میخورد میوه میخورد در واقع دارد به نحوی چه چیزی را نشان میدهد؟ تمایلش را نشان میدهد که من هم دوست دارم از اینها بخورم@ لذا معمولا بچهها از شش ماهگی مادرها شروع میکنند به آنها از خوراکیهای دیگر میدهند یواش یواش خوراکیهای سفتتر از شیر میدهند به آنها تا یک مقدار ذائقهشان محکم بشود و بعد یواش یواش بیسکویت میدهند چیزهای دیگر میدهند بچه یواش یواش طعم ذائقهاش باز میشود میوه میخورد چیزهای دیگر میخورد.@ حالا فکر کنید یک بچهای که تازه فهمیده میوه چیست؟ غذا چیست؟ احتیاج به غذا دارد شما با بیرحمی بشینی سر سفره غذا را بخوری این بچه هم جیغ میزند ناراحت میشود و شما هم با قساوت بزنی در دهان این بچه و بچه را پرت بکنید یک گوشهای یا حبسش بکنید در جایی که تو حق نداری بخوری@ یا اگر بخواهی بخوری همین یک تکه نان را بخور اما دیگه با سفره کاری نداشته باش. فکر کنید یک نفر با بچه اینطور رفتار کند شما چه در موردش قضاوت میکند؟@ اصلا بچه خودتان هم نیست، دوستش هم ندارید یک بچه غریبه است الان آمده، راوی میگوید من دیدم امام صادق(ع) وقتی داشت غذا میخورد یک لقمه خودش میخورد یک لقمه میداد به سگی که در مقابل حضرت بود@ بعد گفتم آقا شما که نصف غذایت رفت، فرمود که من حیا میکنم که یک ذی روحی به من نگاه بکند و من خودم به تنهایی بخورم.@ بعضیها هم هستند این بیحیایی را هم دارند مثلا میروند باغ بیرون گربه آمده کنار میز یا سفرهشان سنگ میزنند به گربه، دیدید سنگی میزنند گربه برود، بابا شما بو راه انداختید اینجا، گربه گرسنهاش است شما دارید سفارش میدهید یک سیخ اضافه سفارش بدهید نمیکشدت که یک سیخ اضافه سفارش بدهی@ چطور اگر مهمان داشتی بیست تا سیخ اضافه سفارش میدادی یک مقدار هم اضافه میماند همه میخورد تا خِرخِره حالا یکذره کمتر بخورند فکر کن که مهمان داری این هم از طرف خدا آمده این حیوان این گربه این سگی که میاید اینها از طرف خدا آمدند خدا امروز روزیاش را داده دست شما@ با بیرحمی گربهها را سنگ میزنند بعد هم ناراحت هستند که کوفتمان میکنند نمیگذارند که ما بخوریم، مهمان است بگذار بیاید سر سفرهات بشیند بخورد این گربه دو تا سیخ سفارش بده بیشتر از این نان بینداز از این کباب، دوتا کباب برای اینها بگیر جداگانه به آنها گوشت بده بخورند چه اشکال دارد؟@ بنده خداست آن هم، آن هم یک حیوان است آن هم یک موجود با شعور است یک موجود محترم است گربه سگ اینها همه مخلوقات خدا محترم هستند. وقتی میاید سمت تو یعنی به تو نیاز دارد به تو احتیاج دارد که آمده سمت تو نمیتوانیم بیخیال باشیم.@ حالا شما فکر کنید این نه، این بچه، بچهای که کسی بچه خودش باشد بچه غریبه هم بگوییم نه، بچه خودش عزیزترین کس خودش کسی که با بچه خودش این کار را بکند.@ شما راجع به آن چه قضاوتی میکنید که بچه خودش را پرت بکند یک طرف و نگذارد غذا بخورد دوباره شب هم میخواهد شام بخورد باز همینطور باز این را حبسش بکند یک غذای ضعیف و کمی به آن بدهد و این آدم را در موردش چطور قضاوت میکنیم؟@ میگوییم این آدم ظالم بیرحم و اصلا انسان نیست. در حالی که همین کار را ما داریم با بخش انسانی خودمان با بخش عقلانی خودمان انجام میدهیم، یعنی بخش اصلی ما که بخش انسانی و بخش عقلانی ماست غذا به آن نمیدهیم@ یعنی این غذا میخواهد ما به آن میگوییم خفه شو ساکت شو در دهانش میزنیم قرآن میخواهد نماز میخواهد روزه میخواهد حج میخواهد غیب میخواهد آسمان میخواهد اشک میخواهد سجده میخواهد معنویت میخواهد ما به آن میگوییم تو حق نداری از آن استفاده بکنی@ لذا این بخش که نمیمیرد ولی دائما در وجود ما آژیر میکشد جیغ میکشد و ناله میکند که میخواهد، بعد هم میگوییم نمیدانم چرا اعصابم خورد است؟ چرا فشار عصبی دارم؟ چرا خوابهای پریشان میبینم؟@ چرا خیر در زندگیام نمیاید؟ چرا همهاش مشکلات در زندگیام دارم؟ چرا دعوایم میشود با شوهرم؟ چرا دعوایم میشود با زنم؟ چرا اصلا نمیدانم؟ بعد هم وقتی که پیدا نمیکنند میگویند، الان مُد هم شده میگویند چی؟@ سِحر کردند ما را جادو کردند ما را میزنند به آن طرف دیگر، نه بابا تو خودت خودت را سحر کردی تو خودت خودت را جادو کردی، خودت گرفتاری برای خودت درست کردی با بیعدالتی با ظلمی که داری میکنی.@ ببینید در حدیث داریم شما وقتی که شب بیشتر از حد معمول کار بکنید که بخواهید پول دربیاورید آن لقمهتان حرام است چرا؟ حضرت میفرماید برای اینکه به چشم شما فشار میاید بدنت هم مهمان تو است این بدن حق دارد که آرامش داشته باشد، برای چه اینقدر مریضیها زیاد است در جامعه ما؟ برای چه اینقدر چشمها ضعیف است؟ برای چه اینقدر عینک زیاد شده؟@ قدیمها که اینطور نبود، قدیم مثلا یک نور، روز که روز بود قبل از تاریک شدن حضرت میفرماید قبل از تاریک شدن مستحب است خانهتان را روشن کنید نگذارید با نور آفتاب کار بکند@ مثلا تقریبا الان میروید خانه ساعت مثلا هشت و نیم اذان است یواش یواش یک نیم ساعت چهل دقیقه حتی یک ساعت ممکن است مانده باشد به اذان نورش اصلا مناسب نیست برای چشم@ حضرت میفرماید اسراف نیست چراغهایتان را روشن کنید در خانه که چشم به نور خودش برسد به حق خودش برسد اذیت نشود.@ غمکده درست میکنند بعضیها بعد خانه که تاریک تاریک شد تازه میخواهند یک دانه لامپ روشن کند بخل میورزند خسیس هستند این خوب نیست باید روشن بشود خانه بعد هم ما تا ساعت یک نصف شب دو بیدار هستیم تلویزیون نگاه میکنیم مهمانی داریم@ این چشمی که حقش بوده ساعت هشت بخوابد ساعت نُه بخوابد داریم از آن کار اضافی میکشیم خوب این دیگر چقدر جان دارد مگر بدن چقدر جان دارد؟ بعد یواش یواش میافتد به روغنسوزی، این حقش را بدهید. همین سبک زندگی ما غلط است در مهمانیها مثلا داریم@ حضرت علی(ع) میفرماید وقتی که یک کسی مهمان میرود جایی برای همان هدفی که رفته مهمانی برود و بعد از آن هم بلند بشود، الان مثلا طرف شام دعوت دارد دو ساعت زودتر میرود بعد هم که میرود@ بعد از شام تازه حالا بشینیم با هم حرف بزنیم تا دوازده شب و یک نصف شب تازه سوار ماشین بشویم از خانه بیرویم بیرون تازه دو برسیم خانه و بعد تازه حالا ت آماده بشویم بخوابیم اصلا غلط است این سبک غلطی است.@ بله حق حقوق خیلی مهم است اینها مال آداب اسلامی روند سبک زندگی اسلامی نداریم آقا شام خورید خدا خیرتان بدهد خدا بهتان برکت بدهد حالا چند دقیقه بعد هم بشینید بلند میشوید میروید تمام شد اَُنس هم میخواهید بگیرید با یک کسی میگوییم حالا بشینیم یک حرفی بزنیم@ بعد از آن نروید چون شب دیروقت است دیروقت وقتی میروید حق بخشهای عقلانی و فکری و مغز و بخشهای عبادیتان گرفته میشود پیامبر وقتی میخواست بخوابد نماز عشا را میخواند حضرت میامد میخوابید اگر شامی میخواستند بخورند یا قبل از مغرب میخورند@ الان شام باید زود و کم خورده بشود، قبل از مغرب یا حالا بعد از مغرب هم کسی میخواهد بخورد میل کنند و زود بگیرند بخوابند ما الان اینطوری نیستیم بابا الان سرشب است میخواهیم تلویزیون نگاه کنیم حالا تا کی@ الان هم که ماشاء الله این دیجیتالیها آمده و بعضیها هم اصلا قدر وقت را نمیشناسند میشینند سریالهای تکراری همینطوری نگاه میکنند اصلا نمیداند که باید روز قیامت نسبت به این وقت جواب بدهد الان متوجه نیست که دارد سرمایهاش را هدر میدهد.@ شما اگر یک کسی شام خورده باشد دوباره برود پول بدهد یک جا شام بخورد به آن میگویید چی؟ راجع به آن چه قضاوتی میکنید؟ ما یک موقعی با رفقا شوخی میکنیم مثلا یک جایی که شام میخوریم حالا وقتی تمام شد میگوییم حالا شام کجا برویم بخوریم@ همه هم میخندند چرا میخندند؟ چون این کار خیلی، لطیفه است دیگر، یعنی کار خندهداری است که کسی الان شام خورده دوباره شام بخورد@ فیلم را دیده دوباره سه دفعه دیگر میبیند باز نمیدانم وقت میگذارد اصلا نیازی به آن ندارد. ما الان اینطوری است قدر وقتمان را نمیدانیم و قیامت هم نمیدانیم که باید بشینیم در مقابل این وقت، این هزینه است کسی که شام اضافه میخورد پول باید از جیبش بدهد@ مگر غیر از این است مفتی کسی به آدم غذا نمیدهد که خوب این سبک زندگی غلط باعث میشود که ما دچار ظلم بشویم@ بیعدالتی و ظلم، کسی که در حق خودش ظلم میکند در حق دیگران دیگر عدالت را رعایت نمیتواند بکند در سبک زندگی وقتی یک کسی که مطالعات بخش عقلانی را ندارد سبک زندگی را نمیخواهد یاد بگیرد@ مطالعات بخش فوق عقلانی و معنوی و مذهبیاش را نمیخواهد یاد بگیرد نمیخواهد بفهمد برای چه خلق شده این خدای باعظمت که همه موجودات را خلق کرده از آن سؤال کند برای چه من خلق شدم؟ من اصلا برای چه آمدم به این دنیا؟@ من اصلا هدف زندگیام چیست؟ تکلیف زندگی من چیست؟ ارزشها و آرمانهای زندگی من چیست؟ بابا همین است میخواهی چکار که این چیزها را بدانی اصلا وِل کن بابا معلوم است الان دختری بعد مثلا باید شوهر کنی بعد مامان بشوی بچهها را بزرگ کنی و به سلامتی بمیری.@ مرد هم همینطور پسر یک ذره جوان نوجوان میرود سربازی درس میخواند بعد یک کسی را میاندازند گردنش میگویند این زنت است بعداَ بچهدار میشود میگویند حالا شدی بابا، خوب حالا چکار کنم اینها را؟ الان باید چکار کنم؟@ برو دو شیفت سه شیفت کار کن هِی پول بیار فرش بخر خانه بخر آن را بخر این را بخر بعد هم بمیر هیچی تمام شد@ یعنی ما آمده بودیم همین کارهایی که حیوانات میکنند حیوانات که قشنگتر از ما این کارها را انجام میدهند. اصلا احساس نیازی برای فهم فلسفه زندگی و فلسفه خلقت افراد احساس نمیکنند چرا؟ چون از بس این بخشهای پایینی بیعدالتی کردند این بخشها اصلا زبان حرف زدن و زبان اینکه حق خودشان را در وجود ما از ما بخواهند ندارند.@ یعنی ما دائما داریم ظلم میکنیم به آنها یکسره. وقتی که سطح غذای بخشهای پایینی زیاد شد قدرتشان هم بیشتر میشود آنوقت وقتی که این بخشها میفهمند چون این بخش تغذیهاش زیاد است@ غذا خوردن این باعث نمیشود که این قوی بشود چون این همیشه بعد از اینها میفهمند این غذایش را بیشتر میخورد قدرتش را حفظ میکند لذا تنبلی میاید سراغ شخص بیحوصلگی میاید سراغ شخص@ شخص با اینکه میداند که یک آخرتی هست یک ابدیتی هست زورش نمیرسد برای آخرت و ابدیت کاری بکند مثل یک آدم فلجی هست که الان یک مار یک عقرب یک حیوان وحشی دارد میاید بخوردش نمیتواند بلند شود، باید بلند شود فرار کند ولی دیگر سنگین شده میایستاد تا بیاید و بخوردش.@ الان شما نگاه کنید شما فرض بفرمایید 100 تا لیوان چای باشد بگویند از این 100 لیوان یک دانه از آنها سمی است یک درصد بگویند سمی است بخورید درجا مُردید، چند نفر میروند همینطوری یک لیوان بردارند و بخورند؟@ هیچ کس نمیرود یک صدم ممکن است من بمیرم مگر دیوانهام که این کار را بکنم یک صدم، احتمال بدم نمیکنم ولی این بخش عقلی و فوق عقلیاش میگوید آخرت هست معاد هست خدا هست حساب کتاب هست@ حق الناس هست حجاب هست دین هست نماز هست حج هست، پیامبر فرمود کسی که مستطیع است و حج نرود به مرگ دینی نمرده یا یهودی میمیرد یا مسیحی.@ چقدر آدمها داریم الان پول دارند و میتوانند بروند حج نمیروند انفاق باید بکنند نمیکنند. چرا نمیکنند؟ چون زورشان دیگر به خودشان نمیرسد میدانند جهنمی هست اما گناه هم میکنند@ میدانند این کار خلاف شرع است معصیت دارد ولی نمیتواند جلوی خودش را نگه دارد میداند نباید خیلی چیزها را ببیند خیلی چیزها را بشنود خیلی از اعمال و رفتارها را داشته باشد ولی خوب دارد. نه، تنبلی است جهل نیست@ قرآن میفرماید وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا از بس ظلم کردند و آن بخشهای پایینیشان علو دارد دیگر دانستن و یقینشان به دردشان نمیخورد. آموزش چرا به شرطی که شخص حاضر باشد تمرینهایش را انجام بدهد@ چون گفتم خوش اخلاق بودن شاد بودن مهربان بودن مثل قوی بودن بدن است مهارت است اطلاعات نیست ایمان اطلاعات نیست ایمان مقدمهاش علم است حالا علم را بدست آوردیم باید چکار کنیم؟ باید تمرین بکنیم.@ شما حرکت ورزشی را یاد گرفتی حرکت خط را یاد گرفتی حرکت نقاشی را یاد گرفتی ولی باید چکار کنی اگر بخواهی مهارت پیدا کنی؟@ دوچرخه سواری رانندگی رفتی کلاس ولی باید چکار کنی؟ باید بروی وقت بگذاری تمرینت را انجام بدهی، یعنی خوب بودن مهربان بودن، باید سعی کنی مثلا الان من میخواهم سعی کنم آرامش داشته باشم@ تمرین میکنم از این به بعد اگر یک کسی به من حرف زد عکس العمل تند به خرج نمیدهم رفتار تند نمیکنم تمرینهایی که خداوند در قرآن به ما داده عفو، گذشت، حالا الان با راز یک نفر من آشنا شدم، راز یک نفر برای من برملا شد چکار کنم؟ ستاریت است.@ مثال بزنم یک کسی فکر کنید در یک جمع جلوی ادرارش را نتواند بگیرد چه اتفاقی میافتد؟ نه آبرویش نمیرود ولی ما تلقی میکنیم که این یک بیآبرویی است، ممکن است مریض باشد گرفتار باشد و بالاخره هر بدنی هم یک ظرفیتی دارد@ بچهها را دیدید در فکر آبرو نیستند چقدر راحت هستند همه جا در خانه خدا هم اینکار را میکنند در بغل پیغمبر هم اینکار را میکنند کار ندارد که پیغمبر است یا نه، آزاد آزاد از این تخیلات و توهمات در بغل رسول الله هم جایش را خیس میکند در خانه خدا هم خیس میکند.@ بزرگترها نه زشت است، بعضیها اینقدر نادان هستند که مثلا یک جایی میروند مهمانی، کلیه و کبد و همه چیز را داغون میکنند ببخشید سرویستان کجاست من میخواهم بروم دستشویی، حیای احمقانه دارد@ یک کار طبیعی است آدم چرا باید یک چیزی را که طبیعی است و خدا در نهادش گذاشته را حیا بخواهد بکند، نه من این را میخواهم. زمان رسول خدا اینقدر مردم پیشرفت کرده بودند به واسطه برخورد منبسط رسول خدا یک زن میامد به پیغمبر میگفت یا رسول الله من شوهر میخواهم تنها هستم میترسیم تنها هستم احتیاج به شوهر دارم@ جلوی همه هم میگفت، رسول خدا میگفت آقایان کی حاضر است با این خانم ازدواج بکند؟ یکی میگفت من داوطلب میشوم اینقدر جامعه پیشرفت داشته.@ ما الان اساسیترین چیزهایمان را الکی حیاهای احمقانه و کاذب داریم مثلا نداریم یک غذای خوب بدهیم چه اشکال دارد یک غذای معمولی بده، نه آبرویم میرود باید حتما مرغ باشد گوشت باشد نان و غذا باشد سالاد باشد میرود پول قرض میگیرد،@ اگر دوتا مهمانی اینطوری بدهد اینطرف میافتد به بدهکاری، بفرمایید قدمتان روی چشم هرچه داریم با هم میخوریم. ما تکلفهای زیادی در زندگیمان متأسفانه داریم.@ من یادم هست استادمان میامد تهران کلاس هر هفته منزل ما بود چون محل کلاس نزدیک منزل ما بود و ایشان هم استاد ما بود و هم استاد همسر ما بود@ خانم بنده چون استادش هم بود دیگر خیلی به آن علاقه داشت و همیشه سنگ تمام میگذاشت و غذای خیلی عالی درست میکرد و نظرخواهی میکرد چی دوست دارد و همیشه غذای خیلی عالی درست میکرد و استاد هم میل میکردند@ بعد از یک سالی ما گفتیم تابستان بود و درسها هم تعطیل بود دوستان و شاگردان دلشان برای استاد تنگ شده بود و استاد در یک استان دیگر بود خانهشان زنگ زدیم و گفتیم که ما میخواهیم بیاییم، گفت قدمتان روی چشم خیلی خوشحال میشوم تشریف بیاورید@ ما هم بلند شدیم رفتیم با چندتا از شاگردها رفتیم رسیدم خانه استاد ظهر، گفتم بشینید الان استاد میاید، استاد آمد و دیدیم سر زمین کشاورزی رفته بود و بیل زده با دوچرخه دارد پا میزند و میاید و گردی از سر و روی خودش باز کرد و بعد نماز جماعتی هم خواندیم و سفره انداختند گفتیم بَه الان استاد چه میاورند؟@ دیدیم یکی یک کاسه دوغ گذاشتند جلویمان و یک مقداری نان خشک گونی آوردند خالی کردند و قاشقی هم گذاشتند و هیچی نان و دوغ خوردیم چقدر هم مزه داد چقدر هم باصفا بود این میشود صفا این را داریم.@ دوتا باجناق هستند همدیگر را دوست دارند دوتا خواهر هستند همدیگر را دوست دارند علاقه دارند آقا چه اشکال دارد این ماکارانیاش را بردارد ببرد خانه آن@ و آن عدسیاش را بردارد ببرد خانه این، این بگوید بابا من چهارتا تخممرغ رسمی دارم بیایید با هم املت بخوریم دور هم بخوریم با هم بخوریم با هم صفا کنیم.@ ولی خوب ما میگوییم نه این اگر بخواهد بیاید ما باید حتما این که نشد این زن جیغ میزند اعصابش خورد میشود حالش خراب میشود چرا به من نگفتی مهمان دعوت کردی، حالا به تو بگویم میخواستی چکار کنی؟@ آخه من باید آماده بشوم، چی را آماده بکنی؟ باید پردهها آماده بشود مبل آماده بشود فرش آماده بشود. خدا شاهد است یک بنده خدایی بود اینقدر به ما اصرار کرد که استاد ما خواهش میکنیم بیایید خانه ما، ما هم وقتمان خیلی کم بود دیدیم خیلی چند سال است خودش و شوهرش دارند به ما میگویند گفتیم باشه@ بعد که به آنها وقت دادیم گفت نه الان نه یک ماه دیگر بیایید خانه ما، یک ماه این داشته خانه را پردهها را آماده میکرده، چه تکلفهای مسخرهای هست که ما داریم و اصلا صفا و صمیمیت و زندگی و اینها همه از دست ما رفته@ خدا شاهد است ما باجناقمان همینطوری چی دارید خانهتان؟ ما نان نداریم ما هم نداریم پس سر راه من میگیریم میارم ما هم نداریم خوب بگیر بیار، چی دارید؟ ما الان یک املت گذاشتیم، ما هم کوکو درست کردیم بلند شوید بیاید با هم بخوریم@ دور هم بشینید با هم صفا کنیم بخوریم یک شکم است دیگر. علی(ع) در روایت داریم از سر کارش که بیل میزد و خسته شده بود آمد این بقچه را باز کرد برایش یک خوراک کدو هم درست کرده بودند@ دوتا دانه کدو خورد و در روایت دیگر داریم چندتا دانه خرما خورد و گفت خدا لعنت کند شکمی که با چند تا دانه خرما سیر بشود آدم به خاطرش به حرام بیفتد.@ الان چقدر سفرههایی که ما میخواهیم ترتیب بدهیم مرد مجبور است دو شیف کار بکند مجبور است به قسمتهای دیگر فشار بیاورد مجبور است از مهارتهای زندگی بزند میگوید زن دیگر وقت ندارم بروم کلاس وقت ندارم بروم مهارتهای شوهرداری بچهداری تربیت بچه انعقاد نطفه دوران بارداری ماه اول ماه نهم@ الان این حرفها را که میزنیم خیلیها میگویند این افسانه است این حرفها این دارد چه میگوید؟ وقت نداریم من نمیرسم بروم دنبال این کارها چرا؟ چون ما تکلفاتمان در بخشهای حیوانی است و بعد هم حالا هر چند هم که بیاییم سر کلاس که یاد هم بگیریم باز عمل نمیکنیم چرا؟@ چون زور بخشهای پایینی زیاد است حالا اگر بخواهیم ما واقعا به قدرت برسیم باید چکار کنیم؟ باید این کاری که خدا میکند، دیدی یکدفعه ماه رمضان میاید وسط شمشیر میکشد یالله روزه تخفیف هم نیست یک روزش را بخوری 61 روز باید بگیرید@ اصلا کوتاه نمیاید خدا بخاطر حرمت بخش چی؟ بعد کسانی که شخصیتا اینطوری هستند یعنی حیوانی هستند میگویند عجب خدای خشنی این چه دینی است@ میگوید اگر یک روز روزه نگیری 61 روز باید بگیری، دیگر دقت نمیکند که خدا به حرمت کدام بخش دارد این کار را میکند؟ بخش خودشان شخصیت خود این، ولی این چون این شخصیت را نمیشناسد به رسمیت نمیشناسد@ میگوید آه حجاب چیز مسخرهای است نماز چیز مسخرهای است همهاش مزاحم ما میشود روزه چی هست؟ قرآن چیست؟ حج چیست؟ کربلا چیست؟ صدقه دیگر چیست؟@ فکر میکند دین دائما مزاحم آزادیاش است دین مزاحم راحتی زندگیاش است. هر طوری است میخواهد از زیر بار این چیزها فرار کند چرا؟ چون شخصیتش را چی میبیند؟@ شخصیتش را هیکل میبیند بدن میبیند لباس میبیند پوشاک میبیند خوراک میبیند شوهر میبیند زن میبیند بچه میبیند که اینها همه مال شخصیت کدام بخش ماست؟ بخش حیوانی، کار میبیند تفریح میبیند اینها را جدی میگیرد.@ یا حتی بخش عقلی، من در کارشناسی ارشد و دکترا که درس میدادم چندتا دانشکده درس میدادم دانشکده مهندسی دانشکده پزشکی درس میدادم به دانشجوهایم مثلا میامدند خیلیها میامدند و میگفتند ما این مشکل را داریم@ میگفتم حالا شما اول سؤال میکردم وقتتان را به جدول، همین برنامهای که به همه شما دادم آنهایی که جدول برنامه دارند و گرفتند میدادند جدولشان را اول نگاه میکردم این جدول جدول یک آدم سالم نیست@ این جدول جدول یک آدم معقول نیست نوع تقسیمبندی زمانها ظالمانه است یک بُعدی است، بعد به آنها برنامه میدادم میگفتند ما نمیرسیم استاد@ مثلا پنجاه آیه در روز خوانده بشود، پنجاه آیه در روز ده دقیقه بیشتر وقت نمیخواهد میگوید وقت ندارم، بوالله دروغ میگوید میگوید وقت ندارم یک کسی که این همه پای تلویزیون و تلفن و در ایستگاه و در خیابان و در مغازه و فروشگاه وقتش را میگذراند همینطوری یعنی ده دقیقه وقت ندارد یک خوراک بدهد به روح خودش؟@ میگوید وقت ندارم میگوید نماز، میگوید وقت ندارم، بخش نماز را از خودش میگیرد اذان را از خودش برمیدارد اقامه را برمیدارد تعقیبات را برمیدارد ظلم میکند به خودش چرا؟@ چون این بخش، آن خودش را آدم نمیبیند یعنی این بخش انسانی خودش را نمیبیند میگوید وقت ندارم میگوید برو زنداری یاد بگیر برو شوهرداری یاد بگیر میگوید وقت ندارم@ آمده میگوید میخواهم از شوهرم جدا بشوم ما با هم توافق نداریم ما اصلا با هم تفاهم نداریم، بچه هم دارند، میگویم چند سال است ازدواج کردی؟ میگوید شش سال، حالا شش سال ازدواج کردی شش ساعت شوهرداری دوره دیدی؟ نه.@ شش ساعت رفتی یک جا کلاس مهارتهای کلامی با همسر؟ نه. شش ساعت مهارتهای جنسی؟ نه. شش ساعت مهارتهای عاطفی؟ نه. شش ساعت انعقاد نطفه، مهارتهای بچهداری ماه اول تا نهم؟ نه.@ ولی ببین این چقدر دهها و صدها ساعت یک زن وقتش تلف میشود یک مرد هم همینطور، دکتر شده مهندس شده برای این بخش عقلانیاش میفهمد که اگر به آنها بگویی@ من به دانشجوهایم میگفتم واحدتان را کم کنید یعنی به جای بیست واحد بکنید 18 واحد 16 واحد اصلا انگار فحش دادی به آنها، اِ یعنی ما درسهایمان را کمتر بگیریم واحدهایمان را کمتر بگیریم خوب بقیه از ما جلو میزنند@ ببینید رقابتها را نگاه کنید چقدر جهنمی است رفیقهایم همه میروند دکتر میشوند مهندس میشوند من چی؟ عیب ندارد آنها دکتر بشوند مهندس بشوند@ تو قرار است آدم بشوی و آرام بشوی شاد بشوی قرآن میگوید علامت یک زندگی مؤمنانه و حقیقی و انسانی شادی و آرامش است تو باید به شادی و آرامشت هم برسی نمیشود که فقط یکسره تشنج و اضطراب.@ دیروز دوباره یک پسری آمده بود دفتر من پسر یکی از دوستهایم بود آمد و گفت که من تیزهوشان قبول شدم الان آمدم برای برنامهریزی، گفتم تیزهوشان اگر قبول شدی اگر نتوانی برنامهریزی بکنی این تیزهوشان میشود دفن تو، میشود دفن استعدادهایت، چرا؟@ چون تا گفتی تیزهوشان، تا گفتی غیر انتفاعی، تا گفتی مدرسه نمونه، یعنی باید چکار کنی؟ باید کار چیات بیشتر میشود؟ کار ذهنیات بیشتر میشود هِی باید مسئله حل کنی تمرین حل کنی کار کنی شب و روز مسابقه بگذاری@ عیبی ندارد که تو تیزهوش بشوی دکتر خوب و مهندس خوبی بشوی هیچ کس اشکال نمیگیرد که تو مطالعات خوب و عمیق و تحقیقات و مطالعات داشته باشی و مسئله حل کنی و شاگرد اول بشوی@ اما باید حتما عادلانه باشد و وقتی را بگذاری برای بخشهای دیگرت، اگر نمیتوانی وقت بگذاری برای بخشهای عقلانی اخلاقی معنوی عاطفی ورزش@ ورزش الان برای یک پسر برای یک بچه مثل یک غذا واجب است برای یک مرد جوان بزرگسالها که، مقام معظم رهبری فرمودند برای بزرگسالها واجبتر است اتفاقا یک کسی که سنش از چهل سال گذشت ورزش برایش مثل غذا واجب است واجبتر است برایش@ خوب فقیه است و دارد حکم میدهد به ما دیگر حکم دارد میدهد و حکمش واجب الاتباع است هم فقیه و مجتهد است و هم ولی فقیه ما است@ دارد حکم میدهد میگوید ورزش واجب است مثل نماز واجب است باید بروی باشگاه، یک بچهای که وقت نمیگذارد باشگاه برود بدنش ساخته نمیشود قوی نیست این حالا آمد و رفت شد دکتر شد 35 یا 36 سالش غالبا الان ما 35 ساله 36 ساله 37 ساله 40 ساله انواع و اقسام مریضیها و گرفتاریها را دارند.@ چون ورزش نمیکنند ورزش مثل درس واجب است باید ورزش بکنند، اگر قرار باشد این بخش عقلانی بیاید جای ورزش را بگیرد این شخصیت یک شخصیت زورگو قلدر و تنبل بار میآید آن بخشهایی که خودش میخواهد را همیشه به آن میرسد و آن بخشهایی که بهش نیاز دارد میگوید وقت ندارم حوصلهاش را ندارم.@ مرد هم همینطور، جوانهای ما الان فکر میکنند که وظیفهشان این است که درس بخوانند بروند خواستگاری یک دختر و آن را بدبخت بکنند.@ ما الان تقریبا 90% درخواستهای طلاقمان مال خانمها است چون مرد اصلا بلد نیست زنداری بکند اصلا هیچی بلد نیست از زنداری، هیچکدام از مهارتهایی که لازم هست نرفته یاد بگیرد بچهداری بلد نیست بکُند نمیداند بچه باید قبل از انعقاد با آن چطوری رفتار کرد دو سال اول چطوری رفتار کرد؟ هفت سال اول باید چطوری باشد؟@ هفت سال دوم باید چطوری باشد؟ هفت سال سوم باید چطوری باشد؟ نرفته یاد بگیرد بچهها نوعا نمیتوانند عاشق پدر و مادرشان باشند چون اصلا پدر و مادر نرفتند یاد بگیرند که چطوری یک رابطه خوب صمیمی عاشقانه با بچه با همسرشان برقرار بکنند با بچهشان برقرار بکنند.@ ولی خوب مثلا میگویند مرد خوبی است پول خوب میدهد مثلا غذا میاورد میوه میاورد دریغی ندارد بعضیها که اصلا آن را هم ندارد آن را هم خسیس و بخیل هستند@ مرد خوبی است چون من هر چه میخواهم برایم میخرد، دارد میگوید من هرچه میخواهم کدام بخش میخواهد؟ من مانتو بخواهم میخرد طلا میخواهم میخرد مبل میخرد میشود مرد خوب. نه این مرد خوب نیست@ تعریفش مرد خوب پیامبر فرمود لا یَلقَی الله سُبحانَه اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جَهالَۀ اَهلِهِ وَ اَولادِه هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند.@ مرد خوب یا زن خوب در مهارتها گفتم آن فیلم مهارتها را هر کس ندیده حتما نگاه کند، این سه تا مهارت را باید داشته باید مرد خوب، دختر خوب که میخواهی بگیری باید این مهارتها را یا داشته باشد یا بفهمد شعورش برسد که باید این مهارتها را کسب کند@ پسر خوب همینطور، دختر کی به درد شوهر کردن میخورد؟ پسر کی به درد شوهر بودن و زن گرفتن میخورد؟ زمانی که بفهمد باید سه تا مهارت را داشته باشد مهارتهای اقتصادی مهارتهای عاطفی و مهارتهای معنوی را باید داشته باشد.@ چون خانواده یک موجود مستمر تا قیامت و بعد از قیامت است. بنابراین اینطور نیست که بگویی میخواهم یک زن بگیریم مثلا تا مردن به درد میخورد نه، شما تا گفتی سلام تا گفتی بله تا گفتی قَبِلتُ این میرود آثارش تا کجا؟@ پای بچه بیاید وسط میرود تا قیامت و بعد از قیامت و آثار این ازدواج میماند بنابراین ما باید بتوانیم. دقیقا مثل مادری میماند که مادر واکس نزند به بچهاش، الان این بچه واکسن میخواهد و این بچه فلج بشود@ بعد بچه یقه مادرش را میگیرد بگوید مادر خوب برای من یک واکسن میزدی تنبلی کردی و یک واکسن میزدی و من الان یک عمر بدبخت نمیشدم@ پسرم عزیزم گفتم بهت که تب میکنی دلم سوخت برایت که تب بکنی و اذیت بشوی سوزن بود سوراخ میکرد دردت میامد گفتم درد نکشی، این مادر استدلالش چیست؟ چطوری است؟ این بچه در مورد مادرش چطور قضاوت میکند؟@ میگوید تو راضی به چند لحظه درد من نشدی ولی راضی شدی من یک عمر عذاب بکشم آخه این عقل است این شعور است. لذا کسی که دنبال هوس هست دنبال هوسهایش است هوسهای هر بخش فرقی نمیکند هیچ وقت نباید هوسبازی بکند باید تعادل و عدالت باشد در غذا خوردن.@ حالا برایتان بخوانم چند تا روایت از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) به محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید. الشَهَواتُ تَستَرِقُ الجَهُول شهوتها فرد نادان را به بندگی میکشد@ یعنی با اینکه میداند قیامت هست خدا هست آخرت هست این بچه فردای قیامت یقهاش را میگیرد میگوید مادر من نمیفهمیدم تو چرا من را نمازخوان نکردی تو چرا من را متدین نکردی تو چرا یک فضای بهشتی برای من درست نکردی@ تو که میدانستی نیازهای معنوی من مهمتر از نیازهای عاطفی است نیازهای عاطفی مهمتر از غذا و لباس و درسم است چرا اینها را به من ندادی؟@ میداند ولی باز، چون شخصیت خودش در اسارت بخشهای پایینی خودش است بچهاش هم همینطور اسیر و بدبخت بار میآورد، مرد زن، اینطوری هست مربی، مربی مهدکودک مثلا به بچه چی یاد میدهد؟@ چیز مزخرفی به بچه یاد میدهد همهاش خیالی و به درد نخور و فایده ندارد. بچه را میخواهیم برویم بگذاریم مهدکودک اول نگاه کنیم مسؤول مهد چطور شخصیتی است این مربی چی میخواهد به بچهات یاد بدهد؟@ مثلا میخواهد بگوید یک توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و آبیه، بعد هیچی بلند شویم برویم، یا میخواهد به بچهات قواعدی اصولی حیایی دینی عقلانیتی اخلاقی چیزی یاد بدهد مربی بچهات کیست؟@ مدرسهای که میخواهی بگذاری باید بدانی که این بچه کجا میخواهد درس بخواند. حضرت میفرماید امام مجتبی(ع) میفرماید من تعجب میکنم افراد اگر یک غذایی آلوده باشد به آن میگویند این غذا احتمالا مثلا یک نفر دهان زده، نه، اصلا کل این برنج را بریز دور این قاشقش خورده به این@ یا فضله موش افتاده در غذا خوب نجس کرده یا این غذا مثلا هر چیزی، احتمال هم بدهد که این آلوده میگوید نمیخورم. حضرت مجتبی(ع) میفرماید تعجب میکنم افراد از غذا بخاطر مریضی و پرهیز از مریضی و ناراحتی پرهیز میکنند ولی از گناه بخاطر عذابش و آثاری که در روحشان میگذارد پرهیز نمیکنند راحت میخورد گناه را.@ راحت آتش میخورد با چشمش آتش میخورد با گوشش آتش میخورد تمام وجودش آتش میخورد پول نزول میخورد راحت اصلا کیف میکند همیچین میخورد اصلا انگار نه انگار اولیای خدا وقتی نگاه میکنند میبینند این دارد آتش میگذارد در دهان خودش.@ قرآن میفرماید کسانی که مال حرام میخورند ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ هیچی نمیگذارند در شکمشان مگر آتش. پس این دارد، نمیفهمد دارد با خودش چکار میکند. میلها شهوتها آدم را به بندگی مکشاند@ یک شهوت زیاد در هر بخش شهوت زیاد باشد شهوت خوراک شهوت خیال که دوست دارد تلویزیون نگاه کند کامپیوتر نگاه کند بازی کند برود بیرون بازی کند شهوت کلام دوست دارد تلفن بردارد حرف بزند پیامک بدهد@ شهوت جنسی شهوتهای دیگر شهوت لباس شهوت اثاث خانه خیلی از شهوتهای مختلف است یک کسی که گرفتار این شهوتهاست و تعادل را نمیتواند رعایت کند@ شهوت علم شهوت شهرت شهوت درجه شهوت مقام شهوت موقعیت اجتماعی شهوت پول انواع و اقسام شهوتها و مستیهاست در روایت داریم مستی است مستی علم مستی قدرت یک کسی که اینطوری است@ دیدید طرف در فامیلشان مثلا یک و نصفی آدم این را میشناسند رفته چند میلیون داده عکسهایش را زدند عضو شورای شهر بشود اصلا کی به تو رأی میدهد کی تو را میشناسد توهم برش میدارد من الان بروم همه مردم چنین و چنان هستند این شهوت شهرت باشد شهوت قدرت دارد هر شهوتی آدم را به اسارت خودش در میاورد@ بنابراین ما باید دقت کنیم اگر بخواهیم این سه تا کارکردش کارکرد اقتصادی باید از تنبلی و بیحوصلگی که ناشی از تعادل تغذیهای هست دور باشیم@ اگر بخواهیم محبت بکنیم باید از شهوتهای خودپرستی و خودخواهی کسی نمیتواند عاطفی باشد مگر اینکه حتما باید پا روی خودخواهیهای خودش بگذارد یک فرد عاطفی که خانوادهاش عاشقش میشوند چه شخصیتی است؟@ پیامبر میفرماید المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀ اَهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه مؤمن کسی هست که با میل خانواده خودش رفتار میکند. چون مسائلی که در زندگی پیش میاید یا حرام است که دیگر میل کسی نیست باید این کار را انجام نداد یا واجب است که آن هم باز میل کسی نیست باید آن واجب را انجام داد که راضی نیستم@ مثلا مرد به زن بگوید من راضی نیستم در خانه من نماز میخوانی، بیخود کردی، این حیطه مرد نیست، پدر به بچهاش بگوید من راضی نیستم نماز بخوانی@ این واجب شرعی است این حیطهاش حیطه الهی است آنهایی که کتاب استفتائات امام خمینی را دارد امام یک پسری از آن سؤال کرده که پدر من اجازه نمیدهد من نماز خانه بخوانم گفته راضی نیستم خانه من وضو بگیری و نماز بخوانی تکلیف من چیست؟@ امام نوشته جواب امام را نگاه کنید، بسمه تعالی غلط کرده است، این جواب حضرت امام است نمازت را بخوان. این حیطهای نیست که پدر بیاید بگوید من راضی نیستم واجبات، چیزهایی که واجب الهی هستند، نمیشود یک مرد به زن بگوید من راضی نیستم@ عروسی حرام است نمیخواهم بروم، پدر بگوید من راضی، شیرم را بهت حلال نمیکنم مادر بگوید شیرم را بهت حلال نمیکنم اگر این عروسی برادرت را نیایی@ بستنی میخورم شیر حلال نکن، چی حلال نمیکنم؟ اینطوری که نمیشود این حکم خداست خدا میگوید در این عروسی نباید بروی، این عروسی معصیت دارد فسق دارد زنا دارد شهوت دارد گرفتاری دارد حق نداری در این عروسی، جشن تولد بروی، نمیروم، پدرم، میخواهد راضی نباشد مادرم، میخواهد راضی نباشد، حلال نمیکنم، خوب حلال نکن.@ اینها حیطههای الهی است و نمیشود کاریش کرد ولی نه بعضی از حیطهها هست حیطههای مستحب و مباح و مکروه است آدم آن را باید با خانوادهاش هماهنگ کند.@ مثلا میخواهند بروند بیرون هیچ وقت مرد نمیگوید بیایید برویم رستوران امشب میخواهم کباب به شما بدهم، مثل اینکه خودش کباب میخواهد، میخواهد به بقیه هم کباب بدهد@ بچهها میگویند مثلا من پیتزا دوست دارم بخورم، میخواهم جوجه بخورم، اینجا یک غذای دیگر است میخواهم آن را بخورم. مرد خوب میگوید برویم بیرون غذا بخوریم شما چه میخورید چه میخواهید؟@ زن خوب اینطوری نیست که هر غذایی که خودش دلش خواست بخورد بعد بچه بیاید بگوید مامان چه داریم؟ بگوید مثلا فلان غذا، بچه میگوید اَه، دید بچههایی که این چی هست درست کردی، چند بار بگویم این را درست نکن، مادر شکمو پدر شکمو اینها فکر خودشان هستند این بچه باید تابع اینها باشد@ ببینید بچه چه میخورد، شوهرت چه میخورد، زنت چه میخورد، بیرون میخواهید بروید، پارک میخواهید بروید، اگر میخواهید بروید پارک بروید پارک نه اینکه حالا برویم سینما که این فیلم را میخواهم ببینم@ اگر سینما میخواهم بروم باشه برویم سینما پارک نمیخواهد برویم، البته فیلم سالم باشد فیلم درست باشد نه فیلم مزخرفی که الان غالبشان مضر هست اگر استثنائاً یک فیلم سالمی هست خوب حالا برویم.@ با میل خانواده خودش یعنی همه چیز را سعی کنیم ببینیم خانواده چه میخواهند. پس اگر کسی خواست تأمین عاطفی کند باید کدام بخش را جلویش را بگیرد؟@ خودخواهیهای شخصی خودش را باید جلویش را بگیرد تأمین معنوی هم همینطور، در تأمین معنوی هم آدم باج نمیتواند بدهد، یکسری حلال است یک یکسری واجبات است خط قرمزهای الهی است اختیارش نه با زن است نه با مرد است نه با بچه است همه باید رعایت کنند.@ پس ببینید تأمین این سه تا نیاز که یک زندگی را سعادتمند شاد و آرام میکند مستلزم این هست که ما دست از تنبلیهای و بیحوصلگیهای بخشهای پایینی برداریم@ نگذاریم تنبلیها و بیحوصلگیهای بخشهای پایینی که ناشی از پرخوری و زیادخوری آن بخشها است قلدری بکند غلبه بکند بر تأمین نیازهای ما، و اجازه ندهد ما نیازهای خودمان را تأمین بکنیم.@ پس این روایت یادمان نرود که الشَهَواتُ تَستَرِقُ الجَهول میلها آدم نادان را به بندگی میکشاند. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان رفع بلاها و فتنهها از کشورمان سلامتی رهبرمان سلامتی نظاممان نابودی فتنه و فتنهگران@ حل مشکلات شخصی خودمان شفای مریضانمان مریضان منظور گرفتاریهایی که جوانان دارند مشکلات جوانها با همدیگر دعا میکنیم@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@