تنبلی و کسالت 17 14/2/92
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین@ هدیه به محضر مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید. ما بحثمان درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی بود گفتیم یکی از ریشههای مهم تنبلی و بیحوصلگی در کارهایی که به مصلحت انسان است و حیات جاودانه انسان را تأمین میکند عدم تعادل قوا در تغذیه است@ گفتیم که قوای انسان به گونهای است که وقتی که در بخشهای پایینی قوه حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل.@ گفتیم که در بخشهای پایینی اگر این قوا زیاد تغذیه بشوند مانع تغذیهی بخشهای عقلانی و فوق عقلانی میشوند لذا شخص قادر به تصمیمگیریهای درست در زندگیش نیست و نوع تصمیمگیریهایش و انتخابهایش ارتباطاتش رفتارها و افکارش به گونهای است که این قوای پایینی مایل هستند@ در نوع انتخاب همسر، دوست بایدها و نبایدهای زندگی، لذتهایی که مربوط به این قوا است باعث میشود که انسان مصالح قوای بالاتر و بخش اصلیاش که بخش فوق عقلانیاش است در نظر نگیرد این بخش فوق عقلانی چون حقیقت انسان و اصل انسان است@ روح انسان است به معنای حقیقی به گونهای است که اگر به غذایش برسد این بخشها به سعادت میرسند هم سعادت دنیا حاصل میشود هم سعادت آخرت ولی اگر این بخش به غذای خودش نرسد خوشبختی هم برای دنیا به هم میخورد و هم برای آخرت.@ لذا آن بخش اصلی ما همیشه باید تغذیه بشود باید رشد کند و میزان رشد حقیقی هر انسان به این است که بخش انسانیاش چقدر غذا خورده پس این سه بخش که بخش بدنی و حیوانی ما را تشکیل میدهند بخش حس، خیال، و وهم@ که ما گفتیم در این سه بخش با حیوانات مشترک هستیم بخش عقلانی که بخش فرشتهای ماست که یک بخش خنثی است که میتواند در اختیار بخش انسانی باشد که خوب عقل به معنای حقیقی باشد میتواند در اختیار بخش حیوانی یا وهمی ما باشد مثل این همه دانشمندانی که اطلاعات دارند درس میخوانند@ اما هدفشان از زندگی کمالات وهمی است عقلشان هم در جهت وهمشان به کار میرود یعنی اطلاعاتشان فقط به خاطر کارهای وهمی صورت میگیرد.@ نمونهاش را که من مثال زدم چند بار مثال زدم نمونهاش را کی میتواند بگوید آن نمونه را که عقل در اختیار وهم قرار میگیرد؟@ چطوری عقل در اختیار وهم قرار میگیرد با اینکه عقل است کارکرد وهمی دارد یعنی کارکرد خودش را ندارد عقل است ولی به درد نمیخورد توهم زده است.@ محبت پدر و مادر محبت فرزندان امر توهمی است امری است که مربوط به قوه واهمه است چون عشق زمینی است اما میتواند در اختیار عقل باشد و از آن استفاده کند هیچ اشکالی ندارد@ چون در حدیث و قرآن داریم که ما هرچه قدر پدر و مادر و همسر و فرزندانمان را دوست داشته باشیم در واقع کمک میکند به بخشهای بالایی اما یک حدی دارد یک قاعدهای دارد یک قالبی دارد آن را کار نداریم.@ مثال زدم یک مثال معمولی گفتم مثل اینکه شما عقلاً میدانید مُرده با شما کاری ندارد اما عقلتان به شما کمک نمیکند که نترسید با اینکه میدانید عقلتان به شما کمک نمیکند با این حال میترسید@ کسی که از مُرده یا تاریکی یا سوسک یا چیزهای اینجوری میترسد این نشان میدهد که آن جنبهی وهمیاش قویتر از جنبه عقلیاش است عقلاش غلبه دارد در اسارت کدام قوه است؟ وهماش است وهم است که به دروغ به ما میگوید مُرده میترساند مُرده خطرناک است مُرده الان بلند میشود دنبالت میکند الان تو را میکشد در قبر چنین و چنان میکند@ این مال قوه واهمه است چون قویتر است زیاد تغذیه کرده نمیگذارد این عقل بیچاره که یک سلسله اطلاعات است به دردش میخورد در زندگی به کار بگیرد با اینکه خیلی چیزها را میداند بد است انجام میدهد و خیلی چیزها را که میداند خوب و لازم است انجام نمیدهد چرا؟@ چون قوه واهمه قویتر است به آن میگوید تو دخالت نکن چون اگر قرار باشد عقل دخالت کند قوه واهمه باید از خیلی از هوسهایش دست بردارد کوتاه بیاید خوب نمیگذارد چون غذا زیاد خورده است@ انگشتها را که نگاه کنید خیلی جالب است قوه واهمه را که نشان میدهیم خیلی بلندتر از قوه چه است؟ قوه عقلی است از بس قوه واهمه غذا میخورد کلاً در طول روز این یکسره همهاش در هوسهای وهمی است یعنی همهاش کمالات وهمی، هوسهای وهمی نیازهای اینطوری دارد@ این عقل بیچاره، هِی کلاس میرود، استاد میرود، کلاس درس میرود مربی یا چیزی میگیرد، اخلاقش اینطوری است قرآن میخواند تفسیر میخواند ولی آن قرآن و تفسیر و کلاس و استاد خیلی به کار این شخص نمیآید چون شخص وقتی اینها را میخورد آن قوه واهمه آنقدر دهانش گشاد است آنقدر قدرتمند است که میزند در سر آن و میگوید هیچ دخالتی نکن.@ مثل یک خواهر و برادر ظالم و قدرتمندی هستند که یک خواهر و برادر کوچک دارند که حق این را نمیدهند و زورشان میرسد به این سرش را کلاه میگذارند و حقش را چکار میکنند؟ میخورند چون او ضعیف است.@ پس علت اینکه ما در خیلی از کارها تنبلیم و بیحوصله هستیم و وقتی که میخواهیم حرکتهای عقلانی و فوق عقلانی انجام دهیم ضعیفیم نمیتوانیم دقیقا آن چیزی را که میفهمیم عمل کنیم نمیتوانیم همان چیزی را که میدانیم بشویم نمیدانیم همان چیزی را که لیاقتش را داریم بشویم@ این است که خواستههای بخشهای پایینی که بخشهای حیوانی است اینقدر زیاد است اینقدر سفارش میدهد این که تو اصلا وقت نمیکنید که به بخشهای عقلانی و فوق عقلانی برسی هرچند هم میدانی که باید اصل تو این است اصل شخصیت تو این است این جاودانگی تو را تأمین میکند این خوشبختی دنیا و آخرت تو را تأمین میکند@ ولی این میلها و شهوات بخشهای پایینی هِی سفارشهای بخشهای پایینی اجازه نمیدهد تو حرکتهای بخشهای بالایی تو به خوراک آنها برسی آنها هم یک خوراکی میخواهند.@ یک بنده خدایی در خانهاش یک زیلو انداخته بود راحت بود با یک زیلو قشنگ راحت بود زندگیاش را میکرد شیرین هم بود برایش خدا رحمت کند انبیاء الهی را حضرت سلمان سلام الله علیه پیغمبری بود که پادشاه شده بود@ دیگر بالاخره به قول خودش یک پادشاهی داشت که نه کسی قبلاً داشته نه کسی بعداً خواهد داشت از نظر ثروت و مکنت و امکانات و همه چیز در اختیارش بود@ خودش فرمود من هر دو زندگی را تجربه کردم اما هیچ شیرینی و لذت را فقط در سادگی دیدم اینکه آدم چطوری باشد؟ ساده باشد. بعداً توضیح میدهم چرا سادگی اینقدر شیرین است و هرچه آدم از سادگی درمیآید تلخیاش بیشتر میشود.@ این بنده خدا یک زیلو داشت که راحت بود خانمش که آمد یک موقعی به آن گفت بابا این چجوری که ما روی زیلو، زنها معمولاً مظهر قوهی چی هستند؟ قوهی واهمه هستند و یک زن اگر بتواند از قوهی واهمهاش در برود از صد تا مرد جلو میزند یعنی از مرد خیلی اوج میگیرد@ چون زن اگر بتواند قوایش را، چون انسان در بخش فوق عقلانی گفتیم عاشق چه است؟ عاشق کمال مطلق و بینهایت است@ این اصلا بخش انسانی یک بخش عاشق پیشه است یک بخشی است که فقط عشق میتواند راضیاش بکند یک بخش کاملاً عاطفی و دلدادگی دارد برای همین شعار اسلام در مورد انسان شعار عاشقانه است لا اله الا الله هیچ معشوقی جز کمال مطلق و بینهایت برای انسان وجود ندارد@ اصلا شعار دین شعار عشقی است دین اسلام دین چیست؟ دین عشق است لا اله الا کمال مطلق که الله است. این اله اولین سؤال این است که اگر پایه اسلام این شعار است که هست اله لا اله هیچ معشوقی نیست تا گفتیم کلمه معشوق پس خودبه خود دو تا چیز هستند این وسط یک عاشق هست یک چی؟ عشق است و یک چی؟ معشوق.@ معشوقش را که گفت الله هم که گفت پس میماند عاشق. عاشقش کیست؟ اله را که گفت اله که معشوق یعنی عشق در واقع. معشوق را هم که معرفی کرد خوب عاشقش کیست در این شعار؟ انسان است@ یعنی لا اله الا الله یعنی هیچ معشوقی برای انسان جز کمال مطلق و نامحدود وجود ندارد انسان عاشق کمال مطلق و نامحدود است. اگر هر کس که بخواهد در برود و بخواهد از این قوا فرار بکند و اینها را تربیتشان بکند و تحت حاکمیت خودش نگه دارد باید چه چیزی را در وجود خودش زیاد کند از تنبلی و بیحوصلگی فرار کند باید بتواند کدام بُعد را تقویت کند؟@ فوق عقل را، فوق عقل هم چیست؟ عشق است عاشق است. یعنی هرچه قدر انسان بتواند عشق را در خودش نسبت به الله، به خانواده آسمانیاش به چهارده معصوم بیشتر بکند این قوا تعدیل بیشتر میشوند آرامتر میشوند ساکتر میشوند احساس راحتی و خوشبختی بیشتری هم میکنند اتفاقاً خیلی خوب میشوند.@ مثل بدنی که مریض است وقتی که درمانش میکنید متعادلش میکنید چربی و قند و نمک و همه چیز را بدن چه میشود؟ بدن آرام و راحت میشود تا وقتی که این بخش به معشوق خودش نرسیده این بخشها شیطنت زیاد میکنند@ دقیقاً اینطوری به شما بگویم این بخش مدیر، مدیر این بخشهای پایینی است که اگر این بخشها مدیریت نشوند قوه عاقلهای و مدیری ندارند که اینها را چکار کنند؟ مدیریت کنند و هر کدام شیطنتهای خاص خودشان را دارند.@ حالا یک زن چرا میگوییم یک زن موفقتر است؟ برای اینکه زن اساساً جنسش از چه چیز آفریده شده؟ از عواطف، از مهرورزی و عشق است@ در عشق و مهرورزی از مرد قویتر است اگر که بشناسد خودش را و بفهمد که آن قوه را باید در این سه جهت آزاد نکند در کدام جهت آزاد کند؟ عقل و فوق عقل.@ قطعاً چون جنسش از نوع عاطفه است خیلی قویتر است برای همین هم اگر شما دقت کرده باشید الان نسبت کلاس ما را نگاه کنید ببینید چند درصد خانم چند درصد آقا. هر جای دنیا هم که بروید همینطور است من خارج از کشور هم که میروم اروپا هم که میروم کشورهای دیگر هم که میروم کشور عربی میروم کشور آسیایی میروم همیشه همینطور است@ آقایان یک بخش 10% 20% خانمها 80% برای همین هم کشور ما همه جای دنیا آمار که گرفتند زنهای مؤمن نمازخوان همیشه بیشتر از مردهای مؤمن و نمازخوان هستند چرا؟@ چون این خانمها وقتی بتوانند در این بخشها غلبه کنند عشقشان در کجا میرود خارج میشود تخلیه میشود ارضاء میشود؟ در الله ارضاء میشود لذا خانمها همیشه در عرفان عشقبازی در کمالات در اوجها وقتی که بتوانند خودشان را تربیت کنند از مردها چه میشوند؟ قویتر هستند سرعتشان بیشتر است@ ولی برعکس هم اگر نتوانند آن را در آن جهت آزاد کنند از مردها چه میشوند؟ خیلی پایینتر میافتند چون مرد بالاخره یک قوه عاقلهاش از زن قویتر است مرد قوه عاقلهاش قویتر است زن قوه عاشقهاش یعنی عشق بیشتر میتواند@ حالا وقتی که قوه عاشق بدون مربی باشد این عشق را میآید در لباس در ظواهر در تجملات در خانواده فقط هزینه میکند در دنیا هزینه میکند آنوقت دیگر نوبت عشقهای بالاتر و برتر نمیرسد.@ پس دقت کنید ما باید اول این میلهایمان را کنترل کنیم شهواتمان را کنترل کنیم باید بدانیم که این هوسبازیهای این بخشها سم است قاتل است کشنده است نسبت به کدام بخش؟ بخش فوق عقلانی بخش انسانی کشنده است@ یعنی هرچه قدر شما میلهای این را بیشتر اهمیت میدهید تغذیه میکنید این پُرروتر قویتر حاکمتر و هوساش هم بیشتر میشود چون به فوق عقل که بینهایتطلب است معشوق خاص خودش که الله است را که ندادی پس این روح بینهایتطلبی به جای اینکه بیاید برود روی الله ارضاء بشود@ به معشوق خاص خودش با جفت خودش با همسر خودش با زوج خودش با اله خودش که الله است آرام بشود میخواهد با کدام بخش آرام بشود؟ با کمالاتی که مربوط به این است یعنی یا باید دنبال این است دکتر مهندسی لیسانس کامپیوتری میگیرد@ زبان میگیرد دکتر میشود مهندس میشود تحقیقات میکند یا بخش وهمیاش است قدرت، ریاست، سیاست، حکومت، برتری، رقابت سر مسائل دنیایی چشم و همچشمی این هم که تمام شدنی نیست@ هر روز یک مدل هر روز یک وضعیت هر روز یک مقام بالاتر هر روز یک محبوبیت بیشتر هر روز فلان کس از من خوشش بیاید فلان کس از من لذت ببرد@ خلاصه این خانم به شوهرش گفت بابا این خانه ما که این زیلو بهتر است که جمعش بکنیم و فرش برایش بخریم مرد هم گفت حالا دل خانم را بدست بیاوریم و فرش بخریم فرش را که خریدند بعد از چند روز زن گفت ببین آخه این فرش حیف است ببین چقدر قشنگ است@ میخواهد سر مرد را کلاه بگذارد گفت حیف است آفتاب میخورد رنگش میپرد بیاییم چکار کنیم؟ پرده بگیریم هیچی هزینه گزافی هم گذاشتند گردن مرد@ پرده هم که الان خودتان میدانید قیمت چقدر گران است، گفت بریم پرده بخریم خیلی خوب پرده را هم خریدند بعد از یک مدت گفت این اصلا جور نیست گفت حالا چکار کنیم؟ گفت یکی چند تا هم از این تکیهها بخریم بذاریم اینجا خیلی قشنگتر است مردم میخوان بیایند اینجا بشینند تکیه بدهند@ بعد از یک مدتی گفت حالا این که اگر بخواهیم قشنگتر بشود باید پتو بگیریم تا کنیم بندازیم دور فرشها مثلا میهمان میاید روی پتو بشیند بعد مرد گفت چشم حالا پتو هم گرفتند خلاصه تکیه گرفتند یک چند وقت دیگر گفتند آقا این چیه فرش کهنه شده عوضش کنیم مرد برداشت این فرش را جمع کرد برد و همان زیلو را انداخت گفت راحت شدم.@ یک خانمی میگفت من به شوهرم میگم شلوارت را عوض کن میگوید اگر شلوارم را عوض کنم به کفشهایم نمیآید آخر بعد کفشهایم بعد کت باید بگیرم بعد پیراهن باید برایش بگیرم بعد داستان همینطوری میشود.@ در خانه دیدید چطوری است یک فرش میگیری میگوید خانم با تکیهها سِت نیست این را درست کنیم بعد مبلش را باید درست کنیم بعد کمدش باید با این جور در بیاید بعد ظرفهایش باید اینطوری بشود داستان همینطوری میشود.@ وقتی هِی دنبال هوسهای بخشهای پایینی هستید عمرت و وقتت در کدام بخش تلف میشود؟ رقابتها چشم و همچشمیها قیمتهای آدمها میشود قیمتهای بخشهای چه؟ قیمتهای بخشهای پایینی بجای اینکه بگوییم بخش انسانی، کی انسانتر است؟ آنی که کمالات انسانی بیشتری دارد@ گزارهها عوض میشود کی انسانتر است؟ کسی که سواد بیشتری دارد و این گزاره درستی نیست نمیتوانیم بگوییم کسی که سواد بالاتری داشت مدرک بیشتری داشت انسانتر است.@ چون اطلاعات، خیلیها دانشمند هستند اطلاعات دارند ولی از نظر انسانی بسیار آدمهای، این همه اختراعات خطرناک و وحشتناک این همه فسادهایی که در عالم میشود مال آدمهایی هست که سواد دارند و کجاها درس خوانند؟ در مراکز علمی درس خوانند.@ بمبها هواپیماها اسلحهها بمبهای شیمیایی مواد سرطانزا اینها را چه کسی درست میکند؟ نمیتوانیم بگوییم هر کس رئیستر است مقام بیشتری دارد هر کس جلوتر از دیگران هست و مشهورتر از دیگران انسان خوبی است ولی الان این شده یک ارزش.@ یک جوان میگوید میارزد که من بروم مثلا فوتبال بازی کنم هنرپیشه شوم خواننده بشوم این خودش یک قیمت است در حالی که هیچکدام قیمت انسانی محسوب نمیشود نمیگوییم این انسانتر است.@ یا زیبایی مثلا جزء کمالات وهمی، پایینی، زیبایی جزء کمالات چه بود؟ حسی بود دیگر جمادی، کسی که خوشکلتر است لباس قشنگتری بپوشد تجملات بیشتری دارد قیمت آن هم بیشتر است درست قیمت آن بیشتر است اما کدام قیمت بیشتر است؟ قیمت جمادی بیشتر است قیمت انسانی بیشتر نیست.@ بنابراین نگاه کنید شما تحریف در زمان ما از انسان چه شده؟ کاملا عوض شده یعنی کمتر کسی میگوید کسی انسان است که فوق عقل چه داشته باشد؟ قویتری داشته باشد فوق عقلش غذای بیشتری بخورد اسمهای بیشتری از الله جذب بکند@ کسی انسانتر است که اگر وفات پیدا کرد بهشت بزرگتری داشته باشد به چهارده معصوم شبیهتر و نزدیکتر باشد به انبیاء، به این چهار گروه که سر نماز میگوییم، این چهارتا گروه که سر نماز میگوییم گروههای انسانی هستند@ ما میگوییم گروه دکترها گروه مهندسها گروه نظامیها گروه هنرمندها گروه ورزشکارها اینها گروههای انسانی نیستند اینها بخشهای پایینی هستند ولی وقتی میگوییم شهدا، صدیقین، صالحین، انبیاء جزء گروههای چه هستند؟ انسانی هستند برای همین هم شما الگوها، الگوی هر کس نشان میدهد قیمت هر کس چقدر است.@ روز قیامت هم قرآن میگوید هر کس را ما با الگوی خودش محشور میکنیم. اینکه حالا بگوییم من چهارده معصوم را دوست دارم حضرت زهرا، همینطوری حرف بزنیم نه، عملا سبک زندگی هر کس شبیه هر کسی باشد با همان کس محشور میشود.@ این خیلی مهم است. سبک زندگیت، نه اینکه بگویی و ادعا بکنی ادعا کافی نیست سبک زندگیت به چه کسی میخورد؟ این نشان میدهد که تو با چه کسی محشور میشوی هر کسی با الگوی خودش محشور میشود هر کس با الگوی عملی خودش محشور میشود@ پیغمبر فرمود هر کسی با آنی که محبوب نهاییاش است محشور میشود المرء مع من احب. بنابراین اگر یادتان باشد در تقسیمبندی قرآنی چکار کردیم؟@ در تقسیمبندی قرآنی، قرآن نمیگوید که شما این بخشها را دوست نداشته باشید یا به معشوقهایش نرسید یا به لذتهایش نرسید یا اگر یک چیزی را هوس کردند به آنها ندهید@ میگوید اینها محترم هستند اما باید حتما معشوقهای فوق عقلانی حاکم باشند به معشوقهای پایینی. اینطوری شما تعادل پیدا میکند. مثل انسان اگر شما فردا یک آدمی را ببینید که سرش پایین پایش چسبیده یا گوشهایش روی بازوهایش است یا چشمش در روی سینهاش است قبولش نمیکنید؟ یک مادر هم اگر بچهاش اینطوری متولد شود هیچ وقت این را بیرون نمیآورد.@ تعادل چیست؟ اینکه یک انسان اینجوری باشد سرش بالا باشد و این شکلی که همه دارند تعادل یعنی این چشم جای خودش باشد ابرو جای خودش باشد بینی جای خودش را داشته باشد این میگوییم تعادل دارد اینجوری مناسبتر و شکیلتر و قشنگتر است.@ حالا اگر یک انسانی متولد شود دو تا سر داشته باشد دیگر انسان نیست؟ چرا انسان است ما بچهای را دیدیم که پنج سر داشته. حالا ولی کسی این را در اجتماع میپذیرد یا نمیپذیرد؟ به خاطر ظاهرش. به خاطر ظاهرش میگویند ظاهرش طبیعی نیست حالا ممکن است آدم خوبی هم باشد بنده خدا.@ ما الان دانشمند داشتیم دیدم من، حالا اگر یک موقع یادم باشد بیارم نشانتان بدهم، دانشمند داشتیم دو تا سر داشته یک خانم دانشمند داشتیم دو تا صورت داشت یک صورت پشت یک صورت جلو، خوب حالا ولی اینها هیچ وقت در اجتماع کسی اینها را تحویل نمیگیرد میگویند چرا؟@ چون طبیعی نیستند متعادل نیستند هر چیزی باید اندازه خودش را داشته باشد سر جای خودش باشد. در شخصیت انسانی اگر کسی بخواهد باطن انسانی داشته باشد که روز قیامت، نه روز قیامت، موقعی که از اینجا میخواهد برود به صورت انسان محشور شود@ دیگر حیوانات در قبرش نباشند مار و عقرب و اژدها و سگ و خوک و میمون و به این شکلها محشور نشود باید باطنش انسانی بشود، باطن زمانی انسانی است که آن قسمت انسانی بالاتر از بخشهای چه باشد؟ پایینی.@ لذا قرآن فرمود چند بار این آیه را در این جلسات خواندیم برایتان آیه24 سوره مبارک توبه که انسان باید سه تا معشوق بر همهی معشوقهای بخشهای پایینیاش سلطنت داشته باشد، الله، خانواده آسمانیاش و جهاد@ اگر این سه تا از همه برایش عزیزتر و لذیذتر بودند آن پایینیها هر چه عزیز باشند اصلا لطمهای وارد نمیشود خیلی هم خوب است که انسان همسرش را بیشتر دوست داشته باشد گفتیم که از علائم ایمان چیست؟ این که همسرش و اطرافیانش را بیشتر از پیش همیشه دوست داشته باشد@ جالب اینجاست که شما هر چقدر این بخش رشد کند اینها لذت بیشتری از معشوقهایشان میبرند این خیلی مهم است یعنی لذتی که یک مؤمن از خوردن یک سیب، از دیدن همسرش، فرزندش، از یک پارک، تفریح، شنا، استخر، گُل، از یک موسیقی میبرد هیچ وقت یک غیر مؤمن آن لذت را نمیتواند ببرد@ لذتهای دنیایی آدم هم قویتر و عمیقتر و بهتر و شیرینتر میشود. چرا حضرت میفرماید هر چقدر ایمان افزایش پیدا کند عشق به همسر بیشتر میشود؟ چیرا اینطوری میشود؟@ چون عشق به همسر یک مقولهی رحمتی است دیگر رحمانی و رحمتی است وقتی فوق عقل قوی میشود انسان به الله که رحمان و رحیم است شبیهتر میشود میزان خشونتها عُقدهها، زودرنجیها، حساسیتهایش، لوس بودنش بدبینیهایش خود به خود کم میشود لذا اصلا کارهای همسرش هرگز او را آزار نمیدهد دعوا و درگیری و طلاق هم اینقدر اتفاق نمیافتد@ تمام این دعوا و درگیری و طلاق و گرفتاریهایی که اتفاق میافتد مال این هست که این بخش پایینی از قدرت و رحمت و تغافل و تجاهل و بخشش برخوردار نیست و این بخشها میافتد راحت به جان همدیگر این همه آمار طلاق و درگیری و فساد و گرفتاریها بالا میرود@ پس شما هر چقدر سطح ایمانتان سطح معنویتتان را بیشتر کنید روابطتان با همسرتان پدر و مادر و خواهر و برادر روابطتان با طبیعت با غذاها با میوهها با گلها با موسیقی با نواها با همه چیز قشنگتر و زیباتر میشود.@ حالا بریم سراغ احادیث این بخش که راجع به خطر غذای بیش از حد بود. این غذاهای بیش از حد، این بخش هم شهوت بود در دعا داریم میگوید خدایا شهوت من را در خودت قرار بده پس شهوت چیز بدی نیست شهوت یعنی میل داشتن@ هر چقدر میل این بخش زیادتر بشود میل بخش بالایی بیشتر بشود انسان به الله نزدیکتر و شبیهتر میشود شوقش که بیشتر است پروازش و خلوت کردنش و ارتباطش و کارهای دیگرش بیشتر میشود هر چه شهوت این بخش بیشتر میشود این بخشها هم از تعادل بیشتری برخوردار میشوند آنها هم از معشوقهای خودشان خیلی خوب میتوانند استفاده کنند و لذت ببرند@ و دیگر دنبال تنوعطلبی هم نیستند چرا؟ چون تنوعطلبی محصول روح بیپایان انسان است بینهایت طلب انسان است، بینهایتطلبی هم این بخش میتواند فقط به بینهایت برسد بخشهای دیگر بینهایتی برایشان وجود ندارد@ این هر چقدر رئیس میشود باز یک چیزی کم دارد. چون ریاست محدود است دیگر به خوشگلی میرسد به پول میرسد به ثروت میرسد به هر چیزی برسد چون محدود است راضیاش نمیکند اضطرابش بیشتر میشود سطح اضطراب و ناراحتیاش سطح غصههایش بیشتر میشود.@ حالا دقت کنید: (الشَهوات سُمُومٌ قاتِلات) علی (ع) شهوتها زهرهای کشنده هستند سمّهای کشنده هستند کدام شهوتها را میگوید؟ شهوتهای بخشهای پایینی بدون بخش بالایی ولی اگر این بخش به شهوت خودش که الله است اله خودش که الله است برسد خیلی زیباست.@ دعا میگوید (و اجعل هوای فیک) یا در دعای دیگر داریم شهوت من را در خودت قرار بده. این شهوت انسان اگر در الله قرار بگیرد یعنی میل انسان بیفتد به آسمان و خانواده آسمانی انسان به هوس بهشت بیفتد به هوس آخرت بیفتد به هوس بینهایت بیفتد خیلی دیگر به شادی و آرامش میرسد@ و بخشی هم که توضیح دادیم یادتان نرود گفتیم که هر چقدر این بخش تغذیه میشود شادی و آرامش هم خودبه خود بالاتر میرود.@ لذا علامت اینکه یک نفر انسان است به معنای حقیقی باطنش باطن انسانی است و واقعا مؤمن هست این است که چقدر شادی و آرامش دارد اگر شادی و آرامش ندارد هر چند نمازخوان و اهل روزه هم باشد معلوم هست نماز و روزههایش پلاستیکی است به درد نمیخورد@ یعنی نمیتواند شادش بکند چون واقعا ارتباط را نمیفهمد قدرش را نمیداند از آن لذتی نمیبرد تکلیفی میخواند تکلیفی یعنی چه؟ یعنی هر وقت بتواند نخواند خوشحال میشود گفتم هر وقت نماز چهار رکعتیاش بشود در مسافرت دو رکعت خیلی خوشحال میشود چرا؟ چون از اول هم با عشق نبوده تکلیفی بوده زوری بوده.@ (الشهوات سموم قاتلات) سمّ قاتل است یعنی چه؟ یعنی زهر کشنده است میکشد. پس هر چقدر شهوتهای این بخشها بیشتر میشود این بخش سمّیتر و مردهتر میشود دیگر جان ندارد دیگر نمیتواند چون غذایش را نخورده این سمّ به آن تزریق کردهاید مثل اینکه کسی را مار و عقرب زده از جایش بلند نمیشود@ حالا مار زده باشد یا عقرب زده باشد به آن بگو حالا بیخیال بلند شو و غذایش را بخور میتواند یا نمیتواند؟ نمیتواند، زهر خورده برای همین هم بیشتر کسانی که اهل نماز نیستند اهل خدا نیستند موقع مُردن به هیچ وجه نمیتوانند بگویند لا اله الا الله@ به هیچ وجه ذهنشان را نمیتوانند متوجه بهشت بکنند یعنی همانطوری در غفلت میروند در جهنم هر چقدر هم سن میرود بالاتر میل به الله چه میشود؟ به آسمان کمتر میشود برای همین جوانها همیشه برای پرواز آمادهتر هستند اینکه در روایت داریم یاران حضرت مهدی هستند@ در دوران انقلاب خودمان هم دیدیم دوران دفاع مقدس که بالاترین انسانها جوانها بودند هر چقدر سنشان کمتر بود اوجشان هم بیشتر بود برای همین میفرمایند یاران حضرت مهدی پیر خیلی کم است و همه جوان هستند پیر کم است مگر به اندازه، در حدیث داریم به اندازه نمک در غذا.@ نمک چقدر نسبت دارد با غذا؟ خیلی کم است دیگر حجم خیلی کمی است نسبت به اصل غذا. بیشتر یارای حضرت مهدی فرمودند چه هستند؟ جوانها هستند همان که فرمود بیشتر یارانشان هم ایرانی هستند. چرا؟@ چون ایرانیها از نظر، در آشتی با امام زمان توضیح دادم، ایرانیها از نظر عشق به الله و چهارده معصوم و جهاد از بقیه اقوام قویتر هستند قدرتشان خیلی از این جهت بیشتر است@ بیشتر سربازها حضرت را غیر عرب تشکیل میدهند در 313 نفر حتی در بعضی از روایت داریم یک دانه عرب هم وجود ندارد در این 313 نفر خیلی کم هستند یا خیلی کم هستند یا اصلا وجود ندارد حالا روایتهای مختلفی که دربارهاش آمده.@ (إمنَع نَفسَکَ مِنَ الشَهوات تَسلَم مِنَ الآفات) فرمود نفس خود را از شهوتها باز دار تا از آفتها سالم باشی هر چقدر انسان شهوتهای بخشهای پایینی بیشتر است در این بخشها بیشتر شهوترانی میکند بخشهای وهمی خیالی یا بدنی دنبال غذا، شهوت حسی مثل غذا مثلا لباس، تجملات در این بخشها خودش را آزاد بگذارد صدمهای که مییند بیشتر است@ الان خیلی از زن و شوهرهایی که اختلاف دارند دعوا دارند ما به آنها میگوییم حالا اگر شما یک برنامه کامل برای تقویت قوایتان بگیرید و تنظیم قوا، همان چند تا بخش که گفتیم تعادل بخش چه بود؟ در مهارتها گفتیم مهارتهای اقتصادی مهارتهای عاطفی که خودش چند تا مهارت بود مهارتهای معنوی.@ واقعاً تنفرهایتان نسبت به هم از بین میرود با هم واقعاً عاشق هم میشوید واقعاً دیگر دنبال همسر دیگری نیستید،راضی هستید از این جدا بشوم، 90% زنهای ما درخواست طلاقها مال خانمها است 90% میگوید من با این مرد ادامه نمیتوانم بدهم@ دیگر دلزدگیها همه کم میشود الان خیلیها به آنها بگویید این کار را کنید، حاضر نیستند بیایند برنامه بگیرند و طبق برنامه چکار کنند؟ عمل کنند، یعنی میتواند، اگر یک مقداری جنبه عقلانیاش را کنترل کند و به آن غذا دهد و به جنبه فوق عقلانیاش خودبه خود جنبههای پایینی خوب میشود روابطشان واقعا قشنگ میشود@ اما اینقدر تنبل است این بخش اینقدر شهوترانی کرده حس و حال اینکه بشیند یک سی دی گوش کند یا یک کتاب بخواند یا تمرینها را حل کند ندارد همین بیحوصلگی باعث میشود که ترجیح دهد که از زنش چه شود؟ یا از شوهرش جدا بشود بچهها را بدبخت کند و خودش را هم جهنمی کند@ ولی هرگز مثلا 20 ساعت 30 ساعت 50 ساعت این تنبلی که حضرت میفرماید کلید همه بدبختیهای انسان در دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی. حاضر نیست پیغمبر فرمود چه؟ فرمود بیشتر نالههای جهنمیها از تنبلی است امروز و فردا کردن@ یعنی اینها اکثر جهنمیها آدمهای بدی نیستند فقط چه بودند؟ فقط تنبلی کردند همین بیحوصلگی برایشان بخشهای پایینی چه بوده؟ مهمتر بوده ضروریتر بوده.@ الان مثلا به بعضی از دانشجوهایم در کارشناسی ارشد و دکترا که مشکلات فکری و روحی پیدا کردند یا با خانوادههایشان اختلاف دارند به آنها میگویم یک برنامه شش ماهه را که شما عمل کنید واقعا زندگییتان زیر و رو میشود@ بعد میگویند نمیرسیم الان ارشد دارم الان امتحان دارم الان طرح دارم فردا امتحان دکترا دارم، ببینید الان اینها فکر میکنند زندگی چیست؟ چقدر ما آدم داریم که به خاطر درس و دکترا و لیسانس و ارشد و دکترا زندگییشان پاشیده شد@ به خاطر شغل به خاطر درآمد به خاطر پول به خاطر مدل زندگی به خاطر سبک غلط زندگی حاضر شدند همسر و فرزندانشان را ضایع کنند لِه کنند. پس این بخشها برایشان چه بوده؟ این بخشها برایشان متأسفانه مهمتر بوده@ عقلاًَ هم که بگوییم قبول میکند عقلاً میآید سر مشاوره به آن ثابت میکنیم که حالا اینطوری است میگوید آره حالا اگر تو مهارت داشته باشی مهارت یاد بگیری اینطوری، آره درسته، میگوییم حالا یک وقتی بگذار؟@ نمیتواند وقت بگذارد چون شهوتهای این بخشها خیلی زیاد است تا این تصمیم بگیرد که مثلا بشیند در خانه یک جایی، به اکثر دانشجوهایم میگویم بابا 18 واحد 20 واحد نگیرید واحدهای کمتر بگیرید ولی خوشبخت و شاد و آرام بیایید بالا حاضر نیستند@ بخشهای این سه تا بخشها، چون بیشتر یا بخشهای سلامت و زیبایی میرسند یا بخشهای چه؟ هوش، عقل یعنی درس و مطالعات و اینها نه به بخشهای عقلانییشان خیلی کار دارند نه به بخشهای اخلاقی و نه به بخشهای معنویشان@ وقت ندارند برای این کارها، نه کلاس حاضرند بروند نه استاد حاضرند ببیندند نه حاضرند دستورالعمل بگیرند نه حاضرند تمرین کنند خودبه خود اُفت میکند زندگیها و یکسره حرفهایشان یا در دادگاه است یا ناراحت هستند یا دارند غصه میخورند یا دعوا و درگیری دارند هیچ وقت نمیتوانند از همسرشان فرزندانشان از خانوادهشان لذت ببرند.@ این به خاطر هوسبازیهای بچهگانه بیش از حد قوای چیست؟ قوای حیوانی است شهوترانیها و هوسبازیها، و بیتقواییهای قوهی پایینی است. لذا فرمود (امنع نفسک) نفس خودت را نگه دار جلویش را بگیر نگذار اینقدر زیادهروی بکند از شهوتهای بخشهای پایینی، چه اتفاقی میافتد اگر توانستی جلوی خواستههایش را نگه داری هِی بِدی یکسره سفارش نده؟@ میگوید (تسلم من الآفات) دیگر از آفتها و صدمهها در امان هستی سالم میمانی. مثال بزنم؟ الان یک کسی، اکثر افراد اینجوری هستند متأسفانه، گفتیم 70% بچههای زیر 20 سال اضافه وزن دارند یعنی خانوادههای بچهها، بچهها را چی بار آوردهاند؟ شکمپرست بار آوردهاند@ وزنها طبیعی، غالب افراد وزن طبیعی ندارند این برای اینکه خیلی زیاد از حد این بخشها تغذیه شدهاند، الان به آن میگویی داره میکشدد قندت رفته بالا، ممکنه پایت قطع شود چشمت کور شود، حرف گوش نمیدهد@ پدربزرگ و مادربزرگهای شکمپرست را دیدید وقتی بچههایشان به آنها میگویند داد میزند سر بچههایشان اگر هم مثلا رعایت بکنند یواشکی میروند و میخورند، این همه نمک نریز این همه مثلا شیرینی استفاده نکن نمیتواند، چرا نمیتواند؟@ عقلش به آن میگوید حرام است نخور بخوری چربی اضافه نمک اضافه قند اضافه میکُشد تو را اما وهمش میگوید بخور بمیر، میکُشد، این همه آدم دارند کُشته میشوند الان در کشور ما سکتهها و سرطانها غالبا مال این است که یک اتفاقات بدی افتاده برای شخص گاهی وقتها دست خودش نیست گاهی وقتها دست خودش است.@ این همه سکتهها که الان ما داریم قلبی و مغزی غالبش مال سوء تغذیه است بد غذا خوردن و زیاد غذا خوردن با اینکه عقل میگوید الان باید ورزش کنی اما نمیرود باشگاه تنبل و بیحوصله است باید باشگاه بروی باید بدنت میزون باشد همه چیزش باید خوب باشد حاضر نیست برود ورزش کند@ دو روز میرود میگوید حس نداشتم بهانه میگیرد که نرود باشگاه اینطوری هستند هر کسی راحت ورزش نمیکند هر کسی نمیرود در پارک ورزش کند هر کسی نمیرود دو یا پیادهرویهای خوب انجام دهد و مؤثر سر خودش را کلاه میگذارد تنبلی آمده سراغ افراد چرا؟@ چون این بخشها قلدر شدهاند نمیگذارند شخص به مصلحت خودش کار کند کاملا بر خلاف عقل و شعور خودش رفتار میکند دستورات خلاف به آن میدهند یعنی بخشهایی که لات و اراذل و اوباش هستند حاکمیت دارند بر بخشهای عقلی و فوق عقلی ما خیلی این بد است@ آنها عَربده میکِشند اینقدر هم این بخشها غلبه دارند که خدا مجبور است یک موقعهایی خودش بیاید وسط دیدید؟ خدا میبیند این بچه دارد میرود این کودک عزیز روان که از جنس خداست دارد از بین میرود بخش انسانی بخشی که از خود خداست دارد از بین میرود@ یکدفعه خدا میآید وسط با زور میآید وسط میگوید ما 17 رکعتش لااقل واجب است پنجاه و دو رکعت ما نماز داریم در شبانهروز چند تا را واجب کرده؟ میگوید لااقل 17 رکعت، شاید این را نذاریم غذایش از بین برود شاید این چند دقیقهای که میخواهد بایستد نماز بخواند یک تکانی بخورد شاید یک ذره بتواند غذا بخورد@ بروید مسجد، مسجد را تأکید کرده چرا؟ شاید یک تکانی بخورد این بخش انسانی زنده بشود. خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای فرمود ترسم که این تن بخش حیوانی که حائل است به جانم روح سقط کند کودک عزیز روانم نگذارد بخش انسانی من رشد کند و آخر هم سقط شود@ وقتی سقط شد وقتی متولد میشود به برزخ دیگر هیچی ندارد دست خالی است سقط شده است دیگر آن چیزهایی که باید تهیه میکرد در رَحِم دنیا تهیه نکرده در اثر تنبلیها و بیحوصلگیها وقتی وارد نظام برزخ میشود، اینجا چه چیزهایی لازم داشته من هیچکدام را اصلا با خودم نیاوردهام@ عمرم و جوانیام که باید صرف بخش اصلی وجودم میشد صرف بخش پایینی شده یا پول و خانه و تلفن و اتومبیل و ویلا و اینها زیبایی و لباس و تجملات و اینها@ یا بخشهای وهمی مشغول کینهها و عشقهای دنیایی و کینههای دنیایی و دعوا و اختلاف و جلو زدن و عقب افتادن و رقابت و چشم و همچشمیهای دنیایی همین دیگر به بخشهای دیگر اصلا نرسیدهام@ آن چیزی که نیاز اینجا بوده اصلا من با آن کار نداشتم آن چیزهایی که اینجا اصلا نیاز نیست به درد نمیخورد من همهی وقتم را گذاشتم صرف آن بخش دیگر خیلی حسرت میآورد برای انسان.@ لذا میفرماید خودت را نگه دار تمام خوشبختی انسان در این همین مقدار تقوا است تقوا یعنی نگه داشتن خود، بعضیها تقوا را بد معنا کردهاند گفتند تقوا یعنی خداترسی، خدا ترس دارد؟ خدا به این مهربانی خدا به این خوبی فرمود من یک درصد رحمتم را در دنیا به شما دادم 99% را گذاشتم برای آخرتتان.@ با این یک درصد رحمت ببین خداوند چند میلیارد مادر خلق کرده که این همه رحمت در دل مادرها هست در دل پدرها هست عاطفه، این یک درصد رحمت خدا ببینید وقتی تقسیم شده مهربانیهایی که، این چند میلیاردی که از اولی که خدا خدایی کرده تا الان@ تا بعد با همین یک درصد رحمت این همه انسانهای مهربان، این همه عشق، این همه عواطف، در حیوانات، در انسانها، در گیاهان حتی در جمادات عاطفه خلق کرده خدا، خدای به این قشنگی ترس دارد مگر خدا؟ تقوا ترس از انسان نیست تقوا ترس از جدایی انسان از خداست یعنی ترس از این است که مبادا من به معشوقم نرسم@ این میشود تقوا یعنی خودم را نگه میدارم که یک اتفاقی نیافتد که از معشوقم جدا شوم خودم را نگه میدارم که مبادا این بخشها یک سفارشاتی به من بدهند یک درخواستهایی از من بکنند که مبادا بین من و معشوقم فاصله بیافتد تقوا یعنی هر چیزی که پرهیز از هر چیزی که باعث محدودیت من میشود.@ هر چیزی که من را کوچک میکند تقوا یعنی این. یعنی شما وقتی به بخشهای پایینی میپردازید بخش اصلیات بخش فوق عقلانی و بینهایتطلبات دیگر به خواستهاش نمیرسد وقتی نرسید تو هِی محدودتر و کوچکتر میشوی و بعد بگویند ارزش این آدم چیست؟ مثلا این آدم 40 سال 50 سالش است وقتی میگویند آدم موفقی هستی؟ میگوید آره من موفق هستم چی داری که موفق هستی؟@ خوب من زن دارم چند تا هم دارم بچه دارم خانه دارم چند تا موبایل دارم چند تا کارخانه دارم اتومبیل دارم چقدر طلا دارم هر کدام است هیچکدام مربوط به بخش انسانیاش،نیست.@ رئیس شدم الان برای خودم وزیرم الان نماینده مجلس شدم الان سفیر شدم الان مدیر کل هستم، هیچکدام دارای ارزش انسانی نیست، ولی خیلیها با همینها یک عمر را چکار میکنند؟ سر میکنند و دست خالی از دنیا میروند یعنی اصلا بخش انسانییشان به هیچ وجه به هیچ وجه بالغ نیست به هیچ وجه باطن انسانی پیدا نکردند@ ولی خوب چرا باطن حیوانی قویای دارند از همه جهت قویترند خیلی مهمه این که حضرت میفرماید خودتان را نگه دارید یک ذره نگذارید این هر چه دلش میخواهد هِی سفارش دهد هر طوری که دلش میخواهد هِی به شما دستور دهد و مدیریت کند شما را یکسره این بخشها باید زیر مجموعه باشند حق مدیریت ندارند.@ اگر این بخشها رئیس شدند این بخش اصلی که بخش انسانی است سقوط میکند شخصیت وارونه میشود میرود زیر دیگر این بخش زیر این فشارهای شهوات این بخشها قدرتی هم ندارد دوست دارد آدم خوبی باشد دوست دارد آدم باحیایی باشد دوست دارد آدم با عفتی باشد دوست دارد آدم مهربانی باشد دوست دارد آدم مؤمنی باشد اما چون فشار اینها اینقدر زیاد است اجازه توبه کردن آشتی کردن نمیدهد@ به آن چون ضعیف شده نمیتواند تصمیم بگیرد برای خودش نمیتواند توبه کند نمیتواند یکدفعه این بندها را پاره کند آزاد کند خودش را بچسبد به خداوند و آسمان، بنابراین اگر بخواهیم این بخش قوی بشود باید چکار کنیم؟ باید شهوات این بخشها را یک مقدار ضعیف کنیم تا این بخش یواش یواش چه شود؟بالا بیاید.@ لذا خدا یکدفعه میآید وسط و میگوید این 17 رکعت را اجازه بدهید برایش واجب کردم آن وقت بخش حیوانی از نماز بدش میآید خدا برای چه نماز را واجب کرده برای چه من مجبورم نماز بخوانم برای چه مجبورم حجاب داشته باشم.@ حجاب جلوی بسیاری از شهوترانیهای این بخش را چکار میکند؟ هوسبازیهای این بخش را میگیرد میگوید خوشکلی آرایش زیبایی جِلف بودن در حدیث داریم بهترین زنها جِلفترین زنها هستند وقتی با همسرشان چه هستند؟@ بیحیاترین زنها بهترین زنها، بیحیا میخواهی بکنی با شوهرت کُلّی بیحیایی کن ثواب دارد عبادت هم دارد هر چه بیحیایی کنی آن بیحیایی در خلوت خیلی عبادت است بیحیایی که مال شوهرت نیست خیلی بد است@ آن بهش میگویند بیحیایی خوب و مثبت یعنی بیحیایی بد است وقتی بیرون است قِرتی بازی داری بیحیایی داری جِلوه داری تجملات داری آرایش داری هر کاری میخواهی بکنی با مَحرم خودت که خدا بهت اجازه داده پس جلویش را نگرفته خدا.@ روزه خدا یکدفعه میآید وسط و میگوید باید روزه بگیرید حتما اگر خدا به دفاع از این بخش نیاید وسط بگوید یک ماه را روزه بگیرید، برای چه میگوید روزه؟ چون روزه فشار این بخشها را کم میکند به شرطی که ما هم وقتی دارد کم میشود دوباره نگذاریم موقع افطار انتقام بگیرند@ دوباره دیدی موقع افطار چه میشود؟ مثل کش دوباره خیلیها برمیگردن سر غذاهای وحشتناک یعنی چند برابر آن زمانی که غیر ماه رمضان میخورند انگار که از خدا متنفر شده باشند ولی محترمانه متنفر هستند محترمانه لج میکنند با خدا محترمانه انتقام میگیرند.@ خدا میآید وسط میگوید بروید حج، لااقل یک بار بیاید خانه من یک بار بیاید پیش من، برای چه 24 چیز را حرام میکند 24 چیز که حرام میشود مال کدام بخشها است؟ بخش حیوانی ولی بخش حیوانی وقتی به آن میگویند یک چیزی حرام یا واجب است چه میشود؟ بدش میآید متنفر است@ بخش انسانی وقتی به آن میگویند یک چیزی واجب است خیلی لذت میبرد وقتی میگویند حرام است راحت از آن چیز میگذرد اصلا ناراحت نمیشود ولی آنی که این بخشهاش زیاد تغذیه کردهاند تا میگویید حرام، از لفظ حرام بدش میآید میگوید جلوی من را میگیرید.@ تا به آن بگویی واجب است اَه تکلیف دارد کُلفت دارد سختی دارد آخه این چه دینی است، نمیفهمه که این دین مال این بخشها نیست دین کدام بخش است؟ دین بخش انسانی است این بخش که اصلا خوشش میآید از آن همه ما چیزهایی که خدا حرام کرده این بخش لذت میبرد از اینکه سمتش نرود همه آن چیزهایی که دین واجب کرده این بخش از آن لذت میبرد@ ولی ما چون اینجوری داریم زندگی میکنیم این بیچاره پایین است اینها حاکم هستند وقتی با دین روبرو میشویم که یک حکمی میدهد این بخش خیلی استقبالی خوبی از دین نمیکند@ چون شخص واژگونه شده دیگر الان باطن انسانی ندارد لذا این وسط وقتی شخصیتها متعادل هست مثل خیلی از مردم خودمان در کشور خودمان اینطوری نیست اینطوری هم نیست بلکه چیست؟ وسط است میگوید حالا که توان داری میتوانی جلویش را بگیری یک ذره حجم اینها را کم کن تو جلو بزن@ یک ذره غذای اینها را کم کن غذای این را بیشتر کن سبقت بگیر وقتی سبقت گرفتی اینها هم دیگر شاد میشوند اینها هم دیگر آرام میشوند دیگر اینقدر سفارشهای حرام به تو نمیدهند تمناهای حرام از تو ندارند هر چه را که خدا حرام کرده حلالش هم هست شما میتوانید یک چیزی پیدا کنید که حرام باشد و حلالش نباشد همه چیز هست از حلالش استفاده کن@ چرا آدم باید برود به سمت حرام چرا باید برود به سمت کارهای غلط. (رأسُ الآفات الوَلهُ بِاللذات) من آهسته میگویم آنهایی که میخواهند حفظ کنند یا بخوانند یادداشت کنند این را فکر کنم هفته قبل هم خواندیم. سرآمد همه آفتها و آسیبها شیفتگی به لذتها است@ غذا دوستی عاشق لباس عاشق خوراک بودن بعضیها را دیدید چشمشان میخورد به غذا کنترلشان را کاملا از دست میدهند اصلا آدمهای باعفتی نیستند بیحیا میشوند وقتی میخورند به غذا یک وقت میبینی سهم زنش را هم میخورد سهم شوهرش را هم میخورد سهم بچههایش را هم، بتواند از دهان بچهاش هم بزند میزند@ چون وَلَه دارد شیفتگی دارد وقتی میافتد سر سفره عفت، ادب، شخصیتش را از دست میدهد همیشه بهترین جای غذا بیشترین را میخواهد جلوی خودش بِکِشد این آدم تربیت شدهای نیست وقتی چند تا سینی غذا گرفتند جلویت، مثلا لیوانهای قد و نیم قد است لیوان بزرگِ را برمیداری نشان میدهد بیتربیت هستی نشان میدهد این وَلَه دارد@ این آدمها هیچ کدام ارزش شکم من را ندارند خیلی بد است آدم شکمش را به همه اطرافیانش ترجیح دهد یک ظرف ته دیگ گرفتند این ته دیگ خوب بابا برای 20 نفر است میبینی نصفش را گذاشت در بشقاب خودش، 10 نفر 50% بخورند@ بابا این ته دیگ مال 20 نفر هست تقسیمش کن، دقت کن، اینها 20 نفر هستند، تو باید به اندازه شکم خودت برداری اندازهای که حقت است نه اندازهای که وَلَه داری شیفتگی داری.@ سفره انداختن دو نوع نان است میبینی نان بهتره را جلوی خودش میگذارد بیشتر سالاد، سبزی، گوشت، هر چی هست جلوی خوش نگه میدارد، این بیتربیت است دیگر تربیت نشده است این را میگویند وَلَه.@ نسبت به لباس همینطور شهوت لباس دارد، وَلَه دارد به اندازه کافی لباس خانه دارد، ظرف دارد دوباره میرود بازار دوست دارد هِی بخرد این میشود وَلَه، این فرش را بخرم، این بلور را بخرم، این طلا را بخرم، این انگشتر را بخرم، این ساعت را بخرم، مبل، تلفن، دیدی الان مریضی عوض کردن تلفن هست دیدی چند وقت یکبار تلفنش را عوض کند خوب این حالاحالاها کار میکند حالا برای چی؟ نه مدل جدید آمده دلم را زده است.@ باور کنید من خانم میشناسم میآید خانه کریستالش را میشکند مخصوصا، مبل را یک سال خریدی یا دو سال است که خریدی، نه از مُد افتاده مبلهای جدید اومده.@ من اصلا در این خانه دارم خفه میشوم در این خانه نمیتوانم نفس بکشم چرا؟ رفته چند جا دیده کاشیکاریهای جدید آمده مدلهای جدید اومده بعد میگوید خانه یا زمین دیگر از اول بسازیم با مدل جدید، این وَلَع است این بیتربیتی است این شهوت است این حریص بودن است.@ خانم از شوهرش طلاق گرفته چون حاضر نبوده مثلا مدل اتومبیل را عوض کند جلوی جاریش کم میآورده پایش را کرده در یک کفش، الان هوسبازیهایی که یکسره خانمها دارند آقایان دارند، مَردها هم همینطور شدهاند متأسفانه، آنها هم ولعهای خاص خودشان را دارند، ولعهای سیاسی، ولعهای مقام.@ طرف اصلا مثلا مجموع کسانی که این آقا را میشناسند به 50 نفر نمیرسد رفته کاندید شده مثلا نماینده مجلس رأی بیاورد، آخه بابا چه کسی تو را میشناسد تو اصلا به چه درد میخوری@ برای مجلس، برای ریاست جمهوری کسانی رفتند ثبت نام کردند معلوم هست که آدم بیتربیتی است معلوم هست آدمی است که وَلَه دارد آدمی است که شهوتطلب است مقامطلب است قدرتطلب است.@ یا مقام یا لباس یا خانه یا اتومبیل را تلفن همراه یا مبل یا غذا شکمیات، الان مردم ایران طبق آمار، بیشتر از یک میلیارد نفر غذا میخورند یعنی ما الان آدمهایی داریم 700 800 میلیون نفر بیش از یک میلیارد نفر در دنیا غذا ندارند بخورند از گرسنگی میمیرند هر چند ثانیه یک نفر میمیرد@ بعد از گرسنگی، یک عده در یخچالها پُر، فریزرها پُر، سفرهها، پنج نفر میبینید غذای ده نفر در سفره چیده شده غذا نوعا در مهمانیها غذاها اضافی میآید نوعاً غذاها دورریز است میریزند بیرون، همه چیز اضافه میآید میوهها میماند خراب میشود آجیل اضافه است برنج اضافه است روغن بیش از حد اصلا خورد و خوراک خیلی وحشتناک است در این کشور.@ برق ما گاز چقدر مصرف میکنیم، دو برابر چینی که یک میلیارد و چند صد میلیون جمعیت دارد ما داریم گاز مصرف میکنیم در این کشور، بخاری روشن است و بعد ما پنجره را باز میکنیم. چون مُفت دارند میدهند به آنها، آب همینطور برق همینطور، گاز همینطور، تلفن همراه، شهوت اس ام اس بازی شما دیدید؟@ شهوت دارد یکسره پیامک میدهد بابا این هزینهها مگر شوخی است برای چه این همه؟ همینطوری. تلفن ثابت هست پیشش میتواند با تلفن ثابت تماس بگیرد با تلفن ثابت طرف، به موبایل میزند یعنی چند برابر مردم دارند اصرافهای اینطوری میکنند.@ همه چیز همه بخشهایشان همینطوری است قناعت ندارند در هیچ بخشی وقتی که خوب آدم اینطوری شد شخصیتش دیگر بیچاره این بخش فوق عقل به هیچ کاریش نمیرسد دیگر بخش فوق عقل دیگر اصلا وقت ندارد@ اصلا این نمازش هم الان مغرب بشود برود نماز بخواند حس و حال نماز خواندن ندارد این دیگر چه بود گذاشتند در دامن ما؟ این چیست؟ نماز چیست؟ یعنی چه نماز؟ حج چیست؟ روزه دیگر چیست؟ قرآن؟@ نمیتواند اصلا، هیچ حسی با اینها ندارد اصلا چون این بخشها خیلی گردن کُلُفت شدهاند اصلا اجازه به بخش انسانی برای خورد و خوراک برای عشقبازی نمیدهند.@ خوب وقتمان تمام شد البته بحثهایش خیلی مهم است این بخشها یک مقدار سعی کنید انشاء الله در هفته آینده در این بخشهایی که میگویم تمرین کنید هر کس ببینیم میتوانیم یک ذره یک مقداری مثلا روی غذا روی لباس روی حرف زدن روی تماس گرفتن روی بخشهای پایینی میتوانیم تغذیه کنیم خودمان را یا نه@ نرنجیدن حساس نبودن اگر یک موقع رنجیدی یا حساس شدی میتوانی با بخش فوق عقلانی جبران کنی یا نه؟ یعنی میتوانی با معشوق اصلیات بیخیال معشوقهای پایینی بشوی احساس حقارت به شما دست ندهد گدای عاطفه نباشی، بچهام روز مادر برایم هدیه نیاورد، جهنم، این افسردگی دارد@ شوهرم این را نگرفت آن را نگرفت ببینید این همهاش گدایی است حالا آدم برایش یک هدیه میگیرند کسی با آزادی با اختیار کسی برای آدم یک هدیه میگیرند تشکر هم میکند بتواند جبران کند میکند نتوانستم تشکر میکند@ برای اینکه ما محتاج هدایای مردم باشیم یا محتاج هدایای این و آن باشیم یک نوع گدایی است یک نوع بیشخصیتی است قیمت ما را خدا فقط تعیین میکند آدمها تعیین نمیکنند نه همسر میتواند قیمت همسرش را بپردازد واقعا و تشکر به معنای حقیقی بکند مگر لفظی.@ هیچ همسری توانایی جبران محبتهای همسرش را ندارد چه زن نسبت به مرد چه مرد نسبت به زن باید از خدا تشکر کنیم لذا خداوند میگوید وقتی شما که با هم خوب هستید من شکور هستم بسیار از شما تشکر میکنم@ آدم وقتی تشکر خدا را دارد چه محتاجی به تشکر بنده خدا باشد تمرین کنیم ببینم میتوانیم یک ذره عزیز بشویم یک ذره آرام بشویم یک ذره مهربان بشویم یک ذره با شخصیت بشویم یا نه انشاء الله انشاء الله که بتوانیم بشویم. و الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@