جلسه 016 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
1
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - تنبلی و بی‌حوصلگی

تنبلی و کسالت 16 31/1/92

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین@ بحثمان در جلسه گذشته درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی بود که یکی از دلایل مهمی که برای بیحوصلگی و تنبلی ذکر کردیم مسئله عدم تعادل تغذیه قوای مختلف ما بود و اینکه ما اگر لذتها و خوراکهای بخشهای مختلفمان را تنظیم نکنیم یک بخش که قوی بشود نسبت به بخشهای دیگر بیحوصلگی و تنبلی ایجاد میشود.@ مثلا کسانی که بخش حسیشان را تقویت میکنند نسبت به بحثهای بالاتر خیلی علاقهای ندارند مثلا خورد و خوراک، آدمهای شکمو، آدمهایی که به مزه غذا خیلی علاقمند هستند قوی میشود طبعشان و روحشان در بخش لذتهای حسی این میشود لذت نهایی آنها برای آنها مسئله غذا از همه چیز مهمتر است@ خوردنیها نوشیدنیها و مسائلی از این قبیل بعد اینگونه افراد دیگر به فکر مسائل بالاتر نمیتوانند باشند یعنی دنبال درس و کار علمی جدی یا کار معنوی جدی نمیتوانند باشند یا افرادی که تغذیههای خیالیشان، گفتیم پنج تا است حس، خیال، وهم، عقل، فوق عقل.@ آنهایی که تغذیههای خیالیشان خیلی زیاد است آنها همینطور مثلا خیلی به تجملات و کارهای ظاهری و زینتآلات و زیورآلات و کارهای هنری و تزئینات به این چیزها اهمیت میدهند اینها بخشهای دیگرشان سهمشان کم میشود@ یعنی واقعا ظلم میشود به بخشهای دیگرشان گاهی وقتها تغذیه بخش وهمی زیاد میشود سهم بخشهای دیگر را میگیرد. بخش وهمی مثل مثلا روابط بین آدمها@ شوهرداری، زن داری، مادر بودن، کارهایی مثل ریاست، مقام، کارهای سیاسی ، کارهای ورزشی، نه در بُعد جسمی در بُعد وهمی، که میبرد که میبازد تیم بازیهایی که الان میشود آبی، قرمز، زرد، هر کس دنبال یک پرچمی و یک تیمی میافتد@ یا مثلا پیگیری کردن فیلمها، سریالها، ماجراها، قصهها، داستانهای پلیسی، داستانهای عشقی، آن چیزی که مربوط به توهم، یعنی وهم ما بیشتر دنبال اینطور چیزها است تَه قضیه چیز مشت پُرکنی گیر آدم نمیآید ولی قوه واهمه ما را ارضاء میکند@ یعنی شخص دوست دارد این سریال را ببیند و این قسمت را ببیند بعد قسمت بعد را ببیند بعد قسمت بعد را ببیند صد قسمت را دیده دنبال این است که ببیند نتیجه چه میشود کی به کی میرسد کی با کی ازدواج میشود کی میمیرد کی نمیمیرد کی کی را میکشد@ از این چیزها با این که خودش میداند اصلا این داستان ممکن است واقعیت هم حتی نداشته باشد یک افسانه است مثل داستانهای امیر ارسلان، قصه حسین کُرد، قصه هزار و یک شب، قصه شهرزاد، داستانهای پلیسی، سریالهایی که در تلویزیون است@ داستانهای جنایی، داستانهای عشقی، ولی چیز مُشت پُرکنی گیر شخص نمیآید یعنی در متن زندگی شخص به درد شخص اصلا نمیخورد بعضیها در این کار هستند دیگر اینها حتی یادشان میرود که زن و بچه دارند، شوهر دارند.@ جلسه گذشته عرض کردم مثلا شما فرض بفرمایید کسانی که کارهای سیاسی میکنند برایشان ریاست، مدیریت، مقام آوردن، شهرت، اهمیت زیادی دارد اینها دیگر خیلی وقتها به کارهای جدیشان نمیرسند@ فرصت کارهای علمی را ندارند، فرصت کارهای خانوادگی خیلی جدی ندارند به خانمشان برسند به بچههایشان برسند به تربیت بچههایشان برسند، هنرمندان اینگونه هستند،@ نوعا شما نگاه کنید بچههای اینها آدمهای ضعیفی بار میآیند یا روابط عاطفی بین زن و شوهر یا پدر و فرزند مادر و فرزند رابطه ضعیفی است حتی بین خود زن و شوهرهایی که این مشغلهها را دارند پیوندهای خیلی عمیقی ایجاد نمیشود و متزلزل است اینگونه پیوندها به این چیزها بیشتر میرسند@ یا بعضیها فعالیتهای عقلانیشان یعنی کارهای علمی و مطالعاتشان خیلی زیاد است آنقدر زیاد است پروژه، و طرح و تحقیقات و یکسره آزمایش و کتاب و درس دیگر اصلا فکر نمیکند که پدر هم هست باید به بچهها هم برسد و همسر هست باید یک وقتی برای خانواده خودش بگذارد یادش میرود که انسان است و برای مسائل معنوی خود یک بخشی بگذارد برای روحش بخش جاودانه خودش@ نوعا کسانی که این چهار بخش پایانی خودشان را بیش از حد تغذیه میکنند وقتی برای خود اصلی و جاودانهشان ندارند وقتی برای خود اصلی و معنوی و الهی خودشان ندارند لذا مظلومترین بخشها معمولا کدام بخش است؟ بخش فوق عقلانی با بخش انسانی است که از سهمش زده میشود@ از نمازش دزدی میکند، اذان و اقامه را نمیگوید، نماز را تند میخواند، حضور قلب ندارد، تعقیبات ندارد، روز قیامت قرآن یکی از پنجاه سؤال قیامت قرآن است یعنی اگر کسی رابطهاش با قرآن ضعیف باشد به هیچ وجه قیامت نجات پیدا نمیکند@ پنجاه تا آیه که مثلا مجموعا شاید 10 ـ 15 دقیقه طول بکشد نمیتواند بخواند ولی روزنامه، مجله تا دلتان بخواهد میتواند بخواند، کتاب میتواند بخواند، سریال میتواند تعقیب بکند فیلم میتواند تعقیب بکند، باشگاه میتواند برود ورزش میتواند بکند با دیگران ساعتها تلفنی حتی میتواند صحبت بکند@ ولی چون این بخش ضعیف است حس و حال تغذیه ندارد نمیتواند 15 دقیقه با خداوند حرف بزند، یعنی این همینجوری است چون به بخشهای دیگرش خیلی رسیده جنایت زیاد کرده این بخش را در حقش جنایت زیاد کرده@ مثلا عرض کردم شاید اگر 50 سالش هم باشد این نماز چهار رکعتی بشود دو رکعت خوشحال میشود، در سفر چهار رکعتی بشود دو رکعت ذوق زده است احساس نیازی ندارد نسبت به خدا، یعنی همان دو رکعت هم زیاد است تازه اگر میشد این دو رکعت هم نباشد.@ کاشکی خدا میگفت در سفر اصلا نماز نخوانید این جوری بود. برای واجباتش اینگونه است واجباتش، کارهای معنویش، حس و حال ندارد@ یکدفعه میبینید از ترس جهنم اینها که اگر نخواند میرود جهنم زوری رعایت میکند خیلی چیزها را این اصلا به درد نمیخورد معلوم است این بخش انسانی بخش ضعیفی است هنوز الله، آسمان، خانواده آسمانی خودش را از خودش نمیداند، هنوز خوراک خودش نمیداند این چیزها را.@ شما نگاه کنید اگر یک زن و شوهر به هم محبت کنند جای تعجب دارد یا ندارد؟ جای تعجب ندارد این میگوید زنم و آن شوهرم است پدر و فرزند، مادر و فرزند چه؟ اگر دلشان برای هم تنگ شود دوست داشته باشند با هم حرف بزنند با هم باشند با هم مسافرت بروند تعجب ندارد دیگر درست است؟@ دو تا دوست تعجب ندارد، چون همدیگر را قبول کردهاند به هرحال علاقهای به هم دارند. چگونه است یک نفر با خدا نمیتواند انس بگیرد شب حوصله خدا را ندارد، روز حوصله خدا را ندارد حوصله کلام خدا را ندارد، خدا فرمود هر وقت دوست داشتید من با شما حرف بزنم قرآن بخوانید و هروقت دوست داشتید شما با من حرف بزنید نماز بخوانید.@ شما میخواهید حرف بزنید، اصلا این حس ندارد که نیم ساعت بشیند و با خدا حرف بزند فکر میکند که اگر قرار است بشیند و با خدا حرف بزند باید بگوید خدایا یک شوهر خوب بده یک زن خوب بده بچههایم اینگونه باشند مشکلات اقتصادی دارم@ از این حرفها، یعنی خدایی که بیشتر کارگر ماست، باید کارهای ما را راه بیندازد. خودش محبوب ما نیست خودش مثلا انگار دوست ما نمیتواند باشد حریف دل ما مثل اینکه نیست اصلا که مثلا بتوانم از آن لذت ببرم از آن حرف بشنوم و بتوانم با آن صحبت بکنم نیست.@ این نشان میدهد که تغذیه بخشهای پایینی خیلی زیاد بوده حق کدام بخش خورده شده؟ بخش فوق عقل یعنی یک کسی که حس و حال معنوی ندارد حس آسمانی ندارد مثلا چطور میشود آدم با خانواده زمینی خودش با آدمها، همسایهها، دوستها، زمینیها، بتواند آنقدر رفاقت برقرار کند که برود، بیاید، مهمانی، خاله خاله بازیهایی که الان در زندگیها است@ دیدید دیگر که آن بیاید، این بیاید، این باجناق بیاید، جاری بیاید، خواهر خانم بیاید، آن یکی بیاید، این یکی بیاید، چگونه میشود آدمها میتوانند با همدیگر اینقدر، مثلا اگر 200 سال هم که عمر بکنند باز هم این مهمانیها و جلسات و برو، بیاها، برقرار است@ بعد آنوقت برای خانواده آسمانی خودش اصلا حس و حال و وقت رفت و آمد و مهمانی ندارد اصلا این شخص وقتی اصلا حس ندارد به مادرش فاطمه زهرا، با مادر زمینی خود میتواند بشیند و حرف بزند@ ولی با مادر آسمانی و اصلی که قراره بینهایت پیش این مادر باشد یعنی فاطمه زهرا پیش آبا و اجداد طاهرین خودش باشد میبینید هیچ حسی ندارد با اینها حرف بزند، با اینها باشد، یا خودش را وقف اینها بکند یا انس بگیرد با آنها از اینها لذت ببرد هیچی اصلا انگار که قطع است این ارتباط با خانواده آسمانی و آسمان کلاً قطع است@ آنوقت وقتی زیارت عاشورا میخوانیم میگوید بابی انت و امی، پدر و مادرم فدای تو، این دروغ است دیگر، پدر و مادرم فدای تو یعنی معنای اصلی آن را گفتیم که یعنی چه؟ یعنی تو پدر آسمانی و حقیقی من هستی پدری هستی که روح من روح بینهایت من از تو بوجود آمده و پدر و مادر زمینیم را فدای پدر و مادر آسمانیام میکنم.@ درست است؟ معنایش این است دیگر یعنی پدر و مادر اسمانی من برای من عزیزتر و محبوبتر از پدر و مادر زمینی هستند، ولی عملاً میبینیم که وقتی که برای بحث خانواده زمینی و آدمها گذاشته میشود عملاً یک همچین وقتی برای آسمان افراد ندارند برای رفت و آمدهای معنوی ندارند، برای نشستن روی سجاده ندارند.@ روی سجاده که مینشینند هیچ انسی ندارند، قرآن را که دستشان میگیرند هیچ انسی ندارند، با حسینه، با مسجد، انس ندارند با حرم انس ندارند، اگر هم بروند خیلی زود فقط میروند سُک سُکی، به قول امروزیها یک بوس میکنند و برگردند ضریح را یک بوس میکنند و برمیگردند که فکر میکنند زیارت یعنی همین.@ لذا اگر دیده باشید نوعا افراد نمیشینند در حرمها با خود حضرت حرف بزنند ارتباطی داشته باشند شاید 4 ساعت سرپا در صف که برود دستش را بزند به ضریح و برگردد برود و آنجا را ببوسد، فکر میکند که امام رضا در آنجا نشسته امام رضا فقط همان جا گوشش میشنوند جای دیگر نمیشنود،@ در سر و کله هم میزنند، همدیگر را فشار میدهند، اذیت میکنند، کلی گناه و معصیت و چیزهای دیگر، چقدر آدمها اذیت میشوند تا بخواهند بروند آنجا، یعنی اصلا خودش فکر نمیکند که برود یک گوشهای آرام بشیند امام رضا دارد من را میبیند اشهد انک تری مقامی@ دیگر تو مرا میبینی تسمع کلامی صحبت من را میشنوی همه این را میفهمیم. حرفی برای امام رضا ندارد دلتنگی برای امام رضا ندارد، اگر هم برای امام رضا داشته باشد یک مُشت عُقدههای زمینی را برداشته برده آنجا در حرم.@ یعنی آنجا مثلا میشیند زارزار گریه میکند آی امام رضا من را از فلان مسئله زمینی نجات بده ولی خودش با امام رضا حرفی ندارد، بگوید پدرش است بالاخره آدم دوست دارد با پدرش گپی بزند، حرفی بزند مگر قرار است آدم هروقت رفت پیش خانوادهاش یک چیزی بِکَند از آنها، یک چیزی بگیرد از آنها، نه.@ همین عدم اُنس باعث شده که ما معمولاً نوعاً مثلا فرض بفرمایید تولد حضرت زهرا میآید مادرمان است یا تولد ائمه میآید فکر میکنیم آنها باید به ما یک چیزی حتما بدهند، ولی تولدها معمولاً آنی که تولدش است میگیرد یا میدهد؟ میگیرد دیگر.@ مثلا ما الآن تولد مادرم حضرت فاطمه زهرا است ما امروز یک هدیه بدهیم خوشحالش کنیم تولد امام رضا است ما یک هدیه بدهیم خوشخالش کنیم خیلی هدیهها آدم میتواند بدهد به آنها به عنوان هدیه تولد به آنها بدهد.@ ولی این در دل ما نمیافتد که من یک هدیه بدهم، چرا؟ چون رابطه عاطفی از طرف ما چیست؟ خیلی ضعیف است از آن طرف هست ولی از طرف ما ضعیف است، وقتی این رابطه ضعیف است نشان میدهد که شخص در تغذیه قوایش هوسباز بوده هوسران بوده به هوسهای این چهار بخش رسیده و این بخش چه شده؟ ضعیف شده@ اینقدر ضعیف است که دیگر هوس ندارد اصلا میدانید وقتی اینقدر ضعیف میشود هوس نداشته باشد یعنی خیلی ضعیف است. مثلا هوس پول، لباس، تلفن همراه، انگشتر، اتومبیل، خانه، کریستال، فرش، میکند پس نشان میدهد که بخش حسی چیست؟@ زنده است فعال است هوسهای خیالی میکند تجملات، زیباییها کارهای هنری، هوسهای مثلا شخصیتی دارد، عشقی، عشق زمینی، عشقهای زمینی جزء بخشهای وهمی ما است بخش حیوانی، پایینترین بخش حیوانی. عشقهای زمینی با دوستها با رفقا با معشوق بامحبوب با نامزد، با ...، محبتها و علایقی که مربوط به زمین است کلاً یک بخشش بخش زمینی و جنسی است@ در این بخشها فعال است هوسهای مطالعاتی افراد کمتر میکنند، مثلا خیلی از افراد که میروند دانشگاه هوسانه نمیروند چگونه میروند؟ میگویند ما اگر نرویم دانشگاه اگر لیسانس نگیریم اگر فوق لیسانس نگیریم اگر دکترا نگیریم اوضاعمان نمیگرده شغل گیرمان نمیآید پولی نداریم@ و الاّ اگر بشود یک جوری معلمها بگوید که شما همینجوری بیایید و بروید ما به شما یک بیست میدهیم اینها بیشتر راضی هستند که درس نخوانند. عشق به درس کمتر است ولی بالاخره به هرحال عشق به مطالعه هم باز در خیلی از افراد عشق به فهمیدن وجود دارد.@ شما الان آمدید اینجا نشستهاید نشان میدهد که بخش عقلانی همه شما فعال و زنده است که یک مسیری را طی میکنید بیایید یک چیزی را به قلب و عقلتان برسانید.@ اما هوسهای بخش انسانی خیلی کم است یعنی آدمها نوعا مرده هستند در این بخش هوسهای بخش انسانی ندارند مثل هوس نماز، نماز شب، حرم، قرآن، هوس مناطق جنگی بکند برود آنجا یک کمی ارضاء بشود اشباع بشود@ هوسهای عرفانی و معنوی دیگر کلاً بخش انسانی هوس چهارده معصوم، هوس امامزادهها، هوس خود خدا، هوس فرشتهها، حتی هوس بهشت، در روایت داریم شوقوا انفسکم الی نعیم الجنۀ.@ خودتان را به نعمتهای بهشتی مشتاق کنید اشتیاق ایجاد میشود در شما دیگر الان اگر کسی هوس بهشت ندارد یعنی سنخیت ندارد هوسی هم ندارد شما یک کسی فرض بفرمایید که کله پاچه دوست ندارد هوسش را میکند یا نمیکند؟ نه.@ یا نه بدش هم نمیآید ولی دوست هم ندارد هوسش را هم نمیکند، سیرابی خوشش نمیآید، هوس نمیکند میگوید من با این سنخیت ندارم شاید بدم هم بیآید. انسان چی را هوس میکند؟ چیزی را که با آن سنخیت دارد شباهت دارد دوستش دارد حالا از آن هم که جدا میشود دلتنگی میکند میگوید حالا نمیبینمش دو روز سه روز ندیدم دلم تنگ میشود.@ علامت اینکه یک بخشی از وجود یک شخص فعال و زنده است هوس است این علامتش است. اگر بخواهیم بفهمیم که ما این بخش زنده است یا نه باید ببینیم ما خیالپردازی داریم یا نداریم@ الان فرض بفرمایید یک بچه شما به آن بگویید میخواهیم برایت یک دوچرخه بخرم میخواهم برایت یک کتانی بخرم، یک کفش بخرم، میخواهم برایت یک کت و شلوار بخرم، میخواهم یک چادر بخرم، میخواهم یک کاپشن بخرم، این تا صبح خوابش نمیبرد چند دفعه خواب لباس میبیند@ پس نشان میدهد که این بخشش چیست؟ بخش زنده است که هوس میتواند بکند یعنی خیالبافی میتواند بکند با معشوق خودش یا بخشهای زینتی، بخشهای هنری میتواند این کار را انجام دهد.@ پس هوس خیالبافی، خیالپردازی نشان دهنده زنده بودن آن بخش است، مثل کسی با مقام با ریاست، مثل کسی که میخواهد برود مجلس میخواهد رئیس جمهور بشود، میخواهد شورای شهر برود، هزار بار در خیال خودش چه میشود؟ نماینده میشود رئیس جمهور میشود، وزیر میشود سردار میشود، استاندار میشود، مثلا رأی میآورد.@ در خیال خودش میگوید اگر من رأی بیاورم اینگونه میکنم یا عاشق یک نفر است دائما در خیال خودش با آن حرف میزند با آن زندگی میکند با آن حرف میزند، این نشان میدهد خیالبافی و خیالپردازی در وهم خودمان نشان میدهد که یک عشق و یک زندگی وجود دارد.@ امام سجاد(ع) به خدا میگوید خدایا چقدر خوب است انسان چقدر لذت دارد ما علی الزخواتر الالهام چقدر لذت دارد که انسان در واهمه خودش با تو عشقبازی کند علامت اینکه یک نفر عاشق است و محبت برقرار شده و واقعا فعال است آن بخشش این است که با معشوق خودش چه میکند؟ خیالپردازی میکند.@ الان فرض بفرمایید دختر پسرهایی که مثلا در مرحله عقد هستند دختر میگوید ما عقد کردیم پسر اصلا خانه ما نمیآید نه دو هفته یک بار، تماس تلفنی نداریم، نه اس ام اس نداریم، این علامت خطرناکی است دیگر به آن میگویند طلاق عاطفی.@ به پسر میگویی دوستش داری؟ میگوید نمیدانم. دلت برایش تنگ میشود؟ نمیدانم. به آن فکر میکنی؟ وقتی اینطوری است نشان میدهد که این عشق مرده است یعنی اصلا وجود ندارد یا ازدواج اجباری بوده یا انتخاب غلط بوده اصلا مرده.@ پس هوس دقت کنید هوس علامت چه است؟ علامت زنده بودن، فعال بودن، علامت قدرت است. هر کس باید ببینیم یک نفر حیوان است یا انسان؟ باید ببینیم کدام نوع از هوسهایش بیشتر است هر بخشی که هوسهایش بیشتر است شما در آن جایگاه نمره دارید یعنی آن شکلی میشود آدم روز قیامت همان شکل محشور میشود.@ حضرت میفرماید که روز قیامت امت من به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند به این معنی است که به صورت خوک میاید با اینکه مسلمان است ولی خوک میاید، سگ میاید، بوزینه میاید، به خاطر این است که این بُعدهایی که در شخص هست بیشتر از همه چه داشته؟ تغذیه داشته@ بیشتر از همه مثلا اینطوری بوده خیلی غذا خورده خیلی در این بخش بزرگ شده بخشهای دیگر ضعیف شدهاند. علامت اینکه یک نفر انسان حقیقی است قبلاً چند بار گفتیم این است که بخش فوق عقلانی آن فعال است و علامت فعال بودن بخش فوق عقلانی و بلوغ آن این است که گفتیم سه تا معشوق را بیشتر از همه معشوقها دوست دارد آن سه تا چه بود؟ خود الله، چهارده معصوم و جهاد.@ اگر کسی در وجودش این از همه بالاتر است نشان میدهد بخش فوق عقلانی آن فعال شده و برتری دارد یعنی این باطناً یک آدم است باطنش یک انسان است اگر بمیرد به صورت حیوان محشور نمیشود به صورت انسان محشور میشود.@ حالا میخواهیم یک مقدار در مورد هوی و هوس صحبت کنیم که هوی و هوس در بخشهای پایینی چقدر خطرناک است اگر قرار باشد انسان تابع اینها باشد وِل کند جلوی شکمش را، جلوی خیالش را، جلوی شهوات دیگرش را، جلوی امیال دیگرش را.@ حالا شهوتهای مقام، شهوت ریاست، شهوت پول، شهوت قدرت، شهوت علم، این را هم داریم همهاش دنبال مطالعه و کتاب اینها باشد ولی بخشهای دیگرش فعال نباشد خیلی خطرناک است. انواع و اقسام شهوتها و مستیهای مختلف داریم.@ الشهوات مساعد الشیطان شهوتها، شهوت گفتیم یعنی چه؟ میل، میلهایی که مربوط به کدام بخشها است؟ این چهار بخش است بخشهای حسی، وهمی، خیالی و عقلی. تا گفتیم شهوت، یکدفعه فقط انسان شهوت جنسی سراغ ذهنش نیاید@ شهوت خوراکی، یک آدم افراد هستند که اصلا شاید در شهوات جنسی خیلی ضعیف باشند اما شهوت شکمیشان خیلی قوی است با مزه دنبال مزه چرب و شیرین و ترش و با مزه خیلی گرفتار هستند وقتشان را زیاد میگیرد.@ مساعد الشیطان، دامهای شیطان هستند. پس باید انسان دقت کند هوسهای این چهار بخش محترم هستند میلهاشان هم محترم و شهوتهایشان محترم هستند اگر یک موقع میلی داشتند باید به صورت، چند تا از آنها را آن هفته گفتیم حلال باشد و به اندازه باشد@ دو تا شرط یادتان باشد که آن هفته گفتیم حلال و به اندازه باشد اشکال ندارد حلال باشد و به اندازه. ولی اگر حرام باشد یا به اندازه نباشد شخص میافتد در وادی هوسبازی و شهوترانی و هر کدام از این بخشها وقتی زیادی این بخشها تغذیه شوند سنگین میشوند دیگر جایی برای تغذیه این بخش نمیماند دیگر این حس و حال ندارد@ مثلا غذا میخواهید بخورید یک کسی میخواهد بتواند شب پرواز بکند بتواند رو سجاده برود بتواند خوابهای قشنگ ببیند بتواند الهامات قشنگ در دلش بیفتد، بتواند انس بگیرد با حق تعالی، بتواند حضور قلب داشته باشد حالا شب کسی سنگین شام خورده باشد اصلا نمیتواند.@ این مال موردی آن، مال کل زندگی، آنهایی که اضافه وزن دارند اگر کسی اضافه وزن داشته باشد از وزن طبیعی بدنش چابک نباشد مثلا 5 ـ 10 ـ 15 ـ 20 کیلو اضافه وزن دارد این 5 کیلو 20 کیلو اضافه وزن این شخص را واقعا از نظر بخشهای عقلانی و فوق عقلانی تنبل و بیحس میکند این شخص دیگر چابک نمیتواند باشد@ این شخص نمیتواند آدم دقیق صاحب نظر آدم تیزی بشود در مسائل عقلی و در مسائل فوق عقلانی سنگین است و نمیتواند تا بهشت بپرد ما فکر میکنیم یک چیز ساده است خوب حالا فرض بفرمایید اضافه وزن است اما این اضافه وزن که شخص پیدا میکند این اضافه وزن دردسرساز میشود هم برای دنیایش هم برای آخرتش@ باید این را کاهش بدهد این را باید کم کند باید برسد به یک وزن طبیعی به یک وضعیت جسمی خوب به یک بدن قِبراق کسانی که بدن قبراق و چابک ندارند در بخشهای بالایی هم چه میشوند؟ در بخشهای بالایی هم نمیتوانند پروازهای بلند انجام دهند شاید بتوانند یک ذره بپرند ولی سنگین هستند@ مثل مرغ هستند که نمیتواند خیلی از زمین فاصله بگیرد بال میزند پر دارد ولی نمیتواند پرواز کند. لذا بچههایتان را باید اینگونه تربیت کنید بچهها را باید مواظب باشید که اضافه وزن پیدا نکنند مادرها معمولاً گفتیم از پنج بخش، پدر و مادرها بخش سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق معمولاً الان تغذیههای دو تا بخش را خیلی زیاد میکنند آمارش میرود بالا بخشهای دیگر بیغذا میمانند@ لذا تعادل به هم میخورد تنبلی ایجاد میشود بخشهای شکمی را خیلی میرسند به بچههایشان که باز عرض کردم 70% بچههای زیر 20 سال اضافه وزن دارند و بخشهای هوشیشان را خیلی قوی میکنند درس بخوان، تیزهوشان برو، غیرانتفاعی برو، کلاس فوقالعاده برو، همین بچهها را خسته میکنند@ یکسره ذهنهای بچهها خسته است این بچهای که یکسره ذهنش خسته است ریاضی کار میکند، جبر کار میکند، مثلثات کار میکند، زبان کار میکند، کامپیوتر کار میکند، این دیگر اصلا به سه تا بخش دیگرش واقعا فرصت نمیکند برسد@ خوب تعادل به هم میخورد، ممکن است دانشجوی خیلی تیزی بشود، اصلا برود تیزهوشان، دکتر خوبی بشود، مهندس خوبی بشود، ولی آدم خوبی نمیتواند بشود، شاید پدر خوبی نشود، همسر خوبی از آن در نمیآید نمیتواند به شادی و آرامش برسد.@ علامتی اینکه تعادل برقرار شده و همه ابعاد خوب غذا خوردهاند این است که شخص باید هرچه قدر تغذیهاش متناسبتر شود باید سطح شادی و آرامشش بیشتر شود ولی این نرسیده خانوادهها معمولاً الان این کار را میکنند خیلی به شکم بچههایشان میرسند شکم خانواده میرسند و یکی هم به چه؟ به تجملات و زیباییهای ظاهری گفتم سلامت و زیبایی.@ و یکی هم به هوش خیلی اهمیت میدهند، خیلی درس بخوانند خیلی مطالعه کنند اما سه تا بخشهای دیگر معمولا در افراد فقیر هستند یعنی خیلی افراد ثروتمند نیستند، باردار نیستند@ در این ابعاد مثلا فرض بفرمایید که عقلانیت قدرتمندی داشته باشند تشخیص مصالح و مفاسدشان خیلی خوب باشد خیلی خوش اخلاق و شیرین باشند مشکل نداشته باشند عصبی نباشند پرخاشگر نباشند، حسود نباشند، زودرنج نباشند، نه نوعاً این گرفتاریها را دارند@ و چه؟ و پروازهای فوق عقلانی بخش دین بتوانند آسمان را شکار کنند زیاد شکار گیرشان نمیآید قدیمیها مراجعه میکردید میدید که خوابهایشان قشنگتر بود بیشتر بود خوابهای خوب را البته الهامات خیلی خوب الان دیگر خیلی در افراد شما نمیتوانید پیدا کنید آدمهایی که بتوانند خوابهای فوق طبیعی ببینند پروازهای بالا داشته باشند ضعیف شدند@ دیگر برای اینکه تعادل به هم خورده تعادل به هم خورده اینقدر سرگرمی اینقدر بازی اینقدر تفریح اینقدر عوامل غفلت زیاد شده که شخص یادش میرود دیگر آدم است.@ پای تلویزیون بشینید کانالها را جابه جا کنید عمرش را میتواند تلف کند یعنی 500 سال عمر داشته باشد میتواند پای تلویزیون تلفش کند این سریال این فیلم، بزرگان ما میشینند کارتون نگاه میکنند، چیزهایی که به آنها ربطی ندارد میشینند وقتشان را پای آن میگذارند خوب این آدم نمیتواند کارهای بزرگ انجام دهد این حضور قلب اصلا ندارد@ حضور قلب میدانید یعنی چه؟ یعنی وقتی ایستادی جلوی خدا بکشی تا آسمان، این اصلا نمیتواند بکشد این اول نماز تا آخر نماز میبینی اصلا پر نزده همین فقط یک زمانی به خودش میآید که دارد سلام میدهد اصلا نمیفهمد که دارد به چه کسی سلام میدهد.@ که امام صادق(ع) فرمود بعضی از شما 50 سال نماز میخوانید و یک رکعتش هم قبول نمیشود چون این پنجاه سال هم که سلام داده اصلا به هیچ کس سلام نداده همینجوری روی هوا به یک کسی سلام داده مثل اینکه انسان در تاریکی به کسی بگوید سلام نمیداند کیست@ کسانی که یک عمر پنج وعده در روز به آنها گفته السلام نمیداند اینها کی هستند چه بوده اصلا داستان که سلام کند چون سلام معمولا به کی میکند انسان؟ به مخاطب میکند دیگر این اصلا مخاطب نداشته این مدت یک بار نشده با این غیبیها با این آسمانیها واقعا روبرو بشود تخاطب داشته باشد وقتی تخاطب ندارد نمازش به چه دردش میتواند بخورد@ بله از این جهت خوب است نماز خوانده یک واجبی را انجام داده حداقل کافر نیست جهنم کفار نمیرود ولی بخش انسانی یک چیز دیگر است@ پرواز انسانی یک چیز دیگر است لذا باید به هیچ وجه تنبیلی و بیحوصلگی را نگذاریم راه پیدا کند به بخشهای عقلانی و فوق عقلانی این را باید خیلی دقت کنیم و وقت بگذاریم@ وقتی شما وقت میگذارید برای بخشهای عقلانی و فوق عقلانی یواش یواش سهم این بخشها چه میشود؟ کمتر میشود و سهم چه بیشتر میشود؟ سهم این. برای همین هم خدا میفرماید که حداقل 17 رکعت واجب است چرا خدا میخواهد چون میداند که اگر واجب نکند ما سراغ نماز نمیرویم@ الان هنوز هم خیلیها نمیروند نماز بخوانند 17 رکعت مگر مجموعش چند دقیقه میشود؟ نیم ساعت میشود 17 رکعت؟ نمیروند خیلیها همین را هم لذا واجب کرده که لااقل بلکه شاید یک کمی بیاید یک کمی این بخششان غذا بخورد@ ماه رمضان را تمام سال روزه مستحبی داریم چه کسی میرود بگیرد روزه مستحبی؟ به ندرت کسی میرود بگیرد واجب را هم خیلیها نمیرود بگیرند. لذا خدا ماه رمضان میگوید آن بخش حیوانی را نیارید با خودتان کدام بخش را بیاورید؟ بخش انسانی.@ این بخش حیوانی را با روزه خدا میبندد جلویش را یک کمی دهانت را ببند یک چند ساعتی اجازه بده این بخش چه بشود؟ فعال بشود بلکه فعال بشود. ما از بس هوسهایمان زیاد است و این بخشها قوی است حتی اگر به دستور خدا روزه بگیریم در افطار جبران میکنیم@ دوباره انتقام میگیریم از خدا یعنی سفرههای افطار ما اینطوری است عُقدهای طراحی میشود معمولاً ماه رمضان میاید مردم یکدفعه پنجاه نوع خوراکی سر سفره افطار میچینند از بس که از دست خدا ناراحت هستند@ وقتهای عادی اینطور نیست وقتهای عادی شاید یک دانه از آن خوراکیها را هم نخورند ولی وقتی روزه میشوند چون این بخش عُقدهدار میشود میبینید که سفرهها سفرههای خیلی رنگینی میشود چرا؟ چون بدش آمده باطناً خیلی اذیت شده از اینکه جلوی بخش حیوانیاش گرفته شده@ میگوید خدایا قربانت بروم چشم شما گفتهاید روزه بگیرید ما میگیریم اما خدایا من به موقعش تلافی میکنم. لذا شما نوعاً میبینید مصارف که خود دولت هم اعلام میکند مصارف غذایی در ماه رمضان چند برابر میشود چرا؟@ چون شخص خودش را آدم نمیبیند خودش را چه میبیند؟ یک بخش حیوان میبیند که حالا مسلمان است این حیوان دقت بفرمایید یک حیوانی که مسلمان شده حیوان کافر نیست حالا چون مسلمان است مجبور است به حکم دین به یک سلسله قوانین عمل بکند@ و الاّ به آن اعتقادی که از آن لذت ببرد ندارد. وقتی پای لذت نمیآید یعنی این بخش چه شده؟ بخش فوق عقلانی یعنی بخش انسانی مُرده است این بخش ضعیف است. خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را میفرمود:@

یعنی میترسم که این بخشهای حسیام نگذارد که این بخش رشد کند و آخر این کودک عزیز روانم من در رحم دنیا سالم متولد به آخرت نشود و چه بشود این کودک؟ سقط شود.@ باران هم میآید مبارک است و خیر و برکت است و بهترین دعای ما تعجیل در فرج پدر آسمانیمان است و امامان است یک صلوات بلند با ذکر و عجل فرجهم.@ إعلموا أنَه ما مِن طاعۀ الله شیءٌ إلاّ یأتی فی کَرهٍ وَ ما مِن مَعصِیۀ الله شیءٌ إلاّ یأتی فی شَهوۀٍ. حالا با این توضیحی که دادم میتوانید سؤالی که میکنم جوابش را بدهید.@ میفرماید این را بدانید که هیچ طاعتی از طاعتهای خدا نیست مگر اینکه آدم بدش بیاید انجام دهد. بدش میآید یعنی کدام بخش؟ دستهایم را نگاه کنید. بخش حیوانی بدش میآید شما بگو حجاب، نماز، خمس، زکات، بدش میآید هر چه که شما بگویید بگو جبهه، جهاد، جنگ، ناراحت است هیچ خوشش نمیآید از این بخشها، کدام بخش قوی است؟@ و بعد میفرماید و ما من معصیۀ الله شیءٌ هیچ گناهی نیست مگر اینکه خوشش بیاید انسان فی شهوۀٍ. انسان رغبت دارد به گناه و معصیت.@ باز این انسان منظورش کیست؟ منظورش بخش حیوانی است و الاّ بخش انسانی هیچ طاعتی نیست که به آن پیشنهاد بکنند مگر اینکه از آن لذت ببرد حتما لذت میبرد چرا؟ چون با آن به چه میرسد؟ به خانواده آسمانی.@ شما وقتی یک نفر را خیلی دوست دارید خیلی برایت عزیز است اگر یک کاری برایش میکنید که مثلا به آن یک هدیه بدهید در آن لحظاتی که دارید تلاش میکنید این تلاشها خسته کننده نیست لذت میبرید@ مثل مادری که بچهاش را دوست دارد برای بچهاش بهترین غذا درست میکند یا برای همسرش نگاه میکنید که در طول کار با عشق و علاقه این کار را انجام میدهد میگوید بچهام بیاید شوهرم بیاید، یک مردی که بیرون کار میکند عرق میریزد پول درمیاورد که میگوید یک هدیه بخرم برای همسرم یا بچههایم، بچههایم که لذت ببرند مرد خستگیاش چه شده؟ یعنی به عشق آنها آن سختیها را تحمل میکند.@ یک کسی که عاشق خانواده آسمانیاش است هر چیزی که او را به بهشت به خانواده آسمانیاش نزدیک میکند برای این لذتبخش است دیگر ناراحت کننده نیست نمیخواهد از آن فرار کند از نماز واقعاً لذت میبرد، از ذکر لذت میبرد، از حرم لذت میبرد، از حسینیه لذت میبرد، از مسجد لذت میبرد، از روحانی لذت میبرد، از قرآن خواندن لذت میبرد،@ چون بالاخره یک وسیلهای یک بهانهای برای ارتباط قلب تو اصل شخصیت تو با کیست؟ با خانواده آسمانیات و اصلت معشوق اصلیات خداوند است.@ مگر تو نگفتی لا اله الا الله راست است یا دروغ؟ لا اله الا الله یعنی من معشوقی ندارم جز الله معشوق اصلی من الله است یعنی بیشترین لذت من کیست؟ الله. خوب اگر بیشترین لذتت الله باشد و تو راست بگویی که لا اله الا الله پس هر چیزی که یک بهانهای باشد که تو را به خدا نزدیک کند و حقیقتت از آن لذت میبری و خوشت میآید@ از آن یک کلاس باشد که تو را یاد اصلت بیندازد یاد حقیقت خودت بیندازد، یک کتاب باشد، یک فیلم باشد، یک دوست باشد، یک حرکت باشد، یک عملیات باشد، هر چیزی که تو را یاد حقیقت آسمانیت میاندازد برایت لذتبخش است@ نشان میدهد که این بخش فعال است که انسان دوست دارد برای این بخش معنویش سرمایه گذاری بکند و وقت بگذارد هوس دارد.@ مثل کسی که میرود کربلا دلش آب میشود، میگویند سوریه میگویند نجف، میگویند مکه، میگویند مدینه، میگویند مسجد، میگویند نماز جمعه میگویند نماز جماعت، میگویند حسینیه، میگویند قرائت قرآن، میگویند روضه، همچین قند در دلش آب میشود نشان میدهد که این بخش فعال است@ بخش انسانیاش فعال است لذت میبرد دیگر خستگی ندارد اصلا از طاعت خدا دردی احساس نمیکند وقتی میگویند ماه رمضان میآید خیلی خوشحال است چرا؟ چون ماه رمضان سهم بخش حیوانی چه میشود؟ کم میشود. کدام سهم زیاد میشود؟@

دهان زمینی و حیوانی در ماه رمضان بسته میشود دهان کدام بخش باز میشود؟ بخش انسانی. شما حج هم که میرود میگویند 24 چیز حرام است آن 24 چیز مال کدام بخش حرام است؟ بخش حیوانی.@ بخش انسانی اصلا حرام ندارد شما اگر توانستید در اسلام یک چیزی پیدا کنید مربوط به بخش انسانی باید، نباید، حرام در آن باشد اصلا نداریم. چرا؟ چون خداوند حرمت بخش انسانی را خیلی دارد آزادش گذاشته که هر کاری دلش میخواهد بکند@ ولی باید، نبایدهای دین مربوط به کدام بخش است؟ بخش حیوانی. آن هم نمیگوید حیوان را محترم نشمرید میگوید بخش حیوانیات هم محترم است نیاز جنسی دارد از راه حلال به اندازه، نیاز غذایی دارد از راه حلال به اندازه، نیاز به تجملات و زیورآلات و هنر و لذتهای دیگر دارد@ تفریح، خدا هیچ کدام را حرام نکرده میگوید باشد ولی به اندازه و طیب و حلال باشد هیچ اشکالی ندارد ولی اینقدر زیاد نشود که این بخش بمیرد و این بخش دیگر سهمی به آن نرسد@ ما بالاخره باید در 24 ساعت در شبانهروز یک وقتی را برای بخشهای انسانی و فوق عقلانی، بخشهای آسمانیمان قرار دهیم تا این بخش هم تغذیه بکند یواش یواش تغذیه بکند و بزرگ و بزرگ شود و بالغ شود و بالغ که شد عاشق میشود.@ از روز اول آدم توقع عشق را نباید داشته باشد. مثلا شما زندگینامه یک آدم بزرگی را خواندهای که چرا عاشق است، خوابهای قشنگ میبیند، کارهای قشنگ دارد، حالات قشنگ دارد، عبادتهای اینطوری، نگو پس من هم میخواهم مثل این کار را بکنم نه این درست نمیشود.@ باید یواش یواش تغذیه اول صورت بگیرد تغذیه صورت که گرفت به موقعاش بالغ که شد عاشق هم میشود مثل همان بلوغ جنسی. گفتیم نمیشود به یک دختر یا پسر کوچک 5 ساله گفت دوست دختر پسر، نامزد، ازدواج، اینها مفهومی از آن درک نمیکنند.@ به طور طبیعی تغذیه میشود بزرگ میشود، میشود 20 ساله یواش یواش یک حسی در آن بیدار میشود میگوییم حالا عاشق شده است. عشق انسانی هم همینطور است باید با معنویات با خوراکهای پاک افراد غذا بخورند تا یواش یواش چه اتفاقی در آنها بیفتد؟ عشق اتفاق بیفتد بتواند بگوید لا اله الا الله.@ هر وقت یک انسانی به معنای حقیقی راست گفت که میگوید لا اله اله الله خدایا من عزیزترین کَس من لذیذترین کَس من تویی و عزیزترین کَس من خانواده آسمانی و چهارده معصوم است عزیزترین کَس من این است که من تلاش بکنم در راه تو دوندگیهایم فعالیتهایم همه به خاطر تو باشد این میشود باید جشن انسانیت گرفت@ تازه باید جشن تولد گرفت برای همچین آدمی که میتواند بدون محاسبات مادی و بدون محاسبات وهمی فقط و فقط خودش را وقف امام زمانش بکند وقف خانواده آسمانیش بکند اینجا باید واقعاً به این شخص تبریک گفت چون این شخص باطنش چه شده؟ باطن انسانی شده است.@ پس این قاعده فراموش نشود خیلی مهم بود این قاعده که اگر علی(ع) فرمود که بدانید که هیچ طاعتی نیست مگر اینکه انسان در آن چه دارد؟ ناخوشایندش است و هیچ معصیتی نیست مگر اینکه خوشایندش است این مال کدام بخش را معرفی میکند حضرت علی(ع)؟ بخش حیوانی را.@ وقتی بخش انسانی قوی شود هیچ طاعتی نیست مگر اینکه لذت میبرد از آن و هیچ معصیتی نیست مگر اینکه از آن متنفر باشد وقتی که خدای ناکرده انجام دهد یک موقع اگر انجام دهد خیلی وحشتزده است و متنفر است و عذاب وجدان دارد و ناراحتی دارد چرا این کار از من سر زد؟@ وقتی انسان برای گناه عذاب وجدان میگیرد ناراحتی دارد و دوست دارد زودتر توبه کند دوست دارد پاک باشد نشان میدهد این بخشش چه شده؟ فعال است این بخش زنده است که نمیگذارد آن راحت این کار را انجام دهد آنهایی که این بخششان مرده است از گناه چکار میکنند؟ لذت میبرند و از اطاعت متنفرند بدشان میآید@ نماز نمیخوانند بدشان میآید و هر طاعت الهی دیگری را متنفر است. اللذۀ تلهی. باز از وجود مقدس امام علی(ع) است میفرماید لذت تلهی، تلهی یعنی لهو شنیدهاید تلهی یعنی غافل میکند سرگرم میکند انسان را باید مواظب باشید که لذتهای این بخش زیاد نشود@ مثلا شروع میکند به غفلت وقت آدم را پُر میکند میخواهد یک چیزی بخرد میبیند ده مدل خوراکی خوشمزه میخرد و میخواهد بخورد و از همهشان لذت میبرد اصلا قاطی میکند دیدید این توصیههای پزشکی نوروز، توصیههای پزشکی ماه رمضان، مواظب باشید که خیلی ترش نکنید@ آجیل میخورند میوه میخورند شکلات میخورند کاکائو میخورند کیک میخورند بعد تازه میروند و شام میخورند، یک کمی از این آجیل خیلی کالری دارد به اندازه چند وعده غذا کالری دارد این آجیل خورده تخمه خورده، کاکائو میخورد، شکلات میخورد، شیرینی میخورد،میوه میخورد، بعد تازه میگویند حالا بفرمایید شام.@ شام را میخورند بعد میروند بعد تا خِرخِره پُر است بعد میکشند کنار و هِی هم عاروق میزنند بعد تازه میگویند چایی بیاورید و با چایی فلان چیز را بخورید دوباره آجیل را پهن میکنند دوباره میوه هِی باید تلمبهای چیزی بزنیم برود پایین جا باز شود.@ این دیگر شب مثلا نماز صبحها قضا است معمولا ؟؟؟ سحر هیچی و خیلی دیگر نماز صبح هم چه میشود؟ بعد میگوید چرا من تا 11 میخوابم؟ تا 11 برای چه میخوابم؟ معلوم است تو آنقدر خوردهای خواب زمستانی گرفته آدم را@ تا 11 و 12 نوعاً افراد میبینی من جدول برنامه که چند هزار برنامه پُر کردهام وقتی به ساعتهای صبح نگاه میکنم میبینیم خیلیها زودتر از 10 از خواب، مگر اینکه کارمند باشد دانشجو باشد مجبور باشد از خواب بلند شود و الاّ اگر مجبورش نکنید از خواب بلند نمیشود.@ حالا این باز نگاه کنید دستهای من را این شب حسابی خورده تغذیهی حسیاش را هم کرده بعد حالا پای تلویزیون هم بوده داشته مثلا فوتبال نگاه میکرده تا ساعت 2 خوب تغذیهی چه کرده؟ وهمی کرده.@ حالا این آدم دیگر حوصله دارد به آن بگو فردا صبح دعای ندبه است بلند شو بریم برای امام زمان مناجات و خلوتی با امام. اصلا میتواند بلند شود نماز صبح هم که بلند شود با خواب و چُرت و 30 دفعه خمیازه و اصلا نمیفهمد چه میگوید به خدا هیچی دیگر هیچی.@ تغذیه وهمی کرده فیلم دیده سریال دیده شبها هم که میخوابد خواب همان سریال و فیلم و قَر و قاطی خواب میبینید همینجوری خلاصه.@ اللذۀ تلهی. لذت غافل میکند باید مواظب باشیم ما به لذت احتیاج داریم همهی بخشهای ما به لذت احتیاج دارد نباید هیچکدام از لذتهای این بخشها را فراموش کنیم و باید برای لذتهای این بخشها حتما وقت بگذاریم وقت اختصاص بدهیم@ هیچ کدامش غیر مقدس و آلوده نیست اگر حلال و به اندازه باشد خیلی هم لازم است برای بچههایتان وقت برای لذت داشته باشید برای خانواده داشته باشید همه لذتها ولی به شرطی که لذتهای بخشهای انسانی و عقلانی از همه بیشتر باشد باید مسیر و سبک یک زندگی سالم مسیر و سبکی است که این خانواده ثروتمند است یعنی گدا نیست که بخشهای اصلیاش هیچی در خانهی فریزرهای عقلانی و فوق عقلانی گیر نمیآید@ مرد هیچی ندارد زن هیچی ندارد خانواده هیچی ندارد بعد انتظار دارند که یک عشقی هم در آن باشد مثلا پایدار باشد عشق از بالا میاید که میتواند پایدار باشد دعوا نشود حسادت نشود درگیری نشود چشم و همچشمی نشود نمیشود اینطوری اصلا رقابت نیاید رقابتهای جهنمی میآید و اذیت میکند.@ یک خانواده سالم سبک زندگی سالم سبکی است که همه بخشها به رسمیت شناخته میشود و ریاست همه بخشها با چیست؟ با فوق عقل است فوق عقل حاکمیت دارد بر همه بخشها مدیریت میکند غذا اگر میخواهد بخورد هرچه هم که دوست داری بخور اما با دو شرط@ حلال و به اندازه. خیال میخواهد به تجملات و زیبایی برسد یک لباس قشنگ بپوشد یک ظرف قشنگی بخرد، یک پرده قشنگی داشته باشد میخواهد برسد به این بخشهای خیالیاش خوشش میآید مثلا دوست دارد یک رنگی میگوید اشکال ندارد رنگها را خدا مانع نیست چه کسی گفته است ما از رنگها استفاده نکنیم؟@ یکی از چیزهایی که الان متأسفانه ما در خانوادههایمان خیلی کم است استفاده از رنگهای شاد است رنگهای خوب و شاد آنجایی که میتوانیم استفاده کنیم استفاده نمیکنیم.@ بعد چه اتفاقی میافتد؟ میگوید از رنگها متنوع است. شما بروید در گلستانها نگاه کنید ببینید خداوند چکار کرده. چند مدل گل زده چقدر قشنگ چقدر متنوع، رنگها چقدر قشنگ، کی گفته استفاده از این رنگها حرام است؟@ آدم استفاده کند لذت ببرد میگوید استفاده کنید و لذت ببرید هیچ اشکالی ندارد اما مزاحم بخشهای دیگر نشود بخشهای دیگر را نپوشاند.@ میخواهی روابط و علایق زمینی داشته باشید پسرخاله دخترخاله، عمو، دایی، بچه، شوهر، زن این اشکالی ندارد خیلی هم خوب است علامتی که در چند جلسه توضیح دادیم که اتفاقا هرچه اینها بیشتر باشد خدا بیشتر دوست دارد که انسانها با هم خوب و مهربان باشند@ گفتیم علامت یک آدم سالم و یک آدم مؤمن این است هر چه قدر ایمانش، بخش انسانیاش قویتر میشود عشق به همسرش هم بیشتر میشود عشق به آدمهای اطراف بیشتر میشود اتفاقا این آدم سالمتر و بیدردسرتر اصلا دعوا در این آدم نیست این آدم به صلح میرسد واقعا این آدم عاطفی اهل بخشش اهل گذشت مهربان دوستداشتنی شیرین است@ اینکه میگویند مؤمن مثل عسل شیرین است چون از بالا میگوید، میگوید مؤمن مثل عسل است چرا؟ چون از بالا تغذیهی عاطفی میکند این شادیش خیلی زیاد است@ بخش اصلی اگر تغذیهاش درست باشد بخشهای پایینی کمبودهایش آزاردهنده نیست. کِی ما عُقدههای روانی در این چهارتا پیدا میکنیم میافتیم به مسابقه و چشم و همچشمی و از دیگران بخواهیم جلو بزنیم یا اگر نداشته باشیم احساس حقارت به ما دست میدهد مال زمانی است که بخش فوق عقلانی ما ثروتی ندارد تغذیه نشده است.@ اگر بخش عقلانی تغذیه بشود اگر بخش فوق عقلانی تغذیه بشود حالا یک کسی شوهر نکرده موفق نشده شوهر بکند زن نگرفته بچهدار نشده وضع مالیاش خوب نیست اصلا در این عُقده ایجاد نمیکند چون گفتیم اینها بخش اصلی شخصیت کسی نیست اصلا ناراحت کننده نیست برای این شخص.@ شوهر داشته از دست داده زن داشته از دست داده اینها عُقده ایجاد نمیکند چرا؟ چون این بخشهای اصلی این شخص فعال است و غذا میخورد قیمت را میداند دستش چه است قیمت اصلی انسانی، اما اگر این بخش فعال نباشد انسان یک موقع میبینید که فرض بفرمایید که یکی از این چیزهای پایینی را از دست میدهد با آن افسرده میشود تا آخر عمر.@ الان شما ببینید اینهایی که رفتند تیمارستان دیوانه شدند رفتند تیمارستان فکر کنید بخاطر چه رفتهاند؟ به چه علتی بوده که رفتندآنجا؟ برای اینکه به یکی از این چیزهایی که مربوط به این شئونشان بوده خیلی علاقه داشتند به آن نرسیده و بعد عُقده شده برایش و قاطی کرده و خلاصه دیوانه شده.@ چه بسا اگر هم میرسید باز همین بود حالا اینهایی که رسیدند و دارند خیلی خوشبحالشان نیست حالا یک کسی میگوید اگر من شوهر میکردم این مشکلم نبود. آیا آنهایی که شوهر کردند راضی هستند؟ 90% درخواستهای طلاق مال زنها است. اگر من زن داشتم هیچ مشکلی نداشتم بعد میبینید که نه آنهایی که دارند، بعد هم که میگیرد میگوید ای کاش چی؟@ به قول یکی از چیزها میگوید من یکسال نذر و نیاز کردم به خدا و گفتم که خدایا فلان چیز را به من بده و ده سال است که دارم نذر و نیاز میکنم میگویم خدایا از من بگیرش.@ یعنی اشتباه کردم عرض کردم علت اینکه اکثر انسانها از گذشته و انتخاب خودشان پشیمان میشوند همین است یعنی اگر به اکثر انسانها بگویند اگر برگردید به عقب با همین شخص ازدواج میکنید غالباً میگویند نه.@ همین رشته همین شغل همین مرام همین سبک زندگی غالباً میگویند نه. استادمان یک حرف خیلی زیبایی میزد میگفت آقایی رفته بود تیمارستان دیده بود که یک کسی هِی میگوید مریم، مریم، مریم، میگفت این چه شده؟ گفت این عاشق دختری بوده به نام مریم ندادن به آن نرسیده به آن دیوانه شده@ بعد رفت آن طرفتر دیدند که یک کسی با عصبانیت میگوید مریم، مریم، مریم، بعد گفتند این چه شده؟ گفت آن مریم را دادهاند به این. آن مریم را دادهاند به این مریم این را بیچاره کرده خلاصه این یکی از عشق مریم این یکی از تنفر مریم خلاصه بیچاره شده.@ حالا مثلا اینطوری ما خیلی وقتها میگوییم مثلا پسر من ندارم ای کاش اینقدر نذر و نیاز دکتر اینور آنور گریه که یک پسر، پسر داره بعد چند سال بعد میگوید خدایا انشاء الله زیر تریلی 20 چرخ ببردش انشاء الله خبرت را برایم بیاورند.@ خوب چی شد داستان، بابا شما که این همه زن و شوهرها عاشق هم بودند و اوایل چقدر ماجراهای لیلی و مجنونی داشتند الان اصلا حوصله همدیگر را ندارند اصلا حوصله ندارند@ بنابراین عُقدهها مال کدام بخش است؟ مال بخشهای پایینی است آنهم به خاطر نادانیهای ما است اگر یک کسی بخشهای اصلیاش فعال بشود در بخشهای پایینی کمبودها به هیچ وجه او را عُقدهای نمیکند علامت اینکه یک نفر معلوم است که انسان نیست@ و بخش انسانی است بچه است طفولیت را دارد میگذراند هنوز بچه است از نظر شخصیتی این است که در بخشهای پایینی غصه بخورد اگر کسی در بخشهای پایینی غصه خورد ناراحت شد احساس حقارت به آن دست داد عصبانی شد@ معلوم است این آدم شخصیتاً، ممکن است 40 یا 50 سال باشد اما شخصیتاً بچه است پیامبر فرمود من بکی علی الدنیا دخل النار کسی که به دنیا گریه میکند داخل جهنم میشود@ اگر کسی توانست دنیا این بخشهای پایینی گریهاش بیندازد معلوم است این بخشهای انسانیاش فعال نبوده لذتهای بخش انسانی را نبرده که حسرت پایینی را میخورد معلوم است وقتی که بخش انسانی فعال نباشد شخص وارد جهنم میشود چون فقط همین بخش اگر فعال بشود ما را میبرد بهشت، اگر فعال نباشد کسی به بهشت راه پیدا نمیکند@ پس دقت کنیم که انشاء الله مواظب هوی و هوسهایمان و میلهایمان کششهایش و لذتهای بیجا باشیم انشاء الله بحثمان که همین موضوع است باید یک چند جلسه دیگر انشاء الله ادامه دهیم تا بتوانیم یک تعادلی در لذتهای بخشها ایجاد کنیم.@ لذت این بخش هم یکجوری نیست که زود حاصل شود باید برایش چه کار کرد؟ باید برایش وقت بگذاریم یواش یواش مثل یک ورزشی که وقت میگذاریم قوی میشود آن بُعد در شما مثل درس خواندن و مثل هر رشته دیگر@ یک کسی که میخواهد بخشهای انسانیاش قوی شود باید واقعا وقت بگذارد تا یواش یواش لذتهای انسانی و بخشهای حیوانی به سراغش بیاید و آن موقع است که واقعا میفهمد که زندگی یعنی چه؟ خلقت یعنی چه؟@ اصلا هدف خلقت، خداوند برای چه ما را آفریده، تا انسان بخش فوق عقلانیاش فعال نشود هیچ وقت به فلسفه خلقت خودش آگاه نمیشود. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@