جلسه 015 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
1
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - تنبلی و بی‌حوصلگی

تنبلی و کسالت 15 17/1/92

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین@ بحثمان درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی بود در مورد این دو آفت بسیار خطرناک و قدرتمند که در واقع ریشهی همه بدیهای انسان است یعنی انسان اگر آلوده میشود به بسیاری از گناهان و آلودگیها بخاطر وجود این دو غده سرطانی است که در وجود انسان است@ و واقعا اگر انسان اینها را درمان نکند هم دنیای خرابی خواهد داشت و هم آخرت خرابی.الکسل یفسد الآخرۀ کسالت آخرت انسان را تباه می کند دنیای انسان را هم تباه می کند یادتان باشد هرگاه درباره تباهی آخرت کسی حدیثی، آیهای خواندیم که کسی اگر این کار را بکند یا چنین افرادی آخرت تباهی دارند این معنایش آن است که دنیای خوبی هم قطعاً نداشتند و نه دنیای خوبی داشتند و نه آخرت خوبی.@ در مورد ریشههای تنبلی و بیحوصلگی توضیح دادیم که ما گاهی وقتها تنبلی و بیحوصلگیها ریشهاش جهالت است جهل به خودمان جهل به دینمان گاهی وقتها ضعف عقیده است ضعف ایمان است شک و تردید است@ اینها را توضیح دادیم که چقدر اینها میتوانند در تنبلیها و بیحوصلگیهای انسان مؤثر باشند و چقدر نقاط مخالف آنها میتواند کمک کند به این که انسان یک زندگی پرتحرک بانشاط فعال و شیرین داشته باشد.@ یکی دیگر از ریشههای مهم تنبلی خواهشها و هواهای نفسانی است که وقتی بر انسان غلبه میکند انسان همتش نسبت به انجام وظایف و کارهایی که باید انجام بدهد بسیار کاهش پیدا میکند.@ ما به طور طبیعی خداوند تبارک و تعالی هر بُعدی از ابعاد ما را که خلق کرده برای آن بُعد یک سلسله مصالح قرار داده یک سلسله غذاها قرار داده که باید انسان به دنبال این غذاها برود و تأمین مصالح کند@ برای اینکه انسان تنبلی هم نکند خداوند تبارک و تعالی لذت را قرار داده برای انسان که انسان برای تأمین هر بخشی انگیزه داشته باشد که این کار را انجام دهد جدای از انگیزههای عقلانی و فوق عقلانی انگیزههای شخصی، ذوق و میل شخصی داشته باشد تا بتواند حرکت کند.@ لذا شما میبینید که از تمام قوای انسان که بررسی میکنید برای هر کدامش خداوند تبارک و تعالی لذت قرار داده و اساساً غذا و زوج هر کدام از قوای ما را لذتبخش قرار داده نرسیدن به آنها را غمآور، دردناک و رسیدن به آنها را لذتبخش قرار داده@ حالا شما از پنج قوهای که توضیح دادیم چه بود قوا بگویید؟ حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل. این پنج بخش شما ببینید هر کدام از پنج بخش زوج خودش را دارد یعنی اگر به آن نرسد ناراحت، دردمند، غمگین و وقتی به آن میرسد لذت میبرد.@ حس عاشق محسوسات است با محسوسات آرامش پیدا میکند خیال با مخیلات، وهممان با موهومات، عقل با معقولات و فوق عقلمان هم با الله تبارک و تعالی با کمال مطلق و بینهایت آرامش پیدا میکند و به شادی و قدرت میرسد.@ ولی تمام این بخشها میل در آنها وجود دارد نسبت به معشوق خودشان، نسبت به معشوق خوشان میل دارند، شهوت دارند. شهوت یعنی همان میل عربی این رغبت و میل را میگوییم شهوت که حالا خودمان هم الفاظ چیز دیگری هستند.@ خداوند میخواهد که ما به سراغ مصالح وجودی خودمان با لذت برویم. میوهها را نگاه کنید خداوند تو لذتهای خوراکی میوهها چه چیز قرار داده همه را؟ خوش طعم خوش رنگ خوش مزه قرار داده غذاها را همینطور قرار داده و خواب را لذتبخش و شیرین قرار داده برای انسان@ و در هر بخشی از لذات مادی آن چیزی که ما به آن احتیاج داریم نیازمند به آن میشویم لذیذ است و بخشهای دیگر هم همینطور است برای انسان لذتبخش است@ خیال وقتی که به مخیلات میرسد لذت میبرد، وهم وقتی به موهومات میرسد لذت میبرد، و عقل وقتی که به علم و شناخت و معرفت میرسد لذت میبرد اگر که نرسد اذیت میشود و فوق عقل هم وقتی که به الله میرسد لذت میبرد.@ خوب پس این اصل اساسی است خداوند خواسته است که ما هر کدام از ابعاد وجودیمان وقتی که میخواهد تکمیل بشود به زوج خودش میرسد به همسر خودش میرسد لذت دارد اساسا قاعده در رسیدن زوجها و همسرها آرامشزایی و لذت است فرمود ما هرچیزی را زوج آفریدم هرچیزی را جفت آفریدیم.@

این قاعده است که هرکسی جنس خودش را با لذت به دنبالش میگردد وقتی به آن میرسد آرامش کسب میکند و به قول قرآن به سکون میرسد و به لذت میرسد.@ پس لذت چیز بدی نیست. چه کسی قرار داده؟ خداوند قرار داده و یک شخصیت کامل یعنی شخصیتی است که هم به محسوساتش خوب میرسد و هم به مخیلاتش خوب میرسد و هم به موهوماتش خوب میرسد یعنی سه بخشی که بخش حیوانی است@ سه بخشی که گفتیم ما با گذاشتن این سه بخش حیوان هستیم بوسیله بخش چهارم فرشته هستیم که دنبال اطلاعات و علم هستیم و با بخش پنجم انسانیم که فوق عقل است که فقط به دنبال کمال مطلق است و گفتیم که گزاره لا اله اله الله یعنی هیچ معشوقی جز کمال مطلق برای ما نیست. این مخصوص کدام بخش ماست؟ بخش فوق عقل ماست که بخش انسانی ماست.@ لذت هیچ کدام بد نیست. که شخصیت کامل شخصیتی است که فوق عقلش را با الله آرام بکند و عقلش را با علوم و معارف، اطلاعات، بخشهای حیوانی را هرکدام با زوج خودش، جفت خودش ارضا بکند این میشود شخصیت کامل.@ انسان اساسا فرقش این است که همه ابعاد را با هم دارد یعنی بخش جمادی دارد بخش نباتی دارد بخش حیوانی دارد بخش عقلانی دارد و بخش فوق عقلانی دارد.@ پس تا اینجا فعلا این نتیجه را داشته باشیم که میل بد نیست میل را خدا قرار داده شهوت را خدا قرار داده و رسیدن به امیال بد نیست آن چیزهایی که ما میخواهیم محبوبهای هر بخش این هم بد نیست خداوند تبارک و تعالی قرار داده.@ و یک شخصیت کامل شخصیتی است که این پنج ازدواج را درست انجام دهد یعنی حسش با محسوسات خوب ازدواج کند چون اگر ازدواج بد صورت بگیرد ناآرامی برای انسان میآورد. شما چشمتان وقتی نمیتواند با طول موج درست ارتباط برقرار کند آدم عینکی که میشود وقتی عینک را بردارد. عینک را برای چه میزنیم؟@ برای اینکه این چشم نیاز دارد با یک محسوس مناسب ارتباط برقرار کند وقتی عینک را بردارد در طول موج خوب نمیتواند ارتباط بگیرد لذا عینک را که میزند به چه میرسد؟ به آرامش میرسد میگوید الآن درست میتوانم ببینم تشخیص بدم. گوش اگر خوب نتواند با فرکانس مناسب خودش ازدواج کند زوجیت برقرار کند چون فقط در ارتباط با زوج مناسب آرامش وجود دارد.@ زن و شوهرهایی که مناسب ازدواج میکنند و دقیقا همدیگر را میپوشانند و لباس همدیگر هستند به معنای کامل به همدیگر آرامش میدهند آنجایی که دعوا و درگیری بین زن و شوهر اتفاق میافتد این است که تناسب به هم خورده آرام بخشی دیگر وجود ندارد یعنی میشود بلای جان آدم بجای اینکه برای انسان آرامش ایجاد کند.@ در غذا هم همینطور شما وقتی که غذای مناسب میخورید هم لذت میبرید و هم آرامش دارید اما غذای نامناسب که میخورید ممکن است که لذت ببرید اما بعدش مصائب زیادی دارد یا غذای بد که آدم میخورد نه لذت دارد و نه خوبی.@ پس تناسب خیلی مهم است در پیوندهایی که در پنج پیوندی که داریم باید حتما مناسب باشد این پنج ازدواج باید انسان با زوجهای خودش و همسرهای خودش این پیوند را درست برقرار کند حسش با محسوسات مناسب.@ فرض بفرمایید پوستتان هوای خیلی سرد به آن بخورد ناراحت میشود انسان و هوای گرم بخورد باز ناراحت میشود ولی هوای متعادل انسان آرامش دارد.@ در خیال و وهم هم همینطور. وهم مثل چی؟ مثل علایقی که انسان بین خودش، پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، عمه، دایی، دوست، همسر اینها را میگویند برای کدام قوه است؟ قوه واهمه است چون جزئی است محبتهای جزئی است به آن میگویند واهمه. انسان به بخشی از این ارتباطات احتیاج دارد اگر خوب انجام شود در آن آرامش است و اگر بد پیوند بخورد میبینید که تعادل انسان را به هم میزند.@ در خیالها هم همینطور شما فرض بفرمایید اگر حافظه تان خوب کار بکند دقیقا بتوانید چیزهایی که نیاز دارید به خاطر بیارید خوب انسان در آن آرامش دارد خوب حافظه کار بکند خیال بکند چیزی را که میخواهد بتواند تصور بکند ارتباط با آن برقرار کند@ خوب این آرامش است ولی وقتی یک چیزی یادتان نمیآید یا یک چیزی که برای شما مهم است یادتان رفته میبینید که انسان تعادلش هم از بین میرود انسان آرامشش هم از بین میرود وقتی نمیتواند یک چیزی را خوب به یاد بیاورد پس این پنج ازواج باید خوب انجام بگیرد دقت بکنید.@ برای اینکه خوب انجام بگیرد خداوند هم در ما انگیزه ایجاد کرده و میل ایجاد کرده ولی میگوید میل کافی نیست. اگر به کسی یا چیزی علاقه داری میخواهی به آن برسی باید حتما اگر بخواهی به آرامش به آن برسی باید تناسب وجود داشته باشد یعنی سازگاری وجود داشته باشد این خیلی اهمیت دارد سازگاری و تناسب وجود داشته باشد.@ پس یک شخصیت کامل این است که پنج ازدواج را خوب بتواند انجام دهد یعنی حسش خوب کار کند بتواند با محسوسات مختلف ارتباط داشته باشد خیالش بتواند با مخیلات ارتباط داشته باشد وهمش با موهومات بتواند ارتباط بگیرد و عقلش با معقولات مناسب و فوق عقلش با الله با کمال مطلق بتواند در ارتباط باشد@ هر کدامش هم که نتواند برسد این ازدواج در هر کدام شکست بخورد در انسان ناراحتی ایجاد میکند سختی ایجاد میکند. در این که ما باید به لذت برسیم اهمیت بدهیم این شکی نیست@ چون خداوند در ما قرار داده ما باید به چیزهایی که برای ما لذتبخش است برسیم و خداوند نخواسته که ما چیزی را لذت از آن نبریم خواسته ما هرکدام از این پیوندها را برقرار میکنیم با لذت باشد که خوب باشد و در ما تولید آرامش کند@ کمال انسان به این است. اگر هم یک کسی لذتی نمیبرد طبیعی نیست این هم حتما تعادل ندارد.@ هر کس این بخشهایش لذت نمیبرد حسش با محسوسات، خیالش با مخیلات، وهمش با موهومات، یعنی بخشهای حیوانی آن با زوجهای خاص خودش لذت نمیبرد این آدم، آدم متعادلی نیست آدم سالمی نیست@ یک کسی میگوید من از غذا لذت نمیبرم، من از همسر لذت نمیبرم، من از نور لذت نمیبرم، من از صدای مناسب لذت نمیبرم این نمیشود این آدم تعادل ندارد مشکل دارد.@ یک کسی میگوید من از اطلاعات و علم لذت نمیبرم وقتی یک چیزی را بفهمم لذت نمیبرم این هم متعادل نیست. یکی میگوید من از الله لذت نمیبرم که کششهای فوق عقلانی کسی نداشته باشد این هم ضعف و آسیب دارد.@ پس تا اینجا دقت بفرمایید چون میخواهیم درباره مطلب مهمی به نام هواهای نفسانی امیال و شهوات صحبت بکنیم یک وقت تلقی نشود که اسلام تابع این است که ما دائما با امیال خودمان مقابله و مبارزه کنیم نه اصلا اسلام همچین چیزی را نمیخواهد@ میگوید اگر امیالی را که میخواهید با چند شرط میگوید شما این لذتها را ببرید خیلی هم خوب است و نیاز هم دارید که این لذتها را ببرید و خود این لذت بردنها هرچند که جنبه حیوانی داشته باشد یک عبادت است و لازم است یا جنبه عقلانی یا جنبه فوق عقلانی همه لازم است@ میگوید باید چند شرط داشته باشید: دستهایم را اینگونه نگه داشتهام که شما خوب توجه کنید و تصور کنید.1ـ لذت بردنهایی که شما میخواهید ببرید تناسب داشته باشد حتما با هر بخشی سلامت آن بخش را به خطر نیندازد.چگونه نیندازد؟@ این شرطهایش را بگویم برایتان. آن لذت باید تناسب داشته باشد با سعادت انسان و سلامت انسان چه دنیایی و چه آخرتی. آن لذت باید حلال باشد چون در حرام آرامش نیست مضر است سیستم را به هم میزند مثل یک روغن نامناسبی است که بریزیم در اتومبیل، اتومبیل را خراب میکند@ لذت باید حلال باشد تناسب داشته باشد با سلامت شما و آن لذت باید در آن کمبودی نباشد چون کمبود داشته باشد ناراحتی، عُقده و عدم تعادل ایجاد میکند از طرفی زیاد هم نباید باشد از حد متعادل زیادتر هم نباید باشد چون وقتی که افراط میشود سنگینی ایجاد میکند وقت انسان را تلف میکند ؟؟؟استعلال میکند تلف میکند@ پس دقت کنید شرایط لذت، شرایط این که ما به شهوات خودمان برسیم و امیال خودمان برسیم چه چیزهایی است؟ اگر این حدودی که عرض کردم رعایت نشود ممکن است شخص به شهوت و میل خودش برسد@ اما چون تناسب ندارد یک دو حلال نیست مخرب خواهد بود و سه اگر کم باشد معطلی ایجاد میکند و زیاد باشد سنگینی ایجاد میکند باید همه این اصول رعایت شود در بردن لذت.@ پس آن قاعدهای که اوائل راجع به آن زیاد صحبت کردیم که قد جعل الله لکل شیء قدرا خدا تمام نظام خلقت را ریاضی خلق کرده این را یادمان نرود خدا تمام ظهورات و چینشهایش ریاضی است عدد و اندازه دارد@ اصلا چیزی شما در عالم خلقت نمیبینید که عدد نداشته باشد هیچ چیزی را نمیتوانید پیدا کنید که ریاضی نباشد عدد و اندازه نداشته باشد. فقط ما باید عدد و اندازهاش را کشف کنیم اگر مثلا پنجاه سال پیش میگفتند که گلبولها، چربیها و اوره و تراکم استخوان و غیره را اندازهگیری میکنیم کسی باورش نمیشد@ الان بشر رسیده به اینجا که خیلی ریزتر از اینها را حساب میکند دقیق محاسبه میکند اندازهها را به دست میآورد و به شما میگوید که مثلا تراکم استخوان شما طبیعی هست یا نیست اوره شما طبیعی هست یا نیست، چربی شما، قند شما اینگونه است، بشر اگر نتوانسته حساب کند چون میزان نداشته دستگاه نداشته ترازوی سنجش نداشته باورش هم نمیشد که میشود این چیزها را محاسبه کرد پیشرفت علم یعنی چه؟ یعنی پیشرفت محاسبات.@ شما در تمام رشتههای علوم نگاه کنید میبینید که علم در حال پیشرفت است، و پیشرفت یعنی چه؟ یعنی به عددها و ارقام تازهای میرسد علوم، در مهندسیها در پزشکیها دائما ما با عدد و اندازه سروکار داریم@ خداوند تبارک و تعالی همه چیز را ریاضی خلق کرده این را یادمان نرود که کل شیء عنده بمقدار قد جعل الله لکل شیء قدرا خداوند هرچیز را عدددار خلق کرده هر چیزی عدد دارد احصی کل شیء عددا.@ اصلا عالم، خداوند یک مهندس است و تمام مخلوقاتش ریاضی است شما اگر توانستید دست بگذارید روی مخلوقی یا یک چیزی یک تجلیای که عدد و اندازه نداشته باشد روح ریاضی است و تمام کششهایش ریاضی است تمام مراتب روح ریاضی است و عدد و اندازه دارد@ ولی ما عدد و اندازهاش را ندانیم هنوز ریاضیات دستمان نباشد و جسم و ماده عالم فیزیک آن هم ریاضی است. پس هم عالم فیزیک و هم عالم متافیزیک هم عالم ماده و هم عالم مجردات همه آنها برایشان قاعده و اندازه است@ این را در لسان دین میگویند عالم قضا و قدر، عالم حکم که اینها را توضیح دادیم اگر یادتان باشد عالم حکم و اندازه همه چیز حکم و اندازه دارد و عدد و رقم دارد قَدر و قََدَر دارد لذا مهمترین شب سال شب اندازه است شب اندازهها تقدیر شب قدر چیست؟@ میگویند شب قدر. تنزل الملائکۀ و الروح فیها باذن ربّهم من کلّ امر همه چیز ریاضیات شب قدر مشخص میشود قَدَرها و اندازهها. قرار است سال آینده چندتا برگ از درخت بیفتد؟، چند قطره باران بیاید؟، چند تکه برف بیاید؟، کجاها باید بیاید؟، چه کسی باید بمیرد؟@ چه کسی مریض میشود؟، چه کسی ازدواج میکند؟، چه کسی طلاق میگیرد؟، چه کسی میزاید؟، چه کسی پسر یا دختر؟، چه کسی چند قلو؟، همینجوری تمامش محاسبات، عالم باید اداره شود ریاضی دارد اداره میشود.@ لذتهای هر بخش هم همینطور است در لذت و شهواتمان هم باید عدد و اندازهها رعایت شود اگر عدد و اندازهها رعایت نشود تعادل به هم میخورد،قواعد جسم مثل قواعد روح یعنی اینگونه باید بگوییم قواعد روح مثل قواعد جسم است@ شما در جسم آهن نیاز دارید، روی نیاز دارید، مس نیاز دارید، یکسری عناصر است که در بدن لازم است همان عناصری که ما در بیرون میبینیم در بدن هم است و آنها این بدن را سرحال و بانشاط نگه میدارند@ خون ما لازم داریم شما ببینید کمخونی اگر کسی داشته باشد یا فقر آهن داشته باشد حالتهای روانی خاصی پیدا میکند فقر آهن دارد فقر آهن و کمخونی که داشته باشید شخص عصبی است بیحوصله است زود خسته میشود همین کمخونی، مسئله جسم است اما به روح انسان هم اثر میگذارد@ پس باید به یک اندازه خاصی بدن از خون، آهن، مس، روی برخوردار باشد شما وقتی پیش یک مشاوره قوی میروید و یا یک روانپزشک قوی حتی یک روانشناس، روانپزشک اینها را میداند@ اما روانشناس ممکن است این کار را نکرده باشد، روانشناسی قوی است که وقتی شما میروید پیشش و میگویید من ناراحتی افسردگی دارم، پژمردگی دارم، زودرنجی دارم، عصبی میشوم، زود خسته میشوم، کلافگی دارم، نیاید بشیند با شما مشاوره کند و بگوید حالا بروید و این کتاب را بخوانید یا مثلا این کار را بکن، راهنماییهای پزشکی اصل است@ اول باید ببیند شما چرا بیحوصلهگی، شاید اصلا مشکلات افزایش ترشح غدّه داشته باشید، تیروئید داشته باشید، کم کاری، پرکاری، مشکلات خون داشته باشید اصلا، شما اگر غذایتان را مناسب کنید آن حالت روانی شما هم از بین میرود اصلا نیازی به روانپزشک یا روانشناس شاید نداشته باشید@ این مشکل جسمی اگر انسان حل کند بسیاری از مشکلات روحی انسان حل میشود بسیاری از مشکلات روانی انسان حل میشود همین جسمش اگر حل شود مشکلات اصل و مبناست.@ جسم اینقدر مهم است شما ببینید اگر یکمقدار اضافه انسان چربی دریافت کند نمک دریافت کند اضافه قند دریافت کند چه اتفاقی میافتد با اینکه اینها لازم هستند برای بدن خوشمزه هستند و ضروری هستند گفتیم اگر زیادی دریافت کند چه اتفاقی میافتد؟@ کل سیستم به خطر میافتد سکتهها، انواع سکتههای قلبی و مغزی و مشکلاتی که برای انسان ایجاد میشود. در نفس هم همینطور است نفس انسان باید اگر بخواهیم مثل یک آدم متعادل داشته باشیم، آدم متعادل در اسلام گفتیم دو تا علامت شاخص گفتیم چه بود؟@ شادی و آرامش. یک کسی که نمیتواند شاد باشد و نمیتواند آرامش داشته باشد قطعا در تنظیم مسائل روحانی خودش، روانی خودش و در این ازدواجهای پنجگانه شکست خورده یک جاهایش میلنگد که نمیتواند شاد باشد اگر یک کسی نمیتواند شاد باشد و آرامش داشته باشد قطعا در این پنج تا یکی و یا دو تا و یا سه تا شاید در پنج تا هم چه شده باشد آدم شکست خورده باشد@ خوب انجام نداده پیوند، پیوند خوبی برقرار نشده، مثل یک کلیه مثل یک کبد که پیوند برقرار میشود، هزینه هم شخص میدهد میرود بیمارستان هزینه میدهد ولی بعد از یک مدتی میگویند این کلیه چه شده؟ پَس زده است این پیوند برقرار خوب نمیشود، این کلیه به درد این بدن نمیخورد.@ پس روح هم دقیقا مثل جسم است اگر ما در تنظیم شهواتش، امیالش، تعادل را و حلال و حرام بودن و اندازه را رعایت نکنیم تعادل روح به هم میخورد و دیگر انسان نه در دنیا به آرامش میرسد و نه در آخرت.@ یک شرط دیگر هم دارد در تنظیم میلها اینکه ما چون بخش حیوانی، بخش اصلی وجود ما نیست بخش عقلانی ما بخش چه است که گفتیم؟ بخش واسطهگی است، واسطه است، یک وسیله است، این چهارتا بخش، وسیله هستند برای کدام بخش؟بخش فوق عقل، بخش انسانی ما.@ پس ملاک در موفقیت یک انسان این است که چقدر بخش فوق عقلانی آن فعال است یعنی چقدر میتواند به سمت کمال مطلق و بینهایت حرکت کند و خودش را از محدودیت نجات دهد و به ملک کبیری که قرآن مژده داده، به قدرت، به شادی، آرامش در دنیا و آخرت نزدیک کند این ملاک موفقیت یک آدم است.@ بنابراین باید دقت کنیم ما وقتی میخواهیم تعذیه کنیم تغذیه ما و رسیدن به امیالمان باید به گونهای باشد که هیچ کدام از این بخشها به خطر نیافتد.@ شما ببینید در اسلام مثلا اگر نماز برای بدن ضرر داشته باشد میگوید ایستاده نه نشسته نماز بخوان برای بدن ضرر دارد بدن نباید آسیب ببیند، اگر وضو برایش ضرر داشته باشد میگوید چه کار کن؟ میگوید تیمم کن وضو نگیر، بدن نباید آسیب ببیند@ حج اگر واجب کرده اگر پول دارید بروید، اگر ندارید خودتان را به زحمت نیندازید، یک چیز حلال اگر ضرر داشته باشد میگوید حرام است نخورید. اگر ضرر داشته باشد نباید استفاده کرد.@ گفتم من که سرطان داشتم دکتر گفت خیلی از چیزها را نباید بخورید چون اینها همه برای شما ضرر دارد میشود حرام. جسم حرمت دارد بخش حیوانی در اسلام چه دارد؟ احترام و حرمت دارد به هیچ وجه نمیشود به آن توهین کرد، نمیشود لهش کرد، نمیشود تخریبش کرد.@ امام صادق(ع) فرمود اگر کسی شب بیدار باشد برای پول درآوردن، شب بیدار باشد و حق چشم خودش را ندهد برای خواب آن لقمهای را که بدست میآورد حرام است@ شما شب باید به اندازه کافی خواب داشته باشید معنا ندارد روز را خداوند گذاشته برای چه؟ برای کار کردن. یک کسی خوشش بیاید حالا مشتری داریم بذار بیاید تا صبح بشینیم پول دربیاوریم.@ ما در محلهای که زندگی میکردیم یک جایی بود یک مغازه بود این اصلا نمیدانم من خودم نمیفهمیدیم این کی میخوابید ما صبح میرفتیم مغازه بود، شب ساعت 12 مغازه بود من یک موقع از تهران به قم میآمدم منزل که 2 یا 3 صبح که میرسیدم میدیدم که مغازه باز است.@ بیداری باید حتما دلیل داشته باشد یک دلیلی که نمیتوانی که من اصلا خوشم میآید که این فیلم سینمایی را نگاه کنم. کدام قوه را میخواهی ارضاء کنی؟ وقتی دارید فیلم سینمایی و یا فوتبال را نگاه کنید کدام قوه را؟ واهمه را بخش واهمه است دیگر@ چون میخواهی ببینی که نتیجه چه شد؟ دختر به پسر رسید یا نه؟ اینها با هم ازدواج میکنند یا نمیکنند؟ نمیدانم فلان تیم برد یا نبرد؟ نمیدانم فلان کس را کشتند را نکشتند؟ فلان کس را نجات دادند؟ همین چیزهایی که الان در فیلمها و سریالها آدم میبیند. قوه واهمه است دوست دارد ببیند آخر داستان چه میشود؟@ یک سریالی که اصلا افسانه است اولش هم میگوید که افسانه است یعنی اصلا دروغ است اصلا همچین اتفاقی اصلا هیچ وقت نیفتاده همچین آدمهایی اصلا وجود نداشتند بعد حالا فیلمش را ساختهاند و ما هم مینشینیم پای آنها گریه میکنیم با آنها شادی میکنیم اصلا برای چیزی که وجود نداشته@ بعد هم اعلام میکنند که ساعت 1 نصف شب پخش میشود شخص نشسته دنبال این سریال که ببیند بعضی هم با اینکه میدانند که فردا تکرار دارد باز هم میبینند شما سهم چشمتان را ندهید اصلا معصیت کردهای من بیدار بمانم پول دربیاورم.@ بیداری حتما باید دلیل معقول و مشروعی داشته باشد و اگر قرار باشد حتی عبادت خدا هم بشود اما بدن آسیب ببیند این عبادت دیگر به درد نمیخورد. اگر گفتن نماز شب بخوانید، عبادت کنید قم اللیل الاّ قلیلا با شرطی که به اصل بدن به هیچ وجه آسیب نرسد.@ اگر بخواهید خودتات را به روغن سوزی بیندازید بدن را آنقدر از آن کار بکشید که مریض شود حرام است فعل حرام است.@ بدن پس خیلی مهم است خیال خیلی مهم است، نمیتوانید آلودهاش بکنید خیال را هر تصویری را گاهی هر چیزی را نمیتوانید ببینید هر خیالی نمیتوانید بکنید چون خیال آلوده انسان را خراب میکند موهومات آلوده هم همینطور، عشقهای آلوده نمیتوانید داشته باشید، دوست داشتنهای آلوده نمیتوانید داشته باشید چون سیستمت را از کار میاندازد.@ به ذلت به خواری به بدبختی میکشاند اطلاعات غلط نمیتوانید داشته باشید هر کتابی را نمیتوانی بخوانی، پای درس هر کسی نمیتوانی بشینید، هر اطلاعاتی را از هر طریقی نمیتوانی به دست بیاورید، باید استاد مناسب، کتاب مناسب، همه اینها باید تناسب داشته باشد برای اینکه میخواهید یک چیزی را درک کنید@ وقتت را هرجایی، هر کتابی به خواندن نمیارزد هر استادی به اینکه بروید پای درسش بشینید نمیارزد انسان باید همه اینها را دقت کند.@ خلاصه تمام این پنج بخش غذا دارد قرآن یک قاعده کلی میدهد به ما فلینظر الانسان الی طعامه انسان باید حتما وقتی میخواهد غذا بخورد ببیند که غذایش چه میخورد. خوب کمبود نباید داشته باشد زیادهروی هم نباید داشته باشد البته کمی و زیادی به آدمها فرق میکند.@ شما اگر الان با بدن عادی یک کله پاچه بخورید 6000 هزار واحد کالری دارد بعد کارمند هم هستید خیلی سوخت و ساز ندارد بدنت اگر بخواهید ظهر هم ناهار بخورید شب هم شام بخورید این یواش یواش میشود سم میشود اضافه وزن و گرفتاریهای دیگر@ ولی یک وقت میبینید یک کسی کارگر ساختمانی است مکانیک است همهاش باید زور بزند مصرف میکند تا ظهر 6000 هزار واحد را راحت مصرف میکند سر ظهر گرسنهاش شده است بعد یک آبگوشت هم میتواند بخورد سر ظهر شب هم میآید خانه میتواند غذا بخورد مصرف دارد بذارید بخورد.@ آدمها فرق میکند لذاتشان، لذات خوراکی، خواب، لذات جنسی همه آنها برای آدمها به تعداد آدمها فرق میکند همانطور که خون، چربی، قند، نمک، اندازه دارد در هر کس هم مشخص است لذات هر کس هم ریاضیات خاص خودش را دارد انسان نیاز به مربی و استاد دارد و باید همانطور که در بدن ویزیت میشود در روح هم ویزیت شود@ همینطور خودرو و کیلویی و دلم میخواهد و اینطوری فکر میکنم، فلان کس گفت اینطور نمیشود و ما ترکها اینطور رسممان است ما لرها اینطور رسممان است و عربها اینطور میخورند اینها به درد نمیخورد اینها قاعده در آن نیست فرمودل در آن نیست باید حتما قاعده و فرمول و ریاضیات دارد.@ چون بخش اصلی انسان هدف از خلقت انسان بخش فوق عقلانی اوست برای اینکه انسان به بینهایت برسد و بتواند کمالات بینهایت و اسماء بینهایتی را که خداوند در وجود انسان گذاشته بارور بشود فعال شود و شکوفا شود مهمترین بخش وجودی انسان بخش فوق عقلانی یعنی بخش انسانی بعد از آن بخش عقلانی@ بخش حیوانی هم که بخش پایه است به قول امروزیها بیس است پایه است باید باشد اگر نباشد نه عقل خوب کار میکند و نه فوق عقل.پس اینها هرکدام تناسب و حرمتی دارند ولی اصل چیست؟@ اصل بخش جاودانه ماست آن بخشی که قرار است حیات جاودانه داشته باشد این چهار ما بخش وسیله هستند ابزار هستند بخش اصلی که بخش جاودانگی ماست بخش فوق عقلانی ماست لذا تغذیههای این چهار بخش باید حتما با حرکت انسان به سمت کمال مطلق تناسب داشته باشد.@ مفهوم حلال حرام مستحب مباح مکروه از همین جا درمیآید یک چیزی حلال است یک چیزی حرام است یک چیزی مباح است یک چیزی مستحب است یک چیزی مکروه است. قاعده آقا حلالها یعنی چه؟ یعنی شما اجازه دارید استفاده کنید.@ حرامها یعنی چه؟ یعنی هم ساختار خود اینها مضر است سیستم اینها را خراب میکند دنیا را خراب میکند و هم آخرت به هم میزند حرام است. مکروه یعنی چه؟ یعنی اگر انجام ندهی بهتر است. مستحب یعنی چه؟ یعنی اگر انجام دهی بهتر است سرعت را زیاد میکند@ مثلا اگر میخواهی بنزین بزنید این مکمل سوخت را هم در باکت بریز بهتر و قشنگتر کار میکند موتور بهتر کار میکند تنظیم بادت است وقتی تنظیم باد شود سوختت هم کمتر مصرف میشود سرعت هم مناسب است و خطر هم کمتر است. مستحبات یعنی چیزهایی که تو به وسیله او زودتر به معشوقت میرسی سرعتت را زیادتر میکند قدرت و سرعتت را زیادتر میکند.@ حرام، حلال، مباح، حلال و مباح همان است، مکروه، مستحب، واجب. واجب یعنی لازم است اصلا وقتی شما میروید دکتر میگویید پوستم خراب شده آزمایش میگیرید میگوید شما کلسیمتان نیست در بدنتان حالا عیب ندارد جایش فسفر میخورم.@ مشکل را حل میکند یا نه؟ نه. شیر بخورید شما باید کلسیم بخورید شما کلسیم نیاز دارید باید کلسیم حتما دریافت کنید یعنی هیچجور دیگری نمیشود کار دیگری کرد کلسیم باید به بدن برسد تا آن بدن تعادل خودش را داشته باشد.@ وقتی میگویند واجب است یعنی چه؟ یعنی یک حداقلی است که نیاز است اگر این را نداشته باشی ساقط میشوی دیگر نمیتوانی رشد کنید.@ در بخش شهوات و امیال و میلها و لذتها همینطور است باید این سه بخش حتما به معشوقهای خودشان برسند معشوقهای مناسب اما به شرطی که به عقلمان لطمه نزنند سنگین نشوند و به فوق عقل هم لطمه نزنند وقتی لذت بخشهای پایینی خوب دریافت نشود بخش بالایی هم معطل میماند.@ در روایت داریم اگر یک کسی میخواهد بتواند حرکتهای بلند انجام دهد در بردهای بلند عقلانی و فوق عقلانی باید حتما بخشهای پایینی به لذتهای خوب برسد اگر کسی از لذت خوشش نمیآید تفریح دوست ندارد از غذا از چیزهای حلال مادیات حلال خوشش نمیآید@ عطر دوست ندارد تفریح دوست ندارد شنا دوست ندارد پارک دوست ندارد کوه دوست ندارد جنگل دوست ندارد از همسرش لذت نمیبرد از بچه خوشش نمیآید ازتفریح کردن با رفقا بیرون رفتن خوشش نمیآید این آدم متعادل نیست این قطعا در نظام عقلانی و فوق عقلانی هم دچار آسیب است@ لذا حضرت فرمود یک سوم وقتتان را بگذارید برای لذات حلال لذات خوب. لذات هم برای همه فرق میکند@ یک کسی فرض بفرمایید دوست دارد برود پارک یک کسی دوست دارد برود باشگاه ورزش بکند یک کسی دوست دارد پیادهروی بکند، یک کسی دوست دارد با دوستهایش جمع شود لذت ببرد لذتش اینجوری است.@ یک کسی دوست دارد جدول حل کند یک کسی دوست دارد تلویزیون تماشا کند یک کسی دوست دارد استخر برود یک کسی دوست دارد یک ورزش دیگری بکند نمیتوانید بگویید چون من از فوتبال لذت میبرم شما همه از فوتبال لذت ببرید نه هر کس لذت خاص خودش را دارد@ لذا در بخش خانواده توضیح دادیم که المؤمن یأکل بشهوۀ أهله و المنافق یأکل بشهوته آدم مؤمن امیال خانوادهاش را احترام میگذارد تحمیل نمیکند. امروز جمعه است برویم سینما، شما از سینما خوشت میآید بقیه از سینما خوششان نمیآید.@ حرمت بگذاریم به لذات حلالی که هر کدام از اعضای خانواده به آن نیاز دارد یا هر انسانی به آن نیاز دارد بزرگان الان بزرگ شدهاند پیرمردها الان نشستهاند در خانه دیگر خلاصه الکش هم آویخته دیگر الان حس ندارد فرض بفرمایید که فوتبال دنبال کند یا فیلم سینمایی برایش جذابیتی ندارد@ خوب پدر جان بلند شوید و بروید دنبال کار خودت ببین از چه لذت میبری از مسجد لذت میبری برو از رفقا لذت میبری برو.@ من چند روز پیش ایستاده بودم کنار خیابان دیدم چند تا از آن پیرمردهای خیلی پیر مثلا 70 به بالا ایستاده بودند سر کوچه من را هم میشناختند و من هم شوخی شوخی به آنها گفتم چه خبر سر کوچه ایستادهاید جوانها؟ اینطوری یک تکهای به آنها انداختیم یکی از آنها گفت هیچی ایستادهایم مدرسه دخترها تعطیل شود دختربازی بکنیم شوخی شوخی@ تو دنبال چی میگردی برو دنبال همان کارها حالا نشسته در خانه و گیر میدهد نه بزن آن کانال من میخواهم اخبار گوش کنم وای خدا خیرت دهد خوب اینها جوان هستند میخواهند بشینند چه نگاه کنند؟ دوست دارند فیلم سینمایی را نگاه کنند.@ الان این بچه کارتون نیاز دارد تو اخبار دیدنت گرفته اخبار را برو جای دیگر میشود دید برو رادیو بذار برو نیم ساعت بعد یک جای دیگر پخش میکند دوباره کارتون خیلی تکرار نداره بذار کارتونش را نگاه کند این الان لذت دارد که کارتون نگاه کند، وسط فیلم سینمایی بچه صفا گرفته حس گرفته دارد فیلم سینمایی نگاه میکند بابا میگوید بذار من این اخبار را نگاه کنم@ این کار خیلی غلطی است حرمت بذارید این حرمت گذاشتنها انسان را بزرگ میکند و رشد میدهد از نظر انسانی. پس و لذت باید حتما عقل تأییدش بکند با فوق عقل چه داشته باشد؟ سازگاری داشته باشد برای بخشهای پایینی هم ضرر نداشته باشد@ زیادهروی در لذت انسان را سنگین میکند تنبلی و کوتاهی در تأمین لذت باعث میشود انسان عقدهای بار میآید کمبود پیدا بکند. در بدن هم همینطور اگر تنبلی کنید شب شام نخورید میفرماید ترک العشاء خراب البدن آن کس که شام نمیخورد بدنش خراب میشود@ داریم رگ عشاء رگ شام لعنت میکند شخص را تا صبح بدن نیاز دارد چشمت نیاز دارد به خواب اینقدر اذیتش نکن چشمت را.@ این باید کنترل شود اگر عقل نباشد و فوق عقل انسان در لذت بردن بخشهای پایینی دچار افراط و تفریط میشود حتما اینجوری میشود پس باید حتما نظام تغذیهای همانطوری که ما در نظام تغذیهای جسمیمان نیاز داریم به عقلانیت در تأمین نیازهای روحانی هم نیاز به عقلانیت داریم@ الان در ایران فرمودند آمار دادند 70% بچههای زیر 20 سال دارای اضافه وزن هستند این معنیاش چیست؟@ وقتی دارای اضافه وزن هستند معناش چیست؟ معنایش این است که نسل آینده ما در آن سکته و سرطان خیلی بیشتر از الآن است اگر الآن آمار سال 90 را بگوییم ما 92 هستیم@ مثلا طبق آمار سال 90 هر سال سرطان سینه 8500 تا است نسل آینده در سال بالای 10000 تا برو بالاتر مردم سرطانهای سینه، خون، کبد، و استخوان میگیرند انواع سرطانها.@ معنایش این است این نشان میدهد در کشور ما بالای یک میلیارد نفر غذا میخورند اما بیش از پنجاه درصدشان سوء تغذیه دارند یعنی مواد لازم به آنها نمیرسد با این که پرخوری خیلی دارند خیلی میخورند اما خوب نمیخورند مناسب نمیخورند@ نشان میدهد فرهنگ یک کشور را همه جای دنیا اینجوری است جاهای دیگر که من خیلی از کشورها میروم خبر هم دارم خیلی بدتر از ما هستند اما نشان میدهد که عقلانیت در نظام تغذیهای ما وجود ندارد ما بزرگانمان هم خوب غذا نمیخورند شدند فست فودی و شدند تابع امیال و شهوات شکمشان که بعد راجع به آنها هفتههای بعد قرار است صحبت کنیم@ لذا میبینیم که وضعیت بدنها وضعیت خوبی وضعیت پوستها وضعیت مو وضعیت خوبی نیست. باید اینها عوض بشود در روح هم همینطور است در روح اگر لذت بردنها چه بخشهای حسی چه خیالی و چه وهمی چه بخش عقلی و فوق عقلانی در آن یک عقلانیت یک مربی یک استاد یک آدم خِبره کارشناس تغذیه بالای سر انسان نباشد انسان دچار افراط و تفریط میشود@ یعنی یک جایی که نباید خیلی درس بخواند، درس بخواند مثل الان که کشور ما گفتم آمار طلاق را به شما گفتم که ما گفتیم بیشتر طلاقهای ما در کدام بخش است؟ تحصیلکردهها است نشان میدهد که آنها آنقدر به درس دکتر مهندس شدن دانشگاه و کنکور اهمیت میدهند که از بخشهای دیگر غافلند@ الان ما خیلی هستند آدمهایی که در نظام عقلانی یعنی دنبال علم و اطلاعات رفتنشان خیلی آدم موفق هستند ولی در نظام عشق شکست خوردهاند در تربیت بچههایشان شکست خوردهاند در عاطفه شکست خوردهاند در تأمین شادی و آرامش آدمهای متعادلی نیستند آدمهای شاد و آرامی نیستند ولی چرا خیلی رفته سراغ درس@ این که گفتهام بچهها باید خیلی مراقبت کنیم بچههایمان همه تغذیههایشان به اندازه انجام شود مثلا اگر قراره کامپیوتر نگاه کند بچه یک ساعت، شد دو ساعت این بچه افراط کرده زیادی جذب کرده بعداً گرفتاری برایش درست میکند.@ یک پسر نشسته بود در یکی از این کشورها اخبار گفت حدود دو یا سه روز یکسره بدون غذا پای کامپیوتر داشته بازی میکرده یکسره بعد مُرده پشت دستگاه.@ یعنی این شهوت آنقدر زیاد بوده شهوت وهمی که این را همینجور نگه داشته ما آدم داریم اینقدر شهوت وهمی زیاد است که این فیلم را میبیند میرود فیلم بعدی اگر یکموقع فیلم نداشته باشد سی دی میگذارد نگاه میکند.@ باور کنید آدم سراغ دارم 24 ساعت میشیند نه به بدنش میرسد نه به بخشهای دیگرش میرسد یک موقعی چون ذهنش را بیدار نگه داشته مغز کم میآورد یکدفعه سکته میکند@ شهوت را بیدار نگه داشته میل را بیدار نگه داشته به آن قدرت داده یکدفعه سیستم دیگر نکشیده مثل اتومبیل که بیش از حد از آن کار بکشید یکدفعه موتور میسوزد برق، روشنایی بیشتر از ظرفیت از آن کار بکشید میبینید یخچال سوخت تلویزیون سوخت دستگاه برق خانه از بین میرود.@ پس دقت کنید این باعث میشود که انسان دچار افراط و تفریط در لذات و امیال باعث میشود که انسان برسد به آن دو عامل بدبختی چه بود؟ تنبلی و بیحوصلهگی پس یکی از عوامل مهم تنبلی و بیحوصلهگی عدم مدیریت صحیح در امیال و لذات است@ یعنی انسان نمیتواند خوب مدیریت بکند یکدفعه از یک چیزی خوشش میآید افراط میکند و یکدفعه از چیزی که لازم است و آنوقت اینقدر افراط میکند از لذات بخشهای دیگر میزند@ بعد چون اسیر این لذت میشود بخشهای دیگر از غذای خودشان محروم میشوند دیگر تنبل میشوند بیحوصله میشود مثلا این الآن یک لذت وهمی به آن رسیده لذت وهمی مثلا یک مقداری از آن خوب است مثلا میخواهد ورزش بکند دوست دارد برنده شود مثلا برد و باخت برایش مهم میشود این میشود لذت وهمی@ بردن و باختن، عشق زمینی یک لذت وهمی است لذت انسانی که نیست مال کدام بخش است؟ بخش حیوانی است عشق زمینی خوب است ولی به یک قدر اندازهای خوب است که با عقلانیت و فوق عقلانیت تناسب داشته باشد@ اگر به هم بزند خیلیها در این عشقهای حیوانی مُردند تلف شدند زندگیشان خراب شد از عقل افتادند از فوق عقل افتادند از کمالات آخرتی ساقط میشوند@ و فقط تمام زندگییشان کی از من خوشش میآید من از کی خوشم بیاید کی من را دوست دارد من چطور محبوب دیگران باشم برای شهرت برای قدرت برای رسیدن به مقام برای پُست بعضیها تا آخر عمر وقتشان تلف میشوند به بخشهای دیگر نمیرسند حتی به زنهایشان هم نمیرسند@ دو گروه معروف هستند به اینکه نمیتوانند همسرهای خوبی باشند و پدرهای خوبی باشند در همه جای دنیا معروف است یکی هنرمندان و یکی سیاستمداران تاجرها و بازرگانان که جای خودش را دارد شب تا صبح به پول فکر میکنند یکسره زن و بچه را لِه میکنند در چرخ دندههای کارهای اقتصادیشان@ هنرمندان را که اصلا نگاه کنید هر کدامشان یا چند زن عوض کردهاند یا چندتا شوهر عوض کردهاند نمیرسند واقعاً به خانواده نمیرسند مشهور است خودشان میگویند ما که یک مدتی از شروع کارمان تمام میشود میافتیم به شهرت و دوربینی میشویم و رسانهای میشویم@ اولین کاری که میکنیم در تلویزیون میگفت اول زنهایمان را طلاق میدهیم زنهایمان با ما تناسب، ما با کلاس شدیم دیگر آنها کلاس ما را ندارند@ سیاستمداران هم که شب تا صبح دنبال چه هستند؟ آن لذت وهمی خودشان حزبم برنده شود باندم برنده شود ما برنده بشویم من رأی بیاورم این از خانواده غفلت میکنند.@ خیلی وقتها بعضیها با درس از جاهای دیگر غفلت میکنند برای همین باید یک تناسبی یک مدیریت دقیق بین رسیدن به امیال هر پنج بخش باشد اگر نباشد همانطور که در بدن اگر در تغذیه تناسب نداشته باشد بدن شکست میخورد و مریض میشود بدن مشکل پیدا میکند@ روح هم همینطور است باید مدیریت لذت بکنیم. این فعلا مقدمه بحثمان باشد که ما فعلا نیاز داریم به مدیریت لذت که نباید در هیچ کدام از پنج بخش افراط و تفریط بشود@ باید در هر پنج بخش به تناسب اهمیت انسان به لذات خودش برسد بخش حیوانی محترم بخش عقلانی محترم ولی همه اینها ابزار هستند برای کدام بخش؟ بخش فوق عقلانی.@ لذات بخش این چهار بخش اگر به لذت بخش پنجم لطمه بزند همهاش حرام است به درد نمیخورد فایده ندارد لذا قرآن یادتان است علامت یک انسان را چه میدانست؟علامت یک انسان را نه یک دانشمند یا حیوان را؟@ راهنمایی کنم سوره توبه آیه 24. در چینش محبوبها و لذتها قرآن میگوید اگر سه تا محبوب سه تا لذت برای شما در رأس لذاتتان باشد معلوم است طبیعی عمل کردهاید و اگر این سه لذت در رأس لذات شما نیست میگوید فاسق هستید و الله لا یهدی القوم الفاسقین@ فاسق گفتیم یعنی چه؟ یعنی نامتعادل. ببینید چه کلمه قشنگی را انتخاب کرده است خداوند. نامتعادل فاسق یعنی کسی که در حالت طبیعی قرار ندارد طبیعی نیست غیر طبیعی است@ میگوید از نظر شخصیت انسانی اگر سه تا لذت از لذات شما در رأس همه لذات شما باشد شما انسان خوبی هستید و متعادل هم هستید ولی اگر این سه تا لذت در رأس لذات شما نیست فاسق هستید@ یعنی به خودت خیانت کردی حتما یکجا یک جای کار میلنگد یک جا جنایت کردی یک جا خیانت کردی، یک جا جهالت به خرج دادی که حالا دیگر تعادل نداری فاسق شدی@ چه بود؟ اول 8 تا لذت را ذکر میکند 8 تا معشوق را ذکر میکند بعد میگوید اگر این 8 تا نمیگوید آنها را دوست نداشته باشید میگوید آنها را دوست داشته باشید هر چه بیشتر بهتر، اصلا اسلام با دوست داشتن آن 8 تا معشوق اصلا مخالفتی ندارد@ عرض کردم هرچه بیشتر بهتر، ولی میگوید باید در رأس آن 8 تا سه تا معشوق حاکم بر آنها باشند اگر بخواهید از آن 8 تا هم خوب لذت ببرید باید این سه تا بالا باشند تا آن را مدیریت کنند@ بحث مدیریت را که دارم میگویم اینجوری میخواهم بگویم یعنی قرآن به ما اینجوری میگوید قل ان کان آباؤکم بگو اگر پدرهایتان کنارش چه دارد؟ مادرها را. و ابنائکم پسرهایتان که کنارش چه دارد؟ دخترهایتان را. و اخوانکم داداشهایتان که کنارش چه دارد؟@ خواهرهایتان و ازواجکم همسرهایتان را و عشیرتکم فک و فامیلهایتان را و اموال اغترفتموها مالهایی که جمع کردید و تجارۀ تخشون کسادها شغل و کاسبی و تجارت و پول اینها و مساکن خانههایتان آنهایی که عاشقش هستید@ ترضونها دل بستهاید به این خانهها اگر اینها در نزد شما محبوبتر از الله یعنی کمال مطلق و بینهایت رسول که حالا با چند آیه کنارش میشود چه؟ چهارده معصوم و جهاد در راه خدا اگر آنها پیش شما لذیذتر و عزیزتر این دو کلمه یادتان نرود خیلی مهم است کارشناسانه است خیلی ریاضی است@ عزیزتر و لذیذتر از این سه تا هستند شما دیگر تعادل ندارید و الله لا یهدی القوم الفاسقین خدا فاسق را هدایت نمیکند یعنی چون مسیر اینطوری شده دقت کنید دقیقا باید شخصیت متعادل و مطلوبی که خدا آفریده و دوستش دارد و میتواند به سمت هدف بینهایت حرکت کند همینطوری است@ یعنی در رأس چه باشد؟ فوق عقل بعد چه؟ عقل بعد واهمه خیال حس، این میشود شخصیت کاملا متعادل وقتی که اینطوری شد حسیها آمد وهمیها و خیالیها آمد غلبه کرد به عقلانی و فوق عقلانیها بخشهای معنوی و مذهبی رفت تَهِ کار از نظر اولویت دیگر ارزشش را از دست داد به این شخص میگویند شخص چه؟@ از نظر اسلام تعبیری دارد منکوس شخص چه؟ وارونه آدم وارونه میشود میشود فاسق طبیعی نیست الان شما بروید و ببینید یک نفر روی دستهایش راه میرود پاهایش بالاست و روی دستهایش راه میرود این طبیعی نیست یا یک نفر سینه خیز میرود این طبیعی نیست@ طبیعی این است که روی دو پا راه رود مثل بقیه راه برود یا یک کسی چشمهایش پشت گردنش است این طبیعی نیست جای دهان و بینیاش عوض شده این طبیعی نیست.@ شخصیت متعادل در لذت در امیال اگر بخواهد مدیریت بکند و مدیریت درستی داشته باشد باید سه تا لذت را و سه تا محبوب را در رأس همه لذاتش داشته باشد اگر اینطوری نیست واقعا یک نفر باید یک فکری برای خودش بکند حتما این را خدا میگوید این نص خود قرآن است@ این هیچ تأویل و توجیهی هم ندارد این خیلی صریح و ریاضی دارد با شما صحبت میکند چرا؟ میگوید چون ذات شما بینهایت طلب است اگر شما دست از بینهایت برداشتی رفتی سراغ محدود فاسق شدهای.@ مثل کسی که بگوید من دیپلم را بیشتر از لیسانس دوست دارم لیسانس را بیشتر از فوق لیسانس دوست دارم فوق لیسانس را بیشتر از دکترا دوست دارم یک میلیون تومان را بیشتر از ده میلیون تومان دوست دارم این متعادل نیست این طبیعی نیست@ اگر کسی قید الله را قید آخرت را زد قید جاودانگی را زد دیگر معقول نیست این آدم آدم متعادلی نیست بخاطر دنیا قید آسمان را قید غیب را قید خانواده آسمانی را قید چهارده معصوم را اگر زد@ تلاش جهاد برای چه میگوید جهاد یعنی تلاش برای رسیدن به این یعنی کسی که روح مبارزه و تلاش برای رسیدن به الله و چهارده معصوم و بهشت را ندارد برای رسیدن به بهشت و بالاتر از بهشت تلاش نمیکند این معلوم است که فاسق است یعنی تنبل است بیحوصله است حال ندارد طبیعی نیست.@ مثلا خانمی میگفت من شوهرم اینقدر دوستم دارد سر کار نمیرود هرچه به آن میگویم صبح بلند شوید میگوید من اصلا دلم نمیآید میروم سر کار دلم تنگ میشود برای شما بگذار در خانه بمانم@ این چه دوست داشتنی است این دیگر تعادل در آن نیست انشاء الله هفته بعد جلسه آینده بیشتر توضیح خواهیم داد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین@