اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان جلسه گذشته در این باره بود که ما یک موجود ممتد از دنیا تا بینهایت هستیم و یک حیات جاودانه سر راه ما هست که ما به زودی به او خواهیم رسید این فاصله به قدری هست که میفرماید وقتی که انسان وارد نظام برزخی میشود از او سؤال میکنند که در دنیا چقدر بودید(کَم لَبِستُم) میگویند که یک روز یا نصف روز بودیم یعنی عمر دنیا اینقدر کوتاه هست.@ این توهم ما و تصرف شیطان هست که عمر دنیا را برای ما خیلی طولانی قرار میدهد یک نگاهی به کسانی که از دنیا رفتند انسان برود قبرستان نگاه بکند ببیند چقدر جوانتر از او وارد برزخ شدند چقدر پدر مادرهایی هستند که خودشان هستند و بچههایی که از آنها جوانتر هستند به نظام برزخی رفتند.@ امروز من از قم که میآمدم یک لحظه که خارج شدیم از شهر قم، بهشت معصومه که همان قبرستان قم هست مثل بهشت زهرای تهران، چند کیلومتر بیرون قم هست نزدیک که شدم دیدم یک آمبولانسی که داشت یک جنازهای را میبرد از اتومبیل ما سبقت گرفت رفت به سمت بهشت معصومه پشت آمبولانس نوشته بود که آیا شما خود را برای چنین روزی آماده کردهاید؟@ راننده که این را خواند خیلی حالش منقلب شد یک دفعه، گفت عجب چیزی پشت این آمبولانس نوشته که این روز روزی هست که برای همه فراخواهد رسید ما نمیدانیم در جوانی میاید در بزرگسالی میاید در پیری میاید بگیریم که متوسط عمر پیغمبر همانطور که فرمود 60 سال باشد ما یک سوم دو سوم گاهی وقتها بیشترش را گذراندیم و این چند سالی هم که در پیش هست مثل باد میگذرد.@ (اَلعُمرُ تَمُرُ مَرَّ السَحاب) عمر مثل ابری که روی آسمان هست چند دقیقه میبینیش و چند دقیقه بعد خبری از آن نیست میگذرد حضرت میفرماید چقدر سریع است ساعتها در روز و روزها در ماه و ماهها در سال و سالها در عمر، چقدر زود میگذرد عمر انسان خیلی سریع.@ حالا بعضیها مثل من که یک سرطان هم گذراندند و قاچاقی زنده هستند چقدر ما میتوانیم حیات داشته باشیم میگذرد و ما وارد یک نظام بسیار باشکوه و پیشرفتهای میشویم به نام نظام برزخی که فک و فامیلهای ما خواهر برادران ما بعضی از پدر مادرها ما الان در آن نظام برزخی دارند زندگی میکنند اجداد ما صدها و هزاران سال هست که در آن نظام برزخی دارند زندگی میکنند.@ ما اگر متوجه این حقیقت نباشیم که وارد یک نظام حقیقی میشویم که خودمان باید بسیازیمش تنبلی و کسالت نابودکننده انسان هست امروز من چند روایت را بخوانم در مورد تنبلی و کسالت.@ امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: (اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) تنبلی، کسالت ابدیت انسان را فاسد میکند این کلمه فاسد میکند خیلی باید به آن دقت بکنیم به نسبت دقت بکنیم که گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا فاسد شدن یعنی چی؟@ یعنی همانطور که جنین در رحم مادر اگر وسائل مورد نیاز دنیا را نداشته باشد به اینجا میاید اینجا دیگر چیزی ندارد به او بدهد دچار بدبختی و گرفتاری و مرض و درد میشود این فساد دنیاست یعنی از تجهیزات و وسائل دنیا نمیتواند استفاده بکند.@ جنین ببینید چقدر جدی میگیرد آن جنینی که سالم هست به حداقلها در رحم مادر اکتفا میکند و بیشتر وقتش را میگذارد برای تهیه وسائلی که برای دنیا نیاز هست دائماً دارد حرکت میکند خیلی زیباست انسان این عکسها و فیلمها را نگاه میکند این دائماً دارد یکسره عضوسازی میکند با چه باوری دارد چشم دست پا ساخته میشود ولی هیچ کدام هم به درد رحم مادر نمیخورد همه به درد بعد از تولدش میخورد.@ بیشتر انرژی و وقت یک جنین صرف آمادگی برای تولد به دنیاست صرف این آمادگی میشود یک حداقلی هم اختصاص میدهد به همان حیات رحمی خودش، یک انسان عاقل با شعور و کسی که خودش را شناخته در دنیا سبک زندگیش و انتخابهایش و ارتباطاتش و رفتارش به گونهای هست که در دنیا حداقلهایی را میگذراند ولی با جدیت تمام ابدیتسازی میکند آخرتسازی میکند.@ آنهایی که الان رفتند در برزخ بدها که هیچی خوبهایشان حسرت اینجا را میخورند که ای کاش ما میشد دو ساعت برگردیم به دنیا دو ساعت یک ساعت چند دقیقه، قرآن چقدر زیبا میگوید(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان به دنیا، چون میفهمد آخرت دیگر کاری نمیشود کرد.@ قدر دنیا را انسان زمانی میداند که به او میگویند وقتت تمام است میگویند آقا الان تو سرطان داری دو ماه دیگر میمیری دنیا برایش خیلی عجیب میشود وقت خیلی عزیز میشود در روایت داریم شما هر وقت میخواهید نماز بخوانید مثل کسی نماز بخوانید که آخرین نمازش هست اگر به کسی بگویند تو آخرین نمازت هست چکار میکنی بعد از این میمیری ببین چطوری نماز میخواند.@ اگر بگویند فقط دو روز سه روز یک هفته یک ماه زنده هستی حس و حالش انسان چطوری تغییر میکند میخواهد وارد یک نظامی بشود که بینهایت با اینجا تفاوت دارد عجیب لحظهای هست لحظه ورود انسان به برزخ، لحظه خیلی باشکوه و پر اضطرابی هست لحظه خاصی هست که همه از تو قطع امید کردند و تو تا چند دقیقه دیگر وارد یک همچین نظامی میشوی.@ در این برنامههای تلویزیون یک برنامهای بود که مصاحبه میکردند با مردم به آنها میگفتند که شما اگر امروز روز آخرتان باشد چکار میکردید یک فکری میکردند میگفتند اگر امروز روز آخر ما باشد ما میرویم جبران میکنیم با کسانی که قهر بودیم کینه داشتیم آشتی میکنیم کسانی که حق گردن ما داشتند حلالیت میخواستیم.@ یعنی در 24 ساعت شخص میخواهد همه گذشته را جبران بکند، واقعاً میشود این کار را کرد؟ چرا آدم نباید فکر بکند که زمان زیادی برای ورود به برزخ ندارد وقت زیادی ندارد در این هفته من سه جوان را به من معرفی کردند که دکتر هم جوابشان کرده یعنی طولانیترینشان یک سال است گفتند بیشتر از یک سال نمیمانند جوان هم هستند زیر 30 سال هستند.@ این الان فکر میکرده چقدر خواهد بود و چه کارهایی خواهد کرد بعد رسیده به پایان خط و خوش به حال آنهایی که از جوانی آماده هستند فرمود خداوند جوانی را که جوانی نکند دوست دارد یعنی همیشه آماده ورود به بهشت باشد تجهیزات مورد نیاز برای زندگی در بهشت را برای خودش فراهم کرده باشد.@ هر چقدر جایی که شما میخواهید واردش بشوید پیچیدهتر بشود آمادگیش هم سختتر میشود باید وسائل بیشتری بیاورید با خودتان تهیه بکنید جنین در رحم مادر خیلی زندگیش ساده است اما برای دنیا بیشتر این نُه ماه را وقت میگذارد برای دنیا کار میکند.@ چون دنیا خیلی چیزها میخواهد که در رحم نیاز نیست دست، گوش، چشم، پا، قلب، سلسله اعصاب، دستگاه تنفس همه را باید تهیه بکند یکی را که کم بیاورد اذیت میشوید ما وقتی که میخواهیم وارد یک عالمی بشویم که بینهایت از اینجا پیشرفتهتر هست تجهیزات پیشرفتهای را انسان باید با خودش ببرد خیلی کار باید بکند روی نفس خودش تا این آمادگی را داشته باشد.@ تنبلی و کسالت بزرگترین حسرتها را برای انسان خواهد آورد اگر کسی باور کند که قرار است وارد برزخ بشود باور کند به زودی وارد بزرخ میشود و اساساً از همه کسان و چیزهایی که اینجا به آنها دلبستگی داشته قطع میشود ارتباطش با همسر با فرزند با پدر مادر با درس با مدارک تحصیلی با اجتماع با ثروت و آنجا باید خودش واقعاً تطبیق با شرائط زیستی آخرت داشته باشد.@ این کودک عزیز روانش که نفس اوست تناسب با بهشت داشته باشد به هیچ وجه دیگر تنبلی و بیحوصلگی نخواهد داشت در دنیا یعنی او لحظه به لحظه کوچک و بزرگ کار خیر انجام میدهد کارهای خوب انجام میدهد شوهرداریش هم جهت میکند زنداریش را هم جهت میکند بچهداریش را هم جهت میکند.@ دوستی، مهمانی، تفریح، کار، همه شئونات زندگیش را متناسب با آخرت طراحی میکند که اگر رفت آنجا سرمایه داشته باشد آنجا سنگین باشد قرآن میگویند فقط کسانی آنجا نجات پیدا میکنند که سرمایهدار باشند(فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) میزانهایش باید سنگین باشد.@ سنگین باشد یعنی چی؟ یعنی متناسب با شرائط آخرت باشد ببینید جنین وقتی میخواهد به دنیا بیاید در رحم مادر خیلی میزانهایش فقط به اندازه رحم کافی است ولی وقتی میخواهد به دنیا بیاید چند تا میزان، میزان یعنی چی؟ یعنی اندازه و قاعده.@ باید درست برای طول موج دنیا چشمش را تهیه کرده باشد یک میزان نیاز دارد به نام طول موج که چشم باید مناسب آن باشد یعنی چشم باید کاملاً برای هوای اینجا دستگاه تنفسیش باید میزانش تنظیم شده باشد این را ثقل میزان میگویند یعنی دقیقاً متناسب با سیستم تنفسی اینجا قلب بیاورد دستگاه تنفس بیاورد شش بیاورد.@ میزانهای در دنیا خیلی بیشتر از میزانهای در رحم مادر هستند در رحم مادر میزانها خیلی کم است وقتی به دنیا میایی چون سرای پیچیدهتر است میزانهایش خیلی است (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ) موازین انسان داشته باشد با یک میزان نمیتواند بیاید میگوید موازین او موازین یعنی میزانهای یک شخص.@ مثلاً شما الان وقتی که میایید در دنیا یک جنین که به دنیا میاید چند تا میزان دارد؟ باید پوستش با اینجا سازگاری داشته باشد ابرو، مژه، پلک، چشم، بینی، ساختارش، گونهاش، لب، لپ، دندان، فک، لثه، زبان میلیاردها در بدن باید میزان باشد تا بگوییم این بدن سالم است این میزان میشود مجموعه میزانهای یک شخص وقتی سالم است شخص دیگر میتواند تولدش هم سالم هست.@ (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) این در زندگی رضایتبخش هست(وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ) خفت یعنی چی؟ یعنی سبک است یعنی اصلاً به درد دنیا نمیخورد ارزش ندارد چشم آورده ولی به درد نمیخورد گوش آورده به درد نمیخورد بینی آورده به درد نمیخورد هر چه که آورده اصلاً تناسب ندارد یا اصلاً نیاورده یا اگر آورده سبک است به درد اینجا نمیخورد میزانهایش تناسب با میزانهای دنیایی ندارد.@ (فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ) أم یعنی چی؟ مادر مادرش آتش است این یعنی چی؟ اگر کسی میزانهایش سازگار نباشد مادر او آتش میشود یعنی چی؟ مادر کارش چیست؟ رشد، این باید در بیمارستان بهشت که اسمش جهنم است این باید برود درمان بشود باید برود آنقدر گرفتاریها را تحمل بکند تا تناسب پیدا بکند با میزانهای بهشتی.@ لذا یک آدم باشعور و عاقل با وسواس زیاد اگر وسواسی هم آدم داشته باشد دقت داشته باشد دائماً در حال تنظیم خودش با موازین بهشتی هست این که میگوید پنجاه تا سؤال قیامت میکنند پس حداقل ما باید پنجاه تا میزان داشته باشیم آنجا این باید تنظیم بشود.@ شوهرداری زنداری بچهداری پدرداری مادرداری فک و فامیل صله ارحام نماز روزه خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، برو همینطوری تا این پنجاه تا حقی که امام سجاد در رسال حقوقیش دارد اینها موازینی هستند که گردن ما هستند هر کس باید با این پنجاه تا حق زندگی بکند و همه را جزء داراییهایش بکند.@ چون جنین اینها را جزء خودش میکند تا با خودش میاورد ما باید با این پنجاه تا سؤال با این شکل زندگی بکنیم دقیقاً عضوی از باورهای ما عقائد ما و وجود ما شده باشد که ببریمش با خودمان، وقتی سؤال از خدا میکنند تو باید خدا را با خودت در وجودت ببری.@ چون گفتیم سؤالهای آخرت سؤالهای تستی و تشریحی و شفاهی و کتبی نیست سؤالهای وجودی است جنین را یادتان هست گفتیم دنیا از او چکار میکند وقتی به دنیا میاید دنیا از او سؤال میکند سؤالش هم سؤال زبانی نیست کتبی هم نیست سؤال تکوینی هست.@ یعنی از او میخواهد لب، گوش، چشم، دست اینها را سؤال میگویند سؤال یعنی طلب یعنی ورود به زندگی دنیا یک سلسله موازین را میطلبد و ورود به شرائط زیستی آخرت یک سلسله موازین مناسب با آخرت را میطلبد پس تو باید این را داشته باشی جزء وجودت شده باشد.@ این که من کلاس رفتم مطالعه کردم اینها را بلد هستم دانستنش بدرد نمیخورد داناییها به درد ما نمیخورد مگر به دارایی تبدیل بشود یعنی شخص حیا عفت ایمان و صفات خوب را در وجود خودش پیاده کرده باشد اینها را با خودش داشته باشد و این تربیت کار میبرد انسان باید روی خودش کار بکند زحمت بکشد تا با خودش بتواند ببرد.@ اما اینکه میدانم مطالعه کردم کلاس رفتم اینها بدرد نمیخورد خودم بلد هستم اینها را، ده تا جلد کتاب خواندم این باید در وجود خودش این دارایی را داشته باشد باز دوباره برمیگردیم سراغ بحثی که قبلاً کردیم از کجا معلوم دارد؟ ما الان در رحم دوم هستیم رحم دنیا، از کجا معلوم اینها را با خودمان داریم؟@ گفتیم علامت داشتن شادی و آرامش است اگر کسی شاد نیست و آرامش حقیقی ندارد یعنی نیاورده با خودش، هنوز گدا است هنوز تهیه نکرده مثال بزنم شما الان میگویند که میخواهی بروی فلان جاده برفگیر یا فلان جاده خیلی گرم میگویید من که همه چیز دارم زنجیر چرخ دارم بنزینم تکمیل است روغنم تکمیل است لاستیک یخشکن دارم.@ این وقتی تجهیزات دارد میخواهد سفر برود آرامش دارد یا ندارد؟ چون دارد محیط نمیتواند روی این اثر بگذارد تا سردش بشود بخاری را میگذارد چون دارد بخاری گرم در ماشین مینشیند خوابش هم بیاید یک گوشهای پارک میکند میگیرد میخوابد بنزین با خودش دارد سوخت با خودش دارد چادر با خودش دارد وسائل دارد سفرش هم با آرامش انجام میشود.@ ولی حالا فکر بکنید رفته در یک جادهای میگوید من زنجیر چرخ نیاوردم لاستیک یخشکن نیاوردم بنزین به اندازه کافی ندارم شما ببینید در همین جاده کرج شما چقدر آدم برای تنبلی مُردند تنبل بودند.@ گفتند آقا میخواهید بیایید لاستیکتان را عوض بکنید روغن مناسب بنزین زنجیر چرخ نیاوردند آمده در جاده تازه یادش افتاده میگوید ای کاش تنبلی نمیکردم دیشب هی گفتم بروم بنزین بزنم گفتم میروم در جاده میزنم اینجا هم که نتوانستیم بزنیم ماندند در کولاک بنزین تمام شده ماشین یخ کرده یخ زدند همه مُردند.@ ببینید چند نفر در اثر همین تمام شدن بنزین اتومبیلشان که دیگر سرد شده مردند تمام شد تنبلی اینطوری آدم را بدبخت میکند آخرت هم همینطور است یعنی شخص تجهیزات مورد نیاز را هی عقب میاندازد تهیهاش را که عبارت است از ایمان، عمل صالح، اخلاق آرامبخش، خلقیات تولیدکننده شادی و آرامش و کنار گذاشتن خلقیات جهنمی این هی تنبلی میکند.@ هنوز 30 سالش است باز همان زودرنج است 30 سالش شده هنوز حساس است هنوز بداخلاق است هنوز حسود است هنوز آدم عصبانی است اینها یعنی فشار قبر این یعنی عذاب این یعنی جهنم، هنوز بدبینی دارد هنوز مسابقه میدهد با دیگران، هنوز چشم و همچشمی دارد آرام نیست.@ هنوز از داشتن دیگران تحریک میشود یعنی اگر یک کسی یک چیزی داشته باشد که او نداشته باشد این روحش در فشار قرار میگیرد پس این فشار قبر دارد چون گفتیم نفس ما قبر ماست هر کس میخواهد بداند قبرش چه شکلی است الان من میخواهم بدانم قبرم چه شکلی است میگوید به نفست نگاه بکن.@ اگر نفست شاد و آرام است در نفست خدا بهشت پیغمبر، اهل بیت، انبیاء، معنویت، شادی، خیرخواهی هست آرامش هست پس در قبرت همین شکلی است قبر هر کسی شبیه خودش هست اگر الان آدمهای گرفتاری هستیم پس با این وضع برویم قبرمان هم خوب نیست اما اگر توانستی الان خودت را شاد بکنی به آرامش برسانی اصلاً بیرون نتواند تو را به غصه بیندازد.@ چرا پیغمبر میگوید هر کس گریه کند به دنیا داخل جهنم میشود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس دنیا بتواند گریهاش بیندازد داخل جهنم میشود یعنی این در دنیا که حرکت میکند کمالات دنیایی میتواند لهش بکند میتواند گریهاش بیندازد میتواند تحقیرش بکند نداشتن اینها میتواند اعصابش را به هم بریزد.@ یادتان نرود ما وقتی که میخواهیم وارد قیامت بشویم اول باشد از جهنم رد بشویم (إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها) انسان همان حقیقتی که در دنیا، دنیا متن جهنم است ما همه الان در جهنم هستیم از جهنم باید سالم بیرون بیاییم برویم در بهشت وارد بشویم.@ یک کسی که میتواند در دنیا خودش را سالم نگه بدارد اهل سلم و سلامتی هست یعنی در جهنم دنیا سالم بود در آخرت هم وقتی روی صراط رد میشد صراط در جهنم است روی جهنم نیست وقتی از داخل جهنم رد میشود سالم رد میشود میرود در بهشت وارد میشود.@ اما اگر کسی اینجا سوخت افتاد به بدبختی غصه خوردن عصبانیت، دعوا، درگیری کینه، غیبت، تهمت، دریدن همدیگر، یکسره هر جا میرود دعوا و درگیری و اختلاف و تشنج وجود دارد این یعنی روحش همینطوری هست روحش شکل جهنمی است.@ پس وقتی میگوییم (اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) یعنی چی فاسد میکند آخرت را؟ یعنی باعث میشود که ما از لذات آخرت و بهشت نتوانیم استفاده بکنیم با خودمان نداریم تجهیزات مورد نیاز برای استفاده از بهشت را با خودمان نیاوردیم این تنبلی اینطوری انسان را آزار میدهد.@ یک کسی که آخرت را خوب باور کرده اصلاً وقت ناراحت شدن ندارد وقت چشم و همچشمی ندارد وقت حسادت ندارد وقت عصبانیت ندارد چون میداند هر لحظه ممکن است وارد برزخ بشود باید آماده باشد دچار مسابقه و چشم و همچشمی نمیشود سر مسائل دنیایی.@ چون وقت ندارد دیگر غصه هم نمیخورد میگوید من اصلاً وقت ناراحت شدن ندارم چون میدانم اینجا به تعداد غصهخوردنها باید فشار قبر تحمل بکنم به تعداد غصه خوردنها، حسرت خوردنها، افسوس خوردنها، احساس حقارتها، احساس کوچک شدنها، خودکمبینیها، ناامیدیها، پوچیها من باید فشار قبر تحمل بکنم.@ خوب برای چی مگر من دیوانهام این کار را بکنم من اصلاً وقت این حرفها را ندارم فرصت این کارها را ندارم که بخواهم هی غصه بخورم در دنیا زندگی دنیاییم را خراب بکنم آخرتم هم خراب بشود لذا مؤمن گفتیم نشاطش دائمی است همیشه شخص مؤمن یک آدم با نشاط است همیشه شخص مؤمن یک آدم آرام هست.@ روایت بعدی از وجود مقدس امام صادق(ع) هست (اِن کانَ ثَوابُ مِنَ الله فَالکَسَلُ لِماذا) امام صادق سؤال میکند میگوید اگر ثواب را خدا میدهد آدم چرا باید اینقدر تنبل باشد که دریافت نکند.@ یک خانمی چند وقت پیش میگفت من با شوهرم اختلاف دارم گفتم اختلافتان چیست؟ گفت من نظافت را نمیتوانم برسم به کارهای خانه اصلاً حس ندارم به کارهای خانه بپردازم گفتم علت اینکه حس نداری این هست که تو با شوهرت مشکل داری حتماً گفت بله از نظر عاطفی با هم خوب نیستیم.@ گفتم چون تأمین عاطفی هم نمیشوی حس و حال و دل و دماغ کار را به بچه رسیدن، به خانه رسیدن، را نداری گفت همینطور است گفتم چون تو نتوانستی از آسمان عاطفه مورد نیاز بخش انسانیت را تأمین بکنی وابسته زمین شدی گدای زمین شدی.@ یک کسی که نمیتواند از الله از خانواده آسمانیش جذب عاطفه بکند و اشباع بشود خدا او را محتاج زمینش میکند خدا ما را نیافریده که محتاج زمین باشیم خدا ما را نیافریده که ما عشق و عاطفه را از زمین و زمینیان گدایی بکنیم.@ چرا آدم گرفتار زمین میشود؟ برای اینکه راه آسمان را به خودش میبندد من گفتم به خاطر اینکه تو شوهرداریت را به خاطر شوهرت میخواهی بکنی و بچهداریت را به خاطر شوهرت و محتاج آن یک ذره عاطفهای هست که او میخواهد یک کم عاطفه به تو بدهد که تو انرژی داشته باشی وقتی ندارد انرژی نداری برای کار کردن.@ و تو شوهرداریت را هم میریزی پای شوهرت هیچی برای آخرتت دیگر نمیماند چون خدا میگوید برای هر کس کار کردی بروید از همان هم جزایش را بگیرید در روایت داریم خداوند میفرماید من بهترین شریکم هر کس کس دیگر را در کارش با من شریک بکند من او را واگذار میکنم به شریکم میگویم برو از همان بگیر.@ لذا به یک زن میفرماید اگر زنی شوهرداری بکند و منت سر شوهرش بگذارد همه عبادتهایش ضایع میشود چرا؟ چون خدا میفرماید شوهرداری زن مال من است مال شوهر نیست تو صبح به عشق الله بلند بشو چشمت را باز کردی یک سلام به خدا بکن که دارد نگاهت میکند به عشق الله بلند بشو کارهایت را انجام بده.@ یعنی انسان قبل از اینکه زن یک شوهری باشد یا شوهر یک زنی باشد باید دقت کند بنده الله است آدمها کسی نیستند که ما به خاطرشان زندگی کنیم یا حیات داشته باشیم من تمام عشقم (قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) بگو این را بگو هی باید تکرار بکنی نماز من عبادت من حیات من و مردن من مال خداست.@ قرآن ببینید چقدر قشنگ میگوید: (اِنّا لله) ما همه مال خود خداییم مال شوهرمان نیستیم مال زنمان نیستیم مال بچهمان نیستیم مال پدر مادرمان نیستیم اینها فقط یک وسائل امتحانی هستند ما باید یک وظائفی را نسبت به آنها انجام بدهیم اما خیلی حیف است آدم صبح که از خواب بلند میشوی این کتری را که میخواهی بگذاری سر گاز بگو خدایا من دارم برای تو این کار را میکنم.@ این هست که خانه یک زن از کعبه بیشتر برایش خیر دارد از مسجد بیشتر برایش خیر دارد به بچهات میرسی جارو میکنی ظرف میشویی هدیهاش بکن به خدا مرد که میرود بیرون کار میکند نیاید در خانه نق بزند آی خسته شدم به خاطر شما رفتم خودم را چنین و چنان کردم نه.@ مرد که میرود کار میکند زحمت میکشد به خدا بفروشد خدا این را میخرد زندگیت را میخرد شغلت را کارت را رشتهات را درست را زحماتت را در راه خدایی حالا در این راه خدا فحش هم میشنوی دیگر ناراحت هم نمیشوی چون خدا دارد میبیند و میخرد.@ میگوید این بنده من رفت یک لقمه نان در بیاورد وسط راه چقدر اذیت شد چقدر سرما کشید چقدر گرما کشید فحش شنید حرف بد شنید همه را خدا میگوید من میخرم یک کسی که میتواند همه چیزش را به خدا بفروشد مگر دیوانه است بدهد به کسی دیگر که نمیتواند هیچ چیزش را پاداش برگرداند.@ الان چه کسی میتواند جواب عمری را که انسان پای کسی میریزد بدهد جوانی که پای کسی میگذارد بدهد جز خدا کسی نمیتواند بدهد مگر آدم دیوانه است به کسی این را بفروشد بگوید من شوهرداریم زنداریم مادرشوهرم هست مادرشوهرداری مادرزنداری پدرشوهرداری پدرزنداری تحمل خانواده همسر تحمل همسر تحمل بچهداری تحمل کار همه را به خدا میفروشم خدا میخواهد به من پاداش بدهد.@ لذا شخص دائماً نشاط دارد چون هیچ کدام از کارهایش بیپاداش نمیماند حضرت زهرا(س) یک موقعی یک خانمی در زد آمد خانشان گفت خانم آمدم سؤال کنم گفت بفرمایید آمد نشست چند تا سؤال از حضرت زهرا کرد حضرت زهرا با شیرینی این سؤالها را جواب میداد.@ بعد این خانم هی میخواست سؤال بکند خودش خجالت کشید گفت من الان بد است من این همه زحمت دادم به ایشان خانم گفت سؤال داری بپرس گفت من رویم نمیشود خیلی مثل اینکه زحمت دادم حضرت زهرا گفت چه زحمتی.@ تو میدانی با هر یک سؤالی که میکنی من را به کجاها میرسانی خودت، همین که من بنشینم سؤال تو را جواب بدهم فرمود اینقدر به تو بگویم هر یک سؤالی که من جواب میدهم از اینکه یک نفر از زمین تا آسمان جواهرات داشته باشد در راه خدا بدهد به من بیشتر میرسد برای چه یک نفر ناراحت بشود خسته بشود یک نفر احساس خستگی به او دست بدهد هر چه خستهتر هست پیش خدا عزیزتر هم هست.@ لذا فرمود: (سَیّد القَوم خادِمُهُم) سرور هر گروهی اویی هست که بیشتر به همه خدمت میکند بعضیها زیرکی میکنند به حساب خودشان مثلاً یک جایی میروند از زیر کار در میروند همه کارها را میخواهد بیندازد گردن زن یا گردن شوهر.@ زیرکترین آدم کسی هست که کار را برای دیگران اصلاً نگذارد در مسافرت بیشترین کار را میکند خدا میگوید این از همه به من نزدیکتر است سرور دیگران است آقای دیگران است چون از من طلب بیشتری پیدا میکند دیگر تنبلی وجود ندارد دیگر بیحوصلگی سراغ یک شخص نمیاید شخص میداند با انجام هر کدام از اینها یک پاداش حقیقی آخرتی دارد دریافت میکند.@ ما ایمان که نداریم بدبختی سراغمان میاید ما متوجه نمیشویم که خدا پاداش میدهد یعنی چی حالا ببینید حضرت چطوری سؤال میکند چقدر قشنگ سؤال میکند میفرماید که(اِن کانَ ثَوابُ مِنَ الله فَالکَسَلُ لِماذا) امام صادق چقدر قشنگ سؤال میکند اگر خدا ثواب میدهد حالا میدهد یا نمیدهد واقعاً؟ اینجاست که تو باید سؤال جواب بدهی.@ این جارو کردن من ظرف شستن من کار کردن بیرون من عملگی من دوندگیهای من در اداره از این پله به آن پله رفتن خون دلهایی که من میخورم ظرف شستن من غذا درست کردن من رانندگی من مسافرکشی من خدا پاداش میدهد یا نمیدهد اول این را برای خودت حلش کن.@ اگر میدهد پس چرا اینقدر نق و نال میکنی دیگر نق و غر ندارد خدا میگوید کردی من هم به تو پاداش میدهم پاداش آخرتی و ابدی به تو میدهم مریض بشوی به تو پاداش میدهم فحش بشنوی به تو پاداش میدهم درد بکشی به تو پاداش میدهم یک کسی تحقیرت بکند مسخرهات بکند نیش بزند من به تو پاداش میدهم گرما بکشی پاداش میدهم سرما بکشی به تو میدهم آن هم آخرتی را به تو میدهم.@ دیگر چه باختی وجود دارد در معامله با یک همچین خدای مهربان و خدای کریم و با فضلی انسان با این خدا مگر ضرر میکند برای چی دیگر تنبلی بکند تنبلی برای چی بیحوصلگی برای چی بیرغبتی بیحالی برای چی بعد هم عرض کردم هفته گذشته خداوند بهشتی که برای هر کسی گذاشته این بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین است تو باید پُرش بکنی حتماً نمیتوانی از آن لذت ببری اگر خالی باشد.@ باید خودت یک همچین زمینی را پُر بکنی تا بتوانی در آن سلطنت بکنی پادشاهی بکنی بهشتت چه شکلی است به اندازهاش که برایش تلاش کردی(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان هیچ چیز جز همان مقدار که خودش تلاش میکند ندارد پس بکار شروع کند درختهایش را بکار قصرهایش را بساز چشمههایش را جاری کن همه کارهایش را باید خودت انجام بدهی.@ اگر باور نداری که وای به حالت اگر باور داری چرا اینقدر تنبل چرا اینقدر بیحال چرا اینقدر کسل، امیرالمؤمنین (ع) فرمود من ندیدم (اِنّی لا اَری لَم اَرَ کَالجَنَّۀِ نامَ طالِبُها) من ندیدم مثل بهشت که طالبش اینقدر بیحال باشد پرخواب باشد بگیرد بخوابد (وَ لَم اَرَکَ النّار نامَ حارِبُها) مثل جهنم ندیدم که یک کسی که میگوید من فراری از او هستم اینقدر طالبش بیحال و کسل باشد.@ یک کسی که از جهنم فرار میکند از عصبانیت متنفر است از زودرنجی و حساسیت متنفر است چون میداند هر یکبار ناراحت شدن حجم عظیمی آتش برایش ذخیره میکند میترسد این کار را نمیکند من برای چی عصبانی بشوم برای چی داد بزنم برای چی نق بزنم برای چی اخم بکنم برای چی غر بزنم چرا بدم بیاید.@ لذا فرمود آدم عاقل کسی هست که اگر یک چیزی ناراحتش کرد عاقلانه آن جرعه غصه را در وجودش قورت بدهد و فرمود کسی که جرعههای غضب را قورت میدهد به شادی و آرامش میرسد در حدیث است فرمود هیچ کس نمیتواند مزه آرامش را احساس بکند مگر اینکه بتواند جرعههای تلخ غضب را قورت بدهد.@ وقتی قورت دادی رفت پایین مثل یک داروی تلخی هست که تو را شفا میدهد به تو شادی میدهد به تو قدرت میدهد به تو آرامش میدهد اما اگر یک دفعه مثل یک درنده انسان پرید به این و آن نیش زد غر زد نق زد افراد را ترساند روی اعصاب دیگران راه رفت بداند که وحشی شده هار شده این به خودش برمیگردد.@ این قاعدهای که قبلاً اشاره کردیم که همه آدمها خودت تو هستند(هُوَ اَنت) او خود تو هستی هر کاری که داری با دیگران میکنی در واقع داری با نفس خودت میکنی یعنی هر طوری که داری با دیگران رفتار میکنی فرشتهها آخرت به خودت همانطوری جواب میدهند اگر برای دیگران شیرین بودی شیرینی برمیگردد به تو اگر برای دیگران تلخ و نامبارک بودی به خودت برمیگردد.@ لذا پیامبر فرمود بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد(خَیرُکُم خَیرُکُم لِاَهلِه) بهترین شما کسی هست که برای اهل خودش و خانواده خودش بهترین باشد هر چقدر سعی بکند انسان بگوید من میخواهم دختر مبارکی باشم برای مادرم و پدرم.@ که اگر از پدرم مادرم پرسیدند این پسر خوبی است دختر خوبی است بگویند ما خیلی از این راضی هستیم اگر از همسرم سؤال کردند همسرم بگوید این بهترین همسر دنیاست اگر از بچههایم سؤال کردند بگویند بهترین پدر مادر دنیا را دارم اگر از دوستانم سؤال کردند بگویند بهترین دوست دنیا را دارم اگر از استادم سؤال کردند بگویند بهترین شاگرد را دارم.@ همه جا سعی بکند انسان بهترین باشد وقتی تلاش کردی به الله انسان نزدیکتر میشود پس ما باید هاری تندی تیزی نیش را و تلخی را از وجود خودمان کم بکنیم به هر کس هر طور رفتار بکنی در واقع داری با خودت رفتار میکنی ببینید چقدر قرآن زیبا میگوید(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر خوبی بکنید دارید به خودتان خوبی میکنید چون طرف مقابل خود تو هستی(هُوَ اَنت).@ اگر بدجنسی کردی زرنگ بازی درآوردی فکر کردی خیلی زرنگی سر خودت را کلاه گذاشتی ما فکر میکنیم که مثلاً الان در جامعه هست طرف میگوید بگذار دو هزار گرانتر بفروشم یک ذره پول بیشتر در بیاوریم این فکر میکند خیلی زرنگی کرده دارد پول بیشتری میگیرد نفس بیشتری دارد میفروشد به جهنم.@ هر مقدار پولی که اضافه دریافت میکند چند سال در جهنم بیشتر باید بماند این زرنگ بازیش دقیقاً احمقانه است مثل همان کسی که دوپینگ کرده بود در مسابقه آخر همه میرسد بعد به او گفتند حالا تو چرا آخر رسیدی حالا که دوپینگ کردی گفت میخواستم نفهمند که دوپینگ کردم.@ حالا مثلاً طرف خیلی زرنگ بوده به حساب خودش خیلی زرنگ است میخواستم نفهمند دوپینگ کردم خوب از اول اصلاً دوپینگ نمیکردی حالا اگر قرار است آخر برسی چه دوپینگ بکنی چه دوپینگ نکنی دوپینگ آدم میکند که اول برسد.@ ما خیلی وقتها زرنگ بازیمان در ارتباط با افراد کلک زدنها حقه زدنها دروغ گفتنها جلو زدنهایی که فکر میکنیم که حالا خوب شد ما جلو زدیم نه جلو نزدیم عقب ماندیم خیلی وقتها ما با جلو زدنهایمان در واقع داریم عقب میمانیم داریم خودمان را معطل میکنیم در آخرت.@ ببینید پیغمبر چقدر قشنگ میگوید یک گوسفند آوردند گوسفند را پیغمبر خیر کرد بعد یک قسمتی از دستان گوسفند مانده بود آمد به پیغمبر گفت آقا فقط دستانش ماند بقیهاش رفت پیغمبر گفت نه فقط دستانش رفت بقیهاش ماند.@ (ما عِندَکُم یَنفَد وَ ما عِندَالله باق) آن که پیش شماست نابود است خودت مصرف میکنی فایده ندارد آن که از دستت رفت به دیگران رسید آن ماندگار هست آن پیش خدا جاودان میماند پیش خدا.@ برای همین هم امیرالمؤمنین(ع) وقتی میخواست صدقه بدهد و کمک بکند برای دین برای خدا میخواستند کمک بکنند بهترین و بیشترین بخش ثروتشان را میگذاشتند برای آخرت چون میگفت این میماند برای آخرتم خودم بهرهبرداری باید بکنم.@ استاد ما میفرمودند که آقایی بود یک تعداد زیادی مدرسه ساخته بود بعد به استاد ما گفته بود که من مدرسه زیاد ساختم ولی یک ویلا دارم این ویلا را خیلی عاشقش هستم هر کاری کردم که ببینم میتوانم از آن جدا بشوم دیدم نمیتوانم این ویلا را خیلی دوست دارم اصلاً تحمل جدایی از این ویلا را نداشتم برای همین هم بردم بخشیدمش به یک خیریه که با من بماند.@ این زیرکی است این ویلا برای من بماند بتوانم با خودم آخرت ببرم ما نه ما وقتی نوبت امام زمان دین خدا میشود پول خردههامان را دست میکنیم در جیبمان دنبال پول خرد میگردیم دیدید وقتی فقیر میاید به فقیر اینطوری میکند ببخشید پول خرد ندارم یعنی انگار که اصلاً به ما نیامده پول درشت دست فقیر بدهیم.@ مثلاً یک چیزی بدهم که این یک پرس غذا را بتواند بخورد دنبال صد تومانی دویست تومانی پنجاه تومانی میگردیم این یعنی اینکه من شعورم هنوز نرسیده که با خودم دارم چکار میکنم میگویم آن که خودم میخورم به نفعم است آن که میدهم به فقیر از دستم میرود.@ برای همین هم بعضیها فقیر را میبینند انگار عزرائیل را دیدند وقتی فقیر جلویشان میاید اصلاً یک طوری میرود که این فقیر نیاید به او بگوید آقا سلام بعضیها را نه میشناسم اینقدر خوشحال میشوند که یک فقیر به آنها بخورد میگویند خدا را شکر امروز دو تا سه تا فقیر به ما خورد ما یک چیزی برای ابدیت خودمان، برای آخرت خودمان فرستادیم.@ این مسجدی که من در آن نماز میخوانم یک موقع خادم مسجد بلند میشد کمک جمع میکرد برای کمک به مسجد مثلاً شبهای جمعه میگویند برای خادم مسجد کمک جمع میکنند بعضیها اینقدر با اشتیاق.@ چند روز پیش یک کسی آمده بود طلبهای کنار من نشسته بود یک دفعه دیدم گفت آخ گفتم چیه گفت من لباسم را عوض کردم امشب پول نیاوردم اینقدر ناراحت بود که آن شب نمیتوانست پول بدهد برای مسجد، آخر هم طاقت نیاورد پسرش را فرستاد گفت باباجان بپر خانه خانهشان مثلاً چند تا خانه آنطرفتر بود نسبت به مسجد باباجان برو خانه از جیب من یک مقدار پول بردار بیاور.@ اصلاً تا آن پول را نداد آرام نشد برای اینکه میفهمد این یک فرصت است تهدید نیست فقیر خدا همیشه برای من این فرصت را ایجاد کرده میگوید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) خداست خدا به این بزرگی میگوید چه کسی به من خدا قرض میدهد برای اینکه میخواهد یک فرصت برای تو ایجاد بکند که تو به یک جایی برسی خدا که گدا نیست.@ خودش هم میگوید(فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً) چه کسی هست به خدا قرض بدهد تا خدا به او چند برابر برگرداند ولی ما باور نداریم که در راه خدا اگر انفاق کردیم چند برابر به ما برمیگردد خداوند فرمود هر کس در راه خدا انفاق بکند یک تا هفتصد برابر در دنیا به او برمیگردانم ولی ما انفاقهایمان ببینید چقدر ضعیف است.@ میگویند بانک مرکزی تأکید کرده شما اگر پولتان را بدهید به فلان کارخانه فلان شرکت فلان وزارتخانه بدهید 20% سود سالانه به شما میدهند میگوییم بانک تضمین کرده برویم بدهیم خدا نمیگوید 20% میگوید من از 100% تا 700 برابر خیلی حرف است بانک خدا بیشتر سود میدهد.@ سود دنیایی، همین پول دنیا را میگوید در همین دنیا به شما 100% تا 700% به شما میدهم مگر پول نمیخواهی امام صادق میفرماید من هر وقت وضع مالیم خراب میشود آنچه که مانده را بیشترش را صدقه میدهم تا خدا چندین برابر به من برمیگرداند اصلاً این راه پول درآوردن است.@ یک راه تجارت این هست چون ما افکارمان افکار مادی است خدا را باور نکردیم یکی از راههای پول درآوردن و تجارت همین بیزنسی که خیلیها میگویند پول درآوردن این هست که پولت را به خدا بسپاری بده ببین خدا با تو چکار میکند.@ یک آقایی بود من با او آشنا شدم سالی یک میلیارد تومان این به مردم کمک میکرد به فقرا، کفش بهترین کفشها لباسها را میخرید میداد به نیازمندان، بعد من به این دوستم گفتم این چطوری شده به اینجا رسیده؟@ گفت خودش به من گفت من روز اولی که خواستم شروع کنم خدایا هر چه دادی نصف میکنیم با هم، گفت خدا یک مقدار پول به ما داد ما 50% دادیم در راه خدا، دوباره داد دوباره بیشتر، الان من سالی دو میلیارد تومان درآمد دارم یک میلیارد را برای خودم برمیدارم یک میلیاردش را به خدا میدهم.@ در واقع او دارد آن یک میلیاردی را که در راه خدا میدهد هم پول مادیش برمیگرد هم آخرتسازی میکند ما وقتی که وارونه نگاه بکنیم وارونه هم تصمیم میگیریم آن موقع هی میخواهیم به نفع عمل بکنیم هی به ضرر عمل میکنیم هی زندگیمان را گره میزنیم و کارمان را خرابتر میکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 013 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 013 - تنبلی و بیحوصلگی