أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی بود که یکی از ریشهها را تردید و شک معرفی کردیم در موردش هم توضیح دادیم که شک چه خطراتی دارد و در نقطه مقابل شک ایمان و یقین هست که قدرت انسان از آن ناشی میشود.@ هر چقدر ایمان انسان قویتر باشد نشاط انسان در کارهای دنیایی و آخرتی بیشتر میشود هر دو و در روایت هم داریم مؤمن همتش از بقیه مردم بیشتر هست. چون هم در کارهای دنیاییاش همت دارد و هم در کارهای آخرتیاش همت دارد و بانشاط هست.@ (المُؤمِنُ یَرغَبُ فی ما عِندَ الله المُؤمِنُ یَرغَبُ فی ما یَبقاه وَ یَزهَدُ فی ما یَفنی بَعیدٌ کَسَلُه دائِمٌ النَشاطُه) اصلاً خصوصیت مؤمن این هست که رغبت دارد در امور باقی نسبت به کارهایی که از بین رفتنی هست بیرغبت است جاودانه نیست بیرغبت است و کسالت از او به دور هست (بَعیدٌ کَسَلُه دائِمٌ النَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است.@ اصلاً خصوصیتی هست که در ایمان هست ایمان همیشه برای انسان انرژی ایجاد میکند نشاط ایجاد میکند یک انسانی که شاید از نظر بدنی ضعیف باشد همین که ایمان به سراغش آمد میبینی که آن بدن ضعیفش از بدن قوی بسیاری از افراد قدرتش بیشتر میشود بیشتر میتواند کار بکند.@ لذا در روایت داریم که مؤمن قدرتش را از روحش میگیرد با آنکه بدن ضعیفی دارد اما پرتوانتر از قدرتمندهای ظاهری و بدنی کار میکند در دوران دفاع مقدس هم شما نوعاً جوانها و مردم را دیدید همینطوری بودند.@ اینها با آن قد و هیکلهای کوچک و لاغر که نه ورزشکار بودند نه تمرینات نظامی آنچنانی داشتند اما اینها در مصاف با لشکریان دشمن که سالها آموزشهای نظامی سنگین دیده بودند بدنهای قدرتمندی داشتند پیروز بودند و آنها به شدت از این افراد میترسیدند قدرت مؤمن از روح مؤمن هست.@ روح مؤمن به او یک توانی میدهد که بدنش در مقابل کارها ناتوانی نشان نمیدهد و اساساً این روح هست که در بدن توانایی ایجاد میکند. خود حضرت فرمود: (ما ضَعُفَ بَدَنٌ أن ما قَوِیَۀ عَلَیهِ النِیَۀ) بدن هیچ وقت در مقابل چیزی که روح میخواهد از خودش ناتوانی نشان نمیدهد.@ گاهی وقتها هست که یک کسی اگر همینطوری به صورت عادی بخواهد یک کاری را انجام بدهد حس و حالش را ندارد اما وقتی که روحش عاشق میشود میبینی که قدرتش هم زیاد میشود یا به تنفر و خشم میافتد روح میخواهد یک کاری را انجام بدهد بدن کشش را دارد و انجام میدهد.@ یک موقع است به صورت عادی و تکلیفی به او میگویند بیدار بمان و این کار را انجام بده میبینی که اصلاً نمیتواند بیدار بماند اما یک موقع هست که عشق سراغش میاید روح با خصوصیت عشق میخواهد این کار را انجام بدهد کاملاً بیدار ماندن و انجام یک کار برایش ساده هست و به راحتی از پس این کار برمیاید.@ وقتی که انسان به حقیقت خودش ایمان آورد و حقیقت جاودانه خودش را شناخت خدا را شناخت آخرت را باور کرد و فهمید که هیچ کدام از کارهایی که در دنیا انجام میدهد بیثواب و بینتیجه نیست بیربط با آخرتش نیست قطعاً صاحب یک قدرت با عظمت خواهد شد.@ وقتی که انسان بداند حالا تعبیری که امام صادق(ع) دارد خیلی زیباست میفرماید(إن کانَ ثَوابُ مِنَ الله فَالکَسَلُ لِماذا) اگر خدا میخواهد ثواب بدهد پس ما چرا تنبلی بکنیم مؤمن وقتی که حقیقت جاودانه خودش را میفهمد من این توضیح را بدهم که حقیقت جاودانه یعنی چی.@ یعنی اینکه میداند که در دنیا ماهیت رحمی دارد و باید خودش را برای شرائط زیستی مرحله بعد آماده بکند یک مدتی در رحم مادر بوده وسایل مورد نیاز به حیات دنیا را تحصیل کرده یک مدت در رحم دنیاست باید وسایل مورد نیاز برای حیات برزخی و آخرتی خودش را تهیه بکند.@ چون وقتی که میگوییم انسان به حقیقت خودش ایمان بیاورد یعنی متوجه باشد که جاودانه است مرگی برای او وجود ندارد. پیامبر فرمود: (خُلِقتُم لِلبَقاء لا لِلفَناء) شما برای جاودانگی خلق شدید نه برای فنا، هر کسی توجه داشته باشد که عمرش به اندازه عمر خداست.@ یعنی خدا چقدر عمر میکند چقدر قرار است بماند ما هم تا خدا خدایی میکند قرار است با خدا باشیم یعنی اگر انسان باورش بشود که نابودشدنی نیست عدمی وجود ندارد که ما به سرای عدم برویم چیزی به اسم عدم و نابودی نیست من هر کس هستم آمدم که دیگر کنار خدا برای همیشه بمانم فقط مراحل حیات من مراحل زندگی من تغییر میکند.@ یک مدتی در رحم مادرم بودم با شرائط زیستی آنجا زندگی کردم آنجا خودم را آماده کردم به این رحم آمدم در دنیا بعد از اینجا از رحم وفات پیدا کردیم به دنیا تولد پیدا کردیم وفات یعنی انتقال، پس ما موقعی که وقت تولدمان شد یکبار وفات کردیم.@ وفات یعنی انتقال کامل از رحم مادر به صورت کامل خارج شدیم بعد به دنیا تولد پیدا کردیم حالا یک مدت هم در رحم دنیا هستیم از اینجا وفات پیدا میکنیم دیگر اینجا نیستیم بعد تولد به نظام برزخی میشویم که تا قیامت هم ادامه دارد موقعی که تا قیامت هست.@ بعد از اینکه وقت قیامت رسید باز از برزخ وفات پیدا میکنیم و متولد میشویم به شرایط زیستی قیامتی که پنجاه هزار سال است بعد از قیامت هم که تازه زندگی شروع میشود اصلاً اصل حیات انسان بعد از قیامت شروع میشود دوران جاودانگی انسان و حیات ابدی انسان شروع میشود.@ یک کسی که خودش را به این بلندا نگاه میکند متوجه میشود که قیمت عمر دنیا چقدر است عمر دنیا یک ساعتش معادل میلیونها سال آخرتی ارزش دارد با آن میشود ابدیت ساخت(بَقِیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما فات وَ یُحیی بِها ما مات) بقیه عمر را نمیشود برای قیمت گذاشت علی(ع) میفرماید، چرا؟@ چون آن چیزهایی که از دست رفته را میشود همه را جبران کرد هر چیزی را که انسان از دست داده میشود به دست بیاورد نسبت به حیات جاودانه و ابدی خودش و هر چیزی را که فوت شده و از بین رفته را میتواند زنده بکند یک کسی که میگوید عمر طلاست وقت طلاست.@ این آدمی بوده که اصلاً انسان را نشناخته که میگوید وقت طلاست این مربوط به حیات دنیایی هست و معیارهای دنیایی، عمر اصلاً نمیشود برایش قیمت گذاشت یک ساعتش میلیونها سال آخرتی میارزد کما اینکه خدای نکرده انسان از دستش بدهد ممکن است به آخرتش صدمات جدی وارد بشود.@ که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم به این جهت هست که عمر دنیا فوقالعاده قیمتی است گران است مثل امور رحمی میماند نُه ماه هست عمر رحمی جنینی ولی یک دنیا را میسازد اینقدر قدرت دارد و اینقدر ارزش دارد.@ حالا میبینید فرض بفرمایید بر اثر یک کوتاهی یک ضعف یک آسیب در دوران جنینی یک مشکلی پیش آمده که یک کسی وقتی به دنیا میاید باید یک عمر بدود تا آن را جبران بکند و ممکن است اصلاً جبران نشود اینقدر زمانها با همدیگر خاصیتش فرق میکند هر مرحله که جلوتر هست قدرتش بیشتر هست خیلی قدرت دارد.@ عالم رحم قدرتش از دنیا بیشتر است دنیا نسبت به برزخ، و برزخ هم نسبت به آخرت، که دیگر فعلیت محض هست کاری نمیشود کرد. بنابراین قدر عمر دنیا را باید شخص بداند یک کسی که میداند با 30 سال 40 سال، اصلاً معلوم نیست ما 30 ـ 40 سال زنده باشیم.@ چه بسا 30 ـ 40 سال را خراب کردیم و هنوز هم نمیدانیم چقدر هستیم ممکن است 5 سال دیگر یک سال دیگر از دنیا برویم ولی فعلاً ما در رحم دنیا الحمد لله هستیم حضرت فرمود حالا هم که نبردید قدر بدانید فعلاً زنده هستید فعلاً هنوز پروندهها بسته نشده.@ بجنبید یک کاری برای خودتان بکنید و حیات جاودانگی خودتان را نجات بدهید این را قبلاً بارها گفتیم امام فرمود که عمر دنیا نسبت به آخرت مثل یک لحظه میماند یک لحظه است تمام میشود آن جاودانگی عمر ما هست که باقی میماند.@ شما نگاه کنید الان انسانهایی که ده هزار سال پیش دوازده هزار سال پیش فوت کردند الان در برزخ هستند و معلوم نیست چقدر دیگر برزخ بکشد ما میاییم تند تند در همین رحم دنیا 15 سال 20 سال 30 سال 40 سال 50 سال میرویم و وارد نظام برزخی طولانی خواهیم شد.@ پس خیلی انسان باید قدر بداند که من با اینجا با عمر اینجا قرار است جاودانگی و ابدیت را بسازم لذا خیلی مؤمن بانشاط است در دنیا یعنی چون میداند که لحظه به لحظه همه کارهایش دارد ابدیت را میسازد هم دنیا و هم جاودانگی را میسازد اصلاً تنبل نیست بیحوصله نیست کسل نیست.@ ما دوتا آینده داریم یک آینده مشکوک داریم که عمر دنیاست نمیدانیم چقدر طول میکشد ولی بالأخره آینده و دنیا را باید بسازیم ما الان هر کداممان هر چه هستیم و هر جا هستیم گذشته ما الان ما را ساخته.@ اگر در گذشته تلاش ما خوب باشد ما الان راحت هستیم و اگر در گذشته تنبل بودیم و بیحوصله بودیم الان داریم غصه میخوریم که ای کاش من در گذشته بیشتر فکر میکردم تصمیمات بهتر انتخابهای بهتر ارتباطات و رفتارهای بهتری داشتم.@ حالا از این به بعد هم همینطور هست از این به بعد نسبت به آینده مشکوک و موقتمان که عمر دنیاست یعنی ما نمیدانیم الان 20 سال دیگر 30 سال دیگر ولی همین که هست به تعبیر امام فرمود(کُن لِدُنیاکَ کَأنَّکَ تَعیشُ أبَدا) برای دنیایت یکطوری باش که انگار همیشه میخواهی باشی.@ لذا برای دنیا انسان باید واقعاً با نشاط باشد و دنیای خودش را بسازد(وَ کُن لآخِرَتِکَ کَأنَّکَ تَمُوتُ غَدا) برای آخرتت طوری باشد که انگار فردا میخواهی بمیری این هست که مؤمن هیچ وقت بیانگیزه نیست هیچ وقت به پوچی نمیرسد هیچ وقت چه کنم چه کنم ندارد بلاتکلیفی ندارد همه چیزش روشن و شفاف هست.@ به نعمت برسد بلد است از نعمت چطوری استفاده بکند به مصیبت برسد میداند از مصیبت چطوری باید استفاده بکند به نفع خودش، همه را خوب میداند باید چطوری استفاده بکند لذا علامت یک مؤمن تلاش است(العَمَلُ شِعارُ المُؤمِن) عمل و تلاش شعار یک آدم مؤمن هست.@ چون شعار یعنی چی؟ میگویند فلانی دارد شعار میدهد یعنی دارد چکار میکند؟ شعار دادن یعنی چی؟ یعنی با کلام شعار میخواهد بدهد میگوید مؤمن شعارش خودش عمل است یعنی در واقع هر وقت میخواهد حرف بزند با عمل حرف میزند با عمل یک چیزی را نشان میدهد.@ خود این ذات فعال یک مؤمن خودش شعارش است خودش ظهورش است و نمایندهاش هست دارد نشان میدهد که این چه هست ما هر کداممان وقتی که میخواهیم وارد آخرت بشویم باید دقت کنیم که ما وارد یک فضای بینهایت میشویم.@ از رحم آمدیم به دنیا که یک فضای بسیار باعظمت است و اینجا ما به خیلی چیزهای دیگری که در رحم احتیاج نداشتیم الان احتیاج داریم در دوران جنینی انسان یک خون مادر است میخورد برای کافی است یک فضای کوچک یک فضای محدود یک نوع غذا هم دارد برایش کافی است.@ ولی وقتی که به دنیا میاید نیازهایش بینهایت زیاد میشود از نظر خوراک از نظر پوشاک از نظر تحصیلات، مسکن، بهداشت لباس، ازدواج، تشکیل خانواده و خیلی چیزهای دیگر گردش، تفریح نیاز پیدا میکند نمیشود حبسش کرد میگوید من باید بروم بگردم من میخواهم بروم کشورم را بگردم میخواهم بروم خارج از کشورم را ببینم.@ علاقه دارد برود در آسمان علاقه دارد برود در دریا همه جا دوست دارد برود اصلاً نیازش هست از همه جا سر در بیاورد شما از رحم دنیا که وارد آخرت بشوید نیاز شما به همین مقدار افزایش پیدا میکند یعنی آنجا شما چشم نمیخواستید در رحم مادر.@ دست نمیخواستی گوش نمیخواستی پا نمیخواستی مغز احتیاج نداشتی سلسله اعصاب احتیاج نداشتی هیچی انسان همین فقط میخواهد در رحم مادر زنده بماند حیاتش همین بود وصل به مادر بود تغذیه میکرد این همه امکاناتی که یک جنین دارد در رحم مادر میسازد هیچ کدام به درد رحم مادر نمیخورد برای دنیا دارد میسازد.@ آن همه تلاشی که دارد در رحم مادر میکند با همت یکسره دارد همینطوری فعالیت میکند در این نُه ماه یک ثانیه آرامش ندارد برای اینکه میخواهد به دنیا بیاید وسائل مورد نیاز دنیایش را دارد تهیه میکند آن همه دوندگیها و تلاشها و سازندگیها همه به خاطر دنیاست و الا اینجا امکانش نیست.@ من عکسهای جنینهایی که متولد شدند برایتان بیاورم بعضی از جنینها هستند که اصلاً با تناسب دنیا تربیت نمیشوند در رحم مادر، من دیدم فقط چهار کیلو گوشت است نه دست دارد نه پا دارد نه سر دارد نه چشم دارد.@ هیچی فقط چهار کیلو گوشت بزرگ شده به دنیا آمده آمدن به دنیایش اینجا مساوی با خسران است یا آمده دست نیاورده آمده پا نیاورده آمده اصلاً چشمسازی نکرده صورت صاف است کلاً پیشانی تا پایین آمده هیچ چشمی ندارد وقتی اینجا بیاید اذیت میشود نساخته اصلاً آن چیزهایی که مورد نیاز اینجاست.@ ولی آن کسی که یکسره در حال تلاش هست میخواهد برای یک سلسله از نیازها وسایل تهیه بکند لذا ابرو را میاورد داستان دارد ابرو ساختن در رحم مادر، مژه ساختن، چشم ساختن، پلک ساختن، گوش ساختن، قلب ساختن، دست ساختن، پا ساختن چقدر کار دارد میکند در رحم مادر.@ میگوید میخواهم یک جایی بروم بینهایت بزرگتر و پیچیدهتر از رحم مادر هست لذا باید شب و روز من زحمت بکشم و کار کنم حالا وقتی ما میرویم وارد برزخ میشویم برزخ یک جایی هست که نیازهایش مثل نیازهای دنیاست اما بینهایت بزرگتر و پیچیدهتر است.@ چون انسان وارد یک فضایی میشود که خواستههایش آنجا به اندازه خواستههای دنیایی نیست آنجا یک خانهاش یک قصرش به اندازه کل کره زمین است چون قدرت انسان زیاد میشود حالا میخواهد از یک قصر اینطوری استفاده بکند جای تنگ که نمیتواند برود.@ اگر یک بچهای به دنیا بیاید بگویند تو قانع باش در رحم مادرت که بودی مگر چقدر جا داشتی نیم متر جا هم در رحم مادرت نداشتی حالا بیا در یک اتاق دو در دو زندگی کن میتواند؟ نمیتواند میگویند چند برابر رحم مادر به تو میدهیم بیا زندگی کن میگوید من الان یک قدرت دیگری دارم یک خواسته دیگری دارم.@ یک تمناهای دیگری دارم یک نیازهای دیگری دارم یک روح دیگری دارم انسان وارد برزخ که میشود آنقدر به همین اندازه که دنیا نسبت به رحم بزرگ میشود برزخ نسبت به دنیا اینطوری هست نیازهای انسان هم خیلی وسیع میشود بنابراین باید حتماً خودش با تجهیزات به آنجا برود.@ اگر کسی خودش را برای آن فضا آماده نکرده باشد ورودش به آنجا غمانگیز است عذابآور است زجرآور است وقتی انسان وارد فضایی میشود که امکاناتش را ندارد شما فکر کنید الان به همه ما بگویند بروید یکسال ژاپن زندگی کنید هیچ کدام از ما زبان هم بلد نیستیم.@ چقدر درد میشود بروی یکجایی که زبان بلد نیستی امکانات نداری پولش را نداری نمیدانی اصلاً پولش چطوری است امکانات چطوری هست وسایل زندگیاش چطوری هست آدم اذیت میشود اینجا شما نه از همین مسجد که خارج میشوید با همه فرهنگ اینجا را میشناسی امکانات اینجا را داری.@ زبانشان را مردم را همه چیز را میدانی ما وارد برزخ که میشویم یکی از چیزهایی که در برزخ برای کسی که خودش را آماده نکرده زجرآور است در روایت میگویند غربت است چرا میگویند انسان آنجا غریبی است قبر، (دارُ الغُربَۀ) خانه غربت، برای اینکه انسان هیچ انسی با اینجا نداشته.@ اصلاً نمیداند اینجا امکاناتش چی هست نیازهای فراوانی دارد ولی اصلاً برایش کاری نکرده اصلاً خودش را آماده نکرده آنجا هم مثل اینجا مدرسه دارد دانشگاه دارد انسان میخواهد درسش را ادامه بدهد اگر پایهاش را نساخته باشد.@ زندگی میخواهد آنجا همسر احتیاج دارد انسان آنجا غذا میخواهد آنجا لباس میخواهد آنجا پوشاک میخواهد آنجا کاخ میخواهد آنجا مهمانیهای بهشتی هست که باید انسان آنجا شرکت بکند اگر آماده نباشد در مجلس امام حسین فردا میخواهند ما را دعوت کنند مجلس ائمه دعوت کنند مجلس خانم فاطمه زهرا دعوت کنند.@ این مراسم حتماً نیازهایی دارد یک قابلیتهایی میخواهد که انسان در این مجالس، اهل بیت امامزادهها، بزرگان، انبیاء آنجا کلاسهای درس دارند که انسانها را شبیه خدا بکنند میخواهند خیلی انسان بزرگ بشود انسان گفتیم حد یقف ندارد نمیتواند محدود باشد.@ میخواهد دانشهای زیادی یاد بگیرد فرمولهای زیادی یاد بگیرید علوم زیادی را میطلبد یکی از چیزهایی که انسان در برزخ وارد میشود اینجا الان سختش است وارد فضای برزخ که میشود فضای برزخ فضایی نیست که یک کسی اتومبیل سوار بشود قطار سوار بشود هواپیما داشته باشد.@ مثل اینجا اینقدر محدود باشد که ما مجبوریم مثلاً سوار یک وسیله بشویم ساعتها وقت بگذاریم آنجا آنقدر پیشرفته است که شخص نیت میکند یک لحظه اینجاست یک لحظه دیگر جای دیگر است شما در خواب دیدید وقتی میخواهید با بدن برزخیتان حرکت بکنید بدن برزخیتان را دیدید در خواب چطوری است.@ الان من مشهد بودم پس چرا یکدفعه کربلا آمدم چرا در برزخ شما اینقدر روحتان قوی میشود؟ چون فضای برزخ اینطوری است حالا الان فکر کنید فضای برزخی که انسان آنجا باید یک لحظه یک جایی باید یک لحظه یک جای دیگر با خودش امکانات نبرده باشد.@ قدرت نداشته باشد این پرواز را انجام بدهد چقدر کشنده میشود چقدر سخت میشود میگویند تنگی قبر فشار قبر، ما فکر میکنیم قبر این گور خاکی است که اینجاست نه اصلاً اینجا با ما کاری ندارند اینجا یک بدنی است با چهارتا استخوان و گوشت داخل میاندازند.@ فشار قبر و فشار برزخ خیلی وحشتناکتر از این چیزی هست که ما تصور میکنیم چون آنجا به فضای خیلی بزرگی روح احتیاج دارد ولی این اصلاً در یک جای تنگ وارد میشود امکانات مورد نیاز برای آن وسعت را با خودش نیاورده من برایتان مثال بزنم ما الان یک بیماری داریم به آن تنگی نفس میگویند.@ شخص میخواهد تنفس بکند من خودم داشتم چون سرطان که داشتم این سینه من را که شیمیدرمانی میکردند درگیر بود پر از این چیزهای سرطانی در سینهام بود اینها وقتی میخواستند شیمیدرمانی بکنند باید اسپری یک موقعی میزدنند نمیتوانستم به صورت عادی.@ یک نفر که ورزشکار است سینه خوبی دارد چقدر راحت اکسیژن را میدهد گشاد وسیع، یک کسی که تنگی نفس دارد همان هواست همان جایی هست که این هست ولی این نمیتواند نفس بکشد یا وقتی میخواستم دو قدم راه بروم دو نفر باید زیر دستم را میگرفتند میبردندم.@ نمیتوانستم صد قدم میخواستم راه بروم کلی طول میکشید هی باید نفس نفس میزدم تنگی یعنی این، یعنی یک جایی که خیلی وسیع هست و تو میتوانی خیلی راحت زندگی بکنی امکاناتش را نداری میافتی به فشار، فشار این است انسان وارد برزخ میشود میبیند که هیچ امکاناتی برای آنجا نیاورده.@ لذا له میشود تحقیر میشود به او فشار میاید هزار هزار برابر سختتر از تنگی نفس است یک کسی که میخواهد رشد بکند یک کسی که میخواهد بیفتد در فضای برزخ در فضای برزخ امکانات وسیعی نیاز دارد باید با خودش برده باشد از اینجا باید تهیه بکند آیه قرآن است بهشت هر یک نفری به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ این بهشت اینطوری نیست که شما فکر کنید الان واردش بشوید کاخ و قصر و درخت و اینهاست، نه یک تکه فضاست یک تکه فضایی هست که خداوند میگوید به اندازه آسمانها و زمین است آباد کردن این بهشت با کار دنیایی است با عمل است.@ یعنی شما باید با خودت آن سرزمین خودت را آباد بکنی من یادم هست یک موقعی یکی از خانمها معلم بود ما یک کلاسی داشتیم کلاس معرفت نفس بود راجع به انسانشناسی بود و معرفت نفس یکذره بیحوصلگی کرد کلاسها را نیامد یک موقعی بعد از چند جلسه آمده خیلی هم گریان بود.@ گفت من خواب دیدم رفتم به بهشت ولی دیدم تمام آن بهشتی که من در آن رفتم این درختها همه سوخته خانهها ویران و این در بهشت بود گفت یک کسی را آنجا دیدم گفتم این چرا اینطوری است گفت خودت تنبلی کردی بیحوصلگی کردی به خاطر تنبلیهای خودت بهشت تو هم اینطوری هست.@ ما وارد فضای بهشت که میشویم بهشت را باید خودمان بسازیم تمام درختانش کاخهایش همسرانش، اینکه میگوییم حورالعین و حوری، حور اصلاً لفظش طوری هست که از نظر ادبیات مؤنث و مذکر ندارد هم خانمها حوری دارند هم مردها دارند.@ یک کسی همسر بهشتی میخواهد دوستان بهشتی میخواهد ندیم میخواهند میفرماید پایینترین کسی که در بهشت هست یک میلیون خادم احتیاج دارد که کارهایش را انجام بدهند این خادمها را خودت باید خلق بکنی و بسازی تازه این مال کوچک کوچک است که یک میلیون یعنی اولین درجه اولین خانه بهشت که یک نفر در آن هست میگوید یک میلیون.@ ببین این چقدر عظمت دارد که یک میلیون خادم باید برای این یک نفر کار بکنند حالا شما فکر کنید یک کسی میخواهد برود به درجات بالای بهشت دهها و صدها میلیون خادم احتیاج دارد چون سلطنت میخواهد بکند پادشاه میشود.@ مؤمنی که وارد بهشت میشود در بهشت خودش قرار است پادشاه بشود سلطنت بکند(وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) پادشاهی باعظمت، این همه را باید خود انسان تلاش بکند اگر انسان ایمان نداشته باشد اساساً دنبال ساخت نمیرود اصلاً به این چیزها فکر نمیکند.@ این تا وقتی یادش هست 50 سال 60 سال همهاش فکر این بوده که اگر مستأجر است صاحبخانه بشود ماشین نداشته صاحب ماشین بشود ازدواج نکرده ازدواج بکند بچهدار نشده بچهدار بشود بچه را بزرگ بکند لباس بخرد لباس بپوشد عروسی برود جشن برود.@ همین تمام عمرش و ذهنش در فضاهایی بوده که مربوط به کارکردهای اینجا بوده اصلاً به کارکردهای جاودانه خودش فکر نکرده اصلاً به خانه ابدی خودش انسی نداشته وقتی کسی ایمان نداشت تلاشی هم نمیکند ایمان هم تلاشهای دنیایی انسان را جهت میدهد قوی میکند هم تلاشهای آخرتی انسان را.@ یک شخصی که مؤمن حقیقی هست نه در کارهای دنیاییاش تنبل است نه در کارهای آخرتیاش، چرا؟ چون مؤمن دنیایش هم در استخدام آخرتش است آن روایت مشهور که برایتان خواندم حضرت فرمود من بدم میاید که شخصی در کارهای دنیاییاش تنبل باشد.@ بعد فرمود(مَن کَسَلَ عَن أمرِ دُنیا فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أکسَل) کسی در کارهای دنیاییاش تنبل است در کارهای آخرتیاش تنبلتر است برای چی؟ برای اینکه دنیا را دارد درک میکند لمس میکند میداند نیازهای اینجا چیست ولی باز هم بیحوصله است باز هم تنبل است باز هم بیعرضه است.@ باز هم در کارهای دنیاییاش عقب است یا فقط بلد است حسرت دیگران را بخورد آخرت را که نمیبیند اصلاً دنبالش نمیرود ولی ایمان هست که چنان بصیرتی برای انسان میاورد که انسان آخرت خودش را میبیند جاودانگی خودش را میبیند خودش را به بلندای ابدیت میشناسد و تلاشهایش به بلندای ابدیت است.@ دیگر نه در نماز تنبلی میکند نه در روزه تنبلی میکند نه در دستورات شرع نه در پرهیز از حرامها تنبل هست نه در انجام واجبات تنبل هست چون همه را میفهمد میفهمد که اگر تنبلی بکند چقدر خسران خواهد دید چقدر ضرر خواهد کرد هم در دنیا ضرر میکند هم در آخرت.@ خداوند بافت دینش را یکطوری آفریده که اگر کسی به دین عمل بکند هم دنیای شادی دارد هم آخرت شادی دارد و به گونهای ساخته که اگر یک کسی تنبلی در دین بکند در انجام واجبات و پرهیز از محرمات هم دنیایش خراب میشود و هم آخرتش خراب میشود.@ لذا فرمود مؤمن نشاطش دائمی است این اصلاً در دنیا با نشاط است آخرت هم با نشاط است قبلاً توضیح دادیم یک کسی که میخواهد آخرت شاد باشد باید در دنیا شاد باشد یک کسی که میخواهد آنجا خوشبخت باشد باید اینجا خوشبختی را به دست بیاورد.@ آدمی که اینجا بدحوصله بیحوصله تنبل زودرنج، حساس، عصبی، بداخلاق، بدقلق، بیالفت، گوشهگیر اینطوری هست این آخرت خوبی هم نخواهد داشت و اساساً این شادی و نشاط دنیاست که شادی و نشاط آخرت را میسازد.@ لذا در روایت داریم آیه قرآن هم داریم چندین جا در قرآن داریم مؤمن همیشه شاد هست و آرامش دارد شادی و آرامش نشانه یک مؤمن هست این دانشجو است در هر رشتهای که هست بانشاط است ازدواج کرده یا ازدواج نکرده بچه دارد یا بچه ندارد خانه دارد یا مستأجر است سالم است یا مریض بانشاط است.@ عرض کردم همین+ خانمی که شما برایش دعا کردید چند هفته پیش برای بیماریاش یک خانم جوانی بود از شاگردان ما تازه عقد کرده بود یک موقع من دیدم شوهرش به من زنگ زد گریه هم میکرد گفت که استاد دکتر گفته که ایشان سرطان دارد.@ سرطان کبد از نوع خیلی بدش و زیاد زنده نمیماند حتی ما نمیتوانیم شیمیددرمانی بکنیم چون غدهای که در کبدش هست اینقدر بزرگ است که امکان هیچ نوع شیمیدرمانی را به ما نخواهد داد چند مدت هم بود این هیچی نمیتوانست بخورد من به او زنگ زدم در بیمارستان بود دیدم این آنقدر بانشاط و شاد است.@ گفت استاد ببین این مادرم و پدرم و همسرم چقدر اینها بیتابی میکنند دکتر هم یک چیزی به اینها گفته اینها مثل اینکه خیلی به هم ریختند شما بیا به اینها دلداری بده من به اینها دلداری میدهم اینقدر شاد، گفت اصلاً خودم را برای همه چیز آماده کردم مگر کجا میخواهم بروم میخواهم پیش خدا بروم.@ با مریضی با سرطانی که به او میگفتند تو چند وقت بیشتر دیگر زنده نیستی آن هم عقد کرده یعنی هنوز عروسی هم نکرده بود اینقدر قوی اینقدر شاد با این بیماری برخورد کرد هر وقت زنگ میزنم میگوید خیلی خوب خدا دارد من را تراش میدهد.@ وقتی تماس میگیرم میگوید خدا دارد من را خوب تراش میدهد دارد من را خوب آماده میکند دست خدا درد نکند همینطوری میگوید ناراحتی ندارد و یک کسی که ایمان ندارد تا به او بگویند تو سرطان داری خودش زودتر از سرطان میمیرد بیشتر به خاطر غصههایش زودتر میمیرد.@ یعنی یک کسی که ایمان داشته باشد به هیچ وجه نگرانی ندارد میگوید خدا به من مریضی سرطان داده به من این مریضی را هدیه داده هم گناهانم آمرزیده میشود هم درجات آخرتی برای من میشود برای چه نگران بشوم حیات جاودانه دارم.@ الحمد لله دعاهای شما هم در حقش مؤثر افتاد یک عدهای نذر گرفتند و دعا کردند الان ورق کاملاً برگشته دکتر بعد از یکی دو هفته گفت آقا معجزه شده اصلاً انگار که این عکسهای جدیدی که ما گرفتیم و این آزمایشات جدید مال یک کس دیگر است.@ هم میشود شیمیدرمانی کرد و هم خوب میشود هر وقت زنگ میزنم میبینم خیلی شاد خیلی عالی، ایمان با آدم این کار را میکند چه سالم باشد چه سالم نباشد همیشه شاد است همیشه آرامش دارد قدرت دارد و چون قرار است برای ابدیت کار بکند این اصلاً وقت ندارد که وقتش را تلف بکند.@ بیکار که نیستم یک جاودانگی منتظر من است مگر همه من من اینجاست مگر همه زندگی من اینجاست که من بنشینم برایش غصه بخورم(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تا یک سختی در زندگیشان میاید میگویند ما که یک زمانی پیش خدا بودیم حالا هم میخواهیم پیش خدا برگردیم.@ ما یک حیات جاودانه داریم غصه خوردن ندارد غصه مال آدم بیایمان است افسردگی پژمردگی، ناامیدی، عصبانی شدن، زودرنجی، حساسیت، کینه داشتن این مال ضعف ایمان است. چون میداند هر چه در دنیا سختی بدی کسی به آن ظلم کرده اذیت کرده اذیت کرده حقش را خورده تمامش را خدا به آن برمیگرداند.@ لذا این آدم آدمی عصبی نمیشود این آدم آدم عقدهای بار نمیاید کینه اصلاً به دل نمیگیرد چون میداند اگر قرار است شبیه خدا بشود بزرگ بشود نیاز دارد به اینکه یک عده اذیتش بکنند و او مثل خدا بتواند مغفرت داشته باشد رحمت داشته باشد میخواهد انسان شبیه خدا بشود یک کسی که میتواند بدیهای دیگران را ببیند این خودش فشار قبر دارد.@ یک کسی که میتواند ظلمهایی که دیگران در حقش کردند در دلش نگه دارد یعنی دارد زجر را نگه میدارد یعنی دارد آتش را در وجود خودش نگه میدارد این الان خودش فشار قبر دارد همین الان دارد فشار قبر میبیند عرضه ندارد از دنیایش لذت ببرد.@ میگوید من نمیتوانم آنهایی که در حق من ظلم کردند حلالشان کنم پس خدا میگوید کسی که از بندگان من را نمیتواند ببخشد من هم او را نمیبخشم کسی که عرضه ندارد بندگان من را عفو بکند از من هم تقاضای عفو نداشته باشد.@ یک کسی که دنیای خودش را شیرینی دنیایش را از بین میبرد به خاطر دیگران به خاطر عملکردهای دیگران این آخرت خودش را هم خراب میکند آخرت خودش را هم ضایع میکند مؤمن خیلی قدرت دارد مؤمن انگیزه دارد بانشاط است یکسره در حال عمل است.@ چون با جاودانگی سروکار دارد قرار است حیات جاودانه را بسازد قرار است بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین هست را پر بکند اصلاً وقت ندارد وقتش تنگ است فرصتی که بنشیند غصه بخورد عزا بگیرد.@ طرف میگوید با فلان کس دعوایم شده یا فلان کس به من بیمحلی کرده فلان کس دوستم ندارد گفته دوستت ندارم من دیگر الان افسرده شدم پژمرده شدم الان در خانه میروم یک گوشه کِز کردم به دیوار نگاه میکنم به آسمان نگاه میکنم سقف را میبینم غالباً میخوابم که این مصیبت بزرگ را که یک کسی به من بیمحلی کرده را فراموش کنم این آدم بدبخت و بیچارهای است.@ یک کسی که محبوب خداست محبوب خانواده آسمانیاش است یک کسی که میتواند محبوب همه انبیاء صدیقین شهدا و صالحین باشد یک کسی که میتواند با عشق خدا سرشار باشد وقتی که پشت میکند به عشق خدا نیازمند آدمهای روی زمین میشود که یکذره به آن محبت بکنند گدای عواطف آدمهای روی زمین میشود که اگر زمینیها به آن محبت نکنند تحویلش نگیرند.@ یک کسی دوستش نداشته باشد اینقدر این کوچک است که دچار فشار سینه و فشار قبر میشود اصلاً مؤمن اینطوری نیست شما نگاه کنید بلال حبشی رفته خواستگاری یک دختر زیبا ببینید چقدر قوی است میگوید(إن تُزَوِجُونا فَالحَمدُ لله وَ إن لَم تُزَوِجُونا فَاللهُ أکبر) اگر دختران را به ما میدهید خدا را شکر اگر نمیدهید خدا بزرگ است.@ یک آدم بدبخت بیچاره است که اگر فلانی به من جواب منفی بدهد من میمیرم الان دیدید اسیدپاشی میکنند یک کسی که اسید میپاشد اینقدر احساس تحقیر میکند از طرف کسی که جواب منفی به او داده شخصیتش فقط با آن طرف مقابل معنا پیدا میکند که اگر آن به او جواب منفی بدهد این دیگر له شده.@ برای همین میگوید من چیزی ندارم از دست بدهم بروم این را بکشم و الا مؤمن اینقدر گرم قدرتمند تکیه به یک کانون بینهایتی از عشق داده که او اصلاً به عشق آدمهای زمینی محتاج نیست به هیچ وجه در روابطش به حسادت نمیافتد من را چقدر دوست داری؟@ من را بیشتر دوست داری یا فلانی را؟ یک کسی که اینطوری سؤال میکند مثلاً دیدید الان زن و شوهرها چقدر دعوا دارند نه تو پدر و مادرت را بیشتر از من دوست داری تو خواهرت را بیشتر از من دوست داری تو برادرت را بیشتر از من دوست داری.@ یک آدمی که احساس کوچکی میکند میخواهد قلب یک آدم زمینی را مگر چقدر است به قول امام خدا رحمتش کند میگفت دلهای مردم اینقدر کوچک است اگر یک گنجشک بخورد سیر نمیشود میخواهم یک نفر من را دوست داشته باشد بعد هم من را حتماً بیشتر دوست داشته باشد فلانی را دوست نداشته باشد.@ اینقدر آدم کوچک میشود اینقدر آدم به بدبختی و گدایی و نکبت میافتد اصلاً مؤمن اینطوری نیست مؤمن عقدهای نیست مؤمن کینهای نیست مؤمن اصلاً کمبود ندارد که بخواهد التماس بکند که یک کسی به آن توجه بکند التماس این را بکند که یک کسی قبولش بکند.@ التماس بکند تأییدش بکنند التماس بکند که دیده بشود یا کاری بکند برای ریاکاری، مؤمن به ریاکاری نمیافتد که حتماً دیگران او را ببینند بهبه چهچه بگویند مهم باشد مشهور باشد اصلاً مؤمن دنبال این چیزها نیست وقت ندارد مؤمن دنبال این چیزها باشد مؤمن مشغول جاودانگی خودش است مشغول ابدیت خودش است.@ الان شما در فامیلهایتان دیدید یک نفر که خیلی وقت دارد خیلی با آن رفاقت دارید دوستی دارید یکدفعه میبینید غیبش زد میگویید کجا رفته میگوید ببخشید من نمیتوانم به شما برسم من بنایی دارم مشغول بنایی هستم.@ یعنی یک زمینی به من رسیده حالا 50 متر است 100 متر است 200 متر است میخواهم این را بسازمش دیگر حوصله و وقت و امکانات اینکه بیایم مثل قبل با بقیه بگردم را ندارم باید تمام وقتم را در این بنایی بگذارم همه هم تأیید میکنیم میگوییم بله بیچاره بنایی دارد بنایی هر کس داشته باشد همینطوری هست گرفتار ساختمانسازی است.@ حالا به شما بگویند دولت از این به بعد به همه شما هزار متر زمین داده در شمال، زمینش را فقط داده خودت باید بروی بسازی و پُرش بکنی پس این امکانات میخواهد پول میخواهد نقشه میخواهد وقت میخواهد مصالح میخواهد ما الان وقت نداریم روابط یکدفعه سرد میشود.@ میگویند ما داریم میرویم زمینمان را بسازیم طرف با پدر و مادرش دارد زندگی میکند شوهر میکند روابطش با پدر و مادرش به یک دهم میرسد میگوید ببخشید من را معذور کنید من دیگر الان شوهر دارم خودم بچه دارم نمیتوانم به شما سر بزنم.@ خودم زن دارم بچه دارم به شما دیگر نمیتوانم خیلی سر بزنم اینقدر غفلت پیدا میکند طبیعی هم هست میگویند زن دارد مؤمن که ابدیت، جاودانگی، زندگی با خانواده آسمانی برایش از همه اینها مهمتر است لذا وقت وقت تلف کردن ندارد مؤمن اضافه وقت ندارد.@ اوقات فراغت به این معنا که الان مد شده در سبک زندگیهای غربی اوقات فراغت بلند شویم از بیکاری برویم خیاطی، از بیکاری برویم سفرهآرایی، از بیکاری برویم یک کاری انجام بدهیم که وقتمان پر شود مؤمن اگر کار خیاطی میکند به عنوان یک کار مفت انجام نمیدهد اگر میرود سفرهآرایی هم میخواهد دوره ببیند برای آخرتش از آن سفرهآرایی استفاده میکند.@ مؤمن ورزشگاه که میرود باشگاه که میرود مثل محراب برایش عبادت است تفریح هم که میرود کوه هم که میرود استخر هم که میرود جنگل هم که میرود حساب شده میرود از آن استفاده آخرتی میکند مؤمن اضافه وقت اوقات فراغت اصلاً ندارد.@ تردید شک تحیر چه کنم چه نکنم اصلاً ندارد یک بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین خدا برایش سند زده این جدی باید مثل جنینی که در رحم مادر هست 24 ساعت باید کار بکند مادر خواب است ولی جنین بیدار است دارد کار میکند مادر قشنگ گرفته خوابیده ولی جنین در رحم مادر دارد کار میکند.@ چون میگوید وقت ندارم من سوت پایان را بزنند به دنیا بروم یک بند انگشت کم آورده باشم در دنیا بیچارهام، یک ناخن، یک پلک یک مژه کم آورده باشم دنیا به من هیچی نمیدهد قرآن هم میفرماید(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) در آخرت هیچ کس به هیچ کس هیچی نمیدهد.@ مؤمن اصلاً بیکار نیست وقتش خیلی برایش گرانقیمت و مهم است این شب و روز کار میکند محکم هم کار میکند امکان ندارد سراغ مؤمن تنبلی، بیحوصلگی، بیانگیزگی، پوچی، احساس پوچی سراغش بیاید مؤمن اصلاً فرصت ندارد با دیگران بازی بازی بکند.@ اگر قرار است ارتباط داشته باشد یک ارتباط سالم و خوب دارد و عزیز هم هست اگر هم فرصت ندارد خب فرصت ندارد بله این الان تقریباً دو سال است افسردگی گرفته دو سال میدانید این به آخرت برود چند میلیون سال میشود برای چی؟ برای اینکه میخواست ازدواج بکند نشد.@ برای اینکه فلانی مُرد برای اینکه یک کاری میخواست انجام بدهد موفق نشد این کار را انجام بدهد این آدم بیکاری است این اصلاً نمیداند دارد چه جنایتی در حق خودش میکند هیچ جنایتی به اندازه غصه خوردن نیست هیچ جنایتی به اندازه ناامیدی زودرنجی، حساسیت اینها خیلی جنایتهای بزرگی است آدم میکند.@ مؤمن اصلاً وقت ناراحت شدن ندارد وقت نگران شدن ندارد اصلاً فرصت ندارد نگران بشود چون با یک جاودانگی سروکار دارد با یک ابدیت سروکار دارد این باید تمام بهشت را آماده بکند چون قرار است خودش در آن زندگی بکند.@ این میداند اگر در دنیا به یک چیزی نرسید حتماً قرار است آخرت به آن چند برابر بدهند با مقیاس ابدی، لذا غصهاش را نمیخورد حالا این باردار نشد خواهرم زایمان کرد من زایمان نکردم برادرم بچه دارم من بچه ندارم حالا خدا به شما بچه نداد خدایا من دوست داشتم بچه داشته باشم تربیتش کنم نسل داشته باشم.@ خدا میگوید من ثواب همهاش را به تو میدهم من غصه چه را بخورم فلان کس غیبت من را کرد فلان کس به من فحش داد این به تو فحش داد این میشود ذخیره آخرتی بزرگ، دیگر غصه خوردن دارد دیگر بنشینی دعوا راه بیاندازی قرص اعصاب بخوری برای چی.@ علی(ع) فرمود در کوچه که به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند وقت ندارد علی(ع) خیلی سرش شلوغ است خیلی مشغله دارد خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را به او گفتند دزد خانهات را برده گفت حلالش، من اصلاً قیامت فرصت ندارم بایستم با دزد کلکل کنم که تو چه چیزی از خانه من بردی یا نبردی اصلاً حلالش.@ آدمی که جدی است ابدیت را باور کرده آخرت را باور کرده اصلاً فرصت خالهخالهبازیها و مسخرهبازیها و دعوا و اینها را ندارد من استادمان میفرمود که من از جایی میامدم دیدم یک آقایی آمده در ملک ما دزدی بعد میگفت خانمش هم آورده بود.@ خانم کمکش بود با موتور آمده بودند بعد گفت دلم برایش سوخت گفتم بنده خدا حالا این خانم که ترکش میخواهد بنشیند چه میخواهند ببرند بعد دیدم رفته بودند سراغ چیزهای سنگین، رسیدم بیچاره جلوی من خشکش زد به او گفتم بابا جون چه چیزی میخواهی از اینجا ببری.@ چیزی لازم داری میخواهی ببری برو یک وانت بگیر بیار من خودم کمکت میکنم سرش را میگیرم این همینطوری هاجوواج مانده بود گفتم نه مطمئن باش خیالت راحت باشد خانمت را اذیت نکن موتور را در وانت بگذار بیار اینجا من خودم کمکت میکنم هر چه میخواهی کمک کن میگذارم در ماشین بردارید ببرید.@ او یک بزرگی است یک آیت اللهی است برای خودش، واقعاً آیت الله است گفت همین کار را هم کرد رفت یک وانت گرفت و به حرف ما گوش کرد آورد و ما هم چند تا چیز کمکش کردیم لوله کردیم چندتا وسایل بود گذاشتیم گفتیم برو به سلامت، حلال حلال است هیچ غصه نخور.@ طرف سر اینکه شام دعوتش کردند یا نکردند کارت دعوت دادند یا ندادند مینشیند غصه میخورد این را گفتند آن را نگفتند سر سفره چرا سبزی جلوی من نگذاشتند چرا نوشابه من این رنگی شد چرا آنجا کلهپاچه به من نرسید.@ چرا تهدیگ به من ندادند به همه تهدیگ دادند تهدیگ من تمام شد به ما نرسید یا سر سفره به ما فلان غذا نرسید یک آدمی که اینطوری مینشیند غصه میخورد این اصلاً معلوم است اصلاً خودش را نمیشناسد اینقدر کوچک، غصه، کینه، زودرنجی، حساسیت، حقارت، احساس حقارت، اینها همه مال کوچکی است.@ آدم اگر بزرگ باشد وقت غصه خوردن در این حرفها را ندارد چون جاودانگی خودش و قیمت خودش را باور کرده کافی است میخواستم آیات ایمان را برایتان بخوانم که انشاء الله بماند برای جلسه بعد که ایمان چقدر نقش دارد در قدرت انسان روح انسان و اینکه انسان اهل کوشش باشد هم برای دنیایش هم برای آخرتش انشاء الله برای جلسه آینده اگر عمری بود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 011 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 011 - تنبلی و بیحوصلگی