اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره تنبلی و بیحوصلگی بود به عنوان دو آفت بسیار بسیار بزرگ و خطرناک در راه تحصیل سعادت دنیا و آخرت باز این نکته را که یکی دو جلسه اخیر هم در موردش سخن گفتیم تذکر میدهم که هیچ کمالی بدون زحمت به دست نمیاید بدون تلاش به دست نمیاید.@ ساختار نظام خلقت به گونهای هست که شما اگر بخواهید کمالی علمی و یا عملی را به دست بیاورید باید برایش وقت بگذارید تمرکز داشته باشید زحمت بکشید تا آن کمال جزء وجود شما بشود و بدون سعی کسی به جایی نمیرسد.@ این جزء ریاضیات نظام خلقت ساختار نظام خلقت هست که این اصل و قانون را باید خیلی به آن دقت بکنیم و خیلی به آن احترام بگذاریم انسان از آن جهت که یک فطرت بینهایتطلبی دارد جلسه قبل هم در موردش صحبت کردیم و میخواهد خودش را به خوشبختی و آسایش مطلق برساند.@ این طبعش که میخواهد خودش را به خوشبختی و آسایش برساند با قوانین نظام خلقت گاهی وقتها در تقابل و تضاد قرار میگیرد از یک طرف عشق به راحتی مطلق آسایش مطلق و از یک جهت ضرورت تلاش برای بدست آوردن کمالات و سعادت دنیایی و آخرتی در انسان تقابل ایجاد میکند.@ انسان را اگر رهایش بکنی و تا مجبور نباشد ضرورتی اقتضاء نکند تن به کار نمیدهد یعنی باید مجبور بشود این جبر گاهی وقتها یک جبر بیرونی هست گاهی وقتها یک فهم درونی هست یک نیروی درونی هست گاهی وقتها تحت تأثیر عشق که یک فشار در انسان ایجاد میکند انسان کار میکند.@ عشقش او را به کار وادار میکند و فشارهای مختلف میتواند در انسان بیرونی یا درونی تأثیر بگذارد تا انسان تلاش بکند که الان در صدد این نیستیم که چه چیزهایی یک نفر را تحت تأثیر قرار میدهد که این پرکار و پرتلاش بشود.@ ولی بالاخره باید نیرویی حالا یا جبر بیرونی هست و یا یک نیروی درونی مثبت یا منفی بر انسان وارد بشود که او انگیزه تلاش دوندگی شب بیدار بودن زحمت کشیدن را داشته باشد تا وقتی که این نیرو بر شخص وارد نشود که میتواند امری مثبت یا منفی باشد شخص دوست دارد که کاری نکند.@ طبع انسان راحتطلبی است طبع انسان تنبلی است آسایشطلبی است الان هم شما نگاه بکنید در اختراعاتی که بشر انجام میدهد دائماً به دنبال این هست که شرائط زندگی را برای خودش راحتتر بکند و تلاشش زحمتش کمتر بشود.@ گاهی وقتها ناآگاهانه آمده این کار را کرده ناشیانه آمده زحمت را کم کرده گاهی وقتها هوشمندانه زحمت را کم کرده گاهی وقتها فعالیتهایی که یک بدن نیاز دارد از او گرفته فعالیتهای کاری که مثلاً یک خانم باید در خانه انجام بدهد یک آقا باید در بیرون انجام بدهد چه اتفاقی افتاده؟@ یک بیماری خاصی ایجاد شده به نام اضافه وزن که یک ماجرا است در نظام پزشکی جهان خودش اضافه وزن و عوارض ناشی از آن انواع بیماریها سکتهها و گرفتاریهایی که این اضافه وزن برای شخص میاورد دردها مریضیهایی که برای انسان میاورد چرا؟@ چون آمده زندگی ماشینی راحتی و آسایش آورده و فعالیتهایی که باید به عضلات بدن بیاید کم کرده بیماری کمردرد مهرهدرد انواع دیسکها و گرفتاریهای دیگر اگر یک عضله به معنای حقیقی به طور منطقی قوی باشد اینطور نیست که با یک حرکت و با برداشتن یک بار یک دفعه دیسک شخص در بیاید.@ این عضلات عضلات تنبلی است شل است یک موقعی یک باری را بلند میکند میبینی این کمر چون آمادگی ندارد ورزیدگی ندارد صدمه میبیند ورزشکارها اینطوری نیستند در ورزشکارها چه خانمها و چه آقایان این آمادگی هست فعالیتها کم شده بیماریها زیاد شده آسایش زیاد شده اما دردها مریضیها تلخیها زیاد شده هزینه کردنها بالا رفته.@ و لذا میبینید که الان عرض کردم طبق آمار 90% بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارند که نباید داشته باشند این یعنی خطر خیلی بد یعنی یک آینده پر از بیماری پر از سکته پر از درد پر از هزینههای زیاد علاقه به آسایش و رفاه طوری شده که انسان همین بیماری را به خانواده خودش هم منتقل میکند.@ مثلاً یک بچهای که تازه به دنیا آمده باید دست و پایش باز باشد تلاش بکند این را قنداقش میکنند که پدر مادر راحت باشند در این قنداق کردن چقدر بچه آسیب بدنی میبیند بچه باید دست و پایش باز باشد حرکت بکند این پا بزند بیاد دست بزند غلت بخورد تا این قرار است انسان بشود.@ میخواهد یک آدم قوی بشود خداوند سیستم را یک طوری آفریده که این دست و پا بزند عضلاتش قوی بشود یک چیزی را بگیرد یک چیزی را بکشد یک چیزی را فشار بدهد روی زمین غلت بخورد و دائماً این بدن کار بکند بریزد بپاشد شیطنت بکند تا مغز بچه قوای بچه عضلات بچه هوش بچه قوی بشود.@ ما میاییم از یک طرف بچه را اینطوری محدودش میکنیم از طرفی راحتطلبی خود ما باعث میشود بچه وقتی که میخواهد فعالیتهای طبیعیش را انجام بدهد فکر کنیم این بچه مریض است ببینید وارونه فکر کردن اینطوری است فکر میکنیم بچه مریض است.@ میگوییم این بچه شیطان است این بچه لجباز است حرف من را گوش نمیکند بابا این بچه لجباز نیست بچه معصوم است و هنوز خصوصیت خلقی آنچنانی ندارد که بخواهد با پدر مادرش که نزدیکترین کسش هستند با او لجبازی بکند میگوید همهاش خودم میخواهم انجام بدهم هر کاری میگویند میگوید خودم.@ این را خدا به او گفته بگو خود خدا گفته بگو خودم از 5/2 سالگی و 3 سالگی که بچه تشکیل من میخواهد بدهد شما هر پیشنهادی به او بدهی او میخواهد استقلال پیدا بکند رد میکند خودش میخواهد تصمیم بگیرد که این کار را بکند یا نکند خودم آب بریزم خودم آب بخورم خودم غذا بخورم.@ مهارت هم ندارد در این خودم خودمها اشتباه هم زیاد دارد در واقع بچه میگوید دست من را برای تمرین باز بگذارید و ما میگوییم نه چون تو روی لباست میریزی من زحمتم هست که لباس بشویم چون تو آب را روی سفره میریزی و چون تو کار را درست نمیتوانی انجام بدهی پس نباید انجام بدهی.@ جلوی بچه گرفته میشود بچه عقبمانده است ضعیف است ضریب هوشیش پایین میاید کاری که باید در سه سالگی داشته باشد در پنج سالگی باید انجام بدهد مدرسه هم که میرود این باید خیلی توانایی بیشتر داشته باشد ما او را محدود نگهش داشتیم این باید از دیوار صاف بالا برود.@ به قول پیامبر فرمود بچه اگر شیطنت نمیکند شما باید به او شیطنت را یاد بدهید و سالمترین بچهها شیطانترین بچهها است اویی که شیطنت بیشتری میکند ولی ما هم راحتی خودمان را میخواهیم هم راحتی بچه را میخواهیم.@ گاهی وقتها بچه نیاز دارد سینهخیز برود زور بزند و عضلاتش قوی بشود ما میرویم توپ را میاوریم میدهیم دم دستش میگوییم بگیر این بچه باید دو متر سه متر چهار متر برود ما میاییم میگوییم بچه گناه دارد بچهام گناه دارد بچهام آسان باشد بچه راحت باشد خودم میبرم میرسانمش راهت دور میشود.@ هزار متر میخواهد پیاده برود دلسوزی میکند میبینی این بچه تنبل تنپرور پرتوقع مفتخور با روحیه ضعیف بار میاید بگذار هزار متر برود نان بخرد بیاورد نه آنجا صف است اذیت میشوی این باید برود صف ببیند اذیت بشود باید برود حوصلهاش زیاد بشود.@ صف یعنی چی؟ یعنی جایی که حوصله آدم را زیاد میکند انسان را صبور میکند روحیه را قوی میکند صف یعنی جایی که خطر را احساس میکنی که مبادا نوبتت را بگیرند و خیلی چیزهای دیگر اتفاقات قشنگی در صف میافتد که ما همه بچهها را محروم میکنیم بگذار 60 تا نان بگیرم بگذارم در فریزر که کسی مجبور نشود برود صف بایستد.@ ما نان تازه کوفتمان میشود بخوریم باید نان یخزده بخوریم نان فریزری میخوریم هیچی این بچهای که باید برود در صف بایستد تا روحیهاش قوی بشود حوصلهاش بالا برود این بچه را ما ضعفیش میکنیم بگذار برود توی سرش بزنند بگذار برود حقش را بخورند یکی دو نوبت بگذار برود یاد بگیرد که چکار باید بکند.@ بچهها الان شدند شوهرهای جدید شوهرهای جدید میبنی الان مثل مردهای قدیم نیستند شوهرهای جدید خیلی لوس بیحوصله پرخاشگر دعوایی خیلی راحت اخلاق ضعیفی پیدا کردند تا میگویند دو بیشتر است یا سه آقا قهر میکند میرود خانه مادرش، یا از خانه قهر میکند.@ ضعیف بار آمده مرد بار نیامده با مشکلات اصلاً برخورد نکرده این فقط تنها چیزی که شناخته مدرسه بوده و دانشگاه درس خوانده کتاب و سختترین کاری که کرده همین بوده بچه بیعُرضه بار آمده تنبل است بعد میگوید دو تا بچه دعوایشان میشود خوب باید دعوا بکنند.@ خود خدا میگوید بچهها دعوا بکنند خواهر و برادر باید بزنند در سر همدیگر برای همدیگر مزاحمت درست بکنند درگیر بشوند با همدیگر عشقبازی بکنند با همدیگر صفا بکنند دعوا هم بکنند خانوادههای طبیعی اینطوری است بچهها با همدیگر قوایشان را تخلیه میکنند.@ ما نمیگذاریم تضاد اتفاق بیفتد بچه راحت میخواهد در خانه کار بکند مادر خودش میخواهد فداکاری بیش از حد بکند غذا را درست بکند سفره را بیندازد وسائل را بیندازد وسائل را جمع بکند ظرفها را بشوید آنوقت ناراحتی اعصاب میگیرد.@ مرد تنبل است هیچ کمکی نمیکند در خانه برای آشپزی نه غذا پختن ولی برای کمک در آشپزخانه که حالا مثلاً لااقل کمک بکند در تهیه غذا سفره انداختن آوردن وسائل جمع کردن حداقل این کار را نمیکند.@ بچهها هم که اصلاً نباید این قدر مقدس هستند که نباید به آنها چیزی بگویی که بلند بشو وسائل را جمع بکن سفره را جمع بکن بلند بشو وسائل را ببر بگذار آنجا برو یکسری از وسائل را بردار بیاور برو نان بخر سبزی بخر برو چکار بکن هیچی.@ بچه اصلاً فقط مدرسه برود بیاید خانه کارتونش را نگاه بکند بگیرد تا لنگه غروبی عصری شبی بعدازظهری باشد تا لنگه ظهر بگیرد بخوابد بچهام بگذار بخوابد همینطوری بچهام بچهام بچهها تنبل تنپرور ترسو ضعیف لوس بار آمدند چون پدر مادر هم خودشان آدمهای اینطوری هستند هم میخواهند بچههایشان آسایش بیهوده داشته باشند.@ در حالی که انسان با زحمت با تلاش با کار با رنج با بالا پایین شدنها شخصیتش قویش میشود و ساخته میشود ما اینها را از بچههایمان گرفتیم یک آقا هم اگر بخواهد الان برود نان بخرد اگر هزار متر باشد ماشین سوار میشود میرود من بلند بشوم کجا بروم اگر هم یک موقع ماشینش خراب باشد تاکسی میگیرد نمیگوید پیاده بروم بگیرم بیایم هزار متر راه است پیاده برو بگیر بیا.@ قدم زدن ما نیاز داریم به حداقل روزی نیم ساعت ورزش کردن راهپیمایی، ببینید الان همه ماشینها را شما نگاه کنید تکسرنشین هستند برای یک کار کوچک هم از اتومبیل استفاده میکنند وقتی به آنها میگویی پیاده برو این کار را انجام بده میبینی مردها ضعف اعصاب دارند زنها ضعف اعصاب دارند.@ چون همهشان لوس بار آمدند تنبل بار آمدند این حس تنبلی تنپروری در خود ما تقویت شده داریم در بچههایمان هم ایجادش میکنیم دائماً میخواهیم بچه همه چیز برایش خوب باشد و راحت باشد نظام طبیعی خلقت یک طوری هست که شخص باید تلاشهایی را بکند تا تربیت بشود آماده بشود ما برای بچههایمان آسایش میخواهیم.@ لذا در کشور ما یک بیماری فرزندسالاری ایجاد شده الان که فجایع زیادی دارد همین فرزندسالاری که مصائب زیادی را ایجاد میکند چون بحث تربیتی نیست من الان این را ادامه نمیدهم ولی این هست.@ این بچه دانشجو است باید برود در خوابگاه غذاهای آشغال مختلف بخورد بگذار بخورد مادر میبینی دو وعده سه وعده پنج وعده این مادر باید غذا درست بکند ببرد آنجا دم در خوابگاه تحویل بدهد که این یک موقع غذای چیز نداشته باشد بگذار خودش درست بکند بگذار یاد بگیرد بگذار خراب بکند بگذار غذای نامرغوب بخورد.@ این اگر عادت بکند همیشه غذای پختگی و خانگی بخورد این نه زن خوبی میشود فردا نه مادر خوبی میشود پسر هم باشد همینطور معدهها غالباً ضعیف و تیتیش مامانی است اصلاً شما نگاه کنید قدیم اینطوری نبود که زخم معده و سرطان معده مشکلات معده و گوارشی باشد.@ الان مُد است کسی نداشته باشد باید تعجب بکنیم بابا این دوره سربازی دارد دوره دانشجویی دارد پدر مادر نادان میروند پول میدهند سربازی میخرند که بچهشان سختی نکشد آنوقت یک بچه لوس و ننر هم باشد که اصرار بکند من سربازی نمیروم برای چی سربازی بروم هیچی.@ یا خودش یک کاری میکند میخرد یا دیگران برایش میخرند آن موقع که قابل خریدن بود بچه باید سربازی برود بچه تا سربازی نرود مرد قدرتمند پدر قدرتمندی نمیشود باید سربازی رفته باشد باید برود ببیند این فضا را باید آنجا فحش بشنوند.@ میگوید آقا بیادبی است فحش میدهند آنجا کارش سخت است خوب همین است کار سخت است باید کار سخت بکند بیداریش هم باید پست بدهد باید آموزش نظامی ببیند بچههای تیتیش مامانی همه از سربازی فرار میکند باید شهرستان برود باید دوری بکشد از خانواده باید پخته بشود این مرد.@ برای سربازیش یک کاری بکنیم راحت باشد برای همه کارهایش راحت باشد این تفکر یک تفکر بسیار فاجعهآمیز و غلط که بچهام راحت باشد بچهام بروم برایش پسانداز بکنم که یک موقع بعداً سختی نکشد من نمیگویم پسانداز کار بسیار خوبی هست به فکر آینده بودن پسانداز کردن کار خوبی است.@ ولی یک بچهای که همه کارهایش را من بخواهم بکنم فردا این میخواهد ازدواج بکند 100% مخارج را ما میخواهیم بدهیم عیبی ندارد جزء وظائف پدر ازدواج بچه است ازدواج دختر و پسر است اَنکِحوا دارد قرآن شما به ازدواج هزینه باید بکنند اما نه اینکه پدر مادر خودشان را بکشند.@ که من باید این رقم جهیزیه بدهم برای همه چیزش خوب اینها میروند در خانه زندگی میکنند بعداً به دست میاورند جهیزیه دادنها افراطی که بچه راحت باشد آینده بچهام راحت باشد که درد مستأجری نکشد آدم تا مستأجری نکشد که روحیهاش درست در نمیاید.@ این بچهای که تا چشمش را باز کرده صاحب خانه بوده این فردا با یک مشکل اقتصادی شخصیتش له میشود خورد میشود قرصی میشود ناراحتی اعصاب دارد چون تیتیش مامانی بار آمده این باید برود فحش صاحبخانه را بشنوند نق و غر صاحبخانه را بشنود.@ بداند کرایه خانه یعنی چی پول پیش یعنی چی دویدن یعنی چی جور کردن یعنی چی ریاضت یعنی چی کمخوری یعنی چی کمپوشی یعنی چی تنظیم زندگی مدیریت اقتصادی یعنی چی با یک حجم محدودی از مال یک زندگی را گذراندن یعنی چی.@ ما این روحیه خیلی خطرناک را به بچهها منتقل میکنیم چون طبعم راحت است واقعاً اگر تحت فشار قرار نگیرد هیچ کاری نمیکند خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را میگفت در آن زمانهای قدیم که پادشاهان همه کارهایشان را نوکر و پیشکار انجام میداد.@ پادشاه خودش را نمیشست یعنی اینکه برود یک جا لیف بزند و صابون بزند اینها نبود میاوردندش آنجا پادشاه را بلند میکردند راه هم نمیرفت اینقدر تنبل بودند آقا را باید بلند میکردند روی دست چهار نفر میبردند حمام حمام هم که میبردند آقا کسر شأنش بود خودش لباسهایش را در بیاورد.@ لباسهایش را در میاوردند از تنش میگذاشتندش مثل یک بچه کودک پادشاهان قدیم اینطوری بودند میشستندشان زنهایشان جدا مردانشان جدا میگفت این شاه دماغش میامد بعد میگفت غلام دماغم میاید غلام دستمال میگرفت جلوی دماغ آقا بعد پادشاه میگفت پس چرا نمیاید میگفت قربان فینش را هم من باید بکنم این را دیگر خودتان باید زحمتش را بکشید.@ یعنی آدم اینقدر تنبل است اینقدر مفتخوری دوست دارد بکند راحت و این جزء در بهشت جای دیگری نیست و ما اشتباه میگریم اینجا را اویی که ما را آفریده میفرماید(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان جز با تلاش به جایی نمیرسد.@ بچه میخورد زمین میدود میرود برش میداری بابا بچه باید زمین بخورد و کسی هم نباید برود برش دارد باید یاد بگیرد بخورد زمین و خودش بلند بشود میدود میرود بچه را بلند میکند او هم عادت میکند فردا تا میخورد زمین اینقدر میماند گریه میکند نق میزند تا یکی برود برش دارد اصلاً نباید محلش بگذاری.@ غذا خوردنها هم که افتضاح شده مادر یک کاسه با یک قاشق دستش هست دنبال بچه در خانه بیا بایست بخور بهبه بخور بگو اَ دهانت را باز کن اصلاً اینطوری نیست بچه باید گرسنگی بکشد سختی بکشد خودش بیاید غذا بخورد غذا دم دست بچه باشد برود بخورد این را به تو بدهم نه نمیخواهم آن را بدهم نه نمیخورم.@ همه غذا هم اسراف یک گناه کبیره یک دانه شکلات لیس میزند یک تکهاش را گاز میگیرد پرت میکند آنجا یک ذره گوشت میگیرد میخورد پرت میکند آنجا نان برایش میگذاری مثل گربههای تنپرور الان شده گربههای قدیم میرفتند موش شکار میکردند میرفتند در این آشغالها میگشتند الان گربه گوشت یخی بیندازی نمیخورد.@ گوشت تازه میخواهد نان بیندازی نمیخورد چربی نمیخورد ما حیوانات را هم بد تربیت کردیم یعنی سگ و گربههایمان را هم بد تربیت کردیم بچه نباید که دنبالش بگذاری غذا بگذاری دهانش این گرسنهاش بشود خودش میخورد بعد هم بهانه میگیرد از بس به آنها بد غذا دادیم این را نمیخورم آن را نمیخورم.@ من تخممرغ نمیخورم من پنیر نمیخورم من آبگوشت نمیخورم نمیخوری نخور غذا امروز این است میل ندارید نان هست کره هست پنیر هست سبزی هست برو در خانه آن را بخور نه برو برای من پیتزا سفارش بده زنگ بزن پیتزا بیاورند بازیهای اینطوری.@ از این یک آدم در میاید از این یک آدم سالم روی هم در میاید؟ هرگز، این فردا میتواند زن زندگی باشد مرد زندگی باشد؟ نه، غذا امروز این است میل دارید بفرمایید نوش جان میل ندارید نان خالی بخور.@ من تلفن همراه میخواهم بچه تلفن همراه میخواهد چکار بچه تا دبیرستان تا دانشگاه هم برود لازم نیست تلفن داشته باشد الان ما بچههایمان دبستانی هستند تلفن میگیریم میدهیم دستشان ببینید چه فجایعی بار میاورد این تلفنها باشد برایت میخرم این دستگاه را میخواهم آن دستگاه را میخواهم این بازی را میخواهم آن بازی را میخواهم.@ بعد هم نمیفهمد بچه میبرد میزند درب و داغون میکند بازی را یکی دیگر میخرد میدهد دستش این بچه ناشکر بار میاید این باید بداند این پول پایش رفته هزینه شده باید بداند پول یعنی چی آقا فعلاً نه بازی برایت میخرم باشه حالا بگذار پولدار بشوم میخرم حالا صبر کن بچه صبرش زیاد میشود.@ تا گفت بازی میخواهم بروی بخری بگذاری جلویش این بیصبر میشود این بیحوصله است تا فلان چیز را میخواهم برایش خرید بکنید این فردا لوس میشود سوار پدر مادر میشود فردا وقتی به او میگویی من الان ندارم به پدرش میگوید بابا این تاکسی که داری کار میکنی برای من بفروش برای من فلان چیز را بخر در دانشگاه همه دارند من ندارم نمیشود.@ پدر میگوید من با این وسیله دارم پول دانشگاه تو را در میاورم میگوید به من چه، بعد هم تلفن تلفن شما میخواهی چکار بکنی الان برای چی میخواهی تلفن را، من تماس میخواهم بگیرم تلفن میخواهی تماس بگیری.@ یک تلفن معمولی الان این تلفن نزدیک 30 هزار تومان میشود تماس گرفت میشود تماس نگرفت میشود پیام داد میشود پیام نداد چکار داری با تلفن نه این باید دوربین چند مگاپیکسل داشته باشد بلوتوثش باید اینطوری باشد دیدید تبلیغ هم میکنند میخواهند جنسهایشان را بفروشند آخر من به چه نیازی.@ الان بنده یک استاد بینالمللی هستم یک استاد جهانی هستم کانالهای ماهواره کانالهای داخلی تلویزیون اینطرف آنطرف همه جا برنامه دارم نیاز ندارم بیشتر از یک تماس حالا یک نفر یک کار فنی دارد یک موقعی کسی کار خاص و ویژهای دارد چه کسی گفته ما باید برویم چند صد هزار تومان بدهیم.@ 150 هزار تومان 200 هزار تومان 500 هزار تومان تلفن این ضرورتها از کجا آمده بچهها این ضرورتها از کجا برایشان آمده که برای من یک دستگاه اینطوری بخر البته واقعاً ضرورت دارد که تماس تلفنی داشته باشی یک تلفن 30 هزار تومانی هم جوابت را میدهد خیلی هم خوب جواب میدهد.@ این ضرورتهایی که ما دائماً در زندگی برای خودمان درست کردیم از کجا آمده که من باید لباس اینطوری اتومبیل اینطوری کفش اینقدری چادر این مدلی کت و شلوار این مدلی تلفن تلویزیون اینطوری، از کجا آمده این ضرورتها؟@ ما الان تلویزیون خانهمان تلویزیون زمان ازدواجمان است من دارم میگویم که شما دردتان نیاید چند بار تعمیرکار آوردم آن را دیده آخر این تعمرکار به خانمم گفت که آقا نبودند از همین پنجره پایین پرتش کن برود یک تلویزیون نو بخرد الان دیگر کاری نیست چشم میرویم تلویزیون نو میخریم.@ ولی واقعاً لازم است من بروم 5 میلیون تلویزیون سینمای خانگی بگیرم بگذارم در خانه این ضرورت از کجا آمده جهیزیه دخترم باید از کجا حتماً بالاترین جنسها را داشته باشند خودشان زحمت میکشند خدا به آنها برکت میدهد میروند زندگیشان را میسازند.@ این غیر از بخل و خساست است که اگر یک کسی خواست معقول خرج بکند بگوییم این خسیس است این بخیل است نه بخیل و خسیس نیست ولی اسراف نباید ما بکنیم ما زندگیمان یک زندگی اسرافزده است به خاطر تنپروری و تنبلیهایی که سراغ ما میاید.@ ما در تربیت تنبل و تنپرور هستیم در شوهرداری تنبل و تنپرور هستیم در زنداری تنبل و تنپرور هستیم بسیاری از این دعوا و درگیریهایی که در زندگیها اتفاق میافتد طلاق و طلاقکشیها مال همین تنبلی و تنپروریهایی هست که عروس و داماد دختر و پسر دارند.@ یا خانواده داماد خانواده عروس دارد این فکر میکند الان کسی که آمده دخترش را گرفته باید تمام موجبات رفاه را فراهم بکند دخالت در زندگی شوهرش میکند در زندگی دخترش میکند داماد ناراحت میشود میگوید من بالاخره دارم زحمت خودم را میکشم.@ نه آخر ما خواهرمان اینطوری است خواهر من زندگیش اینطوری است شوهر خواهرم این کارها را برایش کرده چشم و همچشمیهای وحشتناک تو چشم نداشتی روز اول که این آقا آمده خواستگاریت شغلش را نپرسیدی درآمدش را نپرسیدی توانش را سؤال نکردی.@ اگر تو همچین چیزی را توقع داشتی روز اول میگفتی من نمیخواهم من با یک آدمی میخواهم زندگی بکنم که این درآمد وقتی قبول کردی که این است با این درآمد دیگر سر جایت بنشین اینقدر نق و غر نزن شوهر را اینقدر به دردسر و وامهای خطرناک.@ چقدر الان ما زندانی داریم چند هزار زندانی داریم ما الان به خاطر هوسهای زن و بچه خودشان را به انواع و اقسام کارهای حرام انداختن هوسهای نامعقول نه تو باید برای دختر من این چیزها را بگیری تو باید این کارها را بکنی نمیشود توقعات بیجا.@ ما بسیاری از بیماریهایمان مال تنبلی و تنپروری است سرطانها مشکلات پوستی مشکلات سکته انواع مریضیهای ما به خاطر این است که ورزش صورت نمیگیرد جلسه قبل گفتم بیماری ایجاد میشود برای دارو خوردن تنبل هستیم برای مداوا تنبل هستیم حوصله نداریم.@ اصلاً آدم بیحوصلهای هستیم دارو میرویم میگیریم با چه بدبختی وقت گرفتیم دکتر دارو داده بعد میگوید این را باید به این ترتیب بخوری ما همت نمیکنیم دارو بخوریم غالباً در خانهها داروها اضافه میاید چون خورده نمیشود نسخه میگیریم هی میاندازیم اینطرف و آنطرف بعد میگوییم چرا خوب نشدیم.@ آمپولها تنبل هستند همه بروند آمپول بزنند سرم مینویسد عقب میاندازد تنبل است قرص تنبل است شربت تنبل است این دارو را باید اینطوری حل بکنی بخوری میگوید حوصلهاش را ندارم از آن فرار میکنیم.@ مسواک نمیزنیم دندان درد باید هزینههای زیاد تعمیرات دندان بپردازیم یک مسواک ساده میتواند بزند هیچ مشکلی هم ندارد بنده الان هیچ دندان خرابی ندارم یک دانه دندان خراب ندارم حاج آقا بیست ساله ده دفعه رفته دندان پزشک، چقدر هزینه کرده،برای چی یک مسواک ساده.@ ورزش همهاش تنبلی تمام تار و پود زندگی ما را تنبلی و بیحوصلگی گرفته من الان دارم مثالهای دنیایی میزنم کاری با ابدیت و آخرت ندارم الان فعلاً کاری نداریم چقدر زندگیهای ما دارد خراب میشود سر تنبلی و بیحوصلگی.@ جوان چون تنبل و بیحوصله است میگوید من باید یک مقداری از مادیات را داشته باشم تا بروم ازدواج بکنم سنهای ازدواج رفته بالا برای اینکه پسرها از خودشان یک توقعاتی دارند دخترها از زندگی یک توقعاتی دارند بعد میگویند شدنی هم نیست فرار ایجاد میکند سن ازدواج بالا میرود دودش در چشم خود خانوادهها میرود.@ برای اینکه ما یک تعریفاتی که کردیم برای اینکه یک زندگی را راه بیندازیم تعریفات غلطی است میگوییم یک زندگی راحت میخواهیم داشته باشیم همین راحت این باعث شده که این همه تلخیها در زندگی ما ایجاد بشود.@ مریضیها طلاقها درگیریها زندان رفتنها انواع و اقسام گرفتاری شما نگاه کنید ما چقدر سر تنبلی پوکی استخوان داریم یک شیر میخواهد بخورد زورشان میاید یک سیب میخواهد بخورد میوه خوردن که یک امر لازم و واجب است در خانه هم هست میماند میگندد میریزند دور.@ آقا بلند بشو صبح یک دانه سیب بخور این همت نمیکند در یخچال باز بکند یک دانه سیب بردارد بخورد بعد هم چون رفاه زده است میگوید من میلم باید بکشد بخورم یعنی چی؟ یعنی شهوت غذایی باید داشته باشم برای مصلحت نمیخورد این همه ما توصیه میکنیم که آقا غذا را برای مصلحت بخورید دارو را برای مصلحت بخورید.@ دارویش بدمزه است نمیخورم قرصش تلخ است آمپول درد دارد اِ درد دارد خوب داشته باشد تلخ باشد ما چرا اینقدر گرفتار مزه هستیم طرف حاضر است به خاطر مزهزدگی شهوت شکم خوب نشود و بمیرد شما ببینید چقدر آدمها به خاطر شهوت شکم مردند و دارند میمیرند.@ از بس این شکمزده است وقتی به او میگویی قند نخور نمیتواند یا چربی نخور نمیتواند شیرینی نخور نمیتواند نمک نخور نمیتواند یواشکی میخورد همه زحمات و داروهایی هم که از این طرف پول میدهد اصلاً یک کارهای عجیب و غریب از این طرف پول میدهد هزینه دکتر میدهد دارو میگیرد که قندش بیاید پایین چربیش بیاید پایین از این طرف شب میرود خانه چه چیزهایی میخورد.@ همین کارهای بچگانه این را آدمهای 40 ساله 50 ساله 80 ساله 90 سالههای بیفکر و بچه آقا مگر صبح دکتر نبودی مگر با سختی این وقت را نگرفتی مگر هزینه نکردی مگر برای پیدا کردن دارویش زحمت نکشیدی حالا دارویش را نمیخورد چون اسیر مزه است اسیر شکم است.@ یا دارو را میخورد از آنطرف شب میرود تلافی میکند به یک حجم کمی غذا احتیاج دارد میبینی چهار برابر نیاز بدنیش غذا میخورد چون شکمزده است شهوتزده است این راحتطلبیها ما را خیلی گرفتار کرده با عقلت غذا را بخور مزهاش هر چه میخواهد باشد.@ مصلحت این است که تو این داروی تلخ را بخوری میخورمش یک مبارزه با نفس است یک عبادت است آقا این دارو الان تلخ است باشد این شربت الان تلخ است شربتهای گیاهی داروهای گیاهی که بسیار مفید سازنده هزاران برابر بهتر از داروهای شیمیایی هستند غالباً به آن تن نمیدهند به خصوص جوانان به آن تن نمیدهند.@ یک حجامتی که این همه سفارش کرده پیامبر فرمود من به آسمان رفتم هر آسمانی یک سفارش به من کردند بالاترین آسمان سفارشی که به پیغمبر کرد اینکه امتت حجامت بکنند حجامت یک امر تأیید شده پزشکی هست الان در بیمارستانهای دولتی هم انجام میدهند شما باید زنگ بزنی وقت بگیری بروی حجامت انجام بدهی.@ نه من تیغ نمیتوانم یک طوری میشود دردی ندارد این حاضر است ده سال چربی خون سردرد چشم درد بیماریهای پوستی را تحمل بکند که همه اینها با یک حجامت برطرف میشود و خیلی چیزهای دیگر حاضر نیست برود حجامت بکند بیماری که با پنج تا دانه زالو حل میشود زالو آخ آخ من چندشم میشود زالو این تکان بخورد روی بدنم این چیزی نیست که زالو است.@ یک زالو بینداز چند وقت راحت باش بسیاری از بیماریهایی که الان مردم دارند دردهایی که دارند میکشند با یک زالودرمانی حل میشود من سرطان داشتم دکترها جوابم کرده بودند میگفتند ما نمیتوانیم این تب و لرز من چهار ماه تب و لرز و سرفه داشتم و تمام دکترهای تهران گفتند که ما نمیتوانیم کاری بکنیم.@ نمیتوانیم این تب و لرز و سرفه از کار بیندازیم رفتیم یک مرکز طب گیاهی به من معرفی کردند آدم با اعتمادی هم بود به او اطمینان داشتم گفت آقا برو بخواب رفتم خوابیدم چها تا دانه زالو برداشت روی این ده سرطانی ما گذاشت تب لرز سرفه همه از کار افتاد میگفت اگر خیلی زودتر از اینها آمده بودی نمیگذاشتیم کار به این سرطان بکشد.@ چهار تا دانه زالو چقدر سردردها میگرنها مشکلات گوشی مشکلات چشمی مشکلات پوست سِر شدن دست و پا ضعفهای شدید عفونتها چرکهای پوستی همه اینها با یک حجامت با یک زالو درمانی حل میشود با یک داروی گیاهی حل میشود جوانها تن نمیدهند به روشهای سنتی.@ آنوقت در اروپاییها بیشترین واردکننده زالو اروپاییها هستند از تمام دنیا وارد میکنند خودشان به آنها میگویند کرم مقدس، اصلاً زیرکی میکنند اینها را از ما مخفی میکنند خودشان انجام میدهند از ما میگویند نه اینها چیز بدی است طب سنتی خیلی بد است داروهای گیاهی خیلی این داروها را خدا برای ما آفریده.@ ما میاییم راحتطلبی تنپروری آسایشطلبی باعث میشود که ما در پزشکی هم مشکلات پیدا بکنیم دکتر میگوید بیایی یک عمل بکنی تمام است میگوید از عمل خوشم نمیاید دکتر تشخیص داده میگوید همین است برو عملش را بکن کاری ندارد.@ برای بیمارستان رفتن مصیبت داریم برای دکتر رفتن یک مشکل داریم الان میخواهیم برویم حلش بکنیم بعداً سرطان نمیشود چهار سال عقبش میاندازیم سرطان میشود دکتر رفتن دستورات دکتر را اجرا کردن منظم بودن منظم دارو خوردن در این تنبل هستیم در همه ابعاد زندگی این تنبلی سراغ ما آمده در همه ابعاد زندگی و بیحوصلگی.@ امروز قرار شد که یک مقداری در مورد علل تنبلی صحبت بکنیم چطوری میشود آدم تنبل میشود ریشههای تنبلی و بیحوصلگی چه چیزهایی هست. تنبلی ریشههای مختلفی دارد که گاهی از این ریشهها ریشههای فکری و عقیدتی است گاهی وقتها ریشههای اخلاقی است ریشههای عادتی است که حالا اینها را با هم بررسی میکنیم.@ یکی از دلائل بسیار مهم من تنبلیهای کلان و تنبلیهای اجتماعی بخصوص بیماری که الان در اجتماع ما زیاد است یکی از بیماریهای شایع در کشور ما تنبلی اجتماعی است جوان میگوید من بیکارم به او میگویی برو کار کن کار نیست زن و بچه در فشار آبرویش دارد میرود قرض بالا آورده کار نمیکند چرا؟ میگوید من یک کار خاص برای خودش تعریف میکند.@ کار نیست یک آقایی آمده بود بعد از کلاس به من گفت کار نیست گفتم شما بایست اینجا با هم برویم دستش را گرفتم رفتیم بازار در بازار گفتم ببین چقدر از این مغازهها زدند کارگر احتیاج داریم اِ من بروم کارگری خوب دیپلمه هستی باید بروی کارگری بکنی لیسانسهایش دارند کارگری میکنند.@ گفتم شما الان اینجا میایی به من میگویی به من پول بده به من کمک بکن من عملگی کردم شاگرد شوفری کردم دستفروشی کردم ککم هم نمیگزد الان هم لازم باشد میروم این کار را میکنم بروم عملگی بکنم بله عملگی شغل شریف و خوبی هست یکی از بانشاطترین کارها کارهای ساختمانی هست.@ آدم کیف میکند این بدن کار میکند تمام این عضلات درگیر میشود چربیها آب میشود عضلات قوی میشود انسان خواب راحتی دارد الان بیماری تنبلی باعث شده افراد شبها خوابشان نمیبرد با کوچکترین صدا از خواب میپرد خوابش نمیبرد قرص باید بخورد و بخوابد.@ یک کسی که بدنش را به زحمت میاندازد راحت میخوابد راحت بلند میشود کارگری یک کار مقدس و ارزشمند است امیرالمؤمنین(ع) کارگر بوده ائمه ما کار بدنی میکردند سر زمین کشاورزی بیل میزدند ائمه بارهای حجیم و سنگین بلند میکردند پیغمبر هم خودش همینطوری بود.@ میگوید کار نیست یک دروغ بزرگ کار نیست خوب بگو من یک آدم تنبل هستم یک کار سبک دفتری اداری میخواهم یک حقوق بالا حالا الان هم ریخته بهم دیگر من تن به کارهای پایین نمیدهم حالا برای چی ازدواج نمیکنی ازدواج نمیکند به فساد حاضر است گرفتار بشود مشکلات روحی و روانی ناشی از فشارهای جنسی و روحی و روانی را میکشد یک کار نمیرود بکند روح سالم داشته باشد.@ آقا من الان نمیتوانم این کار بکنم میتوانم کار بدنی بکنم میتوانم فروشندگی بکنم میتوانم کار بدنی بکنم میتوانم کارگری بکنم میتوانم بروم در رستوران، میتوانم بروم در یک شرکت خیلی کارها هست که آدم میتواند انجام بدهد ولی تنبلی راحتطلبی آسایشطلبی بدفکر کردنها باعث میشود این همه مشکلات برای مردم و جوانان ما ایجاد بشود.@ یکی از عللی که ما تنبلی داریم تنبلی اجتماعی داریم و عقبمانده است کشور ما ما الان 30 سال بعد از انقلاب یک ذره رشد کردیم قبل از انقلاب که تو سریخورترین کشور دنیا بودیم ثروتمندترین کشور و گداترین کشور بودیم ثروتمندترین کشور و فقیرترین کشور بودیم در عین حال.@ ثروتمان را بقیه روزی 6 میلیون بشکه نفت از این مملکت میدزدیدند میبردند شما 30 سال انقلاب هیچ کس یک روز سراغ ندارد که ما در طول یک روز 6 میلیون نفت تولید کرده باشیم که کسی ببرد آن موقع 6 میلیون بشکه نفت راحت برای خودشان میبردند.@ نفت ما را سرمایه ما را معادن ما را غارت میکردند میبردند چرا کشورهای اسلامی اینطوری هستند چرا عقبمانده هستند یکی از معضلات بسیار مهمی که وجود دارد در کشورهای اسلامی جهل است.@ جهل منشأ بسیاری از تنبلیها بیحوصلگیها تن دادن به ظلم به غارتی که دیگران کردند در حقمان نشناختن قوانین دینی منشأ بسیاری از تنبلیها و تنپروریها است که بگوییم قانون دین را نمیشناسیم یکی از چیزهایی که از بعد از غصب خلافت و مسیر غصب ولایت معصوم حذف معصومین انجام شد و در جامعههای اسلامی رواج پیدا کرد.@ این بود که در سر مردم کردند که آقا هر بلایی سرت میاید خواست خدا بوده قضا و قدر الهی است سرنوشت اینطوری اقتضاء کرده به تو اصلاً ربطی ندارد اگر این آقا حاکم تو است خدا خواسته که حاکم تو باشد اگر تو فقر داری خدا خواسته که تو فقیر باشی.@ اگر دیگران میدزدند و دارند خدا خواسته آنها ثروتمند باشند قضا و قدر این است که تو طبقه پایین باشی بیخود زحمت بکشی یکی از بیماریهای مهم جهل، آقا قضا و قدر یعنی چی؟ خواست خدا بوده خدا خواسته تو با این ازدواج بکنی بایست بمیر در این ازدواج له بشو خدا خواسته تو شغل اینطوری باشد کار اینطوری باشد درآمد اینطوری باشد خواست خدا بوده اراده خدا بوده.@ قسمت اینطوری بوده که تو با این ازدواج بکنی قسمت اینطوری بوده که تو این شغل را داشته باشی قسمت اینطوری بوده یک مشت آدم تنبل مفتخور بیاراده ظلمپذیر تن به ذلت بده تربیت شدند تحت قانون قضا و قدر الهی خواست خدا قسمت این را در سر ما کردند.@ دشمنان هم دیدند که عجب ملعبه خوبی هست پول میدادند که کتاب بنویسند علمایی که غیرمستقیم پول به آنها میدادند که نفهمند از دشمن هست بروید سر منبر مردم را به قضا و قدر راضی بکنید راجع به توکل صحبت کنید توکل یک حرف دقیق عالی(اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِلین) اما توکل چطوری است.@ توکل یعنی چی؟ نه بابا به توکل است میگویی یالله بجنب یک کاری بکن میگوید توکل به خدا درست میشود آقا توکل به خدا درست میشود که یک مقدمات منطقی و معقول دارد ساختمان را میخواهی بسازی توکل به خدا حالا، آقا توکل به خدا باید بدوی برایش یک کاری برایش بکنی تا بعداً به خدا توکل بکنی.@ تو هیچ کاری نمیکنی دست روی دست گذاشتی توکل به خدا، خواستگار آمده توکل به خدا خوب است قسمت همین است بلند بشو برو ده جا تحقیق بکن راجع به این پسر شاید این پسر دروغ گفته خیلی از مسائلش مخفی است شما خبر ندارید استخاره کردیم همین چیزهای وحشتناک که در زندگی هست.@ استخاره تنبلخانه باز کرده استخاره این که الان در جامعه ما هست اصلاً معقول نیست اصلاً مشروع نیست این استخارهها با این پسر میخواهم ازدواج بکنم استخاره خوب آمده چه کسی گفته اگر ما استخاره کردیم خوب آمد برویم ازدواج بکنیم آقا باید آدم منطق داشته باشد باید زحمت بکشی.@ یک استخاره خوب است بلند بشو برو تحقیق کن شاید معتاد باشد شاید گرفتاری داشته باشد شاید دروغ میگوید شاید حقوقش این نباشد شاید بیماریهای روحی روانی داشته باشد شاید بداخلاق باشد شاید مشکلاتی در زندگی این وجود داشته باشد همین تنبلی با یک استخاره میخواهیم مشکلات را حل بکنیم.@ همه هم یاد گرفتند تسبیح در جیبشان یا یک قرآن جلویشان از این قرآنها که نوشته بد و خوب بالایش همه دیگر ماشاءالله یاد گرفتند باز میکنند خوب است اینقدر با استخاره بدبخت شدند در ازدواج که نگو اینقدر با استخاره بیچاره شدند در کارهای اقتصادی و تجاری که نگو در شغل همین.@ در انتخاب رشته تحصیلی استخاره کردیم این رشته را برویم آقا اینطوری نیست که استخاره، ما آمدیم یک سلسله مسائل معنوی که درست هم هست استخاره درست است توکل درست است قضا و قدر درست است سرنوشت درست است ولی چطوریش درست است این چطوری باید بشود.@ کردیمش تنبلخانه خواست خدا بوده قسمت بوده توکل بر خدا استخاره کردم دعا کردم نذر گرفتم سفره انداختم یعنی آمدیم یک سلسله کارهای درست را معانی غلط کردند در ذهن ما ابرقدرتها دشمنان ما حکام سلاطین طاغوتها همه اینها را در سر ما کردند که ما یک جامعه تنبل تنپرور بیتلاش ذلیل خوار ظلمپذیر بار آوردند.@ اگر الان اینها حاکم هستند خدا خواسته شاه سایه خداست سلطان سایه خداست اینطوری نیست نه تا خواست خدا نباشد نمیشود درست است تا خواست خدا نباشد اما خواست خدا یعنی چی؟ یعنی اگر الان یک کسی رفت معتاد شد یک کسی تصادف کرد مُرد یک کسی زد یک کسی را کشت خدا میخواسته خواست خدا بوده.@ کسی سرطان گرفت خواست خدا بوده نه مسئله مهمی است این همه آیه داریم روایت داریم خدا باید اراده بکند خدا باید بخواهد تا خدا نخواهد نمیشود این یعنی چی تا خدا نخواهد نمیشود؟ نه اویی که آن بالاست آقا اویی که آن بالاست ما را مختار آفریده.@ روز قیامت هم میگوید مسئولیت انتخابات و ارتباطات و رفتارهایتان با خودتان است کردیم یک موجود کوکی مکانیکی که هیچ ارادهای از خودش ندارد همه کارهایش اراده خداست بعد هم یواش یواش آمدند چکار کردند از بس تنبلی و تنپروری رواج پیدا کرد گفتند آقا خدا خواسته من گناه بکنم اگر خدا نمیخواست من که گناه نمیکردم.@ اگر خدا نمیخواست من معتاد نمیشدم اگر خدا نمیخواست من تصادف نمیکردم اگر خدا نمیخواست لاستیک نمیترکید نمیگوید این آدم تنبل نرفته لاستیکش را عوض بکند صاف صاف شده نرفته لاستیک را عوض بکند ترکیده میگوید خواست خدا بوده قضا و قدر الهی بوده درست است.@ قضا و قدر الهی غیر از خواست خداست درست است لاستیک که ترکید شما که سرطان گرفتید قضا و قدر بود اما قضا و قدر خواست خدا نیست یادتان باشد قضا و قدر شد که این ازدواج کرد درست است ولی خدا به این ازدواج راضی نبود رضای خدا خواست خدا غیر از قضا و قدر است.@ خدا میگوید(وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ) خداوند راضی نیست بندههایش کافر شوند خودش در قرآن میگوید من راضی نیستم بندههایم کافر بشوند پس اگر کسی کافر شد قضا و قدر بوده یا نه؟ بله قضا و قدر بوده ولی خواست خدا نبوده خدا میگوید من راضی نیستم بندههایم این کار را بکنند.@ پس داستان چطوری است؟ استخاره داستانش چیست که تنبلخانه ما باز کردیم با این استخاره با توکل با قضا و قدر با قسمت این ماجرا چیست یکی از دلائل مهم بیحالیها کسالتها تنبلیها برای ساختن دنیایمان همین اعتقادات غلطی هست که ما داریم اصلشان درست است نوع نگاه ما فهم ما از این قوانین یک فهم غلطی است.@ بد فهمیدیم ما قضا و قدر و سرنوشت را قسمت را ما بد فهمیدیم استخاره را ما بد فهمیدیم توکل را ما بد فهمیدیم من یکی دو تا روایت بخوانم تا بعد اصل موضوع را انشاء الله نمیرسیم دیگر وقتمان تمام شد جلسه بعد میخواهیم راجع به این مفصل صحبت بکنیم بحث قضا و قدر و سرنوشت و اینها چون بحث مهمی هست حتماً عزیزان باشند.@ علی(ع) میفرماید مواظب باش شیطان در صورت توکل تنبلی و تنپروری به تو غالب نکند به اسم توکل فرمایش امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه است مواظب باشید مواظب باشید شیطان شما را به اسم توکل تنبلتان نکند نگذارد که شما بخواهید به رشدتان به آرزوهایتان برسید.@ چون شما در زندگی دنیایی شکست بخورید شیطان خوشحال میشود طلاق درگیری فقر بدبختی اینها را شیطان بعداً باعث میشود که بتواند روی اینها کار بکند روی ذهن شما شما را از دین و خدا و قیامت بیندازد شکستهای آخرتی هم که بخورید بیشتر خوشحال میشود.@ (یَضُرُ النّاس اَنفُسَهُم فی ثَلاثَۀِ اَشیاء) مردم به خودشان ضرر میزنند در سه مورد حالا آن دو موردش را کاری نداریم این هم در حکمت 70 نهجالبلاغه است(اَلتَفریطُ فِی العَمَل اِتِکائاً عَلَی القَدَر) کوتاهی میکنند تنبلی میکنند در کار به اسم اینکه قضا و قدر الهی است.@ من اگر زیاد هم زحمت بکشم فایده ندارد واقعاً چون خدا قسمت نمیکند که من پولم بیشتر از این بشود اصلاً خدا نمیخواهد من بیشتر از این داشته باشم خدا میخواهد من ماشینم پراید باشد پیکان باشد اصلاً خدا نمیخواهد من ماشیندار بشوم خدا برای من بیشتر از یک موتور قسمت نکرده.@ میگوید مردم به خودشان ضربه میزنند ضرر میزنند یکیش تنبلیها کوتاهیها تفریط در کار تقصیر در کار با تکیه بر قضا و قدر خدا، این یک دروغ بزرگ است پس الان باید راجع به این صحبت بکنیم که قضا و قدر یعنی چی توکل یعنی چی استخاره چیست اینها را باید بعد با هم صحبت بکنیم که انشاء الله بماند برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 003 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 003 - تنبلی و بیحوصلگی