آخرین بحثی که درباره ی نیکی داشتیم این بود که نیکی را ضایع نکنیم، فرمود اگر انسان به کافر هم رسید فقط مسلمان هم لازم نیست. هر کس که استحقاق نیکی دارد و نیکی این را می خواهد و دریافتی از شما دارد به او نیکی کنید و مثل خداوند حضرت فرمود مثل باران باشید که به همه موجودات می بارد اما استثنایی که وجود داشت که سوال و جواب کردیم این بود که بعضی ها نیکی را تبدیل به بدی می کنند افرادی هستند که ساختارشان مبدل است همانطوری که برخی ها بدی ها را تبدیل به نیکی میکنند یک عده قلیلی هم هستند افراد لعین در روایت آمده افراد پست افرادی که اگر به آنها خوبی و مهربانی کنی اگر به آنها توجه کنی و محبت کنی آنقدر پست و خودشیفته هستند که به جای خوبی به تو پاسخ بدی می دهند فرمودند که در این مورد احسان و نیکی اگر کسی لیاقت احسان و نیکی شما را ندارد احسان خود را ضایع نکنید. همانطور که انسان نباید محبتش را ضایع کند اگر انسان بخواهد به کسی محبت کند به کسی محبت کند که دریافتی از محبت داشته باشد بعضی ها لیاقت محبت را ندارند. چون شما هرچقدر به آنها محبت کنید فراری می شوند حالشان بدتر می شود یا در موضع تنفر هستند یا حسادت یا در موضع دشمنی هستند. محبت های شما کینه های آنها را بیشتر می کند و ناراحتی های آنها را بیشتر می کند در این جور موارد نباید انسان احسان و محبت نکند بلکه نباید تمنایی هم از آن طرف پست داشته باشد این خیلی اهمیت دارد. شما در روابط عاشقانه و عاطفی بین دو نفر حالا چه دو مرد یا پسر باشند یا دوتا زن یا دختر باشند یا زن و مرد باشند. فرمود که «ما رأیت ذلاً مثل اشتغال قلبی بفارغ القلب منی» هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. اگر یک کسی از شما اعلام انزجار و تنفر می کند دوری می کند، نیاز نیست که انسان به او محبت کند و احسان کند چون این احسان شما و ابراز محبت شما در او بیشتر نفرت و فرار ایجاد می کند. خوبی ها هم همینطور بعضی ها هستند لیاقت خوبی ندارند و نباید به آنها خوبی کرد. در فرمایش حضرت صادق علیه السلام است که در چهار چیز هدر رفتن است اربعه اذهب ضیاعاً بذر در شوره زار، بذر در شوره زار خراب می شود، دوم چراغ در نور ماه، اسراف است، غذا خوردن با شکم سیر این هم هدر رفته است، خیلی ها تحت تأثیر شکم دوست دارند مزه را اسیر مزه هستند با اینکه شکم سیر است یا به اندازه ی که مورد نیازشان است جذب کردند ولی بیشتر از آن تابع میل هستند این اسراف است شما فرض کنید یک سیب یا پرتغال بخورید نیاز شما تا در طول روز تأمین شده است کسی که سیب دوم یا خیار دوم یک پرتغال یا یک میوه ای را بیش از حد بخورید اسراف است و مریضی می آورد غذاها هم همینطور است از یک حدی که انسان نیاز دارد بیشتر از آن اگر تحت تابع میل و بخاطر لذتش بخورد این روح و معنویت و اخلاقش را ضایع می کند. انسان با پر کردن بیش از حد شکم، اگر تابع مزه باشد و نه اینکه آن چیزی که می خواهد بخورد از مزه دور باشد. خیلی خوب است که انسان غذا را خوشمزه بخورد اشکالی ندارد و سلیقه به خرج بدهد در این موارد، ولی باید به اندازه جذب شود. حلال ها همه همین گونه است که اگر بیش از حد نیازت دریافت کنی ضایع کردی. والمعروف من لیس باهله، این هم نکته خیلی مهم است. خوبی کردن به کسی شایستگی و لیاقت خوبی کردن را ندارد در واقع جذب ندارد این ضایع کردن محبت است انسان گاهی وقتها به کسی محبت که هر چقدر محبت به او بکنی فساد و انحرافش بیشتر می شود. لج بازی هایش بیشتر می شود گاهی وقتها خیلی از محبت هایی که پدر و مادر ها به بچه ها می کنند خواهر برادرها به هم می کنند بزرگتر ها انجام می دهند اینها فقط ضایع کردن محبت است چون این محبت را در راه معصیت گناه به کار می گیرند دریافتی های شما را، به هر حال ما نباید سرویس دهنده ی به بچه ها باشیم. درحالی که این سرویسی که می دهیم کار را خراب کند خیلی از پدر و مادرها می آیند سوال می کنند که بچه ما کارهای خلاف انجام می دهد بی ادب است طلبکار است بچه ای که بی ادب و طلبکار و خلافکار است به هیچ وجه محبت کردن به او جایز نیست. چون این هر چه دریافت کند قساوت و شقاوتش بیشتر می شود. و پیامبر فرمود: خدا لعنت کند پدر و مادری که باعث شوند بچه هایشان نسبت به آنها بی ادبی کند. وقتی یک بچه بیش از حد محبت جذب کند یا سرویس به قول امروزی ها بگیرد و خدمات بگیرد جری تر می شود. این پدر و مادر با این محبت انسانیت به خرج ندادند. قساوت به خرج دادند جنایت کردند در حق بچه، چون بچه از پدر و مادر دور می شود. عاق والدین می شود. و قطع ارتباط این بچه با والدین بهتر از این است که این بچه در خانه با والدین باشد و بی ادب باشد. و عاق والدین باشد. از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «المعروف کنز فانظر عند من تعطیه والاحسان زخر فرتد عند من تضعه». خوبی کردن یک گنج است نگاه کن که آن را به کی می سپاری و احسان یک اندوخته است. پس مراقب باش که آن را نزد چه کسی می گذاری. بعضی ها هستند که لیاقت محبت کردن و مهرورزی را واقعاً ندارند. البته همانطور که عرض کردم این یک عده قلیل و استثنا هستند در بین انسانها، در حالی که اکثر انسانها اعم از کافر و مسلمان و غیر مسلمان لیاقت مهرورزی و محبت را دارند و دریافت هم می کنند و قدرش را هم می دانند.
«لا خیر فی المعروف الا غیر عَروفٍ» در خوبی کردن به کسی که قدرشناس نیست عروف نیست یعنی شناسنده نیست نمی فهمد که تو چه لطفی داری در حقش می کنی می فرماید خیری نیست. این قاطی نکنیم ما که فهمیدن آن یعنی تشکر کردن نه. این خیلی فرق می کند این واقعاً یک کسی قدر می داند و زمینه تشکر هم شاید فراهم نباشد یا نتواند آنطوری که شایسته است تشکر کند. این را نگوییم که کسی که محبت می کند در روایت داریم انتظار این که یک نفر از شما تشکر کند ضایع کردن محبتت است. خودت محبت خودت را ضایع می کنی. شما باید محبت کنی ولی از هیچ کس توقع تشکر نداشته باشی. فقط اهلش باشد به او برسد و نیازش برطرف شود واقعاً حالا تشکر کرد یا نکرد تو خودت را وابسته به شکر دیگران نکن. «لا نرید منکم جزاء و شکورا» ما از شما همانطور که علی علیه السلام فرمود: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا»، اینها با وجود اینکه خودشان نیازی به غذا داشتند و گرسنه بودند به مسکین و یتیم و اسیر سه روز غذای خودشان را دادند و اینها می گفتند: «انا نطعمکم لوجه الله» ما فقط برای وجه الهی بخاطر خشنودی خدا از خودمان شما را اطعام کردیم و از هیچ کس توقع نداریم. این خیلی مهم است که انسان بتواند این را در وجود خودش پرورش بدهد که دلش را از آدم ها ببرد. یعنی هی دنبال این نباشد که ببیند دیگران رأی و نظرشان چی بود. خوب بعضی ها هستند این گونه هستند که اگر یک محبتی به یک نفر بکنند تماس هم با او می گیرند خوب چطور بود خوب بود؟ حال کردی؟ یکی یک مقدار دوغ به طرف داده بود و چند ماه هی سوال می کرد. دوغ چطور بود خوب بود؟ دوغ خوردی؟ چنین و چنان. اصلاً دنبال این که کسی زنگ بزند احوالی بپرسد. فرمود: کمال یک نیکی به این است که انسان اگر می خواهد نیکی خودش را کامل کند همان لحظه ای که این کار را کرد دیگر فراموشش کند؛ یعنی اصلاً به یادش نیاید. نگوید که عجب آدم بی معرفتی بود یک زنگ نزد که از ما تشکر کند. یک پیامک نداد تا بدانیم چی شد. دیگر اینقدر بی طاقت می شود که خودش مجبور می شود زنگ بزند پیامک بزند بپرسد که خوب حالا دوغ خوردی یا دوغ نخوردی.
پس اینکه می گوید قدرشناس یعنی لیاقتش را داشته باشد و بداند که چه کار کرد، بعضی ها هستند در سنت شان عاطفه ضعیف است اساساً نیاز دارند و مثلاً اگر یک موقعی به تو بگوید که یک کار خیلی بزرگ برایش کنی فقط به تو بگوید که خیلی ممنون متشکرم، یا فقط سرش را تکان بدهد در مذهب آنها این یعنی خیلی تشکر است چون آدم هایی هستند که فرهنگ شان اینطوری است مثل ما نیستند خارجی ها مثلاً یک گروهی از خارجی ها این طوری هستند، شما در فعالیت هایی که دارید مثلاً ما ایرانی ها خونگرم و مهربان و تشکر می کنیم با صفا و خیلی عالی، همه دنیا هم می گویند که ایرانی ها مهربان و خونگرم هستند ولی بعضی از ملیت ها هستند و فرهنگ ها که بسیار سردند، بسیار بی روحند، بی عاطفه اند. نحوه ی محبت کردن شان به همدیگر خیلی ابراز علاقه محبت خیلی ظهور ندارد شما اگر به فیلمهایشان هم مراجعه کنید می بینید که در هیجانی ترین حالت شان مثلاً خیلی تکانی نمی خورند. یک موقع نباید توقعی داشته باشی که اگر خوبی به این ملیت ها کردی مثلاً حالا خیلی عکس العمل نشان دهند. یا بعضی هستند آدم های بدبینی هستند یعنی وقتی یک محبتی به آنها می کنی محبت را حالا حالا خوب دریافت کند به هر حال بهتر است انسان وقتی به کسی محبت می کند اساساً فراموشش کند و به دنبال هیچ نوع عکس العملی از کسی نباشد عکس العمل های دیگران تعیین کننده میزان پرداخت و میزان علاقه و سرویس دهی نباشد. در سیره ی اهل بیت علیهم السلام این بود که بخش زیادی از سرمایه شان را به دشمنان شان می دادند کسانی که آنها را نفرین می کردند ولی هیچ وقت حضرت نمی گفت که من این را برای شما فرستادم. امیرالمومنین علیه السلام کسانی را می برد برایشان خدمت می کرد که می گفتند خدا چه کار کند علی را که به ما نمی رسد، حضرت هیچ وقت نمی گفت من علی هستم که دارم به شما خدمت می کنم. این خیلی قدرت می خواهد یک کسی احسان کند و فقط رضایت الله را بخواهد ولو طرف غریبه باشد و اصلاً معلوم نباشد. این کتمان یکی از گنج های الهی است کتمان محبت است که انسان به دیگران مخفیانه محبت کند و طرف هم نفهمد که از کجا دریافت شد. آن قسمت هایی که می تواند انجام دهد باید انسان کتمان کند. ائمه نوعاً همینطور بودند با آدم های نمک نشناسی روبرو بودند حتی از نزدیکترین اقوام آنها بودند. ولی با حضرات کینه داشتند، دشمنی داشتند ولی حضرات با اینها هیچ وقت اگر محبتی می کردند به اینها غیر از محبت های علنی محبت های مخفی زیادی که به اینها می کردند هیچ وقت نمی گفتند ما هستیم. معمولاً همه شان هم بعد از مرگ اهل بیت می فهمیدند که آن کسی که به اینها آن خدمات را می داده فلانی بوده، ولی تا زنده بودند اصلاً چنین کاری را نمی کردند و این یک بزرگواری و یک منش الهی خاص و ویژه است که هر کس از بس آن بر نمی آید. به هر حال این حس، حس خوبی نیست که انسان دوست داشته باشد که همه بفهمند چه کار کرده قرآن می فرماید اگر شما آشکارا صدقه بدهید و انفاق کنید کار خوب است ولی اگر مخفیانه باشد بهتر است چون انسانها و همه نیاز دارند که انفاق های آشکار را ببیند. لذا همه مومنین موظفند برخی از اموال شان را آشکارا صدقه بدهند انفاق کنند خمس و زکات و کمک هایشان را، ولی بخش اعظم شان را مخفیانه انجام دهند و کسی آن را نفهمد. خوب اذا احسنت علی اللعیم باز هم از حضرت علی علیه السلام، و درکَ باحسانک الیک هر وقت به یک آدم پست احسان کنی او به سبب همین محبت تو به تو بدی می کند. یعنی او محبت را دریافت می کند و تبدیل به دشمنی می کند. خیلی عجیب است در آدمها، آدم هایی هستند که میزان بدبینی و نفهمی و انحراف و اعوجاج روحی اینها به قدری است که وقتی یک انسان می رود در کانال وجودی اینها از آن طرف کینه و دشمنی از او ساخته می شود از آن طرف گاهی وقتها حسادت افرادی که خیلی حسودند اینطوری اند. هیچ وقت محبت کسی که مورد حسادت شان است را نمی توانند دریافت کنند با اینکه او اصلاً پاک است و نیت بدی هم ندارد. ولی هر چه محبت کنی به او نمی تواند دریافت کند. در تربیت ها اگر فرض کنید کسی که ازدواج کرده زنش مرده یا زنش را طلاق داده یک همسری گرفته معمولاً بچه های شخص از زن بابا محبت را خوب دریافت نمی کنند و مقصر هم بچه ها هستند و تربیتی که شدند و معمولا بچه های یک خانم از شوهر مادر محبت ها را خوب دریافت نمی کنند چون نگاه شان نگاه غلط و منفی است.
اینها حسادت ها نفهمی ها باعث می شود که وجود انسان اعوجاج پیدا کند و از یک کسی که نسبت به او بغض دارد و حسود است نسبت به او، با دیده ی انتقاد غلط گیری انحراف نگاه می کند دیگر نمی تواند محبت هایش را ببیند. در شاگردها همینطور، خیلی از شاگردهایی که اعوجاج ذهنی دارند حسادت دارند یا اعوجاج ذهنی نسبت به اساتید دارند، همینطور است؛ یعنی وقتی که می نشیند برای این نیست که آدم شود، فقط می نشیند که غلط بگیرد و اشتباهات را بگیرد. اگر هزارتا حرف خوب هم داشته باشد او اصلاً نمی فهمد و خوب هایش را هم بد می بیند. پیش می آید کسانی هستند که چنین مرض هایی را دارند. پناه می بریم به خدا از این که ما یک چنین انحراف هایی را پیدا کنیم. ظلم معروف «و من ضعف من خیر اهله» ظلم کرده به خوبی و معروف به خوبی ظلم کرده. کسی که به نااهل احسان بکند. یک کسی که به نااهل احسان کند خوبی را ضایع کرده خیلی وقتها در روابط افراط و تفریط ها زیاد می شود و یک زن می بیند شوهرش معتاد است مشروب خور است، انحراف های دیگر دارد. بعد به جای اینکه محکم بایستد و جلوی او، جلوی این انحراف ها را بگیرد هی می گوید به هوای بچه ام سکوت کردم به هوای بچه ام سکوت کردم این بچه های بدبخت بزرگ می شوند متنفرند از پدرشان، بعد می گوید من می خواستم که حالا طلاق نگیرم. طلاق که بد نیست خیلی جاها هم خوب است خیلی جاها که می گویم نسبت به این جنایت ها می گویم ولی خوب بیشتر موارد طلاق را اگر مشکلاتی باشد اجازه نمی دهیم که طلاق صورت بگیرد. برای اینکه در این انحرافاتی که ایجاد می شود، هیچ اشکالی ندارد که مهر طلاق در زندگی اش بخورد. اشکالی ندارد که مطلقه باشد زن یا مرد، ولی جنایت نکند به خاطر سازشکاری که انجام می دهد یک مرد قلدر ظالم کتک بزن پر روی بی حیایی که دائماً دارد ظلم می کند به زن و بچه این خانم تربیت کرده با محبت ها و سازشکاری های بی خودی اش، یا در نقطه مقابل گاهی وقتها یک مرد یک زن ظالم را تربیت می کند بچه هایش همه انحراف پیدا می کنند. تشخیص اینها خیلی مهم است. ما بیجا نباید محبت کنیم. آنجایی که سازشکاری است آنجایی که باید محبت کرد و سکوت کرد، آنجاهایی که باید زندگی را اصلاح کرد موارد بسیار زیادی است اکثر قریب به اتفاق انسان می تواند این کار را بکند. اما استثنائاتی است که آنجا هم یک مرد یا زن نباید کوتاه بیاید اگر کوتاه بیاید یک آدم ظالم پرورش داده یک آدم تنوع طلب و هرزه و منحرف تربیت کرده. خوب این خودش هم در این ظلم شریک است. و بسیاری از موارد انسان خیلی دقت کند که از همان ریشه جلوی انحرافات را بگیرد و اجازه ندهد که بیجا یک نفر ظلم کند. در روایت داریم وقتی شما جلوی ظلم را می گیرید خیلی چیز عجیبی است. فرمایشی که خیلی مهم است. می فرماید که محبت بکنید به ظالم دوستی بکنید با ظالم، کمکش کنید گفتند: چطوری، فرمود: به این شکل که نگذارید ظلم بکند. جلویش را بگیرید. با امر به معروف و نهی از منکر و مراتبی که این امر به معروف و نهی از منکر دارد. گاهی وقتها زبانی است گاهی تندشدن است گاهی وقتها قهر کردن است گاهی وقتها ترک کردن است گاهی تهدید به طلاق است حتی طلاق آزمایشی است طلاق ... تا بالاخره این اصلاح شود این فساد، حالا یا با دیگران هم همینطور. گاهی وقتها لازم است انسان شکایت بکند گاهی لازم است که انسان از بچه خودش شکایت کند. می گوید این بچه که می آید پدر و مادر را می زند بچه ها را می زند بچه ای که دست روی پدر و مادر بلند کند. این دیگر چی می خواهد شود. این پدر و مادر این بچه را بیندازند زندان و به اعدام بدهند برایش بهتر است که زنده باشد با این همه جنایت کند. یعنی دلم نمی آید بیندازمش زندان، این دیگر محبت گوسفندی است. یک محبت جنایتکارانه است یک محبت ظالمانه است. خوب بچه را بینداز زندان تا آدم شود کتک بخورد، بگذار یک ذره سختی بکشد تا بلکه درست شود یا محبت هایی که خیلی وقتها پدر و مادرها به بچه ها می کنند بچه هایی که لوس ظالم نازک نارنجی هستند رفته مدرسه حالا معلم یکی زده در گوشش، یا حرف درشت به او زده بچه که آمد باید به او بگویی معلمت است زده که زده استاد همین است باید جورش را بکشی نه اینکه بروی مدرسه و بگویی معلم چنان و چنین چرا به بچه من گفتی، این بچه باید حرف درشت بشنود اگر نشنود می رود جاهای دیگر نه زن نگه دار خوبی است می رود جاهای دیگر چهار تا حرف بشنود قهر می کند از زنش، می آید خانه مامانش، دیدید الان مد شده خیلی پسرها قهر می کنند یا دختر است بگذار چند تا حرف درشت بشنود فحش بشنود مسخره شود هی دفاع هم ازش نکند این فردا هی می خواهد با شوهرش چهارتا حرف شوهرش بزند زود قهر می کند می آید یا طلاق می گیرد بچه ها باید قوی بار بیایند. بخصوص از 14 سال به بالا بچه ها باید در معرض یک چیزهایی قرار بگیرند و سختی بکشند یک ذره حرف تند بشنوند، یک ذره اذیت شوند تا یک ذره پوست کلفت شوند هی محبت ها و دفاع های بیجا بچه ها را ضعیف لوس زودرنج پرتوقع خودخواه بار می آورد این دیگر اصلاً نمی تواند زن خوبی باشد نه شوهر خوبی باشد. خیلی وقتها نباید انسان محبت های اینطوری کند از دیگران. این نوع محبت ها خودش یک ظلم است به احسان.
بحث بعدی ما درباره ی علائم قبولی یک خوبی یا شخصیت است یک کار خوب یک شخصیت خوب، اینکه گاهی وقتها انسان خودش مقبول شود یا عملش مقبول شود. گاهی وقتها بهتر از عمل این است که خود شخص مورد قبول قرار بگیرد و همانطور که در روایت داریم فاعل خیر از خود خیر بهتر است کننده کار آنی که کار از او صادر می شود قیمتش بیشتر از خود کار است. و این چیزی است که همه درک نمی کنند. خیلی وقتها متأسفانه افراد دوست دارند که به آنها محبت شود خدمت شود. اما آن کسی که دارد این محبت و خدمت را می کند برایشان خیلی قیمت ندارد و آن شخصی که دارد به اینها خدمت و این محبت را می کند تا زمانی که قیمت دارد که به این خیر برساند یعنی یک محبت خودخواهانه است. ولی دقت کنید حضرت می فرماید ما خیلی خوب است که فاعل خیر را بیشتر دوست داشته باشیم تا خود عمل، یک وقتی می بینی یک کسی ده سال بیست سال سی سال زنش به او خدمت کرده در خانواده هزارتا خوبی دارد این زن، هنوز مرد عاشق این زن نیست هنوز مرد عاشق این شخصیت نشده و فقط دریافت کننده خدمات است. اگر یک ذره این خدمات قطع شود داد می زند فریاد می زند قهر می کند کتک می زند تهدید می کند اگر زن مریض شود نتواند آن خدمات را بدهد آن کسی که این همه خوبی ها از او بیرون می آمده مرد نمی بیند این خوبی ها را و کور است. این کوری ها بیشتر در مردها است. در زنها هم بعضی وقتها اینطوری اتفاق می افتد. برای همین هم در روایت داریم اکثر زن ها کافر هستند پیامبر می فرماید اکثر زنها کافر هستند و جهنمی می شوند. این کافر به معنی کافر عقیدتی و فقهی نیست. کافر به معنای پوشاننده است. وقتی پیامبر این را گفت زنها شکایت کردند شاکی بودند که یا رسول الله تکلیف ما چیست، فرمود: شما کافر به حق شوهر هستید. خوبی های شوهران تان را کم می بینید. توقعات تان از شوهرانتان زیاد است. نوعاً شخصیت شوهر کارهای خیر یک شوهر، خصوصیاتی که یک مرد دارد زحماتی که دارد می کشد. سختی هایی که دارد تحمل می کند خیلی خوب از ناحیه زنها دیده نمی شود لذا پیامبر فرمود این زنها کافرات هستند. کافرات یعنی پوشاننده ی محبت ها پوشاننده ی شخصیت و زحمات و حقوق شوهر هستند. خیلی اعتراف به حق شوهر ندارند مردها هم همینطور هستند. این کفر عملی که در ماهاست. انسان باید بفهمد بچه شما که شما دارید خیلی وقتها به او سرویس می دهی و او تولیدی ندارد اما بالاخره این شخصیت آثاری در زندگی شما دارد انسان باید روح تشکر از فرزندانش را داشته باشد خیرات و محبت های اینها را ببیند همسرش را ببیند در خانه شما عمر گذرانده و سن گرفته در خانه شما بچه زاییده و زحمت کشیده و به سن بالا رسیده در خانه شما زحمت های زیادی کشیده و هیچ کدامش را هم شرعاً نبوده وظایف اخلاقی بوده انسان بفهمد این را و ناسپاس نباشد زن هم مرد را ببیند شاکر باشد. کسی که روح شکر ندارد خیلی از رحمت خدا دور می شود دیدن خیرات را ندارد. پس انسان وقتی دارد چیزی را دریافت می کند محبتی یا هدیه ای مهمتر از دریافت این هدیه یک آدم کوچک و ضعیف، به این نگاه می کند که چی به او دادند یا چه خدماتی به او انجام می دهند. چه محبتی به او کردند اما یک آدم کریم و بزرگ که روح انسانی دارد همیشه به شخصیتی که این خروجی را انجام می دهد نگاه می کند به روحی که این محبت را انجام می دهد نگاه می کند. به اخلاص آنها توجه می کند. به اینکه آنها چقدر آنها عواطف و احساس دارند به روحش نگاه کند و بپذیرد.
در روایت داریم که آن وقتها خیلی این چیزها فراوان بود الان گیر نمی آید مثلاً پاچه گوسفند الان ما برویم پاچه بخریم گران است و آن موقع فراوان بوده همینطوری گوسفند می کشتند و دامدار بودند یک پاچه را برای پیامبر می آوردند آن را به شیرینی می پذیرفته و تشکر می کرده. پس ببینیم که با روح افراد کار داشته باشیم روح تولید کننده معروف را ما باید ببینیم. امام علی علیه السلام چند تا تذکر دارند استقلل من نفسک کثیره طاعه لللّه اذ راءً علی النفس و تعرضا للعفو هر چقدر در راه خدا طاعتت بسیار می شود موفق تر می شوی کارهای خیر بیشتری انجام می دهی هر چقدر از تو بیشتر خروجی صادر می شود انفاق و محبت بیشتری کردی، این یادت باشد که شیطان نیاید چنبره بزند باز آن را کم شمار، اِستقلِل کوچک بشمار، چرا؟ تا بدین وسیله نفس خود را خوار کنی نفست گردن کشی نکند فردا عجب و غرور و تکبر و منت گذاشتن سر خدا و خلق خدا و برتر دیدن خود از بندگان خدا، از حتی بندگان بد خدا، خدای نکرده انسان خودش را بهتر ببیند امام صادق علیه السلام فرمود اگر یک نفر خودش را از کسی بهتر ببیند مستکبر است. طاعت های زیاد یک موقع باعث نشود که آن داداشت که نماز نمی خواند یا آن خواهری که بدحجاب است یا فلان کسی که در فامیل تان است و هیچ قیدی ندارد ریز ببینی و خودت را بزرگتر از او ببینی. این خیلی خطرناک است که انسان وقتی خوب می شود دیگران را بد ببیند. یکی از آفت های خوبی که شیطان جز حملات راست شیطان است یعنی از کمالات یک فرد استفاده کرده و او را منحرف می کند مثلاً عبادت کرده می گوید اوه چقدر ما کار کردیم برای خدا سی سال این کار را کردیم چهل سال. نه شما اگر طاعت کردی و موفق شدی الحمدلله مال خداست. قدرتش را فهمش را امکانش را همه چیزش را خدا داده هر چقدر انسان طاعت می کند بدهکارتر باید بشود اگر طلبکارتر شد معلوم است که خیلی بدبخت است یعنی معلوم است که نه خودش را شناخته نه خدا را. اگر کسی کار خیری کرد چه برای دیگران و چه برای خدا و یک دفعه این احساس به او دست داد که دست من درد نکند که من بودم این کار را کردم فوق العاده خطرناک است. حتی خداوند اینقدر این مسأله دیدن خود و دیدن مردم و حتی کمالات مردم را وقتی انسان نگاه می کند بگوید مال خدا است. نگاه کنید خداوند پیامبر خودش را چطوری تهدید می کند. این حرف خیلی مهم است. بسم الله الرحمن الرحیم/ اذا جاء نصرالله والفتح؛ هر وقت نصر و فتح خدا آمد خوب بعد از نصر و فتح چی، و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا، دیدی که مردم فوج فوج وارد دین خدا شدند، یعنی بعد از نصر و فتح الهی، دارد به درس می دهد که اگر می خواهید کاری کنید که مردم فوج فوج وارد دین الهی شود. ببینید زمینه های نصر و فتح را فراهم بکنید. حالا اگر دیدید مردم فوج فوج وارد دین خدا شدند برو توبه کن. واستغفر توبه کن. چه گناهی کرده پیامبر خوب نصر و فتح خدا آمد و مردم وارد دین خدا شدند. پیامبر چرا توبه کند امید هم می دهد «انه کان توابا» خدا می بخشد ترا، خوب گناه پیامبر اینجا چی بود، گناه پیغمبر چی بود که خدا می گوید «استغفره انه کان توابا». می گوید وقتی نصر و فتح آمد تو دیدی که مردم وارد دین خدا شدند این دید، دید غلطی است مردم وارد دین خدا نمی شوند، خدا به مردم عنایت می کند مردم را وارد دین خودش می کند. چقدر لطیف است. چقدر توحید قوی است در سوره نصر، یعنی وقتی دیدی مردم هدایت می شوند وقتی به مردم انتصابش بدهی که حالا مردم هدایت شدند آمدند در دین خدا می گوید: برو توبه کن یا رسول الله، برو توبه کن درست نگاه نکردی اگر اینگونه دیده باشی به ما می گوید پیامبر که آن طوری نمی بیند. به در می گوید که دیوار بشنود. مردم الحمدلله این کار ها را کردند مردم این کار را می کنند مردم مثلاً راهپیمایی 22 بهمن چقدر مردم آمده بودند ، بگو خدا چقدر دلهای مردم را نرم کرد به آنها توفیق داد، به آنها عقلانیت داد که اینها پا شوند بیایند سعادت داد که بیایند از دین خدا دفاع کنند سعادت داد که بیایند و شهید شوند سعادت داد که بیایند خیرات کنند خدا این کار را کرد. یعنی حتی آن موقعی که همه می ریزند کمک می کنند کار می کنند تو باید کی را ببینی؟خدا را ببینی. که خداست دارد این کارها را انجام می دهد. انسان وقتی می بیند که مردم دارند حماسه می آفرینند باید برود خدا را شکر کند. بگوید خدایا این تو هستی که این ها را به حرکت درآوردی. چون الحمدلله همه قشنگی ها و کمالات مال خود خداست. اگر توفیقی برای عبادت به ما دست داد از کی گرفتیم یک نادانی یک دفعه به خدا گفت خدایا 50 سال عبادتت کردم هیچ چیز از تو نخواستم، آخ آخ، خداوند به پیغمبر فرمود که برو به او بگو که اگر 50 سال عبادت کردی کی به تو عمر و حیات داده، سلامتی داده توفیق داده فهم داده این خودش بالاترین چیزهایی است که نیاز داشتی این مدت من داشتم به تو می دادم تو هیچ چیز از من نخواستی. میتوانستم یک کاری کنم که تو دو رکعت نماز نتوانی بخوانی و صدایم کنی خیلی خطرناک است. اگر کسی نتواند خدا را صدا کند. هیچ سرطانی در روح انسان بدتر از بی میلی معنوی نیست. هیچ دردی هیچ نکبتی و هیچ عفونتی بدتر از این نیست که انسان هیچ میلی نسبت به تهجد ذکر شب زنده داری نماز و روزه و قرآن به معنویت نداشته باشد هیچ نکبتی بالاتر از این نیست. خدا از کسانی که خیلی متنفر هست می گوید خوب تو دیگر نمی خواهد نماز بخوانی نمی خواهد من را صدا کنی. برو هر چی هم بخواهی به تو می دهم خدا می گوید من حاضرم یارانه پرداخت کنم زن بیشتر می خواهی پول بیشتر می خواهی دنیا می خواهی ثروت می خواهی لذت می خواهی به تو می دهم فقط دیگر به من نگاه نکن. خیلی خطرناک است. لذا انسان خیلی کیف می کند وقتی که می بیند اگر الان گناه هم دارد می کند هنوز پایش می رود به مسجد هنوز حرم می رود، یعنی هنوز راهت می دهند. شما وقتی وارد مسجد می شوید در قیامت این صحنه می شود وارد بهشت، اگر یک موقع توفیق پیدا نمی کنی یک دفعه می بینی هیچ حس و حالی نداری دلت مرده اصلاً حس مسجد و حرم نداری، یعنی راهت نمی دهند آن طرف. اصلاً حرفت را هم کسی نمی شنود دیگر. خیلی خطرناک است. انسان همین الان شما حظ این را، حظ این که شماها در محضر 14 معصوم نشستید و دارند نگاه تان می کنند. فرشته ها نگاه تان می کنند والله قسم آنها دارند نگاه تان می کنند با خوشحالی و شوق به تک تک شماها، تک تک شماها پیش این بزرگواران پرونده دارید برای پدر و مادر همه بچه هایش عزیزند. تک تک این بچه ها برایشان عزیزند ملائکه الله اهل بیت علیهم السلام اولیای الهی شهدا که شاهد هستند انسان وقتی می بیند که آنها در محضر آنها همه این کارها را انجام می دهد و آنها می بینند و می شنوند که تو چی می گویی افکارت را خیالاتت را، میلت را حتی وقتی می آیی در مسجد می خوابی و هیچ کاری نمی کنی خسته هستی می خوابی در مسجد آن هم برای آنها قشنگ است. چقدر جگر دارد چقدر میل دارد چقدر سعادت دارد در مسجد می خوابد تا صبح، به همین هم خدا مباهات می کند به فرشته هایش، به بنده ای می خوابد حتی. حس حس خیلی قشنگی است و اگر خدای نکرده از آدم بگیرند این را خیلی خطرناک است به یک کسی بگوید قرآن نخوان تو دیگر. نماز نخوان مسجد نرو روزه نگیر برو. یک قاقا بدهند دست آدم بگویند برو مشغول باش. گاهی پیش می آید بعضی ها خیلی لوسند و مدعیاند که ما داریم این کارها را انجام می دهیم تا دیدی خودت را، همین تا نگاهت به خودت افتاد نکبت می آید سراغت. من خیلی حال و روزم خوب است خیلی فولم خیلی اوکی ام به قول امروزی ها، تا آمد سراغت می بینی که پنچر شدی و حس و حال از بین رفت. برای همین امام زمانA فرمود واجب است تا نماز خواندی زود سجده شکر کن یعنی خدایا شکر که به من اجازه دادی که همین چند دقیقه بی ادبی کنیم به شما حرف هم که نزدیم نماز هم که نخواندیم همین ادایش را درآوردیم، بالاخره آمدیم در مسجد یک حمالی این طوری کردیم و دولا راست شدیم یک ذکر زبانی لااقل گفتیم خیلی انسان باید بترسد زود شکر کن، بالاخره سجاده است مسجد است خدایا ممنونتم که ما را قاطی اینها راه می دهی. دلمردگی یخ زدگی، فوق العاده خطرناک است یک موقع انسان مغرور می شود خدا 20 سال طرف را پرت می کند تا 20 سال اصلاً حس ندارد فلج است زمین گیر است همین نماز کیلویی و پلاستیکی در محل کار خواندن و بی وقت خواندن می برد برای اینکه یک بی ادبی بزرگی کردی یک جا بی ادبی و خودبینی همان کاری که با شیطان کرد با ما هم می کند فاخرج انک رجیم برو که رانده شدی. برو بیرون. اما یک کسی می آید عبادت می کند و می گوید من اهلش نبودم خدایا تو لطف کردی.
یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحنن منه و رحمه... خدایا ما هیچ کاره بودیم تو ما را کشاندی آوردی مسجد تو ما را، تو به ما دین دادی دل دادی روح دادی تو به ما همه چیز عطا کردی در بین این 5-6 میلیارد جمعیت زمین به چند نفر ولایت را دادند اهل بیت را دادند به چند نفر اشک و حس دادند یا روح دادند که شب جمعه از خانه بزنند بیرون این خودش یک قدرت است غلبه کنند بر همه کشش ها و وسوسه ها کی موانع را برطرف کرد کی این قدرت را داد، کی دعوت کرده، اگر بگویی خودم، خیلی خطرناک می شود. انسان به تمام این لحظات خودش را باید مهمان خدا بداند. در روایت داریم پیغمبر وقتی سر سفره می نشست مثل یک برده غذا می خورد. که خدایا من این چیزی که می خورم مهمان تو هستم. بروید الان ثانیه ای آدم به خاطر گرسنگی میمیرد. به خاطر اینکه غذا گیرش نمیآید. «ما بنا من نعمت فمنک» هر چه است مال توست. استقلل کمش کن کارهایت را کم ببین که نفست یک موقع پررو نشو و اگر این طوری دیدی خود را در معرض عفو خدا قرار می دهی اگر یک بنده را خدا اینطوری دید که وقتی نماز می خواند چاپلوسی کند و بگوید که خدایا چون عین حقیقت است خدایا همه این نعمت را تو به من دادی ممنونم که نماز خواندم ولو دست و پا شکسته ممنونم که روزه گرفتم ممنونم که قرآن خواندم و ممنونم که ضریح را ببوسم قرآن را ببوسم حرم را ببوسم ممنونم که توانستم یک یتیم را نوازش کنم و ممنونم که یک صدقه ای دادم هی تشکر کند شکر کند می گوید این بنده آنقدر محبوب خداوند می شود که خداوند او را مورد عفو قرار می دهد مورد عفو میشود یعنی چی، یعنی اگر یک گناهی هم بکند پاسوز ندارد دیگر. خدا می گوید این بنده با معرفتی است اگر یک موقعی پایش لغزید خدا به او گیر نمی دهد دیگر جزایی ندارد این خیلی مهم است که انسان مورد عفو الهی قرار بگیرد ائمه بزرگترین دریافت شان در این شبها این بوده که خدایا ما از تو عفو و مغفرت می خواهیم. پس ان شاءالله به کارهای خیرمان بیفزاییم. و آن ها را هیچ وقت بزرگ نبینیم.
والحمدلله رب العالمین