آیه « یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا اِعنا و قولو زُینا» که در رابطه با ارتباط کلاسی و به کار بردن الفاظ بود در جامعه اسلامی. این نکته را گفتیم که دشمن حتی در مکالمات ما دقّت دارد و الفاظی که بین ما رد و بدل می شود هم دقت می کنند و برای آن ها مهم است و می تواند از آن الفاظ و مکالمات علیه ما سوء استفاده بکنند.
در جامعه اسلامی باید یک تحولی در کیفیت ارتباط کلامی و در بین افراد ایجاد شود هر چقدر ارتباط کلامی بین افراد بهتر و قوی تر باشد فساد اختلاف و مشکلات در جامعه کمتر می شود شما اگر صحنه حوادث روزنامه را مطالعه کنید و آن هم هر روز بسیاری از درگیری ها اختلاف ها قتل ها و جنایات مربوط به لفظ است یعنی از یک کلام شروع شده، تحقیرها تمسخر کردن ها بد حرف زدن ها باعث بسیاری از عقده ها شده گاهی وقت ها جنگ هایی بین یک یا چند کشور ایجاد شده سر همین ارتباط کلامی در بین سران یک مسئله وجود داشته و یک انقلاب و تحول باید در بین کیفیت ارتباطات کلامی ایجاد شود و اگر سرمایه گذاری فرهنگی ایجاد شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد متأسفانه به این مسئله هم کمتر توجه شده است اگر شما توجه کنید. از سال 79-83 ما ازدواج 16% رشد داشته و طلاق 40% رشد داشته است پس ببینید که چه فاجعه ای به بار آمده است به جرأت می گویم که بیش از 90% این طلاق ها به خاطر ارتباط کلامی است یعنی مشاجره لفظی نداشتن مهارت در برقراری ارتباط. و برگردید در زندگی خودتان نگاه کنید بسیاری از کدورت ها و فتنه ها ناشی از همین است و باید افراد مراعات ارتباط کلامی را بین خودشان بکنند این که قران می گوید «قُل» بعد از آن یک کلید است که با آن می توان هزاران در را باز کرد این قدر این ارتباط کلامی مهم است که خداوند می فرماید: « قل لِعبادی یقولُ لتی هِیَ احسن» به بنده هایم بگو وقتی می خواهند حرف بزنند بهترین و قشنگ ترین کلمات را انتخاب کنند « اِنَّ الشیطان یَرزُقُ بینهم» چون اگر بهترین کلمات استفاده نشود شیطان اختلاف بین آن ها می اندازد یعنی شیطان از کلماتی که بین هم می گویید علیه شما استفاده می کند و قدرت این را دارد که در دل و ذهن شما سوء ظن ایجاد کند و قدرت دارد که این سوء ظن را رشد و تقویت کند.
قرآن به همۀ ما می گوید همه کسانی که روی صراط مستقیم هستند باید توجه داشته باشند از قول شیطان می گوید. لِاَیحبرنَّهم صراط المستقیم ثُمَّ لِآتینَّهم بین ایدیهم و من خلفهم و ان اَیمانهم و شمائلهم.
روی صراط مستقیمت می نشینم حمله می کنم به بندگانت. یعنی چه؟! یعنی کسانی که می خواهند صراط مستقیم را طی کنند و آدم خوبی باشد و آدم مؤمنی باشند باید منتظر حمله شیطان از جلو و عقب و راست و چپ باشند یعنی این طبیعی است که مؤمن یک آدم خوب همیشه مورد تهاجم شیطان قرار می گیرد چون می خواهد بالاخره از دست شیطان دربرود شیطان هم رهایش نمی خواهد بکند یعنی میدان برای مؤمن است هر چه قدر مؤمن می خواهند قوی تر شود شیطان هم امتحان های سختی را برایش ایجاد می کند بنابراین باید توجه داشته باشیم که مقدار زیادی از افکارمان را بدانیم که شیطان در آن دخالت دارد و حمله جلو دارد و حمله عقب و راست و چپ دارد. نباید فکر کنیم که مثلاً ما آدم هایی هستیم که واقعاً همه چیز را همان طور که هست می بینیم ما باید قبول کنیم که یک عینکی داریم که شیطان جلوی چشمان می زند هر چقدر آدم حسابی باشیم این عینک جلوی چشمت است که به تو از عقب و راست و چپ حمله می شود. یکی از آن حمله ها حمله ای است که شیطان در ارتباطاتی که با افراد دارد ایجاد می کند. زن و شوهر پدر و فرزند دو خواهر و برادر. شما باید قبول کنید زن و شوهر شدید قبول کنید دو نفر در خلوتتان حالت های شما وجود دارد زیرا هر نفر شیطان مخصوص خودش را دارد بنابراین انسان باید مواظب باشد که بین خودش و همسرش اتفاقی بیفتد که منجر به سوء تفاهم و سوء برداشت و بدبینی های مختلف و بداخلاقی ها و رنجش ها و حساسیت ها بشود چون شیطان می تواند استفاده کند آن را پرورش بدهد هم باید حواسم باشد که نسبت به همسرم چنین حسی پیدا نکنم هم همسرم باید حواسش باشد که نسبت به من چنین حسی پیدا نکنم من باید مراقب باشم که شیطان از طریق دل من حمله کند و آن ها (پدر و مادرم) را پیش من ضایع کند و هم اگر می توانم به پدر و مادرم کمک بکنم که آن ها در غلبه بر شیطانشان آدم های موفقی باشند ممکن است آن ها برایشان نباشد کمک کنم که یک موقعی همسرم خواهر و برادر و مادر و پدرم، شیطان نتواند آن ها را علیه من تحریک بکند. یکی از بهترین راه ها که می تواند شیطان را کاملاً خلع سلاح بکند این است که اهرم را از آن بگیریم. شیطان زمانی می تواند حمله بکند که دستگیره پیدا کند در وجود شخصی بنابراین چرا ما می توانیم لیوان را بگیریم و بلند کنیم چون بین ساختار لیوان و دست من یک تناسب وجود دارد که به این ترتیب می تواند کل بچیند میکروفن را بگیرد و حال می خواهیم میز صاف را چنگ بزنیم صاف است بین او و دست من هیچ تناسبی وجود ندارد و در دست ما نمی آید و یک دیوار دستگیره ای ندارد که در دستمان بیاید ما نیز باید دستگیره را صاف کنیم و وقتی شیطان دست می اندازد و نتواند چیزی دستش را بگیرد یکی از همان دستگیره ها همان قلنبه سلنبه حرف زدن است حرف های بد زدن حرف های رکیک زدن است حرف های دلسرد کننده زدن است یک حرفی بزنیم که شیطان بتواند از آن به هر حال بالا بکشد دست بگیرد علیه ما و علیه کسی دیگر استفاده بکند و این احتیاج به مراقبت دارد و این را کسی که مؤمن است و ایمان به غیب و خدا داشته باشد و بداند که خداوند دروغ نمی گوید شیطان هست و علیه او و شما را علیه یکی دیگر تحریک می کند قبول کند که کسی هست که می تواند هم من را علیه دیگران بشوراند و من را علیه دیگران تحریک کند و باید مراقبت داشته باشد یک موقع چنین اتفاقی نیفتد تمرین هم هست همان طور که بارها و بارها گفتیم این طور نیست که بگویم بشویم همه ما آن طور بشویم یواش یواش و به مرور زمان سحر کنیم که این دستگیره را کم کنیم بهترین چیزی که می توانست شیطان را خلع سلاح کند این است که ما نوع کلماتی که به کار می بریم به این شکل باشد « یقولوا التی هِیَ احسن» بهترین کلمات را انتخاب کنید. که شیطان نتواند شما را به هم بریزد و اختلاف ایجاد بکند در بین شما و خیلی مهم است بعضی از دانشمندان شاید بیست سال یا بیشتر عمر گذاشتند روی همین سیستم کلاسی بین افراد کتاب های زیادی هم نوشته شده است که چه مواردی باشند زن و شوهر فِعل هایی که انتخاب می کنند سؤال هایی که از هم دیگر بپرسند دعوتی که می کنند چه طوری باشد خواهش هایی که می خواهند از یکدیگر بکنند همه آن ها قانون دارد و فرمول دارد که ما به چه شکلی بگوئیم که طرف مقابل اذیت نشود بگذریم از این که طرف مقابل ما آدم روانی و بیماری باشد آدم مریضی باشد آدم ضعیفی باشد ولی حداقل من باید تلاش خودم را بکنم حالا یک نفر واقعاً مریض هست و یک نفر هست ضعیف است تا می شود انسان باید مراعات حال ضعفا را بکند ولی تا یک حدی هم می شود رفت بعضی ها هم هستند که شما هر چقدر هم تلاش کنید در مورد آن ها فایده ای ندارد کما که پیامبر این طور بود امیرالمؤمنین حضرت زهرا (س) این طوری بود افرادی بودند در بین آن ها به شدت توطئه می کردند علیه ایشان در حالی که این ها هم کلماتشان طوری نبود که آن ها را تحریک بکند.
گاهی اوقاتی کلماتی هستند که می تواند طرف را عصبانی و ناراحت بکند و برنجاند و حسادت آن را نسبت به ما جذب بکند یا کینه او را نسبت به ما ایجاد بکند امّا ما باید چون چاره ای نداریم آن حرف ها را بزنیم. گاهی وقت ها حرف هایی هست که اگر نزنیم نمی شود خدا راضی نیست باید این حرف ها را بزنیم ولی می دانیم اگر این حرف ها را بزنیم طرف عصبانی می شود و شیطان حتماً او را علیه ما تحریک می کند ولی چاره ای هم نداریم حرف حق است بخواهیم نزنیم نمی شود دلش می شکند عصبانی می شود ناراحت می شود قهر می کند این گناه دارد برای این که گاهی وقت ها ملاحظه کنی نمی شود ماست مالی کنی نمی شود دلش می شکند عصبانی می شود ناراحت می شود قهر می کند نمی توانم بگویم که این گناه دارد که خیلی وقت ها می خواهیم طرف ناراحت نشود عصبانی نشود و شیطان تحریکش نکند ، و یا با ما بدش نکند بخواهیم ملاحظه بکنیم مداخله حرام است شیوه مالی کردن در روابط حرام است یک موقعی باید حرفی بزنیم که ممکن است طرف به او بربخورد و ناراحت هم شود چاره ای هم نیست و باید بگویم چون حرف، حرف حق است این که می گوییم در حرف های خودتان مراقبت کنید بحث حق و باطل نیست بحث سر ارتباطات کلامی است که مباح است که می توانیم با هم بزنیم مثلاً می خواهیم بگوییم تعارف بکنیم یک بار می توانیم بگوییم بفرمایید داخل سؤال را مثبت مطرح بکنیم یک موقع هم می خواهیم منفی مطرح کنیم که نمی آیی داخل ظاهراً یک دعوت است ولی توی این که جواب منفی بدهد در دوّمی بیشتر است در واقع طرف را به نحوی وادار به نیامدن به داخل خانه می کنیم مثلاً می گوئیم نمی خوری! بگذاریم از بعضی از افراد که با هم خیلی عیاق و خودمانی هستند مثلاً دو همسر با هم این حرف ها را ندارند و به هم تعارف می کنند چایی می خوری یا نه! با هم این حرف ها را ندارند مثلاً مادر و فرزند و بچه هیچ وقت با مادرش تعارف ندارد ممکن است با همسرش تعارف داشته باشد با مادرش تعارف ندارد و اگر مادرش گفت نمی خوری! این هم می گوید نه، هیچ طوری هم نمی شود.
این بحث، بحث ارتباطات مباح است ولی یک موقع بحث حق و باطل است و مباحث عقیدتی است که انسان باید یک مقدار طوری باشد که حق به خاطر این که یک موقع بین ما دشمنی نشود مشکلی پیش نیاید و طرف ناراحت نشود از حق هم نگذریم.
سورۀ بقره آیه 83
« » در ارتباطات با مردم خوب حرف بزنید.
2 نکته در 2 آیه « قل لعبادی التی هی احسن » و « » می خواهد بگوید این مسئله آن قدر مهم است با او ... نیامده است. خطاب کلی و عام است و همه مردم باید این طوری باشند و این باید درهمه مردم جا بیفتد که در انتخاب کلمات انتخاب احسن باشد و مناسب باشد راجع به این آیه از امام باقر پرسیدند دربارۀ این آیه دوّمی پرسیدند خوب صحبت کردن یعنی چه! فرمود : « قولوا للناس احسنَ ما تحبونَ ای قالَ فیکم» یک فرمول را به ما می گوید: می گوید با مردم طوری صحبت کنید که دوست دارید بهترین کلمات را در مورد شما مردم به کار می برند شما هم به کار ببرید.
دوست دارید مردم با شما چه طور صحبت و قضاوت کنند ما در مورد دیگران یک قضاوت هایی می کنیم ولی کافی است یک لحظه خودمان را جای طرف مقابل قرار دهیم. خیلی جاها هست که ما طرف را محکوم می کنیم ولی کافی است که یک لحظه خودمان را جای او بگذاریم و بگوییم که اگر ما جای او بود آیا بهتر از او عمل می کردیم یا نه! این خیلی مهم است که یک لحظه ما خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم این خیلی خیلی کارگشا است که هر وقت می خواهید در مورد کسی قضاوت بکنید یک لحظه خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم بی مهابا و خارج از بُعد در مورد دیگران قضاوت نکنیم اگر می گوئید که تو باید این کار را بکنی تو باید این کار را می کردی تو نباید این کار را می کردی اوّل ببین آیا خودت هم جای او بودی این جوری بود وضعیتت یا جور دیگر جدای از این حالا شما می خواهید با بقیه حرف بزنید کلماتی را انتخاب کنید که دوست دارید از بقیه بشنوید در مورد خودتان، نمی شود من بگویم هُی- آهای یارو بعد از آن انتظار داشته باشیم که ما را آقا یا خانم و دوست صدا بکند. در مورد بچه ها خیلی خیلی مهم است. فقها نظر دادند بچه کوچک و یا ممیز است ما پشت سر ایشان حرف می زنیم این غیبت است بچه هشت ساله و ... که یک چیزی راجع به آن به کسی بزنیم این بچه هم شخصیت دارد اصلاً می فرماید راه صحیح تربیت فرزند این است که در خانه به او احترام گذاشته شود احترام زیاد، با تحقیر با توهین با بچه نباید صحبت شود کلمات تحقیر آمیز و توهین آمیز نباید بشود نگوئیم بچه است هیچ چیزی حالیش نیست، می گذرد فراموش می کند نه این طور نیست هر چقدر با احترام با بچه صحبت کنید موقع اشتباه نکردن آن ها معمولاً ممکن است بگوییم عزیز جان قربانت بروم و حرف های عاطفی بزنیم ولی همین کسی که این طوری می گوید ممکن است در موقع اشتباه بچه ممکن است رکیک ترین کلمات را به بچه به کار ببرد.. موضوع هم همین است در حالت عادی افراد با هم خوب صحبت بکنند خیلی هم هنر نیست موضوع این است که آن جائی که عصبانی می شوید یا طرف مقابل یک اشتباهی کرده انسان دقت بکند که بچه را تحقیر نکند و توهین نکند این که این همه سفارش شده که بچه هایتان را نسبت به آن ها ادب داشته باشید با آن ها با ادب صحبت کنید احترام به آن ها بگذارید این فوق العاده مهم است. بچه ای که با ادب با احترام و عاطفه بار می آید بزرگ شود آدم بسیار خوب و متعادل می شود به راحتی بچه ای که شخصیت پیدا کرده را نمی توان به گناه کشاند. هر کسی به طرف گناه می رود فرض کنید یک خانواده بسیار متدین و مؤمنی است و روابط زن و مرد به شدت در آن رعایت می شود مسائل مستحبی و واجبات و ... همه در ان رعایت می شود اصلاً مسائل ناموسی و دزدی نیست اصلاً در این خانواده ها مطرح نبوده خانواده ای بوده که پول در خانه اش بوده و ثروت بوده مؤدب بودند ولی دخترِ این خانواده که خانواده اش تمام افرادش پاک هستند دختر یا پسر این جناب آیت الله عظمی دست به یک خلاف هایی زده که ههمه خلاف های زشت و قبیح زده که به این خانواده نمی چسبد، شما بیا تحلیل کن که مگر می شود که در یک خانواده ای که همه پاک و سالم و روابط در آن ها پاک و سالم است این آقا و آیت الله پسرش و یا دخترش بیاید و چنان خلافی دست بزند؟!! جواب این که بله می شود چرا؟! چون شدن به این نیست یک موقع می بینی بچه هایی هستند که در این خانواده های بی بند و بار و آزادی بار می آیند که بدون مراقبت بار می آیند خوب طبیعی است که بچه ها آن طوری بشوند و این شکل را بگیرند فیلم مبتذل هست ماهواره هست روابط زن و مرد آزاد است شما انتظار دارید که دختر در این خانواده چه در بیاید طبیعی است که این طوری می شود.
یک طریقی هم می شود که شما همه مراقبت ها را انجام دهید ولی با توهین وتحقیر با طرف صحبت کنید. برای مثال یک آقایی را به من معرفی کردند که فلانی خیلی آدم بزرگی است خیلی آدم عالم و بامعنوی است خیلی تعریف این آقا را می کردند تصمیم گرفتیم با یکی از دوست ها برای بحث علمی برویم منزلشان. در زدیم پسر ایشان آمد دَم در. پسر ایشان را دیدم که از لحاظ روحی و ... خیلی آسیب دیده اصلاً قیافه و آرایش او و لباسش با چنین خانواده ای سازگاری ندارد رفتم توی فکر که چه شده است که این چنین شده اگر چنین پدری است چرا این طوری است. رفتیم حیاط وقتی می خواستند که فرش را برای نشستن حیاط کمی خیس بود دیدم این آقا جلوی ما با حرف های تند و رکیک به پسرش زد که اندازۀ گاو حالیت نمی شود بیشعور، نفهم چرا این جا خیس است. آدمی که بزرگ باشد که خودش می رفت و خشک می کرد و ... اصلاً این موضوع مهم بود حالا مهمان هم هست عیبی ندارد که چند لحظه هم مهمان معطل شود ولی به کسی توهین نکنیم مثلاً کسی به همسرش توهین می کند به خاطر میهمان به فرزندش و ... به خاطر میهمان! من آب شدم و سوختم وقتی دیدم این جوان جلوی چند تا آدم چه طوری تحمل می کند چیزی هم نمی گفت و دُلاّ شده بود و آب ها را پاک می کرد، حالا کشیدم کنار کمی دلجویی کردم و نوازش و تحویل گرفتمش دیدم که حق دارد و کاملاً طبیعی است که یک فرزند متنفر باشد از پدرش از مرام پدرش ، مادرش طلبه بود پدرش روحانی بود او حق دارد که متنفر باشد چون با خودش می گوید من چه دیدم از این پدر و مادر متدیّن از این بابای نمازشب خوان از این بابای هیئتی از این بابای جبهه ای و روحانی، سپاهی از این بابای جانباز چه دیدم چه لذّتی از او بردم چه صمیمتی از او دیدم چقدر با هم صفا کردیم چه صفایی چه خوشی دیدم که حالا این مرام را بردارم حق هم دارد تو می خواهی هر چه برای خودت باشی باش ولی فرزندت از خودت از لباس تو از دینت و ... متنفر است و از جذای تو بدش می اید و از ائمه ای که تو به آن ها علاقه داری بدش می اید از دوست های تو بدش می اید و او هم فکر می کند همۀ آدم ها همین هستند خیلی طبیعی است. برای همین امام هادی (ع) می فرماید که من هانت علیه نفسُه ولد تأمن شرّه یعنی کسی که خودش را پست دید از شر او در امان نیستی و اگر کسی خودش را پست دید به هر جنایتی و به هر آلودگی تن می دهد. سیستم ارتباطی غلط باعث می شود شما با این که آدم حسابی هستید در اعضای خانواده شما یک جنایتکار راحت تربیت می شود من با جرأت می گویم با مطالعه می گویم بروید در همه جای ایران و مرز ایران بلکه در همه جای دنیا بروید آن هایی که سر از کارهای خلاف درآوردند و خانه فراری شوند و یا جنایت های دیگر را مرتکب شده بودند وقتی روانکاوی کنید و ریشه اکثر قریب به اتفاق آن ها برمی گردند به تحقیر و له شدن شخصیت او برمی گردد و شیطان خیلی وقت ها به یادآوردن گذشته گناه آلود یک نفر او را له می کند که باعث می شود که شخص شجاعت توبه کردن و شجاعت آشتی را پیدا نکند خوب است که انسان به گناهانش فکر بکند اما به گناهان طوری فکر کند که آشتی کند گناهان دو جور است یک موقع است و به یک نفر می گویی چقدر من به طرف برگردم و این باعث می شود که تو خودت بغل او بیندازی و می گویی دوست دارم جبران کنم دوست دارم محبت کنم نگاه کردن به گناهان مثبت است چون هر وقت یادت می اید که با طرف چه کار کردی می خواهی که جبران کنی و باعث صمیمیت و گرمی طرف می شود و یک روز هست که می گویی که چه کار کردم! دیگر رویم نمی شود و هی از او فرار می کنی و باعث جدایی و دوری می شود با خدا اگر فهمیدم چه کار کردم باید برویم طرفش سر خودمان را روی پای خدا بگذاریم و آشتی کنیم شیطان همیشه گناه ها و آلودگی های خودمان را به رخمان می کشد که در خودمان پاکی و شجاعت آشتی کردن و جبران کردن را نداشته باشیم. برای همین نمی توانی از کسی که شخصیتش له شده و یا خودت له کردی انتظار نداشته باشی که خیانت نکنی لغزش نکند چون خودت این کار را کردی و دائم به او تلقین کردی که تو دست و پا چلفتی هستی تو بی عرضه هستی تو بی هوش هستی تو خُلی تو کم داری تو گناه می کنی و تو آلوده هستی انتظار داری این چگونه تصمیم های بزرگ بگیرد و کارهای بزرگ بکند دائماً له شده نمی تواند و بعداً نمی تواند تصمیم درست بگیرد نمی تواند خیلی سخت است لذا می فرماید: قل لعبادی یقولوا التی هی احسن، یا قولوا للناس حُسنا که می فرماید « قولوا للانسان احسن ما تحبون ای قال منکم»
بهترین کلماتی که دوست دارید دیگران در حق شما بگویند شما بگوئید.
حالا چه کسانی می توانند که با احترام با دیگران صحبت کنند چه کسانی می توانند بهترین کلمات را به کار ببرند. در مورد دیگران، آدم های ثروتمند و اشرافی و بزرگ آدم های پست و حقیر که درون خودشان له شدند و آدم هایی که کم دارند، خوراک انسانی نخورند نمی توانند به دیگران احترام بگذارند نمی توانند دیگران را بزرگ بکنند و از بزرگ شدن دیگران هیچ لذتی نمی برد برای همین مجبور کرد که دیگران را در تحقیر نگه دارند که تحقیر خودش معلوم نشود نمی تواند با دیگران با احترام حرف بزند. هر جوری شده با توهین با تحقیر با زنده نگه داشتن گناه دیگران و خیلی کارهای دیگر سعی می کند که رفیق همسر فرزند یا خواهر و برادر خودش را کوچک نگه دارد و خاطرات بدی و کدورت هایی که از گذشته است را زنده نگه دارد که طرف فرصت پاک شدن پیدا نکرده است. بزرگ کِی می تواند به کوچک نگاه کند زمانی که واقعاً غذا خورده باشد غذای خوب معنوی. پیغمبر می فرماید چند چیز را فراموش نمی کنم یکی سلام کردن به بچه ها است، فکر می کنید کار راحتی است این که فکر نکنم اگر من کسی هستم بزرگ خانه ام با شوهرم با پدرم دیگران وظیفه دارند اول باید به من سلام کنند چون رئیس هستم چون استادم چون رئیس جمهور یا هر که هستم اگر فکر کردم که چون من بزرگ هستم مستحق ترین کسی برای سبقت در سلام هستم تازه معلوم می شود که من آدم طبیعی هستم اما توقع سلام کردن از دیگران بدون این که تو باید سلام کنی به دیگران این خلاء و کوچکی و ریز بودن طرف است که چرا به من سلام نکرد. البته خوب است که آدم نگران باشد که من سلام کردم جواب سلام من را ندادند آن هم نه زیاد چون حضرت فرمود اگر کسی جواب سلام تو را نداد جبرئیل جواب سلام تو را می دهد و جواب سلام دادن جبرئیل غیر جواب سلام دادن ما است جواب سلام جبرئیل سلامتی می آورد و خیلی آفت ها را از ما دور می کند حالا بد هم نشد حالا 4 تا سلام داد کسی جواب سلام را نداد عوضش جبرئیل جواب سلام را داد به جای این که در بوق و کرنا بگذاریم که فلانی جواب سلام را نداد و غیبت بکنیم اصلاً بی خیال بگذر اصلاً مطرح نکن. بگو آخ جون نصیب ما شد که یک بار هم که شد سلام کنیم و کسی جواب سلام مرا نداده است الحمدالله یک بردی بود برای ما خوب چه کیفی دارد. به جای این که این نعمت را بگیرم و لذت ببرم می شود عقده که چرا جواب سلام مرا نداد و این بدبختی است اصلاً رنجش این فرمول اساسی که مرحوم میرزا ره همیشه تذکر می داد مرنج و مرنجان، تمام اخلاق همین جاست 50% آن این است که مرنج ما هفتاد ساله داریم که به شدت می رنجد البته شاید در ظاهر مشخص نشود ولی در باطن به شدت می رنجد و له می شود که چرا به او انتقاد کرده و چرا حرف حق به او زده شده است خیلی برایش سخت است. مرنج! مرنج! پس هر طوری که دوست داری که دیگران با شما سخن بگویند شما هم سخن بگوئید. بعد وقتی دیدی که دیگران با تو خوب صحبت می کنند و خوب حرف می زنند ببین که آن طوری که او با تو صحبت می کند و خطاب هایی که همسرت به تو می کند و پدر و مادر یا فرزندت نسبت به تو دارند دوستانت نسبت به تو دارند این خطاب های محبت آمیز و احترام و خوبی که نسبت به تو دارند آیا تو نسبت به این ها این طوری برخورد می کنی یا نه! نکند که کم بیاوری کم آوردن کم آوردن انسانیّت خیلی کم است حضرت می فرماید و در قرآن هم داریم که و اذا جهیتم به تهیتٍ
اگر یک تهیتی به تو گفته شد اگر یک سلامی و یا یک حرف قشنگی به شما زدند قشنگ تر جواب بدهیم حداقل مثل او جواب بدهیم. کسی آمد پیش رسول اکرم گفت سلام جواب دادند سلام علیکم کسی دیگر آمد گفت سلام علیکم حضرت فرمودند: سلام علیکم و رحمة الله کسی دیگر آمد و گفت سلام علیکم و رحمه الله و برکاتُ حضرت فرمودند تو برای من نگذاشتی و حضرت مثل خودش جواب داد. در همه کار این طور است اگر احسانی می شود حضرت می فرماید که سعیتان این باشد که بهتر جواب بدهید حداقل مثل آن جواب دهید توی کلام: گاهی اوقات افراد مشکل دارند کوچک و له هستند شاید از آن ها برنیاید و شما از کسی که برنمی آید انتظار نداشته باش که درست حرف بزند اول شما شخصیت بدهید آن وقت همین حرف ها زده می شود نه این که به تو بربخورد ببین طرف خوراک خورده یا نه؟! شاید کسی یاد نداده یا شرایطی برای اوست که این طور است اگر بی ادب است سریع نگوئید بی ادب است خوب بی ادبی کرده ولی از خودش متنفر نشو! اول کمی فکر کن اصلاً خوراک خورده یا نه؟! طرف می آمد دو پایش را می زد به دیوار لباس عربی هم تن آن ها بود وقتی که دو پایش را می زد دیوار تمام اعضای بدنشان معلوم بود. جلوی پیغمبر این کار را می کرد و به پیغمبر در این حالت گفت موعظه کن و با این بی ادبی از پیامبر سؤال می کرد ولی حضرت هیچ وقت از این ها دلخور نمی شد حضرت می خندید و می فرمودند بلند شو بلند شو ببینم بلدی مثل شتر بنشینی طرف دو زانو می نشست حضرت شروع به نصیحت کردن می کرد خیلی وقت ها هست.
روزی داشتیم از شمال می آمدیم. راننده گفت که نوار می خواهم بگذارم. گفتم اگر نوار بگذاری پیاده می شوم اول این که شهادت بود گذشته از آن اشکال هم داشت پسری گفت بی خیال دیسکو بگذار و ... خیلی حرف های رکیک به کار می برد با او گرم گرفتم کم کم با هم دوست شدیم بعد از احوالش پرسیدم گفت که در چند سالگی پدرش را از دست داده بود و در چند سالگی از خانه فرار کرده و چه و چه! آدم نباید ناراحت بشود از دست بچه 17-16 ساله چیزی نخورده غذای معنوی ندارد چرا باید از او ناراحت شویم چرا بگوییم که طرف بی حیاء است بی دین است آیا کسی که نوار ترانه گوش کرد بی دین است نه! نگاه کنیم ببینیم که چرا این طور شده است. این فرمول یادمان نرود ، اگر این از او ظهور می کند معلوم است باطن ضعیف و فقیر و گرسنه ای دارد. غذا به او بدهید شاید درست شد. می توانیم بگوییم که شما چرا گرسنه ای شما چرا بی حیایی چرا بی حیایی چرا بداخلاقی و ... ؟! اول به جای این که از افراد بدمان بیاید و از ظهورات بدمان بیاید و از ظهورات بدمان بیاید و متنفر شویم شاید نصف این چیزی که تو خوردی او می خورد و از تو خیلی بهتر بود. چه طور تا یک نفر را می بینی بدحجاب و بی حجاب نماز نمی خواند مشروب می خورد و یا اخلاق های مبتذل دارد تنها کاری که کنیم که منفی بینی بکنیم و برچسب بچسبانیم و ولش کنیم برویم. اصلاً خود همین منفی بافی و منفی بینی آی بی دینی آی لا مذهبی حیا کن خجالت بکش این روش درست نیست. ببینیم چش است چرا مریض است ما نمی توانیم بگوییم که تو غلط کردی مریض شدی بی خود کردی سرطان داری خوب دارد دیگر. یکی این که چیزهایی که خودمان دوست داریم بگوییم به دیگران . یکی دیگر اگر چیزهای بدی شنیدیم خیلی هم به دل نگیریم شاید سوء تغذیه است ولی بعضی وقت ها هست افراد را تغذیه می کنیم بد می شوند یا اصلاً که مخصوصاً غذا نمی خواهند بخورند زیر بار غذا خوردن نمی روند لذت می برند از این کار از فضاحت و فضیحت لذت می برند و قساوت می کنند یک بحث دیگری دارد حضرت پیغمبر (ص) می فرماید: ان افضلِ اعمال، بهترین کارها چه است؟ حضرت وقتی کسی دربارۀ این موضوع می پرسید به خود شخص نگاه می کردند و با توجه به ساختار شخصیتی او می فرمود که بهترین کار چی هست. فرمودند « اطعام طعام » در بعضی از مواقع روابط بهترین کار این است که غذا و طعام بدهد دیگران و مهمان دار و ممهمان نواز باشد « والطعام کلام و این که کلمات خودتان پاک کنید یکی از قشنگ ترین و بهترین کارها این است که انسان بتواند کلماتش را پاک بکند، یعنی تیزی های کلامش و تلخی های کلامش را بگیرد آلودگی هایش را بگیرد هی پاک ترش بکند تا این که زبان و کلام تند نداشته باشد تا این که دیگران را نرنجاند و دیگران هم احساس کند وقتی در کنارش هستند در سلامتی هستند چون امکان ندارد کسی به بهشت راه پیدا کند و نوع رفتارش آزاردهنده باشد نسبت به دیگران کلماتش آزاردهنده باشد نسبت به دیگران اگر این طوری است راه پیدا نمی کند در بهشت این مقدار تیزی را در جهنم می گیرند از آدم. خیلی آدم باید در جهنم معطل شود که این تیزی کلام را از او بگیرند لذا خودت با جهنم ریاضت این کار را بکن چون آن جا جهنم اش تند است و خیلی خطرناک و عذابش خیلی طولانی است و ما تحمل آن شدت را نداریم بنابراین بهتر است خودمان زحمت را بکشیم. اثار خوب حرف زدن چه است؟! کسی مشکلی داشت مراجعه کرد بعد از پرسش های فراوان دریافتیم که ایشان با پدر و مادرش خیلی تند صحبت می کند و پرخاشگری می کرد و آن ها از دست فرزند ناراحت می شوند این بداخلاقی اثر ذاتی آن بی برکتی است حتی این که پدر و مادر دعایش کنند. آن قدر حسن معاشرت و دوست داشتن در خانه مهم است که اگر یک خانواده ای کافر باشند ولی خودشان با هم صفا بکنند خداوند به آن ها برکت اقتصادی و مالی می دهد ولی اگر یک خانواده ای مؤمن باشند هی به جان هم بیفتند و حرف های زشت و رکیک به هم بزنند همدیگر را آزار بدهند و دل هم را بشکنند و به وظایف خود عمل نکنند می فرماید که برکت اقتصادی را از آن خانواده می برد.
امام سجاد (ع) می فرماید «القول حسن سیر المال » گفتار نیک مال را افزایش می دهد زیاد می کند حتی در کسب و کاری در محل خانه ما که پدر و پسری مغازه ای دارند پسر خیلی خوش مشرب و با ادب و با حوصله با مشتری برخورد می کنند و کلمات قشنگی در مورد آن ها استفاده می کند و با احترام و ادب خداحافظی می کنند ولی پدر این طور نیست آدم عصبانی و بی ادبی است رفتیم مغازه هر دو را در مغازه دیدم گفتم حاجی 99% از مشتری ها مال پسرت هستند و تعاریفی از این پسر کردم و شخص فهمید که منظور چیست؟ و تمام اهل محل دوست دارند که از پسره خرید کنند و بعضی از آدم ها ناز و شیرین و دوست داشتنی است، الان می رویم پارچه فروشی جرأت نمی کنی به پارچه ها نگاه کنی چون طرف شاکی می شود منتها در یمن که بودم رفتم جنس بخریم مسئول فرهنگی با ما بود پارچه فروشی و یا فروشنده ها خیلی با احترام هستند و فرهنگ آن ها این است که هر چه خواستی می ریزند روی پیش خوان و اگر هم نخواستی جمع می کنند و اصلاً ناراحت نمی شوند که چیزی هم خرید نکنی ولی در ایران مغازه دارها!!
« ینصر رزق » رزق را افزایش می دهد. مال اعم از رزق است مال یعنی پول ولی رزق همۀ رزق ها است اعم از مادی و معنوی تو خوب می شود ینسح فی الاَجل مرگ را به عقب می اندازد عمر را طولانی می کند. جبرئیل به حضرت وارد شد وقتی که رسول اکرم دو نفر را محکوم به اعدام کرد یا رسول الله خداوند فرمود فلانی را اعدام نکنید چون این شخص خیلی آدم خوش اخلاقی است و با خانواده خوب هست و خداوند به خاطر اخلاق خوشش بخشید. پیامبر دستور داد که این فرد را اعدام نکنید شخص گفت چرا مرا اعدام نکنند فرمودند چون جبرئیل فرمودند که آدم خوش اخلاقی هستی در خانواده و شخص گفت کسی ازاوضاع داخلی من خبر نداشت پس معلوم است که تو پیامبر خدا هستی و ایمان آورد و یک مؤمن خوب شد. گاهی اوقات شخص مؤمن است ولی بداخلاق است و کار دستش می دهد و گره های زیادی در کارش ایجاد می کند مرگ را به تأخیر می اندازد خوش گفتاری و «یحبب الی اهل» انسان را بین خانواده و فامیل دوست داشتنی و محبوب می کند و « یدخل فی الجنه» و انسان را به بهشت می برد. ممکن است ضعف و گیر و اشکالات زیادی داشته باشد امّا همین خوش گفتاری نجاتش بدهد. در قیامت هم همین طور است پاک بودن الفاظ و خوش گفتاری نجاتش بدهد. امام صادق علیه السلام « مَعاشر شیعه کونوا کنا ضیفا و ... » ای جماعت شیعه برای ما زینت باشید و مایه ننگ و عیب و عار نشوید. و با مردم خوب صحبت کنید و زبان هایتان را نگه دارید بازدارید آن ها را حرف های زیادی و زشت باز بدارید.