اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین وصل الله علیه و آله الطاهرین و لعن الله اعائهم اجمعین من العان الی قیام یوم الدین. خوب بحثمون به آیه 110 رسید و لمّا جاءَهم رسولٌ من عندالله مصدقاً لما معهم نبض فریقٌ الذین اوتو الکتاب کتاب الله وراء ظهورهم کانهم لما یعلمون، وقتی که از طرف خداوند پیغمبری به سوی ایشان آمد به سوی مردم آمد که کتابهای آسمانی گذشته را هم تصدیق می کرد، گروهی از اهل کتاب، کتاب خدا را چه کارش کردند؟ پشت سرشان انداختن رهایش کردند، کانهم لما یعلمون، مثل اینکه نمی دانند بحثمان راجع به این بحث و مسئله بود که چطور می شود که انسان با وجود یقین و ایمانی که دارد باز مقاومت می کند و کفر می ورزد که این نکته را عرض کردیم که صرف دانستن و یقین داشتن قلبی کافی نیست، توضیح هم دادیم که شیطان هم خداوند را قبول داشت هم پیغمبر را قبول داشت وهم معاد را قبول داشت، با وجود اینکه این مسائل را قبول داشت، کافر شد و مقاومت کرد در مقابل حق تعالی. برای ما هم در طول زندگیمان مسائل این چنینی پیش می آید که با وجود اینکه مسئله ای یا چند مسئله ای یقین داریم، ایمان داریم، عقلمان نسبت به آن مسئله قانع است اما به واسطه ی اینکه در درون دچار مشکل هستیم با دلمان نمی توانیم کنار بیایم، زیر بار نمی رویم و بعد کفر می ورزیم و مقاومت می کنیم علت هایش را هم بررسی کردیم که چطور می شود انسان با وجود این مسئله که به یقین هم می رسد درباره ی یک یا چند موضوع مقاومت می کند که عمده اش در این است که انسان باید یعنی می بیند که اگر بخواهد تسلیم خداوند تبارک و تعالی بشود، تسلیم حق بشود، تسلیم متخصص یا سازنده بشود باید روی چند میلش پا بگذارد، روی چند شهوت، چند گرایش پا بگذارد برایش سخت است ببیند، الآن مثلا شما خودتان هم همین جور هستید، یعنی می دانید که که دکتر متخصص، می دانید که درست تشخیص داده است می دانید که خوبی شما را می خواهد، می دانید که به شما هم هیچ نیازی ندارد ولی وقتی که می خواهید دستور العملش را پیشده کنید مقاومت می کنید یعنی به یک نحوی از زدن آمپول، از خوردن دارو، از عمل جراحی تفره می روید، این به خاطرچه چیزی است؟ ما تفره می رویم از تن دادن به مراعات، دستورات پزشک برای چی برای اینکه یک جا با میل هایمان سازگاری ندارد. این رعایت توجه فرمودید که اصل و ریشه را کفتم به کجا بر می گردد، یکی از اصولش تنبلی و بی حوصلگی است که امام باقر علیه السلام فرمود: یکی از ریشه های همه ی بدی ها است، یک ریشه دیگرش هم وجود هوای نفسانی مختلف است که با وجود اینکه یک مسئله را حقانیت اش را قبول می کنیم نمی توانیم زیر بار برویم. چرا؟ چون زیر بار رفتنش مساوی است با اینکه روی یک چیزی پا بگذاریم. تو دلمان روی یک شهوتمان غلبه بکنیم که نمی خواهیم، به هر حال بن نداریم غلبه کنیم روی این قضیه روی این شهوت هایمان، لذا می بینید که مقاومتمان از دست می رود مقاومت می کنیم، در آن مسئله کفر می ورزیم. دو تا نکته هست که در این ایه که من خدمتتان عرض می کنم بعد برویم سراغ آیه بعدی که آیه ی مفصلی هم است یکی اینکه خدا می فرماید: این ها با اینکه پیغمبر را خوب شناخته اند یقین هم داشتن به اینکه این پیامبر از طرف خدا آمده است آیات بعدی هم برسیم می فرماید که این ها همین طور که پیغمبر را می شناختند بچه هایشان را هم می شناختند یعنی یقین داشتند که این از طرف خداوند آمده با وجود این مقاومت می کردند و می فرماید کانهم لما یعلمون این را خوب دقت کنید می گوید انگار نمی دانستن همه ی مریضی انسان ها است که انسانهایی که می دانند اکثرا شبیه کسی که نمی داند عمل می کند، شبیه کسی که نمی داند. بنابراین مبنا چه چیزی است؟ مبنا میزان تسلیم بودن است والا عالم وجاهل فرقی با هم ندارند. از این جا می فهمیم که چرا در اسلام عالم را جاهل هم دانسته اند رُبَّ عالمِ قد قتله جُهلٌ چه بسیار عالمانی که جهلشان آنها را کشته هلاک کرده. توجه فرمودید یک بار خوب دقت کنید چه بسیار علمایی که جهلشان آنها را به هلاکت رسانده یعنی آدم می تواند عالم باشد در عین حال جاهل باشد، چون در اسلام جهل در مقابل عقل، عقل چیست عقل تسلیم است ما یَعبُد به الرحمن و یکتسب به الجانان عقل عبارت است از چیزی که انسان را تسلیم می کند، وادار به کرنش در مقابل حق تعالی و پذیرش دستورات حق میکند. این می شود عقل. اگر تسلیم نشدید عاقل نیستید. لذا فرمودند عقلکم اتبعکم عاقل ترین شما، مطیع ترین شماست. این را خوب دقت کنید عاقل ترین شما مطیع ترین شماست چه کسی بیش ترعقل دارد کسی که بیش تر تسلیم است، بیش تر اطاعت می کند، مقاومتش کمتر است، کسی که پوست کلفتی می کند دائما مقاومت می کند این علم دارد اما عقل ندارد. علم هم تسلیم نمی آرد برای شما اینکه برای شیطان هم علم و یقین تسلیم نیاورد برای علمای اهل کتاب یهود و نصاری با اینکه حقانیت پیغمبر را هم می دانستند، علمشان و اطمینانشان تسلیم نیاورد، این ها آدم های بی شعوری بودن، آدم های بی عقلی بودن. توجه فرمودید لذا این یک نفر رفته درس خوانده، حوزه رفته کتاب خوانده، استاد دیده، دلیل نمی شود حتما آدم فهمیده و عاقلی باشد. چه بسا همه ی این ها را هم برود، آدم بی شعوری از او در بیاید. توحه فرمودید یک نفر هست یک صدم این هم کلاس نرفته ولی آدم تسلیمی است یعنی آدمی است که اگر بداند وظیفه اش چیست، خیلی کقاومت نمی کند، عمل می کند کسانی هستند که یقین دارند ولی مقاومت می کنند لذا قرآن کی گوید کسی که تسلیم نیست این ها چون پیغمبر نبودن کانهم لما یعلمون مثل چه کسی عمل می کنند مثل جاهل ها مثل کسی که اصلا نمی فهمد، این ها جاهل هستند کانهم لما یعلمون پس مبنا برای اینکه بدانیم یک نفر واقعا می فهمد، شعور دارد این است که چقدر تسلیم است نه چقدر می داند. چقدر تستیم است این مبنا است. لذا اگر که تسلیم نبودی قرآن می فرماید: کانهم لا یعلمون مثل این است که نمی فهمی مثل این است بقیه آدم ها که نمی فهمند، علم ندارند، عمل می کنند خلاصه کنم ببینید علم و جهل تقابل ندارند آدم می تواند ضمن اینکه عالم باشد جاهل هم باشدیعنی احمقانه عمل بکندضمن اینکه عالم جاهلانه عمل بکند. علم مانع حماقت نیست، مانع جهل نیست، آنکه مانع جهل و حماقت است چیست؟ عقل، عقل برای همین که ما در بحثی که راجع به تربیت کودک می کنیم می گوییم پدر و مادر باید در پنج چیز مؤثرند نه هوش، عقل و آن سه تای دیگر. هوش با عقل فرق می کند. بعضی ها هستند هوش دارند و خوب می توانند یاد بگیرند، شاگرد اول هستند پیش همهولی آدم های احمقی هستند، آدم های جاهلی هستند، نمی فهمندباید چه کار بکنند، آخر هم ضربه می زنند به خودشان و دیگران، چون نمی فهمه. اما عقل این جوری نیست، عقل یعنی اینکه کاملا انسان درست عمل بکنه برای همین هم در اسلام می گویند شما این علوم را یاد بگیری، سواد نمی خواهد، شما هیچ کدام از این علوم را که واجب است برای حرکتتان به سمت آخرت فعلا با شنیدن هم کافی است برایتان مگر مسلمان های صدر اسلام چقدر سواد داشتن، بله بزرگترین رقمی که گفتند آن موقع در جزایر عرب گفتند 17 نفر ولی خوب می فهمیدند، خوب یاد می گرفتند، می نشستند گوش می کردند، می شود یک آدم عاقل، این می شود یک آدم عاقل در اسلام هر چیز هم درمورد علم و علماء فضیلتشان گفته شود. این یادتان نرود مشروط به این هست که چکار بکنند؟ عمل بکنند، مشروط به عمل کردن است. این از این، خوب حالا ما مثلا برنامه ای که می دهیم می گوییم شما مثلا بیایید من به شما برنامه می دهم پر بکنید ما برنامه می دهیم این برای این است که شما باید بنایتان به مسخره بازی نباشد. حضرت می فرماید: کسی که می رود یاد می گیرد و عمل نمی کند مسخره کرده خودش راف خدا را مسخره کرده و هو کل برویم خداوند عزوجل را مسخره کرده، برود بنشیند یاد بگیرد اما عمل نکن. بنابراین فرض ما این است که شما می روید مسائل، فرمول ها را یاد می گیرید و ان شاء الله چه کار می کنید؟ عمل می کنیداین مهم است این یک نکته. نکته دوم می فرماید: نبض فریقٌ من الذین اوتو الکتاب فریقٌ یعنی چه یعنی گروهی از اهل کتاب این جوری رفتار می کنند این اولین بار که خداوند تبارک و تعالی این نکته را ذکر می کند و این را می گوییم انصاف آیه قبلی. فرمود: کلما عاهدو عهداً نبض فریقٌ منهم بل اکثرهم لما یومنون، آیا موقعی که عهدی بستند پیمانشان را می شکنند گروهی از آنها بلکه اکثر آنها ایمان نمی آورند. ببینید خداوند انصاف را رعایت می کند یعنی می گوید: وقتی می خواهی در مورد یک گروهی قضاوت بکنید همه را با یک چوب نرانید، عرب ها این جوریند، ترک ها این جوریند،فارس ها این جوریند، زن ها این جوریند، مرد ها این جوریند، طلبه ها این جوریند، آخوند ها این جوریند، این بی انصافی است و انسان هم وقتی این جوری می گوید باید جواب بدهددر قیامت، این کلی گویی باید قیامت جواب بدهی و غیبت هم محسوب می شود. ولی نه قرآن می فرماید اول می گوید: فریقٌ منهم خدا می گوید کمی از دسته ای از آنها بعد می گوید اکثرهم لما یعلمون بیش ترشان هم ایمان نمی آورند، در این جاهم می گوید همه اهل کتاب هم این جوری نیستند که کتاب را پشت سر بگذارند، فریقٌ نبض من اوتو الکتاب، گروهی از اهل کتاب این گونه هستند، این ادب را یاد بگیریم از خداوند تبارک و تعالی، این انصاف را یاد بگیریم که هیچ وقت در مورد افراد کسی قضاوت نکنیم شما با یک خانمی ازدواج کردی شکست خوردی، خانمت بد بوده حالا بیا بگو همه زن ها این جوریند، با یک آقا ازدواج کردی شکست خوردی، همه مردها این جوریند، این بی انصافی است، خیلی گناهش هم بزرگ است که انسان بخواهد این جوری قضاوت بکند. برویم سراغ آیه بعد، صلوات ختم بفرمایید. والتجوا ما قتا الشیاطین علی ملک السلیمان ما کفر سلیمان و لما کِّنَ الشیاطین الکفر و یوعلمون الناس السحر و ما انزل علیک ملکین به باب الهاروت و ماروت و ما یعلمان من احدٍ حتی یقولا انما نحن فتنةٌ علی یَکفُر و یتعلمون و یتعلمون منها ما یفرقون به بین المرء و الزوجه و ما هم بزارین به من عندالله الما باذن الله و یتعلمون ما بدرهم وما ینفعهم و لقد علموا لمن اشتراه ماله من آخرتٍ من خلاق بعث ما کانو و لبعث ما شرئو به ما انفسهم لو کانوا یعلمون به مقدارهم ، از این قرار هستش که موضوعی که داریم کوضوع سحر هست که مبتابه هم زیاد هستش که حالا ما درموردش ان شاء الله بحث خواهیم کرد. و التبعو الشیاطین علی ملک السلیمان کما تبعوا، یهود می کوید این ها تبعیت می کردند ما قتل الشیاطین علی ملک سلیمان، در دوران حکومت سلیمان سحر و جادو یاد می دادند آنها پیروان سحر و جادوی شیاطین بودند که حالما و ما کفرو سلیمان و لاکن الشیاطین کفروا، سلیمان کافر نشد امل شیاطین کافر شدند. دوستان از این قرار هستش که در زمان حضرت سلیمان سحر و سَحَر همین جوری بوده از قدیم هم زیاد بوده حضرت سلیمان دستور می دهد آن کتابها و حزوات و اوراقی که مربوط به ساحران بوده جمع آوری کنند دست مردم نباشد که مردم منحرف نشوند، جمع آوری بکنند بعد از مرگ سلیمان این کتابها و اوراقی که جمع آوری شده بود دست مردم می افتد، دست همین یهودی ها می افتد و شروع می کنند به توسعه ی این سحر و جادوها و مردم را آلوده می کنند برای اینکه بتوانند توجیه کنند این کار خودشان را گفتند بابا ما این جزوات را از کاخ چه کسی درآوردیم سلیمان درآوردیم این ها را خود این جمع کرده بود، داشت، پس معلوم می شود خودش هم چه کاری می کرده، خودش هم جادو و سحر می کرده چون چون اینها در خانه اش بوده یعنی برای اینکه بتوانند جا بیاندازند خودشان را به سلیمان، هم چه کار کردند، تهمت زدند از طرفی خداوند تبارک و تعالی دو فرشته را به نامهای هاروت و ماروت به صورت انسان فرستاد در بابل، بابل همین عراق کنونی هست منطقه ای تقریباً بین کربلا و نجف و این ها را در می گیرد را به آن می گویند بابل قدیم که اگر شما در این کتابهایی که مربوط به علائم ظهور هم هست بخوانید در آنجا نوشته که در بابل فلان اتفاق افتاد در بابل فلان اتفاق می افتا منظور از بابل همین منطقه ی عراق هست. دو فرشته را خداوند تبارک و تعالی می فرستد که بروید مردم را آموزش بدهید که این ها چون همه را آلوده کردن دائما سحر یاد دادند به همدیگر و پخش کردن این فرمول ها را بروید و به مردم یاد بدهید که چه جوری با اینها مقابله بکنند چه جوری سحر ها را باطل کنند این ها رفتند کلاس گذاشتند گفتند ما به شما یاد می دهیم که چگونه با سحر مقابله کنید خیلی داستان عجیبی است این داستان خیلی حرفها درونش دارد خوب اینها برای اینکه بخواهند مقابله با سحر را یاد بدهند اول باید فرمول های سحر را یاد می دادند که سحر این جوری است و این جوری هم باطل می شود ولی قبلش آمدند یک تعهد از شاگردان گرفتن گفتند که اگر می خواهید بیایید از ما یاد بگیرید این را بدانید که در معرض امتحان الهی قرار دارید ما این را به شما یاد نمی دهیم که از آن سوء استفاده بکنید ما یاد می دهیم که به وسیله ی این بتوانید شر این ساحرها را این کارهای زشت را جمع کنید شرشان را کم کنید و خلاصه این بساط را جمع کنید خود قرآن می فرماید: و ما یعلمان من احد حتی یقولما انما نحن فتنةٌ فلا تکفرون، می گوید به هیچ کس درس ندادند مگر اینکه به او گفتند ما دوتا برای امتحان و آزمایش شما هستیم و داریم امتحان می گیریم. خدا برای این فرستاده فلا تکفر مواظب باش کافر نشوی مواظب باش کافر نشوی درست شد ولی این ها این کار را نکردند این ها آمدن سوء استفاده کردند آمدن یاد گرفتند این سحرها را یعنی پخش شده بود که هیچی از این طرف هم دوباره بدتر شد از این طرف هم یاد گرفتند به جای اینکه بخواهند از آن استفاده کنند سوء استفاده کردند یکی از آن سوء استفادهاشان یفرقون به بین المرء و زوجه به وسیله این سحر بین زن و شوهر ها را جدایی می انداختن تا بقیه داستان که برسیم جلسه بعد خدمتتان عرظ می کنم. برسیم به مباحثی که مربوط به کار خودمان است حالا گفتم کار ما داستان گفتن و داستان و وقایع این جا بنشینیم می خواهیم از آن درس بگیریم ان شاءالله درس خودمان که بحث روانشناسی و فطرت و طبیعت است اولین درسی است که حضرت سلیمان علیه السلام به ما مب دهد آن درس اینکه در سیر تربیت و تغذیه باید حلوی سوئ را گرفت یعنی این جوری نباشد که خوراک های طبیعی به اندازه کافی در دسترس شخص به اندازه ی طغیان بکند زیاد باشد یک حدیثی داریم امال مادةٌ شهوات مال مادهی شهوت، ماده یعنی اساس شهوت است همان کی گوید مثلا ما می خواهیم کیک بپزیم ماده اش چه چیزی است آرد و خمیر و این چیزها است یعنی اگر این باشد کیک می شود پخت یک تخم مرغی یک شکری باشد یک ذره آردی باشد از این ها تمام می شود می شود کیک درست کرد. می گوید تمام شهوات رانی هایی که شخص می آید به سراغش و طبیعت گرا از پول دار بودن و مال می آید سراغ آدم این را خوب توجه کنید در روایت هم داریم خداوند تبارک و تعالی چون خیر بندگانش را می خواهد اجازه نمی دهد خیلی از بندگانش به وضع مالی خوب برسند کنترلشان می کند بعضی هاشان را بیمار می کند چون اگر سالم باشند منحرف می شوند، بعضی ها را فقیر می کند نمی ذارد چون اگر این ها وضع مالی شان خوب باشد نمی ذارد خیلی خوب رشد کنند اساسا سیاست هایی در اسلام گذاشته شده که شخص دائما تعدیل می شود خمس گذاشته شده زکات گذاشته شده نفاق های مختلف گذاشته شده که شخص در ثروت تعدیل بشود خلاصه درطغیان دیده نشود، مال این جوری است یعنی وقتی می آید سراغ آدم، آدم با این مال طبیعتش را کردن کلفت تر می کند یعنی وقتی فرض بفرمایید صد متر خانه براش بس بود می برد چقدر می کند وقتی داشته باشد مس کند دویست متر، پانصد متر، حالا وقتی پانصد متر کرد این جوری که نیست، چون خانه را کردی پانصد متر مثلا از صد متر در آوردی و آن را به دویست متر تبدیل کردی همان سیصد متر فضا باید چه کارش بکنی باید پرش بکنی فرش می خواهی مبل می خواهی، تابلو می خواهی، نمی دانم چیزهای زینت آلاتی می خواهی، نم دانم باید پرش بکنی، آشپزخاها که می روی با یک کخچال کوچک مشکلت حل می شود ولی وقتی پولت زیاد باشد می روی از این دوتایی ها می گیریی، آره بعد هم هستید الحمدالله همه یتان می روید می گیرید،خوب باید این پرش است دیگه، این خوشگل خوشگل است و خوب است ، سه نفر آدم هستند فرض بفرمایید رفتند یک دانه از این دوتا ها گرفتن حالا مجبور است پرش بکند دیگه خوب حالا پرش بکنه چه کار باید بکند باید برود خوبی بکنه باید، دقت می کنید اگر جگرش را داشته باشد خرید کند که خانم ها ندارندمجبورند خودشان کار کنند مثلا یک دفعه می بینی بیست کیلو سبزی خریده نشسته همین جوری هی این سبزی ها را پاک می کند که بعد مثلا برود برای چند ساعت این ها را سرخ بکند، فریز بکند و بیچاره می بینی که آرتروز گرفته، کمر درد گرفته وقتش گرفته شده، نمازش عقب افتاده و خیلی های دیگر، حالا پر می کند ، این را پر کرد که نمی تواند نگه دارد، این را مجبور است که تند تند مهمانی بدهد، یعنی در همین چرخه است، خلاصه همین جوری گوشت بگیر، مرغ بگیر چی بگیر چی بگیر این را پر کن آن را پر کن این را بخور آن را بخور گاهی وقت ها مثلا می بینی مثلا فرض بفرمایید یک غذایی که راحت همه سیر می شوند عذای کافی هم هست از نظر انرژی و ویتامین این ها فقط چون دارند سی جور می ریرند سر سفره، نوشابه می ریزن، آب می ریزند، دوغ می آورند نمی دانم سالاد درست می کنند سبزی درست می کنند نمی دانم زیتون می گذارند بعد عرض کنم خدمتتان چند وقت پیش من رفتم یک جا مهمانی یعنی برای تبلیغ رفتیم یک کوهستانی، یک رستورانی بود به ما گفتند غذا ، من گفتم آقا برای من مرغ، گوشت و کباب این چیزها برای من نیاورید ما آمدیم منطقه شمال غذای محلی به ما بدهید بخوریم، گفتند باشه چی می خورید گفتم یک میرزا قاسمی برای ما بیاورید یخوریم یا یک باقلاقاتوق بیاورید بخوریم، آمدیم سر سفره نشستیم دیدیم که چند پرس چی گذاشتند، حالا مال بقیه هر چیزی که سفارش داده بودند باقلاقاتوق گذاشتن، میرزاقاسمی گذاشتند، دوغ گذاشتند، ماءالشعیر گذاشتند، نوشابه گذاشتند، سبزی گذاشتند، ماست گذاشتند، عرض کنم خدمتتان ماست موسیر جدا کذاشتند، برنج و ماهی هم گذاشتند، گفتم تو مثل اینکه چشم برزخی داری که این کسی که غذا را آورده بود گفتم فکر می کنم ما را هیولایی یک هشت پایی چیزی می بینی که این همه غذا را چه کسی می خورد، مثلا یک دانه اش را مثلا بتوانیم بخوریم سیر شویم این چه وضعی است خوب حالا آن که از خدا می خواهد چون که پای ما چکار می کند ما که میهمان بودیم بیچاره آن میربان بدبخت نهنه مرده از خدای، اون باید می داد همه را هیچی غذای سنگین خوب واقعا آدم دقت بکند ما خیلی وقت ها این جوری هستیم چون داریم باید همه جوره خرج کنیم کسانی که همه جوره ایاقا زن و شوهر، دوستان خوب کسانی که با هم ندارند غالبا ما خودمان با رفقامان که این جوری هستیم یعنی وقتی که می رویم غذا بخوریممی گوییم آقا شام دو نفری را می توانیم یک پرس بخوریم آقا یک پرس بیاور، حالا وفتی بخواهیم کلاس حفظ بشود باید چکار بکنیم دو تا غذا سفارش بدهیم پول بیشتر حرام می شود دیگر، اما اگر واقعا نداشته باشیم این کار را نمی کنیم، ملاحطه می کنیم، مثلا یک دانه فرض بفرمایید ماشین متوسط خوب است برایش ولی چون پول دارد می بینی که پول داده صد میلیون ماشین خریده یک دانه انگشتر ساده عرض کنم خدمتتان که چون پول دارد یک انگشتر گران قیمت باید بکند دستش یک ساعت معمولی دارد ولی چون پول دارد می گوید چرا من از این ها بگیرم می روم از این ها می گیرم، لباس همین طور، کفش همین طور، غذا همین طور، خلاصه همین جوری بعد هم کافی نیست شرایط برایش فراهم هست می گوید خب حالا برویم کیش و قشم این تازه یک درجه بد ها هستند آنهایی که بدتر هستند اصلا کافی نیست برایشان کجا باید بروند، برود دبی، برود ترکیه، برود نمی دانم پاریس، پول داریم می توانیم برویم آنجا خوش بگذرانیم، یک ماهی آنجا باشیم آن وقت آدم نمی شود چنین کسی دیگر، این دیگر سالم بر نمی گردد، توضیح دادم شما به محض اینکه چیزی را انتخاب می کنید انتخاب می شود به محض اینکه گفتی فلان چیز هر چیز از شیء انسان برای هر نوع ارتباط انتخاب بکنی تاثیری هم خودت می پذیری و نفست در حرکت به سمت ابدیت شکل می گیرد خیلی آدم زیرکی می خواهد که ماده ی شهوات را داشته باشد شهوت رانی نکند مثل امیر المومنین مثل حضرت فاطمه الزهرا مثل اهل بیت علیه السلام ثروت زیاد اما مثل فقرا زندگی کردن زیرک بودن زیرا هر چی داشتن فرستادن برای کجا برای آخرت مثل جنین، جنین هم خیلی زیرک ، یعنی بیش ترین غذایی که دریافت می کنه از رحم تبدیل می کند به چیزهایی که به چیزهایی که به درد تولدش می خورد کمی شو آنجا مصرف می کند بیش هرش را می فرستد اینجا چون اینجا موندنی تر است و وقتش بیش تر است. این خیلی مهمه که آدم هوشیار باشد اگر وضعش خوب باشد دلیل نمی شود که برود سراغ چی سراغ مصرف بیش تر این یک نکته. دو خوب خریدن با زیاده روی کردن فرق می کند یک موقع است انسان می گوید که آقا من یک ضرب المثل هست ماله مردم یکی از کشورها می گویند ما به اندازه ی کافی پولدار نیستیم که جنس ارزان بخریم حرف حسابی مثلا شما فرض بفرمایید می روید یک جوراب بخرید گذاشته می گوید پنج تا صد تومان یک بار مصرف هم هستش جوراب را می پوشید و فکر می کنید ارزان قیمت است خوب است، می پوشی همینکه پوشیدی به محض اینکه یک مسافرتی، دو روز پات باشد پاره می شود، نخش در می آید، همین جور کشیده می شود، هیچی آب می رود، لباس می خری ارزان می خری ولی آشغال آشغال، هم مریضت می کند، هم ضرر داره برایت، هم که زود از بین می رود دوباره باید بروی بخری . آدم داشته باشد یک چیزی که ضرر نداشته باشد و خوب باشد را بخرد خوب است ولی غیر از گران خریدن، شما بله دو هزار تومان هم بدهید می توانید با آن یک بالش بخرید که فرض بفرمایید از همین مواد شیمیایی ها هست معمولا هم در خانه همه هستش ارزان ولی خوب این بالش را شما سرت می گذاری بچه ات سرش را می گذارد، چند وقت بعد می بینی بچه دارد علائم چه چیزی را دارد علائم آلرژی دارد، فرش ماشینی می بینی که خیلی ضرر دارد یک موقع هست نداریم فرش ماشینی می خریم یک موقع هست داریم فرش دست بافت می خریم که آن مریضی و بیماری ها را از آن فرش ماشینی نگیریم اما حالا هم که خواستیم بخریم نمی رویم مثلا فرض بفرمایید که یک چیزی بخریم که با آن پز بدهیم نه چیزی که معقول باشد و بشود یک عمر روی آن زندگی کرد اذیت هم نکند انسان را. همین را می خواهم بگویم شعور انسان باید برسد که چه حوری باید خرح بکند یک موقع به اسم ارزان خریدن زهد نشود این نکته آدم هایی که خودشان عقلشان می رسد به محض اینکه ماده ی شهوات برایشان فراهم می شود سیستم زهد را در پیش می گیرند و طبیعتها را به رنگ فطرت در می آورند بالاخره روش های مختلفی هست که ما در این کلاس صحبت کردیم در سال های آغازین این بحث که در فرهنگسرای بهمن بودیم مفصل این بحث را کردیم اما کسانی که عقلشان نمی رسد بلوغ فکری ندارند عاقل نیستند این را تو نمی توانی به او بگویی که به احترام این بذاری در اختیارش بذاری بعد بگویی خودش باید اتنتخاب بکند هیچ وقت این جوری تیست چند روز پیش یک آقایی آمده بود خیلی آدم زاهد، آدم بسیار متدین، خیلی مراقب، یعنی من غالبا ندیدم که به غیر از خانه ی خودش چیزی بخورد اصلا دست نمی زند فقط خانه خودش غذا یا یک چیزی می خورد انقدر احتیاط می کند گاهی وقت ها مصلا چهل روز، چهل روز مراقبت و روزه .....دارد، آمده بود گفته بود این بچه من در خانه مادر زنم که یک مدتی بوده، خواهر خانم هایم و برادر خانم هایم، خود مادر خانمم دائم نوار های مبتذل و موسیقی گذاشتن دختر ما این جوری، خلاصه همین حالت عادی اش هم می رقصد، الان هم در خانه ی خودمان کسی یادش هم نمی آید که ما ازاین نوارها داشته باشیم بعد گفتم حالا تو چه کار کردی، بچه مثلا شش یا هفت ساله، می گوید من خودم رفتم نوار خردیم گفتم بابا جان این نوار اگر می خواهی گوش کنی گوش کن ولی بد است گوش نکن این همه نوار های خوب است این ها را گفتم خب کار اجمقانه ای کردی، در دین نمی شود این خیلی مهم است نباید خوراک در دسترس باشد، سلیمان جمع می کند که پیامبر خدا است می گوید این سحر ها آلوده می کند مردم را باید جمع بکنیم این خوراک باید جمع بشود در دسترس مردم نباید باشد نه اینکه ما مردم را آگاه بکنیم خودشان تصمیم می گیرند مصل همین سیاست مداران احمقی که ما داریم در این مملکت کم هم نیستند که محیط دختر و پسر آراد روابط دختر و پسر آزاد خودشان تصمیم بگیرند نمی شود ویدئو آزاد ماهواره آزاد چی آزاد، خودشان باید عقلشان به رشد برسد، اینا که چیزی نیستند که صغیر و نفهم نیستند که شما مردم را احمق و دیوانه فرض کردید، مردم عقلشان می رسد اگر ضرر داشته باشد استفاده نمی کنن این جوری نیست وقتی که در دسترس باشد استفاده می کنند یعنی نمی تواند استفاده نکند وسوسه می شود آن آدم (ع) بود، آن حوا(ع) بودپدر و مادرمان وسوسه شدن بهشان خدا گفت نروید این درخت را نخورید با یک وسوسه شدن تسلیم شدن مگر می شودکه نشه خوب می شود تا یک مربی،یک مسئول، یک مدیر، یک رئیس جمهور، باید تا می تواند در مجموعه خودش یک کاری بکند که ضمینه فساد فراهم نباشد یعنی چی یعنی تا آنجایی که وسعش می رسد تا آنجایی که امکانش هست باید زحمت بکشد کلکم راع وکلکم مسئولٌ ان رعیته پیغمبر فرمود همه شما راعیه، راع یعنی چوپان و از رعیت خودتان کسانی که زیر دست خودتان هستند مسئول هستید باید نگهبان باشید، راع یعنی نگهبان مراقب نسبت به همسر نسبت به فرزند نسبت، نمی شود مراقب همسرش نبوده، یک رفت و آمد های ناجور داشته می بینی که سر از جای دیگه در آورده مواظب بچه اش نبوده بچه اش روابط ناجوری داشته مدرسه ناجور، محیط ناجور، سرویس ناجور، محل تحصییل ناجور، نمی شود آقا مثلا دخترم آمده می خواهم بفرستمش کجا بفرستمش شهرستان کجا تهران یا شهرستان قبول شده؟ شیراز، چی می خواهدبرود شیراز بود نمی دانم، زبان بخواند نمی دانم، رایانه بخواند، کشاورزی بخواند، مدیریت صنعتی، بفرستمش برود یک لیسلنس بگیرد وقتی بیاد یک کس دیگری است, من خودم دخترم می خواست برود دانشگاه امسال گفتش که من می خواهم درس بخوانم گفتم که این را به شما بگویم که درس می خواهی بخوانی این دانشگاهها، مشخص کردم برایش، سه چهار تا دانشگاه، محل هایش هم این است، بعدا نیایی بگویی من کنکور قبول شدم کرج می خواهم برم کرج امکان ندارد بگذارمخ بروی این را بدان عریرم نمی گذارم بروی همین ها که خودم گفتم اگر می پذیری بسم الله، بخوان نمی خواهی هم نمی خواهد که بخوانی خوب قبول شدم کجا مشهد خوب مشهد من نمی دانم آنجا چه خبر است خوابگاهش چه جوری است، چه رفت و آمد هایی دارد، کلاس هایش چه جور ی است، خوب من الان خودم لااقل دارم ده سال دانشگاه دری می دهم خوب می روم و می آیم می بینم که چه جوریه دیگه از ناپاکی و بی اعتمادی نیست از این است این الان خیلی خوب خیلی با تقوا است ولی وقتی رها بشود برود محیطی که دائما دارد بمباران می شود چقدر می تواند مقاومت بکند بله هر کس همین طور احمقانه ترین کار همین است که یک نفر به خودش اعتماد بکند هودش حتی حضرت سلیمان می فرماید: و ما اُبَرِ النفسی ان النفس الما مراة باسوء من خودم را هم تضمین نمی کنم چه بر سرد به بقیه چه تضمینی وجود دارد واقعا برای همین این سیاست پرهیز سیاست دم دست نباید باشد لذا انسان باید دقت بکند از همین حضرت سلیمان و همین فرمایش درس بگیرد که اگر در شرایط وضعیتی قرار دارد که ممکن است این شرایط و وضعیت دائما طبیعت گرایی را به او تحمیل کند باید قیچی اش بکند حتی اگر مقدس ترین کارها باشد باید قیچی اش بکند تا متعادل شود. اتوجه فرمودید که چه شد. شما می خواهید بروید دعای توسل بخوانید، دعای کمیل بخوانید، می خواهید بروید جمکران وقتی می آیید به جای این که فطرت گرا باشید چی می شوید طبیعت گرا می شوید خوب نیست صرف اینکه جمکران خوب نیست باید سلامت و خوراک فطری شما تضمین شده باشد اگر تضمین شده نیست به درد نمی خورد سر خودت را کلاه نگذار هر چیزی همین طور است حوزه علمیه من چند تا از آقایان آمدن اصرار کردن خیلی حالت های خوب معنوی داشتند بعد اصرار کردند که ما برویم حوزه گفتم نمی خواهد شما نباید بروید حوزه گفت برای چه گفتم شما بروید حوزه فطرت هایتان ضعیف می شود در حوزه با اینکه حوزه جای مقدس است ولی شما الان آمادگی ندارید قرآن می فرماید: اگر بدون آمادگی کسی دقرآن بخواند چی می شود منحرف می شود، و لما یزیدٌ الطالمین الا الخسارا، گفتم شما بروی، شما در همین دانشگاه درس بخوان شما بازار با او کار کن به یکی از آنها گفتم شما همان در بازار بخوان همین سیر را بگیر برو نمکی خوبه شما هم دانشگاه درس بخوان حوزه نروید مطلقا یکی از آنها رفت حوزه دیوانه شد بعد از یک مدت واقعا هم دیوانه شد من رفتم سر وقتش این اصلا آدمی نیست که بتواند کنترل بکند آنجا بتواند در بیاد، آن بحثی که هفته گذشته کردم زیاده طلبی ها و علوم داشتن ها را اینکه بخواهد یک شبه ره صد ساله را طی کند و جای آمیرزا علی اقا قاضی و امام خمینی باشد خوب یک دفعه باعث می شود که خل شود برود پی کارش تمام شود یکی از آنها این جوری شد. یکی دیگر هم رفت آنجا یک مشکلات و مصیبت های دیگری برایشان بار آورد، یکی شان سر از تیمارستان در آورد، آن یکی شان هم که مصیبت کشیده بود بالاخره برگشت و رفت بازار گفتم تو همان برگرد بازار برایت بازار خوب است. باید دقت کنیم طبیعت که می گویم فقط همه اش نمی دانم چی، زن نامحرم، نمی دانم ماهواره، نمی دانم مشروب، این چیز ها اینترنت نیست، یک موقع هست که صورت ممکن است صورت مقدس باشد ولی طبیعت گرایی بیاورد برای انسان باید خیلی انسان هوشیار عمل بکند که خدای نکرده گرفتار نشود هر چی هست قیچی بخورد بعد مسیرت را عوض کن مسیرت را عوض کن جای خودش دانشگاه است. می بینی طرف رفته دانشگاه فاجر شده، فاسد شده، ما کسی داشتیم خط شکن بود در جبهه با من خط شکن بود ما پشت سرش نماز می خواندیم دقت می کنید یعنی همه می گفتند یک آدم دوست داشتنی خوب یک آدم نورانی هر کسی گفت، می گفتند فلانی آمد رفت دانشگاه یک رشته بد انتخاب کرد و در دانشگاه باد بردتش، باز کس دیگری داشتیم با من در جبهه بود خیلی آدم با صفایی بود، آمد یک سفر رفت سفر خارجی به آلمان زنش به من زنگ می زند می گوید آقای شجاعی نماز هم دیگه نمی خواند حق نداری چیزی را انتخاب کنی، قبول شدم خوب قبول شده باشی، بنده که الان این را دارم به شما می گویم موقعی که می خواستم بروم دانشگاه، آنقدررشته من یعنی رتبه ی من رتبه ای بود که من تمام رشته ها را می توانستم بروم هر رشته ای دوست داشتم می توانستم بروم بیست و سه رتبه ی من بیست و سه شده بود ، راحت هر جا که می خواستم می توانستم بروم، رفتم یک رشته ای که با فطرت من سازگاری داشته باشد اذیت نشوم در آن به هیچ وجه اذیت نشوم، همه چیزش دست خودم باشد انتخاب کردم همه می گفتند یک کسی که یک رتبه این جوری دارد باید برود یک رشته نان و آب دار، گفتم خوب تاریکی می آورد برایم نمی روم، ذهنم را مشغول می کنم نمی روم سرم را شلوغ می کند نمی روم برای چی برم آقا پول درش هست، اگر قرارباشد پول را خدامی دهدبه ما، چون پول در آن هست ما برویم خودمان را مشغول کنیم این احمقی نیست واقعا که آدم برود، رفته بود مشک آب را بگیرد خرس را گرفته بود در آب، حالا داشت می بردش می گفت ول کن این مشک را ول نمی کند من را ما می خماهیم ولش کنیم این ول نمی کند می روی رشته می گیردت، می روی نمی دانم این ازدواج نا بخردانه آنجا غرق می شوی، ازدواج نکن با این خانواده ازدواج می کنی غرق شد رفت پی کارش، این محیط کار نرو این محیط خراب است برای تو می روی آنجا می بینی بعد از یک مدت می بینی که یک جور دیگر می شود چون رشته است چ.ن قبول می شویم همه دوست دارند چ.ن خیلی نان و آبدارد خیلی سر و صدا دارد باید انتخاب بکنم نه حق نداریم انتخاب بکنیم به هیچ وجه حق نداریم انتخاب بکنیم ، بچه ات باید جمع بشود به هیچ وجه برایت کامپیوتر نمی خرم والسلام من خودم موقعی که خردیم برای بچه ها گفتند می خواهیم سی دی گفتم سی دی من می آورم اگر از دوستانت کسی در مدرسه بگیری، حتی دختر من دختر بزرگ من یک سی دی رفته بود آورده بود خانه سی دی خوبی هم بود گفتم حق نداری نظم بهم بخورد من باید سی دی بیاورم در خانه فقط سی دی که من می گویم استفاده بکنید نظم این جوری، با این نظم من اجازه می دهم می توانید بنشینید سی دی لماشا بکنید، برنامه بازی بکنید برنامه هایی که خودم انتخاب می کنم خودم می خرم این ها را انتخاب کردم برایتان بازی کنید بازی های مختلف متنوع همه جور هم هست اما اندازه ی خاص خودش از خودتان سی دی بیاورید در بازار بگویید این را برایم بخر این حرف ها نیستش، کس دیگری بیاورد نه مادرشان هم نه حتی می آورم می گذارم اینجا استفاده کنید در این ساعت ها اگر خوب جالا این را گوش بدهم فردا دختر خاله ممکن است دختر خاله اش دختر خوبی نباشد پسر خاله اش پسر خوبی نباشد این جوری این سی دی را ببر این را هم گوش کن ببین چه جوری هستش یک دفعه می بینی سر از یک چیز دیگری در می آورد یا قصد در کار هست یا ندانسته یک اشتباهی کی شود یا هزار تا مسئله دیگر الان تا شما سی دی فرستادن برای ما گفته آقای شجاعی این سی دی های شما خراب، مطالبش را عرض کردم فرستاده بودند موسسه که این چیز هستش درست ضبط نشده این ها من گفتم حالا کنترل بکنید ببینید چی بوده حالا کار خدایی بود گفتم کنترل کنم ببینم چی هستش، مطالب ما را پاک کرده بودند دو تا فیلم مبتذل روی آنها ضبط کرده بودند روش نوشته بودند استاد شجاعی قشنگ ضبط کرده بودند سوپر سوپر خوب حالا این را یک نفر بگوید برویم نوار استاد شجتعی گوش دهیم یک ذره هدایت بشویم خوب چه اتفاقی می افتد؟ همین چند تا که برای خودم فرستادند چهار مورد برای من فرستادند آمده این جوری خوب یاد نگیرید شما هم حالا فردا ما را اذیت بکنید این جوری است دیگر خلاصه نه نه اگر با بچه درست رفتار کنی دوستانهع تو تربیت توضیح دادم این ها را اگر این جوری باشد مطلقا نمی رم این کار را بکنند این ها واقعا مطلقا نم روند یک کسی برایشان بگذارد نه این جوری باید با هاشان رفتار کنی بیش تر از همه ی طرف تربیت همین نیست که من گفتم این یک طرف قضیه است بقیه اش رهم برقراری ارتباط دوستانه و خوب یک رابطه ی خوب خوب دوستانه که علاقه به این چیزها پیدا نکند بد بدانند خودشان این چیزها را بد بدانند من الن خودم یک موقع هایی در ماشین می نشینم این پسرم احمد یک موقعی چپ چپ نگاه می کند یک مو.قع هایی می کویم چیه می گوید این نوار هاش از آنهایی که در قیامت سرب داغ می ریزند در گوش آدم ها بگو خاموش کند می تواند گوش کند و لذت ببرد من هم چیزی به او نمی گویم به راننده چون می گم رادیوی خودمان است چیزی نمی توانیم بگوییم بهشان ولی آن حواسش هست به او هم می آید متنفر است از این کار این جوری نیست که فرضا بره بنشیند یواشکی خانه پسر خاله اش عیاشی راه بیاندازد و کار های این جوری بکند نه باید همه قسمت ها درست باشد یک قسمت ها همین است در دسترس نباشد لااقل تا یک مدت زیادی در دسترس نباید باشد ولی از آن طرف باید خوراک بدهید، خوراک های فطری و همراه با عاطفه این یادتان باشد اگر خوراک پیامبر، قرآن می فرماید: اگربا عاطفه این خوراک ها را نمی دادی هیچ کس دورت جمع نمی شد معجزه هم بیاوری فایده ندارد. خوراک فطری تماما باید با عاطفه داده شود بهروزی داده شود، یادتان نرود بس است دیگر ان شاء الله بعدا ادامه خواهیم داد والحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله طاهرین.
منظورم قرنطینه کردن نبود من که دارم به شما می گویم خیلی از کشورهای دنیا رفته ام ارتباطم خیلی زیاد است، عرض کنم خدمتتان ولی باید انتخاب بکنید به نحوی که آسیب نبینیم قَمع زدن حرام است به فتوای مقام معظم رهبری اگر کسی هم گفت مرجع ما احازه داده حرام نکرده فایده ندارد چون ایشان حرام کردن حرام است مراجع تقلید برای بعضی از حیوان ها مثل سوسک بعضی از چیزهای دیگر اجازه دادند که شما این ها را مثلا از بین ببرید چون موضی هستند و اذیت کنندهاند و درد سر درست می کنند. ممکن است آلودگی بیماری بیاورند برای انسان اگر می خواهیند به فکر مسلمان ها باشید و کمکشان بکنید در درجه اول باید خودتان را تقویت بکنید بله صدقات را هم حاج آقا فرمودند که آنهایی که صدقات را آوردن خدمت حاج آقا بدهندمن قبل از اینکه این سوالات را جوال لدهم خواهر ها تشریف داشته لاشید جناب آقای دکتر مهدوی از دوستان ما هستند و خیلی انصافا زهمت زیادی برای موسسه و مجمع کشیدند به خصوص فعالیت های خارج از کشور، ایشان به سرطال مبتلا شدند سرطان دستگاه گوارش بعد زنگ زده بود از شما التماس دعا داشتند ال شاء الله عزیززان برای شفاء این عزیز حتما یادتان باشد در خلوت هایتان دعا بکنید و بخواهید که خداوند زودتر ایشان را شفاء بدهد الآن هم با حضور قلب یک سوره حمد را قرائت می کنیم. برای کاسبی اگر میبینی که خودتان به اذیت می افتید نباید بروید مسئله داده ها چه جوری اش را باید مشاوره بشود میل به خاطر مسائل مالی با انسان رفتو آمد نکنند این جور فامیل اضلا نیایند. در رابطه با تقویت تمرکز یک کتاب هست به همه عزیزان توصیه می کنم از موسسه بگیرند به نام تند خوانی آسان که یک مقدار در رابطه با متن ها یادگیری به حافظه سپردن مسلئل این جوری بقیه را هم که من دادم شب های احیا درس تمرکز را می گویم عزیزان تشریف می آورند یاد می گیرند. عزیزان یک مقدار عکس مقام معظم رهبری با قیمت ارزان چاپ کردند من دیدم، خوب است گفتم که بیاورند.