جلسه 076 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
76
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 076 - تفسیر قرآن

من یک مروری روی آیه 95 می کنم و بحث 96 را شروع خواهیم کرد بحث این بود که یهودی ها ادعا داشتند که دوست خدا هستند و بهشت مال این ها هست. خداوند هم برای رد ادعای این ها می فرماید که اگر شما واقعاً دوست خدا هستید و آخرت مال شما است آرزوی مرگ کنید که گفتیم آرزوی مرگ یعنی آرزوی تولد به مرحلۀ بالاتر حیات ما قبلاً در رحم دنیا بودیم به این جا متولد شدیم الان در رحم دوم که دنیا هست هستیم متولد می شویم به عالم برزخ مرحله بعد که در برزخ هست به هر حال دلیلی ندارد که انسان عاشق رسیدن به مرحله بالاتر نباشد چرا؟ چون همه تلاش هایی که ما داریم در دنیا انجام می دهیم برای این است که می خواهیم کامل باشیم اگر دنبال پول می دوی برای این است که می خواهیم به وسیله پول محدودیت هایمان را برداریم یعنی می خواهیم کمال پیدا بکنیم یعنی می خواهیم هر وقت چیزی را خواستیم بتوانیم داشته باشیم دنبال علم می خواهیم کمال پیدا بکنیم یعنی می خواهیم هر وقت چیزی را خواستیم بتوانیم داشته باشیم دنبال علم می رویم اگر خالصانه برویم می خواهیم از فشار نادانی و جهل خارج شویم. بنابراین باز هم می خواهیم از محدود بودن دریابیم و به نامحدود بودن برسیم. لذت، قدرت، هر چه را بخواهیم در واقع ما طالب این هستیم که وجود محدود را به وجود نامحدود تبدیل کنیم. هر کمالی را که می خواهیم این را می خواهیم بنابراین مُردن یک کمال عالی است، چون تولد، قدرت ما را فوق العاده زیاد می کند شما اگر شب ها که خواب می بینید توجه بکنید به بدنتان با بدن برزخی تان، بدن مادی تان، محدودیت دارد ولی شب ها شما می بینید با بدن برزخی تان پرواز می کنید دیدید توی خواب دیگر مثلاً این جا هستید 5 دقیقه بعد می روید کربلا، می روید مکه آن جا عالمی هست که قدرت شما میلیاردها بیشتر یعنی شما به کمال نزدیک تر هستید. مثل بچه، بچه وقتی از رحم مادر متولد می شود آن جا یک حدی می تواند رشد بکند بقیه رشد و قدرتهایش را توی دنیا به دست می آورد. از این جا که متولد شویم به برزخ فوق العاده قدرت ما از همه جهات بیشتر می شود. از نظر علم و معنویت. و معارف، خدا رحمت کند اموات را، اخوی من درس ها را پیش من خوانده بود نوارها را گوش کرده بود، کلاس ها را می آمد می گفت: به آقای شجاعی بگویید همه آن درس هایی را که به ما گفته بود این جا برای یادگیری اش یک دقیقه وقت بیشتر لازم نبود همه را یک جا به ما گفتند، بنابراین شما وقتی متولد می شویم آن جا از نظر معارف. اطلاعات و علوم مختلفی که دوست دارید و سلیقه تان می کشد. هر چقدر بخواهید رشد دارید ان جا از نظر لذت خیلی فرق می کند دوست دارید و سلیقه تان می کشد، هر چقدر بخواهید رشد دارید آن جا از نظر لذت خیلی فوق العاده فر ق می کند از نظر قدرت خیلی فرق می کند از نظر حس های زیبا طلبی و رسیدن به زیبایی ها فوق العاده فرق می ند هر چه بخواهید به هر حال آن جا میلیاردها برابر قشنگ تر از این جا است و کامل تر است بنابراین دلیلی ندارد ما از آن بترسیم ترس پس ناشی از چیه؟ پس این ترس طبیعی نیست که ما بترسیم از این که به آن جا برویم. ترس از باطن قضیه است که باطن قضیه راقران خیلی قشنگ می گوید، این که شما نمی خواهید متولد شوید، مگر شده یک جنین نخواهد که متولد شود، شما تولد این قدر شیرین است که مادر دوست دارد زودتر بچه اش متولد شود پدر دوست دارد بچه اش متولد شود بیرونی ها غیر از پدر و مادر خیلی ها دلشان آب می شود این نوزاد را ببینند وقتی هم می آید جشن می گیرند آن طرف هم همه اش جشن داریم ما یعنی آن طرف جشن های زیادی به مناسبت تولد ما گرفته می شود ولی باید حواسمان باشد که باید تولد سالم باشد مشکل ما این نیست که آن جا قشنگ نیست زیبا نیست واقعاً صحنه بعد از این جا رفتن بد است آن جور که روایات ما فرموده آیات الهی می فرماید همه آن طرف هر چیزی که آن طرف است خیلی قشنگ تر و زیباتر و شیرین تر از این جا است. نحوه انتقالش هم همین طور که گفتم مثل بو کردن یک گل است. عروسی اصلاً دیگر. عروسی مشکل توی نوع تولدمان هست یعنی ما می دانیم خراب کاری کردیم، آماده نیستیم، یک بار یکی از این روح ها داستان، داستان جالبی است. به یکی از اهل دنیا به یک آدم صاحب مکنت و مقامی گفت که چقدر دنیا را دوست داری؟ گفت خیلی دوست دارم، گفت مال ثروت دنیا؟ گفت خیلی دوست دارم گفت چقدر سرمایه گذاری کردی برای این که به دستش بیاوری؟ گفت خیلی تمام عمرم را گذاشتم. گفت همه آن چیزی که دوست داری رسیدی؟ گفت نه به یک صدمش هم نرسیدم گفت: نگاه کن این همه عمر گذاشتی برای چیزی که می طلبی چقدر به آن رسیدی، حالا آخرتی که نمی خواهی و نمی طلبی فکرمی کنی چه گیرت می آید از آخرت، هیچ طلبی نداری اصلاً عاشقش نیستی نمی خواهی اش دنیا طلبیدیم به جایی نرسیدیم / یا رب چه شود ز آخرت ناطلبیده.

حالا به تعبیرهای مختلفی این شعر را گفتند آخرتی که نخواستیم به چه می خواهیم برسیم موضوع این است که ما نمی خواهیم اصلاً حرکت می کنیم، جدّی برای ما نشده است این قضیه، توجه فرمودید، طالب نیستیم قران وقتی که می خواهد در مورد انسان های متعادل صحبت کند، انسان هایی که تعادل دارند شاد هستند، همیشه، همیشه متعادل اند، می گوید این ها دائماً ذکرُالدّار دارند این کلمه قرانی است ذکرُ الدّار یعنی یاد خانه هستند همیشه یاد تولد اند به تولد فکر می کنند و واقعاً طلب در آن ها هست. جدی گرفتند قضیه تولد را. واقعاً برای آن جا یک حسابی توی زندگی شان و یک وقت گذاری توی زندگی شان کردند نگاه کنید مثلاً دانش آموز دارد درس می خواند، همه اش فکر می کند برای کنکور می گوید من سال اول هستم باید یک طوری درس بخوانم برای کنکور، چون فکر می کند پس طلب دارد نوع درس خواندنش را تنظیم می کند، آن هایی که می دانند می خواهند دانشگاه نروند و از الان هم خوب درس نمی خوانند می گویند همان ده هم قبول شدیم شدیم اون دیپلم را بگیریم فقط، ولی اونی که خیال دارد برود کنکور خوب می خواند یا برای آینده، یکی می خواهد در آینده ازدواج کند از الان فکر می کند به مقولۀ ازدواج پدر و مادرش فکر می کنند، برایش جهیزیه می گذارند کنار، یک فکرهایی می کنند یا هر برنامه دیگری، آخرت اگر مطلوب باشد جزو برنامه ریزی های ما می آید یک جور در برنامه ریزی هایمان می آید، بالاخره از این ساعت تا این ساعت را ما اختصاص می دهیم به تهیه استعدادهای ویژه تولدمان به برزخ و ملکوت ما این کار را نمی کنیم یعنی وقت جدی نمی گذاریم یعنی مطلوب ما جدی نیست. می گوید شما که دنیا را این همه طلبیدید به کجایش رسیدید چقدر توانستید داشته باشید به بالاتر از دست های خودتان نگاه کنید که هزاران برابر بیشتر از شما دارند ولی گدا هستند تشنه هستند، آخرتی که نمی طلبیم چی؟ وقت نمی گذارید برایش چه سرمایه گذاری نمی کنید برایش چی؟ این جا است که آدم می فهمد که رغبتی ندارد از همین جا از نظر روانی بی رغبتی به برزخ و آخرت شروع میشود. یعنی شخص نمی خواهد توی برنامه ریزی های زندگی اش فکری برای ابدیت بکند. فکری برای تولد بکند یعنی وقتی دغدغه هایش را می شمریم دانه دانه و نگرانی هایش می بینی دغدغه هایش عبارت است از خودش، همسرش، فرزندانش، آینده فرزندانش و مسائل دنیایی ولی وقتی می خواهی از دغدغه های شخصی اش بگی، می بینی هیچ دغدغه ای برای تولد ندارد. برای برزخ، اصلاً وقت نگذاشتند که چیزی را تحصیل کند برای همن هم ما از مُردن بدمان یعنی وقتی اسمش بیاید اشمئزاز پیدا می کنیم حالمان به هم می خورد یا می ترسیم از آن قرآن در مورد یهود درست روی همین گذاشته می گوید اگر شما واقعاً دوست خدا هستید « فَتَمَنَّو المَوتَ اِن کُنتم صادقین» اگر اهل محبت صادقانه هستید هیچ محبّی لقاء محبوب خودش را مکروه نمی داند خوشش می آید که لقاء داشته باشد بنابراین از مرگ ترسی نداریم، از ملاقات ترسی نداریم برای چه بترسیم مگر می خواهیم کجا برویم پیش محبوب ها داریم می رویم شما نگاه کنید شوق اهل بیت به رفتن را. و کسانی دیگر حالا اهل بیت به همی کسانی که اسم هایشان سر کوچه های ما است شهدا و کسان دیگر. با چه اشتیاقی رفتند، باور داشتند دیگر، به صورت جدی، باور داشتند ما علت این که دلسردیم، ناراحتیم اسمش می آید اشمزاز پیدا می کنیم، کراهت داریم این است که هنوز مطلوب ما نیست باورش نکردیم به صورت جدی، مطلوبمان هم نیست شوقی هم برایش نداریم برای این که کمال و بیشتر ترجیح می دهیم به جای این که به کمال های حقیقی فکر کنیم به کمال های کاذب و موهوم در دنیا فکر بکنیم و سرمایه گذاری بکنیم عمرمان را جوانی مان را، استعدادمان برای رسیدن به کمالاتی که آن کمالات نهایتش این است که به چهار نفر پُز بدهیم مثلاً از فلان کس جلو بزنیم مثلاً رقابت ها را شما نگاه کنید کسی تلاش می کند از برادرش جلو بیفتد رقابت می کند حتی از پدرش جلو بیفتد. مثلاً جلو باجناق هایش کم نیاورد، این سعی می کند جلو جاری اش کم نیاورد جلو خواهرهاشی کم نیاورد رقابت ها این جوری شده است ولی در مورد حرکت به سمت ابدیت ما آن چهار تا اصل را رعایت نکردیم که. 1- عقب گرد ممنوع، 2- توقف ممنوع، 3- سرعت، 4- سبقت. که باید سبقت بگیریم اصلاً کاری با این نداریم ما اصلاً هیچ فکر جدی ای برایش نداریم برای همین مطلوب نیست، قرآن هم همین را می گوید، پس 94 گفت: « اگر واقعاً دوست خدا هستید پس طلب داشته باشید» آرزوی مرگ کنید. به طور طبیعی یک کسی که کمال خواه است نباید از رفتن بدش بیاید اصلاً نباید بدش بیاید، بعضی وقت ها می آیند از من سؤال می کنند که این جوون بود 20 سالش بود 25 سالش بود بچه خوبی هم بود، رشد خوبی هم داشت آن وقت مُرد اگر می ماند توی دنیا بیشتر جمع می کرد مُرد، چه اتفاقی می افتد؟ اگر واقعاً طبق قضا و قدر الهی رفته باشد، همه چیز طبق قضا و قدر الهی است اگر خودش سهل انگاری نکرده باشد هر طلبی توی دلش این جا بوده، آن جا به او خواهند داد. اگر می ماند 70 سال، می خواهد 70 سال بماند کمال کسب کند آن جا به او می دهند، غصه ای ندارد که چه غصه ای دارد آیه 95 می گوید که اگر دوست داشتن خدا اثر ذاتی اش تمنای مرگ هست که همین هست یهودی که ادعا می کنند دوست خدا هستند « » خودشان باطناً می دانند خراب کاری کردند لذا هرگز تمنای مرگ را به صورت واقعی ندارند انسان می داند که وقتی متولد شود آن طرف اگر تلاشی نکرده باشد برایش کاری نکرد باشد برایش، جزو لنگ بودن والاّ کار دیگری نیست، لنگ است آن جا گرفتار است نمی تواند هم برگردد توجه فرمودید ولی کسی که واقعاً از جوانی پیوند برقرار کند با ابدیت با برزخ و با بالاتر از برزخ، این هر وقت اسمش می آید قند در دلش آب می شود یعنی واقعاً ناراحت نیست وقتی خطری جانش را تهدید می کند کَکَش هم نمی گزد، با نشاط ، آرامش دارد چون تلاش کرده است برای آن چیزی که دوست دارد به آن برسد چرا نرسد چرا آن طرف متولد نشد چرا اشتیاق نداشته باشد. قرآن می گوید این ها به هیچ وجه چنین آرزویی نمی کنند چون خراب کاری کردند «» آن چیزهایی که جلوتر فرستادند بعد می فرماید: «» خداوند ظالمین را می شناسد « » خدا می داند که این ها نمی توانند آرزوی مرگ کنند چون می دانند چه خراب کاری هایی کردند خدا هم می داند. « اِنَّ الانسانَ علی نَفسِهِ بصیراً» بنابراین مبنا در این که شما درست زندگی کردی یا درست زندگی نکردی، از جوانی و عمرت خوب استفاده کردی یا نه؟ مبنا این است که به تولد چقدر فکر می کنی و چقدر شوق تولد داری به آن نمی رسی حداقلش این است که در خیالش با معشوقش خلوت می کند، این درست است دیگر هان درخیالش، این یک قاعده است استثناء بردار هم نیست وقتی در بیرون به آن نمی سی گر میسّر نیتس بر من کام او/ عشق بازی می کنم با نام او. انسان در خیال با معشوق خودش خلوت می کند ببین الان اگر ما واقعاً خداوند را دوست داشته باشیم اهل بیت را دوست داشته باشیم « اللّهم اجعل محیای محیا » دوست داریم با آن ها زندگی کنیم و با آن ها بمیریم، « ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخرة » ما دوست داریم در دنیا و آخرت با شما باشیم، اگر واقعاً صادق باشیم در این قضیه ابدیت و کمال را بخواهیم باید شوق آن جا را داشته باشیم، مبنا در این که داری درست عمل می کنی یا نه این هست که چقدر شوق آن جا را داری، چقدر حاضری در روز ترمز را از ارتباطات روزانه ات و متعارف بکشی و بروی یک جا خیال بافی کنی برای خودت نماز همین دیگر. نماز، ادعیه، شب زنده داری برنامه های عبادی، خلوت های دسته جمعی یا فردی برای عبادت همین هست که من از زندگی از شرایط عادی زندگی خسته ام می خواهم یک مقدار برای کسی که یا چیزی که واقعاً دوستش دارم می خواهم توی خیالم با او لذت ببرم. امام سجاد علیه السلام در برنامه های بعضی از عزیزان نوشته ام مناجات خمس عشررا ببینید آن جا می فرماید: چقدر خدایا لذت دارد که من در اوهام خودم به سوی تو سیر کنم، « ما الذخو اطَرَز الهام» یا جای دیگر دارد چقدر شیرین است که من در اوهام خودم، وهم خودم خیال خودم با تو خلوت کنم یعنی خیالش هم لذت بخش است، وصف العشق نصف العشق» یعنی خیال خیلی لذت بخش وقتی آدم خلوت می کند با معشوقش در خیال خودش، ببین وقتی حال خدا را نداری می گوید آقا من اصلاً فرصت نمی کنم نماز ظهر و عصر و نمز عشایم را به زور می خوانم. همین نماز معمولی ام را یک چهار رکعت می خوانم می روم دنبال کار خودم دوباره، این یعنی اصلاً هیچ خیالی برای آن جا ندارد یعنی اصلاً شوقی ندارد ولی کسی که شوق دارد یک موقع هایی ترمز را می کشد خسته است می خواهد برود استراحت کند، استراحتش این است که با معشوقش خلوت بکند و این که شما می خواهید ببنید درست عمل کردید، این که شما حوزه رفتید، دانشگاه رفتید آدم خوبی هستید 50 سال است عبادت می کنید اصلاً مهم نیست. دقت می کنید هیچ اهمیتی ندارد، مهم این است که آیا این درس خواندن ها حوزه رفتن ها دانشگاه رفتن ها، حرم رفتن ها، عبادت کردن ها، محصول داشته یا نداشته، زمین هایی که کندی به چاه آب خورده یا نخورده، والاّ خیلی ها چاه می کنند ولی به آب نمی خورد کِی به آب می خورد؟ زمانی که تو بتوانی در خیال خودت با معشوق خودت خلوت کنی و لذت ببری حداقل ما درست عمل کردیم و چقدر داریم درست می رویم؟ این که چقدر به تولد فکر می کنیم و برنامه ریزی می کنیم. عقلاً هم محکوم است یک کسی که چیزی را دوست دارد مقدماتش را برایش فراهم نکند یعنی یک کسی که در بدترین شرایط باردار شده توی بدترین شرایط توی زمانی که می داند باردار است یا کسی می داند پدری می داند همسرش باردار است بدترین شرایط را فراهم کند خوب این بچه خوب از کار در نمی آید یا وقتی می داند باید متولد بشود شرایط کافی برای تولد فراهم نکند بچه بمیرد یا سقط شود خوب این معلوم است که طلبی نیست واقعاً ولی وقتی به تولد قشنگ فکر می کند مثل مرحوم الهی قمشه ای، ترسم که این تن که حائل است به جانم / سقط کند کودک عزیز روانم. یعنی برای سقط شدن واقعاً می ترسد برای کودک عزیز روانش دغدغه شخصی دارد تو برنامه ریزی های روزانه اش می رسد به این کودک مثل مادری که به بچه هایش می رسد کودکِ شما دیگر به خودش هم که کودک عزیز روان هست مهربانی بکند و فکر بکند به خودش هم برسد خودش را هم تغذیه کند خودش را هم تاتی تاتی بکشاند بالا. یا نمی تواند بدهد دست کسی آن را بالا بکشد. دست کسی را بگیرد برود بالا، کودک عزیز روانم، اگر این مبنا نباشد، پس ما باید یا در عمل خلوت کنیم من بعضی از عزیزان می آیند و به من می گویند که وقتی می آیند حرف می زنند ادعا خیلی دارند می آید مشاوره با چه سختی هم وقت می گیرد می گوید من می خواهم رشد معنوی داشته باشم می خواهم شاد باشم هیچ جایی را ندارد برای خوراک هایی که آرام بخش هست برایش اصلاً تغذیه انسانی ندارد از ساعت 5 صبح تا 1 نصف شب می بینی هیچ وقتی نگذاشته برای غذا خوردنش خوب یک کسی که می خواهد بدن سالم داشته باشد باید غذای سالم بخورد اگر می خواهد روح سالم داشته باشد باید غذای سالم بخورد یکسری وقت ندارند اصلاً ، حالا برنامه ریزی می کنی توی برنام اش هم می نویسی این کارها را انجام بده می آید می گوید من اصلاً نرسیدم بعد 6 ماه می آید دیگر می گوید این برنامه را من نتوانستم عمل کنم آن وقت شما چه طور انتظار دارید که متعادل و شاد باشید چطور انتظار داری آرام باشی. تو غذا به روحت ندادی که آرام باشی و شاد باشی وقت نگذاشتی برای این قضیه همه اش گرفتاری ها و دغدغه های طبیعی بوده خدا هم، این فرمول خیلی مهم را یادتان نرود خدا هم جزء سنت های لا یتغیّر هست این را یادتان باشد. ببینید این آب اثر ذاتی اش چیست که تشنگی را برطرف می کند مایع است جایی می ریزد خیس می شود. برای طهارت به درد می خورد و چیزهای دیگر، اثر ذاتی آب دیگر، خداوند اثر ذاتی پرداختن به ابدیت و تولد را این گذاشته است که امور دنیایی شما سهل می گذرد آسان می گذرد و به دنیا گفته دنیا، حدیث قدسی است، هر کس که آخرت را ول کرد یا من را وِل کرد چسبید به تو برای این که بیشتر موفق تر باشد او را بدوان، لذا اگر شما دنیای شیرینی هم که می خواهید و آرامش هم می خواهید باید تحت هر شرایطی با هر بلایی بتوانید آرام و شاد باشید این هست که در طلب آخرت جدی باشید در طلب معنویت جدی باشید وقت بگذارید برایش وقتی گذاشتی دنیا خیلی پست می شود جلویت و خدا هم دستور داده به دنیا، خدمت بکن، بدو دنبال کسی که به تو توجهی ندارد، اما اگر کسی به تو توجه کرد خواست به سمت تو بیاید بدوانش، لذا کسانی که از آخرتشان سرمایه گذاری می کنند از معنویتشان سرمایه گذاری می کنند از خوراک های روحی شان سرمایه گذاری می کنند برای این که دنیای آبادتری داشته باشند این ها همیشه هشتشان گرو نُهشان است مشکلاتشان زیاد است وقتشان خیلی تلف می شود افسردگی و غصه هایشان هم بیشتر می شود توجه فرمودید چه طور شد؟ حتی اگر ما دنیای شادی هم بخواهیم دنیای شاد و آرامی بخواهیم باید آخرت رو جدی بگیریم والاّ اگر ابدیت و تولد سالم را جدی نگیریم دنیای سالمی هم نخواهیم داشت. این فرمولی است که خدا قرار داده است تخلف ناپذیر است. لذا فکر کنی حالا امروز این کتاب را نخواندم عیبی ندارد امروز این نوار را گوش نکردم امروز این کلاس را نرفتم عیبی ندارد امروز این عبادت را انجام ندادم عیبی ندارد به کارهایم برسیم کنکور دارم کار دارم جدّی است و فلان و این ها مطمئن باش توی همه آن ها شکست می خوری حتی اگر نتیجه هم بگیری قبول هم بشوی در نهایت 20 سال بعد به ضررت تمام می شود و جز افسوس و حسرت و آه چیزی در بساط نخواهی داشت لذا خیانت به کودک عزیز روان. یک مادر نمی تواند بگوید من شوهر دارم بچه بزرگ دارم پدر دارم ولی به نوزادش نرسد. نوزاد شیر بخواهد باید به او شیر بدهد غذا بخواهد باید به او غذا بدهد مراقبت بخواهد باید مراقبش باشد نمی تواند بگوید نوزاد من حالا فعلاً بابام مرده هم بابام را دارم تو مثلاً تا چهلم بابام شیر نخواه هان. نمی دانم تا ختمش جات را خراب نکن غذا نخواه نمی شود نوزاد می خواهد، کودک عزیز روان یعنی فطرت غذا می خواهد مثل طبیعت که همیشه غذا می خواهد من چه بابام مرده باشد چه نمرده باشد ظهر که می شود ضعف من را می گیرد، باید بروم غذا بخورم حالا از شدت غصه نهار هم نخوردم ولی شام را باید بخورم شام هم نخوردم صبح که دیگر زخم معده می گیرم غذا می خواهد، ما می آییم به خاطر رسیدن به مسائل دنیایمان این کودک عزیز روان را دائماً به آن خیانت می کنیم یعنی همیشه محروم نگهش می داریم برای همین هم نمی توانیم شاد زندگی کنیم آرام زندگی کنیم شاد هم نمی میریم، این قاعده اش هم همین است یعنی خدا ناموس خلقت همین است نمی شود تخلف کرد آقا بچه شما سوء تغذیه گرفته چشم درد دارد سردرد دارد پادرد دارد، موهایش می ریزد وقتی او را بردی دکتر، دکترمی گوید این ماده این ماده این ماده کم توی بدن این نیست بیا این ویتامین ها را به او بده توی غذایش هم این ها را بریز این جوری کن این ها را باید بخورد تا خوب شود ما چطور انتظار داریم که می خواهیم، شاد ، متعادل ، قوی، آرام، قدرتمند باشیم در زندگی بدون این که خوراک هایی که ما را شاد و قوی و قدرتمند می کند خورده باشیم، هیچ وقت با پیروزی های دنیایی شادی و قدرت روحی و خوشبختی نمی آید پیروزی های دنیایی یک مقدار محدودی می تواند برای ما پایه درست کند، بقیه را باید روحت شخصیتت قوی باشد و غذا بخورد، شخصیتت غذا بخورد، خوب غذا نداری به او بدهی، کو کلاست؟ کو نوارت؟ کو خلوتت؟ کو نماز با حضور قلبت؟ کو خلوتت با خداوند؟ کو شبت؟ کو سحرت؟ کو جمعه ات؟ کو شب جمعه ات؟ نمی شود این جوری ما غذا نخوردیم ضعیف بار می آییم. چه انتظاری داری نه دنیای خوبی خواهی داشت نه آخرت خوبی، بچه غذایش را می خواهد کودک عزیز روان را نبادی به آن خیانت کنی، یک کسی نامه نوشت، ابوذر گفت که نصیحت کن من را، گفت هرگز به عزیزترین کَست ظلم نکن، آن نوشت که یعنی چه اگر کسی عزیز من باشد چه ظلمی به او می کنم فرمود: خودت از هر کسی برای خودت عزیزتری ولی همیشه به خودت ظلم می کنی، چون شما به محض این که از این دنیا بروی متولد بشوی تا بروی آن جا مثل بچه ای که متولد می شود، گفتیم تولد به آخرت تولد تکوینی هست اعتباری نیست حساب و کتاب بیاورند نامه بیاورند که چقدر ثواب کردی چه شکلی متولد می شوی مثل بچه از نوع تولدش شکلش معلوم است که این دوران رحمی خوبی داشته یا نه، معلوم است مادر خوب زحمت کشیده یا نه، در آخرت هم همین طور است کاری ندارد تو لیسانسی، فوق لیسانسی، دکترا داری چقدر پول داشتی خانه ات چه جوری بود چند تا بچه داشتی برای بچه هایت چه کار کردی؟ کا با این دارند که تو چقدر با شرایط زیستی آخرت سنخیت داری خودش دارد فریاد می زند، خودش دارد می گوید به ما، یعنی نوع تولد تأمین کننده است. « اقرأ کتابکَ کما بنفسِکَ الیومَ علیکَ حسیبا» نوع تولد می رساند حالا شما فکر کن اگر بخواهی متولد بشوی با بهشت چقدر سنخیت داری، حداقل بهشت است دیگر، بهشت که غایت ما نیست. نگاه کن ببین اخلاقت چقدر بهشتی است، معنویت چقدر بهشتی هست شخصیتت چقدر بهشتی است این نشان دهنده این است که تو الان این 20 سال 30 سال را چه کار کردی پس مبنا را از دست بدهیم و خیانت به کودک عزیز روان نکنیم هر چه کم بگذاریم و بعد آخرین فرمول این بود که ما باید به گونه ای زندگی بکنیم که هر لحظه آماده تولد را داشته باشیم« کل دنیاک کأنَّکَ تَعیشُ ابداً و کلّ آخرتکَ کأنَّکَ تموتُ غداً» برای دنیا یک طوری برنامه ریزی کن که انگار همیشه می خواهی بمانی توی این دنیا درست برنامه ریزی کن، ضعیف عمل نکن در کارهای دنیایی ات سست عمل نکن در کارهای دنیایی ات. این که نچسبی به دنیا با این که دنیا سستس و ضعیف عمل کنی دو تا مقوله هست ها در روانشناسی عاقل و جاهل توضیح دادم در دشمن شناسی هم گفتم. برای دنیایت یک جوری برنامه ریزی کن که دنیایت لنگ نماند ولی برای ابدیتت هم یک طوری برنامه ریزی کن که انگار فردا می خواهی بمیری وقتی مردی سالم متولد شوی تنبلی درکارهای دنیایی نکنید ولی در کارهای آخرتی برنامه ریزی کنید بزرگ ترین اشتباه در کسانی که سر کلاس های معنوی می روند و یا درس های استادهای معنوی گوش می دهند یا کتاب معنوی می خوانند همین است که وقتی می خواهند عاشق آخرت شوند می خواهند از دنیایشان سرمایه گذاری کنند هم می خواهند کم کنند این غلط برنامه ریزی باید بکنید یعنی ساعتت را باید تقسیم بندی کنی والاّ این جور نیست که تو اگر بخواهی بروی به سمت آخرت از دنیا کم بگذاری، الان ما افرادی داریم چون می خواهند به آخرت بپردازند توی کارهای دنیایی شان این قدر کوتاهی کردند که فسادهای زیادی خودش و اعضای خانواده اش را گرفته است همه اش می خواهد به آخرت بپردازد این غلط است « مَن کَسَلَ اَن امر الدنیا فهو امر الآخرةِ اَکسَل» کسی که توی کارهای دنیایی اش کسل است توی کارهای آخرتی اش هم کسل است یک دختر خانمی آمده بود چند سال این با من بحث می کرد، چند سال می گفت من می خواهم به معنویت برسم می خواهم به اوج برسم مثل فلان ولی خدا باشم و این ها، می گفت من ازدواج مطلقاً نمی کنم نمی خواست ازدواج کند، خانواده اش هم می گفتند که بابا این دارد تند تند برایش خواستگار می آید خواستگارها را رد می کند از همین ازدواج نکردنش کلّی مشکلات گیرش آمده بود می گفت ازدواج یعنی این که من باید بروم بچه داری بکنم ظرف بشورم خدمت بکنم مثل خیلی از زن های معمولی، من می خواهم قدرتمند باشم یعنی می خواهد توی چیزی که فطرت و خداوند برایش گذاشته و همین هم عبادت است و می تواند رشد دهنده باشد کوتاهی بکند حال نارد تنبل کسل است توی کارهای دنیایی اش بعد می خواهد توی کارهای قطعی و مسلّم دنیایی وظایف قطعی دنیایی اش به آخرت برسد این نمی شود ما بعضی از افراد داشتیم سر کار نمی رفتند یک خانمی آمده بود می گفت شوهرم این قدر من را دوست دارد سر کار نمی رود دلش تنگ می شود برای من مثلاً می گوید من می روم دوساعت آن جا این قدر دلتنگ می شوم که نمی توانم مجبورم بیایم خانه کارش را از دست داده بود یعنی از آن طرف افتاده بود خوب این فردا می خواهد باد هوا بخورد خیلی بی عقلی است دیگر یعنی چیزی که مفروض هست امام علی علیه السلام می فرماید هیچ وقت وظایف واجب دنیایی تان را کوتاهی نکنید برایش تلاش کنید اما تقسیم وقت یک چیز دیگر است برنامه ریزی یک چیزی دیگر است اشتباه برداشت نشود یک موقع. آیه 96 « » می گوید اتفاقاً این یهودی هایی که می گویند ما دوست خداییم و آخرت مال ما است آرزوی مرگ که نمی کنند هیچی « » و آرزوی مرگ که نمی کنن هیچی « » تو حتماً یهودی ها را توی تمام امت ها یهودی ها این جوری هستند که حریص ترین مردم به دنیا هستند، و به پول برای همین شما بررسی کنید بیشتر ثروت دنیا دست کیه؟ دست یهودی ها و صهیونیست های یهودی حریص ترین مردم به دنیا همین ها هستند که می گویند ما دوست خدا هستیم « » از مشرکین کسانی هستند که دوست دارند هزار سال عمر کنند. یعنی الان میلیون ها طرف خرج می کند که پوستش را یک جوری نگه دارد که به سنش نخورد جوان تر باشد بعد میلیون ها پول می دهد که قلب یک نفر را که جوان است به قلب پیر او پیوند بزند یعنی حاضر است عمل بکند که اگر یک موقعی ده سال بعد سکته کرد قلب یک جوان باشد و بعضی ها آدم کشی برای این کار هم می کنند این قلب بهتر است و به قلب من پیوند بخورد من بیشتر می خواهم عمر کنم یعنی سرمایه گذاری زیادی می کنند که بقای عمر بیشتری داشته باشند « » دوست دارد هزار سال زندگی کند، ببین قرآن چقدر قشنگ با آدم حرف می زند می فرماید که « » هرگز هزار سال عمر کردن او را از عذاب نجات نمی دهد بلکه بدتر، حجاج به یک مستجاب الدعوه گفت دعا کن در حق من گفت خدایا بکشش این را گفت ای فلان فلان شده این چه دعایی بود در حق من کردی؟ گفت برای تو خیلی بهتر است چون تو زودتر بمیری مردم از دست تو راحت می شوند خودت هم گناه کمتری می کنی عذاب کمتری می بینی. دیگر دعا از این خیرخواهانه تر؟ این خیلی مهم است. طول عمر فقط زمانی به درد می خورد که شما حرکت جنینی موفقی داشته باشید یعنی آن چهار اصل را رعایت کنی عقب گرد ممنوع، توقف ممنوع، سرعت و سبقت. اما اگر قرار باشد هی عمرت طولانی شود عذابت بیشتر شود هی بار اضافه کنی مثل دوران جنینی عکس هایش را که آوردم دیدی ببینید مثلاً کی دوران، عکس ها را که دیدید یادتان هست یک جنینی متولد شده بود از بدن یک انسان کامل یک هیکل داشت که نه دست داشت، نه سر داشت نه پا داشت و یک دم اضافه داشت یعنی بدن و یک دم هیچی اش را یکی چهار تا دست آورده بود دیگر 5 تا سر داشت این به چه درد می خورد وبال است، اگر عمرت را این دعا دعای خیلی زیبایی هست، حضرت سجاد در دعای مکارم الاخلاق می گوید: « و امِّرنی ما کان عمری بذلَةً فی طاعتک» خدایا این قدر به من عمر بده که این عمر من در راه طاعت تو صرف شود. « و ان کان عمری مرتعاً للشّیطان فَغبضنی الیکَ قبل ان یَسبِقَ عَلَیَّ او یستَعُکِمُ غَضَبُک علیه» خدایا اگر قرار بشود عمر من مرتع چراگاه شیطان باشد و شیطان از استعداد و عمر و پول و جوانی و اخلاق من استفاده کند و من به تو نزدیک تر شوم« فغبضنی الیک» خدایا جان من را بگیر و من را ببر پیش خودت « فَغبضنی الیکَ قبل ان یَسبِقَ عَلَیَّ او یستَعُکِمُ غَضَبُک علیه» خدایا قبل از این که از من خشمگین بشوی و من دچار بدبختی شوم دچار خزلان شوم « او یَستَحکِم غَضَبک» یا این که این محکم شد و من دشمن تو شوم خدایا این چه عمر ی است به چه درد می خورد عمر این جوری، مبنا در عمر این است که انسان رشد صحیح داشته باشد یعنی رشد طبیعی داشته باشد الان شما نگاه کنید یک پدر و مادری هست بچه اش فلج توی پل صادقیه یک بچه ای را پیدا کرده بودند که توی یک پلاستیک بعد دیدند یک قسمتش حیوان است یک قسمتش انسان مادرش آمده بود انداخته بود این جوری متولد شده بود طبیعی نبود خوب هیچ مادری بچه این جوری نمی خواهد می خواهد زود این بچه بمیرد بچه هم نمرده بود خودش کرده بود توی مشما کرده بود آن زیر که بمیرد یعنی مادری که در اوج عاطفه است می داند این بچه با نصف بدن انسان نصف حیوان هم ماندن به دردش نمی خورد اکثر ناقص الخلقه ها که عمر طولانی کردند آخرش خودکشی کردند به خاطر این که نمی توانستند نگاه های مردم و تمسخر را تحمل کنندد. بنابراین فایده ندارد این جوری زندگی خود مادر هم می گوید این بمیرد بهتر است این اصلاً فایده ای ندارد چه فایده دارد این جوری زندگی کردن لذا عمر فقط جوانی زندگی کردن این کیف ندارد که ما زنده باشیم ازدواج بکنیم تکثیر نسل بکنیم شغل خوبی داشته باشیم تجارت بکنیم بشویم صندوق دار بچه هایمان، بچه هایمان بیایند از اموال ما بخورند و کیف کنند و من هم باید شب اول قبر جواب گوی درآمدهایم باشم فقط انبار دار و خزانه دار باشم این چه چیزی است؟ زندگی زمانی به درد می خورد که همه این مقدماتی که گفتیم در جهت صحیح حرکت تو به سمت ابدیت و آخرت باشد در واقع شوهرداری زن داری بچه داری نمی دانم کار تجارت، تلاش ارتباطات دیگر خدمت به مردم در نهایت منجر به تولد سالم بشود. اگر قرار باشد تو ناقص متولد بشوی چه فایده ای دارد توی زندگی قرار باشد شب اول قبر ما شب اول بدبختی ما باشد به چه درد می خورد بنابراین ما باید آن چهار مرحله ای که در پیش داریم و قطعی هست چهار مرحله را روی نمودار کشیدم برایتان مرحله تولد که همان وفات است 2- مرحله حیات ملکوتی و برزخی مان. 3- قیامت 50000 ساله. 4- حیات ابدی پس از قیامت این ها همه شان از نظر ریاضی و منطقی بسته به این هستند که تو دنیا را چگونه بگذرانی چه طوری ازدواج بکنی، چه جوری سلوکی در زندگی داشته باشی، چه طوری بچه داری کنی، عبادت کنی، زندگی اجتماعی داشته باشی، زندگی سیاسی تضمین باشد. همه را باید تضمین بکنی یک جوری که جمع جبری همه این ها مجموعاً شود تولد سالم. تو شاید در جاهای دیگر هم موفقیت داشته باشی اما کافیه در یک جا شکست بخوری هیچ فایده ای ندارد جنین را نگاه کنید در رحم مادر ممکن است جنین قسمت هایی برای غذاگیری از رحم و ساختن سدت و پاهایش قشنگ کامل باشد می بینی دست و پای خوب ساخته از گردن به پایین هم خوب است ولی وقتی می آیی توی صورت می بینی آن جا ضعیف عمل کرده است دیدید عکسش را دیگر، یک دانه چشم دارد وسط صورت بینی اش هم بالای چشمش است این قسمت خراب می شود. مجموعه فعل و انفعالات مجموعه ارتباطات و انتخابات این دو تا یادتان نرود ارتباطات و انتخابات اول مقدم ارتباط است یا انتخاب؟ انتخاب، مجموعۀ انتخابات و ارتباطات باید منجر به تولد سالم شود ولی وقتی می خواهی هر چیزی را انتخاب کنی، یک لباس، یک وسیله خانه، همسر ، فرزند، نمی دانم یک فامیل مسافرت هر چیزی یک غذا یک رنگی، یک تصمیمی، اول به چی فکر کن؟ به این که این انتخاب ارتباط را می اوردو ارتباط تأثیرگذاری روی شاکله تو خواهد داشت بنابراین نمی توانی انتخابی بکنی که تأثیر پذیر نباشد به محض این که انتخاب کنی تأثیر پذیر هم هست و شکل می گیرد شاکله تو پس حالا که قرار است انتخاب بکنیم و بعدش ارتباطات هست و این ارتباطات مجموعاً شاکله ما را برای حرکت به سمت ابدیت تشکیل می دهد باید مجموعه ارتباطات و انتخابات به گونه ای باشد که در نهایت من سالم متولد شوم به ابدیت. عمر این جوری قشنگ برای شما که برنامه ریزی بکنید برای عمرتان، اما این که من خیلی از جوان ها را می بینم که می آیند این جا اصلاً چیزی به نام جوانی چیزی به نام حایت بخش انسان چیزی به نام فطرت اصلاً به آن توجه ندارند لذا تمام آمالش این شده است که در کنکور قبول شود و همه ارزش خودش را در این می بیند که یا کنکور قبول شود یا مثلاً یک لیسانس بگیرد و یا آمالش این است که با فلان کس ازدواج کند بعدش چه حالا رسیدی به این مگر آن کسانی که می خواستند برسند به چیزی رسیدند و موفق شدند و در نهایت خوشبخت بوده اند؟ نه، و در نهایت آرام شدند؟ نه. اما شخصی می بینی بهترین شوهر را دارد افسرده است پژمرده است وداغون است، بهترین زن را دارد، همیشه دوقورتونیمش هم باقی است . ناسپاس است، شاکر نیست، شاد نیست، این ناشکری با این هست که تو در نظام داخلی خودت خودت به خودت خیانت کردی لذا از نعمت هایی که خدا به تو می دهد احساس رضایت نمی توانی هیچ وقت بکنی همه اش چشمت دنبال نداده ها است یک جوانی آمد پیش من فامیلش را آورده بود گفت این مدتی دچار افسردگی شده است خیلی پژمرده است آمد من با او صحبت کردم دیدم چقدر این جوان استعداد دارد، بعد عامل پژمردگی اش این بود که دوست داشت برود توی فیلم بازی کند ، یک مدت رفته کلاس بازیگری و همه را طی کرده کسی به او نقش نداده بود یک سال می رود التماس می کند کسی ببردش پشت دوربین نشده من دیدم این بنده خدا خیلی داعون است گفتم باشد من از نظر فصل یک فصلی بود که اون دوست هایی که کار تلویزیونی می کردند با آن ها ارتباط داشتم دوستمان داشت یک فیلم راجع به حضرت مسیح می ساخت گفتم من معرفی اش کنم به ایشان یا نقشی هم به او بدهند یک ذره این از این جهت افسرده نشد. گفتم فلان موقع بیا، حالا فکر کنید مثلاً محرم و صفر بود گفتم برو بعد محرم و صفر مثلاً الان فصلش نیست مثلاً موقع حج می گویند طرف حج الان وقتش نیست یک چنین چیزی بعد بیا من یک نامه می نویسم کمک می کنم بعد برو ببینم چه می شود ند روز بعد آن طرف آمد گفت: خودش را کُشت تمام شد. خودش را دار زد کُشت، از غصه ای که نتوانسته بود برود جلوی دوربین این آمال بچه های ماست. این چه کاری است آخر. کنکور قبول نشده، افسردگی خوب این خیلی حماقت است راه خوشبختی فقط همین است؟ بعضی از مادرها را من دیدم که اگر بچه هایشان دانشگاه قبول نشود خودشان سکته می کنند یعنی شخصیت مادر ه توی این است که بچه اش دانشگاه قبول شود والا بی شخصیت است چون با جاری اش رقابت داردکه بچه او فلان رشته قبول شده است این اگر قبول نشود کم می شود جلوی جاری اش با خواهرش مسابقه گذاشته است که سه تا بچه های خواهرش دانشگاه رفته اند این اگر دانشگاه نرود هیچی بچه را اعصابش را خرد می کنند وخودش هم اعصابش خرد می شود آخر هم دو تایی دیونه می شوند. بیایید معنای زندگی را یاد بگیریم که زندگی چه جوری لذت دارد چه جوری شیرین است خیلی مهم است حالا شما فکر می کنید اگر به همه آرزوهایت رسیدی آخرش خوشبخت می شوی والله قسم این جوری نیست فرمول خوشبختی یک فرمول ریاضی است هیچ کسی نمی تواند برای خودش فرمول بنویسد من درآوردی نیست تو باید ببینی که کسی که خلقت کرده است توی اصل اعصار تخصص گفتیم که در چهار مرحله تعریف راه اندازی بهره برداری و اصلاح و تعمیر در درجه ی اول سازنده و در درجه دوم متخصص باید اظهار نظر کند اولی که تو را ساخته، تعریف کرده تو را خوشبختی و شادی تو را آرامش تو را لذت بردن از زندگی تو را ببین با کدام با فرمول تو باید خوشبخت باشی این که تو فکر می کنی اگر دکترا گرفتی خوشبخت می شوی خیال و توهم است اگر فکر کردی که از این خانه درمی آیی می روی توی آن خانه 500 متری خوشبخت می شوی نه اگر فکر کنی به فلان کس برسی تو دیگر خوشبختی این جوری نیست تو دنبال فرمول خوشبختی باش این را به شما بگویم امّا رسیدن ها و بهره برداری های دنیایی هیچ کدامشان خوشبختی نمی ارود، بدون این که تو اون پیوندی رو که باید برقرار بکنی، برقرار بکنی، اول باید نظام تغذیه روحت را و کودک عزیز روان و به دادش ببرسی والا وقتی به او خیانت بکنی و قسمت اصلی شخصیتت غذا نرسد هر چقدر پیروزی به دست بیاوری باز تو افسرده ای به این پسره گفتم، گفتم ببین داگلاس را می شناسی گفت آره گفتم تو با اون چقدر فاصله داری گفت اون خیلی از من جلوتر است 100 ها سال از من جلوست چشمش را باز کرده جلوی دوربین بوده بازیگر محبوب تمام دنیا بوده گفتم این آخرها وضعیت زندگی شو خوانده ای گزارشی را که خودش نوشته و گفته است این فرد یک بازیگر یخلی معروف و مشهور است حالا کسانی که مثل ما طاغوتی هستند همه این ها را می شناسند شما حزب اللی ها نمی شناسید این ها را بعد بچه هایش هم همین طور بودند مثل خودش همه رفته بودند جلوی دوربین و آدم های موفقی بودند آخرش گفت من هیچ وقت نشده حتی لحظه ای احساس خوشبختی بکنم آخر عمرش که پیر شده بود گفته حتی لحظه ای احساس خوشبختی نکردم ان هایی که ما فکر می کنیم خیلی خوش به حالشان است برویم توی زندگی شان ببینیم این جوری نیست خیلی ها هستند الان، ما ها که نشستیم این جا خیلی ها هستند توی خارج از این جا وقتی به من و شما نگاه می کنند می گویند خوش به حالشان. آروز می کنند که فلانی بودم و همه اش توهم مشکل تو با این که با فلان کس ازدواج بکنی فلان کس شوهرت شود فلان کس زنت باشد فلان مقدار پول داشته باشی فلان مدرک تحصیلی فلان جا خانه داشته باشی فلان قدر محبوبیت داشته باشی حل نمی شود تو باید برگردی فرمول را زا اول نگاه کنی ببینی اونی که تو رو ساخته و متخصص که به همه ابعاد وجودی تو آگاهی دارند خوشبختی تو را چه جوری تعریف کردند، ریاضی ات خوشبختی را کشف بکن آن وقت هر شغلی داشته باشی خوشبختی آرامی تحصیلاتت هر قدر آرامی شادی هر جا باشی وضعیت مالی ات هر جوری باشد شادی آرامی پس دنبال فرمولش بگردیم زور نزنیم هی برای خودمان فرمول نویسی بکنیم. برای خودمان لباس بدوزیم نه نمی شود می فرماید « » عمر طولانی نمی تواند انسان را از عذاب نجات دهد عمر کوتاهش ولی قشنگ و خوب خوشبختی می آورد طولانی ترین عمرها اگر غلط باشد مسیرش هر چقدر جلو بروی از تولدسالم دورتر می شوی، بنابراین در آخرت هم همین مسئله مطرح است که به ما نمی گویند چقدر اصلاً با کمیّت کار ندارند فقط کیفیت را در نظر می گیرند یک نفر می بینی که کی ساعت مانده به آخر عمرش توبه می کند شما این کتاب ریاحین الشریعه را بخوانید شش جلد مال خانم هاست فقط مخصوص خانم ها است بخوانید آقایان هم زیاد دارند طرف درآخرین ساعت عمرش درست متوجه شده است ک ه یک ساعت با کیفیت زندگی کرده به محض این که از دنیا رفته خداوند به اولیاء خودش در زمان خود آن شخص می گفتند که بروید او را دفن کنید. دوست ما بود که فوت کرد یک ساعت باکیفیت ما شهید داشتیم که الان توی درجات عالی بهشت است یک رکعت نماز هم نخوانده کافر بوده توی کوچه چشمش خورده به پیغمبر یک گپی زده مسلمان شده گفته خوب حالا کجا می روی آقا گفته دارم می روم جهاد گفته من هم می آیم حالا نه نمازی نه چیزی رفته جهاد آن جا به شهادت رسیده در رکاب پیامبر یک ساعت زندگی کرده است حُرّ را شما نگاه کنید با چه کیفیتی زندگی کرده است چقدر زندگی کرده است حر، حیاتش چقدر بوده است نصف روز هم کمتر ولی کیفیت خیلی بالا است با کیفیت همه ابدیت را در اختیارتان قرار می دهند اما کمیت عمر وقتی اساساً روی روال تولد سالم نیستی روی نظم ریاضی تولد سالم حرکت نمی کنی تو چه سه ماه سقط شوی چه نُه ماه سقطی در نهایت هیچ فایده ای ندارد حالا 90 سال عمر کردی 120 سال ، 150 سال ، 3000 سال هیچ فایده ای ندارد، بنابراین دنبال کیفیت باشید فرمول های کیفیت هم توی شرح مباحث معنوی شب های احیا آن جا توضیح می دهیم که چه جوری کیفیت را بالا می بریم کمیت خیلی ارزش ندارد، بعضی ها هفتاد سال عبادت می کنند حضرت صریحاً می گویند که یک ساعت از هفتاد سال عبادتشان بیشتر نمی ازد،خداوند بیشتر با اثر کار دارد نه با کمیت، چقدر نه اثرش چقدر است با خلوصش کار دارد چقدر خالص تر است چقدر تو را توانسته است تبدیل کند بنابراین ما از عمر خوب می توانیم استفاده کنیم از جوانی مان خوب می توانیم استفاده بکنیم حتی گذشته را خوب می توانیم جبران کنیم فرمول هایش را هم که در شرح حدیث عنوان بصری توضیح دادیم که چطوری جبران بکنیم اگر خراب کاری کردیم پس یک کار با کیفیت بیفتی توی مسیر با کیفیت توی زمان خیلی کم خوب نتیجه می دهد اما اگر با کیفیت نرویم تلاش بکنیم و آرزو داشته باشیم « لا تُحصَلُ الجنة باتّمنا» بهشت با آرزو به دست نمی آید. قرآن را نگاه کنید« جزاءً بما کانوا یکسبون» چقدرکسب کردی مثل تولد جنین چقدر جنین کسب کرده است فرشته ها می گویند وقتی ما به آخرت متولد می شویم؟ می گویند « سلامٌ علیکم» به معادل چه؟ « بما صَبَرتُم» چقدر صبر داشتی در مقابل اوهام و خیالات و عوامل ضد خوشبختی خودتان به میزان حوصله و صبر هست. برای همین امام باقر علیه السلام فرمود: کلید همه بدی ها در دو چیز است، تنبلی و بی حوصلگی. کلید بدی ها در این دو چیز است.

کتاب عزادار حقیقی آماده است ، کمیت عزاداری مهم نیست با کیفیت عزاداری کنید.

  • نماز در ادیان گذشته بوده ولی با کیفیتی که ما می خوانیم نه هر امتی برای خودش نماز داشته.
  • نکیر و منکر دو تا فرشته هستند که برای محاسبه اعمال ما در شب اول قبر سراغ ما می ایند نوشته چرا به سراغ ما می آیند؟ می ترسی مگر از آن ها برای افرادی که کار خوب کرده اند نکیر و منکر نمی آیند، بشیر و مبشّر می آیند. نکیر و منکر برای آن کسی که قرار است بیایند مو را از ماست بکشند بیرون برای همین در دعا داریم« وَدرَع عنّی نکیراً و مُنکِراً» خدایا نکیر و منکر را از من دور کن « وَ أَرنی بشیراً و مبَشِّراً» بشیر ومبشر را نشان من بده لحظه تولدم.
  • غذای روح هم مثل غذای بدن فرمول خاصی دارد فقط یک نوع است از غذاهای روحی که آن اندازه ندارد آن هم ذکر خداست ولی آن هم باید با توجه به ظرفیت استفاده شود.
  • اگر کیفیت مهم است پس تکیلف شکل گرفتن شاکله چه می شود؟ شکل گرفتن شاکله با کیفیت شکل می گیرد نه با کمیت.
  • آیا این حرف درست اس تکه هر عبادتی که در آن ریاکاری باشد باطل است جز عزاداری برای امام حسین ریاکاری به معنای این که با آن قصد تقرب به غیر داشته باشیم حتی در عزاداری امام حسین این که گفتند ریاکاری بکنید خودتان را به گریه بیندازید ولو گریه تان نمی آید دروغین گریه بکنید این برای این است که همان حالت را هم باید برای خدا انسان داشته باشد، آثاری دارد تظاهرات بیرونی آثاری دارد، سیاه پوشیدن دسته راه انداختن، پرچم زدن آثار دارد مفصل در عزادار نوشتم مراجعه کنید.
  • اگر از این که وضع مالی مان خوب نیست به زیارتگاه های مهم نمی توانیم برویم اشکالی ندارد اما خداوند برای ما زیارت های ارزان قیمت هم گذاشته است.

والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین