دربارۀ آیه 93 بود ، بحثمان در بود که حالا این بحث را خدمتتان عرض می کنم، اگر برسیم انشاءالله آیه را تمام کنیم، نشد انشاءالله جلسه آینده بحث آیه تمام شود، برویم به سراغ بحث خیلی مهمی که در آیۀ 94 داریم، این قسمتی که در این آیه هست جلسه گذشته هم یک مقدار درباره اش صحبت کردیم، یک فرمول خیلی مهم است، که راه تولد سالم به آخرت را به ما یاد می دهد، یعنی یکی از شرایط مهم تولد سالم به آخرت را می فرماید، آن این هست که ، چیزی که ما به شما دادیم را محکم بگیرید، یک مثال برایتان زدم، بعضی از، گفتیم ما در رحم دوم هستیم، که دنیا رحم دوم ما است، و داریم به سمت تولد، به سمت آخرت، می رویم بعضی از جنین ها هستند که از اول خوب استقرار در رحم پیدا نمی کنند و همان ماه اول، دوم، سوم ، چهارم، گاهی وقت ها ماه پنجم، ششم گاهی وقت ها هم ماه های آخر سقط می شوند یعنی خوب نمی توانند وضعیت خودش را به سمت یک تولد سالم چه کار کند، تثبیت کند ، آخرش هم سقط می شود، در مورد جنین و رحم، خوب ، این ها اختیار که جنین ندارد، بلکه مادر، پدر اختیار دارند که در پنج مورد، سلامتی و زیبایی، اخلاق، دین و هوش فضای مناسبی را برای رشد جنین آماده کنند این به اختیار پدر و مادر است، ولی در حرکت به سمت ابدیت ما که در رحم دنیا هستیم هم مختاریم، هم رحم هایی را که ما را می سازند برای آخرت می توانیم چه کار کنیم، می توانیم انتخاب کنیم، در شرح حدیث عنوان توضیح دادم خدمتتان که، رسید بحث عمر و استفاده از عمر و این که ما چه جوری بتوانیم حتی اگر یک موقعی اشتباهی کردیم خدای نکرده، ده سال بیست سال، سی سال خطا رفتیم، می شود جبران کرد، گفتیم بله می شود، برای این که ما اول از این در رحم دنیا هستیم، در خود رحم دنیا هم رحم هایی بهتری را می توانیم انتخاب کنیم برای خودمان، خودمان باید انتخاب کنیم. رحم های زمانی تقسیم کردیم، رحم های زمانی رحم های مکانی و رحم استاد این سه تا، رحم های دیگری هم هستند که اگر انسان بتواند خودش را، یعنی انتخاب کند رحم های قدرتمند را برای خودش می تواند گذشته خودش را جبران کند و اگر ضعفی هم دارد، آن ضعف چه شود، آن ضعف برطرف شود، شرطش همین است که انسان وقتی یک رحمی را برای خودش انتخاب کرد، یعنی حالا شرایط زمانی عالی برایش پیش آمد، شرایط مکانی خوبی برایش پیش آمد، استاد خوبی برایش پیش آمد، کتاب خوبی گیرش آمد، عرض کنم خدمتتان که خوراک خوبی برایش پیش آمد، حالا که پیش آمد برایش، شرطش این است که چه کار کند، ، محکم بچسبد و رشد کند، ضایع نکند. خراب نکند والا اگر انسان بخواهد ضعیف برخورد کند، شما نگاه کنید کسانی را که پیش پیغمبر بودند، اصلاً در خانۀ پیغمبر بودند، زن پیغمبر بوده، پیغمبر یک رحم بسیار قدرتمند است، آدم پنج روز پیش پیغمبر باشد، به اوج می رسد، ولی می بینی که نتوانستند از این رحم خوب استفاده کنند، اولیای الهی وجودشان این جوری است، یعنی انسان وقتی به اولیای الهی نزدیک می شود، از اولیای الهی خیلی می تواند استفاده کند، رشد کند، ولی انسان شل می گیرد. شل می چسبد، خوب استفاده نمی کند، خوب عمل نمی کن، سقط می شود، از دست می رود، این همه آدم نزدیک پیغمبر بودند ولی استفاده نکردند، خیلی کم بودند آدم هایی که پیغمبر را بشناسند، سفت وسخت بگیرند، و از آن خوب استفاده کنند، امیرالمؤمنین را بشناسند و از آن استفاده کنند، الان هم ما آدم زیاد داریم، کسانی داریم که مثلاً طلبه است، عرضه ندارد از حوزه خوب استفاده کند ورشد کند ، در قم ساکن است، عرضه ندارد از رحم قدرتمند قم استفاده کند، در همین حضرت عبدالعظیم ساکن است، این سیدالکریم و اولیای الهی این جا پیشش هستند، رحم های قوی هستند برای ما، عرضه ندارد، استفاده کند، رشد کند، کتاب های خوبی دارند، نمی تواند استفاده کند، مثلاً در یک دانشگاه مناسب و خوبی هست، شرایط خوبی هست، عرضه ندارد و تلف می کند خودش را، خداوند تبارک و تعالی با رأفت و رحمت بی پایان نسبت به ما، که ما داریم در نماز هر دفعه می گوییم دیگر، ده بار می گوییم.،،، ، یعنی توجه به رحمت و رحمیت الهی نقش بسیار مهمی در شدنِ ما دارد، یعنی ما اگر تو این رحمی که الان هستیم، نفهمیم که رب العالمین یعنی کی، و به رب العالمین پیوند نخوریم، نفهمیم یعنی چی، باهاش پیوند نخوریم، با پیوند نخوریم، این ها ابزار قدرتمندی هستند که تو این رحم دنیا به ما کمک می کنند برای چی، برای تولد سالم و شدن، خوب کسی از یک رحم بسیار قدرتمند مثل نماز نمی تواند استفاده کند، خوب این سقط می شود، نماز را دارد، سقط می شود، وقتی می میرد از دنیا متولد می شود به آخرت تازه می فهمد که ای بابا، با دو رکعت نماز خیلی کارها می توانسته بکند، با یک بار زیارت رفتن، یک بار قم رفتن، یک بار پابوس امام رضا رفتن خیلی کارها می شده بکند، این کورکورانه رفته است، جدی هم نرفته است، همین جوری کور رفته در حرم و آمده، کور رفته تو، عرض کنم خدمتتان که، محضر اولیای اهلی آمده، خوب استفاده نکرده، با یک ماه رمضان خیلی کار می توانسته بکند و نکرده، خداوند به حکم رحمان و رحیم بودنش. آن چه که برای این که ما به هدف خلقت برسیم لازم داریم همه را به ما داده، همه را، یک برنامه کامل، متناسب با ساختار وجودی ما داده که مادر وقتی که متولد می شویم به آخرت سالم متولد شویم و بتوانیم با شرایط زیستی آن جا چه کار کنیم، تطبیق بکنیم و سالم متولد شویم و رشد بکنیم، نکته خیلی حساس و مهمی که می خواهم خدمتتان عرض کنم، خیلی مهم است این نکته، این را دقت بکنید، ما این سه مرحله را داریم یکی این که از رحم مادر متولد می شویم به کجا، به دنیا، یکی این که از دنیا، متولد می شویم به رحم دنیا، یکی این که از رحم دنیا متولد می شویم به کجا، به برزخ یا ملکوت، متولد می شویم، این سه تا عالم خیلی دقت کنید برای این که انشاءالله در ذهنتان، در دلتان بماند یک صلوات بلند ختم بفرمایید، این سه تا عالم، سه تا عالم ریاضی هست، توجه فرمودید، یعنی فرمول توش است دائماً، دانشمندان ما هنوز، یعنی هزاران دانشمند دارند کار می کنندف سسیستم تولد و زایمان و این پزشکی هایی که الان هست، رشته هایی که هست، مثلاً به عنوان رشته های زنان و زایمان و در مورد بچه و جنین کار می کنند، همه شان اعتراف دارند که هیچ دانش زیادی نسبت به فرمول های حاکم به رحم ندارد، یعنی هیچ کس نمی داند چه طروی می شود یک سلول تقسیم می شود، می شود سلول های مشابه، بعد چه جوری سلول هایی که همه از نظر جنس مشابه هستند تقسیم می شوند، یکی مغز می سازد، یکی استخوان می سازد، یکی چشم می سازد، یکی ابرو می سازد، یکی بینی می سازد، یکی سلسله اعصاب می سازد، یکی دست و پا و جگر و قلب می سازد، هیچ کس نمی داند، اصلاً کسی نمی تواند این مکانیسم را نمی تواند سر در بیاورد. یعنی ریاضیات این، ریاضیاتی هست که بشر خیلی مانده تا بخواهد ریاضیات این عالم رحم را چه کار کند کشف بکند، ما فقط می دانیم یک اتفاق این جوری دارد می افتد، ولی طبق چه فرمول ریاضی ما نمی دانیم خداوند فقط در قرآن می فرماید، من همه چیز را ریاضی خلق کردم، جَعَلَ لِکُلِّ شَئٍ قَدرا، همه چیز ریاضی است، یعنی یک دانه اتم، یک مولکول این طرف، آن طرف بشود، محصول یک چیز دیگری درمی آید، شما نگاه کنید یک جهش کروموزمی ، باعث می شود که هیچ اتفاق دیگر هم نمی افتد، یک جهش کروموزمی ریز، توی یک صدم ثانیه اتفاق می افتد، می بیند که محصول می شود یک بچۀ منگول، یک اتفاق می بینی که طرف کور به دنیا آمد، کَر به دنیا آمد یک مشکلی دارد، خیلی ریاضیات پیچیده ای دارد، این را بشر عاجز است از دَرکش، آن وقت وقتی که از این ریاضیات در می آییم، حالا هر چقدر پیچیده است، ولی بالاخره ریاضیات رحم نسبت به ریاضیات دنیا ساده تر است، چون در دنیا که شما می آیید با سیستم های پیچیده بی شماری روبه رو هستید، که هر کدام از این سیستم ها فرمول های ریاضی زیادی دارند، که میلیون ها دانشمند نابغه، پرتلاش، در سراسر جهان، در هزاران دانشگاه، در حال تحصیل هستند که فقط فرمول های چه را کشف کنند، ریاضیات این عالم را کشف کنند، یک عده مشغول اند، با بودجه های کلان میلیاردی، فرمول های فضا را دارند کشف می کنند، کی عده در هواشناسی هستند، در آب و باران، یک عده در خاک مطالعه می کنند و زمین شناسی، یک عده در جانوران هستند، مثلاً جانوران هر کدام رشته های مختلف دارد، گیاهان رشته های مختلف دارد در دانشگاه های مختلف، تخصص های مختلف دارد، در پزشکی، در بدن، در نمی دانم روح، در همه چیز، در شیمی، در فیزیک، در ریاضیات، دانشمندان جهان مشغول مطالعۀ ریاضیات حاکم بر جهان هستند یعنی تجلی ریاضی خدا، در زمین، خدا تجلی کرده است، به قول حضرت علی (ع) می فرماید که، اِنَّما کَلامُهُ فِعلُه، خداوند وقتی می خواهد حرف بزند، حرف که زبان لفظ با ما نمی زند، چه جوری حرف می زند، با فعلش حرف می زند، درست است، الان کسی که این گل را ساخته می خواهد بگوید من هنرمندم، که هِی نمی تواند بیاید بگوید، من هنرمندم، من هنرمندم، خوب می آید چه کار می کند، می آید درست می کند، وقتی شما این را می بینید، متوجه می شوید که کسی که این را ساخته با گیاه آشنا بوده، با ریاضیات بُرش ها آشنا بوده ، با شکل ها و اندازه ها آشنا بوده، الان ما ندیدیم و نمی دانیم کیه، ولی وقتی به این گل نگاه می کنیم کسی که این گل را ساخته و پیچیده، اطلاعاتش خودش دارد چه کار می کند این، دارد حرف می زند، شما وقتی این ضبط را می بینی، متوجه می شوید وَلَو دانشمندش را ندیدید. ولی متوجه می شوید کسی که این را ساخته با ریاضیات آشنا بوده، با الکترونیک آشنا بوده با صدا و فرکانس و صوت و این ها آشنا بوده، توجه فرمودید، خیلی اطلاعات داشته تا توانسته این را بسازد، معلوم است، این دارد حرف می زند، از سازندۀ خودش دارد حرف می زند، خداوند با تجلی های بی شماری که در زمین می کند، دارد میلیون ها دانشمند در هزاران دانشگاه مشغول شنیدن صدای خدا هستند، در رشته شیمی، در فیزیک، در هزاران رشته ای که الان در دانشگاه ها است، دارند مطالعه می کنند و تجلی خدا را دارند می شناسند، حالا حالا ها هم مانده، در حدیث هم داریم که تازمان امام زمان بیشتر از دو پله از بیست و پنج یا بیست و هفت پایه علم، طی نمی شود، بقیه را امام زمان می آید جلو می برد، بقیه رشته های علوم را، این ها را، علم را، چون امام زمان متخصص است دیگر، از جانب خدا همه تخصص ها را دارد، آن وقت این دنیا را خداوند فرمود چیست، فرمود این دنیا در مقابل آخرت جز یک متاع کوچک چیز دیگری نیست، یعنی دنیایی که ما فعلاً ما سروکار با چند هزار میلیارد سال نوری بُعد داریم، میلیاردها منظومه، میلیاردها کهکشان، صدها میلیون کیهان تازه می گوید آسمان اول است، تازه خدا می گوید همه این ها توی آسمان اول است، آسمان دوم دیگر از این چیزها خبری نیست، ستاره ای در آن نیست، کهکشان نیست، کهکشان نیست، پس بشر هر چی که فعلاً دارد کشف می کند این میلیاردها سال نوری تو کجا دارد کشف می کند، تو آسمان اول این را خوب دقت کنید، حالا آسمان دوم خودش میلیاردها برابر آسمان اول است، آسمان سوم همین طور، یک چیزی که ما نمی توانیم درکش کنیم، خدا می گوید عالم دنیای شما در مقابل آخرت جز یک کالای اندکی چیز دیگری نیست، قلیل، کلمه ی قلیل را کی به کار برده، خدایی که خودش خلق کرده این ریاضیات را، می گوید که این ناچیز است، تازه کاری نیست این، متاع کوچکی است، بی ارزش است، لهو و لعب است، ببینید شما فکر کنید مثلاً یک دانشمند رفته است یک اَبَر کامپیوتر ساخته است، که میلیاردها محاسبه را، در یک ثانیه انجام می دهد، توجه کنید، بعد یک کسی هم بیاید جلوی این دانشند بگوید که من هم دانشمندم، می گوید خوب تو چه کار کردی، مثلاً یک اسباب بازی کوکی را به او نشان بدهد، در مقابل یک اَبَر کامپیوتر که اندازۀ این سالن است، خوب خیلی فرق می کند دیگر، وقتی خدا دارد با ما حرف می زند می گوید که دنیا قلیل است، اندک است، کوچک است، ولی ریاضیاتش بسیار عظیم و پیچیده است، همه فعلاً این چند هزار سال، از وقتی حضرت آدم آمده تا الان همه سرکارند، و حضرت می فرماید جز دو پله از علم طی نمی شود، این تجلی ریاضی خداست، ریاضیات برزخ، ریاضیات عالم برزخ میلیاردها برابر پیچیده تر از ریاضیات دنیاست، این را خوب توجه کنید، میلیاردها برابرپیچیده تر از ریاضیات دنیاست، خوب حالا شما نگاه کنید، تنظیم این ریاضیات فقط کار خداست، یعنی خدا می داند یک سلول تخم را چه جوری باید تو عالم ریاضی رحم رشد بدهد با غذاهایی که مادر می خورد، تا این جنین طبق ریاضیات دنیا نُه ماه بعد پیروز به دنیا بیاید، سالم به دنیا بیاید، بشر که نمی تواند این کار را کند، کی می تواند، این دو تا ریاضیات را با هم تنظیم کند، خداوند فقط می تواند این دو ریاضیات را با هم تنظیم کند، خوب در رحم دوم که دنیا است ریاضیاتش به قدری پیچیده است که مثلاً یک نفسی که خداوند ازخودش در ما گذاشته به صورت یک قُوه، گفتیم یک دانه است یا همان کودک عزیز روان، همان کودک، این قرار است شبیه خدا شود یعنی این قدر بزرگ شود، کدام ریاضیات می تواند، اصلاً دست کی هست اطلاعات مربوط به این ریاضیات، که این موجود به جای این که جهنم برود سر از اسفل السافلین در بیاورد، شبیه خدا شود، ببین چقدر فاصله این دو تا هست، منهای بی نهایت تا مثبت بی نهایت ما این وسط عدد داریم، یعنی احتمال تولدهای مختلف داریم، بنابراین این ریاضیات دست خداست، هیچ کس این ریاضیات را ندارد، فقط ما را خدا می تواند هدایت کند، قُل، چند آیۀ دیگر می رسیم، اِنَّ هُدَی الله هُوَ الهُدی، فقط، فقط، فقط خدا می تواند شما را هدایت کند، چون هیچ کس به این ریاضیات علم ندارد، که همان هفت دست اطلاعات تخصصی است که خدمتتان عرض کردم، فقط خدا می داند که شما چه جوری می شوید، خوشبخت می شوید، چه جوری می توانید رشد کنید که متناسب شرایط بهشت بار بیایید، با شراب بهشتی، ریاضیات روح تنها با شراب بهشتی، موسیقی بهشتی با کاخ بهشتی، با دوستان بهشتی، با غذا، یک غذا دارد آن جا صد و پنجاه هزار مزه دارد یک جا، صد و پنجاه هزار مزه را که می خواهی یک جا احساسش بکنی، این یک ذائقه ی ریاضی پیچیده ای می خواهد، که بتواند وقتی یک کسی این را می خورد، صدو پنجاه هزار مزه را با هم ادراک کند، می فهمید این چه ریاضیات پیچیده ای می خواهد، یک موسیقی، موسیقی ریاضی است دیگر، همه اش ریاضی است، موسیقی، ریاضیات، موسیقی بهشت چه ریاضیاتی دارد، کاخ بهشت چه ریاضیاتی دارد، بالاتر از بهشت هم که هست، خوب این ریاضیات خیلی پیچیده است، و گفتیم که طبق اصل اصالت تخصص، توضیح دادیم برایتان که وقتی شما با یک دستگاه سرو کار دارید، سر دستگاهی فرق نمی کند، تو چهار مرحلۀ تعریف، راه اندازی، بهره برداری، اصلاح و تعمیر بعد از خرابی به کی نیاز دارید، در درجه اول به سازنده، اگر دسترسی به سازنده نداشتید به کی، به متخصص که این سیستم را بلد باشد، یعنی نمایندگی مجاز، شما الان این جا دستگاه ضبط هست، نوشته سونی، خوب ما اگر خراب شود که نمی توانیم ببریم یک شرکت خارج از کشور، باید ببریم بدهیم به نمایندگی اون شرکت ، تو کجا، تو کشور خودمون، که آن ها مجوز رسمی داشته باشند، متخصصین این را قبول کرده باشند، می گوید آقا این خراب شد تعمیرش می کنیم، عاقلانه ترین راه همین است، نمایندگی مجاز از خدا همین چهارده نفر هستند، چهارده تا معصوم نمایندگی مجاز از خدا هستند، معصوم اند، یعنی اطلاعات تخصصی اشتباه به شما نمی دهند، این چهارده نفر تمام ریاضیات رحم. ریاضیات دنیا و ریاضیات برزخ و ریاضیات قیامت و ریاضیات ما فوق قیامت را بلدند، این چهارده نفر، برای همین درزیارت جامعه کبیره وقتی که می خوانیم، می گوییم مَعادِنِ حِکمَةِ الله، معادن علم خدا، معدن علم خدا هستند، تمام تخصص ها را خدا به این ها داده، بنابراین شما باید دست به دامن خود خدا شوید، یا دست به دامن معصوم شوید، توجه فرمودی، وقتی شما می فهمی خودت این ریاضیات را بلد نیستی، امکان هم ندارد با مطالعه به دست بیاوری، الان این جوری نیست که بگویی من مثلاً خودم بفهمم، الان بش هزاران سال است که می خواهد بشر را خودش بشناسد، مگر شناخته، یک دونه ماهی را شناختند، تعاد سؤال هایی که در مورد رشد یک دانه دارند این ها، سرسام آور است، خودشان می گویند، رابطۀ علم ما با جهل ما، مثل رابطۀ قطر دایره با محیط دایره است، یعنی هر چقدر تعداد اطلاعاتمان بیشتر می شود، تعداد سؤالاتمان چه می شود، بیشتر می شود، مجهولاتمان بیشتر است، این وضعیت بشر است، بنابراین باید دقت کنیم ما باید حتماً در خانۀ خدا برویم، و در خانۀ متخصص، اما این می دانیم، این ریاضی است، یعنی کَشکی نیست، شما اگر دقت کرده باشید، رساله شما ریاضی است، تو هیچ دینی به اندازۀ اسلام ما با ریاضیات سرو کار نداریم، چرا چون عالم ریاضی است، شما نمی توانی بگویی، الان رساله را باز می کنی، می گویی مثلاً دو بار آب بریز، دو بار آب بریز، یعنی ریاضیات رحم، ریاضیات دنیا، ریاضیات برزخ، ریاضیات قیامت، ریاضیات فوق قیامت پنج مرحله اش دیده شده، طبق این ریاضیات به شما می گوید اگر چیزی مثلاً بول، خون، به دست شما رسید چند بار مثلاً بریزد با آب مثلاً کر، یک بار، که مثلاً ازاله نجاست شد، یک بار بریزی کافیه، آب قلیل این تعداد، رقم به شما می دهد، رساله چیز خرافاتی که نیست، رساله را خدایی که این عالم ریاضی را خلق کرده برای ما اعداد را فرستاده، این رقم ها دست فقیه که نیست، معصوم هم اگر دارد، متخصص است این ریاضیات را دارد به ما می گوید، از خدا گرفتند، ریاضیات را، لذا شما حق ندارید به این ریاضیات لطمه وارد کنید چون تخصص نداری، این گل، شما می خواهی نقاشی کنی، اگر یکی از شما نقاشی کند، یک ذره دستش بلغزد، می خواهد چشم را بکشَد، چشم طرف خراب از کار ، ابرو خراب می شود، مژه خراب، نقاشی اش خیلی نقاشی خوبی است، ولی می بینی این شبیه به او نیست، حساس است دیگر، این ابرو با آن ابرو نمی خواند، دو طرف لب با هم نمی خواند، چانه اش یک ذره این طوری شده است، چشمش یک ذره این جوری شده است، موهایش، ریاضیات دارد، همه اش با تقارن و ریاضیات سروکار داریم، شما حق ندارید دست به ریاضیات عالم بزنید، یا ریاضیات خودت، چون موجود ریاضی هستی، اگر به تو می گوید حجاب، این حجاب را که دارد می گوید خرافه که نیست، این حجاب را حدودش را، اندازه ریاضی اش را کی نوشته، خدا نوشته، می گوید آقا ریاضیات مرد این است که مرد طلا نباید دستش باشد، یعنی چه مشروب نخوریم، یعنی چه باید این جوری باشد، یعنی چه زن و مرد مثلاً چه فرق می کند، حالا بینشان خطبه خوانده شود به هم محرم شوند یا نخوانند، دوتایش یکی است، یک ارتباط است، ولی این جوری نیست، آن ریاضیات بهشت و برزخ، بالاتر به شما می گوید، شما اگر خطبه محرمیت خواندی، این حرکت می رود به سمت بهشتی بودن، اما خطبه نخواندی حرکت می رود به سمت کجا، می بردت جهنم، ریاضیات این کاملاً پیچیده است و تو هم نمی فهمی، ادعای فهم هم نکن، احمقانه ترین کار این است که انسان در مقابل یک دانشمند یا یک متخصص ادعای چه بکند، ادعا کند، چرا به او بگوید، ما مثلاً این چرا، این ریاضی این حساب دارد، اگر می خواهی بدانی چرا، باید بیایی تمام سیستم های الکترونیک را باید بروی یاد بگیری، چند سال دانشگاه یاد بگیری تا بفهمی این چرا، مگر الان من دارم صحبت می کنم روی یک نوار این قدری ضبط می شود، صدای من، کسی می داند چرا، تو چه فرمولی این جوری است، نمی دانی، یک فرمول است خدا در طبیعت گذاشته که این جوری است، این فرمول ها را خدا در طبیعت گذاشته که شما اورانیم را غنی کنی و این جوری از آن استفاده کنی می شود بمب اتم، کی فرمولی هست که اگر آب را این جوری بچرخانی به جریان بیندازی می شود انرژی این جوری ازش بگیری، انرژی آن جوری بگیری، برق بگیری، الان این برق طبق یک ریاضیات که خدا آفریده دارد به ما خدمات می دهد، ما چه می دانیم بخواهیم راجع به احکام اظهار نظر کنیم یا راجع به دستوراتی که خدا داده است، آقا شما طبق این ریاضیات، با پدرت، مادرت، همسرت، فرزندت باید این جوری رفتار کنی، تو هم بلد نیستی، برای همین خدا می فرماید من خیلی دستورها به شما می دهم، در قرآن می فرماید، وَ عَسی اَن تَکرَهُو شَیءً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم بعضی از چیزها بدتان می آید شما خوشتان نمی آید ولی برای شما چیه، خوب است، بعضی از چیزها خوشتان می آید ولی برایتان، وَ عَسی اَن تُحِبُّو شَیئاً وَ هُوَ شَرٌ لَکُم، بعد می فرماید حرف تخصص را پیش می کشد خدا، وَاللهُ یَعلَمُ وَ اَنتُم لا تَعلَمُون، من خدا تخصص دارم، اتم به اتم این عالم را من خدا خلق کردم دارم اداره اش می کنم، من می دانم شما نمی دانید خیلی وقت ها یک دستوراتی به شما می دهم خوشتان نمی آید باید انجام بدهید. شما بروید به دکتر بگویید آقای دکتر من خوشم نمی آید این روش را، این کارها را در مورد من انجام بدهید، می گوید برو بمیر، خوشم نمی آید چیه، باید بیایی آمپول بخوری، باید بیایی دستت را بشکافم، باید بیایی شیمی درمانی شوی، این تبعات را دارد، خوشت می خواهد بیاید، یا نیاید اگر سلامتی می خواهی باید تن بدهی به چه، تن بدهی به این روش درمان ، تلخ هم می خواهد باشد باشد، من پزشک می دانم و تو مریض نمی دانی، پس گوش کن دیگر، حرف گوش کن، قرآن می فرماید در مورد برخورد با دین خدا مسخره بازی درنیاورید، یک روز عمل کنی یک روز عمل نکنی، بعضی هایشان را قبول کنی، بعضی هایشان را قبول نکنی، همین جوری شُل و وِل، آقا این رساله را نوشتند گذاشتند دستت در رساله، گفتند آقا این را عمل کن، یک جای رساله را به آن عمل نکنی، ریخت و قیافه ات را به هم می ریزد، تو برزخ، می بینی که، همان جور که پیغمبر تهدید کرد به صورت یکی از آن ده حیوان انسان مشهور می شود، چون یک جا ریاضیات خراب است، تو همه جا این صورت را خوشگل کشیدی، چشم را یک ذره خراب کردی، دیگر این شکل، آن آدم دیگر نیست، دیگر این آدم آن آدم نیست، باید تقارن داشته باشد، حق نداری از خودت دست کاری کنی، شما نماز را بخوان روزه را بگیر، حجاب را رعایت کن، همه کارها را انجام بده، خمس را نده، خوب همین که خمس نمی دهی، ریختت را به هم می ریزد، برای همین در چند آیه قبل خواندیم که یا همه یا هیچ ، نمی شود بعضی ها را قبول کنی، بعضی ها را قبول نکنی، آقا طبق این فرمول است ریاضی است، برای سعادت توأم این فرمول ریاضیات گذاشته شده، همه اش را اجرا می کنی خوشبخت متولد می شوی، مثل جنین، حالا شما نگاه کنید یک جنینی دست می آورد، پا می آورد، قلب می آورد، همه چیزها را میزان کار کرده، ریاضیاتش هم دقیق بوده، ولی وقتی متولد می شود،
قسمت اول نوار تمام شد.
بینی و دهان عوض شود، تمام، آورده با خودش، کم نیاورده می گوید هم بینی آوردم هم چی هم دهان ولی جایشان عوضی است، حالا ببین تصور کن، نمی توانی ریاضیات را به هم بزنی، برای همین هم توی کسانی که مسلمان هستند و مؤمن اند، خطرناک ترین آدم ها به سمت جهنم نزدیک ترین آدم ها به سمت جهنم آدم های وسواسی اند، مواظب باشید بیماری وسواس، وسواس یعنی چه، تو دشمن شناسی توضیح دادم برایتان، وسواس یعنی تو ریاضیات خدا را می خواهد به هم بریزی، با ریاضیات کی عمل کنی، با ریاضیات خودت، شیطان می خواهی عمل کنی، درست شد، شیطان اول به تو می گوید، ت لا اُبالی باش، نه حجاب داشته باش، نه نماز بخوان، نه روزه بگیر، هر جوری دلت، برو آزاد باش، وقتی تو به شیطان می گویی نه، مثلاً می خواهم نماز بخوانم، می خواهم روزه بگیرم، می گویم خوب، حالا که می خواهی این کار را بکنی، دیگر طبق ریاضیات خدا عمل نکن، طبق ریاضیات کی عمل کن، من، گفته دو بار بریز، بدبخت دو بار چرا، پنج بار بریز، به احتیاط نزدیک تر است، اسمش هم می گذارد به احتیاط نزدیک تر است، به دلم نچسبید، ولی این ریاضیات دیگر به درد نمی خورد، وقتی تو پنج بار ریختی معصیت کردی، اسراف کردی، فرمان خدا را اطاعت نکردی، یعنی به دلم، دلم خدا نیست، چون دلم ریاضیات عالم، ریاضیات عالم دلم بَردار نیست، ریاضیات عالم ریاضی است، شما شماره تلفنی که می گیری آخرش هشت است، شما بگیر نُه، فایده دیگر ندارد، تا قیامت بشین نُه بگیر، به درد نمی خورد، همین شماره تلفن را باید بگیری، دلم می خواهد، به دل تو نیست، لَیسَ بِاَمانِیِّکُم، قرآن دارد می گوید، به میل شماها نیست، چند جا این را دارد می فرماید، لَیس بِاَمانِیِّکُم، به میل شما نیست، و به میل اهل کتاب هم نیست، همین فرمولی که من خدا دادم باید رعایت بکنید، والسلام، رعایت می کنید بهشتی هستید، نمی کنید سر از جهنم درمی آورید، بنابراین این ، یعنی در دینداری ما تعارف نباید داشته باشیم، تشریفات داشته باشیم، تعارف داشته باشیم، با یک کسی که حالا مادرم دلش می شکند حالا گفته بیا عروسی خواهرت، حالا آن جا هم گفته پاشو برقص، مثلاً آن جا، این جا، این جوری کن، مادرم است، با مادرم که جور درنمی آید، مادر تو نمی تواند جای ریاضیات عالم را بگیرد، ریاضیات بهشت، فرمول چیست، فرمول خاص است، به خاطر دل مادرت ، دل پدرت، خواهرم گفته است، نمی دانم، من بمیرم و تو بمیری و حلالت نمی کنم، این حرف ها، با تعارف بلند شوی بروی جهنم، فلانی خوشش می آید، فلانی خوشش نمی آید، مردم چه می گویند، گور پدر مردم، برای همین اولیای خدا می گویند اولین قدمی که یک نفر می خواهد بردارد، به سمت ابدیت حرکت کند، باید این که مردم چه فکر می کنند را کنار بگذارد، از این حجاب در بیاید، چون مردم ریاضی فکر نمی کنند، مردم طبق چه عمل می کنند، اَلنّاس عَبیدُ الدُنیا، بندۀ دنیا هستند، تو با حرکت جنینی روبه رو هستی، حواست باشد، وقتی می گوییم ما جنین هستیم، یعنی میلیون تا آدم که اطرافت باشند، پدرت، مادرت، همسرت، فرزندت، اساتیدت، شاگردهات، همه باز تو توی رحم تنهای تنها هستی، توجه فرمودید چه شد، همه اجزای یک رحم هستند که از آن ها می توانی استفاده کنی و رشد کنی والا قرار باشد با مردم و خاله و خانواده، همسر و فرزند و این ها تو را جهنمی کند به درد نمی خورد، باید استفاده کنی از این ها، بهشت بروی، طبق ریاضیات دلم می خواهد یا نمی خواهد ندارد، دوست دارم یا ندارم، نداریم، بنابراین ما باید دقیقاً بدانیم ریاضیات رساله چه می گوید، همان ها را عمل کنیم، ریاضیات اخلاق، سه تا علم گفتیم، سه تا علم برای حرکت به سمت ابدیت ما لازم داریم، سه تایش هم ریاضی است، اعتقادات، اصول دین، اخلاقیات و احکام، مسائل حلال و حرام، این سه تا علم ، اطلاعات ریاضی هست در حرکت به سمت ابدیت، به آن نیاز داریم، اگر که این سه تا علم را، ریاضیاتش را عمل کردیم، مثلاً این جا باید با مادرت این جوری رفتار کنی، دلم می خواهد با مادرم این جوری رفتار کنم نیست، باید با مادرت این جوری رفتار کنی، ریاضی هست، باید بتوانی محبت کنی، می گویند تو باید مادرت را ببوسی، می گوید من نمی توانم، این جوری عادت نکردیم، عادت نکردیم نیست، بحث عادت و تربیت و ژن ما این جوری است، اهل این جا نیستیم، ما لُرها این جوری عادت داریم، ما تُرک ها این جوری عادت داریم، این مسخره بازی است، ریاضی است، این را خوب دقت کنید، مثلاً می گوید من شماره تلفن این جوری بگیر، ما می گوییم ما لُرها از این شماره تلفن خوشمان نمی آید، اصلاً حرف نیست که فرمول است، همین را باید بزنی، همین را، مثلاً نماز می خواند می گفت ، می گفت ، من با رَحمن قهرم، اسمش را نمی آوریم، نمی شود معنا ندارد. صحف ابراهیم و موسی و مَش حسن هم نداریم، به حاج آقا گفته بود وقتی می خواهی ابراهیم و موسی را می خوانی اسم ما را هم بیاور، ناجور ، ضایع است، ما جلوی این ها کم می آوریم، آخوند نمی آورد، بعد آخوند را دعوت کرده بود شام خانه گفته بود باید بیاوری، گفت نمی آورم، کتک مفصل زده بود به آخونده، آخونده فردا گفت صحف ابراهیم و موسی، مَش حسن، مردم گفتند ما مَش حسن نداریم، گفت چرا جبرئیل دیشب با چوب و چماق به من نازل کرده، مش حسن، نمی شود بیاوری، همینی که هست آقا این است، فرمولش هست، همین را باید رعایت بکنی، تمام و کلی است کاملاً علمی است، احمقانه ترین حرف این است که بگویید دین علمی نیست، این حرف های خرافاتی است، علم چه می گوید، بابا علم، هر رشته ای همه درگیر این هستند که تجلی خدا را بشناسند، آن ها چه جوری می توانند بیایند به یکی که هنوز نشناخته اند ایراد بگیرند و برایش ریاضیات تعیین کنند، یک پروفسوری یک استاد چه جوری می تواند بیاید برای خدا ریاضیات تعیین کند، سردرنمی آورد که علم چیست، این حرف ها کدام است، امروز عصر کامپیوتر، این حرف ها نیست، بابا حجابت با ریاضیات سه تا عالم تنظیم شده تا به تو گفتند حجاب، مشروب نخور، فلان گوشت را نخور، این گوشت را سرش را این جوری بِبُر، گوسفند را باید این جوری بخوری، همه چیزش با ریاضیات آن جا تنظیم شده است، ولی ما نمی فهمیم، آقا انگشتر عقیق دستت بکن، این کار را بکن، این کار را بکن، مستحبات، مکروهات، تمامش ریاضی است، تمام علمی و ریاضی است، اصلاً این علمی است، بقیه اش که علمی نیست، هر چیزی غیر از دین و قران خوانی است، ولَو از زبان یک متخصص زده شود، چون تخصصش قلابی است، کی می تواند بیاید من متخصصم در مورد انسان، کی می تواند ادعای تخصص بکند، هیچ کدام از هفت دست اطلاعات تخصصی که انسان نیاز دارد، یک نفر آدم هم در دنیا نیست بگوید من متخصصم، پس می توانم اظهار نظر کنم، اظهار نظر که نمی تواند بکند، از این چند تا قرآن دارد هی به ما می گوید، بابا من خدا تخصص دارم به شما می گویم، گوش کنید، اَطیعوا الله وَ اَطیعُوا الرَّسول، بنابراین ما یک آدم را کی آدم باشعور و عاقلی می دانیم، زمانی که به ریاضیات عالم چه کار کند، احترام بگذارد، یک مریض خوب مریضی است که به تخصص پزشکشش احترام بگذارد، خودش را به پزشک بسپارد تا خوب شود، یک مریض بد کسی است که اجتهاد می کند از خودش، لذا فرمود، عاقل ترین مردم است که مطیع ترین مردم است، اَعقَلُکُم اَطوَعَکُم، عاقل ترین شما کسی است که مطیع تر است، فتوا نمی دهد، اجتهاد نمی کند به میل های خودش، و تشخیص های خودش را نمی آورد، خدا گفته خوب همین، همین باید عمل کنیم، برای همین پیغمبر که نزدیک ترین انسان به خداست، قبل از این که پیغمبر باشد، مطیع ترین انسان به خداست، وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُه، اول عبد است بعد به مقام رسالت می رسد، یعنی اول حرف گوش می کند، به این ریاضیات احترام می گذارد، لذا کی ما می توانیم بفهمیم آدم عاقل هستیم، آدم با شعور هستیم، آدم بافرهنگ هستیم، ببین چقدر مطیعیم، چقدر آدم خرافاتی هستیم، حماقت و جهالت در ما هست، ببین چقدر در مورد دستورات خدا داریم مقاومت می کنیم، میزان مقاومت یک آدم، نشان می دهد چقدر حماقت دارد، چقدر جهالت دارد، خلاف ریاضیات، بی حساب کتاب زندگی می کند، کیلویی زندگی می کند، خوب این مقوع تولدش انتظار نباید داشته باشد، مطابق ریاضیات بهشت، دقیقاً با تمام شرایط بهشت سازگار باشد، معطل هست، گرفتار می شود، بعد روشنفکری، عقل، درایت، هوش، زیرکی، به این هست که تو اولاً ریاضیات را کشف کنی، یعنی وقت بگذاری، مطالعه کنی، ببین ریاضیات احکامت چه جوری هست، نماز، وضو، غسل، تیمم، جبیره، حج، خمس، زکات، جهاد، این ها چه جوری فرمومل های امربه معروف، نهی از منکر، تربیت بچه، ازدواج، همسرداری، شوهر داری، زن داری، این ها فرمول هایش را اول در بیاور، تو بخش فقه اصغر، بعد فقه اوسط، اخلاقیات، بعد فقه اکبر، هر چقدر مطالعه بیشتر کنی در کشف ریاضیات ابدیت، به نفع شماست و عبادات هم برایتان نوشته می شود و به هر میزانی که زحمت می کشید می روید، شما از در خانه تان که حرکت می کنید می آیید این جا، در حدیث داریم، به هر قدم خداوند ثواب یک سال عبادت برای انسان می نویسد و گناهان انسان را می بشخد، برای این که این شخص دارد می رود، ریاضیات بهشت را یاد بگیرد، مهم ترین کار یک آدم این است، که این را بفهمد، لذا حضرت می فرماید لا خَیرَ فیه مَن لا یَتَفَقَّهُ مِن اَصحابِنا هیچ شیعه ای که دین را خوب نمی فهمد خیری هم ندارد، شیعه ای که دین فهم نیست خیری ندارد، سر از جهنم درمی آورد، حدیثش را هم برایتان خواندم، جلسه بعد هم می گویم، بگذار همین الان برایتان بگویم، امام صادق (ع) می فرماید، من دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر این که در یکی از این دو حالت باشد، اِمّا عالِماً اَو مُتَعَلِّما، یا عالم باشد، ریاضیات بهشت را یاد گرفته باشد، یا در حال یاد گرفتن باشد والا آخرش می فرماید غیر از این باشد، قسم می خورم، به کسی که پیغمبر را مبعوث کرده به حق، حتماً این شیعه ساکن جهنم می شود، سر از جهنم درمی آورد، با ریاضیات حرکت نکردی، اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یُبقِضُ کُلَّ عالِمِ بِالدُنیا، جاهِلِ بِالاخِرَت، خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش می آید، شما استاد دانشگاهی زبان خواندی، کامپیوتر خواندی، فیزیک خواندی، ریاضیات خواندی، شیمی خواندی، هر چه، ولی وقتی آخرت را نمی شناسی اطلاعات آخرتی نداری، با ریاضیات آخرت آشنا نیستی، چه را می خواهی رعایت کنی، رعایت هم نمی کنی، برای رعایت کردن اول باید حدود دستمان باشد، الان به یک خانمی بگویم، خانم آشپزی می کنید، برای ما مثلاً فسنجان درست کنید، این اول، همین جوری به او بگویید، هم احمقانه است، اول باید فسنجان این مواد را می خواهد، معذرت می خواهم غذای قحطی مثال زدم، عذر می خواهم، حاج آقا از روی تعمد نبود، همین جوری به زبانم آمد، حالا مثلاً کی قورمه سبزی، حالا شاید کسی به قورمه سبزی حساس نباشد، حالا بین این همه غذا، لغزش کلام بود، خوب، یک قورمه سبزی، وقتی می گویی قورمه سبزی اول شما نمی توانی از یک نفر انتظار داشته باشی قورمه سبزی درست کند مگر این که اول اندازه ها را بلد باشد، مثل این گل، اگر کسی حدود دستش نباشد، نمی تواند یک گل قشنگ درست کند که، پس باید اگر می خواهیم آدم بشویم، و سالم متولد شویم، وقت بگذاریم روی مطالعات، روی فکر، رساله خوانی، اخلاق خواندن و روی اصول اعتقاداتمان اول کار کنیم، تا قدرتمند شویم، با شبهه، شک ، تردید نمی شود بروی، یک خانمی خانم خیلی خوبی هم بود، دیروز زنگ زد به من بعد از سال ها، فکر کنم خیلی سال پیش من ایشان را منزل آقای حسن زاده آملی دیدم زنگ زد به من یک سؤالی بین ما رد و بدل شد، بعد از آن همه سال زنگ زده بود، می گفت من دارم ایمانم را از دست می دهم، گفتم برای چه آخر، گفت این اتفاق ها برای من افتاده است، آن موقع که به تو گفتم این کارها را بکن نکردی، این فرمول ها را رعایت نکردی خوب الان زیر پایت شُل می شود، ده سال برود طرف، یک دفعه مثلاً سِفت شود، نمی ارزد، این الان زیر پایت شل شود، از الانبه جای این که هِی وقت بگذاری دولا و راست شوی نماز بخوانی، از این کربلا بروی، حج بروی، این جلسه، آن جلسه، مستحبات را حداقل برسان، نمی گویم این ها را نروید، این ها خیلی خوب است اگر آدم بتواند برود، برسان، به جای این اگر وقتت به کارهای دیگر نمی رسد، بگذار روی مطالعه ، اصول اعتقادات را تکمیل کن که هیچ وقت شبهه در تو ایجاد نشود، اگر نسبت به یکی از اصول دین در تو شبهه باشد، سالم متولد نمی شود، کافری، خوب چه فایده دارد، بساز پانزده سال درس خواندن یک دفعه سر از جهنم در بیاوری، با شک جلو نروید، ، یعنی محکم بگیر بیا بالا، اگر کسی محکم بگیرد که یقین داشته باشد این طناب پوسیده نیست من را تا بهشت می برد، اما باورش بکنید، ایمان به آن بیاورید، برای همین اولین شرط ایمان است، ایمان بیاورید به آن، بعد بگیر برو بالا، اول مشکل ایمانت را حل کن، عمل، عمل وقتی ایمانت ضعیف است، فردا یک سفر خارج ، کافی از کشور بروی، شکست می خوری، یک ازدواج ناموفق بکنی، شوهر یک ذره این جوری باشد، زنه یک ذره آن طوری باشد ، تو این طرفی آن طرفی می شوی، یک ذره شرایط اقتصادی تغییر کند، همچنین، تا وقتی وضع مالیتان خوب نیست، متدینی و مؤمنی ، یک دفعه پول هنگفتی می آید دستت، وضع مالی ات می کشد بالا، دینت را از دست دادی تو را سقط می کند، بلکه نیست، شل زنگی کردی، شل زندگی نکنید، باید محکم بچسبی از اول، بدانی قرار است متولد شوی، ببینید شوخی نیست، ما جنین هستیم توی رحم، رحم دنیا، سوت پایان را زدند، زمان زایمان رسید، تولد ما، تو آماده نباشی، بدبختی، آماده نباشی، وقت نداری که هی بایستیم مثلاً من ببینم چه می شود، من کلاس سه تارم را بروم، نمی دانم کلاس گیتارم را بروم، بعد ببینم اگر وقت کردم این کتاب را می خوانم، وقت نکردم، بخوانم، نمی دانم حالا، بعد از سه ماه آمده می گوید، خوب این کار را کردی، ضبطمان خراب بود، خوب جدی نیستی، این کتاب را خواندی، نه وقت نکردم این کتاب را بخوانم، نمی دانم چه داشتم، گرفتار بودم، بهانه، دو روز بروی، پنج روز بروی، شل و سفت کنی، این طرفش را بخوانی، آن طرفش را بخوانی، بیا این کتاب را بخوان، از اول تا آخر، کی قسمت هایی اش را خوشم آمد نگاه کردم، خوب این تو را نمی سازد، همه چیز ریاضی است، لذا با تعارف، شک، تردید، دودلی، اضطراب، یک ذره شل بکنی، یک ذره سفت بکنی، نمی دانم این بمیرد، من بمیرم، این خوشش می آید، او خوشش نمی آید، مردم این جوری فکر می کنند، مد امروز این جوری است، با این کارها اگر می خواهی بروی جلو، سر از بهشت درنمی آوری، من با خدا طرفم، ، با ائمه طرفم، با معصومین طرفم، این متخصصین راه مرا مشخص کرده اند، در رعایت این تخصص ها از هیچ کس خجالت نمی کشم، تویی که مثلاً می روی دانشگاه، رویت نمی شود، می گویی من چادرم را کنار بگذارم، دیگر مثلاً بده من فرض بفرمایید تو این جا، محیط دانشگاهی، وقتی می گویند معلوم است، اصلاً از اول سفت نگرفتی، چهار تا محیط دانشگاه، چهار تا دختر عجق و وجق، این جوری محیط آن طوری بتواند تو را از خدا بکَند، معلوم است تو از اول هم نچسبیده بودی، که یک محیط این طوری تو را کنده است، والا ما خانم داریم توی کانادا تخصص پزشکی گرفته است، کاری ندارد، تو آمریکا، تو اروپا داریم، بعضی از وقت ها به آن دوستانمان که آن جا رفتند دیدم. طرف باور کرده لباس اسلامی را، محاسنش درست است، می بینی توی دانشگاه آن جا که همه عریان هستند، لباسش مشخص است، اصلاً علامت دارد، اصرار هم دارد که همین را رعایت کند، خانم هایشان مثلاً با آن ها برخورد می کنی، کاملا ًاصرار دارند این ها دقیقاً تو آن فضای جهنمی عذب، ریاضیات رارعایت بکنند، مگر مثل ماها هستند، کاملاً جدی هستند، وقتی کشفش کردند ریاضی را، حالا باید اجرا بکنیم، اجرا می کنیم دیگر، این است، این جوری خوشبخت هستیم، تمام، دیگر کاری ندارد در محیط آمریکا دیگر این حرف ها را نمی پسندد و این ها، این حرف ها چه جوری است، می گوید این ریاضیات باید رعایت شود، چشم رعایت می کنیم، خانم هایشان، خیلی بادقت چقدر محجوب، ما یک تکه فیلم، گُم کردم این فیلم را توی شهری، منطقه خیلی وحشتناکی بود این منطقه ای که من رفته بودم، مسجد نماز بخوانم اتفاقاً یکی می گفت، این جا که شما آمدید نماز بخوانید، مسجد دارد، ولی از نظر فساد اخلاقی بدترین محل است، توجه فرمودید، بعد معلوم شد، فیلم برداری که می کردم، این دوربین را همین جور آوردم یک دفعه یک جا، یک تکه ای که توی پارک بود، تعجبم، نمی توانستم زوم نکنم، زوم کردم، چند تا خانم چادری نشستند آن جا، توی آن فضای آن جا، بعد خیلی خوشحال شدم، دسته زوم را فشار دادم، دوربین همین جوری داشت می رفت طرفشان، مشغول بودند، یک خانم بود شاید پنجاه سالش بود این خانم، یک دفعه چشمش خورد به من، دیدم محکم این چادرش را گرفت، دیدی خانم هایی که حیا می کنند به یک نامحرم برخورد می کنند، محکم چادرش را گرفت، که اصلاً دوربین رویش نرود، خیلی سفت باور دارد آن جا، شما بیایید بروید این خانم هایی که لبنان هستند، خانم هایی تقریباً در فضایی که اکثر قریب به اتفاق خانم ها دو سوم بدنشان، عریان هستند، می بینی که کاملاً محجوب و محکم هستند، کاری ندارند که، می گویند ریاضیات آخرت این است ما طبق این باید عمل کنیم، خدا این جوری گفته است، کاری ندارد، که مثلاً بچه همسایه، دخترخاله ام این طوری است، خواهرم این جوری است، حتی مادرم این جوری است، مادرم یا پدرم، مادر پدر باشند، مادر پدر من متخصص نیستند که بخواهند برای من ابدیت، مادرم ممکن است اشتباه کند، خوب اشتباه کرد، من خودم یک آدمم با خدا روبه رو هستم، والسلام، بین من و خدا هیچ واسطه ای نیست، خدا فرموده، چشم، تمام، برای همین انسان باید محکم باشد، تو همه شرایط، بازی در نیاورد، این جایش نشد، مثل آن طرف می خواست خال کوبی کند، اولین سوزن را زد آخ، گفت کجای شیر است، گفت این دمش است، گفت حالا دُم نمی خواهد، نزن این قسمتش درد دارد، یک جای دیگر شیر را بزن، درست سوزن بعدی، این مال کجاست، گفت این مال شکم است، گفت حالا شکم نداشته باشد، یک جای دیگر زد، گفت، این مال کجاست، گفت یالش است، گفت حالا شیر یال نداشته باشد، مولانا می گوید، شیر بی یال و دم و شِکم که دید ، نه دم دارد، نه شکم دارد، نه یال دارد، شیر که نمی شود، هر دفعه یک چیزی اش را بیندازی نیم شود همه را رعایت بکن، ولی هر دفعه می خواهی این را بزنی، تو، این جا عروسی داداشم است، این جوری، عروسی خواهرم است این جوری، رفتیم خارج از کشور، این جا خارج از کشور است دیگر، این جا این طوری است، آن جا مهمانی بود این جا این طوری بکنیم، این جا رفتم دانشگاه، دانشگاه این جوری ، خوب می شود همان آقایی که ، می شود نیم من بوق بن پشم پانزده، سر از این جا درمی آورد، آقایی اسمش شده بود نیم من بوق بن پشم پانزده اسمش، یک چیز دیگر بود، آخرسر شد این، حالا ما هم همین جوری می شویم، لذا باید تعادل را رعایت کنی، شکل بهشتی، یک شکل زیباست، متعادل است، این را باید حفظش بکنی، این که باطن ما یک دفعه حیوان می شود، برای این که ما ریاضیات را به هم ریختیم که این باطن حیوان شده، شده بوزینه شده خوک، شده نمی دانم سگ نمی دانم شغال، این ها، این حیوان هایی که پیغمبر اسم برده، مسلمانان که باطنشان این طوری است، اَلصُّورَةُ صُورَةُ الاِنسان، وَ القَلبُ قَلبُ الحِیوان، علی (ع) فرمود، صورت، صورت آدم است، قلب قلب حیوان است، برای این که این ریاضیات را به آن توهین کردی، احترام به ریاضیات خدا نگذاشتی، به خدا گفتی خدایا تو نمی فهمی، ولی فلان استاد دانشگاه می فهمد، من آن استاد دانشگاه می گوید این طوری کن، من او را بیشتر قبول دارم و فلان هنرپیشه، این ها می فهمند یا خودم می فهمم، خیلی وقت ها به خدا می گوییم تو نمی فهمی کی می فهمد، من می فهمم، آن وقت وقتی این جوری توهین می کنی، بی ادبی می کنی، می شود گناه، گناه یعنی ریاضیات را به هم بزنی، مفهوم گناه، یادتان باشد یعنی چه، فسق، فجور، تعریف هایش را تو درس قبلی برایتان کردم، یعنی با این ریاضیات سازگاری نداشته باشی، وقتی به هم می زنی، می شود گناه، مفهومی درمی آید به نام چه، گناه، گناه فکر نکنید، یعنی خدا یک موجود عقده ای ، بالا نشسته و ایستاده آن جا ببیند تو حرفش را گوش می کنی یا نمی کنی، بعداً می گوید پدرت را درمی آورم، نماز نمی خوانی، می برمت جهنم، این جوری نیست، یک ریاضیاتی توی این عالم گذاشته است، طبقش عمل کنی رشد می کنی می آیی بالا، عمل نکنی خودت بد می شوی، مثل یک جنین که توی رحم مادر هست، گناه که می گوید می کنی، یعنی خودت این ظلم را رعایت نمیکنی، این قالی های قشنگی که شما رویش نشستی با یک ریاضیات بافته شده، دونه دونه گره هایش حساب شده است که پنج تا قرمز بزن، دو تا مثلاً، من قالی بافی کردم بلدم، پنج تا قرمز بزن دو تا مثلاً قهوه ای بزن، مثلاً یک دانه این جوری بزن، همه باید بلد باشی، یک ذره، خانم هایی که الان کوبلَن درست می کنند، دیگر کوبلن که شما دیدید، ریاضیات کوبلن دیدید شما دیگر چهار تا خانه را اشتباه بزنی، این با آن تصویر اصلاً جور درنمی آید، بافتنی می خواهی ببافی، دو تا گره اشتباه بزنی، می بینی که خراب می شود بافتنی، همه چیز همه ریاضی است، نمی توانی اجتهاد کنی در آن، این جوری است، باید همین را رعایت بکنی، بنابراین ، میثاق زا شما گرفتم که شماها محکم دین داری بکنید، شُل و وِل نباشید، از آخرتتان مایه نگذارید، ببینید چه چیزهایی برای شما حرکت کرده به سمت ابدیت، واجب است آن وقت هایتان را اول با آن تنظیم کنید. یعنی خودت رابطه ات را با بهشت اول برقرار کن و با خدا اصلاح کن، بعد بیا برای بقیه مسائل حیوانیت برنامه ریزی کن، مسائل گیاهی ات برنامه ریزی کن، بعد می خواهیم مسلمان خوبی هم باشیم، مؤمن بایم، جور درنمی آید، هر وقت خدا هم می گوید فلان کار را بکن، به خدا می گوییم خدایا نگاه کن اصلاً وقت نداشتم، برنامه ام پُر بوده نمی شود، برای حرکت به سمت بهشت یک وقت فارغ می خواهد، کی ریاضیات می خواهد، یک وقت گذاری می خواهد باید رعایتش بکنی به خدا نمی توانی بگویی وقت ندارم، برای همین در شرح حدیث امام گفتیم، اولین پله ای که انسان آدم شود و رشد کند، این است که قبل از این که بخواهد، اصلاً برای خودش تدبیر نکند، این قدر سر خودش را شلوغ نکند، برنامه ریزی های مختلفی برای خودش درست نکند، که وقتی قرار است آدم شود، به سمت ابدیت حرکت کند، ببیند برنامه اش پُر است وقت ندارد، بگوید من وقت ندرام. نمی تواند، اصلاً کجا بگذارم این برنامه، حق نداری، اول رابطه ات را با خدا تنظیم کن، مَن اَصلَحَ ما بَینَه و بَینَ الله، اَصلَحَ الله ما بَینَهُ وَ بَینَ النّاس، هر کسی اول رابطه اش را با خدا تنظیم بکند، توجه کردید، با آخرت ، با ابدیت تنظیم کند. خداوند رابطۀ او را با همه دنیا تنظیم می کند، یعنی همه چیز سر جای خودش است، شما اگر می بینید تو کار دنیاییتان مشکل دارید، غم و غصه دارید، اضطراب دارید شکست دارید، تو شوهر داری، توی زن داری، تو بچه داری، تربیت بچه، تو رفاقت، تو تجارت، تو معاملات، تو همه چی، دائماً سرت به سنگ می خورد، معلوم است از خدا طلاق گرفتی، جدا شدی از خدا، بین تو و خدا صلح نیست، اول همه چیز را از این ذهنت بیرون کن، هر کسی را غیر از خدا، بگو من یک جنین هستم که باید متولد شوم، معلوم هم نیست که کی، یک روز دیگر، پنج روز دیگر، سوت پایان را می زنند، تو این پنج روز من باید با خدا به چی برسم، صلح، با خدا آشتی باشم، با امام زمان آشتی باشم، شما اگر با امام زمان آشتی نیستی، سقط می شوی، همۀ کارهایت هم میزان باشد، ولی سقطی، چون تنظیم نیستی با امام زمان، امام زمان یعنی کی، یعنی مظهر خدا، چه مقداری یک جنین به سمت یک تولد سالم در حرکت است، چقدر قدرت دارد، بستگی چقدر با امام زمان پیوند داری، وقتی با امام زمان، تو قهری، سقط شده ای، برو نماز شب هم بخوان، به فقیر و فقرا کمک کن، تو با اهل تجلی خدا قهری، رابطه نداری، سقطی، رابطه را باید از پایه تنظیم کنی، یک زیپ را که شما می خواهی ببندی، از کجا می بندی، از وسط می بندی، زیپ را که می خواهی ببندی، اون اون خارک توی جای خودش بکنی، بعد وقتی می کشی بالا، همه می روند در همدیگر، قشنگ چفت می وشند، ولی وقتی که ضعیف است، شُل بُکنی این تو، درمی آید، می بینی که زدی بالا همه هم بسته شده، ولی چون این شل است، از پایین که باز می شود، همه به هم می ریزد، اون اون پیوندت را با خدا محکم کن، مواظب باش هیچ ارتباط دیگری بین تو و خدا فاصله نیندازد، رابطه ات را با خدا خراب نکند، تو سر نماز می فهمی که رابطه ات خوب است یا نه، معلوم است، شب جمعه می فهمی کجای کار هستی، با خدا باید در صلح آرامش و رفاقت باشی، همه کارهایت خود خدا برایت ردیف می کند، و کمکت می کند، ولی وقتی با خدا قهری، همه چیز با تو قهر است، چون از او چی گشتی، همه چیز از تو گشتف چون از او گشتی، همه چیز از تو گشت، یک شعری هست که دو مصرعش مثل هم است، مصرع اول می گوید چون از آن خدا شدی، همه چیز از تو گشت، اگر مال او شدی، شَرها همه چیز از تو برطرف می شود. آن طرفش ولی از خدا گشتی، روی برگردانی، همه چیز از تو روی برمی گرداند، حرکت، خوشبختی، آرامش، رشد، پیشرفت، پیشرفت حتی مادی، همه اش این است که کد خدا را ببینی، یعنی با این رفیق شوی والا رابطه ات با خدا تنظیم نباشد، هر چه تلاش کنی به نتیجه نخواهی رسید، بنابراین ما باید تو زندگی مان محکم برویم جلو، شل و سفت کردن تردید و شک، سقط می کند ما را، انشاء الله جلسه بعد آیه را تمام خواهیم کرد.