بحثمان در مورد آیه 93 بود- - چند تا نتیجه از این آیه گرفتیم و رسیدیم به این جا که ما از شما پیمان گرفتیم که - - ، آن چه به شما دادیم را با قدرت بگیرید. پیام مهمی که در آیه هست این هست که خداوند تبارک و تعالی از ما خواسته که دین او را با قدرت دریافت کنیم و بگیریم یعنی توجه داشته باشیم که آن چه را که حق تعالی برای ما فرستاده و بسیار، بسیار مهم، کلیدی و حساس هست. شما خوب دقت کنید این نکته ای که من عرض می کنم ببینید خداوند تبارک و تعالی می فرماید که ما جهان را برای شما خلق کردیم، میلیون ها انسان ، دانشمند و نابغه، در طول هزاران سال دارند تلاش می کنند که رمز و رازهای این جهان را کشف کنند. مثلاً در پزشکی چه طوری هست، در بدن چگونه است، در ستاره ها و کهکشان ها چگونه است، در جانوران، حیوانات، در خود جانوران و حیوانات ده ها رشته علمی الان تأسیس شده در گیاه شناسی در رشته های مختلف علوم. همه انسان ها، جهان علم در تکاپو هستند که رمز و رازهای خلقت را کشف کنند. خدای با این عظمت یک تجلی کوچک کرده به جهان، ولی بشر هزاران سال است که در مطالعه است. فرمود همه این ها را برای شما خلق کردم. نظام متغن و محکم ستاره ها و سیارات. شما نگاه کنید الان بشر دقیقاً می داند مثلاً کی شهاب سنگ می آید، کی کسوف می شود، کی خسوف می شود، فلان ستاره کی ایجاد شده است؟ کی منفجر شده است؟ کی حیات داشته؟ کی مرگ داشته؟ همه را حساب می کند. این قدر دقیقه، سیستم بدن، با میلیاردها ، میلیارد قوانین پیچیده ای که دارد، نظام فیزیک عالم که خیلی پیچیده و حساس است و دقیقه. به ما چه می گوید. این هست که تمام نظام عالم روی حساب و کتاب و حکمت خلق شده است ما آسمان و زمین را باطل نیافریده ایم. ما شما را حبس خلق نکردیم. گمان نکنید که بیهوده خلق شده اید، دائماً دارد این را به ما می گوید. بعد می گوید همه این ها به خاطر شما است به خاطر تو، توی انسان، که گل سرسبد این خلقت هستی به کمال لایق خودت برسی. همه این حرکت ها و آمدن و رفتن شب و روز برای این است که تو به یک جایی برسی ماه و خورشید و فلک درکارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. یعنی بدانی که برای چه خلق شدی، برای چه به این دنیا آمده ای، هدف از خلقت تو چیست؟ این نظام را آفریده برای این که تو بفهمی چه کاره هستی، از کجا آمده ای، در کجا هستی، و به کجا می خواهی بروی. همه این ها را مقدمه فرستاده اند انبیاء قرار داده یعنی خلقت انسان و بعد فرستادن انبیاء. برای این که این شریف ترین موجود را. همه این ها در خدمت این موجود است. این شریف ترین موجود را به آن هدف خلقت خودش نائل بکند. به آن جایی که باید برسد، برسد. خب حالا این مقدمات عظیم، دیروز من می خواندم توی مطالعاتم، که از قدیم علاقه داشتم، هنوز هم علاقه دارم که یک قسمت از وقتم را می گذارم برای مطالعه طبیعت، نظام خلقت و کهکشان ها و ستاره و این ها.دیروز داشتم در مورد اسکلت ها مطالعه می کردم که الان بعضی از اسکلت ها را پیدا کردند که صدو پنجاه میلیون سال پیش از موجودات از فیل ها، از حیوانات دیگر، پانزده میلیارد سال که مثلاً یک رد پا از فلان موجود پیدا کرده اند ببین خداوند چه دورخیزی کرده است، خوب حالا محصولش این است که تو آمدی اینجا با تو کار داشته، عالم فرشته ها با آن عظمتی که دارد که متأسفانه اطلاعات کمی در موردش داریم همه این ها مقدمه است آسمان، زمین، آسمان اول، دوم، سوم، فرشته ها، جهان خلقت، بهشت، جهنم، میلیاردها موجود برای تو، خب حالا برای تو چه کار می خواهد بکند؟ برنامه بفرستد که تو به آن جایی که باید بروی، بروی. شما یک پادشاهی را در نظر بگیرید که از یک سال جلوتر تشریفاتی را راه می اندازد که یک عزیزی را دعوت بکند، هم به خاطر کی هست؟ به خاطر آن که یک نفره که می خواهد دعوتش بکند. حالا وقتی دین را فرستاده است، برای کی این دین را فرستاده است؟ برای تو فرستاده است. می گوید بابا من این همه تشریفات تو این عالم راه انداختم برای تو. حالا که دارم با خودت حرف می زنم جدی باش. بفهم چه دارم می گویم. با تو هستم. ، محکم بچسب به آنی که برایت فرستادم وضعیت ما این شده است که ما اصلاً حواسمان نیست که کی ما را خلق کرده است با کی کار داریم به کجا دارند ما را می برند کجا خواهیم رفت. ما آمدیم مثل بچه ها مشغول این ظواهر این عالم شدیم. رشته های مختلف علوم الان در کار هستند. فیزیک در رشته های مختلف شیمی در رشته های مختلف، زیست شناسی در رشته های مختلف، ریاضیات در رشته های مختلف. اما اصل کار را همه فراموش کردیم یعنی اصلاً یادمان رفته است چه کار باید بکنیم قرآن نهیب دارد می زند. این دومین بار است که این مطلب را دارد می گوید، قبلاً هم این را جای دیگر هم داشتیم. که بابا آنی که ما براتون می فرستیم محکم باشید، مسخره بازی در نیاورید، چون تمام این نظام خلقت به خاطر تو است که تو به یک رشدی برسی. موقعی که دقیقاً آن لحظه ای که باید فرمول های رشد را بگیری می خواهی بچه بازی در بیاوری با این فرمول ها بازی کنی یا بهش توجه نکنی یا جدّی نگیری آن ها را. در واقع نظام خلقت از ناحیه تو مورد تمسخر گرفته. بازی کردی با نظام خلقت. آن که ما با تو یک کار خیلی مهم داشتیم که این همه مقدمات درست کردیم. مقدمات عظیمی هست. شما فکر کن صدو بیست و چهار هزار پیغمبر. حالا ما با بقیّه اش کار نداریم. یک رسول الله آورده که سرآمد و سید و سرور همه انبیاء است برای ما فرستاده. اهل بیت برای ما آمده اند ماجراهایی گذراندند تا الان این دین و این کتاب آسمانی به دست ما رسیده. می گوید ، جدّی باشید مسخره بازی در نیاورید. احکامی که برایتان می فرستیم این همه مقدمات و تشریفات داشته است. شما با این ها بازی نکنید. با این فرمول ها بازی نکنید این ها را خیلی جدّی بگیرید، ما دین داری هم که می کنیم. دین داری مان تو حاشیه ی زندگیمان هست اگر دین داری هم بکنیم تازه. توجه فرمودید. یعنی انگار یک کارهای مهمی تو این دنیا داریم یکی اش هم چیست؟ دینداری است. این می شود به نتیجه نرسیدن در شرح حدیث عنوان توضیح دادم که امام صادق علیه السلام می فرماید که اولین قدم این هست که بشر برای خودش تدبیر نکند. عبودیت داشته باشد. عبودیت یعنی چه؟ یعنی این که بداند که باید در حرکتش به سمت آخرت از یک سلسله فرمول های قطعی و لایتخلف تبعیت کند. گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنیا شما جنین را نگاه کنید، جنین خیلی جدّی کار می کند، جنین سالم را می گویم، آنی که قرار است خوشبخت به دنیا بیاید. از زمانی که نطفه اش می خواهد تشکیل شود دائماً در تلاش است، یعنی وقتی شما فیلمش را نگاه کنید که الان فیلمش هم آمده تا موقعی که به دنیا می آید وقتی فیلمش را نگاه می کنید می بینید که این انگار تمام حرکاتی که انجام می دهد، خودش می داند چه کار دارد می کند، دائماً دارد از رحم جذب می کند و تبدیل می کند خودش، تبدیل می کند آن چیزهایی که جذب کرده به مواد، فرمول ها و قوانین، اعضاء و جوارحی که خیال دارد برای وفاتش به دنیا استفاده کند. یعنی وقتی نگاه می کنیم. می بینیم که خیلی جدی هست همه چیز را جدّی گرفته جنین. ضمن این که به اموراتش در رحم اکتفا می کند، که تو هر رحمی حیاتی داشته باشد امّا اصل برنامه و جذب و فعالیتش را گذاشته برای تولد. یعنی جدّی هست واقعاً به نکته تولد خیلی دارد جدّی فکر می کند. به لحظه انتقال. چون می دانند این جاماندنی نیست. حالا می رسیم دو سه تا آیه برویم جلوتر، بحث خیلی مهمی را شروع می کند، بحث مرگ، مرگ باوری بود که بحثش خیلی شیرین هست. می داند جدّی نیست رحم. یعنی باور کرده است که جنین است. باور کرده است که یک وفاتی دارد و باور کرده است که اگر وفاتش برسد و خودش را آماده نکرده باشد برای تولد یا برای وفات، وای به حالش می شود درست است. لذا هر کاری که می کند جدّی دارد می کند. باور کرده است تولد را. مشکل ما در زندگی هایمان غالباً همین است که ما چیزی به نام وفات را باور نداریم. خیلی هم می بینیم یعنی به ما می گویند مردن هست می گوییم بله هست. ولی واقعاً ایمان نیاوردیم به این قضیه. که بابا ما یک زمانی از این جا منتقل می شویم بسیاری از چیزهایی که با آن ها پیوند داشتیم می بینیم که همه اش بی خود و عبث بوده هیچ کمکی به ما نمی کنند و بیشتر از ما کشیدند، خوردن تلف کردند کردند ما را تا این که به ما برساند. معنای فقر و غنا آن موقع خیلی خوب معنا می شود. جنین می فهمد که باید ثروت تحصیل بکند. لذا وقتی مسیرش را انجام می دهد، (وقتی می گویم جنین یادتان باشد جنین سالم) سیرش را نگاه کنید می بینید که واقعاً دارد جدّی کار می کند یعنی هر چه که به او می دهند جدّی عمل می کند. دین داری باید جدّی باشد، دین تنها عاملی هست که می تواند سعادت ما را تضمین بکند، سلامت ما را در دنیا و آخرت و سعادت ما را در دنیا و آخرت. فرمول هایی که تخصصصی هست و فقط هم خدا و خدا می داند و معصومین علیه السلام بنابراین اگر کسی بخواهد واقعاً خوشبخت باشد باید فرمول ها را چه طوری بگیرد؟ جدی بگیرد یعنی باهاش بازی نکند، اعداد و ارقامی که به او دادند کاملاً رعایت بکند. مثل جنین، جنین یک میلیمتر این طرف و آن طرف تر عمل نمی کند (جنین سالم) یعنی وقتی متولد می شود می بینی که ابروهایش میزان است، چشم هایش میزان است، گوش هایش میزان است، قلبش میزان است، دندان هایش ، فکش، همه چیزش سر جای خودش هست. ریاضی است دیگر، حرکت ما به سمت آخرت ریاضی است، این ریاضیات ابدیت را که من دارم حی به شما می گویم خیلی به ریاضیات ابدیت توجه بکنید خیلی! ریاضیات حرکت ما به سمت بهشت و بالاتر از بهشت بی نهایت، دقیق تر و ظریف تر از ریاضیات زندگی دنیا است. ریاضیات چشمت، ریاضیات قلبت، ریاضیات مغزت از این هم حساس تر است. شما اگر رساله را نگاه کنید در تمام رساله چیست؟ شما همه اش با عدد سر کار دارید، سه بار، چهار بار، پنج بار، دو بار، یک بار، ده تا، هشت تا، دوازده تا. می بینید همه اش چی دارد؟ هر صفحه رساله نگاه کنید هیچ صفحه ای را نمی بینید که توی آن عدد نباشد. همه اش عدد است، برای چه عدد است؟ برای این که جعل لکل شیءٍ قدرا. همه چیز ریاضی است. باید با یک ریاضیات جدّی تو سر کار داشته باشی. خمست ریاضیات دارد. زکاتت ریاضیات دارد، شوهرداری ات ریاضیات دارد، زن داری ات ریاضیات دارد، تربیت بچه ات ریاضیات دارد، بارداری ات ریاضیات دارد، خوردنت ریاضیات دارد، اخلاقت ریاضیات دارد، همه اش ریاضی است، احکامت ریاضی است، یک ذره این ریاضیات به هم بخورد اینطرف و آن طرف شود ، به آن نتیجه ای که باید برسی، نمی رسی یعنی تعادل کاملاً می ریزد به هم، تعادل آخرت نمی ریزد به هم، نگاه کنید جنین در رحم مادر وقتی از آن سونوگرافی می کنند مشخص می شود در رحم مادر این مسیر را چه طوری رفته است؟ بد رفته است، اگر خراب کرده است همین جا معلوم است ولی آن الان احساس نمی کند چون حساب و کتابش را در دنیا می کشد، در رحم اصلاً این درد هم احساس نمی کند. وقتی می آید دنیا معلوم می شود این چقدر خراب کاری کرده است. ما الان این عدم تعادل ها با ما است. دقت کنید وقتی ریاضیات را خوب عمل نکردیم، ما همین الان هم گرفتاریم می فهمیم الان، لازم هم برای ما بود. بعضی ها نمی فهمند که وضعشان خیلی خراب است. ولی غالباً روحیه تعادل، ایمان، و تعادلی دارند می فهمند که یک جاهایی ما داریم می لنگیم. من نباید غمگین باشم، غمگین هستم نباید افسرده باشم افسرده هست، نباید عصبی باشم، عصبی هستم. نباید رفتارم با والدینم این جوری باشد که هست، نباید با شوهرم این جوری باشم که هست، نباید با زنم این جوری باشد که هست، می بینم که یک جاهایی می لنگد، معلوم است که یک جاهایی ریاضیات را رعایت نکردیم، بچه ی من نباید این می شد، شده حالا، پس یک جاهایی را رعایت نکردیم، و خیلی چیزهای دیگر که وقتی خودمان نگاه می کنیم می بینیم که نه تعادل دارد، برای این که ما تو گرفتن ریاضیات احکام و ریاضیات عالم برزخ و بالاتر از برزخ جدّی نبودیم شما خوب دقت کنید خدا را، اگر بتوانیم بفهمیم یعنی چه، اگر توجه داشته باشیم عظمت خدا و حق تعالی یعنی چه؟ یعنی چه عظمت حق تعالی؟ با آن عظمت دارد به شما آیه فرستاده، وحی برای تک، تک شما فرستاده، گفتم وقتی قرآن می خوانید با صدای خدا بخوانید تا در قلبتان برود. مستقیم به شما وحی کرده است نگویید یک هزار و چهار صد سال پیش یک پیغمبری بود یک خدایی هم بوده برایش یک قرآنی هم فرستاده تو آن قرآن هم به او گفته است ، نه الان دارد به خودت می گوید، همین الان برای تو نازل شده است، ، اصلاً کلاس قرآن برای همین هست دیگر که ما بیاییم کلاس ببینیم که به ما چه نازل شده است. می گوید بابا این را که برایتان فرستادم جدّی بگیرید مسخره بازی درنیاورید جدّی بگیرید. هر چه که دارم می گویم جدّی بگیرید. عمل بکنید دقیقاً. ببینید فرمول هایش چقدر است همان را رعایت بکنید. آقا شما در یک مخمصه ای گیر کرده اید که تو یک قابصند وقتی گیر کردید که توش هزار گرفتاری و مشکل هست می گوید آقا می خواهی از تو این قاب صندوق بیرون بیایی رمزش این است، مثلاً چند تا به چپ چند تا به راست، باید این را رعایت کنی اگر رعایت نکنی در قاب صندوق باز می شود یا نمی شود؟ نه! شما نمی توانید از خودت کم کنی یا زیاد کنی باید دقیق این چرخش دستگیره قفل را رعایت بکنی تا قفل باز شود. شما اگر می خواهی خوشبخت شوی نباید دستکاری بکنی نباید من، من کنی، خوشم می آید، خوشم نمی آید، به طبعم می خورد یا نمی خورد، باید دقیقاً آن را که گفتند رعایت کنی. ببینید ریاضیات چه گفتند همان را عمل کن همان اعداد را رعایت کن و جدّی هم باشی تا آرام و خوشبخت باشی یک جایی که اِعمال سلیقه می کنی یا اِعمال میل می کنی ریاضیات به هم می خورد. بی تعادلش در زندگی ات معلوم می شود. می فهمی که یک جا کج شد دیگر چرا؟ چون ریاضیات رعایت نشد. الان بیایند بگویند شما یک نقّاشی بکشید دست شما یکی یک کاغذ بدهند بگویند یک تصویر بکشید یک آدم بکشید. چند تایمان می توانیم یک آدم به معنای حقیقی بکشیم؟ بله! چند نفر می توانیم چند نفر می توانند یک آدم بکشند که همه چیزش، چشم ها، ابروها، میزان باشد، چرا؟ چون ما ریاضیات این را بلد نیستیم. ولی یک نقّاش که سال ها کار کرده که کجا چشم را بکشد توی این بیضی صورت کجا بگذارد. ابروها را کجا بگذارد، بینی را کجا بگذارد، لب ها را کجابگذارد، این می تواند بفهمد و یک تصویر خوب درمی آید. این هم همین طور است یعنی باید دقیق عمل بکنی دینداری با تشریفات، شوخی، تعارف، نمی دانم تو بمیری من بمیرم نمی شود. آقا گفته شما این چیزها را برای شما اصول است این چیزها را رعایت کنی. این چیزها را باید هر روز انجام بدهی، شما نمی توانید با تعارف، مثلاً بگویید من رویم نمی شود غذا بخورم پس چون رویت نشده است نتیجه اش چه می شود؟ چقدر مثلاً رویت نمی شود، ناهار مثلاً رویت نمی شود نشود بخوری شام را چه کار می کنی، شام رویت نشود، صبحانه هم می توانی این کار را بکنی، می افتی به مرگ دیگر، شوخی ندارد، سیستم است، غذا می خواهد، نور می خواهد، چه می خواهد، چه می خواهد آب می خواهد، مشخصه، روح هم همین طور، شوخی بردار نیست. نمی شود به آن نداد می گوید رفتم مهمانی آن جا خجالت کشیدم نماز بخوانم آن جا توی جمع، رفتیم خارج از کشور دیدم آن جا دیگر خیلی ناجور است، نماز نخواندم، رفتم محل جدید، شغلم یک طوری است که اصلاً نمی شود نماز بخوانم، خب نخوانی ببینی چه طوری تعادلت به هم می ریزد، یک جا هست که اصلاً اگر ما بخواهیم این جا حجاب را رعایت کنیم ناجور است. می گویند اُملی، فلانی، این ها بببینید مسخره کردن با فرمول ها یعنی این، یعنی خدا فرمول فرستاده است تو داری با چه عوضش می کنی با چیزهای بیهوده، موهم، می گوید اِنَّ اکرمکم عنداللهی اتقکُم، قوی ترین جنین ها محکم ترین جنین ها، سالم ترین جنین ها کی ها هستند؟ باتقواترین شان هستند ما رفتیم وقت را گذاشتیم روی مبلمان خانه، روی پول، روی فرش، روی جنس لباسمان، روی طلایمان، روی ماشینمان، عمرمان را این ها دارد تلف می کند، خب وقتی جدّی نیستی رو چیزی که که به دردت می خورد، جدّی نیستی، حالا جنین بیاید به جای چشم، دُم بگذارد خب به چه درد می خورد، کار کرده است ها، نه که کار نکرده است ولی این دُم به چه دردش می خورد، یا پای اضافه آورده است، یک چشم نیاورده است ولی به جایش یک سر یا یک صورت اضافه آورده است، خب فایده ندارد این، ببین چه لازم داری، برای همان وقت بگذار، عمرت را روی آن صرف کن، حضرت امام سجاد علیه السلام همین را از خدا می خواهد فستعملی بما تستعلنی و قد خدایا من را به یک کارهایی وادار کن که قرار است قیامت از آن سؤال کنی، اگر قرار است قیامت از من سؤال کنی، من به کار سؤال ها مشغول کنی که به سؤال ها جواب بدهم، سؤال هم ده دفعه گفتیم کتبی نیست، شفاهی هم نیست، سؤالات آخرت وجودی است، مثل جنین، جنین وقتی از رحم می آید بیرون سؤالات شروع می شود، کسی سؤال می کند ازش؟ شرایط زیستی دنیا ازش سؤال می کند، چشم آوردی یا نه، گوش آوردی یا نه، دست آوردی یا نه، پا آوردی یا نه، معلوم می شود آورده باشد یا نیاورده باشد، معلوم می شود، حاشا کردن هم ندارد، اگر نیاورده باشد درد شروع می شود. حساب و کتاب کردن ها کتبی نیست که مثلاً، کاغذ بگیرند جلویت بگویند تو مثلاً آدم خوبی بودی، یا آدم بدی بودی من ربّک، این چیزهایی که آن جا می گویند همه اش تکوینی است این ها را در معاد توضیح دادیم توحید را با خودت آوردی، اگر آوردی معلوم است دیگر حاشا نمی توانی بکنی، به یکی می گویند تو چقدر زشت هستی می گوید نه من خوشگل بودم تو بیمارستان عوض شدم. نمی شود که دروغ بگویی که. می گوید آقا شاخ آوردی، من دارم شاخت را می بینم، چشم نیاوردی، دُم آوردی، خب معلوم است دیگر نمی توانی حاشا کنی هان. این که قرآن می فرماید: نَختِمُ علی اَفهاهِم و تُکلما علی ایدیهم و اَرجُلهم. یعنی همین، یعنی دست و پایت دارد حرف می زند، دست و پای برزخی ات دارد حرف می زند که چه کار کردی تو می گوید که اصلاً چه کاری کردی، چه طوری بودی اگر به صورت حیوانی محشور شود نمی توانیم بگوییم که نه آدم خوبی بودیم. اگر خودت، خودت را ببینی می فهمی. برای همین هم قرآن می گوید خودت، خودت را نگاه کنی اِقراء کتابک، کَفی بِنَفسک الیوم علیک حسیبا، خودت کتاب خودت را بخوان خودت برای محاسبه خودت کافی هستی، می فهمی، می فهمی، دست آوردی، پا آوردی، نیاوردی، می فهمی، خودت را. یک آیینه هست که خودت را کاملاً در آن می بینی گفت آقا سوسک رفته رو جلو آیینه، تا خودش را دید، گفت آی سوسک! فرار کرد، حالا این جوریه، ما الان نمی فهمیم حالا خودمان را، محض این که تو شرایط آخرت متولد شویم، نشانم بدهند که چه هستیم آن وقت هست که بترسی از خودت، گاهی وقت ها تو خواب هم نشان می دهند، یک ذره هشیار باشی تو بیداری هم می فهمی که چه طوری هستی حَقَّ قَدره. اصلاً قدر خدا دانسته نمی شود. من دارم در مورد خدا صحبت می کنم نگویید کلاس انسان شناسی چرا راجع به آن صحبت می کنی. چون اگر آن عظمت را نشناسی نمی توانی خودت را بشناسی خودم کی هستم؟ بعدها می گوید تو هم می توانی مثل من
کم من آیةٍ من فی السموات و الارض یمررون علیها و هم عنها معرضون چقدر آیه در آسمان ها وزمین گذاشتم رد می شوید.
متعبة حتی / یدُل علیک
دعای عرفه متی غبتی حتی تحتاج الی دَلیلٍ یَدُلُ علیک ما هم . لا تراک علیه علی رغیب اعرف الله به الله بالله.
والسموات و الارض فلک تجری فی البحر ناس
انزل الله من السماء بیاید همه این ها آیات است.
و اَرد تدُل علی البعیر
کیف کان سبل الله من لم یستوحش من الخلق
چه طوری می تواند کسی انس بگیرد با خدا در حالی که هنوز از مردم وحشت ندارد.
الم یعنه بالذین امنوا ان تخشع قلوبهم لِذکر الله. 71 و 72 و 73
وقتش نرسیده که مؤمنین دل هایشان با ذکر خدا بلرزد. ثم قست قلوبکم من بعد ذلک و هی کلحجارةِ او اشده قسوة و ان فی الحجارة.
مشق لیلی می کنم گر میسر نیست بر من کام او
عشق بازی می کنم با نام او
من ذکر الله و لم یشتق الی لقاء فقد استهزءَ بنفسه
امام رضا (ع) می فرماید کسی که یاد خدا را می کند و مشتاق خدا نیست خودش را مسخره کرده است
و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی
ما خلق الله سموات و الارض
و ان کثیراً من الناس بالقاء ربهم لِکافرون
وَ قوحً قدوحً و الحجاره
دست من گیر که این دست همان است که من سالها از غم هجران تو بر سرم زدم.
-
امام سجاد علیه السلام: فستعملی بما تستعملنی وقد.
خدایامن را به کاری مشغول کن که قرار است قیامت از آن سؤال کنند.
نَختَم علی اَفهاهِم و تکلمنا علی ایدیهم و ارجُلُهم.
اِقرأ. کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا.
نومن، افتومنون ببعض کتاب لا طاعت لِمخلوقٍ فی معصیت الخالق
زیاد گول قیافه را جلوی آینه نخورید کی مقدار تمرکز بگیرید می فهمید اصلاً شاخ دارد یا نه پشمالو هستید یا نه. چنگول دارید یا ندارید. همه اش در می آید این ها در زندگی، بنابراین حاشا هم که نمی شود کرد چون قضیه کاملاً ریاضی است باید جدّی بگیرید احکام دین را بازی نمی شود درآورد، یک روز رعایت بکنی یک روز رعایت نکنی یک جا خوشت بیاید یک جا نیاید. این جایش را خوشت بیاید عمل بکنی آن جایش را خوشت نیاید عمل نکنی. آیۀ قبلی یادتان بیاید (چند آیه قبل) اَفَتؤمنونَ ببعضِ الکِتب وَ تکفرونَ بِبَعض فما جزاءُ من یَفعلُ ذلک منکم اِلاّ خِزیٌ فی الحَیوة الدُّنیا و یوم القیامةِ یُردُّونَ الی اَشدِّ العذاب، نمی شود بعضی ها را قبول کنی بعضی ها را قبول نکنی، بله حالا چشم هایت خوشگل است ولی حالا دُم داری چه کارش کنیم؟ دست و پایت قشنگ است ولی آن سر اضافه را چه کار کنیم، نمی شود. تعادل همیشه باید باشد. وقتی می گویند شکل آدمی باید باشد تا تو بهشت راه بدهند. همه چیز را نگاه می کنند، شما وقتی یک بچه چشم نداشته باشد می گوید سالم نیست. امّا ممکن هست چشم داشته باشد، ولی گوش نداشته باشد آن جا هم می گویید سالم نیست ممکن است گوش داشته باشد ولی انگشت نداشته باشد باز هم می گویید سالم نیست. پس سلامت یک مجموعه است باید همه را در نظر بگیرید بگذارید بغل هم تا بگویید این سالم است. برای همین نمی شود بعضی هایش را قبول کنی، بعضی هایشان را قبول نکنی. در مهمانی، در عروسی، مثلاً بگویی امشب عروسی برادرم است عروسی خواهرم است، بی خیال هر کاری کردی عروسی خودم است، پس بی خیال. دختر و پسر دعوایشان سر همین بود. پسر می آمده به دختره می گوید تو املی ، تو نمی فهمی. حالا چند ساعت دیگر قرار است عاقد عقدمان را بخواند چه اشکالی دارد که دست همدیگر را بگیریم، من ببوسم تو را عکس بگیریم. می گوید خوب محرم نیستیم به هم، می گوید عجب خری هستی تو قرار است چند ساعت دیگر محرم بشویم با هم، این مقدس بازی ها چیه دیگر؟ یعنی هی فرمول ها را می ریزیم به هم. وقتی به هم می ریزد همین می شود یکی از رفیقایمان رفته بود چند وقت پیش اسپانیا. به او گفتم نماز آن جا چه طوری خواندی؟ تو فرانکفرت چه کار کردی، گفت چفیه ام را انداختم قبله را پیدا کردم همین جوری آن جا نماز خواندم همه هم کیف کردند خودم هم بیشتر از همه کیف کردم، حالا این جا فرانکفورت و بی خیال. خدا که تو فرانکفورت نیست. خدا تو شهرری، قم، این جور جاها هست، نه همه جا خدا هست، اون جا هم باید اول وقت نمازت را بخوانی. آن جا هم باید همین ها را رعایت کنی. من یک بار می خواستم خارج از کشور بروم خیلی رفقا آن جا بودند ادعای زیادی داشتند ازنظر مذهبی اصرار کردند دفعه بعد شما حتماً خانمت را بیاور، اگر نیاوری ما قهر می کنیم، خودمان را می کشیم و چنین و چنان. گفتیم حاج خانم شما برای این که آن ها خودشان را نکشند بیا برویم. آقا از فرودگاه که می آمد از هواپیما که آمد پایین دیدند که این چادر سرش هست همه قهر کردند با ما، رفقای خودمان. همه آمدند معذرت خواهی کردند گفتند ما نمی توانیم ببخشید، خانه ی ما نیایید. نمی شود برایمان حرف درمی آورند این چادر سرش است. آن وقت زن های خودشان همه واداده های آن جا بودند. یعنی کسی که رفته جبهه جنگیده مثلاً برای اصول آن وقت رفته آن جا زنش و دخترش و ناموسش و همه را داده دَم تیر. راحت، ایمانش را هم داده، تازه کلی هم سر ما می زنند که شما آبروی ما را بردید این جا. چرا مثلاً زن همسایه آمد دست ندادی بهش. خیلی چیزهای دیگر. بنابراین نمی شود با مسخره بازی دینداری کرد باید جدّی باشید در دین داریتان نه رئیس جمهور می شناسم. نه وزیر می شناسم نه خارج می شناسم، نه داخل می شناسم، نه پدر می شناسم، نه مادر می شناسم. بابا، مامان کی هستن؟ لا طاعتَ لِمخلوقٍ فی معصیتٍ خالق، در معصیت خالق هیچ حق طاعتی برای هیچ مخلوقی نیست بچه ام بهش برمی خورد، بچه ام ناراحت می شود، دیروز یک آقایی آمده بود خیلی آدم مقدسی بود اصلاً من وا رفتم واقعاً ناراحت شدم خیلی آدم مقدس متدین، خوب واقعاً مقدس، گفت آره این بچه من خانه مثلاً طایفه زنم که می رود، این ها همه مثلاً عوضی اند، ماهواره دارند چه دارند، از این ها، حالا می ترسم عقده ای بشود حالا می خواهم خودم هم برایش بگیرم در خانه بگذارم. نمی شود بچه ام حالا می خواهد نوار ترانه گوش بدهد عیب ندارد، بچه است دیگر، این فردا توی قبر پدرت را درمی آورد. میلیون ها سال فقط به خاطر این گندکاری هایی که برای بچه ات کردی، مهربانی های الکی، دوست داشتن ها (حالا می رسیم آخر آیه همین است) خب های الکی، افراط در محبت ها، می رسیم، میلیون ها سال باید در جهنم داد و فریاد بکند به خاطر محبت های اضافی که داشته است به زنش، به پسرش، به دخترش، به مادرش به پدرش، به خاطر پدر و مادرش و نمی دانم کی و کی و کی رفته جهنم. این حرف ها چیه؟ شما نگاه کن علی علیه السلام در اوج عاطفه است نسبت به دخترش، نسبت به همسرش، فاطمه زهرا این جوری است، پیغمبر این جوری است، ولی وقتی به ذات خدا می رسند اصلاً هیچ چیزی حالیشان نیست. هیچ چی فقط خدا را می بینند. پیامبر در مورد علی علیه السلام می فرماید اِنَّهُ خشنُ فی ذات الله ، علی در ذات خدا خشن است، سر مسئله رابطه اش با خدا با هیچ کسی معامله نمی کند. این خطر قرمز است دیگر تو ارتباط من با خداوند. اگر یک کسی پدرم، مادرم، همسرم، فرزندم، قرار است یک کاری بکند تا همین جا، اگر قرار است من رابطه ام با او خراب شود با همسر اصلی ام یعنی حق تعالی، همه ی این ها باید فدا شوند. هیچ کدامشان قیمتی ندارند بیش تر از این حد این ها همین قدر قیمت دارند. یعنی تا سطح دم در، حریم داخل مال همسر اصلی است. همسر اصلی کیست؟ القلبُ حرم الله، حرم خداست، یعنی اون جایی که قراره رابطه ی تو با خدا خراب شود دیگر آشنا هستیم و رفیقیم و این ها ندارد که! آقا ما همدیگر را دوست داریم مخلص هم، هم هستیم، اما حالا باید بروم جبهه، زمان جنگ است، دیگر نمی توانم بگویم چون خیلی دوستت دارم نمی روم جبهه این یعنی خدا را باید چه کار کنند؟ در دل خودم نابود کنم، نه این نمی شود. نه شما را دوست دارم ولی الان باید بروم جنگ، کشته ام شدم، شدم. وقت جنگ است الان، کی گفته؟ همان خدا گفته ما این جا دیگر نمی شود و دلم تنگ می شود و طاقت ندارم نداریم که. فی ذات الله یعنی همین یعنی وقتی نوبت عشق می رسد با هیچ کسی معامله نمی کنیم یعنی اگر خدا از من ناراحت می شود امام زمان از من ناراحت می شود حاضر نیستم چنین کاری را بکنم. شما هم از من نخواهید که من با خدا و پیغمبر و امام زمان جنگ بکنم. درست است همسر من هستی، درست است فرزند من هستی. روابط عاطفی بین پدر و فرزندی بین ما هست، امّا نخواه که من بروم جهنّم. برای همین امیرالمؤمنین علیه السلام برای سیدالشهدا تو مُهاوره دارد، مهاور را چند بار برایتان گفتم. می گوید تو چه طوری می توانی بین مرجعیت من و خدا تو دلت فاصله بیندازی می گوید این جوری ما صله می اندازم اگر بین حفظ بمان و کشتن تو حسین مخیر بشم حتماً تو را می کشم حسین. یعنی اصلاً ردّخور ندارد خودم تو را می کشم همان کاری را که ابراهیم کرد. همان کاری را که امام حسین کرد. اصلاً تعارف نداریم که. این جا اصلاً تعارف بردار نیست. باید در زندگی جدّی باشیم نمی دانم نامزدم هست بهش برمی خورد. حالا مثلاً مادر شوهرم است بهش برمی خورد تعارف کردند. حالا پاشو این جا نامحرم هست پاشو برقص یا حالا فیلمبرداری شده است، فیلم دست هر کسی افتاده حالا بیا به خاطر رضایت من با داداشم عکس بینداز خب نمی شود اصلاً. قضیه ریاضی است. اصلاً نمی شود آقا نمی شود تمام. نباید آدم تو ذوق کسی بزند. سخت بگیرد. معقول نیست. این ها عقل نیست این ها دیوانگی هست. عزیزترین کست همانی که به خاطرش حاضری بروی گناه بکنی، به خاطرش معصیت خدا را بکنی، به خاطرش بگذاری یک چیز حرام به خانه ات بیاید، همان آن اگر یک ذره مدفوع بیاورد به تو بگوید بخور به خاطر من، چه به او می گویی؟ هر چقدر هم عزیز است، می خوری به خاطرش؟ یک چیز نجس بیاورد بگوید بخور. نمی خوری که می گویی یعنی چه دارد توهین می کند به من، آن وقت ما صد تا از این مدفوع بالاتر می خوریم به خاطر آن کسی که منتهی کی معلوم می شود؟ اثرش قیامت معلوم می شود. دیگر وقتی تو عالم طبیعت یک مقدار حساب و کتاب هم هست، مادره به خاطر بچه اش به هر جهنمی دچار کرده امّا می بینی یک کجا سفت و محکم ایستاده تو دهنی زده به پسره که نگو، کجا؟ آن جا که خواستی با نامزدت بری بیرون چرا به من تعارف نکردی. پای طبیعتش ولی فطرتش را راحت کرده است. شوهره له کرده زنه له کرده، بچه اش له کرده، فامیل ها له کردند، دینداری این جوری نمی شود، این آیه خیلی تکان دهنده هست. یعنی همیشه دارد به ما وحی می شود. با قدرت بگیرید والا کسی که نخواهد محکم بگیرد مثل جنینی می ماند که ماه دوم، سوم حتی ماه آخر سقط می شود. می گویند اصلاً این محکم نچسبیده بوده از اول، سقط می شود می گویند رحم نمی تواند نگه دارد. رحم رو ما باید برای خودمون بسازیم وقتی تو می روی یک رحم ضعیف انتخاب می کنی نمی تواند تو را نگاه دارد سقطت می کند. رفتی مثلاً رفیق های ناجور انتخاب کردی محل زندگی بد انتخاب کردی رشته تحصیلی بد انتخاب کردی که نمی تواند نگهت دارد این رشته تحصیلی دائماً غفلت برایت می آورد. دائماً از ماوراء از مبداء می اندازدت این رشته، مست خودش می کند، وقتی یک کامپیوتر انتخاب کردی و با آن ارتباط برقرار کردی این کامپیوتر پدر تو را درمی آورد مثل یک چاقو برمی دارد ارتباطت را دائماً با ماورای طبیعت قطع می کند مست خودش می کند دیوانه ات می کند مگر این که درست از آن استفاده بکنی بکنی اون رو یک رحم قوی این کامپیوتر. بله این جوری دست است محل کار ناجور، درس ناجور رفیق های ناجور، دیدنی های ناجور، بعد ما رحم ها را ضعیف می کنیم، بعد می گوییم چرا ما این جور هستیم چرا یک طرفی می شدیم؟ خب اصلاً تو چه خوردی؟ اصلاً چی کار کردی؟ خب معلوم است که تو بعد از یک مدت هم سردرد باید داشته باشی هم افسردگی داشته باشی هم هزار و کی جور آلودگی پیدا کنی طبیعت هست چون برای خودت اصلاً فضای مناسبی را ایجاد نکردی نساختی. نتایجش هم هست. انشاءالله این بحث را در جلسه آینده ادامه می دهیم
والحمدالله رب العالمین