شما آمدید عده ای از شما آمدید دیگران را ( که بیشتر منظور رهبران شان است)، رهبران خودتان را، در گناه و دشمنی به همدیگر کردید، (تَظاهرون). تظاهرون یعنی پشیمانی کردید از همدیگر در این تجاوز ها و گناه ها. بحث خیلی مهمی که اینجا مطرح است، مسئله کمک در گناه است.
اگر خاطر شریف تان باشد در بحث صدقه یک مطلبی را عنوان کدیم که اگر کسی به کاری راضی باشد یا درکاری مشارکت بکند یا همکاری بکند بر انجام یک خیری، خداوند ثواب آن خیر را هم برای او می نویسد و گفتیم در یک صدقه اگر 70 میلیون نفر هم مشارکت و وساطت و دلاّلی کنند، ثواب شان مساوی است، این ثواب به همه می رسد و در کار شر هم همین طور است.
یعنی افرادی که در کار گناه کمک می کنند یا زمینه ی گناه را فراهم می کنند، یا زمینه را به گونه ای فراهم می کنند که معصیت کارها و گناه کارها بتوانند گناه شان را انجام دهند، اینها در گناه شریک هستند. حالا من مصادیق این را خدمت تان عرض بکنم که مصادیق کمک در معصیت حق تعالی چگونه است.
چون ما مامور شدیم به اینکه همدیگر را در نیکی و تقوا کمک کنیم. کمک یکدیگر بکنیم در بهتر بودن، بهتر شدن، مواظب همدیگر بودن در قشنگی ها. اما اگر کسی در گناه کمک کند، مساعدت کند، او در گناه شریک است که این شراکت در گناه و اینکه در نامه ی اعمال انسان نوشته می شود، به چند صورت است که من حالا یک تعدادی از صورت هایش را خدمت تان عرض می کنم. که به چند صورت انسان در گناهان مشارکت می کند.
خیلی از موارد، مواردی هست که انسان وقتی انجام می دهد، خودش متوجه نیست، بعداً که آنجا منتقل می شود، وقتی نامه ی اعمالش را می بیند، خودش هم تعجب می کند. می بیند که در نامه ی اعمالش گناهانی نوشته شده که او هرگز انجام نداده است ولی به حسابش نوشته شده. این دردش از همه بیشتر است.
آش نخورده و دهان سوخته. یعنی واقعاً در این گناه ها از باب خباثت و قصد ظلم و تجاوز هم شرکت نکرده ولی به هر حال این نوع گناهان در نامه ی اعمالش نوشته شده است. گاهی وقتها است انسان مستقیماً جز اعوان و انصار ظلم هست که شما اگر در رساله هم دقت کرده باشید، توضیح دادند که باید اطراف آدم های بد نگردید و برای آنها هم کار نکنید.
جاهایی که کار کردن شما، با اینکه حقوق هم می گیرد، اما اگر کمک به دشمنان اسلام شود و به ضرر باشد هم لقمه ی شما حرام است، هم اینکه اصل فعل شما کمک به ظالم است. جدای از اینکه لقمه ی حرام دارید کمک به ظالم کردید. پس کمک به ظلم است، آب در آسیاب دشمن ریختن، حرام است. هم لقمه را حرام می کند، هم موجب می شود که گناه کمک به ظلم هم در نامه ی اعمال انسان نوشته شود.
ما الان کسانی را از ایران داریم، دانشمندان و نوابغی داریم که از ایران به سازمان فضایی آمریکا رفتند و در طرح های خراب کارانه دارند کمک می کنند. یعنی یک ابرقدرت جنایتکار را و به قول امام شیطان بزرگ را در طرح هایش کمک می کنند. هر جنایتی هر جا در افغانستان، در پاکستان، در هند، در فلسطین، در کشمیر، در لبنان دارد اتفاق می افتد این دانشمند ها در آن شریک هستند.
چون اینها هستند به آنها قدرت می دهند. اساساً همیشه اهل علم، این را یادتان باشد، جنایتها، ظلم ها، به صورت کلان کار اهل علم است. این را یادتان نرود کار اهل علم است. این نشان دهنده ی این است که علم با عقل فرق می کند. ما در روایت داریم که شما عاقل باشید و جاهل نباشید.
عقل در مقابل جهل است، جهل نقطه ی مقابل عقل است. اما شخص می تواند عالم باشد و جاهل هم باشد، ما دانشمندان زیادی داریم که آدم های جاهلی هستند. جاهلی هستند یعنی چی؟ یعنی نه اینکه سواد ندارند، سواد دارند، درس خواندند مثلاً دانشمند هستند ولی جاهلند. یعنی چی؟ یعنی نمی دانند که خودشان باید چه کار کنند، با خودشان باید چگونه رفتار کنند، چه وظایفی را به عنوان یک انسان به عهده دارند، اینها می شوند آدم های جاهل.
(رُبّ عالمٍ قد قَتَل جهلُ) بسیار عالمی که جهل و نادانی او، او را کشته است. هلاک کرده و نابودش کرده است. پس می شود کسی دانشمند باشد، اهل علم باشد، مدارج علمی را طی کند اما اساساً آدم جاهلی باشد. اما عاقل این گونه نیست. بعضی افراد هستند سواد ندارد، اما آدم های بسیار فهمیده و عاقلی هستند. اینکه خدا دوست دارد اینها را، این گونه هست، سواد ندارد، درسی هم نخوانده مکتبی هم نرفته ولی آدم عاقلی هست.
خوب این یک دسته که مستقیماً به ظلم کمک می کنند یا در گناه مشارکت می کنند. بعضی ها هستند که همکاری می کنند ولی خودشان گناه نمی کنند. همکاری می کنند، خودشان معصیت را انجام نمی دهند. می گویند آقا ما درآمدمان، شغل مان، این گونه اقتضا می کند و لو می دانند که این درآمد و این شغل در نهایت به نفع چه کسی است؟ در نهایت به نفع دشمنان است. به نفع معصیت انجام می شود.
دیگران از این کار تقویت می شوند، برای ظلمه مزدوری می کنند. این هم حرام است، در روایت داریم که کسی که یک متن را برای ظلمه می نویسد، در گناه شان شریک است. امام کاظم (ع) به یکی از شیعیان اعتراض کرد چرا شما برای هارون الرشید و دار و دسته اش شتر به آنها کرایه دادید. نمی دادید یک بهانه ای می آوردید، شتر کرایه نمی دادید.
گفت: آقا من که در ظلم آنها شریک نیستم. من اینجا کارم کرایه دادن شتر است خوب کرایه می دهم و می روند و می آورند. و فرق نمی کند مثلاً چه کسی بیاید این کار را بکند بیاید کرایه بگیرد. حضرت فرمود: همین مقداری که الان هارون الرشید و دار و دسته اش از شما کرایه می گیرند، امیدوار هستی اینها بروند مکه و بر گردند پول تو را بدهند. گفت: بله. گفت: همین مقدار که بقای عمر اینها را تا آن موقع می خواهی، مشارکت در ظلم است.
انسان با نیتهایش به بهشت و جهنم می رود، یادتان باشد انسان با روحش با خواسته هایش، با نیت هایش، سرنوشتش مشخص می شود. با درونش با باطنش، عمل خارجی زیاد موثر نیست. عمل باید انجام شود بحث عمل را هم بلافاصله بعد از همین بحث در ادامه ی آیه می گوییم. ولی باید ببینیم آن نیتی که آن عمل دارد انجام می شود آن چگونه نیتی است.
لذا می فرماید همین مقداری که شما با این مدارا داری می کنی، و با آن راه می آیی، این چه است، این حرام است. بقای عمر ظلمه را می خواهی. خیلی ها هستند الان شغل هایی دارند که می گویند آقا ما کاری نداریم که مثلاً ما یک سی دی داریم پخش می کنیم ولی نمی دانند که این می تواند چقدر مفاسد ایجاد کند.
این حرام است، جزو مکاسب محرمه است. هر شغلی، هر کاری که کمک به گناه شود، و لو شما کار کردید، زحمت کشیدید، کار کردید ولی چون تقویت گناه است، حرام محسوب می شود. در اسلام یک فرمول کلی است. شغلی که تقویت بی تقوایی را بکند، تقویت گناه را بکند، دین را، روح مردم را، فطرت مردم را ضعیف کند حرام است.
همان طور که اگر شغلی به بدن مردم لطمه بزند، شغل حرام است. الان دولت حق دارد جلوی ماشین هایی را که دود می کنند در خیابان را بگیرند یا نه؟ بله. جلوی کارخانه هایی که گازهای سمی تولید بکند؟ بله. جلوی کارخانه هایی که مثلاً فرض بفرمایید گاز هایی تولید می کنند که به لایه ی اوزن لطمه می زند. چرا؟ چون به سلامت عموم لطمه می زند.
دولت حق دارد که کشیدن سیگار را در مجامع عمومی ممنوع بکند یا حق ندارد؟ حق دارد چون برای مردم سرطان زا است و ضرر دارد. در مورد گناه های فطری هم همین طور هست. باید جلوی گناههای فطری گرفته شود. جامعه یک حرمتی دارد. باید اجتماع جلوی گناهی که روح مردم را آلوده می کند، جلویش گرفته شود.
حالا در جامعه ما، مسئولین ما یا بی همت اند، ضعیف هستند، بعضی از آنها اعتقادات درست و حسابی ندارند. مثلاً در یک جامعه فرض بفرمایید جلوی مشروب را می گیرند، البته آن هم نصف کار است، که مثلاً فرض بفرمایید مشروب فروشی نشود، که مثلاً حرام است. ولی جلوی بی حجابی را، فحشا و منکرات را به صورت جدی نمی گیرند. خوب بی حجابی از سیگار کشیدن به مراتب بدتر است. از تولید گاز سمی به مراتب بدتر است.
چون بسیاری از خانواده ها در اثر همین چیزهایی که اکنون کارشناس های ما در بحث طلاق نظر دادند، بیشتر عوامل طلاق در خانواده ها و پاشیده شدن خانواده ها از هم این است که در جامعه، بی حجابی وجود دارد. یعنی گناه ارزان است.
تمنایی که انسان از همسرش دارد خیلی خیلی به مراتب ارزان تر، راحت تر و بهتر در اختیارش هست، بنابراین خیلی راحت خانواده ها از دیگر پاشیده می شود. بچه ها بی پدر می شوند بی مادر می شوند، بی سرپرست می شوند. فسادی که از این نوع بچه ها دامن اجتماع را می گیرد، چقدر زیاد است.
خوب این گناه خیلی خطرناک است ولی به صورت جدی جلویش گرفته نمی شود. سکوت در مقابل گناه و رضایت بر گناه، (الرّارضی بفعل قوم کالدّاخل فیهم). کسی که راضی به فعل دیگران باشد، مثل کسی است که داخل آنها است. ممکن است خودش هرگز گناه را انجام ندهد، ولی راضی است که اینها این کار ها را انجام دهند.
مثلاً ما مادرهایی داریم که خیلی مادر هایی محجوب و خوبی هستند ولی راضی است دخترش چگونه بیرون بیاید؟ بی حجاب بیرون بیاید. پدر هست، متدین است، نماز می خواند، من می شناسم پدرهایی هستند که متدین اند، نماز می خوانند، خودشان مسجد می روند، هیئتی هستند، اما راضی هستند که خانم آنها، ناموس آنها، دختر آنها، با حجاب غیر اسلامی بیرون بیاید.
توجه فرمودید. هر فساد و فحشایی که حاصل می شود، در نامه ی اعمال این پدر هم هست. خیلی از خانم ها هستند که خودشان به خاطر این که مثلاً فضای اجتماع، شوهر، خانواده شوهر، خانواده ی خودش، سابقه ی قبلی آنها، بالاخره در رودر بایستی گیر می کنند، محجب بیرون می آیند، اما خودشان از حجاب متنفر اند. با اینکه محجوب بیرون می آیند.
ولی چه هستند؟ از حجاب متنفر هستند. حالا در بخش بعد توضیح می دهیم که اینها روز قیامت عذابهای خیلی سختی دارند با اینکه همیشه هم محجوب بودند. یعنی مقنعه سرش بوده، چادر هم سرش بوده، محجوب هم بوده، ولی بحث در کجا انجام می شود؟ در قلب هست.
این علاقه ی به عریان بودن و بی حجابی را داشته، می بینید که این گونه روحی دارد یعنی روح فساد دارد. بعضی ها هستند خودشان فساد نمی کنند اما در درون انس با فساد دارند، لذت می برند. فساد می آید کیف می کنند. مثلاً نوار ترانه گوش نمی کند، اما اگر یک جا بگذارد بدش نمی آید. یعنی نسبت به گناه روترش نمی کند و کیف می کند. بعد هم دوست دارد که دیگران گناه بکنند و این هم لذت ببرد چون مفتی هم تمام می شود.
توجه فرمودید. ظاهراً به حساب خودش نیست. می گوید، نشستیم در یک ماشین و برای مان یک ترانه گذاشت، خوب نشستیم گوش کردیم، من نمی توانستم، رعروسی ها را مخصوصاً می رود، یا اگر می رود هیچ نوع ... می داند نمی تواند چون حرام است. انسان در جایی بنشیند که معصیت خدا می شود و این نمی تواند تغییرش دهد و آنجا بنشیند. شما اگر به عروسی می روید یا باید جلوی فساد را بگیرید و اگر نمی توانید بگیرید باید بیرون بیایید. حق نداری بنشینی.
عروسی هر کس باشد، هیچ فرقی نمی کند، پسرت، خواهرت، برادرت، هر کس که می خواهد باشد حق ندارید بنشینید، باید بیرون بیایید. وقتی جایی معصیت می شود، حرام است انسان آنجا بنشیند. پس سکوت کردن حرام است. خیلی ها هستند که گناه می کنند، معصیت می کنند، می گویند ما که نمی توانیم، صله ی ارحام است دیگر.
اکنون این را خوب دقت کنید چون می خواهم در آیه ی بعدی توضیح دهم. یعنی گاهی وقت ها ما برای اینکه معصیت کنیم به دست آویز های مقدس احتیاج داریم. یعنی باید یک مسکّن هایی به خودمان بزنیم. یا آمپول ها و مسکن هایی که راحت بتوانیم برویم معصیت کنیم.
آن وقت این آمپول ها چه چیزهایی هستند؟ آمپول های مقدس هستند. ظاهراً هم خیلی قشنگ است. مثلاً می گوییم که چه؟ می گوییم صله ارحام است چون نسبت به آن خیلی سفارش شده که ما نمی توانیم رابطه مان را با بقیه قطع کنیم. به ما چه؟ موسی به دین خودش، عیسی به دین خودش.
بالاخره حرفهای قشنگ این طوری زیاد انتخاب می کنیم. اگر مثلاً یک پسر مان یا یک دختر مان بخواهد در یک مجلس نرود، همگی روی سرش می ریزیم، به تو چه! ما که نمی توانیم به خاطر این که حالا اینها در مجلس شان این گونه هستند، عروسی نرویم. بد است، گناه دارد، اختلاف می شود ناراحت می شوند. با صله ی ارحام منافات دارد. به آنجا می روند کیف شان را هم می کنند، یعنی چیزهای مقدس را برای معصیت خداوند تبارک و تعالی بهانه قرار می دهند.
خیلی ها این گونه معصیت می کنند. یعنی یک روکش شرعی رویش می کشند ولی بعد همان معصیت را انجام می دهند. شما نمی توانید، اگر چیزی را تغییر بدهید به خاطر کسی آقا پدرم گفته، شوهرم گفته، نمی شود روی حرف شوهر حرف زد، نمی شود روی حرف پدر حرف زد. نمی شود روی حرف مادر حرف زد. نه می شود. در معصیت خدا نه پدر، نه مادر، نه شوهر، هیچ کس حرمتی ندارند.
رئیس مان گفت: آخر، مدیر مان است نمی شود، نه نمی شود. مثلاً می گویند آقا ما در یک شرکتی کار می کنیم، شکرت است دیگر، در آن بسته است. آنجا مثلاً فرض بفرمایید که رئیس مان نوار های مبتذل می گذارد، چیزی هم نمی توانیم به او بگوییم، اصلاً شما حق ندارید در آن شغل بروید. حرام است.
اگر بگویید جای دیگر به من شغل نمی دهند، این هم معصیت و ناسپاسی است. توکل نکردن به خداست و کفران است. که نه جای دیگر به من شغل نمی دهند. نمی توانی. باید شرکت نکنی. چون بعداً ما نمی توانیم جواب گو باشیم. باطن مان شکل می گیرد. آن قوت فردا، قرآن خیلی جالب می گوید، قرآن می گوید: کسانی که این گونه هستند و مخصوصاً خودشان را مستضعف نگه می دارند، نمی روند به خودشان قدرت بدهند و خودشان را تقویت کنند، در محیط های آلوده زود آلوده می شوند. بعداً می گویند خوب ما گرفتار محیط بودیم. چاره ای نداشتیم، گرفتار محیط بودیم. اینها روز قیامت آن کسانی که عامل این شدند لعنت شان می کنند. می گویند خدایا اینها را دو برابر عذاب کن.
خدا می گوید، همه ی شما را دو برابر عذاب می کنم شما که ظلم پذیری کردی و آنها که ظالم بودند دوبرابر عذاب تان می کنم. نباید به این قضایا تن می دادید، به هیچ وجه. هر کس که می خواهد باشد. بهانه نباید بیاوریم دست کسی. یعنی به این معنا که صله ارحام است، فامیل ناراحت می شود، مدام پل هایی بدهیم و به وسیله ی این بتوانیم برویم معصیت کنیم.
چنین چیزی اصلاً امکان ندارد. پس گاهی وقت ها هست ما اینگونه معصیت می کنیم. یعنی با یک ماست مالی کردن به حرام تن می دهیم، آقا مجلس شان این گونه است نروید. یا مثلاً بعضی از عزیزان می آیند، می گویند آقا ما به خانه ی دختر عمو های مان، دختر دایی های مان، دختر خاله مان یعنی خانه خاله، دایی، عمه، عمو و اینها می رویم. حالا دختر آنها به ما ربطی ندارد. دخترش جلوی ما این گونه می آید. بی حجاب می آید، یک موقع می آید مثلاً به ما دست می دهد. من که نمی توانم بدخلقی کنم، بگویم دست نمی دهم بد است. دیگر.
به او بر می خورد بی ادبی است. مثلاً نگاه کن به او بر می خورد، بی ادبی است، زشت است، فامیل هستند، دلیل می شود بر معصیت. نه این گونه نیست. یعنی حق ندارید، می گوید نگاه کن این خانم من حسود است. چشم هایش دارد در می آید. می داند من آدم سالمی هستم ولی حالا خوب محیط اداری است. در محیط اداری همکاران مان مثلاً فرض بفرمایید که دوست دارند با من شوخی کنند. شوخی های ناجور.
چند روز پیش من در هواپیما داشتم می رفتم، هواپیما اوج گرفت. بعد موقعی که هواپیما از روی باند فرودگاه بلند می شود، خوب این حالت را دارد، همه باید آن لحظه کمربند ها را بسته باشند، کسی هم نباید ایستاده باشد. بعد یک آقایی از این مهمان دارها، در آن لحظه ایستاده بود، هواپیما هم اینگونه شد و او هم نمی توانست تعادلش را حفظ کند، باید می دوید و بالاخره روی یک صندلی می نشست. چند خانم هم از این مهمان دار ها پشت من نشسته بودند و من عقب هواپیما نشسته بودم، و این آقا دوید و خودش را در بغل همه ی آنها پرت کرد.
خیلی جالب، بعد هم هِرهِر کِر کِر خندیدند و انگار نه انگار. حالا وقتی هم می خواست بلند شود، یک دست می گذارد روی زانوی این یکی و یک دست هم می گذاشت روی زانوی آن یکی. یک یا علی هم می گفت و بلند می شد. مثلاً یا علی، بلند می شد و دنبال کارش می رفت. ببینید این محیط حرام است.
یا رفتیم خارج از کشور، خوب بی خود کردی رفتی خارج از کشور. خارج از کشور که ایمان تو را می گیرد، واقعاً نمی توانی زندگی کنی، باید بیرون بیایی. یکی رفت خدمت امام صادق (ع) عرض کرد، آقا من رفتم یک جایی برف بود و آب نبود وضو بگیرم. حضرت فرمود: تو بیخود کردی رفتی، چرا چنین جایی رفتی که نمی توانی وضو بگیری و شرعیاتت را رعایت کنی.
برای چه چنین سفری رفتی که نمی توانی واجباتت را انجام دهی. نباید این گونه سفرها را بروی. آن وقت چه ضرروتی دارد که به سفری برویم که نتوانیم دین مان را حفظ کنیم. یک شهری برویم که نتوانیم واجبات مان را عمل کنیم، یک کشوری برویم که نتوانیم واجبات مان را عمل کنیم. بگوییم آقا اینجا این گونه است. چه کسی گفته ما بلند شویم، برویم آنجا؟ نباید برویم.
جایی که نمی توانی ایمانت را حفظ کنی، نباید بروی. بعضی ها زود می رود امتیاز می دهند، راحت. ما یکی از این کشور ها رفته بودیم، با مهمان های بسیار زیادی رو به رو بودیم. خانم ها هم عادت داشتند دست بدهند. یعنی اگر می ایستادی باید با آنها دست می دادی. ما دست نمی دادیم. آقا از سفارت آمدند به ما گیر دادند، یکی از آنها آمد گفت: یعنی رابط سفارت آمد و گفت که بد است که شما دارید این طور رفتار می کنید. اینها در ذوق شان می خورد بد است. مثلاً دست بدهید، ما اینجا کلاس داریم، پرستیژ داریم.
آخر شما دست نمی دهید یعنی چی؟ حالا چه می شود دست بدهید. این با شوهرش آمده، او هم که شوهرش اینجاست، مثلاً چه اشکالی دارد؟ واقعاً به ما گیر می دادند. می گفتند: جرا شما این گونه هستید؟ گاهی وقتها من آنقدر تحت فشار قرار می گرفتم که هر وقت خانم ها می آمدند باید یک دوربینی چیزی به دست می گرفتم و می رفتم و فیلمبرداری الکی می کردم. حالا دوربین هم باتری نداشت، الکی بود، که مثلاً مجبور نشوم دست بدهم و الا اگر مثلاً دستم هیچ چیز نبود آدم فکر می کند، مثلاً سه هفته، چهار هفته، خوب در ماه بعد بایستی ماه دوم، ماه سوم بایستی آنجا باید، امتیاز بدهی.
نمی توانی دینت را حفظ کنی. حالا چقدر دوربین دستت بگیری، چند ساعت دوربین دستت بگیری. نمی شود بالاخره یک موقع هم در محاصره هستی. اتوبوس ها که دیگر خیلی وحشتناک است آنها مختلط هستند، هیچ حیا و حجابی هم نیست. راحت. نمی شود اصلاً چه کسی به شما گفته، بلند شوی، بروی آنجا؟ چه کسی گفته بروی به جایی که نمی توانی دینت را حفظ کنی؟
حق ندارید این کار را بکنید. ما کسانی را داریم الان از اینجا، طرف یکبار آمده بود به دفتر من سر بزند، یک تسبیحی، انگشتری، خیلی مقدس، بعد هر وقت هم یکبار می نشست، (و خَدَعتَنی الدّنیا بغرورها ) و فلان دعای کمیل های الکی. چند وقت یک بار عمره می رفت آنجا هم تمام مدت عمره روزه می گرفت. وقتی خانم این آقا می خواست وضع حمل کند، خانمش را به آلمان می فرستاد تا زیر دست دکتر های مرد آنجا زایمان کند، که کلاس ایران پایین است.
بچه ی من باید آنجا، پزشک های آلمانی ببینند. حالا ده تا نامحرم بالای سر زن می آیند، دیگر شما تصور کنید. نامحرم هیچ، غیر مسلمان، همین آقا. بعد آنجا در سفارت آدم داشتیم، می گفت که خانم من بار دار شده، یک بار که ماموریت داشت و می خواست به اسپانیا برود، ماموریتش را مدام عقب می انداخت. گفتیم چرا نمی روی؟ گفت: که خانمم باردار است. دوست ندارم بچه ام در سرزمین کفر به دنیا بیاید.
چند سال بعد هم که من دوباره یک ملاقاتی داشتم، دیدم و گفت: دارم می روم ایران، گفتم برای چی؟ گفت: خانمم دوباره باردار است. یعنی بچه دومش بود. گفت: اصلاً نمی خواهم اینجا باشد. او را به ایران آورده بود که مثلاً می گفت هم خانم ها برای زایمان باشند، هم در مهد ایمان باشد.
بعضی ها از آنجا می آیند اینجا برای این کار بعضی ها از اینجا می روند آنجا. این ها خیلی روحیه های بدی است که ما با گناه مسامحه می کنیم. با آن کنار می آییم، در روایت داریم که اگر در یک امتی، الان بحث زلزله معروف است، بحث مهمی است. بعضی از مراجع فرموده اند، زلزله برای گناه است. اگر معصیت و بی دینی در یک جا زیاد شود، دیروز یک بنده خدایی به من می گفت: که حالا ما همه مان در کشور مان شیعه هستیم، چرا در آمریکا نمی آید. گفتم: چون ما شیعه هستیم باید اینجا زلزله بیاید. که آنها کفر است.
خداوند وعده کرده است برای کفار برکت بیاورد، لذت مادی بیاورد چون دیگر همین دنیا است، آنها ابدیتی ندارند. ( فما له فی الاخره من نصیب) ابدیت که شوخی نیست. ابدیت هزار سال، و دوهزار سال و یک میلیارد سال، ده میلیارد سال که نیست، ابدیت است. آنها در آنجا هیچ بهره ای ندارند.
حتی در روایت داریم، مثلاً اینها اگر اینجا ثوابی هم بکنند، کار خیری هم انجام دهند، مثلاً بعضی وقت ها سوال می کنند، ادیسون کافر بوده، مثلاً حالا برق را اختراع کرده، خوب، بله. یا مثلاً فلان کس، فلان کار را کرده خداوند همین جا به آنها یک لذت ها و برکت هایی می دهد و در همین جا برایشان جبران می کند.
یک کسی مثل شاه مثلاً یک کار خیری انجام دهد، یک آدم ظالمی یک کار خوبی انجام دهد، در روایت داریم یک پادشاهی مریض شده بوده دکتر ها گفتند او باید ماهی بخورد زمستان هم بود، آب یخ زده بودند و ماهی ها هم زیر آب قرار داشتند. خداوند به ماهی ها امر کرد بالا بیایند و یخ ها شکسته شد که ماهی ها را بگیرند و به او بدهند تا بخورد و خوب شود.
این جزای کارهای خیرش بود که دیگر در آخرت از خدا طلبی نداشته باشد. برای کفار در قرآن و در روایت هم داریم که اگر مومنین حسودی نمی کردند خداوند ناودان خانه ی کفار را هم از طلا می کرد چون دیگر فقط دنیاست. مدام ننشینیم حرص و جوش بخوریم که چرا این کفار دارند، چرا وضع شان خوب است، چرا برکت دارند، چرا ما مسلمان ها این گونه هستیم، چرا مومنین باید این گونه باشند، چرا زلزله باید اینجا بیاید.
مثلاً در ژاپن 8 ریشتر می آید و آب از آب تکان نمی خورد. اینجا مثلاً با 5 ریشتر ده هزار نفر می میرند. البته حالا بگذریم از اینکه ما عقل مان را به کار نمی اندازیم، خداوند به انسانها عقل داده است. عقل داد باید جایی که زلزله خیز است نروید.
زلزله خیز تر از ژاپن که دیگر در این دنیا جایی نداریم. اندونزی، ژاپن، خود آمریکا. ولی آنها از عقل جزئی شان استفاده می کنند، ما مسلمان ها عادت نکردیم از عقل جزئی مان استفاده کنیم، ما اینها را، استفاده از عقل را قِر و فِر می دانیم مثلاً وقتی می خواهیم کمربند ایمنی ببندیم، می گوییم این سوسول بازی ها چیست؟ این قرتی بازی ها چیست؟ این گونه کمربند ببندیم، مثلاً یعنی چی؟
به او می گوییم مشتی باش بابا. بنشین در ماشین اصلاً. این گونه نیست. آنجا شما در خارج اگر کسی بدون کمربند باشد حتی بچه باید عقب بنشیند، صندلی مخصوص دارد که روی صندلی ماشین سوار می شود که بچه ایمنی داشته باشد. ایر بَگ یا همان کیسه هوا دارد. جلو و بغل تمام کیسه هوا دارد. برای جان مردم ارزش قائل هستند.
آنجا رفتیم و بعد از یک مدتی به ایران آمده بودم، خودم یک موقع هایی می خواستم از خیابان رد شوم، باور کنید گاهی یک کیلومتر پیاده می رفتم چون آنجا به نظم عادت کرده بودم. و پیاده می رفتم تا به خط عابر پیاده برسم. ممکن نبود از خط چین رد شویم. یا مثلاً این پله هایی که از روی خیابان رد می شود. خوب ما اینجا از عقل مان استفاده نمی کنیم، اجری هم ندارد.
هیچ اجری هم ندارد. گناه هم دارد، آنها از عقل جزئی شان که عقل هم خدا داده استفاده می کنند. امنیت دارند ما استفاده نمی کنیم. به خانه های مان می رویم که اصلاً با بی وجدانی ساخته می شود. مهندس های ما با بی وجدانی ساختند. در همین سه راه تقی آباد مگر چند سال پیش یادتان نیست، شهرداری پل ساخت، روز افتتاح، ماشین بالا رفت، پل خراب شد و 6 نفر آن زیر له شدند.
وجدان کاری نیست. خوب آنها وجدان کاری دارند، نظم دارند. این که مقام معظم رهبری فرمود انظباط اجتماعی، وجدان کاری و سپس فرمود آنها بهتر از ما در کار هایشان دارند، راست می گوید خوب واقعاً دارند. بگذریم، جدای از بحث کفر و ایمان، عقل های شان را به کار می اندازند. برای اینکه سالم بمانند از عقل شان استفاده می کنند. در اینجا مثلاً فرض بفرمایید که طرف خیلی هم متدین است ولی مثلاً مسواک زدن را یک نوع قرتی بازی می داند، حمام رفتن را همین طور.
من در برنامه ها می نویسم شما هر شب یا یک شب در میان بروید دوش بگیرید. بایا این کار ها چیست که.. برای چه دوش بگیریم، آخر مثلاً ... ما چهار روز یک بار می رویم دوش می گیریم. شما نگاه کنید در سرزمین عربستان با وضعیت آب بد، چقدر در احادیث ما غسل وارد شده، به هر بهانه ای گفته که مسلمانها بروند دوش بگیرند. غسل کنند، استحمام کنند، لباس ها عوض شود. تند و تند پیغمبر لباس ها را عوض می کرد.
لباس سفید، می پوشید که بتواند تند و تند عوض کند. بعد می گفت: لباس ها تسبیح می گویند، لباسی که کثیف بشود از تسبیح می افتد، نگذارید کثیف شود، تا کثیف شد بروید لباس های تان را عوض کنید. لباس کثیف نپوشید. حالا یک کسی را می بینید که 10 روز جورابش پایش است. اصراف می داند که عوض کند. وقتی می خواهد پیراهنش را عوض کند اصراف می داند.
وقتی می خواهد مسواک بزند اینها را قرطی بازی می داند یا وقتی می خواهد کمربند ایمنی استفاده کند کلاه کاسکت می خواهد بگذارد، کلاه در رانندگی نمی گذارد، می گوید مشتی باش بابا، این حرف ها چیست؟ خوب بی عقلی است چند وقت پیش یک حادثه ای بسیار بدی اتفاق افتاد، آنقدر ناراحت شدم. یک بنده خدایی را می شناسم، آدم بسیار محترمی و خوبی است.
مردی حدوداً 50، 55 سالش بود. هنوز هم بچه کوچک داشت. یعنی ما شاءالله تولیدش خوب بود. بچه کوچک داشت، عروس هم داشت، داماد هم داشت او همیشه هم احتیاط می کرد. یعنی روی موتور کلاه کاسکتش سرش بود، یک روز همان روزی که ما خبر دار شدیم ایشان تصادف کرده و ضربه مغزی شده، سوال کردیم گفتند: اتفاقاً همان روز کلاه کاسکتش را جا گذاشته بود.
یعنی همان روز یک روزی که جا گذاشته بود تصادف کرده بود و به رحمت خدا رفت. خیلی مهم است. ما بی احتیاطی می کنیم. آنها عقل شان را کار می اندازند، ما کار نمی اندازیم، ما هَپَلی زندگی می کنیم بی نظم زندگی می کنیم. بدون بهداشت، هیچ مکتبی به اندازه اسلام، سفارش به بهداشت، رعایت عقل و دستورات عقلی را نکرده، شما نگاه کنید حضرت زهرا (س) چقدر در مسائل بهداشتی، حالا اینهایی را ما می گوییم خانم هایی که وسواسی هستند کیف می کنند و بیشتر وسواسی تر می شوند.
وسواس در بهداشت غلط است. آدم باید متعادل باشد. وسواس یک دستور شیطانی و یک جنون است. به آن کاری نداریم نه رعایت بهداشت. حضرت زهرا می فرمایند: حتماً قبل از غذا و بعد از غذا دست ها شسته شود. ما نه ما می آییم پنگال مان را هم می زنیم و می خوریم و می گوییم آقا این هم ویتامینش است. زمان طلبگی که بودیم می رفتیم میدان قیام درس می خواندیم و می آمدیم. یکی از این رفقا خیلی به انجیر علاقه داشت. انجیر می گرفت، بعد این انجیر ها را که باز می کرد انجیر های خشک هم بود، کرم داشت و می گفت آخ جون، گوشت هم دارد. بعد می انداخت بالا و می خورد.
ما این گونه نیستیم، ما رعایت نمی کنیم. ما اصلاً از فرهنگ عطر زدن خوش مان نمی آید. زیادتر از عطر استفاده نمی کنیم. پیغمبر فرمودند: شما دو سوم در آمدتان را برای عطر بدهید باز اسراف نکردید. دوست نداریم. این ها بد است. حالا کاری ندارم، جدای از آن، خداوند تبارک و تعالی اساساً اگر این ها بهداشت را هم نمی خواستند رعایت کنند و عقل جزئی شان را هم به کار نمی انداختند خداوند به دنیای کفار برکت می دهد. چرا؟
چون طلب شان از خدا فقط دنیا است، ولی برای مومن آخرت را گذاشته، ابدیت را گذاشته. اگر زلزله اینجا بیش تر می آید، برای اینکه خوب معصیت بیشتر می شود. از ما، از یک شیعه، از بچه های امام زمان، از فرزندان حضرت زهرا و امیرالمومنین انتظار نمی رود آنقدر در جامعه شان فحشا و فساد و منکرات باشد.
تو که خانواده شهیدی، تو که آزاده بودی، تو که جبهه رفته بودی، یک مدتی رفتی و جانت را برای این ارزش ها به خطر انداختی، الان آمدی و همه ی این ارزش رها را مسخره می کنی؟ شوهرت رفته و شهید شده ولی الان به عنوان همسر شهید یک ذره از آرمان های شهید دفاع نمی کنی. دخترتان را چگونه بار آوردید؟ دختر اَجَق وجَق وحشتناک می گوید من فرزند شهید هستم.
طلبه هست ولی باز می بینید که اصلاً شئونات را رعایت نمی کند، سپاهی است و شئونات را رعایت نمی کند. خوب معصیت زیاد می شود دیگر و زلزله می آید. در هیمن بحث زلزله در روایت داریم در جایی عذاب آمد، مثل همین زلزله، صد هزار نفر در شهر جمعیت بود. 60 هزار نفر هم آدم های خوبی بودند، مومن، خوب و 40 هزار نفر هم آدم های بدی بودند.
حضرت می فرماید: وقتی عذاب آمد هر صد هزار نفر مردند. به عذاب کشته شدند. سوال کردند خوب ها که بیشتر بودند آنها چرا؟ فرمود: به خاطر اینکه اینها هیچ وقت از کار بد باز نمی داشتند، نهی از منکر نمی کردند ما ا لان نهی از منکر نمی کنیم. غالباً افرادی که اطراف ما معصیت می کنند، آزادانه معصیت می کنند. نهی از منکر نمی کنیم، زبان های مان بسته است، مدارا می کنیم، مسامحه می کنیم، مداهنه می کنیم، سر خودمان و بقیه شیره می مالیم. با خاله، با دختر خاله، با چه کسی، با چه کسی، با چه کسی مداهنه می کنیم.
نمی گوییم اینجا معصیت است، گناه دارد باید جلویش گرفته شود. بله یک موقع هست که ما می گوییم اثر هم ندارد. خوب در روایت در قانون نهی از منکر هست، آنجایی که احتمال اثر نمی دهید، یا احتمال می دهی که اثر نکند واجب نیست بروید و انجام دهید ولی رابطه تان را باید طوری کنید که بالاخره تنظیم شود و جرأت نکنند که معصیت کنند و بعد حالا، به من ربطی ندارد دختر خاله ام شوهر دارد، می آید و با من شوخی می کند به من دست می دهد دختر عمه ام این گونه است، نمی توانید و نباید بروید، حرام است بروید آنجا. باید به آنها بگویید.
می گوید به من چه، او می خواهد، او می آید دست می دهد، او می آِید شوخی می کند. حرام است. او هم بیاید دست بدهد و شوخی کند حرام است. این هم یک فقره کمک به معصیت دیگران، سکوت کردن، زمینه سازی. گاهی وقتها هست که از این هم لطیف تر است.
گاهی اوقات افراد پناه می برند، امروز یک آقایی آمده بود می گفت: می خواهم به خواستگاری یک دختر خانمی بروم. خیلی دختر خوبی است. خانواده ی خیلی خوبی هستند. اصلاً با مسائل سیاسی و این چیزها هیچ کاری ندارند. سرشان در کار خودشان است. گفتم بیشترین جنایت در اسلام توسط همین مومنین این شکلی انجام شده است. بیشترین جنایت در اسلام توسط شیعیان این شکلی انجام شده است که کاری با مسائل سیاسی نداشتند که چه کسی حاکم می شود.
شما رای گیری را نگاه کنید. در اثر رای گیری گروهی می آیند در همین کشور یا در یک جای دیگر، حاکم می شوند که معصیت را زیاد می کنند. انفجار معصیت را ما در کشور خودمان تجربه کردیم. انفجار معصیت. نمایندگانی در مجلس می آیند که فاسدند. هر چقدر هم که مقام معظم رهبری فرمود مبارزه با فساد، تبعیض، فقر، نائب رئیس مجلس گفت: اصلاً به من چی ربطی دارد؟
اصلاً مجلس وظیفه ندارد با این چیزها مبارزه کند. مجلس باید قوانین بریزد. کس دیگری می گفت اصلاً هیئت دولت چه وظیفه ی دارد با اینها مبارزه کند، پول دار ها، گردن کلفت ها، دزدها راحت شهرام جزایری ها، با همه ی آنها رابطه داشت. یک شهرام جزایری نه خیلی شهرام جزایری ها، یکی از آنها حالا گرفتار شد. خیلی از این شهرام جزایری ها هستند.
اینها که نمی آیند برای مردم دل بسوزانند. اینها برای اینکه خیلی از اوضاع به نفع خودشان بگردد. شما نگاه کنید چقدر راحت قوانین اداری و اقتصادی را تغییر دادند که بتوانند خودشان راحت تر بخورند. همچنین می دانستند که نباید بکند و خلاف مصالح مردم است اما برای اینکه جیب خودشان پر شود این کار را کردند.
چی کسی اینها را آورد؟ آنهایی که رأی دادند. آقا! مردم می گویند ما نمی دانستیم اینها آدم های بدی هستند. فکر کردیم مثلاً آدم های خوبی هستند، به اینها رأی دادیم، ندانستن تان گناه است. روایت داریم هر وقت در قیامت کسی بگوید من نمی دانستم، ملائکه می گویند چرا نمی دانستی؟ باید می دانستی.
یکی از وظایف مهم شیعه آگاهی به زمانش است. شیعه باید زمان شناس خوبی ابشد، باید اخبار و اطلاعاتش قوی باشد. نماینده مجلس چه کار می کند؟ دولت چه کار می کند؟ بعداً وقتی موقع رای گیری روی هوا و هوس، فلانی داری می روی این شناسنامه ی من را هم ببر و به هر کس خواستی رأی بده، من وقت ندارم می خواهم کارتون نگاه کنم، تو نمی دانی با این رأی تو، این چه کسی هست می خواهد برود رأی بدهد؟
می دانی این فردا به چه کسی می خواهد رأی بدهد؟ شوهرم این گونه گفته، چون شوهرم گفته من این گونه رأی می دهم. برادرم این گونه گفته می خواهم رأی بدهم. خوب چه کسانی بالا می آیند؟ آن وقت بالا می آیند و معصیت هایی در این کشور می کنند. گناه را نهادینه می کنند در این کشور.
آن وقت تا صدها سال اثرش می ماند. طلاق ها، نطفه های ناپاک، تو با رأیت در اینها مشارکت می کنی. قیامت که می شود یک دفعه می بینی یک نامه ی اعمال جلویت می گذارند که در آن چقدر فساد و فحشا و گناه و جنایت نوشته شده، تو هم می گویی اصلاً من کدام یک از اینها را انجام دادم؟ چرا، تو انجام دادی. با رأیت تقویت کردی.
آن کس که معمار این انقلاب بود به نام امام امت گفت: به کسانی رأی دهید که مثل مدرس باشند. آقا از کجا؟ بشناسید و شناسایی کنید. آقا نمی شناسیم. برو رأیت را بده، سی نفر را نتوانستی احراز کنی، به 15 نفر رأی بده که احراز کردی. دیگر همه که فاجر و فاسد نیستند. یا اگر قرار است بالاخره 30 نفر بروند.
(خیرُالشرّین) را انتخاب کن. حضرت فرمود: عاقل و فهمیده کسی نیست که بین خوب و بد را تشخیص می دهد. آدم فهمیده می تواند بین بد و بدتر را تشخیص دهد، کدام بد اند و کدام بدتر. یک کسی می گوید آقا من از عملکرد فلانی راضی نیست. اما می دانم بالاخره این وقتی در مجلس برود حداقل کشور را به ابرقدرت ها نمی فروشد. ما چقدر توسط همین سران و کسانی که بودند فروش اطلاعات به دشمن ها داشتیم. اطلاعات نظامی، اطلاعات مربوط به ...
سر و صدایی که الان سر قضیه ی مراکز هسته ای ما آمده، شما فکر می کنید چگونه شد که سر قضیه ی مراکز هستی ای ما الان به ما بند کردند؟ ما که از خیلی دیر وقت شروع کردیم و پایگاه هسته ای داشتیم. چرا الان صدایش در آمد؟ برای چی؟ برای اینکه کسانی که با رأی من و تو رفته بودند در آنجا هایی که نباید می رفتند، دست دیگران را باز گذاشتند که فروش اطلاعات .... در مراکز هسته ای ما به دشمن بکنند.
فروختند پول گرفتند، آنها هم حالا آمدند جلوی ما ایستادند که شما دیگر نباید از انرژی استفاده کنید. ایران نفت دارد، احتیاج به پایگاه هسته ای ندارد. تاسیسات هسته ای. خوب بیشترین نفت جهان را که آمریکا دارد. پس این چه استدلالی است؟
بیشترین گاز دنیا را شوروی دارد. یعنی از غنی ترین کشور های جهان در گاز، چرا اینها دارند؟ چه کسانی این کارها را در این مملکت کردند؟ ما ها با رأی دادن های مان، با بی مبالاتی های مان، با بی توجهی های مان، کسانی فرستادیم که خیانت کردند. کسانی فرستادیم که مملکت را فروختند. یکی هست.
آقا من می دانم این برود شاد آدم به درد نخوری هم باشد ولی می دانم آنقدر عِرق دارد، آنقدر غیرت دارد، که لااقل با دشمن کنار نمی آید، مملکت را به دشمن نمی فروشد اطلاعات نمی فروشد. با آمریکا ساخت و پاخت نمی کند. بلند نمی شود و خارج برود به اسم اینکه تعطیلات نوروزی دارند.
از آن طرف یک مذاکره با یکی از نماینده های سنا و نماینده های مجلس بکنند. آدم متدینی است آدم خوبی است. دین فروش نیست. خائن به مملکت نیست. این بهتر است در مجلس برود تا یک کسی برود که مثلاً حالا فرض بفرمایید که ما بگوییم تخصص دارد یا حرف های خیلی قشنگی هم می زند ولی راحت مملکتش را می فروشد. با کارهای سیاسی کار ندارد، مکه اش را می رود، کربلایش را می رود، دعای کمیل او به راه است. دعای ندبه او به راه است، نماز جمعه اش را می رود ولی خوب اصلاً با این حرفها کاری ندارد.
اهل عبادت است و آدم خیلی خوبی است. این نه! بیشترین جنایت در حق امام زمان (عج) توسط این گروه ها انجام شده، شیعیان عابد بی مسئولیت، ناآگاهان سیاسی. هیچ کس بیشتر از شیعیان، زمینه ی جنایت بر علیه ائمه را فراهم نکردند. حضرت زهرا، غصب خلافت را شیعیان زمینه اش را فراهم کردند. حالا من در عزا دار حقیقی مفصل نوشته ام.
شیعیان زمینه ی بین در و دیوار ماندن و شهادت حضرت زهرا را فراهم کردند. آنها که این کار را کردند که عددی نبودند. خود حضر علی وقتی که یک چنین اتفاقی می افتد، می رود و خلیفه ی دوم را مثلاً یقه اش را می گیرد، محکم او را روی زمین می زند. زمین می زند و دستش را هم این گونه روی بینی اش می گذارد و می گوید، تو خودت هم می دانی که تو عددی نبودی که بتوانی از این کار ها بکنی، رقمی نبودی.
اگر شیعیان من را تنها نمی گذاشتند، شما چه کار می توانستید بکنید؟ یعنی خانه نشینی عل را شما نگویید آقا خدا لعنت کند فلانی را. در زیارت عاشورا اعوان و انصاط اتباع داریم ما شیعیان. خدا آنهایی را هم که این کار را کردند لعنت کند.
الان هم امام زمان به دست شیعیان ظهور نمی کند. فکر نکنید دشمنان رقمی هستند که می توانند. الان هم ما باید در خودمان کار کنیم. در شرح زیارت عاشورا و بحث عزادار حقیقی مفصل آورده ام و باز هم می گویم، بنابراین معصیت و کمک به گناه خیلی خطرناک است. به این باید خیلی توجه کنیم که جایی اگر خودمان هم نمی کنیم، کمک هم به کسی نکنیم.
کسی به واسطه ی ما روی خر شیطان سوار نشود، زمینه ی گناهش فراهم نشود. این را باید یاد بگیریم. (تظاهرون علیهم بالاثم و العدوان). خوب مهمترین بحث مان برای جلسه آینده ماند. که بحث خیلی مهمی است. حتماً چند جلسه ی آینده را کسی غیبت نکند، چون بحث خیلی مهمی از نظر مسائل سیر و سلوکی و مسائل خودسازی در همین آیه داریم که باید خدمت تان عرض کنیم.