جلسه 050 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
50
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 050 - تفسیر قرآن

بحثمان درباره ی موارد صدقه است بحث کاربردی هست که ما به چه کسانی صدقه بدهیم البته این بحثی که الان داریم می کنیم همه به صورت کامل نیست ولی خوب تا حدودی به ما کمک می کند که ما بدانیم در مصرف مالمان چگونه باید عمل کنیم یک بحث کردیم که سطح صدقات را من توضیح دادم که گاهی وقتها انسان هست که نوع سرمایه گذاری ای که می خواهد بکند با سلیقه این کار را انجام می دهد چه سرمایه گذاری به صورت صدقه دادن، چه نه خیراتی که می خواهد بکند یا کار خیری که می خواهد انجام بدهد. گفتیم نوع کاری که انتخاب می کنید از نظر نوع برکت، فرق می کند مثل شهام است بورس است شما می روید آنجا سرمایه گذاری می کنید بسته به این که کدام شرکت را کدام موقعیت را انتخاب می کنید برای سرمایه گذاری. در سرمایه گذاری ها بهتر است که انسان طوری سرمایه گذاری بکند که اثرش دائمی باشد. یعنی بماند برای انسان و موقت نباشد، تمام نشود هر چندگاهی وقتها هم لازم هست در تمام شدنی ها و موقت ها هم انسان سرمایه گذاری کند جدای از آن در مورد صدقات مادی که ما می خواهیم بپردازیم یک آیه ای را برایتان بخوانم از سوره ی بقره آیه 273 می فرماید: (للفقراء الذین احصرو فی سبیل الله لا یستطیعون ضربا فی الارض یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف تعرفهم بسیماهم لا یسئلون الناس الحافاً) که مصرف صدقه را مشخص کرده بعضی از مصارف صدقه را می فرماید که صدقه مربوط به کسانی هست که زمین گیر شدند در راه خدا زمینگیر شدند و کاری نمی توانند و حرکتی نمی توانند انجام دهند. محدود و محصور هستند (لا یستطیعون ضرباً فی الارض) ضرب یعنی سفر کردن، سفر نمی توانند کنند. این طرف و آن طرف نمی توانند بروند کاری کنند برای خودشان، کاری را دست و پا کنند. البته گفتم این همه ی مصارف نیست، بعد می فرماید که (یحسبهم الجاهل اغنیاء) آدم هایی هستند که حالا در روایت توضیحش را می دهم برایتان، آدم هایی هستند که آدم های آبرومند هستند که آدم فکر می کند اینها وضعشان خوب است مشکلی ندارند در زندگی. یعنی شخصیتاً کسانی نیستند که بروند گدایی کنند لذا حضرت می فرماید که مسکین کسی نیست که پا شود برود دوره گردی کند درِ خانه ها را بزند گدایی کند آدمی است که اهل گدایی نیست. از کسی چیزی نمی خواهد (یحسبهم الجاهل اغنیاء) آدم های جاهل فکر می کنند اینها غنی هستند نیازی ندارند. (من التعفف) به خاطر شدت مناعت. عفتی که خرج می ورزند برای گدایی کردن نمی روند سمت گدایی. مناعت طبع دارند. ولی چی؟ (تعرفهم بسیماهم) از چهره شان از وضعیت ظاهری زندگی شان آدم می تواند تشخیص بدهد که اینها چی هستند؟ اینها گرفتارند، لنگند، نمی توانند از سطح مخارج زندگی شان بر آیند نمی توانند این کار را انجام بدهند. بعد می فرماید که (لایسئلو من الناس الحافاً) این طوری نیست که با اصرار بخواهند بروند چیزی را از کسی بگیرند. اصرار کنند، پافشاری کنند چیزی را، اهل این کارها اصلاً نیستند. آدم های بسیار آبرومندی که نیازشان را به کسی ظهور نمی دهند. یکی از بهترین موارد صدقه همین هست که انسان که یک همچین کسانی صدقه بدهد حال چند تا روایت هست دیگر من عربی اش را نمی خوانم چون طولانی هست از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هست می فرماید مسکین کسی نیست که یکی دو وعده غذا یا یکی دو لقمه نان از این و آن بگیرد کسی که برای مال اندوزی دست گدایی سوی مردم دراز کند آن مال سنگ تَفدیده ای است که شعله می کشد. یعنی بعداً به صورت آتش تبدیل می شود برایش که می خواهد با گدایی مالش را چه کار کند؟ زیاد کند. این چیزی که ما باید در اجتماعمان متوجه باشیم این هست که افراد این چنینی در جوامعی که مردم مهربان هستند عاطفی هستند روح مذهبی دارند زیادند. یعنی محیط های این طوری برای گداپروری آمادگی زیاد دارد. خیلی ها هستند که اصلاً استحقاق ندارند و دست به این کار می زنند و دنبال درآمد هستند کسب درآمد هستند خوب شما اطراف، قبلاً بیشتر بود الان خوب اجازه نمی دهند. در اینحرم شما هر جا می خواستید بروید یک موقع هایی می خواستی تکان بخوری یک کسی می آمد اظهار نیاز می کرد به شما. باید حواسمان جمع باشد که ما با کسانی که می آیند با اصرار می خواهند پول بگیرند از مردم آنها را مقایسه نکنیم با کسانی که وضع مالی شان بد هست از کسی هم پولی نمی گیرند ترجیحاً باید به سراغ کسانی برویم که آدم های با عفتی هستند آدم های زحمت کشی هستند کاری هم نمی توانند از مخارج بر نمی آیند. پیرمردی هست از سطح مخارج خانه اش بر نمی آید آقایی هست که نمی تواند از سطح مخارج زندگی اش بر بیاید خانمی هست که همسر ندارد نمی تواند از سطح مخارج زندگی اش بربیاید. یا آقایی هست که کار هم می کند درآمدش طوری هست که زیر خط فقر هست. الان با این وضعیتی که در کشور ما هست خیلی ها هستند که درآمد هم دارند ولی واقعاً در خط فقط هستند زیر خط فقر دارند زندگی می کنند نمی توانند خیلی از مسائلشان را حل کنند چند روز پیش یک خانمی به من زنگ زده بود خودش از یک خانواده ی خوبی بود با یک آقایی که فقیر بود ازدواج کرده بود ولی خوب چون متدین بود و درس روحانی می خواند و درآمد آقا فقط همان شهریه ی حوزه بود (شهریه ی روحانی های ما خیلی افتضاح هست الان در قم.) حالا ما که از نزدیک بیست سال است که با اینها آشنا هستیم می بینیم مثلاً یک کسی که مثلاً ده سال درس خوانده شهریه ای معادل سی تا چهل هزارتومان یا 50 هزار تومان به او می دهند نمی شود اصلاً. شما هرطوری حساب می کنی اینها در فشار هستند یعنی بیشترین قشری که در جامعه ی ما در فشار هستند همین قشر هستند. قشر روحانی ما و طلبه های ما. بسیار سخت به آنها می گذرد. بعد می گفت شوهر من 47 تومان می گیرد 40 تومانش را کرایه خانه می دهیم و 7 تومان داریم برای زندگی. برای طول ماهِ مان بعد شوهر من باید الان عمل کند بعد پول عمل نداریم من معرفی شان کردم بروند یک جایی که کار عمل شوهرش را انجام دهند خوب هم بود مثلاً آنها کمک کردند که پول عمل را بدهند. شوهر را عمل کرده بود و داشت می آورد تصادف کرده بود زن حالا کمرش شکسته بود. خیلی هستند اینطوری، آدم های اینطوری زیاد هستند که گرفتار می شوند واقعاً باید آدم به فکر اینها باشد در جامعه ی ما کسانی هستند که این نیاز ها را دارند ولی خوب به صورت حرفه ای تکدی می کنند. من زیاد دیدم چه از خانمها و چه از آقایان آدم های ثروتمند و متحولی هستند ولی دست از گدایی بر نمی دارند به صورت حرفه ای این کار را انجام می دهند حاضر هم نیستند که به اصطلاح سراغ کار دیگری بروند کار نمی خواهند بکنند مثلاً می آیند به صورت برنامه ی همیشگی مسجد می رود می گوید من مسافر هستم میخواهم بروم فلان جا پول بلیطم را پول غذایم را بدهید برویم. قالب ترفند خیلی زیادی هست بعضی ترفندها به اصطلاح خیلی قوی تر هستند که اصلاً شما بو نمی برید چند وقت پیش من در میدان ونک دیدم یک خانمی خیلی سانتی مانتال و اتو کیده و از این عینک دودی های گربه ای زده بود و با یک آقا پسری آن هم از خودش خیلی سانتی مانتال تر، گفت آقا ببخشید، بفرمایید: گفت من دارو می خواستم بگیرم یک داروی خیلی مهم هست شکسته اش را داشت به من نشان داد این هم نسخه ام است حالا باید دوباره دارو را بگیرم آمپول را بگیرم پنج هزار تومان کم دارم یعنی اینها به زیر پنج هزار تومان اصلاً راضی نیستند صورت یکطوری هست که تو اصلاً نمی توانی دست در جیبت نکنی، باید دست کنی جیبت پنج هزار تومان را بدهی که این مریضش هم الان فوریت دارد آمپول باید تزریق شود چنین است، چنان است و اینها. خوب ما حالا نمی ایستیم آنجا که طرف ببینیم چه کار می کند؟ سرمان را می اندازیم راهمان را می رویم شما یک شماره تلفن بده کارتی بده من خودم زنگ می زنم یا پول را واریز می کنم به حساب مثلاً سه نفر را دم این داروخانه، سه نفر را دم آن داروخانه سه نفر را دم داروخانه ی دیگر می بینی تا شب یک مبلغ خیلی کلانی به اصطلاح در می آورند خیلی ترفندهای زیادی هست که باید حواسمان باشد که ما اساساً به سمت اینها نرویم. جاهایی که اطمینان داریم صدقه بگذاریم سرمایه گذاری کنیم که حالا امام هم توضیح داده امام کاظم علیه السلام توضیح دادند که می گوییم خدمت تان. به هر حال شغل شده یکی از مسئولین کمیته ی امداد می گفت که ما در یک شهری گداها را جمع کردیم گفتیم که هر کس واقعاً محتاج است بیاید تحت پوشش کمیته ی امداد ما یک مبلغی را به او می دهیم ولی حق ندارند کسی در سطح شهر گدایی کند. گفت که دیدیم یک روز یک گدایی آمد به ما گفت که من حقوق پنج تا از کارمندان تان را می دهم خودم، بگذارید ما کار خودمان را بکنیم با ما زیاد درگیر نشوید در این قضایا. این خیلی شایع است حواستان باشد که به اصطلاح به دام این شیادها نیفتید هر وقت که مراجعه کردیند بتوانید به مراجع بروید یکی از روحانیون هم کار خیلی خوبی می کند مثلاً به او مراجعه می کنند مثلاً من شهرستان می خواهم بروم کجا می خواهم بروم چون هم نمی دانم شک داریم موظفیم به هر حال یک کمکی کنیم این طور موارد میگویی آقا کجا می خواهی بروی می گوید شیراز، ایشان را ببرید ترمینال، یک بلیط برایش بخرید سوارش کنید برود شیراز. توجه فرمودید؟ غالباً درگیر می شوند با آدم یعنی وقتی می گوییم که می خواهیم بفرستیمت بروی خانه تان نمی آیند، می گویند که مثلاً یا فرار می کنند می روند من زیاد داشتم شاید نزدیک به ده مورد داشتیم کسانی که مراجعه کردند گفتیم بسیار خوب مشکلت چی است الان؟ گفت مثلاً مشکلم این است که می خواهم بروم خانه ما پولم را دزدیدند مثلاً مدلهای جدید از زندان می خواهم بروم خانه پول ندارم. چون می داند قیافه اش تابلوست. معتاد است اصلاً نمی شود طور دیگری فکر کرد مجبور است خودش بگوید یعنی از آن طرف، دروغ بزرگتر می گوید که آدم باور کند می گوید آقا من اعتیاد داشتم قاچاق کردم زندان بودم حالا از زندان آزاد شدم حالا می خواهم بروم شهرستان پیش زن و بچه ام هیچی ندارم. مثلاً من یک چیزی بگیرم ببرم. خیلی فرمولهای زیادی هست که می گویند: به هرحال باید انسان خیلی هوشیار باشد که زیر بار نرود این جور موارد شده که ما گفتیم کجا می خواهی بروی باشد ما می برویم شما را می رسانیم نیامدند نیامدند. من حتی یک مورد هم سراغ ندارم که یک کسی آمده باشد مراجعه کرده باشد برای این طور موارد و ما خواسته باشیم برسانیمش با ما آمده باشد یعنی می گوییم بیا با من برویم ترمینال من ماشین می گیرم خرج راهت راهم می دهم یک چیزی هم می دهم اصلاً برای سوغاتی، برو. حاضر نیستند بیایند. اصلاً به هیچ وجه زیر بار نمی روند. یک برنامه ای تلویزیون داشت یک نمایش نامه ی خوبی بود. یک دختر خانم جوانی داشت گدایی می کرد یک آقای تاجری که خوب ثروتمند بود چشمش خورد به این دختر خانم دید دختر خوبی هست دختر مثلاً مناسبی هست زیبا هست برای ازدواج، رفت به آن دختر گداهه گفت چرا گدایی می کنی بیا با من ازدواج کن بی نیاز می شوی. دختر گفت که من که نمی توانم جواب بدهم باید بیایی خانه و پیش پدرم، به پدرم بگویی ببینی اجازه می دهد رفتند در یک منطقه ی فقیر نشین از یک در خیلی در و داغان داشتند و خانه شان. وارد که شد دید در خانه قصر است داخل خانه، پدر نشسته روی آن بالش های گران قیمت و بساطی هست بعد طرف همینطوری هاج و واج مانده بود گفت چه کار داری؟ گفت آمدم از دخترتان خواستگاری کنم. بعد ولی شما چرا وضعتان این طوری هست؟ گفت اینها به تو نیامده چی می خواهی بگو؟ گفت می خواهم دخترت را بگیرم گفت شرط دارد گفت شرطش چیست؟ گفت تجارت نکنی. باید مثل ما بشوی، گدایی کنی. اگر گدایی می کنی دخترم را می دهم به تو. اگر نه، نه. گفت خوب بابا من که نیازی ندارم برای خودم تجارت دارم کاسبی دارم وضعم خوب است برای چی بروم گدایی کنم آبروم را ببرم. گفت همین است که هست. این آقا هم مثل اینکه خیلی در گلویش گیر کرده بود گفت باشد حاضر بود برود با آبرویش بازی کند برود آن دختر را بگیرد. بعد گفت باید بیایی دوره ببینی دوره دید. دوره ی گدایی، مثلاً می آمدند چه کار می کردند؟ یک دانه کسی را می گذاشتند در بازار می گفت آی مثلاً من دستبند طلایم را گم کردم بعد گداهه می آمد می گفت من پیدا کردم بیا. همه می گفتند عجب گدای شریفی هست این دستبند را می داد به رفیق خودش مردم هم به این گداهه پول کلان می دادند. چون مثلاً یک دستبند مثلاً 500 هزار دیناری، 500 هزار درهمی، مثلاً حالا یک دستبند گران قیمت را برگردانده، می گفتند گداهه چی است؟ گدای با انصاف و با وجدانی است یک پول کلانی می گرفتند طراحی دیگری هم داشتند برای این کار که بتوانند از مردم بتیغند. خلاصه این آقا را دوره دادند به او که خوب دوره یاد گرفت که گدایی بکند و شروع کرد به گدایی در سطح شهر.از همین ترفندها، کارش هم بد نبود گرفت کارش. بعد از سه ماه رفت خواستگاری گفت خوب حالا آمدیم خواستگاری، پدر گفت شرط دوم شرط گذاشته بود، گفت که شرط دوم این است که دیگر از این به بعد گدایی نکنی. فقط بروی تجارت کنی گفت دخترت را هم نمی خواهم کار به این خوبی را ول کنم بروم کجا؟ دخترت را هم نمی خواهم. می خواهی بده می خواهی نده. خودم می روم برای خودم کاسبی می کنم دیگر یاد گرفتم. مگر دیوانه ام بروم تجارت کنم. خودم را هی درگیر کنم این طرف و آن طرف و با مشتری و اعصابم خرد شود. راحت دارم پول در می آورم، نمی خواهم مرد گفت آهان حالا درست شد تو معلوم شد پس حرفه ای شدی یاد گرفتی به اصطلاح با فرهنگ ما آشنا شدی هر وقت حاضر شدی که گدایی را به هر کاری ترجیح بدهی می توانی دختر من را بگیری این در خیلی از جاها صادق هست واقعاً. یعنی اینطوری است که خیلی ها حاضر نیستند تن بدهند واقعاً در ما ایرانیها یک چیزی من به شما بگویم در ما ایرانی ها تنبلی خیلی زیاد است تنبلی کاری خیلی زیاد است آبرومند هم هستند ولی نمی روند کار کنند نمی روند کار کنند جوان است مثلاً می گوید من اینقدر بدهی آوردم اینقدر چک آوردم سی سال سی و پنج سال چهل سال بارها. حتی اینجا سراغ من چندبار آمدند. کسانی که می شناختم گفتم ببین الان شما بروی سر بازار تا ته بازار لااقل پنج تا مغازه ما کارگر چی می خواهیم؟ کارگر ساده می خواهند حاضر نیست برود کار بکند همین آقا الان در خارج از کشور پادویی بود اینجا زورش میآید اینجا این کار را بکند. می گوید نه. یعنی یک کار مفت می خواهد که زحمت نداشته باشد. امیرالمومنین علیه السلام عملگی می کرد. به او گفتم می دانی من عملگی کردم مدتها؟ من خودم عملگی کردم سالها و خیلی کارهای دیگر هم تن دادم بهشان کار کردم. موقعی که نیاز داشتم خودم رفتم این کار را کردم، بعد عارم هم نمی آید همین الان هم والله قسم اگر بیفتد جایش یعنی نیاز داشته باشم حاضرم بروم فروشندگی کنم بروم عملگی کنم هیچ ککم هم نمی گزد هیچی هم اصلاً به هم نمی خورد راحت هم هستم برای این کار. کار شریفی هم هست کار فروشندگی بکنی حضرت فرمود: برکت ده قسم است نُه قسمتش در تجارت است. برو با یک کار کوچکی شروع کن تجارت کوچکی و لو با ده هزارتومان شروع بکن می شود، می گیرد خدا برکت می دهد. حاضر نیستند بسیاری از افراد هستند که حاضر نیستند کار کنند تن بدهند به کار، تنبل، تنپرور، لوس و پر توقع هستند و برای همین هم وضع زندگی شان خوب نیست به این طور افراد نباید کمک کرد چون افرادی هستند که واقعاً محتاج هستند باید، نمی توانند قرآن هم می فرماید: «لا یستطیعون ضربا فی الارض» توانایی اینکه بلند شوند بیفتند این طرف و آن طرف دنبال کار را واقعاً ندارند. اینها مستحق تر هستند تا کسی مثلاً می تواند برود کار کند سالم است یا بلند شده آمده گدایی می کند یا می آید هی پول بگیرد از این و آن. یا پولهای بلاعوض بگیرد. نباید پول داد به اینها. به این گروه نباید کمک کرد. خیلی هستند حالا ما که در مشاوره هستیم می گویم که خیلی با همین کلمه ی خیلی بگیرید خیلی ها هستند که واقعاً نمی خواهند تن به کار بدهند یعنی نمی خواهند زحمت بکشند مفت خوری می خواهند بکنند شغل های خوب، بی درد سر عرض کنیم که راحت می خواهند هم که عادتشان هم هست که مثلاً دوست دارند یک شبه به یک جاهایی برسند تلویزیون هم متأسفانه تبلیغات بدی می کند زندگی هایی که نشان می دهد از دختر و پسرها تازه عروسی کردند مثلاً می بینی خانه های آنچنانی و مبل و نمی دانم آپارتمان آنچنانی و اینها. هر که می خواهد ازدواج کند فکر می کند که باید همین ها را داشته باشد خوب این خیلی بد است. باید دقت کنیم که ما بشناسیم افراد را.

لذا حضرت می فرماید کسی که می رود گدایی پول زیاد بکند می تواند خودش را سر پا نگه دارد در روایت داریم خداوند تبارک و تعالی به بنده می گوید بنده ی من روزی فردایت را از من نخواه امروز اگر امروز روزی را داری گدایی نکن از کسی هم نگیر اگر فردا نداشتی برو از کسی بگیر هول نشو من عمل فردا را از تو نخواستم تو هم روزی فردا را از من نخواه. امروز را که داری، داری، خدا را شکر کن. بعضی ها جاها داریم تا سه روز وقتی دارید اضطراب به خودتان راه ندهید تا سه روز شکمتان سیر می شود دارید که خودتان را سه روز سر پا نگهدارید اضطراب به خودتان راه ندهید تا تا سه روز خدا بزرگ است. نترسید. خوب این روحیه کمتر در ما وجود دارد ما مثلاً می خواهیم برویم برای بیست سال آینده مان حرص بزنیم که پشتیبان داشته باشیم خوب آن وقت از مسائل انسانی و الهی مان می افتد. لذا حضرت می فرماید سنگ تفتیده ای است که شعله می کشد. مالی که انسان دست دراز می کند جمع کند می گیرد نگه دارد و مالش را زیاد کند این شخص دارد آتش با خودش حمل می کند حضرت می فرماید اینکه هر که خواهد گو به همان اندک مال خود بسازد و دست سوال دراز نکند و هر که خواهد گو از طریق گدایی بر مال خویش بیفزاید. اگر بروی سراغ گدایی آتش اضافه کردی. واقعاً به کسی باید داد که بیشتر ترجیحاً با کسی است که اصلاً گدایی نمی کند آدم هایی هستند که واقعاً شرافت دارند، تعفف دارند گدایی نمی کنند از کسی درخواست نمی کنند باید به سراغ آنها رفت تا کسانی که می آیند از مردم با اصرار پول جمع می کنند در فرمایش بعدی می فرماید که مسکین نه آن گدای دوره گرد است نه آن کسی که یکی دو دانه خرما و یکی دو لقمه نان می گیرد و می رود بلکه مسکین آن ناداری است که مناعت و عزت نفس دارد به طوری که دست سوال سوی مردم دراز نمی کند و کسی به تهی دستی او پی نمی برد تا به وی صدقه دهد از امام صادق علیه السلام سوال شد آیا به گداهایی که در خانه را می زنند می توان صدقه داد یا باید آن را خودداری کرد و آن را به خویشاوندان مستمندش بدهد؟ فرمود به آنها ندهد بلکه برای خویشاوند مستمندش بفرستد که این کار اجرش بیشتر هست. توضیح دادیم که از کجا شروع کنیم وقتی می خواهیم انفاق کنیم؟ از منزل خودمان شروع کنیم. اول مادر، پدر، خواهر، برادر بعد اگر فک و فامیل ها نزدیکتر ها بعد اگر به کسی رسید به غریبه ها هم اگر آدم یک کمکی به غریبه ها هم اگر توانست فرصد شد امکانش بود موقعیتش بود کمک می کند خوب این مسائل فقهی اش هست امام کاظم علیه السلام در پاسخ نامه ای که از آن حضرت در مورد کمک به گداهای سر راه نشین پرسیده بودند نوشت هر که به دشمن اهل بیت صدقه و اعانه دهد آن صدقه برایش گناه است نه ثواب. اما اگر به کسی که از مذهب و عقیده ی او خبر نداری صدقه بدهی آن بهتر هست. بهتر و ثوابش بیشتر است از این گذشته هر کس که دلت به حالش سوخت و به او رحمت آمد و آگاه شدن از مذهب و عقیده اش هم ممکن نشد صدقه دادن به او به خواست خدا اشکالی ندارد یک آیه ای داریم در قرآن کریم در باره ی مومنین هست که این آیه می فرماید که مومنین کسانی هستند که در اموالشان، در سوره ی مومنون هست (فی اموالهم حق معلوم لسائل والمحروم) مومن کسی هست که برای کسانی که می آیند از او پولی می خواهند و کسانی که محروم هستند یک مالی را حتماً در حقوق خودش و درآمد خودش در نظر می گیرد. این طوری نیست که درآمد داشته باشد یکسره مصرف کند بعد اگر کسی به او مراجعه کرد بدهد نه واقعاً از اول کنار می گذارد. این مومن است، به این می گویند مؤمن هست. بعد درباره ی محروم، سائل مشخص است، سائل کسی است که می آید سراغ شما، ندارد شما هم دلت برایش می سوزد یا شک داری به هر حال یک کمکی به او می کنی، اما درمورد محروم کی هست؟ محروم کسی است که شکست خورده. محروم شخص بدبخت و روزی است که در خرید و فروش چیزی نصیبش نمی شود. اقدام می کند برای خرید و فروش برای کار تجارت ولی شکست می خورد اینرا می فرماید که محروم است. یعنی تلاش کرده، تلاش خودش را کرده اما نتیجه نگرفته با شکست روبرو شده به این باید کمک کنیم. و همچنین از هر دو بزرگوار امام باقر و امام صادق علیه السلام سوال کردند فرمودند که محروم مردی است که عقلش عیبی ندارد یعنی می تواند برود دنبال کار، اما هر چه کار می کند و زحمت می کشد در روزی اش گشایشی حاصل نمی شود کسی کارش گره خورده، آدم هایی که کارشان گره خورده، باید چه کار کرد؟ محروم هستند به اینها باید کمک کرد. یک صلوات ختم بفرمایید. باز توضیح دارد از پیغمبر اکرم در این باره فرمود که صدقه نه برای بی نیاز و توانگر حلال است و نه برای کسی که بدنی سالم و نیرومند دارد مگر برای کسی که مبتلا به فقر شدید یا بدهکاری وحشتناک باشد هر که برای افزودن بر دارایی خویش دست سوال به سوی مردم دراز کند در روز قیامت آن مال خراشی باشد بر چهره ی او و سنگ تفدیده یعنی داغ شده که آن را از آتش دوزخ می بلعد. یعنی باید بخورد. سنگ را می دهند به او باید بخورد. هر چه مال اضافه خورده آنجا می گویند بخورد او را. قرآن می فرماید اینها را داغ می کنند و بعد به پهلو و پیشانی شان بعضی وقتها اینها را می چسبانند. خوب بعد می فرماید پس اینک هر که خواهد گو با تنگ دستی خویش بسازد و هر که خواهد با گدایی بر دارایی خویش بیفزاید سوال ها دارد زیاد می شود نمی دانم می رسیم یا نه؟ یک بحث جدیدی را هم بخوانیم بعد ان شاءالله سوالات جواب بدهیم (قول معروف و مغفره خیر من صدقه تتبعها اذی و الله غنی حلیم) سوره ی بقره آیه 263 و 264 (یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الاذی کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شی مما کسبوا و الله لا یهدی القوم الکافرین). می فرماید وقتی کسی می آید از شما چیزی می خواهد ممکن است نداشته باشید این را در بحث های دیگر هم گفتیم. نداشته باشید نتوانید کمکش کنید حداقل چیزی که حضرت امیر فرمود شما باید داشته باشید زبان خوش هست. روی خندان و زبان خوش اگر می خواهید هم ندهید حتماً باید با روی خندان و زبان خوش معذرت خواهی کنید سخنی شایسته و گذشته بهتر از صدقه ای است که آزاری از پی داشته باشد و خداوند بی نیاز بردبار است (والله غنی حلیم) یعنی نیاز خدا از شما نمی خواهد اگر گفته بدهید مصالحی داشته توضیح دادم قبلاً خدمت تان. ای کسانی که ایمان آوردید صده های خویش را با منت و آزار باطل نکنید. مانند کسی که مال خود را برای خودنمایی به مردم انفاق می کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد پس حکایت او مانند سنگ خارایی است که خاکی بر آن بوده و رگباری بدان رسیده و آن را صاف به جا نهاده است. ریاکاران نیز از آنچه بست آورده اند ثمری نمی برند و خدا گروه کافران راهدایت نمی کند این ترجمه ی آن روایت را برایتان بخوانم. منت ننهادن زیور احسان است. یعنی وقتی دادی دیگر فراموش کن هیچ وقت به رخ طرف نکش. منت نگذار به رخش نکش داریم از وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام. اگر کسی می خواست چیزی بگیرد درخواست بکند می گفت زبانیاز من چیزی نخواهید بنویسید که شخص خجالت زده نشود. گاهی وقتها در روایت داریم حضرت وقتی کسی می آمد چیزی می گرفت در راه کامل باز نمی کرد که به شخص چیزی بدهد دستش را از در بیرون می کرد می داد به شخص می گفت ما چهره به چهره با شخص روبرو نشویم دستش را بیرون می کرد می داد این خیلی مهم است که ما تا می توانیم آبروی اشخاص را حفظ کنیم زیور احسان این هست که ما منت نگذاریم و امام صادق علیه السلام فرمود منت نهادن خوبی ار از بین می برد. روایت بعدی از امام علی علیه السلام است این دیگر توضیح ندارد بخشندگی از بزرگواری طبع است منت نهادت خوبی را تباه می کند سه کس اند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: کسی که هرچه می دهد منت می گذارد کسی که دامن جامه اش را بلند می گیرد یعنی افرادی که تکبر دارند از اینکه با دیگران ارتباط داشته باشند یک طوری جمع و جور می نشینند که کسی به آنها نخورد خودشانرا جدا می کنند از دیگران. محیط هایشان را جدا می کنند، از اینکه با دیگران رفت و آمد داشته باشند سر سفره دیگران، فقرا، پایین تر از خودشان بنشینند اینها خداوند اصلاً با اینها سخن نمی گوید با شخص متکبر در روایت داریم از عادت های امام کاظم، امام باقر و امام رضا علیهم السلام این بوده که غذا را جز با غلامان خودشان نمی خوردند یعنی تفکیک نمی کرد مثلاً من چون امام هستم باید خوصصی غذا بخورم و مثلاً بقیه بروند یک جای دیگر این یک چیزی که الان هم مد شده بعضی ها مدیران در دفتر خودشان غذا سِرو می کنند می خورند و برایشان سرو می شود و می خورند کارمندان جای دیگر. این خیلی بد است بعضی ها حتی من دیدم آدم های گردن کلفتی هستند که دعوت می کنند مهمان را و خودشان نمی آیند پای مهمانی اینکه مثلاً بار داده باشند چطوری صدقه داده باشند همه را دعوت می کنند خودشاننمی آیند پای سفره، یا یک سفره ی خصوصی تر می اندازند، مثلاً یا یک جمع خصوصی نزولی عموماً دارند چه کار می کنند غذا می دهند اینها را می فرمایند آدم متکبر که خودشان را از بقیه جدا نگه می دارند خداوند تبارک و تعالی با آنها صحبت نمی کند و کسی که با سوگند دروغ کالایش را رواج دهد. یعنی قسم بخورد تا بتواند جنسش را بفروشد در فرمان خود به مالک اشتر می نویسد زنهار که برای احسانت به مردم بر آنها منت گذاری. کار خود را بیش از آنچه که هست جلوه دهی یا به آنان وعده ای دهی و به کار نبندی اینها آفت های مدیریت هست. مدیریت بیاید چه کار کند آمار دروغ بدهد به آدم یا منت بگذارد یا وعده دهد به کار نبندد. زیرا منت نهادن احسان را تباه می کند و با بزرگ جلوه دادن کار روشنایی و حق را می برد اگر به کسی خوبی کردی آن را با امام صادق علیه السلام آن را با منت گذاشتن زیاد و به رخ کشیدن تباه مساز. بلکه با خوبی بهتری ادامه اش بده. زیرا این کار برای اخلاق تو زیبنده تر است و پاداش آخرتت را واجب می گرداند. گاهی وقتها انسان هست که در مقابل بعضی ها قرار میگیرد که یک مقدار مثل اینکه خوب آدم هایی که دیر راضی می شوند یا خوب قدردانی نمی کنند اینجا انسان بین دوتا کار می ماند. یکی اینکه به رخ طرف بکشد و یک راه خوبی که حضرت پیش پا میگذارد امام صادق علیه السلام می فرماید که چه کار کند؟ بهتر باز به او بدهد؟ منت که نگذارد هیچی احسانش را چه کار کند؟ با یک احسان بهتری کار خودش را انجام بدهد می فرماید این برای آخرت تو خیلی بهتر هست فشار زیادی به روح آدم می آید ولی خوب برای آخرت خیلی بهتر هست حدیث بعدی از نبی اکرم هست صلی الله علیه و اله. بی چشم داشت صدقه بدهید زیرا که چشم داشت اجر را از بین می برد. این نشان می دهد که ما صدقه هایی که می خواهیم بدهیم گاهی وقتها می گوید حالا گدایی که آمده در خانه مان پول از من می خواهد چه احتیاجی به او دارم که بخواهم حالا با چشم داشت به او بدهم یا بی چشم داشت؟ ولی صدقه این نیست یادتان باشد. بسیاری از صدقات اول از این که فقط مالی نیست، توضیح دادم برایتان، بسیاری از صدقات مالی نیست و خیلی موارد صدقه هم کسانی هستند که گدای معروف و مشهور و حرفه ای نیستند. آبرومندی هستند که شاید در سطح خودِ آدم هم باشند ولی الان گرفتار شدند الان گرفتار شدند نمی توانند من دیدم آدم های بسیار