بحثمان درباره ی صدقه آشکار و نهان بود. در تفسیر و توضیح آیه ی شریفه ی قرآن، آیه ی شریفه را خدمتتان خواندم. اِن تُبدُوا الصَّدَقاتِ وَ اِن ماهِیَ وَ اِن تُخفُوها وَ تُعطُوهَ الفُقَرآء وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم یُکَفِّرُ عَنکُم مِن سَیِّئاتِکُم وَ اللهُ بِما تَعمَلُونَ خَبیرٍ: که صدقه ی آشکار خوب است و صدقه ی پنهان بهتر است، کفاره ی گناهان گذشته است و در هر صورت خداوند به آن چه که ما می کنیم آگاه است، آیه ی بعدی هم سوره ی فاطر آیه ی 29 است که در توضیح انسان های مؤمن و والا این مطلب را می فرماید که: اِنَّ الَّذینَ یَتلُونَ کِتابَ اللهِ کسانی که تلاوت می کنند آیات الهی را وَاَقامُ الصَّلوةَ: اقامه ی نماز می کنند وَاَنفَقُوا مِمّا رَزَقناهُم سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرجونَ تِجارَةً لَن تَبُورَ: از آن چه که به آن ها روزی کردیم به طور پنهان و آشکار انفاق می کنند و امید بسته اند به تجارتی که هرگز آن تجارت حساب برنمی دارد، مفهوم تجارت را که این جا آورده بده بستان است در صدقه و انفاق ما چند چیز را باید در نظر بگیریم تا مفهوم بده بستان و تجارت جا بیفتد 1- یکی این که باید توجه داشته باشیم که مال، مال خداوند است که خداوند به ما عطا کرده است برای همین مِمّا رَزَقناهُم را آورده است ( ما دادیم به شما ) این یک که انسان خودش از خودش چیزی ندارد حتی وجود خود شما مال خودش نیست، وجود خودش هم چیه؟ از خداست پس ما فقر مطلق هستیم کسی چیزی ندارد در مقابل حق تعالی فقر مطلق بنابراین در مقابل حق تعالی صحبت ازمن کردن درست نیست، همه چیز خداوند تبارک و تعالی داده، وجود ما را خدا داده، چیزهایی هم که به ما تعلّق می گیرد همین طور است از ناحیه ی خداوند تبارک و تعالی است .لذا مِمّا رَزَقناهُم قضیه را برای ما بیشتر حل می کند شما متوجه باشید که اگر ما بخواهیم انفاق بکنیم، به کسی چیزی بدهیم، همانی که خدا به ما داده است، اگر در راه خدا هم بخواهیم بدهیم، به خدا هم برگردانیم، باز همانی است که خدا داده است، مَن ذَالَّذی یُقرِضُ اللهِ قَرضاً حَسَنًا، فَیُضاعِفَهُ و لَهُ اضعافًا کَثیرًا: چه کسی است که به خدا قرض بدهد، ببینید خداوند چه قدر خوب و مهربان و زیباست خودش می دهد بعد چه می گوید؟ بعد می گوید: چه کسی به خدا قرض می دهد ها؟ چه کسی به خدا قرض می دهد، مثل این می ماند که دیدید مثلاً بچه ای که مثلاً پولش را از پدر و مادرش پول می گیرد خودش که کاری ندارد بعد می رود برایشان یک چیزی هدیه می خرد، وقتی این کار را می کند باعث می شود که محبت پدر و مادر بیشتر شود و به او چه بدهند؟ پول بیشتری می دهند ها؟ می گویند این مهربان است، درست عمل می کند، دوست دارند که بیشتر برایشان خرج بکند، خب، لذا می فرماید چه کسی است که به خدا قرض بدهد و خدا آن را چند برابر کند، اضافه کند، چند برابر بکند، پس این یک نکته در تجارت یادمان باشد وقتی تجارت می کنیم اصلش، همه چیزش مال خدا است، با مال خدا می خواهیم تجارت کنیم نه با مال خودمان این یکی. 2- دو تا نکته در تجارت وجود دارد که تضمین شده است و ما را تشویق به تجارت می کند. در تجارت های مادی که ما با افکار و طرف های انسانی انجام می دهیم، فرمودند که: تاجر باید شجاع باشد، چرا باید شجاع باشد، چون خطر وجود دارد، ریسک باید بتواند بکند، کسی که نمی تواند ریسک بکند، خطر بکند، این تاجر خوبی نیست، باید بالاخره یک جا بزنی، خب گاهی وقت ها می گیرد، گاهی وقت ها هم نمی گیرد. یک موقع سرمایه معطّل می شود، یک موقع ضرر می کند، یک موقع حتی اصل سرمایه را هم از دست ممکن است بدهد بنابراین باید شجاع باشد، همیشه این ترس در تجارت های انسانی وجود دارد که ما موفق نشویم که کارمان نگیرد امّا در تجارت با حق تعالی دو تاتضمین وجود دارد این یادتان باشد که به انسان قدرت تجارت می دهد یعنی اگر با این دو تا تضمین انسان دست به تجارت خدا بزند آدم احمقی باید باشد. ایمان ندارد، حتماً ایمان ندارد که دست به تجارت با حق تعالی نمی زند 1- یک تضمین این است که آن چه که به خدا بدهید عوض دارد، برمی گردد در دنیا ، حتماً برمی گردد، یک بحثی ما در انفاق داریم به نام عوض، یک وضع با اصطلاح در کاملش، این که برمی گردد حتماً در دنیا به شما، بیشتر هم برمی گردد، این را خدا تضمین کرده است که بدهید، کسی که خمس می دهد، برکت مال پیدا می کند، زکات می دهد برکت مال پیدا می کند، انفاق می کند برکت مال پیدا می کند، علمش را تعلیم می دهد، برکت علم پیدا می کند، مهرورزی بیشتری می کند به دیگران، در محبت انفاق می کند به دیگران، خداوند به او بیشتر محبت می کند، قدرت مهرورزی اش بیشتر می شود، خوشرویی می کند در تحمل مصائب و مشکلاتش، بیشتر می شود، عفو و گذشت می کند، عفوش را صدقه می دهد به دیگران، ازخشمش دیگران را معاف می کند بنابراین خداوند به او جزای بیشتری می دهد در این جهت بنابراین هر چه که شما بدهید حتماً در خود دنیا، جدای از آخرت، حتماً به خود شما چیه؟ برمی گردد. نکته ی دوم چه است، نکته ی دوم این است که ما علاوه بر این که در دنیا به ما برمی گردد جزای آخرتی هم داریم ولی با چه مبنایی. دیگر نه با مبنای دنیا، با مبنای ابدی، یعنی ممکن است این جا انسان صد تومان بدهد با اخلاص بدهد در شرایط خوبی هم بدهد، جزء آن چی باشد؟ شرایطی که هفته های گذشته گفتیم جزء افضل الصدقات هم باشد با یک شرایط خوبی باشد و خداوند در آن جا بی نهایت به او پاداش بدهد، پاداش های بسیار بسیار زیاد و کثیری به او عطا کند، لذا این دو تصمیم وجود دارد که ما آن چه را که در راه خدا می دهیم اعم از علم اعم از صدقات اخلاقی، صدقات روحی، انفاق های معنوی، انفاق های عاطفی، انفاق های اخلاقی تا و انفاق های مادی هر چه که باشد هم در دنیا جزا دارد و هم در آخرت وقتی تضمین کرده است این از سطح تجارت های معمولی مادی که ما با دیگران برقرار می کنیم بالاتر می آید، جزء کدام دسته از تجارت ها می شود؟ تِجارتً لَن تَبُورَ: یعنی تجارتی که چه نمی شود، در آن ورشکستگی و کساد نیست، بنابراین کسی که با خدا معامله می کند همیشه برنده است. همیشه می برد، همیشه، بنابراین همین هم هست در اخلاق معصومین علیهم السلام می بینیم که معصومین حریص هستند در معامله ی با حق تعالی، کمتر سعی می کنند در دنیا بهره برداری بکنند، و بیشتر شود دوست دارند بفرستند آن جا، هر وقت چیزهای خیلی خوشگل، خیلی قشنگ، خیلی خوب خیلی به درد بخور به قول امروزی ها درجه یک آن تاپش این طوری می گویند تاپ، خیلی تاپه، یک و تاپ و سوپرو خیلی خوبش گیرشان می آمد این را می گفتند حیف است در دنیا مصرف شود، این را باید بفرستیم کجا؟ در آخرت که خیلی بهتر است این جا ما مصرفش کنیم بی خود است، باختیم لذا این جا به حداقل ها و پست ها اکتفا می کنند ولی مهم ها را می فرستند، مهم ها را می گویند این جا حیف است ما مصرف کنیم، این باید برود کجا؟ باید برود آخرت، این خصوصیّت ائمّه بود، از نظر روحی این ها هر وقت یک چیزی خیلی خوب دستشان می آمد می گفتند این جا بخواهد مصرف شود مگر چه قدر عمر می کند این جا مصرف شود، حضرت زهرا سلام الله علیها برای همین، روی همین حساب لباس شب عروسی اش خیلی راحت بدهد به یک زن محتاج، آقا وقتی می گوید لباس عروسی، توضیح دادم قبلاً برایتان لباس شب عروسی مثلاً یک لباس سفید توردار نبوده است آن موقع که این چیزها نبوده است از لباس معمولی یک درجه بالاتر بوده است از لباس های معمولی، به اصطلاح یک لباس نو بوده است، در همین حد. ولی آن را می تواند بدهد چرا؟ چون حیفش می آید از این تجارتی که برایش پیش آمده است در شب عروسی از این چیه؟ بگذرد، این مهم است. دو تا غذا است که شما می توانید استفاده کنید، یک غذای خوب می توانی بخوری تازه، خوب، یک غذایی که دیشب مانده است می توانی بخوری ها؟ درست است، کسی که زیرک است می گوید من این غذای مانده را می خورم خوب را هم می دهم خواهرم بخورد ، مادرم بخورد، برادرم بخورد، ها؟ دوستم بخورد، بهتره را می دهم به او. وقتی می دهد به او فرستادش کجا این را، به ابدیت ها؟ مُضافاً این که خداوند تضمین کرده است در دنیا جبران کند ها؟ یکی از رفقایم دیشب داشتیم می رفتیم توی راه، داشتیم درمورد همین بحث انفاق صحبت می کردیم، گفت که، حالا شرکت می کند در این جلسات ما، دیشب داشتیم می رفتیم قم، تعریف می کرد می گفت من غذا که از خانه می برم، عوض این عادت دارم که عادت خیلی خوبی هم هست که ایشان دارد، که من تنها اصلاً دوست ندارم غذا بخورم، حتماً باید یک کسی با من غذا بخورد، یک غذای خیلی خوبی خانم ما درست کرده بود، محلّ کار بردم آن جا، با یکی از این نیروهای خدماتی آن جا که مستخدم بود، صدایش کردم، خلاصه با هم خوردیم، خیلی هم کم آمد غذا یعنی دیدم سیر نشدم بعد شبش یک جایی دعوت داشتیمف یعنی عصرش زنگ زدند ما را یک جایی دعوت کردند، دیدیم یک غذای خیلی خیلی حسابی تر از آن غذایی که خانمم درست کرده بود به ما دادند و جبران شد خلاصه. هم دنیا جبران می شود هم کجا؟ هم آخرت جبران می شود، هردو، وقتی این تجارت است، تجارت لَن تبور به آن می گویند تجارتی که کساد در آن ندارد لذا ما اساساً فرهنگ صدقه و فرهنگ انفاق در ما خیلی ضعیف است، ما با لِعامت، پستی با بخل وارد صدقه و انفاق و معاملات این طوری می شویم توجه فرمودید چه طوری شد؟ ولی کسی که بفهمد که دنیا و ابدیت، دنیا و آخرت به یک امتداد است، همه اش هم مال یک نفر است، ها؟ و ابدیت مزرعه ی کجا است، ها؟ دنیا مزرعه ی آخرت است، ابدیت برداشت از دنیا است، آن در انفاق در تجارت با خداوند از همه حریص تر است، برای همین هست که حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام، فضه چون فرهنگ درستی دارند سلام الله علیهم اجمعین خیلی خوب می توانند سه روز مثلاً غذای خودشان را به یک کسی دیگر بدهند و گرسنگی را راحت تحمّل کنند، غذای پس خوردن را تحمّ کنند، لباس دست دوم و وصله دار پوشیدن را راحت می توانند تحمل بکنند برای این که می دانند که چیه؟ که بلندای ابدیت به آن ها برمی گردد، چون این روح را دارند، در تجارت خیلی موفق هستند، در تجارت های ابدی خیلی موفق هستند. بقیه نه، بقیه آدم هایی هستند که خوب، مثل ما، خورده کاری می کنیم، یک چیزی حالا ممکن است از مجموع سالمان یک چیزی بدهیم، خیلی سخت نیست، امّا دائماً از آن ها طراوش می کند، اگر شما زندگی نامه ی اهل بیت علیه السلام را بخوانید، زندگی هایشان را مطالعه بفرمائید، یک کسی می گوید یعنی چه که ما همهم اش ائمه ی شیعه حضرت زهرا یکی از کارهایی که هی زیاد می کردند این بوده است هی فقرا، فقرا، فقرا، فقرا، انفاق این ها، چرا روی این تکیه کردند مثلاً این ها، برای این که آن ها فرهنگ درستی دارند، ما در فرهنگ این فرهنگ ضعیف است، فرهنگ بهشت فرهنگ ضعیفی است. ما دادنمان خوب نیست، با بخل برخورد می کنیم با خساست، با لِعامت و پستی ، باز هم می خواهیم به خدا بدهیم هی کم می گذاریم، حالا شما در تکمیل این بحث ما یک بحثی هم خصوصی داریم شنبه ها برای به اصطلاح برای اعضای خود مؤسسه، آن هم نوارش را آقای چهار جوهر یادتان باشد که در نوار خانه بگذارند که تکمیل این بحث است، آن جا بحثمان صدقه نیست، آدم های زیرک و زرنگ دائماً در حال تجارت هستند، یعنی هر چه گیرشان می آید، در مورد امام داریم سلام الله تعالی علیه، در مورد امام امّت می گفتند هر چه که به او می رسیده است نگه نمی داشته است، همان جا دست به دست رد می کرده می رفته، یک هر کسی که می رسیده به اولین کسی که می رسیده دستش، ممکن بوده است می داده می رفته است، می گویند یک موقعی برایش یک خانومی گردنبند گران قیمتی برایش فرستاده بوده است، یک نامه هم از یک جایی از یک دختر بچه ای آمده بوده است برایش، که گردنبند را هم فرستاد برای همان دختر. خیلی راحت، خیلی راحت می دهند، این باید در ما جا بیفتد این فرهنگ، به اصطلاح فرهنگ قوی و خوبی است البته، این را دقت کنید، مخصوصاً خانم هما که اکثر جمعیت خانم ها هستند که خانم ها که سؤال هم کرده اند که چه طور می شود که یک زن، صفت بد مرد که بخل است در زن خوب باشد به این معنا است که زن باید مال شوهرش را حرام نکند، جی جی ویی هِی نخرد، مرد بدبخت شود، نتواند در دراز مدّت مسائل مهم رفاهی زندگی را فراهم کند، بعضی از خانم ها هستند چون خیلی ولخرج هستند، اهل جی جی ویجی خریدن هستند، یا ازدواج کرده اند از زمان دختری اش من الان سراغ دارم 16 – 17 سالش هم بوده است ازدواج کرده است الان 30 سالش شده است هنوز خانه دار نشده اند چرا؟ چون همه اش این طوری خرج کرده است، مال شوهر را حرام نکنید، جلوی اسراف کاری های شوهر را هم بگیرید. این غیر از انفاق های مهم مستحبی و واجبی است که در راه خدا باید بکنیم، این مرزها به خصوص در مورد خانم ها باید رعایت شود، خب پس تجارت بتور چه شده؟ تجارتً لَن بتورَ، تجارت بی کساد چه شد؟ تجارت با خدا شد که هم در دنیا عوض دارد هم در آخرت تضمین کرده است خدا، الان شما می خواهی به یک نفر پول بدهی نمی شناسی شخص را، یا می شناسی اعتماد نداری، مثلاً من خودم یک موقع ای یک بنده خدایی آمد و به من گفت: کسی را می شناسی من به او پول بدهم برایم کار بکند گفتم آره یک کسی که من خودم هم پشت سرش نماز می خواندم، آدم خوبی است و این طوری است، آدم خوبی هم بود، یک مدت هم سودهای خوبی می داد به این ها، بعد ورشکست شد دیگر بنده خدا، بعد آن قدر ورشکست شد که اصل پول ها را هم نتوانست به این ها بدهد، این خطر دارد در آن دیگرها؟ با تضمین ما رفت، یک موقع هست نه این طوری تضمین نیست، می گویند آقا ما اصل سود را تضمین می کنیم. مثلاً مثل کسی که دولت اعلام می کند، بانک ها، مثلاً می گویند آقا آن قدر ارز بفروشیم، آن قدر سهام بفروشیم، اصل سود تضمین می شود مثلاً %17، %18 ، %16 سود تضمین می شود، مثلاً می گویند آقا 3 ماه یک بار پرداخت می شود، این آقا یک تضمین است، ما هم به این تضمین اعتقاد داریم، می رویم پولمان را می گذاریم، حالا این جا خدا تضمین کرده است ها؟ در تجارتی که با خدا می کنیم، خدا تضمین کرده است گفته است که من می دهم، هم در دنیا برمی گردانم هم در آخرت می دهم، پس بنابراین انسان دیگر خیالش راحت است، جای دوری نمی رود، راحت می تواند عطا بکند، جانبازی خیلی راحت است، چون وقتی بدهی چیزهای بهتری می گیری، چون اگر انسان بتواند از بدن و طبیعت بگذرد، سود بیشتری گیرش می آید، کسانی که گوششان را، چشمشان را، پایشان را در جبهه ها دادند و شاد هم هستند، توجه فرمودید شاد هم هستند، دوست ندارند برگردد، از آن که فرستاده اند شاد هستند، بالای سر یکی از جانبازان بودم از دوستانمان در تخریب با هم بودیم، در عملیات یک چشمش را از دست داد، من بعد از عملیات آمدم تهران، رفتم بیمارستان، همان روزی هم بود که چشمش را تخلیه کرده بودند، پدرش بالای سرش بود، پدرش تا چشمش به من خورد، گفت خدا را شکر می کنم، خدا در حق ما لطف زیادی کرده است که این را از ما، مثلاً یک چشم از پسر من را پذیرفته است، حالا همه اش را نپذیرفته است، ولی یک چشمش را ، شاکر است که این را هدیه کرده است به خدا چون می داند تجارتی است که کساد ندارد، کسی دستش را می دهد، کسی پایش را می دهد راضی است، مریضی، مریضی چیز قشنگی است، آن هایی که غُر غُر می کند این برای این که نمی فهمد، در روایت داریم: درجاتی در بهشت است که انسان جز با بیماری به آن نمی رسد، حالا مثلاً شما فکر کنید همه اش سالم باشید که چه اصلاً حضرت می فرماید: مَلعُونٌ مَلعُونً کُلُّ بَدَنًا لا یُسامُ فِی کُلِّ اَربَعینَ یَومًا: ملعون است، ملعون است، بدنی که هر چهل روز یک بار آسیب نمی بیند. بد است چنین بدنی چون این بدن ذخیره آخرتی ندارد. چیزی را نمی فرستد برای آخرت. تولید تجارتی ندارد، این بدن بی تجارت است بدن تنبل است، بدن بی خیر و برکت است. امّا بعضی از بدن ها هستند، بدن های پرخیر و برکتی هستند برای صاحبشان یعنی مریضی ها را می گیرند تحمل می کنند و پاداش می فرستند برای کجا؟ برای ابدیت، این که می فرماید: در بهشت درجاتی است که انسان جز با بیماری به آن نمی رسد، نباید خودمان را بیمار کنیم، بدن خیلی مهم است، آن قدر مهم است که حضرت بر طبق شرع مقدّس مثلاً وضو برایش ضرر داشته باشد وضو نباید بگیری، می گوید بدن مقدّس است، باید نگه داری، مرکب نفس است، باید نگهداری بشود روزه هم همین طور است، مضر است ما باید کاملاً بهداشت را رعایت کنیم به فکر سلامت بدن باشیم ولی اگر یک موقعی حادثه ای دید، مریض شد، در اثر سهل انگاری کسی آسیب دید، این و یک هدیه و یک غنیمت بدانیم، دیگر غُرغُر نکنیم. حالا مریض شدم، آیا مثل بقیه نمی توانیم ببینیم، مثل بقیه نمی توانی بشنوی، مثل بقیه نمی توانی راه بروی، یا دندان درد داری، یا سردرد داری، در اثر یک مریضی به یک عروسی نرسیدی حالا نرسیدی، در خانه در تب سوختی، حتی به یک عبادت نرسیدی، می خواستی مثلاً بروی حرم زیارت بکنی تب داشتی نتوانستی بروی زیارت، این ها غنیمت است آدم نباید غصه دار شود، کسی که از مریضی غصه دار شود اعتقاد به تجارت آخرت ندارد، ها؟ دختر مرحوم مجلسی رحمة الله تعالی علیه دیدند که افتادند پایش شکست می خندید، گفتند که به چه می خندی؟ پایش هم شکسته بود. فرمود: به ثوابش که این لطف در حق من شد این پای من شکست برای من یک ثوابی در آخرت ذخیره شد، گاهی وقت ها به بعضی از رفقا می گویم، می گویم ماها شاید چون ایمان و تقوای درست و حسابی هم نداریم شاید هیچی برای آخرت نتوانیم بفرستیم ولی لااقل مریضی های ما ذخیره است، دیگر ناراحت نشویم. استکانی شکست، فرشی سوخت، یک کسی به مال ما تجاوز کرد، مالی از دست دادیم، گم شد، دزدی زد، غصه دار نشویم، یک کسی دخترش را آورده بود افسردگی داشت تقریباً 7 – 6 ماه. دختر اصلاً نتوانست در جلسه هم یک کلمه با من درست حرف بزند. یک کلمه هم نتوانست از بس غصه دار بود. حالا چه شده بود؟ از جایی افتاده بود، پایش یک مقدار ترک برداشته بود، نمی توانست فوتبال بازی کند خانم، چون فوتبال نمی توانست بازی کند، پژمرده بود، این طوری وابستگی های خطرناک، یک خانمی رفته بود خانه ی یکی از اقواممان دیدم زنه دارد گریه می کند، یک زن 40 ساله، خیلی به شدت که من فکر کردم کسی مرده است، بعد دیدم شوهرش دارد می خندد، گفتم چه شده است بالاخره گریه کنیم یا بخندیم؟ گفت نه این رفته است بازار خرید کند کیفش را دزدیده اند، آن گریه ندارد دیگر، باید شکر بکند، از این که نتواسته بود جنسش را بخرد مثل این که خیلی ناراحت بود. این ها غنیمت است، در خانه هر وقت حوادثی، بلائی، چیزی می آید یا خودتان مقصر نیستید، یا بیماری می آید شکر کنید. شاد باشید و این تجارت را حفظش بکنید چون معادله هم دنیایی دارد هم معاوضه ای ابدی دارد. از دست ندید این ها را. کج خُلقی نکنید، غصه دار نشوید، غصه دار شدن برای بی ایمانی است. غُرغُر کردن برای بی ایمانی و ضعف ایمان است. یک حادثه ای اتفاق افتاده است. کسی ظلمی کرده است دزدی کرده است آسیب مالی زد، در بحث مفصل این ها را توضیح دادم. خیلی خوب است که ما این فرهنگ تجارت را خوب بفهمیم. حالا می آییم سراغ آشکار و پنهان بودنش. امام صادق علیه السلام فرمود: صَدَقَةُ العَلانیَه تَدفَعُ یسبعینَ نَوعَ مِنَ البَلاء. صدقه ی آشکار هفتاد نوع بلا را برطرف می کند. در روایت بعد امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید که من فارسی اش را برایتان بخوانم، می فرماید که: بهترین وسیله ای متوسلان به خدای سبحان و تعالی به آن چنگ می زنند ایمان به خدا و رسول اوست و چند تا چیز دیگر هم فرموده اند بعد یکی از مواردی را که فرموده اند و صَدَقَةُ سِر فَاِنَّها تُتَفِّرُ الخَطیئَة و صَدَقَةُ العَلانیَة فَاِنَّها تَدفَع میتَتَ سُوء. صدقه پنهانی گناهان را می پوشاند و صدقه آشکار مردن بد را دفع می کند. که درباره ی این قبلاً توضیح دادم. در روایت بعدی آیه ای را که برایتان خواندم. اِن تُبدُ صَدَقات ماهِیَ وَ ان تُخفُوها و تُعطُوه الفُقَراء فَهُوَ خَیرُ لَکُم: این را امام باقر علیه السلام توضیح داده اند فرموده اند: ان تبد صدقات فان ماهی اگر صدقات را آشکار بدهید خیلی خوب است: از صدقه ی آشکار واجب است. و صدقه پنهان راوی می گوید عرض کردم که اگر آن ها را نهانی دهیم و به فقرا بپردازیم به چه معناست؟ فرمود منظور زکات مستحبی است. آن ها انجام دادن آشکار فرائض و به جا آوردن پنهانی نوافل را دوست داشتند یعنی سعی کنید مستحباتتان مخفی باشد. واجباتتان آشکار. خمس می خواهید بدهید علنی بیائید بدهید زکات واجب را علنی بیائید بدهید. نماز جماعت. بعضی ها شیطان می آید در جلدشان می گویند که من نماز جماعت مدتی است که نمی روم می ترسم ریا شود در آن جا. نماز واجب است دیگر. واجب را که همه می خوانند. شعر هم می خواند، این حالا خیلی چیزی نیست عمر سعد هم می خوانده است معاویه هم یک موقع هایی می خوانده است. تازه یک موقعی من یادم است آن موقع که اوایل جنگ بود یکی دو تا از بچه های سپاه رفته بودند خدمت یکی از بزرگان گفته بودند آقا ما نماز شب می خوانیم می ترسیم ریا شود. گفته حالا نماز شب دیگر چه هست که بخواهد ریا شود. حالا خیلی چیز مهمی است. ولی به هر حال اگر کسی ظرفیت ندارد پنهانی بخواند. اگر ظرفیت ندارد می ترسد در دلش قلقلک ببیاید پنهانی بخواند. ولی رفقا، رفقا شما فرض بفرمایید می خواهید بروید عروسی کسی که یکی دو نفر می خواهند بروند عروسی با هم رودرواسی دارند؟ نه، با هم می روند قشنگ ترین لباس را هم می خرند، آرایش می کنند به خودشان می رسند در یک عروسی هم هر کدام سنگ تمام می گذارند در عیاشی کردن و شادی کردن. مخفی هم نمی نند دیگر نماز شب یعنی یک عیاشی شبانه است. یک بزم شبانه است.
گر من فقیرم هر شبی، دارم زیا رب یا ربی جشنی، نوایی، مطربی کمتر زسلطان نیستم
شهید دستغیب خدا رحمتش کند فرمود دوستان خوب دوستانی هستندکه وقتی می خواهند از هم جدا شوند بگویند امشب عیاشی یادت نرود.مثل کسی که می گوید امشب فلان فیلم را نگاه کن. امشب فلان جا جشن است. دیگر خجالت ندارد که یک کسی خوش اشتها است بیشتر دوست دارد با خدا ارتباط برقرار کند پنهان کاری هم ندارد حالا اگر کسی نمی تواند آن قدر خوب باشد آن قدر صمیمی باشد. آن قدر بی خیال باشد نسبت به این قضیه و ممکن است در نفسش یک موقع خطری ایجاد شود آن را مخفی بکند بنابراین واجبات مخفی کردن ندارد. شیطان هم نیاید سراغت که اگر این کار را انجام بدهی ریا است. این هم از خدعه های شیطان است که ما را از جماعت مسلمان ها صدا بکند. دعای کمیل خوب همه دارند شرکت می کنند ما هم شرکت بکنیم جمعی است دیگر، علنی است، آشکار است. با این چیزها یک موقع شیطان ما را از جماعت مسلمان ها دور نکند عزیزمان یکی از خواهره حدیث قدسی را هدیه کردند که می فرماید خداوند این طوری می فرماید که وقتی بنده ای مریض می شود خداوند به ملائکه میگوید به بنده ی من نگاه کنید مریض شده است. برای او همان عباداتی که در هنگام سلامتی انجام می داد بنویسید. تکمیلش این است که می فرماید که: همان عباداتی را که انجام می داد بنویسید بلکه بالاتر آن را برایش بنویسید هر چه که اراده می کرد وقتی سالم بود انجام می داد بالاتر آن را برایش بنوسید. بنابراین انسان چیزی را از دست نمی دهد پس حالا اگر قرار شد مخفی باشد مستحبات مخفی باشد بهتر است واجبات را انسان تا می تواند آشکار انجام دهد خوب است آیه بعدی در همین مورد است آیه ی سوره ی بقره می فرماید: الّذین یُنفقونَ اموالَهُم بِالَیلِ وَ النَّهارِ سِرًّا و عَلانیَةً فَلَهُم اَجرُهُم عندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ علیهم و لا هم یَحزَنُون. کسانی که اموال خودشان را شب و روز مخفیانه و آشکار انفاق می کنند فلهم اجرهم عند ربهم یعنی پاداش را باید از خدا بگیرند و طلبکار کسی نباشند چه آن کسی که به او دادید اگر قدر ناشناسی کرد، نمک نشناسی کرد، دستت را گاز گرفت، پشیمان و ناراحت نشوی، به تو برنخورد، برای کسی خدمتی انجام دادی، پولی دادی ناسپاسی کرد. گفت اصلاً چیزی به من ندادی تو، تو چرا اصلاً به من کمک نمی کنی؟ مثل غالب بچه ها است، به والدین بچه ها همیشه کافر هستند نسبت به پدر و مادر یعنی همیشه دوقورت و نیمشان هم باقی است طلبکار هستند از پدر و مادر برای عروسی داداشم 5 میلیون خرج کردی برای من 5/4 میلیون تو همان 5/4 میلیون را هم از اول استحقاق نداشتی، طلبی که آدم از بابا و مادرش ندارد که برایش خرج کنند حالا کردند دیگر نمی گوید 5/4 میلیون خرج کردی می گوید 500 تومان کمتر خرج کردی این ها را باید دقت بکنیم که ما طلبکار از کسی نشویم. فلهم اجرهم عند ربهم وقتی عند ربهم هست دیگر خیالت راحت باشد تضمین شده است طلبکار نباش اگر لطفی در حق کسی کردی در حق همسرت شوهرت، و ... طلبکار نباش، منت هم نگذار، به رُخ هم نکش به رخ کشیدن گاهی وقت ها خوب است برای این که به او بفهمانی باید به او بگویی. این خوب است تحکیم مودت می شود و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون این خیلی قشنگ است. نه ترسی دارند و نه اندوهگین می شوند. این روایت تکراری است که امام صادق علیه السلام فرمود: صدقه شبانه خشم پروردگار را فرو می نشاند و گناهان بزرگ او را پاک می کند و حساب را آسان می گرداند و صدقه روزانه مال و ثروت را به بار می نشاند و عمر را زیاد می کند. حالا منظور از شبانه و روزانه چیست؟ سرًا و علانیةً. مخفیانه و آشکار بودنش است. حالا ممکن است کسی در روز صدقه پنهانی بدهد و یا در شب صدقه آشکار بدهد. امام صادق علیه السلام: صدقه روزانه گناه را آب می کند همچنان که آب نمک را، و صدقه شبانه خشم خداوند جل جلاله را فرو می نشاند. نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم: چون روز خود را آغاز کردی صدقه ای بده تا شومی آن روز را از شما دور گرداند و چون شب شد صدقه ای بده تا نحوست آن شب را از تو ببرد این انسان عادت بکند شب و روز این کار را بکند چیز خوبی است. سعی کنید در خانه این را نظم بدهید به آن اگر خودتان نمی توانید بدهید به یک نفر از اعضای خانه این کار را انجام بدهد و بهتر است اعضای کوچک خانه این کار را انجام بدهند چون درست تربیت می شوند و کریم بار می آیند به فکر آدم تربیت می شوند من از بچگی می دادم دخترم انجام بدهد ولی پسرم چون کوچک است یک ذره دیگر عقلش برسد می دهم او انجام بدهد. شما هم همین کار را بکنید. یک صدقه ثابتی را قرار بدهید در منزل که حتماً این انجام شود. مثلاً جمعه ها یک مقداری بیشتر باشد دو برابر باشد چون اجرش بیشتر است. ابن عباس درباره همین آیه ای که خواندم کسانی که شب و روز انفاق می کنند می گوید: این آیه درباره ی علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده است. آن حضرت چهار درهم در اختیار داشت یکی را در شب و دیگری را در روز انفاق کرد یکی را پنهانی و دیگری را آشکارا یعنی حضرت این جا زمان را هم در نظر گرفته اند. یعنی منظور فقط از شب پنهانی نگرفته و از علانیه روز نگرفته. برخلاف تفسیری که ما کردیم. یعنی خواسته زمان را هم لحاظ بکند در شب بودن یک خصوصیاتی دارد در روز بودن هم یک خصوصیاتی دارد. بحث بعدی در صدقه این است که انسان فقط صدقه را در حالت خوشی و دارایی ندهد. موقعی که در فشار هم هست بدهد که این نوع صدقه جزء افضل صدقات بود. ممکن است آن صدقه ای که ما می دهیم خیلی کم باشد ولی همان موقعی باشد که ما به آن احتیاج داریم یا خیلی دلمان می خواهد و می سوزد. یک موقعی است که یک خوراکی است که می دهید برود همان لحظه به یک پست ترش اکتفا بکنی. این افضل صدقه است ولی آن موقعی که ما خودمان احتیاج داریم در فشار هستیم بهترین زمان برای این کار است. که کار راحتی هم نیست امام اجرش خیلی زیاد است برای همین هم خداوند قبل از این که این را مطرح کند یک تشویق خیلی بزرگی سر راه قرار داده است که شخص به این تجارت تشویق شود. که آن موقعی هم که خودش ندارد بتواند دیگران را به خودش ترجیح بدهد. وَ سارِعُوا اِلی مَغفِرَة مِن رَبِکُم وَجَنَةٍ عرضُهَ السَّماواتُ الاَرضُ عِدَّت للمُتَقین الذین یُنفِقُون فِی سَرّاءِ وَ ضَراء: سرعت بگیرید به سوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که اندازه ی آن به اندازه ی همه ی آسمان ها و زمین است اعدت للمتقین حیف که فرصت نیست وگرنه یک خورده فکر می کردیم در مورد بهشتی که اندازه اش به اندازه ی آسمان ها و زمین است. و به فرموده ی حضرت آیت الله جوادی آملی بهشت هر یک نفر به اندازه آسمان ها وزمین است نه بهشت همه. یعنی ما یک بهشت داشته باشیم به اندازه ی تمام آسمان ها و زمین بیایند این را تقسیم بکنند. بین آدم ها به هر کسی یک قطعه بدهند، نه، بهشت هر کسی به اندازه آسمان و زمین است. ما بعداً قدرت پیدا می کنیم از یک همچین بهشتی بهره برداری کنیم. یک موقع است بعضی ها عقلشان نمی رسد بگویند که یک چنین بهشت بزرگی به درد ما نمی خورد که ما یک هزار قمری اش هم بسمان است ولی این را متوجه نیستیم که ما الان در رحم هستیم، رحم آن قدر اقتضا می کند. رحم محیط کوچکی می خواهد. ما وقتی در رحم مادرمان بودیم به همان میزان رحم راضی بودیم ولی وقتی آدم می آید دنیا هوسش دیگر شصت متر و صد متر نیست الان همه کره ی زمین را هم که می رود می گردد هوس می کند یک ماهی هم برود. الان بعضی ها می روند پول می دهند با سفینه های تفریحی می روند سفر فضایی می کنند. ناسا دارد بخش تفریحی اش را باز می کند اصلاً بعضی می آیند به پول دار ها پول می دهند مثل کسی که هواپیمای خصوصی دارد، هلیکوپتر خصوصی دارد، آسمان هم دوست دارند لذّت ببرند، بشر این طوری نیست بی نهایت طلب است، با محدود قانع نمی شود، همان طور که ما الان در رحم هستیم ، یک رحم یک جنین که از رحم مادر در می آید قوایش خیلی قدرتمند می شود میلیون ها برابر هر انسان بالاتر از یک جنین تمنّا دارد وقتی ما از رحم دنیا دربیاییم دیگر ما هزار متر و هر 10 هزار متر و یک کره ی زمین راضی مان نمی کند تمنّایمان بیشتر می شود هوسمان بیشتر می شود، میلمان بیشتر می شود، بهره برداریمان چی بیشتر می شود، این ها را در جلد یک نسبت من آورده ام، هر چند آن ها در اختیار شما نیست ولی دارم آن را می نویسم یواش یواش تا روابط این بحث را ما بهتر بفهمیم که رابطه ی دنیا با آخرت مثل رابطه ی رحم مادر است با دنیا، یکی از آن چیزهایی که ما برداشت می کنیم قدرت بهره برداری است یا قدرت بهره برداری ما بی نهایت می شود وقتی که از این جا منتقل می شویم به آن طرف، یک دفعه فرض بفرمایید که یک غذایی که در آن چند هزار مزه است. چند هزار مزه با هم انسان احساس می کند همه شان را ادراک می کند وقتی دارد می خورد این را، خب، این را اُعِدَّت لِلمُتَّقین، این بهشت برای اهل تقوا است، بعد این اهل تقوا را توضیح می دهد، کسانی که انفاق می کنند در سختی ها، فِی السَّرآءِ وَ الضَّرآء این ها انفاق می کنند در سختی و خوشی، در هر دو حال اهل انفاق هستند... بله، یک صلوات ختم بفرمایید. (صلوات) مرز بعدیمان این است که مرز صدقه چه هست و موارد صدقه چه چیزهایی است، کجا می توانیم بدهیم، کجا نباید صدقه بدهیم، اگر زمینه ای بود نباید صدقه بدهیم، صدقه آفت دارد، بحث های شیرینی است، که انشاءالله بماند برای سال آینده، جلسه ی آینده انشاءالله پنج شنبه 20 فروردین است، ساعتش هم فکر کنیم یک ساعت می رود آن طرف می شود ساعت 5، خب، شنبه ها هم حالا یادم رفت خانم کاشانی، ما فرهنگسرا را از 22 اعلام کردیم یا 15 ، 15 اعلام کردیم، خب از پانزدهم هم هست همان ساعت 4 این دفعه ولی خب باید با آن ها توافق کنیم.