جلسه 040 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - تفسیر قرآن

تفسیر قرآن کریم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم .بسم الله الرحمن الرحیم .والحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم .ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

واذ اخذنامیثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الاالله وبالوالدین احسانا وذی القربی والیتامی والمساکین وقولو للناس حسنی واقیموالصلواه واتوالزکاه ثم تولیتم الا قلیلا منکم وانتم معرضون

بحث درباره قولواللناس حسنی بود که مباحث آن راعرض کردیم وتمام شد آیه راباهم مرور می کنیم ،مطالبی که این آیه دارد وبعد بحث جدیدی رادرهمین آیه انشاالله شروع می کنیم که انجام بدهیم .درباره آیه گفتیم چون آیه قبل دعوت به ایمان وعمل صالح کرده بود مصادیق آن رابه طور مبسوط بیان می کنیم .که یک مرحله اش ایمان داشتن به خداوند تبارک وتعالی وبعدبلافاصله به خاطر اهمیت مطلب احسان به والدین است واحسان به ذی القربی ،به نزدیکان وفامیل ها ،ارحام بعدیتیم ها بعد مساکین یعنی از والدین شروع می شود بعد از خداوند تبارک و تعالی به اطرافیان ،ذی القربی که می گوید یعنی کسانی که به آنها قرابت و نزدیکی داریم در باره ی ذی القربی هم همانطور که قرآن خودش فرموده :اوللارحام بعضهم اولی به بعض .خویشان ما اوللارحام ،رحم ما بعضی هایشان به بعضی دیگر اولی هستند مثلا جایگاه خواهر وبرادر بیشتر است تا جایگاه فامیل دست دوم .لذا انسان می خواهد نیکی کند باید از خانه شروع کند از مرکز .اول والدین خود خیرش به والدینش برسد بعد خواهر و برادرها خواهر و برادرها هم مراتب دارند مثلا برادر بزرگتر یک جایگاهی دارد تا برادر کوچکتر ،خواهربزرگتر یک جایگاهی دارد تا خواهر کوچکتر اینها جایگایشان فرق می کند برای همین هم قان می فرماید که یک کلام فرمود به ذی القربی احسان کنید به والدین احسان کنید به یتیم ها بعد مساکین هی دور می شود یواش یواش غریبه ها بهر حال این بهر حال این می حخواهد جامعیت دین رابه ما بگوید .عبارت است از یک مجموعه ی کامل از ایمان وعمل صالح .کامل است ،شامل ایمان به خداوند ،احسان به پدر ومادر ،به ذی القربی به یتیم ها به مساکین می شود .با مردم بطور کلی خوب حرف زدن یعنی اول اینها را بطور اختصاصی ذکر می کند بعد می رماید با همه ی مردم باید خوب باشید تا قولوا للناس حسنی با همه ی مردم خوب بودن .همه ی مردم شامل چه کسانی می شود ؟هم مسلمان ها هم غیر مسلمانها.یکی از وظایف مسلمانها این هست که که با همه خوش زبان باشند،با همه مهربان باشند ،برخورد با یک مسلمان و با یک مسیحی باید شیرین باشد جذاب باشد یهودی هم باید همین طور باشد صاحبان ادیان دیگر .از آن جهت که چه هستند ؟ از آن جهت که ناس هستند مردم هستند و انسان باید با مردم با ناس در صلح باشد ببینید این آیه ی شریفه رابطه ی ما با خدا ومردم کامل تنظیم می کند .با همه اهل دنیا رابطه را تنظیم می کند .خیلی در یک آیه همه چیز رابیان کرده است .ما هم رابطه مان با خدا وند تبارک وتعالی تنظیم می شد چون بعد از قولوا للناس چه دارد ؟ اقیموالصلوه دارد. اقامه نماز رابطه با چه کسی است ؟ رابطه با خدا است. جالب این جا است بعد از اقیمواالصلوه که رابطه ی با خداست دوباره می رود سراغ رابطه با چه کسی؟ رابطه با مردم یعنی دقیقا آمده رابطه ی خدارا در دل رابطه ی با مردم قرار داده است. می توانست اقامه صلوه را بیاورد وکجا بگذارد؟ لا تعبدون الاالله و اقیمواالصلوه واتوالزکواه وللوالدین احسانا..... ولی این کاررا نکرد آمد اقیموالصلوه راجا داد. رابطه با خدارا در ارتباط بامردم گنجاند. که به ما درس داده باشد . چون بعد از این که می گوید اقیموالصلوه ،می گوید که زکات را باید بپردازد.انسان باید زکات بپردازد. این را که حالا توضیح می دهم. ادامه آیه را برای بعد می گذاریم .

از خطابی که که به بنی اسرائیل می شود،می فرماید:اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل. ما از بنی اسرائیل عهد گرفتیم که چه کار کنند. این کار هارا انجام دهند. خوب ،این خطاب به چه کسی است ؟به بنی اسرائیل است ،چه چیزی رامی رساند این خطاب بنی اسرائیل؟

می رساند که همه ی دین ها این طور هستند.یعنی یهودیت این جور است .همین دستورات درمسیحیت هم داریم.

آیات قرآن همین ها را دارد. به مسلمانان همین خطاب را می کند.می خواهد بگوید روح دین ،حقیقت دین یک امر واحدی است. یهودی ومسیحی ومسلمان ندارد.

یهودی ،مسیحی ومسلمان مامورند به ایمان به حق تعالی. به اقامه ی نماز به زکات دادن به خوب بودن با مردم،احسان به دیگرن کردن. از این جا متوجه می شویم که آیین هایی از یهودیت که الآن هستند وخودشان را برتر از دیگران می بینند وحتی تا سر حد جنایت برای حفظ مکتب یهودی ،اجازه دارند آدم بکشند. در حد جنایت جلو می روند. این ها از یک دین تحریف شده دارند تبعیت می کنند نه از دین حقیقی. چون یهودیت حقیقی همان اسلام است .مسیحیت حقیقی همان اسلام است که دستوراتش را همین جوری دارد برای ما بیان می کند. این چیز هایی که الان دارد می گئید خطاب به چه کسی بوده است؟خطاب به بنی اسرائیل است.واذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل . بنی اسرائیل باید این چیز ها را داشته باشد لذا یهودی حقیقی ،یک مسلمان حقیقی است. مسیحی حقیقی یک مسلمان حقیقی است ،اگر حقیقی باشد. چون قرآن آن مسیحی ها ویهودی هارا حقیقی می داند.از ایشان تشویق وتعریف می کند.می گوید این ها ایمان دارند. نماز شب می خوانند،کارهای خوب دارند ،عفت اقتصادی دارند،تقوای اقتصادی دارند. مسیحی حقیقی خیلی مهم است. ام اگر چیزی ندیدیم در یهودیت ،مسیحیت ،اسلام آن ها یا دین آن ها یا مسیحیت آن ها یا دین آن ها تحریف شده است. پیرو دین حقیقی نیستند. اگر چیز حرامی را آوردند در بین خودشان ،بعدا آمده جزء دین نیست. این ها را باید بدانیم که همه ی دین ها همین هستند. خود خدا دارد به ما می گوید که من به یهودی ها این ها را گفتم واز ایشان هم حساب گرفتم. بنابراین همه ی مکاتب یکی هستند. کلمه ادیان را در کتاب قرآن نداریم. در قرآن کلمه ی دین را به کار برده است. همه یک دین هستند. لا نفرق بین احد منهم . هیچ فرق وفاصله ای بین انبیا نگذاریم. همه ی آن یک دین واحد است و بیشتر نیست. خداوند می فرماید به مسلمان ها که به یهودی ها ومسیحی ها بگویید که ما هم پیرو ابراهیم هستیم ،هم پیرو اسحاق هستیم هم پیرو اسماعیل هستیم هم پیرو موسی وهم پیرو یعقوبیم . اسلام یکی است . همان دین مسیحیت است .همان دین یهودیت است و دین های آسمانی دیگر یک حقیقت است اسلام . که البته یک مقدار اختلاف در طول زمان بسته به طول زمان ومکان ،اختلاف مکان و زمان داشته والا حقیقت یک حقیقت است الان که شما دارید نگاه می کنید همین هایی است که در اسلام وارد شده است. به هر حال جدای از بحث ما همیت دین را می رساند. یک مطلب خیلی مهم هم به آن اشاره باید بکنیم. که بحث را جمع کنیم و بحث جدید را پیش بیاوریم . این است که ما باید اهل احسان باشیم. احسان یک کلمه کلی است. احسان یعنی هر چیزی که نیک باشد. احسامن صرفا زبان خوش نیست. صرفا پول خرج کردن نیست ،گاهی وقت ها افراد خوب برای هم دیگر خرج می کنند اما احسان نمی کنند. زن وشوهر زیاد داریم که زن صبح تا شب داخل خانه زحمت می کشد ، تلاش می کند خیلی خانه را خوب نگاه می دارد ،بچه ها را بزرگ وتربیت می کند.به شوهر می رسد اما زبان خوش ندارد .این احسان نیست ،یا مردها هم همین هستند ،از صبح می روند ،جان می کنند ولی این قدر شعور ندارند که این جون کندن دفاع بکند،حفاظت بکند با چی؟ با اخلاق خوش داشتن می بینی که همه چیز را بهم می زند خدمت کردن خوبی کردن مودت کردن یک امر جامع است یعنی باید ببینیم آنیکه ما دوستش داریم و با او زندگی می کنیم پدرمان ،مادرمان ،همسرمان هست فرزندامان هستند خواهرو برادرهستند هر کس که هست او شایسته ی چه چیزی است تا با او رفتار کنیم نه یک امر یک بعدی ،در همه جهات پس در سه وظیفه کلی این را جنباندیم اگر یادتان باشد هم میثاق مقدس هم .......توضیح دادیم عبارت است از :تامین عاطفی ، تامین مادی ،تامین معنوی یکدیگر در سه وجه انسان باید فعال باشد و تلاش بکند .احسان یک امر یا یک مسیر تک بعدی نیست .نکته ی دیگر که بحث مهمی دارد که امروز این را برای شما آغاز می کنیم مسئله این است اگر دقت کرده باشید جدای از زکاتی که واجب هست خداوند تبارک وتعالی معین کرده است پرداخت های دیگر واحسان های دیگر را هم واجب کرده است و برای ما لازم دانسته مثل رسیدگی به ذی القربی ،به والدین که می گوید جزء ذکات است ؟خدمتی که ما به والدین می کنیم اگر کمک مالی بکنیم جزء زکات یا خمس حساب می شود یا نه ؟هیچ کدام گاهی وقت ها والدین ما به محبت احتیاج دارند گاهی به پول وکمک اقتصادی نیازدارند اینجا اگر کسی دریغ بکند حتما از ولایت خداوند تبارک وتعلی خارج می شود آق می شود اگر بخواهد عمل نکند بخصوص مردها چون زنها که وقتی ازدواج می کنند تحت ولایت همسر هستند خداوند آزادشان گذاشته این بار سنگین را از دوش شان برداشته که زن بخواهد کمک مالی به خانواده اش بکند چون وظیفه ای ندارد مگر اینکه خودش کار بکند پول داشته باشد ،کسب و کاری داشته باشد این بحث دیگری است ولی جدای از آن وظیفه ای ندارد ولی محبت چرا همدلی ورسیدگی چرا ولی مرد اینجوری نیست مرد اگر والدینش کمک احتیاج داشته باشند واجب شرعی است کمک کند گاهی وقت ها محبت کردن گاهی اوقات کمک اقتصادی هست ذوی القربی چی؟ خواهر و برادر ؟فامیل و آنهایی که نزدیک ما هستند ؟گاهی وقتها احسان معنوی می طلبند گاهی وقتها احسان عاطفی می طلبند گاهی وقتها باید در حل مشکلات آنها کوشا باشی .یتیم ها چی ؟بله مساکین ،گرفتارها ،فقرا،اینهایی که دچار تنگدستی هستند اینها همینطور گاهی کمک اقتصادی گاهی محبت بهر حال باید کوشا باشیم همه ی اینها غیر از زکاتی است که در آخر سر می فرماید اتو زکاه غیر از آن است آن هم واجب است زکات را باید بپردازیم بنابر ایین خیلی توجه کنیم که ما باید اهل انفاق باشیم مقوله ی انفاق مقوله ی مهمی است که امروز مقدمه اش را عرض می کنیم تا بعد بحث را مفصل عرض کنیم تا ایتجا که در این آیه خواندیم دو بار با این مسئله روبرو شدیم آیه ی 83 واذ اخذ نا میثاق بنی اسرائیل یکی هم در آیه ی شماره 3 یعنی هشتاد تا فاصله در آیه ی 3داشتیم الذین یومنون بالغیب ویقیمون الصلواه و مما رزقنا هم ینفقون حالا خوب دقت کنید آنجاایمان به غیب می آورد ایمان به غیب ،اقامه نماز و انفاق خیلی جالب است در این آیه وآن آیه چقدر به هم نزدیک است .الذین یومنون ،می خواهد بگوید که دین یک حقیقت واحد است .آنجا می فرماید که الذین یومنون بالغیب ویقیمون الصلواه و مما رزقناهم ینفقون .اینجا هم که میثاق گرفتیم باز همان میثاق دین راگرفته ،پیوند فطری را گرفته از انسانها که چی؟ که لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا ....یعنی هم توجه دارد در دین به مسئاله ی ایمان و آرامش روحی یعنی ما بوسیله ایمان ،نماز یقیمون الصلواه ایمان به حق تعالی لا تعبدون الا الله چه کار کنیم ؟آن خلا ء های معنوی خودمان را اشباع می کنیم .اگر کسی می خواهد خلاء های معنوی اش اشباع شود و به یک نشاط معنوی و روحی برسد باید اهل ایمان و بخصوص اقامه ی نماز باشد که بعدا توضیح می دهم اقامه ی نماز یعنی چه ؟نه نماز خواندن اقامه ی نماز اهل نماز باشد این شخص خلاء هایش پر می شود قوی بار می آید قدرتمند می شود شخصیت قدرتمندی هست اگر اهل ایمان ونماز باشد علت اینکه ما ضعیف هستیم این است که نمازهامون نماز نیست ما همه قدرترا دوست داریم نشاط را دوست داریم اما دنبالش نمی رویم خاوند می فرماید هر وقت شما ضعیف شدید چه کار کنید ؟نماز بخانید واستعینوا بالصبر والصلواه کمک بگیرید از صبر ونماز حالا صبر را دربعضی از روایات به روزه معنا کرده اند .یکی از مصادیق صبر روزه است اگر کسی اهل نماز باشد اگر کسی می خواهد قوی باشد ،مشکل دارد مشکل روانی دارد افسردگی دارد اگر غم دارد با نماز می تواند حل کند حالا اگر نمازقوی نکرد چه اتفاقی می افتد ؟نتیجه می گیریم که نماز ،نماز نبوده .چون آثار نماز این است .اثر آب این است که تشنگی را برطرف می کند اگر ما مثلا آب خوردیم و تشنگی مان بر طرف نشد یا باید به آب شک کنیم یا به خودمان .در نماز که شکی نیست در نماز این اثر ذاتی اش است /ان الصلواه منع من الفحشا و المنکر .دوم خود قرآن می فرماید از نماز کمک بگیرید .نماز انسان را قدرتمند می کند نماز انسان را در برابر هر فشاری قوی می کند در برابر هر خلاء نماز قدرتمند هست در جبهه وجهاد کسانی پیروز و قوی هستند که اهل نماز باشند و نماز بیشتری بخوانند آنهایی که اهل نماز نیستند درمقابل دشمن جا می زنند ومی ترسند در دشمن های داخلی مثل شیطان ودشمن های سیاسی و فرهنگی که ما داریم اگر بخواهیم قدرتمند باشیم باید اهل نماز باشیم و از نماز باید کمک بگیریم لذااساسا در نماز درحیطه ی مسائل معنوی و درونی این دو تا چیز را همیشه در کنار هم برای ما ذکر می کنند ایمان ونماز .ایمان ونماز در جهت مسائل اجتماعی در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی به صورت کلی انفاق راگذاشته . ومما رزقناهم ینفقون از هر چه نصیبشان کردیم انفاق می کنند نمی گوید وما رزقناهم ینفقون .هر چی که به آنها روزی کردیم انفاق می کنند ،نمی گوید . می گوید از هر چه بهشان روزی کردیم انفاق می کنند .یعنی اهل اسراف نیستند برای خودشان هم چیزی نگه می دارند و قرار هم نیست همه چی را بدهند از انچه روزی کردیم باید بدهند انفاق کنند .البته انفاق بعدا می خوانیم صرفا مسائل اقتصادی را در بر نمی گیرد محبتی که انسان می کند ،احسان های غیر مادی که انسان می کند آنها هم صدقه است آنها هم انفاق است و مما رزقنا هم ینفقون بوسیله ی انفاق یک جامعه ی خوشبخت داریم با انفاق وبا رسیدگی با یکدیگر یک جامعه خوشبخت داریم اینکه افراد اگر واقعا می خواهند مسیر انسانیت را طی کنند باید رابطه ی با خانواده خود شان برایشان موضوعیت داشته باشد .یعنی میدان به میدان است .مثل کسی که می خواهد درفلان رشته متخصص شود خوب تو باید حتما دیپلم را بگیری موضوعیت دارد دیگر حتما باید این را رد کنی بعد باید بروی دانشگاه ،موضوعیت دارد سالهای درسی دانشگاه ترم های درسی و واحدها رابگذرانی .یکی نمی تواند بگوید من دوست دارم رشد بکنم و هی بلند پروازی بکند ولی تو خانه روابطش با پدر و مادرش شکست خورده باشد با همسرش دچار شکست شده باشد البته گاهی وقتها انسان دچار شکست می شود و تقصیر با او نیست وظایف را انجام می دهد طرف قابلیت ندارد آن بحث دیگری است ممکن است زندگی من به طلاق برسد پیغمبر با بعضی از زن هایش به طلاق رسید ولی نمی گوییم پیغمبر شکست خورده ائمه هم بعضی اوقات به بن بست می رسیدند .واقعا حل نمی شد با همسرش امام به بن بست میرسید همسرش به هیچ وقت تغییر وتحولی درش رخ نمی داد .امام معصوم ،نور مطلق یک طرف از آن طرف قابلیت ندارد این عیبی ندارد لااقل ما وظیفه مان را انجام داده باشیم .لااقل بوقتی با خدا روبرو می شویم ،با امام زمان روبرو می شویم بگوییم خدایا من آن کاری که لازم بود انجام دادم برای پدر ومادرم همسرم فرزندم انجام دادم اگر نشد گیر از جای دیگر هست .پس انچه که من باید انجام می دادم ،انجام دادم وظیفه ام را خوب انجام دادم .لذا باید مرحله به مرحله انسان تنظیم کند اول تنظیم با خداوند تبارک وتعالی .ایمان به خدا و داشتن یک رابطه ی صمیمی و عاشقانه و اقامه ی نماز این اصل است هی نیاییم بگوییم آقا می خواهم بروم کلاس عرفان بعضی ها می آیند پیش من یک بلند پروازی هایی دلرند بعضی ها را دیدم کتابهای بعضی از اساتید دستشون هست دارند می خوانند یا بعضی سر کلاس های عرفان سنگین شرکت می کنند.ببین خیلی ما نباید هرز بپریم .خیلی واضح قرآن دارد به ما می گوید.و تبیان کل شی .همه چیز را درش توضیح داده است.خیلی ساده. یَسِرنا ساده برای شما بیان کردیم.آسان بیان کردیم.خیلی راهت می گوید میخواهی آدم بشی؟خوشبخت بشی؟ می خواهی شاد باشی؟ می خواهی همیشه قدرتمند باشی؟ شروع کن آقا ایمان خودت را قوی کن. یقین را بالا ببر و با خدا یک رابطه دوستانه و صمیمی برقرار کن .شما که هی می آیی می گویی من سیر و سلوک می خوام من استاد میخوام به من یک کتاب معرفی کن، استاد معرفی کن اول اینو ازت سوال می کنم،این است که رو ایمانت چقدر کار کردی ؟رو اعتقادادت چقدر کار کردی ؟توانستی یک رابطه ی صمیمی با خدا برقرار کنی ؟یک نماز با حال داری ؟دعا و مناجات داری ؟رفت وامد برقرار کردی ؟ ائل این صمیمیت را برقرار کن بعد مراحل بعدی .شما هر چقدر بروی سراغ کتاب و استاد واینها فاصله ات از خدا بیشتر می شود خدا خیلی ساده دارد به ما می گوید ایمان به خدا .ایمانت را تقویت کن ،نماز بخوان .نماز ودعا راتحصیل کن و رویش کار کن رابطه ی صمیمی با خدا و بعد چی ؟رابطه ی خود با خلق خدا راشروع کن رابطه ات خوب باشد اول هم از خانه ی خودت باید شروع کنی از خانه یخودتان از والدین از خواهر وبرادر تان مامور هیچ جا نیستید مامور اصلاح دنیا نیستید مامور اصلاح دیگران نیستید اول همین ها راشما شروع بکنید چه در مسائل اقتصادی چه در مسائل علمی فرهنگی .انسان ازکجا شروع می کند از خانواده ی خودش .لذا به پیامبر هم فرمود :وانذر عشیرتک الاقربین اگر می خواهی پیامبر جهانی باشی اول نرو داد بزن آی من پپیغمبر خدا هستم .نه گفت اول فک وفامیل های خودت را دعوت کن و با اینها صحبت کن وظیفه ات هست با اینها مسئله ات را حل کنی یا ایمان می آورند یا نمی آورند .اگر ایمان آوردند بهتر اگر ایمان نیاوردند وظیفه ات را انجام داده ای می روی سراغ سراغ کسان دیگر ولی وظیفه ات خودت را انجام بده سعی خدت را بکن .بنده به عنوان یک معلم یک مبلغ ممکن است تلاش خودم را بکنم ،انجام بدهم دوست داشته باشم با خانواده ام رابطه ی خوب داشته باشم برادرها، خواهر ها ،اقوام فامیل حالا بعضی هایشان می پذیرند و رابطه ی خوب دارند بعضی هایشان نمی پذیرند و رابطه ی بد دارند .بقیه اشان را کاری ندارم وظیفه ام را انجام دادهام می روم سراغ بقیه مردم ممکن است که یک کسی مبلغ خوبی باشد ولی با خانواده ی خودش نتوانسته کنار بیاید نه اینکه نتوانسته بلکه آنها باهاش راه نیامدند دراثر حسادت ها ،تنگ نظری ها ،هوسرانی ها ،زیر بار حق نخواستند بروند قبول نکردن خیلی از حرف هارا عیبی ندارد بهر حال وظیفه مان را انجام دادیم .ببینید چقدر قشنگ ترسیم می کند برای ما ،ایمانت را زیاد کن ایمان به خدا و رابطه ات راصمیمی کن لذت ببری وقتب اذان می گوید واقعا فکر می کنی این حظ بیاید در ذائقه ی تو و لذت ببری و بروی بالاتر از بهشت .یک ربع نماز خواندن حالت ما این باشد واقعا احساس می کنیم که چقدر شیرین بود ببین وقتی چیزی را به شما می دهند که برایتان خوب است مثلا یک چایی می دهند دستتان تشکر می کنی یک لیوان آب می دهند دستتان یا میوه ای جلویتان می گذارند مطبوع است و تشکر میکنند هدیه ای می دهند ،عطری هدیه می کنند تشکر می کنند ما نماز برایمان جذابیت داشته این شیرینی رابرایمان داشته وقتی نماز می خوانیم لذت ببریم اصلا نفس ارتباط با خدا ،سخن گفتن با خودمان را به عنوان سخن گفتن با اصل حرکت مان که بعدا جزء او هیچ کس دیگری با ما نخواهد بود انا لله وانا الیه راجعون .هیچ کس دیگری با ما نخواهد بود باید برای ما حل شود اگر حل نشود پله ی دیگر را برویم جلو شکست می خوریم برو حوزه بخوان ،از خدا دور می شوی برو درس ودانشگاه بخوان از خدا دور می شوی اول اینجا را حلش کن این خیلی مهم است .خوب بعد چی ؟از نزدیکترین کسانت بعد از خدا شروع کن کی را داری بعد از خدا ؟والدین راذی القربی ،همسرت،فامیل ها،بچه هات شروع کن با همین ها رابطه ی گرم ،خوب ،صمیمی،رفاقت،صمیمیت،عاطفه ،ارضای عاطفی کردن ،دوستی،شادی ،صفاکردن،همین ها به بقیه هم رسیدی برس .اگر هم نرسیدی وظیفه ای نداری .الذین یومنون بالغیب می گوید قرآن اینجور آدمها را هدایت می کند کسانی که ایمان به غیب بیاورند و اقامه ی نماز کنند و مما رزقناهم ینفقون از آنچه که روزیشان کردیم انفاق کنند هرر چه بهشان دادیم روزی معنوی که دادیم روزی عاطفی دادیم انفاق کنند یا دوست داشته باشند مهرورزی نسبت به دیگران داشته باشند این خیلی مهم است این بحث که امروز می خاهیم بکنیم خیلی مهم است چون دو بار آمده وبا تاکید آمده بحث انفاق کهبحث مهمی است و متاسفانه فرهنگ آن فرهنگ غلط وضعیفی هست هم دراین جامعه خوب فهمیده نشده است هم وقتی که می خواهیم اجرایش کنیم خوب اجرایش نمی کنیم ناقص اجرا می کنیم این خیلی مهم است چرا خداوند تبارک وتعالی این همه به این مساله اهمیت داده است ؟انفاق دو جور است یک سلسله انفاق ها واجب هستند پرداخت های واجب مثل خمس زکات اینها باید در زندگی باشد خانم یا آقایی که سر کار می رود واجب است که سال خمسی داشته باشند والا خودشان هم فکر کنند که بهشون چیزی تعلق نمی گیرد ولی سال خمسی باید داشته باشد باید مشخص بشود گاهی وقتها می بینم که بعضی ها می آیند پنج تا یک تومانی به او تعلق گرفته کارمند است خیلی شیرین پرداخت می کند زندگی اش طاهر وپاکیزه می باشد گاهی اوقات با اهمیت ندادن زندگی آلوده می شود و اثرات بدی دارد می بینیم که دارد زحمت می کشد ولی به نتیجه نمی رسد هی با گره وگرفتاری و مشکلات روبرو می شود زندگی اینجوری است از اول بنا به این باشه که به پاکی باشه .زکات مال کیا هست زکات هم چند جور داریم زکات واجب مثل زکات فطریه که بعد از ماه رمضان می پردازیم یک زکات داریم که به گاو و گوسفند وکشاورزی وطلا ونقره تعلق می گیرد .آنهایی که کشاورز هستند اکثرا قریب به انفاق کشاورزی ما زکات نمی پردازند فرهنگ آنها هم جا نیافتاده گاوداری و کشاورزی داره مفصل وبعضی ها طلا ونقره ای دارند آنقدر هست که بهشان تعلق می گیرد ولی اصلا پرداختی ندارند واجب است بماند آتیشمان می زند بماند آتش است در روایت داریم اینها را تبدیل می کنند در روز قیامت آیه قرآن است آنها را به همان سکه ها می چسبانند داغ وبصورت آتش می چسبانند به پیشانیشان و می گویند این همان چیزی بود که ذخیره می کردید و جمع کردید جدای از آن هم می فرماید انسان در دنیا واجب خودشان را نپردازد خداوند حتما به او ضرر می رساند ضررهای اقتصادی و هنگفتی که بعضی ها می کنند برای این است که بی موالاتی کرده اند همین جوری مالش گم می شود یا می دزدند سرش کلاه می گذارند گرفتاری پیش می آید ،تصادف می کند ،آتیش سوزی می شود همان چیزی که باید می پرداخت از یک طریق دیگر ازش گرفته می شود زکات خمس واجب است و انسان باید بپردازد واجب است کفاره هایی کهانسان برای نگرفتن روزه ها به گردنش می اید . یک صورتی هم داریم غیر از صورتی که بهتون گفتم این است که فرمودند بصورت یک مار می شود خود مال می شود مار .در خواب هم داریم یکی از وجوهاتی که انسان مار خواب می بیند مال است .همین هم در قیامت می فرمایدمار می آید و آویزان او می شود این مار دور گردنش می پیچد و او را آزار می دهد مالی که انسان از وظیفه ی واجب خود دریغ کرده است.قرآن هم نمی فرماید که همه اس را بدهید می فرماید مما رزقناهم از اونیکه من خودم بهتون روزی دادم یک مقدار بیارید به کسان دیگر بدهید بعد هم خئا تضمین کرده و می گئید وقتی شما بدهید من جایش را پر می کنم خمس یعنی چقدر یعنی یک پنجم شضما مصرف کن ،حرم برو ،زیارت برو،مسافرت برو ،بخر ،بپوش،بخور،خوب زندگی کن اگر سر سال چیزی زیاد آمد یک پنجم آن را بپردازید نه همش را باید بپردازید که پنجاه در صد آن سهم امام می شود پنجاه در صد آن سهم سادات ،سادات فقیر نپردازی مورد لعن امام زمان قرار می گیری امام زمان فرمود :لعنت خدا وملائکه بو مردم برکسی که چیزی از مال ما در دستش باقی بماند .خطرناک است خیلی باید مراقب باشیم لذا می روی سر کار درست که کارمندی ولی هشتت گرو نه ات است تا پانزده سال هم به تو تعلق نگیرد ولی از همین اول ،سال خمسی داشته باش و مراقبت کن یک موقع می بینی خمس زیادی تعلق نمی گیرد ولی پنج تا یک تومانی هم تعلق بگیرد باید بپردازی خیلی هم برکت می آورد برای زندگی من خیلی لذت می برم که خانم ها و آقایان بخصوص خانم ها اینقدر تقیه دارند هم به مال خودشان هم به مال همسرشان اینها را رغایت می کنند ،حساب می کنند که زندگی پاکیزه ،لقمه ی پاکیزه داشته باشند نطفه ی پاکیزه منعقد کرده باشند و بچه ها با لقمه ی پاکیزه بارآورده باشند این خیلی اهمیت دارد ما به این باید بپردازیم خوب این انفاق هایی که ما می پردازیم ئاجب هستند یک مقدار انفاق هایی هم داریم که بنا به توانمان واجب می شود حالا ما خمس مان را پرداخت کرده ایم حالا اگر به فقیر برخورد کردیم چی؟نباید بدهیم؟

چرا.اول از کی؟نیازمندها از چی؟در روایات آیه ی قرآن است می فرماید از وقتی سوال کردند که ما انفاق را به کیا بپردازیم کمک مالی مان را به چه کسانی بکنیم فرمود اول پدر ومادر یک مقدار پول اضافه داری می توانی بپردازی یک پتوی اضافه داری یک خودکار یا دفترچه یا کتاب یا لباس می توانی بپردازی اول نگاه کن ببین کسی در خانواده ی خودت احتیاج دارند؟پدر و مادر خواهر و برادر و....بعدا هم بقیه ی مردم موظف هستی بدهی یک موقع سراغ انسان می آیند باید بهش کمک بکنی .به خصوص داریم اگر کسی به سراغش بیاید بتواند کمک بکند ونکند اگر بهشتی هم باشد بعداز مرگش هم بخشیده هم بشود چون او را رد کرده می توانسته مشکلش را حل کند ولی نکرده می فرماید حتی اگر بهشتی باشد هر روز سهمیه اش مار دارد مار تشریف می برند بهشت یک نیش می زند و بر می گردد این عذاب را دارد یعنی تو اوج لذتش این آقا مار در می زند و می آید تو نیش می زند و این رنج نیش هم خیلی بد است .در روایت ترسیم کرده اند که وقتی نیش می زند چه حالتی به انسان می دهد ولی باید تحمل کرد اگر بتواند کاری بکند و نکند مسئول هست بهر حال باید تئجه بکنیم .این بخش را انشاالله در روایت می خواهم براتون بخوانم که این بحث کاملا برای ما جا بیافتد و بهر حال فرهنگ فطرت گرایی را یاد بگیریم که فطرت گرایی چه چیزهایی را برای ما اقتضاء می کند

اولین چیزی که در این جا ذکر می کنند چند آیه است که من دانه دانه این ها را براتون می خوانم مناسبت وموضوعات آنهر را براتون می گویم میزان الحکمه جلد هفتم .خذ ممن اموالهم صدقه تطهر هم و تزکیهم .صدقه بگیر از اموال مردم تا اینها را پاک بکنی و تزکیه ایشان بکنی .یکی مال باید پاک بشود بیشتر مفسرین گفتند زکات هست که واجب است ولی می خواهد این نقش را بگوید پرداختن هم مال را پاک می کند وخود انسان راپاک می کند و تزکیه می کند چون آن چه که باعث فاصله از خدا می شود ونمی گذارد که ما شبیه خدا بشویم تعلقات مادی است با پرداخت کردن انسان ذره ذره از اون بعد طبیعی خودش می کنه و هی طبیعت وخود طبیعی خودش را کمرنگ می کنه خود گردن کلفت و وابسته و چسبیده به دنیا هی که پول می پردازی ازش کنده می شوی و از آن ناخود خودت هی داری می کنی و هی او را ضعیف ترش می کنی برای همین هم آدم دردش می آید وقتی صدقه می دهد دردش می آید برای اینکه داری از خودت می کی کنی کدوم خود؟ خود طبیعی اش .از نا خود ت داری می کنی لذا اذیت می شود مومن که دست می کند در جیبش هفتاد تا شیطان می چسبند به دستش که دستش را از جیبش بیرون نیاورد توجیه های مختلف می آورد .از کجا معلوم که احتیاج داره؟خودت شاید لنگ بمانی و توجیهات مختلف حالا بگذار برای بعدا بگذار این ماه هم رد بشود وخیلی چیزهای دیگر هی توجیهات مختلف ولی وقتی اهل صدقه دادن باشی آدم را پاک می کند اهل ذکات ،اهل خمسوانفاق که می شود دیگه خیلی تزکیه می شود خیلی موثر است .دنیای بحث این را تو چند هفته براتون می گویم که واقعا ببینید چقدر زیباست صدقه چه کارهایی و چه آثاری زیادی برای ما دارد یکی از آثارش این است که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:زمین قیامت از آتش است و یک پارچه از آتش است به غیر از سایه ی مومن .سایه مومن آتش نیست زمین است زمینش صاف و خنک است اگر یک جایی آفتاب بخورد داغ است ولی اگر سایه آن باشد چی؟خنک است .می فرماید غیر از سایه ای که مومن زیرش ایستاده است حالا چه چیزی سایه بان مومن شده است ؟فان صدقه تظل صدقه اش روی او سایه می اندازد صدقه ی مومن باعث می شود که آنجا برایش خنک باشد .آتش نباشد فرمود تمام زمین قیامت یکپارچه از آتش است مگر صدقه مومن که سایه ی او می شود برای او سایبان شده وزیر سایه ی خنک صدقه اش ایستاده است .کم چیزی است این ؟کم اثری است این برای قیامت ما ؟حالا شما تصور کنید الان محشر است و همه محشور شده اند زمین داغ و یکپارچه از آتش همه باید حساب کتاب پس بدهند یک عده ای می بینی خنک و راحت ایستاده اند بعضی ها از دنیا سایه بان آورده اند خوب این خیلی ارزش دارد .امیر المومنین علیه السلام :الصدقه جنه من االناس .جنه یعنی چه ؟یعنی محافظ ،سپر .یک سپری هست از آتش صدقه یک سپری هست که نمی گذارد آتش به انسان برسد حالا قشنگ تر از این هم هست می رسیم براتون می گویم صدقه این آثار را دارد .ان صدقه لیطفع عن اهلها حر القبور و انما یستول المومن الیوم القیامه فی ظل الصدقه .از نبی اکرم <ص>می فرماید که به درستیکه صدقه از اهل خود ،آتش قبر و آتش برزخ را دور می کند حالا هر کسی بیشتر بده بیشتر محفوظ می شود به فرهنگ انسان وابسته است و انما یستول المومن یوم القیامه فی ظل صدقه .سایه میگیرد مومن پناه می برد به سایه ی خودش در روز قیامت آتش قبر و اثر برزخی اش را هم فرمود دفع می کند خاموش می کند .باز حضرت فرمود :کل فی ظل صدقتی حتی یغنی بین الناس .هر کس در سایه ی صدقه اش هست در روز قیامت تا اینکه داوری بشود تا که به حساب کتاب رسیدگی نشود این مشکلی ندارد حساب کتابها رسیدگی بشود این سایبان بالای سر انسان است

ان الصدقه لیطفع غضب رب .بدرستیکه صدقه یک < ان> آورده یک <ل> آورده دو تا تاکید .صدقه چه کار می کند ؟حتما <ان>به تحقیق صدقه دوباره حتماخشم پروردگار را دفع می کند انسان گاهی اوقات گناه می کند در معرض خشم حق تعالی قرار می گیرد .یک موقع با صدقه اش چه کار می کند؟با صدقه غضب را دفع می کند .آتش و بلایی قرار است بید می بینیم که با صدقه دفع می شود .بعدا توضیح می دهیم که صدقه یعنی چه؟صدقه تا می گوییم فکر می کنیم که دستمان را ببریم در جیبمان یک چیزی بپردازیم .نه،این یک قسم از اقسام صدقه است بعدا توضیح می دهیم .روایت بعدی خیلی شیرین تر هست توجه کنیم خیلی زیباست چه کسی می تواند به این قشنگی حرف بزند واقعا آدم می فهمد که غیر معصوم نمی تواند اینگونه سخن بگوید هیچ غیر معصومی نمی تواند اینجوری سخن بگوید .چقدر زیبا وشیرین است .ان الله عز وجل لیضحک الی الرجل اذا مده یده فی الصدقه و من ضحک الله الیک غفر له .چقدر زیبا.حالا دو بار تاکید یکی <ان>و یکی <ل>سر یضحک .ان الله لیضحک .خدا می خنده .فرهنگ را نگاه کنید فرهنگ خنداندن خدا یک کسی می خوا هدخدا را بخنداند بزمی است اینقدر بعضی ها با خدا صمیمی اند رفیق اند کیف می کنه از اینکه خدا را بخنداند دوست دارد که خدا را بخنداند می فرماید که خداوند حتما می خنده ،لبخند می زنه ،لیضحکوا می خنده که چی ؟الی الرجل اذا مده یده .به شخص ،رجل که کفتیم یعنی که ؟یعنی انسان نه مرد رجل در بسیاری از مئارد روایت یا آیات در برابر زن ،مراه نیست بلکه به معنی انسان است و من ضحک .اذا مد یده .آن موقعی که دستش را دراز می کند که پرداخت کند خداوند می خندد چقدر خوب است این انسان بتواند خدا را بخنداند بعضی ها چقدر وجودهای قشنگی دارند بعضی ها خدا را به غضب می اورند و بعضی ها خدا را می خندانند و من ضحک الله الیک غفر له هر کس که خدا برویش بخنده ،خنده ی خدا چیه ؟می شه یکی خدا را بخنداند وبرود به جهنم .یک کسی که بتواند خدا را بخنداند حتما خدا می آمرزد او را حتما می بخشد .حالا هفته ی بعد انشاالله براتون بیشتر در مورد صدقه و جایگاهشان توضیح می دهم

سوال کردند می شود سال خمسی تعیین نکرد ولی چیزی که یک سال از عمر آن گذشته خمس آن را داد.یا نه؟خیر تعیین سال خمسی لازم است اول اینکه لازم نیست یک سال بگذرد سال خمسی باید بگذره ممکن است فردا جمعه سال خمسی من باشه امروز چیزی خریدم فردا بهش خمس تعلق می گیره امروز رفتم یک پتو خریدم نیاز هم داشتم من همین امروز نیاز داشتم استفاده کردم ،انداختم زیرم یا رویم ،یا بالشش کردم ولی استفاده اش کردم یک موقع هست یک هفته است خریدم بردم گذاشتم درخانه کتاب خریدم استفاده نکردم خودکار خریدم استفاده نکردم ده کیلو برنج خریدم پنج کیلوی آن مصرف شده 5کیلوی آن مانده وقتی سال خمسی به آن بخورد باید خمس آن را بدهم چه سال گذشته باشد چه نگذشته باشد سال که می گوییم نه اینکه یک سال بگذزد یعنی اینکه سال خمسی باید بگذرد توجه فرمودید این هم یعنی صدقه .فردا جمعه خمسم را داده ام دیگه تا سال خمسی بعد که 365روز است دیگه هر چی مصرف کنم خمس به آن تعلق نمی گیرد .دوباره سال بعد می آیم اموالم را حساب می کنم دارایی های منقول و غیر منقول هر چی که دارم اگر خمس آن را داده باشم که هیچ اگر نداده باشم باید ببینم که رویش بدهی دارم که هیچ ولی اگر رویش بدهکاری نداشته باشم مال خودم ومازاد است یک پنجم آن خمس است نیم کیلو عدس دارم که صد گرم آن مشود خمس آن 5پاکت دارم ،یکی آن خمس آن می شود یک کیلو نمک دارم 200گرم آن خمس آن است صد تومان پول دارم 20تومان آن خمس آن است یک پارچه ای خریده ام ولی نیاز نداشتم بدوزم گذاشتم برای بعد قیمت پارچه مثلا 1500تومان است 3000تومان ان میشود خمس آن این می شود حساب کردن تو سال هم هر چی مصرف کردی اشکال ندارد .چرا خداوند تبارک وتعالی در بعضی جاها خود را جمع خطاب کرده و در بعضی جاها مفرد خطاب کرده ؟انا انزلناه فی لیله القدر ما نازل کردیم و من جاهد فی نال لهدینهم صورکم .کسی که در راه جهاد بکند هدایت می شود .چرا خداوند بعضی وقتها به جمع می آورد بعضی وقتها مفرد می آورد .خداوند به چند جهت جمع آورده یک جهت این است که خداوند احترام می گذارد به عوامل خودش به وسایل خودش و اسبابی که خداوند ازشون استفاده می کند مثل ملائکه .برای همین جمع میآورد خودش را وتمام اسباب و عللی که خداوند در استخدام خود قرار داده است در خدمت خداوند تبارک وتعالی هستند .بعد از نظر معانی بیان آنها که معانی بیان خواندند آشنا هستند که لفظ جمع آوردن دلیل عظمت شخص است .شخص است ولی لفظ ما را بکار می برد .لفظ جمع یا ما کن ،یاد ما شیرین بود ،راحت هر خاطر غمگین بود ،یاد ما هر زشت را نیکو کند ،ای خنک آن دل که با ما خو کند .یعنی کی ؟یعنی با من خو کند .ایمان به غیب یعنی چه ؟یعنی ایمان به ماورای طبیعت .عالم وجود منحصر به عالم طبیعت و ماسوت نیست ما عالم برزخی داریم قیامتی داریم خدایی داریم فرشته هایی داریم انبیاء از عالم غیب آمدند و برای ما پیام آوردند قبول غیب یعنی این ایمان اوردن به غیب .

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله طاهرین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم