بحثمان راجع به این آیه ی شریفه بود : وقولوا للناس حسنا .بامردم نیکوسخن بگویید .
دررابطه ی بااهمیتی که این بحث دارد صحبت خواهد شد:درمیان خلق های گوناگون ،فضائل وکمالات گوناگون گاهی وقت ها چیزهایی هست که انسان باید بیشتر از بقیه به آن ها اهمیت بدهد چون آن ها کلیدی هستند یکی از آن مسائل ارتباط کلامی است که البته بحث ارتباط کلامی بحث بسیارمفصلی است ودرباره اش خیلی می توان سخن گفت که البته بحث ارتباط کلامی است که البته بحث حسن کلام را انتخاب کردم که بحث کنم . (من به ندرت در مسائل اخلاقی چیزی را دیدم که به این اندازه اهمیت داشته باشد .)
بنابراین ازشما عزیزان می خواهم روی ابن قضیه خیلی سرما یه گذاری زیادی کنید .گاهی بعضی ها روی نماز ،دعا وعبارت وروزه وسخاوت وصدقه سرمایه گذاری می کنند .کمتر کسی به این فکر می افتد روی زبانش کار کند وبحث حسن خلق ،ارتباط کلامی ،درحالی معجزه ی رسول خدا که باآن توانست آن عرب های خشن را عرب جاهلیت ،معلوم است دیگه!متحول کند مسئله زبان نرم پیامبر بود .فبما رحمه من الله کنت لهم ولوکنت فضلا غلیظ القلب......
توبه رحمت الهی ،نرم شدی بااین عرب های خشن تابتوانی آن هارانرم کنی ،اگرباآن ها خشن بودی ،ازدورتومی رفتنداگر کسی عرب های جاهلیت وخصوصیات خلقی آن ها رابشناسد متوجه می شود که برای چنین موجودات خشن ووحشتناکی ،باید رسولی می آمد که آن قدر نرم ولطیف بود منطقاوخلقا. ازنظرگفتار،بایدخیلی روی این گفتارسرمایه گذاری کنیدوچیزی نیست که آدم کاربکنه وسریع به دست بیاید.باید سال ها زحمت بکشیدتااین برای انسن حاصل بشود .اگربه همین توجه داشته باشید که حسن قول داشته باشیدوقولواللناس حسنا.یاد بگیریدکه با تندوخشن صحبت نکنید.
برای آخرت خودمان سرمایه ی بزرگی را تحصیل کرده ایم .نکته ی خیلی مهم دیگری که بایدخدمتتان عرض کنم اگراین حسن قول وخوش سخن بودن حاصل نشود،بسیاری ازعبادات ماراازبین می بره.مثل آتشی که به جنگل افتاده باشد،می سوزد وازبین میبرد،کارراخراب میکند،آفات زبان خیلی زیاداست ونمی توانیم الان وارد آن بشویم،بحث مستقل وزیادی است.باحسن قول هست که انسان می تواند ازبسیاری ازآفات زبان مصون بماند.پس لازم است که سرمایه گذاری زیادی روی حسن قول واین قضیه انجام دهیم ونحوه ی حرف زدن با دیگران.چه بسا انسان سال ها زحمت معنوی بکشد،کارهایی بکند،خدماتی انجام بدهد،ولی صرف این که بلد نیست چگونه حرف بزند ،همین که نمی داند چگونه باید سخن بگوید،همه چیزرا به هم بریزد،خیلی چیزهارابه هم بریزد،به این نکته ها باید خیلی فکر بکنیم که ما بایدداشته های خودمان را حفظ بکنیم،چون ما باید باخودمان به آخرت وابدیت ببریم وحرکتمان راهم گفتیم که حرکت ما مثل حرکت جنین است.دررحم مادر که باید دارایی خودش را تالحظه ی تولد حفظ کند. صرف این که چیزی رابه دست بیاوریم کافی نیست،صرف این که عمل صالح انجام دهیم،عبادت کنیم،کارهای خیر انجام دهیم،خوب باشیمريا،کافی نیست.بایداین عمل صالح وخوبی راباخود ببریم.همان طور که قرآن فرمودند:قرآن هم شرط آوردن راذکرمی کند .الا من اتی الله بقلب سلیم.قلب سلیم راباید باخودمان ببریم. قرآن می فرماید انسان باخودش بیاورد. بدزبانی بسیاری ازکارهاراخراب می کند.می تواند به باربیاوردکه بهراحتی قابل اصلاح نست یااصلا نمی شودیادردسردارد،بدزبانی مثل بمبی درساختمان است،که اگر بخواهیم دوباره آن رابسازیم خیلی دردسرداردومعلوم هم نیست دوباره بتوانم آن ساختمان رابسازیم.یک نکته خیلی مهمی که خیلی خیلی مهم است وبه آنان باید توجه کنیدوکاملابایدتوجه کنید.صرف این که ماآدم های خوبی هستیم،آدم های مهمی هستیم،آدم های مقدسی هستیم ،حق باماست وماکه طالب حق هستیم دلیل نمی شود که بدزبانی بکنیم.تند شدن،خشن سخن گفتن،به کار بردن کلمات تندعلیه دیگران،جایگاه های بسیاربسیارخاصدارد.قرآن می فرمایدبه کفارهم حرف بد نزنید چرا؟چون آن هاهم به مقدسات ماوبه خداهم فحش می دهند.بعضی ها فکر می کنند چون حرفشان درست ومنطقی است می توانندهرکلمه ای رادرادای آن استخدام کنندوهرجورخواستند حرف بزنند،مثلاکسی که درحال گوش کردن حرام است ویامنکری راانجام می دهدودرحال معصیتاست وما معصیت نمی کنیم.ولی این دلیل نمی شود که اگرماخواستیم نهی ازمنکرکنیم،هرچه ازدهانمان خارج شدبه آن هابگوییم.قطعاکسی کهداردمعصیت می کندحماقت وجهالت به خرج می دهد.بی حیایی می کند ولی دلیل نمی شود مابرویم وبه او بگوییم:ای احمق ،ای جاهل،توحیانمی کنی معصیت خدارابکنی؟توحیانمی کنی؟من خیلی ازمتدینین رامی شناسم که این طورتیززبان وتندزبان هستندونرمی پیغمبرانه راندارندوخیلی هادوست ندارنددرکنارشان باشند.پیامبروقتی کسی را درحال گناه می دیدند،خیلی آرام اورانصیحت می کردندوبه نرمی اوراازگناه دورمی کردند.اگرخطاب های تندهم داریم،خطاب های کلی است وفردی کم است.مثلاانسان این گونه خطاب هارابه کسی بگویدآن هم کسی راکه به انسان نزدیک است وسال هابااوبوده وآن هم درمسیربااوخشن آلودبوده است. نه این که بخواهد خودش راخالی کند.درمسیردرمان این خشونت رابه کار برده شده،چون گاهی درمسیردرمان لازم است که حرف های درشت زده شود،حرف درشت زدن جایگاه دارد.درکجا وچه طور بزند؟مثلا می گوییند آیت الله فلانی این کار راکرده،دلیل نمی شود که ما هم همان کاررا انجام بدهیم. باید ببینیم چراایشان این کارراکرده واین حرف رازده،درکدام جایگاه؟خیلی بایدهوشیارباشیم.مثلا بگوییم حضرت علی علیه السلام این نکته را فرموده ،ماهم بگوییم.بایداول ببینیم این چه جایگاهی بوده که گفته؟دقیقا آن موقف را بشناسیم وبه کارببریم.پس این که حق با ماست وماداریم حرف حق می زنیم این دلیل نمی شودکهماآبرو ببریم وشخصیت مردم راخردبکنیم.این مطلب راخواهش می کنم توجه کنید.عزیزان بدزبانی،تندزبانی یک گناه بزرگتری است که کمترمنکزی به پایش می رسد. یعنی فکرنکنید که اگر ما به یک نفر تندی کردیم خیالمان نباشد،اما زنا کردیم،خودکشی کنیم وبگوییم مافحشامرتکب شدیم ،نه،بدزبانی اززنابدتراست.تندوتیزحرف زدن،صحبت کردن،نیش دار سخن گفتن ،طعنه زدن این ها خیلی بدتراست.خیلی بدتر،خیلی!ماخیلی وقت ها از حقی می خواهیم دفاع کنیم ،بایک فکری برخورد کنیم اماخودمان بایک فحشایی دچار می شویم.بایداین قضیه شناخته شود.من نمی خواهیم وارد بحث تخصصی این قضیه بشویم.این بحث تخصصی یک سال دوسال وقت نیازدارد.ولی حداقل من این راازشما میخواهم که نسبت به نزدیکانتان تندزبان نباشید.یعنی لااقل به پدرومادرتان،همسرتان،فرزندانتان،دوستانتان،خواهروبرادرتان.
این ها لااقل بدانندوبگویند که باما سال ها زنگی کرده اند.بگویندیک بارمارانرنجاند،نیش نزد،توکلامش حرف مسخره وتحقیرونیش نبوده،باوجوداین که مااوراممکن بود که جسارتی کرده باشیم،تحقیر کرده باشیم اما او با ما بد حرف نز د ...اهل و فامیل راجع ما بگویند باید خانواده ما در ما اینر سراغ داشته باشند،بایدتمرین کنیم وزمان می بردتایک زمان وسالی به یک ملکه برسدویادبگیریم دیگران رابازبانمان نرنجانیم،چون این قضیه بسیاردیرجبران می شود.ووقتیبااین حالت به جهنم می رود.خیلی وحشتناک می شودیعنی وقتی می رود عالم برزخ بدزبانی،درروایات داریم ،زشت ترین چهره ها را دربرزخ پیدا می کند.یعنی ترکیبی وحشتناک ازچندحیوان وحشی رادرنظربگیرید.این میشود بدزبانی،تندحرف زدن،تیزحرف زدن،این مهم است که انسان یادبگیردبادیگران نرم باشد.قولوا للناس حسنا.تندنباشد،درزبان تندی نکنه،تایواش یواش درکردارهم همین طور باشد.ببنید چه قدر مهم واهمیت دارد.دوست مومن شما وقتی به شما تعارف می کند ،اگرروزه هستی،نگو روزه ام،همین مقدارهم تلخی ایجاد نکن. این حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل. روزه کاربهاین خوبی وعالی،دوستت،برادرمومنت بهتون تعارف کرده ،پدرت،مادرتخوب این ها مومن هستنددیگه،تعارف کردندبه شما،ببینیدوقتی می گویید چه قدربداست؟چه کارزشتی؟چه احساسی دارد؟چون دوست دارد تودرکنارش بخوری.به خصوص که تدارک هم کرده باشد.برای تومادرت زحمت کشیده،چای دم کرده،پدرت رفته میوه آورده،مثلارفته دم یخچال یک سیب وچاقووبشقاب گذاشته است جلوی تو،چه قدرزشت است که بگویی من روزه هستم.حالاخودتان را جای اوبگذارید.می فرماید اصلانگوروزه ام،بخورثوابش بیشترازروزه است.اگرسیری،هم نگو سیرم واگرعذرهم داری بگیرولی حالا نخوربرای بعدبگذار،به راحتی نمی شود گفت میل ندارم.موقعی است که افرادباهم نزدیک هستند. انسان نسبت به خادمش یافرزندش که باآن ها حریم ندارد،کاهی همسر ،بااین که بااوحریم نداریم ،ولی هرجایی نمی شود به اوهم بگوییم،نه.هرجاوهروقتی نمی شودقبول نکرد .یک موقع هایی باید بخوریم. مثلا باچه دلخوشی یک چیزمعمولی مثل چای آورده،می شودتشکرکنیم وبگوییم میل نداریم.ولی گاهی واقعا حساب کرده اگر هم گاهی واقعا نمی خوریم بایدبارفتارخوش وتشکربگوییم میل ندارم.بعضی هاآن قدر خود خواه هستندکه صرف این که میل ندارندچون دوساعت یادوساعت ونیم پیش چای یا...... خورده می گوید میل ندارم.یعنی (اصل منم)این همان اصالت شهوت است. اگرهم میل نداری بخور.اصالت شهوت یعنی هروقت میل داشتم می خورم.هروقت میل نداشته باشم نمی خورم. آن قضیه شخصی شماباغذااست. وقتی پای انسان دیگری پیس می آید،اگرمیل نداری ،برخلاف میلت بخور. به فرد مقابلت میل نداری،ولی می خوری،این هم یک جور مبارزه بانفس است. چای که میل نداری بخور،به خاطر این که کسی زحمت کشیده وبرایت آورده است. تااین جا گفتیم که متوجه شویدقولواللناس حسنایعنی چه؟ُ این مثال رازدم که حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.سعی کنید تاجایی که ممکن است نه مطلق ،مطلق حرف احمقانه ای است.انسان دچاربسیاری ازمفاسد می شودتاجایی که ممکن است شرع واخلاق وخداوندوعقل اجازه می دهد کسی رانرنجانیم، تاجائی که عقل اجازه میده ، از ما رفتار و گفتاری که احتمال دارد دیگرانرابرنجانیم سر زده نشود . کاری نداریم کسی خودش مریض است می رنجد با او کاری نداریم کسی بود که صحبتهای استاد را به خوبی گوش داده بود . استاد شجاعی فرمودند : کسی بود که صحبتهای مرا به خوبی گوش داده بود و فکر می کرد حرف دیگران را الان گوش کنه و دیگران را الکی ساکت کنه کافی است مثلا کسی به او می گفت امشب شام بیاخونمون او قبول میکرد ولی نمی رفت بعد بهش می گفتند چرا قول دادی نرفتی ؟ می گفت رویم نمی شد بگم نمی تونم بیام ! این که بدتر دروغگوئی و نفاق است . می گفت : آخه اگه بگم نمی تونم بیام ناراحت میشه ! او فکر میکرد ارضاء موقت طرف مقابل کافیست . فکر میکرده که اخلاق همینه . یا مثلاً قول میداده سر ساعت 4 جائی باشه بعد کسی می آمد با او کار داشت می ایستاد صحبت می کرد قرارش دیر می شد میگفت : رویم نمی شه بگم قرار دارم .این بی قانونیست ، بی منطقست ( این اشتباه است ! تو قول دادی گاهی در رابطه با بچه ها آن هم راجع به زیر 7 سال و بالای 7 سال هم طور دیگری و موارد استثناء موضوع فرق می کند ، اینجا موارد عادیست در موارد عادی باید مراقب باشیم کسی را نرنجانیم حرف نیش دار و تلخ نزنیم ، به خصوص نسبت به کسانی که بیشترین حقوق را به گردن آدم دارند انسان خیلی باید هوشیار باشد . مثل استاد و پدر و مادر ، مرحوم استاد رضی آدم بسیار منبع الطبعی بود از هیچ کس هیچ چیز قبول نمی کرد . یکبار استادش برایش چیزی تهیه کرد بود و به او داد (مثل خانه و ....) گفته بود ( من از کسی چیزی قبول نمی کنم از والدینم هم چیزی قبول نمی کنم استادشان فرمودند تو بیخود می کنی باید قبول کنی حق من از پدر و مادرت هم بالاتر است گفت : آقا این اخلاق من است . گاهی همین برای انسان ثبت می شه . آقا این اخلاق من است . گاهی همین برای انسان ثبت می شه . آقا میرزا جواد آقا تهرانی مرد بسیار بزرگی بود . خوارق عادت بسیاری داشت و مرتبط با ماوراء طبیعت ایشان حدود 60 سال داشتند و سالها در این 60 سال اصلاً عکس نیانداخته بودند وقتی آمدند جبهه به ایشان کفتند. آقا عکسی بیانداز گفت : باشه بیاندازیم اگر عکس نگیریم می گویند (جَوادَک بٌخل کرده ) اسم ایشان جواد بود و به خودش ون می گفت : جَوادَک . حاضر بود 60 سال مُراقبه اش را بیاندازد کنار و عکس بیاندازد (راحَت ) چون می گفت اینجا فرق می کنه ! دل کسی را نمی شکست بعضی ها نه ! یک مسیری را برای خودشان دو پیش می گیرند مثل اتوبان یک طرفه وَ برگشتی نداره . خیلی وقتها باید یک طرفه ها شکسته بشه تا انسان ساخته باشه پا روی خودش بگذلرد گاهی وقتها مراقبات ما بُت می شه برای ما و بسیار هم خطرناک هست .(در روایات داریم گناه نکردن گاهی بت می شه هیچ گناهی نمی کنه و دائما در حال مراقبه است و اخلاقش به فساد کشیده می شه . یکنفر آنقدر مُراقبه می کنه تا ... یعنی خودش را خیلی گُنده حساب می کُنه می گه من اصلاً گناه نمی کنم . پیامبر می فرماید : این وحشتش از گناه کاری است . لذا خداوند تبارک و تعالی می فرمائد گاهی خودم صابونی زیر پای بندگانم می اندازم که گناه نکردن براشون بُت نشه حتی افرادی بودند به خاطر مراقبت ها مقابل امام معصوم می ایستادند و به خداوند می گفتند عامِلنا بِعَد للشولاتعاملنا بفضلک آنقدر پر رو بودندآن قدر پرروبودند،می گفتندخدایانمی خواهدبافضل خودت بامن رفتارکنی باعدلت هم رفتارکنی من دربهشت هستم. درجایی که قرآن صریحا می فرماید: اگر خداوند بافضل خودش رفتار نکند هیچ کس به بهشت نمی رود .اگر خداوند بخواهددقت به خرج بدهدوموراازماست بیرون بکشد،هیچ کس اخلاص برایش باقی نمی ماند.اگر کسی روی گناه نکردن بخواهد پررو شود همین طوری می شود. لذا گاهی وقت ها بایددقت کنیم،این موقع خیلی شناخته بشودوگاهی ازخیلی چیزهابگذرد.حدیثی برای فوایداین کار:القول الحسن یسرع ماکه گفتار نیک وخوب سخن گفتن مال انسان رازیادمی کند.این قضیه بحث داردوموقعش نیست والاگفته می شدچرا؟چه ربطی بین قول حسن ومال وجوددارد؟یسرع ماکه (وروزی رازیاد می کند. )ونیمومال(رزق رازیاد می کند.)البته رزق بامال فرق دارد.رزق اعم است.اما مال یعنی نقدینگی. ادامه ی روایت:ومرگ رابه تاخیر می اندازدوخوب سخن گفتن باعث می شودخداوندبلایی راکه قراراست برسرانسان بیایدوجانش رابگیردبرطرف می کند.به خاطر این که خوب حرف می زنه. یجیب الی اهل(پیش اهل وخانواده انسان را محبوب می کند. استاد شجاعی گفتند:جمعی بود که من هم درآن حضورداشتم طلبه ای بود که خیلی خوش سخن بود.یک باردرجمع فامیل هایش بود.فامیل هایش گفتند:این طلبه یک قران برای کسی خرج نمی کند،چون پول نداردوکادونمی خردوزیادهم به فامیل هایش به خاطرمشغله هایش سرنمی زند.ولی همه دوستش دارند.خودش می گفت علتش این است که می تواند باهمه خوب تاکند.مثلا پنج دقیقه قراراست صحبت بزند آن قدرباملاطفت ومهربانی صحبت می کندکه کاملا افرادراتخلیه می کند.ماهمه فامیل اراوراضی هستیم.این یک تخصص است وواقعاچنین رفتاری یک هنراست.البته دقت کنند خانم ها با آقایان وضعیتشان فرق می کند. خانم ها گاهی بانامحرم ها می خواهند به نرمی سخن بگویندگاهی مرزهاقاطی می شودمثلا نامحرم پشت تلفن ،خانم می گوید(قربان شما ،فدای شما)باید سنگین ومتکبرباشیم.ویدخل الجنه :وانسان راوارد بهشت می کند.عکس این قضیه هم هست.کافی است انسان مومن باشد،ولی بد حرف بزند،قطعااین شخص سهمیه ی جهنم دارد. کافی است نیش دار حرف بزند،خیلی بد حرف زدن انسان راگرقتار می کند.خیلی زیباست روایتی ازنبی اکرم :قسم به کسی که جانم به دست اوست(پیغمبر سوگند خورده ها)مردم هیچ چیزی رابه اندازه ی قول خیروحرف خیر انفاق نکرده اند.گفتار خوب، دوست داشتنی تر از گفتار خوب چیزی راانفاق نکرده اند. درروایت داریم اگر شما می خواهید کارنیکی برای کسی انجام بدهید،اول بایدچهره ی خندان داشته باشید. می فرماید:اگرمی خواهیدکاری رابرای کسی انجام دهیدولی چهره ی عبوس داشته باشید،نکنید.این کارها فایده ای ندارد. می خواهید ضامنش شویدمثلا طرف مثل برج زهرمارمی خواهد برودضامنش بشود. اخمو باشدوچک را امضا کند.بخندولی بگونه!بگومعذرت می خواهم،نمی توانم انجام بدهم.درسوره اسراهم داریم.محبوب ترین انفاق،مهم ترین ومقدم ترین انفاق. بایدچهره در هنگام انجام کارخیرشادوبشاش باشد.خداونددوست داردمومنی که درجمع قرارمی گیردخنده روباشدوخداوندبدش می آیدازمومنی که درجمعی باشدوعبوس باشد.حالابعضی ها عرفانشان درجمع کف می کنه همین طور مثل آدم های مرده می شوند.درجمع عرفانی می شوند.خدا
نکندکه دردستش تسبیح باشدوذکری هم بگوید.دراین مواقع خودنمایی هاهست که هزاران فحشابه سراغ انسان می آید.این خصوصیات ورفتارهاشخصی وخصوصی است این گونه حالت های مابه کسی ربط ندارد!این همه سالوسی وخودنمایی وادای عرفانی همه زیرسرهمین هااست.بغض داری درجمع
بخند.باکسی که هستی مثل شأن خودش رفتارکن.توعاشق خداهستی دلیل نمی شودکه دیگران جورش بکشند!خداهم نیازی به این چیزهاندارد.درروایات داریم که برای پیامبرکه لطیفه تعریف می کردند،پیامبرمی خندیدندباوجوداین که پیامبرتعجب نمی کردندولی اصلانمی گفتندکه تکراری بودوبی مزه.یاخبری برای پیامبر می آوردند،برای این که ایشان تعجب کنند،باوجود این که خودپیامبرخبرداشتندولی تعجب می کردند.برای این که طرف مقابل ماباتعجب ماارضاءمی شود. به خصوص بچه هاوکودکان زیرهفت سال خیلی حرفهای بامزه وتکراری تعریف می کنند.صددفعه یک لطیفه راتعریف می کنندتابخندانند.باید هرصددفعه رابابچه راه بیاییم.اصلاتوذوق بچه نزنی،این مردانگی وبزرگواری واخلاق وشرافت است که انسان ببیند بقیه ازاوچه چیزی می خواهند،وبامردم راه بیاید.لذا حضرت فرمودند:به خداوندقسم هیچ کسی نفقه ای محبوب ترازقول خیربه کسی نمی دهد.غالبا ماخشن هستیم وبدرفتاری می کنیم.باعزیزترین کسانمان، والدین،همسروبچه ها نمی توانیم خوب صحبت کنیم.این بیماری است بایداین چیزهارادورکنیم.درروایات قرآن هم خیلی تاکید شده است. این هااژدهاست.اژدهایی که شب اول قبربه بعدبه سراغمان می آید.نیش عقرب ها رادورکنیم ودرروایات وقرآن هم خیلی تاکیدشده است.بایدسرمایه گذاری کنیم. سعی وخطاهم هست.یک باربه زمین می خورد،دوباره بایدجبران بشودوجبران کند.عرض کردیم درحیطه ی واردناحق نشویم.یک وقت مثلاامضای ناحق ویاتاریخ رادوروزآن طرف تربزنیم. حق کسی خورده نشود.فقط درحیطه ای که خداوندراضی است انسان این مسائل رارعایت کند. پایان نواراول
شروع نواردوم 8/11/82 تفسیرقرآن
بحث راجع به صدقه وفرهنگ صدقه بود.صدقه فقط جنبه مالی ندارد.انسان هرکاری راانام بدهد صدقه است.دراین بحث این راعرض می کنیم،شایدانسان چیزی رابرایصدقه نداشته باشد.انسان اگر بتواندکارخیری انجام بدهد صدقه حساب می شود.مثلاآزاری یاشری رااز دیگران برطرف کند.این خودش صدقه است.درروایت داریم وپیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:علی کل مسلم صدقه.برهرمسلمانی لازم است صدقه بدهدبه خاطرنقش زیادی که دارد سفارش زیادی به صدقه دادن شده است.کسی به نام ابوموسی به حضرت عرض کرد:اگرکسی چیزی نداشت چه کارکند؟فرمودند:اگر کسی چیزی نداشت ،کار بکندهم خودش استفاده می کندوهم به دیگران صدقه می دهد.عرض کرداگرهمین کارراهم نتواندبکند چه کارکند؟ فرمودند:اگرکسی که نیازمندوغمزده است به داد آن غمزده برسدواین خودش یک نوع صدقه است. درروایات می بینیم این حالت،حالت جالبی است.چه قدر معصومین دقت نظرداشتند.مثلاکسی می آیدجلوی درخانه ی کاری ازشمامی خواهدهیچ کاری نمی توانید انجام دهیدامامی گوییدمی توانیم همراهی ات کنیم،همین نفس همراهی صدقه است.گاهی افراد احتیاج مالی ندارند،احتیاج دارندکه درکنارشان باشیم.مثلا مصیبت زده ای راآرام کنیم.یاگاهیکسی ازنظرروحی احتیاج دارددائماپیشش باشیم.گاهی کسی غمزده ومصیبت زده است ونمی تواندازخانه خارج شود،ازنظرروانی احتیاج داردکنارش باشیم واین فرهنگ بسیارخوب ومهمی است که همسایه هاهمدیگرراتنها نمی گذارند.یکدیگرراتحمل می کنندودرمجالس خانه شان رادراختیارهم می گذارند.مثلاهمسایه ای بنایی دارد،گچ وخاک هایش وسروصداهاراتحمل می کند.جوش نیاوردن ها،زحمت هاوآزارهای همدیگرراتحمل کردن،آثارش هم دردنیاوهم درآخرت به دردمی خورد.مثلاغمزده ای رادعاکنیم وبه او بگوییم که،دعایت می کنم،درکنارت هستم.همراهی اش کنیم.وقتی تنهایی خودت می خواهی مشکلت راحل کنی،خیلی فرق می کندبازمانی که کسی همراهت هست.پس فکرنکنیم اگردنبال کارکسی هستیم وقتمان راهدرداده ایم.پیغمبر(صلی الله وعلیه وآله) دختری رادیدندکه گریه می کرد.دختر گفت:پولی آورده ام وگم کرده ام.پیامبربه دخترک پول دادندوگفتندبرو،اربابت اذیتت نکند.بازدیدندکه دختر گریه می کند.رفتند جلووپرسیدند:چراگریه می کنی؟دخترک گفت:دیرم شده واربابم اذیتم می کند. پیامبر( صلی الله وعلیه وآله)باحضرت علی علیه السلام رفتندواوراهمراهی کردند.مثلا پدروبچه ای باهم قهر هستند،آن هاراباهم آشتی بدهیم،یاعذربچه ای راپیش پدرومادرش بخواهیم و....... .
ببینیم خداوندوفرشتگان وامام زمان (عج الله تعالی وفرجه)
چه چیزی رادوست دارند،چه چیزی رامی پسندند،باتوجه به آن شرایط بیکارننشینیم. اگرنتوانیم به غمزده ای کمککنیم چه کنیم؟امربهمعروف کنیم.درانجام خیر کمک کنیم.مثلاهیئتی یامسجدی می رویم،اگرکاری روی زمین مانده انجام دهیم،خصوصا مجلس امامان ومعصومان واهل بیت که پدران ماهستندودراین مواقع ماخودمان صاحب مجلس هستیم.کفش هاراجفت کنیم.انسان بیکارنماند.این ها خیلی ارزش دارد.کارخیربه این قشنگی که،درخانه هستیم،سعی کنیم افرادخانه رابه هم نزدیک کنیم دائماحالت های عاطفی درست کنیم وافرادبه نزدیک شوند.آدم هوشیارکسی است که مثلاًاعضای خانواده صبح تاظهرکه نیستندوقتی می آیند منزل،دوست دارندچای بنوشند،چای دم کند،میوه ای آماده کند.حالامیخواهددختریاپسریاپدرخانواده باشد. مثل (امام رحمه الله علیه) که درنجف بودندصبح یک ربع به زیارت می رفتندوزودبرمی گشتندوچای دم می کردندوباخانواده چای می خوردند.یک وقت به ایشان گفتند:آقاشمازیارت را رهامی کنید ومی آییدچای دم می کنید؟ایشان فرمودند:این کارکمتراززیارت نیست.حتی استکان هاراهم می شستند.آدم هوشیارکسی است که مهرورزی وعاطفه آفرینی وبیشترالفت آفرینی کند.این خیلی ارزش دارد. مثلاشب احیااست ودرخانه کسی مریض است ویا بچه ی کوچک دارند ،مادربه جای این که برای احیا ازخانه بروددرخانه پیش مریض یا بچه می ماند .این خیلی ارزشش بیشتر است.چندروز پیش مادروپدری پیش من آمدندوگفتند:می خواهیم کربلابرویم. گفتم:چندروز؟ گفتند:ده روز .گفتم:هردوباهم؟ گفتند: بله. بازگفتم : بچه کجامی ماند؟ گفتند: پیش خاله اش .هردو می رویم. گفتم:فکربچه راازنظرعاطفی کرده اید؟ پدربچه گفت: اتفاقاًبه من خیلی وابسته است.شب دیرمنزل می آیم کلی بی تابی می کند.گفتم من به شدت نهی می کنم.می دانید بچه ازنظر عاطفی کلی ضربه می خورد.اگرمی شود نرویدیاحداقل پدربرود ومادربماند.لزومی ندارد به این قیمت کربلا برویم.بچه یک دفعه پشتوان ی عاطفی اش راازدست می دهد. آدم بایددقت کند کاری که می کند ،هیچ کس آزارواذیت نبیند.باعث آزار کسی نشودوآزاروفشاری برای دیگران نداشته باشد.
مثلاًدرخانه عصرانه ای درست کنیم ودورهم باشیم.بایداصل خیر باشیم.کسی که کارخیرونیت های خیری درفکرش باشدوموفق هم نشدودائما نیت های خوب داشته باشدبیشترباشباهت های بیشتری به خداورسول خداواهل بیت محشورمی شود.در
روایت داریم دردعای مکارم الاخلاق از امام سجاد علیه السلام:
خدایا بهترین نیت هارابه من عطاکن. همیشه کارهاونیت ها خوب باشد.بدجنسی وبددلی نکند.بدکسی رانخواهدونکندودرکاروذهن ودلش خوب بخواهد. حضرت فرمودند: شرنرسانید،ازبدی خودداری کنید. یک جایی عصبانی شدیدعصبانیت خودرا کنترل کنید.درجایی هم مثلاً حق داریدعصبانی شوید،ولی تندی نکنید. مثلادرجایی به ما جفاشده است.عقلاًََوشرعا ًما حق داریم قصاص کنیم وپرخاش کنیم. دقیقاً همان جا خودراکنترل کنیم،وقتی فشاری راازکسی برمی داریم این خودش صدقه ی بزرگی است. هروقت بشودفشاری به کسی نیاوریم،وفشاری نگذاریم که به آن ها بیاید ،خودش فشارهای
بزرگی رادرقبرازمابرمی دارد.نکته ی دقیقی که هست،این است که ما،دررحم دنیا هستیم وبه ابدیت می رویم وباابدیت سروکار داریم. ممکن است مااین جا پنج دقیقه کارخیرانجام دهیم،اما در شرایط ابدیت ممکن است بامبنای پنج میلیون سال ابدیت کار خیر باشدوگاهی این شرایط دنیاکل ابدیت پرمی کند. دست کم نگیرید.کارهاراعذابش هم همین طوراست.مثلاً برای کسی بدجنسی می کنیم. کسی رامی رنجانیم،مسخره می کنیم.ممکن است 5یا10دقیقه این کارها ی ما طول بکشد. .امادیدید در برزخ خیلی طولانی است در برزخ صدها سال طول می کشد تا جبران شود مثلاً الان حقمان است که قهر کنیم از کسی وداد بزنیم اما این کار رانکنیم متقابلا خداوند هم عذاب صدها سال را از ما دور می کند یادمان باشد که باید روحیه خیر پیدا کنیم اهل خیر باشیم اساسا بد جنسی درما نباشد این باطن انسان را زشت می کند هر چیز بدی که به ذهن ما یا به دل ما بیاید و تصمیم بگیریم چه بکنیم چه نکنیم باطن خودمان را کثیف کرده ایم بدانیم مار وعقرب وا ژدهای
آخرتی به مقیاس ابدیت یقه ما را می گیرد همیشه درون خودمان فکر کنیم و نگاه جزخوبی وخیر ومحمدی بودن و خوش سخن بودن جور دیگری نباشیم .گاهی بعضی از خانم ها وآقایان خودشان می دانند که بد دهن وبد کلام هستند و من خوشحالم ازاین بابت چون اینها فهمیده اند که اینگونه اند و می خواهند عوض شوند چون می خواهند خوب بشوند ما باید شبیه خداوند شویم خداوند احتیاجی ندارد . خدمان احتیاج داریم و خودمان باید به جایی برسیم باید تشبه به حق تعالی پیدا کنیم .از بدی خودداری کنیم که این خود راخود صدقه است
روایت بعدی : شرت را باز دار ،جلوی شرت را بگیر این یک صدقه ای است از ناحیه خودت به خودت چون اگر شری انجام دهیم در اصل در حالت برزخی به خودمان می رسد مثلا تمسخر کنیم بدی کنیم اولین نفر بدی اش وشرش به خودمان می رسد بزرگان وقتی می دیدند کسی شری انجام می ده در حقشان دلشان برای او می سوخت چون می گفتند اولین بدی وشر را به خودش می رساند وشر به خودش بر می گردد جزای کارش این است که آنقدر بدبخت شده که از او شر سر زده وقتی گناهی سا تر می شه از کسی خیلی گران تمام می شود خیلی گران است .در گرو شر خودتی وقتی فکر وکار شر می یاد که انجام بدی آن مار واژدها چمپله زده دورشما .وانسان دردش می آید واقعا هم همینطور است وقتدی انسان کار بدی می کنه اولین کسی که زجرمی کشه خودشه که در درونش ناراحت شده در روایت داریم کسی که بد اخلاقه غرغرمی کنه اولین کسی که داره عذاب می کنه خودشه خودش را دارد عذاب میدهد در آتش عصبانیت خودش می سوزد .آدمهای عجب وخود پسند آدمهایی که عجب دارند اولین ترس و وحشت حساب دل خودشونه می چون همین جا میاد سراغشون لذا آدمی که آدم خوبی می شه آدم خیری میشه اهل خیر میشه اولین کسی که کیف می کنه و لذت می بره بازم خودشه همه چیزش هم تنظیم می شه مثلا قبلا بد غذا بوده حالا خوب غذا می خوره یا اگر یک مریضی یا بیماری می خواست به او برسه دیگر نمی رسه بدلیل نشاط ولذتی که پیدا کرده بیماری رفع می شه ومی ره چون آرامش ونشاط ثابت وپایداری پیدا کرده خوابش هم خوب می شه آدم چون بد جنس باشد بد خواب هم می شه تا صبح بیست جور خوابهای نا جور می بیند با کسالت از خواب بیدار میشه "شوخی"(الان کسانی که در کلاس ما خوابشان می بره آدمهای خوبی هستند .) آدم خوش اخلاق وخوش طینت خیلی راحت می خوابه انگار مرده مثلا یک ربع میره تو رختخواب می خوابه مثلا ما میگم بابا تو چه طور می خوابی ما باید یک ساعت ونیم تو رختخواب جابجا شیم تا خوابمون ببره پدرمون در میاد .اما افراد اینطوری خوشخواب هم می شوند جزئی ترش هم بنی مکرم اسلام فرمودند:امسک لسانک فانها صدقة: زبانت را نگه دار این صدقه ای است که به خودت می پردازی .بد زبانی نکن خوش زبان باش .فرمول کلی که جلسه قبل گفته شد (کل معروف صدقه)و الان یاد گرفتیم (ترک الشرصدقه)ترک کار بد خودش صدقه است صدقه را برای چه می دهیم؟ دفع بلا وآسیب وترک شر یعنی داریم بلا را دور می کنیم پس باطنش صدقه است ما صدقه می دهیم ازشرو بلا دور باشیم دیگر،پس خودمان هم نباید عامل شر وبدی باشیم .وقتی خودت عامل بلا هستی ! بلا نباشه؟ مکر:آدم گاهی مکر خوب می کنه کلک می زنه (اما تو کارخوب قرآن می فر ماید شما وقتی به فکر مکر بد افتادی نتیجه اش به خودت برمی گرده .
گاهی ما کار بد انجام می دهیم می گوییم این دامن مرا می گیرد بریم صدقه بدهیم خوب کار بد را از اول انجام ندهید وشر نمی رسانیم بالاترین وبهترین صدقه ها چه صدقه هایی هستند؟ از نبی مکرم اسلام سوال کردندصدقه چیست ؟ صدقه خوب است وبهترین صدقه این است که تو امیدوار به زندگی هستی برای خودت هم آرزو داری و می ترسی که اگر صدقه بدهی از مالت کم می شه همان موقع صدقه بده .می ترسم اگر کار خیر کنم خودم لنگ بمانم همان موقع این کار را بکن توکلت به خداوند تبارک تعالی باشد این کار شیطانی را از خودمان دور کنیم که شاید لنگ بمانیم در صورت انجام کار خیر این کار را بکن نگذارید تا وقتی جان به لبت رسیداینقدر مال فلان باشد وآنقدر مال بهمان .به هر حال این را پیامبر فرمودند :به هر حال ارث می رسد دیگر شما زودتر این کاررا بکنید خوب که انسان قبل از مرگش خیر باشد چه خوب اصلا آدم در خود جوانیش خیر باشد قبل از اینکه با مرگ تهدید بشه به قول پیامبر نگذارید جانتان به لبتان برسد .یکی از موارد صدقه که بالاترین مرحله صدقه است .مادر صدقه یک قسمت واجب داریم یه قسمتی داریم که از آن سقف به بالا لازم نیست دیگر آن کار را بکنیم صدقه چیزی است که اضافه بر مال باشد وپرداخت کند و خانه وفرزنذانش لنگ نماند .گاهی هست انسان خودش را لنگ می گذارد و فرزندانش را واجب انفاق کند نیست ،ولی اسمش ایثار است وخیلی زیباست خودش را کمی در فشار بگذارد تا دیگران را مقداری از فشاردر بیاورد این تاج المکارم است .یکی از بزرگان را می شناسم که می گفت عروس ودامادی بود که تازه اول ازدواجشون بود داماد سکته ای کرده بود و مریضی سختی هم گرفته بود می گویند که آرزو کردم خدایا این بلا را به من بده می گویند تا کلید را به درانداختم در جا سکته کردم وداماد سلامت شد .کسانی هستند که با خدا این گونه معامله می کنند و حاضرند به جای دیگران مریض شوند و یا سختی های دیگران را به دوش بکشند وبخرند یک رمزهای اینجوری وجود دارد بعضی هابلای دیگران رامی پذیرندوهمان بزرگی که سکته کرده بودچندسالی تحمل کردوخوب شد. این،کار هرکسی نیست.یکی از(جانبازهای ارتش ، مرحوم سرلشکربابایی) فرمانده ی پایگاه بودم
گفت:رفتمبه شهیدبابایی گفتم من تازه ماًموریت پیدا کرده ام
این جا خانه ندارم ،به من گفته اندبایدبروم وخارج ازاین جا خانه بگیرم. چندجا ذفتم ولی خانه هی پیدانکرده ام .این حرف یک خلبان جزءدرجه پایین بوددرمقابل فرمانده ی درجه بالایی مثل شهیدبابایی. شهیدبه ایشان آدرس دادندوگفتندفردابه این آدرس مراجعه کن. همان آقا می گویدرفتم دیدم خودشهیدبابایی اسباب هایش راجمع کرده وگذاشته پشت نیسان وداردخانه راجاروب می کند تاخانه خالی راتحویل آن آقا بدهدوخودشان مستاجری می روندتو جبهه هم خیلی ازاین کارها می کردند.
ایثاریعنی بکنی ونگویی کردم. انجام بدهی ونگویی انجام دادم. چون این کاربرای خداست . این تاج اخلاق است. تو جبهه دیده می شد ،ظرف ها شسته شده ،کفش ها واکس زده شده ولباس ها شسته شده وهیچ کس نمی فهمید چه کسی این کاررا کرده است. این جا جاهایی است که خداوند به فرشته ها فخرفروخته ومباهات کرده است.لحظه های بسیارتکان دهنده ای درجبهه ها دیده می شد. لحظه ایست که معنای انسان ظهور پیدا می کند آدمیت رانشان می دهد.این طور صحنه هارازیاد داریم. قرآن کریم صحنه ی ایثاررابیان می کند،مثل صحنه ای که حضرت فاطمه وحضرت علی سه روز روزه گرفتندوغذایشان راهرسه شب به یتیم ومسکین واسیر بخشیدند. لحظه هایی وجودداردکه انسان ازخودش خجالت می کشد. کسی تعریف می کردومی گفت :ما ده سال اسیربودیم ویک بسیجی بودکه خیلی با عراقی ها درگیرمی شدواوهم قراربودکه آزادبشود.می گفت تصورکنید دم مرزآدم کشورخودش رامی تواند ببیندوچند لحظه ی دیگرمی خواهی آزاد بشوی ،سریک حرف نامربوط که عراقی ها درگیر شد .
اتوبوس هارادانه دانه آزاد می کردند.می گفت :من گفتم الان این شخص ویا اتوبوسی که اودرآن است رانگه می دارندونمی گذارند که بروند. عراقی ها هم عقده ای،نادان،اوج جهالت و تعصب . می گویدگمان کردیم شاید دیگرنگذارند اوآزاد شود .
چه کسی جای او می رود تا اوگم شود. می گوید دیدم یک دفعه کسی بدوبدو آمدوداوطلب این کار شد،درصورتی که مستقیم به اونگفته بودندکه بیااین کاررا بکن.می توانست خودش رابه نشنیدن بزند.کسی اورا زورنکرده بود ،امااین کاررا کرد. این هاهمه صحنه های زیبای ایثاراست. امام باقر علیه السلام به امام صادق علیه السلام گفتند:بهترین صدقه چیست؟قوت لایموت آدم تنگدست. خودش احتیاج داردولی صدقه می دهد. آیاشنیده ای که خداوند فرموده:دیگران رابه خود ترجیح می دهند ،گرچه خودشان محتاج هستند.حضرت فرمودازاین بالاترهم چیزی هست. انسان لحظه ای که خودش محتاج است ازخودش می گذرد. خدارحمت کند حاج اسماعیل از بچه های باحالی که در جبهه صحنه های خوبی ازاو دیده بودم که دروالفجر مقدماتی اسیرشد.ازبرادرش تعریف می کردند باوجود وضع مالی بدی که داشتیم برای حاج اسماعیل خیلی خرج می کردم. ورزش هم می رفت لباس های رزمی وورزشی و......... خیلی قوی بود. یک روز مسابقه داشت وهمه ی ما باورمان این بود که ایشان برنده می شود. تو مسابقه کشتی که حریفش هم عددی نبود،دراین مسابقه حاج اسماعیل شکست خورد.می گفت :رفتم با عصبانیت گفتم بابا تو چرا شکست خوردی و...... می گوید :یواش یواش گفت:مگر ندیدی نامزدش داشت نگاهش می کرد و تشویقش می کرد.چون نامزد حریفش توی جمعیت بوده است.
پوریای ولی هم همین کار را کرده بود . می توند بزند ولی نمی زند. خیلی کارقشنگی است که آدم می تواند جلو برود ولی نرود. می تواند استفاده کند ولی نکند. انسانیت گل می کند و
اگر جز خدا هم کسی نداند بهتر است. مثلاًسر سفره جای خوب غذا رابرای خودمان بر نداریم،یرای دیگران بگذاریم ، که فقط هم مادران این طور هستند. نان بیات می خورند که نان تازه را بچه هایش بخورند. باید سر سفره و جاهای مختلف تمرین کنیم و تو زندگی یاد بگیریم برای همدیگر بمیریم.
بیا تا یار هم ، غمخوار هم باشیم. پولدار صدقه بدهد برایش ثواب دارد. آدم پولدار که می شود ،خسسیس تر هم می شود. پولدار ها برایشان سخت است. طبقه سوم ها بهتر می پردازند.
حضرت می فرمایند: برای پولدار آسان است .سخت برای کسی است که پولش کم است و همان کم را می خواهد صدقه بدهد. این ها را خدا نفی کرده است وهمان آیه را برایشان خوانده است. باز از پیغمبر سوال کردند بالاترین صدقه چیست ؟ قوت لایموتی که تنگدست پنهانی صدقه دهد وبالاترین این که هرچه می تواند را می پردازد. باز می فرماید :بالاترین صدقه آن صدقه هایی است که تنگدست شب می پردازد.
پایان نوار دوم