جلسه 036 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
36
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 036 - تفسیر قرآن

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمدوآله الطاهرین . اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

واذاخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله وبالوالدین احسانا وذی القربی والیتامی والمساکین وقولوا للناس حسنا.......

بحث مون در شمارش بعضی از اعمال صالحی که خداوندتبارک وتعالی درآیه قبل فرمودند:

والذین آمنواوعملواالصالحات اولئک اصحاب الجنه هم فیهاخالدون.رسیدبه حسن قول بابندگان خدا."وقولوا للناس حسنا".

روابط مان دراخلاق به سه بخش تقسیم می شود:یکی رابطه ی او باخداوند تبارک وتعالی ،یکی رابطه ی او با خلق ویکی هم رابطه ی اوباخودش.

دررابطه ی باحق تعالی که به مبحث اعتقادات بر می گرددوبحثی را به عنوان حق الله به روی انسان بازمی کند دربخش عبادات وتاحدودی هم البته اخلاقیات تاثیر دارد .

دربخش ارتباطات بامردم که حق الناس مطرح می شود در برابر بندگان خدا که باید رعایت حقوق مردم رابکندودراسلام فرمودندحق الناس بسیاروبسیارمهم است ودرجاهایی بسیار مهم ترهست ودر جاهایی هم بسیارمهم تراز حق الله ذکرشده است و بر حق الله دراولویت هست.مثلا فرض بفرمایید،مثل خدمتتون عرض می کنم ،فرض کنید ،شما به کسی بدهکارید ،اول آن را بپردازید،اگر نمازمی خوانید،سرهمان نماز بدهی تان رابپردازیدومردم را معطل نکنید.درفقه ما اینجاآمده است وپرونده ی ارتباطات ما با مردم(ناس) غیرازپرونده ی ما باخداوندتبارک وتعالی است.ممکن است یک نفر با خداوند تبارک وتعالی به درجه شهادت برسدوطبق فرموده ی یغفرالشهیدکل ذنبی درلحظه ای که اولین قطره خونش ریخته می شودتمام گناهانش آمرزیده شود.اما حق الناس این طوری نیست.حق الناس خیلی ارتباطی باارتباط حق الله ندارد،نه این که ارتباط ماباخداونددررابطه مان باخلق تاثیر نداشته باشد،بسیار تاثیر دارد،می خواهم بگودم که این جور نیست که اگرما پیش خداعزیزبودیم حالا هر غلطی که دلمان خواست بکنیم،هررابطه ای که دلمان خواست بامردم برقرارکنیم،این خیلی خطرناک است.خیلی وقت هاهم محبوب بودن پیش خداممکن است شخص را پر توقع ومغرورومعجب ومتکبرباربیاوردوهمان باعث شودکه بامردم خوب رفتارنکند.فکر کند چون آبرویی پیش خداداردوخدااوراتحویل می گیرد،چون تحت اطاعت خداوندهست هرطوردلش خواست،باهر لحنی،به اصطلاح باهربرخوردی بامردم می تواند روبه روشود.این بسیارخطرناک است.حق الناس یک پرونده ویژه درنامه ی اعمال مادرقیامت دارد.لذا باید به آن خیلی اهمیت بدهیم وآن چه که مابایددرارتباطمان بادیگران که خداوندتبارک وتعالی امرفرمود،مادربحث دشمن شناسی آن هارامفصل عرض کردیم.دربخش حمله های شیطان توضیح دادیم که انسان بایددردرجه ی اول دقت بکند .من خیلی فشرده عرض می کنم،چون مبسوط آن دردشمن شناسی گفته شده است. فقط فرمول ها را عرض می کنم.مطلب اول این است که انسان باید توجه داشته باشدکه دروجوداویک شیطانی است،که حداقل یک شیطان است که دشمن اوست واین دشمنی هرگزپایان نمی پذیردوتاقیامت ادامه دارد.شیطان دشمن ماست وبه هرحال ماموریت آن این است ماراگمراه کند،نکته دوم این است که یکی از راه هایی که شیطان دشمنی اش رادرمااعمال می کند این است که بین ماوسایرانسان ها اختلاف ایجاد کند،چرا،چون اختلاف مثل خیلی از چیزهای دیگردرانسان غم وغصه ایجادمی کندهمین غصه می تواندانسان رازمین گیرکندونگذاردحرکت سازنده ای توام با نشاط وشادی وامیدراانجام دهد.بنابراین شیطان بسیار توجه داردبه این که همیشه بین مسلمین اختلاف ایجاد کند.نگذارددونفردررارابطه شان گرم وصمیمی باشند.نگذاردسالها بتوانند کنار یک دیگرزندگی کنندوازهم دیگرلذت ببرندوآرامش داشته باشند.

به هرحال این یک اصل غیرقابل انکاراست.که انسان پیش عزیزترین کس خود یعنی خداوند تبارک وتعالی،پیش عزیزترین کس خود یعنی محمد وآل محمد،پیش پدرومادرش،همسر،پیش هر کسی که به نهایت معشوقش هست هم که باشدبازخطراختلاف انگیزی وجوددارد.شیطان می تواند بین انسان وخدا ،بین انسان وپیامبروآلش،بین انسان وعزیزترین کسانش اختلاف بیاندازد.این جور نیست که اگر من یک کسی را به شدت دوست داشتم هرگزبین مااختلاف ودعواودرگیری اتفاق نمی افتد،یااین فلانی به شدت عاشق من است ،هیچ وقت بین مااختلاف ایجادنمی شودومامیتوانیم یک زندگی خوب وراحت داشته باشیم.چنین چیزی نیست،اگرکسی خوب وشیرینی داشته باشد حتما باید مراقبت کند.چراچون قرآن کریم می فرماید شماحتما دشمن این چنینی دارید،کسی هست که می خواهد بین شمارابه هم بزند. بنابراین انسان باید دائماًمراقبت جنگی داشته باشد،در مراقبت و آماده باش باشد،همیشه وضعیت ما ،وضیعیتی است که در حمله های نظامی که چراغ سبزوسفیدوقرمزمی کشیدند.آژیرخطروضعیت هارا می گفتند.وضعیت سفیدووضعیت زردووضعیت قرمز. ما همیشه بدون استثنا وضعیت مان زرداست.هیچ موقع سفید نیستیم .یعنی اگر یک موقع هم بایک نفردرصلح وآرامش هستیم خیلی فکر می کنیم که بین ما خوبی هست هیج موقع به جون هم دیگرنمی افتیم،هیچ وقت درگیری نداریم،این طور نیست ،همیشه عوامل بالقوه ی پنهانی وجود داردکه می تواندبین ماودیگران را به هم بزنندوخطرناک است.بنابراین ماهمیشه ازنظر وضعیت همیشه دروضعیت زردبه سرمی بریم.یعنی احتمال خطروجوددارد.گاهی وقت ها ازاین حالت زرد به وضعیت قرمز کشیده می شود،یعنی ما به سمت دعواودرگیری واختلاف می رویم.ازاین طرف باید خیلی توجه کنیم که همیشه این وضعیت وجوددارد،یعنی حالت لیزخوردن،خطروجوددارد.

قرآن به مامی فرمایدکه شیطان دشمن شماست.باید حتمااین شیطان رادشمن بگیرید.دشمن بگیریدیعنی چه؟یعنی گارد بگیرید.درشمابااوحس دشمنی کردن وجودداشته باشد.نباید مسامحه کنید،نباید ؟کنید،نبایدسرخودتان را شیره بمالید.نباید درارتباطان بی خیال باشید.

حتما باید حواستان جمع باشد.اناالشیطان لکم عدو فاتخذواوعدو. حتمابایدشمااورادشمن بگیرید.شیطان ازدرون برماحمله می کند، معنایش این است که بسیاری ازافکاردرونی خودمان رادشمن بگیریم.این هارامن تندتندمی گویم وتوضیح نمی دهم .چون شیطان ازطریق خیال وفکرهست ازطریق درون هست،معنای فاتخذواعدوایعنی افکارخودتان رادشمن بگیرید.ازافکارخودتان بدتان بیاید.ازخیالاتی که به دسرتان بیایدبدتون بیاید،ازنظرهایی که به سرشما می آید،ازنوع گمان هایی که به دیگران دارید.باید خیلی از این هارا برائت بجوییدوفکرنکنیدکه مال خودتون هست. اگریک فکری،نگاهی به یک کسی نسبت به کسی پیداکردید،فکرکنیدکه این نگاه همیشه درست هست،نه؟!همیشه این طورنیست واین نگاه ممکن است،نگاه شیطانی باشد شیطان دراو دخالت بکندودرنگاه مابه دیگران سایه بیاندازدوخراب کندوتیره وتاربکند بین زن وشوهربه کرات در قرآن آمده است ودرزن وشوهراین کاررامی کند.زن وشوهرهمیشه باسایه وعینک رنگی وبا رنگ های مختلف هم دیگررامی بینند.پدرومادر،دودوست،شاگردواستاد نمی دانم،خواهروبرادر،همیشه این طورهست ،یعنی شیطان همیشه تلاش می کند که نگذارد،افرادیک دیگرراشفاف وصاف ببینند.بنابراین انگاردائمامابایدخودرامتهم کنیم.به همین دلیل هم هست که فرمود:المومن یصبح ویمسی وهوالضنون عند نفسه.مومن صبح می کندوشب می کنددرحالی که به خودش بدبین است،به خودش سوءظن داردنه به دیگران،خودش رابدمی داندوافکارخودش آن موقع متهم می کند،که این طوری نیست که بادیگران بدباشد.بعددرقرآن فرمود (سوره اسرا):قل عبادی قولوا الذی احسن شیطان ان بینهم الشیطان کان للانسان عدوامبینا.به بندگانم حتما تاکید بکن که بهشون هروقت می خواهندباهم حرف بزنند،قشنگ حرف بزنند. خوب کلمه را دقت کنید ،می خواهم وارد بحث نهایی بشویم .این قدرتندتند حرف می زنم برای این است که برسیم به که آن جا سرمایه گذاری کنیم.قل عبادی قولواالتی هی احسن،یقول التی هی احسن .احسن حرف بزنندوقتی می خواهندباهم حرف بزنندچرا؟چون ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا. چون شیطان بین بندگان اختلاف می اندازدواودشمن است واویک دشمن آشکاراست.بنابراین بندگان من باید دقت بکنندهروقت می خواهندباهم رابطه ای داشته باشند ،هروقت که می خواهندباهم حرف بزنند،بایدبهترین کلمات رادرحرف زدن با همدیگر استخدام کنند. بهترین کلمات،مودبانه ترین کلمات،که حالاتوضیح می دهم این ها یعنی چه؟ ولی باید توجه داشته باشیم که قرآن کریم می فرماید:هروقت می خواهید باهم دیگرروبه روشویدبایدبابهترین چهره روبه روشوید.قرآن کلمه ی قل را به کاربرده است "یقول التی هی احسن "به بندگانم بگووقتی می خواهند باهم حرف بزنند،بهترین نوع حرف زدن راانتخاب کنندوبهترین کلمات رابگویند.کلمه ای رابگویند که یک احسن است.برای این که ارتباطات مااز ناحیه ی کلام وگفتاراست.واقعا شخصیت یک نفردرگفتاراوظاهرمی شود،این خیلی مهم است والا انحصاربه قول وکلام ندارد.انسان ممکن است بایک قیافه ای ظاهرشودکه شیطان ازقیافه سوءاستفاده کندوبین انسان ها اختلاف بیاندازد.لذاانسان هم درموقع پوشش هم درنوع شکی ظاهرمی شود.دربرابر افرادبایدمحترمانه وباادب ظاهر شود. هی احسن ظاهرشود.همین طوردرمقابل بویی که ازاوساطع می شود.مثلادراحادیث داریم که شماوقتی می خواهیدبه مسجد بروید پیازنخورید،سیرنخورید.این برای چی؟برای این است که شیطان ازبوی دهان یک نفر،یک نفررانسبت به اومتنفرکندودربین آن ها اختلاف ایجادکند.آدم می خواهد جایی برودپایش بوندهد.پایش رابشوید،جورابش رابشوید،تنبلی نکند،چرا؟چون بایدبابهترین وجه درجمع دیگران ظاهر شود.درسته که سختی دارد.ولی وقتی بایداحسن ظاهر بشودبایدتوجه داشته باشد که شیطان وجودداردواختلاف انگیزی بکند ،ماباید با احسن شویم واستفاده ازعطرکه این همه سفارش شده است ومستحب است ،به خاطریکی ازمظاهرش همین احسن ظاهرشدن است.احسن تجلی کردن افراددرمقابل وبرابر هم دیگراست.این بحث،بحث بسیار مفصلی است که حالا بگذارتاوقت دیگر.البته درفرهنگسرای خاوران مفصل دربحث های دشمن شناسی این قسمت راتوضیح دادیم.حالابرسیم به صحبت خودمان. قرآن فرمود :قل عبادی الذی یقول هی احسن که چی؟که ان الشیطان یرزق بینهم. بین شما اختلاف ایجاد می کند.مواظب باشید که بدظاهرنشوید. این جاهم آیه قرآن فرمودچی؟وقولواللناس حسنی .این مقدمه ای بودکه خیلی مسلسل وارخدمتتان عرض کردم تابه توضیح آن شروع کنیم.سوره اسرا آیه 53بود که خدمتتان عرض کردم:قل لعبادی. به بندگانم بگو.که یقول التی هی احسن .وقتی می خواهند باهم دیگرحرف بزنند به بهترین شکل حرف بزنند که شیطان بین آن ها اختلاف می اندازد.آیه ای هم که موردبحث مان است وقولوا للناس حسنا.بامردم نیکو سخن بگوییدوبحث درباره ی همین ارتباط همین ارتباط کلامی است. بحث مهمی است یک آیه70و71سوره احزاب می فرماید:یاایهاالذین امنوااتقواالله وقولواقولاسدیدا.ای بندگان خدا،ای مومنین ازخداوندبترسیدوقتی میخواهید حرف بزنید محکم واستوار سخن بگویید.یصلح لم اعمالکم تا چه بشود؟تااعمال شما رابرای شما اصلاح کند ویغفر لکم ذنوبکم .گناهان شمارا ببخشدوخودشماراببخشد. ومن یطع الاورسوله فقدفازعظیما.کسی که اطاعت ازخداورسولش بکند،به رستگاری عظیمی نائل می شود .درآیه ی 55سوره ی قصص می فرماید:( واذا سمع اللغو اعرضو عنه و قالواله اعمالنا و تکم اعمالکم سلام علیکم لانقتبل جاهلین ) این خیلی مهم است حالا میخواهیم وارد بحث بشویم ببینید می فرماید که شما باید هم درست

صحبت بکنید،بایدمراقب باشید که همیشه نحوه های حرف زدن شما،ارتباطاتی شماها با همدیگردارید میتواند تحریک کننده باشد. شماها نگاه بکنید جنگ هایی که در بعضی کشورها شده به خاطر لفظ بوده است در طول تاریخ دها میلیون انسان فقط به خاطر نحوه ی حرف زدند جنگ کردن وکشته شدن. طلاق ها را شما نگاه بکنید. خیلی ازعوامل طلاق برای این است که نحوه ی حرف زدن افراد باهمدیگرخراب است وخوب نیست ما داشتیم که زن آدم بدی بوده است، مرد آدم بدی بوده است ولی عرضه داشتن که با هم خوب حرف بزنند میبینیم که زندگیشان پایدار مانده است. گاهی وقت ها زیاد داشتیم که زن ومرد هردو آدم های خوبی بودند ولی چون بلد نبودند که با هم چه جوری و چگونه سخن بگویند همین نحوه ی ارتباط کلامی ضعیف بوده است، بینشان طلاق اتفاق افتاده است، ازهمدیگرجدا شده اند. یاآدم های خوب زیادی سراغ داریم که هردو آدم های خوبی اند اما چون در کلام بی دقتی می کنند کاررا به جنگ می کشانند،کاررا به اختلاف و جهنم می کشانند که انسان در

این زمینه باید خیلی مواظب باشد. به هر حال یکی از راهکارهایی که به انسان در این مورد یاد می دهد این است که:1ـ اولا انتخاب راه های مختلفی است که من حالا سعی میکنم تا یک حدودی دراین مباحث برای شما بگویم یکی اینکه می گوید درانتخاب کلمات دقت کنید، کلماتی رابگوید که هی احسن باشند،از همه بهتر باشند، این نشان دهنده ی هی احسن انتخاب را می رساند چون افضل تفضیل است مثلا اینکه ما می گوییم شما بروید در مغازه بهترین لباس را انتخاب کنید. اگریک نفرهمیشه برای ما لباس بخرد وبیاورد یا خودمان لباس را انتخاب نکنیم و همیشه یک نفر برای ما انتخاب کند و بیاورد و خوب ما دیگرقدرت انتخاب نداریم، آنیکه آورده را مجبوریم بپوشیم. اگر بهترین غذا را بخورید،زمانی معنا میدهد که می گویند بهترین غذا را بخوریدکه ما قدرت انتخاب را داشته باشیم، یعنی غذاهای متعددی را سراغ داشته باشیم و از بین انها بهترین را انتخاب بکنیم. وقتی قران امرمیکندکه افراد بهترین نحوه ی حرف زدن را انتخاب کنند این نشان دهننده ی این است که خداوند ازماانتظاردارد که

کلمه شناسی مان را خوب کنیم و خوب باشد، لفظ شناسی مان خوب باشد، ادبیات را بلد باشیم وکلمات را بشناسیم.آدم هایی که محدودیت لفظ دارند، همیشه نمیتوانند بهترین الفاظ را انتخاب کنند. گاهی وقت ها حرف قشنگی را هم میخواهند بزنند ولی بلد نیستند که بزنند ویک حرف بد می زنند، گاهی وقت ها حرف ها را با هم قاطی می کنند با این حساب اصولا مطالعه ی روی انتخاب بهترین کلمات کار ارزشمندی است حالا فرض بفرمایید که ما برای حرف زدن با یکدیگرکدام الفاظ را انتخاب بکنیم و چه چیزهایی را بگوییم. این خیلی مهم است، این نحوه ی حرف زدن افراد به الفاظی که انتخاب می کنند چه الفاظی هستند،بنابراین ما باید دراین زمینه مطالعه داشته باشیم که حالا می خواهیم سخن بگوییم با همدیگر نوع الفاظی راکه استخدام می کنیم چه الفاظی است.این دانش آموزرا باید ... گاهی وقت ها افراد هستند که می خواهند حرف بزنند بد حرف می زنندمثلا می آیدبگوید که من با شما یک امری داشتم،مثلا می خواهد بگوید یک عرضی داشتم می گوید یک امری داشتم، ویا مثلا به

طرف می خواهد خیلی احترامی بگذارد می گوید:عرضتون روبفرمایید. ها! چون عرض مال چیه؟ مال کوچکتر است،مال پایین تراست امر مال بالاتراست.طرف می خواهد بگوید امرتان را بفرمایید می گویید عرضتان را بفرمایید.یکی ازاین طلبه های ناشی آمده بود ورفته بود در خانه ی یکی از این علما خدارحمت کندمرحوم آیت الله ملایری

رابعد زنگ زده بودوگفته بود که ببخشید من ازتهران آمده ام وباشما یک امری داشتم.گفت غلط کردی امری داشتی .از کجاآمدی بامن امر داشتی .برواول حرف زدن را یاد بگیروبعدبیا.آره.این راباید دقت بکنیم. که کلماتی را که استخدام می کنیم،حواسمان باشد که خراب کاری نکنیم که چه بگوییم؟یااین طور می کند که می گوید انشاالله منزل مامشرف شدید،مثلاً یک کلماتی را شنیده وبه گوشش خورده ولی بلد نیست که چه طور باید مشرف شدید منزل ما ،باید بگوید تشریف منزل ما بیارید.یعنی شرافت را باخودتان می آورید . به ما لطف می کنید، در حق ما بزرگی می کنید و منزل ما می آیید. وقتی می گویید مشرف شدید یعنی چه؟یعنی می آیید اینجا و بزرگ می شوید و از ما شرافت می گیرید، خودتان چیزی ندارید و از ما شرافت می گیرید.ما مثلاً نمی گوییم من تشریف بردم مشهد یا جاتون خالی مشهد تشریف بردم کی هستیم که مشهد تشریف ببریم ما به مشهد مشرف می شویم. یعنی می رویم مشهد چه کار کنیم؟ شرافت بگیریم، برویم مشهد و شرافت می گیریم پدرتان کجاست؟ می گویید مشهد تشریف بردند. درش درست است پدرش ادم بزرگی است و ممکن است ایت الله باشد، یک مرجع تقلید باشد، یک مرجع یا یک ولی خدا باشد. اما نبایید بگویید تشریف بردند مشهد باید بگویید مشهد مشرف شدن، کربلا مشرف شدن،سوریه مشرف شدن،مشرف شدن مکه اما حالا می توانیم بگوییم جای دیگری تشریف بردند، اصلا جای دیگری باشد عیبی ندارد، چون ادم بزرگ است و می خواهیم ازاو تجلیل کنیم،مثلا می گوییم تشریف بردند،اما عیبی ندارد

اماجاهایی که طرفش آدم های بزرگی هستند،هیچ وقت نمی گوییم تشریف بردند،میگوییم انجا مشرف شده اند.اینجا نمونه ایست که عرض میکنم، این الفاظ زیاد است که آدم بخواهد استفاده بکند، بعد باید بداند اینجا چه جوری است، آدم در این زمینه مطالعه داشته باشد والفاظ را بموقع استفاده بکند وبد حرف نزند چون بعضی ها ممکن است یک حرف یا یک کلمه بهشان بربخورد. ما درتاریخ زیاد داریم که یک کلمه جا به جا شده است و یک کلمه باعث شده است که طرف سرش را بر باد داده است. زبان سرخ سرسبز را دهد بر باد،این خیلی مهم است که ما چگونه حرف بزنیم خارجی ها انصافا رواین قضیه کارکرده اند و کتاب های خوبی هم در این زمینه نوشته اند،در حالی که دربین مااین مساًله هنوزنهادینه نشده است وکارانجام نداده ایم که روی بحث کلامی کار جدی و تخصصی انجام داده باشیم افراد این را یاد بگیرند و این باید آموزش داده شودو این باید به بچه ها از بچگی آموزش داده شود، اما الان مثلا طرف

انقلابی است مثلا فرض بفرمایید بعد ازانقلاب به دنیا آمده مثلا می خواهد حرف بزند وقتی کاری برایش انجام داده اید می گوید مرسی این کلمه برای زبان ما نیست ما میتوانیم بگوییم تشکر،خیلی ممنون . آدم های بزرگی هستند که می خواهند حرف بزنند الفاظی را بکارمی برند که اصلا جزفرهنگ ما نیست حالا یک موقع است که بعضی ها طاغوتی اند مثل ما که اون زمان بودیم،مثل حاج آقا ایلخانی ،مثل آقای احمد زاده. طاغوتی ها می گفتند مرسی عیب نداره ولی جوان ها نه دیگه. شما مال این زمان هستید با این زبان باید صحبت کنید و باصطلاح استفاده کنید ولی خیلی ها هستند که الان الفاط خوبی را بکار نمی برند و حالا این باید روی این قضیه که چه الفاظی بکاربرده شود کار جدی بشود . بهترین کلام برای اینکه انسان ادب یاد بگیرد خدا رحمت کند علامه را که در این بخش غوغا کرده است، بحث ادب خدا و ادب انبیا و ادب قران . نحوه حرف زدن ها را انسان باید از قران و انبیا یاد بگیرد

و ازخود خداوند که در کلماتش نهایت ادب به کاربرده شده است ، خیلی مهم است که ما همه اینها را تمرین کنیم ویاد بگیریم. پس انتخاب خیلی مهم است. مطالعه وتمرین کردن ،این ها می تواند خیلی کمک کند که ما نحوه ی حرف زدن را یاد بگیریم. یاد بگیریم که چه طور و به چه نحو حرف بزنیم. بنده ی خدا شاه خواب دیده بود که همه ی دندان هایش ریخته است، یک معبر آوردند،که تعبیر کند،گفت: تعبیر خوابی که من دیده ام چیست؟ گفت :همه ی فامیل هایت می میرند. شاه گفت :این مرد را بکشید. رفتند و یک معبردیگر آوردند. گفتند شما تعبیرکنید. او گفت : عمرشما از عمر همه ی اقوامتان طولانی تر است. ببینید این نحوه ی حرف زدن راکه چه قدر فرق می کند. خوب پادشاه هم به او جایزه داد. معنی دو تعبیر یکی بود. ولی یک نفر این طور حرف می زندویکی آن طور. خیلی باید تمرین کنیم. من خودم که دارم به شما می گویم این طور نیست که مصون هستم. نه،خیلی وقت ها دیدم که من بهتر می توانستم کامات را انتخاب کنم،ولی باید توجه وتمرین زیادکنیم.یعنی باید این دغدغه ذهنی ما باشد که انسان بتواند کار بکند. این طور نیست که الان بگوییم وفردا بشویم. خیلی احتیاج به کار دارد. یکسره انسان در این زمینه احتیاج به کار و تمرین دارد. یک وقت یک چیز هایی را که در دلش نیست را می خواهد بگوید. لفظی را به کار می برد که اصلاً لفظ بدی است و کار خراب می شود. چون شیطان هم هست .طرف مقابلت ،همسرت هست، اوهم یک شیطان داردوکاملا آماده و مجهز است که یک چیزی از تو ساطع شود. نسبت به این واین بگیرد وتو دل او پرورش دهد.خودت هم که آمادگی داری.بنابراین خیلی باید انسان باید باشد که تحریک نکند. با حرف هایش وبا کلماتش دیگران را تحریک نکند. چون دشمن همیشه آماده است.ازدهنت در بیاید آن جا پرورش پیدا می کند. لذا گاهی می ببنیم زن وشوهر باهم خیلی خوب هستند ومنظور بدی هم ندارند،خیلی هم همدیگر را دوست دارند،قبول دارند، اما نوع لفظی که به کار می برند ،یک موقع لفظی است که کار خراب می شود وبه جان همدیگر می افتند. خلاصه دلخوری هی زیادی ایجاد می شود. بعد شیطان مگر می گذارد که ببخشد و بگذرد.ایجاد دلخوری های مختلف می کند ومدام می پروراند. حالا طرف اصرار می کند که آقا معذرت می خواهم ،من قصدی نداشتم.می بینی که شیطان اجازه نمی دهد که زود بگذرد.افرادی که زود نمی گذرند حساس و زود رنجند.این ها خیلی زود طعمه جهنم می شوند. خیلی فشار قبر زیادی دارند. آن هارا فشار آخرتی زیادی می گیرد. می دانید که شیطان این کاررا انجام می دهد.یک کسی که آمد معذرت خواهی کرد،سریع بگذرید. حتی بدانید که دروغ می گوید.بهانه کنید معذرت خواهی اورا واصلاً از جهنم زودتردر بروید چون جهنم ماندنی نیست. درجهنم نمی شود ایستاد. به محض این که شما تمرکز می کنید که با یک نفر روی الفاظی که به کار ببرید،این الفاظی را که تمرکز می کنید که تو چه گفتی ،او چه گفت، من چه گفتم،منظور این چه بود؟منظور او چه بود منظور من این بود همان جا در جهنم ایستادید ودارید حرف می زنید .معطل می کنید.باید زود برود ونایستد تا جروبحث بکند حتی بخواهد اثبات کند که حق بااو بوده است.زود باید قیچی کند وفرار کند.انسان خیلی زود باید در رود .حالا چه قدر قشنگ فرمول را را می گوید.

می فرماید:واذا سمع اللغوا اعرضوا عنه .آیه ی 55 قرآن سوره قصص. مومنین را تشریح می کند که خوب ها را می گوید این جا حرف های بیجا وحرف های بد ،حرف های لغو ،حرف های زشت می شنود. اعرضوا عنه، زود اعراض می کنند ودوری می کنند. نمی ایستند بگویند چه بود،بروند،چه گفت، چه طور شد، منظورش چه بود،این بود، این نبود، معنایش چه بود ،مدام خودش را کنار می کشد. چون حساس است ،چون بوی جهنم می آید ، حساس شده است. آدم های بهشتی ،آدم های تمیز وپاک و طاهر زیاد از جروبحث و مناظره ومجادله واین چیزها استقبال نمی کنند. حساس هستند، تا یک جایی می خواهد شعله ای بر افروخته شود،این حس فرار را دارد وزود فرار می کند.

واذا سمع اللغو و اعرضوا عنه. یک حرف لغو را که می شنوند زود اعراض می کنند. انما اعمالنا لکم اعمالکم . به آدم های بد، به کفار،به آدم هایی که به اصطلاح ، هر کسی می خواهد باشد ،می گوید، هر کسی که می خواهد باشد، می گوید مارا در قبر خودمان می گذارند واین ها در قبر خودشان می گذارند. اعمال ما برای ما اعمال شما برای شما.نمی استد که ثابت کند. بایستد که ثابت کند که حالا این طرف اشتباه کرده و این حتماً جهنمی می شود. تا تو بخاهی ثابت کنی که فلانی جهنمی است، خودت را می بینی که کلی در جهنم ایستادی وبه طرف داری می گویی جهنمی هستی. خیلی راحت . همان طور که قرآن می گوید:لکم دینکم ولی الدین. این جا همین طور است. وقالوا لنا اعمالنا لکم اعمالکم. اعمال ما مال شماست، اعمال شما مال ماست. زود از معرکه در می رود ونمی ایستد که جروبحث بکند. حالا ببین که قرآن چه قدر زیبا می گوید. آدم زیرک ها چه طوراز جهنم فرار می کنند. سلام علیکم لا نبتقل جاهلین: سلام علیکم. در عرب ها رسمی که دارند این است که موقع ملاقات و برخورد اولیه به هم سلام می کنند وموقع خداحافظی هم چه کار می کنند،سلام می کنند.اولش می گویند السلام علیکم وآخرش هم می گویند السلام علیکم. ماهم همین را می گوییم،اولش می گوییم سلام علیکم وآخرش هم می گوییم خداحافظ. خداحافظ یعنی خدا به شما سلامتی بدهد. حفظ تان کند. حالا ما تعبیری که در فارسی به کار می بریم این طور است که خداحافظ یعنی همان سلام است. در واقع خداحافظی همان سلام کردن است.همان سلام است و بعد قرآن می فرماید که این جا با آدم های جاهل که برخورد می کنند. خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما. دریک آیه دیگر فرمودند:تا با جمال روبه رو می شوند سلام می گویند. قالوا سلاما یعنی زود قطع می کنند وخداحافظی می کنند. ببخشید من کار دارم زود خداحافظی می کنند. خداحافظ شما تا بعد. نمی گذارد طولانی شود ومدام بایستد ،جواب بدهد و جواب بگیرد. این خیلی خطرناک است. می گوید آقا شما چه کار دارید. فضولی نکن شماچه کار دارید،هیچی ،نه فضولی نبود ،من فقط کنجکاو بودم. همین دیگر جهنم می برد. کنجکاوی جهنم می برد.یعنی چه کنجکاو بودم.مدام می خواهد ادامه بدهد.ببند اصل ماجرا چیست. وقتی می خواهد آخرش رابفهمد،کار خراب می شود. نه! اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما خود امیرالمومنین علیه السلام می فرماید که وقتی به من فحش می دهند حالا این داستان مفصل دارد. من می گویم به یک کس دیگر بودند. رد می شوم و می روم. واذا خاطبهم الجاهلون،سلام علیکم .حالا دقت کنید که چه قدر قشنگ است. لانبتقل جاهلین ،یعنی چه؟ یعنی این که ما با جاهلین کاری نداریم .باافراد جاهل کاری نداریم وآن جا می فرماید: واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما. این که مثلاً بگویی که ما با شما در سلامتی هستیم . یک معنای عالی هست که از ظاهر این جور در نمی آید. قالوا سلاما یعنی خداحافظ شما. فرار می کنند از این تا هست. البته درباره ی بعضی از افراد می شود این طور به کار برد.بعضی از افراد که ظرفیت آن را دارند.تاب تحمل رادارند. به خصوص افرادی که آدم های خوب ومحبوب هستند وحیف هست که انسان روابطش با این ها به هم بخورد. قالوا سلاما بله این طور می توانیم بگوییم،مثلاًفرض بفرمایید،همسر آدم روی دنده ی لجی افتاده ودارد حرف هایی می زند که اصلاً صلاح نیست ،آدم می شود چی؟ می داند که حرف ،حرف جاهلی وجاهلانه ای است آن جا باید قالوا سلاما .یعنی خداحافظ. یعنی چه؟ یعنی عرضه دارد به جای جهنم می گوید به سلامتی یابحث را قطع می کند یاموضوع را عوض می کند.

این ها راه هایی است که می شود. یا بحث را قطع می کند یا موضوع را عوض می کند. یا همراه می شود و می رود. به هر بهانه ای برای پایان جروبحث وقطع بحث پیدا می کند. نمی گذارد ادامه دار شود،چون می فهمد جهنم یعنی چه؟این آدم های تیزوزیرک ازبهشت لذت می برند وبهشت را می فهمند وآدم های پاک که از آلودگی بدشان می آید،به محض این که یک لکه رویشان می افتد،زودحساس هستند ،زود نشان می دهد. این ها خوب می فهمند وبلدند که چه کار می کنند.خداوند هم ایشان را هدایت می کند که چه کار کنند. نمی گذارند که با پدرم شوخی کنم.با پدر ومادر که خیلی خطرناک هست. به خصوص که باپدر ومادر انسان خیلی باید هوشیار باشد. چون بازی با دم شیراست. درروایت و دعاها داریم .من شرح کردم درهمان آموزش دین ،اکثرتان حتماً شنیده اید.(بحث حقوق والدین) امام سجاد به خداوند تبارک وتعالی عرض می کند:خداوندا به ما توفیق بده که به پدرو مادرمان به اندازه ی شاه ستمگر برسیم.سلطان السوف .یعنی چه؟یعنی پدر ومادر آدم های معمولی نیستند که بشود با آن ها دهان به دهان گذاشت ویک دفعه با آن ها وارد یک شوخی هایی شد. شوخی خیلی خوب است که بکنید، به صرف این که ظرفیت نشان بدهند.اگر ظرفیت نشان دادند ،عیبی ندارد با ایشان شوخی هم بکنید.

هر چه قدر دوست داشتید با هم حرف بزنید،گپ بزنید. این ها خیلی خوب است

ولی یک موقع هایی هست که نه . پدر ومادر نمی طلبد و نمی خواهند واگر انسان وارد شود خیلی خطرناک است .به خصوص جاهایی که پدر از دستت عصبانی است ودارد مثلاً چیزی می گوید وفکر می کنی اگر بایستی جوابش را بدهی ،یا مثلا فرض بفر مایید جوابش را بدهم،بایستی جواب رفیقت را بدهی،به جایی بر نمی خورد،نه، کاملاً سکوت کنی ،لبخند بزنی. این خیلی همه است. خیلی حواستان باید جمع باشد. خیلی وقت ها آدم با شوخی می تواند کاررا قطع کند. آتش پدر ومادر را خاموش کند. گاهی وقت ها با لبخند است،گاهی وقت ها با سکوت. گاهی اوقات با بلند شدن ورفتن یا با عوض کردن موضوع هست. باید هوشیار باشیم که انسان در دام نیافتد. پدر ومادر موجودات بسیار بسیار خطرناکی هستند.یعنی از یک طرف طبعشان با آن رحمتی که دارند. خیلی خطرناک هستند. در شرح زیات عاشورا توضیح دادم .گفتم هر چه قدر طرف ومقابل شما خوب باشد،خطر این که شما را جهنمی بکند بیشتر هست.چون خوب است با چهره ی خوب روبه رو شوید. توجه فرمودید .با چهره ای روبه رو شوی خیلی خطرناک است. برق خیلی خوب است نگاه کنید الان داریم از آن استفاده می کنیم. اما کافی است تا شما به آن دست بزنید چه کار می کند ؟ می کشد ،جادرجا خشک می کند. آب خیلی جیز خوبی است ، ولی فقط کافی است ناشیانه با آن برخورد کنی یا سیل می شود و خانه را خراب می کند یا خفه ات می کند . مثل چاقو می ماند. خیلی انسان باید در مورد افراد دقت کند. هر کس که شخصیت آن بالاتر هست ،احترامش بالاتر هست. باید خیلی انسان هوشیار باشد،که یک دفعه فکر نکند که مثلا می تواند در حریم طرف برود. می تواند با او رفیق شود. می تواند خیلی به او نزدیک شود،می تواند خیلی دخترخاله پسرخاله شود. از این حرف ها نیست. اگر طرف مقابل هم راه می دهد،ما باید مواظب باشیم،به اندازه ای که اجازه داریم و ادب اقتضاء می کند نزدیک بشویم. عیبی ندارد .اما یک دفعه اگر بخواهیم فکر کنیم که هر حریمی می توانیم برویم بسیار خطر ناک است وسر از جهنم در می آوریم. به خصوص بزرگ ترها دقت بکنند وقتی می خواهند کوچک ترها را بپذیرند با ظرفیت بپذیرند. یکی از آفت های کوچک ترها این است که کوچک ترها خیلی راحت در حریم های خود راهشان می دهند وبعد این عادت بکند که با حریم های بزرگانه حرف بزنند. یک موقع می بینی با یک بزرگی ،فکر می کند مثلاًاین هم همان بزرگی هست که با او حرف زده،بد حرف می زند.خیلی بی ادبانه حرف می زند چرا چون عادت کرده که با بزرگترها این طور صحبت کند. این خیلی خطرناک می شود. باید خیلی هوشیار باشد.از آن طرف به بزرگ می گویند که هوشیار باش و افراد را خیلی در حریمت راه نده.از این طرف به کوچک ترها می گویند،وقتی بزرگ به خاطر خوش اخلاقی ،تواضع،به خاطر وضیفه اخلاقی،به خاطر محبت ،به خاطر پدر بودنش،به خاطر خیلی چیز های دیگر حریم را باز کرده ، زیاد به حریم او نزدیک نشویم.از والدین بهتر چه کسی را دوست داریم .حضرت می فرماید:که کمک کن که از والدینم مثل یک سلطان ستمگر بترسم. خطر ناک است حالا زیادتر از حد به ایشان نزدیک شوی. یک دفعه می بینی که انسان سوخت واز بین رفت. این طور انسان باید هوشیار باشد که با دیگران می خواهد ارتباط داشته باشد، جهنمی نشود. لا نبتقل جاهلین یعنی ما کاری با شما نداریم.برای چه بایستیم با شما دهان به دهان بگذاریم. ما با جهنم ها کاری نداریم شما نزدیک جهنمی باشید وبا جهنمی بخواهید برخورد کنید خودت هم جهنمی می شوید و خطر سوختن شما را هم می گیرد.لذا حالت فرار یکی از بهترین راه هاست.برای این که انسان دچار جهنم نشود. بگذار دیگران بگویند ترسید،دیگران بگویند جا زد. ولی این خیلی هوشیاری است. در جایی است که خطر است، عقل می گوید هر جا خطر است باید فرار کنی.آقا این جا وضعیت قرمز است من وشما این جا نشستیم ،کار عاقلانه ای نیست .اگر زیر زمینی باشد وبتوانیم برویم.هر آن ممکن است این وسط موشک بخورد. بگوییم ،نه، ما شجاعیم ،ما نمی ترسیم .از این حرف ها ،آره الان کشته بشویم ،شهید می شویم.نه! این حرف ها نیست. عقل پیامبر درونی است. عقل می گوید بابا بدو برو تو پناهگاه.عقل می گوید باید فرار کرد. این ترسو بودن نیست. امیرالمومنین علیه السلام روی یک دیوار تکیه داده بودند که در شرف ریختن بود.متوجه شدند این دیوار وضعش خوب نیست. سریع بلند شدند یک جای دیگر نشستند. یکی گفت: آقا دارید از قضای الهی فرارمی کنید. بنا نباشد روتون نمی ریزد. آقا فرمودند:این طور نیست.من قضای الهی به قدر الی فرار کنم.یک وضعیت جدیدتر می روم. هر جا که قضای مرگ هست ما نباید قضای مرگ را انتخاب کنیم. همه چیز قضای الهی است. اما قضای الهی در بسیاری موارد تابع بندگان هست. آن چیزی که بنده ،اندازه ای که بنده می برد. وقتی من بروم آن جا قضای الهی این هست که نمیرم. اگر این جا بنشینم قضای الهی این است که بمیرم. هردو قضا وجود دارد.من چرا بروم این قضا را انتخاب کنم. می روم به یک قدر جدید پناه می برم وبا یک قضای دیگری زندگی کنم.بی ؟ ها چیه؟ تو جبهه هم ما داشتیم. یک موقع در بعضی عملیات من یادم هست اصلاً امکانات نداشتیم .کلاه ایمنی نبود.چیز های دیگر نبود. خوب این موقع می رفتیم،عیبی نداشت. اما یک جاهایی بود که عملیات بود،به ما کلاه ایمنی می دادند .وسایل شیمیایی می دادند. بمب شیمیایی را خنثی کردن ،که اگر بمب شیمیایی زدند ،شما چه طور رفتار کنید. بعضی ها ننگشان می آمد ،فکر می کنند کار خوبی می کنند با خودشان نمی بردند. آقا توکل شما به خدا باشه ،این کلاه چیه ، مسخره بازی. ما،اصلاً..... این حرف ها نیست. حالت فرار ،حالت خوبی است. توی مناظرات ،در روبه رو شدن با همدیگر دقت کنید، وارتباطات فامیلی، در خیلی جاها انسان باید هوشیار باشد. یعنی شما با عزیزترین کس خودت هم نشستی ،با مادرت یا پدرت ،باید حواست باشد ،هیچ وقت دو نفر نیستی. یک نفر یک شیطان داری، نفر مقابل هم حداقل یک شیطان دارد.با این که مادرت است،خیلی هم دوستش داری ،خیلی هم دوستت دارد. کوچک ترین بی دقتی می بینی ، دو نفر که خیلی راحت نشستند پنج دقیقه با هم حرف بزنند،حرف های قشنگی هم رد وبدل می کنند،یک دفعه می بینی به هم می خورد. این ها اصلاً عرضه نداند چهل و هشت ساعت با هم بشند صفا کنند، نمی توانند، در چهل وهشت ساعت ،بیست دفعه به جان همدیگر می افتند. این ها مال بی دقتی هاست. انسان مدام سنخیت با جهنم وآتش دارد. تا طرف آتش می زند ،آتش می گیرد. باید آتش نگیرد ،هر کس هم می خواهد آتش بزند. انسان نباید به راحتی آتش بگیرد ولی بعضی ها هستند،نه؟ مادر یک چیزی می گوید ،بچه آتش می گیرد ،مادر راهم می سوزاند. پدر را هم می سوزاند. خودش را هم می سوزاند. پدر یک چیزی می گوید ،بچه سوخت ،خاکستر شد. بچه هوشیار این طور نیست. بچه ی هوشیار هر چه قدر مادر تیر شلیک کند، نمی سوزد.پدر هر چه شلیک کند نمی سوزد. آدم وزین، آدم قیمت دار ،آدم سنگین این طور نیست که به راحتی بسوزد.

والحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله

این دعاهایی که مستحب است با خودمان داشته باشیم.در دستشویی چه کار کنیم؟ قرآن خواندن وهمراه بودن آن با انسان در دستشویی هیچ اشکالی ندارد. اصلاً دعا داریم درهنگام تخلی می توانید بخوانید.حتی خانم ها هنگامی که گفتند در وضعیت ماهیانه شان به سر می برند ،قرآن نخوانند. قرآن خواندن کراهت دارد. کراهت به معنای معروفش نیست. بهتر است انجام ندهیم کراهت دارد. نه! قرآن می توانند در آن حالت هم بخوانند یعنی ثوابش کمتر است .ثوابش از حالتی که در وضعیت ماهانه نیستند کمتر است. دقت کنیم که این طور چیزها باعث نشود خدای ناکرده ما از مسائل معنوی مان دور شویم.

درقرآن کریم واژه احسان در باره ی پدر ومادر و ذوی الحقوق و یتامی و مساکین نیز به کار رفته است. آیا نوع احسان در تمامی موارد یکسان و همطراز است؟ نه. خیلی فرق دارد. تفاوت دارد. احسان ما متفاوت است.

قولوا للناس حسنی واعمال نیکو در مورد کفار و معاندین چگونه است ؟

این قدر که آن ها را تحریک به فحاشی علیه خودمان وخداوند ومقدسات خودمان نکنیم. مودب حرف زدن هم خیلی مهم است. اساساً گفتار و رفتار در امر به معروف و نهی از منکر که خوش نیست و اساساً مورد خوشایند مردم نیست و نمی باشد. از مصادیق آیه مذکور نمی باشد. چرا؟ امر به معروف و نهی از منکر باید با قول معروف و حسن و بهترین کلمات و استوارترین الفاظ انتخاب بکنید. بین حسن و احسان چه فرقی است؟حسن یعنی نیکویی. احسان باب افعال است ، یعنی نیکو کردن نیکو کرداری. اعمال نیکویی وکارهای خیر.

معرفی کتاب در این مورد. چشم ولی الان اسم دقیق آن به خاطرم نیست. مثل روابط زن وشوهر کتاب داریم. نام مرا نمی فهمی،تو هم مرا نمی فهمی ، وکتاب خارجی مردان مریخی و زنان ونوسی .البته آن برداشت از حالت ها ورفتارها هست. آیین دست یابی،نحوه ی الفاظ مال دیلکا رنلی هست. الفاظ این جوری هست. البته هیچ کدام مثل منابع خودمان نیست. منابع خودمان بسیارزیادو زیبا هم هست وهم تخصصی تراز آن ها.

منظور قرآن از محکم حرف زدن چیست؟ این را هم موارد مختلفی دارد که در هفته ی بعد خدمتتان خواهم گفت.

هدیه به محضر این سه بزرگوار و اولیاء صلوات ختم بفرمایید.

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم" "