جلسه 038 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
12
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان را در نسبت بین دنیا و آخرت ادامه میدهیم گفتیم در نسبت بین دنیا و آخرت یک قاعدهای مانند رابطه بین رحم مادر با دنیاست و گفتیم که همانطور که از رحم مادر ما شش تولد به دنیا داریم از رحم دنیا به برزخ و آخرت همین شش تولد را داریم تولد سالم را توضیح دادیم تولد ضعیف و بیمار.@ در تولد بیمار گفتیم که بیمار یعنی شخص نجات پیدا میکند ولی باید رنج درمان را تحمل بکند اینکه چقدر باید رنج را تحمل بکند بسته به تعداد، شدت و نوع بیماری دارد و بیماریها را گفتیم، گفتیم به دو دسته تقسیم میشود بیماریهای جوارحی و جوانحی یا همان بیماریهای بدنی و قلبی، توضیح دادیم معرفی کردیم.@ تقسیمبندی دیگری داشتیم که از یک نظر دیگر، بیماریهایی که انسان با آنها وارد برزخ میشود یا حق الله هستند یا حق الناس هستند و حق الناس هم گفتیم که یا فردی است یا اجتماعی و هر کدامشان یا مادی هستند یا معنوی که توضیح دادیم معرفی کردیم.@ اما در مورد بیماریها همانطور که پزشکان بهترین درمان را درمان دوران رحمی میدانند دوران جنینی که جنین را تا قبل از اینکه به دنیا بیاید درمان کنند چون میدانند که اگر در رحم مادر درمان بشود خیلی بهتر هست تا به دنیا بیاید و در دنیا بخواهد درمان بشود چون درمان در دنیا هم دردآور است و هم طولانیتر هست.@ اما اگر بتوانند در همان دوران درمانش بکنند که بازسازیاش راحتتر هست و مشکلاتش کمتر هست پزشکان ترجیح میدهند که این در رحم مادر درمان بشود در مورد خداوند هم که رحمان هست و رحیم همینطور هست.@ خداوند میخواهد انسانها در رحم دنیا درمان بشوند و گناهانشان دامن آنها را نگیرد وقتی وارد برزخ میشوند بنابراین به لطف و محبت و رحمت و فضلش یک سلسله شرائطی را قرار داده خداوند تبارک و تعالی که اختیاری و غیر اختیاری هست این شرائط اختیاری و غیر اختیاری باعث میشوند که شخص در دنیا درمان بشود و پاک وارد برزخ بشود.@ بعضیهایش را خدا چه بنده بخواهد چه نخواهد برایش ایجاد میکند و پاک میکند بنده را و بعضیها را نه گذاشته به عهده خود بنده که بنده برای خودش زمینههای پاکی را فراهم بکند و به اختیار او گذاشته که حالا در این باره هم من توضیح خواهم داد.@ یکی از چیزهایی و روشهایی که خداوند برای جبران گذاشته که من در دو بخش میگویم حق اللهها و حق الناسها، در بخش حق الله هم دو بخش هست یکی کارهایی که نباید میکردیم یعنی گناهان، یکی کارهایی که باید میکردیم یعنی ترک واجبات، اول این را بررسی کنیم درمان در رحم دنیا چطوری صورت میگیرد بعد میرویم سراغ حق الناس.@ در بخش حق الله آن چیزهایی که مربوط به انجام دادنیهاست مثلاً نماز را خوب نخوانده نماز قضا دارد روزه قضا دارد خداوند تبارک و تعالی درباره اینها شرائطی را گذاشته توبه و پشیمانی در درجه اول بعد به جا آوردن قضای آنها، حداقل در وصیتنامه انسان بنویسد که اگر عمر من نبود مبلغی از مال من صرف ادای فرائضی باشد که ترک کردم حجی که بجا نیاوردم.@ حالا مریض شدم روزههایی که نگرفتم نمازهایی که نخواندم خمسی که ندارم صدقهای که ندادم زکاتی که ندادم اگر توبه کرده باشد از دنیا برود یک موقع است توبه نکرده میگوید خمس را قبول ندارم همه جای دین را قبول دارم غیر از خمسش، زکات را قبول ندارم جهاد را قبول ندارم اگر بگوید قبول ندارم که کافر از دنیا میرود.@ یک موقع است نه تنبلی کرده قبول هم داشته اعتقاد هم داشته تنبلی کرده که حالا باید جبران بکند الان دارد توبه میکند پشیمان شده حالا بعداً باید این را جبران بکند پس خودش شروع میکند به قضای عبادات و اعمالش بعد در وصیتنامهاش هم بنویسد هر چقدر هم مال به دست آورد اولویت را بدهد به جبران آن چیزی که از حقوق الهی فوت شده.@ البته نماز اینطوری نیست نماز را باید خودش بجا بیاورد تا زمانی که زنده است روزه را باید خودش بجا بیاورد تا زمانی که زنده است مگر اینکه واقعاً مثلاً در نماز اصلاً نداریم طور دیگری، نماز تا شخص زنده است باید بجا بیاورد ولو مریض هم هست به همان صورت قضا بکند یک موقع قضا شکسته بوده از مسافرت نماز نخوانده قضاهایش هم شکسته است.@ یک موقع است در شهر نماز نخوانده در وطن نماز نخوانده کامل نماز نخوانده قضاهایش هم کامل است و نماز تا زمانی که حیات دارد قضا ندارد باید خودش بخواند روزه نه.@ روزه ممکن است یک بیماری داشته باشد دکتر هم به او بگوید تو تا آخر عمر نمیتوانی روزه بگیری امیدی هم واقعاً به بهبودی نیست حالا این را میشود پول بدهد کسی این کار را برایش انجام بدهد ولی نماز اگر مانده باشد باید وصیت بنویسد.@ برای همین هم قرآن میگوید در احکام الهی در فقه ما وجود دارد پسر بزرگتر واجب است نماز قضای پدرش را بجا بیاورد وصیتنامه بنویسد از اموالش حتماً چیزی را مشخص بکند بالأخره یک کاری بکند که این جبران بشود حج را باید بجا میاورده چون در روایت داریم کسی که حج را بجا نیاورد واجب باشد به استطاعت رسیده ولی حج را نرفته بجا بیاورد.@ ما چقدر از خانمها و آقایان هستند واقعاً استطاعت حج را دارند نه ثبتنام میکنند آزاد هم میتواند برود و نمیرود طلا آنقدر دارد که بتواند آزاد برود سکه دارد طلا دارد درآمد دارد میگوید اسمم در نیامده این ایستاده تا دولتی اسمش در بیاید دولت هم میگوید 17 سال پر شده الان دیگر اگر طرف تا 17 سال مُرد چکار کند.@ پیغمبر فرمود این به مرگ یهودی و نصارا مرده مسلمان دیگر نمرده از دنیا، کوتاهی کرده پول داشتی میتوانستی بروی آزاد باید بروی باید حج واجبت را بجا بیاوری یک موقع است توبه کرده امکانات هم ندارد واقعاً پول هم ندارد باید وصیت بکند که فلان کس به جای من برود حج نیابتی برایش بجا بیاورند.@ آنهایی که میتوانند یا اینکه نه آنقدر مریض هست که الان نمیتواند حج را بجا بیاورد دکترها هم گفتند که این تا آخر عمر این نمیتواند حج را بجا بیاورد خوب زنده است حج نیابتی بگیرد هزینهاش هم خیلی کمتر هست از اینکه خودش بلند شود آنجا برود واجبات الهی باید قضا بشود.@ یعنی باید جبران بشود حق اللهها، کوتاهی نباید بکند اینکه خدا میبخشد خدا ارحم الراحمین است اینها دیگر وسوسههای شیطان هست که شخص را به جهنم میاندازد آقا من الان زنده هستم امکان قضایش هست امکان جبرانش هست باید این کار را بکنم.@ نمیتوانم وصیتنامه بنویسم دیگران برایم بکنن خواهش کنم پول هم ندارم وصیت کنم از اموال خودم، با یکی از دوستان رفقایم خواهش کنم التماس کنم که نگذارند من جهنمی بشوم تو رفاقت را در حق من تمام کن این کار را برای من انجام بده بالأخره یکطوری انسان باید تلاش بکند یک موقع است دیگر اصلاً هیچ راهی ندارد.@ حالا خودش میداند خدا میداند با بندهاش چکار بکند این دیگر به ما ربطی ندارد این حق اللهها در مورد اعمالی که باید انجام میداده در مورد حق الله آنهایی که نباید انجام میداده گناه کرده معصیت کرده اینها باز خدا برایش شرائط قرار داده 1 ـ توبه، یکی از بهترین راههای درمان در دوران رحمی هست.@ توبه یعنی پشیمانی حقیقی و قلبی، اینکه لذتهای حرامی که برده با ریاضتهای شرعی نفسش را تنبیه بکند روزههای مستحبی بگیرد یک سلسله ریاضتهایی که خوب هست تنبیهاتی که برای نفسش خوب هست صدقات بدهد صدقات خوب بدهد.@ انفاقهای سنگین بکند لذتهای شکمی بوده حرامخوری کرده روزه بگیرد لذتهای بصری بوده خویشتنداری بکند و به هر حال باز یک نوع ریاضتهایی به خودش بدهد که نفسش تنبیه بشود از آن لذتهایی که برده آن مقدار لذتهای حرامی که برده را خلاصه به همان مقدار ریاضت الان ما مقدارش را نمیتوانیم تنظیم بکنیم ولی ریاضتی به نفس خودش بدهد.@ خدا رحمت کند یکی از شهدای بزرگ را این شهید خیلی در چشم من بزرگ بود این یک زمانی قاچاقچی بود در محل همه از او میترسیدند توبه کرد خیلی زیبا، کسی نگوید شهید چطوری قاچاقچی بوده قاچاقچی چطوری شهید میشود، نه کافر میاید شهید میشود مسلمان میشود و شهید میشود.@ دیگر حالا قاچاقچی شیعه طوری نیست که شیعه بود رفته یک اشتباهی هم کرده هم توبه کرد و هم خوب جبران کرد این وقتی میامد نماز جمعه در سایه نمینشست میگفت در آفتاب بنشینم یک مقدار نفس من اذیت بشود یکذره گناهانم آمرزیده بشود جبران میکرد و بعد هم آمد جبهه و به طرز خیلی عجیب و شیرینی به شهادت رسید.@ ریاضت نفس یعنی این، گرسنگی به خودش بدهد یکذره زحمت بکشد یکذره کار زیادی بکند یکذره خدمت به خلق بکند بیشتر تلاش بکند که بالأخره جبران بشود آن لذتهای حرامی را که برده و توبه کافی است.@ اینکه برود با کسی در میان بگذارد نه حرام است انسان نباید گناهانی را که کرده با دیگران در میان بگذارد یک موقع است میگویی مبتلا هستم به یک گناهی که الان میخواهم از آن توبه بکنم متنفرم نمیتوانم، بله آدم نباید برود پیش هر کسی بگوید، بگوید گناه کرده یک موقع هست میگوید نه من به یک کارشناس میخواهم.@ بگویم یک کارشناسی که میدانم طبیب است طبیب روحانی است طبیب ربانی هست میتواند به من کمک بکند در از بین بردن این مرض این گناهی که الان به آن آلوده هستم اینطوری بله میتواند بگوید اصلاً حتی نیاز نیست خودش را معرفی بکند.@ برود بگوید یک کسی هست همچین مشکلاتی دارد من اگر بخواهم آن را درمانش بکنم از طرف شما باید چه چیزهایی به آن بگویم اصلاً نیازی نیست خودش را بگوید من این هستم تا این مقدار حق ندارد انسان آبروی خودش را پیش بندگان خدا بریزد گناه کردید فقط با خدا، توسل هم انسان به اهل بیت بکند خوب هست.@ توسل بکند به اهل بیت برای نجات خودش، و رازت را نباید کسی راز خودش را فاش بکند گناه امری است خصوصی بین انسان و خداوند باید حل بشود یک کسی بگوید من آدم خوبی هستم آدم متواضعی هستم میخواهم آدم صادقی باشم.@ رازهایش را یک کسی پخش بکند و بگوید کار حرامی انجام داده خود این گناه است اعتراف پیش کسی نباید کرد برای تخلیه خودمان سبک بشویم نه فقط خداوند تبارک و تعالی(وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ) هیچ کس جز خدا گناهان را نمیتواند ببخشد الله فقط.@ برو با خودش در میان بگذار چرا سراغ بندگانش میروی برو با خود خدا در میان بگذار و از آن بخواه که خودش جبران بکند ببخشد مغفرت، عفو الهی، خود خدا یکی از راههای درمانش عفو و مغفرتش است.@ میفرماید(و يَعْفُوَ عَنْ کثیر) من خیلی از گناهان شما را عفو میکنم اصلاً و دامنگیرتان نمیشود عفو یعنی دیگر جزایش داده نمیشود بعضیها مغفرت شامل حالشان میشود مغفرت غیر از عفو است عفو یعنی اینکه دامنگیرت نمیشود مغفرت یعنی اینکه اصلاً خدا یکطوری با تو رفتار میکند که انگار اصلاً گناهی انجام ندادی.@ این هم شرائطی دارد برای هر کسی نیست که این مغفرت شامل حال چه کسی بشود که خداوند اصلاً که انگار این شخص این گناه را انجام نداده با آن برخورد میکند که این شرائط خاصی دارد که حالا اگر رسیدیم اینها را هم میگوییم.@ گفتم این بحث قرار نیست جلسات ما یک بحثهای خیلی عمیق روانشناسی دینی را مطرح بکنیم یا بحث اخلاقی و عرفانی بخواهیم بگوییم فقط الان فعلاً یک معرفی هست در بحث نسبت رابطه دنیا و آخرت فرمولها و قوانین کلی حرکت نفس از دنیا به آخرت را میخواهیم بگوییم بعضی وقتها لازم میشود که یک مقدار عمیقتر بشویم.@ دیگر حالا چارهای از آن نبوده. این در مورد حق الله توبه و جبران، استغفار خودش لازم است استغفار یعنی طلب مغفرت کردن این یکی را راههای درمان هست که بحث مفصلی دارد در سلسله مباحث شبهای احیا بحث استغفار مفصل توضیح دادیم به بحثهای استغفار مراجعه بکنید که استغفار اینکه انسان از خداوند طلب مغفرت بکند و صمیمانه عذرخواهی بکند.@ استغفار یعنی خدایا من عذرخواهی میکنم و بنای تکرار هم ندارم و قلباً پشیمان هستم و جبران هم میکنم در توبه یعنی بازگشت، یعنی شخص اول استغفار بکند حتماً از خدا معذرتخواهیاش را بکند توبه بکند برگردد و مسیر را جبران بکند مثل اینکه شما مسیری را رفتید.@ الان میخواستید بروید به سمت مشهد اشتباهاً رفتید به سمت تربت حیدریه، حالا الان مسیر را اشتباه رفتید وقتی میخواهید بروید مشهد باید مسیری را که رفتید برگردید یعنی باید برگردی و بعد به سمت مشهد بروید توبه یعنی این به معنای حقیقی و الا مسخرهگی است یک کسی بگوید استغفر الله اما قلباً هم پشیمان نشود و جبران نکند.@ امام رضا(ع) فرمود(مَنِ استَغفَرَ بِلِسانِهِ وَ لَم یَندَم بِقَلبِه فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) کسی که با زبانش از خداوند طلب مغفرت میکند ولی قلباً از کارش پشیمان نیست خودش را مسخره کرده(فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) این خودش را دارد مسخره میکند.@ اگر گفتی استغفر الله یعنی من دیگر نمیخواهم سراغ این کار بروم این معذرتخواهی قلبی حقیقی فوقالعاده در نجات انسان مؤثر است استغفار یک باب بزرگی از رحمت خداست که خداوند برای ما گذاشته توبه و استغفار، لذا انسان در بخش مقداری از معذرتخواهی در روز احتیاج دارد که تا آلودگیهایی که در طول روز جمع کرده خدا از آن بردارد.@ نبی اکرم(ص) فرمودند که(لَیُغانُ عَلی قَلبی فَأستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرَۀً) من گردی روی دلم مینشیند گرد گناه هم نیست گرد ارتباط با کثرات هست همین مقداری که با کثرات ارتباط داشته به هر حال از آدمها روی قلب انسان چیزهایی مینشیند مال خود پیغمبر هم نیست کسبی هست که مجبور است با انواع و اقسام تاریکیها ارتباط داشته باشد.@ بالأخره انسان اثر میبیند شما یک کت و شلوار سفید یک لباس سفید هم بپوشید در شهر بروید روی خاک هم ننشینید همین بروید در فضا و بیایید میبینید که روی آن یک گردی نشسته گناهی مرتکب نشده ولی این ارتباطات سنگین میکند تاریک میکند انسان را، میگوید من هفتاد مرتبه استغفار میکنم.@ ما گاهی وقتها خودمان را از پیغمبر معصومتر میدانیم یعنی اصلاً هفتاد بار استغفار در روز که هیچی، در طول هفته ماه نمینشینیم یک دورهای تسبیح بگوییم یک معذرتخواهی از خدا بکنیم شب موقع خوابیدن اینکه خیلی توصیه شده در مباحث استغفار توضیح دادیم قبل از خواب انسان باید استحمام خودش را بکند یعنی بگوید استغفر الله خدایا معذرت میخواهم.@ در طول روز اگر دیدنیهای غلط، شنیدنیهای غلط، گفتنیهای غلط، خوردنیهای غلط، اشتباه داشتم معذرت میخواهم خدایا من را ببخش اثرش دامنگیرم نباشد این خیلی مهم است استغفار لازم است واجب و لازم هست اینها چیزهایی هست که خود بنده میتواند انجام بدهد.@ بعضیهایش را هم خدا جبری ایجاد میکند برای انسان، لطف میکند ایجاد میکند مثل بلاها و مصائب که الان وقتش نیست اینها را در سلسله مباحث بلا و بهشت و رشد و قدرت در سایه سختیها مفصل گفتیم چون وقتمان کم هست دیگر اینها را توضیح نمیدهم.@ نکته بعد سختیها بلاها، مصائبی که در زندگی هست پیش میاید تلخیهایی که پیش میاید حوادثی که پیش میاید طبیعی غیر طبیعی اینها همه مؤثر هستند در آمرزش انسان، جهاد و تلاشی که انسان میکند یک کسی شوهرداری خوب میکند برایش کفاره گناه میشود زنداری خوب میکند کفاره گناه میشود کار خیر انجام میدهد.@ (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) کارهای خوب کارهای بد را از بین میبرد عمل صالح، پس الان چندتا روش را معرفی کردیم توبه و استغفار، بلا و مصائب، اعمال صالح، حسنات، کارهای خیر وظائفی که انسان در مقابل دیگران دارد انجام میدهد خود اینها درمانهای رحمی هست.@ در رحم دنیا انسان درمان میشود که حالا بحثش بحث مفصلی هست که انشاء الله مراجعه کنند عزیزان به همان سلسله مباحث بلا و بهشت و رشد و قدرت در سایه سختیها. حق الناسها چی؟ حق الناسها هم باید پرداخت بشود.@ حق الناس دیگر چیزی نیست که خدا در آن دخالت بکند حق الناس است یعنی جزء گناهانی هست که خدا تا قیامت در آن دخالت نمیکند پس باید طرفت را صاحب حق را راضی بکنی حالا بعضی از اینها مثلاً غیبت کردی نباید انسان برود به طرف مقابل بگوید چون ممکن است کدورت پیش بیاید استغفار کافی هست برای این حق الناس.@ انسان استغفار بکند برای طرف مقابل دعا بکند و خیراتی را به طرف مقابل برساند دلش را به دست بیاورد این خیلی خوب هست بالأخره جبران بکند به یک نحوی دل طرف را به دست بیاورد و جبران بکند حق الناسهای مادی هست به طرف بپردازد.@ اگر مرده برایش صدقه بدهد خیرات بدهد به دستش میرسد الان طرف را نمیشناسد الان نمیداند میگوید من بچگی بودم زدم شیشه یک نفر را شکستم الان نمیدانم کجاست، بچه بودم از جلوی مغازه یک نفر رد شدم یک مشت تخمه برداشتم خوردم رفتم مغازه شیرینیفروشی یک شیرینی برداشتم خوردم الان نمیدانم طرف کیست الان دسترسی به آن ندارم اگر هم بروم آبرویم میرود اینها استغفار دارد.@ رد مظالم یکی از راهها رد مظالم، پرداخت رد مظالم، مظالم عباد، رد مظالم خوب هست انسان پرداخت بکند برای کسانی که دسترسی ندارد یا امکان حلالیت ندارد یا نمیشناسد یا اگر میشناسد امکان حلالیت ندارد این در مورد حق الناسهای معنوی و مادی فردی بود.@ در مورد اجتماعی باید به آن سازمانی که در حقش ظلم کرده برگرداند دولت است باید پول را به خزانه دولت بریزد یک شرکت است یک اداره است یک مؤسسه است یک هیئت است هر کس هست باید به آنجا برگرداند اگر میبیند دسترسی ندارد در وصیتنامهاش لااقل بنویسد یک مبلغی از این پول داده بشود.@ یکی از چیزهایی که ما خیلی توصیه میکنیم خیلی هم مؤثر است این هست که در وصیتنامهها، در روایت داریم کسی که وصیت ننویسد و بمیرد مسلمان نمرده وصیت اینقدر مهم است چون تکلیف برزخ ما باید روشن بشود یک کسی که آنقدر نادان است که حواسش نیست حالا کو تا مردن.@ بعضیها هم شیطان میاید وسوسه میکند بعضی از افراد خیالباف نادان نه وصیت من میترسم وصیت بنویسم میترسم زودتر بمیرم خیلی حرف جاهلانهای هست نه وصیت به آدم آرامش میدهد قدرت میدهد مغفرت الهی شامل حال انسان میشود.@ وصیت توفیق میاورد سال به سال یک بار وصیتنامه بنویسد برزخ خودش را روشن بکند تکلیف بندگان خدا را روشن بکند در وصیتنامهها حتماً همه سعی کنند یک بخشی اگر آنهایی که مال دارند بخشی مهمی از اموالشان را رد مظالم بنویسند چه مظالم فردی چه مظالم اجتماعی بنویسند.@ یک بخشی را بنویسند برای باقیات الصالحات که اگر اشتباهی در حق مردم کردند از طریق باقیات الصالحات جبران بشود برای کارهای مادی، عبادتگاهها، مساجد، کارهای فرهنگی، کارهای تبلیغی دین، کارهایی مثل پایینتر از این داریم اینها از همه مهمتر هست.@ درجه بعدی مثلاً ساختن مسجدی، کارهای خیریهای که الان دارد انجام میشود راجع به بیماران، راجع به بیمارستان، برای آن تبلیغ دین و مسائل معنوی خیلی مهمتر هست باقیات الصالحات انسان سرمایهگذاری بکند در حرم کمک میکند به مساجد کمک میکند حرم اهل بیت کمک میکنداینها خیلی سازنده است و در وصیتنامهها باید خیلی دقت بکند.@ بعضیها من دیدم میایند میگویند برای من وصیتنامه بنویس من وقتی میخوام برایشان بنویسم میترسد مینویسم 50 میلیون تومان برای باقیات الصالحات، نه نه، تو که مُردی دیگر، برای بعد از مرگت است تو چرا اینقدر میترسی، این برسد به بچهام، نه حق بچهات درست حق همسرت درست، یک سوم را تو حق داری بنویسی چرا در حق خودت بخل میکنی.@ رد مظالم میترسید بنویسد بنویس رد مظالم زیاد بنویس شما هر چقدر بیشتر بدهی آنجا برایت شادی میشود برایت قدرت میشود برایت امکانات میشود راهت باز میشود صدقه بنویسید رد مظالم بنویسید باقیات الصالحات بنویسید.@ یک موقع انسان خدای نکرده خمس نداده اینها را جبران بکند آنها که بحث حق الله است که گفتم زکات ندارده پس این حق الناسهای مادی اجتماعی و معنویهایش را هم توبه و استغفار بکند سعی کند از خودش چیزهایی را بگذارد و جبران بکند که انشاء الله آنطرف گرفتار نباشد کارهای خیری را بنیان بگذارد.@ در بنیانگذاری و رشد فعالیتهای معنوی فرهنگی الهی طوری سرمایهگذاری بکند که اقلاً به یک نحوی اگر آن مظالم را دارد از اینطرف خدماتی به بندگان خدا برسد و اینها جبران بشود که حالا این هم بحثهایش بحثهای مفصلی هست چون وقت نداریم من این معرفی تولد ناقص را هم توضیح دادیم که چطوری هست میماند فقط تولد سالم قوی.@ تولد سالم قوی مال کسانی هست که از درجه بالایی از ایمان، تقوا، قرب برخوردار هستند که قرآن اینها را تقسیم میکند در قیامت به عنوان مقربین، اصحاب یمین را معرفی میکند(وَ أَصْحابُ الَْيمِينِ ما أَصْحابُ الَْيمِينِ) بعد میفرماید(وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) افرادی که در خوبی از بقیه سبقت گرفتند گناه که نمیکنند از گناه به شدت پرهیز میکنند.@ در خوبی و خیرات از بقیه سبقت میگیرند اینطور افراد تقرب بیشتری دارند به خدا(أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) این سالم قوی هست که قرآن میفرماید اینها به خیرات سبقت میگیرند نسبت به دیگران. یک بنده خدایی عرض کردم شاید این را برای شما که استاد ما میفرمودند که این دهها مدرسه ساخته بود.@ بعد میگفت یک ویلا داشتم چند میلیارد پولش بود به این ویلا خیلی علاقه داشتم و دیدم دلم از این ویلا کَنده نمیشود دوست دارم این با من باشد چون به آن علاقه داشتم گفتم حالا دوست دارم با من باشد گفتم چکار کنم که این همیشه با من بماند.@ گفت بردم دادم به یک مرکز خیریه بخشیدم که تا قیامت هم ویلایم برایم بماند این زیرکی است یک کسی که میخواهد یک چیزی بماند ما این را درک نکردیم یقین پیدا نکردیم که این طلا این گردنبند این سکه این پول این خانه که من دارم میدهم این چیزی که دارم وقف میکنم این مال خودم است خودم یکجایی دریافتش میکنم بالاترش را دریافت میکنم.@ ما فکر میکنیم از دستمان میرود میگوییم حالا به خدا دادیم مثل کسانی که میخواهند به کسی هدیه بدهند میگویند حالا چون دوستش داریم میدهیم ولی اینطوری نیست مادی باشد که خدا فرمود بین یک تا هفتصد برابر در دنیا به شما برمیگردد آخرتش که دیگر خیلی عالیتر هست معنوی هم باشد که دیگر خیلی خیلی عالیتر هست.@ پس این باور خیلی مهم است که انسان سبقت بگیرد نسبت به دیگران در خیرات در تقوا در عبادت در ذکر در معنویت سبقت بگیرد این میشود تولد قوی. سه گروه ناقص متولد میشوند کفار، منافقین و مشرکین اینها چون اعتقادی به آخرت نداشتند خودشان را اساسا ًبرای آخرت تربیت نکردند.@ چون اصلاً نه قبولش داشتند آخرت را این سه گروه برای همین هم آمادگی برای ورود به آنجا روح آنها اساساً ندارد وقتی وارد آنجا میشود شرائط زیستی آنجا آنها را نمیپذیرد بخاطر اینکه این هیچ چیزش شبیه بهشت ندارد هیچ چیزی نیست.@ اینها اگر کار خیری هم انجام داده باشند چی کفار خَیِر کفار مهربان کفار بااخلاق هستند کسانی که کافر هستند اینها دو جور خدا با آنها رفتار میکند اینکه به بهشت اصلاً راه پیدا نمیکنند سر جای خودش، ولی اینکه خدا عذاب را از آنها بردارد یا عذابشان را کم بکند در جهنم این هست.@ خداوند کار خوب هیچ کس را بیپاسخ نمیگذارد مثلاً در مورد سامری داریم، سامری آن عذاب را دارد دنیا و آخرت ولی حضرت وقتی میخواست بکشدش خداوند به موسی گفت سامری را نکش سامری آدم دست و دلبازی هست آدم سخی هست خداوند این یک صفت خوب سامری را بزرگ میکند.@ ما در مورد دشمنانمان اینطوری نیستیم ما با یک کسی لج باشیم هزارتا خوبیاش را نمیبینیم فقط دست میگذاریم روی بدی مادرشوهر، بدی مادرزن، بدی پدرشوهر، بدی پدرزن، بدی خواهرشوهر، خواهرزن و برادرزن آن را بزرگ میکنیم و تعمیمش میدهیم به همه خوبیهایش همه خوبیهای شخص مقابل را خرابش میکنیم.@ ولی قرآن اینطوری نیست قرآن چقدر از مسیحیها تعریف میکند نقاط مثبت دشمن را میگوید حتی شراب را هم که میخواهد بگوید نجس و حرام است میگوید یک منافعی دارد 100% خوبیاش را میگوید میگوید این بدیاش بیشتر هست ما اصلاً اینطوری نیستیم ما اصلاً نمیتوانیم نقاط مثبت را ببینیم ما اصلاً نمیتوانیم تبلیغ طرف مقابل را بکنیم.@ بگوییم که این اگر آدم بدی هست یا با من مشکل دارد پس این همه خوبیها دارد و اساساً بخاطر همین خوبیهای زیادی که دارد من این مشکلی که با من دارد را ندید بگیرم ما نمیتوانیم این کار را بکنیم ولی قرآن اینطوری نیست.@ قرآن میگوید کافر است ولی این خوبیها را دارد یعنی چقدر خوب است آدم اینها را ببیند چقدر مهم است در اخلاق که آدم قشنگیهای یک نفر را ببیند عرض کردم من در دعواهای زن و شوهری قدیمها که جوان بودیم و حوصله داشتیم و این کارها را میکردیم مشاوره داشتیم یک برگهای به زن و شوهرها میدادم میگفتم بروید جداگانه از هم بنشینید صفتهای بد صدتا بود صفتهای خوب بود.@ بعد به آنها میگفتیم بنشینید صفتهای بد همسرتان را بنویسید صفتهای خوب همسرتان را هم بنویسید اصلاً تو برای چه با آن مشکل داری بعداً اصلاً من تا به حال یکبار ندیدم در این چند سال یک زن یا یک شوهر وقتی میخواهند راجع به زنشان و شوهرشان قضاوت بکنند تعداد بدیها بیشتر از خوبیها باشد.@ همیشه تعداد خوبیهایشان همان موقع هم که دردسر داشتند مشکل داشتند تعداد خوبیهایی که میزدنند همینطوری بخواهد قضاوت بکند میگوید شمر است ولی وقتی که میاوری روی صحنه قضاوت حقیقی میگویی ببین الان نگاه کن خوبیها یعنی این، بدیها یعنی این، نمره بده، بعد که نمره میدهی همه به همدیگر نمره قبولی میدادند.@ استثناء پیش میامد من عرض کردم 5% شاید موارد طلاق واقعاً معقول و مشروع باشد 95% موارد اصلاً اینطوری نیست ولی اینها آنقدر شیطان روی ذهن آنها کار میکند و خودشان آنقدر بیانصاف هستند که هزارتا خوبی همسرشان را نمیبینند بخاطر یک عیب دو عیب چندتا عیب حاضر میشود یک زندگی را بپاشاند.@ پدر و مادرش را نمیبیند این همه زیباییهای پدر و مادر دیده نمیشود ما در حق پدر و مادر بیانصافی میکنیم در حق فرزند همینطور، فرزندانمان چقدر نکات مثبت دارند گاهی وقتها یک پدر و مادر آنقدر نسبت به اشتباهات و خطا و لغزش بچه را بزرگ میکنند که بچه از آبرو و حیثیت و شخصیت ساقط میشود.@ روی گناه اینقدر تأکید میکند چکار کردی تو، تو دیگر اصلاً تف به رویت، تو آبروی من را بردی، شیرم را حلال نمیکنم به تو، از خانه برو بیرون، این بچه هزارتا خوبیهای قشنگ دارد زیباییها دارد حالا یک لغزشی یک اشتباهی افتاد به جای اینکه آن را برگردانی نوازشش بکنی بجای اینکه بازسازی بکنی شخصیت این را.@ این الان خودش داغون است این خودش افسرده است این را باید پناه بدهی که این مشکلش را جبران بکند میبینی که طرد میکنند من چندتا از عزیزانی که اعتیاد داشتند و اعتیادشان را ترک کرده بودند با آنها مشورت میکردم.@ میگفتند که همسر ما ما را پذیرفت و بعد کاری کرد که ما به برکت آن کار اعتیادمان را ترک کردیم اگر همسرمان با ما راه نمیاید و میخواست از اول پافشاری بکند که من طلاق میخواهم از هم جدا بشویم فاجعه است اعصاب ما را خورد میکرد ما بدتر میافتادیم در دام اعتیادهای بالاتر، ولی با مهربانی با زیرکی با صبر یک کاری کردند که ما این اعتیاد را کنار گذاشتیم و مشکلمان برطرف شد.@ این خیلی مهم است که انسان خوبیها را همیشه بزرگ بکنیم اینها را ببینیم و اگر در ذهنمان شیطان خدای نکرده حمله میکند نسبت به یک نفر و میخواهد ما را با او درگیر بکند اول زیباییها و خوبیهایش را بررسی بکنیم.@ اصلاً روی کاغذ بیاور میبینی که آنقدر زیاد است که تو دیگر اصلاً خودت خجالت میکشی حیا میکنی از اینکه بخاطر دوتا سهتا عیب یک کسی را اینطوری با آن درگیر میشوی از آن جدا بشوی یا روابط و رفاقتتان را با هم به هم بزنید.@ اینها را باید خیلی دقت بکنیم که ما این درس اخلاق را از قرآن کریم یاد بگیریم میدانم سؤال خیلی مانده و انشاء الله اینها را در دوره بعد دوره دوم انشاء الله اینها را میپردازیم سؤالها را من اینجا نگه داشتم سؤالهای زیبایی کردند که انشاء الله میماند برای جلسه بعد. ولایت کسی قبول نداشته باشد اصلاً تولدش ناقص است.@ اهل سنتی که ولایت را قبول ندارند دو دسته هستند مستضعفین یعنی مقصرین، جاهلهای قاصر جاهلهای مقصر، کلاً جاهلها اینطوری هستند جاهل جایش در جهنم است چون خدا میگوید باید میرفتی یاد میگرفتی این وظیفهات بوده اما یک موقع است این جاهل جاهلی هست که خودش واقعاً به آن اطلاعات نرسیده.@ یک عده هستند نه میتوانند بروند تحقیق بکنند حقیقت را بفهمند کوتاهی میکنند لذا فرمود از هشت در بهشت یک درش مربوط به کسانی هست که ولایت نداشتند که اینها در دوران برزخ تکمیل میشوند.@ ولایت نداشتند و این ولایت نداشتنشان بخاطر این نبوده که خیرهسری کردند تعصب داشتند بلکه بخاطر این بوده که نمیدانستند واقعاً اطلاعات دقیقی به آنها نرسیده واقعاً مستضعف بودند لذا اینها تقویت میشوند چون تولدهای ضعیف هستند تقویت میشوند بنده خدا نمیدانسته واقعاً.@ قرآن هم همین را میگوید(‏وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً) ما هیچ کس را عذاب نمیکنیم تا اینکه واقعاً پیغام به آنها رسیده باشد و بلاغ صورت گرفته باشد جزء خالدین جهنم، زنده بودند زندگی کردند اما وقتی وارد آنجا میشوند جزء تولدهای ناقص هستند در جهنم هستند اما عذاب نمیبینند بهشت را هم میبینند که نمیتوانند در آن بروند این خودش یک عذاب است.@ قرآن در قیامت همه را به سهتا رسانده یمین سابقین(وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً) (وَ أَصْحابُ الَْيمِينِ ما أَصْحابُ الَْيمِينِ) (وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ) (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) بعد یعنی احتمالاً در برزخ آنهایی که کم آوردند ضعف داشتند بیماریهایشان در برزخ دورهاش را طی کردند رسیدند به قیامت یا در قیامت 50 هزار سال قیامت پاک میشوند.@ حالا بعد از قیامت وارد بهشت میشوند لذا تقسیم میکند به سه دسته یک عده اصحاب یمین هستند یک عده سابقین هستند که اینها درجهبندی میشوند در بهشت یک عده هم در جهنم میروند ضعیفها و بیمارها اگر بیماریشان برطرف بشود در بیمارستان بهشت که جهنم هست.@ جهنم جزء نعمتهای بزرگ الهی است جهنم برای همین در قرآن بعد از اینکه جهنم را میگوید(هذِهِ جَهَنَّمُ) بعد میگوید(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ) جهنم یکی از نعمتهای بزرگ الهی است، چرا؟ چون پاکسازی میکند انسان را، بیمارستان است انسان در آنجا درمان میشود.@ لذا خدا جهنم را به عنوان نعمت خودش معرفی میکند که انسان آنجا درمان میشود و بعد به سالمها ملحق میشود و وارد بهشت میشود بله کسانی که تولدهای ضعیف و بیمار دارند بعد از اینکه درمان شدند وارد بهشت میشوند.@ آنها هم جزء(أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ) در بهشت برای همیشه هستند دیگر درمان شده دیگر همیشه میتواند آنجا برود فقط کسانی قابل درمان نیستند که تولدشان تولد ناقص هست کفار، مشرکین و منافقین، درجات هم مثل درجات سالم میماند شما الان یک بچه دو کیلو آمده میگویند سالم است دو نیم کیلو میگویند سالم است.@ سه کیلو میگویند سالم است پنج کیلو میگویند سالم است ما به تعداد بچههایی که سالم متولد میشوند درجه داریم آنجا هم همینطور هست همه سالم هستند وارد بهشت هم میشوند ولی درجاتشان با همدیگر متفاوت هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@