اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان را ادامه میدهیم درباره انواع تولدها، یک سؤالی که مطرح شده از بحث جلسه گذشته که گفتیم که حقیقت ما قلب ماست و آنچه که سنجیده میشود در نظام برزخی قلب ما هست موجودی قلب ما، رفتارها و اعمال ما همه آن انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار و حب و بغضها همه سرریز میشود در یک ظرف در یک حقیقت به نام قلب و آنجا قلب سنجیده میشود و ملاک تولد سالم از تولدهای ششگانه که گفتیم قلب سلیم هست.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) بقیه چیزها یعنی انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار گفتیم که مقدمه هست کمالاتی که در بخش انسان گفتیم کمالات جمادی نباتی حیوانی و عقلانی فعالیتهایی که مربوط به این چهارتا هست همه اینها مقدمه است.@ اسلام میاید برای اینها قوانین تنظیم میکند تا آن اتفاق قشنگ بیفتد که قلب عاشق الله اهل بیت و جهاد در راه خدا که آن سه ملاکی که در سوره توبه آیه 24 هست به دست بیاید در سوره توبه آیه 24 هشتتا معشوق را معرفی کرد در مقابل سهتا معشوق فرمود اگر این هشتتا محبوبتر هستند از آن سهتا شما فاسق هستید.@ دیگر حرکت انسانی ندارید رفتید سراغ کمالات محدود، چون این هشتتا معشوق محدود هستند ولی اگر آن سهتا برای شما عزیزتر و لذیذتر هستند انسان انسان است آن سهتا هم دوتاش معشوق ذاتی نیست معشوق حقیقی نیست بلکه آنها هم وسیله هستند.@ معشوق ذاتی از بین سهتا معشوق فقط الله است لا إله إلا کمال مطلق، إلا الله ولی رسول و اهل بیت چرا حبیب و محبوب هستند؟ چون مظهر کامل الله هستند خلیفۀ الله هستند ظهور الله هستند شما به الله که مطلق هست بدون کاملترین مظهر نمیتوانی راه پیدا بکنی.@ اساساً در مورد هیچ مطلقی بدون کاملترین مظهرش نمیشود به آن رسید و راه پیدا کرد و اینها وسیله و راهنمای ما هستند و اصل و ریشه ما هستند برای حرکت به سمت الله، که حالا این بحثش بحث مفصلی هست بعداً در موردش میرسیم و جهاد، جهاد هم یک وسیله است تلاشی هست که شما از طریق اهل بیت برای رسیدن به الله انجام میدهید.@ قرآن این سهتا محبوب را برای ما معرفی کرده همهاش هم باید محبوب باشند میفرماید(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) فاسق هم که گفتیم یعنی غیر طبیعی.@ حالا وقتی میگوییم این چهارتا، قرآن میاید چکار میکند دین، قرآن میاید برای این چهارتا قانون میگذارد میگوید در ارتباطات فوق عقلانیات که ما الله داریم یادش بکن ارتباط داشته باش عاشقش باش چون بینهایت هم هست هر چقدر میخواهی یادش کنی عاشقش باشی خلوت بکنی هیچ اشکال ندارد.@ لذا فرمود خداوند برای هر چیزی حدی گذاشته غیر از ذکر حد ندارد یعنی انسان هر چقدر دوست دارد میتواند با الله خلوت بکند غذا بخورد چون حرکت به سمت بینهایت است یاد الله یاد بینهایت است یاد معشوق است غذاست و چون ظرفیت ما هم بینهایت هست غذای ما هم بینهایت است.@ ما راجع به این چهارتا شما میبینید ما احکام داریم فقه داریم اخلاقیات داریم دستورات داریم آن بحثهایی مثل فروع دین که ما داریم از نماز و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و خمس و زکات و تولی و تبری و تمام این قوانین میاید این چهارتا را تنظیم میکند برایش قوانین درست میکند.@ ازدواج، بچهداری، طلاق، معاملات همه چیز آنهایی که هست غذا خوردن مسافرت کردن، ارتباطات خارجی، جهاد، مباحث سیاسی، اجتماعی، حکومت، همه اینها ابزار هست برای اینکه از دل اینها یک انسان سالم در بیاید قلب سلیم باید ساخته بشود.@ یعنی محصول همه اینها باید انسانهایی باشند که عاشق الله هستند اگر درآمد معلوم است که این حرکتها عبادت بوده درست عمل کرده روابط روابط سالمی بوده که توانسته از دل این یک عاشق به الله در بیاورد اما اگر نشد عشق به الله، اهل بیت و جهاد وجود نداشت در شخص.@ شخص عاشق جهاد نبود از جهاد و تلاش خوشش نمیامد مثل کسی هست که ورزش را دوست ندارد تن به ورزش نمیدهد یک کسی میگوید من ورزش را دوست دارم اما تنبلیام میاید برود پس دوست ندارد چون اگر محبوب دل باشد تنبلی در آن وجود ندارد هر جا تنبلی هست حب نیست فقط عقل قانع شده.@ پیغمبر فرمود جهاد تفریح امت من است یعنی در آن لذت است یک کسی که رسیدن به الله برایش لذتبخش نیست یک کسی الان نامزدش مثلاً فلان شهر است بعد میگوید من میخواهم بروم پیش آن، میگویی خسته میشوی قطار اتوبوس پرواز میخواهی بکنی خسته میشوی.@ این تمام عشقش این است که خودش را به محبوبش برساند اصلاً سفر برایش لذتبخش است که خودش را به طرف برساند از اصل تلاش اصلاً ناراحت نیست پدر و مادر میگویند چه جانی، این بچه من به آن میگفتم یک چایی دم کن یک غذا درست کن به پسر میگفتم برو بیرون خرید کن هزارتا بهانه میگرفت.@ حالا الان خانه دختر یک شهر دیگر است این چه جانی افتاده در وجودش که دارد میرود عشق تنبلیها را از بین میرود یک کسی بگوید من ورزش دوست دارم اما تنبلی میکند در واقع هنوز ورزش برایش محبوب نشده تلاش برایش محبوب نشده جهاد اینطوری است.@ سؤالی که کردند سؤال خاصی بوده من باید جواب بدهم برای همین ممکن است برای عزیزان یا کسانی که بعداً برنامه را میبینند سؤال پیش بیاید پس ما احکام که صادر میشود دین بایدها و نبایدها احکام پنجگانه حلال، حرام، مباح، واجب، مستحب، مکروه اینهایی که داریم همه برای این هست که این چهارتا طوری تنظیم بشود که منجر به حاکمیت بخش فوق عقلانی و حاکمیت بخش انسانی بر وجود انسان بشود.@ اگر اینها را ما رعایت بکنیم همیشه انسان باقی میمانیم ولی کسی که میاید احکام را رعایت نمیکند در ارتباط با نامحرم، در ارتباط با خرید و فروش، تجارت، در ارتباط با خوردن در ارتباط با خوابیدن، در ارتباط با نوشیدن، در ارتباط با جهاد، امر به معروف نهی از منکر، خمس، لقمه، بخشهایی که برایش حکم صادر شده.@ وقتی اینها را بیتقوایی میکند رعایت نمیکند در واقع یعنی عاشق الله نیست و نمیخواهد هم این مسیر را طی بکند همین کمالات محدود او را جذب کرده و شخص به فسق افتاده سؤال کردند پس اینکه من گفتم کمالات پایینی وسیله هستند برای کمالات بالایی مثلاً همسر، نه سؤالشان این هست گفتند اگر کسی همسر نداشت ناموفق است.@ زیبایی کمال است یک کسی اگر زیبا نبود ناموفق است؟ نه کمالات داشتنشان و نداشتنشان هردو وسیله است دقت کنید خدا بچه را میدهد بعد میگیرد میخواهد ببیند تأثیر میگذارد در تو در ارتباط با الله یا نه، یک کسی با بچه با خدا خوب است.@ شوهر اگر گیرش بیاید معنویتش هم خوب است ولی اگر شوهرش را از دست بدهد معنویتش را هم از دست میدهد این معلوم است الله برایش محبوب اصلی نبوده که تا بچه را از دست داد شوهر را از دست داد زن را از دست داد در تجارت ورشکسته شد ارتباطش با معصوم با آن سه معشوق الله، چهارده معصوم و جهاد قطع میشود.@ این اصلاً معلوم است از اول فاسق بوده حالت طبیعی از اولش نداشته کسی که به واسطه دنیا با خدا رابطهاش قطع میشود با ائمه قطع میشود میگفت زیارت نمیایم گفتم چرا حرم نمیایی؟ میگفت از حضرت زن خواستم به من نداده.@ این معلوم است که محبتش به حضرت به اندازه همین است که آیا به من زن میدهی یا نه، شوهر میدهی یا نه، مشکل چک برگشتیام را حل میکنی یا نه، شفا میدهی یا نمیدهی، اگر نمیدهی من هم دیگر با تو کار ندارم، این فاسق میشود یعنی خود حضرت برایش مستقلاً عزیز نیست خدا مستقلاً معشوق این شخص نشده.@ بلکه خدا را در آینه این کمالات پایینی میبیند یعنی میگوید من عاشق خدا هستم چون هر وقت دعا کردم به من داده هیچ وقت من را لنگ نگذاشته خدای مهربانی است به من بدن سالم داده، اگر پس مریض شدی چی دیگر خدای مهربانی نیست؟@ اگر شوهر نداد زن نداد اگر شفا نداد اگر مشکل اقتصادیات حل نشد خدا برایت محبوب هست یا نه؟ اصلاً خدا برای همین ما را آورده در این دنیا که این کمالات را بدهد و بگیرد دیدید که دنیا اینطوری است علی(ع) فرمود(؟؟؟لِدول لِلمَوت) بچه بزایید برای مردن، (وَ ابنُوا لِلخَراب) بسازید برای خراب شدن.@ جان میکَند انسان وام میگیرد پدر خودش را در میاورد چقدر زحمت میکشد یک اتومبیل میخرد روز اول دزد میبرد، بله میخواستیم ببینیم تو میتوانی بگویی(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) میتوانی مثل حضرت زینب بچههایت را بدهی از همسرت دور باشی.@ بچههایت را جلویت تکهتکه کنند برادرزادههایت را تکهتکه بکنند برادرهایت را بکشند خودت را هم اسیر بگیرند کتک بزنند عشقت به الله آنقدر هست که بگویی(و ما رأیت إلا جمیلا) یا نه، ببینید انسان حقیقی انسانی است که هر چه فشار در این ابعاد به آن میاید عشقش به الله بیشتر بشود نه اینکه از الله دورتر بشود یعنی تحولات، تقلب احوال باطن افراد را نشان میدهد.@ علی(ع) فرمود(فی تَقَلُبِّ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال) در تغییر حالتها باطن و جوهره افراد شناخته میشود(وَ الأیّام تُوضِحُ لَکَ السَّرائِرُ الکامِنَه) گذر زمان باطن مخفی افراد را نشان میدهد که این واقعاً اللهی بوده الهی بوده یا نه دنیا برایش اصالت داشته عزیزترین کسش و لذیذترین کسش این چهارتا کمالات بوده.@ حالا الله هم کنارش بوده قرآن نمیگوید کسی الله را دوست نداشته باشد اصلاً ما کسی را نداریم که الله را دوست نداشته باشد چون همه عاشق کمال مطلق هستند حتی آن هم که میگوید من از الله خوشم نمیاید باز عاشق کمال مطلق است میگوید(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) محبوبتر نباید از الله باشد.@ علامت قلب سلیم و تولد سالم اینطوری است محبوبتر از الله چهارده معصوم و جهاد نباید باشد اگر بود شخص فاسق است طبیعی نیست، پس خدا از کجا ما را به عشق میرساند؟ فرصت به ما میدهد که ما در این چهارتا داشته باشیم و نداشته باشیم و کسی اگر زیبایی دارد یا ندارد فرقی نمیکند.@ داشتنش و نداشتن یک وسیله است برای اینکه عشقت به الله ثابت بشود یک کسی با زیبایی از الله دور میشود چون زیباییاش را به نامحرم میفروشد وسیلهای میشود برای جلب توجه دیگران، آرایش میکند خودآرایی میکند جلب توجه نامحرم میکند با آن پز میدهد فخرفروشی میکند و دور میشود.@ یک کسی زیبایی نداشتنش وسیله دوری از خدا میشود یک کسی پولداریش و یک کسی ورشکستگی و پول نداریش، یک کسی سلامتش و یک کسی بیماریش، لذا وقتی که جابربنعبدالله میرود خدمت امام باقر(ع) حضرت میگوید در چه حالی هستی؟@ او میگوید من در وضعیتی هستم الان که بیماری را بیشتر از سلامتی دوست دارم اصلاً از علاقه من به خدا کم نمیکند مرگ را بیشتر از زندگی دوست دارم فقر را بیشتر از ثروت دوست دارم حضرت فرمود ولی ما اهل بیت اینطوری نیستیم ما اهل بیت اینطوری هستیم که اگر خدا سلامتی برای ما بخواهد سلامتی را دوست داریم و اگر بیماری را بخواهد بیماری را دوست داریم.@ یعنی ما اصلاً از خودمان هیچ ظهور و حضوری در مقابل الله نداریم به خدا نمیگوییم خدایا من از این بیشتر خوشم میاید این خودش خوب نیست این خودش یک نوع نفسانیت است یک نوع منیت است حضرت میگوید نه اگر خدا برای ما سلامت را بخواهد ما سلامت را دوست داریم.@ بیماری را بخواهد بیماری، حیات را بخواهد حیات، ممات را بخواهد ممات، مال را بخواهد مال، فقر را بخواهد فقر، این بندگی است این عشق به الله است خدایا هر کاری میخواهی با من بکن من خودت را میخواهم من را از خودت جدا نکن اگر این عشق من به تو، ارتباط من به تو اگر مستلزم بیماری است بیماری برایم شیرین است.@ اگر مستلزم سلامتی است سلامتی، اگر مستلزم فقر است فقر، اگر مستلزم ثروت است ثروت، اگر مستلزم مقام است مقام داشتن، اگر مستلزم بیمقامی است بیمقامی، یک جایی میگوید تو وظیفهات هست به این مقام برسی.@ میگوید تو وظیفهات هست بروی در دربار هارون الرشید بروی در دربار مأمون بروی در دربار خلیفه عباسی وظیفهات است پس مقام یکجا تکلیف میشود یکجا حب نفس میشود یکجا میگوید تو اگر میخواهی به الله برسی کاندید مجلس نشو کاندید شورای شهر نشو کاندید ریاست جمهوری نشو چون اینها بت تو میشود و تو را از عشق به الله چهارده معصوم و جهاد میاندازد.@ اگر انداخت دچار حب نفس شدی خودشیفته شدی این ریاست جمهوری قبر تو میشود جهنم تو، این نمایندگی مجلس، این عضویت شورای شهر، این درجه نظامی، این دکتر و مهندسی، این رتبه اجتماعی، این مدال طلا، این نخبگی، این برنده المپیاد شدن، این هنرمند شدن، هنرپیشه شدن، نویسنده شدن.@ شاعر شدن، محبوب شدن، مشهور شدن، این شوهر بودن، این زن بودن، بعضیها مجرد هستند بهشتی هستند ازدواج که میکنند جهنمی میشوند چون عرضه ندارد شوهر خوبی باشد عرضه ندارد زن خوبی باشد عرضه ندارد مادر خوبی باشد هیچ کدام اینها به درد نمیخورد.@ اگر قرار است بین من و الله جدایی بیاندازد اصلاً دیگر ارزشی ندارد پس نمیتوانیم بگوییم کمالات، کمالات را نداشتنش یعنی شخص ناموفق است، نه، داشتن و نداشتن، تعلق مهم است چون خداوند مسأله را برد روی حب، روی دلبستگی و وابستگی به این کمالات، در این چهارتا مورد هشتتا معشوقی که خدا گفت در کدام درجات این چهارتا بود؟@ این هشتتا معشوقی که خدا داده آباء، ابناء، اخوان، ازواج، مال روابط خانوادگی و مال بخش حیوانی هست اموال جمادی است تجارت و شغل حیوانی است خانه و مسکن جمادی هست پس خبری از بخش عقلانی نیست ما معشوقهای عقلانی داریم، اینها را دیگر خدا اینجا برای ما نگفته.@ در جاهای دیگر قرآن باید دنبالش بگردیم و در روایات که ما خیلی وقتها عشق به مطالعه و دکتر مهندس شدن و تحقیقات انسان را از الله دور میکند یک کسی خوب است کار پزشکی کار مهندسی کار تحقیقات و علمی انجام بدهد برود فلسفه بخواند تفسیر بخواند تاریخ بخواند ادبیات بخواند.@ علومی که هست سر راه انسان، طلبه بشود دکتر و مهندس بشود که این خود این برایش یک معشوق یک بت برایش نشود اگر خود این مشغلههای علمی معشوقهای علمی بت شدند انسان دست از ذکر برمیدارد دارد مطالعه میکند اذان میگویند اینقدر کار درسی برایش مهم است که به اذان و اینکه خدا دارد صدایش میکند کاری ندارد.@ معلوم است که فاسق شده این درس برایش مهمتر از عشق است مهمتر از قلب است البته این درس هم انگیزه است یک کسی میگوید نه من درس برایم مهم نیست که دنبال علم هستم ولی اینها را باید یاد بگیرم که کنکور قبول بشوم دکتر و مهندس بشوم، دکتر مهندسی را برای چه میخواهی؟@ برای اینکه پسرخالهام با فلان کس با فلان دوستم رقابت دارد این کمال توهمی است کمال حیوانی است خیلی از کسانی که دنبال مدارج مهندسی و دکتری و عالمی میروند میخواهد آن رتبه اجتماعیاش را از دست ندهد این دنبال علم نیست.@ یعنی اگر یکطوری میشد به او بگویند بیا یک پولی بده ما یک دکتری و مهندسی به تو میدهیم امتحان هم در کار نیست همین کار را میکرد کما اینکه همین الان هم بعضیها هستند که میروند مدرک میخرند از دانشگاه خارج یا دانشگاه داخل، نه سیر علمیاش را طی کرده نه سوادی دارد نه پایاننامه دارد.@ پایاننامهاش هم داده کسی برایش نوشته برده داده آنجا رتبهاش را گرفته از اینترنت جمع کرده یکسری مقالات ریخته روی همدیگر اصلاً هیچ کار تحقیقی و مطالعاتی نکرده زحمتی نکشیده همینطوری چندتا مطلب از اینطرف و آنطرف جمع کرده ریخته روی هم فقط زحمت کشیده پول داده این را برایش صحافی بکنند.@ اسمش را روی آن بزنند خودش هم زحمت کشیده یک مطالعه کرده ببیند چه میگویند این مطالب را تنظیم کرده همین را برمیدارد آنجا میدهد یک مدرکی میگیرد این اصلاً عالم نیست این اصلاً دنبال علم نیست این دنبال رتبه است میگوید من بروم چهارهزار به حقوقم اضافه بشود یکذره پستم در اداره بالاتر برود بتوانم بروم نماینده مجلس بشوم.@ بتوانم بروم فلان جا رتبه به دست بیاورم این شیفته این چیزهاست علمخواهی، دنبال مدرک و کار مطالعات و علمی بودن همیشه این نیست که یک نفر شیفته و عاشق علم است من عشق به علم را دارم میگویم که یک موقعهایی به قول یکی از بزرگان فرمود جهاد با نفس جهاد اکبر نیست جهاد اکبر جهاد با علم است.@ اگر کسی توانست در مقابل علم بایستد و یکجایی که باید علم را متوقف بکند و به سراغ الله برود مثل کاری که مقام معظم رهبری کردند که یک موقعی یک دانشمندی که لذت نجف را برده لذت قم را برده حالا الان میخواهد کار اجتهادی و سنگین انجام بدهد پدرش به آن میگوید باید بیایی مشهد درس را رها بکنی و مشهد بیاید برای خدا آدم روی درس پا بگذارد.@ بگوید معشوق من الله اینگونه میطلبد که من فعلاً درس نخوانم ما کسانی داریم به هر قیمت میخواهد لیسانس و فوق لیسانس و دکترایش را بگیرد حالا این وسط خانواده چقدر له میشوند شوهرداریاش چقدر صدمه میبیند.@ زنداریاش چقدر صدمه میبیند بچهداریاش چقدر صدمه میبیند به چه قیمتی، این بچه اصلاً پدر را نمیشناسد هیچ رابطه عاطفی با فرزندش همسرش ندارد شده یک دستگاه مکانیکی ولی عوضش یک دکتر مهندس شده عوضش یک عالم شده ولی میبینی هیچ عشقی بین این و همسرش نیست هیچ عشقی بین این و فرزندانش نیست.@ بچههایش از آن فاصله دارند یک کسی میفهمد که من اگر بخواهم الان دکترا بگیرم باید حقوق خیلیها را له بکنم خب نمیگیرم به همین کارشناسی ارشد اکتفا میکنم ولی کسی میگوید حیف است تو اگر بشوی آقای دکتر خیلی مهم است به شما بگویند آقای دکتر.@ همین یک کلمه توهمی، که اگر به من بگویند دکتر جلوی جاریم کم نمیاورم جلوی باجناقم کم نمیاورم چون اینها همهشان دکتر مهندس هستند من اگر دکترایم را نگیرم بعد نگاه میکنی میبینی این تا وقتی بخواهد خودش را به دکتر برساند حق پدر، مادر، ارحام، بچه، همسر، خیلیها را حق الناس حتی تقلب، خیلی تقلب بد است.@ یکی از زشتترین کارهایی که انسان میتواند بکند و سقوط یک آدم است این سر درس تقلب میکند که لیسانس بگیرد یعنی لقمهاش را حرام میکد با تقلب که عوضش نمره بگیرم یک کسی اینقدر سقوط میکند که حاضر است نگاه بکند روی ورقه بغل دستی حاضر است تقلب بنویسد که سر جلسه بیاورد نگاه بکند که نمره را بگیرد.@ این اصلاً معلوم است که برای خدا نمیخواهد این کار را بکند این برای بخش انسانیاش این کار را نمیکند قرار است بر اساس این مدرک به تو حقوق بدهند تو قرار است بعداً بر اساس این لقمه در بیاوری خودت و زن و بچهات میخواهید بخورید.@ با تقلب میخواهد سوال کنکور میفروشند سؤال میخرند تقلب میکنند این چی شد، الان شدی دکتر شدی مهندس، آدم شدی، عشقت به الله زیاد شد رابطهات با چهارده معصوم اوج گرفت روح جهاد در تو حاکم شد؟ نه، این درس خواندنها قساوت قلب، دوری از نماز، قضا شدن نماز، بینمازی، فسق، فجور، حرامخوری، روابط غیر شرعی و خیلی از چیزهای دیگر زمینهاش را فقط فراهم کرد.@ آدم به هر قیمتی سراغ کمالات عقلانی علم نباید برود علم یک بت میشود اینکه(العِلمُ هُوَ حِجابُ الأکبر) این معنایش این است اکبر، مطالعه، اطلاعات، تدریس، نویسندگی زمانی هست که اگر الله راضی است تو کتابت را بنویسی اول یک مشورتی با الله در دلت کن خدایا من این کتاب را برای تو مینویسم.@ واقعاً هم لازم هست من بنویسم شما وقتی میروی در بازار کتاب میبینید چقدر کتابهای بیخود نوشته شده همه از روی دست همدیگر نوشتند من کتاب دیدم در بازار خدا شاهد است فقط جلدش و نویسندهاش فرق میکند گفتم خدا شاهد است جلد و نویسندهاش فرق میکند.@ یعنی طرف کتاب طرف را برداشته کَنده یک جلد گذاشته با اسمش رویش داده چاپ کردند هیچ نظارتی هم اصلاً نبوده من خودم یک موقعی داشتم موضوعی را تحقیق میکردم دیدم راجع به آن موضوع دوتا کتاب هست خوشحال شدم از دوتا نویسنده بعد آوردم خانه باز کردم دیدم اِ این یک کس دیگری نوشته یک جای دیگر چاپش کردند.@ یک دزدیهای علمی اینها چه چیزش برای خداست طرحها، پایاننامهها، پروژهها، تحقیق هیچی در این شخص دنبال خدا نیست نه در طلبگیاش نه در کتریش نه در مهندسیاش،این آمده یک رتبه بگیرد این آماده یک موقعیت اجتماعی بگیرد پس ملاک برای سنجش افراد و سنجش خودمان آیه 24 سوره مبارک توبه است.@ امام امت(س) ببینید چقدر زیبا میگوید میگوید هر جا اختلاف دیدید بدانید یکجا هوای نفس هست پای شیطان وسط است در یک مؤسسه در بسیج در هیئت در مسجد در مجلس در دولت در قوه قضائیه در کشور در سازمان هر جا اختلاف هست پای شیطان و هوای نفس وسط است ملاک دارد میدهد.@ یک کسی که عاشق الله است عاشق چهارده معصوم است عاشق جهاد است این وجود فتنهگری ندارد به هر قیمتی اختلاف ندارد ممکن است با بعضیها اختلاف نظر داشته باشد بعضیها هستند هوای نفس دارند بعضیها هوای نفس ندارند.@ آن که هوای نفس دارد خیلی وقتها با آن که هوای نفس ندارد اختلاف ممکن است پیش بیاید وقتی امام میفرماید هر وقت اختلاف هست پای هوای نفس هست نه اینکه واقعاً دو طرف همیشه بگوییم هوای نفس، نه بیشتر وقتها دو طرف هوای نفس دارند یک موقع هست معصومین هم با اطرافیانشان هم اختلاف داشتند.@ ولی بالأخره یک طرف که اختلاف بوجود آمده پای شیطنت و هوای نفس هست پس این کمال عقلانی خیلی دقت بکنید بحثش خیلی بحث مفصلی است اینها را ما در بحث دشمنشناسی در حمله سمت راست توضیح دادیم که شیطان وقتی دستش به انسان نرسد روی گناه حمله چپ قرآن میگوید چه حملهای را انجام میدهد؟@ (ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ) جلو(وَ مِنْ خَلْفِهِمْ) عقب(وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ) راست، حمله راست حمله از سمت کمالات انسان هست دانشمند شدن عالم شدن سید بودن یار امام بودن جبههای بودن خانواده شهید بودن جانباز بودن آزاده بودن.@ مبارز بودن روحانی بودن مرجع بودن از همین کمالات، باسواد بودن دکتر بودن مهندس بودن فوق دکترا داشتن همین کمالات خوب، یعنی چیزهایی که نورانی، حجابهای نورانی، از اینها استفاده میکنند اگر کسی به جهنم برود حمله سمت راست یعنی کمالات نقاط مثبت یک شخص، خوبیهایش، اخلاق خوبی که دارد ممکن است باعث بدبختیاش بشود.@ نه اینکه حالا اگر اخلاق خوبی دارد باعث بدبختیاش میشود این را در دعا داریم که اخلاقهای خوب یک موقعی ممکن است باعث بدبدختی انسان بشود نه اینکه پس اخلاق بد داشته باشد منظور این هست که اگر خوبی دارد باید ظرفیتش را داشته باشد از خوبی سوءاستفاده نکند این مهم است.@ سؤالهای شما باعث شد که ما بحث عمیق بخواهیم بکنیم ما قرارمان این نبود در این دوره بحثهای، قرار بود یک آشنایی اجمالی داشته باشیم این سؤالهای شما ما را میبرد در مباحث یک مقدار تخصصیتر، پس تولد اول تولد سالم بود از دنیا به آخرت، ملاکش هم توضیح دادیم ملاک سلامت آن سهتا عشق، عشق به الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا.@ عشق اصیل چیست به معنای حقیقی فقط یک مصداق بیشتر ندارد عشق به الله، عشق به اهل بیت عشق به جهاد و عشقهای زمینی همه ابزار باید باشند برای عشق به الله، دارایی هر کس میزان عشقش به الله هست در حرکت در رحم دنیا آن که انسان با خودش میبرد بقیه اگر به غیر از عشق به الله هر چه ببرد دیگر تقسیمبندی میشود در تولدهای دیگر.@ تولد نوع دوم تولد ضعیف بود ضعیف مال افراد مستضعف است ما افرادی داریم که یک سلسله از چیزهایی که باید داشته باشند را ندارند یا ضعیف هستند در بعضی از فهمها اینها تقویت میشوند در روایت داریم ما چهارتا قلب داریم قلبی که در آن قرآن هست و ایمان هست.@ یعنی این هم عالم به قرآن است هم مؤمن است قرآن فهم است و مؤمن است و قلبی که در آن ایمان هست ولی قرآن نیست شخص مؤمنی است عشق دارد اما بنده خدا سواد هم ندارد ولی هر چه علما گفتند دانشمندان، مراجع، فرمودند همه را این قبول دارد عمل هم کرده اما خودش عالم به دین نیست خودش اصلاً روخوانی بلد نیست سواد ندارد.@ حالا در این داستان ممکن است ضعفهایی هم داشته باشد در فهم امامت، ولایت، توحید ولی آنچه که آنها گفتند این قبول کرده و پذیرفته و عمل هم کرده بر طبق آنها، این به بهشت میرود اما یک ضعفهایی از نظر عقیدتی دارد که باید تقویت بشود.@ در روایت داریم شیعهای که قرآن نمیداند از دنیا میرود ملائکه قبل از اینکه بخواهند مراحل بعدی را انجام بدهند اول به او تعلیم قرآن میکنند این آدم باید معطل بشود بعضی از نقاطی که ضعف دارد قرآن را بفهمد به آن تعلیم میکنند.@ ولی بهشتی هست شهید شده در راه خدا ولی سوادی نداشته مادر شهید بوده پدر شهید بوده اما سوادی نداشته بچهاش شهید شده خودش آدم بزرگی است قلب اول(فیه قرآنٌ و ایمانٌ) قلب دوم(ایمانٌ و لا قرآن) ایمان هست و قرآن نیست قلب سوم یعنی قلبی هست که(قَلبٌ فیه قرآنٌ و لا إیمان) عالم به قرآن هست اما واقعاً بیدین هست.@ علی(ع) (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادت کنندههایی که دین ندارند شما اصحاب نهروان را نگاه کنید اینها حافظ قرآن بودند قرآنخوان بودند صوت قرآن داشتند قرائت قرآن داشتند روزه میگرفتند نماز میخواندند اما خوارج هیچ کدام ایمان نداشتند.@ در مقابل امام معصوم خلیفۀ الله ایستاده دارد مبارزه میکند معلوم است این آدم بیدین هست در دوران انقلاب خودمان آدمهایی داشتیم که خیلی دینداری و صورتهای مقدس را داشتند اما واقعاً در مقابل کشور مصالح کشور ولایت فقیه مصالح مردم وحدت مردم ایستادند برای مطامع نفسانیاش، این نمیتواند بگوید من دیندار هستم.@ خودشان را به بیگانگان فروختند برای بیگانگان جاسوسی کردند با بیگانهها هماهنگ شدند این چطوری میتواند بگوید من دین دارم پس قرآن هست معلم قرآن است شمر معلم قرآن و حدیث است سر امام حسین را هم میبرد اصحاب عاشورا در لشکر عمر سعد اینها نماز میخواندند روزه میگرفتد حج بجا میاوردند.@ ما کسانی داشتیم در قاتلین امام حسین در آنهایی که با حضرت جنگیدند 50 بار حج رفتند اما واقعاً دین ندارند دیگر از این حدیث شریف بفهمیم حدیث مفصل بخواهیم که چه بسیار عبادت کنندهای که دین ندارد(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) فیه قرآن معلم است رفته درس بخواند دکترای قرآن دارد.@ دانشگاه رفته الهیات خوانده دکترا دارد الان دکترای علوم قرآنی دارد تدریس هم میکند ولی واقعاً آدم بیدینی است اینقدر شبهه روی سر این دانشجوها میریزد یعنی من خودم قرآنپژو هستم خودم تفسیر نوشتم خودم بهترین ترجمه را دارم ولی وقتی نگاه میکنیم در عمل هیچ قیدی ندارد اصلاً.@ بعضی از ظواهر را هم که حفظ بکند ظاهری است ولی آن حقائقی را که باید داشته باشد به عنوان یک آدم حقیقی یک انسان حقیقی اصلاً آن خصوصیات را ندارد لذا شما در احادیث میبینید که چقدر انسان را از علمای دنیاطلب پرهیز دادند عالمان دین است در حوزه درس خوانده اما دنیاطلب است.@ ما مگر در این انقلاب مراجعی را نداشتیم که با مردم انقلاب و ولی فقیه امام و یا الان ولی فقیه کنونی به جنگ پرداختند فتنه کردند علیه نظام علیه کشور علیه استقلال کشور، با دشمنان به قول امام با منافقین همکاری کردند با آمریکا با انگلیس با اسرائیل همکاری کردند درس هم خوانده در حوزه، دانشگاهی که دیگر الی ماشاء الله.@ (فیه قرآن و لا إیمان) ایمان ندارد قلب چهارم(و قلبٌ لا إیمان فیه و لا قرآن) نه اصلاً ایمان دارد و نه قرآن هست این چهارتا، حالا این یک حدیث بود از وجود مقدس نبی اکرم(ص) شاهد مثال ما کدام بخش بود که ایمان دارد ولی قرآن ندارد حالا این باید تقویت بشود تولد ضعیف است یا یک بخشی از امامت را خوب نفهمیده.@ یک بخشی از ولایت را خوب نفهمیده یک بخشی از نبوت را خوب نفهمیده نگاهی که به توحید دارد نگاهی بوده که دین این را تأمین بکند اما کاملش نکرده حالا این باید قبل از ورود به بهشت یک چیزهایی را اصلاح بکند تقویت بکند. تولد نوع سوم چه بود؟@ تولد بیمار که این تولد بیمار خودش یک دوره کامل حداقل بیست جلسه میطلبد چون بیشتر ما درگیر تولد بیمار هستیم تولد بیمار یعنی اصل را دارد به سلامتی نزدیک است اما چندتا مشکل برایش پیش آمده که اینها مربوط به کسانی هستند که با گناه از دنیا میروند گناهانی که توبه نکرده باشند که اینها دو جور هست.@ گناهان جوارحی یعنی بدنی مثل اینکه مثلاً دروغ گفته زنا کرده قماربازی کرده مشروب خورده یک کسی را زده یک حرف زشتی به کسی زده این را گناهان جوارحی میگویند بدنی، و آن که بدتر است این بیماریها درمانشان هر چند خیلی سخت است.@ علی(ع) فرمود کسی که بدون توبه از دنیا میرود یک گناه ببرد صد سال عذاب دارد تا این گناه اثرش از روحش برداشته بشود بعضی از گناهان اینطوری هستند بعضیها البته که اینطوری هستند یک کسی میپرسد چرا صد سال که این را باید توضیح بدهیم اگر نسبت را کسی فهمیده باشد دیگر این سؤال برایش پیش نمیاید.@ ولی به هر حال لازم است که توضیح داده بشود و گناهان قلبی که همان جوانحی به آن میگویند قلبیها خیلی خطرناک هستند مربوط به بخش اخلاقیات انسان هست حسادت، این خیلی جهنمش نوع عذابهایش و مدتش خیلی خیلی متفاوت هست با جهنمی که در مورد گناهان عملی و بدنی وجود دارد.@ تکبر، زودرنجی، حساسیت، لوس بودن، چشموهمچشمی، رقابت، شهرتطلبی، قدرتطلبی، مقامخواهی، اینها فوقالعاده خطرناک است خدا رحمت کند حضرت امام(س) را فرمود اگر انسان با یک گناه قلبی از دنیا برود معلوم نیست چند قرن از قرنهای آخرتی در جهنم بماند تا آن اثر آن گناه، اخلاق بد یک خلق بد از آن برداشته شود.@ حالا ما بعضی از اخلاقها را که اصلاً معلوم نیست واقعاً درست بشود یا نشود میاید تمام وجود انسان را مثل سرطان میخورد و از بین میبرد لذا پیامبر فرمود(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود یک کسی که تنداخلاق است بداخلاق است.@ یک کسی که زودرنج و حساس است عصبی است دیگران را عصبی میکند ناراحت میکند یک کسی که خانوادهاش از دستش در رنج هستند شوهرش، زنش، بچههایش، پدر و مادرش، یک مدیر بداخلاق که زیردستانش از آن میترسند و حساب میبرند این خیلی کارش سخت است.@ خود حضرت توضیح میدهد میگوید این چون تا معذرتخواهی میکند ببخشید من عصبانی شدم دوباره میافتد در همان کار، یک موقع یک کسی آدم خوش اخلاقی است یک موقع بداخلاقی میکند این اخلاقش بد نیست آدم خوش اخلاقی است.@ یک بار عصبانی شده یک بار در زندگی جوش آورد یک بار حسادت تحریکش کرد این حسود نیست آدم حسودی نیست یکبار روی یک موضوعی یک چند لحظه چند روز درگیر شد زود خودش را نجات داد توبه کرد این اخلاقش بد نیست آدم خوبی است آدم خیرخواهی است آدم مبارکی است.@ یک درگیری موقتی برایش پیش آمد و دیگر رهایش کرد ادامه پیدا نکرد خودش را درمان کرد این هیچی نمیگوییم اخلاقش بد است یک ضعفی داشته سراغش آمده ولی یک کسی میبینید که اصلاً نمیتواند حسادت را از وجودش بکَند نمیتواند تکبر را از وجودش بیرون بکند.@ خودخواهی زودرنجی، حساسیت، حب مقام، ریاست، شهرتطلبی اینها را نمیتواند از وجودش بکند اینها برایش از الله، چهارده معصوم و جهاد محبوبتر است میداند اگر برود کاندید مجلس بشود کاندید ریاست جمهوری بشود کاندید شورای شهر بشود اگر یکجا ریاست قبول بکند.@ وقتی پست به آن پیشنهاد کردند بپذیرد دور میشود از الله امام زمانش و جهاد در راه خدا اما لذیذتر هست برایش و عزیزتر هست برایش از آنها خودش را کاندید میکند برای آنکه به آنجا برسد از بیتالمال دزدی میکند تقلب میکند کار خلاف انجام میدهد خلاف قانون عمل میکند برای اینکه برسد به این ریاست.@ شما مراجع ما را نگاه بکنید زندگینامهشان را ببینید چقدر پرهیز داشتند از اینکه یک موقعی منصب را بدون اینکه خدا راضی باشد قبول نکنند زندگینامههایشان را شما بخوانید ببینید به سختی تن دادند به اینکه یک رساله بنویسند یا خودشان را در معرض مرجعیت قرار بدهند یا دیگران.@ در روایت داریم از پیغمبر و از بقیه معصومین هم تکرار شده که اگر کسی یکجا خودش را داوطلب بکند برای یک مقام بداند از او لایقتر هست(خانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ المُسلِمین) خیانت به خدا پیامبر و مسلمانها کرده و اگر کسی کسی را در جایی نصب بکند بداند از این شخص از این مدیری که اینجا گذاشتند لایقتر هست و او را منصوب نکند.@ روی حب و بغضهای جناحی، فامیلی، ایلی، تباری، قوم و قبیلگی و مسائل دیگر روی تعصبات(خانَ الله وَ رَسُولَهُ وَ المُسلِمین) خیانت کرده به الله و پیامبر و همه مسلمانها، این اخلاق را دارد به این غلبه کرده این حب جاه و ریاست و مقام به این غلبه کرده پس خلق خیلی خطرناک است.@ این دو جور شد حالا الان واردش نشویم دوباره میخواهیم در عمق برویم یک موقعی در عمق میرویم باید حواسمان باشد میخواهیم فعلاً یک بحث کلی و سطحی انجام بدهیم بعداً انشائ الله باید راجع به اینها بحث بشود.@ بیماریها چندتا شد؟ دوتا گناهان جوارحی بدنی و گناهان قلبی یا جوانحی، یک تقسیمبندی دیگری هم داریم در گناهان، گناهان گاهی وقتها مقوله گناه مقوله یک عمل است مثل کسی که در گناهان بدنی مثلاً شراب خورده یک فحشی داده در گناهان قلبی حسادت کرده تکبر کرده عُجب داشته زودرنجی و حساسیت داشته.@ یک موقع است مقوله مقوله ترک است نماز واجب بوده نخوانده روزه واجب بوده نگرفته کوتاهی کرده کاهلنمازی کرده در روزه درست بجا نیاورده عمل را، خمس باید میداده نداده یا کوتاهی کرده ناقص داده زکات باید میداده نداده پس گناهان یک موقع مقولههایش ترک است یک موقع مقولههایش عمل است.@ برای همین میاییم تقسیمبندی اینطوری میکنیم میگوییم گناهان از این جهت به دو دسته تقسیم میشود حق الله و حق الناس، گاهی وقتها انسان گناه میکند حق خدا را نمیدهد واجبات الهی را انجام نمیدهد عبادات را انجام نمیدهد و گاهی حق مردم را به جا نمیاورد و نمیپردازد یا از آنها میگیرد.@ حق الناس، در حق الناس هم تقسیمبندی داریم حق الناس هم به چند بخش تقسیم میشود 1 ـ حق الناس فردی 2 ـ حق الناس اجتماعی، یعنی گاهی وقتها حق یک نفر دو نفر سه نفر تعداد آدم محدودی را میخورد.@ یک موقع هست حق یک ملت را میخورد یک کسی که باشگاه میرود ورزشگاه میرود مثلاً فوتبال دوتا تیم را ببیند بعد تیغ موکتبری را برمیدارد اتوبوس را پاره میکند شیشهها را میشکند این دارد به 75 میلیون جمعیت خیانت میکند حالا این مثال کمش است یک کسی در ریاستش اختلاس و دزدی از بیتالمال و سوءاستفاده و این دارد خیانت میکند نشسته تنظیم قانون میکند.@ قانون را یکطوری مینویسد و تصویبش میکند که به نفع خودش رعایت بشود این حق الناس خیلی خطرناکی هست مادی هست اما اجتماعی است یعنی انسان به یک کشور بدهکار میشود گاهی وقتها نه حق الناس معنوی است پس شد فردی و اجتماعی هر کدام از اینها دوتا شد مادی و معنوی.@ پس حق الناس تقسیمبندیاش فردی و اجتماعی هر کدامشان مادی و معنوی، حق الناس فردی مادی مثل چی؟ مثل اینکه پول کسی را خورده به ماشین کسی صدمهای زده به خانه کسی صدمه زده شیشه کسی را شکسته از مغازه کسی یک چیزی برداشته بالأخره ماده است پول است.@ مهریه زنش را نداده در ارث تجاوز کرده در حق دیگران یک حق الناس فردی مادی است یک موقع است فردی معنوی است مثل اینکه تحقیرش کرده غیبتش را کرده تهمت به آن زده بداخلاقی نسبت به آن کرده اعصابش را خورد کرده آبرویش را برده رازش را فاش کرده این معنوی میشود در اجتماعی هم همینطور هست.@ یک موقع است اجتماعی مادی است مثل تجاوز به بیتالمال، شما رفتی در پارک نشستی یک کسی میبینی به این دستگاههایی که برای ورزش گذاشتند صدمه میزند به مبلمان شهری که شهرداری زحمت کشیده نصب کرده برای رفاه حال شهروندان صدمه میزند.@ چراغی را که گذاشتند برای رفاه حال شهروندان چراغ یا وسائل شهر را سرقت میکند یا میشکند یا صدمه میزند این حق الناس مادی اجتماعی است بانک را آتش میزند اتوبوس بیتالمال را، آسفالت را خراب میکند این اجتماعی مادی است.@ بعد حق الناس اجتماعی معنوی است به مردم بدهکار است به یک اجتماع، با آبروی یک جمع بازی میکند بر خلاف مصالح کشورش عمل میکند یک کاری میکند بگویند شیعیان اینطوری هستند ایرانیان اینطوری هستند فساد ایجاد میکند در جامعه، سربازی را نمیرود یک کسی که سربازی را نمیرود دارد تجاوز میکند به حق 75 میلیون نفر.@ وظیفهاش بوده سربازی برود دروغی میرود معافیت میگیرد در حالی که معاف نیست میرود پروندهسازی میکند که معافیت بگیرد تحقیر ملیتها تحقیر قومیتها توهین به آنهاست و چیزهایی از این قبیل این حق الناس اجتماعی معنوی.@ وحدت شیعه و سنی جنایت است یک کسی وحدت شیعه و سنی را خراب بکند عید الزهرا بگیریم توهین به خلفا بکند مقام معظم رهبری فرمود توهین به همسران پیغمبر جایز نیست اختلافانگیزی به اسم ولایت، امام امت(س) فرمود امروز دعوا بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید کرد یک کسی به عشق بگوید نه علی عشقم هست ولایت.@ هستند آدمهایی که هم سواد دارند هم بیسوادند همه جور در آنها هست آدم متعصبی که فهم اجتماعی سیاسی ندارند عقلانیت ندارند دقت نمیکنند که چقدر دشمن از این حرکات سوءاستفاده میکند قمهزنی میکند آبروی شیعه عزادارها را میبرد.@ بعداً میاید این فیلم قمهزنی را میبرند در همه جا نشان میدهند من خارج از کشور زیاد هستم زیاد هم بودم میبینم میایند در کانالها نشان میدهند میگویند اینها آدمهای وحشی هستند بچه دارد گریه میکند پدر به زور دارد روی سرش قمه میکشد خون از سر و صورت این بچه بیرون میزند یا سر و صورت خودش.@ جوان 5 ساله 10 ساله 12 ساله یک صحنههای خیلی ناجوری درست میکنند آنوقت همه نگاه میکنند میگویند این حسین کیست اینها چه کسانی هستند این چقدر وهن دین میشود هر چیزی که به وهن دین منجر بشود حق الناس اجتماعی و معنوی هست.@ سوءاستفاده از لباس پزشکی به پزشکها بدبین کند مردم را، سوءاستفاده از مهندسی ساختمان ساخته پول گرفته نوشته ما در همین شهرری داشتیم پول گرفت نوشتند که مهندس ناظر که این پل درست است روز اول ماشین رفت رویش سقوط کرد 6 نفر مردند 6 نفر به قتل رسیدند.@ میاید ضربه میزند به آبروی جامعه مهندسین به آبروی پزشکان به آبروی روحانی از لباس روحانیت سوءاستفاده میکند مداح هست مردم را به همه مداحها بدبین میکند اینکه دیگران با رفتار چندتا پزشک چندتا مهندس چندتا روحانی نباید به این جامعههای خوب پاک سالم خدمتگزار بدبین بشوند این مشکل خودشان است که بدبین میشوند.@ یک کسی که بدبین میشود از کار یک کسی به همه تعمیم میدهد این خودش بیماری دارد مشکل روانی دارد اما آنکه آن را ایجاد کرده آن هم مقصر هست جبهه است جنگ است نمیرود امام فرمود کسانی که خود و خانواده خود را از معرکه جهاد دور نگه داشتند باید خود را برای جواب روز واپسین آماده کنند.@ جنگ بوده به مملکتت کشورت جنگ نمیرود خدمات پشت جنگ باید میداده کمک باید میکرده و نکرده خیلی خطرناک است طرف چقدر هم ادعای مذهبی دارد چقدر داشتیم ما هیئت میگرفتند زیارت عاشورا میگرفتند دسته عزاداری راه میانداختند هیچ کدامشان آنطرفها پیدایشان نشد.@ به سخنران میگفتند راجع به آمریکا اسرائیل جنگ جهاد حرف نزنی حضرت رقیه بخوان از علی اصغر بخوان علی اکبر بخوان از ولایت بگو مردم گریه کنند صفا کنند راجع به مسائل سیاسی وارد نشوید مذهبی هم بودند انجمن حجتیه یک مثال، چقدر ما داشتیم در آدمهایی که صورتهای مقدس داشتند لباسهای مقدس داشتند ظواهر مقدس داشتند.@ آدمهایی که اصلاً در دوران دفاع مقدس به روی خودشان نیاوردند که این مملکت تو اگر دین داری شیعه در خطر است اگر حب وطن داری ملی هستی کشورت در خطر بود کدام از این ملی مذهبیون رفتند جبهه کشته دادند شهید دادند رفتند ستون پنجم دشمن شدند همینها که الان هم ادعا دارند جبهه ملی، نهضت آزادی، ملی مذهبیون.@ چقدر روحانی داشتیم ترسید جبهه برود یک موقعی یک شاعر لطیفی به مقام معظم رهبری فرموده بود در همین بمبارانها که همه فرار میکردند بعضی از این آقایان روحانی که آنقدر ترسو بودند که دوتا موشک به قم خورده بود فرار کرده بود رفته بود مشهد که دور باشند خودشان و خانوادهشان.@ به مقام معظم رهبری گفت یک شعر بخوانم گفت بخوان میخواهم یک بیت شعر بگویم گفته بود قم شده بمباران مشهد شده قمباران، آقایان مقدس دستش را یکی میاید میبوسد آقا نورانی است آقا فقیه است آقا مجتهد است آقا باسواد است آقا استاد است.@ اصلاً یکبار در حرفهایشان میگفتند این خلاف تقدس است که ما از آمریکا حرف بزنیم باید همهاش از خدا بگوییم ملکوت، جبروت، هپروت، از این حرفها بزنیم اصلاً راجع به آمریکا اگر یک موقع کسی میگفت میگفتند این تقدسش را از دست داد.@ مثلاً راجع به شوروی حرف بزنند راجع به ابرقدرتها، تجاوز، صدام، جنگ، مثل آن مقدس احمقی که زمان امیرالمؤمنین بود به امیرالمؤمنین گفت آقا من از ذکر میافتم از عبادت، شما جنگ میکنید خیلی خشن است من اصلاً نمیتوانم شما من را یکجایی بفرستید که در آن شک نداشته باشم آرام باشم یک جایی من را بفرستید که این چیزها نباشد.@ به امام معصوم میگوید تو کارت مورددار است من وارد این کارها نمیشوم. احمقی داشتیم که در این کتابها از آن یاد میکنند عارف میگوید که فقط درباره خدا باید سخن گفت وقتی شنید امام حسین را کشتند گفت چه بد کردند پسر پیغمبر را کشتند بعد از سالها استغفار میکرد.@ چرا یک کلمه غیر از ذکر خدا گفته این دین دارد! عالم دیندار است تو یا بالأخره به خدا معتقد هستی جهادی قبول داری یا جهاد را قبول نداری این کشور که مورد تجاوز قرار گرفته ما که جنگ را راه نیانداختیم چرا نرفتی چرا نگذاشتی خانوادهات بروند چرا کمک نکردی چرا سخنرانی نکردی چرا دفاع نکردی.@ چقدر داشتیم عالمهای اینطوری، الان هم داریم از این مذهبیون در مداحها هستند در طلبهها هستند در روحانیون هستند به قول امام آخوندهای احمق و بیسواد، مارهای خوش ختوخالی که در این حوزهها بعضیهایشان هستند.@ یکی از این علمای اهل سنت میگفت شما چه میگویید هفته وحدت شما که واقعاً به این معتقد نیستید شکما خیلی به ما فحش میدهید چنین میکنید چنان میکنید، گفتم حالا چی شده؟ گفت این عالمتان آمده هفته وحدت سخنرانی مسجد ما سخنرانی کرده که وحدت خیلی لازم است وحدت خیلی ضروری است.@ کلی راجع به وحدت گفته آخرش گفته هر کس وحدت را رعایت نکند از عمر بدتر است این چه هفته وحدتی است این بیدینی است آدم برود اختلافانگیزی بکند این ولی فقیه تو ملاک است دارد به شما میگوید الان وقت بحث کردن راجع به اینطور مسائل نیست.@ یکی از این آقایان میگفت من دیدم همیشه در مسجد شاه یک کسی میاید همیشه روضه حضرت زهرا میخواند خلاصه پیگیری کردیم دیدیم این پول از سفارت انگلیس میگیرد سفارت به او پول میدهند میگویند تو بیا آنجا بایست یک جای خاصی هم بنشین همیشه راجع به حضرت زهرا بخوان که چنین کردند چنان کردند این یک شهوت است.@ یک کسی بخواهد اختلاف، فکر میکند به حضرت زهرا لطف میکند حضرت زهرا خودش سکوت کرد علی(ع) 25 سال سکوت کرد که وحدت جامعه به هم نخورد 25 سال سکوت کرد و رفت به اینها کمک کرد گفت من وزیر اینها شدم در نهج البلاغه گفت من مشاور و وزیر اینها شدم نگذاشت جامعه خراب بشود چون وحدت یک امر کاملاً مهم است.@ اگر اتحاد به هم بخورد دیگر دینی باقی نمیماند ما به این ضربه میزنیم این حق الناس اجتماعی معنوی هست اینها میشوند تولد بیمار، یک کسی از اینجا وارد بشود در برزخ بسته به میزان آلودگیهایش گناهان جوارحی و جوانحی عمق و شدت و مدتش هم همینطور هست.@ عمق غیبت شدت غیبت مدت غیبت عمق گناه شدت و مدت و تعداد بیماری، یکی میگوید هم غیبت دارد هم حسود است هم متکبر است هم عجب دارد هم زودرنج و حساس است هم آدم بدبینی هست این چندتا بیماری دارد با خودش آنطرف میبرد قرآن فرمود اهل بهشت مریضی ندارند.@ (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) اهل سلمند اصلاً دعوا، درگیری، اختلاف، زودرنجی، دریدن، غیبت، حرص و جوش الکی، پشت سر هم حرف زدن برای هم زدن، درندگی و هاری اصلاً ندارند فضولی در کار هم کردن گناهان و اشتباهات همدیگر را ضبط کردن برملا کردن لو دادن اصلاً ندارد.@ این آدم هر جا میرود سالم است هیچ وقت کنار این احساس ناامنی نمیکند بهشتی اینطوری هست لذا تأکید میکند(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) اگر یک کسی وارد آنجا شد باید دوران بیمارستانی و درمانیاش را بگذراند این جهنمی خالد در جهنم نیست تولد ناقص کفار هستند منافقین و مشرکین، سه گروه تولد ناقص دارند کفار، منافقین و مشرکین، اینها تولدشان ناقص است.@ یعنی(أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ) اما نه این تولد بیمار اهل بهشت هست فقط باید دوران درمانش را در جهنم طی کند در بیمارستان بهشت که عبارت است از جهنم باید دوران سالمسازیاش طی بشود تا وارد بهشت بشود اینکه حضرت زهرا(س) فرمود بعضی از شما کارهایی میکنید که ما میخواهیم شما را شفاعت بکنیم نجات بدهیم 300 هزار سال طول میکشد.@ یعنی شخص در دنیا سبک زندگیاش با اهل بیت فرق دارد فاصله دارد دوستشان دارد قبولشان هم دارد اما سبک زندگیاش یک سبک با فاصله است نوع حجابش، لباس پوشیدنش، ازدواجش، روابط زن و مردش، تربیت و تعلیمش، معاملهاش، کارهای تجاری، کارهای اجتماعی، کارهای سیاسی، ولی شیعه است گفته من شیعه هستم محب هستم.@ اینها را هم قبول دارم با این چیزها دشمنی ندارد واقعاً هم قبول دارد اما جلوی خودش را نمیتواند نگه دارد نمیتواند آن سبک زندگی را تحمل بکند سبکش سبک دشمنان اینها هست.@ سبک زندگیاش، شوهرداریاش، زنداریاش، تربیت بچهاش، کارهای اقتصادی و اجتماعیاش، کارهای سیاسیاش، کارهای هنریاش کارهای تعلیم و تربیتش فرق میکند با آن چیزی که مرز خدا و اهل بیت هست نیست.@ میگوید شما این سبک زندگی باعث میشود شخص چند صد هزار سال فاصله بیفتد بین او و اهل بیت بین او و بهشت، باید رنج درمان را تحمل بکند این فشردهای از بحث بیماریهاست که این بحثش خیلی مفصل هست چون بحث روش درمان وجود دارد که مفصل است حالا باید توضیح بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 037 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 037 - تربیت مبلغ