جلسه 036 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
36
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
12
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 036 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان را درباره رابطه دنیا با آخرت طی یک قاعده و فرمول عرض کردیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست رسیدیم به این قاعده که همانطور که رحم در دنیاست و دنیا قبل از عالم رحم وجود دارد و عالم رحم در دنیا در دنیا بوجود میاید.@ در واقع یک ظهوری از خود دنیاست دنیا هم در آخرت هست و یک ظهوری از آخرت هست حدیث نبوی هست(إنَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطٌ بِالدُّنیا) همراه دنیا آخرت همیشه هست و آخرت محیط بر دنیاست یعنی از نظر رتبه وجودی آخرت اول هست.@ بعد دنیا در دل آخرت بوجود میاید و در واقع آخرت عالم دنیا عالم ماده عالم ناسوت یک ظهوری از نظام برزخی و نظام ملکوتی هست که امام صادق(ع) فرمود(إنَّ اللهَ عَزَّوَجَل خَلَقَ مُلکَهُ عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه وَ أسَّسَ مَلَکُوتَهُ عَلی مِثالِ جَبَرُوتِه) خداوند عزوجل عالم ملک یعنی دنیا را خلق کرد.@ بر اساس بر مثال عالم ملکوت خودش که همان عالم برزخ هست که در نمودارهای قبلی توضیحش را دادیم و بنیان گذاشت(أسس) بنیان گذاشت ملکوتش را بر اساس جبروت، این نشان میدهد که جبروت تقدم دارد بر ملکوت و ملکوت در دل جبروت به وجود میاید.@ ظهور جبروت هست و ملک که عالم طبیعت و دنیاست ظهور ملکوت هست عالم برزخ و ملکوت و در دل ملکوت بوجود میاید اینکه علی(ع) فرمود(الدُّنیا فِی الآخِرَۀ) دنیا در آخرت هست به این معنا هست پس عالم آخرت احاطه دارد کاملاً بر دنیا و همانطور که دنیا تمام انرژی و قدرت رحم را دارد تأمین میکند.@ و اگر رحم یک لحظه ارتباطش با دنیا قطع بشود هوا به آن نرسد غذا به آن نرسد از دنیا نابود میشود و جنین در آن نبود میشود اگر دنیایی نباشد رحمی هم نیست تمام انرژی ما قدرت ما نیروی حقیقی ما که در دنیا هست.@ هر نیرویی هر حرکتی هر جنبشی هر تحولی هر خروجی از قوه به فعل دارد انجام میشود به وسیله ملائکۀ الله و عالم ملکوت دارد انجام میشود دنیا خودش نیرویی ندارد قدرتی ندارد دنیا ماده است حرکت ماده ایجاد تحول در ماده تغییر و تحولات دارد به وسیله عالم ملکوت و فرشتهها دارد انجام میشود.@ این را انسان تا نفهمد متوجه نمیشود که چرا در قرآن این همه از فرشتهها و دخالت آنها در ریزترین مسائل زندگی انسان در شکلدهی جنین در باران در برف در ابر در کمک به مجاهدین در هزاران یعنی هیچ شأنی از شئون انسان نیست در رویش گیاهان و ... هیچ چیز نیست که ملائکه در آن دخالت نداشته باشند.@ وقتی میگوید ملائکه یعنی عالم فوق این دنیا هست که خداوند تبارک و تعالی با جلوههای مجرد و حتی جلوههای مادی آنها را دست به کار میکند در اداره و تدبیر عالم ماده و عالم دنیا، پس ما وقتی میبینیم یک گُل دارد رویش میکند یک دانه دارد شکافته میشود از پایین و بالا.@ از پایین ریشه میدواند از بالا شکوفه میدهد این یک کسی دارد این کار را انجام میدهد یک نیرویی دارد این کار را انجام میدهد وقتی یک انعقاد نطفهای صورت میگیرد سلول تخمی تشکیل میشود این سلول تکثیر میشود این سلول رویش نقاشی میشود سازماندهی میشود تا یک بچه کامل چینش کامل محیر العقول واقعاً برای ما ایجاد میشود.@ اینطرف فرشتهها دست به کار هستند هیچ کس نمیتواند بگوید این تحت چه نیرویی دارد انجام میشود یک نیرویی دارد این کار را انجام میدهد اما این نیرو چی هست خداوند برای ما دارد توضیح میدهد به عنوان خالق و آفریننده این عوالم که فرشتهها و قوای عالم مشغول این کار هستند و دارند این کار را انجام میدهد.@ همانطور که رحم تمام انرژی و قدرت و هستی و ماهیت و وجود خودش را از دنیا دارد دنیا هم تمام قدرتش ظهورش، هستیاش حرکتهایی که دارد انجام میشود تدبیری که در این عالم دارد انجام میشود تمام تحولات توسط عالم ملکوت و برزخ دارد انجام میشود روی دنیا که اگر یک لحظه ملائکۀ الله دست بردارند یک لحظه ارتباط دنیا با ملکوت قطع بشود دنیا نابود میشود و هیچ چیز در دنیا دیگر نخواهد بود.@ این رابطه وجودیها خیلی باید نسبت به آن دقت بکنیم یکی از نکاتی که چندتا نکته را عرض کردیم مسأله اندازه آخرت بود که با توجه به همین فرمول قابل فهم هست تا یک حدودی، مسأله فهم نعمتها و کمالات وجودی آخرت هست.@ گفتیم همانطور که جنین نمیفهمد دنیا چه خبر است اصلاً امکان ندارد برایش فهم دنیا برای انسان هم به صورت عادی فهم عالم برزخ امکانپذیر نیست مگر اینکه به حول و قوه الهی سیر و سلوک انسانی و عرفانی خودش را انجام بدهد و قوای خودش را فعال بکند تا یواش یواش راه پیدا بکند که توضیحش را در جلسه قبل دادیم.@ (كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ) اینها را که دیگر توضیح دادیم. یکی دیگر از چیزهایی که در این نسبت قابل مطالعه هست که گفتم اینها همه فقط ما عناوین را داریم عرض میکنیم در این نسبت هر کدامش یک سلسله مباحث جداگانه میطلبد.@ یکی دیگر از این قواعد قدرت بهرهبرداری هست یعنی شما جنین وقتی که در رحم مادر هست یک خون ساده میخورد و یک محیط خیلی ساده دارد اما وقتی که به دنیا میاید چیزهایی که میتواند بهرهبرداری بکند قدرت بهرهبرداری او نسبت به عالم رحم بینهایت قویتر میشود او میتواند از هزاران خوراکی استفاده بکند.@ هزاران خوراکی را خودش تولید بکند میتواند از نظر مکان یک کره زمین را طی بکند میتواند از کره زمین به آسمان برود آسمانها را طی بکند علاقه دارد پرواز میکند زیر آب میرود روی خشکی میرود هیچ محدودی برای خودش در زمین برای حرکت ندارد.@ در کویر میرود در کوه میرود در قطب میرود به آسمان میرود به زیر زمین میرود به دریا میرود هر چقدر هم قدرت پیدا بکند بیشتر میتواند حرکت بکند و آسمانها را بشکافد و رشد بکند در حرکت از رحم دنیا به آخرت هم همینطوری هست.@ قدرت بهرهبرداری انسان به همین اندازه که در دنیا نسبت به رحم تغییر میکند در برزخ نسبت به دنیا تغییر میکند یعنی قدرت بهرهبرداری انسان بینهایت بزرگتر میشود انسان در حدیث داریم در بهشت غذاهایی هست نوشیدنیهایی هست که 150 هزار مزه را با هم انسان احساس میکند درک میکند این خیلی مهم است.@ شما الان یک معجون که میخورید میبینید چندتا مزه را میتوانید درک بکنید 10 تا 15 تا 7 تا 8 تا بعضیها هم که ذائقهشان قویتر هست یکذره باهوش هستند وقتی معجون را میخورد میگوید من الان میتوانم بفهمم در این موز به کار رفته عسل به کار رفته کنجد به کار رفته همینطوری میتواند تشخیص بدهد.@ آنجا میفرماید نه قدرت بهرهبرداری به قدری هست که این لذت 150 هزار مزه را با هم میبرد از نظر خوراکیاش، از نظر علم همینطور هست علمی که آن موقع انسان قدرت بهرهبرداری دارد خیلی خیلی قویتر از الان هست.@ انسان از نظر فهم چون حرکت هم در سیر بینهایت دارد انجام میشود نسبت به الله دارد انجام میشود انسان در یک زمان کوتاهی هزاران هزار برابر عمر دنیا به آن اطلاعات میتواند برسد یعنی میتواند به شهود به کشف به علم برسد راه پیدا بکند آموزشش خیلی قدرتمند است.@ لذتهای دیگر انسان از زیباییها از علم سرعت انسان قدرت انسان فضایی که انسان دارد یک قصرش از کل کره زمین بزرگتر هست و الان انسان میگوید من چطوری میتوانم از یک قصر آنطوری استفاده کنم این بخاطر این هست که حقیقت انسان را خوب نمیشناسد که چطوری میتواند بهرهبرداری بکند و سایر نعمتها و لذتهای آنجا همینطوری است.@ یعنی قدرت بهرهبرداری فوقالعاده تغییر میکند قدرت تصرف انسان فوقالعاده تغییر میکند انسان به یک اوج میرسد در ملکوت و نظام برزخی که اصلاً قابل مقایسه با دنیا نیست حالا این بحثهای آیات و روایاتش متعدد قابل بررسی و تحقیق و پژوهش هست.@ دیگر حالا خیلی هست قوانین را که ما بخواهیم بگوییم زیاد هست قوانین این نسبت و رابطه زیاد هست. یکی از مباحث فوقالعاده مهم کلیدی و جذاب نسبت رابطه دنیا با آخرت بحث تولدها هست بحث انواع تولدهاست ما از جنین به دنیا شش نوع تولد داریم که قبلاً ما البته این را در درسهایمان به صورت پنج نوع گفتیم که حالا توضیح میدهم چرا شش نوع هست.@ یک جایی من برای اساتید دانشگاه عزیزانی که آنجا از محققین و پژوهشگران درس داشتم یکی از اساتید اسم شریفشان را هم فراموش کردم ایشان گفتند که یک تفکیکی بین تولد ناقص و معلول ظریفبینی کردند و گفتند که شاید بشود که این تولد نوع ششم در نظر گرفت که نکتهشان قابل تأمل بود که من آن نکته را هم عرض میکنم و الا ما قبلاً خودمان در پنج تولد این را بیان کردیم.@ تولد اول تولد سالم هست اول از این من تولدها را بگویم که بعد حالا اگر در این دوره رسیدیم چون غیر از این جلسه دو جلسه دیگر داریم که این دورهمان پایان بپذیرد حالا اگر انشاء الله فرصتی شد در دوره بعدی میتوانیم بحث تولدها را ادامه بدهیم اگر نرسیدیم لااقل به شما معرفی کرده باشیم شما میتوانید خودتان مطالعه بکنید تحقیق بکنید که این تولدها را بیشتر احکامش را بدانید.@ تولد اول تولد سالم هست وقتی میگوییم تولد سالم یعنی جنین از رحم مادر به دنیا جنین کلیه تجهیزات قوای مورد نیاز برای حیات دنیایی را از رحم مادر با خودش میاورد یعنی در رحم مادر مدتی که هست تهیه میکند و آن چیزهایی را که برای حیات دنیایی را نیاز دارد با خودش میاورد این را تولد سالم میگویند یعنی اذیتی ندارد.@ وقتی متولد میشود اذیت و آزار و درد و رنجی ندارد راحت میتواند از شرائط زیستی دنیا بهرهبرداری بکند. تولد نوع دوم تولد ضعیف هست در تولد ضعیف جنین در بعضی از جهات آنطور که باید به قدرت و کمال لازم نمیرسد و بعد از تولد یک چند روزی را به علت ضعف، بدن کامل هست.@ اما ضعف وجود دارد در ارکان بدنی جنین یک چند روزی را در دستگاه تقویت میشود معطلی دارد بعد ملحق میشود به بچههای سالم و عمل زندگیاش را ادامه میدهد. تولد نوع سوم تولد بیمار هست بیماری مشخص هست.@ یعنی با مشکلات و بعضی از بیماریهایی متولد میشود که قابل درمان هم هست مثلاً فرض بفرمایید زردی گرفته یا مثلاً شکستگی استخوان دارد کجی استخوان دارد این مثلاً اگر زردی گرفته باشد یک هفتهای مشکل زردی حل میشود سه روز چهار روز پنج روز یک هفته مشکل زردی بچه حل میشود یا مثلاً شکستگی استخوان داشته باشد.@ استخوان پایش کج است یا یک انگشت اضافه آورده یا گوشت اضافهای هست این را میشود درمانش کرد این شکستگی استخوان یکذره رنجش بیشتر هست بیماریاش چون حادتر هست شدیدتر هست این را به خاطر اینکه این بیماری حادتر و شدیدتر هست هم طول درمان هم رنج درمانش برای بچه بیشتر هست.@ طبیعی است که این بچه باید دوباره از پدر و مادر جدا بشود برود بیمارستان و این بیهوشی را تحمل بکند و حالا چه موقع این دیگر بسته به تشخیص پزشک است مثلاً چند ماهگی چند سالگی بالأخره باید این کار را انجام بدهد.@ چون استخوان کج است پا کج شد این باید برود بیهوشی را تحمل بکند جراحی را تحمل بکند شکسته شدن استخوان، استخوان را میشکنند میبرند صافش میکنند بعد حالا کنارش ممکن است میلهای بگذارند یا نگذارند بعد دوباره میدوزند جایش ممکن است یک مدتی روی بدنش بماند یا برای همیشه بماند.@ بعد میبندند باید در بخش بیاید یک مدتی بهوش میاید این درد را باید تحمل بکند خوردن داروها یک مدتی در گچ بودن بعد گچ را باز کردن بعد مشکلات بعدی بالأخره ظرف شش ماه یک سال این مسأله رنج دارد ولی بعد تمام میشود و بالأخره میتواند روی پایش بایستد.@ پای سالم داشته باشد و مسیر را ادامه بدهد ولی رنجش وطولانیتر هست پس ببینید که جنین به تعداد بیماریها بسته به سه عامل تعداد بیماری نوع بیماری و شدت بیماری بعد از تولد یک معطلی و رنج درمان را باید تحمل بکند تلخی را باید تحمل بکند تا سالم بشود خوب بشود و ملحق بشود به بچههای سالم.@ تولد نوع چهارم تولد ناقص هست در تولد ناقص جنین بعضی از چیزها را با خودش نمیاورد نقص است مثلاً چشم را نمیاورد شنوایی را نمیاورد یا قلبش یک چیزی کم دارد یا گوش را ندارد یا دست را ندارد یا پا ندارد یا انگشت ندارد.@ این دیگر قابل درمان هم به راحتی نیست وقتی به دنیا میاید این باید این رنج را تحمل بکند پا به آن نمیدهند پا نیاورده این تولد ناقص است تا در دنیا هست بالأخره باید این رنج نقص را تحمل بکن ندارد. تولد بعدی که این استاد عزیزمان دوست عزیزمان فرمودند فرمودند که بعضی وقتها نقصی که شما میگویید نقص یعنی کاهش، بعضی وقتها نقص نیست یک اضافه با خودش آورده.@ مثلاً یک دست اضافه یک پای اضافه چیزهایی که الان هست عکسهایش هست شاید دیدنش برای شما تأملش سخت باشد حالا شاید تصمیم گرفتم به شما تا ساعت بعد نشان بدهم بعضی از عکسها را ببینید میترسیم نشان بدهیم عکسها یک مقدار دیدنش سخت است.@ سر اضافه دارد پای اضافه دارد صورت اضافه دارد یک صورت اضافه آورده پشت سرش است کامل هم هست این صورت میخندد آن صورت جیغ میکشد اینطوری هست اضافه آورده یک چیزی اضافه آورده ایشان فرمودند شاید بشود این را هم یک نوع تولد دانست که مثلاً بالأخره یک چیزی اضافه هست.@ ولی بالأخره ما این را در همان تولد معلول ایشان فرمودند بگذاریم در تولد معلول، حالا اگر ناقص نگوییم بگوییم معلول این قابل تأمل هست این نکته ظریفی که ایشان فرمودند بله ممکن است ناقص باشد یعنی یک چیزی اضافه آورده باشد.@ حالا آن اضافه را که میگویند بعضیهایش قابل برطرف کردن هست ممکن است بشود یک انگشت اضافه دارد شاید بشود برش داشت شاید بشود عمل کرد یکی از انگشتها را برداشت ولی یک سر اضافه سهتا چشم یک صورت اضافه را دیگر شاید نشود کاریش کرد ولی بالأخره این هر دو تولد یک تولد هستند در واقع همان تولد ناقص یا معلول اسمش را بگذاریم.@ باید کنار هم بیاریم که دیگر هر دو را کامل بگیرد و این نکته ظریفی را هم که این عزیزمان در نظر گرفتند تأمین شود به آن توجه بشود. تولد بعدی تولد قوی هست تولد ششم تولد قوی جنین از بچههای سالم یک مقدار جلوتر هست در هوش در زیبایی در قدرت بدنی در کمالاتی که میاورد قویتر هست.@ لذا اینها جزء نوابغ میشوند یعنی بچههایی هستند که عادی نیستند از نظر توانها عادی نیستند مثلاً شما در زندگینامه شهید بهشتی(ره) داریم که ایشان شش سالگی بردند از آن امتحان گرفتند کلاس چهارم ابتدائی نشاندند مثلاً اول و دوم و سوم را درس نخوانده امتحانش را داده شش سالگی رفته کلاس چهارم ابتدائی نشسته.@ بعضیها علمایی داشتیم که زیر 20 سال مجتهد بودند زیر 20 سال که بودند به مقام اجتهاد رسیدند این یعنی یک نابغه است این یعنی استعدادش استعداد خاصی است سرعتش و قدرتش از بقیه بیشتر هست اگر دقت کرده باشید ما در شش تولد شش تا تعریف داشتیم شش تا حکم داشتیم.@ هر کدام یک تعریف داشت و یک حکم داشت تولد سالم تعریفش این است که یک جنین همه آن تجهیزات مورد نیاز را آورده حکمش این است که زندگیاش بدون درد هست و راحت میتواند از امکانات دنیا بهرهمند بشوند. ضعیف چیست؟@ ضعیف این هست که گفتیم پارهای از ضعف را با خودش میاورد و حکمش این است که باید معطلی تقویت را تحمل بکند در بیمار هم همینطور است تعریف دارد و حکمش این است که این باید بسته به سه عامل نوع تعداد و شدت رنج درمان را تحمل بکند و بقیه هم همینطور تولد ناقص همینطور تولد قوی هم همینطور هر کدام یک تعریف دارد.@ یک حکم دارد. آن دیگر اصلاً سقط شده آن دیگر حیاتی در واقع ندارد در واقع یعنی بهرهبرداری ندارد اصلاً ساقط شده حیاتی ندارد در دنیا که بخواهد استفاده بکند بچهای که سقط میشود یا مرده به دنیا میاید در واقع حیاتی ندارد اصلاً دیگر تمام شده دیگر اصلاً تولدی نداشتیم.@ ما تولدها را میگوییم وقتی میگوییم شش تولد تولدی که به دنیا میایند زنده میایند و زنده هم میمانند حالا آن که آنطوری است که دیگر بماند آن دیگر ارزش گفتن هم ندارد. بعضیها گفتند ما در حرکت یک جنین به دنیا سؤال کردند که حالا اشارتاً عرض کردیم.@ جنین خودش در واقع کارهای نیست اختیار و تصمیم با پدر و مادر هست و محیطی که وجود دارد اما در حرکت انسان از رحم دنیا به آخرت انسان مختار است نوعاً همه انسانها نوعاً مختار هستند حالا استثناء هم داریم افرادی مستضعف به دنیا میایند.@ مستضعف به دنیا میایند یعنی چی به آخرت میروند؟ یعنی واقعاً نه پیغمبر را دیدند نه حکم دین به آنها رسیده نه آنقدر رشد عقلانی و فکری داشتند که بخواهند رشد بکنند هست یک همچین چیزی هم وجود دارد که حالا راجع به آن بعداً صحبت خواهیم کرد تحت عنوان مستضعفین.@ ولی نوعاً نه، نوع انسانها درکی از خوبیها بدیها مسئولیت، دین دارند به آنها دین میرسد بخصوص الان در زمان ما، وقتی میگوییم مثال یعنی قاعده رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست لازم نیست که تمام جزئیات این فرمول یعنی دو طرف یکی باشد.@ بلکه این فرمول دارد قوانین کلی ارتباط را به ما توضیح میدهد که ما فهم درستی از این قوانین کلی داشته باشیم و الا اگر بخواهیم وارد جزئیات بشویم چرا به هر حال جزئیاتی هست که با همدیگر تفاوتهایی بین دو طرف نسبت ایجاد میکند. عین این تولدها را ما از رحم دنیا به آخرت داریم.@ یعنی ما یک جنین داریم در رحم دنیا که همان روح ما هست که همانطور که جنین در رحم مادر بوسیله آن جفت و بند ناف ارتباط دارد با بدنه مادر و از مادر تغذیه میکند ما هم بوسیله بدن این نفس ما روح ما ارتباط پیدا میکند آن دمشی که از خدا آمده از الله آمده(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) آن نفخهای که از الله آمده در کالبد ما تعلق گرفته که روح بینهایتطلب ما را روح جاودانه ما را به وجود آورده به وسیله بدن با دنیا ارتباط دارد.@ وقتی که این ارتباط بدن از بین برود ارتباط شخصیت ما و حقیقت ما با دنیا هم قطع میشود ادامه زندگی و کمالگیری امکانپذیر نیست حالا شما بند ناف قطع بشود ارتباط جنین با جفت قطع بشود جنین همانجا در رحم مادر میمیرد دیگر نمیتواند از رحم استفاده بکند و رشد بکند.@ دیگر امکان رشد برایش وجود ندارد سیرش قطع میشود در رحم دنیا هم ما با بدن ارتباط داریم با دنیا یعنی با جنبههای حیوانی ما نباتی ما جمادی ما ارتباط پیدا میکنیم با کمالات دنیا و دنیا که این هم لازم است که اگر این ارتباط را نداشته باشیم شدنی امکانپذیر نیست.@ همانطور که جنین اگر بند ناف و جفت را نداشته باشد و امکان ندارد ارتباط با رحم مادر بتواند برقرار بکند و رشد بکند ما هم بدون بدن در رحم دنیا نمیتوانیم باشم و رشد بکنیم و برای آخرت آماده بشویم پس ما داشتن بدن خیلی نکته ظریفی است در حکمتهای الهی که ما باید به دنیا بیاییم به یک بدن تعلق بگیرد تا آن نفخهای که از الله پایین آمده رشد بکند.@ در حرکت قبلی گفتیم از دنیا یک عصاره انسان که اسپرم هست میاید در رحم، انسان نیست الان انسان کاملی نیست یک عصارهای از انسان است یک جلوهای از انسان است البته آن اسپرم همه کمالات شخص را به صورت ژن دارد ولی این باید بیاید به یک بدن تعلق بگیرد باید بیاید به رحم تعلق بگیرد به تخمک لقاح پیدا بکند در رحم ارتباط برقرار بکند.@ آن قرار مکین خودش را پیدا بکند و بتواند رشد بکند آن نفخهای هم که از خدا میاید به زمین به دنیا باید با یک چیزی به دنیا وصل بشود که بتواند کمال دریافت بکند فیض دریافت بکند حالا به دنیا آمده این بدن را دریافت کرده این بدن مرکب میشود برای رشد انسان، پس دقت کنید کمالات جمادی نباتی حیوانی برای حرکت ما به سمت الله ضروری است.@ یعنی همینها بستر شدن ما بستر رشد ما میشوند انسان وقتی شما در سلسله اعمال خیر نگاه بکنید میبینید اعمال خیر با همین کمالات جمادی و نباتی و حیوانی و عقلانی و فوق عقلانی هست که برای انسان حاصل میشود و اگر کمالات فوق عقلانی هم حاصل میشود به این دلیل هست که ما کمالات پایینی را داریم.@ اصلاً انسان برای همین انسان است که همه این جنبهها را دارد به انسان میگویند کون جامع یعنی هستی جامع که جنبه حسی دارد خیالی دارد وهمی دارد عقلی دارد فوق عقلی دارد یا جنبه جمادی دارد نباتی دارد حیوانی دارد عقلانی دارد و فوق عقلانی دارد هم جنبه فرشتهای دارد هم جنبه شیطانی دارد هم جنبه الهی دارد هم جنبه حیوانی دارد هم جنبه گیاهی دارد هم جنبه جمادی دارد به این هستی جامع میگویند.@ یعنی همانطور که در نظام خلقت ما الله را داریم ذات الله را داریم تا ماده که همهشان هستی هستند و جلوههای هستی هستند در انسان هم دقیقاً منطبق هست با عالم خارج، انسان از الله دارد آن نفخه وجودی را تا ماده یعنی انسان مطابق با عالم خارج هست یک هستی کامل به آن میگویند کون جامع هستی جامع.@ حالا از رحم دنیا به آخرت هم ما این تولدها را داریم یعنی روح میاید به اینجا بعد از مدتی که در دنیا میماند برمیگردد به عالمی که از آن آمده یعنی قوس صعودیاش را انجام میدهد برمیگردد(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) در این برگشت شش نوع ورود به برزخ دارد.@ شش نوع ورود به آخرت دارد همانطور که جنینی که میاید به رحم دنیا شش نوع ورود به دنیا دارد این هم همان شش نوع ورود را دارد. تولد اول تولد سالم است یعنی روح ما در رحم دنیا تمام آنچه که برای سالم زندگی کردن و بهرهبرداری از نعمتهای برزخ نیاز دارد را با خودش تهیه میکند.@ در این صورت همینطوری هم هست که فقط در همین صورت هست که خوشبخت میشود و آنجا دیگر مشکلاتی ندارد لذا قرآن روی این تولد خیلی تأکید میکند(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال به کار میاید نه فرزند مگر اینکه یک کسی با قلب سالم یعنی روح سالم.@ چون جنین اصلی همان قلب است بقیه تجهیزات ما مثل حس، خیال، وهم و بخش عقلی ابزار هستند برای ساخته شدن یک حقیقت به نام دل یا قلب، قلب این تولد را پیدا میکند انسان با قلب خودش تولد پیدا میکند به برزخ.@ لذا برزخ قلب را میسنجد همه حقیقت انسان دل اوست عقل برایش ابزار است مطالعه، درس، دانشگاه، دکتری، مهندسی، طلبگی، اینها ابزار هستند اینطور نیست که هر دکتر و مهندس و طلبهای سالم متولد بشود به آخرت، نه، یک کسی که دکتر مهندس نیست کارشناسی ارشد است حالا آنها اطلاق میکنند میگویند مهندس.@ لیسانس است فوق دیپلم است دیپلم است سیکل است یا سواد ندارد فرقی نمیکند آنچه که مهم است دل انسان هست دل سنجیده میشود قلب سنجیده میشود لذا نمیگوید(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِعقل سَلِيمٍ) میگوید(بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) همه هستی انسان دل انسان هست که حالا راجع به این دل خودش بحث مفصلی دارد.@ همین سلسله مباحثی که الان داریم تقریباً به بیش از 100 جلسه هم کشیده به نام قلب که حقیقت انسان هست که باید روی این انسان کار بکند ملاک در تشخیص در تولدهای ششگانه موجودی قلب هست این قلب با چه حیثیتی با چه وجودی با چه موجودیتی به عالم برزخ وارد میشود.@ اینکه کس چکار کرده معلوم نیست به دردش بخورد کارها میریزد در قلب و شکل میگیرد ولی اینکه کسی بگوید من اینقدر نماز خواندم، نه، حضرت فرمود(وَ الله لَیَأتی عَلَی الرَّجُلِ خَمسُونَ سَنَۀ وَ لا یَقبَلُ الله مِنهُ صَلاۀً واحِد) به خدا قسم شخص 50 سال نماز میخواند و یک رکعتش هم قبول نیست.@ یعنی یک رکعت هم در قلب نریخته قلبسازی نکرده این نماز چیزی را به شخصیت این اضافه نکرده روزه گرفته ولی همان آدمی هست که انگار روزه نگرفته انگار نماز نخوانده گاهی وقتها آنهایی که نماز نخواندند و روزه نگرفتند اوضاعشان بهتر از کسانی است که نماز خواندند و روزه گرفتند.@ شما دشمنان اهل بیت را نگاه کنید بینماز نبودند بیروزه نبودند خلفای بنیامیه و بنیعباس اینها نماز میخواندند امام جماعت بودند روزه میگرفتند اما این نماز و روزه اینها را قسیتر و شقیتر کرده گاهی وقتها البته عرض میکنم پس آن چیزی که سنجیده میشود یک سنجش حقیقی است روح سنجیده میشود نفس همان قلب سنجیده میشود.@ شما اگر نماز خواندید روزه گرفتید دکتر بودی مهندس بودی طلبه بودی غیر طلبه بودی غیر دکتر بودی خانهدار بودی کارمند بودی کارگر بودی هر چی، چی در شخصیت تو ساخته شده این شخصیت تو به درد استفاده از بهشت میخورد یا نه.@ تجهیزات لازم برای بهرهبرداری از بهشت را دارد یا ندارد این فوقالعاده مهم هست پس آن که ما باید رویش خیلی تمرکز بکنیم خیلی باید رویش دقت بکنیم محاسبه که میگویند خودتان را محاسبه بکنید(مَن حَسِبَ نَفسَهُ رَبِحَ) هر کس خودش را محاسبه بکند سود میبرد که الان من موجودیام چیست در دلم چیست عشقم چیست علاقههایم چیست.@ همان بحثی که داشتیم سر عشق به الله که قرآن میگوید ما سهتا چیز را میسنجیم در قلب روی دل میرود(إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها) این هشت تا چیز محبوبتر.@ حب مربوط به کدام بخش وجودی است؟ قلب، دل، محبوبتر است از آن سهتا معشوقی که آخرتساز است موجب تولد سالم ما میشود الله یعنی کمال مطلق اهل بیت(ع) و تلاش برای رسیدن به اینها، جهاد در راه خدا، حالا چه جهاد نظامی است جهاد اقتصادی است جهاد فرهنگی است جهاد با نفس هست.@ انواع و اقسام تلاشها محبوبتر است از این سه چیز نزد شما، شما حرکت طبیعیتان را از دست دادید میگوید فاسق، فاسق یعنی غیر طبیعی، دیگر شخص طبیعی نیست این شخص انحراف پیدا کرده مثل جنینی که در رحم مادر هست.@ اما بجای اینکه برود دست و پا درست بکند دم درست کرده دست ندارد اما یک سر اضافه درست کرده این دیگر به دردش نمیخورد. پس آن که سنجیده میشود کارهای ما کمالات حسی، خیالی، وهمی، جمادی، نباتی، حیوانی، عقلانی همه اینها میریزد در وجودی به نام دل.@ اگر اینها که ریخت در دل باعث شد که انسان سهتا چیز همیشه برایش قشنگترین لذیذترین و عزیزترین چیزها باشند اگر در دل ریخت این حرکتهای انسانی همه آنها هم عبادت میشود مال و فرزند هم به درد میخورد برای قلب سالم، میگوید مال به درد نمیخورد فرزند به درد نمیخورد مگر اینکه کسی با قلب سالم آمده باشد.@ یعنی میشود کسی از مال از فرزند از درس از مقام از ریاست از لذتهایش از دنیایش از ازدواجش از عشق زمینیاش از کارش از شغلش آن هشت تا معشوق استفاده بکند و با آن یک انسان عاشق الله بسازد یک کسی هم نه اینها را وقتی ارتباط برقرار میکند با این هشت تا چیز بجای اینکه روزبهروز به الله نزدیکتر بشود.@ الله و این سه تا چیز برایش عزیزتر و لذیذتر بشوند خود آنها عزیزتر و لذیذتر از الله معصومین و جهاد میشود خود آنها عزیزتر و لذیذتر میشوند این شخص به کمال محدود بسنده کرده دست از کمال نامحدود و مطلق برداشته فاسق میشود.@ یعنی حالت طبیعی خودش را از دست میدهد بجای اینکه بینهایتطلب بشود محدودطلب شده بجای اینکه سراغ کمال مطلق برود سراغ کمال محدود رفته و لذا فاسق میشود یعنی غیر طبیعی، که حالا این بحث مفصلی است که حالا اگر خودمان بخواهیم وارد این بحث بشویم راجع به آن حرف بزنیم همان تقریبا صد و خوردهای جلسه مباحث قلب ما را باید دوباره از اول باید بگوییم.@ موجودی قلب انواع قلب مریضی قلب سلامت قلب شادی قلب غم قلب بحث قلب مفصل هست دهها عنوان در این بخش هست که از همه هم لازمتر هست که ما روی این تمرکز بکنیم و کار کنیم محاسبه نفس یعنی این یعنی من ببینم وقتی که 30 سال 40 سال زندگی کردم.@ میگوید علی(ع) میفرماید در نهج البلاغه(مَن حَسِبَ نَفسَهُ رَبِحَ) کسی که خودش را محاسبه بکند سود میبرد، یعنی چی سود میبرد؟ یعنی دائماً میگوید من امروز، فردا، این هفته الان وضعیت دلم با الله اهل بیت یعنی خانواده آسمانیام و جهاد چطوری بوده آدم تلاشگری بودم برای حرکت به سمت الله یا نه.@ دوندگی داشتم حرکتی کردم یا نه، یا تلاشهایم برای رسیدن به آن هشت تا کمال بود دوندگیهایم و تلاشهایم در دنیا بوده ولی چیزی به دلم نریخته دلم را به جای اینکه به الله نزدیکتر بکند دور کرده محاسبه نفس یعنی این.@ اگر انسان بفهمد که حالا این فعالیتهایی که من داشتم من را دور کرده از الله چهارده معصوم و جهاد باید بیاید تجدیدنظر بکند در روابط هشتگانهای که هست ارتباطش با این معشوقهای هشتگانه و معشوقهای دیگر، ما معشوقهای خیالی داریم مثل عالم هنر، معشوقهای وهمی داریم مثل عالم ورزش.@ انسان میبیند بالأخره این هنر این ورزش این معشوقهای دیگر اینها اگر به قلب کمک کرده که قلب روزبهروز آن سهتا چیز برایش عزیزتر و لذیذتر شدند خوشحال باشد بگوید الحمد لله شاد باشد و این رابطه را تقویت بکند ولی اگر بفهمد که نه بعد از 30 سال 40 سال یک غذا برایش لذیذتر از الله و نماز است.@ یک شخص برایش عزیزتر از الله و اهل بیت است یک کمال جمادی یک کمال نباتی یک کمال حیوانی یک کمال درسی و علمی و عقلانی برایش عزیزتر از کمال مطلق و بینهایت است بداند که دچار فسق شده و خودش را باید اصلاح بکند این خیلی مهم است در تولد سالم قلب سلیم که میگوید این است.@ لذا حضرت در تعریف قلب سلیم فرمود(اَلّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ أحَدٌ سِواه) یعنی وقتی که به ملاقات الله رفت چیزی جز الله در این قلب نباشد(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) بگو نماز من عبادات من حیات من و ممات من همهاش برای کمال مطلقی هست که مالک مدبر همه عوالم هست.@ برای کمال بینهایتی هست اللهی هست که مالک و مدبر همه عالم هست(قُلْ) یعنی انسان این را باید دائماً به خودش بگوید یکی از اذکار خیلی مهم که انسان را دائماً سر خط میکند این هست که به این ذکر التزام داشته باشد و بگوید جلوی چشمش باشد.@ همانطور که این آیه 24 سوره توبه که خواندیم معشوقهای هشتگانه در مقابل معشوقهای سهگانه یک آینهای هست که هر کسی میتواند خودش را در این آینه ببیند و ارزیابی بکند آن آیه هم به ما خط میدهد چقدر هم خوب است که انسان بتواند این را حداقل روزی یکبار جلوی چشمش یکجا باشد ببیند.@ حالا یک کسی الان مثل بعضی از عزیزان سلیقه به خرج میدهند مثلاً یک آیهای قرائتی را از یکی از قاریهای خوب که صدایش هم زیباست میگیرند میگذارند به عنوان آهنگ موبایلشان هر وقت موبایل زنگ میخورد تلفن همراه این آهنگ را میخواند.@ حالا یک کسی این صدا را بخشی از آیه را بگذارد از یکی از قاریها که(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ)به انسان تذکر خوبی میدهد که انسان باید بداند که اگر غیر از برای الله دارد زندگی میکند دچار فسق است.@ اگر انگیزههایش انتخابهایش ارتباطات و رفتارهایش و چینشهای فکریاش حب و بغضهایش برای غیر الله است این آدم فاسق است هر کس میخواهد باشد هیچ فرقی نمیکند اصلاً مهم نیست چه کسی باشد چه لباسی تنش باشد این را دقت کنید قرآن نمیبرد روی ظاهر، قرآن حکم را میبرد روی باطن میگوید خداوند به اعمال شما نگاه نمیکند خداوند به صورتها و ظواهر شما کار ندارد.@ آیه قرآن(یَنظُرُ إلی قُلُوبِکُم) خدا با دلتان کار دارد که واقعاً در دل محتوایش چیست موجودی این دل چیست همین قرار است محشور بشود جنین حقیقی در رحم دنیا دل ماست عقل، کارها فعالیتهای عقلانی فلسفی علمی، کارهای خیالی هنری کارهای تجاری کارهای صنعتی بخشهای فعالیتهای جمادی نباتی حیوانی ازدواج، همسر، خانواده هر فعالیتی میکنید همه اینها هیچ کدام اصالت ندارند ابزارند.@ آن که اصل است و مبنای سنجش یک انسان است دل انسان است که آیا سهت معشوق اصلی که شما برایش خلق شدید الله معشوق اصلی اهل بیت واسطه رسیدن به این معشوق که بدون اینها هرگز نمیرسید به معشوق اصلیتان و جهاد وسیله برای حرکت به سمت الله.@ اگر اینها برای شما عزیزتر و لذیذتر هستند دز زندگیتان خشنود باشید خدا را شکر کنید به این نعمت باطن انسانی که خدایا من بزرگترین نعمتی که تو میتوانستی به من بدهی باطن انسانی هست که من دارم، الحمد لله که من دارم روزبهروز محبتم به تو بیشتر میشود لذتم از تو بیشتر میشود دلتنگیام برای تو بیشتر میشود.@ میلم به تو بیشتر میشود از ذکر تو از عبادت تو لذت بیشتری میبرم روزبهروز دارم اسماء بیشتری از این اسماء جلال و جمال تو میگیرم روزبهروز دارم تقربم بیشتر میشود خدا را شکر الحمد لله انسان شاکر باشد خدا را، البته ترس هم دارد که ممکن است خدای نکرده اینها از انسان اگر داشته باشد گرفته باشد.@ لذا مؤمن همیشه با دو بال حرکت میکند امید و ترس، خوف و رجا، اگر نیست باید یکجا واقعاً انسان ترمز زندگی را بکشد و کارها را تعطیل بکند بنشیند ببیند باید چه چیزهایی را قطع بکند چه چیزهایی را اصلاح بکند چه روابطی باید تعطیل بشود.@ چه ارتباطاتی چه تغذیههایی باید قطع بشود چه ارتباطاتی باید اصلاح بشود نحوه ارتباط من باید اصلاح بشود با یک سلسله امور با درس کار علمی با مقام با ثروت با آباء با ابناء اخوان، ازواج، عشیره، اموال تجارت خانه، آن هشتتایی که قرآن دارد به عنوان مظهر کمالات دنیایی دارد میگوید رابطهام را باید با اینها اصلاح بکنم اگر نمیتوانم اصلاح بکنم نمیتوانم به حقیقت انسانی خودم برگردم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@