اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما در بحث انسانشناسی رسیدیم به اینکه ما همه آیات الهی را میتوانیم از نفس انسان استخراج بکنیم همینطوری که تعمق کردیم سوره توحید را در آوردیم(قُلْ هُوَ) هم قلش را در آوردیم(قُلْ) یعنی چی؟@ یعنی آن گفتاری که دارد یعنی دارد میگوید با ما حرف میزند نفس ما اینگونه دارد میگوید که عاشق کسی هست که آن کمال مطلق است آن هویی که در نگاه اول نمیشناسیمش گمشده همه انسانها هست الان تمام این چند میلیارد جمعیت دنبالش هستند که امام هم فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق اوست عاشق خداوند تبارک و تعالی است.@ این همان هو است که نفس ما دنبالش میگردد اما این گمشده که همه دنبالش میگردند برای کسی که معرفت نفس دارد و تعمق میکند(قُلْ هُوَ) آن الله هس(قُلْ هُوَ اللَّهُ) که این الله این اسماء را دارد این صفات را دارد که (أَحَدٌ) هست یعنی چون مطلق هست احد هست.@ خیلی مهم است که این اسماء را ما از کجا داریم در میاوریم، چرا میگوییم احد است؟ احد یعنی یکی که قابل دو نیست دویی برایش وجود ندارد امکان ندارد در کنارش وجودی غیر از خودش باشد هیچ وجود دیگری کنار الله نمیتواند باشد این احد میشود.@ حالا اگر استدلال فلسفی خواستیم چه میگوییم استدلال فلسفی و عقلی؟ میگوییم چون وجود مطلق هست وجود مطلق و بینهایت کنارش امکان ندارد هیچ موجود دیگری وجود داشته باشد چون اگر داشته باشد بینهایت حد میخورد، حالا یک کسی ممکن است بگوید که حد بخورد چه اشکال دارد؟@ میگوییم هستی مطلق قابل حد خوردن نیست هستی فقط با یک چیز حد میخورد آن نیستی هست و نیستی هم وجود ندارد لذا هستی از آن جهت که هستی هست امکان ندارد که دوتا بشود یعنی ذات هستی پذیرش دو ندارد امکان ندارد دویی را قبول بکند ذات هستی نمیتواند دوتا باشد میتواند بینهایت جلوه داشته باشد.@ بینهایت موجود با اندازههای محدود و جلوههای محدود داشته باشد اما اصل هستی ذات هستی اصل و ذات هستی که ذات است چون بقیه موجودات که ما میبینیم این بینهایت جلوهها هیچ کدام ذات ندارند ذات نیستند همه جلوه هستند ظهورند وابسته قائم به الله هستند.@ شما الان خودت را نگاه میکنی دریا را میبینی زمین را میبینی با همه موجوداتش، کرات را میبینی هیچ کدام از اینها نمیتوانند خودشان خودشان را به وجود آورده باشند تمامشان در ذاتشان تکیه به خالق خودشان دارد به بوجود آورنده خودشان دارند.@ هیچ کدام چون ذاتی از خودشان ندارند هیچ کدام حتی دیگران هم به آنها تکیهای نمیتوانند داشته باشند اما اصل هستی که شما در همه موجودات میبینید اینکه قرآن میفرماید(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) یعنی شما وجه هستی مطلق را همه جا میبینید همه جا هستی هست همه موجودات با جلوههای مختلفی که دارند در یک چیز شریک هستند.@ اینکه همهشان هستند در وجود با هم اشتراک دارند صورتها فرق میکند در صورتها قائم به وجود مطلق و هستی هست همه جا هست(وَ بِأسمائِکَ الّتی مَلَئَت أرکانَ کُلِّ شَیء) همه جا این هستی وجود دارد اسمها، تواناییها، قابلیتها و کمالات هستی مطلق در همه مخلوقات خودش ظهور دارد.@ این هستی مطلق گفتیم احد هست صمد هست(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) این الله صمد هم هست، صمد هست یعنی چی؟ یعنی چون مطلق است پر است همه کمالات در هستی مطلق وجود دارد یک کمالی خارج از هستی مطلق نداریم.@ هر چه کمال هست هر چه قشنگی هست هر چه زیبایی هست هر چه علم هست هر چه قدرت هست هر چه حیات هست همه در همین هستی هست هستی مطلق همه اینها را دارد بنابراین چون خارجی هم وجود ندارد برای هستی هستی چون مطلق هست پر است نیازی به غیر ندارد و غیری هم برایش وجود ندارد.@ (اللَّهُ الصَّمَدُ) یعنی به هیچ وجه امکان ندارد به کسی به چیزی تکیه داشته باشد یا نیاز داشته باشد چون هر کسی را شما تصور بکنید در کنار هستی مطلق حتماً ظهور خودش است جلوه خودش است مخلوق خودش است.@ کسی نمیشود برای خدا کمک در نظر گرفت محال است این یک تصور کودکانه است که ما فکر کنیم کسی خدا را کمک بکند(لَمْ يَلِدْ) را هفته گذشته کار کردیم گفتیم زایمان نمیکند یعنی چی؟ یعنی خداوند خارج ندارد خارج از خودش ندارد هستی مطلق خارجی برایش وجود ندارد هر چه که هست خودش است.@ خارج از آن هم شما در نظر بگیرید باز هستی است باز خودش است(لَمْ يَلِدْ) است یعنی هر اتفاقی که دارد میافتد هر تجلی که دارد میشود هر ظهوری که دارد اتفاق میافتد همه مخلوقات خودش هستند همه ظهورات خودش هستند. میگوید مکان، مکان مخلوق خداست، زمان، زمان مخلوق خداست.@ خودش مکانگیر نیست چون هستی مطلق است شما برای هستی مطلق نمیتوانی مکان سراغ داشته باشید چون مکان باید حاوی، مثلاً بگوییم ما در این مکان قرار داریم یعنی همه مکان ما را در برگرفته احاطه بر ما دارد بر هستی مطلق چیزی احاطه ندارد.@ لذا هستی مطلق مکاندار نیست همانطور که زماندار هم نیست گفتیم اول ندارد آخر هم ندارد نه میشود برایش زمان تصور کرد نه عَمَد برایش گذاشت انتها برایش گذاشت اول ندارد آخر ندارد پس هر ظهوری که شما میبینید هر پدیدهای را که دارید نگاه میکنید هر چیزی که میخواهید حالا بگویید مخلوق است میخواهید بگویید پدیده است.@ همه چیز ظهورات کمال مطلق هستی مطلق و الله هست همهشان مخلوقات او هستند ظهورات او هستند. (وَ لَمْ يُولَدْ)، (وَ لَمْ يُولَدْ) یعنی چی؟ یعنی زائیده هم نشده(یولد) متولد نشده، در تفاسیر یا در ترجمهها اینطوری مینویسیم(لَمْ يُولَدْ) نه زاده و نه زائیده شده، حالا یعنی چی زائیده نشده؟@ یعنی اینکه امکان ندارد کسی الله را به وجود بیاورد الله مبدأ ندارد امکان ندارد مبدأ داشته باشد هیچ شعور و عقلی نمیپذیرد که برای الله مبدأ وجود داشته باشد، چرا؟ چون اگر بخواهیم مبدأ برای هستی مطلق در نظر بگیریم یعنی باید برایش قبلیت در نظر بگیریم.@ اول از این مسأله زمان مطرح میشود که گفتیم زمانبردار نیست اول ندارد که باید قبل از آن یک اولی باشد ببینید از چند جهت داریم میگوییم(لَمْ يُولَدْ) را میخواهیم با چند دلیل ثابت بکنیم اگر بگوییم که این را کسی به وجودش آورده پس باید قبل از الله یک وجودی باشد که این را به وجود بیاورد گفتیم هستی مطلق قبل ندارد اول نمیتواند داشته باشد، چرا؟@ چون گفتیم اگر اول داشته باشد یعنی خودش مخلوق است محدود است پس این از این که اول ندارد اول از این یعنی خودش اولپذیر نیست بر فرض غلط بگیریم که اولی هم دارد حالا اگر اول داشته باشد باید قبل از آن یک هستی وجود داشته باشد این از عدم که نمیشود به وجود بیاید از نیستی که چیزی به وجود نمیاید.@ پس یک کسی باید قبل از الله باشد که الله را به وجود بیاورد آن کسی که هست میگوییم قبل از الله هست الله را به وجود آورده خودش هستی بوده یا نیستی بوده؟ هستی است ما هم گفتیم الله همان هستی مطلق است پس دوباره برگشت به خودش یعنی همان هستی مطلق.@ نیستی هم که نمیتواند الله را به وجود بیاورد حالا بگوییم آن نفر اولی هم که الله را به وجود آورده خودش هم یک کسی آن را به وجود آورده این تسلسل میشود و تسلسل هم باطل است چرا؟ چون شما هر چه به عقب برگردید به هیچ اولی نمیرسید.@ بنابراین هیچ چیزی هم به وجود نمیاید لذا هستی مطلق اساساً علتپذیر نیست نمیشود برای هستی مطلق علت قائل شد، باید قبلش، چون قبلش هر چه بخواهد باشد باید یک نیستی بتوانی در نظر بگیری نیستی هم وجود ندارد برای هستی امکان ندارد شما بتوانید از جنس هستی خالق انتخاب بکنید خالق در نظر بگیرید چون از جنس هستی باشد.@ یعنی از جنس خودش است پس خودش بوده هستی. (لَمْ يُولَدْ) یعنی کسی به وجودش نیاورده الله را کسی به وجود نیاورده شما نگاه کنید چقدر راحت میشود فهمید این را چقدر قشنگ هم در میاید قابل استدلال محکم کسی هم نمیتواند این را رد کند به هیچ وجه.@ حالا شما نگاه کنید بعضی از فیلسوفهای غرب فقط به همین یک سؤال نتوانستند جواب بدهند یعنی یک کسی نبوده که در حد همین چند دقیقهای که من برای شما توضیح دادم برایش توضیح بدهد یک فیلسوف بزرگ که حالا مثلاً مسیحی هم بوده.@ میگوید من چون سؤال برایم پیش آمد که اگر هر چیزی را خدا به وجود آورده خدا را چه کسی به وجود آورده بنابراین دین را کنار گذاشتم اصلاً سؤال خدا را چه کسی به وجود آورده سؤال غلطی است، چون مشکلش از کجاست غلط بودنش؟ از تصور مفهوم خداست تو خدا را چه کسی میبینی خدا یعنی چی؟@ خدا یعنی یک وجودی یک شخصی که یک جایی در گوشه آسمانها نشسته آنجا خودش هم محکوم به یک مکانی هست یک جایی دارد خودش هم یک گوشهای نشسته حالا دارد این عالم را اداره میکند اگر همچین تصوری از خدا داشته باشید بله میشود راجع به آن سؤال کرد بگوییم خودش را چه کسی به وجود آورده.@ این خدایی که نیاز دارد کسی به وجودش آورده باشد دیگر خدا نیست اصلاً تصورش غلط است چون حتماً آن کسی که سؤال میکند خدا را چه کسی به وجود آورده آن را محدود میبیند که میگوید چه کسی به وجود آورده.@ اگر ما دقت کنیم که الله یعنی هستی نامحدود و مطلق سؤال به وجود نمیاید چون هستی مطلق و نامحدود خالقپذیر نیست به دلائلی که آن جلسه و این جلسه توضیح ما دادیم پس(لَمْ يُولَدْ) یعنی چی؟ یعنی خالقپذیر نیست اولپذیر نیست آغاز ندارد نمیشود به وجود آمده باشد.@ باز تأکید کنم یکذره سادهتر، وقتی میگوییم به وجود آمده باشد یعنی قبلاً نبوده یعنی قبلاً وجود نداشته پس اول باید تصور کنیم که هستی مطلق نبوده همهاش غلط در میاید تصورش هم غلط در میاید و بعد به وجود آمده یعنی هستی به هستی آمده باز هم غلط در میاید هستی به هستی نمیاید.@ چون اگر قرار است به هستی بیاید باید قبلاً سابقه نیستی داشته باشد و گفتیم ما چیزی به اسم نیستی جایی به نام سرای عدم و نیستی نداریم از نیستی چیزی به وجود نمیاید اگر قرار باشد چیزی به وجود بیاید یعنی تحقق داشته باشد از کجا باید به وجود بیاید؟ از هستی، خود هستی الله است لذا پایانپذیر نیست.@ باز در استدلالها تفکر بکنید اگر باز نکته ابهامی دارد بپرسید که انشاء الله سؤالها را برطرف بکنیم. (لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)، (لَمْ يَكُنْ) یعنی اصلاً وجود ندارد امکان ندارد برای او کُفی وجود داشته باشد احدی کف او نیست چون در مقابل احد احد قابل تصور نیست احد دیگری قابل تصور نیست.@ چون گفتیم در مقابل هستی مطلق وجود دیگری قابل تصور نیست مگر مخلوقات خودش باشند یعنی شما هر چیزی را غیر از هستی مطلق در نظر بگیرید هستیهای محدود هستند مثل انسان، آسمان، زمین، فرشتهها هر چیزی را شما در نظر بگیرید هستیهای محدود هستند و هستیهایی که همه وجودشان وابسته به الله هست.@ مخلوق الله هستند وابسته به الله هستند احدی در مقابل هستی مطلق وجود مطلق حیات مطلق قدرت مطلق قابل تصور نیست احدی در مقابلش نیست اساساً(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) کف یعنی همتا، همتایی ندارد الله، هر چه هست مخلوقاتش هستند کسی در مقابل هستی مطلق و وجود مقدس الله تبارک و تعالی عرض اندام نمیتواند بکند.@ هر چه هست جلوههای او مخلوقات او و ظهورات او هستند همهاش مال خودش هستند همهاش تجلیات خودش هستند پس وقتی میگوییم مثل و مانندی ندارد(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) یعنی ما نداریم یک هستی مطلقی یک وجود مطلقی در واقع خلیفه الهی هم که میگوییم اینها خلیفه خدا هستند.@ یعنی همان مظهر خدا هستند ظهورات الله هستند که همه چیزشان را از الله دارند نمیشود یک مخلوقی بیاید ذاتدار بشود یعنی قائم به خودش باشد شما هر چقدر هم که بگویید خلفای الهی مظاهر الهی بزرگ هستند مخلوقاتی هستند که مثل اعلی هستند.@ تعبیری که در مورد ائمه داریم پیامبر مثل اعلی عالیترین نمونه، اینجا میگوید(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) مثل این چیزی نیست ولی میگوییم مثل اعلی عالیترین نمونه یعنی عالیترین نمونه از خدا نمونه باید مصدر داشته باشد یعنی بگوییم نمونه است یعنی از یک چیزی ما نمونه داریم از یک وجودی عالیترین نمونه الله پیغمبر و اهل بیت(ع) هستند.@ ولی همینها را هم که میگوییم عالیترین نمونه در مظاهر اسماء و صفات الهی در همه اینها فقراء إلی الله هستند در ظهور هستند ظهور همیشه فقیر به ظاهر هست ظاهر هست که در مظهر ظهور میکند(هُوَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ) این ظاهر هست که مظاهر را به وجود میاورد.@ خلفای الهی با اینکه مثل اعلی هستند اما هیچ کدام قائم به خودشان نیستند کمالاتشان از الله هست وابسته و قائم به الله هستند وجوددهنده هستیبخش الله تبارک و تعالی است. مفاهیم از کاری که باز جزء اصول اسلام هست که شما باید دائماً با این اذکار سروکار داشته باشید و اگر انسان با این اذکار سروکار داشته باشد بسیار قدرت پیدا میکند در خودسازی سرعت پیدا میکند در رشد.@ در خودسازی در آرام شدن در شاد شدن خیلی سرعت پیدا میکند با همین الفاظی که الان با هم دو جلسه کار کردیم اگر انسان خوب روی اینها شهود بکند خوب رویشان تمرین بکند و به قلبش بدهد اینها را کاملاً باور بکند میبیند که بسیار سرعت پیدا میکند.@ افسوس که ما دهها سال با این الفاظ سروکار داریم اما با مفاهیمش به معنای حقیقی آشنا نیستیم شما وقتی گفتید وجود مطلق خودش صمد است تا گفتی صمد است یعنی نیازی به کسی ندارد کمالی نیست که نداشته باشد هر چه بگویید مال خودش است حیات را خودش دارد هستی مطلق حیات دارد نمیتواند حیات نداشته باشد باید زنده باشد ظهورات دارد.@ ما داریم این ظهورات را میبینیم چون از ذاتش هستی میاید هستی یعنی بودن یعنی حیات دارد زنده است حیات هست وجود دارد این صمدی که شما میگویید چون هستی مطلق است همه کمالات مال خود این هستند به جایی وابسته نیست تا گفتید وابسته نیست.@ از اینجا مفهوم یک اسم بسیار عظیم از اسماء عظیم الهی ذکرهایی که ما میگوییم آن از ذکرهایی که بسیار مهمی که هر روز واجب است بر ما گفته بشود این هست که این چون صمد هست و نیازی ندارد خلأ و کمبودی ندارد پس تمام کمالات مال این هست.@ بنابراین ما اگر یک موقعی در عالم خودمان یک چیزی میبینیم از آن خوشمان میاید مثلاً میگوییم این گُل چقدر قشنگ است چقدر زیباست یک انسان را میگوییم چقدر کمالات دارد هر کمالی را شما در هر چیزی میبینید همهاش مال ظهورات کمال مطلق است زیبایی مطلق الان اینطوری تجلی کرده.@ در قالب این گُل این ظهورات را الان دارد این جلوهها را کرده پس هر تعریفی که شما از چیزی میکنید بخاطر این هست که کمالی دارد اگر ما تحت تأثیر چیزی قرار بگیریم که این یک کمال دارد یک شخص یا یک شیء، قدرت، عظمت، بزرگی، حیات، لطافت، زیبایی، هر چیزی که شما در نظر بگیرید در واقع اینها ظهور کمال مطلق هستند.@ پس در واقع تعریف و تمجید هر چه که شما دارید میکنید در واقع دارید خدا را تعریف میکنید پس میگوییم(الْحَمْدُ لِلَّهِ) همه حمدها همه ستایشها همه تعریفها همه کمالات همه قشنگیها ویژه الله است ما در واقع هر وقت داریم میگوییم بَهبَه تا گفتی بَهبَه(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) دارید الله را در واقع انسان تعریف میکند.@ هر قدرتی در هر جا دید ای کاش فرصت بود ما یک دوره کارگاه یک ماهه میگذاشتیم فقط(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را کار میکردیم چون این(الْحَمْدُ لِلَّهِ) آنقدر احکام دارد که حد ندارد خیلی احکام از آن در میاید شما به محض اینکه گفتید(الْحَمْدُ لِلَّهِ) تمام شد همه حمدها مال الله هست.@ حالا یکی از احکامش را برای شما بگویم بنابراین هیچ وقت انسان دچار غرور نمیشود یک کسی که قائل به(الْحَمْدُ لِلَّهِ) هست به محض اینکه نخوت، تکبر، غرور، فخر آمد سراغ انسان مال این هست که الله را فراموش کرده یعنی این به معنای حقیقی آدم معتقدی نیست.@ مؤمن وقتی میگوید دائم النشاط هست همیشه شاد است شادیاش مال این هست که این خصوصیات سراغش نمیاید آدمی که متکبر است فخرفروش است غرور دارد شاد نمیتواند باشد این آدم محال است حرام است بر دل متکبر آرامش و شادی، تا شما متکبر شدی تا خودپسند شدی دیگر نمیتوانی شاد باشی.@ دیگر نمیتوانی آرام باشی تمام این دعواها درگیریها، نخوتها، خودخوریها، تکبرها، قهر و ناز کردنها، طلاقها مال همین بدبختیهایی هست که ما(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را فراموش میکنیم من چنینم و چنانم، ما هیچی نیستیم ما یک مشت ظهوراتی هستیم که اگر کمالی داشته باشیم همه از کیست؟@ قائم به خودمان هم نیستیم مالک هیچ کدام از کمالاتمان نیستیم این درسی که الان دادیم شما دیگر هر دعایی را بخواهید بخوانید با همین دو جلسهای که توضیح دادیم سه چهار جلسهای که توضیح دادیم دیگر کاملاً میتوانید تخصصی اینها را بفهمید.@ (لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا) ببینید چقدر قشنگ در میاید من اصلاً مالک هیچ نفع و ضرری برای خودم نیستم چون من اصل ذاتم و هستی من وابسته به گداییم فقیر الی الله هستم(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ) با آن چقدر قشنگ میشود آیات را فهمید همه آیات را شما میتوانید با این فرمول بفهمید(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) فقیر یعنی چی؟@ ستون فقرات دیدید میگویند ستون فقرات وقتی که شکسته میشود دیگر شخص نمیتواند خودش را سروپا نگه دارد احتیاج به عصایی چیزی دارد برای همین میگویند شخص فقیر است فقیر است یعنی نمیتواند خودش را تأمین بکند(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) یعنی شما در هستیتان وابسته به الله هستید.@ همانطور که وجود ذهنی شما الان وقتی که دارید تصورش میکنید مثلاً فرض بفرمایید یک تصویری را دارید تصور میکنید این تصویری که دارید تصور میکنید تمام وجودش، زیباییهایش، حدودش، اندازهاش، شکلش همه حیاتش وابسته به خود شماست.@ هر وقت خواستید قطعش میکنید هیچی از خودش ندارد هستی دارد چون منشأ اثر است شما تصورش میکنید از آن لذت میبرید پس هست میتواند منشأ اثر باشد شما میتوانید حتی تصورش بکنید از آن بترسید منشأ اثر است وجود ذهنی واقعاً وجود است خاصیت دارد ولی وابسته به من است.@ من هر وقت نخواستم ولش میکنم وقتی تصورش را قطع کردم دیگر همه آن قشنگیها، زیباییها، اندازهها، کمالات همه آنها از بین میرود خدا اینکه قرآن میفرماید ما اگر بخواهیم جمعتان میکنیم خداوند اگر بخواهد جمعتان میکند(كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ) ببینید چقدر قشنگ میگوید.@ میگوید جمعتان میکنیم قبلاً کتابها را که باز میکردند لولهای بود نامه را کتاب میگویند وقتی خمش بکنی دیگر، خداوند میگوید من این عالم هستی را که پهنش کردم این چهره از هستی را که اینطوری پهنش کردم ظهور کردم یک اراده بکنم همهاش جمع میشود همه فانی میشوند در ذات.@ میروند دیگر خبری از کسی نیست جمعش میکنم اینکه میگوید(إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ) این کار برای خدا خیلی آسان است خداوند یک لحظه کمتر از یک لحظه همه این ظهوراتی که هست را جمع میکند خیلی راحت، اینقدر ما فقیر إلی الله هستیم اینقدر که وجود ذهنی ما وابسته به ماست همه این عالم وابسته به الله است.@ همه چیز هستی خودش را دارد از الله میگیرد لحظهبهلحظه، شما وجود ذهنیتان را لحظهبهلحظه باید فیض بدهید تا بماند یک لحظه غفلت بکند از آن میرود.@
یک لحظه خدا نازش بگیرد نمیخواهم همین یک لحظه بگوید نخواستمتان(وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ) میگوید من میتوانم جمعتان بکنم یک خلق جدید دوباره به وجود بیاورم به آنها ظهور بدهم هستی بدهم این الله تبارک و تعالی است اینقدر ما وابسته هستیم اینقدر فقیر هستیم.@ (أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) الله را درست ترجمه بکنید وقتی میگوید(أنتم) پس ما هستیم بعضی از عرفا بدآموزی زیاد کردند که ما همهاش خیالیم این عالم وهم و خیال است نه وهم و خیال نیست هستی است وجود دارد تحقق دارد دارد کار میکند.@ زمین هست آسمان هست خورشید هست ما هستیم گیاهان هستند درختان هستند همه چیز ظهور دارد واقعاً هست وهم و خیالی در کار نیست هست(أنتم) تا خدا گفت(أنتم) یعنی اول وجود شما را خدا به رسمیت شناخته من آفریدم شما را، شما مخلوق من هستید واقعاً هستید.@ نگذارید شیطان در جلدتان بیاید وسوسه بشوید توهمزده بشوید که نه ما نیستیم هستیم من هستم ولی شما که هستید(الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) همه شما در ذات خودتان و همه کمالاتتان فقیر و نیازمند به هستی مطلق دارید شما هستیهای محدود شما ظهورات محدود به هستی مطلق و ظاهرتان که الله است ظاهر یعنی ظهورکننده.@ آن ظهور کرده که این شده وابسته هستید(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) دیگر شما با همین سبکی که خدمتتان عرض کردم سراغ هر آیه بروید فهمش دیگر برایتان راحت میشود وقتی میگوید(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) یعنی همه هستیام وابسته به الله است همه کمالاتم، همین الان یک لحظه خدا نخواهد همه چیز جمع میشود.@ اینهایی که کار نجوم و هیئت میکنند اگر درست این مبانی را داشته باشند مثلاً شما نگاه کنید ما الان یک خردل هستیم اندازه یک خردل در این کره زمین یک خردل گم بشود کجا میشود پیدایش کرد در این منظومه شمسی، این کره زمین یک خردل است در نظام خلقت.@ حالا روی این خردل، یک تکه خردل ببین خدا چکار کرده، اقیانوس درست کرده خشکی درست کرده آدم ساخته چه ماجراهایی این زمین دارد خدا رحمت کند امام را میگفت این منظومه شمسی ما، نمیگفت کره زمین میگفت این منظومه شمسی ما اگر در فضا گم بشود فقط شاید جبرئیل بتواند پیدایش بکند.@ عکسهای طبیعیاش هم که نگاه بکنید آنقدر کوچک، آدم آنقدر قلدر، نفهم جلوی خدا قد علم میکند با خدا کَلکَل میکند مثل یک ماهی که در آب هست نمیفهمد آب چیست میگوید من خدا را قبول ندارم خدا کجاست، نمیفهد.@ زمین خیلی عظمت دارد انسان متحیر میماند عظمت این زمین را خیلی بزرگ است مبادا در مقابل هستی مطلق اصلاً چیزی به اسم بزرگ وجود ندارد حالا شما در این فضا نگاه کنید نه اندازه کره زمین، آنقدر بزرگتر اصلاً کره زمین در مقابل آنها هیچ است خدا خلق کرده.@ الان شما در فیلمها که نگاه میکنید من مینشینم واقعاً شبها نگاه میکنم فیلمهایی که اینطوری هست تا نصف شب نگاه میکنم هیچ عبادتی هم بهتر از این نیست این ستاره نابود شد تمام شد خدا اراده کرد ستاره منفجر شد تمام شد رفت جذب ستارههای دیگر یا جاهای دیگر شد اما آنقدر از این کرات رفته آمده میلیاردها، خدا از کی خدایی میکرده.@ اول داشت یا نداشت؟ همینطوری خلق کرده ظهور داشته آمده رفته بعد بیاید برود چه ماجراهایی، (الْحَمْدُ لِلَّهِ) حالا دیگر این یکذره فسقلی دیگر چیه آدم چقدر آدم خیالی جنگ میکنند خیالی باشکوه میشوند خیالی بزرگ میشوند خیالی کوچک میشوند.@ گریههایشان، غصههایشان، ناراحتیهایشان، دعواهایشان، انسان اگر به این عظمت توجه بکند اصلاً دچار خالهخالهبازی در زندگیاش نمیشود تا دچار خالهخالهبازی میشوی سر دعواهایی که الان مردم زمین دارند این دادگاهها و قضاها و دعواها و گرفتاریهایی که الان هست چقدر ما بچهبازی داریم میکنیم.@ ما توجه نمیکنیم برای چه به دنیا آمدیم انسانی که توجه دارد برای چه به دنیا آمده اصلاً در این چیزها نمیافتد و چقدر هم سخت است که یک نفر این را میفهمد گیر یک کسی بیفتد که این را نمیفهمد عذابی از این بالاتر نیست شکنجهای از این بالاتر نیست که یک کسی حوصله مراء، دعوا، بحث ندارد.@ چون اصلاً خودش را حیف میداند که بخواهد گرفتار این چیزها بشود بیفتد گیر یک آدمی که کوچک است و او بخواهد با او خالهخالهبازی بکند کَلکَل بکند بچهبازی در بیاورد چقدر شکنجه بزرگی هست شما تا گفتید(الْحَمْدُ لِلَّهِ) دیگر حالا هر چه از شما تعریف بکنند اصلاً در دلت قلقلک نمیاید.@ چرا من را دعوت نکردند من اول بودم اول باید به من میگفتند باید از من اجازه میگرفتند پس من چی، تمام میشود ماجرای من، این ماجرای من چقدر برای انسان بدبختی میاورد چه تکبرها چه نخوتها چه بیچارگیها چه ذلتها چه خواریها چه گداییهایی که انسان وابسته میشود.@ حالا چیه، من را محل نگذاشتند به من ندادند به من نرسید من اول نشستم من آخر نشستم همین بدبختیهایی که الان همه گرفتارش هستند(الْحَمْدُ لِلَّهِ) آدم را راحت میکند وقتی گفتید(الْحَمْدُ لِلَّهِ) امکان ندارد دیگر حسود بشوید.@ کسی که حسود میشود حسادت یکی از احمقانهترین کاری که یک بشر میتواند بکند حسادت است دیگر اصلاً حسود نمیشود یک کسی که(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را پذیرفت اصلاً از اینکه یک کسی دارد در اردوی اسماء الله این را توضیح دادیم ما برای نعمتی که خدا به دیگران داده شکر میکنیم.@ انسان اگر بخواهد رشد بکند امکان ندارد تا وقتی که عرضه نداشته باشد به داراییهای دیگران شکر بکند همانطور که به داراییهای خودش شکر میکند این اصلاً نمیتواند به الله نزدیک بشود این اصلاً شبیه به الله متخلق به اخلاق الهی نمیشود یعنی یک شخص خودم ندارم ولی دیگری دارد من خدا را شکر میکنم خدا را شکر(الْحَمْدُ لِلَّهِ) خدا را شکر که آن دارد.@ خدا را شکر اگر من بچه ندارم آن دارد اگر من همسر ندارم آن دارد اصلاً حسادت اگر کسی(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را قبول کرد به هیچ کس دیگر حسادت نمیکند چون آن هم ظهورات الله است آن هم هر چه دارد از الله است.@ تازه معلوم هم نیست از کجا میدانیم حالا این کمالی که این بنده خدا دارد یک موقع میبینی اصلاً این بلا بوده خدا به آن داده ما به خاطر چیزی که اصلاً باطنش را نمیدانیم مینشینیم غصه میخوریم چرا آن دارد و من ندارم این همهاش بدبختی است عیبی ندارد آدم بگوید چرا فلانی دارد من ندارم غبطه بخورد.@ غبطه خوب است بتواند خودش را برساند در کمالات حقیقی البته، نه کمالات حیوانی و جمادی و نباتی، در کمالات حقیقی دارم عرض میکنم این غبطه عیبی ندارد اما حسادت خوب نیست که آدم بخواهد دیگران نداشته باشند چرا آن دارد، این چرا آن دارد خیلی بد است و اگر یک کسی چیزی را از دست داد انسان شاد بشود خوشحال بشود.@ این خیلی خباثت است این خیلی بد اخلاقی است همه اینها به یک اصل برمیگردد الله تبارک و تعالی، انسان اگر تصور درستی از الله داشته باشد الله را بشناسد اسماء الهی را بشناسد دیگر در خروجیهای خودش دچار مشکل نمیشود حالا(الْحَمْدُ لِلَّهِ) گفتم این یک دوره حداقل یک ماهه میخواهد تا ما احکامش را در بیاوریم ببینیم چقدر در زندگی ما اثر دارد.@ چقدر ما را شاد میکند چقدر از دغدغهها ما را نجات میدهد چقدر صلح میدهد به کشور به جهان، انسانها اگر(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را بفهمند دیگر دعوایی اصلاً با هم ندارند کشت و کشتاری نیست حسادتی نیست کمفروشی نیست گرانفروشی نیست فریبکاری نیست گدایی عاطفه نیست.@ احساس حقارت دیگر وجود ندارد که من تحقیر بشوم فلانی من را دوست ندارد فلانی من را محل نگذاشته فلانی میخواست برود فلان جا من را دعوت نکرد با فلانی رفت فلانی فلانی را هم دوست دارد غیر از من، کنار من یک کس دیگری هم هست.@ اینها همهاش بدبختیهایی هست که آدم از نفهمیدن(الْحَمْدُ لِلَّهِ) است حالا وقتی که خدا کمال مطلق است صمد است پس نیازی به بندهاش ندارد لذا ظلمی برایش امکانپذیر نیست ظلم فقط کار ضعیف است چون ظلم ریشهاش در نیاز است در حقارت است در کینه است در تحقیر شدن هست.@ در حسادت در کمبودها ظلم به وجود میاید لذا الله که خودش کمال مطلق هست هستی مطلق هست به چه کسی حسادت بکند مگر کسی هست حسادت بکند(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) تا گفتی(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) یعنی کسی نیست که خدا نسبت به آن کمبودی داشته باشد.@ بنابراین ذکر(و لم یتَّخَذ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً) هم دیگر مفهوم است خداوند همسر نمیخواهد ولد هم نمیخواهد نه نیاز به همسر دارد نه به بچه، خدا مثل ما ضعیف نیست محتاج نیست که همسر بخواهیم بچه بخواهیم کمال مطلق است هستی مطلق است.@ لذا وقتی میگوییم خدا اوج شادی است برای همین است یکی از اسمهای خدا مرتاح است خدا در اوج شادی است یعنی بالاتر از شادی خدا دیگر شادی وجود ندارد ابن سینا(ره) میگوید(أوَّلُ مُبتَهِجٌ بِذاتِه) ابتهاج دارد خداوند به ذات خودش چون همه هستی را همه کمالات را دارد خودش هم قائم به خودش است.@ اولین شاد است هر چه شادی را خدا ایجاد کرده خدای ما یک خدای شاد است نه یک خدای عبوس و غمگین، خدای عُقدهای نیست برای همین اسمهای دیگر از آن ظهور میکند برای همین غفور است برای همین مهربان است برای همین رحمان است برای همین رحیم است این الله ما، و چون امکان ندارد سبحان میشود.@ سبحان که گفتیم یعنی چی؟ امکان دارد ظلم بکند یعنی منزه است فقط ظلم نیست منزه است از هر ضعف، هر نقص هر محدودیت هر عیب هر صفت سلبی خدا منزه است از همه صفات سلبی، هر صفت سلبی را شما تصور بکنید او سبحان هست و بالاتر از سبحان او قدوس هست.@ وقتی سبحان بود من دیگر با خدا درگیر نمیشوم نمیگویم خدایا چرا به من بچه ندادی چه میشد به من بچه میدادی چه میشد یک همسر به من میدادی چه میشد این بچه من مریض نمیشد چه میشد این را شفا میدادی دیگر به خدا.@ وجود مقدس امام صادق(ع) فرمود(سُبحانَ الّذی یُقتَلُ أولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) منزه است خدایی که بچههای ما را میکشد، میکشد یعنی چی؟ یعنی میبرد پیش خودش از یک جای محدود و تنگ دنیا میبرد به آن رحمت واسعه خودش میگوییم فلانی به رحمت خدا رفت یعنی از یک رحم کوچک رفت به آن رحمت واسعه رسید.@ ظاهرش میگوییم بچه مرد بچه کشته شد(وَ لا نَزدادُ لَهُ إلاّ حُبّا) ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود من، بچهام همه مال خودش هستیم هر وقت بخواهد ادارهمان میکند در این عالم هر وقت هم بخواهد از اینجا ما را میبرد در یک عالم دیگر به یک عالم بالاتر به یک رحمت بالاتر میبرد.@ ببینید چقدر نقش دارد توحید، لذا اگر شما واقعاً بگویید اصول دین چندتاست؟ یکی است چون اصل که میگوییم یعنی ریشه، بیخ شی را ریشه میگویند یک اصل ما بیشتر نداریم آن توحید است الله، بقیه را هم که میگوییم جزء اصول هستند نسبت به کارکردها میگوییم.@ مثلاً این الله اگر بخواهد ظهور داشته باشد حتماً در کاملترین جلوه باید ظهور بکند کاملترین جلوهاش ولی الله، پیغمبر، امیرالمؤمنین میشود چون هستی مطلق است هستی مطلق تا بخواهد از اطلاق در بیاید بخواهد ظهور بکند کاملترین ظهورش خلیفۀ الله میشود اینها را میگوییم جزء اصول است.@ بعداً میرسیم در بحث انسانشناسی به اینها باید برسیم. نبوت، امامت، معاد اینها میگوییم جزء اصول دین هست عدل، خدا عدل دارد خیلی از صفات دیگر هم هست آنها هست همه اینها دیگر در واقع اصلهای نسبی هستند یک اصل ذاتی ما بیشتر نداریم آن توحید است.@ توحید را هر کس خوب بفهمد بقیه را میفهمند دعواهایی که در نبوت هست جر و بحثهایی که علما فلاسفه متکلمین میکنند در امامت در توحید در نبوت در معاد در خیلی چیزهای دیگر که بحث هست در عدالت همه چیزهایی که الان هست همهاش مال این هست که اصل خوب فهمیده نمیشود.@ اگر ما اصل را خوب فهمیدیم توحید را خوب فهمیدیم وجود مطلق را خوب شناختیم که الله کیست اسماء و صفات الهی را خوب انسان توجه کرد بعد میبیند که خیلی از جر و بحثها جلسات کتابهایی که نوشته شده هیچ کدام ضرورتی نداشت نیازی نبود که این اتفاقات بیفتد.@ کافی است از جلسه بعد میخواهیم راجع به این مسأله سؤال بکنیم که اساساً چرا عاشق یک همچین کسی هست یعنی چرا ما همه انسانها عاشق کمال مطلق هستیم گفتیم معنی عشق این است که وقتی میگوییم ما عاشقیم و چیزی را میطلبیم گفتیم هم با آن سنخیت داریم هم ظرفیتش را داریم.@ الان میخواهیم راجع به این کار کنیم که ما چرا سنخیت با الله داریم که عاشقش هستیم چون باید بین عاشق و معشوق سنخیت وجود داشته باشد چرا ما عاشق الله هستیم چرا ما ظرفیت بینهایت داریم چرا ما با آن سنخیت داریم؟ اصول طلب است.@ گفتیم طلب یک چیزی یعنی اینکه معلوم است که من وقتی یک چیزی را میطلبم نسبت به آن شناخت دارم معلوم است که من اگر یک چیزی را میطلبم قبلاً از آن یک بهرهبرداری به نحوی کردم حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم یک بهرهبرداری دارم الان این سؤالها جواب داده نشده در انسانشناسی.@ الان توصیفی که ما کردیم در این چند جلسه این بود که فهمیدیم که ما اینطوری هستیم این هست این یک حقیقت هست یک واقعیت هست که در خارج هست اما حالا چرا؟ ماجرا چیست؟ چرا ما هستیم و اینطوری هستیم؟ از کجا اینطوری شدیم؟ حالا انشاء الله ساعت بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@