جلسه 026 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
11
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما بحثمان به اینجا رسید که میخواهیم افراد را به خودشان بشناسانیم مهمترین کار برای خودمان و دیگران همین هست اگر ما بخواهیم انسان را به خودش بشناسانیم چکار باید بکنیم هر چند شما همهتان چون قبلاً برنامه گرفتید دورهها را طی کردید.@ اما ما میخواهیم اینجا با شما یک دوره عملی را طی بکنیم و از این لحظه به بعد که میخواهیم بحث را بگوییم کاملاً نقادانه به این بحث نگاه بکنید سعی کنید که انتقادی که دارید حتماً بگویید یادداشت بکنیم با همدیگر صحبت میکنیم و مرحلهبهمرحله با هم جلو میروم چون شما همین را میخواهید درس بدهید.@ بنابراین باید نقطه ابهام برای شما نداشته باشد نقطه ضعف نداشته باشد لذا هر چیزی که ممکن است نتوانید درک بکنید یا قبول نداشته باشید حتماً آن را بیان بکنید تا بتوانیم یک دوره بحث را جلو ببریم.@ ما اگر بخواهیم به انسانها بگوییم که چه کسی هستند و چه هستند آن کسی که ما میخواهیم به آن معرفی بکنیم با الله، انبیاء، ائمه، قرآن، فرشتگان، بهشت، جهنم، شیطان، با همه اینها آن نفس به یک نحوی سنخیت و راه دارد.@ قطعاً غیر از این منی هست که مردم جهان از خودشان میشناسند چون مردم جهان طبق قاعده این بود اگر کسی خودش را بشناسد همه چیز را شناخته(من عرف نفسه فقد عرف ربه) اگر مردم جهان یا مردم کشور خودمان حتی معرفت نفس داشتند باید توحید، خداشناسی الان در کشور یک اوج و رواج دیگری میداشت.@ ما دیگر بینماز نداشته باشیم ضعیف الایمان نداشته باشیم آدم بیمعنویت نداشته باشیم آدم افسرده و پژمرده نداشته باشیم آدم بیحال و بیانگیزه نداشته باشیم مریضی روحی روانی نداشته باشیم طلاق نداشته باشیم لااقل 95% طلاقها از بین برود دعوا و درگیریها و دادگاه و حقخوریها و دزدیها و رشوهگیریها نداشته باشیم.@ مقام معظم رهبری در سفری که به خراسان شمالی داشتند حدود بیست عنوان را ذکر کردند که آسیبهایی هست که در کشور ما الان وجود دارد و گفتند به خاطر سبک زندگی غلط است سبک زندگی را هم اگر کسی خواست درست بکند شما یادتان باشد حالا مقام معظم رهبری یک چیزی فرمودند بقیه هم میخواهند بیایند این را درست بکنند.@ بگویند حالا چون آقا فرموده سبک زندگی چون ضرورت دارد الان شروع کنیم سبک زندگی، مثل آن موقع که ایشان فرمودند علوم انسانی یک عدهای هم سروصدا کردند که حالا علوم انسانی درست کنیم اما تا معرفت نفس و انسانشناسی جا نیفتد نه علوم انسانی مشکلش حل میشود و نه سبک زندگی.@ ما میگوییم ولی ما نائب امام زمانمان فرمودند که سبک زندگیها باید اصلاح بشود پس اگر سبک بخواهد درست بشود سبک بر اساس شناختی هست که هر کس از خودش دارد هر کس بر اساس شناختی که از خودش دارد سبک زندگیاش را طراحی میکند.@ بنابراین من اگر بخواهم سبک زندگی خودم یا دیگران را عوض کنم آنگونهای که این آسیبها وجود نداشته باشد باید اول نگاه افراد را به خودشان اصلاح بکنم در نگاه درست است که دیگر افسردگی نمیاید سراغ انسان، پژمردگی نمیاید ناامیدی نمیاید بیانگیزگی نمیاید.@ طلاق و دعوا و درگیری نمیاید دزدی نمیاید تجاوز نمیاید این مشکلات نیست معنویت میاید عشق به آسمان میاید آرامش و شادی میاید پس اگر نداریم و در جامعه نیست یعنی یک عنصر کم است معرفت نفس، پس دقت بکنید که ما چقدر کارمان میانبر است چقدر کارمان زود نتیجه میدهد.@ به جای اینکه صدتا معرفت به افراد یاد بدهیم یکی معرفت یاد میدهیم به جای اینکه سرمایهگذاری روی معارف بیشتری بکنیم نه روی یک معرفت سرمایهگذاری میکنیم آن حل بشود همه چیز حل میشود یعنی اساسیترین معرفت را باید جا بیاندازیم.@ شما در دین یک موقع ممکن است بگویی نه معرفت خدا واجبتر از معرفت نفس است قرآن میگوید هر کس از خدا دوری بکند(بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) شما چرا بگویید نفس، دین، خدا، ایمان، اینها همه مبتنی بر معرفت نفس هستند یعنی اگر نفس شناخته بشود الله آرامبخش میاید و الا اللههای دیگران الان خیلیها الله دارند.@ اللهشان قدرت ندارد به آنها شادی و آرامش بدهد الله را قبول دارد نماز هم میخواند(بسم الله الرحمن الرحیم) میگوید(الحمد لله) میگوید با خدا هم درگیر است(سبحان الله) میگوید با خدا مشکل پیدا میکند خدا برایش زیر سؤال است عاشقش نمیتواند باشد با آن کنار نمیتواند بیاید دلش برای این خدا تنگ نمیشود.@ از سخن نگفتن با این خدا احساس ناراحتی نمیکند از جدایی با این الله احساس دلتنگی و ضعف و کمبود نمیکند، چرا؟ چون این اللهی که این شناخته مبتنی بر معرفت نفس نیست پس اگر میگوییم(ألا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) میگوییم من 40 سال است دارم نماز میخوانم پس چرا دلم آرام نشده.@ (الصلاۀ معراج) پس چرا برای من آن معراج نیست، قطعاً اگر کسی با دو رکعت نماز شاد نشود مشکل دارد این یقینی است مثل اینکه بگویی من آب خوردم تشنگیام برطرف نشد پرتقال خوردم لذت نبردم سیب خوردم لذت نبردم چلوکباب خوردم لذت نبردم گوشت خوردم لذت نبردم گُل دیدم لذت نبردم گُل بو کردم لذت نبردم.@ مگر میشود آدم یک چیزی را که ذاتش فرحبخش، قدرت، معراج، لذتبخش است استفاده بکند و لذت نبرد حتماً یک جای قضیه میلنگد یک کسی که نماز میخواند و لذت نمیبرد روزه میگیرد و قرآن میخواند و لذت نمیبرد حتماً مانع دارد حتماً غل و زنجیر.@ قرآن تعبیر غل و زنجیر میکند میگوید این به روحش غل و زنجیرهایی هست که نمیگذارد بفهمد نمیگذارد لذت ببرد و بچشد مثل شما میگویی الان یک مدتی هست طعم آب را نمیفهمم طعم غذا را نمیفهمم میخورم اصلاً نمیفهمم چه دارم میخورم حتماً یا زکام هست یا سرماخوردگی است.@ بالأخره یک مشکلی هست نمیتوانی الان مزه را نمیفهمی ولی اگر ذائقه سالم باشد باید مزه را بفهمد اگر ما از نماز لذت نمیبریم حتماً مریضی هست الله هست نماز هست همه چیز هست اما هیچ فایدهای ندارد لذا ما هی خدا خدا نکنیم خدا، الله، الله اصل است خدا اصل است دین، ایمان، اینها هیچ کدام بدون معرفت نفس اثر قدرتمند، ماندگار ندارند.@ ما دنبال دوتا چیز هستیم قدرت و ماندگاری، هم قوی باشد تأثیرگذار باشد هم ماندگار باشد لذا معرفت نفس لذا فرمود(أنفَعُ المَعارِف) از بین همه معرفتها علی(ع) فرمود پرسودترینشان این هست که انسان خودش را بشناسد.@ حالا ما الان میخواهیم خودش را بشناسانیم میخواهیم بشناسانیم قطعاً این خودهایی که ما سراغ داریم خودهایی را که میشناسیم آن خود نیست چون اگر بود گفتم این خواص و آثار را باید میداشت حالا برای اینکه بتوانیم خودمان را بشناسیم که چه هستیم اول باید بشناسیم که چه نیستیم، چرا؟@ چون آنی که همه میشناسند همینی هست که نیستیم مردم همینی که نیستیم را میشناسند پس اول باید این تعریفهای غلط را از مردم بگیریم عادتهای غلط تعریفهای غلط و شایع را بگیریم و اینها را از این عادت غلط و شایع باید در بیاوریم لذا کسی که میخواهد معرفت نفس کار بکند دارد کار غیر متعارف انجام میدهد.@ یعنی باید فداکاری بکند باید خرق عادت بکند باید سنتشکنی بکند و باید غربتش را هم تحمل بکند چون شما میخواهید خلاف جریان رود حرکت بکنید در کشور ما یک خدایی را میشناسند که تو باید بایستی جلویشان بگویی نه این نیست برگردید اینطرفی.@ شما برنامه تلویزیون ما را دیدید ما در این شبها یک کلمه از دهانمان در رفت گفتیم خدمت جزء کمالات حیوانی است چقدر مردم عکسالعمل نشان دادند خیلی هم خوب بود من خوشحال شدم گفتم خوب است یکذره دردشان بیاید به ما گفتند خیلی تماس گرفتند پیامک دادند این داستان چیه.@ گفتم خوب است پس معلوم است دردشان آمده من نیامدم اینجا هر چه خوششان بیاید برایشان بگویم من آمدم چیزهایی که ناراحتشان میکند بگویم اصلاً ناراحت هم نیستم که کسی از من خوشش بیاید یا خوشش نیاید چون من باید رسالت الهیام را انجام بدهم.@ بگذار اینطوری ناراحت بشوند بگذار دردشان بیاید دنبال سؤال بروند جلسه دوم که من توضیح دادم چقدر زنگ زدند گفتند در این چهار سال هیچ برنامهای به اندازه این تماس نداشتند معلوم است مردم این مسائل برایشان مهم است ما باید جلوی مشهورات بایستیم.@ در منطق خواندید مشهورات از جمله چیزهایی هست که روی روان انسان خیلی اثر دارد یعنی بسیاری از چیزها در جامعه مشهور هستند و ما تحت تأثیر شهرتشان آنها را پذیرفتیم در حالی که معقول نیستند همین سروصدا، شهرت، عرفیت، دنبالش هم نرفتیم ببینیم این اصلاً سندیت دارد حقیقت دارد واقعاً اینطوری هست.@ لذا شما ببینید در جوامع هر کدام از جوامع از جامعه خودمان تا جوامع دیگر سهم زیادی از خرافات در جوامع وجود دارد خرافاتی که یا دینی هستند یا تاریخی هستند یا اجتماعی سیاسی هستند بالأخره خرافه است شهرت اینطوری است شما نگاه کنید مردم در بعضی از کشورها طرف فوق تخصص مغز و اعصاب است میرود بت میپرستد.@ اینقدر این شهرت رویش اثر گذاشته ننشسته یکبار فکر بکند که حالا این چیه واقعاً این کار درست است شهرت اینقدر اثر دارد روی شعور اثر میگذارد طرف میداند این حجاب است خدا گفته دین گفته میرود در کیش آن جمعیت را میبیند یکدفعه خودش یکطوریاش میشود انگار که اینها حق هستند این جمعیت بیحجاب و بدحجاب حق هستند.@ یعنی روی عقیده انسان هم شهرت ممکن است تأثیر بگذارد هوچیگری، سروصدا، شهرت میتواند گاهی وقتها جای برهان را بگیرد توهمات میتواند جای عقل را بگیرد(رُبَّ عَقلٍ أسیر تَحتَ هَوَن أمیر) چه بسیار عقلی که اسیر هست زیر دستهای یک هوایی که امیر است.@ توهم اینطوری است گاهی وقتها بصیرت انسان را از انسان میگیرد روی عقل اثر دارد بله همه میدانند مرده کاری ندارد همه عقلها این را قبول دارد اما چند نفر میروند به مرده دست بزنند چند نفر میروند مردهشور بشوند چند نفر میروند قبرستان، تاریکی ترس ندارد.@ ولی چند نفر نمیترسند توهم میاید جلوی عقل را میگیرد مگر تو خودت نمیدانی مرده کاری ندارد به آن دست بزن، نمیتواند، میترسد، ترس توهم است توهم میاید روی عقل و شعور را میگیرد یعنی میاید مرتبه پایین مرتبه بالا را اسیر میکند اطلاعات و علم را اسیر میکند ذهن را اسیر میکند شهرت اینقدر مهم است.@ لذا شما میخواهید در معرفت نفس به افراد خودی را معرفی بکنید که مشهور نیست در معرفت نفس میخواهید در مقابل خودهایی که مشهور هستند بایستید این چشم باز کرده خودش را جماد دیده کمالات جمادی، نباتی، کمالات حیوانی و کمالات عقلی و فکری.@ حالا تو میخواهی جلوی همه اینها بایستی بگویی نه تو فوق عقلی تو یک حقیقت برتر هستی از اینها، این شخص الان 40 ـ 50 سالش است قیمتش را به تعداد مغازهها و خانههایش میبیند یعنی درکی از این کار ندارد به خانه به پول به سفر خارجی، به اینکه چقدر سکه دارد چقدر دلار دارد.@ به خصوص در متدینین که این اتفاق میافتد دیگر خیلی اوضاع خراب میشود به لباس، به اتومبیل، به مد لباس، وقتی مبلغ خودش این چیزها را هنوز برای خودش حل نشده باشد یعنی نتوانسته باشد اینها را از روح خودش کَنده باشد این مبلغ چه چیزی را میخواهد برود درس بدهد حالا ما کاری با خود مبلغ نداریم.@ مبلغ الان فکر کند الان خودش این گیرها را ندارد خودش واقعاً خودش را شناخته با این نوع نگاهها را باور کرده واقعاً کارش کار سختی است چون میخواهد ذهنها را برگرداند سمت یک خود جدید، میخواهد افراد را متولد بکند.@ خدا رحمت کند سقراط(ره) فرمود کار من مامایی است مثل مادران، مادران جسم را به دنیا میاورند من روح را، کار یک مبلغ، مبلغ قدرتمند مامایی است یعنی شما باید نفس را بیاوری از رحم بدن، از رحم کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانی آن کودک عزیز روان را از دل این رحمها متولد بکنی بدهی در دست بچه، بگویی این تو هستی حالا بگیر برو برایش مادری کن.@ کار یک معلم یک مبلغ یک مربی مامایی است باید این خود را از نهاد مردم بیرون بیاوریم تا این را ببینند و عاشقش بشوند این کودک عزیز روان را ببینند دوستش داشته باشند و بزرگش کنند غذای مورد علاقهاش و مورد نظرش را به آن بدهند شما صبح از در خانه بیرون آمدی دیدی یک نوزادی را گذاشتند جلویتان، بچه خودتان هم نیست.@ اما اگر یک کسی نگه ندارد قطعاً شما نگه میدارید پنج تا هم بچه داشته باشی میگویی این هم ششمی اشکال ندارد همینطوری نسبت به آن محبت پیدا میکنی ولی نمیگویی حالا دیگر ما یک کلهپاچه میخوریم یک آبگوشت میخوریم یکذره آبش را زیاد میکنیم به این میدهیم این کار را نمیکنیم میگوییم این بچه غذای مخصوص دارد.@ نه یک بچه یک ماهی به شما بدهند میگویی این ماهی غذایش ویژه است من باید برویم غذای ماهی تهیه کنم به آن بدهم این ساختارش این هست که این را میخورد این بچه الان شیر میخورد پوشاک میخواهد میرویم دنبالش میگردیم پیدا میکنیم به آن میدهیم میگوییم این میطلبد که بزرگش بکنیم.@ این کودک عزیز روان وقتی متولد بشود در اختیار دیگران قرار بگیرد شخص وقتی این را بشناسد به تناسب این کودک عزیز روان اقدام به پرورش و تغذیهاش میکند و رشدش میدهد خدا کند در خود ما متولد شده باشد که اگر متولد شده باشد با عشق میرویم دنبال نیازهایش.@ این بچه وقتی که شیشه شیر را در دهانش میگذاری ببین چقدر تمام سروصداهایش میخوابد آرامش دارد مادری که این را میچسباند به سینهاش این بچه تمام دغدغههای بچه از بین میبرد در آغوش مادر، شیرینترین چیز برای بچه آن لحظهای است که چسبیده به بغل مادر سینه مادر دارد سینه مادر را میمکد این چون غذایش این است آرامش دارد.@ این کودک عزیز روان وقتی بیاید قشنگترین لحظات عمرش نمازش است اذان است صدای اذان است صدای نماز است شب است سحر است حرم است موقعی است که قرآن را باز میکند چون همان لحظه است که آرامش دارد و دارد واقعاً غذا میخورد.@ علت اینکه مال ما این نیست ما کودک را نمیبریم به آن غذا بدهیم ما آن الاغ را میبریم به آن میگوییم قرآن بخور اصطلاح قدیم یس در گوش خر خواندن تأثیری ندارد قرآن برایش میخوانی ورق میزند چقدرش تمام شد حوصلهاش سر میرود 50 آیه چانه میزند 50 آیه در روز هم نمیتواند بنده خدا بخواند.@ اصلاً 50 آیه نمیخواند اصلاً از آن در میرود برو روزنامه بخوان تلویزیون تماشا کن سریال ببین کارتون ببین صرف بخوان نحو بخوان از این چیزها میخواند زبان بخوان کامپیوتر بخوان مسائل اجتماعی سیاسی بخوان قشنگ وقت میگذارد میخواند بعد بگو یک ربع تمرکز کن.@ قرآن بخور میبینی نمیتواند چون یس در گوش خر خواندن است این با خود نفسانی و طبیعی و حیوانیاش میخواهد قرآن بخواند حسش را ندارد از نماز خوشش نمیاید این صدای اذان، نماز، مسجد، حرم، جانش را آرامش نمیدهد متولد نشده.@ پس اول این را متولدش بکنیم بعد میدهیم دستش آنوقت خودش میداند باید چکار بکند شما اگر به یک بچه ده ساله، من یادم هست دخترم که 9 ـ 10 سالهاش بود گفت بابا دوستم پدرش و مادرش را در تصادف از دست داده خودش 10 سالهاش بود میگفت دو تا بچه از خودش کوچکتر هست با یک بچه هم تقریباً دو سال از خودش بزرگتر است.@ این دختر هم کلاس میاید هم این سهتا را پرستاری میکند یک دختر 10 ساله است اما وقتی با سه نفر سروکار دارد حس پیدا میکند میگوید من باید به تناسب اینها به آنها برسم بچه کوچکها دیدید عروسکبازی میکنند چقدر قشنگ نقش را بازی میکنند.@ بابابازی مامانبازی ببین چقدر قشنگ، تو دستش بده میبینی که همه آن حسها برایش میاید میفهمد که باید چکار بکند نوعروس است 17 سالهاش است 18 سالهاش است زایمان کرده حالا یکدفعه یک بچه دارد ببین چقدر قشنگ حس میگیرد به این بچه میرسد و بزرگش میکند به نیازهایش چقدر توجه میکند.@ باورش کرده این دارد سروصدا میکند جیغ میزند داد میزند باورش کرده جلویش است حسش میکند پس باید به آن برسیم ما یک موقعهایی دچار یک چیزی میشویم که خودمان را گم میکنیم خودمان که گم میشویم دیگر نق و نوقی هم ندارد.@ راضی هست که هیچی نخورد میبینی یک هفته است قرآن نخورده شش ماه است آسمان نرفته هیچ اتفاقی نیفتاده نق نمیزند قاضی هم میگوید این که حالا نمیفهمد برویم سراغ خوراک بخشهای دیگر، تعریفهای قلابی غوغا دارد میکند در جامعه یعنی این 40 ـ 50 سالهاش است دنبال پول است سکه است دلار است.@ ماشین، رنگ ماشین، اتومبیل، تلفن همراه و خانه و لباس اینها چیزهای بدی نیست ولی اینها غلبه کرده فکر میکنید اینها ارزش است الان تو آدم موفقی هستی موفقیت را واقعاً به این بدانی که دو شکم زاییده باشی یا دوتا بچه داشته باشی یا دوتا بچه را بزرگ کرده باشی بعد بچههایت دانشگاه رفته باشند لیسانس بگیرند ازدواج بکنند بگویند ما موفق هستیم.@ این موفقیت نیست این موفقیت نسبت به دنیاست اگر این بچهها بهشت رفتند آنوقت موفق بودی یا شاگرد تربیت بکنیم من مثلاً معلم فلان هستم این همه بچه زیر دست من دیپلم گرفتند ثواب دارد ارزش هم دارد پیش خدا اجر دارد ولی معلوم نیست این دیپلم گرفتنها به خیرشان باشد لیسانس گرفتن و دکترا به خیرشان باشد.@ بسته به این است که از این بهشت در میاورد یا جهنم، میگویی من موفقم چون الان دکتر و مهندسم، موفقم چون وزیر شدم نه، چه بسا این اصلاً موفقیت نباشد موفقم چون رئیس جمهور شدم چون ورزشکار قهرمان جهان شدم چون هنرپیشه شده معلوم نیست.@ چون شاعر شده معلوم نیست موفقیت با بلندای ابدیت با بلندای ساختار شخصیتی یک انسان در میاید موفقیت یعنی یک کسی در دنیا بتواند به شادی و آرامش حقیقی برسد رشد و بالندگی وقتی هم از اینجا رفت کلاس جهنم ثبتنامش نکنند برای رشد، بعضیها در کلاس جهنم برای رشد ثبتنام میکنند.@ بعضیها در کلاس بهشت چون برزخ همهاش کلاس است یعنی شدن است بعضیها از جهنم باید بروند تراش بخورند بعضیها نه تراشخورده وارد بهشت میشوند در بهشت کلاسبندی میشوند این هم درجات مختلف دارد موفقیت یعنی جهنم نرفتن.@ اگر یک کسی همه این کمالات را داشته باشد شروعش از جهنم باشد این موفق نبوده اصلاً آدم موفقی نبوده موفقیت یعنی اینجا در اوج شادی، آرامش، عشق، مهربانی، عواطف انسان بتواند زندگی بکند سرش را گذاشت وارد بهشت بشود این موفقیت میشود پس ما باید جلوی آن کمالات قلابی و یا غلط را یا ناقص را بگیریم.@ پس باید قبل از اینکه بگوییم چه هستند بگوییم چه نیستند، برای اینکه بگوییم چه نیستم از همان کمالات پایین استفاده میکنیم یعنی کمالات را تقسیمبندی میکنیم به چهار دسته کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانی، جماد کمالاتش چیه، اول کمال را معنا بکنیم.@ شما اگر نتوانید کمال را خوب معنا بکنید بعداً با مشکل روبهرو میشوید ما الان وقتی میگوییم کمال یعنی مثبت است حرف بعد نمیخواهیم راجع به آن بزنیم میخواهیم بگوییم خوب است قشنگ است ارزش دارد کمال است خودمان اسمش را کمال گذاشتیم.@ یعنی آثار مثبت، جمادات موجودات مبارکی هستند اگر نبودند اصلاً دنیا هم نمیتوانست باشد بقیهاش هم به درد نمیخورد کمالات جمادی وزن هستند حجم هستند خواص عنصری هستند همان که در این صد و چند عنصری که دارد زیاد میشود در عناصر عالم هست.@ خواص عنصری مس یکطور، طلا یکطور، نقره یکطور، اورانیوم یکطور، سدیم یکطور، فسفر یکطور، این کمالاتی که هست اینها جمادات هستند اشیاء بیجان که گفتیم سه دسته هستند جامد و مایع و گاز در علوم خواندیم اینها سهتا جمادات هستند کمالاتشان هم مشخص هست یعنی ارزش دارند اما ارزششان در حد جمادی هست کمال هستند.@ کمال یعنی چی؟ یعنی آنچه که منشأ اثر هست هر چیزی که اثری دارد یعنی کمالی دارد خاصیتی دارد آب الان کمالش چیست؟ یکی این هست که سیراب میکند برای شستشو به کار میرود برای استحمام به کار میرود سیلان دارد تمیزکننده است در علوم خیلی به کار میرود.@ در صدها رشته علوم صدها صنعت اگر آب نباشد هیچ صنعتی وجود ندارد اصطکاک را کم میکند این آب خیلی آنقدر خاصیت دارد که نگو در علوم در دنیا از آب چه استفادههایی میکنند در داروسازی به کار میرود هر چی کمال دارند کمال جمادی میگویند.@ پس یک خاصیت ممکن است نداشته باشد دهها و صدها خاصیت ممکن است داشته باشد خاصیت یک چیز آثار وجودی یک چیز را کمال آن چیز میگویند کمالات جمادی یعنی کمالاتی که از جمادات تراوش میکند ظهور میکند دسته دوم نباتات هستند یعنی گیاهان، نبات، نبت یعنی نمو، رشد، گیاهی دارد.@ گیاه کمالاتش بالاتر از کمالات جمادی هست هر کمالی که جمادات دارند گیاهان دارند به اضافه یک دسته از کمالات دیگر مثل رشد، حساسیت، تغذیه، تولیدمثل، قدرت بدنی، زیبایی را ما گاهی وقتها میاوریم در کمالات نباتی، بعضی از بزرگان دین هم در کمالات نباتی ذکر کردند.@ مثل حضرت آیت الله جوادی آملی بعضی از بزرگان دین گفتند زیبایی جزء کمالات نباتی هست ولی اگر دقت کرده باشیم در جمادات هم زیبایی هست شما از اتمها، مولکولها در یاقوت، زمرد، عقیق، الماس، برلیان، چقدر زیبایی در اینها وجود دارد خواصشان چقدر زیاد است.@ در جمادات هم زیبایی داریم اما زیبایی همراه لطافت کاملترش در گیاهان هستند کمالش و اوجش در آن هست ولی نه زیبایی یک کمال جمادی هست لذا وقتی یک کسی روسری زیبا دارد انگشتر زیبا دارد لباس زیبا دارد اینها کمالات جمادی هست که از آنها استفاده میکنند.@ پس تولیدمثل، تغذیه، قدرت بدنی مثلاً گیاه یک قدرت ضعیفی دارد بعد از یک مدت قدرت زیادی پیدا میکند قدش زیاد میشود قدرت بدنی زیاد میشود مقاومتش زیاد میشود این قدرت بدنی میشود کمال گیاهی هست دسته سوم حیوانات هستند حیوانات هم کمالاتشان خیلی زیاد هست.@ که حالا تقسیم میکنیم بر اساس قوا، قوه شهویه، قوه غضبیه، در حیوانات هست حیوانات در اثر قوه شهویه میل به میل دارند به چیزهای مختلف، شهوت که همان اشتها یعنی میل، میل پیدا میکنند به چیزهای دیگر، یکی شهوت جنسی هست به جنس مخالف گرایش پیدا میکنند.@ حیوانات همسرگزینی دارند جفتگیری میکنند تشکیل خانواده میدهند کانون گرم خانواده را تشکیل میدهند تعهد و احساس مسئولیتها و عواطف خانوادگی دارند نسبت به خانوادهشان تعهداتی دارند شغل دارند کار میکنند تفریح دارند مسکنگزینی دارند گفتم عواطف یعنی همان محبت، محبت دارند حب و بغض دارند.@ به خانوادهشان همنوعشان خدمت میکنند به غیر همنوعشان هم مثل حیوانات دیگر انسانها خدمت میکنند به آنها کمک میکنند اگر کمک نیاز داشته باشند چشمداشتی هم در این خدمت ندارند برعکس انسان، انسان وقتی که به حیوانات رسیدگی میکند به نفع خودش رسیدگی میکند.@ میخواهد خودش در این اکوسیستم باید متعادل باشد پس باید یکطور این را متعادل نگه دارد که به نفع خودش تمام بشود حیوانات قوه غضب دارد غضب یعنی قوه دفع ناملایمات و خطرات، هر چیزی که خوشش نمیاید و یا برایش خطر دارد با قوه غضبیه دفع میکند این را قوه غضب میگویند.@ یعنی در مقابلش دفاع میکند خطر باشد خوشش نیاید طردش میکند این را غضب میگویند بخاطر همین از حریم خودش، خانوادهاش، همنوعش، و غیر همنوعش دفاع میکند اگر خطری بخواهد خودش، خانوادهاش، همنوعش و غیر همنوعش را به خطر بیاندازد حیوان موضعگیری میکند دفاع میکند.@ خطر را میفهمد یعنی چی و در دفاع از آن برمیاید در طردش دفعش کاری میکند حیوانات زندگی اجتماعی دارند خیلیهایشان زندگی اجتماعی دارند در زندگی اجتماعیشان تقسیمبندی شغلی دارند هر کس شغلی دارد و در زندگی اجتماعی خیلیهایشان به شغلی که دارند راضی نیستند.@ لذا تلاش میکنند ارتقاء شغلی پیدا میکنند تا رهبریت میایند تا مقام رهبری یک جامعه خودشان را میرسانند مثل ما هم هستند یعنی گاهی وقتها مبارزه میکنند تا به ریاست برسند مثل کسانی که جنگ میکنند کودتا میکنند آدم میکشند لشکرکشی میکنند تا به ریاست برسند.@ یک جایی نه رأیگیری هست رأیگیریشان را هم شما دیدید که چطوری هست گاهی وقتها دوتا شیر دوتا پلنگ دوتا خرس دوتا گوزن با هم مبارزه میکنند زیادند حیواناتی که زندگی جمعی دارند خیلی خیلی زیاد هستند اکثر حیوانات اینطوری هستند مبارزه میکنند.@ هر کس قدرتش بیشتر بود رهبر گروه میشود گاهی وقتها نه، میروند روی ارتفاع دوتا سکو میایستند دوتا سنگ گروه سراغ هر کدام رفت در واقع رأیگیری است مثل ما که دموکراسی میگوییم انتخابات، آنها هم همینطوری هست دو نفر کاندید میشوند دنبال آن راه میافتند رهبر میشوند.@ اینها قشنگ تقسیمبندی شغلی دارند ارتقاء شغلی دارند پست دارند مقام دارند مسئولیت دارند پلیس دارند محاکمه دارند دستگاه قضایی دارند در حیوانات زنبورها، مورچهها اگر یک مورچهای تخلف بکند مأمور آنجا وجود دارد مأمور دستگیر میکند جزا میدهد همه چیز دارند تقسیمبندی دارند وجدان دارند.@ میفهمند عدم تخلف چیه میفهمند که خلاف چیه گناه را میفهمند عدم گناه را میفهمند خلاف و قانون را خوب درک میکنند قانون اینطوری هست اگر یک زنبور خلاف قانون رفته باشد روی هوای نفسش غلبه کرده باشد رفته باشد مثلاً روی یک گیاه بدبو نشسته باشد.@ وقتی میاید آن مأمور تجسس بو میکشند اگر بوی بد بدهد نشان میدهد بد جایی رفته میکشند یا نوعی از جریمه را در موردش اعمال میکنند همه این تقسیمات، پلیس دارند مهندس دارند طبیب دارند نیروی کارگر دارند خدماتی دارند پشتیبانی دارند پادشاه دارند.@ خیلی تشکیلاتشان مفصل است درک خوبی دارند تقسیمبندی اجتماعیشان تقسیمبندی مفصلی هست حیوانات قابلیت تربیت دارند یعنی میتوانند از وضعیتی که هستند دست بردارند حالت توحش دارند حالتی هست که غریزه اولیهشان به آنها میگوید برخلاف آن میشود آدم تربیتشان بکند یکطور دیگر باشند.@ در سیرکها و پارکها میبینید که آنها را تربیت میکنند دیگر آن رفتارهای وحشیانه را ندارند یک حیوان وحشی یک مار دیدید بچه در همین کشور خودمان یک دختر بچه رفته بود بین صدها مار سمی هیچ کدام هم با این کار ندارند میشود با یک مار سمی زندگی کرد با حیوان وحشی زندگی کرد دوست شد رفیق شد.@ عواطف هست بینشان برقرار میشود درک درستی از همدیگر دارند پس میشود آن وحشیگری و هاری را کنار گذاشت و به قول امروزیها مدنیت پیدا کرد شهریت پیدا کرد میشود اینطوری باشد شما میتوانید حیوان وحشی را تربیت بکنید که میدود میدرد.@ به او بگویی نه تو دیگر از این به بعد نباید این کار را بکنی تربیتش بکنید بگویی من تیر میزنم به فلان حیوان به فلان پرنده تو باید بروی با اینکه به گوشت نیاز داری آن گوشت را سالم بیاوری تحویل بدهی پس تربیتپذیر است امانتدار هستند به امانت خیانت نمیکنند خیانت و امانت را میفهمند امانتداری و خیانت را درک میکنند.@ کاری که باید بکنند و نباید بکنند را خودشان درک میکنند کذب و صدق را میفهمند و حیا در عملیات جنسیشان، دفع و ادرارشان را خیلیهایشان مخفیانه انجام میدهند در علن انجام نمیدهند اصلاً بد میدانند اینطور چیزها را علنی کنند خیلی مخفی هست.@ یک کسی نمیبیند اینطور چیزها را در خیلی از اینها، غیرت دارند نسبت به ناموسشان، غیرت ناموسی دارند نسبت به همسرانشان، نمیگذارند یک نری نزدیک بشود به همسرشان، محافظت میکنند از جفتهای خودشان، بچههای خودشان، و سیستمهای تکهمسری و چندهمسری دارند.@ اگر ما هم داریم بخاطر اینکه حیوان هستیم ازدواج یا رابطه جنسی با جنس موافق که تعبیر میکنند یک گناه کبیره است زن با زن یا مرد با مرد در حیوانات هست با جنس موافق اگر این کار را میکنند حیوان هستند یک موقع این کار را میکنند با جنس مخالف، مشروع و غیر مشروع دارند.@ با پیوند زناشویی بدون پیوند زناشویی، تکهمسری و چندهمسری را هم دارند یک موقع است اینها همدیگر را انتخاب میکنند به عنوان یک همسر، این جفتش است یعنی یک شیر میداند که نباید به این ماده شیر نزدیک بشود ارتباط برقرار نمیکند با یک ماده شیر دیگر چون میداند این همسر یک شیر دیگر است.@ جفت یک شیر دیگر است این مشروع میشود روابط بینشان این قضیه جا افتاده هیچ حیوانی با جفت حیوان دیگر ارتباط برقرار نمیکنند این مشروع میشوند بعضیها هستند نه آزادند همینطوری راحت رابطه دارند.@ مثل خیلی از آدمهایی که این چیزها سرشان نمیشود این تقسیمبندی در آنها هست یعنی اینطوری هست یک عدهشان این چیزها را میفهمد یعنی حریمبندی شده است یک عده حریم ندارند پس اینها جزء کمالات حیوانی هست پش شما میتوانید اینها را تربیتشان بکنید قابلیت تربیت دارند حرف زدن یاد بگیرند.@ مثلاً کاسکو تا 800 ـ 850 واژه یاد میگیرد میمونها نگاه کنید چقدر آموزشپذیر هستند خیلی از کارها را میسپارند بعضیها به میمونها برایشان انجام میدهند سگها انجام میدهند پرندهها انجام میدهند برایشان تربیت میشوند انجام میدهند در دریا همینطور.@ شما نگاه کنید حیوانات مختلفی را تربیت میکنند بخصوص باهوشهایشان مثل دلفینها که از همه باهوشتر هستند اینها تربیت میشوند برای بشر کار انجام میدهند سگها همینطور تربیت میشوند کار انجام میدهند حیوانات چه وحشی چه اهلی همهشان قابلیت تربیت دارند. پس فرهنگپذیر هستند حیوانات، قاعدهپذیر هستند تربیتپذیر هستند.@ میشود تربیتشان کرد امانتدار باشند کاری را انجام بدهند وقتشناس باشند حیا داشته باشند غیرت ناموسی داشته باشند عواطف خاصی داشته باشند حتی من در اروپا که بودم در یکی از شهرهای مونیخ در سوئیس که رفته بودم حیواناتی بودند که نُت میزدند.@ یعنی میتوانند ساز بزنند یادشان داده بودند ساز بزنند یاد گرفته بودند یا رقص، رقص ریتم است باید بدانی که این بدن را باید چطوری تکانش بدهی چطوری با یک آهنگ ارتباط برقرار بشود قشنگ برقرار میکردند رقصهای دونفری که زن و مرد دارند همدیگر را بغل میکنند دست میدهند در دست همدیگر و میرقصند.@ یک حیوان از آب بیرون میامد یک آقایی را بغل میکرد چند دقیقه با آن میرقصید دوباره در آب میرفت یادش دادند اینطوری بلد شده اینطوری تربیت شده میتواند این چیزها را یاد بگیرد آهنگ را بفهمد پس ریتم و آهنگ را میتوانند یاد بگیرند یک مقدار قابلیت تربیت دارند این کمالات حیوانی شد.@ پس تا اینجا خبری از انسان نیست این کمالاتی هست که در حیوانات هم وجود دارد حالا ما در مورد انسان گفتن که انسان حیوان ناطق است بالاترین تعریفی که کردند همین بوده حیوان ناطق، نطق را به هر معنایی بگیریم باز تعریف انسان از آن در نمیاید.@ حیوانیتش که حیوانیت است نطق هم اگر به معنی تکلم بگیریم همه حیوانات برای خودشان ادبیات دارند کلام دارند با همدیگر سخن میگویند و غیر از آن حتی میتوانند کلمات ما را هم یاد بگیرند مثل همین مثالهایی که زدم طوطی، کاسکو میتوانند غیر از اینکه زبان خودشان را دارند زبان ما را هم یاد بگیرند.@ اگر بگوییم نطق، گفتند نطق منظور نطق باطن و تعقل است اگر تعقل بگیریم حیوانات تا یک درصدی از نقشهریزی، فکر، تفکر، برنامهریزی و طراحی را دارند عقل کمال ویژه انسان نیست هم فرشتهها دارند هم جنها دارند حیوانات هم از درصدی از تعقل، فکر، نقشهریزی و برنامهریزی برخوردار هستند.@ البته کمالات حیوان به این حدی که ما گفتیم نیست خیلی خیلی بیشتر از اینهاست ولی الان من دارم در محدودهای صحبت میکنم که برای همه قابل فهم باشد بالاترش را فقط یک عده خاصی میتوانند درک بکنند که حیوانات چقدر کمالاتشان وسیعتر از اینهاست خیلی بیشتر از اینهاست.@ حالا تا همین حدی که همه میفهمند و باور میکنند و دیگر کسی هم اینها را رد نمیکند همین مقدار، اضافهترش را باید بعداً بگوییم که طرف بتواند باور بکند یعنی برایش جا بیفتد که اگر حیوان میگوییم حیوان عبادت دارد ذکر دارد قرب و بُعد دارد خیانت و خدمت دارد گناه و ثواب دارد اینها را برای بعد میگذاریم یک موقع دیگر باید در موردش بحث کرد اما هست.@ حالا شما چون مربی هستید مبلغ هستید باید بدانید پس عقل برای انسان کمال مشترک است یک درصدیاش یک سطحش در حیوانات هست در جنها هست در فرشتهها هست و نکته دیگر اگر بیاییم عقل را به معنای کشف نظام خلقت علوم بدانیم انسان دارد.@ ولی از حیوانات دارد الان بدتر زندگی میکند شرافتی برایش نیاورده توانسته بر طبیعت غلبه بکند ولی بر خودش غلبه ندارد از سطح حیوانات انسان وحشیتر شده پس این کمالی برای انسان به این معنا که ارزشی باشد نیست ولی یکذره قویتر کرده او را مسلطتر کرده.@ شعاع آثارش را از نظر عملی بیشتر کرده اما از نظر ارزشی ارزش زندگی آن و سطح زندگی آن را از کمالات حیوانی نتوانسته بیرون بیاورد یعنی اگر شیمی هم خوانده فیزیک هم خوانده مهندسی و پزشکی هست در همان کمالات زندگی اجتماعی، ازدواج، جامعه این چیزها را استفاده میکند حیوانات هم دارند.@ پس تا اینجا خبری از انسان نشد اگر ما خیلی محترم بگیریم جنبه عقلانی را عقل یک کمال فرشتهای هست یک کمال انسانی نیست که حالا انشاء الله جلسه بعد در این باره میخواهیم صحبت بکنیم که انسان چی هست بعد یک مروری روی خود این کمالات بکنیم و این کمالات را با همدیگر یک مقدار بسنجیم و ارزیابی بکنیم که انشاء الله بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@