جلسه 025 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
25
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
11
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 025 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته در این باره صحبت کردیم که ما مخاطب را باید اول به خودش بشناسانیم آن خودی از مخاطب را فعال بکنیم که با پیام ما هماهنگی داشته باشد وقتی که مخاطب این خودش فعال شد با عشق به کلاسها و جلسات میاید.@ چون دیگر برایش تشنگی ایجاد شده دوست دارد بشنود حالا دیگر کار خیلی راحتتر میشود یک سؤال این هست این سؤال را اول جواب بدهیم بعد برویم سراغ اصل بحث این هست که خیلی از افراد هستند که کلاسهای خودشناسی و دورههای خودشناسی طی نکردند و چطوری هست که اینها این همه اشتها دارند اشتیاق دارند.@ به خصوص که در خانمها معمولاً بیشتر از آقایان هست که میروند پیگیری میکنند اینطور مسائل را، ببینید ایمان آنها یک چیزی برایشان جا افتاده حالا یا به صورت ژنتیکی این را گرفتند، محیط، پاکی، لقمه حلال، تغذیه مناسب که خود آخرتیشان را شناختند.@ یعنی باور کردند که یک آخرتی هست و یک جاودانگی هست هر چند با مباحث خودشناسی آشنا نیستند اما همین مقدار که ایمان آوردند یک آخرتی هست ما باید برای آخرت یک کارهایی بکنیم علاقهمند میشوند، حالا چرا خانمها بیشتر هستند؟@ چون خانمها سنخیتشان با مباحث معنوی و الهی بیشتر از آقایان هست قدرتشان اساساً اینطوری هست بیشتر هست اینها نُه سالگی بالغ میشوند پس آمادگی بیشتری دارند برای الهیات تا یک پسری که مثلاً 15 سال قمری بالغ میشود و مخاطب قرار میگیرد و همیشه همینطور است متدینین زن بیشتر از متدینین مرد هستند.@ نمازخوانها در خانمها بیشتر از آقایان هستند چون خانمها از جنس عواطف، احساسات، عشق، درست مقوله دینی با عشق فقط فعال میشود یعنی(لا إله إلا الله) عشق به الله عشق به خانواده آسمانی خانمها در این بخش فعالتر هستند موفقتر هم هستند.@ اما این اگر دقت کرده باشید تأثیرگذاری عمیقی نخواهد گذاشت یعنی ندارد ماندگاریاش و عمقش کم هست بدون خودشناسی اگر خودشناسی بیاید همان مقداری که الان فعال هست در خانمها و آقایان که با اشتیاق دنبال این چیزها میروند آنهایی که میروند وقتی خودشناسی به آن اضافه بشود دیگر ماندگار میشود هم عمق بیشتری پیدا میکند هم ماندگاری پیدا میکند.@ لذا شما خیلی میبینید وقتی به این چیزها علاقه دارند اگر به آنها یک ازدواج پیشنهاد بشود یک سفر خارجی پیشنهاد بشود یک تغییر شغل یک مقدار تغییرات مادی انجام بشود میبینید که اشتهایشان هم از بین میرود کور میشود سراغ همان بخشها میروند ولی وقتی خودشناسی هست آن خود همیشه جلوی چشمش هست با نیازهایش بنابراین در هیچ شرائطی تغذیهاش را رها نمیکند.@ اول باید آن خود حقیقی را بشناسیم گفتیم که انسان تحت تأثیر دو عامل کارهایش را انجام میدهد احساس و نگاه، یعنی همان بینش و بصیرت، احساس که حب ذات هست همه خودشان را دوست دارند عاشق خودشان هستند تلاش میکنند خودشان، اطرافیانشان، محبوبینشان به سعادت برسند فقط میماند این نگاه درست.@ انسانها بر اساس اینکه خودشان را دوست دارند دست به یک سلسله انتخابها، ارتباطات، رفتار و چینشهای فکری میزنند با یک سلسله نگاهی که به خودشان دارند این فکرهایشان و چینشهای فکریشان طوری هست که انتخابها و ارتباطات و رفتارهایشان بر اساس این چینش فکریشان جلو میرود و موفق هم خیلی وقتها نیست.@ چون نگاهشان به خودشان کامل نیست اصلی که شما باید حتماً سر کلاس به آن تذکر بدهید این هست که همه انسانها این چند اصلی را که گفتم باید برای همه بگویید 1 ـ حب ذات همه انسانها عاشق خودشان هستند همه چیز را برای خودشان میخواهند و کسانی که دوستشان دارند.@ 2 ـ همه انسانها تلاش میکنند برای اینکه خودشان را به خوشبختی، شادی، آرامش برسانند 3 ـ اکثر افراد به نتیجه نمیرسند، چرا؟ چون آن خودی که از خودشان سراغ دارند و خودی که برای سعادتش تلاش میکنند خود حقیقی نیست حالا پس ما باید آن خود حقیقی را به اینها بشناسانیم.@ اگر خود حقیقی به بلندای خودش یعنی جاودانگی شناسانده بشود آن موقع انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار تنظیم میشود همه انسانها هر جایی هستند سر سفره این چهارتا چیز نشستند انتخابهایشان، ارتباطاتشان، رفتارشان آن افکار و تمایلاتشان سر سفره اینها نشستند ما الان هر کدام هر که هستیم هر شخصیتی هستیم سر سفره گذشته خودمان هستیم.@ گذشته ما ما را ساخته تا این هستیم آیندهمان را هم حال میسازد چون حال ما نسبت به آینده گذشته میشود وقتی میگوییم گذشته، گذشتهای که شامل همین چهارتا چیز هست انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار، تمایلات.@ پس اگر ما بخواهیم بهترین وضعیت را داشته باشیم باید این چهارتا چیز را کیفیتش را بر اساس خود حقیقی تنظیم بکنیم نه بر اساس خود گیاهی یا خود حیوانی، چرا انتخابها به شکست منجر میشود؟ ارتباطات به شکست منجر میشود؟ به شکست منجر میشود یعنی چی؟@ در خودشناسی گفتیم یعنی اگر از افراد بپرسیم اگر برگردیم به عقب همین انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار را دارید غالباً میگویند نه، همین شخص را برای ازدواج انتخاب میکنی؟ غالبا میگویند نه، همین شیوه را؟ نه، همین دوست را؟ نه، همین رشته را؟ نه، همین شغل را؟ نه، همین محیط زندگی، همین محیط تحصیلی؟ غالباً میگویند نه، چرا؟@ چون آن موقع با عشق به خودشان این کار را کردند اما چون آن خودی که میشناختند خود ضعیفی بوده این چهارتا چیز غلط از کار درآمد انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار به نتیجه موردپسند خودشان و آن که مصلحتشان هست نرسیده.@ پس ما اگر بخواهیم این کار را انجام بدهیم باید این چهارتا چیز که سازنده اصلی شخصیت یک نفر هست را باید بتوانیم تغییر بدهیم کیفیتش را بالا ببریم اگر بخواهیم کیفیت این را بالا ببریم باید خود حقیقیشان را به آنها معرفی کنیم که این چهارتا چیز بر اساس خود حقیقیشان باشد.@ لذا اگر کسی بر اساس خود حقیقیاش انتخاب همسر بکند پشیمان نمیشود رشته تحصیلی انتخاب بکند پشیمان نمیشود شغل، غذا، لباس، دوست، هر چیزی را انتخاب بکنی دیگر پشیمانی ندارد ولی وقتی خود حقیقی نیست بر اساس خود نفسانی خود محدود انسان دست به انتخاب، ارتباط، رفتار و چینشهای فکری میزند بعداً پشیمانی برایش زیاد دارد.@ لذا خودشناسی اصل است اگر این خود شناخته نشود نه شما میل، جذب، تحول، خواهید داشت پایداری و وفاداری و فداکاری هم بعدش نخواهید داشت لذا فرمود(مَعرِفَۀُ النَفس أنفَعُ المَعارِف) شناخت نفس پرسودترین معرفتهاست هیچ معرفتی از شناخت نفس پرسودتر نیست هم سود دنیایی دارد هم سود آخرتی دارد.@ یعنی هم میتواند شادی و آرامش دنیا را تأمین بکند چون با خود حقیقی داری زندگی میکنی هم شادی و آرامش آخرت را دارد چون خود حقیقیات یعنی خود جاودانه پس تو به آن میرسی و به فکر جاودانگیاش هم هستی و اساساً اگر شما خود حقیقی را بشناسانید دیگر احتیاج به خیلی حجم زیادی کار فرهنگی و تبلیغی ندارید.@ چون خود حقیقی همه آن نیازهای معنوی را میطلبد خود شخص میرود دنبالش و تأمین میکند ما خود حقیقی را نمیشناسانیم بعد میخواهیم حجم زیادی کار فکری و فرهنگی بکنیم ولی وقتی خود حقیقی شناخته بشود هزینهها، سرمایهگذاریها، صرف وقتها خیلی کم میشود سرعت و قدرت بالا میرود تأثیرگذاری بالا میرود.@ علی(ع) در یک کلام فرمود(لا تَجهَل نَفسَک فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَۀَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد در نگاه اول باور این کلام کار سختی است حتی کسانی که مؤمن و متدین هستند.@ حتی کسانی که مبلغ هم هستند وقتی این حدیث را به آنها میدهیم میگوییم آیا واقعاً این حرف حضرت علی(ع) قابل دفاع است؟ میگوید اگر یک کسی نفس را نشناسد هیچ چیز را نمیشناسد این حدیث اصلاً درست است؟ که اگر کسی نفس را نشناسد هیچ چیز را نمیشناسد این همه دانشمند در دنیا هستند.@ اصلاً نمیدانند چه کسی هست از کجا آمدند کجا هستند کجا میروند دانشمند هستند این همه اطلاعات دارند این همه اطلاعات که دارند دنیا را با آن تکان میدهند دنیا را دارند با آن اداره میکنند پس شما چه میگویی که اگر کسی نفس را نشناسد هیچ چیز را نشناخته میلیونها ما نخبه در رشتههای مختلف داریم ولی خودشان را نمیشناسند.@ پس چطور میشود گفت اگر کسی نفس را نشناسد هیچ چیز را نمیشناسد خیلی حرف عظمت دارد(فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَۀَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) آنهایی که اهل معنا هستند دقت میکنند یعنی تفقه میکنند فکر عمیق میکنند.@ میفهمند که وقتی حضرت میفرماید کسی که نفس را نمیشناسد جاهل بکل شیء هست یعنی نفس معادل کل شیء است نفس معادل همه چیز است این نفسی که حضرت میگوید چیست که اگر بشناسی همه چیز را شناختی و اگر نشناسی هیچ چیزی را نشناختی پس غیر از این چیزهایی هست که ما از خودمان میدانیم غیر از آن نفسی هست که ما میشناسیم.@ چون میگوید اگر بشناسد همه چیز را میشناسد و اگر نشناسد هیچ چیز را نشناخته ما دوتا جواب به این سؤال بدهیم تا ضرورتش خوب جا بیفتد یک جواب سلبی بدهیم یک جواب ایجابی، جواب سلبیاش این هست ما خیلیها را میشناسیم که خودشان را نمیشناسند اطلاعات دیگری دارند.@ پس حضرت چه میگوید، بیاییم اطلاعات آنها را بررسی کنیم اطلاعاتشان را که بررسی میکنیم میبینیم که بشر دانشش هر چه زیادتر شده به خوشبختی نرسیده یعنی جاهلانهتر عمل کرده، سطح دانش الان بیشتر است یا صد سال پیش؟ نه صد سال پیش 24 ساعت پیش؟ الان این 24 ساعته دانش بالاتر نرفته امروز بیشتر از دیروز دانش دارند.@ سطح جهالتها و رفتارهای جاهلانه الان بیشتر هست یاگذشته؟ الان، پس اطلاعات و دانش هیچ کاری نکرده چون اساساً نفسی شناخته نشده اشیائی شناخته شده که در بیرون از نفس هستند بشر غیر از خودش را خوب شناخته و این فایدهای ندارد.@ هر چقدر سطح دانش بالا رفته آرامش بیشتر نشده جنایتها جنگها، اختلافها، خودکشیها، آدمکشیها، قتلها، زندانها، جنگهای بینالمللی، طلاقها، افسردگیها، بیماریهای جسمی، بیماریهای روحی بیشتر شده الان میگویند به وسیله دانش جلوی مرگومیر را گرفتند.@ مثلاً وبا را کنترل کردند سیاهسرفه را کنترل کردند فلج را کنترل کردند اما دانش وقتی بیشتر شده بیماریهایی آمده که آنها متأسفانه قابل کنترل نیست سرطانها زیاد شده الان در کشور خودمان آمارش خیلی وحشتناک است تازه کشور ما جزء کشورهای خوب است یک ایدز میاورند دهها میلیون آدم درگیر شدند نزدیک صد میلیون نفر آدم مردند.@ میگویند بالأخره ما فلان چیز را کنترل کردیم این همه مرگومیر دارد اتفاق میافتد در کشور ما دهها هزار نفر در سال به بیماران سرطانی اضافه میشوند یعنی فقط 8500 تا ما سرطان سینه داریم در سال اضافه میشوند.@ یکدفعه سرطان سینه، سال بعد سرطان سینه، سرطان پروستات، سرطان معده، سرطان روده، سرطان کبد، سرطان خون همه را بگذارید ببینید آمارش چقدر میشود MS پارکینسون، بیماریهای دیگر که دارد اضافه میشود همینطوری هر سال دارد اضافه میشود سکته، ما قبلاً این چیزها را نداشتیم.@ سکته قلبی مغزی مال 60 ـ 70 سال به بالا بود الان 20 ساله هم سکته میکند آلودگی هوا دارد سالی چند هزار نفر را در کشور ما حدود 5000 نفر در اثر آلودگی هوا اینجا میمرند قبلاً این چیزها نبوده خودکشیها بیشتر شده مرگومیر و بیماریها خیلی الان بیشتر شده ولی علم هم پیشرفت کرده.@ این جسمیاش، روحیاش هم همینطور، بیماریهای روحی، اضطرابها، استرسها، خودکشیها، طلاقها، نارضایتیها، همه بیشتر شده بشر اوضاع نابسامانش از نظر اقتصادی فقر، یک میلیارد و چند صد میلیون نفر از این هفت هشت میلیون نفر یعنی از هر هفت نفر یک نفر گرسنه است از گرسنگی میمیرد.@ صدها هزار نفر در طول سال از گرسنگی میمیرند جمعیت کمی نیست آدم گرسنه غذا به آن نمیرسد میمیرد این اوضاع وضعیت الان دنیاست جنگها بیشتر شده قبلاً با شمشیر میجنگیدند حالا مثلاً دو هزار نفر هزار نفر ده هزار نفر الان یکدفعه یک بمب میزنند صد هزار نفر را یکدفعه میکشند.@ بمب اتمی میزنند جنگ راه میاندازند یک میلیون نفر یکدفعه میمیرند الان در جنگ سوریه نگاه کنید ببینید چند هزار نفر تا به حال مردند قبلاً اینطوری نبود اوضاع خیلی بد شده بشر جاهلانهتر دارد عمل میکند بشر هیچ وقت به اندازه الان دچار بنبست نشده دچار ندانمکاری نشده.@ تلاشهایی که کرده برای خوشبختی منی هست که نمیشناسدش و آن منی که حقیقی نیست را میخواهد خوشبخت بکند که این هر چقدر هم که به آن برسد وحشیتر میشود جواب ایجابیاش این است که این نفس آنقدر عظمت دارد که بدون شناختش هیچ چیز نشاخته نمیشود.@ شما خدا را بخواهی بشناسی فرمود(من عرف نفسه فقد عرف ربه) الله بدون انسان شناخته نمیشود شما نفس را بردارید اللهی شناخته نمیشود کاملترین جلوه الله که کمال مطلق است نفس انسانی است نفس انسان اگر شناخته نشود الله شناخته نمیشود با اسماء و صفاتش، پیغمبر شناخته نمیشود دین شناخته نمیشود قرآن شناخته نمیشود همه اینها برای انسان است.@ یعنی این نفس یک نفسی هست که احتیاج به الله دارد پس باید شناخته بشود که بگوییم الله کیست این نفس کسی هست که قرآن نیاز دارد پس باید بدانیم این نفس چیست که قرآن میخواهد این نفس کسی هست که پیغمبر معصوم احتیاج دارد خلیفۀ الله میخواهد چهارده معصوم میخواهد دین میخواهد.@ پس باید ببینیم چه نفسی هست چه موجودی هست که این همه را احتیاج دارد این نفس مدیریت میخواهد اقتصاد میخواهد سیاست میخواهد هنر میخواهد تعلیم و تربیت میخواهد تعلیم و تعلم میخواهد خیلی چیزهای دیگر میخواهد.@ بدون شناخت نفس ما نمیتوانیم هیچ کدام از این علوم را به معنای حقیقی خودش یا هیچ کدام از این موارد و موضوعات را به معنای حقیقی خودش بشناسیم وقتی میگوید(من عرف نفسه فقد عرف ربه) کسی که نفس را بشناسد رب را شناخته دیگر تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل، تا نفس شناخته نشود الله شناخته نمیشود.@ الله که شناخته نشود دیگر پیغمبر و امام و مهدویت و ولایت و قرآن و فروع دین اینها هیچ کدام جایگاه خاصی ندارد تو باید ببینی این نفس چه نفسی هست که این حج را میطلبد برای این نفس این حج خوراک است علت اینکه خیلیها حاجی میشوند و مکه میروند و به دردشان نمیخورد این هست که رابطه بین نفس و حج برقرار نمیشود.@ او فقط صرفاً یک سلسله عبادت تکلیفی میداند میگوید باید آنجا برویم به کسی که دانشگاهی بود درس زیاد خوانده بود گفتم حج چطور بود؟ گفت خیلی امسال اذیت شدیم آنجا رفتیم آنقدر کثیف بود آلوده بود مریض شدیم.@ سخت بود اعمال آنجا، خیلی اذیت شدیم این بنده خدا اصلاً نخورده هیچی از حج گیرش نیامده نمازش هم همینطور روزهاش هم همینطور، بدون شناختن نفس هیچ چیز به درد ما نمیخورد این نفس چیه که نماز غذایش است شرابش است قرآن شرابش است حج نماز معراجش است روزه نور چشمش است.@ نماز شب میخواهد عبادت میخواهد زیارت میخواهد معصوم میخواهد عشق میخواهد پس این نفس باید خیلی عظمت داشته باشد(لا تَجهَل نَفسَک فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَۀَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد.@ شما الان نگاه کنید از هیچ کدام از چیزهایی که اینجا هست تعجب نمیکنید نه از نورش نه از این گلهایی که اینجا درست شده زحمت کشیده شده میدانید چقدر زحمت کشیده شده برای این گلهای مصنوعی، دکوراسیون، فضایی که اینجا ساخته شده خیلی برایش زحمت کشیده شده ما اصلاً تعجب نمیکنیم.@ میگوییم ما به این چیزها نیاز داریم این را میفهمیم اما شما بگو نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد ما به عنوان یک نیاز به آن نگاه نمیکنیم تکلیفی نگاه میکنیم یک جبر داریم میبینیم وقتی مبلغ ما معرفت نفس بلد نباشد برای خودش هم دین تکلیفی است اصلاً عشق وجود ندارد.@ الان شما نگاه کنید وقتی میخواهد برود یک کباب بخورد جوجه بخورد یک مرغ بخورد یک فسنجان بخورد یک قرمه و قیمه بخورد یک میوه بخورد میخواهد ازدواج بکند میخواهد مسافرت برود میخواهد خانه بخرد میخواهد لباس عوض بکند میخواهد اتومبیل بخرد هیچ کدام جبری نیست همه با میل دارد انجام میشود با شهوت با میل انجام میشود.@ ولی وقتی دین آمد تکلیف میاید بار میاید چرا؟ چون آن نفسی که این غذایش است فعال نیست تکلیفی دارد انجامش میدهد حجاب هم تکلیفی است عشق در حجاب نیست ولی تا آخر رعایتش هم میکند از ترس یک موقع جهنم نروم یا بهشت را از دست ندهم.@ ربطش را نمیداند اینکه چه ربطی به جهنم یا بهشت دارد ربطش را شاید نتواند بفهمد لذا آنجایی که آن فشار از روی فنر برداشته بشود جبران میکند الان حجابش را دارد میرود خارج از کشور میبینی که چه کارهایی که نمیکند شما نگاه کنید در کشور ما حجاب خیلی بیشتر از جاهای دیگر دنیاست.@ اما مصرف مواد آرایشی هم بیشتر از جاهای دیگر است هیچ جا به اندازه ایران مصرف مواد آرایشی ندارند خارج بروی آمریکا بروی اروپا بروی زنها اینقدر بزک نمیکنند اصلاً بزک کردن مال زنهای خاصی است زنهای خیلی بد آنها بزک میکنند.@ زنهای باارزش یک تهآرایشی دارند خیلی ساده هستند مثل زنهایی که اینجا حجاب دارند اینقدر عقدهای آرایش نمیکنند بیشترین مصرف را همین خانمهای متدینین و چادری و مسلمان دارند، چرا؟ چرا اینطوری است وقتی که خود شناخته نشود حجابش، رعایتهایش، تقواهایش همهاش تصنعی است.@ خودداریهایش تصنعی است ادبهایش تصنعی است تکلیفی است تبلیغش هم تصنعی و تکلیفی است کارهای دیگرش هم همینطور اما اگر انسان خودش را شناخت همه اینها عاشقانه است حجاب عاشقانه است وقتی معرفت آمد خودش میشود یک عشق، میبینی یک دختر اروپایی در یک شهر شوخی نیست.@ یک دختر مثلاً محجوب با عشق پرچمدار است اصلاً عشقش این است این پرچم را توانسته سروپا نگه دارد یک نفره یک حجاب را، اینجا نه، زن مسلمان هست اگر برود در فامیلی که همه بدحجابند این خجالت میکشد.@ اگر حجاب داشته باشد اگر برود یک جایی که بقیه رعایت بکنند این الان حجاب هم دارد ولی وقتی یک جایی میرود خودش خجالت میکشد پرچمداری احساس نمیکند احساس میکند که من یک چیزی کم دارم من مشکلدار هستم مثل اینکه اینها میفهمند اگر کسی از دینداریاش خجالت کشید یعنی اینکه معرفت نفس ندارد.@ یعنی عاشقانه نیست کسی از نماز خواندن خجالت کشید از اینکه ظواهر شرعی را یکجا رعایت بکند خجالت کشید این یعنی پس نفهمیده اصلاً، الان افتادی یکجایی که هیچ کس نماز نمیخواند خارج از کشور، رفتی یک جایی که کسی نماز نمیخواند میتوانی بلند شوی نمازت را بخوانی عاشقانه نمازت را بخوانی.@ ما ژنو که بودیم نمایشگاه بینالمللی بود همه بودند من و یکی دو نفر بودیم از بچههایی که با مؤسسه آمده بودند ما اذان که میگفتند در همانجا جلوی همه میرفتیم در همان غرفه خودمان نه اینکه بخواهیم فیلم بازی بکنیم نماز اول وقت، قبلهنما پیدا میکردیم نمازمان را میخواندیم.@ ما یادمان هست هر وقت نماز میخواندیم یک عده میامدند همینطوری ما را نگاه میکردند خوششان هم میامد حتی کشیشها، مسیحیها، خانمی بود مسیحی بود کشیش بود آقایی بود دوست داشتند این صحنه را نگاه میکردند که دو نفر دارند نماز میخوانند.@ وسط این جمعیت دارند نماز میخوانند مناجات میکنند ولی بقیه تیمی که آمده بودند از ایران هیچ کدام آنجا نماز نمیخواندند میگفتند ما میرویم هتل میخوانیم نمیتوانستند بایستند آنجا نمازشان را بخوانند باور نداشتند میگفتند اینجا بد است خجالت میکشیدند.@ نمازت را بخوان واجب شرعی است اول وقت باید بخوانی نمیخواندند خوششان نمیامد الان جلوی خیلیها رویشان نمیشد بخوانند مگر الان اذان نگفتند مگر خدا صدا نمیکند مگر نمیگوید نماز بخوانید مگر اینجا و تهران دارد بخوان، نه ما میرویم هتل میخوانیم خانم من آمده بود داشتیم با هم برمیگشتیم در فرودگاه میخواستیم پرواز کنیم بیاییم تهران به اذان خوردیم.@ حاج خانم چادر اضافه داشت پهن کرد و من هم رفته بودم گشته بودم حواسم نبود که چادر دارد مقوا پیدا کرده بودم آورده بودم هیچ کس نماز نخواند ما دوتا رفتیم وضو گرفتیم و نمازمان را خواندیم در فردگاه، یک لحظه من دیدم یک نفر دیگر آمد ما چقدر نمازخوان داشتیم اینها نمیخواستنند نماز بخوانند.@ گفتند خدا خیرتان بدهد باعث شدید ما نمازمان را بخوانیم و الا ما میخواستیم بعداً قضایش را بخوانیم راحت میگذارد قضا بشود میگوید اینجا بد است چه بدی دارد خدا صدا کرده این بندگان خدا چه کسی هستند یکدفعه دیدیم یک قسمت زیادی از این فرودگاه نمازخانه شد یعنی هر کس رفت یک مقوا گیر آورد چقدر ایستادند نماز خواندند.@ چقدر در اینها نمازخوان بوده نمیخواستند نماز بخوانند رویشان نمیشده همه گذاشته بودند که بیایند خانهشان قضایش را بخوانند نماز مغرب و عشا، اتفاقاً در راه که آمدیم پرواز آنقدر طولانی بود که نماز صبح هم در راه خواندیم خیلیها تسبیح دستشان بود ذکر میگفتند ولی میگفتند قضایش را بعداً میخوانیم بلند نمیشد در هواپیما نمازش را بخواند.@ این بنده خدا خودش را نمیشناسد این اصلاً باور نکرده اینطوری باشد بندگان خدا چه کسی هستند از خدا حیا نمیکنند بندگان خدا خجالت میکشند آنها باید خجالت بشکند شما با نماز خواندنت داری به آنها میگویی که داری معصیت میکنی با حجابت به آنها میگویی که تو داری معصیت میکنی.@ من یک نفر دخترها اینطوری هستند میگوید من با یک نفر دارم میگویم که اینها طاعت ندارند من طاعت دارم نفس اگر شناخته شود من الان گرسنهام هست الان رویم نمیشود غذا بخورم گرسنهام شده میروم جلوی رستورانی جایی غذا میخورم.@ نیازهای طبیعیمان را ما اصلاً خجالت نمیکشیم میرویم انجام میدهیم این واقعاً نیاز طبیعی نیست فطری از طبیعی بالاتر است ضروریتر است ولی چرا ما خیلی وقتها اجابتش نمیکنیم چون باور نداریم آن خودی که این نیاز دارد باور شده نیست شما اگر میخواهید واقعاً تبلیغ بکنید و مردم را متدین بکنید.@ اینها را قدرتمند نسبت به دین کنید اول آن خودی که با این دین هماهنگ هست را به آن بشناسان همه جا دیگر رعایت میکنند این 34 تا اسیری که ما در سوریه داشتیم عزیزانی که رفته بودند اینها بچههای خیلی عاشقی بودند گفتند ما میرویم بخاطر اینکه حرم حضرت زینب خالی نشود به این عشق رفته بودند.@ گفته بودند چون حرم حضرت زینب الان زائر ندارد ما برویم آنجا رونق بیاندازیم نگذاریم دشمنها دلشان خوش بشود این زیارتگاه را تعطیل کردند سهتا اتوبوس میروند زیارت هم میکنند موقع برگشت یکی از اتوبوسها با توطئهای که کرده بودند گرفتار میشود دوتا که نجات پیدا میکنند یکی گرفتار میشود.@ جالب است روحانی که با اینها بوده وقتی اسیر میشوند همه قرار میگذارند زیارت عاشورا بخوانیم میگفت ما زیارت عاشورا کتاب نداشتیم همه نشستیم سوادمان را روی هم ریختیم هر چه از زیارت عاشورا بود بالأخره یک متن زیارت عاشورا تنظیم کردیم برای آزادی خودمان میخواندیم.@ یکی میرود به این روحانی میگوید که من خواب دیدم که این رئیس این گروگانگیرها یک روز در را باز کرده آمده یک برگه داده گفته این برگه آزادیتان بروید ولی دیدم در این برگه هیچ چیزی ننوشته پایینش فقط یک مُهر خورده روی مهر نوشته زیارت عاشورا، همه خوشحال شدند گفتند ما با زیارت عاشورا آزاد میشویم.@ اینها یک مدت زیارت عاشورا خوانده بودند جالب است میخواهم بگویم باور اینطوری است اینها عبادت میکردند آنجا زیارت عاشورا میخواندند به گروگانگیرها میگفتند شما هم بیایید قرآن بخوانید شما مگر نمیگویید ما مسلمان هستیم آنها هم ما تشویق میکردیم با آنها رفیق شده بودیم.@ روح اسلام اینطوری است با گروگانگیرها دوست شده بودیم میگفتیم شما هم بیایید با هم ذکر بخوانیم دعا بخوانیم رئیس گروگانگیرها، میگفت همان اتفاقی که در خواب دیده بود این بنده خدا آمد و لیست داد و گفت اسمهایتان را بنویسید اسمهایمان را نوشتیم.@ گفت ما از شما در این مدت جز عبادت، ذکر، معنویت هیچی ندیدیم دشمن دارد تعریف میکند اینها چه کسانی هستند ما اسیرشان گرفتیم همهاش مشغول عبادت و راز و نیاز و دعا، نه گریهای، نه ذلتی نه احساس خواری همه عشقشان هست به عشق حضرت زینب اینجا آمدند کاشکی شهید هم بشوند هیچی کم نیاوردند.@ از روز اول میدانستند در چه راهی پا گذاشتند معرفت که هست بصیرت که هست اینطوری است اینها عبادتهایشان را کردند آنها تحت تأثیر قرار گرفتند میگفت روز آخر اینها آمده بودند به ما میگفتند ما شما را آزاد میکنیم به زودی شما میروید.@ ولی ما از شما خواهش میکنیم شما ما را دعا بکنید گفتند دعا کنید ما پیروز بشویم جالب اینجاست دعا کنید ما پیروز بشویم شما اهل دعا هستید دعایتان مستجاب است چقدر باور هست اصلاً یک خللی در مسائل معنوی این شخص اتفاق نمیافتند.@ یک کسی که حوادث بیرونی اختلاف میاندازد یعنی خودش را باور نکرده جابهجایی، یک سفر، یک شمال برود یک کیش برود یک دبی برود یک خارج از کشور بخواهد برود یکدفعه حجاب و دین و همه چیز را کنار بگذارد این معلوم است اصلاً نهادینه نشده دین خودی نیست خودش دین را نخورده آن بخش حیوانی دین را گرفته.@ حالا که دیگر فشار برداشته شده میبینی که دین هم پس میزند لذا ما به جای اینکه خیلی سرمایهگذاری کنیم روی معرفی دین روی معرفی خودشان سرمایهگذاری بکنیم آنوقت دین خودبهخود جذب میشود خودشان به سراغش میروند با چنگ و دندان به سراغش میرود.@ در دل آمریکاست تلاش میکند حجابش را نگه دارد یک خانمی به من گفت من در آمریکا وقتی نوارهای شما به من رسیده بود اولین چیزی که دنبالش میگشتم بیست روز از خانه بیرون نیامدم چون میخواستم حجاب را رعایت کنم به خانوادهام گفتم بروید برای من یک لباس تهیه کنید که من بتوانم باحجاب باشم.@ بیست روز خودم را در خانه نگه داشتم تا بتوانم حجابدار بشوم میرود در آمریکا جلوی همه میایستد همه میایند مسخرهاش میکنند ولی این میبینی که سفت ایستاده با افتخار نگه میدارد آنوقت ما در اینجا باید بچههایمان را هی باید بگوییم شُلش نکن اینجایش را درست نگه دارد یکذره ولش بکنی فرار میکند.@ او اول وقت هر جا هست نماز میخواند در دل آمریکا و اروپا، این بچه در دل یک کشور اسلامی چشم پدر و مادر را دور ببیند نمازش را نمیخواند یا سهلانگار است چون نهادینه نشده با وجودش گره نخورده با خودشناسی همراه نیست در تبلیغ ما ده درصد بیست درصد دین را معرفی بکنیم 80% خودش را، آنوقت ببینیم چقدر دین برایش جذاب میشود.@ چقدر دین برایش شیرین میشود چطور اگر یک کسی خودش را شناخت مثلاً مسواکش را میزند حمامش را میرود از میکروبها، آلودگیها دوری میکند از سیگار دوری میکند مواد مخدر دوری میکند خیلی چیزها را رعایت میکند به نیازهایش میرسد اهمیت میدهد.@ به پوستش میرسد به مویش میرسد به بدنش میرسد به لباسش میرسد به خوراکش میدهد برای ازدواجش اهمیت قائل است پسانداز میکند برای خانهاش پسانداز میکند ارزش قائل است میرود دنبالش هر طوری هست صاحبخانه بشود هر طوری هست.@ نیازش را چطوری دنبالش میرود آن خود حقیقی هم وقتی شناخته بشود انسان چیزهایی را که به نفعش هست جذب میکند چیزهایی که به ضررش هست از آن متنفر میشود اینکه قرآن میگوید شخصیت مؤمن این هست دنبال گناه نمیرود از گناه متنفر است.@ (حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ) ببینید قرآن چقدر قشنگ میگوید، محبوب کرد خدا در دلهای شما در نزد شما(حَبَّبَ) محبوب کرد در قلبهای شما(فِي قُلُوبِكُمْ) در دلهای شما ایمان را محبوب کرد خداوند تبارک و تعالی(وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) خودشناسی که میاید کفر، فسق، عصیان مکروه میشود لذا مؤمن اساساً جذب گناه ندارد از گناه متنفر است.@ اگر یک موقعی گناه هم کرد(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) موقعی که دچار یک فحشایی بشوند گناهی معصیتی ظلمی بشوند زود به استغفار و توبه جبرانش میکنند مثل بدن قوی است که تا آلوده میشود زود خودش زخم را جبران میکند.@ بدنهای مریض و ضعیف اینطوری است وقتی زخم میشود خوب نمیشود معلوم است سیستم دفاعی ندارد این اصلاً از گناه بدش میاید گناه هم دارد میکند از گناه متنفر است چون این روح پاک است گناهپذیر نیست متنفر از گناه است.@ اگر هم یک موقع تحت تأثیر شهوت، شهوت به آن غلبه بکند یکجایی ضعف پیدا بکند دچار یک آلودگی، فحشا یا گناهی بشود زود بازسازی میکند چون ضد گناه است ساختارش ضد گناه است ما گناهکارهایمان هم آدمهای خوبی هستند ما قدرشان را نمیدانیم.@ یعنی همینها هم که اهل فحشا و منکرات هستند اهلش هستند یعنی ماه رمضان اصلاً این کار را نمیکند ماه رمضان تعطیل، محرم صفر تعطیل، شهادت تعطیل، پس این یک چیزی در وجودش دارد که اینجا گناه را پس میزند خودش میداند که دارد اشتباه میکند.@ حتی میگوید من الان یک مدتی نیاز مالی دارم این گناه را انجام میدهم ولی بعد میروم توبه میکنم یعنی میداند یعنی ساختارش این را قبول نمیکند همان موقع هم که دارد این کار را انجام میدهد لذتی از آن نمیبرد دارد دزدی میکند دارد رشوه میخورد دارد اختلاس میکند دارد هر کاری میکند از آن لذتی نمیبرد.@ پس این پاک است پس میزند خدا هم در دل این نگاه میکند که(وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ) کفر و فسوق و عصیان را مکروه شما قرار داده مؤمن اینطوری است حالا اگر گناه کرد بعداً جبران میکند نسبت به گناه متنفر است.@ خدا رحمت کند میرزا را میگفت گناه مؤمن نوشته نمیشود برای این بود این چون جذب ندارد این گناهش را برای کفار مینویسند آنهایی که زمینه گناه این را فراهم کردند باعث شدند که این در تنگنایی قرار بگیرد گناه بکند برای خود آن عاملهایش مینویسند چون این خودش جذب نداشته متنفر است نفس قبول ندارد این را وقتی دارد انجامش میدهد خوراکش نیست.@ مثل کسی هست میگویند وقتی بچه میل ندارد به آن دارو نده غذا نده وقتی جذب ندارد بالا میاورد فایده ندارد این هم اصلاً از این چیزها خوشش نمیاید واقعاً از معصیت متنفر است از فسق از فحشا از منکرات بدش میاشد.@ پس اگر نفس شناخته بشود دین فطری عاشقانه جذب بشود دیگر گناه هم نمیاید بگذارید روایتش را برایتان بخوانم این هم مثل آن روایت قبلی آن در غرر الحکم بود جلد 6 صفحه 304 (لا تجهل نفسک) این هم در غرر الحکم جلد 5 صفحه 426 علی(ع) فرمود(مَن لَم یَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبیلِ النَّجاۀ وَ خَبَتَ فی الضَّلالِ وَ الجَهالات).@ پس ما الان میخواهیم تبلیغ بکنیم که گناه معصیت انحراف تباهی اتفاق نیفتد آسیب نبینند نگاه کنید میفرماید هر کس خود را نشناخت از راه نجات دور میشود و در وادی گمراهی و نادانی قدم مینهد این در مورد خود ما هم که مبلغ هستیم انشاء الله درست است.@ یعنی مبلغ هم ممکن است فحشای ظاهری نداشته باشد اما اگر مبلغ سطح معرفتش از خودش کم باشد دچار ضلالات و جهالاتی که در باطن هست زیاد میشود فحشای ظاهری ممکن است نداشته باشد اما بدتر از فحشای ظاهری ممکن است خودش فحشای باطنی داشته باشد.@ حسادت، تکبر، خودبرتربینی، خودشیفتگی، عُجب، خودخواهی، سوءظن، بداخلاقی، عصبانیت، زودرنجی، اینها همه فحشاهای باطنی هستند جهنمشان به مراتب دردناکتر و طولانیتر از فحشای ظاهری است ولی بله مبلغ ما نمازش اول وقت است حجابش را رعایت میکند دینش را رعایت میکند.@ مثلاً خیلی از ظواهر را خیلی از واجبات را انجام میدهد محرمات را پرهیز میکند ظاهری، ولی درون خودش ممکن است اصلاً شادی و آرامش نداشته باشد اگر نداشته باشد حتماً فحشای باطنی دارد که شادی و آرامش ندارد.@ حتماً یک جایی یک گرفتاری هست که از نماز نمیتواند کیف بکند و لذت ببرد حتماً یک فحشای باطنی یک مریضی یک مانعی وجود دارد یک مریضی وجود که از روزه از نماز شب نمیتواند لذت ببرد پرواز ندارد قرآن شرابش نیست حتماً اینطوری هست یقیناً اینطوری هست یعنی بلا شک و لا شبهه مریضی دارد.@ چه چیزی باعث میشود که همه اینها کنار برود؟ معرفت نفس، (مَن لَم یَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبیلِ النَّجاۀ) دور میشود از راه نجات(وَ خَبَتَ فی الضَّلالِ وَ الجَهالات) در وادی گمراهی و نادانی قدم میگذارد(مَن شَغَلَ نَفسِهِ بِغَیرِ نَفسِهِ تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات وَ ارتَبَکَ فِی الهَلَکات) اینها جزء معجزات کلام امیرالمؤمنین هست.@ کسی که خودش را به غیر خودش مشغول میکند در تاریکیها متحیر میشود و گرفتار هلاکتها میشود در گرداب هلاکتها فرو میرود کسی به خودش مشغول نشود یادتان هست روایتی که خودش فرمود(الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی هست که خودش را به غیر خودش مشغول میکند.@ پس شما میخواهید به مردم خدمت بکنید یک کاری بکنید که خودشان به غیر خودشان مشغول نشود خودشان با خودشان مشغول بشوند انسانی که خودش به خودش مشغول میشود دیگر روح تجاوزگری ندارد فضولی، کنکاش در کار دیگران، غیبت، تهمت، مزاحمت برای دیگران، هاری دیگر ندارد.@ چون اصلاً مشغول خودش است تمام این ظلمها، تجاوزها، دعواها، درگیریها، حقخوریها، دادگاهها، طلاقها همه مال این هست که شخص به خودش مشغول نیست با همسرش کار دارد ایرادهای آن را میبیند با آن نمیتواند بسازد.@ ایرادهای خودش را نمیبیند میگوید من با این نمیتوانم بسازم مال خودش را نمیتواند ببیند مال آن را فقط میبیند با دیگران درگیر شدنها مال این هست کسی که به خودش مشغول است اصلاً عیبهای دیگران خیلی جلویش عیب تلقی نمیشود خیلی اذیتش نمیکند عیبهای دیگران.@ نگاه کنید من خواهش میکنم حتماً این کار را بکنید هر وقت از یک نفر بدتان میاید نگاه کنید ببینید خودتان از این صفتها دارید یا ندارید خودتان چیزهای تنفرانگیز در خودتان هست یا نیست آدم راحت میفهمد که نه، دیگران خیلی قابل تحملتر از خودمان هستند یک کسی که میگوید من تحمل آدمها را ندارم تحمل این و آن را ندارم یکذره باید به خودش نگاه بکند ببیند خودش چه فحشاهای باطنی دارد.@ خدا رحمت کند یکی از مراجع را میفرمود اگر باطن من را کسی میدید این عکس باطن من را میزدند دم توالت مسجد اعظم هیچ کس توالت هم نمیرفت یعنی اینقدر از دیدن باطن من حالش به هم میخورد که دیگر توالت هم نمیتوانست برود لذا شما هر چقدر بتوانید معرفت نفس را بیشتر جا بیندازید مردم آرامتر میشوند.@ هاریها، تجاوز کردنهایشان، فضولی کردنهایشان، اذیتهایشان نسبت به همدیگر، کم میشود غصههایشان کم میشود وقتی درد خود حقیقی به سراغ آدم میاید درد آخرتی میاید دیگر آرامش به سراغش میاید چون دردهای دنیایی ناآرامی میاورد درد آخرتی آرامش دارد.@ شما هر چقدر خود حقیقی را به شخص بشناسانید درد آخرتیاش بالا میرود درد دنیاییاش کم میشود لذا آرامتر و شادتر میشود به خودش مشغول میشود هر چه بیشتر انسان خود حقیقی دیگران را به خودشان بشناساند دین قویتر، پایدارتر، آبادتر، گناه معصیت کمتر میشود.@ دعواها، درگیریها، اختلافات کمتر میشود یعنی ما در کار تبلیغ باید مردم را به جای اینکه باید کار یک مبلغ خوب این هست که حواس مردم را جمع بکند به جای اینکه هزار جا بروند دچار خودفروشی و ذهنگذاری بشوند کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را رویش خیلی سرمایهگذاری بکنند.@ و خیلی وقتها هم کمالات عقلانی بیایند روی کمال و خود فوق عقلانی و خود اصلی، این باید بیاید روی این، هر چقدر یک مبلغ موفق از نظر تحصیل این نیست که چند نفر را نمازخوان کردیم حالا به چه درد میخورد نمازخوان بشود از همین نمازخوانهایی که دارند همه میشوند چند نفر چادری کردیم.@ نه، ببین چند نفر را با خودش، یک مبلغ موفق کسی هست که بتواند دیگران را با خودشان آشتی بدهد چند نفر را با خودشان آشتی دادیم چند نفر توانستند خود حقیقیشان را بشناسند با خودشان آشتی کنند وقتی با خودشان آشتی کردند دیگر با امام زمان آشتی میکند.@ با خدا آشتی هستند با خانواده آسمانیشان آشتی هستند با قرآن آشتی میشوند با نماز آشتی میشوند با حجاب آشتی میشوند با خمس آشتی میشوند با زکات آشتی میشوند با همه چیز آشتی میشوند همه خیرات آشتی میشوند وقتی خود حقیقیاش را نشناسد با همه چیز بیگانه است با دنیا بیگانه است با آخرت هم بیگانه است.@ با دنیا بیگانه است یعنی چی یعنی دنیا نمیخواهد؟ چرا ولی چون دنیا سیرش نمیکند آرامبخش نیست هر چه بهرهمند میشود اضطرابهایش بیشتر میشود با همسرش بیشتر بیگانه میشود این همه اختلافات و طلاقها مال همین هست یک کسی که با خود حقیقیاش آشنا میشود روزبهروز مهربانتر میشود در خانواده بهتر و سازگارتر میشود.@ اینها همه توضیح دارد خیلی اینها توضیح دارد من همینطوری دارم میگویم و رد میشوم(مَن شَغَلَ نَفسِهِ بِغَیرِ نَفسِهِ تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات) این را مال دیگران نداریم اول خودمان که ما چقدر به خودمان مشغول هستیم پس اگر میخواهیم گناه کم بشود انسانشناسی و خودشناسی، عقل را میخواهیم زیاد بکنیم.@ (أفضَلُ العَقل مَعرِفَۀُ الإنسان نَفسَه) بالاترین عقل خودشناسی هست اینکه امام رضا(ع) فرمود در بحار الأنوار جلد 75 صفحه 355 بالاترین عقل ما میخواهیم بخش هوش که زیاد دارد میشود به سلامت و زیبایی که داریم میرسیم عقل افراد اگر بخواهد زیاد بشود کسی که خودش را نمیشناسد تعقل درست نمیتواند بکند.@ چون همه نقشههای نقش بر آب میشود وقتی خود حقیقی نیست هر چقدر شما نقشه بریزید تعقل بکنید عقل نمیتواند کمکتان بکند چون این عقل متوجه خود حقیقی نیست تعقل زمانی درست است که با خود حقیقی صورت بگیرد(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما خوب میشنیدیم و یا خوب تعقل میکردیم جهنمی نمیشدیم.@ شما اول خود حقیقی را بشناسانید تعقلها درست میشود اگر میخواهید عقل یک نفر را بالا ببرید میگویید این آدم احمقی است خوب فکر نمیکند با نصیحت و اینها هم نیست نه، این اگر میخواهید فکرش یکدفعه فعال بشود خوب فکر بکند از حماقتهایش دست بردارد از جهالتهایش دست بردارد.@ روی خودشناسی معرفت نفس سرمایهگذاری بکنید فهمش را از خودش عوض کن تعقلش درست میشود همین یک خودی به آن معرفی کن خود حقیقیاش را از این به بعد عقلانیتش هم درست میشود درست میتواند فکر بکند.@ حالا جلسه بعد انشاء الله میخواهیم درس را شروع بکنیم مقدمات را در این دو جلسه گفتیم برای اینکه ما بدانیم چقدر به این مسأله احتیاج داریم چقدر ضروری است هم در رابطه با خودمان هم در رابطه با تبلیغمان، البته ما آن چیزی که حق مطلب است نتوانستیم ادا کنیم.@ شاید اگر قرار بود من بخواهم این را بگویم یک ده جلسهای لازم بود ما اینها را میگفتیم بعد وارد کار میشدیم ولی ما به دو جلسه چون وقتمان کم هست اکتفا کردیم انشاء الله جلسه بعد میپردازیم به بحث اصلیمان و شروع بحث خودشناسی، چطوری ما افراد را به خودشان معرفی کنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@