اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث درباره فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بود قاعده فوقالعاده مهمی که در انسانشناسی تبلیغ و همه حیطههای زندگی کاربرد دارد(الظاهر عنوان الباطن) این فرمول در حیطه معارف در حیطه عرفان اخلاق، و مسائل فردی اجتماعی سیاسی اقتصادی نظامی فرهنگی در همه جا کاربرد دارد.@ چندتا از چیزهایی که به عنوان باطن بود توضیح دادیم تربیت، علم، که امروز در موردش صحبت کردیم در جلسه گذشته از جمله چیزهایی که باطن هستند مثل لقمه مثل ژن بدن هست لقمه و بدن مثل خود ژنها هستند(الظاهر عنوان الباطن) شامل لقمه و بدن هم میشود.@ بسیاری از ظهوراتی را که شما در اجتماع یا در افراد میبینید به باطنی به نام لقمه یا ساختار جسمی افراد مربوط هست ظهور خشونت کوفی در عاشورا اعتراض زینب کبری(س) و توضیح سیدالشهدا(ع) (مُلِئَت بُطُونُهُم مِن حَرام) اینها شکمهایشان از حرام پر شده.@ یعنی وقتی لقمه حرام آمد ظهورش میشود خشونت بیاعتقادی، ظهورش میشود بیعاطفگی. الان وقتی یک کسی به شما میگوید من همسرم بیعاطفه است شوهرم بیعاطفه است بچههایم بیعاطفه هستند این به کجا یک مقداریش برمیگردد؟@ یکی از چیزهایی که ممکن است باشد اینکه لقمه خوب نباشد وقتی لقمه خوب نبود دیگر هیچ همسری قدر همسر خودش را نمیداند چون لقمه حرام هاری میاورد وحشی شدن میاورد انسان را وحشی میکند انسان هار میشود گزندگی درندگی در انسان ایجاد میکند لقمه حرام، وقتی لقمه حرام آمد دیگر آن کاربردها و کارکردهایی که ما توقع داریم وجود ندارد.@ میگوید من زحمت کشیدم محبت کردم عاطفه به خرج دادم بله تو محبت کردی زحمت کشیدی ولی به این چیزی را خوراندی که این وحشی میشود دیگر دست خودش هم نیست به آن دادی ظهورش این است(الظاهر عنوان الباطن) یک باطنی به آن دادی که ظهورش بیتفاوتی است ظهورش بیعاطفگی است ظهورش خشونت است ظهورش قدرنشناسی و نمکنشناسی است.@ طرف مادر خودش هم زیر پا میگذارد و میکشد پدر خودش هم زیر پا میگذارد برادر خودش هم همینطور، به هر حال نسبت به انسانهای دیگر هم خشن میشود یکی از باطنهایی که خیلی مهم هست باید در اجتماع خیلی روی آن کار بشود که هر چقدر هم ما به زمان ظهور امام زمان(ع) نزدیک میشویم اوضاع بدتر میشود این هست که لقمهها خیلی ناپاک میشود.@ لقمه پاک خیلی سخت گیر میاید غذای حلال لقمه حلال سخت گیر میاید مال حلال بودن یک چیزی هست پاک بودن چیز دیگر است مال هم باید حلال باشد هم طیب باشد(حلالاً طیبا) هم حلال باشد هم طیب باشد اینها سخت است.@ وقتی یک جامعهای لقمه حرام در آن آمد معاملات حرام آمد مردم حرام خوردند نمیشود توقع داشت این خروجیها و ظهوراتی که خدا دوست دارد یا ما دوست داریم انجام بشود بنابراین اگر کسی میخواهد برای خودش شخص خودش خروجیهای خوب داشته باشد باید لقمهاش را حتماً کنترل بکند و به حلال خوری خودش را عادت بدهد و تقید داشته باشد که حلال بخورد.@ ولی نگویید ما الان میرویم خانه فامیل خمس نمیدهند چکار کنیم آن کاری ندارد علمای بزرگان ما فقهای ما میگویند انسان خودش خمسش را میپردازد صله ارحام است نمیشود گفت من چاییتان را نمیخورم آبتان را نمیخورم شما نجس هستید شما حرام هستید این فتنه میشود(الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ) از آدمکشی بدتر است.@ حالا خانه مادرت میروی مادرت خمس نمیدهد پدرت خمس نمیدهد خانه پدرشوهر مادرشوهر مادرزن پدرزن میروی خیلی مقید نیستند نباید رابطه را خراب بکند انسان فتنهانگیزی بکند رابطه صله ارحام را خراب بکند آن سر جای خودش.@ اما باید توجه داشته باشید که بالأخره انسان باید لقمه را حلال بخورد اجازه بگیرد اذن بگیرد یک خانمی شوهرش خمس نمیدهد الان میگوید من چکار کنم من شوهر کردم شوهرم خمس نمیدهد طلاق که نمیتوانم بگیرم بچه دارم زندگی دارم چکار کنم شوهرم خمس نمیدهد.@ عیب ندارد از دفتر مرجعش اجازه میگیرد اذن تصرف به آن میدهند میخورد هیچ اشکالی هم ندارد بالأخره اذن داشته باشد یا آن مقداری که میتواند خمس بپردازد انسان خودش از درآمدهای شخصی خودش بپردازد تا لقمه حلال بشود این حلالدرمانی وقتی میگوید عبادت ده قسم است نُه قسمش طلب حلال است.@ یعنی حلالدرمانی نُه قسمت کار فرهنگی است حلالدرمانی نُه دهم کار فرهنگی هست ما میگوییم بحث جهاد نرم سبک زندگی حرفهایش را میزنیم، سبک زندگی و جهاد نرم با چه باید تأمین بشود؟ با لقمه حلال، اگر لقمهها حلال باشد عرفان و اوج و مکاشفه و خواب و اینها کار سختی نیست.@ علت اینکه ما این همه دوندگی میکنیم تلاش میکنیم به جایی نمیرسیم اینکه آلوده به لقمه حرام میشویم یکی از اساسیترین پایهها در جنگ نرم در بحث سبک زندگی بحث حلال هست لقمه حلال، حلالدرمانی، الان شخص افسردگی دارد وسواس دارد.@ وسواس فکری دارد مشکلات روحی روانی دارد غمزدگی دارد غمبارگی دارد عصبانیت دارد پرخاشگری دارد حساسیت و زودرنجی دارد درندگی دارد تکبرش زیاد است هیجانات غضبیهاش زیاد است تخیلاتش خیلی قوی است گرفتار تخیلات خیلی زیادی میشود.@ خیالبافی خیلی دارد حلالدرمانی، لقمه اگر حلال بشود لقمه حلال اگر از این دهان پایین برود دیگر نه خیالها درگیر است نه اوهام درگیر است عقل هم که دیگر الحمد لله درگیر نمیشود وقتی این غذای حرام پایین میرود افکار، خیالها، وسوسهها انواع و اقسامش ایجاد میشود خیالهای باطل، توهمات باطل، شهوتهای مختلف دیگر به عقل چیزی نمیرسد.@ عقل هم گرفتار میشود عقل هم به اسارت در میاید حلالدرمانی، ما اصلاً غفلت شده الان در کارهایی هم که میگوییم کارهای فرهنگی و کارهای اقتصادی از این بخش غفلت میشود و بعد برای خودمان کار فرهنگی انجام میدهیم بعد هم میگوییم چرا اثر ندارد.@ چرا تلاشهای ما اثر ندارد کار فرهنگی اثر ندارد کلاس رفتن ما چرا اینقدر بیخاصیت است این همه درس خواندیم این همه کلاس رفتیم این همه سیدی گوش کردیم ولی آن جانی که باید داشته باشیم نداریم برای اینکه ما مانع داریم باید این موانع برطرف بشود.@ یک بخش عمدهای از جهاد نرم جنگ نرم و بحث راه انداختن سبک زندگی حلالدرمانی است چقدر، چند درصد؟ 90% پیامبر فرمود 90% حلالدرمانی است فرمود عبادت ده قسم است نُه قسمش کسب حلال است عبودیت الهی نُه قسمش، اینکه انسان دنبال لقمه حلال باشد.@ شخص حرام میخورد که پول در بیاورد کربلا برود حرام میخورد پول در بیاورد میخواهد برود عمره برود تمتع، میخواهد برای امام حسین مجلس بدهد یک عالم غذای حرام درست میکند میدهد مردم میخورند نذر امام حسین است این چه کاری است برو خمست را بده زکاتت را بده زکاتت مانده خمس واجبت مانده.@ کسی که زکات نمیدهد زکات گفتم هم شامل خمس میشود زکات در اسلام که در قرآن آمده(أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ) زکاتی که میگوید این زکات شامل خمس شامل همه انفاقهای واجب میشود کسی که اهل زکات نیست دین هم ندارد(لَیسَ بِمُؤمِنٍ وَ لا بُمُسلِم) نه مؤمن است نه مسلمان.@ نمازش قبول نیست هیچی قبول نیست کسی که اهل پرداخت نیست ما این همه خشونت در جامعه داریم این همه گرفتاری و مشکلات داریم به خاطر اینکه لقمهها حرام شده درآمدها حرام شده آلوده میشود و مشکل پیش میاید میخواهم بگویم عرفان کار سختی نیست رشد کار سختی نیست.@ اگر ما الان دچار سختی هستیم برای اینکه لقمههایمان خوب نیست و الا همین لقمه حلال برود خودش معنویت میاورد نورانیت میاورد اشک میاورد پوستکلفتیها را از بین میبرد خشونتها را از بین میبرد مریضها، بیحالیها، کسالتها، شبهات، تخیلات را از بین میبرد.@ انواع وسوسههای فکری را از بین میبرد وقتی لقمه حلال پایین رفت برایش نورانیت میاورد شخص خوب فکر میکند خوب خیال میکند خوابهای قشنگ میبیند اگر لقمه حرام خورد همهاش اضغاث احلام دارد خوابهای بد افکار بد افکار پریشان هزار و یکجور دلمردگی و دلشوره و گرفتاری سراغش میاید.@ انواع و اقسام وسوسهها و ترسها و حسادتها و تکبرها و چشموهمچشمیها و رقابتها و خشونتها با لقمه حرام سراغ انسان میاید(الظاهر عنوان الباطن) این یکی از آن باطنها هست که بحثش بحث مفصلی هست من فقط میخواهم به شما معرفی بکنم که ما هم در رابطه با خودمان باید چکار بکنیم هم در رابطه با دیگران باید چکار کنیم.@ یکی از آن باطنها خود جسم هست جسم درست است ظاهرترین بخش وجود ماست میگوییم جسم، ظاهر، بقیه خیال و وهم و عقل و روح و سرّ و خفی و أخفی همینطوری میرود اینها مراحل باطنی هستند اما جسم میگوییم ظاهر است اما این جسم رابطهاش با نفس بدهبستان دارند.@ ظاهر و باطن هستند نسبت به همدیگر یعنی همانطور که لقمه یک غذای ظاهری هست شما در دهانت میریزی به باطن شکل میدهد لقمه باطن است و ظهورش در روح اتفاق میافتد لقمه باطنی است که ساختار ظاهری دارد و ظهورش باطنی است ظهور خودش باطنی است خودش باطن است.@ یعنی باطنساز است و شما وقتی میخورید آن لقمه خودش باطن میشود وقتی باطن شد ظهورش میشود خیالها، توهمات، افکار و اندیشه، تنفرها و محبتها، اصلاً من چرا از گناه اینقدر لذت میبرم چرا از گناه خوشم میاید چرا از غیبت لذت میبرم؟@ حتماً یک چیزی خوردی که اینطوری شدی، چطوری است که نسبت به عبادت کسلم بیحالم بیرمق هستم خوشم نمیاید عبادت کنم از سحر از شب از هیچی خوشم نمیاید به قرآن به مطالعات دینی علاقهای ندارم چطوری میشود من به زبان انگلیسی بیشتر از عربی علاقه دارم وقت برای دنیا بیشتر از مطالعات دینی دارم.@ چطور وقتی من دعوت میشوم به مطالعات دنیایی حس و حال و وقت دارم اما وقتی به سراغ دینی میروم این حس نیست اینجا یک چیزی میلنگد چطور من دنیا را ترجیح میدهم به آخرت، چطور من محدود را ترجیح میدهم به بینهایت، بالأخره یکجایی اینجا مشکل هست حالا بدن هم همینطور است.@ بدن هم یک امر ظاهری است اما باطن نسبت به روح است یعنی خودش باطن است نسبت به اصل روح، با اینکه بدن ما یک جسم و یک روح نداریم بگوییم ما یک جسم داریم یک روح داریم دوتا چیز داریم، نه، ما یک نفس داریم که این نفس ما مراتب مختلفی دارد یکی از پایینترین مرتبهاش بدن است.@ ظهور مادی نفس است پس اینطور نیست که ما دوتا چیز جدا و تفکیکی باشد نه یک حقیقتی هست به نام نفس که مراتب مختلف دارد تا بیاید برسد به عقل، بیاید برسد به نفس، بیاید برسد به هوش، بیاید برسد به حواس، قوا، بدن، لذا بدن باطنساز هست جزء شئون نفس است.@ اگر بدن ضعیف باشد روح هم ضعیف است بدن قوی باشد روح هم قوی است اینکه میگویند عقل سالم در بدن سالم هست بیحکمت نیست لذا اگر کسی وضعیت بدنی خوبی نداشته باشد مدیریت بدنی نداشته باشد این خیالهای خوبی هم نمیتواند بکند.@ اندیشه خوبی هم نمیتواند داشته باشد فهم خوبی نمیتواند داشته باشد یک بدن تلانبار تنبل، یک بدن بیتحرکی که ضربه نمیخورد شلاق نمیخورد فِرز نیست این از آن روح قدرتمند در نمیاید باید بدن شلاق بخورد مثل آب که شلاق بخورد آب دیدید در رودخانه این چقدر بالا و پایین میشود بعد شفاف، سبک، زلال، مؤثر، صدایش هم صدای قشنگی است.@ آدم وقتی در مرداب میرود میبیند دیگر آن شلاقخوری هم نیست شفافیت از بین رفته صداها از بین رفته قشنگی از بین رفته آثار و زیبایی از بین میرود یک بدنی که ورزش نمیکند بهترین روح هم که داشته باشد روح را خراب میکند یک بدنی که اهل ورزش نیست اهل تحرک نیست اهل تکان خوردن نیست چابک نیست.@ این آدم انواع و اقسام مریضیها، گرفتاریها، تنبلیها، وسواسها سراغش میاید بخاطر همین وضعیت بدنی، لذا اگر یک کسی حس و حال کار بدنی ندارد تحرک بدنی ندارد اصلاً حرف زدن از مسائل معنوی و مسائل روحی روانی فقط شوخی کردن است وقت ندارم ورزش کنم حس ندارم ورزش کنم فرصت ندارم.@ یعنی همه آن حرفها مسخره است کوه میخواهم بروم ولی وقت ندارم بروم کولهپشتی بخرم طناب بگیرم وقت ندارم بروم کفش مناسب بگیرم پس چه کوه رفتنی است فقط کوه میروم برو این کوه رفتن موفق نیست تو ابزار نداری وسائل نداری.@ من وقت ندارم ماشینم را ببرم سرویس کنم روغنش را عوض کنم فیلترهایش را عوض کنم بنزین مناسب به آن بزنم تنظیم باد کنم لاستیک مناسب برایش بگیرم پس مسافرتت میخواهد چه بشود از این مسافرت چه در میاید در این مسافرت با این وسیله اینطوری چه اتفاقی میافتد، بدن مرکب نفس ماست.@ یک کسی که حس و حال تحرک ندارد ورزش نمیخواهد بکند بدنش را نمیخواهد تکان بدهد وزنه نمیخواهد بزند پیادهروی نمیخواهد بکند به بدنش نمیخواهد برسد به تغذیهاش نمیخواهد برسد هر چه دلش خواست میخواهد بخورد خودداری نمیتواند بکند پرهیز نمیتواند بکند.@ تابع میل و شهوتش هست در غذا معقول نمیتواند بخورد این هزارجا شکست میخورد در روابط زناشویی شکست میخورد در روابط کاری شکست میخورد در روابط معنوی شکست میخورد در روابط کار علمی شکست میخورد در همه جا برای انسان گرفتاری میاورد بدن باطن است خروجش هم در نفس میریزد.@ لذا اگر یک موقع یک کسی در خودش دید یا در دیگران اولین کار که میکنید حتماً آزمایش پزشکی بدهید بیماریها بعضیهایش جسمی است یک کسی بنده خدا کمردرد دارد حالا این کمردردش هم مهره است ستون فقرات است دیسک است معلوم است بالأخره یک مشکل جسمی دارد.@ ولی خیلی وقتها اینطوری نیست عصبانیت است خستگی مفرط است زودرنجی و حساسیت است برو اول بدنت را امتحان کن شاید در بدنت یک مشکلی هست که تو اینقدر خسته و زودرنج و حساس و پرخاشگر هستی.@ چون بدن بخشی از نفس است موتور کار نمیکند اگر فیوز خوب کار نکند موتور غیر از فیوز است ما یک بخشی داریم در اتومبیل میگوییم این موتور است ولی بخشهای دیگر هم هست که اگر آنها خوب کار نکند موتور هم خوب کار نمیکند شما سوخت خوب نداشته باش میروی آزمایش میدهی دکتر میگوید این تیروئیدش فعال شده تیروئید به روح میزند.@ فعالیت کسی که تیروئیدش زیاد است پرکاری تیروئید یا کمکاری تیروئید دارد بخش غدد بخش مهمی است گفتم اگر مبلغ علوم تجربی بلد نباشد مبلغ باید یک بخشی از چیزهای پزشکی را بداند این الان روحیتاً اینطوری است.@ باید برود اول تیروئیدش را تنظیم بکند پرکاری تیروئیدش را کم بکند کمکاری تیروئیدش را کم بکند تا روحاً درگیر نشود ذهنش درگیر نشود اول این برود آزمایش بدهد روی در بدنش کم است روی در بدن کم باشد یک سلسله آثار روحی دارد به اینها میگویند بیماریهای جسمی نیست تنی نیست میگویند روانتنی.@ یعنی بیماریهایی هست که عاملش تن است ظهورش در روان انسان هست اول این برطرف بشود حالا برو اینقدر قرآن بخوان مشکلت حل بشود این ذکر را بگو مشکلت حل بشود ببندیش به یک عالم معنویت، نه این باید این مشکل نفسش حل بشود.@ این باید ورزش بکند این باید باشگاه برود این باید غذایش تغییر پیدا بکند باید یکسری غذاها را نخورد برایش سمّ است باید یکسری غذاها را بخورد این باید میوهدرمانی بکند میوه الان پنج تا هشت نوبت در روز توصیه میکنند ما یک نوبتش را هم خیلیها نمیخورند مردم الان ترجیح میدهند غذا بخورند.@ در حالی که شما در قرآن نگاه بکنید(وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ) یکی از مهمترین غذای بهشتیها میوه است حالا یک لحم طیر هم دارند گوشت پرنده، ما الان در سیستم غذایمان اشتباه بزرگی که هست این هست که ما به پختنیها و گوشت و چربیها که اینها همهاش هورمونی هست بیشتر از میوه اهمیت میدهیم.@ هر چند خیلی از میوههایمان هم آسیب دارد این نمایشگاه را حتماً بروید ببینید من دیروز چند ساعت وقت گذاشتم رفتم این نمایشگاه را از نزدیک دیدم جلسهای داشتیم فاصله بین جلسات رفتم اینها را دیدم.@ همین مال محصولات ارگانیک که مثلاً فرض بفرمایید این میوه این سیب این پرتقال این سیبزمینی این پیازهایی که بدون مواد تزریقی بدون هورمون پرورش دادند یکذره گران است ارزش دارد مرغش گرانتر است ولی ارزش دارد گوشتش ممکن است یکذره گرانتر باشد سبزیاش گرانتر باشد ولی خوب است.@ داروها این همه داروهای شیمیایی هزار و یکجور آثار منفی دارد جسمی و روحی، این همه داروهای گیاهی خوب هست درمانهای گیاهی خوب هست درمانهای طب اسلامی هست طب سنتی خوب هست شیوههای پاک شیوههای سالم مورد تأیید وزارت بهداشت هم هست آدم از اینها استفاده بکند.@ برویم به سمت طبیعی شدن تا میتوانیم از چیزهایی که مصنوعی هستند تا میتوانیم فاصله بگیریم یک جاهایی واقعاً آدم دست خودش نیست تا جایی که میتواند فاصله بگیریم ما بخواهیم رشد جاودانه بکنیم رشد ابدی قدرتمند بکنیم در سبک زندگی اگر شما نخواهید این بخش را حذف بکنید سبک زندگیتان ایراد اساسی دارد.@ ما باید برویم به سمت طبیعت، هر چه طبیعیتر بهتر، کشور ما هم الحمد لله دارند اهمیت میدهند دانشمندان دارند کار میکنند مؤسسات، شرکتها، جوانها علاقهمند هستند خانمها آقایان دارند زحمت میکشند محصولات اینطوری دارند تولید میکنند تشویق هم باید بشوند.@ بالأخره یک کسی که زحمت میکشد یک مادهای مواد غذایی سالم را دست مردم میرساند بدون استفاده از افزودنیهای غیر مجاز و یا مجازهای مضر باید قدر این را دانست حالا یکذره پول اضافهتر آدم دارد کمتر بخورد اما خوب بخورد باکیفیت بخورد.@ این خیلی خوب هست سرمایهگذاری بکند آدم برای این بخش، جسم فوقالعاده مهم است بچه من چرا اینطوری هست حالا شما بردار ببر روانپزشک روانشناس، نه عزیزم اول بچهات را ببر یک آزمایش جسمی بدهد ببین کمخونی ندارد شاید بچه کمخونی دارد.@ الان خیلیها هستند کمخونی دارند کمخونی که در کشور ما هست کم نیست خیلی است الان کمخونی داری به بچهات هم دادی به دخترت دادی به پسرت هم دادی خودت داری همسرت دارد اینها در روح و روان همه اثر میگذارد اصلاً محیط خانواده اصلاً فرق میکند محیط خانواده کمخون با یک خانواده پرخون که خون طبیعی دارد با همدیگر فرق میکنند.@ وقتی پدر کمخونی دارد مادر کمخونی دارد بچهها کمخونی دارند قطعاً آدم اگر بخواهد مراقبت نکند حواسش نباشد انواع و اقسام گرفتاریها میگیرد من یادم هست تجربه را به شما بگویم بد نیست وقتی موج انفجار من را گرفت موج انفجار یعنی ما را تیمارستان میبردند چون حالت ما طبیعی که نبود آن موقع که ما را موج گرفته بود بدن که دربوداغون بود.@ روح هم که به هم ریخته بود توهماتی که سراغ من میامد مثلاً در خانه نشسته بودم این گُل قالی گُل بالش این گُلها اینطوری یکدفعه رشته میشدند میامدند یکدفعه یقه من را میگرفتند بعد فشار میدادند تو این را میبینی یعنی یقین داری یک چیز واقعی است دست خودت نیست.@ یکدفعه میگرفتند فشارت میدادند صدتا مار رنگی به تو حمله کرده بعد یکدفعه در خانه نشسته بودی میبینی که سقف خانه رویت ریخت اینطوری میکردیم میرفتیم بیرون، حواسم بود تازه بود چند ماهی بود بیشتر نبود ازدواج کرده بودم آن موقع شاید 19 ـ 20 سالام بود.@ اینطوری این حالتهای شدید میگفتم این بیچارهها چه گناهی کردند که به خاطر ما بسوزند ما هم مجبوریم خیلی خودداری میکردیم تقوا به خرج میدادیم که یک موقع در محیط خانه تشنجی نشود خود این هم خیلی فشار میامد بعد بیرون میزدیم بیرون که میرفتیم مثلاً در کوچه این ساختمانهای خانهها روی ما میریخت.@ مثلاً من هر وقت در کوچه راه میرفتم چند بار میمردم تا وقتی یک کوچه را طی میکردم چون هر بار تمام این ساختمانها روی من میریخت هر بار اینطوری میشد بعد در خیابان میرفتم اتوبوسها ما را له میکردند کامیونها له میکردند.@ چون اینطوری میدیدی طور دیگری نمیتوانستی ببینی آثار موج اینطوری بود وقتی میخواستیم از خیابان رد شویم یک ماجرایی بود که شما بخواهید سه متر از اینطرف خیابان بروید آنطرف خیابان، داستان داشتیم که میخواستیم برویم آنطرف خیابان که باید این فشار را آدم تحمل بکند.@ بعد نشسته بودیم این فک ما یکدفعه اینطوری شروع میکرد به حرکت کردن یکدفعه کج میشد سر و صورت بالای صورت ثابت فک از پایین میرفت این اینقدر میکشید که خون بیرون میزد یعنی دندانها رابطهشان خراب میشد یک افتضاحی حالا این آقا سیدی که شما میبینید آقای امیری خودمان وقتی داشتیم خاطرات موجیبازیهای همدیگر را میگفتیم او میگفت استاد که شما خوب بود فکتان، من از بالا اینطوری میشدم.@ میگفت مثلاً نشسته بودم یکدفعه میدیدم پایینم ثابت است نه اینکه تو بتوانی جلویش را بگیری دست تو نیست یک نیرویی میاید تو را میچلاند این عصب است دست تو نیست میگفت یکدفعه نصف بدن من برمیگشت آنطرف جیغ میکشیدم چون دارد میشکند نزدیک است که بدن بشکند خورد بشود.@ این دیگر دست تو نیست دکترها به ما چه میدادند برای من یادم هست 270 تا قرص نوشت گفت بخور 300 تا قرص، یک مدت معده برایم نماند زخم اثنیعشر زخم معده، قوز بالا قوز، یک تجربه خوبی که من داشتم به همه هم میگویند این کار را بکنند این هست که انسان به بدنش برسد همان موقع گفتم باید این را تقویتش بکنم.@ درست است مسأله مقوله روحی روانی است چون موجگرفتگی به روان میزند ولی موج است بالأخره یک عارضه جسمی زده به روان من، موج انفجاری ایجاد شده به بدن من خورده حالا روان من درگیر هست من باید به روانم برسم.@ اتفاقی که افتاد این بود که من در عرض کمتر از سه ماه به بدنم خوب رسیدم اول از نظر خوراک میوه، تنوعش، ورزش، تفریح، آن آثار همه از بین رفت کسانی که با من بودند و این روشها را نرفتند هنوز بعد از آن سال که اینطوری شدم فکر کنم سال 62 ـ 63 بود هنوز آنها آن درگیریها را دارد مشکلات را دارند جسم خیلی مهم است.@ شما به جسم احترام بگذارید مقدس است وقت برایش بگذارید باید برایش وقت بگذارید مثل نماز و عبادت است باشگاه که میروید مثل نماز است مثل مسجد باید قصد قربت بکنید وقتی باشگاه میروید وضو هم بگیری بروی دیگر خیلی بهتر است آن موقع برایت هم عبادت مینویسند.@ تو که داری میخوری میوه میخوری میوهخوری یک عبادت است وقت بگذارید میوه بخورید مثل قرآن خواندن مفاتیح خواندن چطور یک عبادت است نماز مستحبی خواندن چطور یک عبادت است آدم وقت بگذارد بنشیند میوهاش را خوب بخورد غذایش را بخورد سالادش را بخورد متنوع بخورد.@ مستقل به آن نگاه بکنیم حاشیهای وقتی به بدن نگاه بکنی آدم به هیچ جا نمیرسد باید به بدن مستقل این بدن احترام دارد به آن نگاه بکنیم ارزش برایش قائل باشیم برایش وقت بگذاریم برای ورزشش برای باشگاهش اگر میتوانیم باشگاه برویم برای پیادهرویاش، برای بهداشتش برای حمام رفتنش.@ شما نگاه کنید نوع تفکرات شما، افکار و خیالات شما، حسهای شما موقعی که دوش میگیرید و موقعی که دوش نمیگیرد 48 ساعت گذشته از دوش گرفتنت با هم دوتا آدم متفاوت هستید شما دوتا آدم متفاوت هستید بدن احتیاج به رسیدگی دارد.@ به بدن برسی روح در خیلی جاها قدرت دارد این بدن برمیگردیم به یک باطن دیگر، روح نسبت به بدن باطن است خیال باطن میشود در بدن ظهور پیدا میکند اینکه امام صادق(ع) فرمود(ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَن ما قَوِیَ عَلَیهِ النِیَۀ) این یک فرمول اساسی است.@ (ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَن ما قَوِیَ عَلَیهِ النِیَۀ) بدن از آنچه که نیت، روح بر آن قدرتمند شده ضعف نشان نمیدهد ما الان آدمهایی داریم که بدنهایشان خیلی ضعیف است اما این روح قوی هست که این بدن را میکشاند بدن سالها با آن راه میاید آدمهایی داریم که روحهایشان ضعیف است بدن سالم دارند اما این بدن اصلاً نمیتواند کار بکند.@ لذا میبینید یک بدن زخمی دربوداغون مریض آسیب دیده ولی وقتی تعلق به یک روح قوی دارد از صدتا بدن قدرتمند بیشتر میتواند کار بکند چون این در واقع با بدن کار نمیکند با روحش دارد کار میکند لذا امام(ع) فرمود بدن از انجام چیزی که روح میخواهد ناتوانی نشان نمیدهد اگر روح بخواهد بدن میکشد.@ علت اینکه ما خیلی جاها احساس خستگی به ما دست میدهد نمیتوانیم بیدار بمانیم نمیتوانیم کار بکنیم زود به چرت میافتیم زود به خستگی میافتیم زود به خمودی میافتیم اینکه روحمان ضعیف است اراده ضعیف است اراده اصل است.@ یک بحث مفصلی هست حالا نمیرسیم اینجا بگوییم اراده اصل است تمام کلید همه خوشبختی انسان روی همین یک کلمه است بتواند انسان اراده بکند یک دختر خانم ترسو ضعیف لوس وقتی ازدواج میکند ارادهاش چند برابر میشود؟ روح قوی شده میبینی آن دختری که لوس ترسویی که از شب میترسید از خیابان میترسید تنپرور بود به صورت معجزهآسایی در آن باطن تولید شده.@ این باطن را پدر و مادر نتوانستند تولید کنند، چه تولید کرده؟ ازدواج همسر توانسته تولید بکند حالا آیا پیوندهای ما با خدا، زوج ما، اله ما، خدای ما پیوند با خدا میتواند ما را قوی بکند یا نه، اینقدر در ما قدرت ایجاد میکند یا نه که در دنیا پرکار باشیم.@ امام زمان، مادر ما فاطمه زهرا، خانواده آسمانیمان، تعلق به این خانواده اینقدر قدرت در ما ایجاد میکند شما نگاه کنید خیلی از تواناییهای افراد مال این هست که به این خانواده تعلق دارند وقتی تعلق میاید روح قوی میشود ما خانواده آسمانیمان تعلق بهشت در ما هیجهان شادی، نشاط، سرور، بهجت، فعالیت، امید، خوشبینی، احساس امنیت در ما ایجاد میکند یا نمیکند.@ اگر نمیکند مال این هست که ما رابطه با این خانوادهمان ضعیف است اگر انسان بیفتد در این حس خانوادگی به او قدرت میدهد الان این شخص را خودبهخود رهایش بکنی میگوید حس و حال ندارم.@ میگویند خواهرت مریض است بیمارستان است خواهرم زایمان کرده، برادرم اینطوری شده این حس در انسان میاید مادرم، همسرم، دخترم، پسرم، زنم، شوهرم، میبینی که برای انسان حس میاورد چقدر خوب است یک مبلغ با حس عضویت در خانواده محمد و آل محمد(ع) به فعالیت بپردازد.@ اصلاً این حس عضویتش در آن غیرت، حمیت، فعالیت، نشاط، فداکاری در آن ایجاد بکند خیلی خوب است همین حس عضویت به او قدرت میدهد حس عضویت به او نشاط میدهد کمخوابی میدهد انرژی میدهد این حس عضویت دائماً نیرو دارد خانمها را نگاه کنید چقدر همتشان بلند است به کار فردیشان میرسند به کار معنویشان میرسند.@ بعد میروند خانه، میگوید الان بچهام خانه میاید باید برایش غذا درست بکنم به مرد بگویی مرد شاید اصلاً این حس را اینطوری نداشته باشد بچهام دارد میاید شوهرم دارد میاید غذا درست کنم امشب میخواهد مهمان بیاید به کلاسم باید برسم.@ یک زن ماشاء الله چقدر جان دارد خیلی بیشتر از مردها قدرتمند دارند کار میکنند این حس تعلق به خانواده برای انسان قدرت میاورد وقتی انسان تعلق به خانواده آسمانی پیدا میکند که الان باید برای پدرم امام زمان چکار کنم الان برای سیدالشهدا باید چکار کنم پیغمبر از من چه توقعی دارد امیرالمؤمنین چه توقعی دارد.@ مادرم فاطمه زهرا چه دوست دارد من الان نسبت به اینها مسئول هستم خدای عزیزم الهم از من چه میخواهد میبینی که رنگ و بوی زندگی عوض میشود معنای زندگی زمین تا آسمان عوض میشود اینکه انسان با خانواده آسمانی برای خانواده آسمانی زندگی بکند تا بداند آنها بینهایت این سبکهای زندگی با همدیگر متفاوت است.@ الان یک کسی که طبیعتگراست شوهر داشته باشد انرژی دارد شوهر نداشته باشد انرژیاش از بین میرود زن داشته باشد انرژی دارد زن نداشته باشد کار نمیتواند خوب بکند خمود میشود این یک آدم طبیعتگراست یک آدم فطرتگرا شوهر داشته باشد یا نداشته باشد زن داشته باشد یا نداشته باشد ازدواج کرده باشد یا نکرده باشد.@ بچه داشته باشد یا نداشته باشد طلاق بگیرد یا نگیرد این چون اساساً تعلقش به یک خانواده اصل، بزرگتر ماندگارتر، حقیقی است مثل خانواده زمینی اعتباری نیست یک خانواده حقیقی دارد این اصلاً کمبودهای بخش خانوادگی زمینی آزارش نمیدهد.@ آی از وقتی شوهرم مُرد نه این مال آدمهای طبیعتگرای ضعیف است بچهام مُرده دیگر من حس زندگی ندارم دیگر من چند سال است نشاط ندارم از وقتی بچهام مرده این حرفها چیه یک کسی که خانواده آسمانی دارد بچهات مگه کجا رفته بچهات مگر از خانواده خارج است بچه تو هم عضوی از این خانواده است.@ تو بچهات را دوست داشته باشی بچهات الان رفته در برزخ الان بیشتر به مادر احتیاج دارد تا زمانی که پیش تو بود تو میخواستی برای بچهات چکار بکنی میخواستی زنش بدهی میخواستی بچهات را شوهر بدهی الان که در برزخ است بیشتر به تو احتیاج دارد.@ پس بیشتر نشاط داشته باش برایش فعالیت بیشتری بکن بیشتر به آن برسان اگر واقعاً دوستش داری پس بگذار ارتقاء پیدا بکند در برزخ، آن با نشاط تو نشاط میگیرد با خمودی تو خمود میشود چقدر خوب است آدم عضویتش در خانواده آسمانیاش را بفهمد شهود بکند و باور کند.@ پس اینکه ما نمیتوانیم از اهل بیت قدرت بگیریم به نشاط و قدرت و شادابی برسیم همهاش پژمرده و افسرده و آویزان و نق و نق میکنیم و داریم یکسره قر میزنیم اینها مال این هست که ما هنوز باورمان نشده که عضو این خانواده هستیم اگر در این کانون گرم انسان عضویتش را بفهمد درک بکند.@ رفت و آمدش را درک بکند در این کانون گرم جایگاه خودش را ببیند خودش را عضو این خانواده، اصلاً خودش را صاحبخانه بداند مثل بچهای که وقتی میاید خانه مادرش، چطوری بچه وقتی میاید خانهتان چطوری میاید دیدی وقتی میایند خانه پدر و مادر پسر چطوری میرود.@ شوهر هم کرده زن هم گرفته وقتی میاید خانه مادرش خانه مادرش است چقدر راحت است ما چرا نمیتوانیم با آسمان اینطوری ارتباط برقرار بکنیم دیگر قوی نمیشویم ضعیف میمانیم اینطوری وقتی نتوانیم عضو این خانواده، این خانواده خودشان را گذاشتند در اختیار ما، گفتند ما خانواده شما هستیم ما اصل شما ریشه شما هستیم.@ قربان امام رضا(ع) بروم امام رضا(ع) ببینید چقدر قشنگ میگوید امام(کالأب وَ الأخ أبوا الشَفیق) پدر مهربان(أخ الشقیق) برادر همزاد توست امام پدر مهربان و برادر همزاد توست(و کالأم البَرَّۀِ بِالصَّبی) مثل مادری است که نسبت به بچه مهربان است پس امام بالأخره کیست؟@ میگوید امام میدانی کیست؟ امام پدر است برادر است مادر است آن هم نه یک پدر و برادر و مادری که نسبت به یک جوان 15 ـ 16 ـ 17 ـ 18 ـ 20 ـ 30 ساله باشند ما هم بالأخره پدر داریم برادر داریم مادر داریم.@ ولی نه یک پدر مهربان یک برادر همزاد یک مادر دلسوز آن هم نسبت به یک بچه کوچک(صبی) یک بچه نوزاد، چقدر آدم عاطفهاش زیادتر است نسبت به بچه نوزاد، میگوید امام اینطوری است چرا از این پشتیبانی استفاده نمیکنیم از این قدرت در خانه پدرمان استفاده نمیکنیم مگر اینها خانه پدر ما نیست مگر فاطمه زهرا مادر ما نیست.@ ما چرا از این انرژی قوی نمیتوانیم استفاده بکنیم برای خوب بودن برای مهربان بودن برای عاطفی بودن برای اینکه همه را عضو خانواده خودمان ببینیم به همه به چشم اعضای خانواده نگاه بکنیم آدمهای دیگر، قدرت داشته باشیم برای عشق خانوادهمان تحرک داشته باشیم.@ فعالیت بکنیم کار کنیم زحمت بکشیم دنیا را جدی نگیریم چون خانواده ما خانواده آسمانی هستند خانواده زمینی نیستند خانواده دنیایی نیستند خانواده آخرتی هستند پیامبر فرمود خداوند برای ما آخرت را انتخاب کرده من هم مال آن ساختمان هستم من مال آن ساختار هستم من مال آن سبک هستم.@ من مال این زمین نیستم که زمین را جدی بگیرم مشکلات زمین را حالا شوهر کردم نکردم زن گرفتم نگرفتم طلاق دادم طلاق گرفتم کی مُرد کی نمرد کی مریض است کی مریض نیست هیچ کدام نباید روی من اثر بگذارد وقتی اثر میگذارد من را درگیر میکند.@ یعنی من یادم میرود مال آن سبک زندگی هستم آن قیمت من، برد من مال برد زمینی نیست اصلاً، من را برای برد زمین خلق نکردند من را برای برد کوتاه خلق نکردند من برای اینجا خلق نشدم من یک اصل دارم ریشه دارم خانه دارم خانواده دارم بالأخره بیکس و کار که نیستم بیریشه که نیستم.@ چرا نمیتوانم از یک همچین کانونهای باعظمتی از قدرت، از معنویت، از مهربانی استفاده بکنم چرا گدا دارم زندگی میکنم چرا آدم محتاجی هستم چرا هنوز به عواطف زمینیها محتاج هستم چرا گدای زمین هستم ببینیم ایراد کار کجاست پس ما حتماً خودمان را خوب نشناختیم اصلاً نمیدانیم چه کسی هستیم باید بیشتر به قیمت خودمان و خودمان پی ببریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 020 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 020 - تربیت مبلغ