اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ فرمایشی را از پیامبر شروع کرده بودیم جلسه گذشته راجع به آن توضیح بدهیم این فوقالعاده مهم هست هم فهمش خیلی مهم هست هم فهماندنش خیلی مهم هست حتماً برادران و خواهران گرامی برای توضیح این مباحث از سیدی ضرورت شناخت احکام استفاده کنند.@ یعنی اگر بخواهید یک کار خوب و موفق بکنید برای ایجاد روح مطالعاتی در افراد و رفتن به سمت مطالعات مذهبی و معنوی علاقه به برنامههای تبلیغی و فرهنگی از آن سیدی ضرورت شناخت احکام استفاده کنید آن را به هر کسی بدهید.@ یعنی بدون استثناء و بچههایی که راهنمایی به بالا هستند حتماً توصیه کنید که سیدی ضرورت شناخت احکام را کار کنند به هر کسی هم بدهید حتماً علاقهمند میشود حتماً مباحثش هم مباحث خیلی مهمی هست البته حالا هر چند بحثها مال تقریباً 20 سال پیش هست نزدیک به 20 سال پیش مباحثش گفته شده ولی همین روایتها هست که توضیح داده شده مناسب برای سن و سال جوانها.@ (طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) توضیحش را دادیم واجب است(بِهِ یُطاعُ الرّب) با علم اطاعت میشود چون اطاعت فرع بر اطلاعات است شما وقتی میخواهید یک کسی را اطاعت بکنید دوتا چیز را باید بشناسید 1 ـ خود شخصی را که مطاع هست یعنی الله کیست که من باید اطاعتش بکنم و مقرراتش را هم باید بشناسید.@ مقررات را هم که شناختید اطاعت معنادار میشود این را من باید اطاعت بکنم، پس اطاعت را کدام مرحله میتوانید داشته باشید؟ مرحلهای که این شناخت را ایجاد کنید باز برویم سراغ قاعده(الظاهر عنوان الباطن) یک کسی که در حجاب در نماز در دین در خمس در زکات در زنداری در شوهرداری در تربیت بچه در کارهای اداری اجتماعی سیاسی ضعیف است برای اینکه غذا نخورده.@ اگر شما بخواهید قواعد را رعایت بکند(یطاع) اطاعت بکند دستورات دین را باید قبلش اطلاعات خوبی به آن داده باشید ضرورتش برایش جا بیفتد بعد از آن توقع داشته باشید که این اطاعت بکند پس باز علم را حضرت جلو آورده طلب علم وقتی این طلب آمد اطاعت هم میاید.@ اول این شیفتگی را ایجاد بکنید این مطالعات را برایش لذیذ بکنید بعد تا این اطاعت بکند لذا یکی از کارهای خیلی مهم در بحثی که جلسه گذشته داشتیم راجع به اینکه ما چکار کنیم وسیع عمل بکنیم همین است یک موقع است شما به یک نفر میگویید که میخواهم این چیز را به شما یاد بدهم یا یک کلاسی میگذارید یک چیزی را یاد میدهید.@ یک موقع هست در این یک ساعتی که شما کلاس میگذارید تشنگی ایجاد میکنید در شخص نه اینکه فقط یک چیزی به او یاد بدهید یک موقع است میگویی من یک ساعت رفتم آنجا مثلاً با یکی از مسائل آشنا شدم یک موقع است نه شما یک عطش ایجاد میکنید در شخص بُرد کردید تمام شد دیگر با این شخص هم کاری نداشتید نداشتید.@ اینکه گفتم حتماً سیدی ضرورت خودشناسی استفاده بکنید اول ضرورتها را بفهمید ما چرا باید بدانیم چرا باید مطالعات دینی داشته باشیم چرا باید با احکام دین آشنا باشیم اگر ندانیم چه مشکلی برای ما پیش میاید این را باید بدانید(الجَهلُ مُفسِدُ المَعاد) جهل ابدیت انسان را به خطر میاندازد.@ اول این را برای شخص جا بینداز که اگر نداند نه حیات دنیایی خوبی دارد نه حیات آخرتی این را جا بینداز مشتاقش کن به شنیدن به یادگیری به مطالعه.@ بعد او خودش اگر به شما دسترسی نداشته باشد خودبهخود راه میافتد دنبالش میرود و شما برد کردید این خیلی مهم است که شما سرمایهگذاری روی این بخش بکنید یعنی بدانید کجا را باید هدفگیری بکنید دست روی چه چیزی بگذارید پس ایجاد عطش:@
این ایجاد تشنگی خیلی مهم هست ما با همین روش شاید نزدیک به قطعاً من الان میتوانم به شما بگویم یک چیزی حدود الان 40 ـ 50 نفر را ما از آن زمانی که روی نوجوانان کار میکردیم الان مطمئنم 40 ـ 50 تا از این نوجوانها الان دارند در حوزههای علمیه درس خارج میخوانند.@ یعنی درسهای تخصصی به سمت اجتهاد دارند میخوانند آنهایی که ما تربیت کردیم صدها نفرشان مطمئنم اینها جذب حوزه شدند طلبهها و مبلغین قوی اساتید قوی شدند اینها فقط با همین شیوه جلو رفتند.@ یعنی ما به جای اینکه خیلی به آنها آموزش بدهیم اول در آنها تشنگی ایجاد کردیم اول تشنگی ایجاد بکنیم ساختار را چقدر دقیق پیامبر میگوید اینکه دارم میگویم ما روانشناسی بلد نباشیم نمیتوانیم کار جدی بکنیم مبلغی که روانشناسی بلد نیست به درد تبلیغ نمیخورد عالمی که روانشناسی بلد نیست به درد تبلیغ نمیخورد.@ مجتهدی که روانشناسی و جامعهشناسی بلد نیست تقلید از آن حرام است 100% حرام است از کسی که روانشناسی و جامعهشناسی بلد نیست دوتا علم دوتا علم ضروری هستند برای انسان دست و پا میماند پیامبر چقدر ساختار را دقیق چیده اول واجبش میکند(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) میگوییم واجب است.@ چون تمام خیراتی که ما میخواهیم راجع به هدف خلقت یک انسان مبتنی است بر یادگیری، اول باید آموزش داده بشود(فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) واجب است بنابراین اینکه حالا عزیزم این کتاب را بخوان یک رمان بگذاریم جلوی بچه این را بخوان یا داستان پلیسی بگذاریم یا کتاب بگذاریم یا شنگول و منگول بگذاریم با چیز دیگر.@ اینها با همدیگر یکی نیست این را ما باید برای همه جوامع جا بیندازیم برای مردم برای بچهها جا بیندازیم که مطالعات دینی غیر از درسهای مدرسه است یک کسی نگوید من درس دانشگاه دارم درس مدرسه دارم نمیرسم من وقت مطالعات دینی ندارم من وقت کلاس آمدن ندارم.@ حالا تو درسهایت را بخوان واجبتر است نه واجبتر نیست من عرض کردم پسرم وقتی میخواست علاقه داشت برود مدرسه تیزهوشان به آن گفتم من راضی نیستم بروی دوست ندارم شما اینطوری مدرسه بروی من راضی هستم درسهایت را 17 بگیری و وقتی هم بگذاری دینت را یاد بگیری.@ ما بچه را میفرستیم نخبگان، تیزهوشان این رفت دیگر وقت مطالعه ندارد نمیرسد از بس فشار روانی روی آن است دیگر اصلاً فرصت ندارد نه یاد بگیرد نه عمل بکند این ضعیف بار میاید اگر آنجا بخواهد برود باید برنامهریزی به گونهای باشد که آن هم انجام شود.@ من نمیگویم تیزهوشان نروند نخبگان نروند میگویم اگر قرار است بروند باید این قضیه برایشان جا بیفتد از تعطیلات وقتهای دیگر گذاشته بشود روی آنها نظارت بکنیم بچهها را مدیریت بکنیم که این فرق دارد با بقیه، این فیزیک و شیمی و درس دانشگاه نیست ما بچهمان درس نخواند ولی دینش را بشناسد و عمل بکند و سعادتمند آخرتی بشود خیلی بهتر از این هست که درس بخواند و دین نشناسد.@ ما الان داریم در تربیتمان از این پنج تا مقوله که سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، ما بیشتر الان سرمایهگذاری روی هوش است یعنی درس یاد بگیر روی عقلانیت کار نمیکنیم و این محتوا هست عقلانیت میدهد دین آموزههای دینی آن سهتا علم هست به افراد عقلانیت میدهد.@ و الا هوش همه میروند ریاضیات، شیمی و فیزیک و مهندسی و پزشکی که اینها را با هوش هم میشود یاد گرفت آنها باید تقویت بشود باید برایش برنامهریزی بشود یعنی ما باید به جوان بفهمانیم که عزیزم تو یک سلسله از آن جهت که حیوان هستی نفس داری در زندگی دنیایی میخواهی زندگی بکنی به یک سلسله علوم احتیاج داری.@ مثل درسهای مدرسه درسهای دانشگاه، کار، شغل، تجارت به اینها احتیاج داری ولی از آن جهت که یک انسان هستی یک موجود جاودانه و ابدی هستی به یک سلسله علوم دیگر احتیاج داری این علوم مربوط به جنبه انسانیات است که اگر این جنبه انسانیات را مقدم بداری دنیایت هم قشنگ میشود.@ دنیایت هم زیباتر میشود اقتصادت قشنگتر میشود سیاستت قشنگتر میشود مدیریتت قشنگتر میشود کار فرهنگیات قشنگتر و بهتر میشود باید جا بیفتد برای یک جوان که ما به مطالعات دینی به عنوان یک ضرورت نگاه بکنیم.@ مطالعات دینی را به عنوان یک امر واجبی که اگر کسی کوتاهی بکند جهنمی میشود برای جوانها جا بیندازیم اینقدر مهم است که امام صادق میفرماید(لَستُ أحِبَّ أن أرَیَ الشّابَّ مِنکُم إلاّ قادِیَاً فیها لَین) من دوست ندارم یک جوان را ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حالت باشد(إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما) یا باید حتماً این جوان عالم باشد.@ جوان را میگوید پیر را حرف نمیزند حضرت، میگوید جوانهای ما یا باید عالم باشند یا باید متعلم باشند(فَإن لَم یَفعَل فَرَۀَ) اگر این کار را نکند کوتاهی کرده(وَ إن فَرَۀَ ضَیَعَ) اگر کوتاهی بکند خودش را ضایع میکند تنبلی بکند کوتاهی بکند قوایش ضایع میشود استعدادهای جاودانهاش ضایع میشود.@ وَ إن ضَیَعَ عَصِم) اگر ضایع بکند استعدادهایش را گناه کرده(وَ إن عَصِم سَکَنَ النّار) اگر گناه بکند ساکن آتش میشود شوخی نیست این تعابیری که معصوم دارد میگوید بعد حضرت قسم میخورد(وَ الذّی بَعَثَ مُحَمَدً بِحَقّ) جوان باید بداند که اگر دنبال علم دین نرود میخواهد دکتر بشود بشود.@ میخواهد هر علاقهای دارد نظامی بشود مهندس بشود دکتر بشود پرستار بشود معلم بشود راننده بشود اصلاً میخواهد هیچ شغلی را هم نگیرد میخواهد یک شغل کوچک داشته باشد هر چی، ولی دین را باید یاد بگیرد دین واجب است یاد گرفتنش حضرت فرمود عالم روز قیامت یک بار عذاب میشود جاهل دوبار.@ (لِلعالِمِ ذَنبٌ واحِد وَ للجاهِلِ ذَنبان) عالم یکبار عذاب میشود جاهل دوبار عذاب میشود، چرا؟ میگوید عالم به خاطر اینکه به علمش عمل نکرده عذاب میشود ولی جاهل به دو جهت عذاب میشود یکی اینکه نرفته یاد بگیرد یعنی یک واجب را یاد نگرفته و یکی هم که عمل نکرده.@ پس این بهانه نباشد که ما میترسیم اگر برویم عمل بکنیم حجت گردنمان بیفتد وظیفهمان باشد عمل بکنیم شما بخواهید عمل بکنید یا نکنید یک واجب یادگیری را اول داریم حالا میخواهید عمل بکنید یا نکنید آن یک بحث دیگر است جوان باید این را بفهمد که بگوید من اگر یاد بگیرم مسئولیت گردنم میاید.@ خب مسئولیت گردنت بیاید تازه میشوی مثل عالمی که عمل نمیکند ولی اگر نروی یاد بگیری دو بار، کسی نمیتواند از زیر یادگیری در برود در روایت داریم خدا از جاهل نمیگذرد بدون حساب به جهنم میبرد شما وظیفه عقلی داشتید یاد بگیرید.@ کار مطالعاتی کار علمی در بحث دینی زمین تا آسمان با مطالعات دیگر فرق دارد ما باید این را برای جوان جا بیاندازیم که عزیزم تو واجب است احکامت را یاد بگیری اخلاقیاتت را یاد بگیری روی اعتقاداتت سرمایهگذاری بکنی لذا حضرت میفرماید وقتی آیه آمده(أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ) آیا ما به شما عمر ندادیم که هر کس میخواهد متذکر بشوید.@ فرمود(توبیخٌ لابنِ ثَمانِیَۀ) این یک جوان 18 ساله است خداوند دارد در قرآن 18 سالهها را توبیخ میکند که تو الان 18 سالهات شده چیزی از دین نفهمیدی یعنی جوان 18 ساله ما از 15 سال که بلوغ است 18 سال شرعی یعنی 5/14 سال شمسی باید بشود 5/17 سال که شد باید عقائدش را یاد گرفته باشد اخلاقیاتش را بداند احکامش را هم بداند.@ اگر تا 5/17 سال این با عقائدش با اخلاقیاتش با احکامش آشنا نباشد از نظر خداوند قابل مؤاخذه است این از همان جوانهایی هست که کوتاهی کرده حالا شما نگاه کنید ما با این فرهنگ چقدر فاصله داریم نسبت به بچههای خودمان، نسبت به جوانهای اطراف جامعه خودمان، دانشجویان خودمان، دانشآموزان خودمان و آنجا خدا در آن عصر 1400 سال پیش میگوید من از یک جوان 18 ساله توقع دارم.@ امام صادق میفرماید من اگر یک جوان شیعه را ببینم که اینطوری نباشد اصلاً دوست ندارم یک جوان شیعه را اینطوری ببینم(لَستُ أحِبُّ أن أرَی) دوست ندارم که ببینم وقتی دارد اینطوری حضرت تأکید میکند که من اصلاً دوست ندارم یک جوان اینطوری ببینم.@ پس ما باید جوانهای خودمان را طوری تربیت بکنیم که دوست داشتنی بشوند نباید منفور خانواده آسمانیشان باشند باید یکطوری تربیتشان بکنیم که امام خوشش بیاید امام زمان خوشش بیاید و این هم از امام زمان خوشش بیاید و اگر قرار باشد خوشش بیاید باید این آموزهها یواش یواش رواج پیدا بکند.@ یعنی ما بحث آموزش دین را جدی بگیریم برای بچهها برای خانوادهها، به گونهای که بچه با مسائل دینیاش رفته رفته آشنا بشود حالا خیلی از خانوادهها هستند در کشور خودمان زیاد هم هستند الحمد لله حالا از قبل از انعقاد نطفه شروع میکنند باردهی به بچهها، شکر خدا الحمد لله و مراقبتهای بارداری، باطنسازی دارند ایجاد میکنند و خیلی خوب هم هست.@ ما هم داریم نتیجه میگیریم من یک جلسه در قم فقط دیدم 650 نفر کودک حافظ کل قرآن آمده بودند در حرم حضرت معصومه(س)، کودکهای حافظ کل قرآن آمده بودند این خیلی ارزش زیادی دارد جامعه ما رشد خیلی زیادی از این جهت میکند.@ بسیار قابل تقدیر و شکر و خوشحالی هست دارند این کار را انجام میدهند بعد این فرهنگ فرهنگ عام بشود مثل اینکه بگویند کسی کامپیوتر بلد نیست بچهها الان همه بلد هستند با کامپیوتر بازی کنند یاد میگیرند باید بالأخره واجب است چون کامپیوتر نیاز روزمان هست میروند یاد میگیرند با آن بازی هم که بکنیم باید دکمهها را بشناسیم.@ بچهها باید بدانند جزء نیازهای ضروریشان این سهتا علم هست که باید اتفاق بیفتد در بزرگسالان که به طریق اولی. (بِهِ یُطاعُ الرَّبّ) اطاعت، چون اطاعت رب یعنی من الله را به عنوان مربی خودم میگیرم از هر کسی تبعیت نمیکنم.@ رب من و مربی من الله تبارک و تعالی است اگر من بخواهم خودم را به الله بسپارم احتیاج به اطلاعات دارم چه میشود یک نفر الله را انتخاب میکند از بین همه مربیها، چطوری میشود یک نفر عشقش این است که الله مربیاش بشود به کمتر از آن اصلاً دلش نمیاید خودش را به کمتر از الله بسپارد اینقدر خوشسلیقه میشود.@ آنقدر توقعش خوب و بالا میرود از خودش، آنقدر قیمتدار میشود که میگوید من کمتر از الله را نمیتوانم به عنوان رب خودم بپذیرم چطوری میشود یک جوان اینطوری میشود خودش را به آن بشناسانی باید قیمتش را به آن بگویی باید جاودانگیاش را بفهمد باید بلندای هستی را بشناسد.@ باید بداند که نفس نیست بدن نیست زن نیست مرد نیست این را خوب بشناسد وقتی خوب شناخت سلیقهاش هم زیاد میشود توقعش هم از خودش بالا میرود قوی میشود در این سمت میرود(بِهِ یُطاعُ الرَّبّ) رب با علم اطاعت میشود چون اطاعت یعنی شما میخواهید سبک بگیرید اینطوری عمل کن اینطوری ازدواج کن اینطوری معامله کن.@ اینطوری نماز بخوان اینطوری روزه بگیر اینطوری حج انجام بده کار سیاسیات اینطوری باشد اینطوری کار اقتصادی کن کار فرهنگی، همهاش اطلاعات است ما بشناسیم اطاعت فرع بر اطلاعات است من چه چیزی را اطاعت بکنم من چطوری عمل بکنم عمل فرع بر علم است.@ (وَ یُعبَد) هم اطاعت رب هم عبادت رب علم است ما چقدر عبادتهای غلط داریم حجهای غلط، زیارتهای غلط، نمازهای غلط، قرائتهای غلط، روزههای غلط، اگر بخواهیم خداوند درست عبادت بشود عبادتی که مؤثر واقع بشود مبتنی است بر شیوه صحیح عبادت.@ ما اگر بخواهیم عبادت صحیح را جا بیندازیم باید به مردم اطلاعات بدهیم باید بدانند که چطوری باید نماز را به جا بیاورد ذکر باید چطوری بگوید که اثر بگذارد وقتی میگویند قرآن شراب است این قرآن چطوری میشود شراب میشود چطوری میشود اثر بگذارد شادی بیاورد نماز چطوری میشود معراج بشود.@ چطوری آدم از الله لذت میبرد چطوری با خانواده آسمانی انس میگیرد این احتیاج به شیوه دارد بالأخره باید یکطوری چیزی پخته بشود یک چیزی تهیه بشود که آن اثر را داشته باشد اگر آن اثر را ندارد پس معلوم است آن جهالت قاتیاش است اگر آن اثر را ندارد معلوم است که یک جایی غلط است یک چیزی میلنگد.@ من الان یک گیجی یک گنگی یک کوری دارم که نمیفهمم نمیبینم لذت نمیبرم استمداد نمیتوانم از الله بکنم میگویی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) ایاک خودش شناخت است تو، پس من یک کوری دارم که نمیتوانم به آن تو بگویم به یک تویی دارم خطاب میکنم که نمیدانم کیست.@ حالا اگر بدانم کیست و تو صدایش بکنم که کمک گرفتن که از آن کاری ندارد یک کور وقتی میخواهد از یک نفر کمک بگیرد مشخص میکند به طرف میفهماند که من شناختم تو هستی آقای فلانی خانم فلانی که شما دارید از اینجا رد میشوید دست من را بگیر ببر آنطرف خیابان.@ یعنی من میبینمت احتیاج به دیدن با چشم نیست میدانم هستی همین که میدانم هستی تو هم میدانی که من میدانم که هستی از تو توقع کمک دارم ولی ما یک خدایی را صدا میکنیم که او را نمیبینیم به امام صادق(ع) عرض کردند چرا دعاها اجابت نمیشود؟ فرمود چون شما خدایی را میخوانید که نمیدانید کیست اصلاً نمیدانید دارید چه کسی را خطاب میکنید.@ عبادت صحیح با علم اتفاق میافتد شیوهها، مهارتهای عبادی، روشهای عبادی، احکام خوب، اینها همه اطلاعات میخواهد حجم عبادت، سبک عبادت، نوع ذکر اینها اطلاعات میخواهد ما اگر بخواهیم یک جامعه پیشرفته داشته باشیم باید این دانشها رواج پیدا بکند در مردم.@ دانشهای متعالی، دانشهایی که از آسمان آمده نه از روی زمین، دانشهایی که از خود خدا صادر شده عصمت پشتش هست آن اطلاعات تخصصی هفتگانه با هر علمی باشد اگر هر علمی آن هفت دسته اطلاعات تخصصی با آن باشد خیلی ارزش دارد.@ انسان از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود که گفتیم بخش دنیاییاش پنجتا اطلاعات میشود شناخت نفس، شناخت جسم، رابطه جسم و نفس، شناخت بدن، رابطه بدن با نفس، قبلاً کجا بودیم قبل از دنیا، بعداً کجا میخواهیم برویم هفت دسته اطلاعات تخصصی، شما وقتی با یک فرمول اسلامی آشنا میشوید با یک حدیث هفتتا اطلاعات تخصصی با این علم هست که خیال آدم راحت است.@ میگوید همه من را دیده این از روز اولی که من حرکت کردم تا روز آخر من را دیده حالا دارد به من میگوید حالا طلا حرام است یا حرام نیست اینطوری لباس بپوشید آنطوری لباس نپوشید اینطوری ازدواج بکنید آنطوری ازدواج نکنید این را ببین این را نبین خیال آدم راحت است در یک همچین علمی.@ مثل علمهای بشری نیست که امروز بگویند این کار را نکن بعد بگویند اشکالی نداشت یا بگویند این کار را بکن بعد بگویند سرطانزا بوده اطلاعات دقیق تخصصی هست اطاعت رب و عبادت رب با علم است لذا هر کس میخواهد دوتا نتیجه بگیرد پس(الظاهر عنوان الباطن) آن که ما میخواهیم چیست؟@ به عنوان ظهور دنبال چه میگردیم؟ هدف نهایی ما چیست؟ (ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ) پس اگر عبادت را میخواهید اطاعت خدا را میخواهی روی زمین، عبادت خدا را میخواهی باطنسازی کن، باطنش چیست؟ علم است علم بریز عبادت بگیر علم بریز اطاعت بگیر.@ پس هر چقدر سطح علم را بالاتر ببرید سطح دانش دینی را بالاتر ببرید عبادت و اطاعت بیشتری را دریافت میکنید پس هر جا یاغیگری هست هر جا نافرمانی هست هر جا معصیت هست علم کم است به معنای واقعی علم کم است معرفت کم است سطح این را بالا ببر اینها یک فرمول دقیق تخصصی دارم به شما میگویم.@ در هر جا در هر جامعهای شما بخواهید جامعه را به سمت اطاعت و عبادت ببرید باید دانشش را بالا ببرید یعنی جز با تبلیغ امکانپذیر نیست پس ببینید ما چقدر حالاحالاها تولید علم کنیم چقدر حالا حالاها این اطلاعات را به جامعه جهانی تزریق بکنیم تا بتوانیم توقع داشته باشیم که بازخوردش عکسالعمل این تزریقها و باطنها آن ظهورها باشد اطاعت و عبادت.@ پیامبر معجزه میکند در این فرمایشش یک کلام حرف زده یک خط است ولی هزارتا دانشمند جامعهشناس روانشناس باید بنشینند این کلام را تحلیل کنند چقدر دقیق دارد به ما میگوید(وَ بِهِ تُوصَلُ الأرحام) صله ارحام با علم اتفاق میافتد افراد فهمیده هستند که همت دارند به صله ارحام(وَ یُعرَفُ الحَلال مِنَ الحَرام) حلال و حرام، حریمها با علم شناخته میشود.@ (العِلمُ إمامُ العَمَل) علم امام عمل است یعنی عمل تابع علم است هر کس نوعی عمل میکند که اطلاعاتش به آن میگوید هر کس به گونهای عمل میکند که اطلاعاتش به آن میگوید حالا شما اگر یک عملی را نمیپسندی از یک نفر نشان میدهد باطنش و اطلاعاتی که دارد به او اینطوری دارد میگوید عمل بکن.@ یک نماز خوب نمیخواند قرائتش خوب نیست نسبت به واجبات دین بیاهتمام است نسبت به محرمات لاابالی است این یک چیزی در درونش دارد میگوید که اینطوری عمل کن یک کسی دارد این را به او یاد میدهد(إمامُ العَمَل وَ العَمَلُ تابِع) شما بروید در این امامزادهها، حرمها، حرم امام رضا(ع) که دیگر بزرگتر از حرم امام رضا نداریم.@ شما نگاه کنید چقدر بانوان آقایان با صورت حرام میایند وارد حرم میشوند با صورت حرام هم خارج میشوند شما تصور کنید چقدر وحشتناک است یک خانمی میاید آرایش، بزک کرده اندام تحریککننده میاید تا جلوی در حرم آنجا یک چادری هم میاندازد که کار را بدتر میکند.@ بعد در حرم میرود یک عالم را آلوده میکند تا میرود و برمیگردد میبینی دهها و صدها زائر را آلوده میکند و برمیگردد دلش هم خوش است رفته یک زیارت رفته یک کار مستحبی کرده این جهالت ما را میرساند بعد هم فکر میکنیم که من وظیفهام همین بود که من بروم خودم را برسانم به آن دیوار آن دیوار را بوس کنم ضریح را بوس کنم و بیایم.@ فکر میکند این زیارت شد هیچ کس هم به کسی چیزی نمیگوید یک زیارت مستحبی میخواهد بکند به تعداد آدمهایی که آنجا هستند این دارد فعل حرام انجام میدهد مردش همینطور زنش هم همینطور.@ (یُلهَمُ بِهِ السُعَداء) میگوید آدمهای خوشبخت الهام میشود بروند دنبال دانش دنبال دانش دین، به یک نفر اگر گفتند برو دین یاد بگیر و این در دلش پذیرفت که برود مطالعات دینی بکند حالا برود طلبه بشود که دیگر خیلی عالیتر است.@ اگر یک کسی رفت طلبه بشود یعنی خدا نه برای سعادت فقط این را انتخاب کرده بلکه برای سعادتمند کردن خیلیها انتخابش کرده حالا بگذریم بعضیها لیاقت ندارند از این طلبگی خوب استفاده نمیکنند و طلبگی را ضایع میکنند به جای سعادت از همین طلبگی برای شقاوت استفاده میکنند برای دور شدن از خدا و دور کردن دیگران از خدا استفاده میکنند این واقعاً نهایت بیسلیقگی است.@ (یُلهَمُ بِهِ السُعَداء) آدمهای خوشبخت الهام میشوند که بروند دنبال علم، اصلاً علاقه میافتد در جانش که برود مطالعات دینی بکند علاقهمند میشود برود دنبال اینکه دین را یاد بگیرد با جلسات با اساتید با کتابها با چیزهایی آشنا بشود علاقه مطالعات دینی پیدا میکند این خیلی قیمت دارد ارزش دارد.@ (وَ یُحرَمُهُ أشقِیاء) محروم میشوند آدمهای بدبخت، آدمهای شقی اینها محروم میشوند از دانش دین، وقتی هم یاد نگرفت با حقیقت آسمانی خودش آشنا نیست با حقیقت الهی خودش انسانی خودش آشنا نیست و خودش را در حد یک حیوان میبیند که باید یک مدتی کاری بکند یک درسی بخواند یک دکتر و مهندسی بشود.@ یک کارمندی بشود یک کارگری بشود رئیسی بشود افسری بشود سربازی بشود درجهداری بشود رئیس جمهوری بشود نماینده مجلسی بشود استاندار بشود بیشتر از این در خودش نمیبیند خودش را اینقدر میبیند عشقش این است به اینجا رسید بعد فکر میکند خوب زندگی کرده خیلی خوب زندگی کرده حالا وقتش است که بمیرد.@ هیچ آمادگی برای حیات جاودانه برای تولد برای آخرت برای خودش ایجاد نمیکند محروم است و این خطرناک است این همه آدمهایی که دارند اینطوری از دنیا میروند تقصیر مبلغین است تقصیر الحقی که میدانستند.@ آن قاعدهای که گفتم باطل جایی رشد میکند که حق کوتاه آمده باشد این فراموش نشود اگر در دنیا الان خیلیها دارند میلیونها انسان میلیاردها انسان دین را نمیشناسند تقصیر ماست ما خوب عمل نکردیم ما کوتاهی کردیم ما ظلم کردیم در کشور خودمان اگر خیلیها دین را به معنای واقعی نمیشناسند ما کوتاهی کردیم جنایت آدم کشتن نیست.@ بیرحمی و قساوت این نیست که برود به ناموس مردم تجاوز بکند دزدی بکند از دیوار مردم بالا برود اینها کمترین قساوتها و بیرحمیهاست قساوت و بیرحمی یعنی اینکه آدم بداند یک نفر مسیر جاودانه دارد و نیازش را به او ندهد بداند یک انسان یک موجود جاودانه است.@ احتیاج به یک نیازی دارد برای آن حیات، جنایتی که یک مادری وقتی میخواهد باردار بشود بداند این بچه باید خوراک بخورد و به او ندهد بچهای که دوران شیرخوارگیاش است هفت سال اول هست هفت سال دوم هست این یک جنایت است که باید بدهد و خوارکش را به او نمیدهد تنبلی و کسالت دارد این یک جنایت میشود.@ شما همینطور که سینهات را در دهانش گذاشتی میگویی این بچه نیاز دارد شیر بخورد این مهمتر از شیر باید دانش میخورد باید چیزهای دیگر بخورد ما بیرحمیهایی میکنیم که اصلاً خودمان نمیدانیم بیرحمی هست الان یک مادر واکسن نزند میگویند ظالم است واکسن نزده.@ ولی اگر روح دینی را منتقل نکند واکسنهای اینطوری به بچه نزند هیچ کس نمیگوید که این ظلم کرده حالا شما این را در نظر داشته باشید تا اینجایی که من دارم میگویم تا اینجایی که یک کسی به بچهاش میگوید اصلاً نمیخواهد تو این حرفها را یاد بگیری ول کن نمیخواهد یاد بگیری مگر چی میشود اینها مگر مهم است.@ درست را بخوان زبان بخوان کامپیوتر بخوان اینها خیلی واجب است ما نباید بگذاریم افراد شقی بشوند ما باید مهربان باشیم پیغمبر(طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِ) بود یعنی طبش را با خودش اینطرف و آنطرف میبرد تا دیگران را مداوا بکند.@ یک مبلغ باید بتواند بدون هیچ چشمداشتی به عشق انسانیت مثل یک پزشک مهربانی که اینطرف و آنطرف میرود برایش فقط مهم است دیگران درد نکشند مریض نباشند اینطرف و آنطرف میرود مردم را مداوا میکند یک کسی که روح اینچنینی دارد یک روح مهربان یک روح پر عاطفهای دارد به بلندای ابدیت انسانها را میبیند دوستشان دارد عاشقشان هست.@ این به اسم رحمان و رحیم نزدیکتر است به الله نزدیکتر است لذا هیچ مهربانی بالاتر از مهربانیهای اینچنینی نیست مهربانی نوازش کردن پول دادن در آغوش کشیدن و بوسیدن نیست اینها چیزهای خیلی پیش پا افتاده است در مهربانی، مهربانی مهرورزی رحمت آموزش است.@ (الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ) از بس رحمت دارد قران را تعلیم میکند این خیلی مهم است یعنی محل آموزش رحمت است منشأ آموزش رحمت است مهربانی است لذا یک مبلغ خیلی گیر ندارد در چه شرائطی آموزش بدهد در اتوبوس هم نشسته در مترو نشسته در پارک نشسته چند نفر جمع هستند کار خودش را میکند در مهمانی کار خودش را انجام میدهد.@ نه باید یک کلاسی باشد همه نشسته باشند تخته باشد شرائط اینطوری باشد باید از من دعوت بکنند باید برای من راننده بفرستند من را ببرد و بیاورد اینقدر پول باید به من بدهند این دیگر مهربانی نیست این خشونت است. این را که از پیامبر(ص) هست(العالِمٌ بَینَ الجُهال کَالحَیِّ بَینَ الأموات) عالم بین جهال مثل زنده بین مردههاست.@ خیلی فرق دارد تفاوت را دقت کنید زنده بین مردهها، این میزان حیات را ما الان خیلی متوجه نمیشویم یک مقدار باید زحمت بکشیم درصد و درجه حیات را بفهمیم در آخرت معلوم میشود که میزان حیات یک عالم یعنی چی، یک عالم از حیات برخوردار است.@ یعنی چقدر جان دارد تا یک کسی که اصلاً نمیداند شما خودتان تصور کنید الان تصور کنید من برای اینکه به شما نزدیک کنم تصور کنید که سواد نداشته باشید الان، همین الان خودتان را اینطوری تصور کنید که انگار متوجه نمیشوید من چه میگویم و نمیتوانید بخوانید ببینید چطوری است همین که میتوانید بخوانید و بفهمید حیات دارد.@ چون حیات منشأ شعور است میزان حیات یک نفر به شعورش است چقدر حیات داریم آنقدر که میفهمیم آنقدر که شعور داریم و معرفت داریم حالا الان شما تصور کنید یک کسی نتواند بخواند من این کتاب را میبینم اما یک مشت خط میبینم نمیفهمم چه دارد میگوید پس این حیات را یک نفر ندارد حالا میگوید عالم اینطوری هست.@ امام صادق(ع) (إنَّ العُلَماءَ وَرَثَۀُ الأنبیاء) علما وارثان انبیاء هستند من چون واردش نمیتوانم بشوم این خیلی حرف دارد این(إنَّ العُلَماءَ وَرَثَۀُ الأنبیاء) متأسفانه هم خیلی کار رویش نشده چون مسئولیتش هم خیلی سنگین است و معمولاً واردش نمیشویم چون از پس این برنمیاییم بخواهیم این را توضیح بدهیم(إنَّ العُلَماءَ وَرَثَۀُ الأنبیاء) وارثان انبیاء هستند.@ وقتی میگوید وارثان انبیاء یعنی در همه چیز وارث هستند چون در روایت داریم اشد مردم از نظر سختی انبیاء هستند(ثُمَّ الأمثَلُ فَالأمثَل) سپس هر چقدر افراد شبیهتر به انبیاء هستند دردسرهایشان بیشتر است چون میخواهند به مقام انبیاء برسند در اصل تضاد یادتان نرفته که گفتیم هر چقدر شخص میدان تضاد بیشتری را طی میکند پختهتر و قویتر میشود.@ مثل کسی هست که در باشگاه زحمت بیشتری میکشد یک کسی دو ساعت در باشگاه تمرین میکند یک کسی چهار ساعت تمرین میکند، کدامشان قویتر میشوند؟ آن که چهار ساعت کار کرده یک کسی نیم ساعت مشق کار میکند یک کسی دو ساعت مشق کار میکند این دوتا خیلی فرق دارد این دوتا آدم با هم یکی نیستند.@ یک کسی که میخواهد جانشین پیغمبر بشود وارث پیغمبر بشود کسی که میخواهد(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) من میخواهم با شما باشم باید بلاکشیاش هم خوب باشد(ورثۀ الأنبیاء) یعنی انبیاء در تبلیغ ارهشان کردند در تبلیغ اکثر انبیاء را کشتند.@ جگرش را داری یا نه یا از این مبلغهای عافیتطلب خوشگذران میخواهی باشی که فحش نشوی تو را نزنند تکفیرت نکنند تفسیقت نکنند به تو توهین نکنند مورد تمسخر قرار نگیری سؤال از تو نکنند گیرت نیاندازند از تو انتقاد نکنند چون ما لوس و ننر و خودخواه و خودپرستیم تبلیغمان هم خودخواهانه است نه باید انتظار خیلی بلاها و سختیها باید داشته باشیم.@ انتظار خیلی دردسرها باید داشته باشید انتظار داشته باشید قَدرَت را ندانند انتظار داشته باشید دعوتت بکنند با آب و تاب هیچ کس هم سراغت نیاید من همین جدیداً برای خودم اتفاق افتاد یک جایی یک کسی آمد چند ماه مخ من را خورد که یک جلسه باید بیایید فلان جا همه احتیاج دارند خیلی مهم است.@ همه شرائط را هم ما فراهم میکنیم بیایید بروید باور میکنید وقتی بعد از مدتها من در رودربایستی و احساس ضرورت و اینها احتیاج دارند و اینها آدمهای خیلی مهمی هستند نزدیک یک سال من کلانجار رفتم تا بتوانم یک وقتی را باز بکنم و بروم.@ رفتم دیدم هیچ کس نیامده به من هم برنخورد چون امتحان الهی است اینطوری است دعوت میکنند یک نفر هم اتفاقاً نمیاید دعوت کردند مراسمی که ما به خاطر شما یک مراسم برقرار کردیم شما تشریف بیارید اینجا، بعد میبینی تنها چیزی که اصلاً اهمیت ندارد همین برنامه شماست.@ ما استاد داشتیم اینجا رفته به این میگویند ماشین بگیر بلند شو اینجا بیا دعوت کردند دعوت رسمی کردند در مؤسسه یک نهاد رسمی کشور دعوت کرده رسماً از مؤسسه که فلان استاد از مؤسسه یا ماشین بفرستیم یا ماشین بگیرد بیاید آنجا، هزینه هم با ما بیاید سخنرانی، استاد آنجا تشریف بردند بعد میبینند که هیچ کس نیست درها بسته است در یک شهر دیگر نه در تهران.@ بعد پیگیری کردند مسئولین را پیدا کردند میگوید آقا ببخشید جلسه لغو شده بود الان که همه نمیگویند لغو، همه میگویند کنسل، لغو بد است اگر بگویند جلسه لغو شد باید خارجی بگویی جلسه کنسل شده بود ما یادمان رفته بود به شما بگوییم کنسل شده یعنی اصلیترین کسی که باید خبر میدادند که استاد این جلسه تشریف نیارید.@ خودشان برای خودشان بریدند دوختند دعوت کردند همه کار کردند خودشان هم لغو کردند خودشان هم اطلاع ندادند حالا استاد ما اگر حلیم نباشد الحمد لله استاد ما بینظیر آنجا عمل کرد بیتوقع، بینظیر، آنجا پیامبرانه عمل کرد بیادعا، بینفسانیت، اشکال ندارد آقا من که چند ساعت کوبیدم اینجا آمدم.@ حالا آنها بیچارهها مانده بودند بنشینیم با هم یک گپی بزنیم صحبتی بکنیم راجع به مسائل کلی فرهنگی لااقل صحبت بکنیم نشستند خیلی زیبا جلسه را، نگذاشتند شیطان غلبه بکند حالا اگر یک کسی باشد فلان فلان شدهها من را مسخره کردید من را دعوت کردید با این همه کمبود وقت من را اینجا فرستادید، نه.@ من میگویم این قضیه برای خودم همین چند روز پیش اتفاق افتاد با یک هزینه سنگین وقت سنگین خیلی از من هزینه گرفت و وقت گرفت من بلند شدم آنجا رفتم از دویست نفر که بودند دو نفر آمده بودند آقا ببخشید ما اینطوری شده کلاس رسمی است.@ شما دقت کنید سخنرانی نبوده بگویند آزاد است هر کس دلش میخواهد بیاید کلاس رسمی است رسمیاش هم یک موقعهایی کسی بلند نمیشود بیاید آدم نباید ناراحت بشود(وَرَثَۀُ الأنبیاء) یعنی شما وارث انبیاء هستید در کتک خوردن در صبر در بلا در عبادت در گرسنگی در تشنگی در زهد در بیرغبتی به دنیا.@ وارث انبیاء یعنی همه چیز وارثیم در قدرتان را نشناختن در اینکه باید برای خدا کار بکنید در تنها کار کردن در تنهایی تحمل کردن در مسافرتهای سخت در سرما در گرما، در اخلاصتان در زحمت کشیدن و مهربانی کردن و جفا دیدن یک پیغمبر انرژیاش را از کجا میاورد چنین قدرتی را از کجا میاورد؟@ فقط میتواند از ارتباط خاص با خدا، اخلاص داشته باشد در کار تبلیغش، خدایا(إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) من برای تو دارم این کار را میکنم من عشقم تویی، طرف میخواهد برود کاندید مجلس و کاندید شورای شهر و کاندید ریاست جمهوری را تبلیغ بکند پول کوچکی هم به او میدهند.@ هزارتا ذلت را تحمل میکند یک کالای تجاری را میخواهد تبلیغ بکند هزارتا ذلت را تحمل میکند میخواهد یک کالای تجاری را تبلیغ بکند یک زن با شرافت جاودانهاش را بزک میکنند هزارتا نامحرم، باید برای هزارتا نامحرم عشوه بیاید که بخواهد یک چیزی یک کالایی را بفروشد یک مرد همینطور.@ آنوقت ما وقتی میخواهیم کالای خدا را متاع الهی را متاع آسمانی را متاع جاودانه انسانی را بخواهیم بفروشیم یک عالم ناز داریم یک عالم إن قلت داریم یک عالم عافیتطلبی داریم بیطاقتیم شرائط میگذاریم به کوچکترین بهانهای از زیر کار و مسئولیتمان فرار میکنیم.@ باید همه چیز با میل ما با سلیقه ما با خانه ما با بچهمان با خانوادهمان همه چیز هماهنگ باشد که ما بخواهیم افتخار بدهیم به خدا و دین خدا یک تبلیغ بخواهیم بکنیم یک حرفی بخواهی بزنیم از جیب خودمان که خرج نمیکنیم آنوقت میخواهیم همه چیز هم برایمان مفت در بیاید.@ یکی از علما میگفت من وقتی رفتم آفریقا دیدم یک دختر مسیحی از آمریکا آمده بود یک دختر آمریکایی جوان میگفت از آمریکا بلند شده بود شرائط آمریکا را ول کرده بود آمده بود در قبائل آفریقایی تک و تنها گفت تبلیغ میکرد برای خودش در آن قبیلهها برای خودش یک کپر درست کرده بود پول هم به اندازه کافی آورده بود.@ میگفت غذا درست میکرد به این آفریقاییهای بومی آنجا میداد برایشان مهربانی میکرد درس به آنها یاد میداد سواد به آنها یاد میداد یواش یواش همهشان را هم مسیحی میکرد چه عشقی در این دختر هست این مؤمن واقعی است از مسیحیت از دینش آن معنویتی را که فهمیده دوست دارد به بقیه تزریق بکند.@ بگذریم از آن مسیونرها و جاسوسانشان بگذریم خیلیها با اخلاص دارد این کار را انجام میدهند فکر میکنند با تلاش، ما نه، (ورثۀ الأنبیاء) را دقت کنید یعنی چی، (ورثۀ الأنبیاء) یعنی باید مثل انبیاء جان بکَنیم تا پای کشته شدن قربت، مظلومیت، تبعید شدن، مسخره شدن، توهین شدن، در راه دین خدا حاضر باشید جلو بروید.@ عافیتطلبی ممنوع، راحتطلبی ممنوع، ما الان چقدر مبلغهای اشرافی داریم اینقدر الان در حاج خانمهای مبلغ اینقدر از این مبلغهای اشرافی داریم که نگو از اینها هستند که اگر بخواهد دماغشان بیاید باید یک کسی دستمال بگیرد جلوی دماغ اولیاحضرت با یک تشریفاتی باید بیایند ببرند با یک تشریفاتی باید عروس خانم را بیاورند از یک عروس نازش بیشتر است.@ آقایان هم داریم الان اینطوری هستند مداحانی هم داریم الان همینطوری هستند چون میخواهد یک مداحی بکند چون میخواهد یک سخنرانی بکند چون میخواهد یک کلاس برود چون میخواهد حالا یک صحبتی بکند برای همین هم از این چیزی در نمیاید.@ انبیاء مردمی بودند مردم را دوست داشتند با مردم میجوشیدند اصلاً فاصلهای بین خودشان و مردم نبود در دسترس بودند یکجا مینشستند با همه یکجا بودند میگوید امام رضا(ع) پدرم غذا نمیخورد مگر اینکه کارگر اسطبلش هم باید سر سفره مینشست تا حضرت شروع میکرد غذایش را میخورد با همه مثل همه همان چیزی که همه میخورند همان چیزی که همه دارند همان سبکی که همه دارند.@ (ورثۀ الأنبیاء) کار دارد(یُحِبُّهُم أهلُ السَّماء) آسمانیها دوستشان دارند من یک خواهشی از شما دارم یکذره روی این کلمه فکر بکنید چون در دعای زیارت امین الله هم داریم خدایا(اجعلنی محبوبۀ فی أرضک و سمائک) آدم مزه محبوبیت در آسمان زیر دندانش بیاید.@ سعی کنید این زیر دندانتان بیاید لااقل با آن عشقبازی کنید یکذره با آن خیالبافی بکنید که اهل آسمان شما را دوست داشته باشند یعنی چی، دلشان برای شما تنگ بشود یعنی چی، به شما سر بزنند یعنی چی، در خوابتان بیایند یعنی چی، صدایتان کنند یعنی چی، بیشتر از زمینیها دوستتان داشته باشند یعنی چی، بیشتر از زمینیها دل نگرانتان باشند یعنی چی.@ یکذره روی این کار بکنید این خیلی قدرت میدهد بمب اتمی هست خیلی سرعت میدهد این یعنی چی، ما با قساوت رد میشویم علما ورثه انبیاء هستند اهل آسمان اینها را دوست دارند تمام شد، وقتی حضرت میگوید اهل آسمان اینها را دوست دارند.@ برای یک کسی که زنده است شعور دارد خیلی قلقلک میاورد اگر ما قلقلکمان نمیاید یعنی که هنوز این بخشهای ما فعال نشده ما نمیفهمیم آسمان یعنی چی محبوبیت در آسمان یعنی چی، رضایت آسمان یعنی چی، هماهنگی فرشتهها و آسمان با آدم یعنی چی، هماهنگی امام زمان یعنی چی.@ ما هنوز به قیمت این پی نبردیم که من در آسمان چه جایگاهی دارم من برای آسمانیها چه قیمتی دارم چه معنایی دارم(وَ یَستَغفِرُ لَهُمُ الحیطانُ فی البَحر إذا ماتُوا إلی یوم القیامۀ) ماهیهایی که در آب هستند اینکه میگوید(یحبهم أهل السماء) همه فرشتهها این استغفار را برایش دارند فرشتههای آسمان و اهل آسمان برای این دائماً استغفار دارند.@ چقدر قیمت دارد کار علم، چقدر خدا دوست دارد بشر هدایت بشود چقدر سرمایهگذاری کرده خدا چقدر هزینه کرده از بس دینآموزی یادگیری دین آشنایی با دین اهمیت دارد چون از آن تنها باطنی هست که ظهورش عرفان و اطاعت خدا عبادت خدا میشود.@ تنها باطنی هم هست که آن را میتواند ایجاد بکند هیچ باطن دیگری نمیتواند این را ایجاد بکند لذا خدا برای این امر مهم این همه هزینه میکند(یحبهم أهل السماء) ماهیهای در دریا برایش استغفار میکنند ای کاش ما یک زمانی ما بفهمیم ماهیها استغفار میکنند برای عالم یعنی چی، ماهی چه ربطی دارد به این داستان.@ یعنی چی ماهیهای در دریا استغفار میکنند برای عالم (إذا ماتوا) موقعی که عالمان، علما میمیرند(إلی یوم القیامۀ) این باید اثر داشته باشد حالا آنها استغفار میکنند اثرش چیست؟ استغفار اثرش چیست؟ آنها استغفار میکنند بالأخره آنها معصوم هستند و مستجاب الدعوه هستند.@ ماهیها هم بالأخره معصوم هستند دعا میکنند استغفار میکنند برای یک عالمی که دارد برای دین زحمت میکشد این یعنی چی، ما از کنار این حرف خیلی ساده رد میشویم انشاء الله برزخ برویم به امید خدا یک وقتی را برزخ بگذاریم در برزخ بپرسیم واقعاً، خیلی از کارهای ما برای برزخ میماند برای اینجا فرصت نیست.@ انشاء الله یک جلسه تبلیغ هم برزخ بگذاریم بنشینیم آنجا برزخ بعد از اینکه انشاء الله همه ما آنجا منتقل شدیم یک جلسه همدیگر را ببینیم آنجا بپرسیم از کسانی که بلد هستند به ما بگویید این ماهیها استغفار میکردند یعنی چی.@ یعنی چطوری استغفار میکردند برای ما این ماهیها، میخواهیم ماهیت استغفار ماهی و تأثیرش را الان در برزخ خودمان ببینیم یعنی چی، بالأخره باید ببینیم اینها را باید بدانیم چقدر هم لذت دارد آدم بنشیند در برزخ این مسائل را بفهمد و به آنها شهود بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@