جلسه 015 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
9
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از صفحه 32 میخوانیم سطر اول درباره موعظه که فرمودند اصطلاح وعظ و موعظه چندان از فضای لغوی آن دور نیست این واژه در اصطلاح بازگو کردن مطالب اخلاقی و دینی و بیان ثواب و عقاب کارها و نیز آخرت است تا افراد از آنها پند گرفته و دست از کجروی و زشتی بردارند.@ این واژه منحصراً در امور دینی و اخلاقی کاربرد دارد به خلاف تبلیغ که در عرصههای سیاسی و اقتصادی کاربرد بیشتر دارد و نیز بر خلاف دعوت که در عرصههای اجتماعی و گفتگوهای عمومی در زبان فارسی به فراوانی استعمال میشود.@ نکتهای که در موعظه هست در اینجا این هست که شخصی که میخواهد موعظه بکند چون جنس موعظه از بیان آخرت هست یادآوری آخرت ثواب و عقاب هست به یک تخلق بیشتری نیاز هست در موعظه واعظ که حالا کسی که میخواهد موعظه بکند به معنای حقیقی کلمه نه به معنای اصطلاحی و مشهور.@ میگویند فلانی واعظ است اصلاً از قدیم هم میگفتند یک واعظ دعوت بکنیم یعنی موعظهگر دعوت بکنیم نمیگفتند سخنران دعوت بکنیم میگفتند واعظ دعوت بکنیم بیاید و این کلمه دهها سال حکومت کرده در ادبیات تبلیغ دینی ما کسی که میخواهد موعظه بکند.@ در تبلیغ شما با فکر و ذهن کار دارید اما در موعظه با یک بخشی درونیتر کار دارید در تبلیغ شما میخواهید ذهن شخص را فکر شخص را متوجه یک مسئله بکنید و چه بسا عمیق هم نباشد شاید در تبلیغات یک تأثیرگذاری سطحی برای ایجاد یک تصمیم فوری کافی باشد.@ یعنی ما بگونهای تبلیغ بکنیم که شخص تحت تأثیر قرار بگیرد یک جنسی را بخرد یک تصمیمی بگیرد به یک نفر رأی بدهد چه بسا بعداً خودش هم از این رأی دادنش پشیمان بشود عمیق نیست اما شما در وعظ با یک لایه پایینتر از ذهن و فکر سروکار دارید و با قلب سروکار دارد.@ واعظ میخواهد شخص را موعظه بکند به طوری که در قلب او اثر بگذارد و شخص همانطور که در جمله نوشته دست از کجروی و زشتی بردارد و این نشان میدهد که واعظ باید از یک قدرت بیشتری برخوردار باشد یعنی انس به آخرت داشته باشد آگاهی به آخرت داشته باشد آخرتشناس باشد.@ ثوابها و عقابها را بداند با اندازهها و ریاضیات اعمال و اخلاق آشنایی داشته باشد جهنم اعمال را بشناسد جهنم اخلاق را بشناسد بهشت اعمال را بشناسد بهشت اخلاق را بشناسد اندازهها و حدود در دستش باشد وقتی میخواهد موعظه بکند این کار عمیقتری میخواهد.@ یک موعظهای که قرار است یک کسی موعظه بکند و اثر بگذارد در دل دیگران این حتماً دارایی بیشتری لازم دارد باید با مقوله آخرت آشنا باشد لذا اگر هم همینطوری گفته بشود تأثیری نخواهد گذاشت این نشان میدهد که شخص موعظهگر باید تخلق بیشتری داشته باشد خودش تا کلامش نافذ باشد.@ خودش با آخرت انس بیشتری داشته باشد و با ثواب و عقاب انسی داشته باشد اهل خشیت باشد تا بتواند این کار را انجام بدهد در تبلیغ یک عالم هم میتواند تبلیغ بکند اما در وعظ اینطور نیست در وعظ چون شما میخواهید بترسانید و میخواهید تشویق بکنید.@ اگر میخواهید تشویق بکنید باید شوق در دل خودتان باشد(شَوِّقوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) حضرت فرمود اشتیاق ایجاد کنید در خودتان به نعمتهای بهشتی و وقتی هم که میخواهد موعظه بکند بترساند باید خودش خشیت داشته باشد.@ اگر در خودش خشیت نباشد نمیتواند ترسی را ایجاد بکند در دل مردم و آن موعظه مؤثر را انجام بدهد به هر حال وعظ و موعظه یک لایه قویتر مؤثرتر و قدرتمندتر هست شاید اگر بخواهیم یک مسئله دقیقی را ذکر بکنیم در رابطه با فرق بین تبلیغ با وعظ این هست که تبلیغ یک مقدمه هست برای اینکه به یک وعظ ما برسیم.@ یعنی در بُعد سازندگی و اخلاقش را دارم میگویم من با جهات اجتماعی اقتصادی سیاسی کاری ندارم در بُعد اخلاقی وقتی میگوییم اخلاق یعنی همه مسائل اجتماعی سیاسی را در بر میگیرد شما وقتی دارید یک نفر را موعظه میکنید که گران نفروشد احتکار نکند کمفروشی نکند برو در بُعد اقتصادی در بحث تجارت عام کلی وقتی دارید کلام صحبت میکنید دارید وعظ میکنید اما این تأثیرگذار هست.@ یا در مسائل سیاسی اگر یک کسی دارد موعظه میکند میترساند مردم را از موضعگیریهای غلط از طرفداری از طاغوت از تشویق طاغوت وقتی دارد موعظه میکند این بحث سیاسی است اما غیر از تبلیغات بازرگانی تبلیغات سیاسی تبلیغات اجتماعی است.@ اگر بخواهد یک شخص از زشتی بازداشته بشود به خیر قدرت پیدا بکند واعظ در لایههای ذهنی نه در لایههای قلبی طرف مقابلش نفوذ میکند آنجایی که تصمیمگیرنده هست من یک نکته به شما بگویم که این را البته در بحث انسانشناسی چون حالا میخواهیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) را تمام بکنیم ما هنوز شروع نکردیم برای شما بحث خود نفس را.@ کارکرد نفس را کاربردهای نفس را قوای نفس را اینها را هنوز باز نکردیم من یک نکته به شما بگویم این خیلی دقیق است فقط فعلاً یادداشت بکنید چون خیلی مهم است بعد باید در جایگاه خودش در موردش صحبت بکنیم.@ ذهن حواس پنجگانه ذهن خیال وهم و عقل هیچ کدام تصمیمگیرنده نیستند همه ابزار و آلات هستند آن که تصمیم میگیرد دل هست که تصمیم میگیرد لذا در موعظه این که تبلیغ خیلی وقتها اثر نمیگذارد تبلیغ پیغمبر خیلی وقتها اثر نمیگذاشت چون قرآن میفرمود اینها(فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) این قلبش مرض است ذهنش که قانع بود.@ (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا) ببینید اینها با اینکه یقین داشتند یعنی ذهنشان قانع شده بود عقلشان قانع شده بود به خاطر دعوت پیغمبر معجزات پیغمبر خودشان مطمئن بودند در کتابهای تاریخیشان هم علمای بنیاسرائیل و علمای یهود و نصاری همه میدانستند حق با پیغمبر است چون منتظرش بودند جلوتر از بقیه اقوام منتظر پیغمبر بودند.@ از بچگی پیغمبر را شناسایی کردند(فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ) وقتی که آن چیزی که چیزی آمد و کسی آمد که میشناختنش به آن کفران ورزیدند میدانستند پیغمبر است و به او کفران ورزیدند.@ ببینید اینها ذهنهایشان قانع بود در این که این پیغمبر هست هیچ شکی نداشتند یقین صددرصد مسلم داشتند که این پیغمبر است مشکل در دل است دل نمیتواند تصمیم بگیرد آلودگی دل عقل را کنار میزند و اجازه تصمیم گرفتن و اجازه عمل نمیدهد شما اگر یک کسی بخواهد موعظهاش اثر بگذارد برای همین شما در تبلیغ وظیفه عام دارید که تبلیغ بکنید.@ ولی در امر به معروف و نهی از منکر فرقش چیست که حالا بعداً میرسیم در امر به معروف و نهی از منکر شما با بحث عمل شخص کار دارید میخواهید یک عمل را دستور بدهید که شخص انجام بدهد و یک عمل را بگویید نکند امر به معروف بکنید و نهی از منکر بکنید.@ لذا شرط هست که اگر احتمال اثر میدهی این کار را بکن یعنی اگر میدانی واقعاً تأثیرگذار هست در تبلیغ این نیست در تبلیغ شما باید بروید بذرپاشیتان را بکنید اعم از اینکه احتمال اثر بدهید یا ندهید باید کارتان را انجام بدهید باید دانتان را بپاشید بذرتان را بپاشید اتمام حجت حداقل باید شده باشد.@ پس فرقها را دقت کنید که ما در وعظ امر به معروف و دعوت و تبلیغ این ظرافتها را به آن توجه بکنیم آن که در اسلام خیلی تأکید روی آن شده این هست که خشیت کار دل هست یعنی یک دل پاک اهل خشیت هست.@ (إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) فقط بندگان عالم به خشیت میافتند ما عالم زیاد داریم خیلی عالم داریم در حوزهها پر از عالم هستند در دانشگاهها پر از عالم هستند خارج از حوزه و دانشگاه کسانی هستند که اهل مطالعه هستند عالم هستند اما اینطور نیست که به این معنا که اگر یک کسی عالم بود اهل خشیت هم باشد چرا؟@ چرا اگر کسی عالم بود لزوماً اهل خشیت و تقوا نیست؟ ببینید قرآن قیدش را خیلی زیبا دارد میگوید قید عبودیت کنارش دارد(مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ) (وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدَهُ وَ رَسولُه) عبودیت مهمتر است یا رسالت؟ عبودیت، رسالت یک بخشی یک میوهای از عبودیت هست.@ اگر کسی عبد شد به وحی هم میرسد اینطور نیست که وحی هم اختصاص به پیغمبر داشته باشد وحی تشریعی فقط و فقط اختصاص به پیغمبر دارد اگر کسی بعد از پیغمبر ادعا بکند که به من وحی شده به این معنا که باید به مردم چیزی را ابلاغ بکنم این کافر هست.@ اما وحی شخصی وحیهای دیگر الا ماشاء الله تا قیامت درش باز است قرآن میگوید ما به زنبور عسل وحی میکنیم به مادر موسی وحی میکنیم وحی میشود تابع عبودیت هست پس ببینید تأثیرگذاری یک شخص در افکار اذهان دلها به این هست که چقدر خودش اهل عبودیت هست اهل خشیت هست.@ اگر این اهل خشیت شد موعظه وقتی میکند موعظهاش هم در دلها مؤثر واقع میشود در دلهای مستعد البته اثربخش هست این حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند کلی نیست حرفی که از دل بر آید لاجرم بر دل مستعد مینشیند.@ پیغمبر همه حرفهایش ائمه همه حرفهایشان همه از دل بوده علما خیلیهایشان حرفهای از دل میزدند مراجع عظام از دل سخن میگفتند اما در طول تاریخ شما میبینید که کمتر اجابت شده نسبت به اینها.@ پس اینطور نیست که اگر حرفی از دل آمد حتماً هم در دل بنشیند بسته به این است که آن دل آماده باشد یا نباشد مثل نور خورشید است بسته به این است که کجا بخورد مثل آب است مثل باران است بسته به این است که به کجا برسد به گلستان یا به مزبله به کجا؟@ در وعظ عبودیت مهم است عبودیت اگر نبود ترس هم وجود ندارد خشیت هم وجود ندارد من خواهش میکنم به این نکته توجه بکنید چون نمیتوانم راجع به این بیشتر از این توضیح بدهم اینکه ما اگر بخواهیم واقعاً چون بعداً میرسیم که تبلیغ وعظ هم دارد شما باید وعظ هم بکنید برای مردم.@ تبلیغ، دعوت، وعظ، تبلیغ امر به معروف نهی از منکر همه اینها در تبلیغ امروز هست اگر یک کسی خودش عاشق آخرت نشده باشد شوق آخرت نداشته باشد شوق برزخ نداشته باشد شوق بهشت شوق خدا شوق ماوراء طبیعت نداشته باشد این اصلاً تبلیغ موفقی نخواهد داشت موعظهاش هم بیهوده است.@ نه مادر خوبی میتواند باشد در تربیت نه پدر خوبی میتواند باشد در تربیت نه آدم موفقی در کار فرهنگی میشود این باید در دل ما بیفتد اطلاعات کافی نیست اگر کسی گفت با اطلاعات میتوانیم کاری بکنیم نه اینطوری نیست شخص به میزان عبودیتش در دلش خشیت میافتد.@ لذا یک چیزی که من همیشه وقتی میخوانم خیلی کاشکی میشد بگویم چطوری به توان بینهایت خیلی خجالت میکشم وقتی به این آیه میرسم که قرآن میفرماید که بعضی از آدمها قیمتشان از سنگ هم پایینتر است من همیشه میزنم در سر خودم.@ یعنی میفرماید که چرا بعضیها از سنگ(قُلُوبُکُم) چرا قلبهای شما از سنگ پایینتر است میفرماید(وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) بعضی از سنگها وقتی اسم خدا را میشنوند از شدت خشیت خدا فرو میریزند به هبوط میافتند ما این دل سنگمان با شنیدن اسم خدا آخرت اهل بیت معاد عذاب الهی نعمتهای الهی فرونمیریزد.@ همانطوری ایستاده خوش به حال کسی که وقتی به اینها آشنا میشود بریزد پایین آن مقاومتها لجبازیها عنادها پوست کلفتیهایش اینها بریزد پایین با شنیدن اسم خدا با آخرت لذا یک مبلغ باید خیلی دقت بکند که باید روی خودش کار بکند که به عبودیت بیفتد به اطاعت بیفتد.@ در حیطه اطلاعات خودش آنچه را که میفهمد واقعاً عمل بکند(آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ) پیامبر به آنچه که به او نازل شده ایمان آورده ما هم باید آن چیزی را که میخواهیم تبلیغ بکنیم یا به ما نازل شده از طرف خداوند به وسیله پیغمبر باور کنیم ایمان آورده ایمان غیر از اطلاعات است.@ گفتم ایمان مثل کاری است که مردهشور انجام میدهد اطلاعات مثل کاری هست که ما انجام میدهیم مردهشور راحت با مرده ارتباط برقرار میکند چون ایمان دارد که او کاری ندارد ولی ما میترسیم از او چون فقط اطلاعات داریم.@ این واژه تنها در دایره دین و زمینههای اخلاق بکار میرود در موعظه واعظ با بکارگیری روشها و نیز استفاده از داستانها و قضایای تاریخی و طرح مسائل اخلاقی با بهرهگیری از اطلاعاتی عاقبتاندیشانه دینی مخاطب خویش را به معنویت و ارزشهای دینی و انسانی فرامیخواند و به این طریق میکوشد تا انحرافات را از او بزداید و او را به راه صحیح زندگی بکشاند.@ اصرار واعظ بر اخلاق و معنویت به موعظه رنگ و لعاب معنوی میبخشد و همین دیگر وجه تمایز آن با تبلیغ است در زبان فارسی و محاورات عمومی از موعظه و تبلیغ گاه معنای واحدی برداشت میکنند و بین این دو تفاوتی نمیگذارند زیرا مبلغ دینی در انجام وظیفه خویش گستردهتر از تبلیغ عمل میکند.@ و به تعبیر دیگر برای تبلیغ دین از عنصر پند و موعظه نیز بهره میگیرد و گاه یک گفتار تبلیغی آکنده از وعظ و اندرز است و شاید بتوان در یک نگاه جامع وظیفه مبلغ دینی را به واقع به حوزه وعظ تسری داد.@ چرا که مبلغ دین بر آن است تا با استفاده از فرصتهای پیش رو و ظرفیتهای موجود و با بهرهگیری از دانشهای دینی و اطلاعات اسلامی مخاطبان خویش را به سوی دیانت اصیل و حقیقت اسلامی که به گمان خویش وضعیت مطلوب است بکشاند.@ بیتردید موقعی که دلها نرم و زمینه اخلاقی فراهمتر باشد امکان چنین فراخوانی بیشتر حاصل میشود از اینرو مبلغ دینی با بهرهگیری از وعظ و موعظه به عنوان یک ابراز به تبلیغ دین دست میزند هر چند خود ممکن است به تفاوت آن دو آگاه باشد.@ ببینید در اجتماع میزان پاکی افراد به میزان تأثیر وعظهاست یعنی تبلیغ زمینهسازی میکند اما وعظ به عمل و دارایی وادار میکند تبلیغ داناییها را تقویت میکند و وعظ داراییها را تبلیغ میکند.@ این که شما فکر میکنید این خانمهایی که بیحجاب هستند بدحجاب هستند آقایانی که دارند فساد میکنند کسی که دارد دزدی میکند رشوه میکند فسادهای اقتصادی که دارد اتفاق میافتد طلاقهایی که دارد اتفاق میافتد بیتقواییهایی که در روابط زن و شوهر وجود دارد.@ این عوامل بیستگانهای که مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در سفرشان به خراسان گفتند که معضلات کشور ماست رشوه مثلاً زیاد است فکر نکنیم که هیچ کس نمیداند رشوه بد است پارتیبازی بد است بدحجابی و بیحجابی شاید فکر میکنیم نمیدانند، نه.@ اما آنچه که باید روی اینها تأثیرگذار باشد در قلب اینها اثر بگذارد آن موعظههاست داراییهایی که به قلب رسیده و باور شده اگر بخواهیم معدل بگیریم از تخلق مردم به دین اخلاق و معنویت باید ببینیم که چقدر در قلب اینها نفوذ پیدا کرده نه چقدر میدانند تبلیغ یک وظیفه عام و واجب و اولیه است باید تبلیغ بشود.@ اما به میزانی از این تبلیغ بهره میبرند مردم که این تبلیغ به قلبشان بنشیند یعنی فقط در حیطه ذهن نباشد در قلبشان نفوذ کرده باشد اینجاست که ما به عنصر موعظه فوقالعاده احتیاج داریم و اینجاست که میفهمیم چرا استعمار روانشناسان جدید از طریق رسانهها تنفر شدیدی از موعظه ایجاد کردند در دل مردم.@ و اصلاً یک اصل عام کردند در روابط اجتماعی که من را موعظه نکن من از موعظه بدم میاید حتی سخنران ما میگوید من قصد موعظه ندارم یا کسی که میخواهد یک نفر را با او صحبت بکند امر به معروف و نهی از منکر بکند اول باید این کلمه را انکار بکند تا بعد طرف مقابل حاضر باشد حرفهایش را بشنود.@ من نمیخواهم تو را موعظه بکنم و این یعنی چی؟ یعنی دیگر اطلاعات بدرد نمیخورد شما هر چقدر اطلاعات دینی بریزی در ذهن مردم تأثیرگذار نیست و این که مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در مورد تبلیغ سنتی تأکید دارند این است در تبلیغ سنتی عنصر وعظ خیلی تأثیرگذار هست موعظه، ترساندن، تشویق.@ قرآن میفرماید(وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً) گاهی وقتها نذیر میگوید عنصر ترسانندگی خیلی مهم است بسیاری از افراد که معصیت نمیکنند پاک ماندند به خاطر ترس هست ترس در آنها اثر دارد حرمتها در آنها اثر دارد.@ بعضیها ببینید ماه رمضان میترسد ماه رمضان روزه میگیرد نماز میخواند یک کسی که بدکاره است اهل فساد محرم حیا میکند پرهیز میکند ماه رمضان میترسد از این که این کار را انجام بدهد این ترس خیلی عامل خیلی خوبی هست و باید باشد در جامعه.@ اما ما در عنصر تبلیغمان عنصر تبشیر ضعیف است و عنصر تنذیر هم ضعیف است یعنی از بهشت گفته نمیشود از جهنم هم گفته نمیشود شما در آیات قرآن که نگاه بکنید آیات الهی چقدر راجع به جهنم صحبت میکند چقدر راجع به بهشت صحبت میکند و چقدر هم راجع به فوق بهشت راجع به خود الله عشق به الله محبت الله سخن میگوید.@ پس همه اینها در عنصر تبلیغ باید باشد این نشان میدهد که مبلغ چقدر باید خودش را قوی بکند چقدر باید تخلق داشته باشد چقدر باید در خودش تحول ایجاد بکند چقدر باید خلوت داشته باشد چقدر باید تمرین داشته باشد تا یک کار قدرتمندی را بتواند ارائه بدهد.@ به هر حال اگر ما خودخواهی هم بکنیم در تبلیغ سودگرا هم باشیم باید به عنصر کیفیت اهمیت بدهیم فکر کنید الان این کلاس تبلیغ دینی نیست اینجا شما یک مشت آدمهای پولداری هستید که آمدید یک دوره کلاس مدیریت بازرگانی را طی بکنید.@ میخواهید جنسهایتان را در فروشگاههایتان صاحب کارخانههایی هستید صاحب مغازههایی هستید شرکتهایی هستید میخواهید جنس خودتان را تبلیغ بکنید الان مهمترین چیزی که باید به شما گفته بشود چیست؟ این که شما چطوری جنستان را به مردم ارائه بدهید و مردم شیفته این جنس بشوند.@ اولین مسئله که خیلی مهم است این هست که انسان اگر بخواهد بزن دررویی کار بکند این دوام ندارد شما در اتومبیل در تلفن همراه در فرش در خوارکیها ببینید آنهایی که همیشه به کیفیت اهمیت دادند همیشه بازارشان داغ است همیشه مردم مشتری آنها هستند.@ این کبابش بهتر است این برنجش بهتر است این اتومبیلش مدلش قویتر هست بهتر از شرکتهای دیگر اتومبیل میسازد گاهی وقتها یک اتومبیل در یک شرکت با یک اتومبیل در یک شرکت دیگر چند برابر تفاوت قیمت دارد در بازار هم میگویند این جنس دوتاش یکی هست.@ نگاه کنید این پرده این ماشین لباسشویی اینها یکی است موتورشان یکی است اصلاً موتورشان یکی است ظاهرشان یکی است اما کار کجاست شما یک جا میگویی این کار اصل فلان کشور است این مونتاژ فلان جاست پس کیفیت خیلی مهم است.@ در تبلیغ شما در تجارت آخرتی میخواهید شرکت بکنید به معنای حقیقی میخواهید روز قیامت به عنوان یک امت محشور بشوید میخواهید جزء ثروتمندان و اشراف قیامت محشور بشوید و حیطه تأثیرگذاری خودتان را افزایش بدهید.@ یعنی میخواهید در اخلاق اعمال عبادات مردم در هدایت مردم سهیم باشید شما میخواهید از خداوند اسم هادی را بگیرید اسم هادی به هر کسی داده نمیشود شما میخواهید اسم هادی را داشته باشید مظهر اسم شریف هادی بشوید حالا وقتی میخواهیم این کار را بکنیم این اسم شوخی نیست.@ اگر یک کسی خداوند به او اسم هادی را داد اگر خداوند تأیید کرد که این هادی است قطعاً معنایش این هست که این روز قیامت جزء اشراف محشور میشود جزء ثروتمندان بهشت بالانشینهای بهشت محشور میشود.@ این به عنوان یک آدم عادی نیست که مثلاً به ضرب و زور این که حالا گناهانش اینطوری شده ثوابهایش اینقدر شده حالا یک دو نمره به او ارفاق بدهیم برود در بهشت یک مدت جهنم باشد بعد برود در بهشت یک جایی جایش بدهند، نه.@ این از آنهایی هست که هم در دنیا و هم در آخرت به عشق الله چون اسم هادی را گرفته اسم رئوف را دارد اسم رحمان را دارد اسم رحیم را دارد این در دنیا هم که هست آخرتسازی میکند برای خیلیها نه فقط برای خودش.@ در بحث احسان عرض کردیم این جزء آنهایی هست که وقتی وارد قیامت میشود میایستد آنجا و به خداوند میگوید هر کس گیر دارد از من بردار به او بده گیرش برطرف بشود او کسی هست که روز قیامت میایستد و هزینه میکند و شفاعت میکند اینطور نیست که گیر باشد.@ آیه قرآن است که دارم میگویم و حدیث است روایت است به عالم میگوید هر چقدر درس دادی این شاگردهایت هر کس بودند بایست و شفاعت بکن آثار خیلی مهم است یک کسی که میخواهد کار تبلیغ بکند یعنی میخواهد در عظیمترین تجارتی که یک انسان میتواند انجام بدهد آن هم به بلندای جاودانگی و ابدیت سهیم باشد.@ شما طمعتان رغبتتان بیشتر از یک مشت سرمایهدار و کارخانهدار و تاجر صاحبان کارتلهای اقتصادی هست که اینجا نشستید اگر بفهمد انسان دارد چکار میکند اگر خودش آخرتش را باور کرده باشد متوجه میشود که تبلیغ کاری در روی زمین به عظمت تبلیغ وجود ندارد کاری در روی زمین به عظمت تبلیغ دین خدا متدین کردن مردم احیاء انسانها وجود ندارد.@ نص قرآن من(اَحیا نَفساً فَکَأَنَّما اَحیَا النّاسَ جَمیعاً) همه مردم را هدایت کردی این تجارت کجا شما میتوانید پیدا بکنید در ریاضیات ثواب در ریاضیات عقاب بروید همه آیات را نگاه بکنید روایات را هم بگذارید کنار هم هیچ کجا شما ندارید که یک کسی اینطوری ثواب ببرد اینطوری ثروتمند بشود باید برایش هم زحمت کشیده بشود.@ اگر قرار است ما سهیم باشیم باید کیفیت کارمان بالا برود این مقوله غیر مخلصانهاش را عرض کردم، غیر مخلصانه یعنی چی؟ یعنی من یک آدم خودخواهی هستم یک خدایی هست یک تشکیلاتی راه انداخته در این تشکیلات من میخواهم سهم بیشتری داشته باشم.@ این تشکیلات را باور کردم میخواهم سهم داشته باشم حالا تلاش میکنم کیفیت بازار خودم را بالا میبرم و سهام آخرت با اخلاص هم کار میکنم برای دنیا کار نمیکنم برای آخرتم دارم کار میکنم اما بالاخره آخرت است.@ از این بالاتر هم وجود دارد یک کسی هم هست که شما نگاه کنید یک زن وقتی عاشق شوهرش هست یک مرد وقتی عاشق همسرش هست عاشق بچههایش هست یک بچه وقتی که دلداده پدر مادر هست جز وظیفه عشقی و عاطفی خودش چیزی از پدر مادر نمیخواهد مردی از همسرش چیزی نمیخواهد زنی از همسرش چیزی نمیخواهد.@ او میگوید من فقط چون تو را دوست دارم همه وجودم را پای تو میریزم مرد مودت زن را دارد تا آخر عمر زن مودت مرد را دارد تا آخر عمر بچهها مودت پدر مادر را دارند برای کار خاصی نمیکنند میگویند این اقتضای یک عشق اقتضای یک رابطه عاطفی این هست.@ یک کسی وقتی خودش را عضو همانطور که حضرت فرمود خودش را از آل محمد(ع) میداند این اصلاً دنبال ثواب و اینکه حالا تجارت و من حداقلش را گفتم تجارت و آخرت که در خود قرآن هم آمده در روایت آمده در تشویقها آمده در احادیثی هم که میخوانیم و خواندیم هست.@ خودخواهانهاش نگاه کنی آن است اما اگر عاشقانهاش نگاه بکنی که اگر مودتی نسبت به اهل بیت(ع) باشد انسان میداند امام زمان چقدر قلبش میسوزد آتش میگیرد از این که بچههایش ایتامش نمیتوانند خودشان را به امام زمان برسانند یک مبلغ یک مبلغ عاشق یک مبلغ دلسوخته دلسوخته مولای خودش دلسوخته امام خودش هست.@ از اینکه میبیند پدرش مادرش فاطمه زهرا از این امر رنج میکشند برایشان مهم هست همه را خواهر برادرهای خودش میداند و نه به تقاضای چیزی نه به طمع چیزی فقط به وظیفه عشق به وظیفه دوست داشتن خودش عمل میکند و تلاش میکند افراد را آشتی بدهد با خانواده آسمانی خودش.@ چون عاشق انسانهاست اصلاً این چون خودش رحمان و رحیم شده عاشق انسانهاست و میخواهد هر انسان را با جاودانگی خودش با ابدیت خودش آشنا بکند یک مبلغ رحیم یک مبلغ حقیقی او از حتی این ثوابها و پاداشها گذشته او چون خودش رحمان و رحیم است تحمل جهنم رفتن کسی را ندارد.@ همه افراد را با بهشت میخواهد بهشت را برای همه افراد میخواهد بالاترین درجات را برای انسانها میخواهد هر جا خودش باشد دیگران را میخواهد هر جا خودش میخواهد برسد میخواهد بقیه هم به همانجا برسند به هر مقامی که خودش رشد میکند دوست دارد بقیه هم به آن مقام رشد پیدا بکنند.@ او از این که دیگران حتی از خودش هم بالا بزنند لذت میبرد مثل یک پدر مادری که از اینکه بقیه بچههایشان از خودشان بالاتر باشند لذت میبرند چون خودشان هستند در واقع، نظام عشقی نظام محبتی یک نظام دیگر است غیر از نظامهای محاسبات است.@ من عرضم این هست که ما اگر محاسبهگر باشیم باید به کیفیت کارمان بپردازیم دروغ نگوییم فریب ندهیم روی شهوت تبلیغ نکنیم به خودخواهی و تکبر نیفتیم مبلغی که اهل زودرنجی است بدرد نمیخورد مبلغی که میرنجد و میرنجاند به درد نمیخورد مبلغی که اهل قهر هست بدرد نمیخورد.@ مبلغی که پذیرفتن یا نپذیرفتن افراد میتواند بالا و پایینش بکند این ضعیف هست به هر حال این نوشتار بدنبال آن هست که چگونگی تبلیغ دین توسط ائمه(ع) را آشکار سازد هنوز ما پس وارد اصل بحث هم نشدیم که البته در این جستجو معنای عامی از تبلیغ مدنظر است و شامل دعوت و موعظه نیز میشود.@ پس دقت کنید تبلیغ شامل دعوت و موعظه میشود تبلیغ در این معنا یعنی رساندن پیام دینی به مخاطبان به هر طریق ممکن مشروع این مربوط به کار شماست کلاس شماست یعنی رساندن پیام دینی به مخاطبان به هر طریق ممکن مشروع چه آن طریق وعظ باشد و چه دعوت و یا تبلیغ به معنای خاص.@ در این نوشته به طور خاص از امر به معروف و نهی از منکر سخنی گفته نمیشود زیرا از مصادیق تبلیغ به شمار آمده و از منظر دیگر راهکاری برای اصلاح و سامان دادن جامعه است از اینرو طرح مبحث مستقلی برای آن ضروری دیده نمیشود.@ هر چند دانشمند بزرگ اسلام شهید مطهری(ره) به بیان تفاوت این دو پرداخته و میگوید وقتی ابلاغ یا تبلیغ رسانیدن پیام است نتیجه میگیریم که تبلیغ که در قرآن آمده با امر به معروف که در قرآن آمده دو مسئله جداگانه هستند البته با یکدیگر پیوستگی دارند.@ تبلیغ خوب شناساندن و خوب رساندن است و امر به معروف مربوط به اجرا و عمل است فرمودند که این سخن ارزشمند قابل تأمل است ولی به حکم پیوستگی این دو با یکدیگر باب مستقلی برای امر به معروف گشوده نمیشود.@ این تا اینجا در مورد تبلیغ حالا الان در مورد اهداف و اهمیت تبلیغ هم بحثی هست که بحث فوقالعاده مهمی هست که به آن هم باید بپردازیم اهمیت و اهداف تبلیغ.@ در بحث(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) گفتیم که اگر ما بخواهیم دین گسترش پیدا بکند هدف همه ما که اینجا نشستیم چیست اگر غیر از این باشد بیچارهایم این باشد که ما زمینه را برای ظهور امام زمان(ع) در سطح جهان آماده بکنیم.@ مردم برای اینکه به امام زمان گرایش پیدا بکنند به اسلام تشیع گرایش پیدا بکنند اول باید اسلام را بشناسند تشیع را باید بشناسند اسلام را باید بشناسند امام زمان را باید بشناسند پس اول شناساندن جلب توجه به تشیع اسلام امام زمان بعد هم گرایش.@ چون حضرت فرمود(لَو عَرَفُ النّاس مَحاسِنَ کَلامِنا لَتَبَعونا) حتماً اگر بشناسند از ما تبعیت میکنند پس این وظیفه یک مبلغ هست که بتواند زیباییهای اسلام را بشناساند و امکان ندارد یک مبلغ بتواند زیباییهای اسلام را بشناساند مگر اول باید در عمل خودش بشناساند در سبک زندگی خودش بشناساند این را و بعد هم در سخنش آن زیباییها و قدرتهای اسلامی را به بقیه بشناساند.@ اگر ما توانستیم این کار را بکنیم قطعاً قدم مؤثر نسبت به امام زمان(ع) برداشتیم خود آقا امام زمان(ع) بارها این نکته را تأکید کردند عرض کردم حضرت آیت الله مصباح یزدی از یکی دوستانشان گفتند که ما در منا که بودیم به رحمت خدا هم رفته این عالم میگفت در چادرم بیقراری پیدا کردم همینطوری دوست داشتم بیایم بیرون همینطوری دلم بیقرار بود.@ تا آمدم رسیدم به یک چادر بیاختیار در چادر را باز کردم دیدم آقا امام زمان(ع) نشسته و خسته دارد با مردم کشورهای مختلف حرف میزند صحبت میکند مسئله میگوید تبلیغ میکند.@ بعد یک دفعه چشمش به من خورد با تحکم و تغیر گفت که آخر چرا شما نمیروید زبان یاد بگیرید چرا این همه مردم اینجا باید ندانند با دینشان با ما آشنا نباشند امام زمان(ع) به این مسئله خیلی تأکید دارد تبلیغ به آن هم حتی به زبانهای مختلف من توصیه خیلی اکید میکنم به عزیزان این هست که به مسئله زبان اهمیت بدهند.@ حداقل مهمتر از هر زبانی خود زبان عربی هست صرف نحو لغت مکالمه اشتقاق اینها چیزهای لازمی هست برای کار یک مبلغ، مبلغی که حس و حال زبان دین خودش را ندارد اصلاً به درد تبلیغ نمیخورد.@ مبلغی که عربی بلد نیست با ادبیات عرب با صرف با نحو با لغت با معانی با بیان با اشتقاق نخواهد آشنا بشود یعنی در واقع مثل یک تاجری هست که میخواهد کار بیکیفیت دست مردم بدهد سودجویی فقط میخواهد بکند شهوترانی میخواهد داشته باشد حس شهرتطلبی دارد.@ ولی نمیخواهد یک کار با کیفیت چون اگر کسی با زبان متون خودش آشنا نباشد آن تأثیرات عمیقی که در این متون هست در دل این نمینشیند این همیشه وابسته هست به ترجمه ترجمهها هم آن تأثیر را نمیگذارند.@ شما وقتی بسم الله الرحمن الرحیم را خداوند بخشنده مهربان معنا کردی آن آثاری که بسم الله دارد دیگر در قلب شما ظاهر نمیشود وقتی آیات را با ترجمه رفتی جلو روایات را با ترجمه رفتی جلو دیگر آن آثار اصلاً تأثیری روی قلب انسان نمیگذارد.@ ما باید تلاش بکنیم زبان عربی را خوب یاد بگیریم چون زبان عقل است زبان اوج است زبان عروج است و زبان قدرت است همانطور که قرآن هم میگوید باید با این زبان کار بکنیم و این که حضرت به یکی از بزرگان در اوائل انقلاب فرموده بود که به مسئولین جمهوری اسلامی بگویید تا کی میخواهند یک مشت کر و کور را بفرستند مکه یعنی چی؟@ یعنی اینها باید مبلغ داشته باشند اینها وقتی میایند مکه باید با آگاهی بیایند با بصیرت بصیر بشوند و بروند هنوز هم حالا من حداقل با تمتع کاری ندارم چون حاجی نشدم ولی در عمره که مشرف شدم دیدم سبک هنوز آن سبک مورد نیاز مردم نیست هنوز آنچه که هست باز هم ضعیف هست.@ بنابراین باید روی تبلیغ خیلی کار بکنیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ما اگر بخواهیم امام زمان ظهور پیدا بکند باید باطن آشنای و عشق به امام زمان در دلها باشد تا حضرت ظهور بکند باید دلدادگی وفاداری آن دو صفتی که خود امام زمان فرمود ظهور امام زمان باطنش وفاداری و همدلی است.@ پس باید این باطن را ما ایجاد بکنیم در مردم چون حضرت قید کرده اگر میخواهید من ظهور پیدا بکنم فرمود من با عجله میایم اگر این دو تا دارایی را مردم داشته باشند یعنی این دو باطن را مردم داشته باشند آن دو تا باطن چیست؟ وفاداری و همدلی.@ لذا اگر یک کسی عشق به امام زمان داشته باشد عشق به مولایش داشته باشد عشق به دین داشته باشد و اصلاً کار خودش را میخواهد با کیفیت بالا ببرد باید در این دو جهت خیلی تلاش بکند یعنی این باطن را در جامعه جهانی نه فقط در جامعه خودش در جامعه جهانی باید این دو تا باطن را بسازد.@ وفاداری و همدلی که هر دو هم مبتنی بر شناخت هستند اول تبلیغ و شناخت اول باید معرفت ایجاد بشود تا وفاداری و همدلی معنا پیدا بکند پس ما باید تبلیغ بکنیم وفاداری و همدلی ایجاد بشود تا انشاء الله آقا امام زمان(ع) ظهور بکند این کلمه ظاهر را ببرید در بحث(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظهور امام زمان که ظاهر میخواهد بشود باید باطن داشته باشد.@ اگر امام زمان الان ظاهر نیست برای این هست که باطن لازم در جهان وجود ندارد که این ظاهرش ظهور امام زمان نمیشود ما در کشور خودمان لیاقت داشتیم باطنمان به قدری بوده که امام امت را خدا به ما داده به اندازهای بودیم که ولی فقیه نایب امام زمان را داریم الحمد لله.@ باطن مردم اینقدر جان دارد قوت دارد که یک ولی الله یک نایب امام زمان یک فقیهی مثل مقام معظم رهبری بالای سر ما باشد اگر بخواهیم به امام زمان برسیم اگر به این اکتفا بکنیم خیانت کردیم به خودمان به جامعه به مردم جهان این خیانت است اکتفا به این اگر بخواهیم حرکت بکنیم به سمت ظهور باید باطنسازی بکنیم.@ جمهوری اسلامی همانطور که در روایات آمده ممهد ظهور امام زمان هست جمهوری اسلامی شخص ولی فقیه تمهیدکننده مقدمات هستند برای امام زمان(ع) تمهیدکننده شرائط هستند برای امام زمان(ع).@ این که امام امت میگوید کسی که ولایت فقیه را قبول ندارد قطعاً با امام زمان مشکل دارد خودش هم شاید نفهمد این هست چون اگر ولایت فقیه نباشد هیچ وقت ما نمیتوانیم تبلیغ قدرتمند جهانی بکنیم اگر سی سال ما میتوانیم تبلیغ جهانی قدرتمند بکنیم زیر سایه ولایت فقیه است.@ بزرگترین پرچمدار مهدویت بزرگترین پرچمدار حرکت به سمت ظهور که بیشترین فشار روی دوش اوست بیشترین تلاش به دست اوست ولی فقیه است شما ولی فقیه را حذف کنید ببینید کشور چقدر سرعتش گرفته میشود در حرکت به سمت مهدویت.@ واقعاً اگر کسی عاشق امام زمان باشد امکان ندارد عاشق ولی فقیه نباشد امکان ندارد به کمتر از ولایت فقیه راضی باشد در این کشور اگر امام زمان نباشد تنها کسی که میتواند علمداری بکند تنها کسی که میتواند پرچم اسلام را به معنای واقعی بالا نگه بدارد که مردم مأیوس ناامید ضعیف و منحرف نشوند ولی فقیه است.@ بنابراین ما در امر تبلیغ تا میتوانیم باید سرمایهگذاری بکنیم تا میتوانیم باید وسعت عمل را در نظر بگیریم و این امکان ندارد مگر با عمق بخشیدن به شرائط تبلیغ خودمان و این امکان ندارد مگر اینکه خودمان آدمهای قدرتمندی بشویم خودمان آدمهای عمیقی باشیم.@ حالا جملاتی مانده از بعضی از افراد شاخص در تاریخ اعم از مثبت و منفی در مورد اهمیت تبلیغ و اهداف تبلیغ که انشاء الله جلسه بعد خواهیم خواند و در واقع درس ما یواش یواش از جلسه عناصر تبلیغ به معنای حقیقیش صفحه 39 از دو سه جلسه دیگر این معنا انشاء الله آغاز خواهد شد فعلاً که داریم مقدمه میخوانیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@