جلسه 013 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
9
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان را درباره جایگاه تبلیغ و تعلیم ادامه میدهیم موضوع این بحث ثواب آموختن هست فرمایشی از وجود مقدس نبی اکرم میفرماید(یَجیئُ الرَجُلُ یَومَ القیامَۀِ وَ لَهُ مِنَ الحَسَنات کَالسِحابِ الرُکام اَو کَالجِبالِ الرَواسی فَیَقولُ یا رَبِّ اَنّا لی هذا وَ لَم اَعمَلها فَیَقول هذا عِلمُکَ الَّذی عَلَّمتَهُ النّاس یُعمَلُ بِهِ مِن بَعدِک).@ همین یک روایت اگر بود هیچ چیز دیگر نبود برای اینکه انسان در او انگیزه آموختن تبلیغ دین شرکت در تبلیغ دین واسطگی در تبلیغ دین را وقت بگذارد وقت جدی برایش بگذارد تا آخر عمرش کافی هست.@ مژده بسیار بزرگی هست که روز قیامت شخصی را میاورند با حسناتی که فرمود مثل ابرهای انبوه یا کوههای استوار هست خیلی زیاد هست این حسنات او میگوید به پروردگار که خدایا اینها را من انجام ندادم(اَنّا لی هذا) از کجا این برای من آمده.@ خداوند میفرماید این همان دانشی است که به مردم آموختی و بعد از تو به آنها عمل میشد شما باید حتماً یادتان باشد که روایات و آیات را حتماً به اصل برگردانید یکی از مهارتهای یک مبلغ این هست که اگر یک مجموعهای از روایات و آیات را جلویش گذاشتند یا داستانی را برایش تعریف کردند اصل دستش باشد.@ از آنجا میتوانیم بفهمیم که این روایت اعتبار دارد یا ندارد چون روایت اعتبارش به آیات است فرمود اگر روایتی از ما دیدید با قرآن بسنجید به قرآن عرضه کنید اگر با قرآن تناسب داشت قبول کنید و اگر تناسب نداشت به دیوار بزنید یعنی روایت اعتبار ندارد این یک نکته.@ داستانها هم همینطور باید به اصول برگردد اصول باید شناخته بشود یک مبلغ خوب کسی هست که اصول را میشناسد و میتواند برگرداند اینجا الان یک روایت آمده که خیلی در آن مبالغه هست ما این را قبول بکنیم یا نکنیم؟ برمیگردانیم به یک اصل آن اصل چیست؟ (نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) ما هر چه هر کس کرده مینویسیم و آثار یک شخص را اعم از خوب یا بد.@ خوب یا بد هر اثری که انسان از خودش به جا گذاشته باشد این در نامه اعمالش هست تا قیامت برایش میاند یک فرزندی یک شاگردی کار عامالمنفعهای هر کاری کرده مسجدی زیارتگاهی هر جا سرمایهگذاری کرده هر نوع سرمایهگذاری کرده این برایش میماند بسته به آثار آن کار هست که چه آثاری ما داشته باشیم.@ این یک مژده خیلی بزرگ است من یادم هست یک موقعی در محله ما من مثلاً شاید حدوداً سال 65 ـ 66 آن حدودها یک هیئت نوجوانان داشتیم نوجوانهایی را جمع میکردیم در محل الان خیلیهایشان دارند در حوزه درس خارج میخوانند برای خودشان کسی شدند اینها این نوجوانها را جمع میکردیم برایشان هیئت نوجوانان داشتیم.@ یک مردی بود منزلشان را آقای محترمی بود از هیئتیهای قدیم این خانهاش را در اختیار ما گذاشته بود یک موقعهایی هم که خودش نبود خودش میامد با خانمش خیلی زیبا اینها پذیرایی میکردند از بچهها، بچهها کلاس داشتند آنجا چند ساعت آنجا بودند عزاداری هم میکردند میرفتند.@ یک موقعهایی هم که خودش نبود میگفتیم حاجآقا میگفت خانه سپردم حاج خانم منتظر هست شما بروید یا خانمش هم نبود به بچههایش سپرده بود این روز اینها آمدند در خانه را باز کنید بروند بالا خودشان، این که کسی خانه خودش را میگذارد برای این کار، خیلی علاقه داشت میگفت که بچهها حتماً بیایند اینجا کلاس باشد جلسه باشد.@ بعد جلسات بیشتر میشد ناراحت نمیشد در خانهاش این مراسمها برقرار بشود خانمش هم همینطور زن بسیار بزرگ و روح بزرگی داشت واسطه هست میگفت من خیلی سواد ندارم نمیتوانم به بچهها یاد بدهم اما لذت میبرم از اینکه بچهها بیایند با دین آشنا بشوند.@ قطعاً هر کس در خانه این تربیت بشود هر کس بواسطه زحمت این تربیت بشود جزء نامه عمل این هم هست معلم هم نبوده مبلغ هم نبود ولی این وساطت مهم است فرمود اگر هفتاد میلیون نفر یک مال را دست به دست بگردانند ثواب نفر اول و آخر یکی است این وساطت میشود.@ خیلی ارزش دارد در کار معنوی در هر کار خیری ارزش دارد انسان بتواند واسطگی بکند یک نقشی را بازی بکند که یک علمی یک دانشی یک مسئله شرعی یک موعظهای یک تحولی یک نوری پخش بشود بالاخره از کانال وجودی این پخش شده.@ این کانال وجودی این قیمت را داشته این ارزش را داشته که از کانال وجودی این آدم این نورانیت توزیع شده بالاخره شده وسیله خدا شده سبب الهی بالاخره یک برکتی یک خیرتی این آدم داشته.@ حالا عالم را میفرماید این روز قیامت با یک همچین کوه انبوهی از اعمال صالح که روبرو میشود میگوید خدایا اینها را که من خودم انجام ندادم یک علمی بوده که به بقیه یاد داده بود اثر است دیگر علم یاد داده بقیه به آن عمل کردند عاملش این آدم بوده.@ این خیلی مهم است که انسان در زندگیش حتماً یک بخشی از این را نگه بدارد در زندگی خودش یعنی یکی از مسائل مهم در سبک زندگی همین است که افراد مشارکت در خیرات داشته باشند هر چه بیشتر برای آخرتشان بهتر است هر چه بیشتر مشارکت داشته باشند هر چه بیشتر دخالت داشته باشند در توزیع نور.@ اصلاً این اینقدر مهم است که انسان باید شب و روز رقابت بکند این آیه قرآن داریم که میفرماید(أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ) سبقت میگیرند این است سبقت بگیرد انسان از دیگران یعنی هی تلاش بکند حریص باشد برای اینکه سهم بیشتری از نورانیت را در جامعه او به عهده داشته باشد.@ بتواند این کار را انجام بدهد خیلی اهمیت دارد این کار حالا نه اینکه فقط خودش هر کس دیگر شما میبینید ده تا بیست تا سی تا پنجاه تا کتاب خوب هست در جامعه آن را بردارد انسان بیاید به بقیه معرفی بکند بخرد من اینکه دارم میگویم خودم انجام میدادم.@ من از نوجوانی پولهایم را جمع میکردم کتاب میخریدم هدیه میدادم به این و آن هر چه پول داشتم اگر کسی هم پول داشت کار خیری داشت میگرفتم جمع میکردم کتاب میخریدم ده جلد بیست جلد صد جلد هزار جلد من یک موقع کتاب میخریدم کتابهای خوب به همه هدیه میدادم.@ میگفتم این کتابهای برای بحث خانوادههایتان کتاب تربیتی کتاب زندگی بروید بخوانید خیلی خوب است هر چقدر انسان حریص باشد در این کار کم است مسیر برزخ مسیر کمرشکنی هست تا قیامت انسان خیلی به نورانیت احتیاج دارد خیلی خود قیامت پنجاه هزار سالهاش هر چقدر شما تلاش بکنید باز کم است.@ فرمود(آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) کمی توشه و طولانی بودن راه، شما الان نگاه کنید آنهایی که در برزخ هستند چند هزار سال است الان در برزخ هستند دارند هی میخورند از سرمایه همینطور اگر سرمایه برده باشند نبرده باشند که بیچاره میکند انسان را برزخ.@ لذا هر چقدر ما میتوانیم واسطگی بکنیم هر چقدر میتوانیم حریص باشیم به این تجارت هر چقدر میتوانیم ذهنمان را فکرمان را بکار بیندازیم استعدادهایمان را بکار بیندازیم برای اینکه بتوانیم این وساطتت را انجام بدهیم.@ حالا این خیلی ارزش دارد از نظر موعظه اخلاقی این حدیث هم این هست که یک موقع انسان دچار خودمحوری نشود و فکر کند که من باید همیشه خودم درس بدهم یک جایی میبینی یک کسی میتواند بیاید بهتر از شما درس بدهد یا خوب است تنوعی باشد یک کسی بیاید درس بدهد این اصلاً مهم نیست.@ مهم این است که این نور توزیع بشود حالا یک کسی بهتر از من میتواند این کار را بکند بیاید بکند من میتوانم به تابش یک نفر کمک بکنم انجام بدهم خودم یک کلاسی دارم میتوانم در اختیار یک استادی قرار بدهم در اختیار استاد قرار بدهم که بیاید او از این استفاده بکند خودمحوری در آن نباشد بالاخره باید انسان اخلاص داشته باشد در این کارش.@ فرمایش بعدی از امام صادق(ع) هست(مَن عَلِّمَ خَیراً فَلَهُ بِمِثلِ اَجرَ مَن عَمِلَ بِه) هر کس چیزی را یاد بدهد اجر کسی را دارد که به آن کار خیر عمل کرده(خَیراً) یعنی یک کار خوب شما یک مسواک زدن را هم به یک کسی یاد بدهید یک کار بهداشتی را به یک نفر یاد بدهید هر کار خوبی فرق نمیکند خیر است.@ خیر خیلی جایگاه مهمی در قرآن دارد اصلاً ما باید یک بحث مستقل بگذاریم انشاء الله که انشاء الله اگر عمری باشد این کار را باید بکنیم نکردیم هم شما حتماً یادتان باشد که اساساً این بحث را حتماً در قرآن پیگیری کنید که خیر چیست و شر چیست اگر کسی میخواهد سبک زندگی داشته باشد و سبک زندگی بدهد باید سبک زندگی براساس عشق به خیر و پرهیز از شر باشد.@ این خیلی مهم است اینطوری است که انسان به شادی میرسد به آرامش میرسد حالا الان بحثش را نمیخواهیم بکنیم ولی فرمود(مَن عَلَّمَ خَیراً) کسی که خیری را کار خوبی را یاد بدهد اجر کسی را دارد که به آن عمل میکند(قالَ الراوی) راوی میگوید به امام صادق(ع) گفتم(فَاِن عَلَّمَهُ غَیرَهُ یَجری ذلِکَ لَه قالَ اِن عَلَّمَهُ النّاس کُلُّهُم جَری لَهُ قُلتُ فَاِن ماتَ قالَ وَ اِن ماتَ).@ این باز به کجا برمیگردد؟ میگوید من عرض کردم به حضرت که اگر متعلم آن علم را به دیگری بیاموزد آیا باز همان پاداشی برای او که معلم اول هست همان پاداش هست؟ فرمود اگر به همه مردم هر یک با یک واسطه دیگری اگر آموزش بدهد این برای او همینطوری هست .@ یعنی مثلاً الان من به یک نفر یاد دادم او رفت به یکی دیگر یاد داد او هم رفت به یک کس دیگر یاد داد آن کسانی که از اینها دارند یاد میگیرند ثواب کسانی که از یاد دادن دیگران به این معلمهایی که من به آنها گفتم خداوند میدهد به من هم میدهد؟ فرمود بله همینطوری هر چقدر باشد اشکالی ندارد.@ حضرت فرمود برای او همانند آن پاداش هست پاداش چیست هر کس که به او عمل بکند، عرض کردم حتی اگر معلم اول مرده باشد؟ فرمود مرده باشد الان شما یک چیزی یاد میدهید به کسی از دنیا میروید او میرود به صد نفر یاد میدهد آن صد نفر به هزار نفر دیگر یاد میدهند هر کسی دارد از این خیر میبیند عمل میکند ثوابش به شما هم میرسد.@ قربان خدا بروم که در نظام خلقت چقدر هوای مخلوقاتش را دارد چقدر حرمت واسطهها را دارد این خیلی مهم است من یادم هست یک زن و شوهری با هم درگیر بودند این خانم خیلی اذیت میکرد شوهرش را خیلی شر میرساند و اذیت میکرد بعد این مرد میگفت من این را دوستش دارم.@ خیلی من را اذیت میکند خیلی به من سخت میگیرد خیلی زبانش تلخ است ولی من دوستش دارم گفتم چرا؟ گفت این خانم باعث شد که من با یک معلم آشنا بشوم به خاطر این خانمم من با یک استادی آشنا شدم از آن استاد خیلی خیر دیدم این خانمم واسطه شده بارک الله به این مرد بارک الله به ادبش بارک الله به معرفتش.@ حرمت واسطه را نگه بداریم گاهی وقتها انسان یک کافر واسطه میشود گاهی وقتها یک آدم بد واسطه میشود انسان همیشه قدردان او باشد این واسطه شد که ما این کار را انجام بدهیم واسطه شد که ما آشنا بشویم واسطه شد که ما زیارت برویم این حرمتها خیلی مهم هستند انسان همیشه اینها را نگه بدارد.@ یک معلم داشتید زمان ابتداییتان حرمتش را نگه بدارید بالاخره به شما سواد یاد داده بالاخره مؤثر بوده ما استادمان میفرمودند که من هیچ استادی من از اساتید فاجر و فاسق و مشروبخوار و کافر داشتم کافر بودند ولی استاد من بودند.@ اول از این در زندگیم هیچ وقت با آنها ارتباطم را قطع نکردم تا وقتی که از دنیا رفتند همیشه از آنها استفاده میکردند بعد از مردن هم هیچ وقت فراموششان نکردم تکتک معلمها و کسانی که خیر داشتند خیلی مهم است.@ خدا دارد به ما اخلاق یاد میدهد که انسان واسطهها را فراموش نکند واسطهها را حرمت بگذارد حتی اگر یک شیء هست یک دفترچه است یک کتاب است یک خودکار یک خودنویس یک مداد هست انسان حرمت آن مداد را هم نگه بدارد که بالاخره این مداد به ما خدمت کرده با آن چیزهای خوبی نوشتیم.@ این دفتر به ما خدمت کرده این تقویم به ما خدمت کرده این کیف با من بوده انسان با احترام برخورد بکند کمااینکه پیامبر همیشه با اشیائی که اطرافش بود با احترام برخورد میکرد اینها خیلی قیمت دارد انسان اگر این ادب را یاد بگیرد خیلی از نفوذ شیطان خودش دور میشود.@ و خیلی هم میتواند شیطان را خلع سلاح بکند نسبت به خودش و نسبت به دیگران، ببینید خدا چه خدایی است میگوید بالاخره آن بنده من باعث شده که این یکی یاد بگیرد این باعث شده پنجاه نفر دیگر یاد بگیرند درست است زن خودش بیسواد بوده مرد بیسواد بوده ولی بالاخره علاقهای به دین داشته بچهاش را برده دو جلسه مکتب یاد گرفته.@ همین یک مادر ببین چقدر نقشش بزرگ است یک مادر یک پدر بچههایشان را میبرند مسجد بالاخره به یک استاد معرفی میکنند مادرهای ما پدرهای ما چقدر حق عظیم گردن ما دارند بالاخره واسطه آمدن ما به این دنیا بودند باید دائماً به خدا بگوییم خدایا اینها را خیر جزیل از ناحیه ما به اینها عطا بفرما.@ پدرمان مادرمان ولو خیلی بد بودند با ما بداخلاقی کردند اما بالاخره ما را آوردند با خدا آشنا کردند در این دنیا واسطه بودند آمدند ما را به این دنیا آوردند ما را با خدا آشنا کردند علی(ع) فرمود من دوست نداشتم بچه بودم میمردم چون بچه وقتی میمیرد میرود بهشت.@ ولی با موجودی که از دنیا دارد زیاد نیست فرمود تا اینکه من به دنیا بیایم بزرگ بشوم خدا را بشناسم اینقدر اهمیت دارد شناختن خدا، مادرهای ما پدرهای ما مادربزرگهای ما پدربزرگهای ما اجداد ما همه اینها تا برسد به حضرت آدم(ع) همه اینها سهیم هستند انسان اینها را حرمتشان را نگه بدارد یادشان باشد.@ برای اجداد خودش تا حضرت آدم(ع) برای همه انبیاء واسطهها فرشتههایی که واسطه بودند ما را حفظ کردند از خطرات و اینقدر عوامل هست خداوند میلیاردها عامل را میگذارد کنار هم تا من و شما امروز پنجشنبه بیاییم کنار هم بنشینیم انسان حواسش به همه این عوامل باشد.@ قدردان باشد که چقدر تشکیلات عظیمی به راه افتاده تا من و شما امروز بیاییم این درسها را اینجا بخوانیم انسان حواسش به اینها باشد شب جمعه هم هست یادشان بکند صلواتی برایشان بفرستد ذکری بگوید هدیهای بگوید بالاخره که اینها همه باعث این کارهای خیر و عظیم شدند.@ مردم را ما باید اینطوری نگاه بکنیم یعنی وقتی قرار است در مورد یک نفر ارزیابی بکنیم این نقشش چیست این آدم نقشش در زندگی من چیست نگو حالا من زنم هست بدم میاید از او شوهرم هست از او بدم میاید رفته روی من زن گرفته حرف من را زمین گذاشته اصلاً کاری با اینها نداریم.@ ببین چه نقشی در زندگی تو دارد خیرش چیست چقدر خیر دارد این آدم، ما با کوچکترین تزاحمی میریزیم بهم با کوچکترین تزاحمی خراب میشویم مادر من هست پدر من هست دوست من هست الان با من سر یک مسئله درگیر است اما همین دوست من را احیا کرد همین دوست در دوستیش من را کشاند به احیا من را زنده کرد.@ این دوست اگر نبود من الان از خیلی از چیزها محروم بودم اصلاً زنده نبودم حیات من به این دوست است حالا الان سر یک مسئله مالی با هم درگیری دارید با همسرت با پدرت با مادرت، خیلی انسان باید این حرمتها را نگه دارد.@ اینکه مثل نبی اکرم(ص) عرض کردند چطوری شما این همسر را تحمل میکنید اینقدر اذیت میکند حضرت فرمود به خوبیهایش نگاه میکنم حالا شما میتوانید یک خوبی پیدا بکنید ما که نمیدانیم پیغمبر چطوری بوده نگاه میکرده.@ نگاه کنید به همسرتان نگاه کنید چهار تا عیب دارد پنجاه تا مثبت دارد عرض کردم من در این سالهایی که مشاوره داشتم یک برگهای قدیمها میدادم الان دیگر پیر شدم حس و حال این کارها را ندارم یک خصوصیتهایی بود در ارتباط با خانمها در ارتباط با خصوصیت مثبت بود.@ میدادم به خانمها و آقایان میگفتم شما علامت بزنید اینها را مثبتهای شوهرت را با منفیهای شوهرت علامت بزن مثبتهای زنت را با منفیهای زنت را علامت بزن.@ من حتی یک مورد هم سراغ ندارم وقتی که زن و شوهر نشستند راجع به هم قضاوت کردند منفیهای همدیگر را علامت بزنند همان موقع هم که خیلی با هم درگیر بودند مثبتها همیشه بیشتر بوده همان موقع که اینها خیلی از هم متنفر هستند.@ ولی گاهی وقتها یک صفت یک طوری هست که نمیشود واقعاً عرض کردم ما 5% موارد مجبوریم بگوییم که اینها دیگر نمیتوانند زندگی بکنند ولی 95% موارد اینطوری نیست و میشود واقعاً با هم زندگی کرد خوبیها مثبت دیدن آثار را خدا حساب میکند.@ ما هم این اخلاق را از خدا یاد بگیریم مگر خدا حساب نمیکند برای ما روز قیامت، میگوییم خدایا ما واسطه بودیم این کارها را کردیم من پنج هزار تومان ده هزار تومان صد هزار تومان دادم یک جایی ریختم در حرم امام رضا این حرم امام رضا تا قیامت نور داشته بالاخره ما سهام داریم در حرم امام رضا.@ خدا این را میپردازد حساب میکند میپردازد(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) بلدند محاسبه بکنند آنها دستگاه محاسبه دارند محاسبه میکنند خودمان هم همینطوری باشیم نسبت به دیگران ببینیم چه نقشی دارند در زندگی ما چه جایگاهی دارند اینها را خیلی دقت کنید واسطهها آدمهایی که دارند با ما زندگی میکنند اطرافیان.@ اگر این وجدان این اخلاق باشد بسیاری از طلاقها اتفاق نمیافتد بسیاری از درگیریها اختلافات اتفاق نمیافتد کینه اصلاً بوجود نمیاید شیطان نمیتواند نفوذ بکند انسان را اینقدر راحت بریزد به همدیگر انصاف کار خیلی خوبی هست انسان بنشیند منصف باشد ببیند که این چه جایگاهی دارد.@ الان اینقدر نمکنشناسی زیاد شده که انسان با خدا درگیر میشود با اهل بیت درگیر میشود با امام زمان درگیر میشود میگوید تو برای من چکار کردی با استادش با معلمش درگیر میشود میگوید تو چکار کردی برای من، سر چی؟ سر یک چیزی که در آن حیوانیت هست خودخواهی در آن هست.@ میگوید من دیگر هیئت نمیایم چون بچه خواستم به من بچه ندادید ببینید به خاطر یک جنبه حیوانی دارد ارتباط آسمانیش را قطع میکند نمکنشناس است آدمی هست که نعمتها را نمیفهمد خودش را نمیشناسد.@ از وجود مقدس امام باقر(ع) (مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً فَلَهُ مِثلُ اَجرِ مَن عَمِلَ بِه) کسی که یک بابی از هدایت را یاد بدهد مثل کسی است که عمل به او بکند حالا این باب یک عمل خیر هم نیست یک باب است یک در باز کردن هست روی افراد یک باب خیری را باز کردند.@ میگوید بله آن بنده خدا آمد رفیقم شوهرم زنم برادرم من را به فلان جا معرفی کرد الان خودش دیگر نمیاید خودش رفته چنین و چنان ولی من آمدم آشنا شدم تصادفی حالا به اسم تصادف که وجود ندارد اصلاً محال است چیزی به اسم تصادف اتفاق تصادف که ما نداریم اصلاً چیزی به این اسم ولی اینطوری تعبیر میکند تصادفی همینطوری یک دفعه اینطوری شد.@ (مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً) یک بابی را باز بکند(فَلَهُ مِثلُ اَجرِ مَن عَمِلَ بِه وَ لا یُنقَصُ اُولئِکَ مِن اَُجُورِهِم شَیئا) باب هدایت را آموزش بدهد برای او همانند پاداش کسی هست که به آن عمل بکند و از پاداش عملکننده چیزی کاسته نمیشود آقا الان شما یک ابتکار دارید ابتکار کردی.@ مثلاً فرض بفرمایید که میگویی من در خانهام یک جلسهای بیندازم اینطوری باشد توان شما شاید نباشد یک کسی میاید این را از شما الگو میگیرد همین را میرود دو تا کوچه آنطرفتر در همان محله راه میاندازد چه بسا خانه شما تعطیل بشود غصه نخور که آی خانه ما تعطیل شد این ناکسها رفتند همان کاری که ما کردیم خودشان در خانه خودشان انداختند.@ زیرک باش راه انداختند بقیه دارند عمل میکنند همه هم مال خودت است دیگر هر چه در آن جلسه انجام میشود مال خودت است نگو چرا خانه ما دیگر نشد نه شما میخواستی یک کاری راه بیندازی راه انداختی تمام شد حالا خانه خودت نشد نشد میخواستی یک بابی از هدایت باز بکنی باز کردی.@ یک کسی قویتر از تو زرنگتر از تو امکاناتش بیشتر از توست میتواند آن کار را بهتر انجام بدهد تو پیشنهادت را دادی تمام شد باب خیر را باز کردی الان مثلاً ما احیا داریم ما احیای خودمان را بردیم به دانشگاهها هم گفتیم گفتیم آقا اینطوری هست بروید هر جا رفتیم گفتیم ما یک سنتی را داریم در مؤسسه به نام احیا شما هم در محلههاتان بگذارید.@ حالا اگر یک موقعی در محله نزدیک ما آمدند گذاشتند نصف جمعیت ما بیشتر جمعیت ما رفت آنجا چه فرقی میکند جبهه هست همه در یک جبهه هستیم مثال را میزنم خوب دقت بکنید همه ما مثل رزمندگان یک جبهه هستیم که هر جا رزمندهها پیروز بشوند پیروزی ماست هر جا شکست بخورند شکست ماست.@ و علما، مبلغین، به حسادت خیلی آلوده میشوند که کلاس این از کلاس من بالاتر است آمده بغل کلاس من کلاس زده این آمده اینجا اینطوری شده شاگردهای من رفتند آنجا، عیبی ندارد خوشحال باش بعضیها میترسند شاگردهایشان را به استادهایشان معرفی بکنند میگوید دور من خلوت میشود این حس خیلی خطرناک است بگذار بروند یاد بگیرند هدایت بشوند.@ الان من خودم خدا شاهد است با بچه کوچولوهایی که کوچولو بودند هفت سال هشت سال بوده هم درس هستم اینقدر هم لذت میبرم که نگو استادمان یک درس خصوصی برای ما گذاشته بود الان همین درسی که الان خیلی از عزیزان هم میایند الان نزدیک صد نفر میایند درس خصوصی بود استاد میگفت این درس را برای شما گذاشتم من و یک نفر دیگر.@ گفتم استاد حالا که شما برای ما گذاشتید حیف است فلان کس هم استعداد دارد او هم بیاید این هم بیاید شد یک کلاس عمومی الحمد لله الان بیست سال است این کلاس ادامه دارد همه دارند میایند بگذار بقیه استفاده بکنند بگذار شاگردهایتان بیایند با خودتان بنشینند استفاده بکنند.@ نگو اگر الان اینها بیایند بنشینند استفاده بکنند دیگر حرفهای من را گوش نمیکنند این خیلی خطرناک است انسان به خودش نگاه بکند و این هم باید در خود شما از بین برود که خودتان یک موقعی این حس را نداشته باشید عارتان نیاید.@ یک استادی را من میشناسم خیلی آدم بزرگی است من خودم الان تعجب میکنم شاید هم قطعاً از ایشان خیلی عقب هستم یک موقعی میاید سر کلاس ما مینشیند میگوید من خوشم میاید از این کلاس دوست دارم بیایم بنشینم.@ شخصیت مهمی است شخصیت کشوری است همه میشناسند میاید آنجا مینشیند تازه رفته گشته کلاسهای قم من را هم پیدا کرده بلند میشود سهشنبهها میاید قم هم مینشیند آنجا کلاس است.@ به او گفتم آقا شما اینطوری میکنید من خیلی بیایید کلاس استاد ما اصلاً بیایید اینجا با هم بنشینیم استفاده بکنیم او هم میاید عارش نمیاید آدم یک ذره فکر بکند که اگر من بودم این کار را میکردم خودم.@ ما بزرگانی داشتیم که ریاست مرجعیت استادی را پای میدادند به دیگران این بهتر میتواند درس بدهد من رفتم درس بدهم آقایی که هیچ مشتری هم ندارد سه چهار نفر یک کلاس سه چهار نفره دارد من رفتم سر کلاس دیدم خیلی کلاس عالی است.@ به همه شاگردهایش گفت دیگر از این به بعد همه ما باید برویم سر کلاس ایشان بنشینیم استفاده بکنیم بارک الله تعصب جایش در جهنم است تعصب روی خودتان یا روی هر کس دیگر انسان داشته باشد جایش جهنم است تعصب را خدا راه نمیدهد.@ در روایت داریم شش گروه را خداوند بدون حساب وارد جهنم میکند یک گروه آدمهای متعصب است تعصب نداشته باشیم آقا من از این کتاب دارم درس میدهم این منابع من است این فیشهای من است این استاد من است این کلاسی که من میروم این است ما میخواهیم هدایتی خیری میخواهیم نورانیتی پخش بشود قرار نیست کسی دکانی باز بکند.@ امام را نگاه کن فرق امام با بقیه آدمها این است امام هیچ وقت از خودش حرف نمیزند امام فقط مردم را به الله میبرد یعنی شما نگاه کنید معصومین فقط الله را نشان میدهند از مسیر خودشان میکشند مردم را به الله آنجا، ولی یک مبلغ ممکن است خطرناک بشود به خودش دعوت بکند در خودش آدمها را نگه بدارد.@ نگذارد آدمها بخواهند رشد بکنند جای دیگر بروند و این زیاد اتفاق میافتد خیلی زیاد اتفاق میافتد که حالا خوشبختانه ضبط میشود من هم خیلی چیزها را نمیتوانم بگویم به شما بهتر است همانها را نگویم ضبط نمیشد میگفتم یک سلسله چیزها را.@ هر کس باب هدایت را آموزش بدهد برای او همانند پاداش کسی باشد که به آن عمل بکند و از پاداش عمل کنندگان به آن نیز چیزی کاسته نمیشود.@ (لِکُلِّ شُیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الجَنَّۀِ اَلعِلم) این اساس کار تبلیغ است که آقا تبلیغ برای چیست هفته قبل گفتیم خداوند از جهال پیمان نگرفته که بیاموزند مگر اینکه از علما پیمان گرفته که بیاموزانند اول باید یاد بدهند لذا آموزش بحث خیلی مهمی هست.@ که الان وقتی ما میگوییم آموزش وقتی تبلیغ میگوییم یعنی همه اینها را در بر میگیرد آموزش را در بر میگیرد دعوت را میگیرد موعظه را میگیرد آموزش(لِکُلِّ شُیءٍ طَریقٌ وَ طَریقُ الجَنَّۀِ اَلعِلم) گاهی وقتها ما آموزش داریم.@ مثلاً آموزش قرآن روخوانی میخواهیم یاد بدهیم ولی یک استاد خوب وقتی میخواهد روخوانی هم یاد بدهد مثلاً قبلش یکی دو تا روایت میگوید یک آیه را خوب توضیح میدهد که به محتوا برسند مردم، یک مسئله شرعی میگوید یک احکامی درس میدهد اینها خیلی مهم است.@ هر چیزی راهی دارد و راه بهشت علم است قاعده این هست دیگر که امیرالمؤمنین(ع) فرمود(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلی مَعرِفَتِه) هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به معرفت داری احتیاج به شناخت داری البته احتیاج به علم حضرت میگوید معرفت، این را من دیگر در ضرورت خودشناسی توضیح دادم یک ذره حساستر از علم هست.@ ولی به هر حال حداقلش علم هست حداقل این هست که چون معرفت بعد از علم میاید معرفت جزئی و کاربردی هست شهودی است ولی علم اطلاعات است ذهن است دانش است غیر از معرفت هست اینها را باید خیلی دقت بکنیم ما در فهمشان آنجا من دیگر در ضرورت خودشناسی توضیح دادم فرق علم با معرفت چیست.@ حرکت معرفت میخواهد اطلاعات همیشه حرکت ایجاد نمیکند خیلیها اطلاعات دارند اما حرکتی هم نمیکنند اطلاعات دارند میدانند یک چیزی را اما نمیتواند از آن استفاده بکند عُرضه ندارد از آن استفاده بکند به کمکش نمیرسد اطلاعاتش.@ معرفت اینطوری نیست معرفت حتماً حرکت میاورد یک لطافتی دارد که حالا الان جایش نیست اما حداقل معرفت را هم به علم معنا بکنیم اشکال ندارد احتیاج به شناخت دارد انسان تا نداند که نمیتوانی مسیر را طی بکنی باید بدانی اگر قرار است دینداری خیر تقوا هدایتی باشد مبتنی بر بهشت است.@ درست است محصول باید عمل بشود اما بالاخره این عمل باید از علم ناشی بشود یک اطلاعاتی باید باشد تا کسی به آن عمل بکند اگر ما بخواهیم دعوت به عمل بکنیم پس اول باید آگاهی بدهیم تا بعداً تقاضای این را بکنیم که حالا به این آگاهیهایی که دارید عمل بکنید ولی مقدمه علم است.@ این را قاطی نکنیم یک موقعی با هم که چون حالا عمل نیست علمش هم بدرد نمیخورد نه ما الان در کشور خودمان کمبود اطلاعات داریم یعنی جوانهای ما در همین شهر تهران خیلیها هستند ابتداییترین مسائلشان را نمیدانند فرصت نگذاشتند سرشان شلوغ است نمیتوانند تغذیه بکنند سبک زندگیشان اجازه تبلیغ نمیدهد هوشزده هستند.@ هوشزده یعنی چی؟ یعنی میخواهد درس دانشگاهی بخواند درس مدرسه بخواند خانوادهها بچههایشان را هوشزده بار آوردند یعنی فقط درس بخوانید حالا اگر مثلاً نمرهات 17 بشود ولی بروی یک هیئتی هم یک چیزی یاد بگیری خانواده میگوید نه شما باید 20 بگیری ولش کن درسهای قرآن را ول کن دین را ول کن.@ این که در روایت پیامبر میفرماید من از پدران آخرالزمان بیزارم از او میپرسند که پدران مسلمان یا غیر مسلمان؟ فرمود پدران مسلمان چون وقتی بچههایشان سراغ علم دنیا میروند تشویقشان میکنند وقتی سراغ آخرت میخواهند بروند نهیشان میکنند.@ حتماً باید بروی فلان تیزهوشان حتماً باید بروی غیرانتفاعی، نه بگذارید ببینید بچه اول چه تصمیمی میگیرد چه میخواهد. یک پدر موفق یک مادر موفق یک کسی هست که اگر بچهاش هم میخواهد برود تیزهوشان ببیند بچه دارد از این معارف محروم میشود میگوید ولش کن من همان 17 را بیشتر قبول دارم نمیخواهد 20 بگیری که به کارهایت نرسی.@ بعضیها به خودشان هم رحم نمیکنند کار دارم درس دارم زبان دارم کامپیوتر دارم الان باید این را بخوانم الان باید کارشناسی بخوانم ارشد بخوانم دکترا بخوانم اصلاً فرصت نمیگذارند برای خودشان.@ لذا در سبک زندگی ما غلط شده در اجتماع مردم الان فرصت یادگیری ندارند سبک زندگیها نمیگذارد میگوید نمیرسم و دروغ هم هست چون خیلی چیزها را دارد میرود کلاس میگذارد یاد میگیرد خیلی کارها میکند ولی برای این کار وقت ندارد.@ چون اینطوری هست ما باید خیلی از فرصتها استفاده بکنیم در همه جا ما باید علم را توسعه بدهیم آموزش را توسعه بدهیم همگانی بکنیم آموزش را هر چقدر میتوانیم در یادگیری مردم مشارکت بکنیم با بازی با کتاب با سیدی با فیلم با روزنامه با مجله با روزنامه دیواری هر جا یک فرصتی باشد یک نفر یک چیزی بخواند خیلی خوب است.@ یک چیزی یاد بگیرد خیلی خوب هست همه جا مردم نیاز دارند به این مسئله پس(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) تا آموزش نباشد عملی هم نیست، عمل را ما باید از چه کسانی توقع داشته باشیم؟ از آموزشدیدهها چون عمل بعد از علم است.@ حالا آیا ما همه را آموزش دادیم این همه جوانهایی که الان ما از آنها ایراد میگیریم یا خانوادهها مردمی که به آنها ایراد میگیریم اینها خوراک لازم را خوردند یا نخوردند؟ با همان فرمول(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن).@ فرمایش بعدی از وجود مقدس نبی اکرم(ص) هست(مَن کانَ فی طَلَبِ العِلم کانَتِ الجَنَّۀُ فی طَلَبِه) عبارت دیگر همان روایت قبلی هست هر کس در طلب علم باشد بهشت در طلب اوست پس وقتی خواستیم ما هدایتی، عملی، شدنی، قدرتی را ایجاد بکنیم اولین مرحله آموزش است اطلاعات آموزش.@ به جای اینکه کینه به دل بگیریم از یک کسی که چرا دارد اینطوری رفتار میکند اول ببین این چقدر نسبت به این موضوع آگاهی دارد چقدر اطلاعات دارد چقدر معلم دیده چقدر شنیده چقدر خوانده که ما انتظار داریم این عمل بکند یا این چرا اینطوری است چرا مریض است.@ اول ببین چقدر این غذا خورده مریضی که ضعف است روحش ضعیف است تغذیهاش ضعیف است به جای اینکه ما ناراحت بشویم عصبانی بشویم کُفگویی بکنیم انتسابهای ناروا بدهیم تفسیق بکنیم مردم را برو ببین چقدر خوراک خورده این چقدر یاد گرفته.@ شاید اگر آن چیزی که تو میدانی او هم میدانست خیلی بهتر از تو عمل میکرد شاید که نه در خیلی از موارد مردم اگر مردم آن چیزهایی که میدانستیم میدانستند بسیاری از مخاطبهای ما اگر آن چیزهایی که ما میدانستیم میدانستند.@ آن چیزهایی که ما شنیدیم آنها میشنیدند برنامههایی که ما داشتیم آنها داشتند امکاناتی که ما داشتیم آنها داشتند از ما خیلی خیلی بهتر بودند و ما خیلی کفران میکنیم و ضایع میکنیم تو این همه ضایع کردی بعد از این همه سال هنوز ابتدائیترین مسائلت را نمیتوانی رعایت بکنی هنوز تسلط روی خودت نداری.@ هنوز یقه خودت را نمیتوانی بگیری هنوز یک نماز نمیتوانی با حضور قلب بخوانی یک عالم گیرهای اخلاقی داری بعد حالا چرا به دیگران آدم هی ایراد بگیرد اینکه حضرت میفرماید اگر آن چیزی را که من میدانم شما میدانستید به کسی مشغول نمیشدید.@ یعنی گله نمیکردید از کسی ایرادی از کسی نمیگرفتید اول اطلاعات و آموزش، توسعه آموزش هر چقدر ما این کار را انجام بدهیم شرائط مساوی عدالت فرهنگی برای عمل فراهم کردیم داریم امام زمان(ع) وقتی ظهور میکند اولین چیزی که اقدام میکند عدالت عبادی ایجاد میکند فرصتهای ظلم عبادی را از بین میبرد فرصتهای عبادی را فراهم میکند برای بقیه.@ میگوید آقا کسانی که حج میروند مستحبات را انجام ندهند استعلام حج اگر یک استعلام کردی دیگر بس است بعضیها میروند در حج میبینی هر روز میخواهد برود استعلام حجر بکند این نوبت بقیه گرفته میشود رفتی به ضریح دستت خورده به ضریح بوسیدی ضریح را بیا کنار بقیه بروند فرصت را به بقیه هم بده.@ سؤال داری میکنی از استاد یک سؤال کردی برو بقیه پنج نفر دیگر ایستادند آنها هم میخواهند یکی یک سؤال بکنند یک سؤال میکند نه یک سؤال دیگر دوباره یک سؤال دیگر خوب بقیه چی بقیه هم آدم هستند میبینی بنده خدا یک سؤال مهم دارد میگذارد میرود.@ این فرصت عدالت را در خودمان ایجاد بکنیم عدالت در دانش را ما الان در کشور خودمان عدالت علمی نداریم یعنی امکاناتی که در قم هست در تهران هست برای یادگیری مردم جاهای دیگر توزیع نشده باید همه جا برود توزیع بشود.@ چه بسا خیلی از کسانی که الان اطلاعات به آنها نرسیده اطلاعات به آنها برسد از ما جلو میزنند در دنیا الان عدالتی وجود ندارد نسبت به شناخت اهل بیت ما باید این عدالت را ایجاد بکنیم ما باید برویم سراغ مردم دنیا تمام قارهها بگوییم همه شما بچههای امام زمان هستید همه شما خانواده آسمانی دارید همه شما خواهر برادران ما هستید همه شما بندگان خدا هستید الله این است.@ الان همه مردم دنیا این را میدانند یا نمیدانند؟ نه، ما باید قدرت ایجاد بکنیم ما باید دست به دست هم بدهیم این که حضرت میفرماید وفاداری و همدلی در مورد ظهور امام زمان همین است وقتی که ما دستمان به دست هم بدهیم یک قدرتی ایجاد میکنیم که انفجار میشود و این دین این آیین به دست همه برسد همه شناخت پیدا بکنند.@ باید همگی بدویم و کار بکنیم الان فکر بکنید همه ما یک گردان هستیم اینجا و میخواهیم یک خطی را بشکنیم همه تلاش میکنند خط شکسته بشود در جبهه ما خودمان اطلاعات عملیات بودیم تخریبچی بودیم در هر دو شغل هم به ما میگفتند که درگیر نشوید حق ندارید شما جنگ بکنید شما اطلاعات عملیات هستید.@ هزینه زیاد برای شما رفته تخریبچی هستید نیروی تخصصی هستید بروی درگیر بشوی یک تیر بخوری بمیری فردا یک تخریبچی به راحتی نمیشود تربیت کرد نیروی اطلاعات عملیاتی نمیشود تربیت کرد عملیات را بگذار رزمندهها انجام بدهند درگیری را آنها انجام بدهند شما فقط شناسایی بکنید اینها را برسانید و زود برگردانید.@ خیلی وقتها ما میرفتیم میدیدم اینطوری نیست واقعاً عملاً اگر ما درگیر نشویم کسی درگیر نمیشود یا اگر نایستیم تا آخرین مرحله نمیشود باید بایستیم درگیر بشویم جبهه احتیاج دارد برمیگشتیم میدیدیم که تیربارچی کمک تیربارچی نمیتواند کار بکند آرپیچیزن آرپیچیش افتاده خودش مجروح شده یا شهید شده باید آرپیچی را برداری تو بزنی.@ میامدیم میادیدم که مثلاً دو تا آرپیچی افتاده شهید شدند یا رزمندهها هر طوری هست آرپیچی را بردار با خودت بیاور اموال بیتالمال است میکشدیم با خودمان به سختی میاوردیم یک موتور بود یک ماشین بود میگفتیم این را باید ببریم دست دشمن نیافتد.@ وسط راه یک مجروح هست افتاده امدادگر نمیتواند این را بلند بکند میرفتیم چهار تا قبضه به خودمان آویزان میکردیم سر این برانکارد را هم باید میگرفتیم میاوردیم مجروح را باید میرساندیم کار کار همه است همه باید با همه وجود با همه توان با همه وسعشان بیایند وسط تا این انفجار اطلاعات اتفاق بیفتد تا دین دست مردم برسد.@ این در تبلیغ بحث تبلیغ جهانی فوقالعاده مهم است اگر قرار است همه بهشت بروند ما میخواهیم همه بهشت بروند خدا میخواهد همه بهشت بروند ما باید عدالت داشته باشیم شما فکر نکنید وقتی میگویند انفاق بکنید در روایت داریم کسی که اهل زکات نیست زکات شامل خمس و همه انفاقات میشود.@ زکات خیلی مهم است کنار نماز آمده مهمتر از نماز هم هست میگویند نماز ستون دین است ولی میگویند اگر زکات نباشد نمازش هم قبول نیست حضرت فرمود کافر است در بعضی از روایات داریم(یُقتَل) کسی که زکات نمیدهد کشته بشود خونش مباح است کسی که زکات نمیدهد اینقدر زکات مهم است.@ (لَیسَ بِمُؤمِنٍ وَ لا مُسلِم) کسی که زکات نمیدهد نه مؤمن است و نه مسلمان زکات گفتم شامل خمس میشود شامل انفاقات میشود کسی که اهل دادن نیست میگوید آقا من الان یک پولی در خانهام هست یک ثروتی دارم مردم الان گرسنه هستند نیاز دارند.@ هی طلا آویزان بکنم به خودم این را بگیرم آن را بگیرم ببر بده به کسی دیگر استفاده بکند بندگان خدا بیشتر به این چیز نیاز دارند به این چیزی که دست توست ولی زکات علم چی ما چقدر مبلغ تنبل داریم چقدر مبلغ خودخواه داریم چقدر مبلغ بیرحم و بیعاطفه داریم.@ این دین را دادند دستت امانت است به بقیه برسان این معنویت را به تو دادند این خانواده آسمانی را به تو دادند این را به بقیه برسان. هر جا میشود هر طوری میشود برویم همه جا این کار را انجام بدهیم(زَکاتُ العِلمِ نَشرُه) از زکات پول خیلی مهمتر است.@ طرف دخترخالههایش دخترعموهایش پسرخالههایش پدرش مادرش شوهرش حتی از این چیزهایی که این خورده اطلاع ندارد حتی همت نکرده به شوهرش بگوید به زنش بگوید به بچههایش بگوید به فک و فامیلهایش یکبار بگوید.@ قرآن میگوید(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) مبلغ اول از خانواده خودش از فامیلهای خودش شروع بکند اصلاً تلاش نکرده اینها را جمع بکند یک چیزی به اینها بدهد همسایهها دوستان همین همسایگانت را جمع بکن.@ یک جلسه بگذار خانتان 40 تاست 50 تاست صد تا همسایهها را دعوت بکن بیایید بنشینید در خانه یک جلسه بگذارید با همدیگر دور هم جمع بشوید به یک بهانه اصلاً همه خالهها دخترخالهها جمع بشوند بیایند خانه ما هفتهای یکبار یک آل یس میخوانیم یک کسی هم ده دقیقه صحبت بکند پنج دقیقه یک ساعت نیم ساعت صحبت بکن یک بهانهای باشد.@ این کار را که میتوانی در خانهات انجام بدهی در فامیلت انجام بدهی به یک بهانهای، ما اصلاً بخل داریم اینقدر تنبل تنپرور نمکنشناس زکات نمیدهیم یک کسی که مال خودش را زکات نمیدهد میگوید کافر است روایت داریم اینها متن روایت است بروید در رسائل الشیعه نگاه کنید باب زکات چقدر هم بابش مفصل است.@ کسی دارد اضافه مال دارد به بقیه نمیدهد کسی که الان یک مالی در خانهاش هست استفاده بهتری از آن میشود بکند برداشته ذخیرهاش کرده یک طوری نگهش داشته اینقدر خطرناک است حالا فکر کن یک کسی که علم به او داده باشند معنویت به او داده باشند عصمت به او داده باشند.@ معصوم به او داده باشند ولایت به او داده باشند استاد به او داده باشند کلاس به او داده باشند ثروت معنوی و فطری به او دادند این اصلاً بخیل بخیل اصلاً به جایی نمیرساند و این که من همیشه میگویم باطل جایی رشد میکند که حق کوتاه آمده باشد همین است.@ ما مبلغینمان کوتاهی کردند مراکز فرهنگیمان کوتاهی کردند در توزیع علم، آنطوری که باید انجام میشد انجام نشده این را باید به آن جهانی فکر بکنیم اگر همه باید بروند بهشت و حقشان هم هست راهش تعلیم است علم هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@