جلسه 012 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
9
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحث تفاوت تبلیغ و دعوت را عرض میکردیم که پایان این بحث یک نکتهای را خواندیم که توضیحش ماند این که دیگر تفاوت دعوت با تبلیغ آن است که در دعوت چون فراخواندن یک فرد به یک مجموعه است جنبه فرادهی آن کمرنگ است هر چند نتیجه هر دو یعنی دعوت و تبلیغ به تسلیم کشاندن مخاطب است.@ ما چون دعوت داریم میکنیم یک کار دعوت است آن خوراکی را که در تبلیغ میدهیم در دعوت نمیتوانیم آنطور خوراکدهی بکنیم و دعوت هم چون رنگ مذهبی دارد در جاهای دیگر چیزی به اسم دعوت نیست دعوت رنگی دینی دارد رنگ قرآنی دارد.@ شما دعوت میکنید مطالبی را مطرح میکنید مثل تبلیغ نیست که هم میتواند دینی باشد و هم غیر دینی هم میتواند مثبت باشد و هم منفی، دعوت یک محتوا دارد و آن هم مثبت هست باز میگویم دعوت با مفهوم دینی خودش، و این محدودیت در دعوت هست که آن خوراکدهی که باید بدهیم به طرف مقابل یک مقدار کمرنگ هست.@ شاید بتوان گفت که دعوت کشاندن فرد است به سوی مطلوب ولی در تبلیغ القاء مطلوب چه خوب و چه بد به مخاطب است برویم سراغ مورد بعدی موعظه، موعظه و وعظ بر خلاف دعوت از کاربرد بیشتری در زبان فارسی برخوردار است.@ موعظه و وعظ به معنای پند دادن سخنان دلنرمکننده اندرز و نصیحت است این کلمه از ریشه عظه به معنای پند دادن است جوهری مینویسد(اَلوَعظُ اَلنُصح وَ التَذکیرُ بِالعَواقِب) نصح یعنی خیرخواهی نصیحت و تذکیر یادآوری عواقب کار عاقبت کار.@ یعنی وعظ به معنای نصیحت و یادآوری پیامدهاست در کتاب العین آمده است اینهایی که نوشته جوهری یا در کتاب العین یا ذیبدی اینهایی که میبینید کتاب لغتهای مشهور هستند.@ موعظه به معنای یادآوری نیکی و خیر به یک فرد است به گونهای که قلبش را نرم کند در خود این چون ما تبلیغ را مجموعهای از همه اینها میگیریم باید دقت بکنیم که اگر کسی خواست یک نفر را موعظه بکند در آن موعظهاش جنبه نرمکنندگی دل را رعایت بکند یعنی موعظه آنطور نباشد که شخص وحشت بکند از شخص موعظهگر بدش بیاید.@ متنفر بشود از کلمات و الفاظی که به کار میبرد گاهی وقتها ما میخواهیم بچههایمان یا کسی را نصیحت بکنیم میخواهیم یک حرفی را در دلش بگذاریم میخواهیم یک منشأ اثر بشود این حرف غیر از اطلاعات دادن است شما در تبلیغ یک بُعدش آموزش دادن است میخواهید آموزش بدهید آگاهی بدهید.@ ولی در موعظه شما دنبال این هستید که این شخص یک عملی را انجام بدهد یک تصمیم جدیدی را بگیرد یک سبکی را اتخاذ بکند و چیزی را ترک بکند صرف آموزش نیست در آموزش معلم تعلیم خودش را میدهد کاری با قبول و رد ندارد کاری با اینکه شخص در عمل چکار میخواهد بکند ندارد.@ ولی در وعظ موعظه شما وقتی بچهتان را موعظه میکنید یا یک کسی را نصیحت میکنی میخواهد الان طلاق بگیرد میخواهی موعظهاش بکنی که طلاق نگیرد میخواهد طلاق بدهد میخواهی موعظهاش بکنی که طلاق ندهد میخواهد از خانه فرار بکند یا یک گناهی را میخواهد مرتکب بشود.@ ادامه میخواهد بدهد یا یک واجبی را ترک کرده اینها را که شما دارید نصیحت میکنید باید حتماً این جنبه نرمکنندگی دل به آن توجه بشود لذا سرکوفت و سرزنش و اینها در موعظههایی که شخصی هست نباید باشد.@ گاهی وقتها هست که امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه موعظه میکند اما این موعظه در قلب میرود تند هست مذمت هم گاهی وقتها دارد ولی این عمومی هست جنبه عمومی دارد ولی وقتی شخصی شد در شخصی ممکن است که این موعظه اثر عکس بگذارد.@ یا مثلاً در جمع باشد که این متأسفانه اشتباه بسیار بزرگ و شایع هست در موعظه پدربزرگها مادربزرگها مبلغین بعضی از افراد موعظه را در جمع انجام میدهند جلوی کسی دیگر یک کسی را موعظه میکنند.@ الان میخواهد این زن و شوهر را موعظه بکنند پرخاشهایی را که قرار است به مرد بکند در خلوت جلوی زنش میکند مرد میافتد به لجبازی جلوی شوهرش میکند زن میافتد به لجبازی باید اینها را تفکیکشان کرد بگوید من میخواهم چند دقیقه میخواهم با این خصوصی صحبت بکنم جدا صحبت بکنم این خیلی مهم است.@ در روایت علی(ع) میفرماید کسی که تو را تنهایی موعظه میکند تو را آراسته اما وقتی کسی در جمع تو را موعظه بکند تو را زشتت کرده این خوب نیست این فرهنگ تنهایی صحبت کردن را ما در موعظه باید به آن دقت بکنیم میخواهی به مادرت تذکر بدهی جلوی پدرت نده میخواهی با پدر تذکر بدهی جلوی مادرت نده.@ مگر یک جایی که نیاز هست که واقعاً در جمع باشد یعنی بعضی جاها نیاز هست که طرف مقابل باید بداند که موضعگیری تو چیست حرف تو چیست باید بداند مثلاً آقایی آمده ادعا میکند که خانم من خانم خیلی بدی است و من فرد خوبی هستم و بچهها هم همه علیه این مادر هستند.@ شما باید با بچهها جداگانه صحبت بکنید نظر بچهها را بپرسید که خوب بالاخره در دعواها قطعاً طرفین یک کوتاهیهایی دارند به نظر شما بیشتر تقصیر با پدرتان هست یا با مادرتان است این را باید اول از این بگیرید بعد مطمئن بشوید که بچهها حاضرند جلوی پدرشان یا جلوی مادرشان به نفع دیگری رأی بدهند.@ حاضرند این کار را بکنند و بعداً اینها را در جمع بیاورید بگویید بچههایتان نشستند اینجا شما بگو ببینم به نظر شما در دعواهای بین پدر و مادرتان کدام بیشتر مقصرند اگر بخواهید درصدبندی بکنید چون اینطرف مدعی هست من گناهم کم است یا اصلاً من بیگناه هستم.@ بچهها هم ملاحظه پدر مادر را میکنند حرمت نگه میدارند که میگویند که هر دو مقصرند ما نمیدانیم ولی اینها هی درگیری میکنند اینطوری نه، چه کسی بیشتر مقصر است مثلاً پدرم، حالا اگر بخواهید درصدبندی بکنی چند درصد پدرت چند درصد مادرت؟@ یک پدری که قلدر است دارد میگوید همه به نفع من هستند یا مادری که قلدر است میگوید همه به نفع من هستند این باید در جمع بشنود که بقیه دارند چه میگویند در مورد او، یک موقع هم هست بچه حاضر نیست بیاید شهادت بدهد شما به زوجین میگویید که من با بچهها صحبت کردم و به این نتیجه رسیدم که شما بیشتر تقصیر دارید.@ یک موقع هست یک کسی اینطوری نیاز دارد که محکمهای با او برخورد بشود که این کم است انسان تا میتواند نباید محکمهای صحبت بکند و در غیر اینصورت دیگر گفتن و تذکر دادن و مسائل موعظه نصیحت اینها باید حتماً خصوصی انجام بشود.@ یا بالاخره من صحبت کردم بلند بشوید بروید سر خانه زندگیتان، دیگر حالا چه گفتم چه شد اینها بماند به مرد آدم نصیحتش را میکند جداگانه به زن نصیحتش را میکند موضعگیرهایشان را محکم میکند نسبت به همدیگر، تثبیتشان میکند حالا بلند بشوند بروند دنبال زندگیشان.@ موعظه بازگفتن ثواب و عقاب است برای ملایم کردن قلب، باز نگاه کنید نرم کردن قلب در آن هست شاید تعبیر آمده در لغت دهخدا زیباتر باشد موعظه سخنی است که دلهای سنگوار و سخت را نرم سازد و اشک از دیدگان جامد بگشاید و کردارهای زشت را نیکو گرداند.@ این قدرت موعظه است اوج موعظه اینطوری هست ولی لزوماً ممکن است اشک نباشد و ممکن است اصلاً منجر به عمل نشود تأثیرش را بگذارد شخص بفهمد که دارد اشتباه میکند ولی در نهایت زورش به خودش هم نرسد فقط بفهمد که دارد اشتباه میکند.@ اصطلاح وعظ و موعظه چندان از فضای لغوی آن دور نیست این واژه در اصطلاح بازگو کردن مطالب اخلاقی و دینی و بیان ثواب و عقاب کارها و نیز ذکر آخرت است تا افراد از آن پند گرفته و دست از کجروی و زشتی بردارند.@ این واژه منحصراً در امور دینی و اخلاقی کاربرد دارد بخلاف تبلیغ که در عرصه سیاسی و اقتصادی کاربرد بیشتر دارد و نیز برخلاف دعوت که در عرصه اجتماعی و گفتگوها عمومی در زبان فارسی به فراوانی استعمال میشود.@ پس این فرقهایش را دقت کنید نکته خیلی مهمی که در مقوله موعظه هست این هست که خود این حالت موعظه گاهی وقتها چون ما دعوتمان میکنند به یک سخنرانی یا به یک کلاس که بیشتر جنبه یک سخنرانی فقط دارد یک جنبه کار آموزشی دارد.@ شما را دعوت بکنند در یک دانشگاه یک مرکزی یک جایی گفتند به یک مناسبتی مثلاً حالا شما میخواهید یک صحبتی بکنید این صحبت که میخواهد بشود خیلیها فقط برایشان این مهم است که یک سخنران بیاید بگویند که ما یک سخنران دعوت کردیم اینجا به این مناسبت صحبت کرد.@ آنها که دعوت میکنند شاید خیلی دنبال تأثیرگذاری نباشند مسئول روابط عمومی یک جاست مسئول تبلیغات یک جاست جزء برنامههایش هست باید بیلان کار بدهد شما را دعوت کرده میخواهد یک سخنرانی شما آنجا بکنید یک جلسه یک کلاسی آنجا برقرار بشود.@ این هنر شماست که از جایی که از شما خیلی تأثیرگذاری نمیخواهند جلسه منعقد شده برای اینکه فقط برگزار بشود دنبال اثر باشید یعنی آن محتوا را به یک اثر خوب برسانید مثلاً به مناسب هفته دفاع مقدس شما میخواهید صحبت بکنید مدرسهای جایی ادارهای گفتند شما به مناسبت هفته دفاع مقدس صحبت بکن.@ حالا شما میایید یک مقدار صحبت میکنید اما این مهارت یک مبلغ هست که بتواند توجه به سبک زندگی یک شهید بزرگواریهای شهدا فدارکاریهای شهدا و مسائلی از این قبیل را از زندگی شهدا طوری بیان بکند که افراد دگرگون بشوند.@ ما تعداد زیادی از افراد در تبلیغاتی که حالا چه در مناطق جنگی چه در مناطق غیر جنگی توسط مبلغین توسط راویان آن که روایت جنگ را میکنند هدایت شدند اینقدر قشنگ این روایت کرده اینقدر خوب بیان کرده که شخص با شهدا آشتی کرده.@ شما ببینید هر سال بیشتر میشود تعداد مشتریان اردوهای مناطق دفاع مقدس اینقدر خوب توانسته بگوید از زندگی اینها از قدرت اینها چون اینها هم به ما نزدیکتر هستند خیلی مهم است این نکته را یادتان نرود حتماً تأکید میکنم فراموش نکنید آن این هست که ما گاهی وقتها میخواهیم مثال بزنیم از علما و بزرگان و صدیقین و صالحین و عرفا مثال میزنیم.@ این شخص تأثیر در او میگذارد اما تأثیر اینکه از یک نفر شبیه خودش با سبک زندگی خودش مثال بزنید خیلی بیشتر هست میگوید آقا او مجتهد بوده مرجع تقلید بوده او سی سال در حوزه کار کرده تمرین کرده من که یک کارگرم یک خانهدارم من یک کارمندم من یک مدیرم من که مثل او نیستم.@ ولی وقتی شما از یک شهید مثال میزنید شغلش را میگویید که این یک ورزشکار بوده این یک کارمند بوده یک کارگر بوده از خود جامعه این که قرآن تأکید دارد(رَسُولاً مِنْكُمْ) یک رسولی مثل خودتان از قوم خودتان اصلاً این خیلی مهم است ببینید اینها توانستند.@ این همسایه توانسته برادرت توانسته برادر کوچکت توانسته برادر بزرگترت توانسته پدرت توانسته عمویت توانسته داییت توانسته بچه محلهایت توانستند این خیلی خوب هست او هم مثل من گناهکار بوده او هم مثل من اطلاعاتش اینطوری بوده او هم مثل من بوده.@ ولی یک همچین فرازی را طی کرده یک همچین افقی را توانسته پرواز بکند این خیلی اثرش بیشتر هست و متأسفانه الان در کشور ما کمتر از شهدا مثال میزنند وقتی میخواهند مباحث عرفان گفته بشود الان بهترین مثالهای عرفانی برای اوجها شهدا هستند که تا(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) رفتند و مسیر را کوتاه رفتند کوتاه طی کردند.@ از همینها مثال بزنید عالم کارش خیلی ارزشش بیشتر است عالم سختیهایی که یک عالم میکشد به معنای حقیقی یک عالم باتقوا و وارسته میکشد تا بتواند یک علم را منتقل بکند یک تحولی را ایجاد بکند خیلی زیاد هست برای همین هم روز قیامت برتر از خون شهدا هست مدال علما.@ اما از نظر حس نزدیکی از نظر روانشناسی این شخص با یک کسی که نزدیک خودش هست بیشتر میتواند ارتباط برقرار بکند شاید برای طلبهها اگر از علما بزنیم خیلی خوب است از مردم هم بزنیم خوب است ولی بیشتر از شهدا باید گفته بشود.@ از انسانهایی که شبیهتر و نزدیکتر هستند از نظر سبک زندگی سطح زندگی سطح معلومات به عموم جامعه لذا از این مسئله غفلت نکنید خیلی مهم هست یک مبلغ خوب باید مطالعات خوبی در زندگی شهدا داشته باشد در زندگی آزادگان داشته باشد.@ در زندگی جانبازان داشته باشد و بزرگواریها نقاط عطف اوجها را در زندگی اینها بشناسد که بعد بتواند اینها را تبلیغ بکند و بگوید چون اینها خیلی نزدیک هستند که بگویند شهید یعنی چی شهید عادی نیست کلمهاش نباید به گوش افراد عادی بشود آقا شهید، شهید شاهد است حالا در بحثهای عرفانی الان ما نمیتوانیم اینجا اینها را بگوییم.@ یک کسی اگر میخواهد شهود پیدا بکند یعنی مشاعرش آنقدر باید قوی باشد که بتواند شاهد باشد مردهها که اینطوری نیستند مردهها وقتی میروند آنطرف خیلی وقتها تا مدتها و تا سالها اصلاً یادشان نیست چه کسی هستند و چه چیزی هستند مردههای متدین را میگویم.@ یعنی این یک دفعه میبینی ده سال پانزده سال بیست سال در برزخ تازه یادش میافتد پیغمبر اسمش چه بوده تازه یادش میافتد امیرالمؤمنین کیست اصلاً نمیتواند دفعه اول به شما بگوید که مثلاً امامی علی(ع) امام من علی است زبانش بند میاید آنجا وقتی میرود آنقدر فشار به انسان ورود به آنجا میاید.@ شما الان خیلی وقتها در حادثههای عادی ببینید شخص تکان میخورد اصلاً تا چند وقت گیج است گنگ است یک اتفاقی که میافتد برایش یک دفعه اصلاً تعادلش بهم میخورد دچار فراموشی میشود یک شماره را اشتباه میگیرد یک جای دیگر اشتباهی میرود یک حرف دیگر را اشتباهی میزند از بس حادثهای که ذهنش را مشغول کرده فشار دارد.@ سر نماز اصلاً یادش میرود دارد با خدا حرف میزند شوهرش جلویش نشسته دارد با او حرف میزند زنش جلویش نشسته دارد با او حرف میزند میبینی اصلاً هیچ چیزی نمیشنود با تو هستم میبینی اصلاً آن مسئلهای که ذهن این را مشغول کرده آنقدر هست که این را از محضر گیج کرده.@ این وقتی که میرود در برزخ حادثهای که در برزخ اتفاق میافتد خیلی کمرشکن و سخت است اگر خوشحالکننده هم باشد هیجانش آنقدر زیاد است که انسان دچار فراموشی میشود خیلی چیزها از دست آدم میرود یک کسی که بتواند شهادتها را با خودش ببرد در برزخ خیلی آدم قوی است.@ یعنی وارد یک صحنهای بشود که نکیر و منکر را ببیند وارد یک عالمی بشود که اصلاً همه چیزش برایش جدید است مثل بچهای که از رحم مادر آمده به دنیا فکر کنید این بچه خدا نگاه کنید چشم بچه را باز نمیکند بچه تا 20 سانت 25 سانت بیشتر نمیتواند ببیند تا بعد یواش یواش انس میگیرد.@ تا یواش یواش چشمش باز بشود بفهمد یک پدری هست یک مادری هست این مادر است این پدر است این برادر است این خاله است این عمو است این خانه است چون بچه یک دفعه از رحم مادر بیاید یک دفعه این قیافهها را ببیند این فضا را ببیند همینطوری که میاید کلی گریه دارد.@ یک دفعه مشاعرش باز شده میبینی طرف رفته در برزخ مدتها طول میکشد اصلاً بفهمد کیست گفت آن ولی خدا شخصی را در برزخ دیدم میگفت خیار دارم خیار است دیدیم که هنوز نمرده هنوز در حال و هوای این است خیلیها وقتی میروند در برزخ با حال و هوای تعلقاتشان مدتها گیج هستند اصلاً آنجا.@ تو مُردی اینجا هستی در برزخی اینها کیستند اینجا چه هستند داستان چیست این را بخواهی به هوشش بیاوری مدتها طول میکشد شما اگر بخواهید مشاعرتان را باز بکنید مشاعر خیلی کار سختی است یک کسی که میخواهد به کشف برسد به خواب برسد ببینید شما الان چند نفر میتوانند خواب خوب ببینند خوابهای واضح و شفاف ببینند.@ این باید اینقدر به این شخص در عالم بیداری این شخص سختی بکشد محدودیت تحمل بکند ریاضت بکشد طهارت داشته باشد پاکی داشته باشد خلوت داشته باشد که وقتی خواب میبیند بتواند یک چیزی را دریافت بکند غالباً هم که خواب به آنها میدهند خواب به آنها میدهند در خواب هم با آنها حرف میزنند.@ اما این بنده خدا آنقدر شلوغ است صبح بلند میشود میگوید یادم رفته، چرا یادش رفته؟ چون تطهیر ندارد چون گناه دارد معصیت دارد میگوید من یک خواب خوب دیدم ولی یادم رفت بقیهاش یادم نیست یک چیزش یادم هست دو تا از آن را یادم هست این مال مشغولی است.@ معصوم را خواب دیدم ولی فقط یادم هست خواب دیدم فلان مرجع را فلان امام را مقام معظم رهبری را فلان شهید را فلان کس را خواب دیدم ولی یادم نیست این یک کسی که بخواهد شاهد بشود میدانید یعنی چی؟ شاهد بشود یعنی اینقدر مشاعر این باز است که در برزخ تسلط کامل به اوضاع خودش دارد.@ یک رئیس آنجا یک پادشاه آنجاست بعد به کل عالم شهادت دارد شهید است شاهد شده نظارت دارد به بقیه اینقدر مسلط این اینقدر باید فشار تحمل کرده باشد آنقدر باید سختی تحمل کرده باشد تا به یک پاکی و شهودی رسیده باشد که شهید بشود.@ این ریاضت میخواهد این محدودیت میخواهد این طهارت میخواهد این برخورد با طبیعت میخواهد جهاد با نفس میخواهد یقیهگیری میخواهد یک کسی که ول است هرزه است ذهنش خیالیش آدم تنبلی است هر کاری دلش بخواهد میکند.@ یک آدم بیظرفیتی هست تسلط روی خودش ندارد عصبانی هست پرخاشگر است زودرنج است این اصلاً نمیتواند هیچ وقت مشاعرش باز نمیشود حتی خیالش هم باز نمیشود یعنی وقتی که میخواهند به او بدهند در خیال در بیداری که اصلاً کسی عمراً بتواند این را دریافت بکند.@ در میلیونها آدم یک نفر آنقدر تسلط داشته باشد که بتواند در بیداری ارتباط برقرار بکند یعنی حسش را انگار که ندارد شما الان چرا میتوانید خواب ببینید چرا میتوانید از بدن برزخیتان استفاده بکنید چون مشغلههای حسی از شما گرفته میشود میتوانید از آن بدنتان استفاده بکنید ببینید.@ حالا فکر کن یک کسی در بیداری میتواند این کار را انجام بدهد یعنی این آدم آنقدر قدرت دارد که توانسته بیداریش را مثل خواب بکند اینقدر در بیداری خلوت داشته باشد اینقدر او در بیداری تمرکز دارد که میتواند یک کاری بکند که انگار اصلاً بیدار نیست وارد برزخ میشود.@ شما الان میخواهید امام زمان را ببینید امام زمان مگر الان کجاست دیدنش مگر چطوری است امام زمان خیلی راحتتر از امیرالمؤمنین است امیرالمؤمنین الان حس ندارد بدن ندارد امام زمان حس دارد بدن دارد او هم مثل ما حواس دارد.@ فرشتههای ما الان کجا هستند؟ با ما هستند برزخ کجاست؟ ملکوت کجاست؟ همراه ماست پس چرا ما نمیتوانیم در بیداری که عمراً در خواب هم ما اینقدر گرفتاری داریم آلودگی داریم مشغله داریم نمیتوانیم شهود بکنیم.@ خدا یک موقع میخواست یک کسی را راهنمایی بکند فرشتهها میخواهند یک چیزی به یک کسی بدهند یک شهید میخواهد به یک کسی سر بزند عزا میگیرد در آن برزخ مینشیند شهید میگوید من چه موقع بروم به این سر بزنم این اصلاً وقت ندارد من به او سر بزنم.@ یک موقع میبینی مثلاً دو ثانیه ذهن این خلوت شده شهید میاید در خوابش میاید یک چیزی به او میگوید بالاخره چون اصلاً جا ندارد بنده خدا نوع تغذیهاش نوع باطنی که ساخته شلوغ است یک باطن پر سروصدای شلوغ که دریافت نمیتواند داشته باشد.@ شهید وقتی شما میگویید شاهد شده میدانید چکار کرده این چه مسیری را از توی طبیعت گذرانده چه طبیعتی از این کنده شده تا این توانسته مشاعرش را باز بکند کار هر کسی نیست حالا یک عالم که در طول بیست سال سی سال چهل سال پنجاه سال این هر لحظه شهادت داشته هر لحظه شهید شده.@ نگو چرا این خانم این آقا اینقدر قشنگ خواب میبیند ما نمیبینیم اصلاً ملاک ورود به برزخ ورود به چیز این هست که شما باید یک فیلتری را رد بکنید ممکن است که بیحجاب هم باشد یک بدحجابی را هم داشته باشد ممکن است خیلی از چیزهایی که تو انجام میدهی نداشته باشد.@ ولی یک فیلتری از طبیعت یک شوهری دارد که این شوهر پاکش میکند یک زنی دارد که این زن خودش میشود کفاره این، یک مادرشوهری یک پدرشوهری یک فضایی یک فیلترهایی دارد که این رد میشود این هم حجاب است حالا حجاب داشته باشد یا نداشته باشد.@ ما یک غیبت میکنیم این بیحجاب است حالا نه زناکار است نه مشروبخوار است نه اهل فحشاست ولی من یک غیبت میکنم تاریکی حجم ظلمت هفتاد زنا را میگذارد روی روح من با یک غیبت حالا آن بنده خدا اصلاً اهل غیبت هم نیست.@ دروغهایی که ما میگوییم او نمیگوید تکبری که ما داریم او ندارد نخوتی که ما داریم او ندارد خودشیفتگی که ما داریم او ندارد معلوم است مثلاً طرف فحشای ظاهری دارد مثل ما اسیر فحشای باطنی نیست حساب میشود خودبرتربین نیست منتگذار نیست تحقیرکننده دیگران نیست.@ عاشق کمالات خودش نیست من من نمیکند او راحتتر خواب میبیند اینها را دارم میگویم که در عمل به درد شما میخورد در تبلیغ نگویید مثلاً خانم اجازه ما دیشب خواب فلان خواب را دیدیم آقا ببین من این خواب را دیدم باید بتوانیم تحلیلی از این داشته باشیم این شهید شده.@ میگوید این زن باردار وقتی میمیرد اگر در وضع حمل بمیرد شهید است چرا؟ چون این حجمی از فشار را که تحمل کرده خورده به مشاعرش خورده به تمام وجود این زن باردار مشاعرش باز میشود.@ پیامبر را شما نگاه کنید وقتی میخواسته وحی به او نازل بشود یعنی جبرئیل بیاید سراغش وحی که میخواسته به او برسد تا دَم شهادت تا دَم مرگ میرفته پیغمبر اینطور نیست که راحت مشاعر آدم باز بشود یک کسی کشفی بکند خوابی ببیند حسی پیدا بکند باید جایی طبیعت را کنار گذاشته باشد.@ حالا فرمول دارد اینها را که الان نمیتوانیم درسش را بگوییم اینها قواعد بین طبیعت و فطرت خودش یک دوره اردو لازم دارد حالا این را میگویند شهید است آقا به بقیه بفهمان شهید یعنی چی شهید خیلی عظمت دارد.@ لذا شما وقتی هنوز هم میروید مناطق جنگی میبینید آن قدرتها آن عظمتها آن فداکاریها آن بزرگواریها هنوز هست تأثیرش را هم میگذارد من دیشب جایتان خالی نائب الزیاره همه شما بودم مسجد خرمشهر مسجد جامع وقتی وارد این مسجد شما میشوید یکی دو تا از رفقای ما دوستان ما که آمده بودند آنها هم قبلاً نیامده بودند.@ وقتی خودشان وارد شدند بعضیها هم بودند در این گروهی که ما بودیم بعضیها اصلاً دوست نداشتند بیایند در این مسجد رأی خورده بود به اکثریت جمعی آمده بودند آنقدر حال آدم منقلب میشود این شهدا را عکسهایشان را میبیند آن فضای مسجد.@ هنوز آثار قدرتمند خودش را دارد یعنی من خودم وقتی رفتم آنجا به من گفتند میخواهید بیایید یا نه خیلی بودند در گروه گفتند نمیاییم من گفتم من نوروز آنجا بودم وقتی واردش شدم همهاش دنبال آن حسی بودم که در نوروز به من در این مسجد دست داده بود دنبال آن میگشتم.@ گفتم بروم اینها حتماً یک کمکی به من میکنند حتماً یک حجمی از حجاب را برمیدارند آنقدر تشعشع دارند خیلی راحت آن چیزی که در هتل اتفاق نمیافتد در جای دیگر اتفاق نمیافتد وقتی میروی آنجا میبینی که همینطوری است باز شاد قدرتمند نورانی.@ آن کسی که آمده بود با من چند نفر بودند یکیشان آمد من یک چند دقیقه از مسجد رفتم بیرون آمدم دیدم زار زار دارد گریه میکند بگوییم شهدا کیستند به کجا رسیدند اینها چه مقاماتی دارند بعد شما وقتی در موعظه از این استفاده بکنید قطعاً روی قلب دیگران اثر میگذارد.@ ما حجاب عادت نسبت به شهدا دارد خفهمان میکند امام میفرماید شهدا ذخائر عالم بقا هستند ما این ذخیره را داریم از دست میدهیم از بس عادت کردیم به آنها این که در روایت داریم(اَزهَدُ النّاس فِی العالِم اَهلُهُ وَ جیرانُه) نبی اکرم(ص) بیرغبتترین مردم نسبت به یک عالم خانواده خودش هستند و همسایگانش.@ به خاطر چی؟ حجاب عادت، نمیتواند از این شخصیت از داراییهای این استفاده بکند ممکن است با یک پنجم این در بیرون چون عادت ندارد بتواند استفاده بکند ولی از این نمیتواند استفاده بکند ما از این ذخائر عالم بقا نمیتوانیم استفاده بکنیم.@ آنجا من قسم خوردم رفقا بودند چند نفر بودند کسانی که دوران جنگ بودند دیشب داشتیم خاطرهگویی میکردیم در مسجد، گفتم من هرگز از اول جنگ تا الان نتوانستم عادت بکنم به این چیز یعنی اصلاً آن موقع هم که با آنها بودم نمیتوانستم حساب بکنم یکی از اینها هستم همه چیز اینها برای من غیر عادی بود.@ اصلاً همه چیز جنگ غیر عادی بود من هیچ وقت عادی نگاه نکردم الحمد لله این حجاب عادت آدم را خفه میکند شهید فلانی شهید فلانی نمیتوانی از آن استفاده بکنی میدانی کجا هست همین که شما الان میبینیش این کسی که در عکسش تو نگاه میکنی میبینی پاچه گشاد است.@ خط ریشش تا اینجای صورتش بوده یک سبیل خیلی کلفت دارد شاید اصلاً ریش هم نداشته خیلی چیزهای دیگر الان تو ببین این کجا رفته باعث شده ما از این ذخیره نتوانیم استفاده بکنیم حواسم نیست کنار چه کسانی دارم زندگی میکنم با چه کسانی هستم.@ وقتی دارم میروم بهشت زهرا یا یک جای دیگر که مرقد شهدا هست متوجه نیستم سر قبر چه کسی دارم میروم یک سلطانی هست آنجا برای خودش این یک سهم بزرگی از شفاعت دارد مشکلگشا است بابالحوائج است ما اصلاً نمیتوانیم خوب از آنها استفاده بکنیم.@ نکته دیگر در بحث موعظه این هست که در موعظه خیلیها از موعظه خوششان نمیاید مشمول فرهنگ غربی یک سبک زندگی غربی الان در زندگی ما رواج است موعظه نمیخواهم بکنم قصد موعظه ندارم من از موعظه خوشم نمیاید این سبک زندگی طبیعتگرا است.@ طبیعتگرا از موعظه شدن و کردن خوشش نمیاید و مشهور هم شده خیلی بد است موعظه در نظام فطری یک جایگاه بزرگی دارد خدا موعظه میکند انبیاء موعظه میکنند(عِظهُم) موعظهشان بکن بزرگان ما علمای ما موعظه داشتند موعظه میکردند موعظه باید جزئی از زندگی فرد باشد.@ در روایت داریم کسی که از موعظه خوشش نمیاید در عقاب الاعمال شیخ صدوق داریم عذاب کسی که از موعظه خوشش نمیاید ذکر کرده کسی که از موعظه خوشش نمیاید چه عذابهایی دارد آن عذاب در دنیا سراغش میاید یعنی گرفتاریها و مشکلات و انقباضها هست یک کسی که دوست ندارد موعظه بشود.@ خیلی خطرناک است آدم موعظه دوست نداشته باشد بشود من تعداد کلاسهایی که در طول هفته دارم جلساتی که دارم درس میدهم خیلیهایش را شما میدانید مقدرایش هم نمیدانید قطعاً بیشتر از این مقدار خودم موعظه میشوم یعنی مینشینم یک جا موعظه بشوم یک بار دو بار سه بار چند بار مینشینم موعظه بشوم.@ چه در خانه از مباحث اساتید استفاده میکنم از صدایشان از آثار موعظهشان یا خودم حضوراً حتماً میروم یعنی قطعاً مقداری که خودم مینشینم گوش میکنم بیشتر از آن مقداری هست که میگویم با این حال هنوز هنوز خیلی خیلی ما احتیاج به موعظه داریم کمبود داریم.@ این فرهنگ را مبلغین باید عوض بکنند در جامعه که آقا از موعظه خوشم نمیاید قصد موعظه کردن ندارم نه موعظه اثر دارد موعظه حیات دل است یک کسی بهرهمندی از موعظه ندارد این کُند بیبهره گدا و فقیر وارد برزخ میشود.@ موعظه آنقدر بزرگ است که معصوم مینشیند به یار خودش میگوید من را موعظه بکن موعظه برای دل عاشق مثل یک ترانه میماند یعنی چی یاد معشوق میاندازد یاد آخرت میاندازد یک کسی که واقعاً انسی با آخرت دارد(شَوِّقوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) مشتاق کنید خودتان را به آخرت.@ یک کسی که واقعاً اینکاره است از موعظه فوقالعاده لذت میبرد موعظه برای یک نفری که زنده است هوشیار هست حواسش هست خودش را میشناسد مثل یک غذا میماند مثل یک هوا میماند مثل یک آب میماند برای یک جگر تشنه، آدم سرمایهگذاری بکند ساعتها طی بکند که برود یک ساعت موعظه بشنود.@ من ده سال یازده سال تمام رفتم قم تنها از اینجا میرفتم قم که فقط یک ساعت موعظه بشنوم و برگردم الان دوستان ما میایند رفقایی که میایند منزل استاد ما برای درس اخلاق تعدادی از آقایان هستند واقعاً با همت هر چهارشنبه همت میکنند بلند میشوند میایند آنجا یک پابوس خانم یک جمکرانی یک ساعت دو ساعت هم آدم موعظه بشنود.@ میارزد آدم ده ساعت دوازده ساعت وقت بگذارد برود بنشیند یک جا موعظه بشود این واجب است این لازم است برای ما ولی متأسفانه در فرهنگ ما دارد این سبک زندگی غلط دارد کار را خراب میکند.@ و ما به عنوان یک مبلغ باید یکی از چیزهایی که جا میاندازیم در جامعه این هست که مردم باید موعظه بشنوند مردم باید موعظه بشوند خوششان بیاید از موعظه لذت ببرند از موعظه.@ جمله را برسانیم وقتمان تمام شد این واژهها تنها در دایره دین و زمینه اخلاق بکار میرود در موعظه واعظ با بکارگیری روشها و نیز استفاده از داستانها و قضایای تاریخی و طرح مسائل اخلاقی اینها عناصر موعظه است دقت کنید.@ داستانها و قضایای تاریخی طرح مسائل اخلاقی بهرهگیری از اطلاعاتی عاقبتاندیشانه دینی مخاطب خویش را به معنویت و ارزشهای دینی و انسانی فرامیخواند و به این طریق میکوشد تا انحرافات را از او بزداید و او را به راه صحیح زندگی بکشاند.@ شما در تاریخ نگاه کنید ائمه بزرگان دین گاهی وقتها یک آدم قلدر را یک آدم سرسخت را با یک موعظه خیلی کوتاه متحولش کردند این پیغمبر چند جمله راجع به عذاب جهنم میگوید یک آدم گردنکلفت قدرتمند یک آدم لجباز میبینی که زانو میزند.@ استاد ما میفرمودند که در مجلسی بودم یک آقایی آمد نشست گفت من که اصلاً خدا را قبول ندارم همینطوری خیلی تند جلوی همه، گفت این آدمی بود که قبلاً در روستا زندگی میکرد بعد آمد در شهر و سرمایهدار شد برای خودش بالاخره مغرور شده بود.@ به او گفتم تو میدانی خدا کیست؟ گفت یک تعجب کرد نگاه کرد گفتم خدا آن کسی هست که تو را از آن طویله آورده در شهر رسانده به این نعمتها، خودت این کار را کردی؟ گفت بلند شد رفت وضو گرفت آمد نمازش را خواند.@ یک موقع میبینی یک کسی همین برایش کافی است باید بدانی که باید به او چه بگویی اینقدر اثر دارد بزرگان ما از این خیلی استفاده کردند و باید ما این فرهنگ را تقویت بکنیم که مقام معظم رهبری این همه تأکید روی تبلیغ سنتی دارند و تأسف میخورد که چرا ما با این تبلیغ سنتی از آن خوب استفاده نمیکنیم.@ منبرها مجالس مجالس عمومی روضهخوانیها عزاداریها سخنرانیها و تبلیغات سنتی از آن خوب استفاده نشده ایشان معتقد است که ما باید از این نعمت عظیم تبلیغ سنتی استفاده بکنیم همین که این خانم فلانی جلسه میگیرد آقای فلانی را دعوت میکند خانم فلانی را دعوت میکند بیاید بنشینند یک چیزی بگویند تبلیغ سنتی.@ یک کسی میمیرد مجلس ختم هست سخنرانی میگذارند هفت هست سخنرانی میگذارند چهلم هست سخنرانی میگذارند مجالس عزا هست سخنرانی میگذارند ماه مبارک هست سخنرانیها هست تبلیغ سنتی هست منبر هست باز دقت بکنید.@ این جایگاهش فوقالعاده مقدس و مهم است و باید تقویت بشود مقام معظم رهبری گله داشت که ما از این خوب استفاده نکردیم در این سی سال نیامدیم سطحش را ارتقا بدهیم خیلی قابل ترقی هست قابل ارتقا هست و باید این کار اتفاق بیفتد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@