اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ صفحه 28 بند 7 در تبلیغ گفتگو وجود ندارد بلکه گفتن یک سویه یا نشان دادن علامت و نشانه و یا عمل کردن و رفتار است به تعبیر دیگر تبلیغ عمل یک طرفه است و این تنها مبلغ است که به صورت فعال و پویا وارد عمل میشود و مخاطب صرفاً به عنوان پذیرا و منفعل ایفای نقش میکند.@ این البته در بعضی از حیطههای تبلیغ درست است مثل تبلیغات بازرگانی یا بعضی از تبلیغات دیگر مبلغ یک طرفه سخن میگوید یا پیام میفرستد یک عده میگیرند یک عده پیام را پخش میکنند و سخن میگویند.@ اما در معنای تبلیغ به معنای امروزیش که حالا باز در تعاریف بعدی میرسیم به آن اینطور نیست که ما فقط یک طرفه ما تبلیغ بکنیم و طرف مقابل ما منفعل باشد شما وقتی که میخواهید تأثیرگذاری کنید یک اندیشه را تأثیر بگذارید در درون کسی بگذارید او قبلاً باورهایی دارد حالا بعداً که برویم جلوتر متوجه میشویم که سختترین کار تغییر باورهاست.@ یعنی آن در واقع یک عمل انفعالی ندارد که مثل یک صفحه صاف نقاشی باشد شما روی آن نقاشی بکشید بگویید یک طرفه است یک سلسله باورها و عقائد دارد نفسانیات دارد عادتهای بد دارد و تعصبهای قومی قبیلگی فرهنگی زبانی وجود دارد رذائل نفسانی وجود دارد در طرف مقابلمان ضعفهایی وجود که همه اینها باعث میشود که طرف مقابل ما صرفاً منفعل نباشد.@ گاهی وقتها حتی به مجادله با تو میپردازد احتجاج میکند مبارزه میکند که این را ما از صدر اسلام تا الان زیاد داشتیم موارد اینگونه هیچ کس بدون دارایی نیست یعنی بالاخره یک داراییهایی دارند و طبق درسی که حالا جلسه بعد میخواهیم در موردش صحبت بکنیم که گفتیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) بالاخره یک باطنی دارد.@ این باطن همیشه موافق ما نیست اگر همیشه موافق ما بود ما نیازی به تبلیغ دیگر نداشتیم تبلیغ جایی هست که شما میخواهید یکی را القاء بکنید یک چیزی را که طرف مقابل ندارد به او بدهید بالاخره یک باطنی هست که با آن چیزی که شما میخواهید تبلیغ بکنید مقاومت میکند.@ اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم تبلیغ از نظر من جنگ داراییهاست جنگ باطنهاست بسته به این هست که چه کسی داراییش بیشتر قویتر و ماندگارتر باشد فطریتر باشد هر چقدر دارایی یک شخص بهتر قویتر ماندگارتر باشد تأثیرگذاریش هم بیشتر خواهد بود.@ بعداً در امر تبلیغ بیشتر میرسیم راجع به این قضیه بیشتر من توضیح خواهم داد که اساساً یک مبلغ به اندازهای که میداند نمیتواند تأثیر بگذارد بلکه به اندازهای که دارد میتواند تأثیر بگذارد یعنی آن داراییهای یک مبلغ هست که تأثیرگذار و جریانآفرین هست نه صرفاً داناییهای او، این را باید خیلی توجه بکنیم.@ پس ما اگر بخواهیم در تأثیرگذاری و تبلیغ یک جمله بگوییم همین هست که خدمتتان عرض کردم جنگ داراییهاست جنگ باطنهاست حتی اگر شما از او تعبیر به آنطور که کردند خیلی از کارشناسان که جنگ فکری عقیدتی هست آن فکر و عقیده هم اگر تبدیل به دارایی شده باشد میتوانیم به عنوان یک ابزار از آن استفاده بکنیم.@ وقتی که باور شده باشد میشود از آن استفاده کرد لذا بسیاری از پدر مادرها یا مبلغین خودشان آن چیزی را که فکر میکنند یا دارند تبلیغ میکنند یا دارند دربارهاش حرف میزنند داناییهای خودشان را دارا نیستند از بُن دندان باور ندارند بنابراین روی بچههایشان یا روی مخاطبینشان تأثیر چندانی نمیتوانند بگذارند.@ شما درباره پیامبر چه دارید(آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ) پیامبر خودش به چیزی که به او نازل شده ایمان آورده یعنی خودش آن را باور کرده اگر باور نمیکرد نمیتوانست منتقل بکند پس مبلغ به میزانی که داراست به میزانی که باور دارد میتواند انتقال بدهد.@ لذا برای همین هم خیلی وقتها افراد با کلامشان نمیتوانند تأثیر بگذارند روی دیگران پدر مادر خیلی نمیتواند با حرف زدن روی بچه تأثیر بگذارد آنچه که پدر مادر دارایی دارد و باور دارد باطن حقیقی پدر مادر است که در عمل او ظهور پیدا میکند و بچه هم فقط همان را میگیرد.@ خیلی با حرفها کاری ندارد خیلی اهمیتی به این چیزها نمیدهد همین که ظهور میکند در عمل آن هست که تأثیرگذار هست پس این بند هفت را کامل نمیتوانیم بپذیریم در بعضی از حیطهها درست است در بعضی از حیطهها درست نیست.@ 8 ـ تبلیغ بیشتر چشم و گوش آدمی را پر میکند نه عقل و هوش او را این محورهای اخیر هرگز به معنای کم اجر بودن عنصر تبلیغ نیست بلکه اگر محتوای پیام در تبلیغ پیامی آسمانی باشد به هیچ وجه چنین تأثیرگذاری به ویژه در میان توده مردم که مخاطب عام هستند امری ناپسند نیست.@ چون انتظاری بیش از این نمیتوان از مخاطبان عمومی داشت و تأثیرگذاری تبلیغی بر مخاطب بیآنکه از ژرفا و عمق برخوردار باشد لزوماً منفی و بیارزش نیست چنانکه در عرصههای عمومی زندگی آدمی نیز چنین است.@ شما گاهی وقتها تحت تأثیر یک آگهی تبلیغاتی یک لباس میخرید یک اتومبیل میخرید یک سلسله لوازم منزل میخرید اما این به آن معنا نیست که آن کسی که این تبلیغ را کرده توانسته در عمق جان شما تأثیر بگذارد فقط توانسته ترجیح ایجاد بکند.@ یعنی شما وقتی میروید در یک لوازم خانگی آنجایی که تبلیغ شده ترجیح میدهید با توجه به آن تبلیغاتی که روی شما انجام گرفته یک مقدار ذهنتان جهتدار است سراغ مارک خاصی از لباس مارک خاصی از لوازم خانگی و هر چیزی که در موردش تبلیغ شده میروید.@ مثلاً میگویند فلان آموزشگاه زبان معلوم نیست واقعاً فلان آموزشگاه زبان خیلی موفق باشد ولی تبلیغاتش خیلی زیاد آنقدر تبلیغ میکند که روی ذهن افراد اثر میگذارد شخص در بررسی آموزشگاهها این ترجیح را دارد چون تبلیغ روی آن شده.@ ولی این ترجیح به این معنا نیست که در عمق وجودش اثر گذاشته باشد چه بسا اگر برود خوب تحقیق بکند همان را هم که رویش تبلیغ کردند انتخاب نکند برود یک چیز دیگر را انتخاب بکند این را خوب توجه بفرمایید.@ در این که تبلیغات بیشتر چشم و گوش آدمی را پر میکند این بند 8 را هم باید تفصیل قائل بشویم چطوری تفصیل قائل بشویم به اینکه بعضی از اقسام تبلیغات چشم و گوش پر کن است یعنی خیلی کاری با عقل و هوش ندارد یا کاری با روح ندارد فقط چشم و گوش پر کن است و این تأثیرگذار هست.@ تبلیغاتی که مربوط به علامتها نمادها نشانهها اصوات آهنگها، موسیقیها نواها تظاهرات تجمعات، مراسم، همه اینهایی که عرض کردم اینگونه هست مثلاً فرض بفرمایید دسته سینهزنی راه افتاده این تأثیری میگذارد روی شخص یا شخص به حرم میرود یک نماد است برایش ضریح و حرم و اینها اما معلوم نیست چقدر در عمق وجودش اثر بگذارد.@ چون با مقوله عقل کاری ندارد یا مثلاً یک عکس یک تصویر ممکن است خیلی عمیق نباشد گاهی وقتها هم چرا اینگونه هست ولی بالاخره از کجا شروع میشود اینها مربوط به چشم و گوش است و خیلی هم خوب هست این که بد نیست انسان بتواند چشم و گوش دیگران را پر بکند این ارزش دارد که بتواند این کار را انجام بدهد.@ در روایت داریم(اَلذاکِرُ فِی الغافِلین کَالمُتِشَهِدِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ الله) آن کسی که در بین افراد غفلتزده ذاکر هست به یادآورنده هست مثل کسی است که در خون خودش در راه خداوند غلطیده باشد.@ شما در یک محیط طبیعتگرا تظاهرات فطری داشته باشید میبینید که مثلاً یک میزی میزند یک عکسی میگذارد نمایشگاهی درست میکند ایستگاه صلواتی میگذارد یک ضبط روشن میکند در بلندگو یک امر قشنگی را یک امر فطری را پخش میکند این خیلی با مقوله هوش و عقل کاری ندارد سروصدا است.@ اما این سروصدا تأثیرگذار است و ارزشمند است پرچمی میزنند عکسی میزنند اینها میتواند مؤثر باشد حتی شما میتوانید از ویدئو کلیپها کلیپهای مختلف یا نمایشنامه استفاده بکنید تأثیرگذار هست شاید خیلی عمیق نباشد اما بالاخره چشم و گوش پر کن هست و میتواند تا حدود زیادی ترجیح را در شخص ایجاد بکند.@ گاهی وقتها انسانها حالا بعداً در بحث باطن و ظاهر میگویم باطنشان کم میاورد مثال بزنم آنهایی که ماشین دارند میدانند یک موقعی میگویی که آقا این ماشین رادیاتورش خالی میکند شما باید یک مقدار که رفتی در را باز بکنی بعد از این که ماشین سرد شد یک ذره آب روی آن بریز نه اینکه کاملاً خالی میکند بالاخره اینقدر هست که ماشین روشن بشود و راه برود.@ اما لازم هست که شما فرض بفرمایید نیم لیتر آب نیاز دارد که شما روی آن بریزید این خالی نکرده کاملاً ولی نیم لیتر بریزید پر میشود گاهی وقتها خیلی از افراد وقتی که در باطن تخلیه میکنند تخلیههایشان سطحی هست ولی نیاز دارد یادتان نرود آن امری که در تبلیغ گفتم.@ ببینید شما در تصمیمگیری موقعی که باید تصمیم بگیرید یک طرف باید رجحان پیدا بکند که شما تصمیمتان را بگیرید اگر انسان در شک و 50% باشد نمیتواند این کار را بکند تحیر میشود بنابراین شما وقتی میخواهید یک نفر را یکسرهاش بکنید شیطان هم همین کار را میکند.@ شیطان هم وسوسه میکند تا آن جنبه سمت چپ ما که سمت گناه هست ترجیح پیدا بکند برای همین درگیری ایجاد میشود در انسان با شیطان میگوید ماندم این کار را بکنم یا نکنم شیطان میگوید این کار را بکن این یعنی چی؟ یعنی یک چیزی دارد من را وسوسه میکند این دارد فشار میاورد به این سمت.@ ولی اینطور نیست که شیطان وقتی یک نفر را وادار بکند به یک گناه حتی گناهی که در حین گناه شخص کاملاً تخلیه است در روایت داریم آیا مؤمن در حالی که مؤمن است زنا میکند فرمود نه یعنی آن موقع که دارد زنا میکند دیگر مؤمن نیست خیلی آمده پایین اما باز یک مقدار داراییها را دارد.@ اینطور نیست که 100% تخلیه بکند لذا بعدش ناراحت میشود عذاب وجدان دارد توبه میکند در سمت راست هم شما وقتی که میخواهید این کار را بکنید خیلی وقتها همین یک مقداری شخص اگر الان دارد وسوسه میشود دارد خراب میرود اینطور نیست که کاملاً تخلیه کرده.@ کاملاً این نیست که تخلیه کرده باشد بلکه یک مقدار کم آورده اصطلاحاً خودمان میگویم کم آوردن میگوید آقا من کم آوردم یعنی واقعاً نمیخواستم این کار بکنم میگوید الان مشکلات زندگیم یک طوری هست که کم آوردم کم آوردم یعنی من بالاخره یک چیزی دارد مقاومت میکند در مقابل این مشکلات نمیخواهم اینطوری باشم اما الان کم دارم.@ لذا شما میبینید میگوید که آخیش رفتم حرم خوب شد حالم فلانی را دیدم حالم خوب شد صدایش را شنیدم حالم خوب شد تمام است همین مقدار بس است یعنی یک مقدار باید پر بکنیم یک صدا یک تلفن یک نامه یک پیام یک ملاقات یک چایی خوردن یک حرم رفتن یک زیارت گاهی وقتها انسان تخلیه میکند همین تلویزیونی که شما روشن بکنید پُرت میکند.@ عکس حرم امام رضا را نشان میدهد آدم پر میشود یک روضه پخش میشود یک صوت یک روضه یک موسیقی یک شعر پر میکند الان نصف شب بلند شدی میخواهی نماز شب بخوانی اما میبینی که نمیتوانی پرواز بکنی میخواهی حرکت بکنی نمیتوانی.@ چند دقیقه مینشینی یک چایی میخوری ضبط را روشن میکنی یا تلویزیون را روشن میکنی یک غزل زیبا از حافظ از مولانا گوش میکنی یک تکه موسیقی خوب بعد میبینی حست پر کرد وقتی پر شدی دیگر حرکت میکنی پس اینها خیلی مهم است.@ در تبلیغات اینکه میگوید چشم و گوش را پر میکند خیلی وقتها آدم فقط باید همان چشم و گوشش پر بشود کفایت میکند یک مقدار کم دارد یک عطر گاهی وقتها یک عطر یک بو گاهی وقتها یک رنگ حتی کار را یکسره میکند گاهی وقتها یک خواب کار را یکسره میکند.@ یک ملاقات کار را یکسره میکند همین یک ملاقات الان بلند شده طرف آمده دلشوره دارد اضطراب دارد ممکن است این دلشوره و اضطراب کار دستش بدهد یک دفعه چند لحظه دم در یک روحانی را میبیند روحانی محلهشان را میبیند امام جماعت محلهشان را میبیند یک آدم خیلی مثبت را میبیند یک آدم متدین را میبیند.@ دو دقیقه با هم سلام و علیک میکنند او هم یک چیزی میگوید یک دعایی در حقش میکند تمام است خیلی کار ندارد گاهی وقتها شما برای پر کردن در امر باطن احتیاج به یک دعا داری مثلاً زنگ میزنی میگویی آقای فلانی خواهر فلانی یک دعا بکن من را یک چهار تا صلوات واقعاً میبینی رسید.@ گاهی وقتها طرفی را که شما دارد کاری انجام میدهد پشتیبانی میکنید میگویی برای سلامتیشان برای پیروزی کشتیگیر بالاخره این کشتیگیر دارد کشتی میگیرد تقریباً همقدرت هستند آمدند به فینال رسیدند همقدرت هستند شما میدانید در جام جهانی در این مسابقات کسی که طلا میاورد با یک دانه امتیاز طلا میاورد.@ یعنی اینطوری نیست که اختلافشان مثلاً ضربه فنی قدیمها بود ولی الان چیزی به اسم ضربه فنی ما در کشتی نداریم به این راحتی که شما ده تا بیست تا کشتی ببینید شاید در آن یک دانه ضربه فنی پیدا نکنید همین با یک امتیاز دو امتیاز طرف قهرمان میشود قدرت دارند هر طرف.@ ولی ما میگوییم مثلاً برای حمایت از آن قهرمان ایرانی خودمان شیعه خودمان که رفته آنجا این چند تا صلوات برایشان بفرستیم اینها موفق بشوند این اصلاً مقوله هوش و عقلی نیست یک مقوله چشم و گوشی هست یک مقوله دلی هست یک مقدار فقط باید پر بکنی یک دعا.@ میبینی خود آن ورزشکار هم همان کار را میکند مثلاً یک موقعی میبینید دارد کم میاورد بعد میبینی روی لباسش مینویسد یا ابالفضل یا یک ذکری میگوید حتی گاهی وقتها دیدید یک دانه پارچههای حرم را میبندد به دستش یک دعایی همراهش دارد.@ بنابراین شما در این تبلیغات اصلاً نباید یک موقع سخیف بشمارد انسان اینها را چون اکثر آدمها با همین مقدار سروپا هستند و مسیر خودشان را میروند و اگر کسی بخواهد تبلیغات موفق داشته باشد.@ آنهایی که میخواهند تبلیغات موفق داشته باشند حتی آن تفکراتی که با اندیشه سروکار دارد با عقل سروکار دارد فلسفی خالص هست آدمهایی که زیرک هستند حتماً از تبلیغات چشم و گوش پر کن حتماً استفاده میکنند این یادتان نرود هر جایی باید این مقدار تبلیغات وجود داشته باشد.@ حس میدهد به انسان شکل میدهد به انسان برای همین هم شما مثلاً پرچم میزنید ماه محرم پرچم میزنید تولد حضرت امام زمان(ع) پرچم میزنید مناسبتهای مهم از نمادها استفاده میکنی و این نمادها شکلدهنده است سازنده است و تأثیرگذار هست.@ بارها و بارها شده که بخصوص در تبلیغات خارج از کشور شما با یک صدا با یک صوت با یک نماد شخص مسلمان شد خدا رحمت مرحوم عبدالباسط را ایشان وقتی که قرآن میخواندند هزاران نفر مسلمان شدند در کشورهای مختلف وقتی صوت قرآن ایشان را میشنیدند این امر هوشی نیست امر عقلی نیست یک امر فطری قلبی چشم و گوش پر کن است اما چون متناسب با فطرت هست تأثیرگذاری خودش را دارد.@ لذا هیچ وقت یک مبلغ موفق از نمادها نباید غفلت بکند چه در کارهای فردی و چه در کارهای اجتماعی خودش به هیچ وجه نباید چه داخلی و چه خارجی از نماد باید همیشه استفاده بشود.@ من یک نکته مهم به شما بگویم و آن این هست که دشمنان ما بخصوص در دههای اخیر از نماد خیلی استفاده کردند تبلیغات فیلم بازیهای کامپیوتری پوستر عکس مُد اینها همه چشم و گوش پر کن است اما تأثیرگذار هست.@ آنها خیلی به این مسئله به اهمیتش خوب واقعاً واقف هستند و دارند از آن خوب استفاده میکنند از این نمادها ما باید حتماً از نماد خیلی استفاده بکنیم و از علامتها و نشانهها استفاده بکنیم شما نگاه بکنید وقتی که امام صادق(ع) آن شخص را صدا میکند شاعر را در مصیبت امام حسین(ع) برایشان شعر بخواند.@ حضرت خانمها را که خبر میکند میگوید خانمها بیایند بنشینند خانمها هم میایند مینشینند بعد شخص شروع میکند که شعر بگوید عادی یک شعری میخواهد بخواند یک چیزی بگوید حضرت میگوید نه اینطوری نه میگوید پس چطوری آقا میگوید همانطوری که برای مردم میخوانید.@ یعنی همین سبک مداحیهای که الان مثلاً مداح میخواهد حرف بزند حرف عادی دارد میزند مثلاً حضرت رفت در خانه این کار را کرد حضرت رفت به دشمنش اینطوری گفت حضرت مثلاً به ابالفضل اینطوری گفت ابالفضل به امام اینطوری گفت ولی این را عادی نمیرود بگوید این را با نوای خاص خودش میگوید.@ وقتی دارد این را میگوید این تأثیر میگذارد روی قلب لذا امام صادق(ع) به این واقف است میگوید نه از این مُد استفاده کن بعد میبینی وقتی که شروع میکند صدای جیغ زنها و مردها همه در میاید این خیلی اثر دارد.@ پس ما باید حواسمان به عناصر نمادین خودمان باشد و یک کار تبلیغی موفق این هست که از نمادهای قدرتمند این را یادتان نرود عناصری که دارم میگویم خیلی مهم است از نمادهای زیبا قدرتمند و متنوع استفاده بکند.@ بنابراین شما آنجاهایی که زورتان نمیرسد کار عقلی یا هوشی بکنید مثل خیلی از افرادی که عاشق اهل بیت عاشق دین خدا هستند اما مبلغ نیست استاد نیست درس نخوانده تخاطب ندارد حتی اخلاق هم ندارد اینقدری که بخواهد تأثیرگذار باشد ممکن است اگر همینطوری ارزیابیش بکنی اخلاقش هم ضعیف باشد.@ ولی این استخدام میکند نمادهای خوب را از نمادها استفاده میکند کارکردشان این است خیلی خوب است ما در زمان جنگ یک عدهای از عزیزان رزمنده بخش تبلیغات بودند واحد تبلیغات بودند خدا میداند این چه کاری با بچههای رزمنده میکرد.@ چقدر پر میکرد رزمندهها را میگفت بابا من نمیتوانم بیایم جلو خط مقدم مریضم معلولم گرفتاری دارم ولی این کار را میتوانم انجام بدهم حتی بود کسی میگفت من میترسم واقعاً بلند بشوم بیایم جلو ولی اینقدر تولید میتوانم داشته باشم و این ارزش دارد.@ چون قالب مخاطبین ما کسانی نیستند که به دنبال عقل و فلسفه بلند بشوند بیایند به دنبال علم بیایند شما الان نگاه کنید تشریف آوردید اینجا به دنبال این، خیلی ظواهر سالن و جلسه و تشریفات برای شما خیلی اهمیتی ندارد یک جای ضعیفتر از این هم باشد برای شما کافی است اصلاً توجه نمیکنید به آن من دنبال یک چیز دیگر هستم به عنوان یک چیز دیگر آمدم.@ ولی همه اینطور نیستند غالباً برایشان این چیزها مهم هست باید هم برایشان تا میشود تهیه کرد پس همانطور که در بند 8 خودش تأکید کرده انتظاری بیش از این نمیتوان از مخاطبان عمومی داشت.@ تفاوت تبلیغ با واژههای همسو چون هدف اصلی در این بخش از نوشته بررسی واژه تبلیغ در زبان فارسی و به دنبال آن جستجوی روشهای تبلیغی ائمه است جا دارد برای واضحتر شدن بحث معانی چند اصطلاح دیگر که در میان فارسی زبانان در معنای نزدیک به تبلیغ استفاده میشود بررسی شود و مراد اصلی از آنها بیان گردد.@ در اینجا دو واژه وجود دارد که حتی برخی از اهل تحقیق آنها را با تبلیغ یکی میدانند در ادامه به بیان معنای هر یک از آنها بصورت گذرا میپردازیم یک دعوت چون برای پیغمبر هم دعوت آمده(ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) دعوت کن مردم را به راه خدا با(بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) با حکمت موعظه حسن.@ پس 1 ـ حمت 2 ـ موعظه حسن جای دیگر(وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) جدال احسن این چند تا ابزار تبلیغ هستند و همه اینها را قرآن به عنوان دعوت از اینها تعبیر میکند کلمه دعوت را آورده(بَلِّغ) دارد(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ الله) دارد ولی اینجا(اُدعُ) دارد دعوت کن لذا همینطور هم هست که کارشناسان میگویند تبلیغ با دعوت یکی هست بالاخره شما میخواهید دعوت بکنید.@ 1 ـ دعوت، دعوت از واژههای است که در معنای نزدیک به تبلیغ به کار میرود هر چند در زبان گفتاری فارسی کنونی کمتر در معنای مورد نظر کاربرد دارد ولی در نوشتههای تاریخی بویژه مربوط به صدر اسلام کمابیش از آن استفاده میشود از اینرو لازم است به اجمال درباره آن سخنی به میان آید.@ حالا این را خوب دقت کنید اصل معنای دعوت چیست شما الان میگویید فلانی را دعوت کردید یا نکردید در اصطلاح خودمان فارسی میگوییم دعوت شدند مدعوین، به همه مدعوین محترم خیرمقدم میگوییم دعوت کردید یا نکردید دعوت میکنید یا نمیکنید دعوت شدیم من دعوت شدم فلانی دعوت نشده.@ این را دقت کنید حالا بگذارید کنار معنی تبلیغ وقتی دارید راجع به دعوت صحبت میکنید چقدر فاصله هست بین این دو تا در لغت حتی در اصطلاح دعوت از مصدر دعی یعنی دعو یا دعی به معنای مختلفی آمده است که از آن جمله است عبادت استغاثه صلات دعا درخواست است دیگر رغبت، عفو.@ یکی از معانی آن خواندن و مطالبه کردن یک فرد به چیزی است البته من یک نکته را خدمت شما بگویم شما چون مبلغ هستید بعداً با این نکته سروکار خواهید داشت در بسیاری از لغتنامهها و کتابهایی که شما بعداً مطالعه میکنید از علما نوشته که فلان ماده این تعداد معنا دارد.@ مثلاً پنج تا ده تا شش تا هفت تا هفتاد تا گاهی وقتها برای یک لغت معنا ذکر کرده در حالی که اگر نگوییم 100% اکثر غریب به اتفاق این معانی به یک معنی برمیگردند در واقع یک ماده اصل دارد ولی استفاده شیوه استفاده و استعمال باعث میشود که ما از آن واژه معانی مختلفی را بگیریم.@ مثل اصطلاحاتی که در همه زبانها وجود دارد اما اصل واژه یک معنا بیشتر ندارد شما خیلی وقتها وقتی که به اصل واژه لغت مراجعه میکنید میبینید کلمهای که دارید از آن استفاده میکنید چقدر فاصله گرفته از آن اصل.@ لذا ببینید علما خیلی تلاش میکنند زور میزنند تا این استعمالی که الان دارد میشود برگردانند به معنی اصلی مثلاً معنی اصلیش این است به این مناسبت که یک کوچکترین تناسبی وجود دارد به این مناسبت این لفظ در همچین معانی به کار برده شده.@ دعوت به معنای فراخوانی با قید یکبار است شما کارت دعوت میدهید چند بار دعوت میکنید یک نفر را؟ یکبار دیگر، مثلاً عروسی است عقد است یکبار دعوت میکنید تلویزیون وقتی دعوت میکنند همیشه که دعوت نمیکنند یکبار دعوت میکنند طرف کارشناس بیاید برود تلویزیون، اگر قرار باشد دفعه بعد بیاید دوباره از او دعوت میکنند.@ یعنی کسی را یکبار فراخواندن، دهخدا مینویسد دعوت خواندن مردم به تکالیفی یا دینی یا مرامی خواندن مردم به خدا و دینی خواندن مردم به طرفداری از مقصدی است این که چرا به عهده خدا گفته که اعتبار زیادی هم دارد اینطوری معنا میکند.@ پس دعوت یعنی چی؟ خواندن مردم به تکالیفی یا دینی یا مرامی خواندن مردم به خدا و دینی خواندن مردم به طرفداری از مقصدی دعوت میگویند.@ اگر با توجه به کلمه دعوت که اینجا عنصر یکبار آمده توجه بکنید یک امر خیلی لطیف و ظریف هست که اینجا من باید به شما بگویم این که شما در دعوتهایتان از افراد در کار تبلیغی گاهی وقتها عدد خیلی مؤثر است یعنی یک نفر را اگر بیشتر از یکبار به او بگویی کار اشتباهی کردی باید یکبار به او بگویی همین، در جریان بگذارید.@ دفعه دوم اگر با او تماس بگیری یا در تبلیغ قرار بگیرد بازخورد خوبی نخواهد داشت مثال بزنم شما یک دانهای را که میکارید یکبار این دانه را میکارید آب میدهید همه چیز تشکیلات میایید کنار، بعد باید صبر کنید که این خودش رویش بکند حالا چه موقع رویش بکند ما نمیدانیم.@ لذا در بعضی از سنها یا در بعضی از تبلیغها میگویند شما پیغام را بده دیگر رها کن یعنی بگذار ببینیم این دانه چه موقع بالا میایید حالا انشاء الله در بحث تبلیغ در مورد بچهها مثال بزنم مثلاً مادر میخواهد بگوید که حجابت را رعایت بکن نماز بخوان.@ این خیلی مهم است که آیا در خانه پدر و مادر هر بار به بچه باید تذکر بدهند یا نه بعضی از بچهها ساختار شخصیتیشان اینطوری است شما باید یکبار به او بگویی یعنی یکبار خوب پدر مادر بنشیند با او صحبت بکند این امر را بگوید.@ بعد بگذارد ببیند این غذایی که خورد این باطنی که شما در این میخواستید بریزید این بذری که پاشیدید چه موقع بالا میاید ولی اگر توقع داشته باشید که این زود نتیجه بدهد اشتباه است برافروختن آتش لجاجت میانجامد باید صبر بکنید.@ لذا دعوت باید باشد یعنی یکبار بعضی از شخصیتها هستند ساختار شخصیتیشان اینگونه هست یعنی شما باید یکبار به او بگوی دو بار بگویی محدود بگویی فاصلههای زمانی طولانی با او صحبت بکنی اما اگر در فاصله زمانی کوتاه با او صحبت بکنی اثر کار تبلیغیت از بین میرود.@ بعضیها هستند نه، شما با فاصله زمانی کمتر یا چند بار هم با او صحبت بکنید مؤثر است جنس آدمها با هم فرق دارد لذا شما ببینید در گیاهان خداوند تبارک و تعالی در طبیعت به ما یاد میدهد به یک گیاه شما یکبار آب میدهید چند روز رهایش میکنید.@ ولی به یک گیاه باید روزی یکبار بدهید و به بعضی از گیاهان باید روزی چند بار آب بدهی این را دقت بکنید جنسها با هم فرق دارد بعضی از افراد هستند که میگوید(اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه) عاقل یک اشاره برایش کافی است همین اشارهای به او بگویی نمیخواهد تصریح بکنی نمیخواهد عمیق با او حرف بزنی.@ یک جایی که اشاره کافی است گذرا کافی هست یک دقیقه حرف زدن کافی هست اگر بکنی پنج دقیقه اشتباه کردی اگر بکنی ده دقیقه اشتباه کردی مثال بزنم نبی اکرم(ص) میفرماید که(اَزهَدُ النّاس فِی العالِم اَهلُهُ وَ جیرانُه) بیرغبتترین مردم نسبت به یک عالم خانواده خود عالم و همسایگانش هستند چرا؟@ چون حجاب عادت وجود دارد چون حجاب عادت وجود دارد شما وقتی میخواهی با بچهات حرف بزنی ببینید یک موقع هست یک غریبه میخواهد با بچه حرف بزند بچه شما تحمل حرف یک غریبه را راحت دارد یک ساعت هم آن غریبه بکشاندش کنار با او حرف بزند میفهمد اثر هم دارد.@ ولی پدر میخواهد حرف بزند خواهر میخواهد حرف بزند همسر میخواهد حرف بزند دوست میخواهد حرف بزند خواهر برادر میخواهند حرف بزنند چون عنصر عادت وجود دارد این تأثیرگذار نیست.@ لذا اگر یک عالمی میخواهد با یک مخاطبی که به او انس دارد حرف بزند باید حتماً یا یک پدر یا یک مادر یک خواهر یک برادر دو تا دوست میخواهند با هم حرف بزند میبینی باید حتماً در تبلیغ زمان را خیلی کم بکند اشارهای باید اینها با هم حرف بزنند.@ دو نفر که از هم دور هستند وقتی میخواهند با هم حرف بزنند حرفهایشان خیلی اثربخش هست روی آنها میگویند دوری و دوستی ولی وقتی به هم نزدیک میشوند تحمل حرفهای همدیگر را ندارند اگر زن یک انتقاد بکند از شوهر شوهر یک انتقاد بکند از زن پذیرفته نیست همان انتقاد را کسی دیگر میکند میبینی اثر میگذارد.@ همان حرف را کسی دیگر میزند اثر میگذارد لذا مثلاً پدر مادر با اینکه خودش ممکن است خیلی عالم باشد ولی میگوید برویم پیغمبر با تو حرف بزند برویم فلان عالم حرف بزند برویم فلان مشاور با تو صحبت بکند.@ میبردش مشاور با او راحت چون او غریبه است در دل شخص برای صحبت یک مشاور خیلی بهتر باز است تا پدرش مادرش خواهرش دوستش، من گاهی وقتها این خانمها که میایند اختلاف دارند با شوهرهایشان به آنها میگویم بگویید شوهرتان بیاید اگر میشود میگوید چکارش دارید بگو برادرت بیاید بگو دوستت بیاید چکارش داری؟@ چکار داری که چکارش دارم بگو بیاید نه میخواهم ببینم شما میخواهی مثلاً الان به او سیدی بدهی کتاب بدهی من اینها را به او دادم اصلاً آن سیدی کتابی که تو دادی فایدهای ندارد شاید از استادش هم خیلی متنفر بشود قرآن هم که بدهی طرف متنفر میشود کلام خدا را تو بدهی متنفر است آیه خداست حرف خداست تو بدهی متنفر است.@ میگوید الان این میخواهد بیاید به شوهر من چه بگوید الان مثلاً قرار است چه اتفاقی بیفتد یک حرف خیلی سادهای که این زن میتوانست به شوهرش بزند شوهر میتوانست به زنش بزند نمیپذیرفت بعد میاید کلاس بنده خدا یک ساعت هم کلاس مینشیند دو ساعت هم کلاس مینشیند.@ بعد هم میاید در این شلوغی جمعیت مثلاً حالا نوبتش میرسد با من حرف بزند الان فکر میکند که چه میخواهد بگوید سلام حال شما خوب است یک برنامه پر کنید چیز دیگری هم نیست میگوید چشم همین تمام شد برنامهاش را پر میکند این سیدی را هم حتماً شما گوش کن چشم میرود سیدی را گوش میکند.@ اما بنده بخواهم همین را به برادرم بگویم به برادرزادهام بگویم به خواهرزادهام بگویم به نزدیکترین کسانم بگویم اصلاً من این کار را نمیکنم یعنی من عموی این هستم من دایی این هستم من باید برایش دایی بکنم عمویی بکنم من باید برای این برادری بکنم.@ آنوقت دو تا همسر که اشتباه میکند خانمها میروند مخ شوهرهایشان را یکسره فشار میگذارند نه بگذار یک کس دیگر این حرف را بزند تو همسریت را بکن یا مردها مثلاً چهار تا کلاس میروند بعد میشوند استاد همسرانشان خیلی بد است آموزش در محیط خانواده اگر قرار باشد میشود کمتر حرف بیشتر عمل این خوب است.@ مگر طرف مقابل خودش دوست داشته باشد واقعاً رغبت به گپ و گفت این چنینی داشته باشد خوب است اگر اینطوری رغبت داشته باشد خیلی مبارک است پس این را خیلی دقت بکنیم که ظرفیتها چگونه هست.@ این که الان گفت کلمه دعوت یک بار این یک لطافتی در آن هست که شما باید توجه بکنید برای چه کسی یکبار چه موقع یکبار کی با کی یکبار حالا همین شمایی که اگر بخواهی حرف بزنی با نزدیکترین کست یکبار باید حرف بزنی اشاره بکنی.@ این اگر برود زیردست یک استاد زیردست یک مربی مربی بمبارانش هم بکند دیگر ناراحت نمیشود ده بار هم بگوید برایش خوب است اصلاً اشکال ندارد ولی شما باید یکبار بگویید گاهی وقتها نه شخصیت شخصیت غریبهای هست ولی تو به محض اینکه با این شخصیت غریبه سخن میگویی متوجه میشوی که این شخصیت ظرفیت بیش از یکبار دعوت را ندارد.@ میگوید استاد حالا شما با شوهر من صحبت کردی با خانم من صحبت کردی گفتم حالا صحبت کردم میگوید حالا یکبار دیگر میشود نه معلوم نیست یکبار دیگر ما میدانیم اگر یکبار دیگر بخواهیم این کار را بکنیم هیچ فایدهای ندارد یکبار باید به یک نفر گفت شد شد نشد نشد.@ لذا در دعوت پیامبر مثلاً یک عده را دعوت میکند در حدیث یوم الدار دارید(أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ) همه را دعوت میکند به آنها غذا میدهد ولی دقت کنید تا میخواهد حرفش را بزند یک کسی یک متلکی میاندازد پیامبر آن یکبار حرفش میبیند خراب میشود با این یک متلک تعطیل میکند جلسه را.@ نشد چون به یکبار هم نمیکشد اصلاً نیازی به یکبار هم ندارد دوبار سه بار تا حرفش را بتواند بزند آن هم برای همه تکرار نمیکند بعداً یک عدهای را تکرار میکند یک عده اصلاً قابل تکرار قابل صحبت کردن نیستند.@ دعوت در اصطلاح به معنای فراخوانی یک فرد یا جمعی از انسانها به خواسته و باور دینی یا غیر دینی است که همان معنای تبلیغ را میدهد چون دعوت عموماً فراخواندن افراد بیرون از یک مجموعه به داخل آنهاست با تبلیغ تفاوت دارد.@ دقت کنید اینجا یک لطافت دیگر دارد شما وقتی دعوت میکنید پیامبر میگوییم آقا ایران را دعوت کرد مصر را دعوت کرد رُم را دعوت کرد از اعضای خارج مثلاً مسلمانها در مسیحیها تبلیغ میکنند مسیحیها در مسلمانها تبلیغ میکنند میخواند یک غیر متدین را بیاورند متدینش بکنند.@ خارج از دسته خودشان هست خارج از گروه و همفکرهای خودشان هست این را دعوت میگویند یعنی از بیرون به تو، عضوگیری میخواهید بکنید این را دعوت میگویند ولی یک موقع هست نه برای خود اعضاء میخواهید تبلیغ بکنید کار بکنید سطح اعضاء را میخواهید تقویت بکنید تداوم آموزش میخواهید بگذارید این تبلیغ هست اما دعوت نیست.@ در زندگی پیامبر(ص) تلاشهای فراوانی برای دعوت دیگران به دین اسلام دیده میشود آن حضرت برای اینکه مشرکان مکه را به اسلام فرابخواند به دعوت آنان پرداخت و به تدریج آنها را به سوی اسلام کشاند.@ آن حضرت در سال ششم هجری در نامه خویش به سران ممالک از این واژه بهره میگیرد هر چند کلمه دعوت گاه به معنای خود اسلام نیز بکار میرود به همین جهت ترکیب دعوت اسلامی به معنای مجموعهای از آداب و دستورات دین اسلام آمده است.@ بعضی از مؤسسات هستند انتشارات هستند دعوت اسلامی بعضی از حزبها هستند دعوۀ الاسلامیه این دعوت دقت بکنیم که به چه معنا هست دیگر تفاوت دعوت با تبلیغ آن است که در دعوت چون فراخواندن یک فرد به مجموعه هست جنبه فرادهی آن کمرنگ است.@ هر چند نتیجه هر دو به تسلیم کشاندن مخاطب است شاید بتوان گفت که دعوت کشاندن فرد است به سوی مطلوب ولی در تبلیغ الغاء مطلوب چه خوب و چه بد به مخاطب است حالا انشاء الله این یک تکه را بعداً توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 009 - تربیت مبلغ