أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. خب امشب اولین شب از شبهای قدر هست. گاهی وقتها شنیدن یک کلمه برای ما عادت میشود و حجاب عادت نمیگذارد که ما درست بفهمیم که این کلمه یعنی چی یا آن موضوعی که به آن عادت کردیم چی هست.@یکی از چیزهایی که ما خیلی به آن عادت کردیم ولی فوقالعاده تکاندهنده و عجیب است خود شب قدر هست یعنی شب اندازه؛ برای فهم هر کدام از این کلمات، واژهها، زمانها، مکانها و معارف اگر ما بخواهیم دقیق و عمیق بفهمیم که این چی هست یعنی حقیقتش چی هست قدرش چی هست قیمتش چی هست.@یک قَدَر و یک قَدْر باید شناخته بشود و اگر آن شناخته نشود ما به هیچ وجه هزاران ساعت کلاس هم که برویم به قدر نمیرسیم آن چیزی که باید قدرش فهمیده بشود تا قدر همه چیز فهمیده بشود خود انسان هست یعنی قدر انسان.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بکل شیء» نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد.@شما هر شناختی زیر نظر هر استادی قویترین اساتید هر شناختی پیدا کنید نسبت به هر موضوعی، فرق نمیکند هر موضوعی، وقتی که قدر خودت را نمیدانی آن شناخت و آن معرفت یک معرفت ناقص یا غلط هست، چرا؟ چون خداوند تبارک و تعالی همه چیز را برای انسان خلق کرده «خلقت الأشیاء لأجلک».@یعنی خداوند اولین چیزی که خلق میکند انسان است انسان کامل و حقیقت انسان را خلق میکند و همه چیز برای انسان آفریده میشود اگر شما ندانی چه کسی هستی از سایر همه چیزی که برای تو آفریده شده خبری نداری.@لذا علی (علیه السّلام) میفرماید که «فان الجاهل معرفة نفسه جاهل بکل شیء» کسی که اساساً نفس خودش را نمیشناسد جاهل به همه چیز هست حتی خدا.@شما خدا را بخواهی بشناسی تا عوالم خلقت را، جبروت، ملکوت، ناسوت، عالم فرشتگان، بهشت، جهنم، عرش، کرسی، توحید، نبوت، امامت، معاد و هر چه را که بخواهی بشناسی و دین را، تمام خصوصیات دین، احکام دین، فروع دین، هر چه را بخواهی بشناسی همهاش با انسان فهمیده میشود.@یعنی کلیدش فهم انسان است و اگر شما انسان را نشناسی هر شناختی که داشته باشی شناختهای قلابی است یا شناختهای ضعیف و غلط است برای همین در دین ما چون این حقیقت وجود دارد کلید ورود به معرفت هر اندازه ریاضی و هر ساختار ریاضی در نظام خلقت کلیدش شناخت ریاضیات انسان و ساختار ریاضی خود انسان هست.@لذا الله را شما بخواهی بشناسی پیامبر فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» نمیتوانی به الله برسی بدون شناخت خودت؛ یعنی اللهی که از غیر ورودی نفس انسان شناخته میشود مثلاً از طبیعت، از شناخت درخت، گیاهان، طبیعت، قانون علیت، این الله الله حقیقی نیست.@شما نمیتوانید با این الله ارتباط شخصی به عنوان الهات برقرار کنی خالق است نهایتاً یک خالقی هست که چیزی را خلق کرده ولی با تو ارتباطی ممکن است نتواند داشته باشد شما نبوت و رسالت و وحی را بخواهی بشناسی اول باید خودت را بشناسی.@اگر بخواهی امامت را بشناسی باید خودت را بشناسی اگر بخواهی اسماء الله را بشناسی باید خودت را بشناسی جوشن کبیر خواندن بدون اینکه بدانی چی هست فقط یک دعا خواندن است همین، اگر شما خودت را شناختی آن موقع که داری جوشن کبیر میخوانی میفهمی که اینها اسمهای خودت هستند نه فقط اسمهای خدا.@اینها آینههایی هستند که تو خودت را در تکتک این اسماء نگاه میکنی و ارزیابی میکنی در تکتک این اسمها به خودت نمره میدهی جایگاه و نسبت خودت نسبت به هر اسم را میفهمی چی هست ولی اگر ندانی خودت چه کسی هستی فقط همین یک مشت جملات عربی میخوانی بعد هم رد میشوی و میروی.@تغییری هم در انسان ایجاد نمیشود بعد از شب قدر بلند میشویم خانه میرویم دوباره روز از نو روزی از نو تا اگر زنده بودیم سال بعد، نمیدانی نماز چیست اگر خودت را نشناسی نمیدانی روزه چیست شب قدر چیست قدر شب قدر را ما نمیدانیم و اساساً به قدر نمیرسیم.@وقتی قرآن میگوید «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» تو چه میدانی شب قدر چیست، اگر کسی بخواهد بداند شب قدر چیست باید اندازه خودش دستش باشد چون شب قدر تابعی از نفس انسان است تابعی از حقیقت خودت است.@وقتی من اصل را نمیشناسم فرع را چطوری میتوانم بشناسم. همیشه شناخت اصل اول هست بعد شناخت فرع، ما وقتی که اصل را ندانیم چیست چطوری میتوانیم شب قدر که با انسان معنا پیدا میکند بشناسیم شما وقتی که خودت را نشناسی چطوری میتوانی امام زمان را بشناسی چون امام زمان با نفس انسان نسبت و رابطه و معنا دارد.@تا میگویی امام، امام چه کسی، امام برای چه کسی، من اگر خودم را نشناسم چه میفهمم که این امام من است و من نسبت به این یک رابطه دارم یک پیوند، یک رابطه یک حق و یک وظیفه بین ما برقرار هست وقتی تو خودت را نشناسی 50 سال هم که نماز بخوانی با نماز نمیتوانی رابطه انسانی برقرار کنی.@اینکه ما بعد از 50 سال 60 سال نماز خواندن، نماز چهار رکعتمان دو رکعت میشود خوشحال هستیم برای این هست که با نماز رابطه انسانی نداریم رابطه حیوانی داریم یعنی بخش حیوانی ما نماز میخواند آن خانم، آن آقا، آن مرد، آن زن، نه آن انسان.@پس همه چیز موقوف به شناخت خودمان هست به جای اینکه ما صدها ساعت وقت بگذاریم اینطرف و آنطرف در مورد موضوعات مختلف فکر و تحقیق کنیم باید اول خودمان را بشناسیم وقتی کسی خودش را شناخت ارتباطش از نظر علمی و عملی با همه چیز تنظیم میشود.@ما خیلی از عزیزان داریم علاقه دارند بروند موضوعات اسلامی بخوانند اما هیچ کدام از این موضوعات اسلامی خودشناسی در آنها نیست 20 سال روی قرآن کار میکند بدون اینکه بداند خودش چه کسی هست.@15 سال فقه و فلسفه و کلام و تفسیر میخواند ولی نمیداند خودش چه کسی هست و اساساً نمیداند این علم با او چه نسبتی دارد به موضوعات دیگر، حالا باز خدا پدر اینها را بیامرزد که اینها به این چیزها علاقه دارند بعضیها به موضوعاتی علاقه دارند که آن موضوعات روز به روز آنها را از خودشان دور میکند.@رشتههایی را انتخاب میکنند علاقههای مطالعاتی دارند که روز به روز آنها را از خودشان دورتر میکند و با خودشان غریبهتر میشوند و از خودشان هزاران هزار سال فاصله میگیرند این شخص حتی اگر مذهبی هم باشد باز از خودش فاصله دارد حتی اگر متدین هم باشد باز از خودش فاصله دارد و خطر همینجاست.@لذا اگر یک کسی میخواهد قدر شب قدر را بداند و اصلاً بداند که امشب چه شبی هست و اساساً چه اتفاق و تحولاتی امشب میافتد و من کجای این داستان هستم بدون توجه و شناخت به خودش از قدر نمیتواند بهرهبرداری کند.@ثواب ممکن است ببرد دعا میخواند مثلاً شما فرض بفرمایید امشب دو رکعت نماز خواندید نماز هفت قل هو الله خواندید بعد از نماز عشا، خب در روایت دارد اگر کسی این دو رکعت را بخواند از جایش بلند نمیشود که بعدش هم آن 70 استغفاری که دارد خداوند او و پدر و مادرش را میبخشد.@ولی این کجا تا اینکه انسان جایگاهی در قدر داشته باشد بفهمد شب قدر چی هست درکی از شب قدر داشته باشد بداند حدش اینطور چیزها فقط نیست قیمت خودش دستش باشد.@ما در سالهای گذشته درباره قدر انسان صحبت کردیم موضوع مباحث سال گذشته و سالهای گذشتهمان نقش انسان در تقدیرات بوده و هر چه گفتیم براساس معرفت نفس گفتیم.@اگر کسی خودش را بشناسد چه اتفاقی میافتد یعنی اگر کسی قدر خودش را دانست این جمله خیلی تکاندهنده است از شهید امشب که نسبت به خودت جاهل نباش چون اگر خودت را نشناسی هیچ چیز را نمیشناسی.@دائم دانشگاه و حوزه برو، دانشگاه و حوزه بروی هر موضوعی را بخوانی تا نفهمی که چه کسی هستی آن موضوع یک علم جدایی در ذهن توست نسبت با تو برقرار نمیکند رابطه با تو برقرار نمیکند نمازشب بخوانی حرم، کربلا، زیارت، حج بروی نمیتوانی با آن نسبت برقرار کنی رابطه شخصی انسانی نمیتوانی با آن برقرار کنی.@اگر فهمیدی چه کسی هستی آن موقع میفهمی ماه مبارک یعنی چی شب قدر یعنی چی، چون ماه مبارک و شب قدر براساس مصلحت تو، این تو کیست؟ یک انسان است یک خانم، آقا، دانشمند نیست یک انسان است که بالاتر از اینهاست.@گفتیم که ما پنج تا شأن داریم اینها را که دیگر یادتان نرفته یک شأن جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و یک شأن چی؟ فوق عقلی داریم پنج بخش، گفتیم هر شأن ما یک معشوق دارد شأن جمادی پول و ثروت و اشیاء را میخواهد شأن گیاهی غذا و بچه و رشد و تغذیه و تولیدمثل و هیکل و اندام و به اینطور چیزها مشغول است.@کمالش این هست مثلاً برود ورزشکار بشود قهرمان جهان بشود این فقط در بخش گیاهی است یعنی ارزش دارد ارزش گیاهی است.@یا یک بخش حیوانی داریم که دنبال عشقهای زمینی، نقشهای همسری، نقشهای فرزندی، نقشهای عمویی و عمهای، و خالهای، مادری، پدری و مادربزرگی و پدربزرگی همهاش دنبال اینطور چیزها هست یا رئیس جمهور، وزیر، نماینده مجلس، سردار، مدیرکل، سفیر بشود مقامات چیزهایی که مربوط به دنیاست جنبه حیوانی دارد فعالیت اجتماع، سیاسی بکند این برای این بخش کمالاتش این هست.@یک بخش علمی هم داریم که خنثی است یعنی دانش و اطلاعات است اگر در مراحل پایینتر این دانش را مصرفش کند که دانش حیوانی میشود اگر نه این دانش را در بخش فوق عقلانی و انسانی تعریف کند دانش الهی میشود و نورانیت پیدا میکند این پنج بخش یادتان نرود.@در بخش پنجم هست که ما عاشق میشویم و عاشق کمال مطلق و بینهایت میشویم عاشق الله میشویم و اله ما به معنای حقیقی الله میشود یعنی میگوییم «لا اله اله الله» برای من از من منظور کیست؟ این بخش بخش انسانی، برای من به عنوان یک انسان معشوق و دلبری جز کمال مطلق و بینهایت یعنی الله نیست.@عشق من به الله عشق من به خانواده آسمانیام که خدا من را از آنها آفریده یعنی محمد و آل محمد (علیهم السّلام) من را به آنجا میکشاند من را میکشاند به جایگاه و اصل و ریشه و خانواده خودم، اگر کسی این کشش را ندارد یعنی هنوز خودش را به عنوان یک انسان نمیشناسد و قدر نمیداند قدر خودش را نمیداند.@حالا یک کسی که این را نفهمد صد تا شب قدر هم که بیاید عبادت کند عبادتهایش برای بخشهای پایین است به عنوان انسان در احیا نمیتواند شرکت کند اصلاً احیائی صورت نمیگیرد احیا یعنی زنده نگه داشتن و زندگی کردن.@این یک شب تا صبح را نمیتواند به عنوان یک انسان زندگی کند باز هم یک خانم است باز هم یک آقاست وقتی میگوییم خب حالا شب قدر چه فایدهای دارد؟ میگوید شب اجابت دعاهاست حاجت داریم برویم حاجتمان را بگیریم.@خب حالا حاجتت چیست؟ مشکل اقتصادی دارم مریض هستم مشکل ازدواج و مسائل اجتماعی خانوادگی دارم مسائل علمی دارم مشکلاتم اینهاست.@یعنی به ندرت میشود یک نفر در قدر بیاید و شب قدر در احیا شرکت کند و مشکلش ارتباطش با همسر اصلیاش یعنی خداوند تبارک و تعالی با خانواده اصلیاش یعنی اهل بیت باشد دغدغه آسمان را داشته باشد چون نمیداند کیست فکر میکند این پایینیها است و بنابراین سالهای سال هم که قدر میآید همین است.@علی (علیه السّلام) فرمود: «رب صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الضمأ» بسیاری روزهداران جز گرسنگی و تشنگی چیزی از روزهشان درک نمیکنند نمیدانند این روزه برای چه بوده اصلاً نمیدانند حلال و حرام خدا برای چی هست خدا برای چه بعضی چیزها را حرام میکند بعضی چیزها را حلال کرده بعضی چیزها را واجب کرده.@چرا ماه رمضان به ما میگوید حلالها حرام است چرا در حج میگوید، حج خب خیلی شدیدتر است حرامهایش تا ماه رمضان، آنجا 24 چیز حرام است این همه شدت حرام یعنی چی، چرا؟ چون ماه رمضان ماه عسل بین انسان و الله است، انسان نه این بخشها، این بخشها خیلی از ماه رمضان خوششان نمیآید.@در بخش جمادی میگوید ای بابا کاسبیمان خراب شده ماه رمضان مغازهها بسته است کسب و کار نداریم در بخش گیاهی میگوید ای بابا همهاش میخواستیم بخوریم، نه میتوانیم آب بخوریم نه میتوانیم نان بخوریم همهاش محدود هستیم تشنه و گرسنه و ضعیف هستیم همهاش نق میزند.@در بخش حیوانی میگوید ارتباط نمیتوانم برقرار کنم با جنس مخالف و فعالیت اجتماعی و سیاسی درست و حسابی نمیتوانم انجام بدهم همه جا تعطیل است همه چیز تعطیل است در بخش علمی هم میگوید حس ندارم درس بخوانم دانشگاه و مدسه بروم این چه ماهی است.@ببینید خدا یک تیغ انداخته همه اینها را از ما کنده، برای چه کسی؟ برای تو، چه کسی فقط میتواند این یک ماه فعالیت بکند؟ فقط تو میتوانی فعالیت بکنی این یک ماه ماه عسل توست بقیه را باید قال بگذاری بروی با معشوقت بنشینی زندگی بکنی با آسمان با غیب با خانواده آسمانیات.@ولی وقتی ما این را نفهمیم ماه رمضان را درکی نمیکنیم حج که دیگر بدتر، حالا برایتان میگویم چرا حج، حج دیگر بدتر 24 چیز خدا تیغ گذاشته تراشیده میگوید زن تو هم به تو حرام است ماه رمضان نمیگوید زن تو حرام است میگوید زن و شوهر هستید اما نمیتوانید استفاده جنسی از هم ببرید.@حج نه میگوید تو اصلاً زن نداری شوهر نداری تو اصلاً هیچی، زن کسی نیستی شوهر کسی نیست رابطهها همه قطع است یعنی عریانی صددرصد، خداوند تمام این بخشها را از ما میکَند که تو فقط خودت باشی و خدا.@تو باشی به عنوان روح خدا، نفخهای که از خدا در تو دمیده با خود خدا، یک ارتباط عاشقانه یک ارتباط آنسانه با خداوند تبارک و تعالی مأنوس باشید میگوید من تمام راههای ورودی این چهارتا را بستم راههای انسانیات را باز کردم.@
اینها را بستم تا تو قرآن بخوانی قرآن بخوری دعا بخوری اینها غذاهای تو شد اگر کسی قدر خودش را شناخت نوع ارتباطش با ماه رمضان و دعاها دعاهای قلبی میشود دیگر شخصی میشود ما همیشه وقتی داریم دعا میکنیم مثلاً دعای افتتاح عزیزمان خواند که از دعای جوشن همه خیلی مهمتر است.@بعضی از عزیزان گفتند چرا جوشن نخواندیم افتتاح خواندیم افتتاح خیلی سطحش بالاتر از ارتباط جوشن کبیر هست جوشن کبیر را شما همیشه میتوانید بخوانید دارید مخصوص ماه رمضان هم نیست افتتاح میوه است افتتاح آن محصولی هست که شما باید از دل جوشن کبیر در بیاورید میوه دارد دست شما میدهد.@دعاها را که ما میخوانیم از قول خدا و معصوم میخوانیم تا وقتی که ما از قول خدا و معصوم دعا میخوانیم پس نمیفهمیم چه کسی هستیم.@میگوییم گفتند اینها را بخوانید این قرآن است جلوی ما گذاشتند ماه رمضان گفتند این کلمات را بخوانید ما هم میخوانیم عربی میفهمیم نمیفهمیم فارسیاش هم یکذره میفهمیم اگر تفسیر بخوانیم یا ترجمه، ولی دستور است گفتند بخوانید ثواب دارد.@پس تو خودت نمیخواهی بخوانی برای همین هم وقتی ماه رمضان شروع میکنی به قرآن خواندن دائم ورق میزنی ببینی چند صفحهاش مانده نمیخواهی آن را بخوانی نمیخواهی بخوری اگر ماه رمضان هم نبود این یک جزء را هم نمیخواندی الان ماه رمضان است ماه رمضان باید برویم یک جزء بخوانیم.@پس تو دنبالش نیستی نه تو دنبال نماز هستی و نه تو دنبال دعا هستی اگر آدم فهمید چه کسی هست آن موقع دعاهای ماه رمضان را با زبان خودش میخواند نه با زبان خدا یا زبان معصوم، اینها خواست قلبی خودش است یعنی به عنوان یک انسان، قلب میآید در صحنه ارتباط با الله، قلب میآید در صحنه ارتباط در دعا حالا این قلب است که دعا را میگوید.@دستهایم را نگاه کنید شما وقتی که وارد ارتباط جمادی میشوید قلبتان جلوتر از نیازتان هست وقتی میآیید در مراسم مینشینید میگویند برای چه آمدی؟ میگویی من یک نیاز اقتصادی دارم یک ورشکستگی دارم یک مشکل مالی دارم آن من را اینجا کشانده.@یعنی قلبت مقدم از دعایت است اول این دل وابسته است به این ماده، حالا تو را اینجا میکشاند میگوید اینجا کربلا، امام رضا، حرم، ای خدا من مشکل مالی دارم ای خدا من بدهکاری دارم ای خدا من فقیر هستم نجاتم بده قلبت تو را اینجا میآورد جلوتر از هر چیز دیگر بدن را قلب میکشاند میآورد.@میگویی من اگر خانه بمانم دعایم به اجابت نمیرسد من باید بلند شوم بروم حرمی، حسینیهای، جایی امشب شب قدر است دعا کنم از نفس جمعی این همه مؤمن این همه آدمهای بهشتی استفاده کنم به چی برسم؟ به حاجتم، حاجتم چیست؟ حل مشکل مالی، پس قلبت بود که بدنات را کشید آورد.@یک موقع هست مشکل مشکل بدنی است شخص شفا میخواهد درد دارد مریض دارد ولی باز قلب جلوتر است چون خودش را به عنوان یک گیاه باور کرده من گیاه هستم بدن دارم به این بدن احتیاج دارم باید سالم باشد بدنم را میخواهم دوستش دارم باید تازه و باطراوت و سالم باشد اگر نباشد من نمیتوانم با آن کار کنم.@جلوتر از بدنت قلبت تو را میکشد و میآورد و تو به عنوان یک گیاه وسط دعا مینشینی و میگویی خدایا من را شفا بده.@یک موقع هست نه تو یک نیاز عاطفی، جنسی، حیوانی داری میخواهی ازدواج کنی مشکل پیدا کردی با خانوادهات، پدرت، مادرت، عمو، دایی، خواهر، برادر، درگیر یک رابطهای هستی که الان این رابطه مشکل پیدا کرده و به عنوان یک زن و یک مرد یعنی یک بخش حیوانی مشکل داری.@اما قلبت جلوتر را میکشاند میآورد میگوید بلند شو برو در مسجدی، برو پیش ولیّ خدایی، برو در حرمی، جایی بالأخره دنبال یک نفس بگرد دنبال یک اجابت بگرد که این مشکل تو را حل کند من آمدم شب قدر دعا کنم یک همسر خوب پیدا کنم یا مشکلم با همسرم با بچهام برطرف بشود مشکل فرزندم حل بشود.@باز میبینید قلب جلوتر دارد میآید چون ما خودمان را به عنوان یک حیوان باور کردیم یک موقع هست نه ما خودمان را به عنوان یک عقل میپذیریم یعنی من میخواهم فضاهایی برایم فراهم بشود که بتوانم درس بخوانم پیشرفت کنم اکتشاف کنم اختراع کنم اینجا باز هم قلب تو تو را میکشاند میآورد.@چون تو خودت را به عنوان یک دانشمند باور کردی به عنوان یک مغز، عقل، تشنه علم، تشنه معرفت باور کردی او تو را میکشاند میآورد در مراسم، حرم، دانشگاه، تو را اینطرف و آنطرف میکشاند تا مشکلت حل بشود.@اگر یک کسی خودش را به عنوان یک انسان باور کرد قدر خودش را به عنوان یک انسان دانست وقتی شب قدر از خانه بیرون میزند برای بزرگترین دغدغه اصلی خودش از خانه بیرون میآید یعنی بخش انسانی.@بخش انسانی که لیاقت دارد همه این جوشن کبیر متصف به همه این اسماء باشد، این شوخی است که شما بتوانید متصف به این همه تواناییهای خدا بشوید همه را در روحت داشته باشی همه قدرتهای خدا در نفس تو باشد اینجاست که وقتی شما وارد بهشت میشوید.@انشاءالله همه شما بروید و همه شما هم به حق حضرت زهرا به حق امیرالمؤمنین همه شما انشاءالله این نامه را از خدا دریافت کنید وقتی وارد بهشت میشوید که «من الحی القیوم الذی لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد این خداست «الی الحی القیوم الذی لا یموت» به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد.@اگر انسان یک همچین نامهای را از خدا بگیرد چه شود اگر انسان برسد به مقام حی قیوم لا یموت چه شود ما چون خیلی عادت کردیم این کلمات را خیلی درکش نمیکنیم با حجاب عادت نگاه میکنیم کور میشویم.@40 سال 50 سال زیارت عاشورا میخوانیم و هر 40 ـ 50 سال به امام حسین میگوییم «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من میخواهم به همان درجه و مقامی که تو هستی برسم.@ولی آیا هوسش در ما اتفاق میافتد آیا ما مدرسهای ثبتنام میکنیم زیر نظر یک استادی، جایی ثبتنام میکنیم برویم بگوییم کجا من میتوانم به مقام امام حسین برسم؟ چه کسی میتواند من را به مقام امام حسین برساند؟ جایی هست من را برساند؟ نه.@ما وقتی که میفهمیم جنبه عقلی داریم میگوییم حالا به یکی از رشتههای علم علاقه داریم دنبال دانشگاهش میکردیم رشتهاش میگردیم دو سال سه سال کنکور میخوانیم تا در آن رشته قبول بشویم در آن شهر در آن دانشگاه میگوییم چون علاقه دارم.@یا طرف علاقه فنی و حرفهای و هنری دارد گلسازی، تایپ، رانندگی، سرمهدوزی، مرواریدبافی دارد دوست دارد یا علاقه گیاهی دارد میخواهد برود در یک رشته ورزشی، میکشد یک عمر خودش را تا برود در رشته ورزشی در باشگاه تا آخر عمر هم درگیر در باشگاه است مربوط به بدن است.@یا یک علاقه حیوانی دارد دوست دارد برود سیاستمدار، رئیس جمهور، شورای شهر بشود مقام داشته باشد درجه داشته باشد دنبال موقعیت اجتماعی است دنبال اینکه همه بگویند چه آدم مهمی چه آدم معروفی این فلانی است یک شأن حیوانی ولی میرود و برایش وقت میگذارد و برایش عمر میگذارد.@دهها سال از عمری که میشود با آن یک بینهایت را خرید میگذارد پای اینکه آخر بشود نماینده مجلس، مدیرکل فلان بشود الان ما وقتی که به عنوان بخش انسانی خودمان را شناختیم چقدر شوق در ما ایجاد میشود که من میتوانم به مقام سیدالشهدا برسم.@یعنی من میتوانم به مقام امام زمان برسم؟ اگر من میتوانم هم درجه او باشم چه کسی من را تا آنجا میبرد کدام استاد، مربی، کلاس، درس؟ چه کسی میخواهد من را تا آنجا برساند؟@اگر من میتوانم حی قیوم لا یموت بشوم و خدا به من خطاب کند «من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی لا یموت» الان باید تکلیفم چیست الان این را فهمیدم از فردا صبح باید چکار کنم دوباره همین زندگی، همین سبک زندگی؟ یا نه من بالأخره باید یک فکری برای خودم بکنم.@من یک دانشگاه بزرگی ثبتنامم میکنند لیاقت و توانش را دارم در این دانشگاه من به اندازه اهل بیت تربیت میشوم مَثَل و خلیفه خدا میشوم پس این دیگر دکتری و مهندسی و رئیس جمهوری و اینطور حرفها نیست که تاریخ مصرف دنیایی داشته باشد.@این یک امر جاودانه و ابدی است یک امری است که هم حقیقت دنیایی دارد در دنیا به من خیلی قدرت و شادی و آرامش میدهد چون قوی میشوم همه آخرت و ابدیت من را میسازد حالا الان پیش چه کسی بروم کجا بروم کدام مربی، استاد، دانشگاه، چه کسی میخواهد به این بزرگی من را تربیت کند مربی من کیست؟@اگر این را فهمیدی حالا میدوی دنبال اینکه ماه رمضان فصل این کار است دعاهایش برای این کار است احیاهایش برای این کار است پس این دعاها چه میگویند، آن موقع هست که تو میآیی به عنوان یک آدم با دعا ارتباط برقرار میکنی دیگر کاری نداری این زبان چه کسی خوانده، میگویی من افتتاح را که داری میخوانی از زبان خودت میخوانی خیلی فرق دارد.@وقتی داری میگویی «الحمدلله» تو دیگر به عنوان یک انسان میگویی «الحمدلله» این را دیگر در اردوی اسماءالله و اردوهای عیدانه هر سالمان اینها را توضیح دادیم امسال اردومان کلاً «الحمدلله» بود.@میگویی «الحمدلله» تو میگویی «الحمدلله»، نه اینکه بگویی اینجا نوشته «الحمدلله» قرآن گفتند بگو «الحمدلله»، ما هم همین، در نماز گفتن بگو «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، خب بله این را گفتند ولی وقتی میگوید خدا با زبان تو حرف زده.@میگوید تو به عنوان یک انسان نه به عنوان یک دانشمند، حیوان، یک خانم و آقا، نه به عنوان یک گیاه، تو تویی که از جنس من هستی تویی که از جنس محمد و آل محمد هستی تو اینطوری حرف بزن با من، این خواستهها را داشته باشد این درخواستها را داشته باش.@خیلی فرق میکند 50 سال یک زن و مرد نماز بخوانند یا یک انسان نماز بخواند نمازی که یک انسان میخواند دو رکعت اگر بخواند بهشت بر او واجب میشود ولی نمازی که یک زن و مرد بخوانند 50 سال هم بخوانند حضرت فرمود فقط از خدا دورشان میکند.@آدم اگر نماز بخواند یک چیز دیگر است آدم اگر احیا بگیرد یک چیز دیگر است آدم اگر وارد ماه رمضان بشود یک داستان دیگر است آدم اگر احیا بگیرد دعاهای ماه مبارک را بخواند زمین تا آسمان اینها با همدیگر فرق دارد.@شما وقتی که مفاتیح را باز میکنی به عنوان یک آدم کلمات با دلت چهها میکنند تکتک این سفرهها، تکتک این دعاها، تکتک این اسمائی که شما در جوشن کبیر میخوانید از تو دل میبرد مستت میکند.@لذا شما وقتی که به عنوان یک انسان نماز میخوانی دعا میکنی ماه رمضان میآیی همانطور که وقتی داری برای بخشهای پایینیات میخوانی این قلب تو تپش دارد این وجود تو اشک دارد.@آن موقع که داری برای اصل و حقیقت خودت دعا میکنی تپش قلب داری خواسته داری خدا میداند تو داری راست میگویی خدا میداند که تو واقعاً داری میسوزی و میخواهی.@میداند خواسته توست رسیدن به این، وقتی میگویی «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» امام حسین میگوید بچهام راست میگوید این میخواهد مثل من بشود بچهام واقعاً میخواهد به اینجا برسد.@چطور وقتی داری میگویی خدایا کنکور قبولم کن همه فرشتهها میگویند راست میگوید این میخواهد کنکور قبول بشود چطور وقتی میگویی زن میخواهم شوهر میخواهم همه فرشتهها، خدا، انبیاء، میگویند این که الان میگوید زن میخواهم شوهر میخواهم راست میگوید میخواهد.@چطور وقتی که میگویی پول میخواهم شفا میخواهم همه قلبت کاملاً صادق است همه هم صدق تو را تأیید میکنند اما اگر یک بار گفتی میخواهم بشوم مثل تو ای امام زمان، میخواهم به مقام تو برسم.@و دعاهای افتتاح و جوشن کبیر و دعاهای دیگر را میخوانی اگر یک موقعی خدا، اهل بیت، ملائکه گفتند بچهام راست میگوید این آدم دارد راست میگوید از صمیم قلبش میخواهد به این برسد تولدت مبارک به عنوان یک انسان تازه تو وارد قدر میشوی تازه تو قدر شب قدر را میدانی.@تازه تو ماه رمضانی شدی و تازه تو به عنوان یک انسان متولد و متبلور میشوی به شرطی که بدانی چه کسی هستی و با بخش انسانیات وارد میکده خدا بشوی وارد یک حسینیه یک حرم یک مسجد بشوی حالا به عنوان یک انسان دستت را ببر یک قرآن را بردار.@به عنوان یک انسان دستت را ببر یک مفاتیح را بلند کن بیاور به عنوان یک انسان سر سفره بنشین در حسینیه این قرآن و مفاتیح را باز کن و به عنوان یک انسان شروع کن به خواندن و خوردن آن موقع هست که همه چیز خیلی فرق میکند خیلی مبارک است.@آن موقع است که یک شب تو «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» یک شب تو از هزار ماه بهتر است یک شب عاشقانه، یک شب عاشقانه بهتر از هزار ماه است خیلی برای ما کار میکند به این حواسمان باشد.@انشاءالله ساعت بعد بیشتر در این رابطه میخواهم توضیح بدهم که انشاءالله بتوانیم یواش یواش برای شبهای دیگر وارد نتیجه بشویم و از این دو سه شب یک میوه قدری به حول و قوه الهی برداشت کنیم.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@